وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
779 photos
361 videos
75 files
2.47K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
❄️ انتشار شمارۀ ۱۵۶ فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت

🔹شمارۀ ۱۵۶ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «پدیدارشناسی آلمانی: هایدگر» به دبیری منیره پنج‌تنی منتشر شد.

🔅دفتر پدیدارشناسی آلمانی مشتمل بر هفت نوشتار است. نخستین مقاله با عنوان «طریق ورود من به پدیدارشناسی» به قلم مارتین هایدگر و با ترجمه عبدالله امینی است که نشان می‌دهد چگونه متن پژوهش‌های منطقیِ هوسرل توانسته به طرح «پرسش از وجود» و بسط آن در وجود و زمان دست یابد.

🔅دومین نوشتار با عنوان «تاملی بر مبانی هوسرلی پدیدار شناسی هایدگر» به قلم شمس الملوک مصطفوی است که با اندکی تفصیل به تأثیرپذیری‌های هایدگر از پدیدارشناسی هوسرل می‌پردازد.

🔅«در جستجوی حیث التفاتی همراه با هایدگر» به قلم تیلور کالسکو و با ترجمه ناصر مومنی سومین نوشتار دفتر ماه است. کالسکو در این مقاله با معنای روی‌آورندگی نزد هایدگر آغاز می‌کند، به مشکلات روش‌شناختی آن می‌پردازد و در نهایت تلاش‌های هایدگر در رابطه با یافتن راه‌حلی روش‌شناسانه را اندکی بسط می‌دهد.

🔅چهارمین مقاله با عنوان «روش تحقیق پدیدارشناسانه از منظر هایدگر چگونه روشی است؟» به قلم زهرا شکرانی است که پس از توضیح دربارۀ تعابیر مختلف از «پدیدارشناسی» به اهمیت واکاوی روش پدیدارشناسی به مثابۀ روش فلسفه‌ورزی می‌پردازد.

🔅پنجمین مقاله «شرحی انتقادی در باب شرح هایدگر از کانت در مسائل اساسی پدیدارشناسی» اثر مهدی صاحبکار است. او با بازخوانی بخش‌هایی از اولین فصل از قسمتِ نخستِ کتابِ مسائلِ اساسیِ پدیدارشناسی به توضیح این مسئله پرداخته است که چگونه این بخش در «غلط‌خوانیِ» کانت مؤثر بوده است.

🔅مقالۀ ششم با عنوان «تحلیل پدیدار شناختی مارتین هایدگر از مکان : تحلیل‌های انضمامی پدیدار شناختی» را دن زهاوی نگاشته و ریحانه حیدری به فارسی برگردانده است. تمرکز او در این متن بر تحلیل هایدگر از مکان و پدیدارهای مربوط به مکان و فضای معماران است که به تعبیر او شاید در برخی فلسفه‌های دیگر نادیده گرفته شده باشد.

🔅آخرین مقاله «نیشیدا زیر چتر پدیدارشناسی هایدگر» به قلم محمد اصغری است. اصغری در مقاله‌اش ابتدا گزارشی از روند تاریخی ورود فلسفه به ژاپن می‌دهد و در بخش دوم به شباهت‌ها و تأثرات نیشیدا از هایدگر می‌پردازد.

🔹بخش دوم نشریه با عنوان «اندیشه و نظر» مشتمل بر سه مقاله است. «فلسفه اخلاق کانت» به‌قلم انشاءالله رحمتی نخستین مقاله‌ی این بخش است که سمانه عرفان تهیه و تنظیم آن را به عهده داشته است.

🔅مقالۀ دوم این بخش با عنوان «ترجمه متون فلسفی» به قلم دانکن لارج و ترجمه‌ی میترا سرحدی است و در آن به تعامل ترجمه و فلسفه پرداخته شده است.

🔅آخرین مقاله این بخش نیز مقدمه بر تصحیح انتقادی رساله الهدی اثر سید محمد نوربخش/ شهزاد بشیر است با ترجمه‌ی جمشید جلالی شیجانی- محمود رضا اسفندیار.

🔅بخش «گزارش» مشتمل بر دو مقاله است: «فلسفه، عقلانیت و زندگی» و «معنای هنر در ایران باستان» با تنظیم و ویرایش فاطمه محمد.

🔹بخش «کتاب» نیز مشتمل بر سه نوشتار است:

🔅«درآمد به معنای راه بری» به قلم منیره پنج‌تنی که در آن «درآمد» به‌مثابه‌ی کلیدواژه ناظر به آثارِ هایدگر و شیوۀ مواجهه و مطالعۀ آثار او بررسی شده است.

🔅دو نوشتار بعدی بخش کتاب عبارت‌اند از گفت‌وگو با دو پژوهشگر و مترجم فلسفه که دبیر این بخش آن را به انجام رسانده است. نخست گفت‌وگویی با سید محمد رضا حسینی بهشتی با عنوان «آهسته و پیوسته: پژوهش و ترجمۀ آثار فیلسوفان در حلقۀ مطالعاتی موسسۀ نو ارغنون» و دوم؛ گفت‌وگویی با احمدعلی حیدری با عنوان «هایدگر خواندن با شروح و درآمدها».

🔅چهارمین نوشتار این بخش تازه‌های نشر به قلم ساسان یغمائی است.

🌐 متن کامل معرفی + سخن دبیر

🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
❄️ کدیور و ادعای نقد تاریخی
درباره تاریخ‌نگاری صدر اسلام

✍️ #امیر_مازیار

کدیور در نقد مدعیات سروش درباره پیامبر و صدر اسلام به درستی گفته‌است‌ که همه نصوص و متون اسلامی “باید به شیوه انتقادی که رسم علوم تاریخی است بررسی شوند.”(چالش اسلام و قدرت،متن جلسه نخست،۸)، این سخن این انتظار را بر می‌انگیزد که شاید فاصله ایجادشده میان رویکردهای سنتی عالمان مسلمان با دانش‌های جدید اندکی کمتر شود یا راهی برای ارزیابی نقادانه دانش‌های سنتی به نحو جدی‌تر گشوده‌گردد. اما متاسفانه هنگامی که کدیور دست به این نقد تاریخی می‌زند می‌بینیم که هیچ نشانی از ” رسم علوم تاریخی ” در آن نیست و صرفا همان شیوه‌های سنتی اعتبارسنجی روایات در آنها به کار بسته شده‌است و سخن از “تحقیق کامل تاریخی و مطالعه انتقادی”(همان،۸) نه به شیوه درست طرح شده و نه از حد ادعا فراتر رفته‌است. گویی روش‌های تاریخ‌نگاری و اعتبارسنجی خارج از متون فقهی و حدیثی قدیم تعریفی ندارد و گویی ده‌ها کتاب و مقاله با رویکردهای تاریخی جدید در نقد منابع ،متون و روش‌های علوم سنتی منتشر نشده است. کدیور که بسیار بر روشمندی تاکید می‌کند نه تنها روش علوم تاریخی جدید را به کار نمی‌بندد بلکه همچنان به شدت درگیر ادبیات فرقه‌ای (شیعه/سنی)و فضای جدلی مباحث بین‌الادیانی دنیای قدیم است.(کدیور در اشاره‌ای از سر طعن و استغنا به متون اسلام‌شناسی آنها را آثار “مستشرقین یهودی و مسیحی” می‌نامد که بر منابع “اهل سنت” استوار اند . مجازات ارتداد،۱۴۱)...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
❄️ پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق
کاوه بهبهانی در گفتگو با صدانت
۱۲۰ دقیقه | ۱۶ دی ۱۳۹۹

🔅کاوه بهبهانی: در گفتگوی «پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق» با سایت فرهنگی صدانت در پی این بوده‌ام که نشان دهم دانش اقتصاد بی‌نیاز از ژرف‌اندیشی‌های اخلاقی نیست. از چند اصل مقبول اقتصاددانان (عموماً اقتصادهای لیبرال) شروع کرده‌ام، با این قصد که نشان دهم گاه (و نه همیشه) صرف “کارآمد” بودن و “برد-برد” بودن تراکنش‌ها یا تصمیم‌های اقتصادی موجب نمی‌شود آن تراکنش یا تصمیم اخلاقاً موجه باشد. اقتصاد صرفاً نباید به مطالعۀ غیرارزشگذارانۀ “رشد اقتصادی” و افزایش تولید ناخالص داخلی محدود شود. از سویی دیگر با نگاهی اجمالی به دیدگاه اندیشمند دوران‌ساز معاصر کارل مارکس، در پیِ این بوده‌ام که نشان دهم پاره‌ای از مفروضات و نتیجه‌گیری‌های مارکس عملاً ارزش‌گذارانه‌اند، حال‌آنکه مارکس اخلاق و ارزش را اموری برساختۀ تاریخ و جامعه‌ای خاص و “حالّ یا درون‌پروردۀ” همان شرایط معین می‌داند. دستگاه تفکر مارکس نیز به برداشتی غیرنسبی‌باورانه از اخلاق محتاج است. به طور خلاصه می‌توان چکیدۀ این بحث را نیاز به مفهوم مفقود “تِلوس” (غایت) در جهان مدرن دانست. مدعا این است که برداشت تازه‌ای که خوبی‌های معرفتی را با خوبی‌های اخلاقی در هم آمیخته می‌داند، باید جای نگاه فارغ از ارزش به دانش را بگیرید. در بحث از اقتصاد پرسش پیشِ روی اقتصاد باید این باشد که یک نظام اقتصادی چطور می‌تواند به شکوفایی و بهروزی آدمیان بینجامد. همچنین در این پیش‌فرض باید چند و چون کرد که میان خیر در سپهر اخلاق و خیر در سپهر اقتصاد، شکافی وصله‌ناپذیر در کار است. این به معنای بازگرداندن اقتصاد به آغوش مامِ دیرینش، فلسفه است.

🌐 مشاهده و دانلود صوت و فیلم این گفتگو

@Sophia_Kaveh
🌾 @Sedanet
❄️ کانت، خودآیینی و بنیان‌های اخلاق لیبرال
✍️ #رضا_یعقوبی

🔅از آنجا که کانت فرزند روشنگری و فرزند زمانه خود بود، نمی‌توانست از عصر خرد نتیجه بگیرد که آدمی، کودکی نادان است که باید به زحمتِ جزا و پاداش یا سعادت و شقاوت رفتار نیک را به او یاد داد. به عقیده او آدمی موجودی آن چنان شریف است که خود آفریننده ارزش‌های خود و خود به اختیار خویش مطیع آن‌هاست. در غیر این صورت شرافت آدمی به چیست و چرا باید غایت نهایی آفرینش باشد وقتی توانایی آن را ندارد که از پیش خود ارزش‌های درست بیافریند و از آن‌ها اطاعت کند. این نکته نه تنها موجب سست شدن مبانی اخلاق او نشد بلکه آن را سخت‌گیرانه‌تر هم کرد. این کار باعث شد او سنت سعادت‌گرایی باستانی و مسیحی را نفی کند و تکلیف و اراده خیر را به خودی خود و ذاتاً خیر بداند نه به خاطر پیامدها و ثواب و عقاب آن. این نکته نشان‌گر امر مهمی است و آن اینکه آزادی نه تنها موجب تباهی اخلاقی و فساد روح آدمی نمی‌شود بلکه تمام ارزش اخلاقی فعل انسان به اختیاری بودن آن است، آن هم نه اختیار در انتخاب، بلکه اختیار در آفرینش ارزش‌ها و تبعیت از آن‌ها. در واقع کانت می‌خواهد نتیجه بگیرد که برخلاف بسیاری از تعالیم گذشته، انسان آزاد در حالت آزادی نه یک موجود فاسد بوالهوس، بلکه یک موجود شریف و اخلاقی است که تکالیف و ارزش‌ها را به خواسته خود و بدون اجبار می‌آفریند و از آن‌ها تبعیت می‌کند.

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @Rezayaghoubipublic
❄️ ایمان معماریان: غذارسانی به سگ‌های ولگرد لطف نیست، ظلم به حیات‌وحش است

🔅ماجرای سگ‌های بدون صاحب به معضلی در شهرها و روستاها تبدیل شده است، اما این تمام ماجرا نیست؛ چون غیر از این سگ‌ها، سگ‌های گله هم هستند که برخی آن را برای حیات وحش مضر تشخیص داده‌اند. روزنامه قدس در این باره گفت‌وگویی با «دکتر ایمان معماریان» که دوره تخصصی حیات وحش را در آفریقای جنوبی، اسپانیا و هلند گذرانده است، انجام داده است که خواندن این گفت‌وگو خالی از لطف نیست.

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ دوستی با حیوانات، الگویی برای رابطه انسان و حیوان
✍️ #محمد_قطبی

🔅رابطه‌ با حیوانات را می‌توان به چند دسته بردگی، ترحم کور، دشمنی و دوستی تقسیم کرد. رابطه ارباب-بردگی با حیوانات پیشتر تشریح شد. این رابطه معمولا توجیه دینی و فلسفی می‌شود. مذهبیون ارتجاعی 《..فناپذیری و فاقد نفس یا روح بودنِ حیوانات را دستاویز خود می‌کند این است که نداشتنِ نفس فناناپذیر منطقاً موضوعیت برای حق را نفی نمی‌کند و، حتا اگر این را یک رأی قطعیِ دینی بدانیم که برای حیوانات زندگیِ پس از مرگ نخواهد بود، آنگاه خردپذیرتر می‌نماید زمینه‌ را برای این تنها فرصت زیستنِ آنها فراهم کنیم تا هرچه آسوده‌تر و طولانی‌تر زیست کنند..نقدهای فلسفی اما می‌کوشند با استدلال عقلی ایده‌ی حقوق حیوانات را به چالش بگیرند..کوهن بر اساس این مقدمه که حیوانات نا-اخلاقی (amoral)، یعنی از نظر اخلاقی خنثا، اند، و اینکه باشنده‌های نا-اخلاقی نسبت به هم‌دیگر حقوقی ندارند، نتیجه می‌گیرد که حیوانات نسبت به هم‌دیگر حقوقی ندارند. او استدلال خود را به این صورت پی می‌گیرد که اگر حیوانات نسبت به هم‌دیگر حقوقی ندارند، پس نسبت به ما انسان‌ها هم حقوقی ندارند. استدلال کوهن پایه بر این دیدگاه دارد که حیوانات کنشگر یا فاعل اخلاقی نیستند، آنها نا -اخلاقی‌اند یعنی اخلاق برای آنها موضوعیت ندارد، بلکه آنها نسبت به خوب و بدِ اخلاقی خنثا‌اند. البته بر اساس آنچه دانشمندان علم زیست‌شناسی می‌گویند، در برخی حیوانات رفتارهایی شبیه رفتارهای اخلاقیِ انسان‌ها دیده می‌شود..》. این رابطه در صورت رادیکال‌تر خود صورت دشمنی و ضدیت به خود می‌گیرد که در رفتارهای سبوعانه با حیوانات مشاهده می‌شود.

🔅انسان نظام طبیعت را بهم ریخته و درصد زیادی از گونه‌های جانوری را از بین برده است. در واکنش به این امر عده‌ای به ترحم کور در مواجهه با حیوانات روی آورده‌اند. در نقد روانشناختی و فرهنگی می‌توان گفت که تب بالای داشتن حیوان خانگی در سالیان اخیر، تبدیل حیوان به یک کالا که داشتن آن موجب تفاخر، چشم‌و‌هم‌چشمی و مسابقه در نوعی عقب نیفتادن از مد است یک بعد ماجراست. بعد دیگر با مدرن شدن جامعه و کاهش فرزندآوری و تیمارداری، نوعی ارضای غریزه والدی و عاطفی با حیوانات در حال انجام است. این حجم هزینه کردن برای حیوانات خانگی تا مرحله جراحی‌های زیبایی و بی‌توجهی به بینوایان انسانی، گریه و عزا برای زخم و ضربه خوردن و مرگ حیوانات خانگی و بی‌توجهی به ظلم و ستم و سرکوب و کشتار روزانه انسان‌ها در سراسر دنیا نشانی دیگر از این ترحم کور است. در بحث زیست‌شناسی بهم زدن چرخه تغذیه حیوانات مصائب بسیاری به بار آورده است. زیاد شدن بی‌رویه برخی گونه‌ها در اثر غذا دادن بی‌رویه انسان‌ها نظم طبیعت را بهم ریخته است، در تنازع برای بقا مادر نمی‌تواند برای همه توله‌ها که حالا زیاد شده‌اند غذا تهیه کند و تعدادی از آنان از بین می‌روند. از سوی دیگر غذای طبیعی آنان که حیوانی دیگر است با شکار نشدن افزایش گونه غیرطبیعی می‌یابد. در بعد دیگر پلاستیک‌ها و ظروفی که در طبیعت توسط انسان‌ها جهت غذا دادن رها شده‌اند به گونه دیگری محیط زیست را نابود می‌کنند.

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ اقتصاد سیاسی محیط زیست
👤 #شهرام_اتفاق
سخنرانی مجازی در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا

🔅یکی از موضوعاتی که باعث تخریب محیط زیست میشود «آلودگی هوا» است. ما هم در فرایند تولید کالاها میتوانیم هوا را آلوده کنیم، مثل دودی که از دودکش کارخانه ها خارج میشود و هم در مصرف محصولات میتوانیم هوا را آلوده کنیم، مثل دودی که از خودروها خارج میشود و یا دود سیگار، که آن هم میتواند هوا را آلوده کند. هر چیزی که میتواند هوا را آلوده کند جزء موضوعاتی به شمار میآید که به آن ها آلاینده های هوا میگوییم.

🔅غیر از آلودگی هوا ما «آلودگی صوتی» هم داریم، صدای ناشی از فعالیت های صنعتی، صدای ناشی از مصرف کالا مثلِ زمانی که در حال رانندگی بوق میزنید، این صدا آلودگی صوتی ایجاد میکند و یا زمانی که در مراسم چهارشنبه سوری ترقه بازی میکنید و یا در فستیوال ها صدای ترقه بازی میآید، این ها میتوانند آلودگی صوتی ایجاد کنند. آلودگی نوری هم داریم که ناشی از تولید نور مصنوعی است، که در شهر ها، جاده ها، سواحل دریاها وجود دارد. این ها میتوانند آلودگی نوری ایجاد کنند.

🔅ما انواع «آلودگی خاک» را داریم. پسماند شیمیایی که وارد خاک میکنیم، زباله های اتمی که در خاک دفن میشود و زباله های معمولی که در خاک دفن میشود میتوانند انواع و اقسام آلودگی خاک را ایجاد کنند. حتی باقیمانده ته سیگار هم که روی خاک می اندازند میتواند خاک را آلوده کند و ان محیط را برای بقای گیاهان و جانوران سمی کند. و یا انواع و اقسام آلودگی های دیگر که میتوان به آن اشاره کرد.

🔅«آلودگی آب» را داریم که خیلی مهم است. ما در واقع فعالیت هایی مثل ظرف شستن و یا شستشوی لباسها با شوینده انجام میدهیم و یا پسماندهای شیمیایی فرایند تولید کارخانجات را بدون انجام تسویه صنعتی وارد آب دریا، رودخانه ها و یا سفره های آب زیرزمینی میکنیم و آب را آلوده میکنیم.

🔅تمام مواردی که به آنها اشاره کردم می توانند به «چرخه اکوسیستم» آسیب برساند، یعنی ترقه بازی در چهارشنبه سوری یا فستیوال ها و یا نور مصنوعی در سواحل، میتواند حیوانات را مُشوش و نگران کند و ممکن است آنها محل زندگیشان را تغییر دهند. مثلا وقتی که لاک پشت ها می خواهند وارد ساحل بشوند، جایی که همیشه در آن تخم ریزی می کردند، نور مصنوعی ایجاد شده در ساحل و یا صدای مصنوعی که در ساحل است باعث نگران شدن آنها میشود و آنها ممکن است که محل تخم ریزی خودشان را تغییر دهند. پرنده ها ممکن است از محل قبلی خودشان مهاجرت کنند و به محل جدیدی بروند. همه اینها میتواند این چرخه های اکوسیستم را دچار تغییر و تحولات نگران کننده ای کند که بعضی از این تغییر و تحولات در داخل آن اکوسیستم هضم میشود و مجددا به تعادل جدیدی میرسد و ممکن است که خطر جدّی ای ما را تهدید نکند و در بعضی از این موارد، این آسیبها ممکن است به قدری به اکوسیستم آسیب برساند که حیات ما هم به خطر بیفتد...

🌐 دریافت صوت، فیلم و متن کامل

@BoomrangInstitute
🌾 @Sedanet
❄️ سستیِ بنیان های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ آری یا خیر
👥 گفتگوی میان #محمد_محمدرضایی و #محمدعلی_پودینه

🔅این گفتگو در گروهی واتساپی متشکل از بیش از دویست و پنجاه نفر از اساتید دروس عالی و خارج فقه، اصول و فلسفه حوزه علمیه قم صورت گرفته است. پس از اختلاف دیدگاهی که میان دکتر پودینه و دکتر محمد محمدرضایی در باب سستیِ بنیان های معرفت شناسیِ فلسفه اسلامی پیش می‌آید، دکتر پودینه از دکتر محمدرضایی دعوت به گفتگو می‌کند. سپس دکتر محمدرضایی با قبول دعوت دکتر پودینه، بحث «بداهت وجود عالم خارج» را به عنوان یکی از مبانی معرفت شناسی اسلامی انتخاب و به عنوان موضوع بحث پیشنهاد می‌دهد. دکتر پودینه با پذیرشِ موضوع پیشنهادی، تلاش می‌کند تا نشان دهد بنابر فلسفه اسلامی علم به عالم خارج نداریم و دکتر محمدرضایی نیز درصدد پاسخ به اِشکالات ایشان بر می‌آید. پس از چندین بار اشکال و پاسخ از جانب هر دو طرف، گفتگو در حالی پایان می‌گیرد که محمدعلی پودینه مدعی است محمد محمدرضایی نتوانست پاسخی درخور به اشکالات و استدلال‌های او بدهد و طرف دیگر بیان خود را در پاسخ به اشکالات او کافی می‌داند. در نهایت هر دو استاد، داوری و سنجشِ استدلالات خویش در دفاع از موضع‌شان را به خوانندگان این گفتگو وا می‌گذارند...

🌐 متن کامل این گفتگو

🌾 @Sedanet
❄️ نص،قدرت و جامعه‌شناسی متن دینی
✍️ #امیر_مازیار

🔅دو سخنرانی اخیر دکتر سروش درباره "اسلام و قدرت" (سخنرانی اول و دوم) به حق نقد و توجه بسیاری را برانگیخته‌است چرا که سروش باب جدیدی را برای نگرش به اسلام می‌گشاید که تا کنون دست کم در ادبیات نواندیشی‌دینی متاخر محل توجه جدی نبوده‌است. سروش با گذر از تصویر فردی، عرفانی و اخروی دین، از بعد جمعی، سیاسی ودنیوی دین سخن می‌گوید. اما به نظر می‌رسد در بیشتر نقدهای منتشرشده اصل مدعای فلسفی و جامعه‌شناختی سروش به حاشیه رفته و سخن سروش رایی در باب شخصیت پیامبر یا تاریخ صدر اسلام تلقی شده‌است.

🔅موضوع اصلی سخن سروش چنانکه مکرر در جلسات سی‌گانه دین و قدرت بر آن تاکید می‌شود نسبت "دین دستگاه‌مند"( organized religion یا دین پوزیتیو در معنای هگلی آن) با قدرت است؛ سروش ادعا می‌کند دین در این معنا یک قدرت است و بسیاری از وجوهی که در آن ظاهر می‌شوند و تعین می‌یابند اساسا به همین جهت است. از این منظر فرقی بین اسلام و مسیحیت و دیگر ادیان دستگاه‌مند وجود ندارد و آنچه سروش درباره پیامبر و تاریخ اسلام آورده شاهد مثالهای او بر این مدعا در اسلام هستند. مثالهایی که او مدعی است در آنچه دین " تلقی می‌شود" (در معنایی فنومنولوژیک) حضوری محوری دارند.

🔅ظاهرا منتقدان در‌نیافته‌اند که مجعول بودن احتمالی این عناصر در "آنچه دین تلقی می‌شود"(یعنی کتاب، سیره،احکام) خصوصا به دست اصحاب قدرت نه تنها مدعای سروش را رد نمی‌کند بلکه تایید مضاعفی بر نظر او است. در آنچه در پی‌می‌آید سعی کرده‌ام این وجه این نظریه را برجسته‌تر کنم...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ آیا حیات انسان مقدّس است؟
نقدی سلبی‌گرایانه‌ بر استدلال «قداست حیات»
👤 #یاسر_میردامادی

یکی از استدلال‌ها در اخلاق زیستی (bioethics) برای مخالفت با سقط جنین و آسان‌مرگی (اتانازی)، استدلال «قداست حیات» (sanctity of life) است. بر اساس این استدلال چون حیات (انسان) ذاتاً مقدس است ــــ درست از آن رو که موهبت الهی است ـــ آن‌گاه اصل بر این است که گرفتن جان نوزاد (سقط جنین) و بیمار (آسان‌مرگی) اخلاقا روا نیست، مگر ملاحظات اخلاقی دیگری در میان باشد که داوری را تغییر دهد. در این سخن‌رانی یاسر میردامادی به نقد این استدلال نه از چشم‌انداز سکولار که از منظر الهیات سلبی می‌پردازد. او با تمایز نهادن میان دو معنای قداست (قداست ذاتی و قداست اکتسابی) استدلال می‌کند که از منظر الهیات سلبی، قداست ذاتی تنها برای خداوند محفوظ است و انسان‌ها تنها از آن جهت قداست دارند که امکان پرورش فضائل را در خود دارند. میردامادی نتیجه می‌گیرد که برداشت سلبی‌گرایانه از قداست حیات، امکان استفاده از استدلال قداست حیات در اخلاق زیستی را دشوار (اگر نگوییم منتفی) می‌کند. او در بخش پرسش و پاسخ، به اشکال‌ها و ابهام‌ها پاسخ می‌دهد.

این سخنرانی در مارس ۲۰۲۰ میلادی / فروردین ۱۳۹۹ خورشیدی به صورت مجازی در مؤسسه‌ی المهدی بیرمنگام برگزار شد.


Is Life Sacred?
Sanctity of Life Arguments in (Muslim) Bioethics,
an apophatic appraisal

S. Yaser Mirdamadi’s presentation outlined the religious arguments for the sanctity of life, according to which human beings are endowed with inherent dignity, focusing on the Abrahamic faiths, and Islam in particular. This notion of the argument has many practical implications, for example, prohibiting the abortion of a foetus. Mirdamadi highlighted the problems emerging from oft cited arguments such as man being created in the image of God and the Quranic verse, ‘Whosoever takes a soul, it is as if he has killed the whole of mankind’. He concluded by presenting a negative version of the sanctity of life argument, which denies sanctity as an intrinsic characteristic of human being but could confer sanctity based on the acquisition of certain moral values.

🌐 صوت و پاورپوینت سخنرانی (انگلیسی)

🌾 @YMirdamadi
🌾 @Sedanet
❄️ نیم‌رخ دکتر سروش
✍️ محمد نصر اصفهانی

🔅دکتر سروش در آخرین سخنرانی خود در سال ۲۰۲۰ اظهار می‌کند که اخیراً به دو چیز که از آن غافل بوده تفطن پیدا کرده‌ است: اول اینکه تاکنون گمان می‌کرده‌ که معرفت دینی، در حاشیه دیگر معارف قبض و بسط پیدا می‌کند، ولی اخیراً متوجه شده‌ که معرفت، از جمله معرفت دینی، بلکه خود دین، در سایۀ قدرت تکوین یافته و می‌روید. قدرت هم به ویژه قدرت سیاسی، معرفت دینی را دچار قبض و بسط می‌کند. این نکته درستی است و روانشناسان و جامعه‌شناسانِ معرفت،‌ نه تنها قبض و بسط معرفت را به قدرت محدود نمی‌دانند، بلکه امثال آب و هوا، اقلیم و جغرافیا، سنت، تاریخ و اقتصاد جامعه را نیز از عوامل قبض و بسط و فراز و فرود معرفت از جمله معرفت دینی می‌دانند.

🔅دومین موضوعی که آقای سروش به گفته خودشان از آن غافل بوده‌اند و اخیرا متوجه آن شده‌اند این است که اسلام، و در پی آن قرآن، یک بال بیشتر نداشته است. می‌گویند «اسلام یک چیز کم داشت که تصوف به اسلام داد.» تصوف چیز مذمومی را وارد معرفت دینی کرد و آن پدیده عشق و محبت بود. این ورود، اسلام را بال دیگری بخشید. به نظر دکتر سروش صوفیه «کاشفان حسن خداوند بودند.»، درحالیکه قرآن «کتاب خوف و خشیت بود». به نظر دکتر سروش قرآن، تجربۀ خوفی پیامبر بود و پیامبر که مؤلف قرآن بود تجربه محمد را منعکس می‌کرد. گرچه به نظر او مؤلف محمد خدا بود. طبعاً چنانکه آقای سروش هم به آن تصریح دارد خدای محمد خوفناک، رعب آور، ترسناک و شکنجه‌گر بوده که محمد را اینگونه تألیف کرده است. سروش نهایتاً به اینجا می‌رسد که قرآن «خوف‌نامه» و مثنوی و دیوان شمس «عشق‌نامه» است.

🔅پرسشی که باید به آن توجه داشت این است که چه ربطی بین نکته اول و نکته دوم تفطن آقای سروش وجود دارد؟ پاسخ روشن است. نکته یا نظریه دوم، نقض نکته و نظریۀ اول را جبران می‌کند. نظریۀ اول این بود که خدای محمد خوفناک و شکنجه‌گر است، در نتیجه محمد تألیف یافته از این خدا، اقتدارگرایی بی‌رحم است که از هر نوع شکنجه، ترور و قتلِ مخالفان خود رویگردان نیست. ظاهرا آقای سروش به تبع نیچه که بارها نام او را می‌برند نمی‌تواند باور کند که یک انسان هم می‌تواند اراده معطوف به قدرت داشته باشد و هم اراده معطوف به اخلاق. نیچه هم معتقد بود که قانون ابر مرد، قانون انسانهای بی شفقت است. ظاهراً به باور ایشان قدرت و اقتدار به موازات محبت و عشق همچون دو جاده موازی هستند که هیچگاه به هم نزدیک نمی‌شوند. آقای سروش در نهایت اظهار رضایت می‌کند که نتیجۀ تجربۀ باطنی عرفا، این شد که اسلامِ زمین‌گیرِ چنبرۀ قدرت، بال عشق و محبت هم یافت تا توان بالیدن و پرواز کردن پیدا کند.

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
🎙 پادکست‌های خودشناسی و طرحواره‎های روانی

🔅خود هر فرد یکی از ناشناخته‎ترین موجودات برای خودش است. اما چرا لازم است خودمان را بشناسیم؟ آیا بهتر نیست اگر به دنبال زندگی بهتری هستیم وقت خود را صرف مهارت‌آموزی کنیم؟ مطالعات حاکی از آنند که دستورالعمل‌های حاضر و آماده‌ای که سعی می‌کنند به ما بگویند چه کنیم (مثلا چطور خشممان یا روابطمان را با دیگران مدیریت کنیم) اگرچه مفیدند اما اغلب آثار عمیق و بلندمدتی بر ما ندارند. آثار بلندمدت هنگامی به دست می‌آیند که از مسیر خودشناسی عبور کنیم.

🔅خودشناسی، آگاهی پیدا کردن از این است که من جهان، روابط و زندگی را از چه دریچه‌ای می‌بینم؟ تاریخچه‌ی زندگی من چگونه بوده که چنین نگاهی را در من شکل داده است؟

🔅عینک‌هایی که از طریق آنها به جهان می‌نگریم، در رویکرد طرحواره‌درمانی، طرحواره نامیده می‌شود. زمانی که بدانیم چه الگوهایی بر احساس و رفتار منحصر به فرد ما حاکم است، خودمان را درک می‌کنیم و به تدریج می‌توانیم آن را تغییر دهیم و یا دست‌کم کمتر تحت نفوذ آن قرار بگیریم. نکته‌ی دلگرم‌کننده این است که صِرف آگاهی پیدا کردن به طرحواره‌هایمان، تا حد زیادی از نفوذ آنها بر احساس و رفتارمان می‌کاهد.

