مملکته
کاربران ارزشی معمولا برای حمله ترامپ و تحقیر او از عبارت «ترامپ قمارباز» استفاده میکنند، حالا محمود کریمی روایتی گفته از قماربازی «امام حسین»، محل چالش شده. rezahn56 حالا چرا گریه میکنه؟ نوشیدنی که بود، قمار و عیش و نوش هم که بود! حالا دو تا کیسه برنج…
اصلأ همهی اینها درست! امامان قمار هم میکردند... فقط دو پرسش.
«تختهنرد» در آن زمان بازی میشد؟ اصلا این هم درست. یک نفر به من توضیح بدهد که «برنج» قوت غالب شرق آسیا، هزار و چهارصد و خوردهای سال قبل در عربستان وجود داشت؟!
نگید که صداگذاریه که نمیبخشمتون!
#برگام #پرهام
@mamrizzio
«تختهنرد» در آن زمان بازی میشد؟ اصلا این هم درست. یک نفر به من توضیح بدهد که «برنج» قوت غالب شرق آسیا، هزار و چهارصد و خوردهای سال قبل در عربستان وجود داشت؟!
نگید که صداگذاریه که نمیبخشمتون!
#برگام #پرهام
@mamrizzio
ضد روایت
https://youtu.be/BJ8ZtHALcX4
«حیات شگفتانگیز احمد فردید» را علی میرسپاسی، استاد جامعهشناسی ساکن آمریکا ساخته و دربارهی یکی از مرموزترین متفکران سالهای اخیر ایران است. از فردید همین بس که واژهی «غربزدگی»اش را جلال آلاحمد از زمین برداشت و شد آنچه نباید میشد.
فیلم البته خوشساخت نیست اما حرفهای زیادی برای گفتن دارد که اگر فردید را نمیشناسید حتما برایتان جالب خواهد بود.
چند جای خالی در این مستند دیدم که کاش به آن بیشتر پرداخته میشد؛ مثلاً رابطهی صادق هدایت و فردید و طعنههای جانگزای او به فردید، شاگردان فردید بعد از انقلاب، جدال بین آنها و سروش که کسانی چون اکبر گنجی و محمد قوچانی و دیگران حتما میتوانستند توضیح بهتری بدهند. معرفی کسانی مثل محمد مددپور و اکبر جباری که از شاگردان خیلی نزدیکش بودند. در این موارد کمی کمکاری شده که البته همهاش بر گردن میرسپاسی که ساکن امریکاست، نیست. حتی سیمای کسی مثل عباس معارف هم خیلی واضح ترسیم نشد که چه بود و چه کرد و از شبهای فردیدیه در منزل امیرحسین جهانبگلو چیزهای اندکی گفته شد.
کاش میرسپاسی که در کتابهایش تاریخ روشنفکری سالهای اخیر ایران را خیلی موشکافانه و فوقالعاده بررسی کرده، در این مستند، همین روش را ادامه میداد و به همین تصویر ناقص و مبهم فردید اکتفا نمیکرد.
@mamrizzio
فیلم البته خوشساخت نیست اما حرفهای زیادی برای گفتن دارد که اگر فردید را نمیشناسید حتما برایتان جالب خواهد بود.
چند جای خالی در این مستند دیدم که کاش به آن بیشتر پرداخته میشد؛ مثلاً رابطهی صادق هدایت و فردید و طعنههای جانگزای او به فردید، شاگردان فردید بعد از انقلاب، جدال بین آنها و سروش که کسانی چون اکبر گنجی و محمد قوچانی و دیگران حتما میتوانستند توضیح بهتری بدهند. معرفی کسانی مثل محمد مددپور و اکبر جباری که از شاگردان خیلی نزدیکش بودند. در این موارد کمی کمکاری شده که البته همهاش بر گردن میرسپاسی که ساکن امریکاست، نیست. حتی سیمای کسی مثل عباس معارف هم خیلی واضح ترسیم نشد که چه بود و چه کرد و از شبهای فردیدیه در منزل امیرحسین جهانبگلو چیزهای اندکی گفته شد.
کاش میرسپاسی که در کتابهایش تاریخ روشنفکری سالهای اخیر ایران را خیلی موشکافانه و فوقالعاده بررسی کرده، در این مستند، همین روش را ادامه میداد و به همین تصویر ناقص و مبهم فردید اکتفا نمیکرد.
@mamrizzio
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
چرا اینقدر حرف مفت میان "مبارزان راه آزادی" رایج است؟
"اما داشتن باور غلط هیچ هزینه ای ندارد. به استثنای مالكوم كالدول (روزنامه نگار هوادار خمر سرخ که طی سفر به این کشور در دوران حکومت مورد علاقه اش به قتل رسید، دلیل مرگ وی روشن نشد، ولی یحتمل نوعی اعدام سیاسی بوده است) یافتن نمونه ای از چپ های غربی که به خاطر داشتن باور غلط از عواقب بدی رنج برده باشد سخت است. چپ ها مجبور نبوده اند تحت سلطه سیستم هایی که از دور تحسین می کردند زندگی کنند. وقتی که کمبود غذا را انکار می کردند یا برایش عذر و بهانه می آوردند، گرسنه نمی شدند. آنها مجبور نبوده اند در اردوگاه های کار اجباری که آرمان گرایانه یا منطقی جلوه اش می دادند، کار کنند.
آنها حتی از عواقبی در راستای شهرتشان در کشور خود هم رنج نبرده اند. بئاتریس وب، سیدنی وب و جورج برنارد شاو تا به امروز هم چهره های برجسته ای در نظر گرفته می شوند. نوآم چامسکی هنوز یک روشنفکر راک استار است، در حالی که کسانی که درباره کامبوج درست می گفتند تا حد زیادی فراموش شده اند. جان میردال که از مائو تسه تونگ، انور خوجه و پل پوت بت ساخته بود، دست کم در کشور خودش سوئد، همچنان یک نماد ضدسرمایه داری است. لوییز رينزر، پس از نوشتن کتابی در کتابی در ستایش کره شمالی، هنوز می توانست نامزد جمهوری المان غربی شود. ماریا آنتونیتا ماکیوچی، پس از ستایش و فرهنگی مائو، به عنوان یک نماینده پارلمان، هم در کشور خودش ایتالیا و هم در سطح اتحادیه اروپا، مسیر شغلی موفقی را طی کرد.
بعد از سقوط ونزوئلا، برخی مشتاق ترین طرفداران چاوز در بریتانیا به برجسته ترین چهره های سیاسی کشور تبدیل شدند. با توجه به این موضوع، این سؤال که "چطور بسیاری از افراد تحصیل کرده می توانند این طور مداوم و کاملا در اشتباه باشند؟" کمی بی ربط می شود. چرا در فانتزی های محبوب شان غرق لذت نشوند، وقتی که هیچ انگیزه ای برای معتقد به باور درست بودن وجود ندارد؟"
این حرف حساب است، وقتی حرف مفت خریدار دارد و هزینه ای هم به بار نمی آورد چرا اهل دل از گفتنش خودداری کنند؟ وقتی می توانی در حالیکه در دانشگاهی در نیویورک یا لندن تدریس می کنی و پول خوبی هم دریافت می کنی، از خروش چریک های خمر سرخ بر علیه امپریالیسم خوشحالی باشی و مقاومت آنها را ستایش کنی چرا معرکه نگیری؟ وقتی خیالت جمع باشد که درگیر گرسنگی و سختی نمی شوی و کسی سراغت نمی آید که تو را از شهر اخراج کند و به کار اجباری در روستا تبعید شوی، عجیب نیست که موقع خوردن آب پرتقال صبحانه حسرت اراده و اقتدار! چینی ها را بخوری و کشور مردمی کره شمالی را ستایش کنی.قبلا عرض کرده ام و دوباره هم می گویم مراقب این جانوران آکادمیک ضدسرمایه داری باشید، بسیاری از اینها بیشتر دنبال بیرون آمدن از رخوت زندگی کم هیجان خود اند و درکی از چیزی که آرزو می کنند ندارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"اما داشتن باور غلط هیچ هزینه ای ندارد. به استثنای مالكوم كالدول (روزنامه نگار هوادار خمر سرخ که طی سفر به این کشور در دوران حکومت مورد علاقه اش به قتل رسید، دلیل مرگ وی روشن نشد، ولی یحتمل نوعی اعدام سیاسی بوده است) یافتن نمونه ای از چپ های غربی که به خاطر داشتن باور غلط از عواقب بدی رنج برده باشد سخت است. چپ ها مجبور نبوده اند تحت سلطه سیستم هایی که از دور تحسین می کردند زندگی کنند. وقتی که کمبود غذا را انکار می کردند یا برایش عذر و بهانه می آوردند، گرسنه نمی شدند. آنها مجبور نبوده اند در اردوگاه های کار اجباری که آرمان گرایانه یا منطقی جلوه اش می دادند، کار کنند.
آنها حتی از عواقبی در راستای شهرتشان در کشور خود هم رنج نبرده اند. بئاتریس وب، سیدنی وب و جورج برنارد شاو تا به امروز هم چهره های برجسته ای در نظر گرفته می شوند. نوآم چامسکی هنوز یک روشنفکر راک استار است، در حالی که کسانی که درباره کامبوج درست می گفتند تا حد زیادی فراموش شده اند. جان میردال که از مائو تسه تونگ، انور خوجه و پل پوت بت ساخته بود، دست کم در کشور خودش سوئد، همچنان یک نماد ضدسرمایه داری است. لوییز رينزر، پس از نوشتن کتابی در کتابی در ستایش کره شمالی، هنوز می توانست نامزد جمهوری المان غربی شود. ماریا آنتونیتا ماکیوچی، پس از ستایش و فرهنگی مائو، به عنوان یک نماینده پارلمان، هم در کشور خودش ایتالیا و هم در سطح اتحادیه اروپا، مسیر شغلی موفقی را طی کرد.
بعد از سقوط ونزوئلا، برخی مشتاق ترین طرفداران چاوز در بریتانیا به برجسته ترین چهره های سیاسی کشور تبدیل شدند. با توجه به این موضوع، این سؤال که "چطور بسیاری از افراد تحصیل کرده می توانند این طور مداوم و کاملا در اشتباه باشند؟" کمی بی ربط می شود. چرا در فانتزی های محبوب شان غرق لذت نشوند، وقتی که هیچ انگیزه ای برای معتقد به باور درست بودن وجود ندارد؟"
این حرف حساب است، وقتی حرف مفت خریدار دارد و هزینه ای هم به بار نمی آورد چرا اهل دل از گفتنش خودداری کنند؟ وقتی می توانی در حالیکه در دانشگاهی در نیویورک یا لندن تدریس می کنی و پول خوبی هم دریافت می کنی، از خروش چریک های خمر سرخ بر علیه امپریالیسم خوشحالی باشی و مقاومت آنها را ستایش کنی چرا معرکه نگیری؟ وقتی خیالت جمع باشد که درگیر گرسنگی و سختی نمی شوی و کسی سراغت نمی آید که تو را از شهر اخراج کند و به کار اجباری در روستا تبعید شوی، عجیب نیست که موقع خوردن آب پرتقال صبحانه حسرت اراده و اقتدار! چینی ها را بخوری و کشور مردمی کره شمالی را ستایش کنی.قبلا عرض کرده ام و دوباره هم می گویم مراقب این جانوران آکادمیک ضدسرمایه داری باشید، بسیاری از اینها بیشتر دنبال بیرون آمدن از رخوت زندگی کم هیجان خود اند و درکی از چیزی که آرزو می کنند ندارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
انتشارات علم
سوسیالیسم ایده ی شکست خورده ای که هرگز نمی میرد
فرض کنید میخواهید خودکفا شوید یا در ساختن یک وسیله خودکفا باشید. یعنی بدون کمک از دیگران و با مواد و ابزاری که خودتان در محدودهی زندگیتان میتوانید تهیه کنید مثلاً یک شلوار معمولی بسازید (بدوزید؟!). در ابتدا ممکن است خیلی سخت نباشد اما وقتی به نخ و پارچه میرسید قرار است چه کاری انجام دهید؟
خودکفایی به معنای دقیق در عالم واقعیت همین است. هنری دیوید ثورو در کتاب «والدن» مدعیست چنین کاری کرده. والله اعلم!
حالا بیایید ببینید وقتی یک کشور علم خودکفایی بلند میکند چه کاری از دستش بر میآید؟ یعنی حتی چای داغ و بیسکوییت کارگر هنگام استراحت را باید از منابع داخلی تأمین کند. کامپیوتر؟! شوخی میکنید حتما. خودکفایی اگر شعار نباشد یعنی همین.
به وضعیت بازار خودرو نگاهی بیندازیم. چند درصد خط تولید پراید ساخت داخل و چه مقدار از مواد به کار رفته در آن داخلی است؟ خودروی بیرقیب در محدودهی قیمت، الان به چه روزی افتاده؟ این فقط یکی از هزینههای کوچک خودکفایی شعارزده است.
یکی از مهمترین نمونههای جهانی و البته گمراهکنندهی قرن بیستم در باب خودکفایی، ماهاتما گاندی است. او چنان بر طبل واپسگرایی و خودکفایی و تکیه به منابع داخلی کوبید که اگر نهرو و دیگر جانشینان او نبودند، هند به بزرگترین قحطی تاریخ به دلیل استفاده از گاوآهن و کشاورزی سنتی، گرفتار میشد.
اسطورهی خودکفایی از دور دلرباست، در عمل ناممکن و در مسیرش گام زدن، احتمالا خوفناک و خطرآفرین
#خودکفایی #والدن #پراید
@mamrizzio
خودکفایی به معنای دقیق در عالم واقعیت همین است. هنری دیوید ثورو در کتاب «والدن» مدعیست چنین کاری کرده. والله اعلم!
حالا بیایید ببینید وقتی یک کشور علم خودکفایی بلند میکند چه کاری از دستش بر میآید؟ یعنی حتی چای داغ و بیسکوییت کارگر هنگام استراحت را باید از منابع داخلی تأمین کند. کامپیوتر؟! شوخی میکنید حتما. خودکفایی اگر شعار نباشد یعنی همین.
به وضعیت بازار خودرو نگاهی بیندازیم. چند درصد خط تولید پراید ساخت داخل و چه مقدار از مواد به کار رفته در آن داخلی است؟ خودروی بیرقیب در محدودهی قیمت، الان به چه روزی افتاده؟ این فقط یکی از هزینههای کوچک خودکفایی شعارزده است.
یکی از مهمترین نمونههای جهانی و البته گمراهکنندهی قرن بیستم در باب خودکفایی، ماهاتما گاندی است. او چنان بر طبل واپسگرایی و خودکفایی و تکیه به منابع داخلی کوبید که اگر نهرو و دیگر جانشینان او نبودند، هند به بزرگترین قحطی تاریخ به دلیل استفاده از گاوآهن و کشاورزی سنتی، گرفتار میشد.
اسطورهی خودکفایی از دور دلرباست، در عمل ناممکن و در مسیرش گام زدن، احتمالا خوفناک و خطرآفرین
#خودکفایی #والدن #پراید
@mamrizzio
Forwarded from Anarconomy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ببینید میلیتون فریدمن چطور از روی سفیر انگلستان در آمریکا به عنوان نماد بروکراتهای برجعاجنشین، و یک استاد علوم سیاسی به عنوان نماد جانوران آکادمیک، مثل تانک رد میشه و نظرات ریاکارانه مساواتطلبانهشون رو به دیوار میکوبه. توماس سویل رحمتالله علیه هم کنارش نشسته و میگه انقدر که شما نگران ستم شدن به سیاهان هستید خود سیاهان نیستند!.. عالی بود این مرد. توجه کنید که این برنامه درست چهل سال پیش ضبط شده. چهار دههست که حرف حساب عرضه شده، اما همچنان درگیریم. مسئله این نیست که بحث به سرانجام نرسیده. رسیده. اما در برابرش مقاومت میکنند، و این مقاومت هزینهای هنگفت به بشر وارد کرده.
در این شب مبارک یادی کنیم ازین مرد بزرگ که ما رو با این منافقین کوردل تنها گذاشتند، اما منطق و بینش روشنشون مثل چراغی خاموشنشدنی همیشه به کمکمون خواهد اومد.
@EricNotes
در این شب مبارک یادی کنیم ازین مرد بزرگ که ما رو با این منافقین کوردل تنها گذاشتند، اما منطق و بینش روشنشون مثل چراغی خاموشنشدنی همیشه به کمکمون خواهد اومد.
@EricNotes
Forwarded from بورژوا
در سال ۲۰۱۶، رئیس جمهور شی گفت: «گزارشهای تبلیغاتی باید حوزهی نفوذشان را گسترش دهند» و به خوانندگان و بینندگان همه جا برسند. حزب کمونیست چین سابقهای طولانی در بازنویسی تاریخ خودش دارد اما با کارزار پروپاگاندای اخیرش، این بار دارد زمان حال را بازنویسی میکند. تفاوت دیگر کارزار اخیر دولت چین این است که تا پیش از این، جنگ اطلاعاتی چین مصرف داخلی داشت اما این بار، مخاطبش جامعهی بینالمللی است و در این جنگ تازه، میدان نبرد، ابزارهای جوامع آزاد یعنی خبرنگاری و شبکههای اجتماعی است. زرادخانهی پکن شامل سخنگوهای مستقل و بعضی از باتجربهترین خبرنگاران آمریکایی است. و همهی اینها در حالی است که بر اساس گزارش اخیر گزارشگران بدون مرز دربارهی آزادی مطبوعات، چین رتبهی ۱۷۶ از میان ۱۸۰ کشور را دارد.
…بر اساس گزارش اخیر گزارشگران بدون مرز، چین در تلاش است با تاثیرگذاری بر رسانههای جهانی مانع انتقاد از این کشور شود. بر اساس این گزارش راهکارهای چین برای برنده شدن در این نبرد روایتها عبارتند از ساخت برنامههای بینالمللی، به راه انداختن کارزارهای تبلیغاتی گسترده و نفوذ به رسانههای خارجی. دبیر شرق آسیای گزارشگران بدون مرز به تایم گفته است مسأله فقط تلاش مسئولان چینی برای انتشار پروپاگاندای خودشان نیست، آنچه در خطر است، کل مفهوم ژورنالیسم است. در حالی که دیوید شامبا، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، تخمین میزند که چین سالانه ۱۰ میلیارد دلار را صرف افزایش قدرت نرم خود میکند، در این گزارش آمده است که دولت چین سالانه ۳/۱ میلیارد دلار را صرف تقویت رسانههای چینی میکند. حالا تلویزیون حکومتی چین در ۱۴۰ کشور و رادیوی آن به ۶۵ زبان پخش میشود. دولت همچنین مبالغ هنگفتی میپردازد تا دیدگاههایش را در قالب سرمقالههای تبلیغاتی اما به اسم مستقل در مطبوعات خارجی منتشر کند. چین برای انتشار تبلیغات در رسانههای معتبر تا ۲۵۰ هزار دلار پرداخت کرده است. راهکار دیگر چین، خرید سهام مطبوعات خارجی است که به خودسانسوری آن مطبوعات منجر میشود و در مواردی خبرنگاران برای انتقاد از این کشور اخراج شدهاند.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5348&rhash=e210c4be13c5d5
…بر اساس گزارش اخیر گزارشگران بدون مرز، چین در تلاش است با تاثیرگذاری بر رسانههای جهانی مانع انتقاد از این کشور شود. بر اساس این گزارش راهکارهای چین برای برنده شدن در این نبرد روایتها عبارتند از ساخت برنامههای بینالمللی، به راه انداختن کارزارهای تبلیغاتی گسترده و نفوذ به رسانههای خارجی. دبیر شرق آسیای گزارشگران بدون مرز به تایم گفته است مسأله فقط تلاش مسئولان چینی برای انتشار پروپاگاندای خودشان نیست، آنچه در خطر است، کل مفهوم ژورنالیسم است. در حالی که دیوید شامبا، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، تخمین میزند که چین سالانه ۱۰ میلیارد دلار را صرف افزایش قدرت نرم خود میکند، در این گزارش آمده است که دولت چین سالانه ۳/۱ میلیارد دلار را صرف تقویت رسانههای چینی میکند. حالا تلویزیون حکومتی چین در ۱۴۰ کشور و رادیوی آن به ۶۵ زبان پخش میشود. دولت همچنین مبالغ هنگفتی میپردازد تا دیدگاههایش را در قالب سرمقالههای تبلیغاتی اما به اسم مستقل در مطبوعات خارجی منتشر کند. چین برای انتشار تبلیغات در رسانههای معتبر تا ۲۵۰ هزار دلار پرداخت کرده است. راهکار دیگر چین، خرید سهام مطبوعات خارجی است که به خودسانسوری آن مطبوعات منجر میشود و در مواردی خبرنگاران برای انتقاد از این کشور اخراج شدهاند.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5348&rhash=e210c4be13c5d5
بورژوا |
پروپاگاندای چینی؛ بازنویسی زمان حال برای مخاطب خارجی | بورژوا
در سال 2016، رئیس جمهور شی گفت: «گزارشهای تبلیغاتی باید حوزهی نفوذشان را گسترش دهند» و به خوانندگان و بینندگان همه جا برسند. حزب کمونیست چین سابقهای طولانی در بازنویسی تاریخ خودش دارد اما با کارزار پروپاگاندای اخیرش، این بار دارد زمان حال را بازنویسی میکند.…
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
به یاد غیزانیه
گفته اند که زمانی یکی از مشکلات اروپا این بود که اگر جمعیت به همین سرعت رشد کند و تعداد اسب ها و دیگر حیوانات مورد نیاز برای حمل و نقل و باربری افزایش یابد، با انبوه سرگین و پهن (به کسر پ!) آن حیوانات در خیابان ها و معابر چه کنند، از قرار کسانی می ترسیدند که خیابان ها زیر آن حجم از فراورده های حیوانی! دفن شوند. اما از آنجا که انسان موجود ابزارساز است، آینده نشان داد که این ترس موردی نداشت و تکنولوژی به کمک انسان امد.
در مورد آب هم بحرانی به مراتب سخت تر و سهمگین تر پیش روی کشورهای این حوالی است، کسانی گفته اند درست است که سوء تدبیر درمورد آب کم نبوده است، ولی از قرار همه مصیبت را هم نمی توان به پای انسان ها نوشت و این یک روند طبیعی و اقلیمی است، باری، حرف اینست که برای آینده باید تدبیر کنید. دلایل برای بدبینی کم نیست، ولی می توان دید که امروزه بیش از هر زمان دیگری انسان ها دسترسی به آب سالم دارند، با آنکه سرانه منابع تجدیدپذیر بسیار کاهش یافته است، چه چیز باعث این شده است؟ پاسخ دشوار نیست: رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی!
از آنجا که سه چهارم حجم زمین را آب فرا گرفته است، مشکل در واقع دسترسی به خود "آب" نیست، بلکه دسترسی به آب قابل شرب و مناسب کشاورزی است. در واقع مسئله بیشتر "مسئله انرژی و تکنولوژی مناسب و مقرون به صرفه" است. در کشورهای خاورمیانه برای شیرین کردن آب (نمک زدایی) نفت را می سوزانند (مستقیم و غیرمستقیم) و آب تحویل می گیرند، اما آلودگی محیط زیست پیامد آن است. گفته می شود این کشورها از منبع انرژی سالم تری که از قضا به وفور هم دارند به دلیل گران بودن استفاده نمی کنند: انرژی خورشیدی.
اما خبر خوب اینکه در این زمینه پیشرفت شگرفی انجام گرفته است و قیمت انرژی خورشیدی از سال 1977 تا 2014 به میزان 99.5 درصد کاهش یافته است و پیشرفت های زیادی در زمینه دیگر حوزه های انرژی هم در راه است. در حوزه کشاورزی رویکرد "کشاورزی دقیق" برای مصرف بهینه آب به ویژه در اسرائیل پیشرفت خوبی داشته است و در مورد بهبود چشمگیر فناوری آب شیرین سازی هم که پیشتر نوشتم. البته باید نظر اهل فن را شنید، ولی شاید این بار هم معجزه تکنولوژی غربی های کافر ما را نجات دهد، والله اعلم.
پ.ن:این مطلب را پیشتر نوشتم، دیگر محیط زیست را باید از عناصر بسیار موثر بر امنیت در این حوالی شمرد، ولی باز هم امیدی جز خلاقیت و نواوری انسان ها در قالب فناوری های جدید نیست، حال باید پرسید کدام رژیم اقتصادی امکان بروز این فناوری و به کارگیری گسترده آن را فراهم می سازد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
گفته اند که زمانی یکی از مشکلات اروپا این بود که اگر جمعیت به همین سرعت رشد کند و تعداد اسب ها و دیگر حیوانات مورد نیاز برای حمل و نقل و باربری افزایش یابد، با انبوه سرگین و پهن (به کسر پ!) آن حیوانات در خیابان ها و معابر چه کنند، از قرار کسانی می ترسیدند که خیابان ها زیر آن حجم از فراورده های حیوانی! دفن شوند. اما از آنجا که انسان موجود ابزارساز است، آینده نشان داد که این ترس موردی نداشت و تکنولوژی به کمک انسان امد.
در مورد آب هم بحرانی به مراتب سخت تر و سهمگین تر پیش روی کشورهای این حوالی است، کسانی گفته اند درست است که سوء تدبیر درمورد آب کم نبوده است، ولی از قرار همه مصیبت را هم نمی توان به پای انسان ها نوشت و این یک روند طبیعی و اقلیمی است، باری، حرف اینست که برای آینده باید تدبیر کنید. دلایل برای بدبینی کم نیست، ولی می توان دید که امروزه بیش از هر زمان دیگری انسان ها دسترسی به آب سالم دارند، با آنکه سرانه منابع تجدیدپذیر بسیار کاهش یافته است، چه چیز باعث این شده است؟ پاسخ دشوار نیست: رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی!
از آنجا که سه چهارم حجم زمین را آب فرا گرفته است، مشکل در واقع دسترسی به خود "آب" نیست، بلکه دسترسی به آب قابل شرب و مناسب کشاورزی است. در واقع مسئله بیشتر "مسئله انرژی و تکنولوژی مناسب و مقرون به صرفه" است. در کشورهای خاورمیانه برای شیرین کردن آب (نمک زدایی) نفت را می سوزانند (مستقیم و غیرمستقیم) و آب تحویل می گیرند، اما آلودگی محیط زیست پیامد آن است. گفته می شود این کشورها از منبع انرژی سالم تری که از قضا به وفور هم دارند به دلیل گران بودن استفاده نمی کنند: انرژی خورشیدی.
اما خبر خوب اینکه در این زمینه پیشرفت شگرفی انجام گرفته است و قیمت انرژی خورشیدی از سال 1977 تا 2014 به میزان 99.5 درصد کاهش یافته است و پیشرفت های زیادی در زمینه دیگر حوزه های انرژی هم در راه است. در حوزه کشاورزی رویکرد "کشاورزی دقیق" برای مصرف بهینه آب به ویژه در اسرائیل پیشرفت خوبی داشته است و در مورد بهبود چشمگیر فناوری آب شیرین سازی هم که پیشتر نوشتم. البته باید نظر اهل فن را شنید، ولی شاید این بار هم معجزه تکنولوژی غربی های کافر ما را نجات دهد، والله اعلم.
پ.ن:این مطلب را پیشتر نوشتم، دیگر محیط زیست را باید از عناصر بسیار موثر بر امنیت در این حوالی شمرد، ولی باز هم امیدی جز خلاقیت و نواوری انسان ها در قالب فناوری های جدید نیست، حال باید پرسید کدام رژیم اقتصادی امکان بروز این فناوری و به کارگیری گسترده آن را فراهم می سازد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در ایران وکیلی هست که تقاضای حکم اعدام برای تتلو کرده و دراویش را تروریست خوانده بود. حالا ممکن است کسانی هم با او -به دلایلی- موافق باشند. چنین میاندیشم که در هیچ زمان و مکانی در تاریخ وکالت ابنای بشر، وکیل به خودش اجازه نداده چنین حکم غلیظ و شدیدی حتی علیه کسانی که وکالت اشخاص روبهرویشان را بر عهده دارد، صادر کند.
«علی مجتهدزاده» که رفقای استمرار/اسهالطلب مدام از دستگیری او شکایت دارند، چنین وکیلی است که دستگیر شده. البته که دستگیری حق او نیست اما...!
استانداردهای اخلاقی ما در بازیهای جناحی قرار است تا چه حد کش بیاید و چندگانه شود؟
@mamrizzio
«علی مجتهدزاده» که رفقای استمرار/اسهالطلب مدام از دستگیری او شکایت دارند، چنین وکیلی است که دستگیر شده. البته که دستگیری حق او نیست اما...!
استانداردهای اخلاقی ما در بازیهای جناحی قرار است تا چه حد کش بیاید و چندگانه شود؟
@mamrizzio
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بر ملاکردن فساد دانشگاهی در حوزههای معلومالحال که علم را بازیچه اکتیویسم سیاسی کردهاند. این سه پژوهشگر موفق شدند مقالات بیسروته و ساختگی در تایید جریانهای مد روز مطالعات زنان، جامعهشناسی، مطالعات نژادی، مطالعات چاقپذیری، مطالعات فرهنگی و... را در معتبرترین ژورنالهای علمی دنیا در این حوزهها چاپ کنند. دریغ که بسیاری از تولیدات شبه علمی این حوزهها در ایران توسط افراد تحصیلکرده، بدون مطالعه، تبلیغ شده و طرفدار دارد.
@bourgeois_ir
@bourgeois_ir
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
در باب جامعه شناسی معترضان کف خیابان!
"تفسیرهای مبتنی بر تقسیم ناراضیان به بالاخیابان و پائینخیابان جای بحث دارد. اول، در برجستهکردن یکی دو تحقیق مربوط به حاشیهنشینان دههٔ 50 زیادهروی میکنند (عمدتاً با نقل جستهگریخته از کتاب سیاستهای خیابانی: جنبش تهی دستان در ایران، 1391). جنبش اجتماعی منتهی به سقوط ٔ 57 در اصل مبارزهای بود عمدتاً برای دموکراسی و دستیابی به آزادیهای سیاسی ... به این نکتهٔ مهم هم باید توجه داشت: فرد در همان حال که سطح زندگیاش بالاتر میرود ممکن است بیشتر احساس ناداری کند. فعله و کارگر یدی حاشیهٔ تهران در دهههای 40 و 50 نان بخورونمیری داشت اما در حلبیآباد. در خانهٔ گِلی ِ روستای وسط برهوت همان نان را هم نداشت.
دوم، اطلاق صفت تهیدست حاشیهنشین به معترضان آبان 98 درست و دقیق به نظر نمیرسد. سیمای کشتگان و نمود سبک زندگی خانوادهٔ آنها بیشتر حکایت از راندهشدن به بیرون دارد تا فشار از بیرون به شهرهای بزرگ. تابستانْ فصل خانهیابی و اجارهٔ مسکن جدید است و بسیاری گزارشهای اقتصادی روزنامههای تهران طی دو تابستان گذشته، در بلوای جهش دلار و آبرفتن پول ملی، شرح گرفتاری خانوادههایی بود که وقتی قادر به پرداخت اجارهٔ شدیداً افزایشیافته نیستند از نظر کیفیت محیط زندگی به اندازهٔ یک محله و دو محله تنزل نمیکنند، به حومهٔ شهر و شهرکهای اقماری و حتی شهرهای کوچک پرتاب میشوند. به جای حاشیهنشین تهیدست نامیدن آنها، توصیفی مثلاً در مایهٔ: دارای کار و درآمد اما محکوم به خلع جایگاه اجتماعی و به فقر فرهنگی راندهشده ... شاید بجاتر باشد".
این تاکید از مولانا محمد قائد شرفی درست است، تقسیم بندی غیردقیق به بالا شهر و پایین شهر و شمال و جنوب خیابان انقلاب کمکی به فهم مسئله نمی کند، یک دسته تبعیدی هیبریدی هم داریم که ذیل آن توصیف رایج "گرسنگان" نمی گنجند؛ "طبقه" سابقا متوسط که هنوز به جایگاه جدید عادت نکرده است و بمب نارضایتی است، اینها پیچیده تر از آن اند که با پوپولیسم سنتی و عدالت رابین هودی بشود حریفشان شد، یکی از مخاطبان اصلی آن پروژه سیاسی که بارها از آن گفته ایم و البته هنوز متولد نشده است، همین گروه اخیر است که تعدادشان کم نیست و از قرار به شدت هم رو به افزایش است، والله اعلم.
https://bit.ly/37yFNKa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"تفسیرهای مبتنی بر تقسیم ناراضیان به بالاخیابان و پائینخیابان جای بحث دارد. اول، در برجستهکردن یکی دو تحقیق مربوط به حاشیهنشینان دههٔ 50 زیادهروی میکنند (عمدتاً با نقل جستهگریخته از کتاب سیاستهای خیابانی: جنبش تهی دستان در ایران، 1391). جنبش اجتماعی منتهی به سقوط ٔ 57 در اصل مبارزهای بود عمدتاً برای دموکراسی و دستیابی به آزادیهای سیاسی ... به این نکتهٔ مهم هم باید توجه داشت: فرد در همان حال که سطح زندگیاش بالاتر میرود ممکن است بیشتر احساس ناداری کند. فعله و کارگر یدی حاشیهٔ تهران در دهههای 40 و 50 نان بخورونمیری داشت اما در حلبیآباد. در خانهٔ گِلی ِ روستای وسط برهوت همان نان را هم نداشت.
دوم، اطلاق صفت تهیدست حاشیهنشین به معترضان آبان 98 درست و دقیق به نظر نمیرسد. سیمای کشتگان و نمود سبک زندگی خانوادهٔ آنها بیشتر حکایت از راندهشدن به بیرون دارد تا فشار از بیرون به شهرهای بزرگ. تابستانْ فصل خانهیابی و اجارهٔ مسکن جدید است و بسیاری گزارشهای اقتصادی روزنامههای تهران طی دو تابستان گذشته، در بلوای جهش دلار و آبرفتن پول ملی، شرح گرفتاری خانوادههایی بود که وقتی قادر به پرداخت اجارهٔ شدیداً افزایشیافته نیستند از نظر کیفیت محیط زندگی به اندازهٔ یک محله و دو محله تنزل نمیکنند، به حومهٔ شهر و شهرکهای اقماری و حتی شهرهای کوچک پرتاب میشوند. به جای حاشیهنشین تهیدست نامیدن آنها، توصیفی مثلاً در مایهٔ: دارای کار و درآمد اما محکوم به خلع جایگاه اجتماعی و به فقر فرهنگی راندهشده ... شاید بجاتر باشد".
این تاکید از مولانا محمد قائد شرفی درست است، تقسیم بندی غیردقیق به بالا شهر و پایین شهر و شمال و جنوب خیابان انقلاب کمکی به فهم مسئله نمی کند، یک دسته تبعیدی هیبریدی هم داریم که ذیل آن توصیف رایج "گرسنگان" نمی گنجند؛ "طبقه" سابقا متوسط که هنوز به جایگاه جدید عادت نکرده است و بمب نارضایتی است، اینها پیچیده تر از آن اند که با پوپولیسم سنتی و عدالت رابین هودی بشود حریفشان شد، یکی از مخاطبان اصلی آن پروژه سیاسی که بارها از آن گفته ایم و البته هنوز متولد نشده است، همین گروه اخیر است که تعدادشان کم نیست و از قرار به شدت هم رو به افزایش است، والله اعلم.
https://bit.ly/37yFNKa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Forwarded from Anarconomy
این مقاله از تلگراف توضیحات خوبی داده که این باور عمومی که بریتانیا و بقیه قدرتهای استعماری، ثروتمند شدند چون بقیه کشورها رو استعمار کردند، یک ذهنیت غلطه و هیچ ربطی به واقعیت نداره. چون اگر اینطور بود در بقیه اشغالگریها و غارتگریها و استعمارگریها و بردهداریهای تاریخ هم باید شاهد افزایش رفاه و ثروت طرف پیروز میبودیم. ولی نبودیم. حتی همین الان در بعضی مناطق دنیا هنوز برده وجود داره، ولی اون مناطق جزء فقیرترین قسمتهای دنیا هستند. این استعمار و غارت و جمعکردن غنیمت نیست که ملتها رو ثروتمند میکنه. بریتانیا رو تجارت و بازار آزاد ثروتمند کرد.
نویسنده با وضعیت فعلی ایران آشنایی نداره وگرنه ازینجا هم مثال میآورد. چون بدون وجود یک نظام حقوقی مدرن (چه چپ باشه در قالب سندیکا و چه راست باشه در قالب حق مالکیت) خیلی از افراد با شرایط بردهداری در حال گذران زندگی هستند، اما ثروت کشور بیشتر که نشده هیچ، روز به روز در حال ضعیفتر شدنه. (فرض کنید ایرانیهایی که دارند در شرایط بردهداری زندگی میکنند خارجیهایی هستند که به عنوان اسیر وارد کشور شدن. حضور اینها و کاری که دارن انجام میدن، چقدر سهم داره در جیدیپی؟).
عین همین توهم رو سیاهان آمریکایی هم دارند که چون اجدادشون یه زمانی یه مدت تو مزارع پنبه بیگاری کشیدند ادعا میکنند آمریکا رو ما آباد کردیم!
@EricNotes
https://www.telegraph.co.uk/news/2020/06/20/slavery-plunder-do-nothing-create-wealth-liberty-can-achieve/
نویسنده با وضعیت فعلی ایران آشنایی نداره وگرنه ازینجا هم مثال میآورد. چون بدون وجود یک نظام حقوقی مدرن (چه چپ باشه در قالب سندیکا و چه راست باشه در قالب حق مالکیت) خیلی از افراد با شرایط بردهداری در حال گذران زندگی هستند، اما ثروت کشور بیشتر که نشده هیچ، روز به روز در حال ضعیفتر شدنه. (فرض کنید ایرانیهایی که دارند در شرایط بردهداری زندگی میکنند خارجیهایی هستند که به عنوان اسیر وارد کشور شدن. حضور اینها و کاری که دارن انجام میدن، چقدر سهم داره در جیدیپی؟).
عین همین توهم رو سیاهان آمریکایی هم دارند که چون اجدادشون یه زمانی یه مدت تو مزارع پنبه بیگاری کشیدند ادعا میکنند آمریکا رو ما آباد کردیم!
@EricNotes
https://www.telegraph.co.uk/news/2020/06/20/slavery-plunder-do-nothing-create-wealth-liberty-can-achieve/
The Telegraph
Slavery and plunder do nothing to create wealth – only liberty can achieve that
Slavery lingers today in the poorest places on Earth, rather than countries that embrace free markets
Forwarded from Anarconomy
مایکل شلنبرگر که یکی از چهرههای معروف در بین فعالان اقلیمه یه مطلب تو فوربس نوشت و از طرف سبزها از مردم عذرخواهی کرد که سی سال تمام با سناریوهای آخرالزمانی وحشتآفرینی کردند. اما سردبیر بعد ازینکه منتشر شد دستور داد از رو سایت بر دارند! که فوقالعاده حرکت ابلهانهای بود. چون نه تنها مانعی در دسترسی مردم ایجاد نشد، بلکه این سانسور به یک تبلیغات مجانی تبدیل شد.
در اون مقاله چندتا افسانه رو بایگانی کرد: انسان در حال رقم زدن ششمین انقراض بزرگ نیست! آمازون ریه زمین نیست. آتشسوزیها بیشتر نشدهاند. دلیل سوختن جنگلها گرمای هوا نیست، ویلاسازیه. ما با کمبود غذا مواجه نیستم، تازه اضافه هم داریم. امنیت سلامت بشر با سنتی شدن کشاورزی تأمین نمیشه، با صنعتیتر شدنش تأمین میشه.
ایشون نه تنها راستگرا نیست، بلکه تقریبا یک سوسیالیسته. اینکه حتی یک سوسیالیست رو تحمل نمیکنند خودش گواه این واقعیته که هیاهوی محیطزیستی بیشتر درباره پوله تا محیطزیست.
@EricNotes
https://www.zerohedge.com/political/forbes-censors-award-winning-environmentalists-apology-over-three-decade-climate-scare-so
در اون مقاله چندتا افسانه رو بایگانی کرد: انسان در حال رقم زدن ششمین انقراض بزرگ نیست! آمازون ریه زمین نیست. آتشسوزیها بیشتر نشدهاند. دلیل سوختن جنگلها گرمای هوا نیست، ویلاسازیه. ما با کمبود غذا مواجه نیستم، تازه اضافه هم داریم. امنیت سلامت بشر با سنتی شدن کشاورزی تأمین نمیشه، با صنعتیتر شدنش تأمین میشه.
ایشون نه تنها راستگرا نیست، بلکه تقریبا یک سوسیالیسته. اینکه حتی یک سوسیالیست رو تحمل نمیکنند خودش گواه این واقعیته که هیاهوی محیطزیستی بیشتر درباره پوله تا محیطزیست.
@EricNotes
https://www.zerohedge.com/political/forbes-censors-award-winning-environmentalists-apology-over-three-decade-climate-scare-so
ترجمهی کمنظیر مرحوم دکتر محمدحسین روحانی از سورهی تکویر.
قدرت مترجم و فن شاعری و احاطه به زبان مبدا و مقصد و...
عجیب و بسیار عجیب.
@mamrizzio
قدرت مترجم و فن شاعری و احاطه به زبان مبدا و مقصد و...
عجیب و بسیار عجیب.
@mamrizzio
دندان چپ دریچه کور است
آدینهی کهنه بیحضور است
پای دهل هریسه ماویست
اینها همه آفت سماویست
«میرزا حسین مشرف اصفهانی»
@mamrizzio
آدینهی کهنه بیحضور است
پای دهل هریسه ماویست
اینها همه آفت سماویست
«میرزا حسین مشرف اصفهانی»
@mamrizzio
Forwarded from Ehsan Abdipour / احسان عبدیپور
نشسته بودم پای مونیتور و راشِ اعتصابهای سالِ پیش هفت تپه را میدیدم. اسماعیل بخشی، مدیوم شات، توی حیاطِ یه خونه قدیمی ایستاده بود. صدای پشت دوربین بهش گفت: کی الگوت بود تو زندگی؟
گفت: پسرخالهم.
صدا گفت: مگه پسرخالهت چطور آدمی بود؟
گفت: شریف بود. غم آدما رو داشت. میفهمید کی چشه، میرفت خوبش میکرد. حواسش به آدمای دورش بود، صداشم در نمیومد. شلوغ بازیای کلاه قرمزیو نداشت که...
یهو تو صندلی صاف شدم! نفهمیدم کلاه قرمزی چی بود اون وسط! به میثم که فیلم رو گرفته بود گفتم بیار اولش. برگردوند. صدای پشت دوربین دوباره گفت: کی الگوت بود تو زندگی؟
گوشمو بردم جلو... نگفت پسرخالم... نمیگفت پسرخاله "م" گفت: پسر خاله.
پسر خالهی کلاه قرمزی، پسر خالهی حمید جبلی!!
رفتم چسبیدم به دیوار...
تصویر روی چشای قشنگِ پسر هفتتپه پاوز موند. ولی خودم دورتُند داشتم میرفتم عقب... رفتم هفتاد و دو سه...رفتم اول دوم راهنمایی که دوتا عروسک تازه متولد شده بودند. روزهایی که حیاط مدرسه پرِ ادایِ صدایِ کلاه قرمزی بود... در حالیکه، همان وقتها آنطرفتر، لای نیزارهای هفت تپه، پسری تحت تاثیر ۲۰۰گرم کاموا، جهانش داشت عوض میشد، آنقدر عوض که ۲۵سال بعد، شد لیدر جنبش کارگری ایران.
شب زنگ زدم به ممد بحرانی گفتم: ممد! حواست به کوچکترین حرکت سر و دست جنابخان باشه... سادهترین جملهش... یکی یکیِ کلماتش. حساب کن تفنگه، با احتیاط بچرخونش.
پسردخترهای ۱۲، ۱۳ سالهای، این شبها از اعدام میپرسند. از دار. از آن سه تا پسری که "یکاری کردن که میخوان بکشنشون"... پدرمادرهایشان جای جواب فحش میدهند به درو دیوار، بعد بچهها، در حالیکه چیز زیادی دستگیرشان نشده، میروند میخوابند.
اما... کمی دیرتر میخوابند... کلماتی را -آنشب- توی ذهنشان کنار میگذارند و به بزرگ شدن ادامه میدهند و فقط خدا میداند که به کدام گونهی آتش شبیه خواهند شد. اگر ۲۰۰ گرم کاموا اسماعیل بخشی ساخت، سه تا تنِ ۶۰، ۷۰ کیلویی با رگهای خوندارِ جوان چه خواهد ساخت؟؟
پسرهای ایران، پسرهایِ فریادِ گرسنگی از میانه ی دلار ۱۱ تومنی!
بنظرم بند از گردنشان باز کنید ولشان کنید بیایند توی دلار ۲۵ تومنی و سقفِ کوتاهتر شدهی زندگی ادامه حیات بدهند، قدر لطفی که میخواست بهشان بشود را بفهمند.
خودشان میمیرند. دیده بان حقوق بشر هم نمیبیند.
آن آسایشی که آنها زندگی توش را تاب نیاوردند و راه افتادند توی خیابان سنگ زدند، ما برای برگشتن بهش حاضریم جان بدهیم! میبینید چه کاریکاتوری شد؟ قواعد کاریکاتور را لااقل رعایت کنید. توی سرزمینِ کاریکاتور که کسی را نمیکُشند.
#اعدام_نکنید
گفت: پسرخالهم.
صدا گفت: مگه پسرخالهت چطور آدمی بود؟
گفت: شریف بود. غم آدما رو داشت. میفهمید کی چشه، میرفت خوبش میکرد. حواسش به آدمای دورش بود، صداشم در نمیومد. شلوغ بازیای کلاه قرمزیو نداشت که...
یهو تو صندلی صاف شدم! نفهمیدم کلاه قرمزی چی بود اون وسط! به میثم که فیلم رو گرفته بود گفتم بیار اولش. برگردوند. صدای پشت دوربین دوباره گفت: کی الگوت بود تو زندگی؟
گوشمو بردم جلو... نگفت پسرخالم... نمیگفت پسرخاله "م" گفت: پسر خاله.
پسر خالهی کلاه قرمزی، پسر خالهی حمید جبلی!!
رفتم چسبیدم به دیوار...
تصویر روی چشای قشنگِ پسر هفتتپه پاوز موند. ولی خودم دورتُند داشتم میرفتم عقب... رفتم هفتاد و دو سه...رفتم اول دوم راهنمایی که دوتا عروسک تازه متولد شده بودند. روزهایی که حیاط مدرسه پرِ ادایِ صدایِ کلاه قرمزی بود... در حالیکه، همان وقتها آنطرفتر، لای نیزارهای هفت تپه، پسری تحت تاثیر ۲۰۰گرم کاموا، جهانش داشت عوض میشد، آنقدر عوض که ۲۵سال بعد، شد لیدر جنبش کارگری ایران.
شب زنگ زدم به ممد بحرانی گفتم: ممد! حواست به کوچکترین حرکت سر و دست جنابخان باشه... سادهترین جملهش... یکی یکیِ کلماتش. حساب کن تفنگه، با احتیاط بچرخونش.
پسردخترهای ۱۲، ۱۳ سالهای، این شبها از اعدام میپرسند. از دار. از آن سه تا پسری که "یکاری کردن که میخوان بکشنشون"... پدرمادرهایشان جای جواب فحش میدهند به درو دیوار، بعد بچهها، در حالیکه چیز زیادی دستگیرشان نشده، میروند میخوابند.
اما... کمی دیرتر میخوابند... کلماتی را -آنشب- توی ذهنشان کنار میگذارند و به بزرگ شدن ادامه میدهند و فقط خدا میداند که به کدام گونهی آتش شبیه خواهند شد. اگر ۲۰۰ گرم کاموا اسماعیل بخشی ساخت، سه تا تنِ ۶۰، ۷۰ کیلویی با رگهای خوندارِ جوان چه خواهد ساخت؟؟
پسرهای ایران، پسرهایِ فریادِ گرسنگی از میانه ی دلار ۱۱ تومنی!
بنظرم بند از گردنشان باز کنید ولشان کنید بیایند توی دلار ۲۵ تومنی و سقفِ کوتاهتر شدهی زندگی ادامه حیات بدهند، قدر لطفی که میخواست بهشان بشود را بفهمند.
خودشان میمیرند. دیده بان حقوق بشر هم نمیبیند.
آن آسایشی که آنها زندگی توش را تاب نیاوردند و راه افتادند توی خیابان سنگ زدند، ما برای برگشتن بهش حاضریم جان بدهیم! میبینید چه کاریکاتوری شد؟ قواعد کاریکاتور را لااقل رعایت کنید. توی سرزمینِ کاریکاتور که کسی را نمیکُشند.
#اعدام_نکنید
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
همت.pdf
150.6 KB
فرمانده گردان: احساس میکنم قاتل هستم
عملیات خیبر در فضای تبلیغاتی اغلب به عنوان فتح خیبر و یک پیروزی بزرگ تصویر شده است، اما از زاویهی دیگر میتواند یکی از تلخترین شکستهای ایران در جنگ لقب بگیرد.
آنها که محمد ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷، را در روزهای منتهی به شهادتش در عملیات خیبر دیده بودند به یاد دارند که چه فشار وحشتناکی را تحمل کرده بود. از یک سو برخی به ناتوانی متهمش کرده بودند و ...
در نظر فرماندهانی که با همت کار می کردند درست نبودن دستورهایی که از ردههای بالای جنگ میرسید بهقدری واضح بود که فرماندهای میگفت احساس میکند قاتل است.
در این عملیات همتِ فرمانده لشکر، سوار بر موتور در خط مقدم نبرد شهید شد.
اصل این ماجرا از یک اشتباه ساده و مرگبار در جبههی ایران آغاز شده بود.
جزییات این داستان غمبار را در این فایل پیدیاف پیوست کردهام.
خیلی تلخ است، اما چه می شود کرد؟
@jafarshiralinia
عملیات خیبر در فضای تبلیغاتی اغلب به عنوان فتح خیبر و یک پیروزی بزرگ تصویر شده است، اما از زاویهی دیگر میتواند یکی از تلخترین شکستهای ایران در جنگ لقب بگیرد.
آنها که محمد ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷، را در روزهای منتهی به شهادتش در عملیات خیبر دیده بودند به یاد دارند که چه فشار وحشتناکی را تحمل کرده بود. از یک سو برخی به ناتوانی متهمش کرده بودند و ...
در نظر فرماندهانی که با همت کار می کردند درست نبودن دستورهایی که از ردههای بالای جنگ میرسید بهقدری واضح بود که فرماندهای میگفت احساس میکند قاتل است.
در این عملیات همتِ فرمانده لشکر، سوار بر موتور در خط مقدم نبرد شهید شد.
اصل این ماجرا از یک اشتباه ساده و مرگبار در جبههی ایران آغاز شده بود.
جزییات این داستان غمبار را در این فایل پیدیاف پیوست کردهام.
خیلی تلخ است، اما چه می شود کرد؟
@jafarshiralinia