هوالحی الذی لایموت🌷
انالله و انا الیه راجعون
با نهایت تأسف و تأثر اطلاع یافتیم که
شاعر گرانمهر و ادیب گرانمایه، فقید سعید شادروان جناب دکتر فرج الله نعمتی (رحمت اللّه و رضوانه علیه ) عضو ارشد انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران، زائر اربعین حسینی به ديدار ملکوت الهی نائل شده اند. مصیبت فقدان و ارتحال ایشان را نخست به خانواده و بستگان محترمشان و سپس به کارکنان محترم رادیو معارف و اعضای معزز انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.
امیدواریم روح آن فقید سعید "بحق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم و مولایش امام حسین علیه السلام "که در راه زیارت اربعین ایشان دچار حادثهٔ منجر به فوت شده است، متنعّم از رحمت واسعهٔ الهی گردد. ان شاء اللّه
روحشان شاد و یادشان گرامی روزگاران باد آمین یا ربّ العالمین
زحمات ایشان در ویرایش مطالب ادبی و آموزه های لازم ضروری که طبق هماهنگی انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران در کانال ها و گروه ها منتشر می شد، قابل ستایش و فراموش نشدنی است.
انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ١٨ امرداد ١۴٠۵
https://eitaa.com/saapoem1447
🔰
انالله و انا الیه راجعون
با نهایت تأسف و تأثر اطلاع یافتیم که
شاعر گرانمهر و ادیب گرانمایه، فقید سعید شادروان جناب دکتر فرج الله نعمتی (رحمت اللّه و رضوانه علیه ) عضو ارشد انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران، زائر اربعین حسینی به ديدار ملکوت الهی نائل شده اند. مصیبت فقدان و ارتحال ایشان را نخست به خانواده و بستگان محترمشان و سپس به کارکنان محترم رادیو معارف و اعضای معزز انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.
امیدواریم روح آن فقید سعید "بحق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم و مولایش امام حسین علیه السلام "که در راه زیارت اربعین ایشان دچار حادثهٔ منجر به فوت شده است، متنعّم از رحمت واسعهٔ الهی گردد. ان شاء اللّه
روحشان شاد و یادشان گرامی روزگاران باد آمین یا ربّ العالمین
زحمات ایشان در ویرایش مطالب ادبی و آموزه های لازم ضروری که طبق هماهنگی انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران در کانال ها و گروه ها منتشر می شد، قابل ستایش و فراموش نشدنی است.
انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ١٨ امرداد ١۴٠۵
https://eitaa.com/saapoem1447
🔰
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
آه، چقدرمظلوم هستی، ای امام مظلوم (ع)، ای نماد مظلومیت آل رسول (ص) در تاریخ!
سر به دیوار اندوه می گذارم و غرق می شوم در غریبانه های یادت؛ گویی امشب در بقیع، آسمانیان سینه می زنند.
**
هرجا نسیم سبز صبا ،موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
ای بی قرار حسن شما، هرچه دل نواز
در کوی تان ،شمیم خدا، موج میزند
انگار کهکشان به تماشا، نشسته است
آنجا، که داغ خاطرهها، موج میزند
حتی، نگاه آیینه از پرتو شما
در حجم چون بلور فضا، موج میزند
ای عطر سیب سبز بقیع، از حریم تان!
حتی شمیم کربِ بلا، موج میزند
با هر قنوت نام شما،می برد مرا
جایی که درد، مثل شفا، موج میزند؟!
غمهای بی بهانه، همین لحظههای تلخ
وقتی درون سینهی ما، موج میزند!
دریا، کنار ساحل مانده غریب تان
در چشم زائران دعا، موج میزند
پر شد حرم، ز عطر شما، یابن فاطمه (س)
در نامتان، بسا که صفا، موج میزند. مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی .قم/1381
/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /
#saapoem
سر به دیوار اندوه می گذارم و غرق می شوم در غریبانه های یادت؛ گویی امشب در بقیع، آسمانیان سینه می زنند.
**
هرجا نسیم سبز صبا ،موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
ای بی قرار حسن شما، هرچه دل نواز
در کوی تان ،شمیم خدا، موج میزند
انگار کهکشان به تماشا، نشسته است
آنجا، که داغ خاطرهها، موج میزند
حتی، نگاه آیینه از پرتو شما
در حجم چون بلور فضا، موج میزند
ای عطر سیب سبز بقیع، از حریم تان!
حتی شمیم کربِ بلا، موج میزند
با هر قنوت نام شما،می برد مرا
جایی که درد، مثل شفا، موج میزند؟!
غمهای بی بهانه، همین لحظههای تلخ
وقتی درون سینهی ما، موج میزند!
دریا، کنار ساحل مانده غریب تان
در چشم زائران دعا، موج میزند
پر شد حرم، ز عطر شما، یابن فاطمه (س)
در نامتان، بسا که صفا، موج میزند. مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی .قم/1381
/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /
#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
هرجا نسیم سبز صبا ،موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
Forwarded from Deleted Account
چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم؟
سیدعلی اصغر موسوی
بقیع، ای آستان غربت، ای تربت مظلومیّت و ای ساحت دیر آشنای غم و تنهایی! چه بیدادها با تو روا داشته اند؛ خنجر کینه، بر قامت آسمان آرایت نواختند؛ از جنس کینه های ابوجهلی و اباسفیانی، از جنس کوفی و شامی!
... و آن زن، که شبان گاهان، زلالی آب را نتوانست تحمّل کند!
آن زن، که آفتاب را به قیمت سایه فروخت!
آن زن، که دست هایش را در آب، به «آتش» سپرد!
بقیع، ای آستان غربت! چگونه به تنهایی مولایم نگریم، آن گاه که به «مداین» فکر می کنم، آن گاه که خیمه اش را منافقان داعیِ جهاد، غارت کردند!
چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم، وقتی که حتی سایه تابوتش را به آماج تیر گرفتند!
چگونه به تنهایی اش گریه نکنم، که حتی امروز، بر آستان کبریایی اش، شمعی جز اشک فرشتگان نمی سوزد! چه قدر کینه فرزندان قابیل سخت است! کینه ای که گاه با شمشیر، گاه با زهر، گاه با آماج تیر و گاه با تخریب تربت پاکان، توام است.
شب بود و لب های تشنه مولا، حلاوت شربت را می چشید؛ شربتی که انگیزه بازگشت به منزل ازلی ـ بهشت ـ بود، شربتی که طعم «شهادت» داشت.
عشق، تمام وجودش را می سوزاند و مستی شهادت، نگاهش را به عرش دوخته بود. کسی صدایش می کرد؛ کسی که دستش را از سینه آسمان، به سمت او دراز کرده بود.
بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش آن دود که از سوزِ جگر، بر سرِ ما، رفت
دور از رخ تو، دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و توفان بلا رفت
نجوای اندوه، تمام اهل خانه را گرفته بود و گاه، صدای ناله ای بلند، تا انتهای نخلستان می رفت. باز هم بانویی بی طاقت؛ بانویی که تاب خود را برای حضور در کربلا می آزمود. آه از رسم ناجوانمردانه دنیا! که سیاهی قلبش نژند، و کینه نژندش، ناتمام است.
مولا جان! قسم به نامت ـ که زیبایی تمام هستی در آن نهفته است ـ ، معنایی برای دل، برای «عشق»، برای اشک و تماشا، نمی ماند؛ اگر جرعه ای از زلال محبتت را نمی چشیدیم!
مولای من! مهربانی نگاهت، مثل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، سخاوت دست هایت، مثل علی علیه السلام و شهامت کلامت، مثل فاطمه علیهاالسلام بود. مولاجان! امروز، تمام هستی خود را به پای اشکی می فشانیم که با یاد تو، از گونه هایمان جاری ست؛ تا دل به مویه های غریبانه بقیع بسپارد.
ای خفته در پناه تاریخ، بقیع! آیینه نمای آه تاریخ، بقیع!
مصداق تمام غصه هامان هستی مظلوم ترین نگاه تاریخ، بقیع!
مولاجان! با یاد تو، دل ها شکسته می شوند و با نام تو، اشک ها جاری! تو را به دل های شکسته؛ تو را به اشک های جاری! ما را جرعه ای زیارت، بچشان؛ که اشک هامان نذر آستانه توست.
سیدعلی اصغر موسوی
بقیع، ای آستان غربت، ای تربت مظلومیّت و ای ساحت دیر آشنای غم و تنهایی! چه بیدادها با تو روا داشته اند؛ خنجر کینه، بر قامت آسمان آرایت نواختند؛ از جنس کینه های ابوجهلی و اباسفیانی، از جنس کوفی و شامی!
... و آن زن، که شبان گاهان، زلالی آب را نتوانست تحمّل کند!
آن زن، که آفتاب را به قیمت سایه فروخت!
آن زن، که دست هایش را در آب، به «آتش» سپرد!
بقیع، ای آستان غربت! چگونه به تنهایی مولایم نگریم، آن گاه که به «مداین» فکر می کنم، آن گاه که خیمه اش را منافقان داعیِ جهاد، غارت کردند!
چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم، وقتی که حتی سایه تابوتش را به آماج تیر گرفتند!
چگونه به تنهایی اش گریه نکنم، که حتی امروز، بر آستان کبریایی اش، شمعی جز اشک فرشتگان نمی سوزد! چه قدر کینه فرزندان قابیل سخت است! کینه ای که گاه با شمشیر، گاه با زهر، گاه با آماج تیر و گاه با تخریب تربت پاکان، توام است.
شب بود و لب های تشنه مولا، حلاوت شربت را می چشید؛ شربتی که انگیزه بازگشت به منزل ازلی ـ بهشت ـ بود، شربتی که طعم «شهادت» داشت.
عشق، تمام وجودش را می سوزاند و مستی شهادت، نگاهش را به عرش دوخته بود. کسی صدایش می کرد؛ کسی که دستش را از سینه آسمان، به سمت او دراز کرده بود.
بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش آن دود که از سوزِ جگر، بر سرِ ما، رفت
دور از رخ تو، دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و توفان بلا رفت
نجوای اندوه، تمام اهل خانه را گرفته بود و گاه، صدای ناله ای بلند، تا انتهای نخلستان می رفت. باز هم بانویی بی طاقت؛ بانویی که تاب خود را برای حضور در کربلا می آزمود. آه از رسم ناجوانمردانه دنیا! که سیاهی قلبش نژند، و کینه نژندش، ناتمام است.
مولا جان! قسم به نامت ـ که زیبایی تمام هستی در آن نهفته است ـ ، معنایی برای دل، برای «عشق»، برای اشک و تماشا، نمی ماند؛ اگر جرعه ای از زلال محبتت را نمی چشیدیم!
مولای من! مهربانی نگاهت، مثل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، سخاوت دست هایت، مثل علی علیه السلام و شهامت کلامت، مثل فاطمه علیهاالسلام بود. مولاجان! امروز، تمام هستی خود را به پای اشکی می فشانیم که با یاد تو، از گونه هایمان جاری ست؛ تا دل به مویه های غریبانه بقیع بسپارد.
ای خفته در پناه تاریخ، بقیع! آیینه نمای آه تاریخ، بقیع!
مصداق تمام غصه هامان هستی مظلوم ترین نگاه تاریخ، بقیع!
مولاجان! با یاد تو، دل ها شکسته می شوند و با نام تو، اشک ها جاری! تو را به دل های شکسته؛ تو را به اشک های جاری! ما را جرعه ای زیارت، بچشان؛ که اشک هامان نذر آستانه توست.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
مضجع شریف ائمه معصومین (ع) روضه الجنان بقیع قبل از تخریب اشرار سعودی-وهابی (لعن الله علیهم اجمعین)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
نسیم سبز صبا1
هرجا نسیم سبز صبا ،موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
ای بی قرار حسن شما، هرچه دل نواز!
در کوی تان، شمیم خدا، موج میزند
انگار کهکشان، به تماشا، نشسته است
آنجا، که داغ خاطرهها، موج میزند
شوق زیارت است ، ولی ، نه درآن دیار
شادی کنارغم ، همه جا موج میزند
دل مویههای غربت آن خاک بی بدیل
وقتی درون سینه ی ما موج میزند!
دریای مهر،از دل آن تربت شریف
در چشم زائران دعا، موج میزند
1380
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
هرجا نسیم سبز صبا ،موج میزند
گویی به یاد روی شما، موج میزند
ای بی قرار حسن شما، هرچه دل نواز!
در کوی تان، شمیم خدا، موج میزند
انگار کهکشان، به تماشا، نشسته است
آنجا، که داغ خاطرهها، موج میزند
شوق زیارت است ، ولی ، نه درآن دیار
شادی کنارغم ، همه جا موج میزند
دل مویههای غربت آن خاک بی بدیل
وقتی درون سینه ی ما موج میزند!
دریای مهر،از دل آن تربت شریف
در چشم زائران دعا، موج میزند
1380
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
🌹اختر برج شرف کاینات
گوهر درج صدف کاینات
جز پی آن شاه رسالتمآب
چرخ نزد خیمهٔ زرینطناب
جز پی آن شمع هدایتپناه
ماه نشد قبهٔ این بارگاه
تا نه فروغ از رخش اندوختند
مشعلهٔ مهر نیفروختند
رشحهٔ جام کرمش سلسبیل
مرغ هوای حرمش جبرئیل
ای به سراپردهٔ یثرب به خواب!
خیز که شد مشرق و مغرب خراب
رفته زدستیم، برون کن ز برد
دستی و، بنمای یکی دستبرد!
توبه ده از سرکشی ایام را!
بازخر از ناخوشی اسلام را!
مهد مسیح از فلک آور به زیر!
رایت مهدی به فلک زن دلیر!
شعله فکن خرمن ابلیس را!
مهره شکن سبحهٔ تلبیس را!
ظلمت بدعت هه عالم گرفت
بلکه جهان جامهٔ ماتم گرفت
کاش فتد ز اوج عروجت رجوع
باز کند نور جمالت طلوع
دیدهٔ عالم به تو روشن شود
گلخن گیتی ز تو گلشن شود
دولتیان از تو علم بر کشند
ظلمتیان رو به عدم درکشند
جامی از آنجا که هوادار توست
روی تو نادیده گرفتار توست
گر لب جانبخش تو فرمان دهد
بر قدمت سر نهد و جان دهد ملا عبدالرحمن جامی (ره)💐 http://telegram.me/saapoem
گوهر درج صدف کاینات
جز پی آن شاه رسالتمآب
چرخ نزد خیمهٔ زرینطناب
جز پی آن شمع هدایتپناه
ماه نشد قبهٔ این بارگاه
تا نه فروغ از رخش اندوختند
مشعلهٔ مهر نیفروختند
رشحهٔ جام کرمش سلسبیل
مرغ هوای حرمش جبرئیل
ای به سراپردهٔ یثرب به خواب!
خیز که شد مشرق و مغرب خراب
رفته زدستیم، برون کن ز برد
دستی و، بنمای یکی دستبرد!
توبه ده از سرکشی ایام را!
بازخر از ناخوشی اسلام را!
مهد مسیح از فلک آور به زیر!
رایت مهدی به فلک زن دلیر!
شعله فکن خرمن ابلیس را!
مهره شکن سبحهٔ تلبیس را!
ظلمت بدعت هه عالم گرفت
بلکه جهان جامهٔ ماتم گرفت
کاش فتد ز اوج عروجت رجوع
باز کند نور جمالت طلوع
دیدهٔ عالم به تو روشن شود
گلخن گیتی ز تو گلشن شود
دولتیان از تو علم بر کشند
ظلمتیان رو به عدم درکشند
جامی از آنجا که هوادار توست
روی تو نادیده گرفتار توست
گر لب جانبخش تو فرمان دهد
بر قدمت سر نهد و جان دهد ملا عبدالرحمن جامی (ره)💐 http://telegram.me/saapoem
Telegram
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بود آفتاب
گر مهی از مهر تو موئی بیار
ور گلی از باغ تو بوئی بیار
منتظرانرا به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد به فریادرس
سوی عجم ران منشین در عرب
زرده روز اینک و شبدیز شب
ملک برآرای و جهان تازه کن
هردو جهانرا پر از آوازه کن
سکه تو زن تا امرا کم زنند
خطبه تو کن تا خطبا دم زنند http://telegram.me/saapoem
سایه نشین چند بود آفتاب
گر مهی از مهر تو موئی بیار
ور گلی از باغ تو بوئی بیار
منتظرانرا به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد به فریادرس
سوی عجم ران منشین در عرب
زرده روز اینک و شبدیز شب
ملک برآرای و جهان تازه کن
هردو جهانرا پر از آوازه کن
سکه تو زن تا امرا کم زنند
خطبه تو کن تا خطبا دم زنند http://telegram.me/saapoem
Telegram
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
هوالجمیل
«تحسین صفات در تنزیل حیات» 🌹
در آن ساحت که هستی جلوه جوید آفتاب ات را
جهان در بهت تحسین مانده حُسن انتخاب ات را
مجال و رخصتی فرما که با حکمت بیارایم
به "حُسن انتخاب" آرایه از "ام الکتاب"ات را:
ازل تأویل نورت شد، ابد تکمیل تقدیرش
تبارک گفت تنزیل حیات اشراق ناب ات را
امین خلوت لاهوت در عرش خداوندی
ستوده آفرینش در تکامل، انتصاب ات را
به «ابراهیم و اسماعیل»اگر بالیده هر نسلی
میان بِه سرشتان، بِه سرشته حق، جناب ات را
رموز حضرت«قرآن»که در تفسیر مستور است
شهود ترجمان دارد، شروط انتساب ات را
رسول حضرت حقی، میان خلق ناسوتی
کند اسفار عارف جستجو «حُسن المآب» ات را
***
به جز ننگ "سَقیفه" گرد خاطر بر گمانم نیست!
ولی تشویق "وحدت" می کنم، راه صواب ات را:
کنار "عِترت و قرآن" فقط اُمت شود اُمت
اگر ترویج کردم دائماً«فصل الخطاب»ات را
در این ابیات پایانی به نام «حضرت صادق(ع)»
مزین می کنم با هر ثنا، عطر گلاب ات را
اگر«شیعه»به نور مذهبش همواره می بالد
تجلی داده در اوراق درسش آفتاب ات را
«علی»تصویری از قرآن،«علی»تشریعی از عترت
علی شد ترجمان نور حق، شرح کتاب ات را
«ولایت»در مسیرحق،«رسالت»را شده مصدر
هدایت می کند سوی ارادت «شرع ناب» ات را
"سعا" دارد یقین،روزی مُجاب مِهر خواهد شد!
شهود عشق می داند، نپرسیده، جواب ات را🌹
مکتب شعر دینی در ایران
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - مهرماه ۱۴۰۲
۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۵
#saapoem
#سعا #استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
https://eitaa.com/saa_institute
🖋️📚💐
«تحسین صفات در تنزیل حیات» 🌹
در آن ساحت که هستی جلوه جوید آفتاب ات را
جهان در بهت تحسین مانده حُسن انتخاب ات را
مجال و رخصتی فرما که با حکمت بیارایم
به "حُسن انتخاب" آرایه از "ام الکتاب"ات را:
ازل تأویل نورت شد، ابد تکمیل تقدیرش
تبارک گفت تنزیل حیات اشراق ناب ات را
امین خلوت لاهوت در عرش خداوندی
ستوده آفرینش در تکامل، انتصاب ات را
به «ابراهیم و اسماعیل»اگر بالیده هر نسلی
میان بِه سرشتان، بِه سرشته حق، جناب ات را
رموز حضرت«قرآن»که در تفسیر مستور است
شهود ترجمان دارد، شروط انتساب ات را
رسول حضرت حقی، میان خلق ناسوتی
کند اسفار عارف جستجو «حُسن المآب» ات را
***
به جز ننگ "سَقیفه" گرد خاطر بر گمانم نیست!
ولی تشویق "وحدت" می کنم، راه صواب ات را:
کنار "عِترت و قرآن" فقط اُمت شود اُمت
اگر ترویج کردم دائماً«فصل الخطاب»ات را
در این ابیات پایانی به نام «حضرت صادق(ع)»
مزین می کنم با هر ثنا، عطر گلاب ات را
اگر«شیعه»به نور مذهبش همواره می بالد
تجلی داده در اوراق درسش آفتاب ات را
«علی»تصویری از قرآن،«علی»تشریعی از عترت
علی شد ترجمان نور حق، شرح کتاب ات را
«ولایت»در مسیرحق،«رسالت»را شده مصدر
هدایت می کند سوی ارادت «شرع ناب» ات را
"سعا" دارد یقین،روزی مُجاب مِهر خواهد شد!
شهود عشق می داند، نپرسیده، جواب ات را🌹
مکتب شعر دینی در ایران
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - مهرماه ۱۴۰۲
۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۵
#saapoem
#سعا #استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
https://eitaa.com/saa_institute
🖋️📚💐
Eitaa
ایتا - اندیشکده معراج عقل و عشق
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
Forwarded from گلستان شعر و ادب ، دكتر محمد روحانى( نجوا كاشانى )
با عرض تبريك به مناسبت خجسته ميلاد سرور كائنات ، اشرف موجودات ، پيام آور بزرگ اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) و نيز ولادت با سعادت ششمين اختر تابناك امامت و ولايت حضرت امام جعفر صادق (ع)
🌹🌹🌹(( نجوا ))🌹🌹🌹
گل می كند در هر چمن ، انديشه ی والای او
هردل به عشقی آ تشين ، دارد به سر سودای او
هرآفتاب ِصبحدم ، در گردش نور و كرم
رونق پذيرد بيش و كم ، از پر تو ِپيدای او
روح بهاران در تنش , باغ صفا پيـراهنش
از خار خالى گلشنش ، خوشتر زگل سيمای او
ای دل به عشق مصطفی ، ازشعر شوری كن بپا
تا ديده گردد آشنا ، با دامن شيدای او
خيرالبشر ختم ِرسل ، نور ِنبــوت ، عقل كل
هم راح گل ، هم روح گل ، انديشه ي والای او
خلق ِعظيمش را نگر ، ايزد ستايد با هنـر
از قول ِقرآن بيشتر ، روشن شـود معنـای او
آدم ازو يابد اثر ، نوحش گدايی پشت در
موسی عصايش جلوه گر ، از جلوه ی ايمای او
يك روز آمد در جهان ، الله و اكبر بر زبان
گرديد در طول زمان ، دنيا پر از غو غاي او
گر بنگری با جستجو ، بی شبهه و بی گفتگو
مريم بود يك تار مو ، از طره ي زهرای او
گيتی به مهرش مشتعل،چرخ از بلندايش خجل
دنياهمه گرديده دل ، با عشق روح افزای او
ابيات زيباى غزل ،شهلا و شيرين چون عسل
دارند نقشی در مثـل از لـؤ لـؤ ی لا لای او
"نجو"ا به تعبير بيـان ،هر چند می كوشد زجان
ترسم نيارد بر زبان ، يك قطره از در يای او
محمد روحانى( نجوا کاشانی )
دوستان را به گلستان 👇فرا خوانيد
telegram.me/golestanesheroadab
🌹🌹🌹(( نجوا ))🌹🌹🌹
گل می كند در هر چمن ، انديشه ی والای او
هردل به عشقی آ تشين ، دارد به سر سودای او
هرآفتاب ِصبحدم ، در گردش نور و كرم
رونق پذيرد بيش و كم ، از پر تو ِپيدای او
روح بهاران در تنش , باغ صفا پيـراهنش
از خار خالى گلشنش ، خوشتر زگل سيمای او
ای دل به عشق مصطفی ، ازشعر شوری كن بپا
تا ديده گردد آشنا ، با دامن شيدای او
خيرالبشر ختم ِرسل ، نور ِنبــوت ، عقل كل
هم راح گل ، هم روح گل ، انديشه ي والای او
خلق ِعظيمش را نگر ، ايزد ستايد با هنـر
از قول ِقرآن بيشتر ، روشن شـود معنـای او
آدم ازو يابد اثر ، نوحش گدايی پشت در
موسی عصايش جلوه گر ، از جلوه ی ايمای او
يك روز آمد در جهان ، الله و اكبر بر زبان
گرديد در طول زمان ، دنيا پر از غو غاي او
گر بنگری با جستجو ، بی شبهه و بی گفتگو
مريم بود يك تار مو ، از طره ي زهرای او
گيتی به مهرش مشتعل،چرخ از بلندايش خجل
دنياهمه گرديده دل ، با عشق روح افزای او
ابيات زيباى غزل ،شهلا و شيرين چون عسل
دارند نقشی در مثـل از لـؤ لـؤ ی لا لای او
"نجو"ا به تعبير بيـان ،هر چند می كوشد زجان
ترسم نيارد بر زبان ، يك قطره از در يای او
محمد روحانى( نجوا کاشانی )
دوستان را به گلستان 👇فرا خوانيد
telegram.me/golestanesheroadab
Forwarded from عباس خوش عمل کاشانی
مناجات نامه ی توسّل ...
_____________________
الهی به حقّ نبی نور کل
محمّد همان افتخار رسل
مرا در پناه خود آرام ده
ز گنجینه ی معنوی وام ده
*
الهی به حقّ صفای علی
مرا زاد ره کن ولای علی
امیری که بر مؤمنان سروراست
وصیّ بلافصل پیغمبر است
*
الهی به نور دل فاطمه
برون کن ز جان و دلم واهمه
نمی از یم لطف خویشم بده
ثباتی به فکر پریشم بده
*
الهی به حقّ حسین و حسن
امامان بینادل ممتحن
همان سروران شباب بهشت
علی زادگان محمّد سرشت
یکی عبد مولاپرستم بگیر
گناهم ببخشای ودستم بگیر
*
الهی به حقّ چهارم امام
همان سیّدالسّاجدین کرام
به توفیق طاعت دلم شاد کن
ز بند هواهایم آزاد کن
*
الهی به پنجم امام همام
همان باقر علمهای تمام
ز دانش مرا بهره ای تام ده
به سردرگمی هایم انجام ده
*
الهی به صادق امام صدیق
که زانوار او گشته روشن طریق
به الطاف خود کن ز جهلم بری
که باشم بهین شیعه ی جعفری
*
الهی به کاظم امام صبور
زبان مناجات موسی به طور
رهایم کن از محبس دردها
که رنجورم از کید نامردها
*
الهی به حقّ امام الهدی
علیّ بن موسی الرّضاالمرتضی
ز تیه جهالت نجاتم بده
به ظلمات ، آب حیاتم بده
*
الهی به حقّ تقی الجواد
شفیع محبّان به یوم المعاد
نصیبی ز دریای جودم بده
رهایی ز دام حسودم بده
*
الهی به حقّ امام النّقی
همان هادی مردم متّقی
مرا گوهر بی نیازی بده
ز تقوا بسی سرفرازی بده
*
الهی به حقّ امام الحسن
همان عسکری، نوربخش زمن
مرا رهنمون سوی ابرار باش
نگهدار از شرّ اشرار باش
*
الهی به حقّ امام زمان
اباصالح المهدی راستان
دل«خوش عمل»راپرازنورکن
ز بیراهه اش تا ابد دور کن.
عباس خوش عمل کاشانی.
_____________________
الهی به حقّ نبی نور کل
محمّد همان افتخار رسل
مرا در پناه خود آرام ده
ز گنجینه ی معنوی وام ده
*
الهی به حقّ صفای علی
مرا زاد ره کن ولای علی
امیری که بر مؤمنان سروراست
وصیّ بلافصل پیغمبر است
*
الهی به نور دل فاطمه
برون کن ز جان و دلم واهمه
نمی از یم لطف خویشم بده
ثباتی به فکر پریشم بده
*
الهی به حقّ حسین و حسن
امامان بینادل ممتحن
همان سروران شباب بهشت
علی زادگان محمّد سرشت
یکی عبد مولاپرستم بگیر
گناهم ببخشای ودستم بگیر
*
الهی به حقّ چهارم امام
همان سیّدالسّاجدین کرام
به توفیق طاعت دلم شاد کن
ز بند هواهایم آزاد کن
*
الهی به پنجم امام همام
همان باقر علمهای تمام
ز دانش مرا بهره ای تام ده
به سردرگمی هایم انجام ده
*
الهی به صادق امام صدیق
که زانوار او گشته روشن طریق
به الطاف خود کن ز جهلم بری
که باشم بهین شیعه ی جعفری
*
الهی به کاظم امام صبور
زبان مناجات موسی به طور
رهایم کن از محبس دردها
که رنجورم از کید نامردها
*
الهی به حقّ امام الهدی
علیّ بن موسی الرّضاالمرتضی
ز تیه جهالت نجاتم بده
به ظلمات ، آب حیاتم بده
*
الهی به حقّ تقی الجواد
شفیع محبّان به یوم المعاد
نصیبی ز دریای جودم بده
رهایی ز دام حسودم بده
*
الهی به حقّ امام النّقی
همان هادی مردم متّقی
مرا گوهر بی نیازی بده
ز تقوا بسی سرفرازی بده
*
الهی به حقّ امام الحسن
همان عسکری، نوربخش زمن
مرا رهنمون سوی ابرار باش
نگهدار از شرّ اشرار باش
*
الهی به حقّ امام زمان
اباصالح المهدی راستان
دل«خوش عمل»راپرازنورکن
ز بیراهه اش تا ابد دور کن.
عباس خوش عمل کاشانی.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
نثرادبی میلاد حضرت پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
http://yamazloom.blogfa.com/post-88.aspx
طلوع مهر و ماه
- می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!
- می خوانمت به نام سپیده؛ به نام طلوع؛ به نام والفجر؛ والشمس !
- می خوانمت به نام غزل های عاشقانه ؛ به نام تمام چکامه های سبز !
- مولا جان، ای ذات تمام زیبایی ها؛ به نام خداوندگار کایناتی که پای بست عشق توست، آغاز کرده ایم؛ از آغازین لحظات حیات، از ثانیه های نخستین ازل، فدای خاک پای توگشتن را؛ عاشق شدن را؛ عاشق تو ؛ عاشق آن خصال نیکو وتبسم سبز شکفتن را ؛ از تو گفتن را !
خوش آمدید؛ قدم به دیدگان حقیر ما نهاده اید: «طَلَعَ البَدرُ عَلَینا».
اینک خداوند پرده های زمان و مکان را کنار زده و تجلی جمال خویش را در آیینه ی نگاه "محمّد (ص)" به تماشا نشسته است؛ به تماشای خورشیدی که حرارت عاشقانه ی کاینات را به پرتو جمال او سپرده است.
دیگر چه مجال سرودن از ستاره و ماه؛ این خورشید است که بر تیرگی ها چترنورگسترده است، این نور جمال لایزالی است؛ نور محمد (ص) !
ای آسمان، مبارک بادت این روز و همه ی روزهای زیبا؛ چه هدیه ای آورده ای خاک نشینان مفلوک را؟!
این عطر حضور کیست، که عرش و فرش را به هیجان آورده است! اینک این آغوش پرندین حضرت جبریل (ع) است تا مولود زیبای آمنه (س) را به گلگشت و تفرج آسمان ها ببرد.
ایام به کام! ای میوه ی درخت نبوت، طوبای صداقت، شاخه هایت پر بار؛ که امروز شکوفه کرده ای به وجود زیباترین مولود هستی؛ مولود حرم آسمان، مولود آستانه ی عفت و ایمان، شریفترین انسان در کل کهکشان!
- می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!
که تمام زیبایی ها به خاطر تو آفریده شده اند.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که پیشانی ارادت بر خاک نهادی؛ تا شکوه بندگی را به جای آوری!
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که مادر را سلام گفتی و فرشتگان به تحسین جمال بی مثالت پرداختند.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زمین از نعمت حضورت در کاینات، برخوردار شد و آسمان به میزبانی زمین غبطه خورد.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که خانه ی دوست، آکنده از عطر عاشقانگی ها شد و نجوای نمازت، دل از آسمان ربود.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زبان به حمد و یگانگی خداوند گشودی و عطر توحید، کوچه های مکه را فراگرفت.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زخم بی شمارت، عشق را به تماشا فراخواند و عاشقانگی از افسانه به حقیقت پیوست.
درود خداوند بر تولد، بعثت؛ حضور؛ شهادت و بعثت و جاودانگی ات باد؛ که چلچراغ معرفت را در تاریکنای زمین، برافروختی!
درود خداوند بر تو باد؛ مادامی که حیات در کاینات باقی است.
(میلادت مبارک، یا رسول الله (ص
سپاس خداوند را، که شما را سرمایه ی وحدت و ذخیره ی عظمت مسلمین قرار داد.
یا رسول الله (ص)، در سایه ی تعالیم شما، مجالی برای خودنمایی جهل نمانده است؛ چنان که اندیشمندترین ساکنان زمین، دل سپردگان به عشق شمایند.
دست ها را با هم گره می زنیم و دل ها را به میقات وحدت می بریم، تا در طواف نام مبارکت، به سدرة المنتهای توحید برسیم.
یا رسول الله (ص)، آیینه ای که جمال بی مثال شما در آن دمیده شد، چگونه می تواند اسیر غبار روزگاران شود!
چگونه می شود دشمن، امید به بازار مکاره ی خویش داشته باشد؛ جایی که طنین فریاد آزادی بخش شما هنوز گوش جان ها را می نوازد که:«قولوا لا اله اِلا الله تُفلِحوا».
اینک، دست در دست هم فشرده، دل ها به هم متمایل، در میقات وحدت، سرود همراهی سر می دهیم.
اینک در این بهارانه ی دلپسند، مجال سرودن از همگرایی فرا رسیده است؛ سرودن از یک دلی و وحدت؛ وحدتی که در سایه نام مبارک خاتم پیامبران (ص)، جهان را به سمت سعادت ابدی می خواند.
آری، به سپاس شادمانی میلادت، اینک مجذوب عارفانه های جمالت شده ایم.
*
تو ذات شگفت کایناتی: " لولاک لما خلقت الافلاک"
تو، جوهر آنچه عقل خوانده ست در منطق محکمات، محکم
رخسار تو آیه آیه ی " نور"، تفسیر شریف " والنهار" است
هم مردمکان، بسان " والیل" ، تأویل نجابتی مکرم
اشراق شگرف گیسوانت ، آیات بلند و ژرف" طاها"
محراب قشنگ ابروانت ، در مد نگاه عرشیان ، خم
مخلوق تبسم نگاهت ، نوروز پرند آفرینش
مستور تجسم پگاهت، گل های بهشت همچو شبنم *1
* http://yamazloom.blogfa.com/post-88.aspx
کجایند افلاکیان تا پای کوبی خاکیان را به تماشا بنشینند؟!
کجایند عرشیان پرده نشین؛ تا سرور فرشیان وحدت آفرین را، ببینند؟!
کجایند اغیار، تا محرمان خلوت انس را در کنار هم ببینند؟!
این روزها که عظمت و شکوه اسلام را کران تا کران، جار می زنند!
کجایند آنان که دل هاشان را به سردی سنگ ها سپرده اند؛ تا ببینند که آفتاب ایمان از کدامین افق طلوع کرده است!
*******
حیرتی زد جوش، زان نقش قدم، در طبع خاک
http://yamazloom.blogfa.com/post-88.aspx
طلوع مهر و ماه
- می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!
- می خوانمت به نام سپیده؛ به نام طلوع؛ به نام والفجر؛ والشمس !
- می خوانمت به نام غزل های عاشقانه ؛ به نام تمام چکامه های سبز !
- مولا جان، ای ذات تمام زیبایی ها؛ به نام خداوندگار کایناتی که پای بست عشق توست، آغاز کرده ایم؛ از آغازین لحظات حیات، از ثانیه های نخستین ازل، فدای خاک پای توگشتن را؛ عاشق شدن را؛ عاشق تو ؛ عاشق آن خصال نیکو وتبسم سبز شکفتن را ؛ از تو گفتن را !
خوش آمدید؛ قدم به دیدگان حقیر ما نهاده اید: «طَلَعَ البَدرُ عَلَینا».
اینک خداوند پرده های زمان و مکان را کنار زده و تجلی جمال خویش را در آیینه ی نگاه "محمّد (ص)" به تماشا نشسته است؛ به تماشای خورشیدی که حرارت عاشقانه ی کاینات را به پرتو جمال او سپرده است.
دیگر چه مجال سرودن از ستاره و ماه؛ این خورشید است که بر تیرگی ها چترنورگسترده است، این نور جمال لایزالی است؛ نور محمد (ص) !
ای آسمان، مبارک بادت این روز و همه ی روزهای زیبا؛ چه هدیه ای آورده ای خاک نشینان مفلوک را؟!
این عطر حضور کیست، که عرش و فرش را به هیجان آورده است! اینک این آغوش پرندین حضرت جبریل (ع) است تا مولود زیبای آمنه (س) را به گلگشت و تفرج آسمان ها ببرد.
ایام به کام! ای میوه ی درخت نبوت، طوبای صداقت، شاخه هایت پر بار؛ که امروز شکوفه کرده ای به وجود زیباترین مولود هستی؛ مولود حرم آسمان، مولود آستانه ی عفت و ایمان، شریفترین انسان در کل کهکشان!
- می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!
که تمام زیبایی ها به خاطر تو آفریده شده اند.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که پیشانی ارادت بر خاک نهادی؛ تا شکوه بندگی را به جای آوری!
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که مادر را سلام گفتی و فرشتگان به تحسین جمال بی مثالت پرداختند.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زمین از نعمت حضورت در کاینات، برخوردار شد و آسمان به میزبانی زمین غبطه خورد.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که خانه ی دوست، آکنده از عطر عاشقانگی ها شد و نجوای نمازت، دل از آسمان ربود.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زبان به حمد و یگانگی خداوند گشودی و عطر توحید، کوچه های مکه را فراگرفت.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زخم بی شمارت، عشق را به تماشا فراخواند و عاشقانگی از افسانه به حقیقت پیوست.
درود خداوند بر تولد، بعثت؛ حضور؛ شهادت و بعثت و جاودانگی ات باد؛ که چلچراغ معرفت را در تاریکنای زمین، برافروختی!
درود خداوند بر تو باد؛ مادامی که حیات در کاینات باقی است.
(میلادت مبارک، یا رسول الله (ص
سپاس خداوند را، که شما را سرمایه ی وحدت و ذخیره ی عظمت مسلمین قرار داد.
یا رسول الله (ص)، در سایه ی تعالیم شما، مجالی برای خودنمایی جهل نمانده است؛ چنان که اندیشمندترین ساکنان زمین، دل سپردگان به عشق شمایند.
دست ها را با هم گره می زنیم و دل ها را به میقات وحدت می بریم، تا در طواف نام مبارکت، به سدرة المنتهای توحید برسیم.
یا رسول الله (ص)، آیینه ای که جمال بی مثال شما در آن دمیده شد، چگونه می تواند اسیر غبار روزگاران شود!
چگونه می شود دشمن، امید به بازار مکاره ی خویش داشته باشد؛ جایی که طنین فریاد آزادی بخش شما هنوز گوش جان ها را می نوازد که:«قولوا لا اله اِلا الله تُفلِحوا».
اینک، دست در دست هم فشرده، دل ها به هم متمایل، در میقات وحدت، سرود همراهی سر می دهیم.
اینک در این بهارانه ی دلپسند، مجال سرودن از همگرایی فرا رسیده است؛ سرودن از یک دلی و وحدت؛ وحدتی که در سایه نام مبارک خاتم پیامبران (ص)، جهان را به سمت سعادت ابدی می خواند.
آری، به سپاس شادمانی میلادت، اینک مجذوب عارفانه های جمالت شده ایم.
*
تو ذات شگفت کایناتی: " لولاک لما خلقت الافلاک"
تو، جوهر آنچه عقل خوانده ست در منطق محکمات، محکم
رخسار تو آیه آیه ی " نور"، تفسیر شریف " والنهار" است
هم مردمکان، بسان " والیل" ، تأویل نجابتی مکرم
اشراق شگرف گیسوانت ، آیات بلند و ژرف" طاها"
محراب قشنگ ابروانت ، در مد نگاه عرشیان ، خم
مخلوق تبسم نگاهت ، نوروز پرند آفرینش
مستور تجسم پگاهت، گل های بهشت همچو شبنم *1
* http://yamazloom.blogfa.com/post-88.aspx
کجایند افلاکیان تا پای کوبی خاکیان را به تماشا بنشینند؟!
کجایند عرشیان پرده نشین؛ تا سرور فرشیان وحدت آفرین را، ببینند؟!
کجایند اغیار، تا محرمان خلوت انس را در کنار هم ببینند؟!
این روزها که عظمت و شکوه اسلام را کران تا کران، جار می زنند!
کجایند آنان که دل هاشان را به سردی سنگ ها سپرده اند؛ تا ببینند که آفتاب ایمان از کدامین افق طلوع کرده است!
*******
حیرتی زد جوش، زان نقش قدم، در طبع خاک
استاد سید علی اصغر موسوی
نثرادبی میلاد حضرت پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
طلوع مهر و ماه - می خوانمت به نام تمام زیبایی ها! - می خوانمت به نام سپیده؛ به نام طلوع؛ به نام والفجر؛ والشمس ! - می خوانمت به نام غزل های عاشقانه ؛ به
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
سخت است، اگر سخت، ولی زیسته ایم
با شور و صفای ازلی، زیسته ایم
دنیا که به عرض و طول،محکوم فناست !
با عشق محمد (ص)و علی(ع) زیسته ایم/#saapoem
با شور و صفای ازلی، زیسته ایم
دنیا که به عرض و طول،محکوم فناست !
با عشق محمد (ص)و علی(ع) زیسته ایم/#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
📚✍️
مکتب شیعهٔ امامیه🌴
حلقه درحلقه کهکشان هارا،رمزومصداق دانش ودین کرد
این به آن در مزید ِ علت ها، آن محرّک به دولت این کرد
مکتبی لایه لایه از حکمت، در درون و برون پر از دانش
هریکی را محافظ آن یک، مثل گل در حریم پرچین کرد
آفرید، از نبود بود آورد، خلق را جمله در سجود آورد
ازجلالت حریم حکمت را ، با جمال وکمال آذین کرد
**
از هیاهوی خلقت آدم(ع)، تا تکاپوی نهضت خاتم(ص)
آنکه حتی میان اهل البيت ،حکمت فقه شیعه تبیین کرد!
هست مولا امام خیر الناس، جعفر بن محمّد صادق(ع)
ازکلامش جميع جنّ و بشر، هرکه شدرستگار، تمکین کرد
«مکتب شیعهٔ امامیه»هست شرح شریعت«اسلام» 📚
حضرت حق«امام صادق»را شارح این مرام،تعیین کرد
از«سعا»هرزمان ثنایش باد ، بی نهایت،به قدر آنی که -
بازسازی زشرح وبسط وبیان،اصل وفرع وشروط آیین کرد.✍️📚
مکتب شعرامامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - خرداد۱۳۹۹
۲۵شوال ۱۴۴۱
#سعا #استاد_سعا
#مكتب_امامیه
#saapoem
@saapoem
مکتب شیعهٔ امامیه🌴
حلقه درحلقه کهکشان هارا،رمزومصداق دانش ودین کرد
این به آن در مزید ِ علت ها، آن محرّک به دولت این کرد
مکتبی لایه لایه از حکمت، در درون و برون پر از دانش
هریکی را محافظ آن یک، مثل گل در حریم پرچین کرد
آفرید، از نبود بود آورد، خلق را جمله در سجود آورد
ازجلالت حریم حکمت را ، با جمال وکمال آذین کرد
**
از هیاهوی خلقت آدم(ع)، تا تکاپوی نهضت خاتم(ص)
آنکه حتی میان اهل البيت ،حکمت فقه شیعه تبیین کرد!
هست مولا امام خیر الناس، جعفر بن محمّد صادق(ع)
ازکلامش جميع جنّ و بشر، هرکه شدرستگار، تمکین کرد
«مکتب شیعهٔ امامیه»هست شرح شریعت«اسلام» 📚
حضرت حق«امام صادق»را شارح این مرام،تعیین کرد
از«سعا»هرزمان ثنایش باد ، بی نهایت،به قدر آنی که -
بازسازی زشرح وبسط وبیان،اصل وفرع وشروط آیین کرد.✍️📚
مکتب شعرامامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - خرداد۱۳۹۹
۲۵شوال ۱۴۴۱
#سعا #استاد_سعا
#مكتب_امامیه
#saapoem
@saapoem