🔅در هر قسمت از سری پادکست‌های خودشناسی و طرحواره‎های روانی که توسط “کنشگران توسعه‌ی پارس” تهیه شده‌اند، با یک طرحواره‌ی روانی آشنا می‌شوید. هر قسمت، حاوی نمایش صوتی و تحلیل رفتار شخصیت‌های نمایش است که هم به ریشه‌های تحولی طرحواره می‌پردازد و هم به انواع بروز رفتاری آن. محتواها طوری طراحی شده‌اند که به کمک آنها راحت‌تر بتوانید دریابید هر یک از طرحواره‌ها تا چه حد در مورد شما صدق می‌کند.

🌐 دریافت صوت پادکست‌ها

🌾 @inpda
🌾 @Sedanet
❄️ نقدی بر «چالش اسلام و قدرت»
نقد نقد کدیور بر سروش
✍️ #اعظم_پویا

🔅عبدالکریم سروش در دو سخنرانی با عنوان «دین و قدرت» سویه های تاریخی و جامعه شناختی اسلام را مورد بررسی قرار داده و، چنان که خود می گوید، ایده اش در مقاله « عقیده و آزمون » را ،که حدود سه دهه پیش، منتشر کرده بود بسط داده و ضلع دیگری از اضلاع مطالعاتی «روشنفکری دینی» را برجسته کرده است؛ مطالعات تاریخی و جامعه شناختی. این دو سخنرانی با عنوان «نظریه دین و قدرت» مورد توجه موافقان و مخالفان قرار گرفت و نقدها و نظرهای فراوان برانگیخت.

🔅محسن کدیور هم در دو جلسه به نقد آن نظریه پرداخت. نوشته حاضر،صرف نظر از درستی یا نادرستی مدعیات سروش، به نقد روش و دلایل کدیور می پردازد. اما پیش از آن، به برداشت اولیه خود از این نظریه اشاره می کنم. وقتی سخنرانی «دین و قدرت» را شنیدم، احساس کردم بار سنگینی از روی دوش احیاگران مسلمان برداشته شد؛ بار بزک کردن دین، کاری که اصلاح گران مسلمان دردمندانه در یک قرن اخیر مشغول به آن بوده اند، اما اشتغالی بدون راحتی خیال. به یادآوردم گفتگوی نوه داروین- به عنوان یک خداناباور- را با یک کشیش و محقق مسیحی نواندیش. او در دفاع از نظریه داروین و رّد باور به وجود خدا، آن نواندیش مسیحی را به چالش می کشید و می گفت شما اصلاح گران دینی با متون دینی هم گزینشی مواجه می شوید و آن ها را از معنای خود تهی می کنید. آیاتی از کتاب مقدس را برمی‌گیرید و آیاتی دیگر را فرو می نهید. و سال ها بعد هم همین نقد را از زبان مصطفی ملکیان در برابر روشنفکران دینی در ایران شنیدم. با شنیدن نظریه «دین و قدرت» احساس کردم گویی قرار است با این نظریه دوران این نقد رو به پایان برود.

🔅و اما آن چه در پی خواهد آمد، نقدی است بر مطالب محسن کدیور در نقد نظریه «دین و قدرت»، در دو نوشته او با عنوان « پاسخ به نقد کتبی دکتر سروش؛ایضاح چالش اسلام و قدرت» و «چالش اسلام و قدرت؛نقد سروش»...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🗞 ویژه‌نامه روزنامه اعتماد (۶ بهمن ۹۹ صفحه اندیشه) درباره تاریخ فلسفه غرب آنتونی کنی و زندگی و آثار او به همراه نقد و ارزیابی روش‌های آموزش فلسفه در ایران و نقش تاریخ فلسفه در آموزش فلسفه. با نوشته هایی از حسین شیخ رضایی، حسین دباغ و رضا یعقوبی...


🌐 تاریخ فلسفه آنتونی کنی در گفتگو با رضا یعقوبی؛ تاریخ فلسفه،گفتگوی اندیشه‌ها (مطالعه متن کامل)

🌐 رویکردهای دوگانه به تاریخ فلسفه در گفتگو با حسین دباغ؛ فلسفه تحلیل است نه تقلید (مطالعه متن کامل)

🌐 نوشتار حسین شیخ‌رضایی با عنوان «فلسفه در جهان جدید» (مطالعه متن کامل)

🧾 فایل PDF ویژه‌نامه

🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
🌾 @Rezayaghoubipublic
❄️ الهیات آشوب (بخش اول)
ملاحظاتی بر «نظریه پیامبر مقتدر» دکتر عبدالکریم سروش
✍️ #علی‌اکبر_احمدی_افرمجانی

🔅سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش با عنوان «دین و قدرت» که طی دو جلسه و در دی ماه ۹۹ انجام گرفت از نظر تاریخ اسلام‌شناسی معاصر واجد اهمیت است. نوشته حاضر ابتدا به شرح نظریه مطرح در آن سخنرانی (نظریه پیامبر مقتدر) می‌پردازد و سپس برخی ملاحظات را در میان می‌نهد.

🔅سروش در ابتدای سخنرانی خود یادآور می‌شود که آنچه در ضمن یک و نیم سال گذشته تحت عنوان «دین و قدرت» مطرح کرده است پاک در مسیر دیگر و متفاوت از بحث‌های پیشین اوست. سروش پس از آن سعی می‌کند تا سیر فکری و نحوه تولد و تکون این بحث جدید و مسیر به کلی متفاوت را توضیح دهد و از دل نوعی جنئولوجی (Genealogy) و تبارشناسی مخاطبان را از چگونگی سر برآوردن نظریه جدیدش آگاه سازد.

🔅بنا بر گزارش او مقالات «قبض و بسط شریعت» می‌آموخت که معرفت دینی در کنار معارف دیگر و در داد و ستد با آنها متولد می‌شود، پا به پای معارف بشری و بیرون دینی و البته براساس مکانیزم خاصی تحول یافته و رشد می‌کنند و از این‌رو نباید معرفت مستقلی به حساب آیند. اما از نظر سروش، او در آن هنگام از این نکته غافل بوده است که رشد معرفت دینی و نیز خود دین، نه صرفاً در کنار معارف بشری بلکه در کنار قدرت (و خصوصاً قدرت سیاسی) هم صورت می‌پذیرد.

