در مملکت شیر تو شیر (جسارت به شیر نشه البته)، هر ناشسته رویی (به قول دکتر سروش)، میتواند ادعا کند که من فعال سیاسی هستم. حالا تدریس فلسفه که معلوم نیست در کدام کافی شاپ - ببخشید دانشگاه - انجام میشود و چه ارتباطی به ذرت پراکنی درباره ی سیاست روز دارد، بر ما که معلوم نشد.
الغرض اینکه جناب علی علیزاده - نه آن پرتابگر اوت دستی - در جدیدترین ذرت پراکنی خود، بنر نماز جمعه را جعلی خوانده و صدای صاحب مجلس را هم درآورده.
از روی فلسفه گاهی باید خجالت کشید که اینها متفلسفانند...
@mamrizzio
الغرض اینکه جناب علی علیزاده - نه آن پرتابگر اوت دستی - در جدیدترین ذرت پراکنی خود، بنر نماز جمعه را جعلی خوانده و صدای صاحب مجلس را هم درآورده.
از روی فلسفه گاهی باید خجالت کشید که اینها متفلسفانند...
@mamrizzio
واکاونده های پساساختارگرای فرهنگ عامه که دمی از تلاش و فهماندن این قضیه که به فرهنگ ها احترام بگذاریم و ارزش های هر زیست بومی، قابل احترام و در توازی با ارزش های مثلا دنیای مدرن هستند، باز نمیمانند، میفرمایند که ایستادن در هر دو طرف پله برقی، عملی غیرمتمدنانه نیست و نمیتوان و نمیشود آن را و برخی رفتارهای مشابه را نقد کرد اما آیا حتی با یک نگاه ساده و گذرا و بی کمترین استدلال، اینگونه است؟
عرض میکنم که نه، اینگونه نیست. پله برقی، ابزاری بومی نیست بلکه محصولی مدرن و جهانی است که لاجرم استفاده از آن هم تابع منش و روشی جهانی است.
اینکه به ما گفته اند اگر روی پله برقی راه بروی یا بدوی، خراب میشود هم درست نیست. وسیله ی عمومی در معرض خراب شدن است و همیشه نیاز به پایش و تعمیر دارد؛ بودجه های شهرداری ها هم صرف همین ها میشود.
راه رفتن و ایستادن در معابر عمومی مانند پله برقی، باز هم تابع قوانین قوام یافته، امتحان پس داده و جهانشمول است. وقتی میگوییم از سمت راست حرکت کنید یا از سمت چپ سبقت بگیرید، این قوانین در صورت رعایت شدن و نشدن، نتایج کاملا مشخصی دارند.
احترام به فرهنگ ها و سنن، تا حد معقولی، امری واجب است اما ارزش نهادن به رعایت نکردن قوانین به بهانه ی «هر کسی به راه و روش خودش» شایسته و قابل دفاع نیست. جهان با وجود تفاوتها ممکن است حاوی زیبایی باشد و اختلاف خلق در معنی به قول مولانا آرام گیرد اما لازمه ی زندگی در زمانه ی تجددگرایی، رعایت قوانین جهانشمول و قواعد بازی است.
@mamrizzio
عرض میکنم که نه، اینگونه نیست. پله برقی، ابزاری بومی نیست بلکه محصولی مدرن و جهانی است که لاجرم استفاده از آن هم تابع منش و روشی جهانی است.
اینکه به ما گفته اند اگر روی پله برقی راه بروی یا بدوی، خراب میشود هم درست نیست. وسیله ی عمومی در معرض خراب شدن است و همیشه نیاز به پایش و تعمیر دارد؛ بودجه های شهرداری ها هم صرف همین ها میشود.
راه رفتن و ایستادن در معابر عمومی مانند پله برقی، باز هم تابع قوانین قوام یافته، امتحان پس داده و جهانشمول است. وقتی میگوییم از سمت راست حرکت کنید یا از سمت چپ سبقت بگیرید، این قوانین در صورت رعایت شدن و نشدن، نتایج کاملا مشخصی دارند.
احترام به فرهنگ ها و سنن، تا حد معقولی، امری واجب است اما ارزش نهادن به رعایت نکردن قوانین به بهانه ی «هر کسی به راه و روش خودش» شایسته و قابل دفاع نیست. جهان با وجود تفاوتها ممکن است حاوی زیبایی باشد و اختلاف خلق در معنی به قول مولانا آرام گیرد اما لازمه ی زندگی در زمانه ی تجددگرایی، رعایت قوانین جهانشمول و قواعد بازی است.
