وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
779 photos
361 videos
75 files
2.47K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
🍁 کتاب «برابری و جانبداری» اثر تامس نیگل با ترجمه‌ی جواد حیدری

🔅تامس نیگل اعتقاد دارد که اخلاقی‌زیستن در حوزه‌ی فردی حرکت از خودگزینی و خودخواهی به سوی دیگرگزینی و دیگرخواهی است و به هر میزان که از خودگزینی به دیگرگزینی حرکت کنیم به همان میزان اخلاقی هستیم. شکی نیست که همه‌ی ما انسان‌ها به دنبال منافع فردی خودمان هستیم، فرقی نمی‌کند که چه تصوری از منافع داشته باشیم. گرایش طبیعی ما انسان‌ها به این است که منافع خودمان و خانواده‌مان، دوستان‌مان، همشهریان‌مان، هم‌وطنان‌مان در اولویت قرار دهیم. اما به عقیده‌ی نیگل ما انسان‌ها علاوه بر این که خودگزین و خودخواه هستیم می‌توانیم دیگرگزین و دیگرخواه باشیم و منافع دیگران را در محاسبات‌مان لحاظ کنیم. نیگل اعتقاد دارد که اخلاقی‌زیستن در حوزه‌ی سیاسی حرکت از جانبداری به سمت و سوی برابری است.

🔅همان‌طور که تعارض خودگزینی و دیگرگزینی مهم‌ترین تعارض در اخلاق فردی است، به اعتقاد نیگل تعارض برابری و جانبداری مهم‌ترین تعارض در عرصه‌ی سیاسی است. «برابری» مهم‌ترین آرمان ما هم در اخلاق و هم در سیاست اخلاقی است. نظام‌های سیاسی به میزانی که از جانبداری به سمت برابری حرکت می‌کنند، به همان میزان نظام اخلاقی هست. لذا برابری برای نیگل شاقول ارزیابی میزان اخلاقی بودن نظام‌های سیاسی است. به نظر او در هسته‌ی اصلی نظام‌های خودکامه و جبار نوعی «جانبداری» کورنهفته است و در هسته‌ی اصلی نظام‌های مشروع و اخلاقی هم نوعی «برابری» قرار دارد. حرکت اصلاح‌طلبانه حرکتی است به سمت و سوی آرمان برابری. اما هم «جانبداری» و هم «برابری» اصطلاحات مبهمی‌اند و باید ایضاح شوند...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🍁 در باب آنارشیسم
✍️ آندریاس ویتل
مترجم: رامین خواجه‌پور

🔅هرگاه اعتراضات عمومی بالا می‌گیرد و به رفتارهای خشونت‌آمیز منجر می‌شود، رسانه‌های جریان اصلی اغلب سریعا آن را به "آنارشی" یا "آنارشی‌گری" ربط می‌دهند. این رسانه‌ها معترضانی که لاستیک آتش می‌زنند و یا وارد درگیریهای عمومی می‌شوند را «آنارشیست» می‌نامند. در این نوع روایت، آنارشیستها تبهکارانی قانون‌شکن هستند و آنارشی به معنای هرج‌ومرج و خشونت کور است.

🔅پس آنارشی‌گری چیست؟ آنارشی‌گری یک فلسفۀ سیاسی و یک فلسفۀ اقتصادی بنیادین و انقلابی است. اگر چه تعاریف بسیاری برای آنارشی‌گری وجود دارد، اما اکثر آنها با تعریفی که پیتر کروپوتکین ارائه می‌دهد همخوانی دارند. این تعریف از آنارشیسم در مقاله‌ای بیان شده که کروپوتکین به مناسبت ویراست یازدهم دانشنامۀ بریتانیکا نوشت.

🔅بر اساس نظر کروپوتکین آنارشیسم: "نامی است که بر یک قاعده یا تئوری زندگی نهاده‌اند و مدیریتِ جامعه‌ای که چنین قاعده‌ای در آن برقرار است بدون حکومت انجام می‌گیرد_ در چنین جامعه‌ای نظم و هماهنگی با اطاعت‌پذیری از قانون و یا فرمانبرداری از قدرت حاصل نمی‌شود، بلکه با توافق آزادانه‌ میان گروههای متنوع منطقه‌ای و مشاغلی که آزادانه شکل گرفته‌ و برای تولید و مصرف بوجود آمده‌اند به دست می‌آید، و البته به منظور تامین نیازهای متنوع و آرمانهای یک موجود متمدن.

🌐 متن کامل فارسی و انگلیسی

🌾 @Sedanet
🍁 میوه‌های تو خوب نیستند، مرا با نام و نشانِ درخت چه کار؟
✍️ #صدیق_قطبی

«درخت نیکو نه میوه‌ی تباه آورد و درخت تباه نه میوه‌ی نیکو. چه هر چه درخت را به میوه‌اش بازشناسند؛ انجیر را از خار برنمی‌چینند و انگور را از بوته‌ی تمشک. انسان نیک از خزانه‌ی نیکوی دل خویش آنچه نیک است برآورد و آن کس که بد است، از نهاد بد خویش آنچه بد است؛ چه آنچه از دل لبریز شود، بر دهان جاری می‌گردد.»(انجیل لوقا،‌ باب ششم، 43 تا 45)

🔅حالا هر چه از امتیازات و محسَّنات این دین و آن مذهب بگویید. از پشتوانه‌های درخشان تاریخی و نظام‌های توجیهی و کلامی استوار. انسانِ گوشت و خون و پوست و استخوان‌ دار، به میوه نگاه می‌کند. میوه‌هایتان خوب نیست. انسان که ماشین اندیشه نیست. انسان بیش از آنکه تفکر باشد، احساس است. میوه که خوب نباشد، کسی به نام و تبار درخت، دل نمی‌بازد. حقیقت، میوه‌های شیرین و سودمند است، نه گزاره‌های مکتوب و مباحث فاخر و فخیم.

