منتخب اخبار منطقه و جهان
جی دی ونس، رییس جمهور گفت: بروید و توافق کنید
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048809/
روسیه: اجرای کامل تفاهم میان ایران و امریکا ضروری است
https://www.khabaronline.ir/news/2241283/
وانگ یی: امریکا و ایران باید به توافقی دست یابند که برای همه طرف ها قابل قبول باشد
https://spnfa.ir/20260630/30099469.html
محور جدید به رهبری عربستان در خاورمیانه
https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/128382/
زاخارووا: فون درلاین «دروغ گوی حرفه درجه یک» است
https://www.khabaronline.ir/news/2241075/
حمله هوایی روسیه به کی یف 27 کشته و 91 زخمی برجای گذاشت
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783047388342482
تاکتیک جدید روسیه در حمله موشکی ممکن است اوکراین را به صلح وادار کند
https://spnfa.ir/20260702/30128637.html
روسیه اعلام کرد آماده ادامه مذاکرات با اوکراین است
https://spnfa.ir/20260703/30132612.html
روسیه چند گذرگاه مرزی با لتونی، فنلاند و استونی را بست
https://spnfa.ir/20260630/30100650.html
حزب کمونیست چین پس از 105 سال همچنان پویایی خود را حفظ کرده است
https://persian.cri.cn/2026/07/02/ARTI1782974437592732
اذعان جهان به شایستگی های حزب 105 ساله چین
https://persian.cri.cn/2026/07/02/ARTI1782960375182426
اعزام سه یخ شکن پژوهشی چین به قطب شمال
https://persian.cri.cn/2026/07/04/ARTI1783127429799379
جی دی ونس، رییس جمهور گفت: بروید و توافق کنید
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048809/
روسیه: اجرای کامل تفاهم میان ایران و امریکا ضروری است
https://www.khabaronline.ir/news/2241283/
وانگ یی: امریکا و ایران باید به توافقی دست یابند که برای همه طرف ها قابل قبول باشد
https://spnfa.ir/20260630/30099469.html
محور جدید به رهبری عربستان در خاورمیانه
https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/128382/
زاخارووا: فون درلاین «دروغ گوی حرفه درجه یک» است
https://www.khabaronline.ir/news/2241075/
حمله هوایی روسیه به کی یف 27 کشته و 91 زخمی برجای گذاشت
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783047388342482
تاکتیک جدید روسیه در حمله موشکی ممکن است اوکراین را به صلح وادار کند
https://spnfa.ir/20260702/30128637.html
روسیه اعلام کرد آماده ادامه مذاکرات با اوکراین است
https://spnfa.ir/20260703/30132612.html
روسیه چند گذرگاه مرزی با لتونی، فنلاند و استونی را بست
https://spnfa.ir/20260630/30100650.html
حزب کمونیست چین پس از 105 سال همچنان پویایی خود را حفظ کرده است
https://persian.cri.cn/2026/07/02/ARTI1782974437592732
اذعان جهان به شایستگی های حزب 105 ساله چین
https://persian.cri.cn/2026/07/02/ARTI1782960375182426
اعزام سه یخ شکن پژوهشی چین به قطب شمال
https://persian.cri.cn/2026/07/04/ARTI1783127429799379
منتخب اخبار سیاسی – اجتماعی
پزشکیان: تمرکز قدرت در یک حلقه محدود مطلوب نیست
https://www.khabaronline.ir/news/2240729/
دیدار وزیر خارجه طالبان با عراقچی
https://www.khabaronline.ir/news/2241262/
کدام یک از فرماندهان نظامی به تفاهم نامه ایران و امریکا رای مثبت دادند
https://www.khabaronline.ir/news/2240149/
سفارت اتریش در تهران فعالیت خود را از سرگرفت
https://www.khabaronline.ir/news/2241282
زندگی سیاسی محمدباقر قالیباف
https://www.dw.com/fa-ir/a-77774180
تصویر سران نظام به پیکر علی خامنه ای
https://www.khabaronline.ir/photo/2241571/
زمزمه سرود ملی ایران در مصلی توسط مردم
https://www.entekhab.ir/fa/news/928639/
پزشکیان: تمرکز قدرت در یک حلقه محدود مطلوب نیست
https://www.khabaronline.ir/news/2240729/
دیدار وزیر خارجه طالبان با عراقچی
https://www.khabaronline.ir/news/2241262/
کدام یک از فرماندهان نظامی به تفاهم نامه ایران و امریکا رای مثبت دادند
https://www.khabaronline.ir/news/2240149/
سفارت اتریش در تهران فعالیت خود را از سرگرفت
https://www.khabaronline.ir/news/2241282
زندگی سیاسی محمدباقر قالیباف
https://www.dw.com/fa-ir/a-77774180
تصویر سران نظام به پیکر علی خامنه ای
https://www.khabaronline.ir/photo/2241571/
زمزمه سرود ملی ایران در مصلی توسط مردم
https://www.entekhab.ir/fa/news/928639/
منتخب اخباراستان ها و شهرستان ها
سفارت اتریش در تهران فعالیت خود را از سرگرفت
https://www.khabaronline.ir/news/2241282
دیدار وزیر خارجه طالبان با عراقچی
https://www.khabaronline.ir/news/2241262/
کدام یک از فرماندهان نظامی به تفاهم نامه ایران و امریکا رای مثبت دادند
https://www.khabaronline.ir/news/2240149/
زندگی سیاسی محمدباقر قالیباف
https://www.dw.com/fa-ir/a-77774180
سفارت اتریش در تهران فعالیت خود را از سرگرفت
https://www.khabaronline.ir/news/2241282
دیدار وزیر خارجه طالبان با عراقچی
https://www.khabaronline.ir/news/2241262/
کدام یک از فرماندهان نظامی به تفاهم نامه ایران و امریکا رای مثبت دادند
https://www.khabaronline.ir/news/2240149/
زندگی سیاسی محمدباقر قالیباف
https://www.dw.com/fa-ir/a-77774180
منتخب اخبار ورزشی
بازگشت تیم ملی فوتبال ایران
https://spnfa.ir/20260701/30109749.html
بیرانوند: شرمنده مردم شدیم
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048780/
86 دقیقه عجیب اروپا در مقابل آفریقا در جام جهانی
https://www.khabaronline.ir/news/2241291/
شگفتی های دروازه بان 42 ساله «کیپ ورد» مقابل آرژانتین
https://www.entekhab.ir/fa/news/928637
بازگشت تیم ملی فوتبال ایران
https://spnfa.ir/20260701/30109749.html
بیرانوند: شرمنده مردم شدیم
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048780/
86 دقیقه عجیب اروپا در مقابل آفریقا در جام جهانی
https://www.khabaronline.ir/news/2241291/
شگفتی های دروازه بان 42 ساله «کیپ ورد» مقابل آرژانتین
https://www.entekhab.ir/fa/news/928637
منتخب اخبار فرهنگی – هنری
دختر شایسته سال 1348 ایران در سن 75 سالگی در "ارومیه" به قتل رسید
https://www.khabaronline.ir/news/2240579/
معلق شدن خانم مجری بعد از یک سوال جنجالی/ ویدیو
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048674/
بازگشت هنگ کنگ به چین در سال 1997
https://www.khabaronline.ir/news/2240630/
فوران آتشفشان در مایون فیلیپین
https://spnfa.ir/20260701/30109982.html
کتاب فروشان دوره گرد در دوران قاجار
https://www.khabaronline.ir/photo/2241490/
دختر شایسته سال 1348 ایران در سن 75 سالگی در "ارومیه" به قتل رسید
https://www.khabaronline.ir/news/2240579/
معلق شدن خانم مجری بعد از یک سوال جنجالی/ ویدیو
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048674/
بازگشت هنگ کنگ به چین در سال 1997
https://www.khabaronline.ir/news/2240630/
فوران آتشفشان در مایون فیلیپین
https://spnfa.ir/20260701/30109982.html
کتاب فروشان دوره گرد در دوران قاجار
https://www.khabaronline.ir/photo/2241490/
جبهه متحد نظامی
چین، بلاروس و روسیه
ریا نووستی- کریل استرلنیکوف
ترجمه نعمت بوستانی
سفر اخیر الکساندر لوکاشنکو، رهبر بلاروس، به پکن زیر چتر "نشست دوجانبه اقتصادی" پنهان شده است.
درحالیکه دیدار لوکاشنکو و شی جین پینگ در شرایطی برگزار شد که با توجه به تهدیدها و اولتیماتوم های متعدد صادر شده توسط زلنسکی به رئیس جمهور بلاروس، احتمال تجاوز نظامی مستقیم کیف علیه مینسک به سرعت در حال افزایش است. رژیم محاصره شده کیف مشتاق است که متحدان روسیه را مستقیماً به جنگ بکشاند تا مداخله احتمالی ناتو را تحت پوشش “بین المللی کردن درگیری” مشروعیت بخشد. امید کیف این بود که لوکاشنکو عمیقاً از چنین چشم اندازهایی وحشت زده شده و به پوتین اولتیماتوم آتش بس سریع در امتداد خط مرزی بدهد و پکن هم از این سناریو حمایت کند و به خیال زلنسکی مسکو تسلیم می شد و همه چیز خیلی خوب پیش می رفت.
روی کاغذ، همه چیز بینقص به نظر می رسید، اما سناریوی دقیق طراحی شده درگیریهای روسیه- بلاروس- چین بطور غیر منتظره ای تغییر یافت.
قابل توجه است که رئیس جمهور بلاروس نه از مینسک، بلکه از مسکو به چین سفر کرد، جایی که مذاکرات او با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، کاملاً مخفیانه انجام شد. بدون شک، رهبر بلاروس با موضعی واحد و منسجم به پکن سفر کرد و این موضع، همانطور که نتایج مذاکرات در چین نشان داد، توسط شی جین پینگ بیشتر تقویت شد. در حالی که هیچ بیانیه مستقیمی در باره اوکراین وجود نداشت، بلافاصله پس از این سفر، اظهارات کاملاً روشنی بیان شد.
اول: رئیس جمهور چین به صراحت اعلام کرد که چین از بلاروس در دفاع از حاکمیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی آن حمایت می کند. بنابراین هرگونه تجاوزی علیه این کشور، تجاوزی علیه منافع ملی چین است؛
دوم: وزارت امور خارجه بلاروس اعلام کرد که در صورت عبور نیروهای اوکراینی از مرز بلاروس، این جمهوری با تمام ابزارهای موجود پاسخ خواهد داد.
کمی قبل از این سفر ، مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی در دانشگاه تسینگهوا (چین) گزارشی با عنوان “خطرات امنیتی خارجی برای چین – ۲۰۲۶در باره درگیری روسیه و اوکراین” منتشر کرد. در این گزارش آمده است:
درگیری روسیه و اوکراین در حال ورود به “مرحله نهایی” خود است؛
مقامات اوکراینی ممکن است تلاش کنند تا درگیری را به کشورهای بالتیک و سایر کشورها گسترش دهند.
مرز لهستان و بلاروس ممکن است دوباره بسته شود و مستقیماً کریدور راه آهن چین و اروپا را تهدید کند. این موضوع میتواند به این معنی باشد که غرب در حال افزایش فشار بر چین برای مشارکت در برقراری آتش بس است
به عبارت دیگر، با توجه به خطر فروپاشی نظامی رژیم کیف، غرب به وضوح بر اعمال فشار بر چین از طریق بلاروس متمرکز است تا چین نیز به نوبه خود بر روسیه فشار وارد کند.
یک پاسخ به همه این تهدیدها میتواند مقاله ای در پورتال خبری تلویزیون دولتی چین CCTV باشد که به طور خاص در سال 2019 در جریان اولین جنگ تجاری بین چین و ایالات متحده برای انتقال موضع چین به غرب تأسیس شد. این اظهارات به هیچ وجه آشتی جویانه نبودند:
اتحادیه اروپا در برابر اقدامات تلافی جویانه چین آسیب پذیر است و خود یک “ببر کاغذی” است.
چین در روابط تجاری و اقتصادی خود با اتحادیه اروپا “از نقطه انجماد نمی ترسد”، به این معنی که آماده است تجارت با اتحادیه اروپا را به طور کامل متوقف کند و خسارت وارده به این کشور بحرانی نخواهد بود.
بلافاصله پس از سفر لوکاشنکو به چین، اتفاقات غیرقابل توضیحی شروع شد.
به گزارش نشریه ایتالیایی کوریره دلا سرا، انتظار می رود بسته کمکی جدیدی برای کیف به ارزش ده تا دوازده میلیارد دلار در اجلاس آتی ناتو در آنکارا تصویب شود که چهار برابر کمتر از برنامه ریزی اولیه است. این کاهش به دلیل «کاهش حمایت آمریکا و کاهش تمایل سیاسی چند کشور ناتو برای افزایش بودجه برای اوکراین» است.
وزیر امور خارجه استونی با نا امیدی اظهار داشت که «برخی از کشورهای اتحادیه اروپا دوست ندارند روسیه را بیشتر تحت فشار قرار دهند.»
رسانه های اوکراینی ناگهان وحشت زده شدند: «قبل از وقوع خصومتهای تمام عیار در سال 2022، پوتین به طور مشابه از چین بازدید کرد و پس از بازگشت او، حمله ای علیه اوکراین آغاز شد.»
در اجلاس پارلمانی ناتو، اظهارات سیاستمدار اهل چک، تومیو اوکامورا، در مورد لزوم دستیابی به یک راه حل مسالمت آمیز برای درگیری اوکراین، تشویق حضار را به همراه داشت.
ظاهراً، این نقشه حیله گرانه نتیجه معکوس داد: بلاروس مجدداً تأکید کرد که ما در هر شرایطی در کنار روسیه خواهیم ایستاد و چین نیز آمادگی خود را برای پیوستن -فعلاً از نظر اقتصادی- اعلام کرد.
https://ria.ru/20260630/zelenskiy-2101861218.html
چین، بلاروس و روسیه
ریا نووستی- کریل استرلنیکوف
ترجمه نعمت بوستانی
سفر اخیر الکساندر لوکاشنکو، رهبر بلاروس، به پکن زیر چتر "نشست دوجانبه اقتصادی" پنهان شده است.
درحالیکه دیدار لوکاشنکو و شی جین پینگ در شرایطی برگزار شد که با توجه به تهدیدها و اولتیماتوم های متعدد صادر شده توسط زلنسکی به رئیس جمهور بلاروس، احتمال تجاوز نظامی مستقیم کیف علیه مینسک به سرعت در حال افزایش است. رژیم محاصره شده کیف مشتاق است که متحدان روسیه را مستقیماً به جنگ بکشاند تا مداخله احتمالی ناتو را تحت پوشش “بین المللی کردن درگیری” مشروعیت بخشد. امید کیف این بود که لوکاشنکو عمیقاً از چنین چشم اندازهایی وحشت زده شده و به پوتین اولتیماتوم آتش بس سریع در امتداد خط مرزی بدهد و پکن هم از این سناریو حمایت کند و به خیال زلنسکی مسکو تسلیم می شد و همه چیز خیلی خوب پیش می رفت.
روی کاغذ، همه چیز بینقص به نظر می رسید، اما سناریوی دقیق طراحی شده درگیریهای روسیه- بلاروس- چین بطور غیر منتظره ای تغییر یافت.
قابل توجه است که رئیس جمهور بلاروس نه از مینسک، بلکه از مسکو به چین سفر کرد، جایی که مذاکرات او با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، کاملاً مخفیانه انجام شد. بدون شک، رهبر بلاروس با موضعی واحد و منسجم به پکن سفر کرد و این موضع، همانطور که نتایج مذاکرات در چین نشان داد، توسط شی جین پینگ بیشتر تقویت شد. در حالی که هیچ بیانیه مستقیمی در باره اوکراین وجود نداشت، بلافاصله پس از این سفر، اظهارات کاملاً روشنی بیان شد.
اول: رئیس جمهور چین به صراحت اعلام کرد که چین از بلاروس در دفاع از حاکمیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی آن حمایت می کند. بنابراین هرگونه تجاوزی علیه این کشور، تجاوزی علیه منافع ملی چین است؛
دوم: وزارت امور خارجه بلاروس اعلام کرد که در صورت عبور نیروهای اوکراینی از مرز بلاروس، این جمهوری با تمام ابزارهای موجود پاسخ خواهد داد.
کمی قبل از این سفر ، مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی در دانشگاه تسینگهوا (چین) گزارشی با عنوان “خطرات امنیتی خارجی برای چین – ۲۰۲۶در باره درگیری روسیه و اوکراین” منتشر کرد. در این گزارش آمده است:
درگیری روسیه و اوکراین در حال ورود به “مرحله نهایی” خود است؛
مقامات اوکراینی ممکن است تلاش کنند تا درگیری را به کشورهای بالتیک و سایر کشورها گسترش دهند.
مرز لهستان و بلاروس ممکن است دوباره بسته شود و مستقیماً کریدور راه آهن چین و اروپا را تهدید کند. این موضوع میتواند به این معنی باشد که غرب در حال افزایش فشار بر چین برای مشارکت در برقراری آتش بس است
به عبارت دیگر، با توجه به خطر فروپاشی نظامی رژیم کیف، غرب به وضوح بر اعمال فشار بر چین از طریق بلاروس متمرکز است تا چین نیز به نوبه خود بر روسیه فشار وارد کند.
یک پاسخ به همه این تهدیدها میتواند مقاله ای در پورتال خبری تلویزیون دولتی چین CCTV باشد که به طور خاص در سال 2019 در جریان اولین جنگ تجاری بین چین و ایالات متحده برای انتقال موضع چین به غرب تأسیس شد. این اظهارات به هیچ وجه آشتی جویانه نبودند:
اتحادیه اروپا در برابر اقدامات تلافی جویانه چین آسیب پذیر است و خود یک “ببر کاغذی” است.
چین در روابط تجاری و اقتصادی خود با اتحادیه اروپا “از نقطه انجماد نمی ترسد”، به این معنی که آماده است تجارت با اتحادیه اروپا را به طور کامل متوقف کند و خسارت وارده به این کشور بحرانی نخواهد بود.
بلافاصله پس از سفر لوکاشنکو به چین، اتفاقات غیرقابل توضیحی شروع شد.
به گزارش نشریه ایتالیایی کوریره دلا سرا، انتظار می رود بسته کمکی جدیدی برای کیف به ارزش ده تا دوازده میلیارد دلار در اجلاس آتی ناتو در آنکارا تصویب شود که چهار برابر کمتر از برنامه ریزی اولیه است. این کاهش به دلیل «کاهش حمایت آمریکا و کاهش تمایل سیاسی چند کشور ناتو برای افزایش بودجه برای اوکراین» است.
وزیر امور خارجه استونی با نا امیدی اظهار داشت که «برخی از کشورهای اتحادیه اروپا دوست ندارند روسیه را بیشتر تحت فشار قرار دهند.»
رسانه های اوکراینی ناگهان وحشت زده شدند: «قبل از وقوع خصومتهای تمام عیار در سال 2022، پوتین به طور مشابه از چین بازدید کرد و پس از بازگشت او، حمله ای علیه اوکراین آغاز شد.»
در اجلاس پارلمانی ناتو، اظهارات سیاستمدار اهل چک، تومیو اوکامورا، در مورد لزوم دستیابی به یک راه حل مسالمت آمیز برای درگیری اوکراین، تشویق حضار را به همراه داشت.
ظاهراً، این نقشه حیله گرانه نتیجه معکوس داد: بلاروس مجدداً تأکید کرد که ما در هر شرایطی در کنار روسیه خواهیم ایستاد و چین نیز آمادگی خود را برای پیوستن -فعلاً از نظر اقتصادی- اعلام کرد.
https://ria.ru/20260630/zelenskiy-2101861218.html
شهرنوش پارسی پور
در امریکا بدرود حیات گفت!
شَهرنوش پارسیپور در سن 82 سالگی در امریکا بدرود حیات گفت. او داستاننویس و مترجم بود و در سالهای پایانی عمر، یک سلسله پادکتس ضبط و منتشر کرد که طرفداران بسیاری داشت. بویژه که بسیار شیرین سخن می گفت و مهربان. چند نوبت در زمان شاه (نزدیک دو ماه) و سپس در جمهوری اسلامی بمدت 4 سال زندانی شد، درحالیکه وابسته به هیچ گروه سیاسی نبود. از میان کسانی که خاطرات زندان خود را نوشته اند، شاید خاطرات زندان پارسی پور منصفانه ترین خاطرات زندان است، بویژه که نویسنده ای حرفه ای بود و مسلط به زبان فارسی. سرانجام از ایران کوچ کرده و ساکن امریکا شد. پیش از انتخابات مجلس پنجم که متعاقب آن محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید، شادروان پروانه فروهر که به همراه همسرش "داریوش فروهر" به اروپا سفر کرده بود، سفری چند روزه به امریکا کرد و در آن سفر به دیدار پارسی پور رفت. در همین سفر و دیدار پارسی پور کتاب خاطرات زندان خود را با پشت نویسی زیبا، تقدیم پروانه فروهر کرد. پروانه فروهر پیش از بازگشت به ایران این کتاب را در دیدار با سردبیر راه توده، در شهر فرانکفورت آلمان آن را در اختیار وی قرار داد زیرا نمی توانست کتاب را با خود به ایران ببرد. در جای جای این کتاب، او بدون نام بردن، از شخصیت و منش زنی در زندان تعریف می کند که برای همه دختران جوان زندان نقش مادری داشت. (این زن ملکه محمدی عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران بود)
فارغ التحصل علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود و بعدها برای ادامهٔ تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن در فرانسه شد. 13 سال همسر ناصر تقوایی (سازنده معروف ترین سریال تلویزیونی پیش از انقلاب بنام "دائی جان" ناپلئون معروف ترین داستان بلند ایرج پزشکزاد) بود و سپس از او جدا شد.
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)[۱۶]
سایر تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
رازهای اختر گویی، ئی چینگ (ایو تیفری) ۱۳۷۲
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
سیر باختر
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
در امریکا بدرود حیات گفت!
شَهرنوش پارسیپور در سن 82 سالگی در امریکا بدرود حیات گفت. او داستاننویس و مترجم بود و در سالهای پایانی عمر، یک سلسله پادکتس ضبط و منتشر کرد که طرفداران بسیاری داشت. بویژه که بسیار شیرین سخن می گفت و مهربان. چند نوبت در زمان شاه (نزدیک دو ماه) و سپس در جمهوری اسلامی بمدت 4 سال زندانی شد، درحالیکه وابسته به هیچ گروه سیاسی نبود. از میان کسانی که خاطرات زندان خود را نوشته اند، شاید خاطرات زندان پارسی پور منصفانه ترین خاطرات زندان است، بویژه که نویسنده ای حرفه ای بود و مسلط به زبان فارسی. سرانجام از ایران کوچ کرده و ساکن امریکا شد. پیش از انتخابات مجلس پنجم که متعاقب آن محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید، شادروان پروانه فروهر که به همراه همسرش "داریوش فروهر" به اروپا سفر کرده بود، سفری چند روزه به امریکا کرد و در آن سفر به دیدار پارسی پور رفت. در همین سفر و دیدار پارسی پور کتاب خاطرات زندان خود را با پشت نویسی زیبا، تقدیم پروانه فروهر کرد. پروانه فروهر پیش از بازگشت به ایران این کتاب را در دیدار با سردبیر راه توده، در شهر فرانکفورت آلمان آن را در اختیار وی قرار داد زیرا نمی توانست کتاب را با خود به ایران ببرد. در جای جای این کتاب، او بدون نام بردن، از شخصیت و منش زنی در زندان تعریف می کند که برای همه دختران جوان زندان نقش مادری داشت. (این زن ملکه محمدی عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران بود)
فارغ التحصل علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود و بعدها برای ادامهٔ تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن در فرانسه شد. 13 سال همسر ناصر تقوایی (سازنده معروف ترین سریال تلویزیونی پیش از انقلاب بنام "دائی جان" ناپلئون معروف ترین داستان بلند ایرج پزشکزاد) بود و سپس از او جدا شد.
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)[۱۶]
سایر تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
رازهای اختر گویی، ئی چینگ (ایو تیفری) ۱۳۷۲
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
سیر باختر
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
سرشت امریکا را
مردم حس می کنند، حکومت باور نمی کند
محمد حقیقت
در آمریکا، دولتها تغییر میکنند، حزبها جابهجا میشوند، رئیسجمهورها با زبانها و چهرههای متفاوت میآیند و میروند؛ اما جهت اصلی قدرت، بهویژه در سیاست خارجی و در مناسبات بنیادین اقتصاد داخلی، کمتر دگرگون میشود. این پایداری تصادفی نیست. پشت صحنۀ پرهیاهوی انتخابات، مناظرهها و رقابتهای حزبی، ساختاری نیرومند از سرمایه مالی، شرکتهای بزرگ، لابیها، رسانهها و مجتمع نظامی ـ صنعتی قرار دارد که میدان سیاست را شکل میدهد و حدود حرکت دولتها را تعیین میکند.
از این منظر، مسئلۀ اصلی آمریکا این نیست که ترامپ بر سر کار باشد یا بایدن، جمهوریخواهان پیروز شوند یا دموکراتها. مسئله آن است که در پسِ تغییر مدیران سیاسی، ساختار قدرتی پابرجاست که منافع خود را در داخل و خارج بازتولید میکند. آنچه در آمریکا تغییر میکند، چهرۀ مدیریت قدرت است؛ آنچه تغییر نمیکند، ساختار قدرت است.
همین ساختار است که در داخل، ثروت را در دست اقلیتی کوچک متمرکز میکند، طبقات فرودست و زحمتکش را زیر فشار میگذارد، جامعه را در چرخه مصرف، بدهی، ناامنی اقتصادی و سرگرمیهای فرساینده گرفتار میسازد، و توان سازمانیابی جمعی مردم را فرسوده میکند. همین ساختار، در خارج از مرزها، با ابزارهایی دیگر عمل میکند: جنگ، تحریم، کودتا، انقلاب رنگی، بدهی، فشار مالی، حمایت از الیگارشیهای وابسته و تحمیل سیاستهای نئولیبرالی.
بنابراین، سلطه فقط آن هنگام عمل نمیکند که بمب میریزد؛ وقتی انتخابات را به میدان پول، جامعه را به میدان مصرف، و جهان را به میدان بدهی، تحریم و وابستگی تبدیل میکند، همان منطق را پیش میبرد. فهم آمریکا، بدون فهم این منطق واحد، ممکن نیست. این مقاله تلاشی است برای دیدن همین پیوند پنهان؛ پیوند میان سیاست داخلی و خارجی آمریکا، میان سرمایه مالی و جنگ، میان دموکراسی انتخاباتی و الیگارشی اقتصادی، و میان ادعای آزادی با واقعیت سلطه.
آنچه در آمریکا معمولاً تغییر میکند، شیوه مدیریت قدرت است، نه ساختار قدرت. یک دولت ممکن است با زبان دیپلماسی سخن بگوید و دولتی دیگر با ادبیاتی تند و بیپرده؛ یکی بر ائتلافها تکیه کند و دیگری بر فشار مستقیم. اما هرگاه پای منافع راهبردی، برتری مالی، جایگاه دلار، نفوذ شرکتهای بزرگ، مجتمع نظامی ـ صنعتی و حفظ موقعیت جهانی آمریکا در میان باشد، تفاوتها بهمراتب کمتر از آن چیزی است که در رقابتهای انتخاباتی به نمایش گذاشته میشود.
از این منظر، رقابتهای انتخاباتی در آمریکا بیش از آنکه عرصه تغییر جهت حرکت نظام باشد، عرصه جابهجایی مدیرانی است که هر یک با سبک و ادبیات خود، در چارچوب همان منافع ساختاری عمل میکنند. به همین دلیل، برای فهم رفتار آمریکا، نباید تنها به چهرههای روی صحنه نگریست؛ باید ساختاری را شناخت که پشت صحنه، قواعد بازی را تعیین میکند.
وقتی ساختار واقعی قدرت در آمریکا بر محور سرمایه مالی، شرکتهای بزرگ و شبکههای نفوذ سازمان یافته است، طبیعی است که منطق عملکرد آن نیز تنها به مرزهای آمریکا محدود نماند. در عرصه جهانی نیز همان منطق را با ابزارهایی دیگر بازتولید میکند. از همین رو، آنچه در داخل آمریکا رخ میدهد و آنچه در عرصه جهانی دنبال میشود، دو سیاست جداگانه نیستند؛ دو جلوه از یک منطق واحدند.
از همین رو، جنگ، تحریم، نئولیبرالیسم، حمایت از الیگارشیهای وابسته و سلطه مالی، سیاستهایی جدا از هم نیستند. آنها ابزارهای متفاوت یک راهبرد واحدند؛ راهبردی که هدف آن، حفظ نظمی است که در آن، سرمایه مالی جهانی بتواند بر جریان ثروت، قدرت و تصمیمگیری سیاسی، هم در داخل آمریکا و هم در بخش بزرگی از جهان، برتری ساختاری خود را بازتولید و تثبیت کند.
سلطه تنها با لشکرکشی و بمباران عمل نمیکند. هر جا که بتوان با وابستهسازی اقتصادی، بدهکار کردن کشورها، تحمیل سیاستهای نئولیبرالی، حمایت از الیگارشیهای همسو، نفوذ رسانهای، فشار مالی یا مهندسی فضای سیاسی، همان ساختار وابستگی را ایجاد کرد، نیازی به جنگ نیست. اما هرگاه این ابزارها ناکافی باشند و کشوری بر استقلال سیاسی و اقتصادی خود پافشاری کند، جنگ، تحریم، بیثباتسازی یا مداخله مستقیم نیز به همان زنجیره افزوده میشود.
هدف نهایی نه تنها انباشت سرمایه، بلکه بازتولید مستمر سلطه است.
جنگ، پرهزینهترین و پرریسکترین ابزار این سلطه است؛ نه نخستین ابزار آن. پیش از آنکه نخستین موشک شلیک شود، معمولاً ابزارهای دیگری به میدان می آیند: نفوذ مالی، وابستهسازی اقتصادی، تحریم، فشار دیپلماتیک، عملیات رسانهای، حمایت از الیگارشیهای همسو، تحمیل الگوهای نئولیبرالی و در مواردی، مداخله در فرایندهای سیاسی کشورها.
مردم حس می کنند، حکومت باور نمی کند
محمد حقیقت
در آمریکا، دولتها تغییر میکنند، حزبها جابهجا میشوند، رئیسجمهورها با زبانها و چهرههای متفاوت میآیند و میروند؛ اما جهت اصلی قدرت، بهویژه در سیاست خارجی و در مناسبات بنیادین اقتصاد داخلی، کمتر دگرگون میشود. این پایداری تصادفی نیست. پشت صحنۀ پرهیاهوی انتخابات، مناظرهها و رقابتهای حزبی، ساختاری نیرومند از سرمایه مالی، شرکتهای بزرگ، لابیها، رسانهها و مجتمع نظامی ـ صنعتی قرار دارد که میدان سیاست را شکل میدهد و حدود حرکت دولتها را تعیین میکند.
از این منظر، مسئلۀ اصلی آمریکا این نیست که ترامپ بر سر کار باشد یا بایدن، جمهوریخواهان پیروز شوند یا دموکراتها. مسئله آن است که در پسِ تغییر مدیران سیاسی، ساختار قدرتی پابرجاست که منافع خود را در داخل و خارج بازتولید میکند. آنچه در آمریکا تغییر میکند، چهرۀ مدیریت قدرت است؛ آنچه تغییر نمیکند، ساختار قدرت است.
همین ساختار است که در داخل، ثروت را در دست اقلیتی کوچک متمرکز میکند، طبقات فرودست و زحمتکش را زیر فشار میگذارد، جامعه را در چرخه مصرف، بدهی، ناامنی اقتصادی و سرگرمیهای فرساینده گرفتار میسازد، و توان سازمانیابی جمعی مردم را فرسوده میکند. همین ساختار، در خارج از مرزها، با ابزارهایی دیگر عمل میکند: جنگ، تحریم، کودتا، انقلاب رنگی، بدهی، فشار مالی، حمایت از الیگارشیهای وابسته و تحمیل سیاستهای نئولیبرالی.
بنابراین، سلطه فقط آن هنگام عمل نمیکند که بمب میریزد؛ وقتی انتخابات را به میدان پول، جامعه را به میدان مصرف، و جهان را به میدان بدهی، تحریم و وابستگی تبدیل میکند، همان منطق را پیش میبرد. فهم آمریکا، بدون فهم این منطق واحد، ممکن نیست. این مقاله تلاشی است برای دیدن همین پیوند پنهان؛ پیوند میان سیاست داخلی و خارجی آمریکا، میان سرمایه مالی و جنگ، میان دموکراسی انتخاباتی و الیگارشی اقتصادی، و میان ادعای آزادی با واقعیت سلطه.
آنچه در آمریکا معمولاً تغییر میکند، شیوه مدیریت قدرت است، نه ساختار قدرت. یک دولت ممکن است با زبان دیپلماسی سخن بگوید و دولتی دیگر با ادبیاتی تند و بیپرده؛ یکی بر ائتلافها تکیه کند و دیگری بر فشار مستقیم. اما هرگاه پای منافع راهبردی، برتری مالی، جایگاه دلار، نفوذ شرکتهای بزرگ، مجتمع نظامی ـ صنعتی و حفظ موقعیت جهانی آمریکا در میان باشد، تفاوتها بهمراتب کمتر از آن چیزی است که در رقابتهای انتخاباتی به نمایش گذاشته میشود.
از این منظر، رقابتهای انتخاباتی در آمریکا بیش از آنکه عرصه تغییر جهت حرکت نظام باشد، عرصه جابهجایی مدیرانی است که هر یک با سبک و ادبیات خود، در چارچوب همان منافع ساختاری عمل میکنند. به همین دلیل، برای فهم رفتار آمریکا، نباید تنها به چهرههای روی صحنه نگریست؛ باید ساختاری را شناخت که پشت صحنه، قواعد بازی را تعیین میکند.
وقتی ساختار واقعی قدرت در آمریکا بر محور سرمایه مالی، شرکتهای بزرگ و شبکههای نفوذ سازمان یافته است، طبیعی است که منطق عملکرد آن نیز تنها به مرزهای آمریکا محدود نماند. در عرصه جهانی نیز همان منطق را با ابزارهایی دیگر بازتولید میکند. از همین رو، آنچه در داخل آمریکا رخ میدهد و آنچه در عرصه جهانی دنبال میشود، دو سیاست جداگانه نیستند؛ دو جلوه از یک منطق واحدند.
از همین رو، جنگ، تحریم، نئولیبرالیسم، حمایت از الیگارشیهای وابسته و سلطه مالی، سیاستهایی جدا از هم نیستند. آنها ابزارهای متفاوت یک راهبرد واحدند؛ راهبردی که هدف آن، حفظ نظمی است که در آن، سرمایه مالی جهانی بتواند بر جریان ثروت، قدرت و تصمیمگیری سیاسی، هم در داخل آمریکا و هم در بخش بزرگی از جهان، برتری ساختاری خود را بازتولید و تثبیت کند.
سلطه تنها با لشکرکشی و بمباران عمل نمیکند. هر جا که بتوان با وابستهسازی اقتصادی، بدهکار کردن کشورها، تحمیل سیاستهای نئولیبرالی، حمایت از الیگارشیهای همسو، نفوذ رسانهای، فشار مالی یا مهندسی فضای سیاسی، همان ساختار وابستگی را ایجاد کرد، نیازی به جنگ نیست. اما هرگاه این ابزارها ناکافی باشند و کشوری بر استقلال سیاسی و اقتصادی خود پافشاری کند، جنگ، تحریم، بیثباتسازی یا مداخله مستقیم نیز به همان زنجیره افزوده میشود.
هدف نهایی نه تنها انباشت سرمایه، بلکه بازتولید مستمر سلطه است.
جنگ، پرهزینهترین و پرریسکترین ابزار این سلطه است؛ نه نخستین ابزار آن. پیش از آنکه نخستین موشک شلیک شود، معمولاً ابزارهای دیگری به میدان می آیند: نفوذ مالی، وابستهسازی اقتصادی، تحریم، فشار دیپلماتیک، عملیات رسانهای، حمایت از الیگارشیهای همسو، تحمیل الگوهای نئولیبرالی و در مواردی، مداخله در فرایندهای سیاسی کشورها.
اگر این ابزارها بتوانند ساختار قدرت کشوری را در مسیر مطلوب قرار دهند، دیگر نیازی به جنگ نیست. اما هرگاه ملتی بر استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود پافشاری کند، جنگ نیز بهعنوان آخرین حلقه این زنجیره وارد عمل میشود.
از همین رو، خطاست اگر جنگ، تحریم، نئولیبرالیسم، حمایت از الیگارشیهای وابسته، نفوذ رسانهای و سلطه مالی را پدیدههایی جدا از یکدیگر بدانیم. اینها اجزای یک منظومهاند.
ترامپ شاید چهره عریانتر و بیپرواتر این ساختار باشد، اما خالق آن نیست. او بیش از آنکه استثنای سیاست آمریکا باشد، پرده از حقیقتی برمیدارد که سالها پشت واژههایی چون حقوق بشر، دموکراسی، بازار آزاد و نظم بینالمللی پنهان شده بود. تفاوت او با بسیاری از پیشینیانش در آن است که کمتر میکوشد سلطه را بزک کند.
از این منظر، مسئله اصلی آن نیست که چه کسی در کاخ سفید نشسته است؛ مسئله این است که کاخ سفید، تا چه اندازه خود درون شبکهای بزرگتر از سرمایه مالی، لابیها، رسانهها، مجتمع نظامی ـ صنعتی و منافع راهبردی قرار دارد. دولتها میآیند و میروند، اما ساختاری که آنان را احاطه کرده است، باقی میماند.
همینجاست که فهم آمریکا، از سطح سیاست روز فراتر میرود. تا زمانی که این ساختار پابرجاست، تغییر چهرهها ممکن است لحن سیاست را تغییر دهد، اما منطق آن را نه. امپراتوری، ابزارهای خود را تغییر میدهد؛ اما هدف خود را تغییر نمیدهد.
ایران امروز نه با مجموعهای از رخدادهای پراکنده، بلکه با مراحل مختلف یک راهبرد واحد روبهروست. جنگ، تحریم، مذاکره، فشار رسانهای، عملیات روانی، انزوای دیپلماتیک، حمایت از اپوزیسیون، فشار بر متحدان و همپیمانان منطقهای ایران و حتی تلاش برای ایجاد شکاف میان دولت و ملت، تنها زمانی درست فهمیده میشوند که آنها را اجزای یک راهبرد واحد بدانیم، نه سیاستهایی مستقل از یکدیگر.
در چنین چارچوبی، مذاکره نیز نه نفی مقاومت است و نه جایگزین آن؛ بلکه یکی از ابزارهای دفاع از منافع ملی است، مشروط بر آنکه بر پایه برابری، احترام متقابل و پایبندی واقعی همه طرفها به تعهدات استوار باشد. اما اگر مذاکره به ابزاری برای خرید زمان، تشدید فشار، یا آمادهسازی دور تازهای از تهدید و تجاوز تبدیل شود، ادامه آن نه نشانه واقعبینی، بلکه نادیده گرفتن تجربهای است که ملت ایران بهای سنگینی برای آن پرداخته است.
مردم ایران در جنگ اخیر نشان دادند که حاضرند برای استقلال کشور هزینه بدهند، اما حاضر نیستند استقلال خود را معامله کنند. همین واقعیت، بزرگترین سرمایه راهبردی ایران در هر مذاکره و هر رویارویی آینده است. دیپلماسی، هنگامی موفق خواهد بود که بر پشتوانه چنین سرمایهای و بر توان واقعی بازدارندگی کشور تکیه داشته باشد، نه بر امید به تغییر اراده قدرتی که بارها نشان داده است میان مذاکره و فشار، تناقضی نمیبیند.
در برابر چنین ساختاری، راهبرد کارآمد نه تسلیم است و نه ماجراجویی؛ بلکه ترکیب هوشمندانه مقاومت، بازدارندگی و دیپلماسی مقتدرانه است. صلح پایدار، تنها زمانی معنا پیدا میکند که بر پایه احترام متقابل، پایبندی به تعهدات و پذیرش استقلال ملتها استوار باشد؛ وگرنه صلحی که بر تهدید، تحریم و برتریطلبی بنا شود، تنها وقفهای میان دو رویارویی است.
آنچه امروز در برابر ایران، فلسطین، لبنان، یمن، روسیه، چین و بسیاری از ملتهای مستقل قرار دارد، صرفاً مجموعهای از بحرانهای جداگانه نیست. اینها جلوههای گوناگون رویارویی با نظمی است که میکوشد سلطه خود را با ابزارهای متنوع، از جنگ و تحریم گرفته تا بدهی، سلطه رسانهای، الیگارشیهای وابسته و حتی زبان فریبندۀ دموکراسی و حقوق بشر، بازتولید کند.
هر سلطهای، هنگامی با بحران روبهرو میشود که منطق آن برای ملتها آشکار شود. قدرتی که سالها خود را پشت واژههای زیبایی چون دموکراسی، حقوق بشر و نظم بینالمللی پنهان میکرد، امروز بیش از هر زمان دیگری ناچار شده است چهرۀ واقعی خود را آشکار سازد. از همین رو، افول مشروعیت آمریکا صرفاً نتیجه شکستهای نظامی یا اقتصادی نیست؛ نتیجه آن است که فاصله میان ادعا و عمل، میان حقوق بشر و حمایت از جنگ، میان دموکراسی و سلطه پول، میان صلحطلبی و تحریم، دیگر به آسانی پنهان نمیماند.
در چنین جهانی، ملتهایی که بر استقلال خود پافشاری میکنند، نه فقط از مرزهای جغرافیایی خود دفاع میکنند، بلکه از امکان شکلگیری نظمی دیگر دفاع میکنند؛ نظمی که در آن، قدرت یک کشور یا یک طبقه جهانی نتواند سرنوشت ملتها را با بمب، بدهی، تحریم یا فریب رسانهای تعیین کند. این مسیر آسان نیست، اما تاریخ هیچگاه با تسلیم ملتها نوشته نشده است.
از همین رو، خطاست اگر جنگ، تحریم، نئولیبرالیسم، حمایت از الیگارشیهای وابسته، نفوذ رسانهای و سلطه مالی را پدیدههایی جدا از یکدیگر بدانیم. اینها اجزای یک منظومهاند.
ترامپ شاید چهره عریانتر و بیپرواتر این ساختار باشد، اما خالق آن نیست. او بیش از آنکه استثنای سیاست آمریکا باشد، پرده از حقیقتی برمیدارد که سالها پشت واژههایی چون حقوق بشر، دموکراسی، بازار آزاد و نظم بینالمللی پنهان شده بود. تفاوت او با بسیاری از پیشینیانش در آن است که کمتر میکوشد سلطه را بزک کند.
از این منظر، مسئله اصلی آن نیست که چه کسی در کاخ سفید نشسته است؛ مسئله این است که کاخ سفید، تا چه اندازه خود درون شبکهای بزرگتر از سرمایه مالی، لابیها، رسانهها، مجتمع نظامی ـ صنعتی و منافع راهبردی قرار دارد. دولتها میآیند و میروند، اما ساختاری که آنان را احاطه کرده است، باقی میماند.
همینجاست که فهم آمریکا، از سطح سیاست روز فراتر میرود. تا زمانی که این ساختار پابرجاست، تغییر چهرهها ممکن است لحن سیاست را تغییر دهد، اما منطق آن را نه. امپراتوری، ابزارهای خود را تغییر میدهد؛ اما هدف خود را تغییر نمیدهد.
ایران امروز نه با مجموعهای از رخدادهای پراکنده، بلکه با مراحل مختلف یک راهبرد واحد روبهروست. جنگ، تحریم، مذاکره، فشار رسانهای، عملیات روانی، انزوای دیپلماتیک، حمایت از اپوزیسیون، فشار بر متحدان و همپیمانان منطقهای ایران و حتی تلاش برای ایجاد شکاف میان دولت و ملت، تنها زمانی درست فهمیده میشوند که آنها را اجزای یک راهبرد واحد بدانیم، نه سیاستهایی مستقل از یکدیگر.
در چنین چارچوبی، مذاکره نیز نه نفی مقاومت است و نه جایگزین آن؛ بلکه یکی از ابزارهای دفاع از منافع ملی است، مشروط بر آنکه بر پایه برابری، احترام متقابل و پایبندی واقعی همه طرفها به تعهدات استوار باشد. اما اگر مذاکره به ابزاری برای خرید زمان، تشدید فشار، یا آمادهسازی دور تازهای از تهدید و تجاوز تبدیل شود، ادامه آن نه نشانه واقعبینی، بلکه نادیده گرفتن تجربهای است که ملت ایران بهای سنگینی برای آن پرداخته است.
مردم ایران در جنگ اخیر نشان دادند که حاضرند برای استقلال کشور هزینه بدهند، اما حاضر نیستند استقلال خود را معامله کنند. همین واقعیت، بزرگترین سرمایه راهبردی ایران در هر مذاکره و هر رویارویی آینده است. دیپلماسی، هنگامی موفق خواهد بود که بر پشتوانه چنین سرمایهای و بر توان واقعی بازدارندگی کشور تکیه داشته باشد، نه بر امید به تغییر اراده قدرتی که بارها نشان داده است میان مذاکره و فشار، تناقضی نمیبیند.
در برابر چنین ساختاری، راهبرد کارآمد نه تسلیم است و نه ماجراجویی؛ بلکه ترکیب هوشمندانه مقاومت، بازدارندگی و دیپلماسی مقتدرانه است. صلح پایدار، تنها زمانی معنا پیدا میکند که بر پایه احترام متقابل، پایبندی به تعهدات و پذیرش استقلال ملتها استوار باشد؛ وگرنه صلحی که بر تهدید، تحریم و برتریطلبی بنا شود، تنها وقفهای میان دو رویارویی است.
آنچه امروز در برابر ایران، فلسطین، لبنان، یمن، روسیه، چین و بسیاری از ملتهای مستقل قرار دارد، صرفاً مجموعهای از بحرانهای جداگانه نیست. اینها جلوههای گوناگون رویارویی با نظمی است که میکوشد سلطه خود را با ابزارهای متنوع، از جنگ و تحریم گرفته تا بدهی، سلطه رسانهای، الیگارشیهای وابسته و حتی زبان فریبندۀ دموکراسی و حقوق بشر، بازتولید کند.
هر سلطهای، هنگامی با بحران روبهرو میشود که منطق آن برای ملتها آشکار شود. قدرتی که سالها خود را پشت واژههای زیبایی چون دموکراسی، حقوق بشر و نظم بینالمللی پنهان میکرد، امروز بیش از هر زمان دیگری ناچار شده است چهرۀ واقعی خود را آشکار سازد. از همین رو، افول مشروعیت آمریکا صرفاً نتیجه شکستهای نظامی یا اقتصادی نیست؛ نتیجه آن است که فاصله میان ادعا و عمل، میان حقوق بشر و حمایت از جنگ، میان دموکراسی و سلطه پول، میان صلحطلبی و تحریم، دیگر به آسانی پنهان نمیماند.
در چنین جهانی، ملتهایی که بر استقلال خود پافشاری میکنند، نه فقط از مرزهای جغرافیایی خود دفاع میکنند، بلکه از امکان شکلگیری نظمی دیگر دفاع میکنند؛ نظمی که در آن، قدرت یک کشور یا یک طبقه جهانی نتواند سرنوشت ملتها را با بمب، بدهی، تحریم یا فریب رسانهای تعیین کند. این مسیر آسان نیست، اما تاریخ هیچگاه با تسلیم ملتها نوشته نشده است.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شناخت این منطق است. زیرا تا زمانی که سلطه تنها در چهرۀ جنگ دیده شود، شکلهای پنهانتر آن از چشم پنهان میماند. اما هنگامی که ملتها دریابند بمب، تحریم، بدهی، رسانه، مصرفگرایی، الیگارشی و فشار دیپلماتیک، ابزارهای گوناگون یک راهبرد واحدند، آنگاه مقاومت نیز از سطح واکنشهای پراکنده فراتر میرود و به آگاهی تاریخی تبدیل میشود.
از همینرو، نبرد اصلی جهان امروز فقط میان دولتها نیست؛ میان دو منطق است: منطقی که میخواهد سلطه را با ابزارهای نو بازتولید کند، و منطقی که میخواهد استقلال، عدالت، کرامت انسانی و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خود را از نو به مرکز سیاست جهانی بازگرداند. آینده، نه از آنِ قدرتهایی است که ابزارهای سلطه را هر بار نو میکنند، بلکه از آنِ ملتهایی است که منطق سلطه را میشناسند، فریب تغییر چهرهها و ابزارها را نمیخورند، و استقلال، عدالت و کرامت انسانی را از نو به بنیان سیاست و روابط بینالملل بازمیگردانند.
ا( این مطلب با عنوان "ایران در برابر منطق سلطه" در مجله جنوب جهانی منتشر شده بود که پیک نت آن را با اندکی خلاصه و با عنوان انتخابی خود منتشر می کند.)
از همینرو، نبرد اصلی جهان امروز فقط میان دولتها نیست؛ میان دو منطق است: منطقی که میخواهد سلطه را با ابزارهای نو بازتولید کند، و منطقی که میخواهد استقلال، عدالت، کرامت انسانی و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خود را از نو به مرکز سیاست جهانی بازگرداند. آینده، نه از آنِ قدرتهایی است که ابزارهای سلطه را هر بار نو میکنند، بلکه از آنِ ملتهایی است که منطق سلطه را میشناسند، فریب تغییر چهرهها و ابزارها را نمیخورند، و استقلال، عدالت و کرامت انسانی را از نو به بنیان سیاست و روابط بینالملل بازمیگردانند.
ا( این مطلب با عنوان "ایران در برابر منطق سلطه" در مجله جنوب جهانی منتشر شده بود که پیک نت آن را با اندکی خلاصه و با عنوان انتخابی خود منتشر می کند.)
حکومت شعار می دهد اما به مردم گزارش نمیدهد
تنگه نیمه باز هرمز
سر کیسه بسته تحریم ها
تنگه هرمزنه باز است و نه بسته. بهتر است گفته شود نیمه باز و نیمه بسته است و کنترل آن همچنان در اختیار ایران. هرگونه فشار به ایران و بویژه اقدامی از سوی امریکا که خلاف تفاهنمامه 14 بندی میان دو کشور ایران و امریکا باشد، تنها موجب بسته شدن دوباره و کامل تنگه هرمز خواهد شد، بلکه کانال پشتوانه آن را نیز ایران به کمک انقلابیون "یمن"می تواند ببندد، یعنی باب المندب. تاکنون تلاش اسرائیل برای حضور نظامی در سومالی لند و در اختیار گرفتن باب المندب با شکست روبرو شده است. کشوری که خود را از سومالی مستقل اعلام کرده و تاکنون تنها کشوری که آن را به رسمیت شناخته اسرائیل است. فعلا مهم ترین زمینه و انگیزه ترکیه و عربستان برای اتحاد نظامی با ایران جلوگیری از سلطه اسرائیل بر سومالی لند و باب المندب است. با آنکه عبور از تنگه هرمز تحت شرایطی و با نظارت و اجازه ایران جریان یافته، اما هنوز امریکا به تعهدات اقتصادی خود در تفاهمنامه اجرا نکرده است، از جمله لغو کلیه تحریم ها. در زمینه آتش بس نیز هم اسرائیل درباره لبنان آنگونه باید آن را رعایت نمی کند و هم امریکا گهگاه به بهانه های مختلف به جزایر ایران تجاوز نظامی می کند.
آنچه که درباره عبور از تنگه هرمز می توان گفت اینست که هفته گذشته ۳۳۵ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند و پیشبینی میشود این هفته نیز تعداد عبورها در همین حدود باشد. این در حالی است که پیش از آغاز جنگ، بهطور متوسط روزانه حدود ۱۰۰ کشتی تجاری از این تنگه عبور میکردند.
ابهام درباره خطر درگیریهای نظامی دوباره همچنان پابرجاست.
تنگه نیمه باز هرمز
سر کیسه بسته تحریم ها
تنگه هرمزنه باز است و نه بسته. بهتر است گفته شود نیمه باز و نیمه بسته است و کنترل آن همچنان در اختیار ایران. هرگونه فشار به ایران و بویژه اقدامی از سوی امریکا که خلاف تفاهنمامه 14 بندی میان دو کشور ایران و امریکا باشد، تنها موجب بسته شدن دوباره و کامل تنگه هرمز خواهد شد، بلکه کانال پشتوانه آن را نیز ایران به کمک انقلابیون "یمن"می تواند ببندد، یعنی باب المندب. تاکنون تلاش اسرائیل برای حضور نظامی در سومالی لند و در اختیار گرفتن باب المندب با شکست روبرو شده است. کشوری که خود را از سومالی مستقل اعلام کرده و تاکنون تنها کشوری که آن را به رسمیت شناخته اسرائیل است. فعلا مهم ترین زمینه و انگیزه ترکیه و عربستان برای اتحاد نظامی با ایران جلوگیری از سلطه اسرائیل بر سومالی لند و باب المندب است. با آنکه عبور از تنگه هرمز تحت شرایطی و با نظارت و اجازه ایران جریان یافته، اما هنوز امریکا به تعهدات اقتصادی خود در تفاهمنامه اجرا نکرده است، از جمله لغو کلیه تحریم ها. در زمینه آتش بس نیز هم اسرائیل درباره لبنان آنگونه باید آن را رعایت نمی کند و هم امریکا گهگاه به بهانه های مختلف به جزایر ایران تجاوز نظامی می کند.
آنچه که درباره عبور از تنگه هرمز می توان گفت اینست که هفته گذشته ۳۳۵ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند و پیشبینی میشود این هفته نیز تعداد عبورها در همین حدود باشد. این در حالی است که پیش از آغاز جنگ، بهطور متوسط روزانه حدود ۱۰۰ کشتی تجاری از این تنگه عبور میکردند.
ابهام درباره خطر درگیریهای نظامی دوباره همچنان پابرجاست.