@mamrizzio
هر کجا دردمندی از سر شوق
گوش بر نالهٔ حمام کند
چارپایی برآورد آواز
وان تلذذ برو حرام کند
حیف باشد صفیر بلبل را
که زفیر خر ازدحام کند
کاش بلبل خموش بنشستی
تا خر آواز خود تمام کند
«سعدی»
داشتم «سرو چمان» استاد را گوش میکردم که بخوابم اما ناگهان چارپایی دست بر بوق ماشین برد و در این ساعت نیمه شب، چند بوق ناهنجار زد.
یاد این شعر سعدی افتادم و... حیف چارپا که بر اینها لقب دهند.
@mamrizzio
گوش بر نالهٔ حمام کند
چارپایی برآورد آواز
وان تلذذ برو حرام کند
حیف باشد صفیر بلبل را
که زفیر خر ازدحام کند
کاش بلبل خموش بنشستی
تا خر آواز خود تمام کند
«سعدی»
داشتم «سرو چمان» استاد را گوش میکردم که بخوابم اما ناگهان چارپایی دست بر بوق ماشین برد و در این ساعت نیمه شب، چند بوق ناهنجار زد.
یاد این شعر سعدی افتادم و... حیف چارپا که بر اینها لقب دهند.
@mamrizzio
«خودتی؟ یا داری شوخی میکنی؟»
واقعا باید از خیلی ها پرسید که این خودتون هستید یا دارید شوخی میکنید؟!
@mamrizzio
واقعا باید از خیلی ها پرسید که این خودتون هستید یا دارید شوخی میکنید؟!
@mamrizzio
دختر قهرمان ما، کیمیا علیزاده با این همه آسیب دیدگی رفت و نایب قهرمان دنیا شد. تأسف میخورم برای کارشناسانی که گفتند کیمیا کم کاری کرده. کسایی که نمیدونن ساحل عاج کجاست...
@mamrizzio
@mamrizzio
بر ساختهام نهاده کوری
انگشت که عیبهاست در آن
دارد به عتاب کور دیگر
پرسش که چراست این چرا آن؟
«نیما یوشیج»
@mamrizzio
انگشت که عیبهاست در آن
دارد به عتاب کور دیگر
پرسش که چراست این چرا آن؟
«نیما یوشیج»
@mamrizzio
- بیزحمت یه دلستر ساده بیارید.
- چشم.
- آقا این که لیموئیه!
- یعنی از لیموئی هم ساده تر میخوای؟!
گفتگو واقعی است
@mamrizzio
- چشم.
- آقا این که لیموئیه!
- یعنی از لیموئی هم ساده تر میخوای؟!
گفتگو واقعی است
@mamrizzio
یادگاری دهه ی شصت. نسل واقعا سوخته. استعدادهایی که به دلیل تنگ نظری، قوانین عجیب و البته برهه ی حساس کنونی، از یادها رفتند و کمرنگ شدند. این استقلال بینظیر...
@mamrizzio
@mamrizzio
در سرزمینی که از سودمندی های علم استفاده میشود اما خود علم هیچ اولویت، ارزش و احترامی ندارد، سوگواری همگانی برای مرگ یک دانشمند برجسته، کمی عجیب است.
در کشوری که بالای نود درصد نخبگان به گواه آمار از کشور مهاجرت - شما بخوانید فرار - میکنند و کمترین آینده ای در مام میهن برایشان رقم نمیخورد، سوگواری همگانی برای...
در دیاری که بالاترین درآمدها مختص اهالی غیرعلم است و دلالان و کاسبان بیشترین درآمد و کمترین زحمت را دارند...
در مرز و بومی که فال قهوه، تاروت و کف بینی و... برای تصمیم گیری، ارزشی به مراتب بیشتر از محاسبات منطقی و علمی دارد...
در اقلیم بلاخیز و شنزار نفت آلوده ی ایران، که اهالی اش حتی به زبان غنی و پرمایه اش نه میتوانند درست حرف بزنند، نه بنویسند و بخوانند، این سوگواری همگانی از مرگ مریم میرزاخانی عجیب است و شگفت.
از مهاجرت این نخبگان باید محزون شد و از این وضعیت کنونی اندوهگین وگرنه ناقوس مرگ به زودی برای همه، بدون شک به صدا درخواهد آمد.
@mamrizzio
در کشوری که بالای نود درصد نخبگان به گواه آمار از کشور مهاجرت - شما بخوانید فرار - میکنند و کمترین آینده ای در مام میهن برایشان رقم نمیخورد، سوگواری همگانی برای...
در دیاری که بالاترین درآمدها مختص اهالی غیرعلم است و دلالان و کاسبان بیشترین درآمد و کمترین زحمت را دارند...
در مرز و بومی که فال قهوه، تاروت و کف بینی و... برای تصمیم گیری، ارزشی به مراتب بیشتر از محاسبات منطقی و علمی دارد...
در اقلیم بلاخیز و شنزار نفت آلوده ی ایران، که اهالی اش حتی به زبان غنی و پرمایه اش نه میتوانند درست حرف بزنند، نه بنویسند و بخوانند، این سوگواری همگانی از مرگ مریم میرزاخانی عجیب است و شگفت.
از مهاجرت این نخبگان باید محزون شد و از این وضعیت کنونی اندوهگین وگرنه ناقوس مرگ به زودی برای همه، بدون شک به صدا درخواهد آمد.
@mamrizzio
همه جور تفسیری شنیده بودیم به جز ژن خوب. یعنی بالاخره علم هم جایی در میان ماله کشی های آقایان پیدا کرد.
فرزند جناب عارف گفته است که من در بیست و چهار سالگی با تلاش خودم! شرکت گمنام ام تی ان را از آفریقای جنوبی آوردم و...
حالا هم اگر میبینید موفق هستم به دلیل ژن خوب و خون خوب است که از پدر و مادرم به ارث رسیده.
حقیقتش بد هم نمیگوید. ژن ما مشکل دارد و در چپاول استعداد نداریم. خون ما رنگین تر نیست و همیشه ته صف ایستاده ایم.
این همه مقالات داوکینز و دنت و سم هریس و استیون پینکر و باقی ملاحده و زنادیق خواندیم اما متوجه نشدیم که ژن خوب یعنی چه.
اینکه پدرت معاون رئیس جمهوری باشد و وزیر ارتباطات و نماینده ی مجلس و... ولی موفقیت هایت به ژن خوب و خون خوب ربط داشته باشد و ندای هل من مبارز هم سر بدهی...
ژن بقایی و رحیمی و باقی چه بوده، این هم باید کشف شود احتمالا آنها دیگر همان اوبرمنش نیچه بودند!
#فرصت_طلبی
#ژن_خوب
@mamrizzio
فرزند جناب عارف گفته است که من در بیست و چهار سالگی با تلاش خودم! شرکت گمنام ام تی ان را از آفریقای جنوبی آوردم و...
حالا هم اگر میبینید موفق هستم به دلیل ژن خوب و خون خوب است که از پدر و مادرم به ارث رسیده.
حقیقتش بد هم نمیگوید. ژن ما مشکل دارد و در چپاول استعداد نداریم. خون ما رنگین تر نیست و همیشه ته صف ایستاده ایم.
این همه مقالات داوکینز و دنت و سم هریس و استیون پینکر و باقی ملاحده و زنادیق خواندیم اما متوجه نشدیم که ژن خوب یعنی چه.
اینکه پدرت معاون رئیس جمهوری باشد و وزیر ارتباطات و نماینده ی مجلس و... ولی موفقیت هایت به ژن خوب و خون خوب ربط داشته باشد و ندای هل من مبارز هم سر بدهی...
ژن بقایی و رحیمی و باقی چه بوده، این هم باید کشف شود احتمالا آنها دیگر همان اوبرمنش نیچه بودند!
#فرصت_طلبی
#ژن_خوب
@mamrizzio
از نوشتن یک متن ساده برای دیباچه ی کتاب شعرش عاجز است شاعر...
فرمودهاند: بنگجاید
از مصدر «گنجاییدن»!
از نثر درخشان نصرت رحمانی و امثالهم رسیدهایم به اینجا. به قول شاعر:
ترقی های عالم رو به بالاست
من از بالا به پایین میترقم!
@mamrizzio
فرمودهاند: بنگجاید
از مصدر «گنجاییدن»!
از نثر درخشان نصرت رحمانی و امثالهم رسیدهایم به اینجا. به قول شاعر:
ترقی های عالم رو به بالاست
من از بالا به پایین میترقم!
@mamrizzio
چه باشد آنچه نامندش ژن خوب؟
حرفهای پسر عارف و واکنشها را که یادتان هست؟ حالا چند روزی است کلیپی، موبایل به موبایل در دست میچرخد که حاوی صحبتهای لیلی گلستان در تدکس است و واکنش های مثبت و همدلانه ی ملت شریف.
حقیقتا به قول شاعر در تنگنای حیرتم...
حرفهای لیلی گلستان، طولانی است و مجال من اندک اما به اختصار میگویم.
رانت تعریف مشخصی دارد که لیلی گلستان، شاید خودش نداند اما دقیق ترین تعاریف از رانت را در سخنانش بیان کرد.
استفاده از نام، شهرت، محبوبیت، مقبولیت، کاریزما و ثروت پدر در افتتاح کتابفروشی و گالری.
نشر بزرگ امیرکبیر به یک دختر بیست و سه ساله، آن هم با اولین کتاب ترجمه شده، اجازه داده که کتابش چاپ شود و برایش پوسترهای بزرگ نصب کرده.
نقاشی های خانوادگی! سهراب سپهری را در اولین روز افتتاح گالری در آنجا نصب کرده.
از هیچ مکر و حیله و ترفندی دریغ نکرده برای پیشبرد گالری.
در دهه ی شصت، یک هفته ای مجوز گالری را آن هم به عنوان یک زن مطلقه گرفته.
اگر اینها رانت نیست و تبلیغ #ژن_خوب نیست پس چیست؟
به لیلی گلستان، ایرادی وارد نیست. ذهنیتش همین است اما مردم چرا تشویق میکنند و احساساتی میشوند؟ پسر عارف همینها را گفت که دختر گلستان گفت. فقط طرز بیانش بد بود!
من فقط یک نکته را نفهمیدم و اینکه تأکید بر واژه ی «مبارزه» در این سخنرانی چه بود؟ یعنی اگر من مبارزه میکردم، پدرم ابراهیم گلستان میشد؟!
@mamrizzio
حرفهای پسر عارف و واکنشها را که یادتان هست؟ حالا چند روزی است کلیپی، موبایل به موبایل در دست میچرخد که حاوی صحبتهای لیلی گلستان در تدکس است و واکنش های مثبت و همدلانه ی ملت شریف.
حقیقتا به قول شاعر در تنگنای حیرتم...
حرفهای لیلی گلستان، طولانی است و مجال من اندک اما به اختصار میگویم.
رانت تعریف مشخصی دارد که لیلی گلستان، شاید خودش نداند اما دقیق ترین تعاریف از رانت را در سخنانش بیان کرد.
استفاده از نام، شهرت، محبوبیت، مقبولیت، کاریزما و ثروت پدر در افتتاح کتابفروشی و گالری.
نشر بزرگ امیرکبیر به یک دختر بیست و سه ساله، آن هم با اولین کتاب ترجمه شده، اجازه داده که کتابش چاپ شود و برایش پوسترهای بزرگ نصب کرده.
نقاشی های خانوادگی! سهراب سپهری را در اولین روز افتتاح گالری در آنجا نصب کرده.
از هیچ مکر و حیله و ترفندی دریغ نکرده برای پیشبرد گالری.
در دهه ی شصت، یک هفته ای مجوز گالری را آن هم به عنوان یک زن مطلقه گرفته.
اگر اینها رانت نیست و تبلیغ #ژن_خوب نیست پس چیست؟
به لیلی گلستان، ایرادی وارد نیست. ذهنیتش همین است اما مردم چرا تشویق میکنند و احساساتی میشوند؟ پسر عارف همینها را گفت که دختر گلستان گفت. فقط طرز بیانش بد بود!
من فقط یک نکته را نفهمیدم و اینکه تأکید بر واژه ی «مبارزه» در این سخنرانی چه بود؟ یعنی اگر من مبارزه میکردم، پدرم ابراهیم گلستان میشد؟!
@mamrizzio
این هندوانه ی بدبخت، مرغ عروسی و عزاست. هم نماد تابستانش کردهاند و هم سمبل شب یلدا.
ابزار همیشگی طراحانی مبتکر! شده که گمان بردهاند کاشف این میوه؟! هستند. میوهای که کم از سنگ تیپاخورده ندارد...
@mamrizzio
ابزار همیشگی طراحانی مبتکر! شده که گمان بردهاند کاشف این میوه؟! هستند. میوهای که کم از سنگ تیپاخورده ندارد...
@mamrizzio
تفریح پیرمردهای تهرانی، نشستن تو متروئه.
الان جایی که وایسادم یه ردیف پیرمرد کنار هم نشستن که اگه عمرشون رو بذاری روی هم به طاهربن ذوالیمینین میرسیم.
یه جوری هم به آدم نگاه میکنن که دو حالت داره؛ یا باید بابت ایستادنم هم ازشون معذرتخواهی کنم یا اینکه احتمالا میدونن چی دارم مینویسم!
@mamrizzio
الان جایی که وایسادم یه ردیف پیرمرد کنار هم نشستن که اگه عمرشون رو بذاری روی هم به طاهربن ذوالیمینین میرسیم.
یه جوری هم به آدم نگاه میکنن که دو حالت داره؛ یا باید بابت ایستادنم هم ازشون معذرتخواهی کنم یا اینکه احتمالا میدونن چی دارم مینویسم!
@mamrizzio