🔅میوه‌های شیرین و سودمندِ درخت ایده‌هایت را نشانم بده تا در تو اعتقاد ببندم. مرا با انسجام و استحکام عقیده‌ات چه کار، با ریشه‌های درخشان تاریخی آن چه نسبت؟ به من بگو ایمان تو، جهان‌نگری و انسان‌شناسی تو، چه ساخته است؟‌

🔅در خلوتِ امنِ پژوهشگاه‌ها و کتاب‌خانه‌های عظیم، با استفاده از روزآمدترین نرم‌افزارها و جستجوگرها، و به مددِ ذهن‌های وقّاد و وقت‌های فارغ، می‌توان برای هر عقیده و مرامی، معقولیتی دست و پا کرد و یا دیرینگی تاریخی پرداخت. کدام آیین و مشرب و مسلک است که با صرفِ بودجه‌های کلان و اختصاص ذهن‌های چابک و وقت‌های فارغ، نشود برای آن نظامی توجیهی فراهم کرد؟
اما آنچه به مقبولیت و اعتبار ایده‌ای منجر می‌شود، میوه‌های محسوس و تجربه‌‌پذیر آن است. اگر واپس‌روی و شکستی هم بوده است، ناشی از ضعف دلایل و نظام توجیهی نبوده، بلکه شکستی در تاریخ و تجربه است.

🔅شکست مارکسیزم به سبب ضعف نظام توجیهی آن نبود، قدرت‌گیری لیبرالیسم هم...

🔅درختی را که میوه‌ی خوب می‌دهد نمی‌بُرند. اسم و رسم و نام و نگار و رنگ و لعاب نظری، هیچ مرامی را ماندگاری نبخشیده است.

🔅حقیقت، نام دیگر میوه‌های سودمند است. حقیقت، گزاره‌های شیک و برّاق تو نیستند. حقیقت را با میوه‌هایش توجیه می‌کنند.

🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
🍁 نسبت لیبرال دموکراسی با زیست مؤمنانه و اخلاق
👤 سید علی محمودی
۱۳ آذر ماه ۱۳۹۹

🔅دموکراسی کلاسیک چه تفاوت‌هایی با لیبرال دموکراسی دارد؟
🔅مبانی و اصول لیبرالیسم کدام‌اند؟
🔅«خودکامگی اکثریت» چیست و کدام فیلسوفان سیاسی آنرا مطرح کردند؟
🔅لیبرال دموکراسی با چه ساز و کارهایی «خودکامگی اکثریت» را مهار می‌کند؟
🔅لیبرال دموکراسی چرا و چگونه از«اولویت حق بر خیر» دفاع می‌کند؟
🔅آیا اصول لیبرال دموکراسی با زیست مؤمنانه و اخلاق سازگار است؟
🔅کدام قرائت از دین می‌تواند با لیبرال دموکراسی به سازگاری برسد؟
🔅آیا می‌توان لیبرال دموکراسی را بطور کامل با دین و زیست مؤمنانه هماهنگ کرد؟

به همت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه علامۀ طباطبایی

🌐 توضیحات بیشتر و دریافت فایل صوتی

🌾 @ATU_PS
🌾 @Sedanet
🌾 @DrMahmoudi7
🍁 وبینار «اقتصاد چرخشی در مدیریت پسماند»

به همت «انجمن علمی دوست‌داران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف» و با ارائه دکتر #ابوعلی_گلزاری در ۶ آذر ۹۹ برگزار شد که در آن به بررسی ابعاد اقتصادی مدیریت پسماند در صنعت (به ویژه از دیدگاه اقتصاد چرخشی) پرداخته شد.

🔅یکی از جدیدترین شاخه‌های علم اقتصاد، اقتصاد چرخشی است که منشا آن اقتصاد محیط‌زیست می‌باشد و عبارت است از یک نظام اقتصادی که هدف آن کمینه کردن ضایعات و بیشترین استفاده از منابع است. اقتصاد چرخشی در مقابل مفهوم اقتصاد خطی قرار دارد که در آن مدل تولید به صورت «دریافت مواد اولیه، تولید و دور انداختن» است. جایی که در آن منابع اولیه نهایتا یا مصرف می‌شوند یا دور ریخته می‌شوند و محیط زیست آسیب جدی می‌بیند.

🔅اقتصاد چرخشی، جایگزینی مناسب و پایدار برای اقتصاد خطی است که برخی از کشورها و بسیاری از بنگاه‌‌های تولیدی و تجاری- بازرگانی کشورهای توسعه یافته، مطالعات و فعالیت‌‌های گسترد‌‌ه‌ای را در این زمینه شروع کرده‌‌اند. اقتصاد چرخشی در سراسر جهان به عنوان شیو‌‌ه‌ای برای افزایش غلبه بر مدل‌‌های تولید و مصرف فعلی بر اساس رشد مداوم اقتصادی و افزایش توانایی منابع تولیدی است که با ترویج پذیرش الگوهای بسته تولید درون نظام اقتصادی چرخشی، با هدف افزایش بهره‌‌وری، منابع تولیدی و حفظ ‌‌محیط‌زیست را همزمان مورد توجه قرار می‌‌دهد.

