مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
109 subscribers
11K photos
2.61K videos
1.77K files
4.89K links
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Download Telegram
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
Photo
مافیای شاعران!
پالرمو ، سیسیل ، ...
به نام "دین" به کام "ریا"!
"حوزه هنری" که یادگار بنیانگذارکبیرش "عالیجاه آیت عظما آشیخ محمدعلی زم"(قدس الله نفس الشریعه) بود و هست، چنان اهتمام به تربیت نسل جوان داشتند که فرزندشان به شرف"مفسدفی الارض" بودن نائل آمدند!! محافل مافیایی راکه رقم زدنداکنون مجمع البحرین فساددرشعرو ادب کشور شده است!!!
[از یکسویه کردن شعرآیینی به نفع و نفخ دوستان همپیاله تا چاپ کتاب تا گسترش جرگه وجلگه به سراسرکشور و دراختيار گرفتن مجالس،حتی"وزارت فخیمه فرهنگ و ارشاد جهوری" تا چاپخانه ها و طلبه گاه ها و دانشگاهکده ها، همه وهمه در سیطره این کلوپ وبنگاه‌های مافیایی !!!]
ادارات ارشاد به عوض"استعداد یابی بومی" و جذب"اساتید محلی و شاعران شهرستان ها"! درمناسبات مذهبی و دینی (مجموعه رفتارهای ریاکارانه بدون خروجی هزینه سوز) از تنخواه هزینه های مافیا استفاده کرده و به اصطلاح شاعران شهیر کشور (اعضای کلوپ مافیای حوزه هنری تهران و قم و خراسان و اصفهان) را دعوت کرده و به عزاداری یا جشن می پردازند!!!
✅پرسش من و حضرات ملائک"کرام الکاتبین"این است که چرا هزینه و بودجه و تنخواه هرشهری به خود آن شهر و اعضای پیر و جوان آن شهر اختصاص نمی یابد؟
وبرای استعداد یابی و ارتقای فرهنگی، هنری همان شهر و بخش و روستا خرج نمی شود؟!
آيا سیره علوی و فاطمی یا نبوی و ولایی، "تبعیض" و تفاوت و ازهم گسستن پیوندها بود؟!یا ایجاد وحدت عمل و کمک به ضعفا و گمنامان حوزه شعر ادب برای بسط و گسترش هنر دینی؟!

فساد،فساد است!
چه درحوزه بانکی با رانت افزایی باشد!
چه درقشرهنرمندان با ایجادمافیا، جرگه، و...؟!

یاحق!
📲
هوالعلیم
نکته:
چرا"سوریه"؟
چرا سوریه درطی یک دههٔ گذشته محل درگیری های سیاسی - نظامی خاورمیانه بوده است؟!
نگاهی به نقشه خاورمیانه و حضورکشور سوریه درمیان تمدن های دیرین و محل تلاقی مسیرهای اقتصادی و استراتژیک نظامی و درنهايت حمایت نظامی و امنیتی کشور سوریه از فلسطین در طی هشتاد، نودسال گذشته و وجود اقوام مختلف ناهمگون، دلیل اهمیت این موضوع شده است که دول قدرتمند جهان همیشه سعی دراستیلا برآن داشته اند.
درعصر حاضربه دلیل ایجاد رژيم یهودمحور و صهیونی"اسرائیل" درمنطقه و حمایت دائمی کشور و مردم سوریه از لبنان وفلسطین در مقابل اسرائیل، باعث شده که انهدام ساختار سیاسی - امنیتی
و نظامی و انتظامی سوریه دردستورکار استکبار جهانی بخصوص دول غربی باشد!!

نتيجه گیری مختصر ازطرح این موضوع :
اگر"سوریه"به دست قدرت های جهان غرب و شرق بیافتد،"جهان اسلام" رنگ آسایش بخود نخواهد دید واین یک حقیقت بلامنازع است.
صحبت از"جهان اسلام"است،نه یک کشور سکولارعربی یا یک کشور خاورمیانه ای کم اهمیت درنقشه خاور میانه!!
گرچه کشورهای عربی دیگر،درحالی که سران خودفروخته شان مثل"شترمرغ" ازترس فقدان حاکمیت پوشالی شان، سردرشن نابینایی فرو برده اند؛ اماحقیقت انکارناپذیر این است که اگر"سوریه وعراق"باردیگردر تصرف کشورهای غربی قرار گیرند؛ با وجود تفاوت فاحش ساختاری سلاح های امروزی با صدسال قبل و وجود سلاح های کنترل از راه دور وحتی خارج ازجو زمین و توان نظامی درحال تغییر روزانه وسلاح های بازدارنده خواب استقلال عربی-اسلامی را هم نخواهد دید!
... واین نکته مهم: آب!
آب شیرین!!
سرفصل جنگ های آینده است!
✅سیدعلی اصغرموسوی
@saapoem
📝سقوط

ای رهایم کرده در تنهایی و قهر و سکوت

می َتنَد گویی تنم را تار غربت، عنکبوت!

وحشت دستی که روزی جان ز دل خواهد ربود

می کشد همچون قطار نیمه شب، در ذهن، سوت!

بر تنم روزی کفن خواهد شد این شعر پَرند

می فریبی تا به کی، با برگ های سبز توت؟!

چرخش سکه، به نفع آسمان هموار ه شد!

گرچه ، چشمم کرده عادت بر تماشای قنوت

بعد از این دیگر نمی افتد به روی خاک، سیب🍎

بعد از این برچیده خواهد شد بساط هر هبوط!

من به آتش می شوم نزدیک و تو سمت بهار...

من اسیر "نحس" "جوزا" ، تو قرین "سعدِ" "حوت" !🐠🌿

سیدعلی اصغرموسوی
قم/۱۳۸۵
@saapoem
@saapen
Forwarded from استاد سعا #استاد_سعا saapoem#
saa mousavi:
حیرت حیات 🦋

گویی سرشته اند به جوزا ، مرام من
حیرت نصیب گشته سخن، در کلام من
از کوچه‌های بی خودی ای عقل، کن رها!
این عشق، خواب دیده دلِ پاک، خام من
بگذار تیغ قهر جمالش کند هلاک
راضی چو شد به جور خط جور، جام من
ای کاش، غم به عرصه‌ی گیتی نمی شناخت!
خوی شریف و همتِ نیکو مرام من
پامال خویش کرد حیات مرا، چنان
شرمنده شد از آرزوی من، دوام من!
با دشمنم چگونه مدارا کنم، بگو؟
وقتی نشد به حکمت آیینه، رام من؟
جوزا نهاد، طالع من مرشد قضا
تجرید وانهد پی ترکیب، گام من
توفان نشسته کنج سکوتم، به هوش باش!
وقتی که می‌بری به زبان سست، نام من
تفریق و فرد و جمع و تجرّد کجا و عشق؟!
بادا به عشق حضرت عاشق، سلام من! سیدعلی اصغرموسوی(سعا)
۱۳۸۸/قم
@saapoem
@saapen
❤️🍎❤️🍎❤️🍎❤️
Forwarded from Deleted Account
بی خیال فردا ! 50 سال است دارم می شنوم : فردا و فردا گندیده تر از دیروز ! مثل "توت فرنگی " درهوای "قم" !!!
🌹آبشار
می گذری با گیسوان سپید
و همسایه های سبزت را
به زیبایی های تماشا می سپاری
تو از آن بالا می آیی
و تا دوردست ها صدایت شکسته نمی شود
گل های نیلوفر
تنها با صدای
تو از خواب برمی خیزند
و تنها در آغوش تو می آرامند ! ** توتنها معشوقه هم سن و سال منی که روزی درکنار جویباری "عاشق" هم شدیم ! سیدعلی اصغرموسوی /قم/1380
http://telegram.me/saapen
🌹آبشار
می گذری با گیسوان سپید
و همسایه های سبزت را
به زیبایی های تماشا می سپاری
تو از آن بالا می آیی
و تا دوردست ها صدایت شکسته نمی شود
گل های نیلوفر
تنها با صدای
تو از خواب برمی خیزند
و تنها در آغوش تو می آرامند ! ** توتنها معشوقه هم سن و سال منی که روزی درکنار جویباری "عاشق" هم شدیم !
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۸۰
#سعا
#استاد_سعا
#saapoem
🌹🍎🌹📚✍️
سعدیا مردی و کم شد شَّر جان!
هم رها شد جان از این ویران جهان!


امروز «۲۰ خرداد» است این «یارو» از تمدید سازمان «فی ما سوا» برای« ۳۱ اردیبهشت» گزارش میده!!! 😷🤒🤕🤧🤥☠️👻👽
☝️☝️
«کارم از گریه گذشته ست بدان می خندم!!!» 😁😭😄
Forwarded from پژواک حافظ
غزل ۱۷٨

هر که شد مَحرمِ دل در حَرَمِ يار بمانْد
وان که اين کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دلِ من عيب مکن
شُکرِ ايزد که نه در پردۀ پندار بماند

صوفيان واستَدند از گِروِ می همه رَخت
دلقِ ما بود که در خانۀ خَمّار بماند

مُحتَسِب شيخ شد و فِسقِ خود از ياد ببُرد
قصّه ماست که در هر سرِ بازار بماند

هر میِ لعل کز آن دستِ بلورين ستَديم
آبِ حسرت شد و در چشمِ گهربار بماند

جز دلِ من کز ازل تا به ابد عاشق رفت،
جاودان کس نشنيديم که در کار بماند

گشت بيمار که چون چشمِ تو گردد نرگس
شيوۀ تو نشدش حاصل و بيمار بماند

از صَدایِ سخنِ عشق نديدم خوشتر
يادگاری که در اين گنبدِ دوّار بماند

داشتم دلقی و صد عيبِ مرا می‌پوشيد
خرقه رهنِ می و مطرب شد و زُنّار بماند

بر جمالِ تو چنان صورتِ چين حيران شد،
که حديثش همه جا در در و ديوار بماند

به تماشاگهِ زلفش دلِ حافظ روزی،
شد که بازآيد و جاويد گرفتار بماند

https://t.me/hafez_bekhanimm

https://chat.whatsapp.com/DQDCNWfn7Kw21QeyuvHqoH
Forwarded from سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi
📜گله

از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد

زین آبله پا ،خارمغیلان گله دارد

بر در یتیم است صدف دامن مادر

یوسف عبث از تنگی زندان گله دارد !

تاریک شود خانه آیینه ز جوهر

حیران جمال تو ز مژگان گله دارد

این خواب به صد دولت بیدارنبخشند

دل گر چه ازآن نرگس فتان گله دارد

مقراض سر سبز بود خنده بی وقت

از رخنه لب پسته خندان گله دارد

از اختر خودزیر فلک ،شکوه نادان

ماند به غریقی که زباران گله دارد

درمانش همین است که با درد بسازد!

دردی که ز ناسازی درمان گله دارد

هر صبح فلک دفتری از شکوه گشاید

پیوسته سیه کاسه ز مهمان گله دارد

چون دانه بی مغز بود پوچ کلامش

هر شوره زمینی که زدهقان گله دارد

چون دست عروسان به نگارست سزاوار !

پایی که ز بیداد مغیلان گله دارد

ما وگله از تلخی دشنام تو هیهات

حرفی است که مور از شکرستان گله دارد

چون سبز شود بخت من سوخته جایی

کز بخت سیه چشمه ی حیوان گله دارد

تن داد به همدستی دیو از دل سنگین

از خاتم بی مهر، سلیمان گله دارد

در عالم حیرت بود آرامی اگر هست

"صائب "عبث از دیده حیران گله دارد
میرزامحمدعلی خان صائب تبریزی(ره)💐📚
#صائب
شهرت پنهان
در سینه دل از دست عزیزان گله دارد
این روزنه از تنگی زندان، گله دارد!

خواهم که ببندم، درِ این خانه به هر کس
آیینۀ من از غم مهمان، گله دارد

چندی‌ست که در کوچۀ ما، پرده‌نشینی!
مهتاب هم از شهرت پنهان، گله دارد

بگذار برآید به سخن، ماه، که این دل -
از قصۀ گیسوی پریشان گله دارد

در غیبت تو، پرده‌دریهای سرشکم
از غیبت این کوچه‌نشینان گله دارد


ترسم که بگویی، دلت از خاک کویر است
نا خواسته از قحطی باران گله دارد؟!

وا کن به تماشا، کمی از راه نگاهم
«از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد»
سیدعلی اصغرموسوی
قم/1380
*مصرع از جناب صائب تبریزی
مطروحه درانجمن ادبی محیط قمی
@saapoem
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل ها
به بوي نافه اي کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل ها
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد مي دارد که بربنديد محمل ها
به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل ها
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ
متي ما تلق من تهوي دع الدنیاواهملها
آهنگی از دریا
در این فصل شگفتی ها، در این شعر تماشایی
نمی گنجد اگر در واژه ها، مفهوم زیبایی-
از این رنگ هیاهوهای درهم، باز بیزارم
بیا با خود ببر ، تا خاطرات سبز رویایی!
نیاز مبرمی دارم به چشمانی پر از باران
و آهنگی که می گیرد به خود، رنگ اهورایی
به آرامی، چه زیبا، می نوازی دستهایت را
دلم را می برد با خود، به ساحل های تنهایی
بزن آهنگی از دریا، بزن آهنگی از باران !
به یاد خاطرات آخرین فانوس دریایی
کویری خالی از احساس هستم، رنگ دلتنگی-
همیشه بوده در من، ماورای این شکیبایی🍎
سیدعلی اصغرموسوی
1376- قم
#سعا
#saapoem
t.me/saapen
Forwarded from Deleted Account
نظاره ای بر رموز جمال در قاب هستی ! http://telegram.me/saapoem