✍🏻نکته:
حضرت علی بن الحسین الاکبر(علی اکبر)کیست ؟
🖋️سیدعلی اصغرموسوی
حقیقتا ،"حضرت علی اکبر" علیه افضل التحیه والثناءکیست؟
جوانی دلیرو شکیل و جوانمرد ،که درسال61 هجری قمری درکربلا و روزعاشورابه شهادت رسید؟
یا امام سجادحضرت علی بن الحسین علیه الصلوات والسلام وعلی آبائه است که امام چهارمین وصاحب ولایت درصحرای کربلا(قبل و بعد)شهادت امام حسین علیه افضل تحیه و الثناء،سیدالشهدا و افضل الاولیاء بوده است؟ اگرکسی تحقیقی انجام داده است!
محبت کنیدارائه دهید؟
نکته دوم :
اگراسناد حضور امام باقرعلیه السلام در کربلا و در۴-۵ سالگی، متقن وموثق باشد، درحقیقت"سه "امام زنده درروز عاشورا درکربلاحضور داشته اند !؟
🌴🌷📚
#ياحسين
#علی_اکبر_علیه_السلام
#سعا
https://eitaa.com/saa_institute
حضرت علی بن الحسین الاکبر(علی اکبر)کیست ؟
🖋️سیدعلی اصغرموسوی
حقیقتا ،"حضرت علی اکبر" علیه افضل التحیه والثناءکیست؟
جوانی دلیرو شکیل و جوانمرد ،که درسال61 هجری قمری درکربلا و روزعاشورابه شهادت رسید؟
یا امام سجادحضرت علی بن الحسین علیه الصلوات والسلام وعلی آبائه است که امام چهارمین وصاحب ولایت درصحرای کربلا(قبل و بعد)شهادت امام حسین علیه افضل تحیه و الثناء،سیدالشهدا و افضل الاولیاء بوده است؟ اگرکسی تحقیقی انجام داده است!
محبت کنیدارائه دهید؟
نکته دوم :
اگراسناد حضور امام باقرعلیه السلام در کربلا و در۴-۵ سالگی، متقن وموثق باشد، درحقیقت"سه "امام زنده درروز عاشورا درکربلاحضور داشته اند !؟
🌴🌷📚
#ياحسين
#علی_اکبر_علیه_السلام
#سعا
https://eitaa.com/saa_institute
Eitaa
ایتا - اندیشکده معراج عقل و عشق
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
تاسوعا شور عاشورا🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...🌴🌴🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...🌴🌴🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی «سعا» شاعر، نویسنده، پژوهشگر ونظریه پرداز مکتب شعر امامیه:
🏴تاسوعا شور عاشورا🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
... به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...
🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَاالْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما🌷🏴
"" "" "" "
🏴تاسوعا شور عاشورا🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
... به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...
🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَاالْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما🌷🏴
"" "" "" "
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
سید علی اصغر موسوی «سعا» شاعر، نویسنده، پژوهشگر ونظریه پرداز مکتب شعر امامیه:
🏴تاسوعا شور عاشورا🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
... به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...
🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَاالْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما🌷🏴
"" "" "" "
🏴تاسوعا شور عاشورا🌴🌷🌴
سید علی اصغر موسوی
... به آرامی وارد آب میشود در سلوکی، که حتی ماه به چنین آرامی نتواند! آنگاه شط به هیجان درمی آید و حضور ماهتاب را در ظهری شکوهمند به تماشا میایستد! موج موج نگاه آب پر میشود از تصویر سقا و قامت مردانه ای که دلاری و سلحشوری را از "علی" به ارث برده است. آری علی! مولای جوانمردان، شیر شکار دشت توحید! گویی خیل فرشتگان او را به همدیگر نشان میدهند: او عباس است! او ابوفاضل است! او علمدار این سپاه آسمانی است! ادب حضور و شکوه و شور و شعور حضرت ابوفاضل تمام آسمان و زمین را به تحسین واداشته است؛ حتی همان سفاکان سلاخی که در پی فرصتی برای حمله به جوانمردان میدان هستند.
دست به سمت آب میبرد، ذهن آب را میآشوبد، آقا ابوفاضل تفضل! چه منتی به ما گذاشته اید؟! قدمتان روی چشم، فدای تشنگی تان، فدای دستی که دل آب را خنک میکند. کفی آب برمیدارد و آب با پرتو نگاه علوی اش درخشیدن میگیرد؛ چنان درخشنده است که گویی قطعه ای خورشید در کف گرفته است! دست را نزدیک صورت میکند و لبهایش زمزمه کنان با خویش نجوا میکنند:
چگونه من بنوشم آب، ای وای
چو تشنه مانده کام خشک مولا
برادر گفته سقایی کنم، نه!
بگیرد جان تازه کام سقا
حرامم باد اگر یک جرعه نوشم
بدون خیمه گاه آل طاها
کف دست را میگشاید و آب را رها میسازد و همچون ماهی بلورین، آب قطره قطره به شط میریزد و مشک را از آب سرد و گوارا پرمیکند. آری این است جهاد اکبر! این است اصل تقوا، این است تفسیر لولاک لما خلقت الافلاک! تشنگی مرام مردان است، تا دیگران بنوشند! عباس فرزند علی مرتضاست، فرزند جوانمردترین امیر در طول تاریخ!
و این ساقی غیرتمند، عباس بن علی ست، ماه بنیهاشم، دلاور بی بدیل دوران! ستون خیمه حق! رایت توحید، قامت عشق، آیت غیرت و فداکاری! آری این عباس است، پرورده دامان سه امام، همکلام و همنشین پنج معصوم، همراه و ملازم دخت زهرای اطهر!
عباس: اوج عشق! وقتی که دستهایش به ابدیت پرواز میکنند!
عباس: اوج عقل! وقتی به شهادت و قطعه قطعه شدن سلام میدهد!
عباس: اوج احساس! وقتی به حسرت آبهای ریخته نگاه میکند!
عباس نور است، ماه است، ماه بنیهاشم، کربلا بدون عباس، شوری نداشت و عاشورا بدون تاسوعا از شور میافتاد! تاسوعا دیباچه سوگواری عاشوراست. تاسوعا با نام و یاد عباس، همیشه تاسوعاست!
سلام بر تو ای ماه بنیهاشم! سلام بر تو و دستهای بریده ات! سلام برتو و چشم به خون نشسته ات! سلام بر تو و برادران غیورت!
مولا جان، چه تلخ است یادآوری روضه و مقتل ات؛ آنگاه که با تمام توان برادر صدا زدی: یا اخا، أدرِک اخاک!
و مردی با تمام امیدها و آرزوهایش خداحافظی کرد ...
🌴🌴🌴🌷🌷🌷
@saapoem
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَاالْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما🌷🏴
"" "" "" "
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
خون بهای دستهات
دست از تو بر ندارد، آشنای دستهات
آرزو دارم، نمایم، جان فدای دستهات
وه چه زیبا، عاشقانه، نقد جان کردی نثار
قیمت هستی اگر شد، خون بهای دستهات
می نشیند، در مصلای نگاهم اشک من
سوگواری میکند، امشب برای دستهات
دل، نمی گویم چه حالی دارد اکنون، آه،آه
لجه ای خون گشته از غم، در هوای دستهات
کاش میشد، در کنارت زنده بودم، کاش، کاش!
من دلم را هدیه میکردم، به جای دستهات
*
آتشی در سینه ام شد شعله ور، طاقت کجاست؟!
تا نویسم قطعه شعری، در رثای دست هات
1374
عاشق ترین مرد
آهسته آمد به بالا، دستی که دریاترین بود
تصویر نابی که دیدند، مردم ز دریا، همین بود
چرخاند و خالی شد از آب، جایی که باید بنوشد
سهم ابوفاضل از عشق، جای تعجب، یقین بود
*
گفتم که در مدّ دریا، تصویر ماهی نشسته است
ماهی که آن شب نگاهش، غمگین و سرد و حزین بود
گفتم که تصویر او را، دریا به دریا کشیدند
گفتم که تقدیر او را، شمشیرها در کمین بود
عشق است و گاهی تغیر، باید که از خود جدا شد
دیدی که بی دست افتاد! مردی که عاشق ترین بود
1378
نگاه و قتلگاه
نمی شود ز تماشا، نگاه برگردد
به سمت خیمه از آن قتلگاه، برگردد
مسافری که به راهش خطر کمین کرده
خدا کند که از آغاز راه، برگردد
به عمه(س) با نگرانی سکینه(س) میگوید:
تو از عموی عزیزم بخواه، برگردد
*
گمان نمی کنم از کوفیان، کسی خواهد
که از هجوم به خیمه، سپاه برگردد
تمام ذهن رقیه(س)، به سمت میدان رفت
که باز سمت حرم، ذوالجناح برگردد
سکوت خشک و نگاه ستارگان، یعنی:
بگو به سمت کجا، چشم ماه برگردد!
سوال شام غریبان همیشه این بوده:
نمی شود که به صحرا، پگاه برگردد؟
بهار یاد تو مولا، همیشه رنگین است
نمی شود ز تماشا، نگاه، برگردد؟!
1382
تکثیر احساس نذر قمر بنیهاشم(ع)
نمی گویم که این فرصت، تو را، تدبیر خواهد شد
درنگت ساده میگوید، که رفتن دیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، کاین چشمان افسونگر
گرفتار خزان عشق، در تقدیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، بغض مشک را بنگر
که با خون گلویت همزمان تبخیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، ای آیینهی غیرت
عطش کامان عصمت را، خطر درگیر خواهد شد
تو آن سروی که با آزادگی نخجیر میگیری
شکار قامت شیر اوژنت، شمشیر، خواهد شد
بخوان "تَبّت یَدا"، آن که تو را آزرده میخواهد
که پیش از آتش دوزخ، خودش تحقیر خواهد شد
هلا، ای نور یاسین در شط خون، دلربایی کن
که این "شقالقمر"، این بار عالمگیر خواهد شد
سحر نزدیک و تو شمع شبستانِ غریبانی
مپرس از گیسوانی که به داغت، پیر خواهد شد
همه دیدند میبوسید، دستان تو را مولا (ع)
که یعنی با همین دست، آسمان، تسخیر خواهد شد!
صدایت میزنند از آسمان، بشتاب، پر بگشا
که عشق این بار با احساس تو، تکثیر خواهد شد
تاسوعای حسینی 1386
خاطرهی سقا
گفت: ما هر چه که دیدیم، فقط زیبا بود
آیتی پاک و روان از نظر معنا بود
*
عشق او، باز، به دنبال تلافی میگشت
در نگاهش اثر زخم وفا، پیدا بود
مردی از دور، به آشوب دلش سر میزد
که در آن همهمهها، از همه بی پروا بود!
موج بر شعله خروشانده، شتابان میرفت
سمت راهی که عطش، آینهی دریا بود
آه در سینهی او، راز انالحق گفتن
اشک در دیدهی او، زمزمهی افشا بود
دست در عمق دل آب فرو برده، ولی
آب در دست و نگاهش به دل صحرا بود
چشمها غرق تماشا شده، اما، افسوس
آنچه دیدند، فقط خاطرهی سقا بود!
از همان خاطره پرسید کسی، زینب(س) گفت:
به خدا هر چه که دیدیم فقط ، زیبا بود
1380
#سیدعلی_اصغر_موسوی
دست از تو بر ندارد، آشنای دستهات
آرزو دارم، نمایم، جان فدای دستهات
وه چه زیبا، عاشقانه، نقد جان کردی نثار
قیمت هستی اگر شد، خون بهای دستهات
می نشیند، در مصلای نگاهم اشک من
سوگواری میکند، امشب برای دستهات
دل، نمی گویم چه حالی دارد اکنون، آه،آه
لجه ای خون گشته از غم، در هوای دستهات
کاش میشد، در کنارت زنده بودم، کاش، کاش!
من دلم را هدیه میکردم، به جای دستهات
*
آتشی در سینه ام شد شعله ور، طاقت کجاست؟!
تا نویسم قطعه شعری، در رثای دست هات
1374
عاشق ترین مرد
آهسته آمد به بالا، دستی که دریاترین بود
تصویر نابی که دیدند، مردم ز دریا، همین بود
چرخاند و خالی شد از آب، جایی که باید بنوشد
سهم ابوفاضل از عشق، جای تعجب، یقین بود
*
گفتم که در مدّ دریا، تصویر ماهی نشسته است
ماهی که آن شب نگاهش، غمگین و سرد و حزین بود
گفتم که تصویر او را، دریا به دریا کشیدند
گفتم که تقدیر او را، شمشیرها در کمین بود
عشق است و گاهی تغیر، باید که از خود جدا شد
دیدی که بی دست افتاد! مردی که عاشق ترین بود
1378
نگاه و قتلگاه
نمی شود ز تماشا، نگاه برگردد
به سمت خیمه از آن قتلگاه، برگردد
مسافری که به راهش خطر کمین کرده
خدا کند که از آغاز راه، برگردد
به عمه(س) با نگرانی سکینه(س) میگوید:
تو از عموی عزیزم بخواه، برگردد
*
گمان نمی کنم از کوفیان، کسی خواهد
که از هجوم به خیمه، سپاه برگردد
تمام ذهن رقیه(س)، به سمت میدان رفت
که باز سمت حرم، ذوالجناح برگردد
سکوت خشک و نگاه ستارگان، یعنی:
بگو به سمت کجا، چشم ماه برگردد!
سوال شام غریبان همیشه این بوده:
نمی شود که به صحرا، پگاه برگردد؟
بهار یاد تو مولا، همیشه رنگین است
نمی شود ز تماشا، نگاه، برگردد؟!
1382
تکثیر احساس نذر قمر بنیهاشم(ع)
نمی گویم که این فرصت، تو را، تدبیر خواهد شد
درنگت ساده میگوید، که رفتن دیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، کاین چشمان افسونگر
گرفتار خزان عشق، در تقدیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، بغض مشک را بنگر
که با خون گلویت همزمان تبخیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، ای آیینهی غیرت
عطش کامان عصمت را، خطر درگیر خواهد شد
تو آن سروی که با آزادگی نخجیر میگیری
شکار قامت شیر اوژنت، شمشیر، خواهد شد
بخوان "تَبّت یَدا"، آن که تو را آزرده میخواهد
که پیش از آتش دوزخ، خودش تحقیر خواهد شد
هلا، ای نور یاسین در شط خون، دلربایی کن
که این "شقالقمر"، این بار عالمگیر خواهد شد
سحر نزدیک و تو شمع شبستانِ غریبانی
مپرس از گیسوانی که به داغت، پیر خواهد شد
همه دیدند میبوسید، دستان تو را مولا (ع)
که یعنی با همین دست، آسمان، تسخیر خواهد شد!
صدایت میزنند از آسمان، بشتاب، پر بگشا
که عشق این بار با احساس تو، تکثیر خواهد شد
تاسوعای حسینی 1386
خاطرهی سقا
گفت: ما هر چه که دیدیم، فقط زیبا بود
آیتی پاک و روان از نظر معنا بود
*
عشق او، باز، به دنبال تلافی میگشت
در نگاهش اثر زخم وفا، پیدا بود
مردی از دور، به آشوب دلش سر میزد
که در آن همهمهها، از همه بی پروا بود!
موج بر شعله خروشانده، شتابان میرفت
سمت راهی که عطش، آینهی دریا بود
آه در سینهی او، راز انالحق گفتن
اشک در دیدهی او، زمزمهی افشا بود
دست در عمق دل آب فرو برده، ولی
آب در دست و نگاهش به دل صحرا بود
چشمها غرق تماشا شده، اما، افسوس
آنچه دیدند، فقط خاطرهی سقا بود!
از همان خاطره پرسید کسی، زینب(س) گفت:
به خدا هر چه که دیدیم فقط ، زیبا بود
1380
#سیدعلی_اصغر_موسوی
شکیبا مرد عاشورا
شکیبا مرد میدانها، دل دائم شکیبت را
میان شعر میجویم نه اندوه غریبت را
اگر چه صبح عاشورا به چشمان مینهم مولا
بهشتانه شمیم تربت ِطِیب طبیبت را -
و میگریم :"بُکاءَ الفاقِدین"هردوچشمی را
که داردداغها بردل، رخ از خون خضیبت را -
ولی همواره میبالم به قد و قامت نامی
که دههاقرن افکنده به خواری،صد رقیبت را!
تمام خیر در ظاهر، تمام خیر در باطن
جهان در ترجمه عاجز، مواعید نصیبت را!
نمانده از تمام شرّ به گیتی هیچ عنوانی
بنازم قدرتِ پنهانیِ "امن یجیب"ات را
چه مصداقی ازاین بهترکه درمیدان نشان دادی:
به نوزادان علی اصغر، به پیران هم حبیبت را! 🌷
برای عشق حق بردی به قربانگاه جان خود
بنازم در میان داغها، صبر عجیبت را!
خدا هم در کنار پرچم خونرنگ عاشورا
نشان داده به عالم دائما، نام نجیبت را
حسین و هم حسن هردو، دل و جان"سعا" هستند
مکن شرمندهٔ احسان در این ساعت، ادیبت را🖋️📚
مکتب شعر امامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ٢۶تیرماه ١۴٠٣
ظهر عاشورا ١۴۴۶
#یاحسین #عاشورا
#saapoem
@saapoem
🏴🌷🏴
شکیبا مرد میدانها، دل دائم شکیبت را
میان شعر میجویم نه اندوه غریبت را
اگر چه صبح عاشورا به چشمان مینهم مولا
بهشتانه شمیم تربت ِطِیب طبیبت را -
و میگریم :"بُکاءَ الفاقِدین"هردوچشمی را
که داردداغها بردل، رخ از خون خضیبت را -
ولی همواره میبالم به قد و قامت نامی
که دههاقرن افکنده به خواری،صد رقیبت را!
تمام خیر در ظاهر، تمام خیر در باطن
جهان در ترجمه عاجز، مواعید نصیبت را!
نمانده از تمام شرّ به گیتی هیچ عنوانی
بنازم قدرتِ پنهانیِ "امن یجیب"ات را
چه مصداقی ازاین بهترکه درمیدان نشان دادی:
به نوزادان علی اصغر، به پیران هم حبیبت را! 🌷
برای عشق حق بردی به قربانگاه جان خود
بنازم در میان داغها، صبر عجیبت را!
خدا هم در کنار پرچم خونرنگ عاشورا
نشان داده به عالم دائما، نام نجیبت را
حسین و هم حسن هردو، دل و جان"سعا" هستند
مکن شرمندهٔ احسان در این ساعت، ادیبت را🖋️📚
مکتب شعر امامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ٢۶تیرماه ١۴٠٣
ظهر عاشورا ١۴۴۶
#یاحسین #عاشورا
#saapoem
@saapoem
🏴🌷🏴
🏴شام غریبان🌷
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته دردامان شب، ای ماه پاره🏴🌷
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۹۰
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته دردامان شب، ای ماه پاره🏴🌷
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۹۰
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
🌹🌴صلوات امام سجاد علیه السلام🌴🌹
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَی الَّذِینَ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ اصْطَفَیْتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هَادِیاً مَهْدِیّاً اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیَائِکَ حَتَّی یَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیم؛
پروردگارا! درود فرست بر حضرت علی بن الحسین سید و بزرگ اهل عبادت. آنکس که تو او را برای خود خالص گردانیدی و پیشوایان هدایت را- که آنها خلق را به حق هدایت کنند و به حق باز رجوع کنند- از نسل پاکش قرار دادی. و او را برای خویش اختیار فرمودی و او را از هر پلیدی و ناپاکی، پاک و مطهر ساختی و او را برگزیدی و هادی خلق به سوی خدا و هدایت یافته به حق قرار دادی. پروردگارا! پس درود و رحمتی بر او فرست که بهترین درودهایی باشد که بر ذریه پیغمبرانت فرستادی؛ تا به آن درود در دنیا و آخرت دیدهاش روشن فرمایی که تو ای خدای مقتدرِ کامل و به حقایقِ امور آگاهی.💐
🌹🌴💐💐💐💐🌴🌹
#saapoem
@saapoem
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَی الَّذِینَ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ اصْطَفَیْتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هَادِیاً مَهْدِیّاً اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیَائِکَ حَتَّی یَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیم؛
پروردگارا! درود فرست بر حضرت علی بن الحسین سید و بزرگ اهل عبادت. آنکس که تو او را برای خود خالص گردانیدی و پیشوایان هدایت را- که آنها خلق را به حق هدایت کنند و به حق باز رجوع کنند- از نسل پاکش قرار دادی. و او را برای خویش اختیار فرمودی و او را از هر پلیدی و ناپاکی، پاک و مطهر ساختی و او را برگزیدی و هادی خلق به سوی خدا و هدایت یافته به حق قرار دادی. پروردگارا! پس درود و رحمتی بر او فرست که بهترین درودهایی باشد که بر ذریه پیغمبرانت فرستادی؛ تا به آن درود در دنیا و آخرت دیدهاش روشن فرمایی که تو ای خدای مقتدرِ کامل و به حقایقِ امور آگاهی.💐
🌹🌴💐💐💐💐🌴🌹
#saapoem
@saapoem
Forwarded from امام حسین علیه السلام: فرقان حق و باطل
صحیفهٔ حکمت📚💐
قلمش ترجمان حکمت شد،لفظ«مایسطرون»قرآن را
تادهد بعدشرح عاشورا،درس تازه نژادانسان را
شدبهانه«صحیفه»اش دردست،تابه رمز کلام پردازد
آشکاراهرآنچه مکتوم است،حکمت بی بدیل قرآن را
بعدازآن اتفاق خونین درکربلا، هم کسی نمی دانست
دین اسلام درکجاگفته:حق بوددرحیات،انسان را !
درصحیفه شرافت انسان،ارتباطی به معرفت دارد
منقبض،ذره وار، تاهرکس واشکافددلایلِ آن را
مثل یک آینه که هرشخصی به نُمودی درآن خوشایند است!
بادعامی توان شکوفا کرد،منزلت های درس عرفان را
گرچه اسلام وهم مسلمانی،همه جا ظاهراً،هویدا بود !
هرطرف عده ای دغل سیما،واسطه کرده آل سفیان را --
با نماز وحدیث و هم فتوا، مثل اهل سقیفه بی پروا
خرج بازار حرف خود می کرد،حق شرع و شروط ایمان را
در چنان روزگار پویا شد،حکمت و علت «دعا» هایش
روزگاری که داشت می بلعید،کام شمشیر نسل انسان را !
جان فدای امام حق ،سجاد،گرچه غربت نصیب دوران است
زنده کرده صحیفه اش دائم،حال و روزخراب دوران را
افتخار«سعا» همین بس،چون شاعری از تبار آیینه است
چامه اش غرق نورمی سازد،خاطر ِمردمِ
سخندان را🖋📜
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سید علی اصغر موسوی
قم- ۱۲ شهریور ۱۴۰۰
🌷🏴🖋️📚
#امام_سجاد علیه السلام
#امام_علی_بن_الحسین
#امام_زین_العابدین
#صحیفه
#صحیفه_سجادیه
#سعا #استاد_سعا #استاد_سیدعلی_اصغرموسوی #سیدعلی_اصغرموسوی
https://eitaa.com/saa_institute
قلمش ترجمان حکمت شد،لفظ«مایسطرون»قرآن را
تادهد بعدشرح عاشورا،درس تازه نژادانسان را
شدبهانه«صحیفه»اش دردست،تابه رمز کلام پردازد
آشکاراهرآنچه مکتوم است،حکمت بی بدیل قرآن را
بعدازآن اتفاق خونین درکربلا، هم کسی نمی دانست
دین اسلام درکجاگفته:حق بوددرحیات،انسان را !
درصحیفه شرافت انسان،ارتباطی به معرفت دارد
منقبض،ذره وار، تاهرکس واشکافددلایلِ آن را
مثل یک آینه که هرشخصی به نُمودی درآن خوشایند است!
بادعامی توان شکوفا کرد،منزلت های درس عرفان را
گرچه اسلام وهم مسلمانی،همه جا ظاهراً،هویدا بود !
هرطرف عده ای دغل سیما،واسطه کرده آل سفیان را --
با نماز وحدیث و هم فتوا، مثل اهل سقیفه بی پروا
خرج بازار حرف خود می کرد،حق شرع و شروط ایمان را
در چنان روزگار پویا شد،حکمت و علت «دعا» هایش
روزگاری که داشت می بلعید،کام شمشیر نسل انسان را !
جان فدای امام حق ،سجاد،گرچه غربت نصیب دوران است
زنده کرده صحیفه اش دائم،حال و روزخراب دوران را
افتخار«سعا» همین بس،چون شاعری از تبار آیینه است
چامه اش غرق نورمی سازد،خاطر ِمردمِ
سخندان را🖋📜
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سید علی اصغر موسوی
قم- ۱۲ شهریور ۱۴۰۰
🌷🏴🖋️📚
#امام_سجاد علیه السلام
#امام_علی_بن_الحسین
#امام_زین_العابدین
#صحیفه
#صحیفه_سجادیه
#سعا #استاد_سعا #استاد_سیدعلی_اصغرموسوی #سیدعلی_اصغرموسوی
https://eitaa.com/saa_institute
Eitaa
ایتا - اندیشکده معراج عقل و عشق
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
اول مرداد، مصادف با هشتمین سالگرد ارتحال« حجت الاسلام و المسلمین آقاسید علی اکبر موسوی رضوان اللّه تعالی علیه » (فقیه سیارخرقان) است
روح استاد و پدربزرگوارم فقیه،واعظ،مداح،ادیب،عارف حلیف القرآن و سالک طریق الی اللّه جناب آقا سید علی اکبر موسوی ورچندی شاد و یادش گرامی روزگاران باد آمین یا ربّ العالمین
غفراللّه له مع اجداده ان شاءاللّه
بالنبی وآله الفاتحة مع الصلواة 🌷🌴
#فاتحه
#سالگرد_ارتحال
#آقاسیدعلی_اکبر_موسوی
#آقاسید_علی_اکبر_موسوی
#چهارحد
#ورچند
#روستای_چهارحد
#سعا
#استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
#سید_علی_اصغر_موسوی
#saapoem
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
اول مرداد، مصادف با هشتمین سالگرد ارتحال« حجت الاسلام و المسلمین آقاسید علی اکبر موسوی رضوان اللّه تعالی علیه » (فقیه سیارخرقان) است
روح استاد و پدربزرگوارم فقیه،واعظ،مداح،ادیب،عارف حلیف القرآن و سالک طریق الی اللّه جناب آقا سید علی اکبر موسوی ورچندی شاد و یادش گرامی روزگاران باد آمین یا ربّ العالمین
غفراللّه له مع اجداده ان شاءاللّه
بالنبی وآله الفاتحة مع الصلواة 🌷🌴
#فاتحه
#سالگرد_ارتحال
#آقاسیدعلی_اکبر_موسوی
#آقاسید_علی_اکبر_موسوی
#چهارحد
#ورچند
#روستای_چهارحد
#سعا
#استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
#سید_علی_اصغر_موسوی
#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی، هنری «سَعا» (سرشت عشق ابد)
هوالشکور
سلام علیکم و رحمة اللّه جمیعا
با نهایت امتنان و احترام،
از تمامی کسانی که در هشتمین سالگشت ارتحال "حجتالاسلام والمسلمین آقاسیدعلی اکبر موسوی"
رضوان اللّه تعالی علیه
تسلی بخش خاطر ما بوده اند؛ تقدیر و تشکر می نمایم.
امیدوارم با عنایات الهی همه اساتیدارجمند و فرهیختگان فرهمند دوستان بزرگوار درکنار خانواده های محترم و عزیزشان همیشه برخودار از نعمت و برکت و امن و امان و سلامت و بهروزی باشند
ان شاء اللّه 💐
ارادتمند و دوستدارتان:
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ١ مرداد ۱۴۰٣
#saapoem
https://eitaa.com/saa_institute
سلام علیکم و رحمة اللّه جمیعا
با نهایت امتنان و احترام،
از تمامی کسانی که در هشتمین سالگشت ارتحال "حجتالاسلام والمسلمین آقاسیدعلی اکبر موسوی"
رضوان اللّه تعالی علیه
تسلی بخش خاطر ما بوده اند؛ تقدیر و تشکر می نمایم.
امیدوارم با عنایات الهی همه اساتیدارجمند و فرهیختگان فرهمند دوستان بزرگوار درکنار خانواده های محترم و عزیزشان همیشه برخودار از نعمت و برکت و امن و امان و سلامت و بهروزی باشند
ان شاء اللّه 💐
ارادتمند و دوستدارتان:
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ١ مرداد ۱۴۰٣
#saapoem
https://eitaa.com/saa_institute
German Nazi police attack on the Islamic center of Hamburg!#IZH
(with seventy years of cultural activity)
it's shamefull !!!👎
Angriff der deutschen Nazi-Polizei auf das islamische Zentrum Hamburgs! #IZH
(mit siebzigjähriger kultureller Tätigkeit)
es ist beschämend!!!👎👎
حمله پلیس نازی آلمان به مرکز اسلامی هامبورگ! (با هفتاد سال فعالیت فرهنگی) خجالت آور است !!!
#مرکزاسلامی_هامبورگ
#IZH
#islamischeszentrumhamburg
#nazist
(with seventy years of cultural activity)
it's shamefull !!!👎
Angriff der deutschen Nazi-Polizei auf das islamische Zentrum Hamburgs! #IZH
(mit siebzigjähriger kultureller Tätigkeit)
es ist beschämend!!!👎👎
حمله پلیس نازی آلمان به مرکز اسلامی هامبورگ! (با هفتاد سال فعالیت فرهنگی) خجالت آور است !!!
#مرکزاسلامی_هامبورگ
#IZH
#islamischeszentrumhamburg
#nazist
ببر پیر🐅
... ببر پیر
درخلوت سایهها
شرمندهٔ هیچ چشمهٔ گِل آلودی نیست-
اگر قامت نردبانی اش
بازتابی نداشت!
بگذار سردرِ سلطان سراها را
تندیس سرد «شیر» ها پرکند!
گرمای پنجه های خونریزِ «ببر»
هنوز هم با تمام پیری اش
بربلندای قاف می درخشد!
گوشه گیری
خواری نیست!
خارها سلاطین بیابان ها هستند
با سایه های اندکشان!
در تنهایی سوختن و ساختن را
بهانه افروختن کن
تا بشنوندت!
جایی که ببر ها سایه نشینان سکوت جنگل اند!!! 🐅
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
#سعا #استاد_سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem
... ببر پیر
درخلوت سایهها
شرمندهٔ هیچ چشمهٔ گِل آلودی نیست-
اگر قامت نردبانی اش
بازتابی نداشت!
بگذار سردرِ سلطان سراها را
تندیس سرد «شیر» ها پرکند!
گرمای پنجه های خونریزِ «ببر»
هنوز هم با تمام پیری اش
بربلندای قاف می درخشد!
گوشه گیری
خواری نیست!
خارها سلاطین بیابان ها هستند
با سایه های اندکشان!
در تنهایی سوختن و ساختن را
بهانه افروختن کن
تا بشنوندت!
جایی که ببر ها سایه نشینان سکوت جنگل اند!!! 🐅
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
#سعا #استاد_سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem

