از همین روی هم دشمنان، جریانهای ویرانگر فمنیستی که فطرت سالم زن را تغییر و تحریف میکنند برای زنان، زیبا جلوه دادند و اقدام به مغزشویی آنان کردند تا جایی که ایشان را با صفات مردانه مسخ کردند طوری که دیگر به راحتی زن را نمیشناسیم! چنانکه زن به گونهای منحرف شده که دوست دارد از خانه بیرون برود و کار کند و خواستار برابری با مردان و حضور یافتن در بین آنها در هر میدان و تخصصی شده است و همچنین از فکرِ در خانه ماندن متنفر است و آن را زندانی برای خود میبیند و اگر او را نصیحتی کنیم لجبازی و خودبرتربینی و تکبر در پیش میگیرد و بهانهاش اینست که در خانه ماندنش ظلم و ستم به او است!
واقعا تاسفبار است.
ما باید زنان مسلمان را از باتلاق بدبوی فمنیسم نجات دهیم و با نرمش و مهربانی به آنان کمک کنیم که دوباره شایستگیشان را برای انجام وظیفهی اساسیای که بخاطرش آفریده شدهاند به دست بیاورند. سپس وظیفه داریم زنان را از دنبالهروی کردن جریان پُر زرق و برق فمنیسم بر حذر داریم که - به ادعای فمنیستها - سراسر خیر و رحمت برای زن است اما در باطن، دربردارندهی زهری پلید و کشنده است و نیز با ارزشها و ثوابت اسلامی ما تعارض دارد.
ما باید همیشه در کمین چنین جریانهای ویرانگری باشیم و در حد توان به انتشار آگاهی بپردازیم تا آنها را به بنبست بکشانیم و تا زنان مسلمان بدانند که بزرگداشت حقیقی آنان در حفظ حقوق کامل ایشان و قدردانی از نقش منحصر به فرد و مهم زنان در خانواده و جامعه نهفته است و باید شدیدا تلاش کنیم که اقدامات ما برای رعایت عدالت با زنان، سازگار با فطرت سلیم ایشان و ارزشهای اصیلمان باشد تا بتوانیم آرامش و آسایش را برای زنان فراهم کنیم و بکوشیم نقش اصیل و زن بودن بینظیر آنان را نزدشان دوستداشتنی کنیم.
✍️ نویسنده: خانم شام محمود
📰 ترجمه و نشر در: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/45xouZD
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
واقعا تاسفبار است.
ما باید زنان مسلمان را از باتلاق بدبوی فمنیسم نجات دهیم و با نرمش و مهربانی به آنان کمک کنیم که دوباره شایستگیشان را برای انجام وظیفهی اساسیای که بخاطرش آفریده شدهاند به دست بیاورند. سپس وظیفه داریم زنان را از دنبالهروی کردن جریان پُر زرق و برق فمنیسم بر حذر داریم که - به ادعای فمنیستها - سراسر خیر و رحمت برای زن است اما در باطن، دربردارندهی زهری پلید و کشنده است و نیز با ارزشها و ثوابت اسلامی ما تعارض دارد.
ما باید همیشه در کمین چنین جریانهای ویرانگری باشیم و در حد توان به انتشار آگاهی بپردازیم تا آنها را به بنبست بکشانیم و تا زنان مسلمان بدانند که بزرگداشت حقیقی آنان در حفظ حقوق کامل ایشان و قدردانی از نقش منحصر به فرد و مهم زنان در خانواده و جامعه نهفته است و باید شدیدا تلاش کنیم که اقدامات ما برای رعایت عدالت با زنان، سازگار با فطرت سلیم ایشان و ارزشهای اصیلمان باشد تا بتوانیم آرامش و آسایش را برای زنان فراهم کنیم و بکوشیم نقش اصیل و زن بودن بینظیر آنان را نزدشان دوستداشتنی کنیم.
bit.ly/45xouZD
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👍9
نقدی بر گفتمان انسانمحوری جدا از دین
در فضای فکری معاصر، مفهوم «انسانیت» به عنوان معیاری نهایی برای اخلاق و رفتار شایسته تبلیغ میشود؛ مفهومی که ریشه در تاریخ و فلسفه غرب دارد و اغلب در تقابل یا استقلال از دین تعریف میگردد. این نوشتار به اختصار در پی واکاوی خاستگاه این ایده و نقد ادعای استقلال اخلاق از دین است و در مقابل، مفهوم اصیل و جامع «احسان» در اسلام را به عنوان جایگزینی الهی و کامل ارائه میدهد.
مفهوم «انسانیت» و نسبت آن با دین
موضوع «انسانیت» که اخیراً در گفتمانهای روشنفکری پررنگ شده، ریشه در جریانهای فکری اروپایی مانند اومانیسم عصر رنسانس و روشنگری دارد که در واکنش به حاکمیت مطلق و بعضاً تحریفشده کلیسا شکل گرفت. در این نگاه، «انسانیت» بهعنوان یک ایدئولوژی مستقل و گاه جایگزین دین مطرح شد، گویی که در کنار سایر ادیان، «دین انسانیت» نیز وجود دارد.
متأسفانه این مفهوم، بدون توجه به خاستگاه تاریخی و فلسفی خود و مبانی سکولارش، به شکلی ناقص و ناسازگار وارد گفتمان برخی از متدینان شده است. شاهد این ادعا، جملات آشنا اما مشکلسازی است همچون: «نماز و روزه و حج داشته باشی، اما اگر انسانیت نداشته باشی، دیندار واقعی نیستی! یا این موارد را نداشته باشی مشکلی نیست مهم انسانیت است!» این سخن، هرچند به ظاهر بر اهمیت اخلاق تأکید دارد، اما دارای دو اشکال بنیادین است:
اولاً: خود «انسانیت» مفهومی مورد نزاع و فاقد تعریف دقیق است. معیارهای «انسانیت» نزد مکاتب و افراد مختلف، متفاوت و حتی متعارض است و برای کسی که به خدا ایمان ندارد، استدلال برای اخلاق عینی و حتی اعتماد به عقل دشوار میشود. مشکل تا جایی پیش میرود که تکاملباوری مرز میان انسان و حیوانات را خط میزند و دیگر جاندار ویژهای بهنام انسان وجود نخواهد داشت تا «انسانیت» به آن تکیه دهد! در این حال، انسان همان «پسماندۀ شیمیایی» است که استیون هاوکینگ میگفت و کرامتی ایجاب نمیکند.
ثانیاً: این جمله، «انسانیت» را در تقابلی کاذب با ارکان دین قرار میدهد، حال آنکه در نگاه اسلامی، فضایل اخلاقی مانند عدالت، ایثار، مهربانی، گذشت و...، خود جزیی جداییناپذیر از دین و ریشهگرفته از تعالیم انبیاء (علیهمالسلام) هستند. دین اسلام از آغاز تاکنون، برنامهای جامع برای تمام عرصههای زندگی فردی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی ارائه داده و نیازی به الحاق مفاهیم بیپایهای مانند «انسانیتِ مستقل از دین» ندارد.
«احسان» در اسلام؛ پاسخ اصیل به ادعای «انسانیت»
اسلام به جای مفهوم مبهم «انسانیت»، از اصل عمیقتر و جامعتری به نام «احسان» سخن میگوید. پیامبراکرمﷺ «احسان» را به عنوان یکی از ارکان سهگانه دین -در کنار ایمان و اسلام- معرفی میفرمایند: «اینکه خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، قطعاً او تو را میبیند.» [صحیح بخاری، ج1، ص19ح50؛ صحیح مسلم، ج1، ص39، ح9].
نکته کلیدی اینجاست که احسان، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه سطحی متعالی از دینداری است که تمام اعمال فردی و اجتماعی را دربر میگیرد و بر پایه خداباوری و احساس مسئولیت در پیشگاه الهی استوار است. بسیاری از بزرگان، عرفان اصیل اسلامی را نیز ذیل همین مفهوم تعریف کردهاند. بنابراین، آنچه امروز به نام «انسانیت» تبلیغ میشود، در واقع بخشی از مصادیق «احسان» در تعالیم اسلامی است، با این تفاوت بنیادین که احسان، اخلاق را در چارچوبی الهی و مبتنی بر عبودیت تعریف میکند، نه بر پایه خواست و تشخیص ناپایدار بشری.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
در فضای فکری معاصر، مفهوم «انسانیت» به عنوان معیاری نهایی برای اخلاق و رفتار شایسته تبلیغ میشود؛ مفهومی که ریشه در تاریخ و فلسفه غرب دارد و اغلب در تقابل یا استقلال از دین تعریف میگردد. این نوشتار به اختصار در پی واکاوی خاستگاه این ایده و نقد ادعای استقلال اخلاق از دین است و در مقابل، مفهوم اصیل و جامع «احسان» در اسلام را به عنوان جایگزینی الهی و کامل ارائه میدهد.
