ضد روایت
719 subscribers
136 photos
42 videos
23 files
154 links
Download Telegram
رادیو با صدای بلند داره برای کنکوری ها واق واق می کنه، دو تا نوجوان مملو از تستوسترون روی صندلی بغلی دارن شوخی دستی می کنن، تبلیغ پیامکی مانتو فروشی برام اومده و روبروم پوستری بزرگ در دفاع از خانواده نصب شده.
دان دلیلو و رمان وایت نویز (برفک) برام معنا شد.
@mamrizzio
یک عده به عقوبت کارهای نیک و بد اعتقاد دارند و عده ای از آن عده! هم به عقوبت دنیوی علاوه بر اخروی باور دارند. عده ای هم با عقایدی آمیخته با بودیسم و ادیان شرقی و برداشتهای شخصی از دین، به "کارما" معتقد هستند و می گویند هر فردی، کارمای کار خودش را به دوش کشیده، می کشد یا خواهد کشید.
من اما با شدت و غلظت زیادی به چنین حساب و کتابی مشکوک هستم. گاهی چیزهایی میبینم اما آنها را به حساب تصادف، تلافی آگاهانه و پیشامدهای مستقلی که نه از لحاظ آماری و نه از لحاظ فیزیکی به هم مرتبط نیستند، می گذارم.
زمین های تهران در چند نقطه، نشست کرده و جان و مال چندین نفر را تباه کرده است. ظریفان، می گویند این امر جواب قالیباف و شورای شهر است که زمین ها را غارت کردند و الان این اعتراض از سمت زمین است و کارما و عقوبت و مجازات و کیفر و ... است.
من فکر می کنم در دم و دستگاه عرش کبریایی و ساز و کار بودیستی کارما، سیم ها اتصال پیدا کرده و خط به خط شده اند. وگرنه نمی شود که کشتی گیری در ولنجک زمین خواری کند و کارگری در کیانشهر به زیر خاک رود.
بس کنم بهتر است که حرفها دارم و لیک، زبان در کشم!
@mamrizzio
اگه پرسپولیس این فصل قهرمان بشه، فوتبال از حالت دو قطبی درمیاد و به جز استقلال و سپاهان، مدعی سومی هم اضافه می شه.
@mamrizzio
ساعت هفت و نیم، ساعتیه که مادرم معمولا به من زنگ نمی زنه. موقعی که بدونه سر کار هستم، تماس های احوالپرسی و اینها رو می ذاره برای زمان استراحت و غیر کاری. مگر این که کار مهمی داشته باشه.
امروز ساعت هفت و نیم به من زنگ زد و نشنیدم. زنگ زدم و سه بار همون اول تماس، قطع شد. صدای قرآن و دعا می اومد. قلبم توی دهنم بود رسما.
پدر من -فرمانده- ۸۶ سالشه. من ناخودآگاه ترسیدم.
بار چهارم وصل شد و صدای مادرم مضطرب نبود و گفت توی تاکسی بودم و می خواستم حالت رو بپرسم.
برگشتم به زندگی و قلبم اومد سرجای خودش. لعنت به راننده تاکسی... لعنت!
@mamrizzio
با خدا باش
دموکرات باش!
@mamrizzio
فرشته ای که وکیل است بر خزاین باد
چه غم خورد که بسوزد چراغ پیرزنی
"سعدی"
@mamrizzio
اولین تصاویر تلویزیونی که یادمه، چهره ی صدام حسین و صدای مارش جنگی و آژیر حمله هوایی بود.
جنگ ما رو از کرمانشاه و بعدش از پایتخت فراری داد. جنگ خیلی چیزها رو گرفت و ترومای هول و هراسش رو توی خواب هام به جا گذاشت.
امروز سالگرد شروع طولانی ترین جنگ زمینی قرن بیستم است. جنگی به معنای واقعی خانمانسوز و در بدترین ابعاد خودش. بمب شیمیایی و اسیر کشی و حمله به غیرنظامی ها.
کاش کابوس جنگ بره.
@mamrizzio
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است

تا چند لحظه ی دیگر این شما و این هجوم چسناله های روشنفکرانه ی رمانتیک پاییزی. فصل خزان کلا مال «خزها»ست.
@mamrizzio
روز - خارجی (شاید هم داخلی)
صدایی از پشت بلندگو
-کاپشن سفید! آقا با شما هستم! به مصلحت نیست...
@mamrizzio
.
همه نوشتین از پاییز که پادشاه فصل هاست. ریختن برگها و فیلان. عده ی زیادی هم نوستالژی اول مهر، گشایش مدارس، خاطره بازی، یادش به خیر و ...
برای من اما فصل پاییز، فصل بیم و امیده. فصلی که خنکای دلچسب و خوبی داره؛ باد میاد. گرما، آلرژی، عرق و کلافگی تموم میشه. اینا خیلی خوبن.
برای من اما فصل پاییز، یادآور فصل نفرت انگیز، جانفرسا و روح خراش مدارس هست. هیچ وقت از مدرسه و دانشگاه و شروعش خوشم نمی اومد. استرس، فشار، امتحان، درس ها و کتابهای بی روح، مرده، نفرت انگیز و بی معنا و به جز دو، سه نفر، باقی معلم ها عصبی، روان رنجور، متوقع و کم سواد.
کابوس های میانسالی من پر از استرس های شب امتحان، اعلام نتایج و نمرات و خاطرات سیاه دوران مدرسه و درس خواندنه.
دانش آموز بسیار درسخوان و با نمرات خوبی بودم و دانشجوی متوسطی که درس نمیخواند و نمره ی قابل قبولی میگرفت. از دانشگاه به جز بحث درس ها و امتحانات، خاطرات بسیار دلچسب و شیرین و دوستان بهتر از جانی دارم اما هر چه که مربوط به درس، امتحان و یادگیری بوده، برایم هراسناک، پوچ و تلخ است.
پاییز، فصل خنکای دلچسب و کابوس های ناگاه آمده. در بگشایید. خوب و بدش درهم است.
@mamrizzio
.
"عموما می گویند تجربه ی ما از اراده ی آزاد، رمز و رازی قاطع و گریزناپذیر است. از یک سو، ما بر حسب علم نمی توانیم درکی از آن داشته باشیم، از سویی دیگر احساس می کنیم که خالق افکار و اعمالمان هستیم.
حقیقت درباره ی ما، عجیب و غریب تر از آنی است که ما فکر می کنیم :توهم آزادی اراده، خودش یک توهم است."
دروغ - اراده ی آزاد/سم هریس/خشایار دیهیمی/نشر گمان

@mamrizzio
بر رواق مدوّر دوران

می‌نویسیم و هر چه باداباد

مرد این قصه‌ی تهمتن‌کش

شرفش را به نان نخواهد داد

 

من مرید پیمبر دردم

از نَه‌مردان امان نمی‌گیرم

با روان گرسنه می‌میرم

صِله از سُفلگان نمی‌گیرم

 

سر من گرمِ سربه‌داری‌هاست

خاک من غیرت علف دارد

سگ سم‌خورده‌ی ترانه‌ی من

به پلنگانتان شرف دارد

 

بر رواق مدوّر دوران

سر من سر‌به دار خواهد ماند

دگران می‌روند و می‌آیند

خشم من ماندگار خواهد ماند

 

می‌زند تازیانه پی‌درپی

بوسه بر دست و پای دربندم

میله‌ها را به سخره می‌گیرد

بندی سربلند لبخندم

 

آسمانی دوباره خواهم ساخت

بر بلندای بام آزادی

سرنوشت فرشتگانش را

می‌سپارم به دست فرزندم

 

پسر من بزرگ خواهد شد

غزل ناسروده خواهد خواند

آسمان را به خاک خواهد ریخت

در قفای زمانه خواهد راند

 

من پلنگ بُرّنده دندانم

از شغالان قفا نخواهم خورد

سفره‌ام از گرسنگی سبز است

نان به نرخ شما نخواهم خورد

 

گر چه باغِ بهارمرده‌ی من

سرخوش از میوه‌های بن‌بستی است

سرو آزاده‌ام که می‌داند

فخر آزادگان تهی‌دستی است

 

ببر مازندرانم و نامم

چون تبارم زبان‌زد دنیاست

عقب استخوان نمی‌گردم

دُم تکاندن طریقت سگ‌هاست

 

گر چه ناشادمان و ناخرسند

گرچه نومیدوار و مأیوسم

از برای دو پاره نان سیاه

دست هر سفله را نمی‌بوسم

 

سر من گرم سر‌به‌داری‌هاست

خاک من غیرت علف دارد

سگ باغِ درخت‌مرده‌ی من

به بهار شما شرف دارد

از: علی اکبر یاغی تبار
@mamrizzio
مردم ایران به فوتبال علاقه ی خاصی دارند. این علاقه ی زیاد، دلیل بر این نیست که اونها از فوتبال و فن فوتبال هم به خوبی سر در بیارن. اینکه در هر گوشه و کناری، افرادی پیدا بشن که اسم چهارتا بازیکن و دوتا باشگاه رو بلد باشن هم دلیلی بر این نیست و فهمیدن رمز و راز و فنون فوتبال هم با فوتبالیست بودن و با شورت ورزشی عکس داشتن و لگد به گربه زدن هم به دست نمیاد!
الغرض! موضوع درباره ی مسعود شجاعیه که امروز کاپیتان تیم ملی بود و پاس منجر به تک گل سه امتیازی بازی رو ارسال کرد.
مسعود شجاعی، چند سالیه که سوژه ی علاقه مندان به فوتبال شده و تبدیل به طنز شده و مدام مورد تمسخر قرار می گیره که چرا فیکس تیم ملیه.
ماها اولا باید قبول کنیم سرمربی نفر اول و آخر تصمیم گیرنده است و شخصی با اعتبار کارلوس کیروش خیلی بهتر از ما فوتبال رو می فهمه.
دوما باید بدونیم که شجاعی در سطح اول فوتبال دنیا یعنی لالیگا بازی کرده و گل هم زده. این بازیکن قابلیت های فنی و بدنی بالایی داره که نظیر اون در لیگ ما نیست.
سوما کارشناسان عزیز! بازی تیم ایران با چین رو دوباره ببینند که اگر مهاجمان ما دقت می کردند، پاس های شجاعی همه تبدیل به گل شده بود.
چند سال پیش در بازی نیمه نهایی یورو که اسپانیا با ایتالیا بازی داشت، هافبکی به اسم آلبرتو آکوییلانی، شرایطی مثل مسعود داشت. توی اون بازی، جلوی سه تا از بهترین هافبک های جهان یعنی ژاوی، اینیستا و سیلوا قرار گرفت و بازی صفر صفر به پنالتی کشیده شد. کارشناس بازی! آکوییلانی رو از ضعیف ترین های بازی اسم برد، در حالی که چهارده کیلومتر، یعنی سه کیلومتر بالاتر از استاندارد جهانی دویده بود و اون سه هافبک نخبه رو زمینگیر کرده بود. من مدتها از نحوه ی کارشناسی اون بازی و فهم فوتبال کارشناسان ما، انگشت به دهان بودم.
در آخر اینکه مسعود همون بازیکنیه که وقتی احمدی نژاد رفت بالای سر تمرین تیم ملی، خودش رو کنار کشید و باهاش روبرو نشد و به تنهایی رفت سمت دیگر ورزشگاه.
@mamrizzio
هر وقت کسی بهم میگه «خنگ»، می گم تو چقدر نگونبختی که با من همنشین، همکار، همکلاس و... هستی!
#با_هم_مهربون_باشید_هرهرهر!
@mamrizzio
هر انسانی این را می داند که می میرد اما این قدر خر است که گاهی یادش می رود و عین گاو می شود و سر آخر مثل سگ پشیمان می شود و مانند میمون مسخره ش می کنند.
انجیل یهودای اصطخریودی، سوره ی اول، کوچه ی دوم، سمت چپ، در سبز رنگ، بغل ماست بندی شلکنهایم و پسران به جز یاکوبی.
@mamrizzio
ملت، بچه شون رو می فرستن کلاس های فرهنگی، چنان اتفاقات کابوس واری برای این بچه ها می افته که نگو و نپرس.
واقعا که ... اون المپیک و هر چی که هست... فغان... فغان از این وضعیت... دریغ و اسف...
خدایا بیا همه مون رو یکجا بخور تموم شه. اصلا منو بخور.
@mamrizzio
گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده
این هم مثل سوداییان عالم پندار، ترکیب دلپسندی ست در ادبیات قدیم.
@mamrizzio
و بدین ترتیب، مقاله ی من با اسم برادرم در اندیشه پویا چاپ شد!
تشکر ویژه بابت دقت در تایپ نامم و حذف نکردن شصت درصد از مطلبم!
@mamrizzio