وبسایت فرهنگی صدانت
🔆 تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۱ از ۴ ✍️ #مهدی_ایرانمنش 🔅در این سلسله مقالات سعی کردم اندیشههای فرهاد شفتی – یکی از پژوهشگران قرآنی- را که اخیرا طی پنج نشست با صدانت مطرح شد، بدون دخل و تصرف در محتوا، یا اظهار نظر شخصی، جمع بندی کنم تا در…
🔆 تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۴ از ۴
✍️ #مهدی_ایرانمنش
«بخش چهارم: پرسشها و پاسخها»
🌐 مطالعه متن کامل به همراه فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
✍️ #مهدی_ایرانمنش
«بخش چهارم: پرسشها و پاسخها»
🌐 مطالعه متن کامل به همراه فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
صدانت
تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۴ از ۴ • صدانت
تقریر مهدی ایرانمنش از دیدگاه فرهاد شفتی ارائه شده در مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش چهارم: « پرسشها و پاسخها»
☘️ ارتداد از نگاه اندیشمندان
صدانت در مطلبی به بررسی تطبیقی آرا و نظرات اندیشمندان ایرانی در باب ارتداد پرداخته است.
دیدگاه اندیشمندانی چون:
محمدتقی مصباح یزدی
عبدالله جوادی آملی
#عبدالکریم_سروش
حسینعلی منتظری
#ابوالقاسم_فنایی
#مصطفی_ملکیان
#حسین_دباغ
#احمد_قابل
جعفر سبحانی
#فرهاد_شفتی
#سروش_دباغ
مرتضی مطهری
#محسن_کدیور
#یوسف_صانعی
عبدالعلی بازرگان
ناصر مکارم شیرازی
محمد سروش محلاتی
سید مصطفی محقق داماد
🌐 متن کامل
صدانت در مطلبی به بررسی تطبیقی آرا و نظرات اندیشمندان ایرانی در باب ارتداد پرداخته است.
دیدگاه اندیشمندانی چون:
محمدتقی مصباح یزدی
عبدالله جوادی آملی
#عبدالکریم_سروش
حسینعلی منتظری
#ابوالقاسم_فنایی
#مصطفی_ملکیان
#حسین_دباغ
#احمد_قابل
جعفر سبحانی
#فرهاد_شفتی
#سروش_دباغ
مرتضی مطهری
#محسن_کدیور
#یوسف_صانعی
عبدالعلی بازرگان
ناصر مکارم شیرازی
محمد سروش محلاتی
سید مصطفی محقق داماد
🌐 متن کامل
صدانت
ارتداد از نگاه اندیشمندان • صدانت
بررسی مقولهی ارتداد در آراء اندیشمندان و علمای ایران
☘️ مجله الفبا به کوشش غلامحسین ساعدی
✍️ نویسندگان:
غلامحسین ساعدی، محمد قاضی، بزرگ علوی، داریوش آشوری، بهرام بیضایی، مهرداد بهار، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور، احمد محمود، اسماعیل خویی، شهرنوش پارسیپور، محمدرضا شفیعی کدکنی، بابک بامدادان، علی شیرازی، محمدعلی همایون کاتوزیان، علی میرفطروس، علی بنوعزیزی، هما ناطق، احمد هامون، آصف بیات، منوچهر ایرانی، بزرگ علوی، باقر مومنی، اسماعیل خویی، ناصر پاکدامن
🔅الفبا گاهنامهای فرهنگی و هنری به زبان فارسی بود که به کوشش غلامحسین ساعدی در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ در تهران و پاریس منتشر میشد.
🔅دورهٔ نخست الفبا در شش شماره از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ در تهران منتشر شد.
🔅دورهٔ دوّم الفبا در هفت شماره از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵ در پاریس منتشر شد.
🌐 دریافت PDF تمام شمارههای مجله الفبا
🌾 @Sedanet
✍️ نویسندگان:
غلامحسین ساعدی، محمد قاضی، بزرگ علوی، داریوش آشوری، بهرام بیضایی، مهرداد بهار، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور، احمد محمود، اسماعیل خویی، شهرنوش پارسیپور، محمدرضا شفیعی کدکنی، بابک بامدادان، علی شیرازی، محمدعلی همایون کاتوزیان، علی میرفطروس، علی بنوعزیزی، هما ناطق، احمد هامون، آصف بیات، منوچهر ایرانی، بزرگ علوی، باقر مومنی، اسماعیل خویی، ناصر پاکدامن
🔅الفبا گاهنامهای فرهنگی و هنری به زبان فارسی بود که به کوشش غلامحسین ساعدی در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ در تهران و پاریس منتشر میشد.
🔅دورهٔ نخست الفبا در شش شماره از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ در تهران منتشر شد.
🔅دورهٔ دوّم الفبا در هفت شماره از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵ در پاریس منتشر شد.
🌐 دریافت PDF تمام شمارههای مجله الفبا
🌾 @Sedanet
3danet.net
مجله الفبا به کوشش غلامحسین ساعدی
الفبا گاهنامهای فرهنگی و هنری به زبان فارسی بود که به کوشش غلامحسین ساعدی در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ در تهران و پاریس منتشر میشد...
🔆 لیبرالیسم و همزیستی مسالمتآمیز
👤 #حسین_هوشمند (پژوهشگر فلسفه سیاسی و محقق وابسته به دانشگاه اس اف یو)
🔅مهمترین ویژگی جوامع مدرن، تنوع و تکثر سنتهای فلسفی، اخلاقی و دینی معقول و در عین حال ناسازگار با یکدیگر است که از اختلافنظر اجتنابناپذیر شهروندان در باورها و ارزشهای اخلاقی و دینیشان نشأت میگیرد. چنین اختلاف نظری صرفاً ناشی از علایٔق فردی -طبقاتی یا نتیجه خودفریبی یا دیگر علل غیرعقلانی نیست؛ بلکه ویژگی عقل است که وقتی آزادانه عمل کند در آموزههای فراگیر فلسفی و دینی متفاوتی نمود مییابد. از اینرو، در دوران مدرن و در بستر نظام های لیبرال دموکراسی، پلورالیسم اخلاقی-دینی معقولی پدیدار شده است.
🔅این واقعیت پرسش مهمی را بر می انگیزد: آیا همزیستی مسالمتآمیز در جامعهای که متشکل از شهروندانی است که به سنتهای اخلاقی و دینی معقول اما عمیقا متفاوتی باور دارند امکانپذیر است؟ اگر است چگونه؟ در این گفتار با تفکیک بین دو تصور از لیبرالیسم، یعنی لیبرالیسم جامع یا لیبرالیسم روشنگری – بمثابه یک فلسفه زندگی – و لیبرالیسم سیاسی – بمثابه فلسفه سیاست- به تحلیل و بررسی پرسش مذکور میپردازیم.
🔅لیبرالیسم روشنگری بر اهمیت تصمیمات خودمختار شخصی در زندگی افراد تأکید می کند و ارزش متون و آموزه های دینی را ناچیز می داند. اما، لیبرالیسم سیاسی ادعاهایی چنین فراگیر در باره اصول اخلاقی برای تصمیمگیری فردی ندارد بلکه معطوف است به ارایٔه یک تصور معقول و خود-بنیاد از عدالت که حقوق و آزادی های اساسی فردی و سیاسی عموم شهروندان را تضمین و تأمین کند. شهروندان سکولا ر و دیندار که درباره اهمیت و نقش خودمختاری اخلاقی، سنت و متون دینی در زندگی اختلاف نظر بنیادی دارند علیالاصول می توانند چنین نظریه عدالت یا چارچوب سیاسی را به دلایل متفاوت مورد تصدیق قرار دهند، و از اینرو امکان همزیستی مسالمتآمیز بر پایه احترام به منافع متقابل امکان پذیر میگردد. لیبرالیسم سیاسی نشان می دهد که لیبرالیسم یک سنت سیاسی مداراگر و آشتیجویانه است که می تواند ازسوی پیروان فلسفههای متفاوت زندگی (سکولار و دینی) پذیرفته شود: یک دیدگاه سیاسی که می تواند کانون اجماع همپوشان بین شهروندان باشد و دلیل عمومی مشترکی را برای حمایت از یک دموکراسی کثرتگرا فراهم آورد...
🌐 صوت، فیلم و متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Goftar_Andisheh
👤 #حسین_هوشمند (پژوهشگر فلسفه سیاسی و محقق وابسته به دانشگاه اس اف یو)
🔅مهمترین ویژگی جوامع مدرن، تنوع و تکثر سنتهای فلسفی، اخلاقی و دینی معقول و در عین حال ناسازگار با یکدیگر است که از اختلافنظر اجتنابناپذیر شهروندان در باورها و ارزشهای اخلاقی و دینیشان نشأت میگیرد. چنین اختلاف نظری صرفاً ناشی از علایٔق فردی -طبقاتی یا نتیجه خودفریبی یا دیگر علل غیرعقلانی نیست؛ بلکه ویژگی عقل است که وقتی آزادانه عمل کند در آموزههای فراگیر فلسفی و دینی متفاوتی نمود مییابد. از اینرو، در دوران مدرن و در بستر نظام های لیبرال دموکراسی، پلورالیسم اخلاقی-دینی معقولی پدیدار شده است.
🔅این واقعیت پرسش مهمی را بر می انگیزد: آیا همزیستی مسالمتآمیز در جامعهای که متشکل از شهروندانی است که به سنتهای اخلاقی و دینی معقول اما عمیقا متفاوتی باور دارند امکانپذیر است؟ اگر است چگونه؟ در این گفتار با تفکیک بین دو تصور از لیبرالیسم، یعنی لیبرالیسم جامع یا لیبرالیسم روشنگری – بمثابه یک فلسفه زندگی – و لیبرالیسم سیاسی – بمثابه فلسفه سیاست- به تحلیل و بررسی پرسش مذکور میپردازیم.
