سفیر
208 subscribers
778 photos
86 videos
27 files
1.62K links
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
Download Telegram
#آموزش و آمادگی در جبهه فاکتور مهم پیروزی و موفقیت به شمار می رفت : آموزش نبرد در کوهستان و #راپل در ارتفاعات شوشتر 1363 http://telegram.me/safeer59
#آموزش و آمادگی در جبهه فاکتور مهم پیروزی و موفقیت به شمار می رفت : آموزش عملیات آبی-خاکی و #شنا در رودخانه دز (پلاژ اندیمشک) http://telegram.me/safeer59
http://uupload.ir/files/ykli_00004.jpg
با مانی یا با اونا
راوی :فتح الله آبروشن
ابوالقاسم دهدارپورتعریف می کرد: روزی در هور هلیکوپتر عراقی ظاهر شد و در روی پاسگاه با شناسایی موقعیت آن آماده شلیک به سمت آن شد ، رفتم پشت دوشکا و به سمتش شروع به رگبار نموده ولی هرچه شلیک کرد م از رو نمی رفت .
گفتم : خدایا تو با مانی یا با اونا (خدایا تو با ما هستی یا با دشمن ما) ؛ در همان لحظه موشک هلیکوپتر به سنگر دوشیکا اصابت کرده و من پنج-شش متر به بیرون پرتاب شدم ، همه فکر کردند که شهید شدم ؛ ولی وقتی بلند شدم و همه دیدند سالم هستم تعجب کردند .
از آن موقع به بعد حاج آقا بسطامی روحانی عارفی که از بسطام نیشابور همراه و همگام رزمندگان در خطوط عملیاتی و در پاسگاه های هور شرکت داشت به شوخی می گفتند : هرکسی می خواهد تیر و ترکش نخورد کنار ابوالقاسم بماند.
سرانجام ابوالقاسم دهدارپور در عملیات کربلای 5 در جاده شهید صفوی بر اثر بمباران شیمیایی دشمن به آرزوی خود رسیده و به شهادت رسید.
#ابوالقاسم_دهدارپور
#خاطرات_دفاع_مقدس
http://telegram.me/safeer59
4_5771629146023133964.flv
6.3 MB
یادی از حال و هوای شب های عملیات و عزیمت به سمت خطوط عملیاتی...از مراسم حنابندان تا خضاب برخی یاران به سرخی خون خویش. .. و نوحه سرایی و زیارت عاشورا تا رسیدن به خود مولا و سرور شهیدان @safeer59
فضای مجازی دوران دفاع مقدس:نامه ها و اسناد
راوی: نجف زراعت پیشه

فضای مجازی در دوران دفاع مقدس را نامه های ارسالی از جبهه به شهرها یا برعکس و از طرف دیگر نامه های آزادگان عزیز از درون زندان های دشمن تشکیل می داد مضمون این نامه ها سرشار از محبت و پند و اندرز های اخلاقی بود .
شاید یکی از رازهای ماندگاری دفاع مقدس همین خصوصیات و ویژگیهای عالی می باشد که درون ذهن و فکر رزمندگان جا مانده از قافله شهیدان.حک شده است ان شاالله که با بکارگیری این فرهنگ ناب بتوانیم بر چالش های این روزها که بر تار و پود زندگی ما چنگ انداخته غلبه نماییم.
از همه عزیزان دوران دفاع مقدس نیز استدعا دارم با عرضه نمودن این اسناد ناب نقش خویش را در ادامه راه شهیدان انجام داده باشند تا در برابر دوستان شهیدمان که سوال خواهند کرد:
بعد از ما چه کردید؟
جواب قانع کننده‌ای داشته باشیم.
#نامه_غلامحسین_بهبهانی
#اسناد

http://telegram.me/safeer59
نامه ها و اسناد در دفاع مقدس http://telegram.me/safeer59
نامه ها و اسناد در دفاع مقدس http://telegram.me/safeer59
یادداشت شهید مرتضی روحیان جانشین طرح و عملیات تیپ۱۵ در ارتفاعات لری عملیات والفجر ۹ به نگارنده برای استقرار و استحکام خطوط پدافندی اسفند ۱۳۶۴ #نامه ها # اسناد http://telegram.me/safeer59
#بمب_خوشه_ای از سلاح های ممنوعه بوده اما مثل سلاح های شیمیایی و بمیاران شهرها در جنگ هشت ساله عراق استفاده نمود و سازمان های بین المللی سکوت کردند http://telegram.me/safeer59
دانشجویان درس آشنایی با دفاع مقدس :
سلام علیکم

با عرض ادب و احترام خدمت دانشجویان عزیز درنیمسال دوم سال تحصیلی 97-96 حضور شما در عرصه فضای مجازی و تشکیل وبلاگ و نوشتن مقالات مستند و کاربردی در زمینه دفاع مقدس این حادثه عظیم قرن بیستم را گرامی داشته و امیدوارم با عزم و تلاشی والا کار در این عرصه مقدس را آغاز و به سرانجام برسانید . محور و مبنای مباحث کلاس به موارد زیر می پردازد :

1.چرایی جنگ WAR یا دفاعHOLY OF DEFENCE
2. ایران و همسایگان و چالش ها
3. ایران و عراق از منظر ژئوپلیتیک: ریشه یابی اختلافات و چالش های دو کشور
4. ایران و عراق در آستانه جنگ از لحاظ سیاسی_امنیتی، اقتصادی،اجتماعی و نظامی
5. آغاز تهاجم عراق و بررسی آن :
***تهاجم برق آسا و اشغال سرزمین
***مدیریت نظامی آقای بنی صدر در سمت فرماندهی کل قوا
***آزاد سازی مناطق اشغالی با مدیریت مشترک ارتش و سپاه
5.ورود به خاک عراق : چرایی و دلایل
***شعار راه قدس از کربلا می گذرد
***مقطع بن بست جنگ و بررسی شرایط آن
***جهش در جنگ با فتح فاو و رسیدن به دروازه های بصره
***تغییر جهت جبهه از جنوب به شمالغرب و دلایل آن
6.دلایل قبول قطعنامه 598 و برسی مواد آن
7.نقش سازمان ملل و سازمان های منطقه ای در جنگ
8.عوامل و دلایل پیروزی ایران در دفاع مقدس
9.تحلیل تلفات صحنه نبرد با توجه به اصول نظامی
10.قضیه مک فارلین
11.بهداشت و درمان در دفاع مقدس
و
پرسش ها ، شبهات و چالش های مطرح شده در کلاس

لازم به ذکر است بنای مباحث مبتی بر به تحلیل ، ارایه دلایل و چرایی اتفاقات و حوادث پیش آمده در طی هشت سال دفاع مقدس بدون پیشداوری می باشد و از نظرات ،پیشنهادات ،سوالات و چالش های مطرح شده در طی ترم استقبال می شود باشد که با تلاش و همکاری همه عزیزان بتوانیم این گنجینه ارزشمند را بدون دخل و تصرف و پرهیز از اغراق یا تک بعدی نگرستن ، را به آیندگان تحویل دهیم

فایل پی دی اف pdf نمونه سوال و چواب های درس آشنایی با دفاع مقدس به پیوست در پست بعدی آمده است.
انشاء الله

موفق و پیروز باشید
#کار_عملی_دانشجو_چرایی_علل_دلایل
#دانشگاه_آزاد_اسلامی_بهبهان
#درس_آشنایی_با_دفاع_مقدس
#فایل_پی_دی_اف
#سوالات
http://telegram.me/safeer59
سفیر pinned Deleted message
#سیاست_خارجی در دوران دفاع مقدس بسیار منفعل بود و #نتوانست یا #نگذاشتند از پیروزی های به دست آمده برای نتایج بین المللی استفاده نماید برای مثال عدم حضور هنگام نوشتن 598 http://telegram.me/safeer59
lish.ir/b9l
پل خیبر : اوج خودباوری در دفاع مقدس
راوی : نجف زراعت پیشه
با وجود امتیازاتی که منطقه هورالهویزه برای انجام عملیات خیبر توسط رزمندگان داشت، اما در مرحله اجرای عملیات با محدودیت‌های گسترده‌ای نیز روبرو بود. هور منطقه ای باتلاقی و حد فاصل چزابه تا مرز طلاییه مقابل استان های العماره-بصره با عرض 40 و طول 90 تا 105 کیلومتر بود و چگونگی اجرای عملیات و پشتیبانی از آن موضوعی حیاتی برای موفقیت آن محسوب می‌شد.
پس از انتخاب منطقه عملیات، از همان ابتدا مشخص بود که تخصص‌های فنی نقش و تأثیر اساسی و کلیدی در فرآیند و نتیجه عملیات دارند. به عقیده فرماندهان، اگر ما می‌توانستیم (با توجه به وضعیت طبیعی منطقه) پشتیبانی مداومی از نیروها داشته باشیم، امکان ماندگاری نیروها در منطقه متصرفی زیاد و مفید بود. با توجه به این حساسیت ساخت پل شناور از همان آغاز در اذهان فرماندهان و مسئولان جنگ به صورت جدی شکل گرفت و پیگیری شد.
این اقدامات می‌توانست هم از طریق راه‌های آبی و استفاده از قایق و هم از طریق جاده‌ای که از طلائیه (جدید و قدیم) گذشته و به اتوبان بصره-العماره می‌رسید صورت گیرد. اما از آنجا که استفاده از قایق و هلی کوپتر برای انتقال نیرو در آب‌های راکد هور در جریان عملیات و در درازمدت مشکلات عدیده‌ای را ایجاد می‌کرد، لذا احداث پل شناور اجتناب‌ناپذیر بود.
مهندس بهروز پور شریفی (فرمانده مهندسی رزمی جهاد سازندگی) با ارائة طرحی توانست پل معلقی را بسازد که سریع نصب شود. این پل را از طریق فشردن یونولیت‌ها و انداختن یک ورق فلزی عاج‌دار بر روی آن‌ها در کارخانه‌های کشور ساختند. مهندس شریفی جعبه‌هایی را با نبشی آهنی به شکل قوطی کبریت و به طول5/2 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 40 سانتی‌متر طراحی کرد تا یونولیت فشرده را در درون آن‌ها جا دهد. با پیوند این جعبه‌ها به یکدیگر پلی به طول 14 کیلومتر و عرض 4 متر احداث شد. این پل برای عبور خودروهای سبک در حین عملیات خیبر مناسب بود و توانست مشکل تردد رزمندگان را پس از پایان عملیات خیبر حل کند.
این پل با سطحی مقاوم از پروفیل و محفظه‌ای از پلی اورانان فوم که فایبر گلاس پوشیده بود، برای آب‌های با سرعت حداکثر 2 متر بر ثانیه، با تناژ 6 تن ساخته شد. هر قطعه این پل 1200 کیلوگرم وزن داشت. سبک بودن پل، ویژگی مهمی بود که در لحظات بحرانی جنگ قابل توجه بود.
نصب پل خیبر در روز جمعه 26/ 12/ 1362 به پایان رسید و استفاده از آن آغاز شد. این پل بین جزیرة شمالی مجنون و ساحل هورالهویزه نصب شد. مزیت پل خیبر آن بود که با بالا و پایین رفتن آب هور، آن هم بالا و پایین می‌رفت. از سوی دیگر چنانچه هواپیماها یا آتش دشمن هر قسمت از پل را منهدم می‌کرد، رزمندگان جهاد سازندگی بلافاصله آن را بازسازی می‌کردند. این پل را ظرف 8 ماه در کارخانه‌های مختلف کشور ساختند و تنها ظرف چند روز نصب کردند. انتقال قطعات پیش‌ساختة این پل عظیم از کارخانه‌های وزارت صنایع سنگین به منطقة عملیاتی، خود یک عملیات عظیم حمل‌ونقل بود.
در حقیقت این پل امکان عبور خودروهای سبک با سرعت 20 کیلومتر در ساعت و پشتیبانی از جزایر را فراهم می‌نمود. البته از آنجا که پس از احداث جاده سیدالشهداء (ع) دیگر نیازی به پل خیبر نبود، پل خیبر جمع‌آوری شد. استفاده از چنین پلی با چنین طولی در تاریخ جنگ‌ها بی‌سابقه بو د و ساخت این پل نشانگر خلاقیت و ابتکار بی‌نظیری بود که در عرصه‌های مختلف جنگ تحمیلی شکوفا شد. توفیق در این عرصه، فرماندهان سپاه را بر آن داشت، تا مهندسی رزمی سپاه را پرورش و به سمت‌وسوی سازمانی هوشمند سوق دهند و بعدها در جریان عملیات والفجر 8 توانستند بر روی رودخانه عظیم و وحشی اروند رود پل بعثت را احداث نمایند.
#پل_خیبر
#عملیات_آبی_خاکی
#هورالهویزه
#مهندسی_رزمی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
http://ytre.ir/holy_of_defence
این الخیبریون (1)
راوی : عبدالصاحب بخردی
این ایّام سالروز اسارت ما در عملیات خیبر است...
جوان ۱۶ ساله بودم...
برای عملیاتی رفتیم که قرار به بازگشتی نبود...
جزو گروه خاصی بودم که کار بسیار مهمی را بر عهده داشت و آنهم منهدم کردن پاسگاهی در نزدیکی بین شهر القرنه و الصخره داخل عراق بود ....
آموزش های سختی دیدیم که چند شهید و خیلی مجروح داشت.....
از یک تیپ دستچین شده ومخصوص ، یک گردان و از یک گردان یک گروهان و از یک گروهان یک دسته ۲۱نفره انتخاب شد و حقیر هم جزو آنان بودم......
البته اصل عملیات جای دیگری بود و دیگر رزمندگان جزائر مجنون و مناطقی دیگر را آزاد کردند وما قصدمان بیشتر مشغول کردن دشمن بود واینکه آسیبی به اصل عملیات و دیگر رزمندگان نرسد!!!
و اما در مثل امروزی و روزهای بعد چه بر ما گذشت...
درمیان خاک دشمن و محاصره سخت، با تجهیزات نظامی اندک ....
زخمی شده و شاهد شهادت دوستان و برادران عزیزم بودم...
کمبود تجهیزات و رسیدن به جنگ تن به تن و پایان یافتن مهمات ما که فقط تیر کلاش وچند قبضه آرپی جی بود ....
آمدن تانک‌های تی ۷۲ و هلیکوپترهای توپدار عراقی که با هر شلیک مسلسل وار موشکهایشان ،خاکریز کوتاه ما که جاده ای بود در میان هور را از جا میکند و با جنازه دوستانم به هور پرتاب می نمود...
و بعد از ۴روز جنگیدن سخت و طاقت فرسا ...
هنگامی که دیگر هیچ راهی نداشتیم و همگی مجروح و مهمات هم برای ادامه نبرد نداشتیم..‌....‌‌.‌
ناچاراً تن به اسارت دادیم یعنی اسیرمان کردند....
واین هنوز اول کار بود...
عراقیها آمدند بالای سرمان و شروع کردند به زدن تیر خلاص به مجروحینی که حالشان وخیم بود و ضرب و شتم ما......
ما را با ضرب و شتم به داخل شهر برای مراسم جشنشان بردند
به میان مردم در شهر بردنمان و دورمان رقصیدند و کتکمان زدند و فحشمان دادند و بعضی‌ها را هم در رقص و جشن شان برگبار بستند...
از این شهر به آن شهر
از این پادگان به آن پادگان و بازجوئی و شکنجه و فیلمبرداری...
در سوله های بسیار سرد و بدون فرش ما را نگهداری میکردند!
شرمنده ام وناچار که الفاظی نامناسب و بدور از شان شما بکار می برم!!!
دو سه روزی یکبار آب می دادند ، اما در سطلهای که دستشویی کرده بودیم و آغشته به ....
غذایمان هم نانهایی بود که از دستی و عمداً در میان ادرار و ..... ما می‌ریختند...
وما گرسنگی و تشنگی را ترجیح می‌دادیم...
نوجوانی ۱۶ساله بودم که فقط و فقط به عشق خداوند و امام زمان و رهبر عزیز و ولی امرم به جبهه آمده بودم وبرای دفاع از مملکت و ناموسم....
در ابتدا هر بار میگفتم ای کاش صدر بار شهید می شدم این روزها را نمی دیدم......
تازه کار شروع شده بود ،ما را به اردوگاه اسرا در موصل آوردند...
بابا اینجا دیگر اصلاً حرف نمی‌زنند ،هر چندکه اکثر حرفهایشان هم فحش بود...
از قدم اول فقط با کابل،آنهم نه یک نفر ، بلکه ۲۰نفر فقط ما را می زدند و سالن کتک وتونل وحشت را در اینجا دیدیم...
آنهم چه کتکی...
هر روز سه بار این کانال کتک وتونل وحشت کارش را شروع میکرد ...
صبح و ظهر و عصر و برای آمار...
و باز هم این تازه اولش بود...
وحقیر و امثال حقیر که نوجوان بودیم ....
اما نمی دانم خداوند چه کرده بود که ما اصلاً ترسی نداشتیم....
گشت روزانه عراقیها در بین سلولها و ضرب و جرح شدید...
#عملیات_خیبر
#عبدالصاحب_بخردی

http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
ytre.ir/holy_defence
این الخیبریون (2)
راوی : عبدالصاحب بخردی
شب باید با سوت بخوابیم و تا صبح از جایگاهمان تکان نخوریم،حتی اگر به خودمان ادرار می کردیم ، والّا فردا ۴۰۰کابل منتظرمان بود...
گرسنگی و تشنگی مدام یکطرف...
ضعف جسمانی یکطرف..
نداشتن لباس و کفش یکطرف...
سردی هوا در زمستان یکطرف...
گرمی هوا و روزه ونداشتن غذا نیز یک طرف...
اما ...
اما...
نمی دانید چقدر حضور خداوند را در کنارمان احساس می کردیم واز همه مهمتر اینکه راضی وخشنود بودیم که کلام ولی امرمان زمین نمانده است واطاعت امرش کرده بودیم؛
حالت های روحانی زیبایی در برادرانم وجود داشت دورکعت نمازشان ، برابر با صد دعای کمیل لذت داشت و ۲۰دقیقه طول می‌کشید...
کم کم در احوالات دوستان وهم بندیهایم الذین قالو ربنا الله ثم استقامو را مشاهده می کردم
ما که از کودکی گه گاهی خواب بزرگان دینمان را می دیدیم....
در اینجا دیگر بیشتر می دیدیم و اخبار ایران و خانوادهمان را نیز می دیدیم...
که اینجا جای سخن ندارد...
امدادهای غیبی که در جبهه می دیدیم نیز در اینجا بیشتر شده بود...
دشمن نقشه شوم دیگری در سر داشت !!!
از اردوگاه وبند ما ودیگر اردوگاهها حدوداً ۱۰۰۰ نفراز اسرا را که سن آنها کمتر از ۱۷ سال بود جدا کردند ودر یک اردگاه مشخص بنام کمپ ۷ رمادی جای دادند وبالای آن هم نوشتند اردوگاه اسرای اطفال ایرانی!!!
قصد ونیت آنها کار تبلیغاتی بود
تازه اول کار ما بود.....
سالها با انواع واقسام نیرنگ ها و دسیسه ها به جان این اسرای کمتر از ۱۷ سال سن افتادند ....
جنگی نرم ......شاید باورش برای خیلی ها سخت باشد ولی خدا را شکر هنوز خیلی شاهد داریم
روزها وشب ها یکی از تنبیه ها وشکنجه ها این بود که فیلم ها وترانهای زمان شاه رو گوش کنیم و ببینیم!!!
جالبه آدم کتک بخوره که نخواد ترانه گوش کنه وفیلم ببینه!!!!
البته از خداوند که پنهان نیست از شما هم چه پنهان تعداد محدودی هم تلفات دادیم!!!!
و چند صباحی بظاهر خوش بودند وتیکه نانی از ما بیشتر سهمیه می گرفتند ولی باید به ازای آن در مصاحبه های تشریفاتی دشمن ومنافقین شرکت کرده وخوارک تبلیغاتی آنها رو فراهم می کردند!!!!
اینجا بود که ما بیشتر متوجه می شدیم چرا دشمن ومنافقین اصرار داشتند که ما ترانه ها و فیلم های مد نظرش را گوش کرده و تماشا کنیم!!!!!
عملاً مشاهده می کردیم که چطور رزمنده بی هویت و تهی می شود وحاضر می شود کشور وامام ودوستانش را بفروشد!!!
انسان که تهی وبی هویت شد نه تنها دست از نظام وانقلاب می کشد بلکه دست از هر ارزشی منجمله خدا ودین واخلاق میکشد!!!
زمان وسالهای سختی بود
چرا که هم مثل دیگر اسرا در دیگر اردوگاهها باید تحمل سختی دوری از وطن وخانواده و شکنجه را می کردیم و هم مبارزه با این جنگ نرمی که درگیرش بودیم
الحمدالله بعد از مدتی خیلی از دوستانی که آلوده وبه منافقین ودشمن غش کرده بودند به اشتباه خود پی بردند وبه دامان دیگر رزمندگان پیوسته و به جمع حزب الله برگشتند!!!!
واین نبود مگه دعاهای خالصانه دوستان شهیدشان وامام ومقتدایشان وهمچنین دعای خیر پدر ومادرشان....
سالها گذشت و عراقیها ومنافقین فهمیدند دیگه فایده نداره و نمیشه کار تبلیعاتی کرد و اردوگاه را با دیگر اردوگاهها ادغام کردند...
شش ماه قبل از فوت امام راحل،ایشان در عالم خواب به دیدار یکی از بزرگان اسراء وهم بندیها آمده بود و همچون برادر و دوستی صمیمی و قدیمی با اسرا رفتار نمودو خداحافظی نمود...
و فرموده بودند من از همه شما راضی هستم وبزودی شماها آزاد خواهید شد
خدا را شاهد می گیرم هیچ چیز به اندازه شنیدن این جمله که امام فرموده بود از شما راضی هستم دوستان را خوشحال نکرده بود حتی نسبت به خبر آزادی!!!
و اینها از همان قالو ربنا الله ها بود...
واین استقامو که بکمک اهلبیت،(ع) آغاز نموده بودند.....
و البته چیزهای دیگری را هم دادند.....
الذین قالو ربنا الله ثم استقامو تتنزل علیهم الملائکه...
و این محبت‌های ادامه داشت تا آزادی والان هم جاریست....
#عملیات_خیبر
#عبدالصاحب_بخردی

http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
هدف عملیات خیبر استقرار در پشت رودخانه شط العرب از منطقه زید تا نشوه و القرنه و در امتداد آن الحاق با نیروها در شرق دجله روبروی العزیر ، الصخره و البیضه و تهدید شهر بصره از شمال #عملیات_خیبر @safeer59