امروز پنجشنبه
23 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️🌼🌟آنهـــا!
ما از «آنها» ميترسيم،
آنها پدر ما را درآوردهاند.
آنها آرامش را از زندگي ما زدودهاند و تنش افزودهاند.
هرچه ميكشيم از دست آنهاست.
با آن كه بسياري اوقات از آنها با دندان قروچه و غيظ ياد ميكنيم، امّا در بزنگاهها نيز بسيار ملاحظهشان را ميورزيم.
اصلاً همهي زندگيمان را با آنها تنظيم كردهايم.
همه حق دارند «آنها»ي زندگي ما باشند، امّا ما به خود حق نميدهيم براي آنها «آني» باشيم.
به همين سبب است كه ما براي آنها مبل ميخريم در قيمتهاي گزاف؛ بهترين جاي خانهمان را براي آنها ميچينيم و از فضاي بازي فرزندانمان به نفع آنها ميكاهيم،
پارچههايي نه چندان پربها در طول سال بر روي مبلمانمان ميكشيم و خود را از نشستن و حتي ديدن تشك و پشتي مبلها محروم ميسازيم تا اگر يك روز و يا دو روز در سال، آنها به خانهي ما آمدند، بيشتر از خود ما لذّت ديدن و نشستن بر آن را ببرند.
ما اصلاً خانهمان را براي آنها چيدهايم.
ما براي آنها فرشهاي گرانقيمت ميخريم
و در جاي كمتر رفت و آمد خانه پهن ميكنيم
و از باب احتياط بيشتر چادرشبي بر روي آن ميفكنيم.
فرشي كه مصنوع دستِ هنر و فديه گرفتهي چشمان آدمهاي هنرمند و برآمده از ميليونها گرهي عشق و زيبايي است
در طول سال زير پردهي رنگ و رو رفتهي روفرشي در حصر و خفيه، رنگ و نقش را پنهان ميكند تا روزي آنها از راه برسند.
✓فرشها روزها و ماهها دل از ما ميبرند و روي نهان ميدارند و خدايا نميدانيم با كه اين بازي را به راه انداختهاند.
✓ما به خاطر آنها تن به قرضهاي جانكاه ميسپاريم تا اگر آنها دقيقهاي، حتي ناشناس در سر چهارراهي ما را در ماشينمان ديدند كم نياوريم.
چراغ چهارراه كه سبز ميشود ما ميرويم و آنها نيز ميروند و شايد تا روز قيامت، ديگر يكديگر را نبينيم،
ولي براي همان چند دقيقه چقدر خرج چشم آنها ميكنيم.
ما براي آنها ظروف گران قيمت ميخريم و ليوان ميچينيم، همه را در ويترين زنداني ميكنيم، خودمان در ظروف كاغذي و پلاستيكي ميخوريم و مينوشيم و همچنان در انتظار آنها هستيم تا اگر روزي آمدند،
زودتر از خود ما لذّت ظروف را با حلاوت غذايشان همراه كنند.
ما براي آنها زندگي ميكنيم، اصلاً ما مستخدم آنهاييم.
✓ما در ازدواج فرزندانمان، براي آنها، كه يك شب و يكي دو ساعت ميآيند و ميروند و پشت سرشان را هم نگاه نميكنند، گاه يك نيم عمر، خود و فرزندانمان را گرفتار ميكنيم. باكي نيست.
مهم، آنها هستند؛
ما كه عددي نيستيم.
ما از ترس آنها، از زمان كودكيِ دخترانمان كاسه و كوزهي زرين جمع ميكنيم و كنار ميگذاريم،
امّا از فوت كوزهگري زندگي، كلمهاي به دختر و پسرمان ياد نميدهيم؛ و مگر خودمان ياد گرفتهايم كه ياد بدهيم!؟
مگر آنها آرامش
و مجالي براي ما گذاشتهاند؟
✓ما به آنها، همزمان هم عشق داريم و هم نفرت ميورزيم.
از دستشان عصباني و كلافهايم،
امّا خواستههاشان را مو به مو اجرا ميكنيم.
خواستهي آنها اين است كه ما را پولدار و باكلاس ببينند و ما را خوشبخت تصوّر كنند و ما براي تحقق اين خيال، از كاري نيست كه فروگذار كرده باشيم.
اصلاً خوشبختي ما در آن است كه آنها ما را خوشبخت بيانگارند.
سعادت ما در خيالاتي است كه براي آنها ميسازيم. آنها خيال كنند ما خوشبختيم؛ پس ما خوشبختيم!
آنها چه ميگويند؟
آنها از چه چيز خوششان ميآيد؟
آنها در مورد ما چه فكري ميكنند؟
مبادا آنها دربارهي ما چنين بينديشند؟
و خلاصه آن كه،
اي كاش آنها ما را ببينند؛
براي اين ديدن، حاضريم همه كار بكنيم!
جان بخواهند، مال كه چيزي نيست!
ترس از هيولاي «آنها» به سبب بيگانگي از فرشتهي «خود» است.
از آن روي كه خود را نميبينيم و از خود وا ماندهايم، همهي آمال و آرزوهامان را به آنها وانهادهايم. در زمين ديگران خانه كردهايم و زين سبب از كار خود مانده، يكسره كار بيگانه ميكنيم.
✓آنها با ما چه كردهاند؟
كاري كردهاند كه معني خوشبختي را با خيالات آنها تطبيق دادهايم.
اكنون بياييم با خود كاري كنيم كه ديگر آنها كاري به كار ما نداشته باشند.
#دكتر محمدعلي فياضبخش
#روانشناسي_روابط_ميان_فردي
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
www.parsaianesabz.com
23 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️🌼🌟آنهـــا!
ما از «آنها» ميترسيم،
آنها پدر ما را درآوردهاند.
آنها آرامش را از زندگي ما زدودهاند و تنش افزودهاند.
هرچه ميكشيم از دست آنهاست.
با آن كه بسياري اوقات از آنها با دندان قروچه و غيظ ياد ميكنيم، امّا در بزنگاهها نيز بسيار ملاحظهشان را ميورزيم.
اصلاً همهي زندگيمان را با آنها تنظيم كردهايم.
همه حق دارند «آنها»ي زندگي ما باشند، امّا ما به خود حق نميدهيم براي آنها «آني» باشيم.
به همين سبب است كه ما براي آنها مبل ميخريم در قيمتهاي گزاف؛ بهترين جاي خانهمان را براي آنها ميچينيم و از فضاي بازي فرزندانمان به نفع آنها ميكاهيم،
پارچههايي نه چندان پربها در طول سال بر روي مبلمانمان ميكشيم و خود را از نشستن و حتي ديدن تشك و پشتي مبلها محروم ميسازيم تا اگر يك روز و يا دو روز در سال، آنها به خانهي ما آمدند، بيشتر از خود ما لذّت ديدن و نشستن بر آن را ببرند.
ما اصلاً خانهمان را براي آنها چيدهايم.
ما براي آنها فرشهاي گرانقيمت ميخريم
و در جاي كمتر رفت و آمد خانه پهن ميكنيم
و از باب احتياط بيشتر چادرشبي بر روي آن ميفكنيم.
فرشي كه مصنوع دستِ هنر و فديه گرفتهي چشمان آدمهاي هنرمند و برآمده از ميليونها گرهي عشق و زيبايي است
در طول سال زير پردهي رنگ و رو رفتهي روفرشي در حصر و خفيه، رنگ و نقش را پنهان ميكند تا روزي آنها از راه برسند.
✓فرشها روزها و ماهها دل از ما ميبرند و روي نهان ميدارند و خدايا نميدانيم با كه اين بازي را به راه انداختهاند.
✓ما به خاطر آنها تن به قرضهاي جانكاه ميسپاريم تا اگر آنها دقيقهاي، حتي ناشناس در سر چهارراهي ما را در ماشينمان ديدند كم نياوريم.
چراغ چهارراه كه سبز ميشود ما ميرويم و آنها نيز ميروند و شايد تا روز قيامت، ديگر يكديگر را نبينيم،
ولي براي همان چند دقيقه چقدر خرج چشم آنها ميكنيم.
ما براي آنها ظروف گران قيمت ميخريم و ليوان ميچينيم، همه را در ويترين زنداني ميكنيم، خودمان در ظروف كاغذي و پلاستيكي ميخوريم و مينوشيم و همچنان در انتظار آنها هستيم تا اگر روزي آمدند،
زودتر از خود ما لذّت ظروف را با حلاوت غذايشان همراه كنند.
ما براي آنها زندگي ميكنيم، اصلاً ما مستخدم آنهاييم.
✓ما در ازدواج فرزندانمان، براي آنها، كه يك شب و يكي دو ساعت ميآيند و ميروند و پشت سرشان را هم نگاه نميكنند، گاه يك نيم عمر، خود و فرزندانمان را گرفتار ميكنيم. باكي نيست.
مهم، آنها هستند؛
ما كه عددي نيستيم.
ما از ترس آنها، از زمان كودكيِ دخترانمان كاسه و كوزهي زرين جمع ميكنيم و كنار ميگذاريم،
امّا از فوت كوزهگري زندگي، كلمهاي به دختر و پسرمان ياد نميدهيم؛ و مگر خودمان ياد گرفتهايم كه ياد بدهيم!؟
مگر آنها آرامش
و مجالي براي ما گذاشتهاند؟
✓ما به آنها، همزمان هم عشق داريم و هم نفرت ميورزيم.
از دستشان عصباني و كلافهايم،
امّا خواستههاشان را مو به مو اجرا ميكنيم.
خواستهي آنها اين است كه ما را پولدار و باكلاس ببينند و ما را خوشبخت تصوّر كنند و ما براي تحقق اين خيال، از كاري نيست كه فروگذار كرده باشيم.
اصلاً خوشبختي ما در آن است كه آنها ما را خوشبخت بيانگارند.
سعادت ما در خيالاتي است كه براي آنها ميسازيم. آنها خيال كنند ما خوشبختيم؛ پس ما خوشبختيم!
آنها چه ميگويند؟
آنها از چه چيز خوششان ميآيد؟
آنها در مورد ما چه فكري ميكنند؟
مبادا آنها دربارهي ما چنين بينديشند؟
و خلاصه آن كه،
اي كاش آنها ما را ببينند؛
براي اين ديدن، حاضريم همه كار بكنيم!
جان بخواهند، مال كه چيزي نيست!
ترس از هيولاي «آنها» به سبب بيگانگي از فرشتهي «خود» است.
از آن روي كه خود را نميبينيم و از خود وا ماندهايم، همهي آمال و آرزوهامان را به آنها وانهادهايم. در زمين ديگران خانه كردهايم و زين سبب از كار خود مانده، يكسره كار بيگانه ميكنيم.
✓آنها با ما چه كردهاند؟
كاري كردهاند كه معني خوشبختي را با خيالات آنها تطبيق دادهايم.
اكنون بياييم با خود كاري كنيم كه ديگر آنها كاري به كار ما نداشته باشند.
#دكتر محمدعلي فياضبخش
#روانشناسي_روابط_ميان_فردي
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
www.parsaianesabz.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘 داستان کوتاه
زن کشاورزی بیمار شد. کشاورز به سراغ مرد مقدسی رفت و از او خواست برای سلامتی زنش دعا کند. راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست همه ی بیماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت:« صبر کنید. از شما خواستم برای زنم دعا کنید؛ اما شما برای همهی مریض ها دعا می کنید.» راهب گفت:« برای زنت دعا می کنم.» کشاورز گفت:« اما برای همه دعا کردید. با این دعا، ممکن است حال همسایه ام که مریض است، خوب شود و من اصلا از او خوشم نمی آید.» راهب گفت:« تو چیزی از درمان نمی دانی. وقتی برای همه دعا می کنم، دعاهای خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند، متحد می کنم. وقتی این دعاها با هم متحد شوند، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود. دعاهای جدا جدا و منفرد، نیروی چندانی ندارند و به جایی نمی رسند.»
www.parsaianesabz.com
زن کشاورزی بیمار شد. کشاورز به سراغ مرد مقدسی رفت و از او خواست برای سلامتی زنش دعا کند. راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست همه ی بیماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت:« صبر کنید. از شما خواستم برای زنم دعا کنید؛ اما شما برای همهی مریض ها دعا می کنید.» راهب گفت:« برای زنت دعا می کنم.» کشاورز گفت:« اما برای همه دعا کردید. با این دعا، ممکن است حال همسایه ام که مریض است، خوب شود و من اصلا از او خوشم نمی آید.» راهب گفت:« تو چیزی از درمان نمی دانی. وقتی برای همه دعا می کنم، دعاهای خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند، متحد می کنم. وقتی این دعاها با هم متحد شوند، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود. دعاهای جدا جدا و منفرد، نیروی چندانی ندارند و به جایی نمی رسند.»
www.parsaianesabz.com
❤3
امروز شنبه
25 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️ذهن هميشه مي چسبد و خلاصي از اين چسبيدن،ٍ رهايي است .
هر روز و هر لحظه، تازه و بكر است.
هر لحظه به دنيايي جديد وارد مي شويم.
و
بايد به قدري آماده باشيم كه هيچ چيز مانعمان نشود.
بودا به ارادتمندان خود مي گفت كه هرگز بيش از سه روزيكجا باقي نمانند؛
زيرا روز چهارم ممكن است احساس كنند جايي كه هستند ،
خانه خودشان است .
قبل از اينكه چنين احساسي رخ دهد بايد نقل مكان كرد .
ذهن هميشه مي چسبد.....
گذشته بايد ناپديد شود .
هرلحظه بايد از گذشته ی خود دورتر شويد .
پس وقت را به هدر ندهيد
و از آنچه رفته است،بگذريد،
زيرا ديگر وجود ندارد.
با چسبيدن
به آنچه ديگر وجود ندارد ،
چيزهاي جديد
و تازه را از دست مي دهيد .
ذهن به همين شكل، بسياري از موارد را از دست مي دهد .
به لحظه اكنون وفادار باقي بمانيد .
همين تعهد كافي است .
برای جلوگیری از حذف شدن در بازی زندگی ، باید تغییراتی را در خودمان و زندگی مان به وجود آوریم .
کليدهای اين تغيير عبارتند از :
کلید اول: خواستن
كلید دوم: توکل به خدا
كلید سوم: تفکر و مشورت
كلید چهارم: عمل کردن
به یاد داشته باشیم كه عظمت زندگی تنها به دانستن نیست بلکه تلفیقی از علم و عمل
دانستن و رفتار بر اساس دانسته هاست دانستنِ تنها کافی نیست.
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
#آموزشگاه_فنی_و_حرفه_ای_پیشگامان_الوند_سبز
www.parsaianesabz.com
25 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️ذهن هميشه مي چسبد و خلاصي از اين چسبيدن،ٍ رهايي است .
هر روز و هر لحظه، تازه و بكر است.
هر لحظه به دنيايي جديد وارد مي شويم.
و
بايد به قدري آماده باشيم كه هيچ چيز مانعمان نشود.
بودا به ارادتمندان خود مي گفت كه هرگز بيش از سه روزيكجا باقي نمانند؛
زيرا روز چهارم ممكن است احساس كنند جايي كه هستند ،
خانه خودشان است .
قبل از اينكه چنين احساسي رخ دهد بايد نقل مكان كرد .
ذهن هميشه مي چسبد.....
گذشته بايد ناپديد شود .
هرلحظه بايد از گذشته ی خود دورتر شويد .