مفهوم «انسانیت» و نسبت آن با دین
موضوع «انسانیت» که اخیراً در گفتمانهای روشنفکری پررنگ شده، ریشه در جریانهای فکری اروپایی مانند اومانیسم عصر رنسانس و روشنگری دارد که در واکنش به حاکمیت مطلق و بعضاً تحریفشده کلیسا شکل گرفت. در این نگاه، «انسانیت» بهعنوان یک ایدئولوژی مستقل و گاه جایگزین دین مطرح شد، گویی که در کنار سایر ادیان، «دین انسانیت» نیز وجود دارد.
متأسفانه این مفهوم، بدون توجه به خاستگاه تاریخی و فلسفی خود و مبانی سکولارش، به شکلی ناقص و ناسازگار وارد گفتمان برخی از متدینان شده است. شاهد این ادعا، جملات آشنا اما مشکلسازی است همچون: «نماز و روزه و حج داشته باشی، اما اگر انسانیت نداشته باشی، دیندار واقعی نیستی! یا این موارد را نداشته باشی مشکلی نیست مهم انسانیت است!» این سخن، هرچند به ظاهر بر اهمیت اخلاق تأکید دارد، اما دارای دو اشکال بنیادین است:
اولاً: خود «انسانیت» مفهومی مورد نزاع و فاقد تعریف دقیق است. معیارهای «انسانیت» نزد مکاتب و افراد مختلف، متفاوت و حتی متعارض است و برای کسی که به خدا ایمان ندارد، استدلال برای اخلاق عینی و حتی اعتماد به عقل دشوار میشود. مشکل تا جایی پیش میرود که تکاملباوری مرز میان انسان و حیوانات را خط میزند و دیگر جاندار ویژهای بهنام انسان وجود نخواهد داشت تا «انسانیت» به آن تکیه دهد! در این حال، انسان همان «پسماندۀ شیمیایی» است که استیون هاوکینگ میگفت و کرامتی ایجاب نمیکند.
ثانیاً: این جمله، «انسانیت» را در تقابلی کاذب با ارکان دین قرار میدهد، حال آنکه در نگاه اسلامی، فضایل اخلاقی مانند عدالت، ایثار، مهربانی، گذشت و...، خود جزیی جداییناپذیر از دین و ریشهگرفته از تعالیم انبیاء (علیهمالسلام) هستند. دین اسلام از آغاز تاکنون، برنامهای جامع برای تمام عرصههای زندگی فردی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی ارائه داده و نیازی به الحاق مفاهیم بیپایهای مانند «انسانیتِ مستقل از دین» ندارد.
«احسان» در اسلام؛ پاسخ اصیل به ادعای «انسانیت»
اسلام به جای مفهوم مبهم «انسانیت»، از اصل عمیقتر و جامعتری به نام «احسان» سخن میگوید. پیامبراکرمﷺ «احسان» را به عنوان یکی از ارکان سهگانه دین -در کنار ایمان و اسلام- معرفی میفرمایند: «اینکه خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، قطعاً او تو را میبیند.» [صحیح بخاری، ج1، ص19ح50؛ صحیح مسلم، ج1، ص39، ح9].
نکته کلیدی اینجاست که احسان، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه سطحی متعالی از دینداری است که تمام اعمال فردی و اجتماعی را دربر میگیرد و بر پایه خداباوری و احساس مسئولیت در پیشگاه الهی استوار است. بسیاری از بزرگان، عرفان اصیل اسلامی را نیز ذیل همین مفهوم تعریف کردهاند. بنابراین، آنچه امروز به نام «انسانیت» تبلیغ میشود، در واقع بخشی از مصادیق «احسان» در تعالیم اسلامی است، با این تفاوت بنیادین که احسان، اخلاق را در چارچوبی الهی و مبتنی بر عبودیت تعریف میکند، نه بر پایه خواست و تشخیص ناپایدار بشری.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👍3🔥2
تقابل نادرست دین و انسانیت و پیامدهای آن
ادعای استقلال «انسانیت» از دین، هرچند ممکن است در نگاه سطحی جذاب به نظر رسد، اما دارای سه مشکل اساسی است:
أ) نسبیت اخلاقی: در غیاب دین و وحی، معیار ثابت و جهانشمولی برای تعریف «خوب» و «بد» وجود ندارد و «انسانیت» به سلیقه افراد، جوامع و حکومتها تبدیل میشود. آنچه امروز «انسانیت» خوانده میشود، ممکن است فردا به نام «پیشرفت» نقض شود.
ب) ریشههای الحادی: این اندیشه بهطور مستقیم متأثر از «اومانیسم» است که محوریت جهان را از خدا سلب کرده و آن را به انسان میدهد. در این مکتب، انسان معیار و مدار همه چیز است.
پ) تعارض با خدامحوری: اسلام بر محوریت خدا در همه عرصهها (اخلاق، قانونگذاری، حاکمیت) تأکید دارد، در حالی که اومانیسم انسان را جایگزین خدا میکند. پذیرش «انسانیتِ مستقل از دین»، نرمترین راه برای ترویج سکولاریسم و جداکردن دین از زندگی است.
در نهایت، آنچه به نام «انسانیت» مستقل از دین عرضه میشود، نهتنها کمکی به تعالی اخلاقی جامعه نمیکند، بلکه با ترویج نسبیگرایی اخلاقی و مبانی سکولار، به تدریج بنیانهای ارزشی جامعه را سست میکند.
در مقابل، مفهوم «احسان» در اسلام، با حفظ اصالت الهی و قراردادن اخلاق در چارچوب عبادت آگاهانه پروردگار، تضمینی پایدار برای فضیلتهای انسانی است. وظیفه دعوتگران دینی است که به جای تکرار مفاهیم مبهم و وارداتی، این گوهر اصیل اسلامی را تبیین و به جامعه معرفی نمایند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
ادعای استقلال «انسانیت» از دین، هرچند ممکن است در نگاه سطحی جذاب به نظر رسد، اما دارای سه مشکل اساسی است:
أ) نسبیت اخلاقی: در غیاب دین و وحی، معیار ثابت و جهانشمولی برای تعریف «خوب» و «بد» وجود ندارد و «انسانیت» به سلیقه افراد، جوامع و حکومتها تبدیل میشود. آنچه امروز «انسانیت» خوانده میشود، ممکن است فردا به نام «پیشرفت» نقض شود.
ب) ریشههای الحادی: این اندیشه بهطور مستقیم متأثر از «اومانیسم» است که محوریت جهان را از خدا سلب کرده و آن را به انسان میدهد. در این مکتب، انسان معیار و مدار همه چیز است.
پ) تعارض با خدامحوری: اسلام بر محوریت خدا در همه عرصهها (اخلاق، قانونگذاری، حاکمیت) تأکید دارد، در حالی که اومانیسم انسان را جایگزین خدا میکند. پذیرش «انسانیتِ مستقل از دین»، نرمترین راه برای ترویج سکولاریسم و جداکردن دین از زندگی است.
در نهایت، آنچه به نام «انسانیت» مستقل از دین عرضه میشود، نهتنها کمکی به تعالی اخلاقی جامعه نمیکند، بلکه با ترویج نسبیگرایی اخلاقی و مبانی سکولار، به تدریج بنیانهای ارزشی جامعه را سست میکند.
در مقابل، مفهوم «احسان» در اسلام، با حفظ اصالت الهی و قراردادن اخلاق در چارچوب عبادت آگاهانه پروردگار، تضمینی پایدار برای فضیلتهای انسانی است. وظیفه دعوتگران دینی است که به جای تکرار مفاهیم مبهم و وارداتی، این گوهر اصیل اسلامی را تبیین و به جامعه معرفی نمایند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👍7
🔹سازمان انرژی آمریکا: «در بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۸، تعداد ۱۳۸۵۸ نفر در ایالت متحده در اثر حملات تروریستی جان باختند و دوسوم این حملات یعنی۷۴ درصد آن توسط گروهکهای تروریستی چپی (کمونیست) رخ داده است».
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71❤11
🔹 مولود مامری، نویسنده الجزایری:
استعمار (فرانسه) به ما آزادی نداد بلکه ما را محدود کرد؛ پیشرفت به بار نیاورد بلکه ارمغانش ظلم بود تعالی بخش نبود بلکه ناامیدی آورد و ما را عقیم کرد. استعمار تفرقه آورد و ما را منزوی ساخت.
Mouloud Mammeri, Lettre à Jean Sénac, janvier 1957
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
استعمار (فرانسه) به ما آزادی نداد بلکه ما را محدود کرد؛ پیشرفت به بار نیاورد بلکه ارمغانش ظلم بود تعالی بخش نبود بلکه ناامیدی آورد و ما را عقیم کرد. استعمار تفرقه آورد و ما را منزوی ساخت.
Mouloud Mammeri, Lettre à Jean Sénac, janvier 1957
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍104❤21🔥12👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از فرمان خونین تورات تا جنایات غزه؛ نتانیاهو با یاد عمالیق، قتلعام را موجه جلوه میدهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤79👍23🔥12
▪️بزرگترین پرسش روزگار ما، نه کمونیسم در برابر فردگرایی است، و نه اروپا در برابر آمریکا و نه حتی شرق دربرابر غرب؛ بزرگترین پرسش این است که آیا انسانها میتوانند زندگیِ بدون خدا را تاب بیاورند؟ دین عمیقتر از فلسفه بود و اینها را رد میکرد که ریشههای سعادت بشر را در زمین بجوید؛ دین امیدهای انسان را در جایی مستقر میکند که معرفت هرگز نمیتواند به آن دست پیدا کند: یعنی فراسوی قبر.
📖 ویل دورانت، دربارۀ معنای زندگی، ص۴۷.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📖 ویل دورانت، دربارۀ معنای زندگی، ص۴۷.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤103👍27
جهانیشدن زیبایی.pdf
484.4 KB
📚 عنوان مقاله: جهانیشدن زیبایی
✍️ نویسنده: لیلی العصیلی
📝 مترجم: فریبا کریمنژاد
📄 تعداد صفحات: 25
#️⃣ بازبینی و نشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/4mIgdrS
#معرفی_مقاله
این نوشتار به بررسی پدیده «جهانیشدن زیبایی» و تأثیرات آن بر زنان و جوامع میپردازد. نویسنده خانم لیلی العصیلی- کارشناس ارشد اصول تربیت- با اشاره به فطری بودن علاقه به زیبایی، روند یکسانسازی معیارهای زیبایی تحت تأثیر فرهنگ غربی و رسانهها را واکاوی میکند. وی تأثیرات منفی این پدیده را در ابعاد روانی، اجتماعی، سلامتی و اقتصادی بررسی کرده و در مقابل، بر لزوم بازتعریف زیبایی بر اساس ارزشهای دینی و انسانی تأکید میورزد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️ نویسنده: لیلی العصیلی
📝 مترجم: فریبا کریمنژاد
📄 تعداد صفحات: 25
#️⃣ بازبینی و نشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/4mIgdrS
#معرفی_مقاله
این نوشتار به بررسی پدیده «جهانیشدن زیبایی» و تأثیرات آن بر زنان و جوامع میپردازد. نویسنده خانم لیلی العصیلی- کارشناس ارشد اصول تربیت- با اشاره به فطری بودن علاقه به زیبایی، روند یکسانسازی معیارهای زیبایی تحت تأثیر فرهنگ غربی و رسانهها را واکاوی میکند. وی تأثیرات منفی این پدیده را در ابعاد روانی، اجتماعی، سلامتی و اقتصادی بررسی کرده و در مقابل، بر لزوم بازتعریف زیبایی بر اساس ارزشهای دینی و انسانی تأکید میورزد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤71👍9
بسم اللّه الرحمن الرحیم
إنا لله وإنا إلیه راجعون
با نهایت اندوه و تأثر، خبر جانباختن جمع زیادی از برادران و خواهران مسلمانمان در حادثه دلخراش زلزله شرق افغانستان را دریافت کردیم.
در این مصیبت عظیم، مراتب همدردی و تسلیت عمیق خود را به خانوادههای داغدار و مردم عزیز افغانستان تقدیم میکنیم. از اللّه سبحانه و تعالی برای درگذشتگان رحمت و مغفرت واسعه، و برای مجروحان شفای عاجل و کامل مسألت مینماییم. همچنین از پروردگار رحیم میخواهیم که به بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید و این سرزمین عزیز را از هرگونه بلا و مصیبت محفوظ بدارد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
إنا لله وإنا إلیه راجعون
با نهایت اندوه و تأثر، خبر جانباختن جمع زیادی از برادران و خواهران مسلمانمان در حادثه دلخراش زلزله شرق افغانستان را دریافت کردیم.
در این مصیبت عظیم، مراتب همدردی و تسلیت عمیق خود را به خانوادههای داغدار و مردم عزیز افغانستان تقدیم میکنیم. از اللّه سبحانه و تعالی برای درگذشتگان رحمت و مغفرت واسعه، و برای مجروحان شفای عاجل و کامل مسألت مینماییم. همچنین از پروردگار رحیم میخواهیم که به بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید و این سرزمین عزیز را از هرگونه بلا و مصیبت محفوظ بدارد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤347👍25🔥11
لكنت دونویی میگوید:
📚مصير الانسان، صص ۲۲۶-۲۲۷.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
«ذکاوت در ذات خود اگر از ادراک حسی و یا عقلی ارزشهای اخلاقی پیروی نکند، خطرناک میشود و نه تنها به مادیت گرایش پیدا میکند بلکه به کارهای زشت و ناپسند نیز میگراید و این کتاب قبل از اختراع بمب اتم نوشته شده است و آنچه ما میگوییم را به طور واضح بیان میکند. عموم مردم دریافتند پیروزی بزرگ علم، آرامش انسانی را تماماً به چالش کشیده است؛ آنگاه ملت متمدن دریافت که تنها چیزی که میتواند این تهدید را از او دفع کند اتحاد اخلاقی است. وقت کوتاه بود، در نتیجه هیچ راهی برای حمایت نیافتیم مگر به واسطهی توافقنامههای مکتوب و همه میدانند که توافقنامهها هیچ ارزش و اعتباری ندارند مگر به نسبت انسانی که ذیل آن را امضا کرده باشد و اگر این انسان شخص، مخلص و درستکاری نباشد و اگر نمایندهی ملتی که به سخن وی احترام میگذارند نباشد، هیچ معنا و مفهومی ندارد. برای اولین بار در تاریخ بشر چالش میان ذکاوت محض و ارزشهای اخلاقی به مسئلهی مرگ و زندگی تبدیل شده است و تمام آرزوهای ما این است که انسانیت از این ضرب المثل مستفید شود ولی از بخت بد ما از این امر مطمئن نیستیم.»
📚مصير الانسان، صص ۲۲۶-۲۲۷.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤67👍17
بسیاری از انحرافات معاصر در حوزههای اعتقادی، فکری و فرهنگی در حقیقت به مشکل در شناخت و علم بر نمیگردند و مربوط به خود شبهات نیستند، بلکه محرکهای دیگری در پشت صحنه هستند که در شکلگیری بسیاری از باورها و تصورات انحرافآمیز نقش ایفا میکنند. کسی که در بسیاری از انحرافات فکری این زمان تأمل کند، در مییابد که برآمده از ترکیب سلطۀ الگوی فرهنگی بیگانه و تسلیم ضعیف در برابر الله (سبحانه وتعالی) و پیغمبرش (صلی الله علیه وسلم) است.
📖 عبدالله عجیری، ينبوع الغواية الفكرية
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤62👍12🔥2
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِكْ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِينَ
نقدی بر نفاق مبانی دروغین و استعمارگرانه غرب در قبال نسلکشی در غزه
جهان امروز شاهد یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ معاصر است. در حالی که مردم بیدفاع غزه زیر باران آتش و آهن قرار دارند، تمدن غرب که خود را داعیهدار ارزشهای والای انسانی میداند، در آزمونی بزرگ، نقابی از چهره برداشته و نفاق عمیق خود را آشکار ساخته است. این متن، نقدی است بر این دوگانگی و استانداردهای دوگانهای که در قبال فاجعه غزه به نمایش گذاشته شده است.
۱. نفاق در ادعای دموکراسی
غرب، خود را پرچمدار دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش معرفی میکند. اما در برابر کشتار دهها هزار انسان بیگناه در غزه، که بخش اعظم آنان زنان و کودکان هستند، نه تنها سکوت کرده، بلکه با حمایتهای نظامی و سیاسی، عملاً به شریک جرم بدل شده است.
پرسش بنیادین: آیا دموکراسی، به معنای حمایت از رژیمی است که بیمارستانها، مدارس و پناهگاهها را بمباران میکند؟ آیا میتوان از نظامی پشتیبانی کرد که کودکان را زیر آوار خانههایشان زنده به گور میکند و آن را “دفاع مشروع” نامید؟
بیتوجهی به صدای ملتها: دولتهای غربی که ادعای احترام به رأی و نظر شهروندان خود را دارند، چگونه صدای میلیونها معترض در خیابانهای لندن، پاریس، واشنگتن و برلین را نادیده میگیرند؟ این مردم با وجدانهای بیدار، فریاد “آتشبس فوری” سر میدهند، اما دولتهایشان همچنان به ارسال سلاح برای تداوم کشتار اصرار میورزند. این شکاف عمیق میان ملتها و دولتها، بحران مشروعیت دموکراسی غربی را به نمایش میگذارد.
۲. نفاق در لوای حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر، که قرار بود مرهمی بر زخمهای بشریت باشد، در آزمون غزه به متنی بیاثر بدل شده است.
محاصره غیرانسانی: ماده ۲۵ این اعلامیه حق حیات، خوراک، مسکن و مراقبتهای طبی را برای همگان به رسمیت میشناسد. این حقوق کجایند وقتی بیش از دو میلیون انسان در غزه از دسترسی به آب آشامیدنی، غذا، دارو و برق محروم شدهاند؟
سکوت سازمانهای بینالمللی: دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)، عالیترین مرجع قضایی سازمان ملل، حکم به وجود “احتمال وقوع نسلکشی” داده و اقدامات تامینی فوری را الزامی دانسته است. با این حال، حامیان غربی رژیم صهیونیستی نه تنها به این حکم بیاعتنایی کرده، بلکه حمایت تسلیحاتی خود را افزایش دادهاند. این اقدام، تمسخر آشکار نهادهای بینالمللی و اوج نفاق است. مقایسه این بیتفاوتی با واکنش سریع و همهجانبه غرب در قبال بحران اوکراین، استاندارد دوگانه را به وضوح نشان میدهد.
۳. نفاق در مفهوم آزادی بیان
غرب همواره خود را مهد آزادی بیان و رسانههای آزاد معرفی کرده است، اما در مسئله فلسطین، این ادعا رنگ باخته است.
سانسور سیستماتیک: رسانههای جریان اصلی غرب، روایت خبرنگاران فلسطینی را که در خط مقدم جنایت حضور دارند، به طور گسترده سانسور میکنند. شهادت بیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه، که بزرگترین کشتار اصحاب رسانه در تاریخ است، نتوانسته روایت یکجانبه و جانبدارانه این رسانهها را تغییر دهد.
سرکوب در مراکز آکادمیک: در دانشگاههای آمریکا و اروپا، دانشجویان و اساتیدی که در حمایت از فلسطین و نقد جنایات جنگی تجمع یا سخنرانی میکنند، با بازداشت، تعلیق و اخراج مواجه میشوند. آیا این همان آزادی بیانی است که غرب به آن میبالد یا این آزادی تنها تا جایی معتبر است که منافع قدرتهای حاکم را به چالش نکشد؟
۴. نفاق در اجرای قوانین بینالملل
نظام حقوقی بینالملل، از جمله کنوانسیونهای ژنو که برای محافظت از غیرنظامیان در زمان جنگ تدوین شده، در غزه به طور کامل نقض شده است.
جنایات جنگی آشکار: هدف قرار دادن عامدانه بیمارستانها، آمبولانسها، مدارس تحت مدیریت سازمان ملل (UNRWA) و کاروانهای کمکهای بشردوستانه، طبق تمامی موازین حقوقی، جنایت جنگی محسوب میشود.
عدم پاسخگویی: در حالی که غرب برای پروندههای به مراتب کوچکتر، خواستار اعمال شدیدترین تحریمها و پیگردهای قضایی میشود، در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی، نه تنها تحریمی وضع نمیکند، بلکه با وتوی قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت، مانع از هرگونه اقدام بازدارنده میشود. این رفتار نشان میدهد “حاکمیت قانون” (Rule of Law) تنها ابزاری برای فشار بر رقباست، نه یک اصل جهانشمول.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِكْ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِينَ
نقدی بر نفاق مبانی دروغین و استعمارگرانه غرب در قبال نسلکشی در غزه
جهان امروز شاهد یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ معاصر است. در حالی که مردم بیدفاع غزه زیر باران آتش و آهن قرار دارند، تمدن غرب که خود را داعیهدار ارزشهای والای انسانی میداند، در آزمونی بزرگ، نقابی از چهره برداشته و نفاق عمیق خود را آشکار ساخته است. این متن، نقدی است بر این دوگانگی و استانداردهای دوگانهای که در قبال فاجعه غزه به نمایش گذاشته شده است.
۱. نفاق در ادعای دموکراسی
غرب، خود را پرچمدار دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش معرفی میکند. اما در برابر کشتار دهها هزار انسان بیگناه در غزه، که بخش اعظم آنان زنان و کودکان هستند، نه تنها سکوت کرده، بلکه با حمایتهای نظامی و سیاسی، عملاً به شریک جرم بدل شده است.
پرسش بنیادین: آیا دموکراسی، به معنای حمایت از رژیمی است که بیمارستانها، مدارس و پناهگاهها را بمباران میکند؟ آیا میتوان از نظامی پشتیبانی کرد که کودکان را زیر آوار خانههایشان زنده به گور میکند و آن را “دفاع مشروع” نامید؟
بیتوجهی به صدای ملتها: دولتهای غربی که ادعای احترام به رأی و نظر شهروندان خود را دارند، چگونه صدای میلیونها معترض در خیابانهای لندن، پاریس، واشنگتن و برلین را نادیده میگیرند؟ این مردم با وجدانهای بیدار، فریاد “آتشبس فوری” سر میدهند، اما دولتهایشان همچنان به ارسال سلاح برای تداوم کشتار اصرار میورزند. این شکاف عمیق میان ملتها و دولتها، بحران مشروعیت دموکراسی غربی را به نمایش میگذارد.
۲. نفاق در لوای حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر، که قرار بود مرهمی بر زخمهای بشریت باشد، در آزمون غزه به متنی بیاثر بدل شده است.
محاصره غیرانسانی: ماده ۲۵ این اعلامیه حق حیات، خوراک، مسکن و مراقبتهای طبی را برای همگان به رسمیت میشناسد. این حقوق کجایند وقتی بیش از دو میلیون انسان در غزه از دسترسی به آب آشامیدنی، غذا، دارو و برق محروم شدهاند؟
سکوت سازمانهای بینالمللی: دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)، عالیترین مرجع قضایی سازمان ملل، حکم به وجود “احتمال وقوع نسلکشی” داده و اقدامات تامینی فوری را الزامی دانسته است. با این حال، حامیان غربی رژیم صهیونیستی نه تنها به این حکم بیاعتنایی کرده، بلکه حمایت تسلیحاتی خود را افزایش دادهاند. این اقدام، تمسخر آشکار نهادهای بینالمللی و اوج نفاق است. مقایسه این بیتفاوتی با واکنش سریع و همهجانبه غرب در قبال بحران اوکراین، استاندارد دوگانه را به وضوح نشان میدهد.
۳. نفاق در مفهوم آزادی بیان
غرب همواره خود را مهد آزادی بیان و رسانههای آزاد معرفی کرده است، اما در مسئله فلسطین، این ادعا رنگ باخته است.
سانسور سیستماتیک: رسانههای جریان اصلی غرب، روایت خبرنگاران فلسطینی را که در خط مقدم جنایت حضور دارند، به طور گسترده سانسور میکنند. شهادت بیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه، که بزرگترین کشتار اصحاب رسانه در تاریخ است، نتوانسته روایت یکجانبه و جانبدارانه این رسانهها را تغییر دهد.
سرکوب در مراکز آکادمیک: در دانشگاههای آمریکا و اروپا، دانشجویان و اساتیدی که در حمایت از فلسطین و نقد جنایات جنگی تجمع یا سخنرانی میکنند، با بازداشت، تعلیق و اخراج مواجه میشوند. آیا این همان آزادی بیانی است که غرب به آن میبالد یا این آزادی تنها تا جایی معتبر است که منافع قدرتهای حاکم را به چالش نکشد؟
۴. نفاق در اجرای قوانین بینالملل
نظام حقوقی بینالملل، از جمله کنوانسیونهای ژنو که برای محافظت از غیرنظامیان در زمان جنگ تدوین شده، در غزه به طور کامل نقض شده است.
جنایات جنگی آشکار: هدف قرار دادن عامدانه بیمارستانها، آمبولانسها، مدارس تحت مدیریت سازمان ملل (UNRWA) و کاروانهای کمکهای بشردوستانه، طبق تمامی موازین حقوقی، جنایت جنگی محسوب میشود.
عدم پاسخگویی: در حالی که غرب برای پروندههای به مراتب کوچکتر، خواستار اعمال شدیدترین تحریمها و پیگردهای قضایی میشود، در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی، نه تنها تحریمی وضع نمیکند، بلکه با وتوی قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت، مانع از هرگونه اقدام بازدارنده میشود. این رفتار نشان میدهد “حاکمیت قانون” (Rule of Law) تنها ابزاری برای فشار بر رقباست، نه یک اصل جهانشمول.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤47👍6👎1
۵. نفاق در تعریف تروریسم
غرب با دستکاری مفاهیم، جای ظالم و مظلوم را عوض کرده است.
مقاومت مشروع در برابر اشغالگری: مقاومت یک ملت اشغالشده برای آزادی سرزمینش، حقی است که در منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده است. با این حال، مبارزان فلسطینی که با امکانات ناچیز در برابر یک ارتش تا دندان مسلح میجنگند، “تروریست” نامیده میشوند.
تروریسم دولتی: در مقابل، بمباران گسترده مناطق مسکونی، تخریب حدود ۹۰٪ خانههای غزه و کشتار هدفمند بیش از ۱۷ هزار کودک، “عملیات نظامی برای دفاع از خود” خوانده میشود. آیا تروریسم دولتی که با مدرنترین سلاحها و حمایت قدرتهای جهانی اجرا میشود، از هرگونه تعریفی مستثنی است؟
۶. فروپاشی ارزشهای انسانی و اخلاقی
فاجعه غزه، سقوط اخلاقی عمیقی را در تمدن غرب به نمایش گذاشت.
اومانیسم گزینشی: اومانیسم (انسانگرایی) غربی که ادعای محوریت انسان را دارد، در عمل ثابت کرد که یک اومانیسم نژادپرستانه و گزینشی است. این مکتب تنها برای انسان غربی با مشخصات خاص ارزش قائل است و جان انسان فلسطینی برای آن اهمیتی ندارد.
سکولاریسم ابزاری: سکولاریسم که مدعی جدایی دین از دولت است، در حمایت از رژیم صهیونیستی که بر پایه ادعاهای دینی و اساطیری بنا شده، تناقض خود را آشکار میکند. غرب از افراطگرایی صهیونیستی حمایت میکند، اما هرگونه دفاع مسلمانان از هویت و سرزمین خود را “بنیادگرایی” میخواند.
فمینیسم سیاسی: جنبشهای فمینیستی غربی که برای مسائل به مراتب کوچکتر کمپینهای جهانی به راه میاندازند، در برابر کشتار هزاران زن و دختر فلسطینی و بحران انسانی که بر زنان باردار و مادران تحمیل شده، سکوتی مرگبار اختیار کردهاند. این سکوت نشان میدهد “حقوق زنان” نیز ابزاری سیاسی است، نه یک دغدغه انسانی فراگیر.
نتیجهگیری: رسوایی بزرگ و پایان یک دوران
غزه، پرده از چهره واقعی نظمی برداشت که غرب پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. این فاجعه نشان داد که مفاهیمی چون لیبرال دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، حاکمیت قانون، عدالت و اومانیسم، تا زمانی محترم شمرده میشوند که در راستای منافع قدرتهای غربی باشند. در غیر این صورت، به سادگی زیر پا گذاشته میشوند.
این نفاق، تنها به ویرانی غزه منجر نشده، بلکه پایههای مشروعیت اخلاقی خود غرب را ویران کرده است. دیگر نمیتوان با فریب شعارهای زیبا، بر استعمار نوین و سیاستهای ظالمانه سرپوش گذاشت.
اما تاریخ گواه است که ظلم پایدار نمیماند. خونهای به ناحق ریخته شده در غزه، بیداری جهانی را رقم زده و وجدانهای خفته بسیاری را در سراسر عالم، از جمله در خود جوامع غربی، بیدار کرده است.
فلسطین و مردم مقاوم آن زنده خواهند ماند، زیرا حق با آنهاست. اما کسانی که در این جنایت بزرگ سکوت کردند، از آن حمایت کردند یا در آن شریک بودند، در دادگاه تاریخ و در پیشگاه عدل الهی محکوم خواهند بود.
﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ﴾
(سوره الشعراء، آیه ۲۲۷)
“و آنان که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاهی باز خواهند گشت.”
و اللّه سبحانه و تعالی بر همه چیز شاهد و ناظر است و او بهترینِ داوران است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
غرب با دستکاری مفاهیم، جای ظالم و مظلوم را عوض کرده است.
مقاومت مشروع در برابر اشغالگری: مقاومت یک ملت اشغالشده برای آزادی سرزمینش، حقی است که در منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده است. با این حال، مبارزان فلسطینی که با امکانات ناچیز در برابر یک ارتش تا دندان مسلح میجنگند، “تروریست” نامیده میشوند.
تروریسم دولتی: در مقابل، بمباران گسترده مناطق مسکونی، تخریب حدود ۹۰٪ خانههای غزه و کشتار هدفمند بیش از ۱۷ هزار کودک، “عملیات نظامی برای دفاع از خود” خوانده میشود. آیا تروریسم دولتی که با مدرنترین سلاحها و حمایت قدرتهای جهانی اجرا میشود، از هرگونه تعریفی مستثنی است؟
۶. فروپاشی ارزشهای انسانی و اخلاقی
فاجعه غزه، سقوط اخلاقی عمیقی را در تمدن غرب به نمایش گذاشت.
اومانیسم گزینشی: اومانیسم (انسانگرایی) غربی که ادعای محوریت انسان را دارد، در عمل ثابت کرد که یک اومانیسم نژادپرستانه و گزینشی است. این مکتب تنها برای انسان غربی با مشخصات خاص ارزش قائل است و جان انسان فلسطینی برای آن اهمیتی ندارد.
سکولاریسم ابزاری: سکولاریسم که مدعی جدایی دین از دولت است، در حمایت از رژیم صهیونیستی که بر پایه ادعاهای دینی و اساطیری بنا شده، تناقض خود را آشکار میکند. غرب از افراطگرایی صهیونیستی حمایت میکند، اما هرگونه دفاع مسلمانان از هویت و سرزمین خود را “بنیادگرایی” میخواند.
فمینیسم سیاسی: جنبشهای فمینیستی غربی که برای مسائل به مراتب کوچکتر کمپینهای جهانی به راه میاندازند، در برابر کشتار هزاران زن و دختر فلسطینی و بحران انسانی که بر زنان باردار و مادران تحمیل شده، سکوتی مرگبار اختیار کردهاند. این سکوت نشان میدهد “حقوق زنان” نیز ابزاری سیاسی است، نه یک دغدغه انسانی فراگیر.
نتیجهگیری: رسوایی بزرگ و پایان یک دوران
غزه، پرده از چهره واقعی نظمی برداشت که غرب پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. این فاجعه نشان داد که مفاهیمی چون لیبرال دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، حاکمیت قانون، عدالت و اومانیسم، تا زمانی محترم شمرده میشوند که در راستای منافع قدرتهای غربی باشند. در غیر این صورت، به سادگی زیر پا گذاشته میشوند.
این نفاق، تنها به ویرانی غزه منجر نشده، بلکه پایههای مشروعیت اخلاقی خود غرب را ویران کرده است. دیگر نمیتوان با فریب شعارهای زیبا، بر استعمار نوین و سیاستهای ظالمانه سرپوش گذاشت.
اما تاریخ گواه است که ظلم پایدار نمیماند. خونهای به ناحق ریخته شده در غزه، بیداری جهانی را رقم زده و وجدانهای خفته بسیاری را در سراسر عالم، از جمله در خود جوامع غربی، بیدار کرده است.
فلسطین و مردم مقاوم آن زنده خواهند ماند، زیرا حق با آنهاست. اما کسانی که در این جنایت بزرگ سکوت کردند، از آن حمایت کردند یا در آن شریک بودند، در دادگاه تاریخ و در پیشگاه عدل الهی محکوم خواهند بود.
﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ﴾
(سوره الشعراء، آیه ۲۲۷)
“و آنان که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاهی باز خواهند گشت.”
و اللّه سبحانه و تعالی بر همه چیز شاهد و ناظر است و او بهترینِ داوران است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤79👍9
▪️فراخوان گردانهای عزالدین قسام:
برای گشایش مردم غزه، در شامگاه پنجشنبه به نماز، دعا و ذکر رو بیاورید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
برای گشایش مردم غزه، در شامگاه پنجشنبه به نماز، دعا و ذکر رو بیاورید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤266👍27👎6
شبهه
▪️پاسخ:
معترض میخواهد چنین القا کند که فرمانِ کلام و نظمِ اجزای آن در این سوره از دستِ گوینده در رفته و رویۀ یکپارچهای را در پیش نگرفته است! این فتح الفتوح معترض به این پیام ختم میشود که چنین متنی تناقض و ناهماهنگی دارد و بنابراین نمیتواند از جانب خداوند باشد!! احتمالا انتظار دارد مسلمانان نیز با شنیدن این اکشتافِ جدید استاد، انگشت به دهان، دیده به افقهای دوردست، سراسیمه به فکر فرو روند و چشمها را بشویند و طور دیگر ببینند!!!
● موردی که شبههپرداز از آن به عنوانِ ایراد نام برده است، در واقع یکی از فنون بلاغی در زبان عربی و دیگر زبانها (از جمله زبان فارسی و انگلیسی) است که به آن «التفات = Apostrophe» میگویند.
أحمد الهاشمي در کتاب معروف جواهر البلاغة (که از منابع دسته چندم و ویژۀ مبتدیان! است) میگوید:
«الالتفات: وهو الانتقال من کل من التکلم، أو الخطاب أو الغیبة إلی صاحبه» [۱]
یعنی: التفات آنست که اسلوب از تکلُّم (متکلّم بودن)، یا خِطاب (با مخاطب سخن گفتن) و یا غیبت (درمورد غائب سخن گفتن) به دیگری منتقل شود.
● این صنعت ادبی و بلاغی هم به منظور زیبایی کلام، رفع ملالآوری متن، ایجاد نشاط در شنونده، متمرکز کردن توجه و حواس او و... انجام میشود که بسته به بافت کلام، هدف از انجام آن نیز مشخص میشود.
این فن بلاغی در قرآن کریم بارها آمده است و منحصر در سورۀ حمد نیست.
• بعنوان مثال الله متعال در سوره نساء آیه ۶۴ میفرماید:
{وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا}
یعنی: "و اگر آنان بدان هنگام که (با نفاق و دروغگوئی و زیر پاگذاشتن فرمان خدا) به خود ستم میکردند، به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش مینمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد، بیگمان خدا را بس توبهپذیر و مهربان مییافتند."
• اگر دقت کنید، الله متعال ابتدا فرمودند (جَآءُوكَ) = "به نزد تو میآمدند." و از اسلوبِ خِطاب استفاده کردند؛ اما در ادامه به اسلوبِ غیبت منتقل شده و میفرمایند (وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ) = "پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد."
زمخشری[۲] و أبوحیان أندلسی [۳] رحمهما الله در تفسیر این آیه و در بیان معنای التفات صورت گرفته، نکات مهمى بیان میکنند:
۱- بزرگداشت و تعظیم شأن و جایگاه پیامبر و رسالت الهی (با بیان اینکه ایشان در مقام والای رسول است)
۲- بیان اینکه این شفاعت ایشان که رسول خداست، نزد خداوند جایگاهی بالا دارد.
چگونه چنین تعبیری بلاغی میتواند محل اشکال باشد؟
● صنعت التفات در شعر عربی قبل و بعد از اسلام هم به کثرت یافت میشود؛ مثلاً امرؤ القیس -شاعر جاهلی پیش از اسلام- در سه بیت زیر چندبار این اسلوب را بکار میبرد و میگوید:
تطاول ليلك بالإثمد
ونام الخلي ولم ترقد
وبات وباتت له ليلة
كليلة ذي العائر الأرمد
وذلك من نبأ جاءني
وخُبِّرته عن أبي الأسود
● حتی اگر این معترض به زبان فارسی رجوع میکرد، هیچوقت چنین اشکال عجیب و بیموردی را ذکر نمیکرد؛ به عنوان مثال خاقانی -شاعر نامآشنای فارسی- میگوید:
دهرا چه کشی دهره به خون ریختن من
خود ریخته گردد تو مکش دهره و مشتاب
هان ای دل خاقانی اگرچه ستم دهر
برتافتنی نیست مشو تافته برتاب
آیا کسی هست که به خاقانی ایراد بگیرد؟ خیر. چون این اسلوب ادبی بسیار رایج بوده و در منابع مختلف بلاغی (معانی یا بدیع) برای اهل زبان و ادبیات آشناست. بنابراین نه تنها در این آیۀ سورۀ حمد ایرادی وجود ندارد، بلکه چنین اسلوبی در زبان و ادبیات عربی، فارسی [۴] و... رایج است و برعکس، نشان از بلاغت و زباندانیِ گوینده و متن دارد.
✍️ بهمن بادینی - مرداد ۱۴۰۴
منابع و مآخذ
ـــــــــــــــــــــــــ
• [۱]: جواهر البلاغة في المعاني والبیان والبدیع، السید أحمد الهاشمي، ص۲۲۹؛ دار إحیاء التراث العربي
• [۲]: الکشاف، جار الله الزمخشري، ج۱ ص۵۲۸
• [۳]: البحر المحیط، أبو حیان الأندلسي، ج۳ ص۶۹۳؛ دار الفکر
• [۴]: معانی، سیروس شمیسا، ص۲۰۸؛ نشر میترا
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
یکی از اسلام ستیزان ادعا میکند در سورۀ حمد اشکالی وجود دارد؛ میگوید «این آیه (إیاك نعبد وإیاك نستعین) با آیات قبل تفاوت گوینده و مخاطب دارد. در آیات قبل این الله بوده است که خود را شناختگری میکرده است. اما از این آیه به بعد با گویندگانی غیر از الله مواجه هستیم که الله را مخاطب خود قرار داده اند.»ـــــــــــــــــــــــ
▪️پاسخ:
معترض میخواهد چنین القا کند که فرمانِ کلام و نظمِ اجزای آن در این سوره از دستِ گوینده در رفته و رویۀ یکپارچهای را در پیش نگرفته است! این فتح الفتوح معترض به این پیام ختم میشود که چنین متنی تناقض و ناهماهنگی دارد و بنابراین نمیتواند از جانب خداوند باشد!! احتمالا انتظار دارد مسلمانان نیز با شنیدن این اکشتافِ جدید استاد، انگشت به دهان، دیده به افقهای دوردست، سراسیمه به فکر فرو روند و چشمها را بشویند و طور دیگر ببینند!!!
● موردی که شبههپرداز از آن به عنوانِ ایراد نام برده است، در واقع یکی از فنون بلاغی در زبان عربی و دیگر زبانها (از جمله زبان فارسی و انگلیسی) است که به آن «التفات = Apostrophe» میگویند.
أحمد الهاشمي در کتاب معروف جواهر البلاغة (که از منابع دسته چندم و ویژۀ مبتدیان! است) میگوید:
«الالتفات: وهو الانتقال من کل من التکلم، أو الخطاب أو الغیبة إلی صاحبه» [۱]
یعنی: التفات آنست که اسلوب از تکلُّم (متکلّم بودن)، یا خِطاب (با مخاطب سخن گفتن) و یا غیبت (درمورد غائب سخن گفتن) به دیگری منتقل شود.
● این صنعت ادبی و بلاغی هم به منظور زیبایی کلام، رفع ملالآوری متن، ایجاد نشاط در شنونده، متمرکز کردن توجه و حواس او و... انجام میشود که بسته به بافت کلام، هدف از انجام آن نیز مشخص میشود.
این فن بلاغی در قرآن کریم بارها آمده است و منحصر در سورۀ حمد نیست.
• بعنوان مثال الله متعال در سوره نساء آیه ۶۴ میفرماید:
{وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا}
یعنی: "و اگر آنان بدان هنگام که (با نفاق و دروغگوئی و زیر پاگذاشتن فرمان خدا) به خود ستم میکردند، به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش مینمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد، بیگمان خدا را بس توبهپذیر و مهربان مییافتند."
• اگر دقت کنید، الله متعال ابتدا فرمودند (جَآءُوكَ) = "به نزد تو میآمدند." و از اسلوبِ خِطاب استفاده کردند؛ اما در ادامه به اسلوبِ غیبت منتقل شده و میفرمایند (وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ) = "پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد."
