ضد روایت
719 subscribers
136 photos
42 videos
23 files
154 links
Download Telegram
مترجم، سالها قبل، کتابی را که اکنون با نام «سالار مگس ها» می شناسیم، با عنوان «بعل زبوب» برگردانده است.
این واژه، عمق دانسته های مترجم و احاطه ی او را به زبان و متون کهن و همچنین ادبیات کلاسیک می رساند.
Lord of the Flies
این نام را محمود مشرف آزاد تهرانی که او را با نام م. آزاد می شناسیم، ترجمه کرده است.
@mamrizzio
این کانال یکساله شد دو سه روز پیش؛ بین آتش پلاسکو و خاک خوزستان و سیل سیستان و بلوچستان. عناصر چهارگانه از دست ما شاکی شده اند... آب، باد، خاک و آتش
@mamrizzio
امشب یک شاعر هیبریدی متولد شد. از ترکیب حمید مصدق و حسین منزوی، شاعری به نام حمید منزوی پدید آمد. ویژگی بارز این شاعر نسبت به همه ی شاعران دوران، این است که هنوز شعری نگفته.
@mamrizzio
«برپا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن»
تلویزیون این ترانه را که روی ملودی معروف طرفداران سالوادور آینده (که در ایران به اشتباه به آلنده معروف شده) در سالهای اول انقلاب، ساخته شده بود را پخش می کند.
سرود یا ترانه ای ساخته ی سرخیو اورتگا که نام اصلی اش «خلق متحد» یا
El pueblo unido jamás será vencidoo
است که علی ندیمی روی ملودی آن، این شعر را سرود.
دنیای عجیبی است. سی و هشت سال پس از انقلاب، در حالی که هیچ نشانی از انقلابی های چپ نیست و تکنوکرات ها، محافظه کارهای مذهبی، میلیتاریست ها و خوشه چینان در عرصه هستند، این سرود، با تنظیم و اجرایی نو ساخته و پخش می شود. قطعه ای از این سرود:

به هر کجا نشان ز ثروت است
ز حاصل تلاش کارگر است
زمین غنی ز رنج برزگر
ز همت‌اش شود ز دانه خرمنی
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
اگر شود صدای ما یکی
ز خشم خود شرر به پا کنیم
بنای صلح جاودان نهیم
به پای خلق، چو جان خود فدا کنیم
.
...
@mamrizzio
شونصد سال پیش بود که در مقطع راهنمایی درس می خواندم. همین روزها بود که شور و شوقی برای آذین بندی! کلاس ها داشتند و... آن هنگام، خبری از بنر و چاپ لیزری و این حرفها نبود. قیچی، چسب، کاغذ، روبان و... بود و اقدامات خودجوش.
کاغذ بزرگی را به دیوار کلاس چسبانده بودند با کلی تزیین که روی آن نوشته بود: دهه ی فجر یوم الله است.
انصافا دقیق نمی دانم انگیزه ام چه بود. خباثت؟ ویر ویراستاری که از بچگی همراهم بود؟ حسن نیت؟ کینه ای که ارث رسیده بود از این ایام؟ شاید هم همه!
گیر دادم که یا دهه ی فجر را بکنید ۲۲ بهمن یا یوم الله را به ایام الله تبدیل کنید. کسی قبول نمی کرد و من هر روز به تمسخر، تکرار می کردم.
این بود انشای ما درباره ی دهه ی فجر.
@mamrizzio
برف بالاخره تو اینستاگراند! ما هم بارید.
@mamrizzio
خبر نامه ی اعتراضی فیروز نادری به دونالد ترامپ که اومد زیر دستم برای ویرایش، حدس نزدم که جعلیه ولی تنها چیزی که بهش فکر کردم این بود که دریای کارائیب در جنوب آمریکاست و کالیفرنیا، شمال غربی. منظور پروفسور، فلوریدا بوده؟ خب فلوریدا چه نقش مهمی در تاریخ آمریکا داره. اگر منظورش کالیفرنیا و لس آنجلس بوده، چه ربطی به اینجا داره؟
پیش خودم گفتم الان به من میگن تو جغرافیات بهتره یا پروفسور؟ همین شد که رد کردم رفت! نگو خبر جعلی بوده. ولی واقعا در کل مطبوعات کشور که همه ی اونها این خبر رو کار کردن، کسی شک نکرد که دریای کارائیب با لس آنجلس هیچ قرابت و نزدیکی ای نداره؟
هر چه آن نادر کند، شیرین بود؟!
@mamrizzio
مترو که توی ایستگاه توقف می کنه، مردم به سمت پله ها و گیت خروجی هجوم می برن. عین شغال تیزپای فوتبال ایران!
واقعا نمی دونم اون بیرون چه خبره و چرا این همه عجله؟ چیزی هست که با ما در میون نمی ذارین؟!
@mamrizzio
محمد قائد در یکی از سنگین ترین طعنه های تاریخ، خطاب به شاملوی از دست رفته می گفت: کاش نویسندگی هم دوره ی بازنشستگی داشت تا انسان در اواخر عمر به زورگویی نیفتد.
حالا حکایت آقای صدا، جناب ابی است. این روزها افت محسوسی دارد و انگار می خواهد خاطره های جاودانه ی ما را از صدای بی نظیرش کمرنگ کند.
استاد عزیز، آقای صدا، ابی جان:
شراب صد ساله ی من
وقتشه که
بازنشسته شی!»
@mamrizzio
چیزی که این روزها در آمریکا مشاهده می کنیم، رعایت «اصل تفکیک قوا»ست. یعنی قوه ی قضاییه ی این کشور، مستقل و بدون هیچ هراسی، فرمان رییس قوه ی مجریه رو نقض می کنه البته با استناد به قانون.
درک اینها با خواندن کتاب های کلاسیک و توجه به عمق موضوعات به دست می آن و نه صرفا خبر خواندن و مرور دنیای مجازی. با کلاسیک خواندن و روبرو شدن با متن اصلی فلاسفه و اندیشمندان علوم انسانی، متوجه می شیم که ریشه ی اصلی مشکلات و راه حل اونها چیه و ما دقیقا کجا قرار گرفتیم.
وقتی کتابهای کلاسیک رو بخونیم، سخته که به چنین قوه ی مستقلی که به وظیفه ی خودش عمل کرده، اعتراض کنیم.

#از_لحاظ_دیوید_دیوید_او_اس_آ
#اصل_تفکیک_قوا
@mamrizzio
استقلال از هرگونه نقل و انتقالاتی محروم شده و سه بازیکن جدیدش رو مجبور شد بده به تیمهای دیگه و چهار بازیکن دیگه ش رو هم مازاد اعلام کرد.
همون تیم، بازهم سه بازیکن فیکس خودش رو به خاطر مصدومیت از دست داد قبل از این بازی.
در ادامه ی این بدشانسی ها، چند روز پیش هم صدوبیست دقیقه با السد قطر بازی کرد.
گل دوم حریف و اخراج رحمتی هم به گفته ی کارشناس، اشتباه بود و داور تمام برخوردهای مشکوک رو به نفع حریف می گرفت. از گزارشگر، جناب فردوسی پور هم چیزی نگم بهتره. ببخشید که بردیم عادل جان. اتوبوس ما سه تا گل هم زد اگر دیدی!
با همه ی اینها سه تا گل زدیم با چند جوان بی ادعا و البته جسور؛ اون هم به تیمی که خیلی ادعا داشت.
حالا میان میگن کمال کامیابی نیا نبود. یک سری دوستان کارشناس هم با تحلیل هاشون که اصلا رنگی نیست! به شعور بقیه توهین می کنن. خب باختید دیگه! بیست و چهار بار قبلا باخته بودید حالا شد بیست و پنج تا. ده نفره، بدون دروازه بان، سریع، محکم به چپ.
دم همه ی پرسپولیسی های گل که تبریک گفتن هم گرم. امیدوارم طلسمشون بشکنه و اونام یه جامی بگیرن اگه حقشون بود.
@mamrizzio
موقعی که بارون میاد انگار همه ی موزاییک های همه ی پیاده روهای شهر لق می شن.
@mamrizzio
همیشه آن‌که می‌رود کمی از ما را

با خویش می‌برد

کمی از خود را، زایر

با من بگذار

«یدالله رویایی»
@mamrizzio
به بابک زنجانی گفتن که پولارو بده تا اعدامت کنیم. من فکر کنم اعدام باید چیز خوبی باشه یا جای باحالی باشه چون اولش شرط گذاشتن که چندمیلیارد دلار پول بده تا اعدامت کنیم.
شما جای بابک زنجانی بودین، چه می کردین؟
@mamrizzio
یکی از ابزوردترین مسائل دنیا، اون ده ثانیه ملودی معروفیه که تو یک اسباب بازی ارزون قیمت، مدام تکرار می شه و تکرار می شه. شوپن، برامز، رخمانینف و... داخل یک خرس عروسکی ویتنامی یا بنگلادشی.
@mamrizzio
تو مترو بودم، داشتم کانالم رو آپدیت می کردم که ناگهان یک نفر گفت که شما ادمین کانال ثین گرام هستید؟ من با اضطراب و نگرانی گفتم بله چطور؟ ایشون گفت من کانال شما رو همیشه می خونم. تو این فکر بودم که کانال من در دوران اوجش، ۱۲۰ تا خواننده داره و این از کجا پیداش شد و الان چی باید جوابشو بدم که یکدفعه از خواب پاشدم!
یاد اون روزی افتادم که یکی منو موقعی که وبلاگ می نوشتم، شناخته بود - البته این بار تو بیداری!- و گفته بود داداشی مطالبت عالیه فقط حیف که منبعش رو معرفی نمی کنی!
کاش این دومی هم خواب بود!
@mamrizzio
از روزی که مال ها و مجتمع های خرید اومدن، کسب و کارهای کوچیک، ضعیف شدن. از روزی که هایپرها اومدن، سوپرمارکت ها، وضعشون یک مقدار بحرانی شد و حالا با اومدن اسنپ و تپسی، بحران به مسافرکش های شهری و تاکسی ها رسیده.
خوب یا بد، این تبعات مدرن شدن جامعه ست. شترسواری دولا دولا نمی شه. این اتفاق در ابعاد وسیع تر و خیلی قبل تر افتاده؛ از موقعی که ماشین بخار، انقلاب صنعتی انگلیس رو به وجود آورد یا از وقتی که قلب تکنولوژی جهان، سیلیکون ولی، ابزارها رو کوچک تر، سریع تر و قدرتمندتر کرد.
من به عنوان یک مصرف کننده، مسلما از قدرت انتخاب بالاتر، قیمت کمتر و کیفیت بیشتر، خوشم میاد و این ویژگی دنیای مدرن و یکی از حقوق انکارنشدنی منه. بنابراین، در این وانفسا، اونی برنده ست که بتونه من مصرف کننده رو به خودش جذب کنه.
وقتی نصف شب تو برف و سرما، راننده ای با هر انگیزه ای، کرایه رو چندین برابر می گیره و منت سر مسافر می ذاره و رفتارهایی شبیه به این، مسلما با اومدن خدماتی مثل اسنپ، مسافر به هیچ عنوان اون رو انتخاب نمی کنه و به سراغ خدمات بهتر و ارزون تر می ره.
در جوامع عقب افتاده و پیشامدرن، تنها راهی که برای مقاومت به ذهن یک نفر - مثلا راننده تاکسی - می رسه، اینه که بره جلوی مجلس تو بهارستان - که این روزها واسه خودش هایدپارک شده - روضه بخونه، سینه بزنه و اسنپ رو توطئه ی صهیونیسم بدونه.
مدرنیته، سیل و توفان و رگبار داره. باید از قبل فکری به حالش کرد و «آن را که خانه نئین است، بازی نه این است.»
@mamrizzio
باور کنید «سونامی بیسوادی» ما را تهدید می کند. نسل جدید دانش آموختگان دانشگاهها که فقط برای مدرک گرفتن از هر شعبه ای در هر شهرستانی با هر رشته ای، به بازار کار یورش برده اند.
دانشگاههای سودجو، استادان وظیفه نشناس و راحت طلب، دپارتمان های خالی از علم و شیوه ی آزمون ورودی و خروجی افتضاح.
در زمینه ای که مشغول به کار هستم، هر ثانیه با فجایعی مواجه می شوم که دود از کله ام بلند می شود.
دانشجویی پشت سد آزمون دکتری ادبیات فارسی، یک سطر را بدون اشتباه نمی تواند بخواند. دست کم، من ندیده ام.
این چیزی که در بیشتر دانشگاههای ما رواج دارد، نه علم است و نه دانش. مهملاتی می گویند و دور هم جمع شده اند و مهندس، دکتر و استاد - ببخشید - به خیک همدیگر گره می زنند.
@mamrizzio
اصلا هر کی قورباغه رو درست بنویسه، املاش خوبه!
از خیر فرق بین پرتقال و پرتغال و املای انضباط هم گذشتیم!
#از_لحاظ_سطح_توقعات
@mamrizzio
از ضعف آکادمی و دانشگاه، سخن ها گفته اند و می گویند اما جان کلام را نگفته اند.
آکادمی برای چه ضعیف است؟ مگر روزگاری قوی بوده؟ مگر کار خاصی از ابتدای تأسیسش کرده و چیزی بیرون داده که حالا ضعیف و بی جان باشد؟
برای ورود به آن، شرایط را هر روز آسانتر کردند، به طوریکه اگر فقط و تنها فقط، اسمت را در برگه ی کنکور بنویسی، صندلی برای شما مهیاست.
وارد آکادمی هم که شدی، هزار راه برای مدرک گرفتن بدون فهمیدن و پژوهش، مهیاست. آبرومندانه اش، حفظ کردن جزوات و سرچ! در گوگل و در نهایت، بیشرمانه ترین آنها، خریدن مقاله و پایان نامه.
هر کسی در هر جایی، اینها را دید و انجام داد و یا دید و سکوت کرد، خودش به دست خودش، جان ناداشته ی آکادمی را گرفته است.
این «سونامی بیسوادی»، قصه ای دراز دامن است که حد و نهایتی را نمی توان برایش تصور کرد!
@mamrizzio