☀️ یادگیری، آگاهیرسانی و مطالبهی حقوق مردم
گفتگوی دیدارنیوز با #محسن_برهانی
آگاهی داشتن مردم از حقوق خودشان از وظایف حکومت است، حکومت باید این بستر را جهت آگاهی سازی حقوقی مردم داشته باشد، اما به نظر میرسد که در رسانههای رسمی چنین دغدغهای وجود ندارد و خیلی از مردم تلقی شان این است که اساسا در برابر حاکمیت هیچ حقی ندارند و گویا آن مناسباتی که از ابتدای تشکیل دولت مدرن در ابتدای هزار و سیصد در ایران بود نسبتی که بین مردم و آن پاسبان و آژان و کسی که در آن منطقه میخواست امنیت را برقرار کند مردم تسلیم محض او بودند ظاهرا این تلقی اجتماعی هنوز وجود دارد و این گونه نیست که هر کسی حق داشته باشد مردم را دستگیر کند و هر کسی حق داشته باشد وارد حریم خصوصی مردم شود و از او سوال بپرسد و تماس بگیرد بیایید و مردم را احضار کند و وارد حریم خصوصی شدن مردم را نداریم، این کارها فقط با اجرای مراجع قضایی شکل میگیرد، بسیار به صورت خاصی این اتفاق میافتد، اما گویا این تلقی اجتماعی بود که مانند این که همه حق دارند توقیف کنند و پلمپ کنند و بگویند بیایید و تعهد بدهید که ما چنین چیزی را در حقوق و قانون نداریم...
🌐 برای مشاهده فیلم گفتگو به همراه متن کامل آن اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnews1
🌾 @didarnewsir
🌾 @m_borhani57
گفتگوی دیدارنیوز با #محسن_برهانی
آگاهی داشتن مردم از حقوق خودشان از وظایف حکومت است، حکومت باید این بستر را جهت آگاهی سازی حقوقی مردم داشته باشد، اما به نظر میرسد که در رسانههای رسمی چنین دغدغهای وجود ندارد و خیلی از مردم تلقی شان این است که اساسا در برابر حاکمیت هیچ حقی ندارند و گویا آن مناسباتی که از ابتدای تشکیل دولت مدرن در ابتدای هزار و سیصد در ایران بود نسبتی که بین مردم و آن پاسبان و آژان و کسی که در آن منطقه میخواست امنیت را برقرار کند مردم تسلیم محض او بودند ظاهرا این تلقی اجتماعی هنوز وجود دارد و این گونه نیست که هر کسی حق داشته باشد مردم را دستگیر کند و هر کسی حق داشته باشد وارد حریم خصوصی مردم شود و از او سوال بپرسد و تماس بگیرد بیایید و مردم را احضار کند و وارد حریم خصوصی شدن مردم را نداریم، این کارها فقط با اجرای مراجع قضایی شکل میگیرد، بسیار به صورت خاصی این اتفاق میافتد، اما گویا این تلقی اجتماعی بود که مانند این که همه حق دارند توقیف کنند و پلمپ کنند و بگویند بیایید و تعهد بدهید که ما چنین چیزی را در حقوق و قانون نداریم...
🌐 برای مشاهده فیلم گفتگو به همراه متن کامل آن اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnews1
🌾 @didarnewsir
🌾 @m_borhani57
صدانت
گفتگوی دیدارنیوز با محسن برهانی؛ یادگیری، آگاهیرسانی و مطالبهی حقوق مردم • صدانت
آگاهی داشتن مردم از حقوق خودشان از وظایف حکومت است اما به نظر میرسد که در رسانههای رسمی چنین دغدغهای وجود ندارد...
☀️ معرفی و بررسی کتاب اعتقاد بدون تعصب
نشستهای گفتار و اندیشه | جلسه ۶۷
پنجشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۲
نویسنده: پیتر برگر، آنتون زایدرولد
مترجم: محمود حبیبی
ناشر: انتشارات گمان
برگزارکننده: حزب اتحاد ملت ایران اسلامی | شعبه فارس
با اجرای محمدرضا کدیور
👤 سوالات پرسیده شده از #حسن_محدثی :
معرفی پیتر برگر و آثار او
کیفیت ترجمهی این کتاب؟
سخن اصلی نویسندگان از نظر شما به عنوان یک فرد خبره در جامعهشناسی مخصوصا جامعهشناسی دین چیست؟
این کتاب چه کمکی به یک ایرانی در دوران کنونی میکند؟
👤 سوالات پرسیده شده از #محمود_مقدسی :
تردید چه هست؟ و چه نیست؟
خاستگاه تردید چه هست و چگونه بوجود میآید؟
کارکرد این کتاب برای شما به عنوان پژوهشگر و مدرس فلسفه چه هست؟
محدودیتهای تردید چه هست؟
کارکرد تردید در زندگی فردی و اجتماعی چه هست؟
🌐 برای دریافت صوت و تصویر اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @gomanpub
🌾 @theworldasIsee
🌾 @Goftar_Andisheh
🌾 @NewHasanMohaddesi
نشستهای گفتار و اندیشه | جلسه ۶۷
پنجشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۲
نویسنده: پیتر برگر، آنتون زایدرولد
مترجم: محمود حبیبی
ناشر: انتشارات گمان
برگزارکننده: حزب اتحاد ملت ایران اسلامی | شعبه فارس
با اجرای محمدرضا کدیور
👤 سوالات پرسیده شده از #حسن_محدثی :
معرفی پیتر برگر و آثار او
کیفیت ترجمهی این کتاب؟
سخن اصلی نویسندگان از نظر شما به عنوان یک فرد خبره در جامعهشناسی مخصوصا جامعهشناسی دین چیست؟
این کتاب چه کمکی به یک ایرانی در دوران کنونی میکند؟
👤 سوالات پرسیده شده از #محمود_مقدسی :
تردید چه هست؟ و چه نیست؟
خاستگاه تردید چه هست و چگونه بوجود میآید؟
کارکرد این کتاب برای شما به عنوان پژوهشگر و مدرس فلسفه چه هست؟
محدودیتهای تردید چه هست؟
کارکرد تردید در زندگی فردی و اجتماعی چه هست؟
🌐 برای دریافت صوت و تصویر اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @gomanpub
🌾 @theworldasIsee
🌾 @Goftar_Andisheh
🌾 @NewHasanMohaddesi
3danet.net
معرفی و بررسی کتاب اعتقاد بدون تعصب با حضور حسن محدثی و محمود مقدسی
کتاب اعتقاد بدون تعصب (در ستایش تردید) نام اثری مشترک از پیتر برگر و آنتون زایدرولد است که موضوع اصلی آن ستایش «تردید» است...
☀️ معنویت در جهان بیمعنا
👤 مصاحبه امیر تاکی با #بیژن_عبدالکریمی
امیر تاکی- انسان همواره به دنبال پاسخ به چراییهای زندگی خود است. خواه این چراییها اساسی و ساختاری باشند و خواه جزئی و کمرنگ. چرایی «بودن» شاید اساسی ترینِ این چراییهاست و با پاسخ به این پرسش، «چه شدن» که همان هدف و غایت است، معنا مییابد. هدف، انگیزه و غایت حرکت انسان وابسته به دانستن و پی بردن به پاسخهایی است که برایش قانع کننده باشد. علاوه بر ایجاد هدف زندگی، این پاسخ اساسی، ارزشهای هر انسانی را تشکیل خواهد داد. در پرتو این ارزشها، چگونگی زیست او معین میشود. بنابراین در پرتو این پاسخ به چرایی بودن، هم سمت و سوی حرکت انسان مشخص شده و هم چگونگی و کیفیت زیست این حرکت هویدا میشود.
علاوه بر این دو، هویت انسان از منظر وجه اکتسابی آن نیز در گرو معنا یافتن او سامان مییابد. در واقع این هویت، همانند ریشه درختی است که تنه آن را که همان حرکت و هدف است، استوار ساخته است.
بنابراین سه مقوله هویت، هدف و ارزش، برخاسته از معنای «بودن» خواهد بود. در این صورت معناگرایی در انسان به یک دغدغه اساسی مبدل میشود. در مسیر یافتن این معنا، برخی عقل، علم و تجربه را کافی میدانند و بر اساس استدلالهای آن در پی پاسخدهی به این پرسشها هستند. برخی هم این ابزارهای ظاهری را مکفی نمیدانند و برای انسان شئون دیگری را که باطنی و روحانی است، در نظر میگیرند. در طول تاریخ این چالش همراه بشر بوده که «آیا دنیا در حقیقت همان چیزی است که با حواس ظاهری درک میکنیم یا دارای ذاتی متفاوت است که در دیده و درک ظاهری ما نمیگنجد؟»
در صورت پذیرفتن حقیقتی ورای ظاهر این عالم، درک باطن آن ابزارهای باطنی انسان را طلب میکند. پس صدای درون، الهام، وحی، شهود شخصی، رؤیا و... برجسته میشود .برای یافتن این حقیقت در طول تاریخ، انسانها در جوامع گوناگون به ادیان، مکاتب، رهبران، عرفانها و… مراجعه کردهاند.
هر فردی یافتن حقیقت را برای وجهی از زندگی خود دنبال کرده است. از رفع مشکلات جسمی و روانی گرفته تا دستیابی به زندگی موفق و آماده شدن برای زیست در دنیایی بعد از این دنیا و از دستیابی به زندگی مسالمتآمیز، اخلاقمدارانه و با آرامش، تا آنهایی که یافتن حقیقت را کشف درون خود و تعالی و رشد انسانیت خود پنداشتهاند.
اما در عصر جدید با توجه به سیطره علم و عقل بر زندگی عموم مردم جهان، تقابل عقلگرایی و معنویتگرایی یکی از چالشهای مهم این دوره است. همگرا کردن عقل و معنا از جمله کوششهای آنهایی است که زیست معناگرایانه را برای انسان بهترین شیوه زندگی میدانند.
در هر صورت چه بپذیریم که انسان معنوی باشیم و چه نپذیریم، این خودآگاهی درونی و آگاهی از جهان پیرامونی، ذهن آدمی را با پرسشهای گرانی مواجه می-سازد که خروجی چنین حالتی، پویایی و کاوشگری را برای انسان در بعد فردی و حتی در بعد اجتماعی پدید میآورد.
برای کسانی که به عالمی ورای عالم مادی معتقدند، خودآگاهی و تعالی فردی، اخلاق و منش انسانی و بسط دادن این حالت آگاهی و کشف حقایق پنهان، سبک زندگی فردی و اجتماعی را میطلبد که با تفکر و تفسیر مادیگرایانه از جهان، لزوما همسویی نخواهد داشت.
در این مصاحبه با جناب آقای دکتر بیژن عبدالکریمی، سعی شده است مبحث معنویت از وجوه مختلف فلسفی، اخلاقی، عقلانی و ... بررسی شود تا هم به چرایی-های عرصه معنا تلنگری زده باشیم و هم با در نظر گرفتن مقولههای اخلاقی و عقلانی، رابطههای میان این دو را واکاوی کنیم. قطعا نوع نگاه به موضوع معنویت در عصر جدید بسیار متفاوتتر از آن چیزی بوده که در سدههای گذشته شالوده یافته است. به همین منظور سعی شده است در این مصاحبه به زوایایی متناسب با چالشهای کنونی جوامع در حال تحول و توسعه در رابطه با حوزه معنا و معنویت، نگریسته شود.
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @bijanabdolkarimi
👤 مصاحبه امیر تاکی با #بیژن_عبدالکریمی
امیر تاکی- انسان همواره به دنبال پاسخ به چراییهای زندگی خود است. خواه این چراییها اساسی و ساختاری باشند و خواه جزئی و کمرنگ. چرایی «بودن» شاید اساسی ترینِ این چراییهاست و با پاسخ به این پرسش، «چه شدن» که همان هدف و غایت است، معنا مییابد. هدف، انگیزه و غایت حرکت انسان وابسته به دانستن و پی بردن به پاسخهایی است که برایش قانع کننده باشد. علاوه بر ایجاد هدف زندگی، این پاسخ اساسی، ارزشهای هر انسانی را تشکیل خواهد داد. در پرتو این ارزشها، چگونگی زیست او معین میشود. بنابراین در پرتو این پاسخ به چرایی بودن، هم سمت و سوی حرکت انسان مشخص شده و هم چگونگی و کیفیت زیست این حرکت هویدا میشود.
علاوه بر این دو، هویت انسان از منظر وجه اکتسابی آن نیز در گرو معنا یافتن او سامان مییابد. در واقع این هویت، همانند ریشه درختی است که تنه آن را که همان حرکت و هدف است، استوار ساخته است.
بنابراین سه مقوله هویت، هدف و ارزش، برخاسته از معنای «بودن» خواهد بود. در این صورت معناگرایی در انسان به یک دغدغه اساسی مبدل میشود. در مسیر یافتن این معنا، برخی عقل، علم و تجربه را کافی میدانند و بر اساس استدلالهای آن در پی پاسخدهی به این پرسشها هستند. برخی هم این ابزارهای ظاهری را مکفی نمیدانند و برای انسان شئون دیگری را که باطنی و روحانی است، در نظر میگیرند. در طول تاریخ این چالش همراه بشر بوده که «آیا دنیا در حقیقت همان چیزی است که با حواس ظاهری درک میکنیم یا دارای ذاتی متفاوت است که در دیده و درک ظاهری ما نمیگنجد؟»
در صورت پذیرفتن حقیقتی ورای ظاهر این عالم، درک باطن آن ابزارهای باطنی انسان را طلب میکند. پس صدای درون، الهام، وحی، شهود شخصی، رؤیا و... برجسته میشود .برای یافتن این حقیقت در طول تاریخ، انسانها در جوامع گوناگون به ادیان، مکاتب، رهبران، عرفانها و… مراجعه کردهاند.
هر فردی یافتن حقیقت را برای وجهی از زندگی خود دنبال کرده است. از رفع مشکلات جسمی و روانی گرفته تا دستیابی به زندگی موفق و آماده شدن برای زیست در دنیایی بعد از این دنیا و از دستیابی به زندگی مسالمتآمیز، اخلاقمدارانه و با آرامش، تا آنهایی که یافتن حقیقت را کشف درون خود و تعالی و رشد انسانیت خود پنداشتهاند.
اما در عصر جدید با توجه به سیطره علم و عقل بر زندگی عموم مردم جهان، تقابل عقلگرایی و معنویتگرایی یکی از چالشهای مهم این دوره است. همگرا کردن عقل و معنا از جمله کوششهای آنهایی است که زیست معناگرایانه را برای انسان بهترین شیوه زندگی میدانند.
در هر صورت چه بپذیریم که انسان معنوی باشیم و چه نپذیریم، این خودآگاهی درونی و آگاهی از جهان پیرامونی، ذهن آدمی را با پرسشهای گرانی مواجه می-سازد که خروجی چنین حالتی، پویایی و کاوشگری را برای انسان در بعد فردی و حتی در بعد اجتماعی پدید میآورد.
برای کسانی که به عالمی ورای عالم مادی معتقدند، خودآگاهی و تعالی فردی، اخلاق و منش انسانی و بسط دادن این حالت آگاهی و کشف حقایق پنهان، سبک زندگی فردی و اجتماعی را میطلبد که با تفکر و تفسیر مادیگرایانه از جهان، لزوما همسویی نخواهد داشت.
در این مصاحبه با جناب آقای دکتر بیژن عبدالکریمی، سعی شده است مبحث معنویت از وجوه مختلف فلسفی، اخلاقی، عقلانی و ... بررسی شود تا هم به چرایی-های عرصه معنا تلنگری زده باشیم و هم با در نظر گرفتن مقولههای اخلاقی و عقلانی، رابطههای میان این دو را واکاوی کنیم. قطعا نوع نگاه به موضوع معنویت در عصر جدید بسیار متفاوتتر از آن چیزی بوده که در سدههای گذشته شالوده یافته است. به همین منظور سعی شده است در این مصاحبه به زوایایی متناسب با چالشهای کنونی جوامع در حال تحول و توسعه در رابطه با حوزه معنا و معنویت، نگریسته شود.
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @bijanabdolkarimi
صدانت
معنویت در جهان بیمعنا؛ مصاحبه با بیژن عبدالکریمی • صدانت
در عصر جدید با توجه به سیطره علم و عقل بر زندگی عموم مردم جهان، تقابل عقلگرایی و معنویتگرایی یکی از چالشهای مهم این دوره است...
☀️ نسبت سنجی انواع خداناباوری با خداناباوری های دوستانه و غیردوستانه؛ با نگاهی به نظریه ویلیام رو
✍️ هادی حکیم شفایی
در این نوشتار، ابتدا مدل او را در تبیین مفهوم خداناباوریِ دوستانه و غیردوستانه به شرح زیر می آوریم و سپس با طرح سه نوع خداناباوری بر اساس منشاء باور، امکان و میزان گرایش هر یک از انواع خداناباوری به خداناباوری دوستانه و غیردوستانه را بررسی خواهیم نمود و فرضیه هایی ارائه خواهیم کرد.
طبق مدل ویلیام رو، خداناباوری را بر اساس درجه گشودگی آن به خداباوری می توان به سه دسته تقسیم نمود:
۱_ خداناباوری غیردوستانه unfriendly atheism
۲_ خداناباوری بی تفاوت indifferent atheism
۳_ خداناباوری دوستانه friendly atheism
خداباوری را هم بر اساس ویژگی ها و درجه سیطره ی خدا بر عالم، به دو دسته می توان تقسیم کرد:
۱_ خداباوری موسع broad theism
۲_ خداباوری مضیّق narrow theism
خداناباوری غیردوستانه، نوعی فهم از هستی است که هر گونه موجود قدسی و ماورایی را انکار می کند و باور به هر نوع مفهوم از خدا را ناموجه می داند.
خداناباوری بی تفاوت، بیشتر، یک وضعیت روانشناختی است که فرد متعلق به آن، میان خداناباوری دوستانه و خداناباوری غیردوستانه، موضع خاصی ندارد و بی تفاوت است.
خداناباوری دوستانه، نوعی فهم از هستی است که به وجود خدا باور ندارد اما در عین حال معتقد است نوع خاصی از خداباوری می تواند موجه باشد و باورمندان به نوع خاصی از خدا در باور خویش، صاحب مبنا هستند.
پس در این تقسیم بندی، تعبیر دوستانه یا غیردوستانه، ارتباطی به رفتار دوستانه یا غیردوستانه ندارد. یک فرد متعلق به خداناباوری غیردوستانه، می تواند بسیار اهل تساهل و تسامح و شکیبایی با خداباوران باشد...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @ReligionPhilosophyHumanRights
✍️ هادی حکیم شفایی
در این نوشتار، ابتدا مدل او را در تبیین مفهوم خداناباوریِ دوستانه و غیردوستانه به شرح زیر می آوریم و سپس با طرح سه نوع خداناباوری بر اساس منشاء باور، امکان و میزان گرایش هر یک از انواع خداناباوری به خداناباوری دوستانه و غیردوستانه را بررسی خواهیم نمود و فرضیه هایی ارائه خواهیم کرد.
طبق مدل ویلیام رو، خداناباوری را بر اساس درجه گشودگی آن به خداباوری می توان به سه دسته تقسیم نمود:
۱_ خداناباوری غیردوستانه unfriendly atheism
۲_ خداناباوری بی تفاوت indifferent atheism
۳_ خداناباوری دوستانه friendly atheism
خداباوری را هم بر اساس ویژگی ها و درجه سیطره ی خدا بر عالم، به دو دسته می توان تقسیم کرد:
۱_ خداباوری موسع broad theism
۲_ خداباوری مضیّق narrow theism
خداناباوری غیردوستانه، نوعی فهم از هستی است که هر گونه موجود قدسی و ماورایی را انکار می کند و باور به هر نوع مفهوم از خدا را ناموجه می داند.
خداناباوری بی تفاوت، بیشتر، یک وضعیت روانشناختی است که فرد متعلق به آن، میان خداناباوری دوستانه و خداناباوری غیردوستانه، موضع خاصی ندارد و بی تفاوت است.
خداناباوری دوستانه، نوعی فهم از هستی است که به وجود خدا باور ندارد اما در عین حال معتقد است نوع خاصی از خداباوری می تواند موجه باشد و باورمندان به نوع خاصی از خدا در باور خویش، صاحب مبنا هستند.
پس در این تقسیم بندی، تعبیر دوستانه یا غیردوستانه، ارتباطی به رفتار دوستانه یا غیردوستانه ندارد. یک فرد متعلق به خداناباوری غیردوستانه، می تواند بسیار اهل تساهل و تسامح و شکیبایی با خداباوران باشد...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @ReligionPhilosophyHumanRights
صدانت
نسبت سنجی انواع خداناباوری با خداناباوریهای دوستانه و غیردوستانه؛ با نگاهی به نظریه ویلیام رو • صدانت
ویلیام رو استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه پردو و متخصص فلسفه دین بود. کار او نقش پیشگامی در احیای قابل توجه فلسفه تحلیلی دین ایفا کرد...
🎥 درسگفتارهای خداباوری و خداناباوری، علم و دین در فلسفهٔ ویتگنشتاین
👤 زهیر باقری نوعپرست
نگرش ویتگنشتاین به خداباوری و خداناباوری با اغلب فیلسوفان متفاوت است و همچنین جایگاهی که او برای علم و دین در زندگی بشر قائل است با نگاههای رایج در مورد این دو پدیده تفاوتهای اساسی دارد. از این رو، اگر مایلید به شکلی کاملاً جدید و متفاوت به خدا، دین و علم بنگرید این درسگفتارها به شما توصیه میشود. در این جلسات به جایگاه دین،خدا و علم در فلسفهٔ ویتگنشتاین میپردازیم. این درسگفتارها بر مبنای کتابی است که به زبان انگلیسی نوشتهام و در دست چاپ است. این درسگفتارها به زبان انگلیسی است و زیرنویس فارسی دارند.
🌐 برای مشاهده فیلم جلسات اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @philosopherin
👤 زهیر باقری نوعپرست
نگرش ویتگنشتاین به خداباوری و خداناباوری با اغلب فیلسوفان متفاوت است و همچنین جایگاهی که او برای علم و دین در زندگی بشر قائل است با نگاههای رایج در مورد این دو پدیده تفاوتهای اساسی دارد. از این رو، اگر مایلید به شکلی کاملاً جدید و متفاوت به خدا، دین و علم بنگرید این درسگفتارها به شما توصیه میشود. در این جلسات به جایگاه دین،خدا و علم در فلسفهٔ ویتگنشتاین میپردازیم. این درسگفتارها بر مبنای کتابی است که به زبان انگلیسی نوشتهام و در دست چاپ است. این درسگفتارها به زبان انگلیسی است و زیرنویس فارسی دارند.
🌐 برای مشاهده فیلم جلسات اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @philosopherin
صدانت
درسگفتارهای خداباوری و خداناباوری، علم و دین در فلسفهٔ ویتگنشتاین از زهیر باقری نوعپرست • صدانت
نگرش ویتگنشتاین به خداباوری و خداناباوری با اغلب فیلسوفان متفاوت است و همچنین جایگاهی که او برای علم و دین در زندگی بشر قائل است با ...
☀️ درسگفتارهای مبانی فلسفی ایمان به غیب
👤 #آرش_نراقی | ۱۶ جلسه تا کنون
مجموعه گفتارهای ویدئویی آرش نراقی، استاد دین و فلسفه در دانشگاه موراوین (Moravian University) پنسیلوانیای آمریکا از اول ماه آگوست سال ۲۰۲۳ شروع شد و در ادامه قابل مشاهده و شنیدن است.
🌐 برای دیدن و شنیدن اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
👤 #آرش_نراقی | ۱۶ جلسه تا کنون
مجموعه گفتارهای ویدئویی آرش نراقی، استاد دین و فلسفه در دانشگاه موراوین (Moravian University) پنسیلوانیای آمریکا از اول ماه آگوست سال ۲۰۲۳ شروع شد و در ادامه قابل مشاهده و شنیدن است.
🌐 برای دیدن و شنیدن اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
صدانت
درسگفتارهای مبانی فلسفی ایمان به غیب از آرش نراقی • صدانت
مجموعه گفتارهای ویدئویی آرش نراقی، استاد دین و فلسفه در دانشگاه موراوین (Moravian University) پنسیلوانیای آمریکا از ...
☀️ اسطورۀ مصدق
✍️ #مهدی_تدینی
هفتاد سال از سرنگونی مصدق گذشت. مصدق گذشتهای است که سپری نمیشود؛ نهتنها سپری نمیشود، با ما میآید. هزار نکتۀ باریکتر از مو اینجاست و حتی انتخاب موضوع دربارۀ ۲۸ مرداد دشوار است. داغترین پرسش دربارۀ ۲۸ مرداد این است که آیا سرنگونی مصدق «برکناری» بود یا «کودتا». نظرم دربارۀ این پرسش را فراخور روند بحث در انتهای نوشتار خواهم گفت، اما دستکم میخواهم در ابتدا به تناقضی اشاره کنم که در تاریخنگاری جمهوری اسلامی دربارۀ «کودتا» وجود دارد. در فراز و فرود مصدق و نهضت ملی، تنها جناحی که مورد تأیید تاریخنگاری جمهوری اسلامی است، آیتالله کاشانی است. از قضا آقای کاشانی از معدود کسانی بود که هرگز اعتقادی به کودتا نداشت و اگر مصاحبههای او پس از ۲۸ مرداد را ببینید، به هر نگرشی برمیخورید مگر کودتا. البته نیازی به یادآوری نیست که آقای کاشانی فقط یکی از متحدان و همرزمان نهضت ملی بود که از مصدق فاصله گرفته بود.
نکتۀ پیشدرآمد دوم هم اینکه از دیگر سو هواداران مصدق همۀ افرادی را که زمانی همرزم مصدق بودند و بعد از او فاصله گرفتند، به انواع بهتانها ــ از نوکری اجنبی تا نوچگی برای استبداد ــ مینوازند. اما این رویکرد هم غیرمنصفانه است و هم خودزنی است. یعنی بخش عمدۀ هستۀ مرکزی جبهۀ ملی از عناصر خودفروخته تشکیل شده بود؟ از کاشانی و حائریزاده و قناتآبادی تا مکی و بقایی. وقتی رهبر یک نهضت ملی نزدیکترین کسانش را نمیتواند حفظ کند و به دشمن خود بدل میکند، چگونه میخواهد با مخالفانش در چارچوبی دموکراتیک به توافق رسد؟ ــ با اینکه حاضرم بپذیرم آن دوستانی که دشمن شدند، خود ممکن بود در مواردی خودخواهانه و سهمخواهانه عمل کرده باشند.
اما میخواهم بحث را محدود کنم به «انگارۀ مصدق»؛ یعنی اسطورهای که از او در تاریخ معاصر شکل گرفت. سکۀ اسطورهای مصدق دو رو دارد: یکی استعمارستیزی مصدق و دیگری استبدادستیزی مصدق؛ یعنی مصدق را اول به دلیل مبارزه با استعمار و ملی کردن نفت و دوم به دلیل مبارزه با استبداد چهرهای منحصربهفرد میدانند. روی اول این سکه را تا حدی به لحاظ روانشناختی میتوان پذیرفت. مصدق با روش و منش سازشناپذیر خود در مسئلۀ نفت شوری در نسل جوان ایجاد کرد. میتوان دربارۀ اینکه چه روش و منش دیگری در مناقشه سر نفت میشد داشت بحث کرد، اما واقعیت این است که هدف مصدق فراتر از نفت بود و میخواست «مجاری نفوذ بریتانیا در ایران را مسدود کند».
همین رویکرد رادیکال باعث شد شوری عظیم هم در ایران و هم در کشورهای همتای ایران پدید آید. این شور چنان بود که یک رانندۀ تاکسیِ ایرلندی در نیویورک وقتی میفهمید مسافرش ایرانی است، ذوق میکرد از او پول نمیگرفت، چون فکر میکرد مصدقِ ایرانی شاخ بریتانیا را شکسته است. وقتی این «شور» تا دل ایرلندیهای نیویورک میرود، دربارۀ نسل جوانی که ده سال پیش از آن وطنشان را زیر اشغال خارجی میدیدند، چه انتظاری میتوان داشت؟ آری؛ ما امروز غایت این شور را دیدهایم، اما از مردمِ بیتجربه نمیتوان انتظار داشت نگاهی ایدئولوژیپژوهانه و آیندهنگرانه داشته باشند. ما جامعۀ ایرانِ ۳۲ را درک نمیکنیم و جامعۀ ایرانِ ۳۲ ما را نمیفهمد. حتی در میان دولتمردان باسواد و باتجربه، شخصیتهای مآلاندیشی مانند فروغی انگشتشمار بودند، چه رسد به نسل جوانی که تازه خود را در کورۀ ناسیونالیسم و سوسیالیسم انداخته بود...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @tarikhandishi
✍️ #مهدی_تدینی
هفتاد سال از سرنگونی مصدق گذشت. مصدق گذشتهای است که سپری نمیشود؛ نهتنها سپری نمیشود، با ما میآید. هزار نکتۀ باریکتر از مو اینجاست و حتی انتخاب موضوع دربارۀ ۲۸ مرداد دشوار است. داغترین پرسش دربارۀ ۲۸ مرداد این است که آیا سرنگونی مصدق «برکناری» بود یا «کودتا». نظرم دربارۀ این پرسش را فراخور روند بحث در انتهای نوشتار خواهم گفت، اما دستکم میخواهم در ابتدا به تناقضی اشاره کنم که در تاریخنگاری جمهوری اسلامی دربارۀ «کودتا» وجود دارد. در فراز و فرود مصدق و نهضت ملی، تنها جناحی که مورد تأیید تاریخنگاری جمهوری اسلامی است، آیتالله کاشانی است. از قضا آقای کاشانی از معدود کسانی بود که هرگز اعتقادی به کودتا نداشت و اگر مصاحبههای او پس از ۲۸ مرداد را ببینید، به هر نگرشی برمیخورید مگر کودتا. البته نیازی به یادآوری نیست که آقای کاشانی فقط یکی از متحدان و همرزمان نهضت ملی بود که از مصدق فاصله گرفته بود.
نکتۀ پیشدرآمد دوم هم اینکه از دیگر سو هواداران مصدق همۀ افرادی را که زمانی همرزم مصدق بودند و بعد از او فاصله گرفتند، به انواع بهتانها ــ از نوکری اجنبی تا نوچگی برای استبداد ــ مینوازند. اما این رویکرد هم غیرمنصفانه است و هم خودزنی است. یعنی بخش عمدۀ هستۀ مرکزی جبهۀ ملی از عناصر خودفروخته تشکیل شده بود؟ از کاشانی و حائریزاده و قناتآبادی تا مکی و بقایی. وقتی رهبر یک نهضت ملی نزدیکترین کسانش را نمیتواند حفظ کند و به دشمن خود بدل میکند، چگونه میخواهد با مخالفانش در چارچوبی دموکراتیک به توافق رسد؟ ــ با اینکه حاضرم بپذیرم آن دوستانی که دشمن شدند، خود ممکن بود در مواردی خودخواهانه و سهمخواهانه عمل کرده باشند.
اما میخواهم بحث را محدود کنم به «انگارۀ مصدق»؛ یعنی اسطورهای که از او در تاریخ معاصر شکل گرفت. سکۀ اسطورهای مصدق دو رو دارد: یکی استعمارستیزی مصدق و دیگری استبدادستیزی مصدق؛ یعنی مصدق را اول به دلیل مبارزه با استعمار و ملی کردن نفت و دوم به دلیل مبارزه با استبداد چهرهای منحصربهفرد میدانند. روی اول این سکه را تا حدی به لحاظ روانشناختی میتوان پذیرفت. مصدق با روش و منش سازشناپذیر خود در مسئلۀ نفت شوری در نسل جوان ایجاد کرد. میتوان دربارۀ اینکه چه روش و منش دیگری در مناقشه سر نفت میشد داشت بحث کرد، اما واقعیت این است که هدف مصدق فراتر از نفت بود و میخواست «مجاری نفوذ بریتانیا در ایران را مسدود کند».
همین رویکرد رادیکال باعث شد شوری عظیم هم در ایران و هم در کشورهای همتای ایران پدید آید. این شور چنان بود که یک رانندۀ تاکسیِ ایرلندی در نیویورک وقتی میفهمید مسافرش ایرانی است، ذوق میکرد از او پول نمیگرفت، چون فکر میکرد مصدقِ ایرانی شاخ بریتانیا را شکسته است. وقتی این «شور» تا دل ایرلندیهای نیویورک میرود، دربارۀ نسل جوانی که ده سال پیش از آن وطنشان را زیر اشغال خارجی میدیدند، چه انتظاری میتوان داشت؟ آری؛ ما امروز غایت این شور را دیدهایم، اما از مردمِ بیتجربه نمیتوان انتظار داشت نگاهی ایدئولوژیپژوهانه و آیندهنگرانه داشته باشند. ما جامعۀ ایرانِ ۳۲ را درک نمیکنیم و جامعۀ ایرانِ ۳۲ ما را نمیفهمد. حتی در میان دولتمردان باسواد و باتجربه، شخصیتهای مآلاندیشی مانند فروغی انگشتشمار بودند، چه رسد به نسل جوانی که تازه خود را در کورۀ ناسیونالیسم و سوسیالیسم انداخته بود...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @tarikhandishi
صدانت
نوشتار مهدی تدینی با عنوان «اسطورۀ مصدق» • صدانت
هفتاد سال از سرنگونی مصدق گذشت. مصدق گذشتهای است که سپری نمیشود؛ نهتنها سپری نمیشود، با ما میآید. حتی انتخاب موضوع دربارۀ ۲۸ مرداد...
☀️ نشست معرفی و بررسی کتاب تاریخ مختصر برابری
شصتو هشتمین جلسه از نشستهای گفتار و اندیشه به همت حزب اتحاد ملت (شعبه فارس) ۲۳ مردادماه برگزار شد. این جلسه به معرفی کتاب «تاریخ مختصر برابری» اثر توماس پیکتی اختصاص یافت. جدیدترین اثر اقتصاددان فرانسوی توماس پیکتی به روایت خود او، چکیدهای مختصر و مفید از سالها تحقیقات و پژوهشهای او در حوزهی اقتصادِ سیاسی با محوریت «نابرابری» است.
آرش موسوی (مترجم کتاب) و احمد قناعتی سخنرانان نشست مذکور بودند. این کتاب توسط انتشارات کتابستان برخط، بهار سال ۱۴۰۲ منتشر شده است.
🌐 برای اطلاعات بیشتر و دریافت صوت و تصویر اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Goftar_Andisheh
شصتو هشتمین جلسه از نشستهای گفتار و اندیشه به همت حزب اتحاد ملت (شعبه فارس) ۲۳ مردادماه برگزار شد. این جلسه به معرفی کتاب «تاریخ مختصر برابری» اثر توماس پیکتی اختصاص یافت. جدیدترین اثر اقتصاددان فرانسوی توماس پیکتی به روایت خود او، چکیدهای مختصر و مفید از سالها تحقیقات و پژوهشهای او در حوزهی اقتصادِ سیاسی با محوریت «نابرابری» است.
آرش موسوی (مترجم کتاب) و احمد قناعتی سخنرانان نشست مذکور بودند. این کتاب توسط انتشارات کتابستان برخط، بهار سال ۱۴۰۲ منتشر شده است.
🌐 برای اطلاعات بیشتر و دریافت صوت و تصویر اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Goftar_Andisheh
صدانت
نشست معرفی و بررسی کتاب تاریخ مختصر برابری • صدانت
جلسه ۶۸ام نشستهای گفتار و اندیشه با معرفی و بررسی کتاب تاریخ مختصر برابری و با حضور و آرش موسوی و احمد قناعتی در حزب اتحاد ملت ایران ...
🎥 جدال حقوق سنتی و حقوق مدرن
در نظامهای حقوقی و سیاسی، حقوق سنتی (فقه) و حقوق مدرن چگونه با هم ادغام میشوند؟
👤 مناظره #محسن_برهانی و #حسین_بیات
در تاریخ چهارشنبه، ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
به همت انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی
با همکاری موسسه فرهنگی صدانت و رسانه خبری-تحلیلی دیدارنیوز
🌐 برای مشاهده فیلم این مناظره در یوتیوب اینجا کلیک کنید
🌾 @iacl_ir
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnewsir
🌾 @m_borhani57
در نظامهای حقوقی و سیاسی، حقوق سنتی (فقه) و حقوق مدرن چگونه با هم ادغام میشوند؟
👤 مناظره #محسن_برهانی و #حسین_بیات
در تاریخ چهارشنبه، ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
به همت انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی
با همکاری موسسه فرهنگی صدانت و رسانه خبری-تحلیلی دیدارنیوز
🌐 برای مشاهده فیلم این مناظره در یوتیوب اینجا کلیک کنید
🌾 @iacl_ir
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnewsir
🌾 @m_borhani57
YouTube
مناظره محسن برهانی و حسین بیات: فقه و حقوق مدرن
جدال حقوق سنتی و حقوق مدرن
در نظامهای حقوقی و سیاسی، حقوق سنتی (فقه) و حقوق مدرن چگونه با هم ادغام میشوند؟
موضوع اساسی و بسیار مهم تشابه و تفارق حقوق مدرن با حقوق فقهی در ایران خاصه در جمهوری اسلامی، بهانهای برای ساخت یک برنامه ویژه به سبک مناظره شد.…
در نظامهای حقوقی و سیاسی، حقوق سنتی (فقه) و حقوق مدرن چگونه با هم ادغام میشوند؟
موضوع اساسی و بسیار مهم تشابه و تفارق حقوق مدرن با حقوق فقهی در ایران خاصه در جمهوری اسلامی، بهانهای برای ساخت یک برنامه ویژه به سبک مناظره شد.…
☀️ مشروطه ایرانی و جمهوری اسلامی
👤 گفتگو با #محمدامیر_قدوسی
همزمان با سالروز صدور فرمان مشروطیت در چهاردهمین روز از مردادماه سال ۱۴۰۲ رسانهی خبری تحلیلی دیدارنیوز در برنامه اصل ۲۷ با محمدامیر قدوسی، حقوقدان، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه درباره امکان جمع میان ارزشهای مشروطه گرایانه با حکومت مبتنی بر قواعد شرع و نیز نسبت جمهوری اسلامی با آرمانهای نهضت مشروطیت گفتگویی ترتیب داد. در این گفتگو که به بهانه تالیف کتاب «چهار نظریه دربارۀ حکمرانی» -از سوی انتشارات نگاه معاصر- انجام شده است؛ به موضوعات دیگری نیز همچون قانون اساسی، حقوق بشر، حقوق اقلیتها و دموکراسی پرداخته شد.
🌐 برای دریافت صوت، فیلم و گزارشی از این گفتگو اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnewsir
👤 گفتگو با #محمدامیر_قدوسی
همزمان با سالروز صدور فرمان مشروطیت در چهاردهمین روز از مردادماه سال ۱۴۰۲ رسانهی خبری تحلیلی دیدارنیوز در برنامه اصل ۲۷ با محمدامیر قدوسی، حقوقدان، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه درباره امکان جمع میان ارزشهای مشروطه گرایانه با حکومت مبتنی بر قواعد شرع و نیز نسبت جمهوری اسلامی با آرمانهای نهضت مشروطیت گفتگویی ترتیب داد. در این گفتگو که به بهانه تالیف کتاب «چهار نظریه دربارۀ حکمرانی» -از سوی انتشارات نگاه معاصر- انجام شده است؛ به موضوعات دیگری نیز همچون قانون اساسی، حقوق بشر، حقوق اقلیتها و دموکراسی پرداخته شد.
🌐 برای دریافت صوت، فیلم و گزارشی از این گفتگو اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @didarnewsir
صدانت
مشروطه ایرانی و جمهوری اسلامی؛ گفتگو با محمدامیر قدوسی • صدانت
گفتگو با محمدامیر قدوسی؛ امکان جمع میان ارزشهای مشروطه گرایانه با حکومت شرع و نیز نسبت جمهوری اسلامی با آرمانهای نهضت مشروطیت
مستند سینماییِ «از غذا تا انقراض» (Eating Our Way to Extinction) مخاطبان را به سفری دراز دورِ دنیا میبرد و دست روی موضوعی میگذارد که کسی حاضر نیست دربارهاش حرف بزند: آیا گونۀ بعدیِ در مسیر انقراض ماییم؟ این مستندِ گیرا، با افشای حقایقِ تلخ و پرداختن به حساسترین مسئلۀ زمانۀ ما بر پردۀ سینما، یعنی فروپاشی اکولوژیک، پیامی ساده و درعینحال تأثیرگذار دارد.
کارگردانیِ این مستند بر عهدهٔ آتو براکوی و لودُویک براکوی، و تهیهکنندگیِ آن با کیان توکلی، مارک گَلوین، و لودُویک براکوی از شرکت سینمایی Broxstar Productions (لندن) بودهاست. نسخهٔ انگلیسی این مستند در اکتبر سال ۲۰۲۱ با روایت کیت وینسلت منتشر شد و تاکنون به بیش از ده زبان منتشر شدهاست.
نسخهٔ فارسی آن نیز در مرداد ۱۴۰۲ با روایت شبنم مقدمی در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گرفت.
🌐 برای دانلود یا تماشای مستند اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
کارگردانیِ این مستند بر عهدهٔ آتو براکوی و لودُویک براکوی، و تهیهکنندگیِ آن با کیان توکلی، مارک گَلوین، و لودُویک براکوی از شرکت سینمایی Broxstar Productions (لندن) بودهاست. نسخهٔ انگلیسی این مستند در اکتبر سال ۲۰۲۱ با روایت کیت وینسلت منتشر شد و تاکنون به بیش از ده زبان منتشر شدهاست.
نسخهٔ فارسی آن نیز در مرداد ۱۴۰۲ با روایت شبنم مقدمی در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گرفت.
🌐 برای دانلود یا تماشای مستند اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
3danet.net
مستند سینماییِ از غذا تا انقراض
مستند سینماییِ «از غذا تا انقراض» مخاطبان را به سفری دراز دورِ دنیا میبرد و دست روی موضوعی میگذارد که کسی حاضر نیست دربارهاش حرف بزند..
☀️ نشست «پایان خودخواسته» در مدرسه تردید
«پایان خودخواسته»، عنوان نشست اخیر مدرسه تردید با حضور سه تن از اساتید جامعهشناسی، فلسفه و روانشناسی بود. خودکشی که به نوعی پایان خودخواسته تعبیر میشود، از سه منظر متفاوت مورد تحلیل قرار گرفت. #حسن_محدثی جامعهشناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، #آرش_نراقی استاد دین و فلسفه دانشگاه موراوین پنسیلوانیای امریکا و #محمود_مقدسی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، اساتید مدعو در این نشست آنلاین بودند...
🌐 برای دریافت صوت، فیلم و گزارشی از این نشست اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @tardidschool
🌾 @arash_naraghi
🌾 @theworldasIsee
🌾 @NewHasanMohaddesi
«پایان خودخواسته»، عنوان نشست اخیر مدرسه تردید با حضور سه تن از اساتید جامعهشناسی، فلسفه و روانشناسی بود. خودکشی که به نوعی پایان خودخواسته تعبیر میشود، از سه منظر متفاوت مورد تحلیل قرار گرفت. #حسن_محدثی جامعهشناس و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، #آرش_نراقی استاد دین و فلسفه دانشگاه موراوین پنسیلوانیای امریکا و #محمود_مقدسی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، اساتید مدعو در این نشست آنلاین بودند...
🌐 برای دریافت صوت، فیلم و گزارشی از این نشست اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @tardidschool
🌾 @arash_naraghi
🌾 @theworldasIsee
🌾 @NewHasanMohaddesi
صدانت
نشست «پایان خودخواسته» در مدرسه تردید • صدانت
پایان خودخواسته، عنوان نشست اخیر مدرسه تردید با حضور سه تن از اساتید حسن محدثی، آرش نراقی و محمود مقدسی ...
☀️ جان دیویی و بازسازی پراگماتیسم
✍️ سامی پیلستروم
ترجمه: روحالله محمودی
این مطلب از کتاب The Continuum Companion to Pragmatism ترجمه شده است.
جان دیویی (1859-1952) را معمولا سومین پراگماتیست کلاسیک میدانند. اندیشههای او قلمرو گستردهای دارند: از مسائل فلسفی سنتی در باب معرفت و پژوهش گرفته تا اخلاق، سیاست و آموزش. در میان پراگماتیستهای قدیمی، دیویی بیشتر از همه به مسائل اجتماعی، سیاسی و آموزشی میپرداخت. این را مقایسه کنید با چارلز سندرس پرس که ذهن علمیای داشت و ویلیام جیمز که بیشتر به روانشناسی و دین متمایل بود.
دیویی مقالهای دارد به نام “پراگماتیسم پرس” که در سال 1923 میلادی به رشتهی تحریر درآمده است. او در این مقاله به طور خلاصه جیمز و پرس را با هم مقایسه میكند، و تفاوتهای اساسیشان را میبررسد، مثلا این که ویلیام جیمز بر فرد تمرکز داشت و چارلز سندرس پرس بر جامعه تاکید میكرد. آنطور که دیویی به ما میگوید، پرس بیشتر از جیمز بر “متد فرایند (the method of procedure)“ تاکید میكرد. دیویی در مقالهای دیگر (منتشره به سال 1922 میلادی) که جیمز و پرس را با هم مقایسه میكند، میگوید جیمز بیشتر “عالم علوم انسانی” بود و کمتر منطقدان، و او متد پراگماتیستی را هم بسط داد و هم محدود کرد. کار او در اعمال متد پراگماتیستی بر نظریهی صدق باعث شد که این متد بسط یابد. اما تاکیدش بر پیامدهای خاص، و نه پیامدهای عمومی و کلی، متد پراگماتیستی را محدود کرد...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @afternoonRM
✍️ سامی پیلستروم
ترجمه: روحالله محمودی
این مطلب از کتاب The Continuum Companion to Pragmatism ترجمه شده است.
جان دیویی (1859-1952) را معمولا سومین پراگماتیست کلاسیک میدانند. اندیشههای او قلمرو گستردهای دارند: از مسائل فلسفی سنتی در باب معرفت و پژوهش گرفته تا اخلاق، سیاست و آموزش. در میان پراگماتیستهای قدیمی، دیویی بیشتر از همه به مسائل اجتماعی، سیاسی و آموزشی میپرداخت. این را مقایسه کنید با چارلز سندرس پرس که ذهن علمیای داشت و ویلیام جیمز که بیشتر به روانشناسی و دین متمایل بود.
دیویی مقالهای دارد به نام “پراگماتیسم پرس” که در سال 1923 میلادی به رشتهی تحریر درآمده است. او در این مقاله به طور خلاصه جیمز و پرس را با هم مقایسه میكند، و تفاوتهای اساسیشان را میبررسد، مثلا این که ویلیام جیمز بر فرد تمرکز داشت و چارلز سندرس پرس بر جامعه تاکید میكرد. آنطور که دیویی به ما میگوید، پرس بیشتر از جیمز بر “متد فرایند (the method of procedure)“ تاکید میكرد. دیویی در مقالهای دیگر (منتشره به سال 1922 میلادی) که جیمز و پرس را با هم مقایسه میكند، میگوید جیمز بیشتر “عالم علوم انسانی” بود و کمتر منطقدان، و او متد پراگماتیستی را هم بسط داد و هم محدود کرد. کار او در اعمال متد پراگماتیستی بر نظریهی صدق باعث شد که این متد بسط یابد. اما تاکیدش بر پیامدهای خاص، و نه پیامدهای عمومی و کلی، متد پراگماتیستی را محدود کرد...
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @afternoonRM
صدانت
جان دیویی و بازسازی پراگماتیسم • صدانت
جان دیویی را معمولا سومین پراگماتیست کلاسیک میدانند. اندیشههای او قلمرو گستردهای دارند: از مسائل فلسفی سنتی در باب معرفت و پژوهش ...
🍁 درسگفتارهای فلسفه حقوق
👤 رضا بهشتی معز
🍂 ژاک الول Jacques Ellul (متولد ششم ژانویه ۱۹۱۲ در بوردو _ متوفای نوزدهم مه ۱۹۹۴) فیلسوف الهیاتی، سیاست، حقوق و تکنولوژی، جامعهشناس، نظریهپرداز رسانه و تبلیغات و یکی از چهرههای پرکار، متضلع و نافذ اندیشه فرانسه قرن بیستم بود. از او تاکنون بیش از شصت اثر منتشر شده و همچنان نوآوریهای نظری و بحثانگیز او چشمگیر است. سال گذشته اثر تازهای از او منتشر شده که درسگفتارهای دوره دکتری فلسفه حقوق در دهه ۱۹۷۰ است. در آن سالها نه خود فلسفه حقوق به عنوان یک شاخه مهم معرفتی و نه حتی چهره اروپایی شاخص این حوزه در آن سالها “هانس کلسن” در فرانسه چندان شناخته و مورد بحث نبود. الول با این درسهای دوره دکتری مدخلی مهم را گشود که تا امروز نامنتشر مانده بود.
🍂 به پیشنهاد دوستان حقوقدان و حقوقخوان “حلقه گزاره” دوره خصوصی درسگفتارهای دکتری فلسفه حقوق را بر پایه متن الول از سهشنبه هجدهم بهمنماه ۱۴۰۱ آغاز کردهام و هر دوهفته یک جلسه برگزار و فایل صوتی ازجمله در کانال فرهیختگان منتشر میشود. من در این درسها به متن الول محدود نخواهم ماند و اصطلاحا درس خارج فلسفه حقوق خواهم گفت اما متن مرجع ما همین درسهای دکتری ژاک الول خواهد بود. امیدوارم با پایان دوره محصول این درسها هم منتشر شود.
🌐 برای دریافت صوت جلسات اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
👤 رضا بهشتی معز
🍂 ژاک الول Jacques Ellul (متولد ششم ژانویه ۱۹۱۲ در بوردو _ متوفای نوزدهم مه ۱۹۹۴) فیلسوف الهیاتی، سیاست، حقوق و تکنولوژی، جامعهشناس، نظریهپرداز رسانه و تبلیغات و یکی از چهرههای پرکار، متضلع و نافذ اندیشه فرانسه قرن بیستم بود. از او تاکنون بیش از شصت اثر منتشر شده و همچنان نوآوریهای نظری و بحثانگیز او چشمگیر است. سال گذشته اثر تازهای از او منتشر شده که درسگفتارهای دوره دکتری فلسفه حقوق در دهه ۱۹۷۰ است. در آن سالها نه خود فلسفه حقوق به عنوان یک شاخه مهم معرفتی و نه حتی چهره اروپایی شاخص این حوزه در آن سالها “هانس کلسن” در فرانسه چندان شناخته و مورد بحث نبود. الول با این درسهای دوره دکتری مدخلی مهم را گشود که تا امروز نامنتشر مانده بود.
🍂 به پیشنهاد دوستان حقوقدان و حقوقخوان “حلقه گزاره” دوره خصوصی درسگفتارهای دکتری فلسفه حقوق را بر پایه متن الول از سهشنبه هجدهم بهمنماه ۱۴۰۱ آغاز کردهام و هر دوهفته یک جلسه برگزار و فایل صوتی ازجمله در کانال فرهیختگان منتشر میشود. من در این درسها به متن الول محدود نخواهم ماند و اصطلاحا درس خارج فلسفه حقوق خواهم گفت اما متن مرجع ما همین درسهای دکتری ژاک الول خواهد بود. امیدوارم با پایان دوره محصول این درسها هم منتشر شود.
🌐 برای دریافت صوت جلسات اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای فلسفه حقوق از رضا بهشتی معز • صدانت
رضا بهشتی معز: به پیشنهاد دوستان حقوقدان و حقوقخوان، دوره خصوصی درسگفتارهای دکتری فلسفه حقوق را بر پایه متن ژاک الول آغاز کردهام...
🍁 «اخلاقباوری» و «قیّمسالاری»: امکان یا امتناع تحدید آزادیهای فردی؟
👤 سید محمد حسینی، محمد یوسفزاده و #حسین_دباغ
منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۳۳۵-۳۷۶، شهریور۱۴۰۲
🍂 «قیّمسالاری اخلاقی» به چه معناست و چه تقریرهایی از آن میتوان داشت؟ «قیّمسالاری» چه ربط و نسبتی با «اخلاقباوری» دارد و وجوه افتراق و اشتراکش با آن چیست؟ در «قیّمسالاری»، دستکم در نسخۀ کلاسیک آن، تلاش بر این است که از اضرار شخص به خود جلوگیری شود نه لزوماً اضرار وی به دیگران. اما در «اخلاقباوری» تلاش بر این است که از ارتکاب اَعمال «اخلاقگریز/ غیراخلاقی» که جامعه آن را ناپسند تلقی میکند جلوگیری شود و، دستکم مطابق برخی از قرائتها، حتی باید چنین اَعمالی را جرمانگاری کرد. روشن است که در هر دو تلقی، «آزادیِ» افراد مآلاً دستخوش تغییر و تحدید خواهد شد. اما پرسش این است که کدامیک از این دو نگاه، موجه و معقول است تا دولتها و/ یا حکومتها آن را در سیاستگذاریها و قانونگذاریهایشان بهکار گیرند؟ ما در این مقاله استدلال خواهیم کرد که «اخلاقباوری» ناموجه است و بهکاربستن آن برای تحدید «آزادیِ» شهروندان نامعقول. برای نشاندادن این امر، در وهلۀ نخست ایدۀ «قیّمسالاری» را شرح و تبیین میکنیم و انواع «قیّمسالاری» را بر میشمریم، سپس به «اخلاقباوری» میپردازیم و نقد آن را در دستور کار قرار خواهیم داد. در پایان استدلال خواهیم کرد که «اخلاقباوری» بر بنیان استواری قائم نشده است.
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
👤 سید محمد حسینی، محمد یوسفزاده و #حسین_دباغ
منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۳۳۵-۳۷۶، شهریور۱۴۰۲
🍂 «قیّمسالاری اخلاقی» به چه معناست و چه تقریرهایی از آن میتوان داشت؟ «قیّمسالاری» چه ربط و نسبتی با «اخلاقباوری» دارد و وجوه افتراق و اشتراکش با آن چیست؟ در «قیّمسالاری»، دستکم در نسخۀ کلاسیک آن، تلاش بر این است که از اضرار شخص به خود جلوگیری شود نه لزوماً اضرار وی به دیگران. اما در «اخلاقباوری» تلاش بر این است که از ارتکاب اَعمال «اخلاقگریز/ غیراخلاقی» که جامعه آن را ناپسند تلقی میکند جلوگیری شود و، دستکم مطابق برخی از قرائتها، حتی باید چنین اَعمالی را جرمانگاری کرد. روشن است که در هر دو تلقی، «آزادیِ» افراد مآلاً دستخوش تغییر و تحدید خواهد شد. اما پرسش این است که کدامیک از این دو نگاه، موجه و معقول است تا دولتها و/ یا حکومتها آن را در سیاستگذاریها و قانونگذاریهایشان بهکار گیرند؟ ما در این مقاله استدلال خواهیم کرد که «اخلاقباوری» ناموجه است و بهکاربستن آن برای تحدید «آزادیِ» شهروندان نامعقول. برای نشاندادن این امر، در وهلۀ نخست ایدۀ «قیّمسالاری» را شرح و تبیین میکنیم و انواع «قیّمسالاری» را بر میشمریم، سپس به «اخلاقباوری» میپردازیم و نقد آن را در دستور کار قرار خواهیم داد. در پایان استدلال خواهیم کرد که «اخلاقباوری» بر بنیان استواری قائم نشده است.
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
صدانت
«اخلاقباوری» و «قیّمسالاری»: امکان یا امتناع تحدید آزادیهای فردی؟ • صدانت
«اخلاقباوری» ناموجه است و بهکاربستن آن برای تحدید «آزادیِ» شهروندان نامعقول. در «قیّمسالاری»، تلاش بر این است که از اضرار شخص به خود ...
🍁 برای سنتستیزی هم به سنت نیاز است
👤 در مصاحبه با: #یاسر_میردامادی
مصاحبه کننده: سعید دهقانی
منتشر شده در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۲
🍂 در حومهی منچستر زندگی و در لندن کار میکند. اما اگر سکونتگاه کنونی او شهری در ایران هم میبود، باز هم ترجیح میدادم پرسشهایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخهایش را بنویسد. بر این باورم که سازوکار نوشتار امکان میدهد تا هم پرسشها سنجیدهتر مطرح شوند، هم پاسخها دقیقتر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، پرسش و پاسخهایی است درباره اینکه او چرا هنوز مسلمان مانده است.
🍂 این دیدگاه که «دین» پدیدهای فرهنگی است و از جامعه به فرد منتقل میشود، در زبان عامیانه بسیار رایج است. میگویند «اگر در تبت زاده میشدیم، به احتمال زیاد بودایی میشدیم؛ اگر در واتیکان به دنیا آمده بودیم، احتمالا مسیحی میشدیم. اکنون که در کشوری اسلامی دیده به جهان باز کردهایم، مسلمان هستیم.» در چنین گزارههایی دین محصول جبر جغرافیایی است نه اراده شخص برای انتخاب آزادانه دین خود.
🍂 اما اگر مسلمان شدن جبری است مسلمان ماندن نیز جبری است؟ این گفتوگو تلاشی برای یافتن پاسخ این پرسش است که «چرا مسلمان ماندهایم؟» نه اینکه «چرا مسلمان هستیم؟» «یاسر میردامادی»، پژوهشگر دین و فلسفه، پیشتر مقالهای را با عنوان «چرا مسلمان هستم» (Why I Am Muslim) به انگلیسی منتشر کرده است. گرچه این مقاله تا کنون به فارسی ترجمه نشده او را به مصاحبهای دعوت کردم نه در این باب که چرا مسلمان شده است بلکه در باب اینکه چرا مسلمان مانده است. آنچه در ادامه خواهید خواند بر مقایسه میان دین به عنوان امر موروثی با دین به عنوان امری استدلالی و انتخابی استوار است. تمام بحث میردامادی در مقالهاش این است که دینداری چونان میراثی آبا و اجدادی، علی الاصول، از نظر عقلانی قابل دفاع است مگر خلاف آن ثابت شود. با این حال، هیچ اجباری در دیندار ماندن نیست و نمیتواند باشد. پس آنانی که دینی غیر از دین آبا و اجدادی خود برگزیدهاند، یا دینداری را نخواستهاند موضوع این بحث نیستند.
🍂 او در حومهی منچستر زندگی میکند اما اگر سکونتگاه او شیراز، شهری که من در آن میزیم، نیز میبود باز هم ترجیح میدادم پرسشهایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخهایش را بنویسد. چراکه تجربه چندین سال روزنامهنگاری در حوزه فلسفه و دین به من فهمانده است که سازوکار نوشتار امکان میدهد تا هم پرسشها سنجیدهتر مطرح شوند، هم پاسخها دقیقتر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، متن نهایی این مصاحبه است...
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
👤 در مصاحبه با: #یاسر_میردامادی
مصاحبه کننده: سعید دهقانی
منتشر شده در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۲
🍂 در حومهی منچستر زندگی و در لندن کار میکند. اما اگر سکونتگاه کنونی او شهری در ایران هم میبود، باز هم ترجیح میدادم پرسشهایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخهایش را بنویسد. بر این باورم که سازوکار نوشتار امکان میدهد تا هم پرسشها سنجیدهتر مطرح شوند، هم پاسخها دقیقتر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، پرسش و پاسخهایی است درباره اینکه او چرا هنوز مسلمان مانده است.
🍂 این دیدگاه که «دین» پدیدهای فرهنگی است و از جامعه به فرد منتقل میشود، در زبان عامیانه بسیار رایج است. میگویند «اگر در تبت زاده میشدیم، به احتمال زیاد بودایی میشدیم؛ اگر در واتیکان به دنیا آمده بودیم، احتمالا مسیحی میشدیم. اکنون که در کشوری اسلامی دیده به جهان باز کردهایم، مسلمان هستیم.» در چنین گزارههایی دین محصول جبر جغرافیایی است نه اراده شخص برای انتخاب آزادانه دین خود.
🍂 اما اگر مسلمان شدن جبری است مسلمان ماندن نیز جبری است؟ این گفتوگو تلاشی برای یافتن پاسخ این پرسش است که «چرا مسلمان ماندهایم؟» نه اینکه «چرا مسلمان هستیم؟» «یاسر میردامادی»، پژوهشگر دین و فلسفه، پیشتر مقالهای را با عنوان «چرا مسلمان هستم» (Why I Am Muslim) به انگلیسی منتشر کرده است. گرچه این مقاله تا کنون به فارسی ترجمه نشده او را به مصاحبهای دعوت کردم نه در این باب که چرا مسلمان شده است بلکه در باب اینکه چرا مسلمان مانده است. آنچه در ادامه خواهید خواند بر مقایسه میان دین به عنوان امر موروثی با دین به عنوان امری استدلالی و انتخابی استوار است. تمام بحث میردامادی در مقالهاش این است که دینداری چونان میراثی آبا و اجدادی، علی الاصول، از نظر عقلانی قابل دفاع است مگر خلاف آن ثابت شود. با این حال، هیچ اجباری در دیندار ماندن نیست و نمیتواند باشد. پس آنانی که دینی غیر از دین آبا و اجدادی خود برگزیدهاند، یا دینداری را نخواستهاند موضوع این بحث نیستند.
🍂 او در حومهی منچستر زندگی میکند اما اگر سکونتگاه او شیراز، شهری که من در آن میزیم، نیز میبود باز هم ترجیح میدادم پرسشهایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخهایش را بنویسد. چراکه تجربه چندین سال روزنامهنگاری در حوزه فلسفه و دین به من فهمانده است که سازوکار نوشتار امکان میدهد تا هم پرسشها سنجیدهتر مطرح شوند، هم پاسخها دقیقتر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، متن نهایی این مصاحبه است...
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
صدانت
مصاحبه با یاسر میردامادی؛ برای سنتستیزی هم به سنت نیاز است • صدانت
حتی خلاقیت که، مطابق تعریف، امری سنتستیز است در صورتی دوام مییابد که در سنتی تعلیمی آموزش داده شود. یعنی برای سنتستیزی هم به سنت نیاز ...
🍁 بررسی تطبیقی نظریه خطای جان مکی و نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی
✍️ امید کشمیری و محمدرضا امینی
منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۵۳۱-۵۶۸، شهریور۱۴۰۲
🍂 مقاله حاضر کوششی است در راستای تبیین و تطبیق دو نظریه فرااخلاقی «خطا» و «ادراکات اعتباری» ازسوی جان مکی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی. این مقاله که از حیث روش تحقیق به روش کتابخانهای انجام شده، تلاشی است برای کشف، تحلیل، تبیین و صورتبندی پیشفرضهای ضمنی و مصرَح دو نظریه مهم فرااخلاقی، تحت عناوین «نظریۀ خطا» و «ادراکات اعتباری» که بهترتیب از سوی جان مکی و سیدمحمدحسین طباطبایی طرح شدهاند. از آنجاکه زبان اخلاق، متافیزیک اخلاق، عقلانیت اخلاق و معرفت اخلاقی، برخی از مهمترین پیشفرضهای فرااخلاقی است، در تحقیق حاضر به تحلیل این مؤلفهها میپردازیم. نتیجه مقایسه این است که اگرچه وجه افتراق مهم نظریه اعتباریات با نظریه خطا در یکی از مبانی انسانشناختیِ معرفت اخلاقی این دو نظریه است -که در یکی (نظریۀ اعتباریات) از وجود و اعتبارِ ادراکاتِ اعتباری ثابت که ریشه در طبیعت بشری دارد سخن میرود- با اینحال ناواقعگراییِ اخلاقی در متافیزیک اخلاق، شناختگرایی در زبان اخلاق، واقعگروی اخلاقی در عقلانیت اخلاق و ناواقعگرایی در معرفت اخلاقی از اشتراکات مهم این دو نظریه است.
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
✍️ امید کشمیری و محمدرضا امینی
منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۵۳۱-۵۶۸، شهریور۱۴۰۲
🍂 مقاله حاضر کوششی است در راستای تبیین و تطبیق دو نظریه فرااخلاقی «خطا» و «ادراکات اعتباری» ازسوی جان مکی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی. این مقاله که از حیث روش تحقیق به روش کتابخانهای انجام شده، تلاشی است برای کشف، تحلیل، تبیین و صورتبندی پیشفرضهای ضمنی و مصرَح دو نظریه مهم فرااخلاقی، تحت عناوین «نظریۀ خطا» و «ادراکات اعتباری» که بهترتیب از سوی جان مکی و سیدمحمدحسین طباطبایی طرح شدهاند. از آنجاکه زبان اخلاق، متافیزیک اخلاق، عقلانیت اخلاق و معرفت اخلاقی، برخی از مهمترین پیشفرضهای فرااخلاقی است، در تحقیق حاضر به تحلیل این مؤلفهها میپردازیم. نتیجه مقایسه این است که اگرچه وجه افتراق مهم نظریه اعتباریات با نظریه خطا در یکی از مبانی انسانشناختیِ معرفت اخلاقی این دو نظریه است -که در یکی (نظریۀ اعتباریات) از وجود و اعتبارِ ادراکاتِ اعتباری ثابت که ریشه در طبیعت بشری دارد سخن میرود- با اینحال ناواقعگراییِ اخلاقی در متافیزیک اخلاق، شناختگرایی در زبان اخلاق، واقعگروی اخلاقی در عقلانیت اخلاق و ناواقعگرایی در معرفت اخلاقی از اشتراکات مهم این دو نظریه است.
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
صدانت
بررسی تطبیقی نظریه خطای جان مکی و نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی • صدانت
بررسی تطبیقی نظریة خطای جان مکی و نظریة ادراکات اعتباری علامه طباطبایی نویسندگان: امید کشمیری دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه تهران(پردیس فارابی) محمدرضا
دکتر میرشمس الدين ادیب سلطانی در آی سی یو
حمیدرضا رحمانیزاده دهکردی
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی، پزشک، فیلسوف، زبان شناس، نقاش، ریاضیدان، نویسنده و مترجم متون مهم ادبی و فلسفی در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شد.
وی که به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونانی باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی و زبانهای پارسی میانه و باستان مسلط است، آثار ترجمه شده را مستقیما از زبان مبدا به زبان فارسی برگردانده است.
دکتر ادیب سلطانی تالیفات متعددی به زبان فارسی و انگلیسی دارد و آثار وی مشهور به استفاده گسترده از واژگان فارسی و بهره جستن از پارسی باستان، پارسی اوستایی و پارسی میانه است.
از مهمترین آثار ترجمه شده توسط میرشمس الدین ادیب سلطانی می توان به سنجش خرد ناب امانوئل کانت، منطق ارسطو، جستارهای فلسفی برتراند راسل، سوگنمایش هملت شاهپور دانمارک اثر ویلیام شکسپیر و همچنین رساله منطقی- فلسفی ویتگنشتاین اشاره کرد.
او پس از تحصیل در دبیرستان البرز، در سال 1328 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و پس از اخذ دکترا برای ادامه تحصیل در زمینهی روانپزشکی بالینی و تحقیقات بیوشیمی به وین رفت و دستیار پروفسور هافمن. یکی از سرشناسترین روانپزشکان آن ایام شد.
به اعتقاد ادیب سلطانی برای برزیستن زبان پارسی در جهان دانش و فناوری، چارهای جز بهرهبردن از همه توان زبان فارسی و هم خانوادههایش (مانند اوستایی) و نیاکانش(پارسی باستان و پارسی میانه) نیست.
برای ایشان آرزوی سلامتی داریم.
حمیدرضا رحمانیزاده دهکردی
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی، پزشک، فیلسوف، زبان شناس، نقاش، ریاضیدان، نویسنده و مترجم متون مهم ادبی و فلسفی در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شد.
وی که به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونانی باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی و زبانهای پارسی میانه و باستان مسلط است، آثار ترجمه شده را مستقیما از زبان مبدا به زبان فارسی برگردانده است.
دکتر ادیب سلطانی تالیفات متعددی به زبان فارسی و انگلیسی دارد و آثار وی مشهور به استفاده گسترده از واژگان فارسی و بهره جستن از پارسی باستان، پارسی اوستایی و پارسی میانه است.
از مهمترین آثار ترجمه شده توسط میرشمس الدین ادیب سلطانی می توان به سنجش خرد ناب امانوئل کانت، منطق ارسطو، جستارهای فلسفی برتراند راسل، سوگنمایش هملت شاهپور دانمارک اثر ویلیام شکسپیر و همچنین رساله منطقی- فلسفی ویتگنشتاین اشاره کرد.
او پس از تحصیل در دبیرستان البرز، در سال 1328 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و پس از اخذ دکترا برای ادامه تحصیل در زمینهی روانپزشکی بالینی و تحقیقات بیوشیمی به وین رفت و دستیار پروفسور هافمن. یکی از سرشناسترین روانپزشکان آن ایام شد.
به اعتقاد ادیب سلطانی برای برزیستن زبان پارسی در جهان دانش و فناوری، چارهای جز بهرهبردن از همه توان زبان فارسی و هم خانوادههایش (مانند اوستایی) و نیاکانش(پارسی باستان و پارسی میانه) نیست.
برای ایشان آرزوی سلامتی داریم.
🍁 علیه استثناانگاریِ انسان
✍️ جِف سیبو، دانشیارِ مطالعاتِ محیطزیستی و استاد وابستهی اخلاق زیستی، اخلاق پزشکی، فلسفه، و حقوق در دانشگاه نیویورک
ترجمه: علی بنیاسد
🍂 در تنگنا که باشید، یحتمل جانِ یک انسان را باارزشتر از جانِ یک حیوان میانگارید. استدلالهای خوبی برای نادرستیِ این طرز فکر در کارند.
🍂 همین ژانویه، مردی ۵۷ساله ساکنِ بالتیمور، عمل پیوند قلبی داشت از یک خوک. استفاده از حیواناتِ غیرانسان همچون منبعِ عضوی برای انسانها بیگانهپیوندزنی نام دارد. هرچند ممکن است استفاده از حیواناتِ غیرانسان به این منظور ایدهی نگرانکنندهای بهنظر رسد، بسیاری از انسانها میاندیشند چنانچه بتوانیم فناوریاش را بهتر و بهتر کنیم (آن مرد دو ماه بعدتر مُرد) به فداکاریهایش میارزد. همانطور که سالِ پیش زیستاخلاقشناسانی مثل آرتور کاپلان و برندن پَرِنت گفتند: «البته که رفاهِ حیوانات مهم است، ولی نه بیشتر از وزنِ اخلاقیِ جانِ انسانها.»
🍂 قطعاً فقط بیگانهپیوندزنی نیست که طیّ آن انسانها دیگرحیوانات را در تنگنا میگذارند تا برای خودشان منفعتی به هم بزنند. سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد حیوانِ محبوس را برای خوراک، پوشاک، پژوهش، و به اهدافی دیگر میکُشیم. احتمالاً بیش از ۱ تریلیون حیوانِ وحشی را هم به اهدافِ مشابهی به کشتن میدهیم. برای دفاع از این عملها اغلب خودمان را به زحمت نمیاندازیم. اما وقتی به این کار دست میزنیم، دفاعِ واحدی را پیش مینهیم: جانِ انسانها وزنِ اخلاقیِ بیشتری دارد.
🍂 اما آیا این درست است؟...
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
✍️ جِف سیبو، دانشیارِ مطالعاتِ محیطزیستی و استاد وابستهی اخلاق زیستی، اخلاق پزشکی، فلسفه، و حقوق در دانشگاه نیویورک
ترجمه: علی بنیاسد
🍂 در تنگنا که باشید، یحتمل جانِ یک انسان را باارزشتر از جانِ یک حیوان میانگارید. استدلالهای خوبی برای نادرستیِ این طرز فکر در کارند.
🍂 همین ژانویه، مردی ۵۷ساله ساکنِ بالتیمور، عمل پیوند قلبی داشت از یک خوک. استفاده از حیواناتِ غیرانسان همچون منبعِ عضوی برای انسانها بیگانهپیوندزنی نام دارد. هرچند ممکن است استفاده از حیواناتِ غیرانسان به این منظور ایدهی نگرانکنندهای بهنظر رسد، بسیاری از انسانها میاندیشند چنانچه بتوانیم فناوریاش را بهتر و بهتر کنیم (آن مرد دو ماه بعدتر مُرد) به فداکاریهایش میارزد. همانطور که سالِ پیش زیستاخلاقشناسانی مثل آرتور کاپلان و برندن پَرِنت گفتند: «البته که رفاهِ حیوانات مهم است، ولی نه بیشتر از وزنِ اخلاقیِ جانِ انسانها.»
🍂 قطعاً فقط بیگانهپیوندزنی نیست که طیّ آن انسانها دیگرحیوانات را در تنگنا میگذارند تا برای خودشان منفعتی به هم بزنند. سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد حیوانِ محبوس را برای خوراک، پوشاک، پژوهش، و به اهدافی دیگر میکُشیم. احتمالاً بیش از ۱ تریلیون حیوانِ وحشی را هم به اهدافِ مشابهی به کشتن میدهیم. برای دفاع از این عملها اغلب خودمان را به زحمت نمیاندازیم. اما وقتی به این کار دست میزنیم، دفاعِ واحدی را پیش مینهیم: جانِ انسانها وزنِ اخلاقیِ بیشتری دارد.
🍂 اما آیا این درست است؟...
🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
صدانت
علیه استثناانگاریِ انسان؛ نوشتاری از جِف سیبو • صدانت
برای بیشتر مردم ایدهی استثناانگاریِ انسانها مسلم و بدیهی است. با عقل هم جور درمیآید چون ایدهی مهمتر بودنمان از دیگرحیوانات برایمان ...
🍁 جایگاه دکتر میرشمسالدین ادیبسلطانی در فلسفۀ ایران
گفتگوی روزنامۀ هممیهن با موسی اکرمی
شنبه، ۲۲ ماه مهر ۱۴۰۲، صفحۀ ۱۵ (فرهنگ)
🍂 میرشمسالدین ادیبسلطانی، پزشک، زبانشناس، مترجم، نویسنده، نقاش، ویراستار و فلسفهپژوه شهیر، صبح پنجشنبه ۲۰مهرماه ۱۴۰۲، در ۹۲سالگی در بیمارستان ایرانشهر دار فانی را وداع گفت. او که به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونان باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی، پارسی میانه و باستان مسلط بود، برای نخستینبار با ترجمه «سنجش خرد ناب»، سبکی متمایز در ترجمه متون فلسفی را به ایرانیان پیشنهاد کرد؛ روشی منحصربهفرد که در آن کوشیده میشد با استفاده از ظرفیتهای زبان پارسی باستان و التفات به ریشهشناسی لغات، معادلهایی نو برای برخی از مفاهیم فلسفی برساخته شود.
🍂 واکنشها نسبت به این نوآوری محققانه، متفاوت بود. برخی نامتعارفبودن آن را نشانهای روشن از استقبالنکردن مخاطبان از این جهد عظیم و بهتبعآن بیفایدگی آن دانستند. بودند کسانی نیز که زبان به طعن و کنایه گشودند و ترجیح تشنیک بر تکنیک، تراداد بر سنت، نگیرای بر انکار، همدوسش بر الصاق، آروینی بر تجربی، متاگیتیک بر مابعدالطبیعه، دویمچگوییک بر دیالکتیک، شاید شوش نیرومند بر احتمال قوی و پرهون بر دایره را چیزی جز خلق زبانی مصنوعی که به بیان برخی «ادیبمعانیک» نامیده میشد، ندانستند. دیگرانی اما دقت فوقالعاده ادیبسلطانی در انتخاب معادلها و کلیت پروژه او را ستودند و تجربه بیبدیلاش را کاری کارستان لقب دادند که زبان فارسی برای تبدیلشدن به زبانی فلسفی و توانایی درک مفاهیم این حوزه دانش، چارهای جز گامنهادن در مسیر آن ندارد.
🍂 ادیبسلطانی در برابر عموم نقدها سکوت پیشه کرد اما اینک میراث او در قالب ترجمه «سنجش خرد ناب» کانت، «جستارهای فلسفی» راسل، «رساله منطقی ـ فلسفی» ویتگنشتاین و «بودن یا نبودن» و «سوگنمایش شاه ریچارد سوم» شکسپیر، پیش روی ماست. بهمناسبت درگذشت او با موسی اکرمی، استاد فلسفه علم که دستی نیز بر آتش ترجمه دارد، بهگفتگو نشستیم تا درباره کارنامه علمی یکی از برجستهترین نوابغ علمی ایران معاصر که شاید مادر دهر، قرنها چو اویی نزاید و گنجی در کنجی و راهبری بیرهرو بود، سخن بگوییم. حمیدرضا رحمانیزادهدهکردی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز با ما درباره اخلاق علمی ادیبسلطانی و شخصیت خاص او سخن گفت که باعث شد او چنین عاشقانه خود را دههها وقف دانشاندوزی و دانشپراکنی کند.
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Musa_Akrami
گفتگوی روزنامۀ هممیهن با موسی اکرمی
شنبه، ۲۲ ماه مهر ۱۴۰۲، صفحۀ ۱۵ (فرهنگ)
🍂 میرشمسالدین ادیبسلطانی، پزشک، زبانشناس، مترجم، نویسنده، نقاش، ویراستار و فلسفهپژوه شهیر، صبح پنجشنبه ۲۰مهرماه ۱۴۰۲، در ۹۲سالگی در بیمارستان ایرانشهر دار فانی را وداع گفت. او که به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونان باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی، پارسی میانه و باستان مسلط بود، برای نخستینبار با ترجمه «سنجش خرد ناب»، سبکی متمایز در ترجمه متون فلسفی را به ایرانیان پیشنهاد کرد؛ روشی منحصربهفرد که در آن کوشیده میشد با استفاده از ظرفیتهای زبان پارسی باستان و التفات به ریشهشناسی لغات، معادلهایی نو برای برخی از مفاهیم فلسفی برساخته شود.
🍂 واکنشها نسبت به این نوآوری محققانه، متفاوت بود. برخی نامتعارفبودن آن را نشانهای روشن از استقبالنکردن مخاطبان از این جهد عظیم و بهتبعآن بیفایدگی آن دانستند. بودند کسانی نیز که زبان به طعن و کنایه گشودند و ترجیح تشنیک بر تکنیک، تراداد بر سنت، نگیرای بر انکار، همدوسش بر الصاق، آروینی بر تجربی، متاگیتیک بر مابعدالطبیعه، دویمچگوییک بر دیالکتیک، شاید شوش نیرومند بر احتمال قوی و پرهون بر دایره را چیزی جز خلق زبانی مصنوعی که به بیان برخی «ادیبمعانیک» نامیده میشد، ندانستند. دیگرانی اما دقت فوقالعاده ادیبسلطانی در انتخاب معادلها و کلیت پروژه او را ستودند و تجربه بیبدیلاش را کاری کارستان لقب دادند که زبان فارسی برای تبدیلشدن به زبانی فلسفی و توانایی درک مفاهیم این حوزه دانش، چارهای جز گامنهادن در مسیر آن ندارد.
🍂 ادیبسلطانی در برابر عموم نقدها سکوت پیشه کرد اما اینک میراث او در قالب ترجمه «سنجش خرد ناب» کانت، «جستارهای فلسفی» راسل، «رساله منطقی ـ فلسفی» ویتگنشتاین و «بودن یا نبودن» و «سوگنمایش شاه ریچارد سوم» شکسپیر، پیش روی ماست. بهمناسبت درگذشت او با موسی اکرمی، استاد فلسفه علم که دستی نیز بر آتش ترجمه دارد، بهگفتگو نشستیم تا درباره کارنامه علمی یکی از برجستهترین نوابغ علمی ایران معاصر که شاید مادر دهر، قرنها چو اویی نزاید و گنجی در کنجی و راهبری بیرهرو بود، سخن بگوییم. حمیدرضا رحمانیزادهدهکردی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز با ما درباره اخلاق علمی ادیبسلطانی و شخصیت خاص او سخن گفت که باعث شد او چنین عاشقانه خود را دههها وقف دانشاندوزی و دانشپراکنی کند.
🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🌾 @Sedanet
🌾 @Musa_Akrami
صدانت
گفتوگو با موسی اکرمی درباره جایگاه برجسته میرشمسالدین ادیبسلطانی در فلسفه ایران • صدانت
خواندن متن فارسی ادیبسلطانی دشوار است. شاید این هنوز زبان فارسی است که آن پختگی درخور برای فلسفینویسی یکدست را پیدا نکرده و باید در ...