زمخشری[۲] و أبوحیان أندلسی [۳] رحمهما الله در تفسیر این آیه و در بیان معنای التفات صورت گرفته، نکات مهمى بیان میکنند:
۱- بزرگداشت و تعظیم شأن و جایگاه پیامبر و رسالت الهی (با بیان اینکه ایشان در مقام والای رسول است)
۲- بیان اینکه این شفاعت ایشان که رسول خداست، نزد خداوند جایگاهی بالا دارد.
چگونه چنین تعبیری بلاغی میتواند محل اشکال باشد؟
● صنعت التفات در شعر عربی قبل و بعد از اسلام هم به کثرت یافت میشود؛ مثلاً امرؤ القیس -شاعر جاهلی پیش از اسلام- در سه بیت زیر چندبار این اسلوب را بکار میبرد و میگوید:
تطاول ليلك بالإثمد
ونام الخلي ولم ترقد
وبات وباتت له ليلة
كليلة ذي العائر الأرمد
وذلك من نبأ جاءني
وخُبِّرته عن أبي الأسود
● حتی اگر این معترض به زبان فارسی رجوع میکرد، هیچوقت چنین اشکال عجیب و بیموردی را ذکر نمیکرد؛ به عنوان مثال خاقانی -شاعر نامآشنای فارسی- میگوید:
دهرا چه کشی دهره به خون ریختن من
خود ریخته گردد تو مکش دهره و مشتاب
هان ای دل خاقانی اگرچه ستم دهر
برتافتنی نیست مشو تافته برتاب
آیا کسی هست که به خاقانی ایراد بگیرد؟ خیر. چون این اسلوب ادبی بسیار رایج بوده و در منابع مختلف بلاغی (معانی یا بدیع) برای اهل زبان و ادبیات آشناست. بنابراین نه تنها در این آیۀ سورۀ حمد ایرادی وجود ندارد، بلکه چنین اسلوبی در زبان و ادبیات عربی، فارسی [۴] و... رایج است و برعکس، نشان از بلاغت و زباندانیِ گوینده و متن دارد.
✍️ بهمن بادینی - مرداد ۱۴۰۴
منابع و مآخذ
ـــــــــــــــــــــــــ
• [۱]: جواهر البلاغة في المعاني والبیان والبدیع، السید أحمد الهاشمي، ص۲۲۹؛ دار إحیاء التراث العربي
• [۲]: الکشاف، جار الله الزمخشري، ج۱ ص۵۲۸
• [۳]: البحر المحیط، أبو حیان الأندلسي، ج۳ ص۶۹۳؛ دار الفکر
• [۴]: معانی، سیروس شمیسا، ص۲۰۸؛ نشر میترا
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤110👍20👎2
160 استاد دانشگاه و دانشجو در ایالات متحده آمریکا در شرف اخراج!
به گزارش گاردین: «دانشگاه کالیفرنیا در آمریکا اسامی 160 استاد دانشگاه و دانشجو را با عنوان یهودستیزی به دولت ترامپ معرفی کرده است. اقدامی که ممکن است منجر به اخراج دانشجویان خارجی از خاک آمریکا و بیکار شدن اساتید دانشگاهی شود.»
بیگمان، اتهام «یهودستیزی» نگارهای است که این روزها بر دامان هر منتقد سیاستهای رژیم صهیونیستی میچسبانند؛ حربهای برای خاموش کردن فریاد اعتراض علیه فجایع انسانی در غزه. طنز تلخ ماجرا آنجاست که بسیاری از متهمان این دادگاه ساختگی، خود از قوم یهودند و ننگ چنین جنایاتی را بر نمیتابند.
این شیوه برچسبزنی بیسابقه نیست. در روزگار جنگ سرد، جنون «مککارتیسم» آمریکا را درنوردید. سناتور مککارتی با شمشیر برندۀ اتهام، تیغ سانسور را بر گلوی آزادی بیان نهاد. در آن عصر تاریک، خیل عظیمی از دانشمندان و هنرمندان به جرم «هماندیشی با کمونیستها» از چشم افتادند و طرد شدند. حتی آلبرت انیشتین، سالها در تیررس شکّاکان افبیآی بود و نامههای شخصیاش میدانی برای کنجکاوی مأموران شد.
این دو فصل تاریخ، در قالب یک تراژدی مشترک روایت میشوند: فرافکنی برای فرار از پاسخگویی، اتهامزنی برای انحراف اذهان، و در نهایت، خفه کردن صدای حقیقت در گلوگاه قدرت. وقتی استدلالی نیست، برچسب میچسبانند تا مخالف را خاموش کنند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
به گزارش گاردین: «دانشگاه کالیفرنیا در آمریکا اسامی 160 استاد دانشگاه و دانشجو را با عنوان یهودستیزی به دولت ترامپ معرفی کرده است. اقدامی که ممکن است منجر به اخراج دانشجویان خارجی از خاک آمریکا و بیکار شدن اساتید دانشگاهی شود.»
بیگمان، اتهام «یهودستیزی» نگارهای است که این روزها بر دامان هر منتقد سیاستهای رژیم صهیونیستی میچسبانند؛ حربهای برای خاموش کردن فریاد اعتراض علیه فجایع انسانی در غزه. طنز تلخ ماجرا آنجاست که بسیاری از متهمان این دادگاه ساختگی، خود از قوم یهودند و ننگ چنین جنایاتی را بر نمیتابند.
این شیوه برچسبزنی بیسابقه نیست. در روزگار جنگ سرد، جنون «مککارتیسم» آمریکا را درنوردید. سناتور مککارتی با شمشیر برندۀ اتهام، تیغ سانسور را بر گلوی آزادی بیان نهاد. در آن عصر تاریک، خیل عظیمی از دانشمندان و هنرمندان به جرم «هماندیشی با کمونیستها» از چشم افتادند و طرد شدند. حتی آلبرت انیشتین، سالها در تیررس شکّاکان افبیآی بود و نامههای شخصیاش میدانی برای کنجکاوی مأموران شد.
این دو فصل تاریخ، در قالب یک تراژدی مشترک روایت میشوند: فرافکنی برای فرار از پاسخگویی، اتهامزنی برای انحراف اذهان، و در نهایت، خفه کردن صدای حقیقت در گلوگاه قدرت. وقتی استدلالی نیست، برچسب میچسبانند تا مخالف را خاموش کنند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤89👍24🔥5
Shobhe_Khamr(no_atheism).pdf
1.2 MB
#️⃣ ناشر: «رد شبهات ملحدین»
#معرفی_مقاله
این نوشتار مسئلۀ حلالبودن شراب در بهشت را بررسی میکند. نشان داده میشود که احکام دنیا و آخرت یکسان نیستند، خمر بهشتی با خمر دنیایی تفاوت ماهوی دارد و عوارض زیانبار شراب دنیا در آن نیست. نتیجه آنکه اشکال مطرحشده ناشی از یکسانانگاری امور دنیوی و اخروی و قیاس عالم غیب بر عالم شهادت است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤96👍21🔥2
مایکل روس (فیلسوف ملحد) میگوید:
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
من نوشتهام که کتاب The God Delusion ریچارد داوکینز باعث شد از بیخدابودن خودم شرمنده شوم و این را جدی میگویم. در تلاش برای فهم اینکه چگونه ممکن است خدا نیازی به علت نداشته باشد، مسیحیان ادعا میکنند که خدا بهطور ضروری وجود دارد. من تلاش کردهام تا بفهمم این ادعا چه معنایی دارد. داوکینز و همراهانش از چنین ادعاهایی ناآگاهاند و نسبت به کسانی که حتی میکوشند آنها را بفهمند -چه رسد به اینکه باورشان کنند- آشکارا تحقیرآمیز رفتار میکنند. بنابراین، او مثل یک دانشجوی سال اول میتواند با خوشحالی اینطرف و آنطرف برود و با صدای بلند بپرسد: «چه چیزی باعث شد خدا بهوجود بیاید؟» گویی کشف فلسفی عظیمی کرده است!🔗 منبع
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤59👍28
پدیده خرید و فروش موی زنان
در سالیان اخیر، تبلیغات گستردهای در فضای مجازی و حتی محیطهای اجتماعی با عنوان «خرید موی زنان با قیمت بالا» مشاهده میشود. این آگهیها که غالباً با وعده مبالغ کلان، افراد نیازمند را به فروش بخشی از هویت جسمانی خود وسوسه میکنند.
◾️ کرامت انسانی در ترازو
از منظر شرعی، خرید و فروش موی انسان -اعم از زن و مرد- به اتفاق فقهای مذاهب اربعه، جایز نیست. [1] و این حکم ریشه در مفهوم «کرامت ذاتی انسان» دارد که در قرآن کریم به صراحت بر آن تأکید شده است:
▪️ {وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ} (سوره اسراء: 70)
▫️ ترجمه: «و به راستی ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم.»
بر این اساس، اجزای بدن انسان، که مصداقی از این موجود با کرامت است، ذاتاً قابل معامله پولی و تبدیل به کالایی بازاری نیستند. حتی اگر فردی به طور داوطلبانه راضی به این کار باشد، این رضایت، عمل را از منع خارج نمیکند.
در دانشنامه فقهی آمده است: «فقهاء بر عدم جواز بهرهبرداری از موی انسان، چه از طریق خرید و فروش و چه از طریق استعمال آن، اتفاق نظر دارند؛ زیرا که انسان تکریم شده است. پس جایز نیست که هیچ یک از اجزای بدن او خوار و بیارزش شمرده شود.» [2]
بنابراین، هرگونه تبلیغ برای خرید و فروش مو، مستقیماً در تقابل با این حکم شرعی قرار دارد.
◾️ استثمار پنهان در پشت پرده مبالغ کلان
در نگاه سطحی، پیشنهاد پرداخت مبالغ زیاد برای موی انسان میتواند به عنوان یک «فرصت سرمایهگذاری» یا «منبع درآمد سریع» برای افراد نیازمند جلوه کند. اما با نگاهی عمیقتر، این پدیده مصداق بارز استثمار اقتصادی است.
هدفگیر اصلی این آگهیها، قشرهای آسیبپذیر جامعه، بهویژه زنان و دخترانی هستند که در تنگنای مالی قرار دارند. سودجویان با شناسایی این ضعف، از موقعیت درماندگی آنان سوءاستفاده کرده و آنان را وادار به تصمیمی میکنند که در شرایط عادی هرگز به آن تن نمیدادند.
موی سر، بهویژه برای زنان، جزئی جداییناپذیر از زیبایی، هویت و اعتمادبهنفس آنان است. فروش آن، در واقع فروش بخشی از سرمایۀ طبیعی و هویتی فرد در ازای مبلغی (در مقایسه با سود کلانی که خریداران در بازارهای جهانی میبرند) است.
موی خریداریشده، پس از پردازش و ساخت بهعنوان کلاهگیس، اکستنشن و پیاز مو در بازارهای جهانی با قیمتهایی صدها برابر به فروش میرسد. این امر نشاندهنده یک چرخه ظالمانه است که در آن، سود اصلی عاید واسطهها و شرکتهای بزرگ میشود، نه فردی که سرمایه اصلی خود را از دست داده است.
◾️ آسیب به خودپنداره و هویت فردی
فروش موی سر تنها یک معامله مالی نیست، بلکه یک کنش عمیقاً هویتزدا است. مو نقش بسزایی در تصوری که فرد از خود دارد، ایفا میکند. از دست دادن ناگهانی و اختیاری آن-آن هم برای مقاصد مالی- میتواند منجر به ایجاد احساس پشیمانی، کاهش شدید اعتمادبهنفس، افسردگی و آسیب به تصویر بدن شود.
برخی از این مراکز خرید، با تبلیغات فریبنده اقدام به جمعآوری مو میکنند، در حالی که در نهایت آن را به قیمت گزاف میفروشند. این عمل علاوه بر منع شرعی، نوعی فریب و کلاهبرداری عاطفی محسوب میشود.
📚 پینوشتها:
[1] نک: الهداية فی شرح بداية المبتدی، المرغینانی، ج3، ص46؛ العناية شرح الهداية، البابرتی، ج6، ص425؛ الکافی فی فقه أهل المدینة، ابن عبدالبر، ج2، ص676؛ شرح مختصر خليل للخرشی، ج1، ص83؛ المجموع شرح المهذب للنووی، ج9، ص254؛ الشرح الكبير على متن المقنع، المقدسی، ج1، ص78؛ كشاف القناع عن متن الإقناع، البهوتی، ج1، ص57.
[2] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج26، ص102.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
در سالیان اخیر، تبلیغات گستردهای در فضای مجازی و حتی محیطهای اجتماعی با عنوان «خرید موی زنان با قیمت بالا» مشاهده میشود. این آگهیها که غالباً با وعده مبالغ کلان، افراد نیازمند را به فروش بخشی از هویت جسمانی خود وسوسه میکنند.
◾️ کرامت انسانی در ترازو
از منظر شرعی، خرید و فروش موی انسان -اعم از زن و مرد- به اتفاق فقهای مذاهب اربعه، جایز نیست. [1] و این حکم ریشه در مفهوم «کرامت ذاتی انسان» دارد که در قرآن کریم به صراحت بر آن تأکید شده است:
▪️ {وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ} (سوره اسراء: 70)
▫️ ترجمه: «و به راستی ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم.»
بر این اساس، اجزای بدن انسان، که مصداقی از این موجود با کرامت است، ذاتاً قابل معامله پولی و تبدیل به کالایی بازاری نیستند. حتی اگر فردی به طور داوطلبانه راضی به این کار باشد، این رضایت، عمل را از منع خارج نمیکند.
در دانشنامه فقهی آمده است: «فقهاء بر عدم جواز بهرهبرداری از موی انسان، چه از طریق خرید و فروش و چه از طریق استعمال آن، اتفاق نظر دارند؛ زیرا که انسان تکریم شده است. پس جایز نیست که هیچ یک از اجزای بدن او خوار و بیارزش شمرده شود.» [2]
بنابراین، هرگونه تبلیغ برای خرید و فروش مو، مستقیماً در تقابل با این حکم شرعی قرار دارد.
◾️ استثمار پنهان در پشت پرده مبالغ کلان
در نگاه سطحی، پیشنهاد پرداخت مبالغ زیاد برای موی انسان میتواند به عنوان یک «فرصت سرمایهگذاری» یا «منبع درآمد سریع» برای افراد نیازمند جلوه کند. اما با نگاهی عمیقتر، این پدیده مصداق بارز استثمار اقتصادی است.
هدفگیر اصلی این آگهیها، قشرهای آسیبپذیر جامعه، بهویژه زنان و دخترانی هستند که در تنگنای مالی قرار دارند. سودجویان با شناسایی این ضعف، از موقعیت درماندگی آنان سوءاستفاده کرده و آنان را وادار به تصمیمی میکنند که در شرایط عادی هرگز به آن تن نمیدادند.
موی سر، بهویژه برای زنان، جزئی جداییناپذیر از زیبایی، هویت و اعتمادبهنفس آنان است. فروش آن، در واقع فروش بخشی از سرمایۀ طبیعی و هویتی فرد در ازای مبلغی (در مقایسه با سود کلانی که خریداران در بازارهای جهانی میبرند) است.
موی خریداریشده، پس از پردازش و ساخت بهعنوان کلاهگیس، اکستنشن و پیاز مو در بازارهای جهانی با قیمتهایی صدها برابر به فروش میرسد. این امر نشاندهنده یک چرخه ظالمانه است که در آن، سود اصلی عاید واسطهها و شرکتهای بزرگ میشود، نه فردی که سرمایه اصلی خود را از دست داده است.
◾️ آسیب به خودپنداره و هویت فردی
فروش موی سر تنها یک معامله مالی نیست، بلکه یک کنش عمیقاً هویتزدا است. مو نقش بسزایی در تصوری که فرد از خود دارد، ایفا میکند. از دست دادن ناگهانی و اختیاری آن-آن هم برای مقاصد مالی- میتواند منجر به ایجاد احساس پشیمانی، کاهش شدید اعتمادبهنفس، افسردگی و آسیب به تصویر بدن شود.
برخی از این مراکز خرید، با تبلیغات فریبنده اقدام به جمعآوری مو میکنند، در حالی که در نهایت آن را به قیمت گزاف میفروشند. این عمل علاوه بر منع شرعی، نوعی فریب و کلاهبرداری عاطفی محسوب میشود.
[1] نک: الهداية فی شرح بداية المبتدی، المرغینانی، ج3، ص46؛ العناية شرح الهداية، البابرتی، ج6، ص425؛ الکافی فی فقه أهل المدینة، ابن عبدالبر، ج2، ص676؛ شرح مختصر خليل للخرشی، ج1، ص83؛ المجموع شرح المهذب للنووی، ج9، ص254؛ الشرح الكبير على متن المقنع، المقدسی، ج1، ص78؛ كشاف القناع عن متن الإقناع، البهوتی، ج1، ص57.
[2] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج26، ص102.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍90❤39👎10🔥2