🌐 دریافت فیلم و اسلاید‌ها

🌾 @Sharif_gs
🌾 @Sedanet
🍁وبینار در باب منش محافظه‌کار
👤 #عارف_عبادی

🔆اغلب از محافظه‌کاری -در کنار لیبرالیسم و سوسیالیسم- به عنوان یکی از سه ایدئولوژی‌ عمده قرن بیستم نام می‌برند. بسیاری در توصیف محافظه‌کاری ویژگی‌هایی همچون حفظ نظم موجود، بیزاری از تغییر و منفعل بودن در برابر شرایط را بر می‌شمرند. جان استوارت میل حزب محافظه‌کار را «حزب آدم‌های احمق» می‌خواند و جان هرن‌شا، تاریخ‌نگار شهیر انگلیسی، می‌گفت «برای محافظه‌کار بودن کافی است کسی بنشیند و فکر کند، یا حتی فقط بنشیند». علی‌رغم این شیوه برخورد با محافظه‌کاری به عنوان یک ایدئولوژی، محافظه‌کاران معتقدند دیدگاه‌های آنان یک «ایدئولوژی» نیست.

🔆اگر منظور از ایدئولوژی یک نظام جامع مفهومی انتزاعی باشد که هدفش نه صرفاً تبیین جهان بلکه تغییر آن است، آن‌گاه نمی‌توان محافظه‌کاری را یک ایدئولوژی دانست. محافظه‌کاران با ایدئولوژی مخالفند زیرا بر این باورند که به دلیل انتزاعی بودن، ایدئولوژی‌ها قادر به نشان دادن پیچیدگی‌های و ظرافت‌های جهان حقیقی نیستند. به عبارت دیگر، از منظر محافظه‌کاران، یک ایدئولوژی ناتوان از ارائه‌ تصویری از جهان است بلکه آنچه در یک ایدئولوژی بیان می‌شود نوعی کاریکاتور است که واقعیت را به شکلی تحریف شده نمایان می‌کند. از نظر محافظه‌کاران، ایدئولوژی تمام پیچیدگی‌ها و زیبایی‌ها و غنای حیات بشر را به فرمول‌های سرد و بی‌رنگ تقلیل می‌دهد.

🔆محافظه‌کاران بر آنند که هیچ انتزاع و تعمیمی واقعی نیست، فقط خاص‌ها واقعی‌اند. فهم واقعیت متکثر و پیچیده جهان از نظر محافظه‌کاران در مقابل مواد و مصالح بی‌روح سیستم‌سازان و ایدئولوگ‌ها قرار دارد. برای محافظه‌کاران اهمیت ایدئولوژی در این است که بعضا در ایدئولوژی‌ها مواردی اهمیت می‌یابد که شاید تا پیش از آن نسبت به آن التفات چندانی وجود نداشته است. اما با این حال، هرگز نباید یک کاریکاتور را با تصویر واقعی که مملو از پیچیدگی و غموض است اشتباه گرفت. لذا، محافظه‌کاران به جای تمرکز بر فرمول‌های انتزاعی و کلی، بر روی عمل‌گرایی، انعطاف، سازگاری و خودانگیختگی تمرکز می‌کنند. از همین روست که محافظه‌کاری را می‌باید به عنوان نوعی منش و رفتار در نظر گرفت و نه یک ایدئولوژی.

🌐 دریافت فیلم، صوت و توضیحات کامل

🌾 @Sedanet
🍁 درس‌گفتارهای نگاهی به مقوله اعتماد اجتماعی
👤 #آذرخش_مکری | ۹ جلسه

چرا بعضی افراد زود اعتماد می‌کنند یا ساده‌لوح‌اند و بعضی سخت اعتماد می‌کنند یا بدبینند؟ چه می‌شود ما به افرادی اعتماد می‌کنیم و به افراد دیگری اعتماد نمی‌کنیم؟ آیا اعتماد فردی و اعتماد اجتماعی به تربیت خانوادگی بستگی دارد یا ژنتیکی است؟ آیا به هوش یا هورمون‌های مغزی ارتباط دارد؟ روانشناسی اعتماد چیست؟ اعتماد پایدار است یا سیال (از اول تا آخر عمر با انسان می‌ماند یا تغییر می‌کند)؟ آیا اعتماد مقوله اخلاقی/عقلانی است؟

🌐 دریافت فایل‌ها

@DrAzarakhshMokri
🌾 @Sedanet
🍁اقامت در کشوری توسعه یافته
✍️ #فردین_علیخواه

🔅هر ساله بر تعداد ایرانیانی که با قصد مهاجرت کشور را ترک می کنند افزوده می‌شود. بیشتر آنان از وضع موجود در کشور رضایتی ندارند و برای داشتن آینده‌ای بهتر این تصمیم سخت را می‌گیرند. عده‌ای از آنان با احساسی توأم با « بیزاری و تنفر» از کشور خود می‌روند و این بیزاری لزوما متوجه عرصه سیاست نیست، بلکه عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی را نیز دربرمی‌گیرد.

🔅به دلیل پذیرش مهاجرانی از سراسر دنیا، اکثر کشورهای مهاجرپذیر دارای تنوعات گستردۀ قومی، زبانی، دینی و فرهنگی‌اند. برای مثال اگر شما در جایی خانه‌ای اجاره کنید باید این انتظار را داشته باشید که همسایۀ دیوار به دیوار شما کامبوجی، افغان، بنگلادشی، نیجریه‌ای و یا مردمانی از کشور سوریه باشند.

🔅کم نیستند ایرانیانی که وقتی وارد کشورهای مهاجرپذیر می‌شوند از دیدن ملیت‌های غیراروپایی، غیرسفیدپوست، غیربلوند، غیرچشم‌آبی و غیربلندقد جا می‌خورند و حس بدی به سراغ‌شان می‌آید. گویی با پدیده‌ای مواجه شده‌اند که اصلا انتظارش را نداشتند. برای مثال وقتی در این کشورها با فردی مواجه می‌شوند که بسیار بر حفظ حلال و حرام حساسیت نشان می‌دهد؛ جا می‌خورند. نکته آن است که بسیاری از ایرانیان از آنچه در ایران دیده‌اند و تجربه کرده‌اند می‌گریزند و در مقابلِ خود انتظار یک جامعه اروپایی یکدست را دارند. آنان به هیچ وجه انتظار ندارند که با مردمانی برخورد کنند که مشابه آنان را در ایران کم و بیش دیده‌اند.

🔅اصلا نباید تصور کرد که زندگی در یک جامعۀ مهاجرپذیر و دارای تنوعات فرهنگی گسترده؛ آسان است. ما تصور می‌کنیم که توانایی زندگی در کشورهای آزاد و دارای تنوعات قومی، فرهنگی و دینی مختلف را داریم. ولی آیا واقعا این چنین است؟ هموطنانی که ساکن کشورهای اروپایی هستید. تاکنون چند بار پیش آمده است که به سایر ملیت‌ها صرفا به خاطر ظاهرشان و همچنین کلیشه‌هایی که از قبل در ذهن داشته‌اید با تنفر نگاه کنید؟

🔅زندگی در جامعۀ چندفرهنگی نیازمند داشتن نگرش و مهارت‌های ارتباطی خاصی است. روشن است که این مهارت‌ها یک شبه به وجود نمی‌آید و در طول فرایند اجتماعی‌شدن توسط نهادهای اجتماعی همچون مدرسه، خانواده و رسانه‌های جمعی به افراد منتقل می‌شود. در کشورهای توسعه یافته به طرق مختلف به کودکان می‌آموزند که نباید نژادپرست و یا قوم‌ و خویش‌گرا باشند. باید بیاموزند که به عقاید مخالفان خود توهین نکنند. باید به پیروان همه ادیان احترام بگذارند. آنان تا به این حد کودکانشان را آموزش می‌دهند و باز گهگاه رگه‌هایی از نژادپرستی خفیف در رفتار برخی از آنان بروز می‌یابد. ولی ما چقدر چنین صفاتی را به کودکانمان می‌آموزیم؟

🔅در ایران به ما یاد داده‌اند که فقط باید به عقاید بعضی‌ها احترام گذاشت. نهادهای رسمی ما به ما یاد داده‌اند که «ما» حق و دیگران باطل‌اند! ما با این روحیه به خارج از کشور کوچ می‌کنیم. سخن آن است که متأسفانه در ایران، نهادهای اجتماعی افراد را نه برای زندگی در جامعه‌ای با تنوعات فرهنگی؛ که برای زندگی در جامعه‌ای یکدست تربیت می‌کنند. در واقع پیش‌فرض نهادهای اجتماعی ما آن است که این افراد قرار است در جامعه‌ای زندگی کنند که همه مردم آن مسلمان و تنها دارای یک سبک زندگی هستند. از طرف دیگر ما از نظر روان‌شناسی اجتماعی هم ویژگی‌های خاص خود را داریم که سیاه و سفید دیدن امور یکی از آنهاست. از نظر ما آدم‌ها یا عاقل‌اند و یا بی‌شعور. آدم کم‌شعور نداریم. از نظر ما آدم‌ها یا با فرهنگ‌اند و یا بی‌فرهنگ. آدم کم‌فرهنگ نداریم. در نتیجه ما جهان را همواره دوقطبی می‌بینیم.

🔅به هیچ وجه تصور نشود که چون در ایران شخصیتی دموکراتیک داشته‌اید و به آزادی‌های فردی معتقد بوده‌اید در کشورهای مهاجرپذیر همه چیز برایتان به آسانی قابل پذیرش و قابل هضم خواهد بود. شما در این خصوص امکان آزمون خودتان را نداشته‌اید. زندگی در جامعۀ چند‌فرهنگی نیاز به مهارت‌های دیگری دارد. انعطاف‌پذیری، توانایی دگرپذیری، مدارای اجتماعی، پرهیز از قضاوت‌های سریع، و اجتناب از قضاوت‌های مبتنی بر کلیشه‌های از پیش شکل‌گرفته از آن جمله‌اند.

🔅فقط به دنبال آن نباشید که بدانید با داشتن چه شرایطی می‌توان اقامت یک کشور توسعه یافته را به دست آورد. گاهی اوقات از خودمان سوال کنیم که آیا من از نظر مهارت‌های اجتماعی شایستگی زندگی در یک جامعۀ چندفرهنگی و متکثر را دارم؟ دقیقا به دلیل فقدان چنین مهارت‌هایی است که برخی از ایرانیان با ورود به این کشورها و با دیدن خاورمیانه‌ای‌هایی که با لباس‌های محلی‌شان در خیابان‌های شهرهای آلمان، هلند یا سوئد تردد می‌کنند حالشان بد و خشمگین می‌شوند و از خودشان می‌پرسند: «آخه اینا اینجا چکار می کنن؟»

🌾 @fardinalikhah
🌾 @Sedanet
🍁 جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مدنی مسالمت آمیز
✍️ #آرش_نراقی

🔅پرسش اصلی من در این نوشتار این است: آیا در یک جنبش مدنی مسالمت آمیز، مردمانی که قربانی خشونت و سرکوب هستند اخلاقاً مجازند که متقابلاً از خشونت به مثابه روشی برای تحقق اهداف جنبش خود بهره بجویند؟

🔅در اینجا مقصود من از “خشونت” مجموعه رفتارهایی است که انسانها برای آسیب رساندن به انسانهای دیگر انجام می دهند. این آسیبها غالباً از جنس آسیب‌های فیزیکی است. رفتارهای خشونت آمیز غالباً به ایجاد درد و جراحت جسمانی و حتّی مرگ طرف مقابل می انجامد و گاهی نیز به ویرانی اشیا و موجوداتی منجر می شود که برای طرف مقابل مهم و ارزشمند است. در پاره ای موارد هم البته خشونت می تواند در شکل آسیب‌های روانی آشکار شود.

🌐 متن کامل این مقاله

🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🍁 چیستی و چرایی فلسفه و روان‍شناسی وجودی در گفتگوی #هدایت_علوی‌تبار و #محمدرضا_سرگلزایی

منتشر شده در کتاب ماهنامه سپیده دانایی ـ شماره ۱۲۵ و ۱۲۶ ـ بهمن و اسفند

🔅 چندی است مبحثی به نام فلسفه و روان شناسی وجودی در فضای علمی ایران مطرح شده است. به همین بهانه فرصتی شد تا درباره ی چیستی و چرایی فلسفه و روان شناسی وجودی، میزگردی با حضور دکتر هدایت علوی تبار (استاد گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی) و دکتر محمدرضا سرگلزایی (روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد) برگزار کنیم. این دو اندیشمند محترم که سال هاست در حوزه ی فلسفه و روان شناسی وجودی تحقیق و مطالعه کرده اند، در این میزگرد دغدغه هایی را بیان می کنند که احتمالاً تاکنون در فضای رسانه ای ایران مطرح نشده است. دغدغه هایی مانند فرار جامعه ی ایران به سمت بحث های فلسفی و وجودی که یکی از علل مهم علاقه ی شدید جامعه ی کتابخوان به آثار نویسندگانی مانند اروین یالوم است.

🌐 خواندن متن کامل

@Sepidehdanaei
@Drsargolzaei
🌾 @Sedanet
🍁سلسله نشست‌های تخصصی با موضوع فلسفه اخلاق به همت دانشگاه مفید به مناسبت روز جهانی فلسفه در پاییز ۹۹

🔹 فلسفه اخلاق در یونان
👤 سیدابراهیم موسوی

🔹جایگاه نظریه اعتباریات علامه در فلسفه اخلاق
👤مسعود ادیب

🔹نسبت اخلاق و حقوق بشر
👤سیدمسعود موسوی

🔹فلسفه اخلاق معاصر
👤ابوالقاسم فنائی

🌐 دریافت فیلم و صوت

@publicmofid
🌾 @Sedanet
🍁 آتوریته دینی و اخلاقی در گفتگوی صدانت با نعیمه پورمحمدی

🔅آیا برای داشتن باورها به طور کلی و باورهای دینی و اخلاقی به جای تکیه بر استدلال مستقیم، میتوانیم به شخصیت دیگران تکیه کنیم؟ آیا اتکاء بر شخصیت دیگران برای پذیرش یا وازنش باورها با خودآیینی آدمی سازگار است؟ آیا به آتوریته گرفتن شخص یا اشخاصی در ساحت باورها، عواطف و اعمال امری معقول است یا خیر؟ در گفتگوی صدانت با #نعیمه_پورمحمدی با عنوان «آتوریته دینی و اخلاقی» و به میزبانی امید کشمیری سعی می‌شود با استشهاد از تدقیقات و بصیرت‌های معرفت‌شناس و فیلسوف دین و اخلاق معاصر لیندا زاگزبسکی پاسخ‌هایی که می‌توان به پرسش‌های مذکور داد، تبیین و تحلیل شود.

🌐 فیلم و صوت این گفتگو

🌾 @Sedanet
❄️ گفتگوهایی دربارهٔ نقد گروهی از لیبرال‌های ایرانی

🔅انتشار یک یادداشت در نقد بخشی از لیبرال‌های ایرانی و یک جستار در دفاع از سیاست‌های سوسیال‌دموکراتیک و لیبرالیسم برابری‌خواه توسط محمدرضا جلائی‌پور به انتشار نقدها و پاسخ‌هایی انجامید که ضمن آن نکاتی شنیدنی دربارهٔ انواع لیبرالیسم، انواع عدالت‌گرایی، سوسیال‌دمکراسی، لیبرال‌دموکراسی و لیبرتارینیسم انجامید. صدانت در ادامه تعدادی از نقدها و پاسخ‌های منتشرشده را در ادامه در یک بسته تقدیم می‌کند.

🌐 مشاهده در صدانت

@Jalaeipour
@Ali_sarzaeem
@Mardihamorteza
@EghtesadZendegi
🌾 @Sedanet
❄️ چرا باید شیوه‌ی برخورد با مسائل فلسفی را تغییر دهیم؟

به بهانه‌ی انتشار متن سه‌زبانه دو اثر فلسفی مهم قرن بیستم: «رساله منطقی- فلسفی» و «تحقیقات فلسفی» اثر لودویگ ویتگنشتاین، ترجمه‌ی دکتر مالک حسینی

✍️ مژگان خلیلی

🔅جای خالیِ ترجمه‌های تخصصیِ مجموع آثار ویتگنشتاین در قفسه‌های‌مان، در حالی در نیمه‌ی پایانی سال ۹۹، در حال پر شدن هستند که احتیاج داریم برای زیستن در عصری نو آماده شویم و یکی از اساسی‌ترین نیازهای حال حاضر ما، به دست آوردن مهارتِ دستگیری از فلسفه‌ورزی برای پیدا کردنِ روایتی خلّاق، از زندگی موجود است. روایتی‌که به ما تجربه‌ی برآمدن از پسِ دشواری‌های کنونی را ببخشد و با آن بتوانیم از بحران خروج کنیم. فلسفه‌ی ویتگنشتاین، راهی است گشوده و هموار برای دسترسی به چنین مسیر موثری و برای محققان، گامی بلندِ رو به جلو برای حل مسائل عمیق زندگی‌ داده شده‌ی فعلی از طریق فلسفه‌ورزی. به همین دلیل به نظرم این آثار به‌تنهایی می‌توانند میانگین امیدمان را در پیوندی تازه با جهانی نو و رونق‌گرفتن فلسفه‌ورزی در فضای زندگی، دو برابر کنند...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
🌾 @Simiagari
❄️ کاپیتالیسم در گفتگوی صدانت با محمد ماشین‌چیان

🔅پیرو سلسله جلساتی که پیرامون فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی داشتیم، این بار در موضوع کاپیتالیسم میزبان آقای محمد ماشین‌چیان بودیم. محمد ماشین‌چیان که در این سال‌ها از مدافعان جدی اقتصاد بازار و کاپیتالیسم بوده، پژوهشگر اقتصادی، سردبیر سایت بورژوا، مسئول بخش اقتصاد سیاسی مجله سیاست‌نامه و همچنین مترجم کتاب‌های «عقل معاش»، «تجارت آزاد»، «سوسیالیسم ایده شکست‌خورده‌ای که هرگز نمی‌میرد» است و کتابی در دست ترجمه به نام «مدارا فضیلت لیبرال» دارد.

🔅در جلسه نخست او تلاش می‌کند نگاهی تاریخی به کاپیتالیسم داشته باشد و در ادامه توضیحی درباره اخلاق بورژوا که به زعم او محور اصلی کاپیتالیسم است می‌دهد. و سپس به برخی سوءتفاهماتی که درباره کاپیتالیسم وجود دارد پاسخ می‌دهد.

🔅نشست دوم اما پرسش و پاسخ پیرامون کاپیتالیسم بود. در این نشست تا جایی که امکان داشت سوالاتی پیرامون نظام قیمت‌ها، دولت رفاه، نابرابری، اقتصاد ایران و مالکیت اجتماعی و مسائل دیگر مطرح شد.

🌐 دریافت صوت و فیلم دو جلسه

🌾 @Sedanet
🌾 @bourgeois_ir
❄️ چرا باید رمان بخوانیم؟
رابطه بین ادبیات و اخلاق
✍️ #وحید_حلاج

🔅سوال هایی از قبیل چرا باید کتاب بخوانیم؟ چرا باید فلسفه بخوانیم؟ چرا باید رمان بخوانیم؟ آنقدر تکراری و کلیشه‌ای‌اند که شاید بهتر باشد به تبع محسن نامجو بگوییم «از این تکراری تر ممکن است؟.» هر سایت، کتاب، نشریه، و کانال مربوط به فلسفه و فرهنگ را بگردید مطلبی درباره این سوالات پیدا می‌کنید و نویسنده‌ای که سعی کرده تا پاسخی بدهد. من هم در این نوشته کوتاه می خواهم ببینم چرا باید رمان بخوانیم یا به بیان دقیق تر چرا باید رمان/داستان/ زندگی‌نامه بخوانیم؟.

🔅بعید می‌دانم کسی با فضای فلسفه و مخصوصا فلسفه اخلاق آشنا باشد و چیزی از قاعده طلایی اخلاق نداند. قاعده طلایی دو خوانش سلبی و ایجابی دارد. خوانش سلبی آن به بیان ساده می‌شود: با دیگران چنان نکن که خودت دوست نداری در همان شرایط با تو چنان کنند. و خوانش ایجابی آن به بیان ساده می‌شود: با دیگران چنان کن که دوست داری در همان شرایط با تو چنان کنند. تدقیق این بحث و بازکردن ظرایف آن، موضوع این نوشته نیست اما نکته‌ای که مشخص است، هر دو خوانش این قاعده نوعی جای‌گذاری خود با دیگری را توصیه می‌کنند. یعنی تو باید خودت را جای آن دیگری بگذاری و بتوانی شرایط او را مد نظر آوری و بعد ببینی که اگر خودت در آن شرایط قرار داشتی دوست داشتی چه معامله‌ای با تو بشود همان معامله را با دیگری انجام بده.

🔅آیریس مرداک، فیلسوف اخلاق معاصر، در کتاب سیطره خیر بر هنر به عنوان راهی به سوی اخلاقی بودن تاکید می‌کند. از نظر مرداک، هنر توهم زداست، و دشمن بزرگ اخلاقی زیستنْ توهم شخصی است به این معنا که فقط شخص را در برابر خودش برجسته می‌کند و مانع از دیدن آن‌چه در بیرون اوست می‌شود. از نظر او برای اخلاقی‌بودن در رابطه با دیگران باید «خود» در میان نباشد و هنر زمینه‌ای فراهم می‌کند تا ما زیبایی‌های بیرون را ببینیم و از این جهت هنر شبیه اخلاق است.

🔅به نظر می رسد که همین داوری را می‌توان درباره ادبیات هم کرد. مصطفی ملکیان در سخنرانی سال ۹۴ خود در نشستی با موضوع هنر و صلح به این وجه ادبیات اشاره کرده است. از نظر او «انسان‌ها هرچه تخیل بیشتری داشته باشند، هنرمندترند. برای اخلاقی زیستن باید قدرت تخیل بالا باشد.»

🔅تخیل عنصر لازم برای زیست اخلاقی است؛ از این جهت که کمک می‌کند تا شخص بتواند شرایط «دیگری» را تصور کند که خودش در آن قرار ندارد و «دیگری» دچار آن شرایط است. اما قوه تخیل در همه آدمیان یکسان نیست. معمولا نویسندگان داستان از قوه تخیل بالاتری برخوردارند که در داستان‌هایشان نمود پیدا می‌کند. مثلا اورحان پاموک، نویسنده معاصر ترکیه‌ای، در کتاب استانبول، خاطرات و شهر سرگذشت زندگی خود را از کودکی تا بزرگسالی که با استانبول در هم تنیده شده است روایت می‌کند.

🔅در روانشناسی رشد اصطلاحی وجود دارد با عنوان «فراموشی کودکانه (infantile amnesia)» که در آن مطالعات بالینی نشان می‌دهد کسانی که به بزرگسالی می‌رسند معمولا خاطرات پیش از پنج سالگی خود را به یاد نمی‌آورند. اما جالب این‌جاست که پاموک چندین صفحه از کتاب فوق‌الذکر را به خاطرات چهار سالگی و کوچکتر اختصاص داده و چنان با مهارت و زیبایی آن را به تصویر کشیده که خواننده خود را جای کودک می‌گذارد و با فراز و نشیب زندگی او همراه می‌شود. پاموک در کودکی، چنان که خود روایت کرده، کودکی به شدت خیال‌پرداز است و در خیال خود اورحان دیگری را در جای دیگری از شهر تصور می‌کند، یا در حالی که در اتاق نشیمن نشسته خود را در اقیانوسی تصور می‌کند که فرش اتاق، آب اقیانوس است و مبل و میز، قایق‌ها و کشتی‌های آن. این روایات از دو حال خارج نیست یا پاموک واقعا آن رویدادها را به یاد می‌آورد، پس از کودکی قوه تخیلی قوی داشته یا آن وقایع را کاملا به یاد نمی‌آورد و بخشی از آن را تخیل کرده که باز هم نشان‌دهنده قوه تخیل قوی اوست.

🔅به هر حال آنچه واضح است نویسنده‌ای که توانسته داستانی در خور بنویسد، مخصوصا داستان مدرن که بیشتر به درونیات انسان می‌پردازد و معمولا از دید اول شخص روایت می شود، قوه تخیلی قوی دارد و خواننده با خواندن داستان و روایت‌ها و حتی سرگذشت‌ها می‌تواند خود را در جایگاه شخصیت‌های داستان قرار دهد و از این طریق گامی به سوی اخلاقی‌شدن بردارد.

🔅حال به سوال ابتدای یادداشت بر می‌گردم: چرا باید رمان خواند؟ ما برای اخلاقی‌زیستن نیاز به قراردادن خود در جای «دیگری» داریم و این کار نیاز به قوه تخیل دارد. رمان و داستان می‌تواند قوه تخیل ما را نسبت به درک جایگاه «دیگری» پرورش دهد پس: خواندن رمان می‌تواند به اخلاقی‌تر‌زیستن ما یاری نماید.

🌾 @soofar_channel
🌾 @Sedanet
❄️ پیش‌نقدی به بحث دین و قدرت دکتر سروش
✍️ #فرهاد_شفتی

اندیشمند گرامی، دکتر سروش، در دو سخنرانی اخیرشان (شنیدن سخنرانی اول – دوم) در نشست‌های سرای گفت و شنود درباره‌ی آخرین دیدگاهشان از دین و ارتباط آن با قدرت صحبت و بحث کردند. در زمان نوشتن این مطلب هر دو گفتار ایشان در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند. در این نوشتار کوتاه، نکاتی را درباره‌ی برخی مطالب بیان شده در این دو گفتار مطرح کرده‌ام...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
❄️ مجموعه جلسات الهیات استعاری از حسین دباغ

🔅سخن گفتن از‌ خدا یا با‌ خدا به چه درد می خورد؟ در مجموعه جلسات الهیات استعاری از #حسین_دباغ در می‌یابیم که هرکس نحوه سخن گفتن خود با خدا را بشناسد خود را بهتر خواهد شناخت. اما چگونه چنین امری میسر میشود؟

🔅استعاره ها که کار رویا را در زبان می کنند کمک حال ما خواهند بود تا از طریق خداسرایی (god-talk) نقبی به احوال درون خود بزنیم و از آن خبر بگیریم. استعاره ها، بمثابه ابزاری در روانشناسی زبان، می توانند وجود پنهان و مخفی ما را عیان و آشکارتر کنند. عموم استعاره‌هایی که پیامبران درباره خداوند به کار برده اند محصول فرهنگ و تربیتی است که در آن رشد یافته‌اند و در جان آنان نفوذ کرده است. ما نیز همچون پیامبران با استعاره های خود خدا و جهان خود را می سازیم:
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست

🌐 مشاهده و دانلود صوت و فیلم جلسات

@Hossein_dabbagh
@Bonyadtowhid
@SchoolofRumi
🌾 @Sedanet
❄️ وبینار درباره‌ی «نابرابری»
👤
#شهرام_اتفاق | ۱۴ دی ۱۳۹۹

🔅در این وبینار فرصتی فراهم شد تا چنین پرسش‎های دربارۀ «نابرابری» مطرح شود: نابرابری چیست و انواع آن کدام است؟ منشاء و دلایل نابرابری چیست؟ نابرابری اقتصادی از کجا سرچشمه می‏گیرد؟ عدالت توزیعی یا بازتوزیع چیست و چگونه قرار است تا نابرابری را به برابری مبدل سازد؟ مخالفان عدالت توزیعی چه می‎گویند و چرا با این شیوه مخالف هستند؟ آیا برابری منجر به رفاه می‏شود؟ چه ارتباطی میان نظریه‎های عدالت و مسئله بازتوزیع برقرار است؟ دعاوی مربوط به نابرابری محیط زیستی کدامند؟ و مواردی از این دست . . .

🔅سپس در مجالی به غایت کوتاه، پاسخ‎هایی در برابر این پرسش‎ها قرار گرفت تا از رهگذر چنین پرس و جویی، از منظری دیگر دربارۀ «نابرابری» سخن گفته شود.

🌐 فیلم،صوت، اسلایدها و توضیحات بیشتر

@BoomrangInstitute
🌾 @Sedanet
❄️ تاملاتی روش شناسانه بر نظریه دین و قدرت دکتر سروش
✍️ علیرضا رئیسی

🔅یکی از عمده ترین مشکلات روش شناختی سروش نادیده گرفتن بحثهای موجود در موضوع مورد مطالعه است. تحقیق و مطالعه روشمند امروزین با دوره مقالات و کتابهای موجود در موضوع مورد مطالعه شروع میشود. تا جایگاه بحث درجغرافیای نظریات موجود و نوآوری آن مشخص شود. اما سروش عمدتا مباحث گسترده ایی که اخیرا در موضوعات مورد بحث شکل گرفته را عمدا یا سهوا نادیده میگیرد. به عنوان نمونه مبحث حق و تکلیف در حوزه های مختلف مانند حقوق بشر و تحت عنوان جهانشمولی یا نسبیت حقوق بشرمورد بحث قرار گرفته است، اما این مباحث جاری معمولا در نوشته های ایشان غائب است. در موارد نادری-که معمولا معدودی از روشنفکران عرب را شامل میشود- سروش به مباحث جاری اشاراتی میکند ولی با ارجاع دادن میانه ایی ندارد، که یادآور کتابهای قدما میابشد. در پاره ایی موارد اساسا سروش هیچ اشاره ایی به مباحث جاری در این حوزه ندارد، گویی که هیچ اطلاعی از این مباحث نداشته و حتی برای بررسی آنها تلاشی نکرده است. به عنوان مثال سروش در سخنرانی "نئولیبرالیسم مسلح" مباحث متعددی را در حوزه روابط بین الملل مطرح میکند بی آنکه حتی نگاهی به نظریه های موجود در این حوزه داشته باشد. این سخنرانی که میتوان آنرا نوعی دور برگردان از نظریات گذشته ایشان نظیر مباحث ایشان با رضا داوری در کیهان فرهنگی دانست بیشتر به بیانیه های فعالان سیاسی-فرهنگی دهه چهل و پنجاه شمسی می ماند، تا نظراتی که روشنفکران و استادان علوم انسانی امروزه در سخنرانی های خود ارائه میدهند. در ادامه تلاش میکنم تا این مشکل روش شناختی را در مورد نظرات اخیر ایشان در مورد دین و قدرت مورد بررسی دقیق تر انجام دهم.

🔅همانطور که سروش در سخنرانی اخیر خود اشاره میکند مهمترین جرقه این ایده از علائق ایشان به عرفان اسلامی و تفاوت مفهوم خشیت با عشق عارفانه در رابطه خالق و مخلوق شکل گرفته است. ایشان رابطه خالق و مخلوق در قرآن را مبتنی بر خشیت میدانند و رابطه عاشقانه انسان و خدا در کلام عارفان اسلامی را حاصل نوآوری های عرفا در جهت تلطیف این رابطه میدانند. در زمینه ریشه های عرفان اسلامی و تحولات و بده بستانهای سنت عرفان اسلامی با عرفانهای شرقی و غربی در نیم قرن اخیر صدها مقاله و کتاب توسط اندیشمندان اسلامی و غربی منتشر شده است که حتی برخی از آنها مانند اثر ماندگار ایزوتسو در مقایسه تطبیقی عرفان اسلامی و شرقی به فارسی هم ترجمه شده است. دایره المعارفهای معتبر مدخل هایی در این خصوص منتشر کرده اند. سروش با این مباحث آشنایی دارد. اما بجز موارد نادری یکسره آنها را نادیده میگیرد. سروش هیچ گاه نسبت دیدگاه خود با نظرات موجود را روشن نمیکند. اساسا مشخص نیست که دیدگاههای ایشان نظریه های عالمانه است یا خطابه هایی برای مریدان و مخاطب عامه؟ حتی برخی اندیشمندان این مباحث را مدون تر برای مخاطب عامه تبیین کرده اند به عنوان مثال استاد زرین کوب بحث ریشه های قرآنی عرفان اسلامی را برای عامه نیز تبیین کرده و عرفان را امتداد آموزه های قرآنی چون آیه "واذکر اسم ربک وتبتل الیه تبتیلا" میدانستند. ولی مشخص نیست نطریات اخیر سروش برای مخاطبه عامه چه ارمغانی دارد...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet