سفیر
208 subscribers
778 photos
86 videos
27 files
1.62K links
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
Download Telegram
روایت مستندی از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در عملیات کربلایی پنج ۱۹دی ماه ۱۳۶۵ جاده شهید صفوی
#بمباران_شیمیایی
#گردان_فجر_بهبهان
#شلمچه_جاده_شهید_صفوی_پنج_ضلعی
#عملیات_کربلای_پنج
#کتاب_پرواز_در_فجر_نجف_زراعت_پیشه
http://telegram.me/safeer59
فرماندهان بی ادعای تاریخ ساز :شهید مجید بقایی
فرمانده قرارگاه کربلا
#مجید_بقایی
#فرمانده_قوای_یکم_کربلا
#حسن_باقری
#کانال_سفیر
http://telegram.me/safeer59
فرماندهان بی ادعای تاریخ ساز :شهید مجید بقایی
فرمانده قرارگاه کربلا
http://telegram.me/safeer59
مجید بقایی (1337بهبهان( وی تحصیلات کلاس پنجم و ششم (نظام قدیم) را در عرض یکسال گذراند و در رشته ریاضی برای ادامه تحصیل در دبیرستان مشغول شد. با شرکت در کنکور، در رشته مهندسی شیمی دانشگاه اهواز قبول شد. وی سال آخر دبیرستان را مجدداً گذراند و دیپلم رشته طبیعی گرفت و این بار پس از شرکت در کنکور، ابتدا در رشته رادیولوژی و در سال بعد در رشته پزشکی دانشگاه چمران اهواز قبول شد.وی در سال ۱۳۵۴، در دانشگاه به فعالیت‌های تشکیلاتی علیه رژیم پهلوی روی آورد. در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ از عناصر هدایت کننده تظاهرات علیه رژیم شاه بود.وی همچنین با «گروه منصورون» ارتباط داشت.وی از مخالفین مجاهدین خلق ایران بود.با پیروزی انقلاب اسلامی وی در دادگاه انقلاب اهواز مشغول به کار شد. شهید بقایی در خنثی کردن غائله خلق عرب در خوزستان نقش داشت.با آغاز جنگ، مجید بقایی از طرف فرماندهی کل سپاه به عنوان نماینده سپاه در اتاق جنگ معرفی شد. آبان‌ماه سال ۱۳۵۹ مجید بقایی در سمت فرماندهی سپاه شوش و سپس محور شوش را سازماندهی و عملیات ها و اقدامات تاثیر گذاری انجام داد ، در طریق القدس به صورت آزاد در عملیات شرکت نمود و یه روز در محاصره بود و به نحو معجزه آسایی به عقب برگشت ، مدتی بعد به فرماندهی قرارگاه فجر برگزیده شد که نقش مهمی در عملیات فتح المبین و آزدسازی مناطق غرب دزفول ایفا کرد ، در عملیات بیت المقدس نیروهای تحت امر خود را با همیاری هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و به علت شایستگی که از خود نشان داد، قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه‌های نصر و فتح، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت. http://telegram.me/safeer59
مجید بقایی پس از عملیات رمضان به سمت معاون باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب و نقش تاثیر گذاری در عملیات محرم داشت. پس از آنکه حسن باقری جانشین یگان نیروی زمینی سپاه شد، مسئولیت قوای یکم کربلا را عهده دار شد. در جریان شناسایی مناطق فکه برای انجام عملیات والفجر مقدماتی ، در ۹ بهمن ۱۳۶۱وقتی به همراه حسن باقری و تعدادی از فرماندهان قرارگاه های کربلا و نجف اشرف مشغول شناسایی منطقه دشمن بودند در سنگر دیده‌بانی مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفته و مجید بقایی همراه با حسن باقری، توکل قلاوند، مجتبی مومنیان و محمدتقی رضوانی به شهادت رسیدند.
#مجید_بقایی
#فرمانده_قوای_یکم_کربلا
#حسن_باقری
#کانال_سفیر
http://telegram.me/safeer59
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ما ز وادی های آتش آمدیم
راوی : علی اکبر افضل

تکه های بچّه ها رابر سر سفره من دیدم ام!
موقعیت آب وهوائی
هوای جنوب کم کم رو به گرمی می رفت وسرما نفس های آخرش رامی کشید روزها کمی گرم ولی شب ها هنوز سرد بود.

قراربود محل قرارگاه تاکتیکی تیپ پانزده آبی خاکی امام حسن (ع) اهوازدرجزیره مجنون به منظورانجام مرحله سوم عملیات خیبردراسفندماه هزاروسیصدو شصت وسه درادامه عملیات مرحله یک ودوآن درهمان مناطق هورمشخص شود،باجلسات متعددی که بافرماندهی داشتیم،کاملاً از کم وکیف عملیات درجریان قرار گرفتیم.

پاتک دشمن پس از آزادسازی جزیره مجنون
بیش از بیست روز بود که از آغاز عملیات خیبر وآزاد سازی جزیره مجنون گذشته بود دشمن مرتب پاتک می زدتاجزیره راپس بگیرد.ماخودرابرای مرحله سوم،مرحله پایانی عملیات خیبربه منظورتثبیت مناطق آزادشده آماده می کردیم.
شناسائی

به منظور آشنائی فرماندهان تیپ امام حسن (ع)بامنطقه مقررشدیکی دو روز قبل از عملیات تعدادی فرماندهان ازمناطق عملیاتی موردنظربازدیدبعمل آورده وآنجارااز نزدیک ببینند تاشب عملیات در منطقه هور بامشکلی مواجه نشوند.

حدوداًساعت هشت صبح بودکه تعدادسی نفرازفرماندهان تیپ امام حسن (ع)سوار بر چندین فروند قایق شدیم،وحرکت کردیم،حدودساعت یازده بوددرحالی که من آستین های لباسم را تابالای آرنج بالازده بودم و از میان نی زارهای هور عبورمی کردیم یک تکه نی شکسته در ماهیچه دست چپم فرو رفت وخون آمد.

باتوجه به هماهنگی های قبل،حدود ساعت دوازده بود که به یک منطقه خشکی از جزیره رسیدیم ،درآنجا رزمندگان تعدادی چادر برپا کرده بودند،مقررشدپس از خواندن نماز و سرو ناهار از آنجاحرکت وبه مناطق دیگر برویم.

درآن لحظه ای که مسوولین تیپ امام حسن (ع) دربیرون از چادرها درحال اقامه نماز جماعت بودند،و من هم بعلت مجروحیت مختصر و خونریزی دستم نتوانسته بودم وضو بسازم،ودرنمازجماعت شرکت کنم، رفتم یک قوطی تن ماهی و مقداری نان برداشته و ناهارم را خوردم از چادر بیرون آمدم که نماز بچه ها هم تمام شده بود،آنهابه درون چادر رفتند، آنجا هم سفره ای بزرگ پهن شده بود،و کلیه نیروها دور هم سرسفره جمع شدند و شروع به ناهار خوردن کردند,من برای وضوساختن باتوجه به اینکه دیگرخون ریزی دستم بندآمده بود از چادر بیرون آمدم.

درفاصله سی الی چهل متری چادرها دریک محیط باز شروع به نماز خواندن کردم در حال قنوت بودم که یک لحظه صدای بمب باران هواپیمای(میگ ۲۳)شنیدم،دراین حین ناخودآگاه به سمت زمین شیرجه رفته بودم درلحظات اول نمی دانستم چه اتفاقی افتاده! گیج ومنگ بودم! تا نیم ساعتی حالت طبیعی نداشتم! کمی موج مراگرفته بود!

یکی دوستان می گفت:”در طول این چند دقیقه چند بار است که آمده ای و با ما سلام و احوال پرسی کرده ای و رفته ای” بعد از اینکه حدود نیم ساعت حالم خوب شد به طرف چادر ها رفتم.
وای!

خدای من!

چه می بینم!

مثل ظهر عاشورا شده بود!

چادرها تکه تکه شده بود!

سفره ناهار پراز خون!

و تکه های گوشت بدن بچه ها درسفره!

و در نزدیکی چادرها اجساد هم رزمانم!

دوستانم!

کسانی که تانیم ساعت پیش باهم می گفتیم ومی خندیدم!

همه بروی زمین افتاده بودند!.

باچشم خود بچه ها وخیمه ها را من دیده ام

تکه های بچه ها را بـر سر سفره من دیدم ام

لحظه ها سخت می گذشت از سی نفر فرماندهان تیپ امام حسن (ع)که برای شناسائی رفته بودیم فقط شش نفر از همرزمانم سالم بودند،که درحال جمع کردن اجساد وزخمی ها بودند،که من هم به کمکشان شتافتم

بوی گوشت وباروت فضاراپرکرده بود!
دو نفر درجمع شهدا و زخمی ها از چادر بطور سالم بیرون آمدند یک نفر زیر تانکر آب که در حال شستن دستش بود رفته بود،سه نفر هم دربیرون از چادر درمحوطه بودند.

سرداران بزرگی چون:
شهید بهروزی جانشین تیپ امام حسن (ع)
شهید اندامی و…که دراین حادثه به لقاءدوست شتافتند

باتوجه به اینکه چندسال درجنگ هستم وحوادث زیادی رادیده ام اما هیچ کدام به اندازه این واقعه، از لحاظ روحی برمن فشار نیاورده بود.
روحشان شاد

ویادشان پررهرو

ما ز وادی های آتش آمدیم

از گلوگاه کشاکش آمدیم

آمدیم از آب های گرم هور

از لب دریاچه های سبز نور

از تماشاگه رازی سوخته

مست از عطر، نمازی سوخته

از میان آتش وباروت و دود

لحظه های آبی کشف وشهود

در طلائیه طلایی تر شدیم

درشلمچه کربلائی تر شدیم

از گذر گاهی پراز خون آمدیم

ازجزیره آه مجنون آمدیم

*** علی اکبر افضل در تاریخ 1363/12/21 به همراه حاج نعمت الله سعیدی در آبهای هورالعظیم توسط هواپیماهای قارقارک pc7 هدف قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
#عملیات_بدر
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#هورالعظیم_شرق_دجله
#علی_اکبر_افضل
#عبدالعلی_بهروزی
#خداداد_اندامی
http://telegram.me/safeer59
در عملیات والفجر 8 و فتح فاو چه گذشت؟
راوی : نجف زراعت پیشه
عبور از شطی بزرگ که سه رود دجله،فرات و کارون آب آن را تشکیل می داد.....
سردی هوا ، بالا آمدن آب ناشی از پیشروی دریا و امواج ناآرام.........
2000 غواص و لحظات دلهره آوری که تنها تضرع و گریه به درگاه خدا می توانست آرامش دهد....
نیروهای موج دوم که در قایق ها به انتظار لحظه شکستن خط دشمن و رفتن به سمت ساحل فتح شده بودند...
فرماندهانی که گویی بچه های خویش را برای آخرین بار بدرقه می کنند....
و
سوالات بی شمار.....
بسیاری از فرماندهان در موفقیت عملیات تردید داشتند می گفتند این یک تله است در صورت عدم موفقیت ؛ می ترسیدند تجربه عقب نشینی بدر تکرار شود .....
سیستم کلاسیک بدون تجهیزات پیشرفته و ایجاد پل برای نقل و انتقال و پشتیبانی و یا عملیات هلی برن ، رفتن به این عملیات را غیر ممکن می دانست.........
کارشناسان نظامی جهان هنوز که هنوز است انگشت حیرت به دهان گرفته اند........
مگر می شود غواصان با سلاح انفرادی و نارنجک بدون حمایت هوایی برای بمباران ، آتش تهیه و خطوط اول و عقبه دشمن و ابزار پیشرفته مرسوم جنگ های آمفی بی (آبی خاکی ) عرض هشتصد تا هزار متری را زیر نورافکن ها و منورهای دشمن طی نمایند.......
بدون ایجاد پل امکان عبور تانک ، نفربر ، ادوات سنگین و پشتیبانی مورد نیاز وجود ندارد ، به فرض در صورت موفقیت عبور از آبهای خروشان اروند و فتح ساحل مقابل در روشنایی روز با هجوم هواپیما ها، بالگردها و گارد ریاست جمهوری عراق چگونه مقابله کنند؟
اگر غواصان در میانه آب لو بروند تیربارها ، دو لول و چهارلول های دشمن که روی سطح آب تنظیم شده اند چه بر سر آنها می آورد؟؟
آیا موفق می شویم؟ استرس و اضطرابی که همه در آن شب به شدت با آن درگیر بودند.......
و
غواص ها روانه شدند در حالی که فرماندهان نظاره گر آنها بودند تا در افق و تاریکی محو شدند.....
اروند ناآرام بود بر خلاف پیش بینی ها......
آبهای مواج اروند سبب از هم گسیخته شدن ستون نیروها در برخی محورها شد.........
امواج سر غواص ها را پوشانده و بین موجها نمی توانستند ساحل دشمن را مشاهده نمایند....
نورافکن ها و تیراندازی دشمن مرحله ای دیگر بود برای دلهره فرماندهان و نیروها ؛ اما به خیر گذشت برای امتحان بود.....
همه در سنگرها دست به دعا برداشته بودند......
برخی در تاریکی نخلستان ها گریه و زاری می کردند.......
و
ذکر و ناله غواصان در میانه متلاطم آب که تنها فریادرس تویی خدا ... یا غیاث المستغیثین.....
و
رسیدن با زمین گل آلود و باتلاقی غربی......
دشمن اصلاً متوجه نشده بود.......
نماز و دعاهای عارفانه و مخلصانه سبب گشوده شدن رحمت الهی شده بود......
مگر نه گفته بود دعا از شما ، اجابت از من.....
آن هم درخواست نه برای خود بلکه برای حفظ تمامیت ارضی ایران ...........
دعا برای موفقیت در طی نمودن سلوک و عرفان .....
راز و نیاز برای رستن از این عالم فانی و رسیدن به قله های معرفت.......
آن هم جوانانی که جان خویش را در طبق اخلاص گذاشته و برای نصرت دین آمده بودند.....
نه امتیاز خاص، نه سهمیه خاص و نه نفع مادی تا آن زمان برای این کار متصور نبود.....
حتی در پشت جبهه منافقین و افراد ناآگاه برای این حضور آنها کنایه های مختلف می زدند.....
اما چه باک ، تاریخ مملو از این حوادث است.........
چه می گویم در مورد نوجوانان و جوانانی که تنها عشق به خدا و ایمان و اخلاص و شوق شهادت بود که موتور محرکه آنها برای پیمودن این مسیر پر خطر شده بود......
شطی که 15 متر عمق و 800 تا 1500 متر عرض داشت.......
چند کیلومتر آن طرف تر خلیج فارس بود.......
محاسبات مادی در این معامله جایگاهی ندارد ......
و
تنها نصرت الهی و صداقت و اخلاص باعث موفقیت شد.....
دعا و نماز رزمندگان بی ادعای کارساز شد.....
و
تاریخ ساز شدند در زمانه ای که قابل باور برای کسی نبود......
و
بالاتر که رستگار شدند و به جانان رسیدند
و
بازماندگان به هوش و بگوش ......
ما همسفر قافله عشق بودیم......
همرزم عزیزانی که در قامت کلمات نمی گنجد و تعبیری برای بیان آن نمی یابم...
مواظب باشیم در این آشفته بازار متاع ارزشمند دوستی با شهدا و همراهی با آنان در جهاد را به متاع بی ارزش دنیوی طاق نزنیم....
رستگاری و شهادت از جمله موهبتی است که آسان نصیب کسی نمی شود ......
باشد که ما هم ضمن پایبندی بر اصولی که با هم در دوران دفاع مقدس هم پیمان شده بودیم و برخی به شهادت رسیده و برخی دیگر که ما باشیم به مصداق آیه و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدالله علیه...... از منتظران واقعی بوده و شامل وفای به عهد الهی و شفاعت دوستانمان باشیم ؛ ان شاء الله
#عملیات_والفجر_8
#اخلاص_صداقت_شجاعت
#عملیات_آبی_خاکی
#حفاظت_اطلاعات
http://telegram.me/safeer59
شهادت و دیدگاهها :
حسن باقری :
«بسیجی برای اجرای فرامین امام و دفاع از اسلام وارد جبهه می شود. در این راه حاضر به انجام هر کاری است. هر دستوری را بدون چون و چرا اجرا می کنند. هیچ چیز برایش مهم نیست، جز انجام وظیفه. شهادت در این راه را افتخار خود می داند و با جان و دل به استقبال آن می رود. بسیجی با شهادت عجین شده، اگر باور ندارید بروید نیم ساعت در سنگر این بسیجی ها کنارشان بنشینید و با آنها مأنوس شوید. آنگاه با دنیای آنها آشنا خواهید شد. اگر برای این بسیجی ها کم بگذاریم، در آخرت باید پاسخگو باشیم. قبل از عملیات آنها را توجیه کنید، آنها را با چشم باز وارد عملیات کنید. یادتان باشد که فرمانده چنین قشری هستید. مبادا کوتاهی کنید. مواظب باشید که از آنها عقب نمانید، حتی در شهادت.»
#شهادت
#حسن_باقری http://telegram.me/safeer59
پیش بینی عجیبی که به وقوع پیوسته و حال و روز بازماندگان از قافله شهدا را بیان می‌کند :

زمانی جنگ تمام خواهد شد و رزمندگان امروز سه دسته خواهند شد؛
1. دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند،
2.دسته ای راه بی تفاوتی راه بر می گزینند و در زندگی مادی غرق خواهند شد و همه چیز را فراموش می کنند
و
3.دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند و از شدت غصه ها دق خواهند کرد....
دعا کنید که شرمنده شهدا نباشیم
#آخرین_پست
#غربت_بازماندگان_قافله_شهدا

http://telegram.me/safeer59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جلسه توجیه عملیاتی با حضور حسین کلاه کج فرمانده تیپ 15 امام حسن مجتبی ع و محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهدا (مدتی بعد در جریان عملیات کربلای 2 در حاج عمران به شهادت رسید)
#هورالعظیم
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#تیپ_ویژه_شهدا
http://telegram.me/safeer59
Safeer.blogfa.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظه سازماندهی و آماده‌سازی نیروهای گردان سیدالشهدا ع تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات والفجر ۸ محور فاو ام القصر .
#قسمت_اول
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#عملیات_والفجر_8
#جاده_فاو_ام_القصر
http://telegram.me/safeer59
Safeer.blogfa.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظه سازماندهی و آماده‌سازی نیروهای گردان سیدالشهدا ع تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات والفجر ۸ محور فاو ام القصر :
#قسمت_دوم
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#عملیات_والفجر_8
#جاده_فاو_ام_القصر
http://telegram.me/safeer59
Safeer.blogfa.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظه سازماندهی و آماده‌سازی نیروهای گردان سیدالشهدا ع تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات والفجر ۸ محور فاو ام القصر.
#قسمت_سوم
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#عملیات_والفجر_8
#جاده_فاو_ام_القصر
http://telegram.me/safeer59
Safeer.blogfa.com
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ آیا تصرف سفارت آمریکا در آبان 58 باعث و دلیل آغاز جنگ عراق علیه ایران بود؟


برخی عنوان می کنند که تصرف سفارت آمریکا در ایران دلیل اصلی تهاجم عراق به ایران بوده و در صورتی که این اقدام توسط دانشجویان پیرو خط امام صورت نمی گرفت جنگ هم آغاز نمی شد اما طبق گفته های مارک گازیروسکی پژوهشگر و نویسنده آمریکایی از ملاقات رئیس ایستگاه سیا در ایران چند روز قبل از تصرف سفارت آمریکا با آقای ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت پرده بر می دارد که در آن از آمادگی ارتش عراق برای هجوم به ایران خبر می دهد و عملاً با تصرف سفارت آمریکا سردمداران حزب بعث با توجه به چالش های سخت ایران با آمریکا مناقشات مرزی و تجاوزات این کشور به مناطق مرزی ایران قطع می شود و از اوایل اردیبهشت 1359 مجددا از سر گرفته شد اما فرصیه عاملیت آن در شروع تجاوز و آغاز جنگ را مورد تردید و شک قرار داده است مقاله پیوست روند اطلاعات فوق و انتقال آن به مقامات دولت موقت را بیان می کند.
#دلایل_آغاز_جنگ_تحمیلی
#تصرف_سفارت_آمریکا
#مارک_گازیروسکی
#ابراهیم_یزدی
http://telegram.me/safeer59
‍ ‍ آیا تصرف سفارت آمریکا در آبان 58 باعث و دلیل آغاز جنگ عراق علیه ایران بود؟

#دلایل_آغاز_جنگ_تحمیلی
#تصرف_سفارت_آمریکا
#مارک_گازیروسکی
#ابراهیم_یزدی
http://telegram.me/safeer59
چرا تنگه هرمز مهم ترین گذرگاه دریایی جهان است؟

در جهان 16 نقطه استراتژیک وجود دارد که دارای ارزش و اهمیت فراوانی می باشد و هر گونه چالش و مسدود نمودن آنها سبب به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی می شود و با ساز و کار شورای امنیت سازمان ملل متحد بر اساس فصل هفتم منشور بین الملل با آن برخورد می شود.
تنگه هرمز در بین نقاط فوق از اهمیت زیادی برخوردار می باشد که در نقشه بالا با سایر نقاط استراتژیک مقایسه و نشان داده شده است.
#تنگه_های_بین_المللی
#تنگه_هرمز
#فصل_هفتم_منشورملل_متحد
http://telegram.me/safeer59
جبهه و دفاع مقدس یعنی پاسداشت فرهنگ ایثار و فداکاری

ایثار و فداکاری در جبهه حرف نخست بود که در موقع عمل به آن رقابت پیش می آمد، در عملیات خیبر در سوم اسفند 62 زمانی که یکی از گروهان ها قصد سوار شدن به قایق ها را داشت به خاطر فاصله تا خشکی و ساحل باید تا بالای زانو خیس شده و سپس در قایق سوار می شدند که با توجه به سرمای شدید و مسیر چهل کیلومتری تا رودخانه دجله شرایط سختی را رقم می زد، عبدالعلی بهروزی جانشین فرمانده تیپ 15 امام حسن مجتبی ع بلافاصله در آب رفته و حدفاصل ساحل و قایق خم شده و دستور عبور نیروها با پا گذاشتن از روی کمر وی و رفتن به قایق بدون خیس شدن را داشت، نیروها ناراحت شده و در جای خود ایستاده و عبور نمی کردند شرایط حساسی بود و تاخیر در حرکت خسارت زا بود، اینجا بود که عبدالعلی از قدرت فرماندهی خویش استفاده و دستور به عبور نیروها از روی وی می کند و بچه‌ها با چشم گریان و غمگین اما چون اطاعت از فرماندهی را واجب می دانستند از روی کمر جانشین فرمانده تیپ به مثابه پل استفاده و وارد قایق شدند و به سمت رودخانه دجله و اتوبان العماره بصره راهی شدند و این گونه بود که دفاع مقدس فرزندان این مرز و بوم با خصلت های ایثار و فداکاری مزین و ماندگار شد اگر امروز از دفاع مقدس گفته می شود پاسداشت فرهنگ ایثار و فداکاری می باشد و بس.

#فرهنگ_ایثار_فداکاری
#شهید_عبدالعلی_بهروزی
http://telegram.me/safeer59
Safeer.blogfa.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظه عزیمت نیروهای گردان 4 یا امام حسین ع از تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در سایت خیبر به شط علی هورالعظیم جهت انتقال به پد خندق و شرق دجله در منطقه العزیر اسفند 1362: لازم به ذکر است لباس سپاه آنقدر حرمت و احترام داشت که اکثریت قریب به اتفاق پاسداران تنها شب عملیات اقدام به پوشیدن آن می نمودند گویی که به مجلس بزم و شادی می روند و بسیاری از آنان لباس هایشان به خون آنها آغشته و بر سر پیمان با خدا ثابت و استوار به دیدار حق رفتند.
#فرهنگ_جبهه
#گردان_امام_حسین_ع
#سایت_خیبر
#عملیات_خیبر
#هورالهویزه_هورالعظیم
#شرق_دجله_العزیر
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
حدیث
راوی : جمشید دواری

در اوایل تیرماه ۱۳۶۱ گردان رعد به فرماندهی خیرالله جنت شعار ما را به محور کوشک اعزام نموده بودند ، ماه رمضان بود و گرمای جنوب بیداد می کرد ؛ فرمانده گروهان ما پدر اولادی و فرمانده دسته نیز برادر عابدین عباسی بود طی ۲۰ روز تا آغاز عملیات رمضان علاوه بر آمادگی جسمانی کلاس های متعددی در زمینه آموزش احکام ، قرائت قرآن و احادیث روی بچه ها کار می شد. تراکم و میزان کلاس ها به قدری زیاد بود که بچه‌ها در امور عقیدتی سیاسی استاد شده بودند .

زنده یاد اسدالله غلامی فضلی که عضو دسته ما بود از کلاس های عقیدتی خسته و فراری بود و حاضر بود همه کارهای دسته از تدارکاتی گرفته تا نظافت و غیره را انجام دهد اما از شرکت در کلاسها معاف شود ؛ از قضا روزی که تعداد زیادی از نیروهای دسته پیرامون هم نشسته و اسدالله در حال درست کردن چای زغالی بود فرمانده دسته به یکباره از بچه ها خواست که هر کدام به نوبت یک حدیث را گفته تا به نفر آخر برسد.

اسدالله که نزد من نشسته بود بی قرار بود و در فکر خروج و فرار از جمع بود ، از یک طرف نمی دانست چه حدیثی بگوید و از سوی دیگر همه بچه‌ها زیر چشمی وی را نگریسته تا ببینند چه عکس العملی انجام می دهد؛ لحظه آخر که نوبت اسدالله که فرا رسید ؛ با کمی مکث گفت النظافته من الایمان ، و به یکباره جمع زدند زیر خنده ؛ می‌گفت خدا به ذهنم در اون لحظات رسانید در حالی که آمادگی نداشتم و تا مدت‌ها بچه‌های دسته خاطره این حدیث را به یادش می آوردند ؛ بسیاری از این نیروها در جریان عملیات رمضان ، ماه رمضان و گرمای محور کوشک و زید در شرق بصره به شهادت رسیدند یاد و نامشان گرامی باد
#جمشید_دواری
#عملیات_رمضان
#کوشک_شرق_بصره
#کلاس_عقیدتی_سیاسی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com