🔅بنا بر گزارش سروش نقطه آغاز توجه او به رابطه میان معرفت دینی و بلکه دین با قدرت سال ۲۰۰۷ بوده است که ضمن قرائت مقاله‌ای در سمینار مولوی‌شناسی ترکیه یادآور می‌شود: قرآن علی‌الاصول کتاب خوف و خشیت بوده و اسلام اولیه چیزی و بُعدی به نام عشق و محبّت را کم داشت. درواقع تا قبل از تصوّف عشقی اسلام پرنده‌ای بود که با یک بال (خوف و خشیت) می‌پرید و این موجب سقوط و افول او می‌شد. اما تصوف با پشت سر گذاشتن دوره زهدی ـ خوفی خود (که در غزالی به اوج می‌رسد) و با پا گذاشتن در دوره‌ای که از ابوسعید ابوالخیر آغاز شده و در جلال‌الدین محمّد بلخی به تعالی خاص (یعنی تصوف عشقی) می‌رسد، بال دیگری برای اسلام مهیا می‌سازد.

🔅از نظر سروش قرآن قویاً از بال خوف و خشیت برخوردار بود و تا حدودی از جنبه عشق و محبت کمبود داشت و این صوفیه و مخصوصاً تصوف خراسانی ما بود که با قوت به طرح مفهوم عشق و رابطه عشقی با خدا پرداخت و جریان مبارکی را در بستر دیانت و فرهنگ و تمدن اسلامی جاری کرد. قرآن خشیت‌نامه بود و مثنوی و دیوان شمس عشق‌نامه؛ در حالی‌که در قرآن خداوند بیشتر یک ارباب نسبتاً عبوس و خشنی است که در برابر او باید به سجده افتاد، تقدیسش کرد و همواره از عذاب و خشم و شکنجه‌اش ترسید (همان خدایی که در قیامت بندگان گناهکار را سخت به عذاب می‌افکند)، صوفیان کاشفان حُسن خداوند بوده‌اند؛ حُسنی که در برابر آن جز عاشقی نمی‌توانستند بکنند.

برای پیامبر گویا فی‌المثل آن چهره رحمانی و رحیمی خدا به مفهوم «عشق» تعالی و صعود پیدا نکرده بود. گرچه گفته‌اند رحمت او همه چیز را فراگرفته و غضب او زیر سایه و زیر مجموعه رحمت اوست ولی بر «عشق» چنان‌که باید تأکید نرفته است.

پیامبر از خدا گویی بیشتر تجربۀ خوفی دارد. خداوند چنان وجود او را پر می‌کرده که پر از هیبت می‌شد، او خداوند را رازی مهیب (جلال الهی) می‌دید و می‌دانست و حسب آن تصویر از خدا پیام می‌داد که اگر آدمی پایش را کج بگذارد و به خدا بی‌اعتنایی کند و اگر فرمان پیامبرش را نبرد سروکارش با ملائکه عذاب خواهد بود و به روزگار سخت و مهلِکی دچار می‌گردد.

اما تصوف عشقی بر تجربه پیامبرانه افزود و صوفیان گفتند به ما هم وحی می‌شود؛ وحی‌ای که آن را کمتر از وحی پیامبر نمی‌دانستند. مولانا تمام اوصافی که برای قرآن قائلند را برای مثنوی خود هم می‌آورد. عارفان کاشف خداوند به‌عنوان رازی جذّاب (جمال الهی) بودند…

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ محبت کن، اما درست!
بررسی اخلاقی غذادادن به گربه‌های خیابانی

✍️ #مجتبی_طباطبایی

🔅منع غذادادن به گربه‌های خیابانی می‌تواند راهکاری برای جلوگیری از افزایش جمعیت این حیوانات باشد، اما اولاً به هیچ عنوان قادر به حل نهایی مشکل گربه‌های خیابانی نیست، چرا که این حیوانات در ضمن زندگی پر درد و رنج به تولید مثل ادامه می‌دهند. همچنین هرگونه راهکار کنترل جمعیت که به نوعی موجب درد و رنج این حیوانات شود و یا نسبت به رنج کشیدنشان بی‌تفاوت باشد مطابق اخلاق‌محیط زیست مردود و ناموجه است. همانطور که گفته شد، منع غذادادن توسط هیچ سازمان معتبری توصیه و تبلیغ نمی‌شود. در مقابل به جای غذادادن احساسی و محبت کردن محدود و غیر اصولی که باعث درد و رنج بیشتر گربه‌ها می‌شود، لازم است TNR به عنوان تنها روش اخلاقی موثر مورد توجه قرار گیرد. به جای تشویق شهروندان به محبت نکردن به حیوانات، باید نحوه درست محبت کردن آموزش داده شود، TNR و مراقبت‌های پزشکی پس از آن باید در کنار غذادادن انجام شود...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🗞 شمارۀ دوم فصلنامه «نگاه آفتاب» ویژۀ زمستان ٩٩

🔅این شماره گفت‌وگویی ویژه با استاد غلام‌حسین امیرخانی دارد که طی آن، این هنرمند شاخص دیدگاه خود در حوزۀ عرفان و مولانا و پیوند خوشنویسی ایرانی با آن را مطرح کرده‌است.

🔅در بخش حکمت، موضوع تنهایی به عنوان دغدغه‌ای بشری و جهانی از ابعاد مختلف مورد توجه قرار‌گرفته و آموزه‌های مولانا در باب تنهایی به تفصیل بررسی شده است.
مصطفی ملکیان، امیرعباس علیزمانی، تقی آزاد ارمکی، سید احمد جلیلی، غلامحسین معتمدی، مهدیه کسایی زاده، سید ماجد غروی، باقر طالبی دارابی، مهدی میناخانی، محمد قنبری، کیمیا هادی زاده و محمود دهقانی نویسندگان بخش حکمت در شمارۀ دوم نگاه آفتاب هستند.

🔅در بخش کارنامه هفتاد و پنج سال پس از فقدان رینولد نیکلسون کارنامۀ علمی او به عنوان یکی از مراجع اصلی مولاناشناسان شرق و غرب بررسی شده است. در این بخش محمدجعفر یاحقی، عبدالله انوار، بهاءالدین خرمشاهی، نصرالله پورجوادی، همایون همتی، جمشید کیانفر، علی اشرف صادقی و رضا اشرف زاده دربارۀ خدمات و کارنامۀ نیکلسون به طرح دیدگاه‌های خود پرداخته‌اند.

🔅در بخش جستار مهناز قانعی، امیر اکرمی، محمدنوید بازرگان، ایرج رضایی، نسرین فقیه ملک مرزبان و ابراهیم خدایار به این پرسش پاسخ داده‌اند که کدام تصحیح، شرح و تفسیر و کدام تک‌نگاری از جهان فکری مولانا را می‌پسندند.

🔅بخش هفت اقلیم به ظرفیت‌های موسیقایی شعر مولانا نگاهی ویژه دارد. در این بخش علیرضا میرعلی‌نقی، کیخسرو پورناظری، هوشنگ جاوید و بهزاد عبدی از نسبت مولانا با موسیقی اصیل ایرانی گفته اند. همچنین به مناسبت درگذشت استاد محمدرضا شجریان به کارنامۀ او و انتخاب هایش از اشعار مولانا نگاهی ویژه شده و مجدالدین کیوانی، شاهرخ تویسرکانی، سید ابوالحسن مختاباد و نورالدین میرفخرایی در باب شجریان قلم زده‌اند.

🔅در بخش سنجه تأملی بازاندیشانه در نسبت عرفان و دین به قلم اردشیر منصوری را داریم. محمدجواد غلامرضا کاشی از شکاف پرناشدنی میان عرفان و جهان مدرن گفته و شهرام صحرایی مقاله‌ای دربارۀ عرفای نجف و ملای روم به رشتۀ تحریر درآورده است. این بخش همچنین شامل گفت‌وگو با محمدعلی همایون کاتوزیان دربارۀ نظام اخلاقی سعدی و با مهدی نصیری دربارۀ نسبت نص گرایان با میراث عرفان است.

🔅بخش همسایه نگاهی به مولانا و مولاناگرایی در افغانستان دارد. در این بخش مطالبی به قلم سید جمال الدین موسوی، سید اسحاق شجاعی، نقشبند حیدری، سید حسن اخلاق و جاوید مجددی آمده است.

🔅در بخش نقد حال نیز هادی خانیکی، عبدالجبار کاکایی، محمد طلوعی و عبدالجواد موسوی از نسبت خود با مولانا گفته‌اند.

🔅«مرگ از نگاه مولانا» از ویلیام چیتیک، «تاریخ اجتماعی مولانا: پیشنهادی نو» از ابراهیم موسی پور و «زمان زایشگاه توهم» از حسن فرامرزی عنوان مطالب بخش مقالات این شمارۀ نگاه آفتاب است.

🔅در بخش قفسه یادکردی شده است از کتاب‌های «خمی از شراب ربانی» تألیف استاد محمد علی موحد به قلم حسین مختاری، «طغیان خاموش مولانا و شمس (به انگلیسی)» تألیف مصطفی وزیری به قلم علیرضا رضایت؛ و «تصوف و طریقت‌ها در عصر عثمانی (به ترکی)» تألیف مصطفی کارا به قلم داود وفایی. همچنین به بهانۀ انتشار کتاب «هنر، خیال و زیبایی» گفت‌و ‌گویی شده است با مریم جعفری نویسندۀ کتاب.

🔅در بخش روایت نیز اخبار و گزارش‌های حوزۀ مولانا و مولاناپژوهی در ایران و سایر کشورهای جهان منتشر شده است.

🔅طبق روال شماره پیشین، ترجمۀ خلاصۀ مجله به سه زبان انگلیسی، ترکی و عربی از دیگر بخش های این مجله است.

🌐 اطلاعات بیشتر و تهیه فصلنامه

🌾 @Sedanet
🌾 @Negahe_Aftab
🗞 شماره پنجم ویژه نامه پرسش روزنامه اصفهان زیبا: انفعال و سرگشتگی

✍️ با نوشتارها و گفتارهایی از:
مقصود فراستخواه، سعید مدنی، حسین دباغ، ناصر مهدوی، حبیب الله پیمان، سیدعلی میرموسوی، سید هادی معتمدی، سید آیت الله میرزایی، مرتضی سالمی، شیرزاد بابایی، شهریار دبیرزاده، مهدی کاظمی زمهریر ، نفیسه آزاد، علی فریدیحیایی، عماد بهاور، امیر تاکی

🔅این‌که چه می‌شود که یک جامعه یا برخی از گروه‌های اجتماعی دچار انفعال می‌شوند، به علل و عوامل مختلفی وابسته است که در این شماره به دنبال تحلیل و بررسی آن هستیم. این‌که انفعال چه پیامدها و مخاطراتی برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند و جـامـعـه را در کدام مـسـیـر تـحـولـی قـرار می‌دهد، از دیگر موضوع‌هایی است که به آن خواهیم پرداخت. در این شماره سعی کرده‌ایم آرا و نظرات جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، فیلسوفان و دیگر اندیشمندان را در حوزه‌های مرتبط با انفعال و بی‌تفاوتی جویا شویم تا علاوه بر ارائه پاسخ برای پرسش‌های مطرح در این حوزه، به بیان راهـکـارهـایـی عمـلـیـاتـی و راهـبـردی بـرای جلوگیری از آن بپردازیم...

🌐 دریافت فایل PDF و توضیح بیشتر

🌾 @Sedanet
🌾 @esfzibanews
🎥 گفتگوی صدانت با آرش نراقی: سنت‌گرایی انتقادی در دین
👤 به میزبانی #امید_کشمیری

🔅#آرش_نراقی در مقاله "سنت گرایی انتقادی در قلمرو دین" می کوشد مدل پیشنهادی خود در جریان اصلاح گری دینی را پیشنهاد و از آن دفاع کند. نام مدل وی "سنت گرایی انتقادی" است چون در تلقی ایشان هم سنت دینی اصالت دارد و هم عقلانیت نقاد.

🔅او مدل مختار خود را در زاویه با مدل شبستری و سروش و برخی روشنفکران دینی دیگر میداند. این مقاله شامل دو بخش اصلی و کلی است که بخش اول آن شامل مواضع و مبانی نظری نراقی در الهیات و در دفاع از معقولیت باورهای دینی است و بخش دوم آن نظام حقوقی دینی را در نسبت با اخلاق طرح ریزی میکند.

🔅بخش اول مقاله واکنش انتقادی #مصطفی_ملکیان (قسمت اول-قسمت دوم) را برانگیخت که موجب پاسخ نراقی به انتقادات وی شد. پس از آن صدانت در گفتگویی با آرش نراقی -به میزبانی امید کشمیری- جوانب و مفروضات این مقاله را به بحث کشید.

🌐 فیلم و صوت این گفتگو

🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi