Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
🌹صَلواتُ اللهِ وَ صَلواتُ مَلائِکَتِهِ و اَنبیائِهِ و رُسُلِه وَ جَمیعِ خَلقِهِ علی مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ السَّلامُ عَلیهِ وَ عَلیهم وَ رَحمتُ اللهِ وَ بَرَکاتُه
🌹🌹🌹🌹🌹
فصل پنجم🌴
بیا تا شمیم ترنّم بماند
دلم تازه با فصل پنجم بماند
بیا تا به یاد غزلهای آبی
خیالم در آن سوی شب، گم بماند
به صبح تماشا، بیا تا همیشه
غزل، عشق، آیینه، گندم، بماند
دعا کرده ام تا بهار ظهورت
به لبهای مردم، تبسم بماند😊
بگو، با دعایی که در انتظار است
نگاهم به آمین چندم بماند؟!🕌💐🕌
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۸۰
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
🌹🌹🌹🌹🌹
فصل پنجم🌴
بیا تا شمیم ترنّم بماند
دلم تازه با فصل پنجم بماند
بیا تا به یاد غزلهای آبی
خیالم در آن سوی شب، گم بماند
به صبح تماشا، بیا تا همیشه
غزل، عشق، آیینه، گندم، بماند
دعا کرده ام تا بهار ظهورت
به لبهای مردم، تبسم بماند😊
بگو، با دعایی که در انتظار است
نگاهم به آمین چندم بماند؟!🕌💐🕌
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۸۰
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
Forwarded from شعله ی آواز من
😳 کشف! 😳
هر که در کشور ما سیم و زرش بیشتر است
شده ثابت که زیـــان و ضررش بیشتر است
ماکیــــان را کنــــد آرامــش خوابیدن سلب
شام در لانه خروسـی که پَرَش بیشتر است
بـــا چـــراغ ارکـــه بــود دزد ، بَرَد کالا نغز
قـــوم را عالــم فاسد خطرش بیشتر است
نوچــه بسیـار بود دور و بَرِ فــــرد شرور
زُحل نحس هم ایجان قمرش بیشتر است
هر که پر مایـه تـر از علم ، غمش افزونتر
میخوردسنگ درختی که بَرش بیشتراست
عمّـــه ی بنده کند فخـــر به دایــی ، زیرا
که به فامیل شمـــار پسرش بیشتر است!
بــر خلاف نظــر وی ، رمــــه داری دیدم
غصّه میخوردچـرا گاونرش بیشتر است!
همســــر بنده یکـــی کشف اخیرا فرمود:
اشک تمسـاح ز غرغر اثرش بیشتر است!
شغلش ایجاب کند«شاطر» ما پای تنور
گرفزون ازهمه قردرکمرش بیشتراست.
* عباس خوش عمل کاشانی.
هر که در کشور ما سیم و زرش بیشتر است
شده ثابت که زیـــان و ضررش بیشتر است
ماکیــــان را کنــــد آرامــش خوابیدن سلب
شام در لانه خروسـی که پَرَش بیشتر است
بـــا چـــراغ ارکـــه بــود دزد ، بَرَد کالا نغز
قـــوم را عالــم فاسد خطرش بیشتر است
نوچــه بسیـار بود دور و بَرِ فــــرد شرور
زُحل نحس هم ایجان قمرش بیشتر است
هر که پر مایـه تـر از علم ، غمش افزونتر
میخوردسنگ درختی که بَرش بیشتراست
عمّـــه ی بنده کند فخـــر به دایــی ، زیرا
که به فامیل شمـــار پسرش بیشتر است!
بــر خلاف نظــر وی ، رمــــه داری دیدم
غصّه میخوردچـرا گاونرش بیشتر است!
همســــر بنده یکـــی کشف اخیرا فرمود:
اشک تمسـاح ز غرغر اثرش بیشتر است!
شغلش ایجاب کند«شاطر» ما پای تنور
گرفزون ازهمه قردرکمرش بیشتراست.
* عباس خوش عمل کاشانی.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
تریلر فیلم مامور مخفی The Operative (2019) Trailer
داستان این فیلم (مأمور مخفی) درباره زنی جاسوسه به نام «راشل» است که از طرف سرویس جاسوسی اسرائیل «موساد» مأموریت پیدا می کند تا به ایران رفته و اطلاعاتی از برنامه هسته ای کشورمان به دست آورد.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
🌹حلال بی ملال خواستم عاشقت شوم، دیدم، در جهان قیل و قال خواهد شد!
قلب ها شعله ور به کینۀ من، سینه ها پرملال خواهد شد
بی خیالت شدم، ولی در خواب، یک نفر وعده داد پنهانی:
خنجر داعشیت زیر گلوم، جان برایت حلال خواهد شد
از "حلالش" کمی خوشم آمد، چون "حلال" از وصال لبریز است!
وه چه حالی! نپرس از وقتی، صحبتی از وصال خواهد شد
دست های تو زیر گردن من، خون بهایم شمیم گیسویت
بوسه باید زدن به آن دستی، که سبب ساز حال خواهد شد
در غزل می بری دلم از کف، بس که عاشق ستیز و گستاخی!
آخر این بسمل رها در خون، نیمه جان، پایمال خواهد شد
!!
پیش گل ها نشسته می خندی، در قفس من فتاده، می گریم
کی، بگو نوبت لب آوایی، با همین مرد لال خواهد شد؟!
نه سیاوس، نه رستم دستان، شاعری از اهالی خاکم
رسم سودابگی براندازی، خوش، دم حال و فال خواهد شد
مثل نیلوفران وحشی باغ، منتظر در تنیدنی گرمند!
ورنه این دست و این قلم، روزی، روی زانو وبال خواهد شد
😊 سیدعلی اصغرموسوی
سعا 31فروردین 1395
#سعا @saapoem
قلب ها شعله ور به کینۀ من، سینه ها پرملال خواهد شد
بی خیالت شدم، ولی در خواب، یک نفر وعده داد پنهانی:
خنجر داعشیت زیر گلوم، جان برایت حلال خواهد شد
از "حلالش" کمی خوشم آمد، چون "حلال" از وصال لبریز است!
وه چه حالی! نپرس از وقتی، صحبتی از وصال خواهد شد
دست های تو زیر گردن من، خون بهایم شمیم گیسویت
بوسه باید زدن به آن دستی، که سبب ساز حال خواهد شد
در غزل می بری دلم از کف، بس که عاشق ستیز و گستاخی!
آخر این بسمل رها در خون، نیمه جان، پایمال خواهد شد
!!
پیش گل ها نشسته می خندی، در قفس من فتاده، می گریم
کی، بگو نوبت لب آوایی، با همین مرد لال خواهد شد؟!
نه سیاوس، نه رستم دستان، شاعری از اهالی خاکم
رسم سودابگی براندازی، خوش، دم حال و فال خواهد شد
مثل نیلوفران وحشی باغ، منتظر در تنیدنی گرمند!
ورنه این دست و این قلم، روزی، روی زانو وبال خواهد شد
😊 سیدعلی اصغرموسوی
سعا 31فروردین 1395
#سعا @saapoem
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
💐چگونه قطره تواند محیط دریا شد؟
زراه فکر، رسیدن به "ذات" ممکن نیست !📜
جناب صائب (ره)
»»»«««
کشف ذات🗞
غریق عشق و هوس را حیات ممکن نیست
نیار صحبت لنگر ، ثبات ممکن نیست
سماع شوق غزل روبروی چشمانت
بدون رقص قلم در دوات ممکن نیست!
غریو وصله ی پیراهنش ،بلند آواست
برای رند خریدن صفات، ممکن نیست
به جام جم چه نیازی؟ چو خط جورش را
فضول جرعه به شرط حیات ، ممکن نیست!
تمام عمر به جبری که در سرشتم بود
نگفته ام که تورا سیئات ممکن نیست -
گناه چشم تورا هم به جان خریدارم
نگو نگاه دوباره ، برات ممکن نیست !
فقط خدای من از ذهن بوسه ام دور است!
چرا که آینه را کشف ذات ، ممکن نیست .📚
سید علی اصغرموسوی
قم-1397/12/12
#سعا #صائب 🍎
#saapoem
@saapoem
@saapen
زراه فکر، رسیدن به "ذات" ممکن نیست !📜
جناب صائب (ره)
»»»«««
کشف ذات🗞
غریق عشق و هوس را حیات ممکن نیست
نیار صحبت لنگر ، ثبات ممکن نیست
سماع شوق غزل روبروی چشمانت
بدون رقص قلم در دوات ممکن نیست!
غریو وصله ی پیراهنش ،بلند آواست
برای رند خریدن صفات، ممکن نیست
به جام جم چه نیازی؟ چو خط جورش را
فضول جرعه به شرط حیات ، ممکن نیست!
تمام عمر به جبری که در سرشتم بود
نگفته ام که تورا سیئات ممکن نیست -
گناه چشم تورا هم به جان خریدارم
نگو نگاه دوباره ، برات ممکن نیست !
فقط خدای من از ذهن بوسه ام دور است!
چرا که آینه را کشف ذات ، ممکن نیست .📚
سید علی اصغرموسوی
قم-1397/12/12
#سعا #صائب 🍎
#saapoem
@saapoem
@saapen
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
فرصت عاشقی
عاشق شده دلم، دنبال فرصت است
خوش آمدی بیا، معشوقه رحمت است
سهم منی عزیز، هر جا نهان شوی
اسرار خانهی دل، جای قسمت است
خواهی بیا ببُر، خواهی بیا ببَر
ناموس عشق من، رگهای غیرت است
هر جا روی برو، دارم هوای تو
خلوتسرای دل جای محبت است
ای شور مشتری، ای جلوهی پری
از من تو بهتری! کی جای صحبت است؟!
1383
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
عاشق شده دلم، دنبال فرصت است
خوش آمدی بیا، معشوقه رحمت است
سهم منی عزیز، هر جا نهان شوی
اسرار خانهی دل، جای قسمت است
خواهی بیا ببُر، خواهی بیا ببَر
ناموس عشق من، رگهای غیرت است
هر جا روی برو، دارم هوای تو
خلوتسرای دل جای محبت است
ای شور مشتری، ای جلوهی پری
از من تو بهتری! کی جای صحبت است؟!
1383
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
گل تاک
تاکم، ولی سرشت من از طینت گُل است
پاکم، ولی طبیعتم آلودهی مُل است
جاری نشد حیات، مگر در مسیر عشق
رگهایم آبگینهی اسرار الکل است
مستی مدام پردهدری میکند ز غیب
در استخوان مرده اگر بانگ غلغل است
بستی مرا که نوبت مستی، تمام شد!
پنداشتی که راه مناسب، تقابل است
تاکم، که تار و پود من از مِی سرشته اند
مستی مدام جای تقابل، به غلغل است
گل میکند هنوز، مرا کلک در غزل
آشفتهی خیالِ همان بسته کاکل است
هزگز نگشت مانع پیوندمان، هبوط
در دل هنوز، عطر ملاقات آن گل است
من شرمناکِ مستی و او شرمناکِ ناز
من تاک قد خمیده و او تاج سُنبل است
1386
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
تاکم، ولی سرشت من از طینت گُل است
پاکم، ولی طبیعتم آلودهی مُل است
جاری نشد حیات، مگر در مسیر عشق
رگهایم آبگینهی اسرار الکل است
مستی مدام پردهدری میکند ز غیب
در استخوان مرده اگر بانگ غلغل است
بستی مرا که نوبت مستی، تمام شد!
پنداشتی که راه مناسب، تقابل است
تاکم، که تار و پود من از مِی سرشته اند
مستی مدام جای تقابل، به غلغل است
گل میکند هنوز، مرا کلک در غزل
آشفتهی خیالِ همان بسته کاکل است
هزگز نگشت مانع پیوندمان، هبوط
در دل هنوز، عطر ملاقات آن گل است
من شرمناکِ مستی و او شرمناکِ ناز
من تاک قد خمیده و او تاج سُنبل است
1386
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
جام بهار
رقص طلوع آینه در جامتان، کجاست؟
اوج سماع چلچله بر بامتان، کجاست؟
صبح است، آی پنجرهها، چشم واکنید
تصویر ناز نافله در جامتان کجاست؟
اینک بدون فاصله خورشید میدمد
اشراق شاعرانهی الهامتان، کجاست؟
باید سلام کرد به فصلی که میرسد
لبخند عاشقانهی آرامتان کجاست؟
*
عمری در انتظار، ولی خفته در غبار
اینک، بهار و هلهله، پس کامتان کجاست؟!
1378
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
رقص طلوع آینه در جامتان، کجاست؟
اوج سماع چلچله بر بامتان، کجاست؟
صبح است، آی پنجرهها، چشم واکنید
تصویر ناز نافله در جامتان کجاست؟
اینک بدون فاصله خورشید میدمد
اشراق شاعرانهی الهامتان، کجاست؟
باید سلام کرد به فصلی که میرسد
لبخند عاشقانهی آرامتان کجاست؟
*
عمری در انتظار، ولی خفته در غبار
اینک، بهار و هلهله، پس کامتان کجاست؟!
1378
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
شبانگاهان گیسوها
ندیدی، عشق با چشمان زیبایش تصادف کرد؟!
همین که دید ناراحت شد، اظهار تأسف کرد
عجب چشمان زیبایی! بدون باده مست مست؟!
دلش میخواست آسان بگذرد، اما توقف کرد.
کجایی محتسب ،حتی میان این همه آدم
پری روی بهشتی، صاف و بی پرده تخلف کرد؟!
*
کجایی عشق؟ دیدی که شبانگاهان گیسوها
دوباره قصر خورشید فسونگر را تصرف کرد
تو از طرز نگاه او چنان فریاد میکردی؟!
خودم دیدم به صدها محتسب، مِی را تعارف کرد
همیشه از تو میلافد، ولی با دیگری گرم است
پریشان موی، رندی که شبی بنیان، تصوّف کرد
*
پری روی بهشتی مست بود، آن روز، ای صوفی!
به نام عشق گندم را جوید و بر زمین تف کرد
همیشه عشق میخواهد که حق با او، فقط باشد
نمی داند که از بیچارگی آدم، تکلف کرد!
1379
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
ندیدی، عشق با چشمان زیبایش تصادف کرد؟!
همین که دید ناراحت شد، اظهار تأسف کرد
عجب چشمان زیبایی! بدون باده مست مست؟!
دلش میخواست آسان بگذرد، اما توقف کرد.
کجایی محتسب ،حتی میان این همه آدم
پری روی بهشتی، صاف و بی پرده تخلف کرد؟!
*
کجایی عشق؟ دیدی که شبانگاهان گیسوها
دوباره قصر خورشید فسونگر را تصرف کرد
تو از طرز نگاه او چنان فریاد میکردی؟!
خودم دیدم به صدها محتسب، مِی را تعارف کرد
همیشه از تو میلافد، ولی با دیگری گرم است
پریشان موی، رندی که شبی بنیان، تصوّف کرد
*
پری روی بهشتی مست بود، آن روز، ای صوفی!
به نام عشق گندم را جوید و بر زمین تف کرد
همیشه عشق میخواهد که حق با او، فقط باشد
نمی داند که از بیچارگی آدم، تکلف کرد!
1379
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
مرا مهر نگاهت می کشاند سمت دیدن !
کبوتر می نشیند نرم و راحت گوشه ی بام
(بیتی از یک غزل )
سیدعلی اصغرموسوی /خرداد93
http://telegram.me/saapen
کبوتر می نشیند نرم و راحت گوشه ی بام
(بیتی از یک غزل )
سیدعلی اصغرموسوی /خرداد93
http://telegram.me/saapen
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
💐شانه به شانه
هر چه در این حوالی غم، هست، مال من
حتی دلی که یکسره بشکست مال من
امشب میان آینهها، رقص، مال تو
زانوی غم به کوچه بن بست، مال من
فانوس من، تبلور خورشید، مال تو
ابریترین زمینه ی یکدست، مال من
گیسوی موج موج پر از شانه، مال تو
شانه به شانه هر چه غبار است، مال من
هر جا نفس به آینه پیوست، مال تو
هر جا قفس به خاطره پیوست، مال من
اصلاً همین غزل، گل و لبخند،مال تو
هر چه در این توالی غم هست، مال من! سیدعلی اصغرموسوی قم- 1381 http://telegram.me/saapen
هر چه در این حوالی غم، هست، مال من
حتی دلی که یکسره بشکست مال من
امشب میان آینهها، رقص، مال تو
زانوی غم به کوچه بن بست، مال من
فانوس من، تبلور خورشید، مال تو
ابریترین زمینه ی یکدست، مال من
گیسوی موج موج پر از شانه، مال تو
شانه به شانه هر چه غبار است، مال من
هر جا نفس به آینه پیوست، مال تو
هر جا قفس به خاطره پیوست، مال من
اصلاً همین غزل، گل و لبخند،مال تو
هر چه در این توالی غم هست، مال من! سیدعلی اصغرموسوی قم- 1381 http://telegram.me/saapen
Telegram
تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
اشعار عاشقانه وعارفانه : سیدعلی اصغرموسوی
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
روح آزاد
سبک ترین پر کاهم، که می برد بادم
به ناکجای زمان، یا به کام بیدادم!
چنان حقیرم و کوچک، کسی نمی بیند
نه غوطه خوردنِ نرمم، نه اوج فریادم
ورق، ورق همه جا، خاطرات من پخش است
همیشه مثل خزان بوده، روح آزادم
چرا تلنگر دستی، مرا کند ویران
حباب بوده، مگر خشت سست بنیادم؟!
خرابه ام، که نشانه ز رنج دوران است
مگر که دستِ تو خواهد، دوباره آبادم
**
حریف موی سپیدم، به سایه بنشان ام
که من دوباره به یاد حضورت افتادم
همیشه شوق تو شد، توشهی قلم، ورنه!
سرودههای خودم را به آب می دادم 🌾 🌹
سیدعلی اصغرموسوی (سعا)
قم/1374
@saapoem
https://t.me/saapen/
سبک ترین پر کاهم، که می برد بادم
به ناکجای زمان، یا به کام بیدادم!
چنان حقیرم و کوچک، کسی نمی بیند
نه غوطه خوردنِ نرمم، نه اوج فریادم
ورق، ورق همه جا، خاطرات من پخش است
همیشه مثل خزان بوده، روح آزادم
چرا تلنگر دستی، مرا کند ویران
حباب بوده، مگر خشت سست بنیادم؟!
خرابه ام، که نشانه ز رنج دوران است
مگر که دستِ تو خواهد، دوباره آبادم
**
حریف موی سپیدم، به سایه بنشان ام
که من دوباره به یاد حضورت افتادم
همیشه شوق تو شد، توشهی قلم، ورنه!
سرودههای خودم را به آب می دادم 🌾 🌹
سیدعلی اصغرموسوی (سعا)
قم/1374
@saapoem
https://t.me/saapen/
Telegram
تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
اشعار عاشقانه وعارفانه : سیدعلی اصغرموسوی
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
عذاب خانگی💔
نشد مجال شکفتن، که گفت جان بکّن!
دل از خیال تمایل به این و آن بکّن
به داغ همنفسی سوختم که گوید: آی!
بیا به خاطرمن، دل از این جهان بکّن
چقدر تلخ! زمانه به کام من آمد
عذاب خانگی ام پیش رو: که جان بکّن!
به همزبانی من گنگ شد زبان جهان
یکی نگفت: بیا میوهٔ دهان بکّن!
همین که نوبت من شد، خدای ناز و نیاز🌹
به مهر گفت : بیا خاطر از زنان بکّن! 🦋😊
سیدعلی اصغرموسوی
قم /1394
#saapoem
@saapoem
@saapoet
http://telegram.me/saapen
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
نشد مجال شکفتن، که گفت جان بکّن!
دل از خیال تمایل به این و آن بکّن
به داغ همنفسی سوختم که گوید: آی!
بیا به خاطرمن، دل از این جهان بکّن
چقدر تلخ! زمانه به کام من آمد
عذاب خانگی ام پیش رو: که جان بکّن!
به همزبانی من گنگ شد زبان جهان
یکی نگفت: بیا میوهٔ دهان بکّن!
همین که نوبت من شد، خدای ناز و نیاز🌹
به مهر گفت : بیا خاطر از زنان بکّن! 🦋😊
سیدعلی اصغرموسوی
قم /1394
#saapoem
@saapoem
@saapoet
http://telegram.me/saapen
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
Telegram
تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
اشعار عاشقانه وعارفانه : سیدعلی اصغرموسوی
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران