پیک نت - Pyknet
17.3K subscribers
31.2K photos
3.84K videos
32 files
35.8K links
سیاسی،فرهنگی،اجتماعی
Download Telegram
گزارش های "رویترز" و "ریانووستی"

عقب نشینی های ایران
در مذاکرات ژنو پذیرفته نشد!

رویترز: در مذاکرات ژنو هیات ایرانی قبول کرد که ترکیبی شامل ارسال نیمی از ذخایر اورانیوم خود به خارج، رقیق‌سازی مابقی و مشارکت در ایجاد یک کنسرسیوم غنی‌سازی منطقه‌ای را بررسی کند. در عوض حق غنی‌سازی در سطح ۳.۶۷ درصد توسط ایالات متحده، در چارچوب توافقی که شامل لغو تحریم‌های اقتصادی نیز می‌شود پذیرفته شود.
در همین مذاکرات ایران پیشنهادهایی برای مشارکت شرکت‌های آمریکایی به‌عنوان پیمانکار در صنایع بزرگ نفت و گاز ایران را ارائه کرده است.
استیو ویتکوف، فرستاده ویژه آمریکا، در پایان مذاکرات ژنو این بسته پیشنهادی را قاطعانه رد کرد و آن را "ناکافی" خواند زیرا واشنگتن خواهان توقف کامل و دائمی غنی‌سازی، برچیدن برنامه موشکی و قطع کامل حمایت از گروه‌های منطقه ای طرفدار و یا وابسته به ایران اصرار دارد.
در همین ارتباط خبرگزاری روسی ریانووستی روز 27 فوریه به نقل از ترامپ نوشت:
«من از پیشرفت مذاکرات ناراضی هستم. خواهیم دید چه پیش خواهد آمد»
به گفته ترامپ، واشنگتن هنوز تصمیم نهایی در باره اقدامات بیشتر در ارتباط با جمهوری اسلامی را نگرفته است.
پیش از این، باراک راوید، روزنامه‌ نگار اکسیوس، به نقل از یک منبع، گزارش داد که استیون ویتکوف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، و جرد کوشنر، داماد رهبر آمریکا، از آنچه در جلسه صبحگاهی خود از هیئت ایرانی شنیدند، نا امید شده‌ اند.
در این رابطه، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، اعلام کرد که مذاکرات در سطح فنی بین ایالات متحده و ایران هفته آینده در وین برگزار خواهد شد.
همزمان با این اخبار، گزارش زیر بعنوان شتاب چین برای حمایت نظامی از ایران انتشار یافت:
پکن همکاری نظامی خود با تهران را افزایش داده و با ایجاد یک شبکه پیشرفته نظارتی بر کشتی‌ها و هواپیماهای آمریکایی در خلیج فارس و اقیانوس هند، بطور بالقوه موازنه قدرت را در هرگونه رویارویی تغییر می‌دهد.
کشتی «لیائوانگ-۱» چین به‌عنوان یک مرکز جاسوسی پیشرفته شناور عمل می‌کند که پرتاب موشک‌ها و تحرکات نیروی دریایی آمریکا را در زمان واقعی ردیابی کرده و هم‌زمان اطلاعاتی را به اشتراک می‌گذارد که می‌تواند سامانه هشدار سریع ایران را تقویت کند.
ایران اکنون به شبکه گسترده بیش از ۵۰۰ ماهواره چین دسترسی دارد که تصاویری با وضوح بالا از ناوهای هواپیمابر آمریکایی مانند «یواس‌اس آبراهام لینکلن» ارائه کرده و به شناسایی تهدیدات احتمالی از فواصل دور کمک می‌کند.


به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد:
https://telegram.me/pyknet
عنوان اول پیک نت 9 اسفند

مردم حمله به ایران را
جدی تر از مذاکرات میدانند

این گزارش را یکی از همکاران بسیار خوش بین پیک نت، نسبت به اوضاع ایران، که برای آخرین دیدار با مادرش، با دشواری بسیار توانست سفری یک هفته ای به ایران کند نوشته است. با امید بسیار به ایران رفت و با نا امیدی از ایران بازگشت و این گزارش را برای انتشار نوشت:
سایه جنگ پس از جنگ ۱۲ روزه نیز هیچگاه از سر کشور دور نشد. درست از همان روزهای نخست پس از جنگ شایعه حمله مجدد پس از شش ماه در کشور پخش شد تا این سایه هیچگاه از سر مردم و اقتصاد کشور دور نشود.
این اتفاق حتی اگر با بدترین نظرات طرفداران توطئه توهم هم کالبد شکافی شود چیزی از تاثیرات سایه جنگ و واقعیات آن در کف خیابان‌های ایران کم نمیکند. واقعیت این است که کشور بدون جنگ، جنگ زده شده است و متاسفانه شاید پادزهرش همان جنگ باشد.
تعطیلی کسب و کارها که پس از جنگ از مجموعه های بزرگ تولیدی مثل کارخانجات سیمان و فولاد و شهرک های صنعتی و مناطق باصطلاح آزاد شروع شد حالا به مغازه ها و کسبه جز رسیده است. یک تناقض بزرگ در بازار عرضه بالا و تقاضای محدود است. موجودی مغازه ها و کسب و کارها بسیار بیشتر از فروش یا پیش بینی تقاضا است. این تناقض خودش رکود را معنی میکند و نشان میدهد مردم خرید اقلام غیر ضروری را بطور کلی کنار گذاشته اند. این روند به تولید و مغازه و خرده فروشی هم محدود نمی‌شود، نگاهی به بیلبورهای خالی در تهران و بزرگراه ها گواه از صحنه خارج شدن بسیاری شرکت‌های تبلیغاتی و مجازی است. بیلبورهای تهران حالا در تسخیر شهرداری است که برایش مجانی است و در کنارش بیلبوردهایی فقط برای شعائر مذهبی و تبلیغات قدیمی مثل بیمه و تالارهای منسوخ غذاخوری هنوز بچشم میخورد.
نرخ دلار اگر چه در بازار در محدوده ۱۶۵ هزار تومان است ولی نگاهی به قیمت های ارائه شده کالاهای وارداتی نشان میدهد کالاها با نرخ دلار ۱۳۰ هزار تومانی ارائه میشود. این اگر نشانگر تاثیر نرخ بانکی برای واردات نباشد قطعا تصمیم بازاریان برای جلب مشتری با توجه به رکود شدید در بازار است.
چکهای سررسید شده در بازار با انواع اقسام روش‌ها به تعویق انداخته میشوند. پیش از این چکهای موسوم به صیاد بعنوان پول تلقی میشدند.
بازار خودرو اگر با افزایش دهها درصدی پس از اعتراضات اخیر شروع به کار کرد ولی میزان عرضه بطور ناگهانی چنان زیاد شد که بسیاری از پارکینگهای تهران در اشغال خودروهای دلالان و فروشندگان است و تقاضای برای خرید خودرو بیشتر متمایل به صفر است. مردم با تصور وقوع جنگ در حال فروش مایملک خود هستند. حتی با مراجعه به سایت دیوار در قسمت فروش لوازم دست دوم می‌توان رشد ۶۵ درصدی آگهی ها را متوجه شد که نشاندهنده فشار اقتصادی به مردم و تصمیم به فروش لوازم خود برای جبران هزینه هاست.
صنایع مرتبط با گردشگری و پروازهای هوایی تقریبا به صفر رسیده است. کافیست سری به فرودگاه امام بزنید تا ساعت ها منتظر یک پرواز بمانید تا هواپیمائی با یک سوم ظرفیت مسافری وارد کشور شود. هواپیمایی های ترکیش و امارات و قطری متناوبا پروازهای خود را لغو میکنند و خبری از پروازهای اروپایی نیست. صف نوبت تاکسی های فرودگاه امام به ۲۴ ساعت رسیده است. رانندگان تاکسی خبرهای کف شهر را به شما می‌دهند. مثلا اعزام تاکسی ها برای جابجایی خانواده های جانباختگان در مراسم شهرداری یا آتش زدن بسیاری از جایگاههای شارژ برقی تاکسی ها در اعتراضات. نبود مسافر کافی و لذا پایین بودن نرخ جابجایی مسافران اسنپ در بین آنها دهان به دهان می چرخد. آنها اخبار را با فحش به حاکمان شروع میکنند.
یارانه یک میلیون تومانی کمک بسیار اندکی به مردم کرده است. مثلا برای خرید یک روغن نباتی علاوه بر یک میلیون کمک دولتی مردم باید هفتصد هزار تومان را از جیب خودشان بپردازند. این کمک با سرعت افزایش قیمتها بزودی کارکرد خودش را از دست خواهد داد.
آتش سوزیهای متناوب در انبارهای تهران از دیگر نگرانی های بازار و کاسبان است. در مدت کوتاهی انبارهای بسیاری مملو از کالا در اطراف تهران دچار حریق میشوند. آتش سوزی در انبارهای جنت آباد نوعی شوک به بازار وارد کرده است و کسبه با نگاه تردیدآمیز به این آتش سوزیها نگاه می کنند. قبلا هم در لاله زار و پاساژ تهرانسر آتش سوزی هایی رخ داده بود.امروز هم در خاوران انباری از کفش دچار حریق شد.
تاثیرات روانی جنگ ۱۲ روزه هنوز از روح روان مردم دور نشده بود که با جان باختن چندین هزارنفر در کشور موج جدیدی از تنفر، خشم انباشته و افسردگی در کشور براه افتاده است. در خیابان‌ها و مترو بندرت کسی را با طروات یا حتی تبسم مشاهده میکنید. این موج سوگ در کشور با رکود و کسادی بازار ارتباط تنگاتنگ دارد و اخبار تهدیدات امریکا به جنگ بطور فزاینده ای بر زبان مردم جاریست و اکثریت مردم بیش از توافق به وقوع جنگ نظر دارند.
لازم نیست به آمارهای اقتصادی و بانکی مراجعه کرد تا از فلج شدن اقتصادی کشور مطلع شد. فقط با سفری از یک گوشه شهر به گوشه دیگر می‌توان به این واقعیت تلخ پی برد.

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد:
https://telegram.me/pyknet
عنوان اول پیک نت 10 اسفند
حمله به ایران را
جمعه شب پیش بینی کردیم!

سرانجام، در ساعات اولیه روز گذشته (شنبه) امریکا و اسرائیل، مشترکا به ایران حمله نظامی کردند و ایران نیز با چند ساعت تاخیر به این حمله پاسخ موشکی داد. آنها که پیک نت را پیگیرانه می خوانند، میدانند که جمعه شب، شماره شنبه منتشر شد و ما علیرغم همه خوش خیالی های ناشی از مذاکرات ژنو نوشتیم که عراقچی حرف های مفت تبلیغاتی می زند، چرا که مذاکرات شکست خورده است و مردم بیش از آنکه به حرف های عراقچی و به مذاکرات دل ببندند، نگران حمله نظامی اند و حتی زمان را هم پیش بینی می کنند: شنبه یا یکشنبه و حداکثر در آغاز هفته، یعنی روز دوشنبه. و دیدیم که پیش بینی مردم دقیق تر از پیش بینی باصطلاح سیاسیون داخل و خارج کشور و حکومتیان بود. سفر یک هفته ای یکی از همکاران ما به ایران و بازگشت وی، حجت را بر ما تمام کرد. فلج کامل اقتصادی کشور، نارضائی وسیع مردم و زخم خون چکان کشتار وسیع مردم در تظاهرات اعتراضی دیماه. کشتاری که حکومت یا خود و یا به توصیه عوامل نفوذی با سر در چاه آن افتاد و دست به اقدامی زد که شاهد بازتاب آن در بی تفاوتی (حداقل) در حمله به ایران هستیم. (مراجعه کنید به عنوان اول پیک نت روز گذشته) ما از روز جمعه گزارش هائی درباره تشدید فلج اینترنت از ایران دریافت کردیم و از ساعت 8 صبح به کسانی که برای رساندن اولین خبر حمله، از طریق اینترنت همراه موبایل با ما تماس گرفتند توصیه کردیم از خط خارج نشوند و تلفن خود را خاموش نکنند زیرا بزودی وصل دوباره آن ناممکن خواهد شد. اینگونه شد که ما توانستیم از واکنش های مردمی در نقاطی که بمباران شد (تبریز، مازندران، گرگان و تهران) مطلع شویم. انتشار این واکنش ها را در شرایط کنونی به صلاح نمیدانیم.
می خواهیم بنویسیم که حکومت غفلت های پس از جنگ 12 روزه را با پاسخ خونین به اعتراضات دیماه ادامه داد و دل به راهپیمائی 22 بهمن بست و درعین حال اسیر مافیاهای اقتصادی (الیگارش ها) باقی ماند تا رسیدیم به بازتاب نه قابل تعریف حمله نظامی، در جامعه!
آنچه را باید می گفتیم از فردای آغاز جنگ 12 روزه و متعاقب آن، در آغاز آتش بس آن جنگ نوشتیم. درباره حمله قریب الوقوع روز گذشته نیز در پیک نت جمعه شب آنچه را باید می نوشتیم، نوشتیم. دیگر چه باید بنویسیم؟ مگر اینکه ما هم بپیوندیم به جبهه "نامه" و امضاء جمع کردن بعنوان فعالیت سیاسی که پس از هر حادثه ای از خواب برمی خیزند و خمیازه ای به علامت زنده بودن می کشند! به دوستان و خوانندگان خود که منتظر شماره جدید پیک نت هستند، توصیه می کنیم، اخبار و تحلیل های روز شنبه پیک نت را اگر هم خوانده اند، یکبار دیگر هم بخوانند. تکرار این که کدام نقاط را ایران و یا اسرائیل و امریکا زدند، مثل نقل و نبات در همه سایت ها قابل دسترسی است و نیازی به تکرار آن در پیک نت نیست. مهم پیش بینی حادثه است و نه تفسیر آنچه روی داد.
(عکس هوائی از بیت رهبری)

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد:
https://telegram.me/pyknet
اطلاعیه راه توده
درباره تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران
از جنگ برای استقلال میهن نباید ترسید

تجاوز نظامی- فاشیستی امریکا و اسرائیل به ایران که منجر به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و شماری از فرماندهان برجسته نظامی و انتظامی و شماری غیر نظامی شد، بی تردید جنایتی است که در سینه تاریخ نه تنها ایران، بلکه جهان ثبت خواهد ماند. این تجاوز بر خلاف تصور اولیه، کوتاه مدت و ضربه ای نبود و نیست و هدف آن خاتمه بخشیدن به استقلال کشور و سلطه اسرائیل و امریکا بر ایران است. یعنی همان هدفی که در لبنان، ونزوئلا و سوریه تمرین شد و در واقع سلطه بر خاکریزهایی بود که راه تجاوز نظامی به ایران را هموار کرد. تجاوز نظامی به ایران ناممکن بود، مگر به دو دلیل:
1- غفلت چند دهساله برای کشف و جلوگیری از گسترش شبکه های جاسوسی اسرائیل و امریکا و انگلستان در نهادهای حکومتی
2- پهن شدن سفره غارت کشور برای مافیاهای اقتصادی که از نگاه ما، سهم آنها در زمینه سازی حمله نظامی به ایران انکار ناپذیر است. چنان که با بازنگرداندن دلارهای غارت شده، عملا بزرگترین بحران مالی را بوجود آورد و حکومت به جای مقابله قاطع با این دلار دزدان، متوسل به شوک درمانی اقتصادی شد که فاجعه خونین دیماه نتیجه مستقیم آنست.
از میان دهها دلیل دیگری که زمینه ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران شد، بنظر ما دو دلیل بالا مهم ترین آنها هستند.
درباره دوران رهبری آقای خامنه ای، با صراحت می توان گفت که نقش تاریخی وی در بنای قدرت نظامی ایران و سیاست گردش به شرق کتمان ناپذیر است، به همان اندازه که اشتباهات مهلک سیاسی و اقتصادی او انکار ناپذیر. اما، امروز بحث بر سر کارنامه آقای خامنه ای نیست، چرا که تاریخ فارغ از هیجان سازی های مذهبی و احساسی روز و زودگذر قضاوت خود را خواهد کرد. امروز بحث از آنست که با تجاوزی که به ایران شده باید قاطعانه مقابله کرد و در حمایت از عزمی که در این زمینه، در میان نظامیان و حکومتیان مشاهده می شود، حتی یک گام نباید عقب نشینی کرد. برای پرهیز از هر نوع عقب نشینی، باید زخم های جامعه را ترمیم کرد و بجای گرفتن گریبان مردم معترض به وضع اقتصادی کشور و خشمگین از تبعیض ها و کشتارها، گریبان غارتگران داخلی را گرفت و فضای سیاسی را به روی دگراندیشان عدالتخواه و طرفدار استقلال کشور گشود. یعنی همان شعارهای انقلاب 57 .
ما با قاطعیت اعلام می کنیم از ادامه پاسخ نظامی به مهاجمین (اسرائیل و امریکا) حمایت می کنیم و معتقدیم که در ادامه این پاسخ و حفظ اراده و عزم ملی، مهاجمین نه تنها به زانو در خواهند آمد، بلکه درسی فراموش نشدنی خواهند گرفت. امروز بسیاری از کشورهای منطقه، نگران سلطه اسرائیل و امریکا بر ایران و تکرار آن علیه کشورهای خود هستند. ما باید زمینه اتحاد نظامی با این کشورها را فراهم کنیم و این امر نه امروز، که در فردای غلبه بر مهاجمین می تواند تحقق یابد. از تمامیت ارضی ایران با چنگ و دندان باید دفاع کرد. نباید از جنگ ترسید، چرا که فردای پذیرش شکست در جنگ، اسارتی به ایران و ایرانی تحمیل خواهد شد هولناک تر از جنگ. آنها که مذاکره، پس از این تجاوز و کشتار را زمزمه می کنند، رنگ از رخسار پریدگانی اند که باید به حاشیه رانده شوند و در دهان آن غارتگرانی باید زد که از هم اکنون خود را آماده تحویل گرفتن حکومت کرده اند.
در این گذرگاه تاریخی، آن که می ماند و می رزمد، همراه ملت است و شک نیست که بُرنده ترین سلاح ها همیشه بدست رزمندگان می رسد، حتی اگر تولید داخلی نباشد! (10 اسفند 1404)

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد:
https://telegram.me/pyknet
فراخوان حزب کمونیست روسیه
برای دفاع از ایران

روز چهارشنبه، 11 مارس، فراکسیون حزب کمونیست روسیه در دومای دولتی این کشور یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد. در این کنفرانس گنادی زیوگانوف، دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست، و رئیس فراکسیون این حزب در مجلس دوما خطاب به خبرنگاران به تشریح وضعیت داخلی روسیه و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل پرداخت که آنچه وی در ارتباط با ایران مطرح کرد در ادامه می آید:
آمریکاییها، با جاه طلبیهای امپریالیستی خود، اساساً یک جنگ بزرگ جدید را آغاز کرده اند. ظرف ده روز گذشته، تقریباً تمام زخم ها و جراحات این سیاست وحشتناک و خشونت آمیزی که آمریکا علیه ایران راه انداخته، قابل مشاهده است. در این رابطه مجله تایم، مقاله مفصلی منتشر کرد که خلاصه ای از یافته ها و توصیف آنچه واقعاً اتفاق افتاده است را ارائه می دهد. به نظر من، مهمترین نتیجه گیری این است که حمله برق آسای نظامی ترامپ به ایران شکست خورده است. در این مجله، هشت کلاه بیسبال او که با عبارت «Make It Great» مزین شده اند، نماد مکان هایی هستند که او امسال «بمباران» کرده است. این فقط تمسخر ساده نیست، بلکه رد سیاست های تهاجمی و جنگ طلبانه ای است که مردم آمریکا در واقع آنها را رد کرده اند. یعنی تنها 24 درصد از شهروندان آمریکایی که در یک نظرسنجی شرکت کردند حامی این جنگ بودند.
این استراتژی که اگر رئیس جمهور یک کشور را بدزدیم یا رهبر یک کشور دیگر و خانواده اش را بکشیم، همه شهروندان دست های خود را به علامت تسلیم بالا می برند شکست خورده است. ایران به خوبی برای جنگ آماده شده بود. کاملاً می دانست که با چه نوع کوسه ای، چه نوع شکارچی ای سر و کار دارد و ایرانیان، از رهبری کشور گرفته تا ارتش، هشت موقعیت را برای کسانی که در صورت مرگ فرمانده، فرماندهی را به دست می گیرند، مشخص کرده اند. اتفاقاً، اتحاد جماهیر شوروی طی جنگهایی که به آن تحمیل شد سیستم مشابهی داشت، با سلسله مراتبی کاملاً مشخص، شامل همه رهبران و فرماندهان، کسانی که استراتژی و ماهیت جنگ را تعیین می کردند و کسانی که در میدان نبرد می جنگیدند. حتی یک فرمانده دسته، اگر کشته می شد، یک معاون داشت. اگر او نیز کشته می شد، اولین نفر در دسته مسئولیت را بر عهده می گرفت و می گفت: "من فرمانده هستم" و همه موظف بودند از گفته او پیروی کرده و اطاعت کنند...
باید تا حد امکان نیروهای خود را علیه آتش افروزانی که جنگ جنایت کارانه ای را بر ضد ایران و دیگر مناطق براه انداخته اند متحد سازیم. خواه نا خواه، استراتژی ایالات متحده، کشورهای چین، روسیه و ایران را رقبای اصلی خود اعلام می کند. وظیفه به ما حکم می کند که ما نیز با متحدین خود در یک اتحاد نظامی قرار بگیریم تا بتوانیم با وحشی گری های این جبهه امپریالیستی مقابله کنیم.
اطلاعیه شماره 2 راه توده
درباره تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران
درود به مردم مقاوم
و نیروهای نظامی ایران

12 روز از تجاوز نظامی مشترک اسرائیل و امریکا به ایران گذشت. مردم ایران و نیروهای مسلح کشور به هر دو متجاوز، که منتظر سقوط ایران در چند روز و حتی چند ساعت اولیه این تجاوز به دامن خونینشان بودند نشان دادند که ایران و ایرانی اهل تسلیم و پذیرش سلطه نیستند. تاریخ ایران، این پایداری را، علیرغم همه خسارات مالی و جانی آن، در زرین ترین برگ ها خواهد نوشت.
راه توده در نخستین اطلاعیه خود که در همان روز اول تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل (10 اسفند) با عنوان "از جنگ نباید ترسید" منتشر کرد، با هر نوع سازش و تسلیم مخالفت کرده و خواهان مقابله با متجاوزین شد. ما هم هنگام تدوین اطلاعیه 10 اسفند و هم در اطلاعیه دوم که اکنون انتشار یافته، معتقد بوده و هستیم که ابعاد کشتار و خسارات و تلفات وارد آمده به ایران (اعم از نظامی و غیر نظامی) طی 12 روز اخیر، به مراتب کمتر از زبونی و تسلیمی است که در آن صورت از ایران یک ویرانه می ساختند. با همین یقین در اطلاعیه نخست، تاکید کردیم که طرفداران تسلیم و سازش را باید از حاکمیت طرد کرد، که خوشبختانه چنین نیز شد.
درباره غفلت های پیش از تجاوز و سیاست های حاکمیت و شخص رهبر وقت جمهوری اسلامی (علی خامنه ای) و یا انتخاب رهبر جانشین و بیانیه منتسب به مجتبی خامنه ای می توان در آینده سخن گفت، چرا که امروز، زمان نقد گذشته و انتصاب رهبر جایگزین نیست، بلکه زمان تاکید بر عزم ملی و دفاع از نیروهای نظامی کشور در انجام آن وظیفه ایست که علیرغم ضربات وارده به فرماندهان آن، طی این 12 روز به شایستگی مشغول آن بوده و هستند. در همینجا یکبار دیگر بر این نظر خود تاکید می کنیم که علیرغم هر انتقادی که به دوران رهبری علی خامنه ای داشته باشیم، این واقعیت را نباید از نظر دور داشته باشیم که وی در ساختن قدرت نظامی ایران، نقشی بزرگ ایفاء کرد. اگر نبود این قدرت، شک نداریم که ایران تاکنون به چند پاره تقسیم شده بود. فراموش نکنیم که حتی این قدرت نظامی و سازماندهی مدبرانه آن، بدون حمایت مردم نمی توانست به دستآوردهای کنونی دست یابد.
در تمام 12 روز گذشته، ما اطلاع داریم که هر شب، دسته های چند ده هزار نفره مردم محلات تهران، با فریاد "مقاومت شعار ماست" در کوچه ها و میادین مناطق جمع می شدند. همینجا این نگرانی را طرح می کنیم که باید توان اقتصادی کشور برای حمایت از این همت و عزم ملی را بالا برد و این ممکن نیست مگر با گرفتن گریبان غارتگران. همانها که آماده فرار از کشور و یا در آمدن به خدمت امریکا و اسرائیل هستند و اتفاقا همانها طرفدار سازش و تسلیم اند.
اگر ضعف بزرگی را بخواهیم برای مقاومت کنونی مردم بر شماریم، همین وضع اسفبار اقتصادی است. این وضع با تشکیل دولتی ملی، به بایگانی سپردن سیاست به غایت غلط "خودی و غیر خودی" و دولتی در خدمت اکثریت مردم باید تغییر کند. مقدمات این تغییر، علیرغم شرایط جنگی حاکم بر کشور، از هم اکنون باید فراهم شود.
ضمن تاکید بر ادامه مقابله با متجاوزین، مستحکم تر کردن اتحاد با کشورها و دولت های دوست - بویژه روسیه، چین و کره شمالی- را توصیه می کنیم و با تائید پرهیز از آتش بس، چارچوب اعلام شده از سوی ایران برای هر نوع مذاکرات برای دستیابی به قرارداد صلح را تائید می کنیم. چنین قراردادی نیازمند نظارت و ضمانت بین المللی است و یقین داریم که دو قدرت جهانی چین و روسیه از آن حمایت خواهند کرد.
در ادامه این بیانیه، لازم میدانیم تا ایرانیان خارج از کشور، بویژه سازمان های سیاسی چپ و ملی را خطاب قرار داده و بگوئیم که آنچه که باید با آن مخالفت شود، نه جنگ، بلکه تجاوز است که باید محکوم شود. شعار "مخالفت با جنگ" عملا در حاشیه قرار دادن تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران است.
(21 اسفند 1404)
پیک نت - Pyknet pinned «اطلاعیه شماره 2 راه توده درباره تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران درود به مردم مقاوم و نیروهای نظامی ایران 12 روز از تجاوز نظامی مشترک اسرائیل و امریکا به ایران گذشت. مردم ایران و نیروهای مسلح کشور به هر دو متجاوز، که منتظر سقوط ایران در چند روز و حتی…»
اطلاعیه شماره 3 راه توده (اول فروردین 1405)

درباره تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل
برای ادامه پاسخ به تجاوز
از هیچ تهدید نباید ترسید

22 روز از تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل به میهن ما "ایران" و دفاع نظامی ایران در پاسخ به این تجاوز گذشت. در کوتاه ترین جمله می توان نوشت که ایران بر خلاف تجاوزها و ترورهای گذشته که ظاهرا رهبر پیشین جمهوری اسلامی با نوعی دور اندشی و خریدن وقت برای آمادگی نظامی بیشتر مانع پاسخ نظامی قاطع به آنها بود، اینبار پاسخی که اکثریت مردم طالب آن بودند، داده شد که ادامه نیز دارد. این که این پاسخ پایگاه های نظامی امریکا در منطقه و خاک اسرائیل را مستقیما هدف قرار داده، نه تنها طبیعی بلکه لازم بود، چرا که هر نوع مماشات، همان نتیجه ای را میداد که در گذشته داد. ضعف بزرگ ایران آن است که در گذشته آنگونه که لازم بود با کمک متحدان قدرتمندی مانند چین و روسیه خود را آماده این پاسخ نکرده بود. ایران از همان واقعه ترور قاسم سلیمانی و فخری‌زاده و ترور پیجری روی داده در هلیکوپتر رئیس جمهور و وزیر خارجه‌اش باید خود را آماده مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا می کرد که اگر کرده بود، ای بسا حمله متجاوزانه 12 روزه و ترورهای همزمان با آن روی نمی داد. اگر پاسخ به تجاوز کنونی نیز گرفتار بازی های سیاسی مانند اطلاع به امریکا برای موشک پرانی نمایشی به پایگاه نظامی امریکا در عین الاسد می شد، متجاوزان گام بلندتر را پس از تجاوزی که اکنون ایران سرگرم پاسخ به آنست برمیداشتند.
در این روزها، در فضای مجازی، ایران را از تشکیل جبهه متحد خلیج فارس علیه ایران به دلیل بستن تنگه هرمز و حمله به پایگاههای امریکا در منطقه می ترسانند و سعی در تقویت جبهه سازش و تسلیم را دارند. در این زمینه باید گفت که اگر هم چنین جبهه ای تشکیل شود، فراتر از استفاده از سلاح های امریکائی نخواهد بود که امریکا خود پیشاپیش سرگرم استفاده از آنهاست. چنین جبهه ای اگر توان و قدرت نظامی داشت در یمن شکست نمی خورد. اینها بازی های رسانه ایست و نباید تسلیم آن ها شد. به مصداق ضرب المثل "مرگ یکبار و شیون هم یکبار" ایران باید تکلیف خود را در این جنگ چنان روشن کند که هوس تکرار تجاوز به دل هیچ قدرتی راه نیابد. از جمله در حمله به حساس ترین مراکز نظامی و نشان دادن توان شلیک به مرکز اتمی اسرائیل.
بجای ترساندن ایران از جبهه خلیج فارس، باید شجاعت یاری چین و روسیه و کره شمالی را ستود و مرکز ثقل سیاسی را روی بحران نفتی و اقتصادی اروپا قرار داد که میان دو جنگ اوکراین و ایران گرفتار آمده است. از جنجال پیرامون پیاده شدن نیروهای نظامی امریکا در جزایر ایران نیز نباید ترسید، چرا که میدانند قلم پایشان خواهد شکست، مگر آن که از هم اکنون عقب نشینی با پای شکسته را تمرین کرده باشند.
بدین ترتیب، تکلیف توده‌ای‌های واقعی از همان ابتدای تجاوز اخیر با اطلاعیه شماره یک به تاریخ 10 اسفند معلوم بود و هست. این تکلیف همان است که در بالا به آن اشاره شد و لاغیر! امروز بحث این نیست که حکومت بد یا خوب است، بد کرده و بد می کند، بلکه بحث بر سر موجودیت ایران و تمامیت ارضی کشور است و این مهم ممکن نیست، مگر با قدرت نظامی و حمایت مردمی. به همین دلیل باید با تمام توان از نظامیان ایران (اعم از ارتش و سپاه) دفاع کرد. آنها 47 سال با درآمدهای کشور آموزش دیده و تجهیز شده اند و امروز وظیفه ملی و میهنی دارند که از تمامیت ایران دفاع کنند. مسئله به همین سادگی است و به هیچ وجه نباید در دست اندازهای سیاسی مرور گذشته های حکومت و به این بهانه، پا سست کردن در برابر ضرورت مقابله با متجاوزین افتاد. این دفتر می تواند و باید پس از پایان این تجاوز بار دیگر باز شود. چنان که دفتر عملکرد و تصمیمات درست و غلط رهبر پیشین جمهوری اسلامی. ما خود از جمله جریان های سیاسی هستیم که در ورق زدن این دفتر از هیچ جریان سیاسی دیگری کم نمی آوریم، چرا که حزب توده ایران یک انقلاب را از حاکمیت جمهوری اسلامی طلب دارد.
از آنجا که اینترنت در ایران قفل است و تنها چند برنامه داخلی مانند "بله"، "روبیکا" و ... فعالند، ما با هدف تسهیل سرعت دستیابی به نظرات راه توده از یکسو، و حرکت در همین برنامه ها، تا لب خط قرمزهائی که به بهانه آنها، جلوی اشاعه نظرات ما را می گیرند، سعی می کنیم، هر چند روز یکبار اطلاعیه ای تحلیلی به همراه نظرات مشخص خود یپرامون رویدادهای سیاسی مهم تهیه و منتشر کنیم.
1- درباره تجدید مدیریت و رهبری شورای عالی امنیت ملی، با توجه به نقشی که امروز نیروهای نظامی کشور برعهده دارند، ما فکر می کنیم این سکان را باید بدست افراد با سابقه ای نظیر سرلشکر رحیم صفوی فرمانده کل و سابق سپاه سپرد.
در این روزها دو بیانیه با امضای مجتبی خامنه ای (بمناسبت برگزیده شدن وی به رهبری و همچنین پیام کوتاه نوروزی) منتشر شده است. نخست این که ما همچنان بر این نظر خود پافشاری می کنیم که انقلاب یک رهبر داشت و آن رهبر آیت الله خمینی بود. بنابراین، هم آقای علی خامنه ای و هم مجتبی خامنه ای را بعنوان رهبر جمهوری اسلامی میتوان خطاب کرد و نه رهبر انقلاب و یا ولی فقیه. مسئله بعدی محتوای دو بیانیه ایست که با امضای ایشان منتشر شده است. در بیانیه نخست چند نکته قابل توجه وجود دارد:
1- تاکید این بیانیه بدرستی روی مذهبی و ملی بودن جامعه است.
2- ادعای حضور ناشناخته ایشان در میان مردم و آگاهی از نظرات انتقادی آنها نسبت به حکومت که در همین بیانیه این انتقادها تائید شده است. بویژه در زمینه نارضائی وسیع مردم از وضع اقتصادی و اختلاف طبقاتی موجود.
3- ادعای تهیه طرحی اقتصادی برای برون رفت کشور از بحران و پاسخ عملی به انتقادها و نارضائی های مردم.
4- تاکید بر ادامه پاسخ به تجاوز اسراییل و امریکا به ایران و هدف قرار دادن پایگاههای نظامی امریکا در منطقه تا لحظه قبول مذاکرات صلح و رسیدن به یک قرارداد همه جانبه که ضامن جلوگیری از تکرار تجاوز باشد.
5- انتقادی که فعلا به این بیانیه وجود دارد، اولا استفاده از تاریخ قمری آنست و همچنین بهره گیری پیاپی از لغات و اصطلاحات عربی و آیه های قرآنی که ظاهرا هدف از آن جلب نظر و جلب حمایت روحانیون و آیت الله ها باید باشد. ایشان در همان جمع آوری نظرات کوچه و بازار باید دانسته باشد که امروز روحانیون در ایران هرگز اعتبار گذشته را ندارند و تلاش برای جلب نظر آنها شاید در خود حکومت موثر باشد، اما تاثیر در جلب نظر مردم ندارد.
---
در پایان این بیانیه، هیچ گریزی از انتقاد از تاخیر 20 روزه بیانیه صورتی رنگ و چند پهلوی نهضت آزادی و جبهه اصلاحات و همچنین چهره های هنری و ورزشی نیست، که گوئی منتظر بودند و حتی هستند تا ببینند باد از کدام سو می وزد تا مطابق آن کلاه بر سر بگذارند و یا کلاه از سر بردارند.
بیانیه چهارم راه توده درباره تجاوز امریکا و اسرائیل
‏مذاکره برای صلح "بله"
فریب آتش بس "هرگز"!

هیچ جنگی ابدی نیست و سرانجام به پایان می رسد. خبرهایی درباره امکان آغاز مذاکرات صلح در جنگ امریکا و اسرائیل با ایران منتشر شده که قطعا همه آنها واقعیات ندارند و آلوده به شایعات نیز هستند. درعین حال از آنجا که می گویند "اگر چیزی نباشد، نگویند چیزها"، می توان حدس زد که پیام و پسغام هائی میان امریکا و ایران علیرغم بی اعتمادی کامل ایران به گفته های ترامپ و پرهیز از فریب مذاکره، رد و بدل شده است. البته با واسطه هائی که هنوز معلوم نیست این واسطه ها کیستند؟ شک نداریم که این واسطه ها دیگر حکام قطر و عمان نیستند زیرا آنها خود عملا پایگاه امریکا برای تهاجم به ایران بوده اند. بنابراین، حکام دو کشور پاکستان و بویژه ترکیه میتوانند واسطه های رد و بدل شدن پیام ها باشند.
خبرگزاری العربیه به نقل از کانال ۱۲ اسرائیل، مدعی است که نتانیاهو خواهان آتش‌بس یک ماهه است و امریکا نیز با آن موافقت دارد. اما ایران زیر بار چنین اتش بسی نخواهد رفت زیرا عاقل دو بار یک اشتباه را تکرار نمی کند. قبول آتش بس در جنگ 12 روزه اشتباهی بود که اینبار تکرار نخواهد شد.
العربیه مدعی است که در طول آتش بس یک ماهه قرار است یک طرح صلح 15 ماده ای از سوی امریکا روی میز قرار گیرد که بموجب آن تحریم‌ها علیه ایران در برابر خاتمه هرگونه فعالیت اتمی ایران لغو خواهد شد و ایران متعهد می شود که هر نوع فعالیت هسته ای خود را متوقف کرده و غنی سازی را فراموش کند و اورانیوم غنی شده خود را تحویل آژانس بین المللی انرژی اتمی بدهد. در همین چارچوب ایران باید سایت‌های نطنز، اصفهان و فردو را تخریب کند. در سیاست خارجی نیز ایران نباید از گروه های طرفدار خود در منطقه حمایت نظامی- تسلیحاتی کند. درباره تنگه هرمز نیز ایران باید آن را باز کند و متعهد شود که تولید موشک های بالستیکش صرفا جنبه دفاعی داشته باشد.
بموجب همین طرح ادعائی گویا در صورت قبول شروط بالا از جانب ایران، تمام تحریم ها علیه ایران لغو می شود و به ایران اجازه داده می شود که برنامه اتمی غیر نظامی خود را در نیروگاه بوشهر ادامه بدهد.
‏طبیعی است که ایران بعنوان طرف پیروز در مقاومت در برابر تهاجم امریکا و اسرائیل به ایران، چنین شروطی را نخواهد پذیرفت. در حقیقت هرگز در طول تاریخ مهاجم ناکام، شرایط مصالحه را به سود خود اعلام نمی کند.
ما نا کامی را در تازه ترین اظهار نظر ترامپ که در توئیت روز سه شنبه خود نوشت "جنگ تمام شده" شاهد شدیم. البته او عادت به دروغگوئی و خالی بندی دارد و این توئیت او را نیز نباید جدی تلقی کرد. درحالیکه یک اظهار نظر دیگر را باید جدی تلقی کرد. این اظهار نظر را نتانیاهو در پیام تلویزیونی خود در اسرائیل اعلام کرد. او گفت:
«امروز صبح با دوستمان، رئیس‌جمهور ترامپ صحبت کردم. رئیس‌جمهور ترامپ معتقد است که فرصتی وجود دارد تا با استفاده از دستاوردهای بزرگ ارتش اسرائیل و ارتش آمریکا، اهداف جنگ را در قالب یک توافق به دست آوریم، توافقی که منافع حیاتی ما را حفظ خواهد کرد.»
به این ترتیب نتانیاهو که تا حالا مانند همه جنگ هائی که در منطقه داشته خود را فاتح می داند، برای نخستین بار خواهان توافقی شده که منافع اسرائیل را حفظ کند! او اگر این منافع را با جنگ بدست آورده بود نیازمند توافق برای کسب آن نبود.
حتی همین اظهار نظرها نشان میدهد که باد در پرچم ایران است و در هر نوع مذاکره ای برای صلح (درعین ادامه نبرد در میدان جنگ. یعنی همان استراتژی ویتنام در جنگ با امریکا. مذاکرات در پاریس و جنگ در جبهه ها) باید منافع ایران تامین و تضمین شود.
از جمله خروج امریکا از منطقه، پیمان صلح دائم، انعقاد پیمان امنیت خلیج فارس بین همسایگان و تنظیم رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز و خلیج فارس برای عبور ناوگانهای کشتیرانی از تنگه هرمز.
این منافع که از شروط اولیه ایران برای قبول صلح است، در طرحی که العربیه منتشر کرده لحاظ نشده است، مگر لغو تحریم ها که آن هم در برابر امتیازهائی است که ایران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت. یعنی مردم اجازه از کف رفتن دستآوردهائی که به قیمت جان و ویرانی بدست آمده و حاصل مقاومت در برابر مهاجمین است را نمیدهند. شاید امریکا بر این تصور باشد که با حمله زمینی و اشغال یکی از جزایر مهم ایران (برای مثال "خارک") بخواهد پشت میز مذاکرات از ایران برای تحمیل خواسته های خود باج بگیرد. این باج گیری نیز جز شکست برای امریکا و اسرائیل حاصلی نخواهد داشت و مذاکرات صلح و قبول پیروزی ایران را دشوارتر خواهد کرد.
--------------------------
آنچه درباره ترورهائی که دراین تجاوز و تقابل از جانب مهاجمین صورت گرفت، پس از پایان مذاکرات صلح می توان، آنها را در مجامع بین المللی دنبال کرد، زیرا ترور جنگ نیست، بلکه ترور است، حتی اگر در جریان جنگ و توسط دو طرف جنگ صورت گرفته باشد که درباره تهاجم به ایران، کشور ما نه تنها قربانی تجاوز بلکه قربانی ترورهای گسترده از سوی مهاجمین نیز شد.
1- با زدن الومینوم امارات یا بحرین معلوم شد که سنگ این دو صنعت در بحرین و امارات از ایران صادر می شده و در انجا تبدیل به مواد لازم برای صنایع نظامی امریکا می شده است.

2- شعار سازش با چنان مخالفتی از سوی مردم مواجه است که اگر گامی دراین جهت برداشته شود کار به جنگ داخلی می کشد. مردم میدانند که حتی 6 ماه آتش بس هم به معنای آنست که 6 ماه دیگر دوباره به ایران حمله خواهند کرد. حتی ویرانگرتر از اکنون. به همین دلیل است که مردم می گویند همین حالا بایستیم و کار را یکسره کنیم.

3- تهدیدی که زمزمه آن می شود، ترورهای بیشتر و استفاده از سلاح اتمی از سوی اسرائیل و یا امریکا علیه ایران است. درباره ترور، تجربه نشان داده که درصورت ادامه و حتی تشدید آن، عزم ملی برای مقابله بیشتر می شود. درباره استفاده از بمب اتم هم که گاهی از جانب اسرائیل بصورت غیر مستقیم مطرح می شود، مردم معتقدند که ایران هم باید خود را آماده مقابله به مثل کند. البته فعلا همه استفاده از این سلاح اتمی را بعید میدانند. شاید در نطنز و مکان هائی مشابه آن دست به این اقدام برنند اما بیش از آن را باید دور از اقدام دانست.

4- درباره مدیریت کشور و استراتژی جنگی ایران چند نکته را نباید از نظر دور داشت. نخست این که ایران برخلاف جنگ 12 روزه، بخوبی میداند کجا را در منطقه و در اسرائیل بزند و کجا را نزند که این مسئله نشان دهنده هوشیاری بسیار است. برای مثال در همین بستن تنگه هرمز، ایران بسیار هوشمندان تنگه را بطور کلی نبسته و آن را برای کشورهای دوست و حتی کشورهای غیر متخاصم باز گذاشته است و به این ترتیب جلوی تبلیغات و تحریکات غربی ها را گرفته است. ایران خوب میداند که اگر تنگه را کامل ببندد، عملا اهمیت بستن بودن تنگه هرمز بعنوان یک اهرم فشار به امریکا را از دست داده است. به همین دلیل باید گفت که نیروی نظامی ایران تنگه را بسیار هوشمندانه مدیریت می کند. جالب است که روسیه و چین هم جلوی قطعنامه بحرین علیه ایران به بهانه بستن تنگه هرمز را به این دلیل که تنگه بطور کامل بسته نشده گرفتند و در عین حال گفتند اول باید تجاوز به ایران متوقف شود. مسئله تنگه هرمز فرع بر تجاوز است!

5- درباره مدیریت و رهبری کشور، تمام شواهد نشان میدهد که علیرغم ترورهائی که چه در عرصه مدیریت کشور و چه در عرصه نظامی انجام شد، کشور با دقت بیشتری درمقایسه با گذشته اداره می شود. ظاهرا یک نسل جدید مدیریت کشور را برعهده گرفته و کار دست کسانی نیست که جلوی صحنه هستند. چنان همه چیز سر جای خودش است که بسیار بعید است کار دست مدیران گذشته و جلوی صحنه باشد. حتی امور شهرداری تهران چنان با دقت اداره می شود که بسیار بعید است کار دست زاکانی شهردار تهران باشد. همینطور است مدیریت هلال احمر و یا بیمارستانها، آب، برق، گاز و... این که چه کس و یا کسانی کشور را مدیریت می کند و یا می کنند معلوم نیست. آنچه معلوم است اینست که نظم کم نظیری بر کشور حاکم شده است.

6- دوست من که با حکومت کار کرده و در خارک هم بوده و یک دوره هم رفته بوده المان و پیمانکار بوده هم همین نظر را درباره مدیریت کنونی ایران دارد. می گفت: مدیران قدیمی یک عده را بعنوان کارآموز اورده بودند که بشدت علاقمند و فعال و دنبال یادگیری بودند.
قرائن نشان میدهد که یک جریان کارشناسی کشور را می گرداند و مدیران گذشته در حاشیه قرار گرفته اند. چند روز پیش برق کرج را زدند و قطع شد. دو سه ساعت طول نکشید که وصل شد.

7- 47 سال شعارهای حکومتی علیه اسرائیل و امریکا در نماز جمعه ها، تظاهرات و راهپیمائی های حکومتی و در دیدار با رهبر پیشین جمهوری اسلامی هرگز تبدیل به درک عمیق و وسیع مردم از ماهیت اسرائیل و امریکا و بویژه اسرائیل نشد، چنان که در همین جنگ اخیر شد. نفرت و خشمی که از اسرائیل در میان اکثریت تقریبا مطلق مردم بوجود آمده چنان است که اگر یک خلبان اسرائیلی اگر هواپیمایش در ایران سقوط کند، بیم آن می رود که مردم در صورت پیدا کردن خلبان با دندان گوشت تن او را بکنند. مردم ایران، بویژه نسل های پس از انقلاب تازه فهمیده اند اسرائیل کیست و چیست!

8- ایران روی چین برای بازسازی حساب کرده و به همین دلیل هم میگویند پول نفت به یوان به حساب چین برود. بخشی ازنگرانی غربگرایان طرفدار آتش بس و تسلیم هم ترس از همین آینده است.
گروه های بزرگی از کارشناسان چینی وارد ایران شده اند که بی ارتباط با همین آینده نگری حکومت نیست. "بائو" نماینده "چاینا پترلیوم" اکنون در ایران است. حتی اگر همه پالایشگاه های ایران هم زده شود چین آنها را بسرعت بازسازی خواهد کرد.
9- مرزهای آبی در شمال ایران بسرعت فعال شده و کشتی های باری در آنها پهلو می گیرند. این کشتی ها حامل غلات و دیگر مواد اولیه غذائی است که از روسیه وجمهوری های قفقاز به ایران ارسال می شود تا در صورت گسترش بمباران ها و بسته شدن مرزهای جنوبی و غربی کشور، مردم به زانو در نیآیند. خوب که صحنه را نگاه کنید، معلوم می شود که چین و روسیه و ایران بصورت یک مثلث به هم پیوسته کار می کنند. در زمینه نظامی هم چین و بویژه روسیه بزرگترین کمک را به ایران کرده اند و شاهدیم که پدافند ایران قوی شده است.

10- درباره نقش یمن بعنوان متحد ایران هم این نکته را باید بدانیم که ایران یمن را بعنوان برگی مهم ذخیره کرده است. رو شدن موشک های بالستیک یمن در حملات اخیر به اسرائیل و در حمایت از حزب الله نشان داد که این برگ می تواند نقش مهم در جنگ ایران با اسرائیل و امریکا بازی کند. از جمله با بستن تنگه باب المندب در صورت ورود زمینی امریکا به جزایر ایران برای در اختیار گرفتن تنگه هرمز.

11- نه تنها اخبار مربوط به ضربات نظامی ایران و حزب الله به اسرائیل بشدت سانسور می شود، بلکه اخبار سیاسی اسرائیل هم بشدت تحت کنترل است. یکی از همکاران پیک نت که در فرانسه فعالیت اقتصادی دارد، روز جمعه گذشته گزارش داد که شمار زیادی از اسرائیلی ها آواره شده اند و بازار فرانسه پر از اسراییلی های فراری شده است.

12- نه تنها عراق گام به گام به جبهه ایران نزدیک شده، بلکه در سوریه نیز گروه هایی برای مقابله با اسرائیل شکل گرفته اند و حالا "جولانی" که در گذشته ادعاهای اسلامی و ضد اسرائیل داشته در بد چاله ای گرفتار شده است. چنان که اگر مبارزه این گروه ها با اسرائیل را تائید نکند، سرنگونی اش قطعی است.
در بحرین اکثریت شیعه این کشور تبدیل به آتش زیر خاکستر شده است. کافی است ایران پل ارتباطی بحرین و عربستان را به تلافی حمله به زیر ساخت ها ایران بزند. در اینصورت یمن می تواند بحرین را با توجه به پیوندی که شیعیان بحرین با یمنی ها دارند تصرف کند. نزدیک به 80 در صد مردم بحرین شیعه اند.

13- تعطیلات نوروز تمام شده و مردمی که به سفر رفته بودند و یا برای گریز از بمباران ها تهران را ترک کرده بودند از دو روز پیش به خانه و زندگی خود باز گشته اند. درباره محلات کم خطر و پر خطر تهران این را می توان گفت که امنیت بستگی به محل زندگی در تهران و طبقه ای که از نظر ارتفاع در آن زندگی می کنید دارد. انها که در طبقات بالاتر زندگی می کنند بیشتر نگرانند و صداهای انفجار بیشتر شنیده می شود. کار ادارات شروع شده که البته 20 تا 30 در صد دورکاری می کنند.

14- برخلاف تبلیغاتی که تلویزیون های فارسی زبان و یا در فضای مجازی می کنند، حالت نظامی بر کشور حاکم نیست. تعدادی ایست و بازرسی وجود دارد اما اکثرا جلوی هیچکس را نمی گیرند.