پس وقت را به هدر ندهيد
و از آنچه رفته است،بگذريد،
زيرا ديگر وجود ندارد.
با چسبيدن
به آنچه ديگر وجود ندارد ،
چيزهاي جديد
و تازه را از دست مي دهيد .
ذهن به همين شكل، بسياري از موارد را از دست مي دهد .
به لحظه اكنون وفادار باقي بمانيد .
همين تعهد كافي است .
برای جلوگیری از حذف شدن در بازی زندگی ، باید تغییراتی را در خودمان و زندگی مان به وجود آوریم .
کليدهای اين تغيير عبارتند از :
کلید اول: خواستن
كلید دوم: توکل به خدا
كلید سوم: تفکر و مشورت
كلید چهارم: عمل کردن
به یاد داشته باشیم كه عظمت زندگی تنها به دانستن نیست بلکه تلفیقی از علم و عمل
دانستن و رفتار بر اساس دانسته هاست دانستنِ تنها کافی نیست.
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
#آموزشگاه_فنی_و_حرفه_ای_پیشگامان_الوند_سبز
www.parsaianesabz.com
امروز یکشنبه
26 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️💥چیزهایی که برای شما اتفاق میافتند
تعیینکنندهی سرنوشتتان نیستند،
همهی این اتفاقات برای میلیونها فرد دیگر نیز رخ میدهند و هرکدام از آنها سرنوشت متفاوتی دارند.
زیرا چیزی که در نهایت سرنوشت انسان را تعیین میکند،
واکنشی است که او به آن اتفاقات نشان میدهد.
⭕️از آدم ها در حد توانشان چیزی بخواهید نه در حد نیازتان
بگذارید
آدمها همانــے که هستند
بمانند...
💥الماس از تراش
و انسان از تلاش میدرخشد،
صادق باش
هنگامی که فقیری،
ساده باش
وقتی که ثروتمندی،
مودب باش
وقتی که قدرتمندی،
و سکوت کن
هنگامی که عصبانی هستی.
♨️آدم های مهربان از سر احتیاج مهربان نیستند
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند
که بدی کنند،
آنها خود انتخاب کرده اند که نبینند ،نشنوند و به روی خود نیاورند
نه اینکه؛نفهمند.
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان است،
سکوتشان را به پای
بی عیب بودن خود نگذاریم.
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
#آموزشگاه_فنی_و_حرفه_ای_پیشگامان_الوند_سبز
www.parsaianesabz.com
26 مهر 1405
♡♡♡ سخن روز ♡♡♡
💢ســــــــــــــلام
✔️💥چیزهایی که برای شما اتفاق میافتند
تعیینکنندهی سرنوشتتان نیستند،
همهی این اتفاقات برای میلیونها فرد دیگر نیز رخ میدهند و هرکدام از آنها سرنوشت متفاوتی دارند.
زیرا چیزی که در نهایت سرنوشت انسان را تعیین میکند،
واکنشی است که او به آن اتفاقات نشان میدهد.
⭕️از آدم ها در حد توانشان چیزی بخواهید نه در حد نیازتان
بگذارید
آدمها همانــے که هستند
بمانند...
💥الماس از تراش
و انسان از تلاش میدرخشد،
صادق باش
هنگامی که فقیری،
ساده باش
وقتی که ثروتمندی،
مودب باش
وقتی که قدرتمندی،
و سکوت کن
هنگامی که عصبانی هستی.
♨️آدم های مهربان از سر احتیاج مهربان نیستند
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند
که بدی کنند،
آنها خود انتخاب کرده اند که نبینند ،نشنوند و به روی خود نیاورند
نه اینکه؛نفهمند.
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان است،
سکوتشان را به پای
بی عیب بودن خود نگذاریم.
#سلام_دوستان_عزیز_صبحتون_بخیر
#آموزشگاه_فنی_و_حرفه_ای_پیشگامان_الوند_سبز
www.parsaianesabz.com