🔅لیبرالیسم روشنگری بر اهمیت تصمیمات خودمختار شخصی در زندگی افراد تأکید می کند و ارزش متون و آموزه های دینی را ناچیز می داند. اما، لیبرالیسم سیاسی ادعاهایی چنین فراگیر در باره اصول اخلاقی برای تصمیمگیری فردی ندارد بلکه معطوف است به ارایٔه یک تصور معقول و خود-بنیاد از عدالت که حقوق و آزادی های اساسی فردی و سیاسی عموم شهروندان را تضمین و تأمین کند. شهروندان سکولا ر و دیندار که درباره اهمیت و نقش خودمختاری اخلاقی، سنت و متون دینی در زندگی اختلاف نظر بنیادی دارند علیالاصول می توانند چنین نظریه عدالت یا چارچوب سیاسی را به دلایل متفاوت مورد تصدیق قرار دهند، و از اینرو امکان همزیستی مسالمتآمیز بر پایه احترام به منافع متقابل امکان پذیر میگردد. لیبرالیسم سیاسی نشان می دهد که لیبرالیسم یک سنت سیاسی مداراگر و آشتیجویانه است که می تواند ازسوی پیروان فلسفههای متفاوت زندگی (سکولار و دینی) پذیرفته شود: یک دیدگاه سیاسی که می تواند کانون اجماع همپوشان بین شهروندان باشد و دلیل عمومی مشترکی را برای حمایت از یک دموکراسی کثرتگرا فراهم آورد...
🌐 صوت، فیلم و متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Goftar_Andisheh
صدانت
حسین هوشمند: لیبرالیسم و همزیستی مسالمتآمیز • صدانت
آیا همزیستی مسالمتآمیز در جامعهای که متشکل از شهروندانی است که به سنتهای اخلاقی و دینی معقول اما عمیقا متفاوتی باور دارند امکانپذیر ...
🔆 درباره کتاب ابرهای ندانستن
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅 محسن آزموده: عرفان و تفکر و زیست عرفانی، در میان ادیان و آیینهای گوناگون، همواره به حقیقتی واحد و آرامش درونی و پالایش روانی فرا میخواند و از این حیث در روزگار عسرت روشی برای مقابله با مصایب و دشواریهاست. در میانه قرن چهاردهم میلادی، در هنگامه استیلای کلیسا، جنگ و تبعیض اجتماعی و فراگیری بیماری مهلک طاعون، عارفی مسیحی در مجموعهای از نامهها به دوستش از ابرهای ندانستن و فراموشی سخن گفت و مریدان را به مراقبه فراخواند. حاصل این نامهها کتابی شد با عنوان ابرهای ندانستن که به تازگی با ترجمه صبا ثابتی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب تاکنون به زبانهای گوناگون ترجمه شده و مفسران و صاحبنظران زیادی درباره آن نوشتهاند. روز پنجشنبه ۱۶ تیرماه مصطفی ملکیان، پژوهشگر نامآشنای فلسفه و اخلاق درباره این کتاب گفتاری ارایه کرد که گزارشی از آن از نظر میگذرد. با این توضیح که آنچه درباره ویژگیهای عرفان و اندیشه عرفانی و نحوه مواجهه امروزین ما با آنها بیان میشود، مربوط به همه سنتهای عرفانی در ادیان و آیینهای گوناگون است و قطعا درباره اینکه این رویارویی چگونه باید باشد، دیدگاهها و نظرات مختلفی وجود دارد.
🌐 صوت، فیلم و متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
🌾 @zamaneyebarkhord
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅 محسن آزموده: عرفان و تفکر و زیست عرفانی، در میان ادیان و آیینهای گوناگون، همواره به حقیقتی واحد و آرامش درونی و پالایش روانی فرا میخواند و از این حیث در روزگار عسرت روشی برای مقابله با مصایب و دشواریهاست. در میانه قرن چهاردهم میلادی، در هنگامه استیلای کلیسا، جنگ و تبعیض اجتماعی و فراگیری بیماری مهلک طاعون، عارفی مسیحی در مجموعهای از نامهها به دوستش از ابرهای ندانستن و فراموشی سخن گفت و مریدان را به مراقبه فراخواند. حاصل این نامهها کتابی شد با عنوان ابرهای ندانستن که به تازگی با ترجمه صبا ثابتی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب تاکنون به زبانهای گوناگون ترجمه شده و مفسران و صاحبنظران زیادی درباره آن نوشتهاند. روز پنجشنبه ۱۶ تیرماه مصطفی ملکیان، پژوهشگر نامآشنای فلسفه و اخلاق درباره این کتاب گفتاری ارایه کرد که گزارشی از آن از نظر میگذرد. با این توضیح که آنچه درباره ویژگیهای عرفان و اندیشه عرفانی و نحوه مواجهه امروزین ما با آنها بیان میشود، مربوط به همه سنتهای عرفانی در ادیان و آیینهای گوناگون است و قطعا درباره اینکه این رویارویی چگونه باید باشد، دیدگاهها و نظرات مختلفی وجود دارد.
🌐 صوت، فیلم و متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
🌾 @zamaneyebarkhord
صدانت
سخنرانی مصطفی ملکیان درباره کتاب ابرهای ندانستن • صدانت
حاصل این نامهها كتابی شد با عنوان ابرهای ندانستن كه به تازگی با ترجمه صبا ثابتی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است...
🔆 پاسخهای متفاوت به حکم مرتد
✍️ #محمدحسن_قراملکی ، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
🔅 مقاله حاضر به ارزیابی و طبقه بندی دیدگاه های فقها درباره مسأله «حکم مرتد» می پردازد. بر این اساس، هشت رویکرد در موضوع ارتداد و مرتد احصا شده است. پذیرش توبه مرتد، علم مرتد، علنی بودن ارتداد، عناد مرتد، قصد اهانت به دین و موارد دیگر از جمله موضوعاتی است که باعث اختلاف نظر فقها درباره حکم مرتد گردیده است.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
✍️ #محمدحسن_قراملکی ، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
🔅 مقاله حاضر به ارزیابی و طبقه بندی دیدگاه های فقها درباره مسأله «حکم مرتد» می پردازد. بر این اساس، هشت رویکرد در موضوع ارتداد و مرتد احصا شده است. پذیرش توبه مرتد، علم مرتد، علنی بودن ارتداد، عناد مرتد، قصد اهانت به دین و موارد دیگر از جمله موضوعاتی است که باعث اختلاف نظر فقها درباره حکم مرتد گردیده است.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله محمدحسن قراملکی با عنوان «پاسخهای متفاوت به حکم مرتد» • صدانت
مقاله حاضر به ارزیابی و طبقه بندی دیدگاه های فقها درباره مسأله «حکم مرتد» می پردازد. بر این اساس، هشت رویکرد در موضوع ارتداد و مرتد ...
🔆 استدلالی اخلاقی علیه آزمایشهای حیوانی
جمعبندی کتاب
مترجم: محمدرسول علیزادۀ اصلی
🔅سوءاستفادۀ عامدانه و مکرر از حیواناتِ حسمندِ بیگناه توأم با ستم، درد، رنج، محبسهای دلهرهآور، استفادۀ ابزاری، تجارت، و مرگ باید تصورناپذیر باشد. اما آزمایشهای حیوانی دقیقاً همین طور است: «عادیسازی امر تصورناپذیر». تعداد حیواناتی را که سالانه در آزمایشهای حیوانی استفاده میشوند ۱۱۵٫۳ میلیون برآورد میکنند. باتوجهبه ستم، درد، رنج، و مرگی که بر آنان میرود، آزمایش حیوانی یکی از بزرگترین معضلات اخلاقی عصر ماست.
🔅این عادیسازی دقیقاً در مقابل دانشی قرار میگیرد که اکنون از گستره و طیف ستمپذیری حیوانات داریم. نمیتوانیم چشممان را بر پیچیدگی آگاهیِ حیوانات، بهویژه حسمندیِ حیوانات (که بر اساس ظرفیت تجربۀ درد و لذت تعریف میشود)، ببندیم. برخلاف اجدادمان، ما اکنون میدانیم (به همان اندازه مستدل که دربارۀ انسانها میدانیم) که حیوانات، بهویژه پستانداران، پرندگان، و خزندگان، نهتنها درد را تجربه میکنند، بلکه بُهت، ترس، پریشانی، ضربۀ روانی، اضطراب، دلهره، آشفتگی، انتظار، و وحشت نیز با شدتوحدت کمتر یا بیشتر از انسانها بر آنان میگذرد. این نتیجهای است که از بسیاری کتابهای علمی و مقالات مجلاتِ علمی همتاسنج به دست آمدهاست.
🔅این عادیسازی روی اعتماد مفرط بشر به اعتبار علمیِ آزمایشهای حیوانی بنا شدهاست. اما نقدهای علمیِ جدید ورق را برگرداندهاست، بهویژه در ارتباط با اعتمادناپذیری آزمایشهای حیوانی، پیشبینیناپذیری محیطهای آزمایشگاهی، ناهمخوانی بیماریهای انسان با «مدلهای حیوانیِ» بیماریها، فیزیولوژی و عملکرد ژنتیک متفاوت بیناگونهای، و پیدایش آزمایشهای مرتبط با انسان که قدرت پیشبینیِ بیشتری دارند. نتیجه اینکه، اکنون دیگر درست یا منطقی نیست (اگر هیچگاه بوده باشد) که بگوییم یگانه انتخاب اخلاقیمان بین آزمایشهای حیوانی و کنارگذاشتن پیشرفت علمی است.
🔅این عادیسازی مبتنی بر نگرش بیاعتباری است که میگوید حیوانات صرفاً ابزاریاند در خدمت بشر، راهکاریاند برای برآوردن اهداف انسان، اقلامیاند تعویضپذیر، و کالاهاییاند که انسان میتواند هر طور که مناسب میبیند با آنان رفتار کند و کنارشان بگذارد. در چهل سال اخیر، آثار فکری فراوانی در باب جایگاه اخلاقی حیوانات منتشر شدهاست. این آثارِ جدید به مصاف نگرشهایی ازایندست میرود که در تفکرات اخلاقی، انسان همواره باید از اولویتِ مطلق برخوردار باشد (اخلاقِ انسانمحور)، حیوانات برای انسان وجود دارند، محض برآوردن منافع و خواستههایشان (ابزارانگاری)، و انسانها را باید، در یک نوع دوگانۀ «ما» و «آنها»، از سایر حیوانات متمایز و جدا کرد، که حیوانات در آن مسلماً فروتر انگاشته میشوند (دوگانهانگاری)...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @noanimaltestin
جمعبندی کتاب
مترجم: محمدرسول علیزادۀ اصلی
🔅سوءاستفادۀ عامدانه و مکرر از حیواناتِ حسمندِ بیگناه توأم با ستم، درد، رنج، محبسهای دلهرهآور، استفادۀ ابزاری، تجارت، و مرگ باید تصورناپذیر باشد. اما آزمایشهای حیوانی دقیقاً همین طور است: «عادیسازی امر تصورناپذیر». تعداد حیواناتی را که سالانه در آزمایشهای حیوانی استفاده میشوند ۱۱۵٫۳ میلیون برآورد میکنند. باتوجهبه ستم، درد، رنج، و مرگی که بر آنان میرود، آزمایش حیوانی یکی از بزرگترین معضلات اخلاقی عصر ماست.
🔅این عادیسازی دقیقاً در مقابل دانشی قرار میگیرد که اکنون از گستره و طیف ستمپذیری حیوانات داریم. نمیتوانیم چشممان را بر پیچیدگی آگاهیِ حیوانات، بهویژه حسمندیِ حیوانات (که بر اساس ظرفیت تجربۀ درد و لذت تعریف میشود)، ببندیم. برخلاف اجدادمان، ما اکنون میدانیم (به همان اندازه مستدل که دربارۀ انسانها میدانیم) که حیوانات، بهویژه پستانداران، پرندگان، و خزندگان، نهتنها درد را تجربه میکنند، بلکه بُهت، ترس، پریشانی، ضربۀ روانی، اضطراب، دلهره، آشفتگی، انتظار، و وحشت نیز با شدتوحدت کمتر یا بیشتر از انسانها بر آنان میگذرد. این نتیجهای است که از بسیاری کتابهای علمی و مقالات مجلاتِ علمی همتاسنج به دست آمدهاست.
🔅این عادیسازی روی اعتماد مفرط بشر به اعتبار علمیِ آزمایشهای حیوانی بنا شدهاست. اما نقدهای علمیِ جدید ورق را برگرداندهاست، بهویژه در ارتباط با اعتمادناپذیری آزمایشهای حیوانی، پیشبینیناپذیری محیطهای آزمایشگاهی، ناهمخوانی بیماریهای انسان با «مدلهای حیوانیِ» بیماریها، فیزیولوژی و عملکرد ژنتیک متفاوت بیناگونهای، و پیدایش آزمایشهای مرتبط با انسان که قدرت پیشبینیِ بیشتری دارند. نتیجه اینکه، اکنون دیگر درست یا منطقی نیست (اگر هیچگاه بوده باشد) که بگوییم یگانه انتخاب اخلاقیمان بین آزمایشهای حیوانی و کنارگذاشتن پیشرفت علمی است.
🔅این عادیسازی مبتنی بر نگرش بیاعتباری است که میگوید حیوانات صرفاً ابزاریاند در خدمت بشر، راهکاریاند برای برآوردن اهداف انسان، اقلامیاند تعویضپذیر، و کالاهاییاند که انسان میتواند هر طور که مناسب میبیند با آنان رفتار کند و کنارشان بگذارد. در چهل سال اخیر، آثار فکری فراوانی در باب جایگاه اخلاقی حیوانات منتشر شدهاست. این آثارِ جدید به مصاف نگرشهایی ازایندست میرود که در تفکرات اخلاقی، انسان همواره باید از اولویتِ مطلق برخوردار باشد (اخلاقِ انسانمحور)، حیوانات برای انسان وجود دارند، محض برآوردن منافع و خواستههایشان (ابزارانگاری)، و انسانها را باید، در یک نوع دوگانۀ «ما» و «آنها»، از سایر حیوانات متمایز و جدا کرد، که حیوانات در آن مسلماً فروتر انگاشته میشوند (دوگانهانگاری)...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @noanimaltestin
صدانت
استدلالی اخلاقی علیه آزمایشهای حیوانی • صدانت
سوءاستفادۀ عامدانه و مکرر از حیواناتِ حسمندِ بیگناه توأم با ستم، درد، رنج، محبسهای دلهرهآور، استفادۀ ابزاری، تجارت، و مرگ باید ...
🔆 آیا قرآن با کثرتگرایی دینی همنوا است؟
گفتوگویی با دکتر #فرهاد_شفتی
✍️ #صدیق_قطبی
🔅فرهاد شفتی، پژوهشگر دین و دارای دکترای مطالعات اسلامی از دانشکده الهیات دانشگاه ادینبرو در اسکاتلند است. پس از گفتوگوی آرش نراقی و یاسرمیردامادی با محور «انحصارگرایی و کثرتگرایی دینی» و پیرو آن انتشار مقالهای از آرش نراقی با نام «انحصارگرایی محققانه در قلمرو دین»، فرهاد شفتی در نقد موضع آرش نراقی مقالهی «کثرتگرایی یا انحصارگرایی محققانه؟» را منتشر کرد و در آن کوشید به نقدهای نظری(عقلی) ناظر به کثرتگرایی دینی پاسخ دهد. او سپس طیّ مقالهی «قرآن؛ کثرتگرا یا انحصارگرا؟» کثرتگرایی دینی را در قرآن بررسی کرد و کوشید خوانشی کثرتگرایانه از قرآن ارائه دهد.
فرهاد شفتی در دو گفتار از سلسله گفتارهای «پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن» مجدداً و به نحو تفصیلی درباره موضع کثرتانگار قرآن سخن گفته است.
🔅از سرِ علاقهای که به این موضوع داشتم سؤالاتی را جهت ایضاح بیشتر بحث با آقای شفتی طرح کردم. ایشان هم با فروتنی و تأنی بسیار، پاسخ دادند. طرح سؤالات در آغاز به قصد انتشار عمومی نبود، اما دریافت پاسخهای سنجیده و نکتهآموز آقای شفتی ترغیبم کرد که با اجازه ایشان متن کامل این پرسشها و پاسخها را اینجا منتشر کنم.
🔅شاید اگر گفتارها و مقالات آقای شفتی را درباره رویکرد کثرتانگار قرآن، با دقت و تأنی بیشتر میخواندم برخی از سؤالات این مجموعه طرح نمیشد. ضمنا همه سؤالات ناظر بر تقریر آقای شفتی از کثرتانگاری در قرآن است و نه مباحث مربوط به کثرتگرایی دینی از منظری فلسفی. من در این سؤالات به رغم آنکه با رویکرد کثرتگرایی دینی همراهم، سعی کردم اشکالاتی را که میتوان بر خوانش کثرتانگار از قرآن وارد کرد تقریر کنم. از آقای دکتر فرهاد شفتی بسیار ممنونم که سخاوتمندانه و با صرف وقت و توجه فراتر از انتظار، به سؤالات من پاسخ گفتند.
🗞 پیدیاف این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @sedigh_63
🌾 @YMirdamadi
🌾 @farhadshafti
🌾 @arash_naraghi
گفتوگویی با دکتر #فرهاد_شفتی
✍️ #صدیق_قطبی
🔅فرهاد شفتی، پژوهشگر دین و دارای دکترای مطالعات اسلامی از دانشکده الهیات دانشگاه ادینبرو در اسکاتلند است. پس از گفتوگوی آرش نراقی و یاسرمیردامادی با محور «انحصارگرایی و کثرتگرایی دینی» و پیرو آن انتشار مقالهای از آرش نراقی با نام «انحصارگرایی محققانه در قلمرو دین»، فرهاد شفتی در نقد موضع آرش نراقی مقالهی «کثرتگرایی یا انحصارگرایی محققانه؟» را منتشر کرد و در آن کوشید به نقدهای نظری(عقلی) ناظر به کثرتگرایی دینی پاسخ دهد. او سپس طیّ مقالهی «قرآن؛ کثرتگرا یا انحصارگرا؟» کثرتگرایی دینی را در قرآن بررسی کرد و کوشید خوانشی کثرتگرایانه از قرآن ارائه دهد.
فرهاد شفتی در دو گفتار از سلسله گفتارهای «پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن» مجدداً و به نحو تفصیلی درباره موضع کثرتانگار قرآن سخن گفته است.
🔅از سرِ علاقهای که به این موضوع داشتم سؤالاتی را جهت ایضاح بیشتر بحث با آقای شفتی طرح کردم. ایشان هم با فروتنی و تأنی بسیار، پاسخ دادند. طرح سؤالات در آغاز به قصد انتشار عمومی نبود، اما دریافت پاسخهای سنجیده و نکتهآموز آقای شفتی ترغیبم کرد که با اجازه ایشان متن کامل این پرسشها و پاسخها را اینجا منتشر کنم.
🔅شاید اگر گفتارها و مقالات آقای شفتی را درباره رویکرد کثرتانگار قرآن، با دقت و تأنی بیشتر میخواندم برخی از سؤالات این مجموعه طرح نمیشد. ضمنا همه سؤالات ناظر بر تقریر آقای شفتی از کثرتانگاری در قرآن است و نه مباحث مربوط به کثرتگرایی دینی از منظری فلسفی. من در این سؤالات به رغم آنکه با رویکرد کثرتگرایی دینی همراهم، سعی کردم اشکالاتی را که میتوان بر خوانش کثرتانگار از قرآن وارد کرد تقریر کنم. از آقای دکتر فرهاد شفتی بسیار ممنونم که سخاوتمندانه و با صرف وقت و توجه فراتر از انتظار، به سؤالات من پاسخ گفتند.
🗞 پیدیاف این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @sedigh_63
🌾 @YMirdamadi
🌾 @farhadshafti
🌾 @arash_naraghi
🔆 کتاب اخلاقشناسی نوین: نظریههای اخلاقی
نوشتۀ شیفرلندو
ترجمۀ ابوالقاسم فنائی و ایمان عباسنژاد
انتشارات سروش مولانا
🔅شاید بتوان فلسفۀ اخلاق را کاربردیترین زیرشاخۀ فلسفه نامید. کتاب اخلاقشناسی نوین در یازده فصل طرح درس جامع و گامبهگامی است برای آشنایی با نظریههای اخلاقی در فلسفۀ اخلاق (اخلاق هنجاری). شهرت علمی نویسنده در رشته فلسفۀ اخلاق، تخصص ابوالقاسم فنایی (دارای دکتری فلسفۀ اخلاق از دانشگاه شفیلد و استاد صاحبنظر در این حوزه در ایران) در موضوعی که در آن دست به ترجمه زده است، و محتوای نظاممند کتاب که میکوشد خواننده را در مسیری درست برای آشنایی و یادگیری این رشته پلهپله راهنمایی کند از نکاتی است که میتواند ترجمۀ فارسی این کتاب را در جایگاه یکی از بهترین منابع برای آشنایی ابتدایی و پیشرفته با فلسفۀ اخلاق قرار دهد.
🔅نویسنده کوشیده کتاب را به گونهای بنویسد که هر مخاطبی در هر سطحی بهرهای مناسب از آن داشته باشد. در پایان هر فصل مفاهیم کلیدی و پرسشهای اصلی فصل آمده که خواننده میتواند درک خود از آن فصل را با پاسخ به آن پرسشها محک بزند. همچنین، در فصول ۳ تا ۱۱، در پایان درس گزیدهای از یکی از معتبرترین متون کلاسیک رایج درباره موضوع آن فصل آمده که میتواند برای خوانندگانی با دانش خوب از فلسفۀ اخلاق بسیار راهگشا باشد. نویسنده نهتنها نظریات موجود را مطرح میکند بلکه در تمام کتاب کوشیده تفکر نقادانه را در پرداختن به هر دیدگاهی به خواننده بیاموزد. در بررسی نظریات نیز جانت انصاف را رعایت کرده و دلایل اقبال به آن نظریه را در کنار مشکلات نظریۀ مدنظر به خوبی تبیین کرده است.
🌐 معرفی همراه با PDF بخشی از کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @Sorooshemewlana
🌾 @Abolghasemfanaei
نوشتۀ شیفرلندو
ترجمۀ ابوالقاسم فنائی و ایمان عباسنژاد
انتشارات سروش مولانا
🔅شاید بتوان فلسفۀ اخلاق را کاربردیترین زیرشاخۀ فلسفه نامید. کتاب اخلاقشناسی نوین در یازده فصل طرح درس جامع و گامبهگامی است برای آشنایی با نظریههای اخلاقی در فلسفۀ اخلاق (اخلاق هنجاری). شهرت علمی نویسنده در رشته فلسفۀ اخلاق، تخصص ابوالقاسم فنایی (دارای دکتری فلسفۀ اخلاق از دانشگاه شفیلد و استاد صاحبنظر در این حوزه در ایران) در موضوعی که در آن دست به ترجمه زده است، و محتوای نظاممند کتاب که میکوشد خواننده را در مسیری درست برای آشنایی و یادگیری این رشته پلهپله راهنمایی کند از نکاتی است که میتواند ترجمۀ فارسی این کتاب را در جایگاه یکی از بهترین منابع برای آشنایی ابتدایی و پیشرفته با فلسفۀ اخلاق قرار دهد.
🔅نویسنده کوشیده کتاب را به گونهای بنویسد که هر مخاطبی در هر سطحی بهرهای مناسب از آن داشته باشد. در پایان هر فصل مفاهیم کلیدی و پرسشهای اصلی فصل آمده که خواننده میتواند درک خود از آن فصل را با پاسخ به آن پرسشها محک بزند. همچنین، در فصول ۳ تا ۱۱، در پایان درس گزیدهای از یکی از معتبرترین متون کلاسیک رایج درباره موضوع آن فصل آمده که میتواند برای خوانندگانی با دانش خوب از فلسفۀ اخلاق بسیار راهگشا باشد. نویسنده نهتنها نظریات موجود را مطرح میکند بلکه در تمام کتاب کوشیده تفکر نقادانه را در پرداختن به هر دیدگاهی به خواننده بیاموزد. در بررسی نظریات نیز جانت انصاف را رعایت کرده و دلایل اقبال به آن نظریه را در کنار مشکلات نظریۀ مدنظر به خوبی تبیین کرده است.
🌐 معرفی همراه با PDF بخشی از کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @Sorooshemewlana
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
کتاب اخلاقشناسی نوین: نظریههای اخلاقی • صدانت
کتاب اخلاقشناسی نوین؛ نظریههای اخلاقی نوشتۀ شیفرلندو و با ترجمۀ ابوالقاسم فنایی و ایمان عباسنژاد از سوی انتشارات سروش مولانا ...
🔆 چرا مسلمانم؟ ضروری اسلام را چه میدانم؟
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅 در پاسخ به این پرسش معمولا انتظار این است که ثابت کنیم که محمد پیامبر خداست و قرآنی که در دست است کتاب آسمانی این پیامبر بوده است. مسلمان بودنِ من اما بر مبنای استدلالات قیاسی نیست. بر اینم که استدلالات قیاسی مشکل بتوانند گزارهی بالا و گزارههایی از این دست را به نحو اطمینانآوری اثبات یا نفی کنند. این البته مختصِّ اسلام و پیامبر اسلام نیست، بلکه همین را دربارهی دیگر ادیان و دیگر پیامبران و رهبران معنوی تاریخِ غیر معاصر نیز میگویم. صغری و کبریِ اینگونه استدلالات، چه لَه و چه علیه، معمولا بسیار مشروط و وابسته به صغری و کبریهای دیگر است. غالبا اتفاقی که میافتد این است که آنچه این صغری کبریها را پذیرفتنی میکند باوری پیشینی است و نه خود استدلال...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅 در پاسخ به این پرسش معمولا انتظار این است که ثابت کنیم که محمد پیامبر خداست و قرآنی که در دست است کتاب آسمانی این پیامبر بوده است. مسلمان بودنِ من اما بر مبنای استدلالات قیاسی نیست. بر اینم که استدلالات قیاسی مشکل بتوانند گزارهی بالا و گزارههایی از این دست را به نحو اطمینانآوری اثبات یا نفی کنند. این البته مختصِّ اسلام و پیامبر اسلام نیست، بلکه همین را دربارهی دیگر ادیان و دیگر پیامبران و رهبران معنوی تاریخِ غیر معاصر نیز میگویم. صغری و کبریِ اینگونه استدلالات، چه لَه و چه علیه، معمولا بسیار مشروط و وابسته به صغری و کبریهای دیگر است. غالبا اتفاقی که میافتد این است که آنچه این صغری کبریها را پذیرفتنی میکند باوری پیشینی است و نه خود استدلال...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
صدانت
نوشتار فرهاد شفتی با عنوان «چرا مسلمانم؟ ضروری اسلام را چه میدانم؟» • صدانت
انتظار این است که ثابت کنیم که محمد پیامبر خداست و قرآن کتابی آسمانی است. مسلمان بودنِ من اما بر مبنای استدلالات قیاسی نیست...
🔆 حق ناحق بودن
✍️ ویلیام شپرد
مترجم: هومن پناهنده
🔅 شاید اساسیترین مسئله این باشد که جامعه در قبال مصاف آشکار و بیپرده با مبناییترین عقیده و ایدئولوژیش به چه میزان میتواند از خود تحمل نشان دهد. اگر مبنای جامعه موردنظر حقوق بشر است سوال یادشده را به این صورت باید طرح کرد که آیا جامعه (مبتنی بر حقوق بشر) میتواند اظهارات علنی کسانی را که این حقوق را رد و در صورت امکان نابود میکنند تحمل کند؟ اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد «هیچ حقی را که به موجب آن بتوان وارد فعالیتی شد یا به اقدامی دست زد که معطوف به پایمال کردن هریک از حقوق و آزادیهای مذکور در این اعلامیه باشد» نمیپذیرد.
🔅 بنابر توافقنامه بینالمللی سازمان ملل متحد در باب حقوق مدنی و سیاسی «پروبال دادن به نفرت ملی، نژادی یا دینی که آتش تبعیض را شعلهور میکند به هر شکل طبق قانون ممنوع است.» تمهیدی مشابه این را در اعلامیهقاهره درباره حقوقبشر در اسلام میتوان یافت. در ایالاتمتحده باب این مبحث چندبار گشوده شد. در دهه ۱۹۵۰ که معمولاً تحتعنوان «دوره مکارتی» از آن یاد میشود. در تحدید حقوق و آزادی کمونیستها و «هوادارانشان» سعی بلیغی صورت گرفت. در مقام اقامه دلیل هم گفته میشد که کمونیستها سنگ انقلابی را به سینه میزنند که در صورت وقوع، از آن آزادیها که اینان بر مبنای آنها برای خود حق بیان قائلند اثری به جا نمیماند. نتیجه این شد که کسانی از کار بیکار شدند یا مصیبتهای دیگری گریبانشان را گرفت. با اینهمه، دوره مکارتی چندان نپایید و بیشتر با همه محدودیتها سرانجام رفع شد. تا جایی که من باخبرم امروزه اکثر امریکاییان آن جدّو جهد را کلاً خبط و خطا میدانند. بهراستی تهدید از این اعمال بر هر منفعتی میچربید. خاصه به سبب محنت کشیدن کسانی که به ناحق در مظانّ اتهام قرار گرفته بودند.
🔅 جالب توجه است با اینکه امریکا رهبر اتحاد ضدکمونیستی شمرده میشود اما حزب کمونیست هرگز در این کشور غیرقانونی اعلام نشده است. نمونهای تازهتر که در طیف سیاسی، درست در قطب مخالف جامیگیرد به سال 1977 اتفاق افتاد و آن وقتی بود که اعضای حزب نازی آمریکا درصدد کسب مجوز برآمدند تا در لباس متحدالشکل و با آرم و علامت، در قصبه اسکوکی ایال ایلینوی راهپیمایی کنند. این قصبه دارای جمعیّت یهودی کثیریست که بسیاریشان دوره یهودکشی (Holocaust) را درک کرده بودند. دادگاهها، به رغم احساسات تند مخالفان آن راهپیمایی را ممنوع نکردند و دلیلشان این بود که قوانین مربوط به آزادی بیان اجازه چنین کاری را به آنها نمیدهد. اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا از حق نازیها برای راهپیمایی حمایت کرد و مدیر اجرایی این اتحادیه که خود یهودی بود و از دوران یهودکشی به سختی جان به سلامت به در برده بود، اینطور استدلال کرد که برای دفاع از حق آزادی بیانخودش هم شده میباید از حقوق دشمنانش دفاع کند.
🔅 «من خواهان قیودی بر دست و پای آنانی هستم که بر مسند قدرتند تا از این طریق مانع دخالتشان در حقم برای سخن گفتن، حقم برای نشر و حقم برای گردآمدن در کنار کسانی بشوم که آنان نیز احساس تهدید میکنند... برای دفاع از خویش ناچارم به مدد آزادی قدرت را مهار کنم، گیرم در این میان منفعتی گذرا نصیب کسانی شود که خود دشمن آزادیاند.» تا آنجا که من میدانم این نهایت سخنی است که درباره حق ناحق بودن گفته شده است...
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
🌾 @gashthaa
✍️ ویلیام شپرد
مترجم: هومن پناهنده
🔅 شاید اساسیترین مسئله این باشد که جامعه در قبال مصاف آشکار و بیپرده با مبناییترین عقیده و ایدئولوژیش به چه میزان میتواند از خود تحمل نشان دهد. اگر مبنای جامعه موردنظر حقوق بشر است سوال یادشده را به این صورت باید طرح کرد که آیا جامعه (مبتنی بر حقوق بشر) میتواند اظهارات علنی کسانی را که این حقوق را رد و در صورت امکان نابود میکنند تحمل کند؟ اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد «هیچ حقی را که به موجب آن بتوان وارد فعالیتی شد یا به اقدامی دست زد که معطوف به پایمال کردن هریک از حقوق و آزادیهای مذکور در این اعلامیه باشد» نمیپذیرد.
🔅 بنابر توافقنامه بینالمللی سازمان ملل متحد در باب حقوق مدنی و سیاسی «پروبال دادن به نفرت ملی، نژادی یا دینی که آتش تبعیض را شعلهور میکند به هر شکل طبق قانون ممنوع است.» تمهیدی مشابه این را در اعلامیهقاهره درباره حقوقبشر در اسلام میتوان یافت. در ایالاتمتحده باب این مبحث چندبار گشوده شد. در دهه ۱۹۵۰ که معمولاً تحتعنوان «دوره مکارتی» از آن یاد میشود. در تحدید حقوق و آزادی کمونیستها و «هوادارانشان» سعی بلیغی صورت گرفت. در مقام اقامه دلیل هم گفته میشد که کمونیستها سنگ انقلابی را به سینه میزنند که در صورت وقوع، از آن آزادیها که اینان بر مبنای آنها برای خود حق بیان قائلند اثری به جا نمیماند. نتیجه این شد که کسانی از کار بیکار شدند یا مصیبتهای دیگری گریبانشان را گرفت. با اینهمه، دوره مکارتی چندان نپایید و بیشتر با همه محدودیتها سرانجام رفع شد. تا جایی که من باخبرم امروزه اکثر امریکاییان آن جدّو جهد را کلاً خبط و خطا میدانند. بهراستی تهدید از این اعمال بر هر منفعتی میچربید. خاصه به سبب محنت کشیدن کسانی که به ناحق در مظانّ اتهام قرار گرفته بودند.
🔅 جالب توجه است با اینکه امریکا رهبر اتحاد ضدکمونیستی شمرده میشود اما حزب کمونیست هرگز در این کشور غیرقانونی اعلام نشده است. نمونهای تازهتر که در طیف سیاسی، درست در قطب مخالف جامیگیرد به سال 1977 اتفاق افتاد و آن وقتی بود که اعضای حزب نازی آمریکا درصدد کسب مجوز برآمدند تا در لباس متحدالشکل و با آرم و علامت، در قصبه اسکوکی ایال ایلینوی راهپیمایی کنند. این قصبه دارای جمعیّت یهودی کثیریست که بسیاریشان دوره یهودکشی (Holocaust) را درک کرده بودند. دادگاهها، به رغم احساسات تند مخالفان آن راهپیمایی را ممنوع نکردند و دلیلشان این بود که قوانین مربوط به آزادی بیان اجازه چنین کاری را به آنها نمیدهد. اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا از حق نازیها برای راهپیمایی حمایت کرد و مدیر اجرایی این اتحادیه که خود یهودی بود و از دوران یهودکشی به سختی جان به سلامت به در برده بود، اینطور استدلال کرد که برای دفاع از حق آزادی بیانخودش هم شده میباید از حقوق دشمنانش دفاع کند.
🔅 «من خواهان قیودی بر دست و پای آنانی هستم که بر مسند قدرتند تا از این طریق مانع دخالتشان در حقم برای سخن گفتن، حقم برای نشر و حقم برای گردآمدن در کنار کسانی بشوم که آنان نیز احساس تهدید میکنند... برای دفاع از خویش ناچارم به مدد آزادی قدرت را مهار کنم، گیرم در این میان منفعتی گذرا نصیب کسانی شود که خود دشمن آزادیاند.» تا آنجا که من میدانم این نهایت سخنی است که درباره حق ناحق بودن گفته شده است...
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
🌾 @gashthaa
صدانت
مقاله ویلیام شپرد با عنوان «حق ناحق بودن» • صدانت
حق ناحق بودن نویسنده: ویلیام شپرد مترجم: هومن پناهنده حقوق بشر عنوانی است که حوزهای وسیع را در بر میگیرد. من بنا ندارم حقوقی را که در اعلامیه جهانی حقوق
✅ ثبتنام دورهی درآمدی بر فلسفه سیاسی تحلیلی
به همت موسسه فرهنگی صدانت
👤 اساتید:
#جواد_حیدری (مترجم، اخلاقپژوه، مدرس فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد)
#حسین_دباغ ( مدرس فلسفه، دپارتمان آموزش مستمر، دانشگاه آکسفورد)
سرفصلها
- فلسفه سیاسی چیست و به چه کار میآید؟
- علیه آنارشیسم، چرا دولت باید باشد؟
- هدف دولت در سیاستگذاری
- بیطرفی و کمالگرایی دولت
- حق و حقوق بشر
- مدارا
- آزادی و آزادی بیان و محدودهٔ آن
- دموکراسی
- برابری و عدالت اجتماعی
برای شرکتکنندگان در صورت درخواست گواهی صادر خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام از طریق تلگرام یا واتساپ پیام بدهید (در صورت دانشجو بودن به مسئول ثبت نام اطلاع بدهید)
ارتباط با پشتیبانی دوره در واتساپ:
09910204910
ارتباط با پشتیبانی دوره در تلگرام:
@sedanet_support
ثبتنام برای عموم: ۳۰۰ هزار تومان
ثبتنام برای دانشجویان: ۱۵۰ هزار تومان
ثبتنام برای ایرانیان مقیم خارج از کشور: ۴۰ دلار
🌐 اطلاعات بیشتر در صدانت
🌾 @Sedanet
به همت موسسه فرهنگی صدانت
👤 اساتید:
#جواد_حیدری (مترجم، اخلاقپژوه، مدرس فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد)
#حسین_دباغ ( مدرس فلسفه، دپارتمان آموزش مستمر، دانشگاه آکسفورد)
سرفصلها
- فلسفه سیاسی چیست و به چه کار میآید؟
- علیه آنارشیسم، چرا دولت باید باشد؟
- هدف دولت در سیاستگذاری
- بیطرفی و کمالگرایی دولت
- حق و حقوق بشر
- مدارا
- آزادی و آزادی بیان و محدودهٔ آن
- دموکراسی
- برابری و عدالت اجتماعی
برای شرکتکنندگان در صورت درخواست گواهی صادر خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام از طریق تلگرام یا واتساپ پیام بدهید (در صورت دانشجو بودن به مسئول ثبت نام اطلاع بدهید)
ارتباط با پشتیبانی دوره در واتساپ:
09910204910
ارتباط با پشتیبانی دوره در تلگرام:
@sedanet_support
ثبتنام برای عموم: ۳۰۰ هزار تومان
ثبتنام برای دانشجویان: ۱۵۰ هزار تومان
ثبتنام برای ایرانیان مقیم خارج از کشور: ۴۰ دلار
🌐 اطلاعات بیشتر در صدانت
🌾 @Sedanet
صدانت
ثبتنام دورهی درآمدی بر فلسفه سیاسی تحلیلی • صدانت
چنانچه گفتهاند فلسفهٔ سیاسی به ایضاح مفاهیم سیاسی، معیارها، قواعد و اصول هنجاری سیاست، نظریهها یا ایدئولوژیهای سیاسی و سیاست کاربردی...
🔆 درسگفتارهای اقتصاد سیاسی محیط زیست
به همت سوتا - انجمن دانشگاه صنعتی شریف و آوای محیط زیست
🔅به تازگی، نشستهایی مجازی درباره «اقتصاد سیاسی محیط زیست» به روایت «شهرام اتفاق» در «کلابهاوس صنعتی شریف» برگزار میشود که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. این اتاق در کلابهاوس، فضایی برای گفتگو و اندیشیدن است که تحت حمایت «انجمن دانشگاه صنعتی شریف – سوتا» و به همت و درایت «محمدرضا حیدری» و «محمد یزدانفر» برپا شده است.
🔅در این نشستها سخنان غیرمتداول و تازهای درباره محیط زیست بیان میشود که با آنچه بهطور متداول میخوانیم یا میشنویم تفاوت دارد. اغلب اظهارات و محتواهای محیط زیستی روزمره، محدود به ذکر مصیبت درباره محیط زیست است و غالباً به ارایه فهرستی طویل از مصائب و تخریبهای محیط زیستی در جهان یا کشور بسنده میشود. رویکردی که ضمن دربرداشتن وجوه مثبت و آگاهیبخش خود، تهی از هرگونه فهم چرایی پدیدههاست. اما «اقتصاد سیاسی محیط زیست» پا را از توصیف وضعیت موجود فراتر گذاشته و از رهگذر کنکاش درباره زیربناهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فلسفی، به تحلیل آن «چرایی» میپردازد.
🔅شهرام اتفاق نگارش کتابها و مقالات متعددی را در حوزه «اقتصاد سیاسی محیط زیست» در کارنامه خود دارد و موضوع هر نشست نیز، مطالعه یک یا دو فصل از کتاب اوست. محمدرضا حیدری به عنوان پژوهشگر محیط زیست در دانشگاه میشگان فعالیت میکند و محمد یزدانفر کنشگر محیط زیست است.
🌐 اطلاعات بیشتر به همراه صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @suta_org
🌾 @AvaeMohitZist
به همت سوتا - انجمن دانشگاه صنعتی شریف و آوای محیط زیست
🔅به تازگی، نشستهایی مجازی درباره «اقتصاد سیاسی محیط زیست» به روایت «شهرام اتفاق» در «کلابهاوس صنعتی شریف» برگزار میشود که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. این اتاق در کلابهاوس، فضایی برای گفتگو و اندیشیدن است که تحت حمایت «انجمن دانشگاه صنعتی شریف – سوتا» و به همت و درایت «محمدرضا حیدری» و «محمد یزدانفر» برپا شده است.
🔅در این نشستها سخنان غیرمتداول و تازهای درباره محیط زیست بیان میشود که با آنچه بهطور متداول میخوانیم یا میشنویم تفاوت دارد. اغلب اظهارات و محتواهای محیط زیستی روزمره، محدود به ذکر مصیبت درباره محیط زیست است و غالباً به ارایه فهرستی طویل از مصائب و تخریبهای محیط زیستی در جهان یا کشور بسنده میشود. رویکردی که ضمن دربرداشتن وجوه مثبت و آگاهیبخش خود، تهی از هرگونه فهم چرایی پدیدههاست. اما «اقتصاد سیاسی محیط زیست» پا را از توصیف وضعیت موجود فراتر گذاشته و از رهگذر کنکاش درباره زیربناهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فلسفی، به تحلیل آن «چرایی» میپردازد.
🔅شهرام اتفاق نگارش کتابها و مقالات متعددی را در حوزه «اقتصاد سیاسی محیط زیست» در کارنامه خود دارد و موضوع هر نشست نیز، مطالعه یک یا دو فصل از کتاب اوست. محمدرضا حیدری به عنوان پژوهشگر محیط زیست در دانشگاه میشگان فعالیت میکند و محمد یزدانفر کنشگر محیط زیست است.
🌐 اطلاعات بیشتر به همراه صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @suta_org
🌾 @AvaeMohitZist
صدانت
درسگفتارهای اقتصاد سیاسی محیط زیست در کلابهاوس محیط زیست صنعتی شریف • صدانت
نشستهایی مجازی درباره «اقتصاد سیاسی محیط زیست» به روایت «شهرام اتفاق» در «کلابهاوس صنعتی شریف» برگزار میشود که مورد استقبال مخاطبان...
🔆 شبکههای اجتماعی و شرمِ نافرهیختگی
✍️ #بعثت_علمی
🔅...هگل میگفت انسان در «پایان تاریخ» ذات ِهستی خود را در فلسفه بازخواهد شناخت، و نیچه میگفت که انسانها در آینده به هنر خواهند گرایید. به سخن سادهتر، به گمان هگل سرنوشت انسان این است که سرانجام دریابد که مهمترین کار در زندگی اندیشیدن به خودِ زندگی بوده است، و به گمان نیچه انسان محتوم است که سرانجام دریابد که تنها کارِ درخورِ او آفرینش اثری هنری است. به نظر میرسد که ما انسانها اکنون در آستانهی برآمدن چنین خودآگاهیِ هگلی-نیچهای به سر میبریم: امروز، انسانها در شبکههای اجتماعی یا میاندیشند (میفلسفند) و یا میآفرینند، و مهمتر از همه اینکه این اندیشیدنها و آفریدنها را حیاتیترین کار خود میپندارند.
🔅چه به سود هگل و چه به سود نیچه، آینده هرگونه که باشد، آیندهای خواهد بود از آنِ فرهیختگان، آیندهای که در آن مهندسی آنچنان فرگشت کرده که خود را نابود کرده و به پایان رسانده است، آیندهای که در آن، با پایانِ مهندسی (و حتی پایان علم)، افقهای تازهای برای سخنگفتن (از خودِ زندگی) پدید خواهد آمد، آیندهای که در آن انسانی فرهیخته در برابر شکوهِ تصاویر سحرانگیز جِیمزوِب، این به راستی شاهکار مهندسی، همچون حافظ، این استاد سخن، چه بسا با خود چنین خواهد گفت که «گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن/که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد»...
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet
✍️ #بعثت_علمی
🔅...هگل میگفت انسان در «پایان تاریخ» ذات ِهستی خود را در فلسفه بازخواهد شناخت، و نیچه میگفت که انسانها در آینده به هنر خواهند گرایید. به سخن سادهتر، به گمان هگل سرنوشت انسان این است که سرانجام دریابد که مهمترین کار در زندگی اندیشیدن به خودِ زندگی بوده است، و به گمان نیچه انسان محتوم است که سرانجام دریابد که تنها کارِ درخورِ او آفرینش اثری هنری است. به نظر میرسد که ما انسانها اکنون در آستانهی برآمدن چنین خودآگاهیِ هگلی-نیچهای به سر میبریم: امروز، انسانها در شبکههای اجتماعی یا میاندیشند (میفلسفند) و یا میآفرینند، و مهمتر از همه اینکه این اندیشیدنها و آفریدنها را حیاتیترین کار خود میپندارند.
🔅چه به سود هگل و چه به سود نیچه، آینده هرگونه که باشد، آیندهای خواهد بود از آنِ فرهیختگان، آیندهای که در آن مهندسی آنچنان فرگشت کرده که خود را نابود کرده و به پایان رسانده است، آیندهای که در آن، با پایانِ مهندسی (و حتی پایان علم)، افقهای تازهای برای سخنگفتن (از خودِ زندگی) پدید خواهد آمد، آیندهای که در آن انسانی فرهیخته در برابر شکوهِ تصاویر سحرانگیز جِیمزوِب، این به راستی شاهکار مهندسی، همچون حافظ، این استاد سخن، چه بسا با خود چنین خواهد گفت که «گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن/که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد»...
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار بعثت علمی با عنوان «شبکههای اجتماعی و شرمِ نافرهیختگی» • صدانت
اکنون، سکوت و درخودفرورفتن فضایلی عارفانه نیستند. کمتر کسی از وسوسهی از-خود-سخن-گفتن در امان است؛ اینترنت پر است از عارفان پرسخن
🔷معرفی چند کانال مفید
🔸 فرازتد (+شایعات علمی)
@FarazTed
🔸 فلسفه (زهیر باقری نوعپرست)
@philosopherin
🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 کاتالاکسی (علوم اجتماعی با محوریت اقتصاد)
@Catalax
🔸 مخ نویس (مغز ، تکامل و انسان)
@draboutorab
🔸 زین قند پارسی - علیرضا حیدری
@qande_parsi
🔸 چراز (سواد اقتصادی)
@choraz
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 موسی غنینژاد
@ghaninejad_mousa
🔸 اندیشیدن
@ethical_dialogue
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸محمدرضا جلائیپور
@jalaeipour
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔸ابوالقاسم فنائی
@Abolghasemfanaei
🔸ویدئوهای فرهنگی یوتیوب
@YoutubeCulture
🔸 Aporia
@aporiaaporia
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🔸 فرازتد (+شایعات علمی)
@FarazTed
🔸 فلسفه (زهیر باقری نوعپرست)
@philosopherin
🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 کاتالاکسی (علوم اجتماعی با محوریت اقتصاد)
@Catalax
🔸 مخ نویس (مغز ، تکامل و انسان)
@draboutorab
🔸 زین قند پارسی - علیرضا حیدری
@qande_parsi
🔸 چراز (سواد اقتصادی)
@choraz
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 موسی غنینژاد
@ghaninejad_mousa
🔸 اندیشیدن
@ethical_dialogue
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸محمدرضا جلائیپور
@jalaeipour
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔸ابوالقاسم فنائی
@Abolghasemfanaei
🔸ویدئوهای فرهنگی یوتیوب
@YoutubeCulture
🔸 Aporia
@aporiaaporia
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
وبسایت فرهنگی صدانت
✅ ثبتنام دورهی درآمدی بر فلسفه سیاسی تحلیلی به همت موسسه فرهنگی صدانت 👤 اساتید: #جواد_حیدری (مترجم، اخلاقپژوه، مدرس فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد) #حسین_دباغ ( مدرس فلسفه، دپارتمان آموزش مستمر، دانشگاه آکسفورد) سرفصلها - فلسفه سیاسی چیست و به…
پخش زنده جلسه اول دورهی درآمدی بر فلسفه سیاسی تحلیلی (ساعت ۲۱):
https://youtu.be/cx6D2VLO-so
ثبتنام دوره (تمام جلسات)
https://youtu.be/cx6D2VLO-so
ثبتنام دوره (تمام جلسات)
YouTube
جلسه اول دورهی درآمدی بر فلسفه سیاسی تحلیلی
🔆 بستهبندی دین یا واسازی دین؛ مورد نزاع کدیور-سروش
✍️ #حسن_محدثی
🔅 تاریخ دین تاریخی پیچیده است. هر قدر که بیشتر در آن نظر میکنیم و آن را به مطالعه میگیریم، با نکات تازهتری مواجه میشویم. یکی از مفاهیمی که میتواند بخشی از این تاریخ را به ما بنمایاند، مفهوم بستهبندی دین و دین بستهبندیشده است. در ادبیات جامعهشناسی دین اغلب دین بستهبندیشده در برابر دین زیسته قرار داده میشود و دوگانهی دین بستهبندی شده/دین زیسته صورتبندی میشود (Bouma, ۲۰۱۸). اما اولاً این دو لزوماً در تقابل با هم نیستند و همزمان میتوانند وجود داشته باشند و ثانیاً در یک سطح از واقعیت قرار ندارند زیرا یکی ناظر به زیستن دینی است و یکی ناظر به سازماندهی و صورتبندی دین است و در زبان فارسی ما این دو سطح را به درستی از هم جدا میکنیم و دین زیسته را در «دینداری» مورد بحث قرار میدهیم و آن را از «دین» جدا میکنیم. بنابراین، من دین بستهبندی شده را در برابر دین پیشابستهبندی قرار میدهم و از این دو مفهوم دو مرحلهی تاریخی متفاوت از حیات دین را مراد میکنم. بهعنوان مثال، ما میتوانیم از اسلام بستهبندیشده و اسلام پیشابستهبندی سخن بگوییم. بگذارید نخست از دین پیشابستهبندی سخن بگویم...
🌐 مطالعه متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
🌾 @NewHasanMohaddesi
✍️ #حسن_محدثی
🔅 تاریخ دین تاریخی پیچیده است. هر قدر که بیشتر در آن نظر میکنیم و آن را به مطالعه میگیریم، با نکات تازهتری مواجه میشویم. یکی از مفاهیمی که میتواند بخشی از این تاریخ را به ما بنمایاند، مفهوم بستهبندی دین و دین بستهبندیشده است. در ادبیات جامعهشناسی دین اغلب دین بستهبندیشده در برابر دین زیسته قرار داده میشود و دوگانهی دین بستهبندی شده/دین زیسته صورتبندی میشود (Bouma, ۲۰۱۸). اما اولاً این دو لزوماً در تقابل با هم نیستند و همزمان میتوانند وجود داشته باشند و ثانیاً در یک سطح از واقعیت قرار ندارند زیرا یکی ناظر به زیستن دینی است و یکی ناظر به سازماندهی و صورتبندی دین است و در زبان فارسی ما این دو سطح را به درستی از هم جدا میکنیم و دین زیسته را در «دینداری» مورد بحث قرار میدهیم و آن را از «دین» جدا میکنیم. بنابراین، من دین بستهبندی شده را در برابر دین پیشابستهبندی قرار میدهم و از این دو مفهوم دو مرحلهی تاریخی متفاوت از حیات دین را مراد میکنم. بهعنوان مثال، ما میتوانیم از اسلام بستهبندیشده و اسلام پیشابستهبندی سخن بگوییم. بگذارید نخست از دین پیشابستهبندی سخن بگویم...
🌐 مطالعه متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
🌾 @NewHasanMohaddesi
صدانت
مقاله حسن محدثی با عنوان «بستهبندی دین یا واسازی دین؛ مورد نزاع کدیور-سروش» • صدانت
در ادبیات جامعهشناسی دین اغلب دین بستهبندیشده در برابر دین زیسته قرار داده میشود و دوگانهی دین بستهبندی شده/دین زیسته صورتبندی میشود.
🔆 پروندهی فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره
سلسله جلسات پرونده «فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره» ۱۴ گفتگوی اینستاگرامی به میزبانی #محمدرضا_واعظ و به همت موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر) است که در بهار ۱۴۰۱ برگزار شده است.
۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و زندگی روزمره؟!،
حاضرین: #حسین_شیخ_رضایی (مدیر گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)، #ابراهیم_آزادگان (رئیس دانشکده فلسفه علم دانشگاه شریف)، #بابک_عباسی (مدیر گروه فلسفه دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران)، محمدرضا واعظ(پژوهشگر فلسفه، دانشگاه بن آلمان)؛
۲. فلسفه تحلیلی و معنای زندگی از دیدگاه تامس نیگل
مهمان: #جواد_حیدری ، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و مترجم آثار تامس نیگل؛
۳. فلسفه تحلیلی و تفکر انتقادی
مهمان: #علی_حسین_خانی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر در پژوهشکده فلسفه تحلیلی، پژوهشگاه دانشهای بنیادین (آی پی ام)؛
۴. میزگرد «خوب زیستن در فلسفه تحلیلی و فلسفهٔ قارهای»؛
مهمانان: بابک عباسی و #مسعود_زنجانی (مدرس و پژوهشگر فلسفه)؛
۵. فلسفه تحلیلی و زیبایی شناسی؛
مهمان: #کاوه_بهبهانی (مترجم و پژوهشگر فلسفه)؛
۶. فلسفه تحلیلی و علم؛
مهمان: #امیراحسان_کرباسی_زاده (عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)؛
۷. فلسفه تحلیلی و سیاست(جان رالز، رابرت نوزیک)؛
مهمانان: #علی_معظمی (عضو سابق هیئت علمی دانشگاه آزاد- واحد علوم و تحقیقات تهران)؛
۸. میزگرد فلسفه تحلیلی و محیط زیست؛
مهمانان: حسین شیخ رضایی و امیر احسان کرباسی زاده؛
۹. فلسفه تحلیلی و گردشگری خلاق؛
مهمان: #مژگان_خلیلی (دکتری فلسفه)؛
۱۰. فلسفه تحلیلی و هنر؛
مهمان: #امیر_مازیار (عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران)؛
۱۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و "رابطه علم و دین"؛
مهمانان: ابراهیم آزادگان، #حامد_صفاییپور (دکتری فلسفه علم)؛
۱۲. فلسفه تحلیلی و ریاضیات؛
مهمانان: #آرزو_اسلامی (عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو آمریکا) و #حسین_بیات (دکتری فلسفه علم)؛
۱۳. فلسفه اخلاق تحلیلی و رواندرمانی
مهمان: #محمود_مقدسی ، دکترای فلسفه و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی؛
۱۴. فلسفه ذهن تحلیلی و روان درمانگری؛
مهمان: #مهدی_نسرین (روان درمانگر و عضو سابق هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)؛
🌐 دریافت فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @rooyeshedigar
🌾 @tanhaatarazyekbarg
سلسله جلسات پرونده «فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره» ۱۴ گفتگوی اینستاگرامی به میزبانی #محمدرضا_واعظ و به همت موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر) است که در بهار ۱۴۰۱ برگزار شده است.
۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و زندگی روزمره؟!،
حاضرین: #حسین_شیخ_رضایی (مدیر گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)، #ابراهیم_آزادگان (رئیس دانشکده فلسفه علم دانشگاه شریف)، #بابک_عباسی (مدیر گروه فلسفه دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران)، محمدرضا واعظ(پژوهشگر فلسفه، دانشگاه بن آلمان)؛
۲. فلسفه تحلیلی و معنای زندگی از دیدگاه تامس نیگل
مهمان: #جواد_حیدری ، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و مترجم آثار تامس نیگل؛
۳. فلسفه تحلیلی و تفکر انتقادی
مهمان: #علی_حسین_خانی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر در پژوهشکده فلسفه تحلیلی، پژوهشگاه دانشهای بنیادین (آی پی ام)؛
۴. میزگرد «خوب زیستن در فلسفه تحلیلی و فلسفهٔ قارهای»؛
مهمانان: بابک عباسی و #مسعود_زنجانی (مدرس و پژوهشگر فلسفه)؛
۵. فلسفه تحلیلی و زیبایی شناسی؛
مهمان: #کاوه_بهبهانی (مترجم و پژوهشگر فلسفه)؛
۶. فلسفه تحلیلی و علم؛
مهمان: #امیراحسان_کرباسی_زاده (عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)؛
۷. فلسفه تحلیلی و سیاست(جان رالز، رابرت نوزیک)؛
مهمانان: #علی_معظمی (عضو سابق هیئت علمی دانشگاه آزاد- واحد علوم و تحقیقات تهران)؛
۸. میزگرد فلسفه تحلیلی و محیط زیست؛
مهمانان: حسین شیخ رضایی و امیر احسان کرباسی زاده؛
۹. فلسفه تحلیلی و گردشگری خلاق؛
مهمان: #مژگان_خلیلی (دکتری فلسفه)؛
۱۰. فلسفه تحلیلی و هنر؛
مهمان: #امیر_مازیار (عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران)؛
۱۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و "رابطه علم و دین"؛
مهمانان: ابراهیم آزادگان، #حامد_صفاییپور (دکتری فلسفه علم)؛
۱۲. فلسفه تحلیلی و ریاضیات؛
مهمانان: #آرزو_اسلامی (عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو آمریکا) و #حسین_بیات (دکتری فلسفه علم)؛
۱۳. فلسفه اخلاق تحلیلی و رواندرمانی
مهمان: #محمود_مقدسی ، دکترای فلسفه و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی؛
۱۴. فلسفه ذهن تحلیلی و روان درمانگری؛
مهمان: #مهدی_نسرین (روان درمانگر و عضو سابق هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)؛
🌐 دریافت فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @rooyeshedigar
🌾 @tanhaatarazyekbarg
3danet.net
پروندهی فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره
سلسله جلسات پرونده «فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره» به صورت ۱۴ گفتگوی اینستاگرامی به میزبانی محمدرضا واعظ و به همت موسسه فرهنگی هنری پیدایش
🔆 «مسأله مرگ» و روایت هنری: درباره مالون میمیرد اثر ساموئل بکت
✍️ #آرش_نراقی ، ۱۱ آوریل ۲۰۱۸
🔅 ساموئل بکت در مالون میمیرد ما را چشم در چشم مرگ می کند. او ما را در زورق نگاه پبرمرد داستانش می نشاند، و آرام آرام به سوی مردابهای مه آلود تجربه مرگ می راند. ما تجربه مردن را با پیرمرد داستان شریک می شویم. اما دغدغه بکت در این رمان فقط بازآفرینی موقعیت مرگ و بازآزمایی «تجربه مرگ» نیست، او عمیقاً با «مسأله مرگ» هم دست به گریبان است. «مسأله مرگ» از «تجربه مرگ» و «پرسش از مرگ» متمایز است. مرگ تجربه ناگزیری است که سایه اش بر لحظه لحظه زندگی ما جاری است، و در پایان راه صبورانه در انتظار ما نشسته است.
🔅 مهابت این تجربه یگانه چنان است که لاجرم ما را با «پرسش از مرگ» روبرو می کند. پرسش از مرگ ناشی از حیرت و ناتوانی ما در برابر مهابت اضطراب آفرین مرگ است: چرا می میریم؟ زندگی در سایه مرگ ناگزیر چه معنایی دارد؟ اما اینها هیچ یک «مسأله مرگ» نیست. «مسأله مرگ» از جایی آغاز می شود که ما از پاسخ به پرسش مرگ درمی مانیم. در جهان پیشامدرن، پرسش از مرگ در قالب کلان روایت های دینی یا فلسفی کمابیش پاسخی آرامش بخش می یافت: خردی برتر ناظر به تمام جزئیات این جهان است، و هر برگی که از شاخه فرومی افتد به حکمتی فرومی افتد. هستی ما انسانها هم پاره سنگی پرتاب شده در دل تاریکی برهوتی گم شده نیست. ما یک به یک به صحنه نمایش عظیم الهی در این جهان درمی آییم، هر یک نقش مقدّر خود را در این نمایشنامه ایفا می کنیم و سپس از صحنه بیرون می رویم.
🔅 اما در جهان مدرن، کلان روایتهای معنابخش پیشین مقبولیت خود را نزد بسیاری از انسانها تاحدّ زیادی از دست داده اند، یا دست کم با رقیبان توانا و قدری روبرو شده اند. در غیاب کلان روایتهای یکه تازی که به زندگی انسان معنا می بخشند، «پرسش از مرگ» به «مسأله مرگ» بدل می شود: وقتی که زندگی بی معنا می شود، مرگ هم معنای خود را از دست می دهد. «مسأله مرگ» مسأله بی معنایی زندگی و به تبع بی معنایی مرگ است- «مسأله مرگ» مسأله بحران معناست، بحران فقدان روایت است.
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
✍️ #آرش_نراقی ، ۱۱ آوریل ۲۰۱۸
🔅 ساموئل بکت در مالون میمیرد ما را چشم در چشم مرگ می کند. او ما را در زورق نگاه پبرمرد داستانش می نشاند، و آرام آرام به سوی مردابهای مه آلود تجربه مرگ می راند. ما تجربه مردن را با پیرمرد داستان شریک می شویم. اما دغدغه بکت در این رمان فقط بازآفرینی موقعیت مرگ و بازآزمایی «تجربه مرگ» نیست، او عمیقاً با «مسأله مرگ» هم دست به گریبان است. «مسأله مرگ» از «تجربه مرگ» و «پرسش از مرگ» متمایز است. مرگ تجربه ناگزیری است که سایه اش بر لحظه لحظه زندگی ما جاری است، و در پایان راه صبورانه در انتظار ما نشسته است.
🔅 مهابت این تجربه یگانه چنان است که لاجرم ما را با «پرسش از مرگ» روبرو می کند. پرسش از مرگ ناشی از حیرت و ناتوانی ما در برابر مهابت اضطراب آفرین مرگ است: چرا می میریم؟ زندگی در سایه مرگ ناگزیر چه معنایی دارد؟ اما اینها هیچ یک «مسأله مرگ» نیست. «مسأله مرگ» از جایی آغاز می شود که ما از پاسخ به پرسش مرگ درمی مانیم. در جهان پیشامدرن، پرسش از مرگ در قالب کلان روایت های دینی یا فلسفی کمابیش پاسخی آرامش بخش می یافت: خردی برتر ناظر به تمام جزئیات این جهان است، و هر برگی که از شاخه فرومی افتد به حکمتی فرومی افتد. هستی ما انسانها هم پاره سنگی پرتاب شده در دل تاریکی برهوتی گم شده نیست. ما یک به یک به صحنه نمایش عظیم الهی در این جهان درمی آییم، هر یک نقش مقدّر خود را در این نمایشنامه ایفا می کنیم و سپس از صحنه بیرون می رویم.
🔅 اما در جهان مدرن، کلان روایتهای معنابخش پیشین مقبولیت خود را نزد بسیاری از انسانها تاحدّ زیادی از دست داده اند، یا دست کم با رقیبان توانا و قدری روبرو شده اند. در غیاب کلان روایتهای یکه تازی که به زندگی انسان معنا می بخشند، «پرسش از مرگ» به «مسأله مرگ» بدل می شود: وقتی که زندگی بی معنا می شود، مرگ هم معنای خود را از دست می دهد. «مسأله مرگ» مسأله بی معنایی زندگی و به تبع بی معنایی مرگ است- «مسأله مرگ» مسأله بحران معناست، بحران فقدان روایت است.
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
3danet.net
نوشتار آرش نراقی با عنوان ««مسئله مرگ» و روایت هنری: درباره مالون میمیرد اثر ساموئل بکت»
ساموئل بکت در مالون میمیرد ما را چشم در چشم مرگ می کند. او ما را در زورق نگاه پبرمرد داستانش می نشاند، و آرام آرام به سوی مردابهای ...
🔆 غیبزدایی از جهان یا صورت زدایی از خدا
نقدِ نقدِ فنایی بر دینشناسی عبدالکریم سروش
✍️ #اعظم_پویا (دانشیار دانشگاه تهران، علوم قرآن و حدیث)
🔅ابوالقاسم فنایی در مقاله ای با عنوان «الهیات طبیعی شده، متافیزیک سبک و فیزیک سنگین: بررسی و نقد دین شناسی عبدالکریم سروش» (از این پس الهیات طبیعی شده) به نقد الهیات سروش میپردازد که بنا به توضیح وی شامل آراء سروش در باب دین ، دین شناسی و دینداری است. او این الهیات را «الهیات طبیعی شده» می نامد. به نظر او مناسب ترین و دقیق ترین عنوان برای توصیف پروژه سروش « طبیعی کردن الهیات» است.
🔅 اما وصف « طبیعی شده» در «الهیات طبیعی شده» به چه معناست؟ او این وصف را معادل « مادی» و « فیزیکال» به کار برده است. یعنی سروش در پروژۀ خود درصدد «مادی کردن» الهیات بوده است. البته او می افزاید که می توان از تعبیرهای مشابهی همچون دنیوی کردن، بشری کردن، علمی کردن، انسانی کردن و تاریخی کردن هم برای «طبیعی کردن» استفاده کرد.
🔅اما فنایی مینویسد « به دلایلی که در این جا مجال طرح آن ها وجود ندارد تعبیر «طبیعی کردن» را ترجیح می دهم » ( همان، ۹) . بنابراین، فنایی دلایل استفاده از مهم ترین اصطلاح به کار رفته در این مقاله را که بار همه نوشته اش بر دوش آن است به خواننده ارائه نمی دهد و آن را مبهم می گذارد. البته در ادامه به تدریج معنای این اصطلاح (نه دلایل ترجیح آن) بر خواننده بیشتر آشکار می شود و در مییابد که این اصطلاح در برابر « ماورای طبیعی کردن» و « الهیات ماورای طبیعی شده» قرار میگیرد. و بالاخره در یک توضیح دیگر فنایی «الهیات طبیعی شده» را الهیاتی می داند که در تبیین پدیده های الهیاتی سویۀ ماورایی و غیبی را کم رنگ یا حذف کرده است.
🔅چنان که او خود می گوید هدفش در مقالۀ مذکور آن است که نشان دهد « گوهر اصلی پروژه وی [سروش] طبیعی کردن دین، دین شناسی و دینداری است که طی فرایندی تدریجی از رهگذر کاستن یا کمرنگ کردن یا مغفول نهادن یا حذف کردن هر چه بیشتر سویه یا سویه های ماورایی ، رازالود، الهی، و غیبی این سه مقوله و تلاش برای ارائه تبیینی بیش از حد طبیعی از آن ها انجام گرفته است»....
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
نقدِ نقدِ فنایی بر دینشناسی عبدالکریم سروش
✍️ #اعظم_پویا (دانشیار دانشگاه تهران، علوم قرآن و حدیث)
🔅ابوالقاسم فنایی در مقاله ای با عنوان «الهیات طبیعی شده، متافیزیک سبک و فیزیک سنگین: بررسی و نقد دین شناسی عبدالکریم سروش» (از این پس الهیات طبیعی شده) به نقد الهیات سروش میپردازد که بنا به توضیح وی شامل آراء سروش در باب دین ، دین شناسی و دینداری است. او این الهیات را «الهیات طبیعی شده» می نامد. به نظر او مناسب ترین و دقیق ترین عنوان برای توصیف پروژه سروش « طبیعی کردن الهیات» است.
🔅 اما وصف « طبیعی شده» در «الهیات طبیعی شده» به چه معناست؟ او این وصف را معادل « مادی» و « فیزیکال» به کار برده است. یعنی سروش در پروژۀ خود درصدد «مادی کردن» الهیات بوده است. البته او می افزاید که می توان از تعبیرهای مشابهی همچون دنیوی کردن، بشری کردن، علمی کردن، انسانی کردن و تاریخی کردن هم برای «طبیعی کردن» استفاده کرد.
🔅اما فنایی مینویسد « به دلایلی که در این جا مجال طرح آن ها وجود ندارد تعبیر «طبیعی کردن» را ترجیح می دهم » ( همان، ۹) . بنابراین، فنایی دلایل استفاده از مهم ترین اصطلاح به کار رفته در این مقاله را که بار همه نوشته اش بر دوش آن است به خواننده ارائه نمی دهد و آن را مبهم می گذارد. البته در ادامه به تدریج معنای این اصطلاح (نه دلایل ترجیح آن) بر خواننده بیشتر آشکار می شود و در مییابد که این اصطلاح در برابر « ماورای طبیعی کردن» و « الهیات ماورای طبیعی شده» قرار میگیرد. و بالاخره در یک توضیح دیگر فنایی «الهیات طبیعی شده» را الهیاتی می داند که در تبیین پدیده های الهیاتی سویۀ ماورایی و غیبی را کم رنگ یا حذف کرده است.
🔅چنان که او خود می گوید هدفش در مقالۀ مذکور آن است که نشان دهد « گوهر اصلی پروژه وی [سروش] طبیعی کردن دین، دین شناسی و دینداری است که طی فرایندی تدریجی از رهگذر کاستن یا کمرنگ کردن یا مغفول نهادن یا حذف کردن هر چه بیشتر سویه یا سویه های ماورایی ، رازالود، الهی، و غیبی این سه مقوله و تلاش برای ارائه تبیینی بیش از حد طبیعی از آن ها انجام گرفته است»....
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله اعظم پویا با عنوان «غیبزدایی از جهان یا صورت زدایی از خدا» • صدانت
به نظر فنائی مناسب ترین و دقیق ترین عنوان برای توصیف پروژه سروش « طبیعی کردن الهیات» است. اما وصف « طبیعی شده» در «الهیات طبیعی شده»...