تلاش کنی پیروزی!!
خبرگزاری ایلنا: تمدید استفاده رایگان از مترو و بی.آر.تی تصویب شد
کد خبر : 1813125
به گزارش ایلنا، در ۴۱۸ مین جلسه شورای شهر تهران استفاده تمام شهروندان از حمل و نقل عمومی تا دو ماه آینده رایگان ادامه خواهد داشت. این پیشنهاد با ۲۱ رأی موافق تصویب شد.
پینوشت:
در تاریخ ۱۰ تیرماه نامه ای با امضای ۱۱۵۵ نفر کارگر، بازنشسته، کارمند، دانشجو، خانه دار، مشاغل آزاد به شورای شهر تهران از سوی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، بازنشستگان متحد تهرانی، انجمن کنشگران سالمندی ایران به شماره ثبت ۵۴۰۰ به شورای شهر داده شد (تصویر نامه و خبر در کانال سندیکا موجود است) و در آن از فواید چهارگانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران:
۱-صرفه جویی در اقتصاد خانواده های محروم ۲- صرفه جویی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین ۳- پاکی هوا ۴- کاهش تلفات انسانی،
نام برده شده بود. با پیگیری مسوولان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و انجمن سالمندی در روز ۲۱ تیرماه مشخص شد نامه در کارتابل آقای چمران موجود و ایشان این نامه را دیده اند و با اصرار نمایندگان یاداشتی روی نامه در کارتابل گذاشته و وقت دیدار حضوری درخواست شد.
شورای شهر تهران و شهرداری در روز ۱۵ تیرماه اعلام کرده بودند که از روز ۱۹ تیرماه رایگان بودن مترو و اتوبوس لغو خواهد شد.
به هر حال تلاش این سه تشکل مثمر ثمر واقع شد و مترو و اتوبوس فعلن رایگان ماند تا زحمتکشان تهرانی بخش بسیار بسیار کوچکی از ثروت ملی خود را دریافت کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
خبرگزاری ایلنا: تمدید استفاده رایگان از مترو و بی.آر.تی تصویب شد
کد خبر : 1813125
به گزارش ایلنا، در ۴۱۸ مین جلسه شورای شهر تهران استفاده تمام شهروندان از حمل و نقل عمومی تا دو ماه آینده رایگان ادامه خواهد داشت. این پیشنهاد با ۲۱ رأی موافق تصویب شد.
پینوشت:
در تاریخ ۱۰ تیرماه نامه ای با امضای ۱۱۵۵ نفر کارگر، بازنشسته، کارمند، دانشجو، خانه دار، مشاغل آزاد به شورای شهر تهران از سوی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، بازنشستگان متحد تهرانی، انجمن کنشگران سالمندی ایران به شماره ثبت ۵۴۰۰ به شورای شهر داده شد (تصویر نامه و خبر در کانال سندیکا موجود است) و در آن از فواید چهارگانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران:
۱-صرفه جویی در اقتصاد خانواده های محروم ۲- صرفه جویی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین ۳- پاکی هوا ۴- کاهش تلفات انسانی،
نام برده شده بود. با پیگیری مسوولان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و انجمن سالمندی در روز ۲۱ تیرماه مشخص شد نامه در کارتابل آقای چمران موجود و ایشان این نامه را دیده اند و با اصرار نمایندگان یاداشتی روی نامه در کارتابل گذاشته و وقت دیدار حضوری درخواست شد.
شورای شهر تهران و شهرداری در روز ۱۵ تیرماه اعلام کرده بودند که از روز ۱۹ تیرماه رایگان بودن مترو و اتوبوس لغو خواهد شد.
به هر حال تلاش این سه تشکل مثمر ثمر واقع شد و مترو و اتوبوس فعلن رایگان ماند تا زحمتکشان تهرانی بخش بسیار بسیار کوچکی از ثروت ملی خود را دریافت کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مازیارگیلانی نژاد در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد:
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد
متن کامل مصاحبه در کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد
متن کامل مصاحبه در کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
مازیارگیلانی نژاد در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد:
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، از روزهای ابتدای تیرماه، نان در تهران گران شده است؛ براساس دادههای رسمی و میدانی، در این موج سنگین تورمی، قیمت انواع نان در تهران، حدود ۱۰۰ درصد و در مواردی و به طور مشخص در در نانواییهای آزادپز، بیش از این رقم افزایش یافته است.
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در ارتباط با این گرانی و تاثیر آن بر زندگی طبقه کارگر به ایلنا میگوید: طی ۶ ماهه اخیر این سومین بار است که دولت دستور گران شدن نان را در شهری مانند تهران که ۹۵ درصد آن را مزدبگیران تشکیل میدهند، داده است. این دستور از آن رو مهم است که توسط خود دولت صادر شده نه تورم و نه بازار آزاد و نه هیچ عامل دیگری، نقشی در این گرانی نداشته است.
به گفته وی، نان تنها غذایی است که مردم محروم میتواند آن را تهیه کنند و لاجرم گران شدن آن پیام خاصی را به جامعه القا میکند.
این فعال کارگری ادامه میدهد: رییس بنیاد ملی گندمکاران میگوید: «تولید گندم بهتر از پارسال است ولی گندمکاران به دلیل پرداخت نشدن به موقع پول به آنان، گندم را به بازار آزاد میفروشند» در همین راستا تعداد نانواییهای دولتی در مناطق مختلف حتی مناطق کارگرنشین شهرها کاهش یافته و نانواییهای آزادپز هر روز بیشتر میشوند.
گیلانینژاد با بیان اینکه «مافیای نان به خوبی دست روی کالایی گذاشته است که میتواند صدها میلیارد تومان سود ببرد آن هم به قیمت گرسنهتر کردن مردم محروم» اضافه میکند: در محله کارگرنشینی مانند فلکه پنجم فردیس کرج، به ازای هر نانوایی دولتی ۴ نانوایی آزادپز وجود دارد. این یعنی سوق دادن مردم به سمت گران خریدن نان. نانی که اصلیترین ماده غذایی زحمتکشان و طبقه متوسط است. در همین حال نظارتی بر نانواییهای دولتی و آزادپز به لحاظ مقدار پخت وزن و کیفیت آن وجود ندارد. نانواییهای دولتی بخشی از آرد خود را به نانواییهای آزادپز میفروشند و آرد سهمیهای را به اهرمی برای درآمدزایی تبدیل کردهاند تا هزینههای خود را پوشش دهند.
این فعال کارگری در تشریح عواقب گرانی نان افزود: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آزد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
گیلانینژاد با طرح این پرسش که «آیا دستور گران کردن نان فقط در حیطه نان باقی میماند یا اثرات روانی و معیشتیاش زحمتکشان را بیشتر در غرقابه تنگدستی فرو خواهد برد» گفت: گرانی نان، نشان از بیمسئولیتی در قبال سفرههای مردمی است که بیکارند؛ مردمی که ۴ برابر زیر خط فقر حقوق میگیرند و به شرایط موجود اعتراض دارند؛ سوال این است که آیا مسئولان و کاربدستان نمیدانند با گرانی نان و دور از دسترس شدن نیازهای سادهی زندگی، اعتراضات معیشتی تشدید خواهد شد؟
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، از روزهای ابتدای تیرماه، نان در تهران گران شده است؛ براساس دادههای رسمی و میدانی، در این موج سنگین تورمی، قیمت انواع نان در تهران، حدود ۱۰۰ درصد و در مواردی و به طور مشخص در در نانواییهای آزادپز، بیش از این رقم افزایش یافته است.
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در ارتباط با این گرانی و تاثیر آن بر زندگی طبقه کارگر به ایلنا میگوید: طی ۶ ماهه اخیر این سومین بار است که دولت دستور گران شدن نان را در شهری مانند تهران که ۹۵ درصد آن را مزدبگیران تشکیل میدهند، داده است. این دستور از آن رو مهم است که توسط خود دولت صادر شده نه تورم و نه بازار آزاد و نه هیچ عامل دیگری، نقشی در این گرانی نداشته است.
به گفته وی، نان تنها غذایی است که مردم محروم میتواند آن را تهیه کنند و لاجرم گران شدن آن پیام خاصی را به جامعه القا میکند.
این فعال کارگری ادامه میدهد: رییس بنیاد ملی گندمکاران میگوید: «تولید گندم بهتر از پارسال است ولی گندمکاران به دلیل پرداخت نشدن به موقع پول به آنان، گندم را به بازار آزاد میفروشند» در همین راستا تعداد نانواییهای دولتی در مناطق مختلف حتی مناطق کارگرنشین شهرها کاهش یافته و نانواییهای آزادپز هر روز بیشتر میشوند.
گیلانینژاد با بیان اینکه «مافیای نان به خوبی دست روی کالایی گذاشته است که میتواند صدها میلیارد تومان سود ببرد آن هم به قیمت گرسنهتر کردن مردم محروم» اضافه میکند: در محله کارگرنشینی مانند فلکه پنجم فردیس کرج، به ازای هر نانوایی دولتی ۴ نانوایی آزادپز وجود دارد. این یعنی سوق دادن مردم به سمت گران خریدن نان. نانی که اصلیترین ماده غذایی زحمتکشان و طبقه متوسط است. در همین حال نظارتی بر نانواییهای دولتی و آزادپز به لحاظ مقدار پخت وزن و کیفیت آن وجود ندارد. نانواییهای دولتی بخشی از آرد خود را به نانواییهای آزادپز میفروشند و آرد سهمیهای را به اهرمی برای درآمدزایی تبدیل کردهاند تا هزینههای خود را پوشش دهند.
این فعال کارگری در تشریح عواقب گرانی نان افزود: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آزد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
گیلانینژاد با طرح این پرسش که «آیا دستور گران کردن نان فقط در حیطه نان باقی میماند یا اثرات روانی و معیشتیاش زحمتکشان را بیشتر در غرقابه تنگدستی فرو خواهد برد» گفت: گرانی نان، نشان از بیمسئولیتی در قبال سفرههای مردمی است که بیکارند؛ مردمی که ۴ برابر زیر خط فقر حقوق میگیرند و به شرایط موجود اعتراض دارند؛ سوال این است که آیا مسئولان و کاربدستان نمیدانند با گرانی نان و دور از دسترس شدن نیازهای سادهی زندگی، اعتراضات معیشتی تشدید خواهد شد؟
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
زنده باد یکشنبه های اعتراض!!
۲۵ تیرماه روز بنیان گذاری یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی است. ۶ سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمی توان از جنبش عمومی آزادیخواهی حرف زد اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواسته های بازنشستگان گفتگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایه ریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتا به کانون بازنشستگان تهران رفته تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند که با رویکرد مافیایی آنجا روبرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل بوجود بیاورند که از سوی وزارت کار اعلام شد:« در یک استان ۲ کانون نمی تواند فعالیت داشته باشد بروید در کانون موجود فعالیت کنید»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالین سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانه کارگر راه اندازی کنند. در همین راستا با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمی رفتند و فعالیت پراکنده آنان به چشم نمی آمد. در آخرین جلسه سندیکا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیرماه از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تامین اجتماعی که هر ساله به صورت نمایشی برگزار می شود، این روز را به اعتراض علیه سیاست های غلط دولت و تامین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمده که با دعوت مسوولین وزارت کار که از این جمعیت خشمگین شگفت زده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونین وزیرکار خانمی که مسوول تعیین فرمول افزایش حقوق بود و علی اصغر بیات ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضات بازنشستگان هیچ ادله محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد و علی اصغر بیات که استاد قصه گویی است جز بهم بافتن اینکه:« ما کاری از دستمان برنمی آید» حرفی برای گفتن نداشت که با اعتراضات پی در پی «استعفا استعفا» روبرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته به تمسخر گفت:«شما که از کارگران هفت تپه پیگیرتر نیستید اگر آنان موفق شدند شما هم موفق خواهید شد» هنوز لبخند تمسخر از چهره کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانی نژاد با فریاد:«تو غلط می کنی در مورد کارگران هفت تپه حرف می زنی» به سمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار می شد.
بعد از این یکشنبه در جلسه سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبه ها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار می شد یکی از اعضای بازنشسته هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی به دلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خود را معرفی و به افسر میدان اعلام می کرد:«ما بازنشسته هستیم و به مدت ۲ ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامه ریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید که متاسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تامین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنید که این خواسته رد شد.
بسیاری در ابتدای کار، این تجمعات را بی ارزش و فاقد یک مبارزه موثر میدانستند و برایش اهمیتی قایل نبودند و به سندیکا توصیه می کردند تمام هم خود را به مسایل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین یکی از بحث های هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبرو هستیم که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطه ضعف در جنبش بازنشستگان تاثیری ندارد به ویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند هر چند پراکنده اند. از سوی دیگر این بازنشستگان به دلیل پختگی که در عرصه کارگری بدست آورده اند می توانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.
ادامه در صفحه پایین👇👇
۲۵ تیرماه روز بنیان گذاری یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی است. ۶ سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمی توان از جنبش عمومی آزادیخواهی حرف زد اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواسته های بازنشستگان گفتگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایه ریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتا به کانون بازنشستگان تهران رفته تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند که با رویکرد مافیایی آنجا روبرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل بوجود بیاورند که از سوی وزارت کار اعلام شد:« در یک استان ۲ کانون نمی تواند فعالیت داشته باشد بروید در کانون موجود فعالیت کنید»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالین سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانه کارگر راه اندازی کنند. در همین راستا با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمی رفتند و فعالیت پراکنده آنان به چشم نمی آمد. در آخرین جلسه سندیکا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیرماه از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تامین اجتماعی که هر ساله به صورت نمایشی برگزار می شود، این روز را به اعتراض علیه سیاست های غلط دولت و تامین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمده که با دعوت مسوولین وزارت کار که از این جمعیت خشمگین شگفت زده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونین وزیرکار خانمی که مسوول تعیین فرمول افزایش حقوق بود و علی اصغر بیات ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضات بازنشستگان هیچ ادله محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد و علی اصغر بیات که استاد قصه گویی است جز بهم بافتن اینکه:« ما کاری از دستمان برنمی آید» حرفی برای گفتن نداشت که با اعتراضات پی در پی «استعفا استعفا» روبرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته به تمسخر گفت:«شما که از کارگران هفت تپه پیگیرتر نیستید اگر آنان موفق شدند شما هم موفق خواهید شد» هنوز لبخند تمسخر از چهره کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانی نژاد با فریاد:«تو غلط می کنی در مورد کارگران هفت تپه حرف می زنی» به سمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار می شد.
بعد از این یکشنبه در جلسه سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبه ها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار می شد یکی از اعضای بازنشسته هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی به دلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خود را معرفی و به افسر میدان اعلام می کرد:«ما بازنشسته هستیم و به مدت ۲ ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامه ریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید که متاسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تامین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنید که این خواسته رد شد.
بسیاری در ابتدای کار، این تجمعات را بی ارزش و فاقد یک مبارزه موثر میدانستند و برایش اهمیتی قایل نبودند و به سندیکا توصیه می کردند تمام هم خود را به مسایل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین یکی از بحث های هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبرو هستیم که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطه ضعف در جنبش بازنشستگان تاثیری ندارد به ویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند هر چند پراکنده اند. از سوی دیگر این بازنشستگان به دلیل پختگی که در عرصه کارگری بدست آورده اند می توانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.
ادامه در صفحه پایین👇👇
جنبش یکشنبه های اعتراض که از تهران آغاز شده بود با انتشار «ماهنامه امید» توانست پیام بازنشستگان را به جای جای ایران ببرد و با شهرهای
دیگر ارتباط برقرار کرده و مسوولین سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس گرفته یکشنبه های اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا یکشنبه های اعتراضی تعطیل نشد و حتا به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبه های اعتراضی به دستاورد های زیر دست یافت:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوق های فقیرانه، فساد در تامین اجتماعی و خواست درمان رایگان
۲- تحمیل همسان سازی به دولت و تامین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشگری و کشوری انجام شود
۳- نبرد حماسی در دوره ریاست جمهوری آقای رییسی که برای بازنشستگان بالای حداقل بگیر ۲۰ درصد افزایش حقوق مصوب کرد تا زمان تسلیم دولت و تامین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸ درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانون های بی خاصیت بازنشستگی و خیانت های آنان به بازنشستگان، فساد مالی و اخلاقی به ویژه پنهان کاری در مورد مسایل مالی.
هرچند در این راه از زمان دادن فراخوان در سال ۹۹ مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدی منش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالین گروه مجازی حداقل بگیر و بازماندگان دست جمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالین یکشنبه های اعتراضی برایشان پرونده سازی و به زندان برده شدند که در آخرین مورد آن کوشنده گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبروست و صدها بازنشسته گمنام دیگری که کوشیدند و می کوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبههای اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافته اند که کانون های بازنشستگی و خانه کارگر جز خانه خرابی بازنشستگان وظیفه دیگری ندارند پس باید رزمید و حق را گرفت حتا در شرایط جنگی.
با درود به همت همه کوشندگانی که برای گسترش این جنبش می کوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس می زنند.
بی تردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی از جمله حقوق های انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاست های غیرانسانی سرمایه داری نئولیبرال و بازنشستگی با آرامش می رزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.
بارها گفته ایم و باز می گوییم همانگونه که با ارتجاع داخلی می رزمیم با دشمن جهان خوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم می کند سیاست های نئولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود نه اینکه بازیچه مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبه گران محکوم است.
صلح نان زحمتکشان است!
نبرد امروز ما می تواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندان مان رقم زند.
چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
دیگر ارتباط برقرار کرده و مسوولین سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس گرفته یکشنبه های اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا یکشنبه های اعتراضی تعطیل نشد و حتا به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبه های اعتراضی به دستاورد های زیر دست یافت:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوق های فقیرانه، فساد در تامین اجتماعی و خواست درمان رایگان
۲- تحمیل همسان سازی به دولت و تامین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشگری و کشوری انجام شود
۳- نبرد حماسی در دوره ریاست جمهوری آقای رییسی که برای بازنشستگان بالای حداقل بگیر ۲۰ درصد افزایش حقوق مصوب کرد تا زمان تسلیم دولت و تامین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸ درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانون های بی خاصیت بازنشستگی و خیانت های آنان به بازنشستگان، فساد مالی و اخلاقی به ویژه پنهان کاری در مورد مسایل مالی.
هرچند در این راه از زمان دادن فراخوان در سال ۹۹ مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدی منش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالین گروه مجازی حداقل بگیر و بازماندگان دست جمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالین یکشنبه های اعتراضی برایشان پرونده سازی و به زندان برده شدند که در آخرین مورد آن کوشنده گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبروست و صدها بازنشسته گمنام دیگری که کوشیدند و می کوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبههای اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافته اند که کانون های بازنشستگی و خانه کارگر جز خانه خرابی بازنشستگان وظیفه دیگری ندارند پس باید رزمید و حق را گرفت حتا در شرایط جنگی.
با درود به همت همه کوشندگانی که برای گسترش این جنبش می کوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس می زنند.
بی تردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی از جمله حقوق های انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاست های غیرانسانی سرمایه داری نئولیبرال و بازنشستگی با آرامش می رزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.
بارها گفته ایم و باز می گوییم همانگونه که با ارتجاع داخلی می رزمیم با دشمن جهان خوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم می کند سیاست های نئولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود نه اینکه بازیچه مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبه گران محکوم است.
صلح نان زحمتکشان است!
نبرد امروز ما می تواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندان مان رقم زند.
چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
جنگ، صلح، تفاهم نامه!!
دولت، کارفرمایان، کارگران!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بیکاری ۳ میلیون کارگر در طی دو جنگ و همچنین در طی این روزها که بمباران کارگران را باز هم بیکار به خانه می فرستد، برای کارگران این سوال پیش می آید که آیا جنگ و یا تفاهم نامه دردی از من دوا کرده است؟؟
از نگاه کارگر بی نان، تفاهمنامه نه پیروزی که بازی با زندگی و جان آنان است.
کارگری که در این روزهای پرالتهاب، نان شبش باید با دو برابر قیمت تهیه کند و نان را از سبد خانواده حذف شده می بیند، تفاهمنامه را نه یک پیروزی دیپلماتیک، که نمایشی از بیتوجهی به معیشت میبیند. کارگران روزمزد و کارکنان کارخانههای نیمه تعطیل، صیادانی که لنج هایشان مورد اصابت دشمن قرار گرفته و ملوان های بیکار شده تنها یک پرسش ساده دارند: «این توافق چه چیزی به سفره ما اضافه کرده است؟ عوارض ۲ میلیون دلاری و فروش نفت دو برابر قیمت چه سودی برای زندگی من داشته است؟؟»
نیروی کار و سرمایههای کوچک، امروز مهرههای قربانیاند. کارگری که در این شرایط ناچار است از حق مسکن، بیمه و حداقلهای معیشتی خود بگذرد، دیگر به وعدههای اعتماد ندارد؛ او تنها یک خواست دارد: صلح، مهار تورم و بازگشت امنیت شغلی. اگر دولت این سه شرط را برآورده نکند، برای او نه یک پیروزی، بلکه بهانهای دیگر برای تداوم فراموشی مشکلات زحمتکشان است.
پیش از آنکه اولین موشکها شلیک شوند، کارگران ایران در نبردی خاموش با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و شکاف ۴ برابری میان حقوق و هزینه سبد معیشت دست و پنجه نرم می کردند . آغاز جنگ اما ورق را برگرداند؛ حملات به زیرساختهای انرژی، نساجی و قطعه سازی، ویرانیهای فیزیکی گسترده ای به بار آورد و انتظار می رفت همبستگی ملی برای حمایت از نیروی کار شکل گیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، رویارویی تلخ کارگران با کارفرمایانی بود که بحران را به فرصتی برای فرار از تعهدات قانونی تبدیل کردند و متاسفانه دولت هم حداقل با سکوتش بر این امر صحه گذاشت.
کارگران مردانه ایستادند و با جان خود بازی کردند، اما در بسیاری از کارگاه های پرخطر، از پرداخت «حق خطر» یا پاداش و حتا حقوق امتناع شد .
در شهرهای صنعتی مانند ماهشهر و بندر امام، شمار زیادی از کارگران به دلیل آسیب به مجتمعهایی نظیر پتروشیمی فجر و امیرکبیر، به خیل بیکاران پیوستند . حق اضافهکاری و سایر مزایا در مواردی به کلی حذف شد.
دردناکتر از بحران اقتصادی، رفتار نهادهای متولی است. وزارت کار به دلیل کمبود ساختاری بازرسان، عملن به استثمار در کارگاههای کوچک چراغ سبز نشان داد و سازمان تأمین اجتماعی با ایجاد هزارتوهای بوروکراتیک، از پرداخت بیمه بیکاری برای بسیاری از قربانیان جنگ شانه خالی کرد. در این میان، زنان کارگر بیشترین آسیب را دیده و در خط مقدم اخراجها قرار گرفتهاند .
تنها پاداش ایستادگی و ازخودگذشتگی نیروی کار در برابر حملات موشکی، صرفن بازگشت به سرکار بوده است و بس.
دولت سرمایه داری نئولیبرال و مافیایی به جای آنکه درصدد رفع مشکلات ۹۹ درصد مردم ایران باشد قانون واردات خودرو از مرز ترکیه را اجرایی می کند در حالی که نان را دو برابر گران، دارو را گران و نایاب و دست مفسدین بازاری را برای چپاول مردم باز گذاشته است.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران هشدار می دهد با سفره های مردم به قیمت ثروتمند شدن عده ای خاص بازی نکنید بی تردید با این رفتار اعتصابات کارگری و شورش های مردمی در پیش است و دیگر نمی توان دشمن را مقصر این عوامل دانست.
باز هم می گوییم:
همانگونه که از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنیم دست درازی مافیا به سفره هایمان را هم نخواهیم بخشید و با ارتجاع داخلی همانی را خواهیم کرد که با دشمن.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۵ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
دولت، کارفرمایان، کارگران!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بیکاری ۳ میلیون کارگر در طی دو جنگ و همچنین در طی این روزها که بمباران کارگران را باز هم بیکار به خانه می فرستد، برای کارگران این سوال پیش می آید که آیا جنگ و یا تفاهم نامه دردی از من دوا کرده است؟؟
از نگاه کارگر بی نان، تفاهمنامه نه پیروزی که بازی با زندگی و جان آنان است.
کارگری که در این روزهای پرالتهاب، نان شبش باید با دو برابر قیمت تهیه کند و نان را از سبد خانواده حذف شده می بیند، تفاهمنامه را نه یک پیروزی دیپلماتیک، که نمایشی از بیتوجهی به معیشت میبیند. کارگران روزمزد و کارکنان کارخانههای نیمه تعطیل، صیادانی که لنج هایشان مورد اصابت دشمن قرار گرفته و ملوان های بیکار شده تنها یک پرسش ساده دارند: «این توافق چه چیزی به سفره ما اضافه کرده است؟ عوارض ۲ میلیون دلاری و فروش نفت دو برابر قیمت چه سودی برای زندگی من داشته است؟؟»
نیروی کار و سرمایههای کوچک، امروز مهرههای قربانیاند. کارگری که در این شرایط ناچار است از حق مسکن، بیمه و حداقلهای معیشتی خود بگذرد، دیگر به وعدههای اعتماد ندارد؛ او تنها یک خواست دارد: صلح، مهار تورم و بازگشت امنیت شغلی. اگر دولت این سه شرط را برآورده نکند، برای او نه یک پیروزی، بلکه بهانهای دیگر برای تداوم فراموشی مشکلات زحمتکشان است.
پیش از آنکه اولین موشکها شلیک شوند، کارگران ایران در نبردی خاموش با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و شکاف ۴ برابری میان حقوق و هزینه سبد معیشت دست و پنجه نرم می کردند . آغاز جنگ اما ورق را برگرداند؛ حملات به زیرساختهای انرژی، نساجی و قطعه سازی، ویرانیهای فیزیکی گسترده ای به بار آورد و انتظار می رفت همبستگی ملی برای حمایت از نیروی کار شکل گیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، رویارویی تلخ کارگران با کارفرمایانی بود که بحران را به فرصتی برای فرار از تعهدات قانونی تبدیل کردند و متاسفانه دولت هم حداقل با سکوتش بر این امر صحه گذاشت.
کارگران مردانه ایستادند و با جان خود بازی کردند، اما در بسیاری از کارگاه های پرخطر، از پرداخت «حق خطر» یا پاداش و حتا حقوق امتناع شد .
در شهرهای صنعتی مانند ماهشهر و بندر امام، شمار زیادی از کارگران به دلیل آسیب به مجتمعهایی نظیر پتروشیمی فجر و امیرکبیر، به خیل بیکاران پیوستند . حق اضافهکاری و سایر مزایا در مواردی به کلی حذف شد.
دردناکتر از بحران اقتصادی، رفتار نهادهای متولی است. وزارت کار به دلیل کمبود ساختاری بازرسان، عملن به استثمار در کارگاههای کوچک چراغ سبز نشان داد و سازمان تأمین اجتماعی با ایجاد هزارتوهای بوروکراتیک، از پرداخت بیمه بیکاری برای بسیاری از قربانیان جنگ شانه خالی کرد. در این میان، زنان کارگر بیشترین آسیب را دیده و در خط مقدم اخراجها قرار گرفتهاند .
تنها پاداش ایستادگی و ازخودگذشتگی نیروی کار در برابر حملات موشکی، صرفن بازگشت به سرکار بوده است و بس.
دولت سرمایه داری نئولیبرال و مافیایی به جای آنکه درصدد رفع مشکلات ۹۹ درصد مردم ایران باشد قانون واردات خودرو از مرز ترکیه را اجرایی می کند در حالی که نان را دو برابر گران، دارو را گران و نایاب و دست مفسدین بازاری را برای چپاول مردم باز گذاشته است.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران هشدار می دهد با سفره های مردم به قیمت ثروتمند شدن عده ای خاص بازی نکنید بی تردید با این رفتار اعتصابات کارگری و شورش های مردمی در پیش است و دیگر نمی توان دشمن را مقصر این عوامل دانست.
باز هم می گوییم:
همانگونه که از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنیم دست درازی مافیا به سفره هایمان را هم نخواهیم بخشید و با ارتجاع داخلی همانی را خواهیم کرد که با دشمن.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۵ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
نئولیبرال های خارجی و داخلی علیه زحمتکشان!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی زیرساخت های کشور توسط دولت سرمایه داری نئولیبرال آمریکا مورد تهاجم قرار گرفته است که نئولیبرال های داخلی با همدستی آنان به این تجاوز و تهاجم کمک شایانی می کنند.
کارگران شهرداری بندرلنگه، شهری که مورد تجاوز هر روزه قرار می گیرد و باید این کارگران به بهداشتی بودن شهر همت بگمارند ۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. از سوی دیگر بانک ملی با ندادن ۲ ماه حقوق کارگران فولاد اهواز، کارگران را مجبور کرده اند از شنبه دست به اعتصاب بزنند.
این حقوق ندادن ها چه معنی دارد؟؟ آیا می توان باور کرد که شهرداری پول ندارد تا حقوق کارگرانش را بدهد؟؟ و یا بانک ملی که خون مردم را در شیشه کرده است پول حقوق کارگران را ندارد؟؟ یا اینکه موضوع چیز دیگری است؟؟
نئولیبرال ها از بحران جنگ استفاده کرده و با آزاد سازی قیمت ها گرسنگی را به مردم ایران تحمیل کردند که آخرین ضربه آنان به معیشت مردم گران کردن صددرصدی نان است.
جنگ اخیر فقط تأسیسات نظامی و نفتی را هدف نگرفته، بلکه به یکی از آسیبپذیرترین گروههای معیشتی منطقه، یعنی صیادان و خانوادههای ساحلنشین، ضربه زده است که هیچ حمایتی تاکنون از آنان نشده است.
نظامیان دشمن اگر پل ها و بیمارستان، خوابگاه سربازان را بمباران می کنند، افسران اقتصادی شان هم با گران کردن دارو و درمان، نان، ندادن حقوق کارگران به کشتن مردم روی آورده و به همدستی آنان برخاسته اند.
خط فقر از مرز 90 میلیون تومان عبور کرده است. " آمارها می گویند سه چهارم جامعه( 74.8 درصد) در تامین هزینه های درمان با مشکل مواجه اند... بیش از 81٪ مردم در تامین مواد غذایی ( ساده) روزمره شان دچار مشکل جدی بوده" و عرصه زندگی ( حیات) هر روز تنگ و تنگ تر می شود.
جنگ سالاران در ویلاهای لاکچری لواسانات و مناطق خوش آب و هوای شمال کشور ، بی توجه به زندگی دهشتبار مردم در جنوب کشور که زیر بمباران شدید آمریکایی ها قرار دارند، بر طبل جنگ می کوبند تا سودهای افسانه ای شان برقرار باشد.
کارگران، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و سایر اقشار ناگزیر به پرداخت هزینه شلیک هر گلوله اند.
برای افشای این سیاست های غلطی که افسران اقتصادی دشمن به مردم تحمیل می کنند و برای پاسداشت کرامت انسانی باید دست در دست هم نهیم و به مبارزه با این دشمنان برخیزیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از خواسته های کارگران شهرداری بندرلنگه، فولاد اهواز و صیادان جنوب کشور حمایت کرده و همراه آنان در این بی عدالتی آشکار است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۶ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی زیرساخت های کشور توسط دولت سرمایه داری نئولیبرال آمریکا مورد تهاجم قرار گرفته است که نئولیبرال های داخلی با همدستی آنان به این تجاوز و تهاجم کمک شایانی می کنند.
کارگران شهرداری بندرلنگه، شهری که مورد تجاوز هر روزه قرار می گیرد و باید این کارگران به بهداشتی بودن شهر همت بگمارند ۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. از سوی دیگر بانک ملی با ندادن ۲ ماه حقوق کارگران فولاد اهواز، کارگران را مجبور کرده اند از شنبه دست به اعتصاب بزنند.
این حقوق ندادن ها چه معنی دارد؟؟ آیا می توان باور کرد که شهرداری پول ندارد تا حقوق کارگرانش را بدهد؟؟ و یا بانک ملی که خون مردم را در شیشه کرده است پول حقوق کارگران را ندارد؟؟ یا اینکه موضوع چیز دیگری است؟؟
نئولیبرال ها از بحران جنگ استفاده کرده و با آزاد سازی قیمت ها گرسنگی را به مردم ایران تحمیل کردند که آخرین ضربه آنان به معیشت مردم گران کردن صددرصدی نان است.
جنگ اخیر فقط تأسیسات نظامی و نفتی را هدف نگرفته، بلکه به یکی از آسیبپذیرترین گروههای معیشتی منطقه، یعنی صیادان و خانوادههای ساحلنشین، ضربه زده است که هیچ حمایتی تاکنون از آنان نشده است.
نظامیان دشمن اگر پل ها و بیمارستان، خوابگاه سربازان را بمباران می کنند، افسران اقتصادی شان هم با گران کردن دارو و درمان، نان، ندادن حقوق کارگران به کشتن مردم روی آورده و به همدستی آنان برخاسته اند.
خط فقر از مرز 90 میلیون تومان عبور کرده است. " آمارها می گویند سه چهارم جامعه( 74.8 درصد) در تامین هزینه های درمان با مشکل مواجه اند... بیش از 81٪ مردم در تامین مواد غذایی ( ساده) روزمره شان دچار مشکل جدی بوده" و عرصه زندگی ( حیات) هر روز تنگ و تنگ تر می شود.
جنگ سالاران در ویلاهای لاکچری لواسانات و مناطق خوش آب و هوای شمال کشور ، بی توجه به زندگی دهشتبار مردم در جنوب کشور که زیر بمباران شدید آمریکایی ها قرار دارند، بر طبل جنگ می کوبند تا سودهای افسانه ای شان برقرار باشد.
کارگران، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و سایر اقشار ناگزیر به پرداخت هزینه شلیک هر گلوله اند.
برای افشای این سیاست های غلطی که افسران اقتصادی دشمن به مردم تحمیل می کنند و برای پاسداشت کرامت انسانی باید دست در دست هم نهیم و به مبارزه با این دشمنان برخیزیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از خواسته های کارگران شهرداری بندرلنگه، فولاد اهواز و صیادان جنوب کشور حمایت کرده و همراه آنان در این بی عدالتی آشکار است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۶ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
کارگران برای زندگی کار نمیکنند؛ برای زنده ماندن کار میکنند!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این جمله تلخ، خلاصهای است از وضعیت اسفبار جامعه کارگری در ایران امروز. کارگری که تمام روز را در کارگاه یا کارخانه میگذراند، اما در پایان ماه، دستمزدش حتا پاسخگوی هزینههای اولیه زندگی نیست. کارگری که برای تأمین نان، اجاره و داروی فرزندش، ناچار است از خواب و استراحت خود بزند و باز هم در پایان ماه با کسری بودجه روبروست.
تفاوت میان «زندگی کردن» و «زنده ماندن» در همین نقطه معنا میشود. زندگی کردن یعنی فرصت برای رشد، تفریح، پسانداز و آیندهنگری. زنده ماندن یعنی فقط تأمین حداقلهای ضروری برای ادامه حیات؛ و این دقیقن چیزی است که امروز برای بسیاری از کارگران ایرانی به واقعیت تبدیل شده است.
حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده، در حالی که هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری حدود ۶۵ میلیون تومان برآورد شده است. این یعنی یک کارگر با حداقل حقوق، تنها یک چهارم از هزینههای واقعی زندگی خود را پوشش میدهد و مابقی آن، یا از طریق کار اضافی، یا وام، یا چشمداشت به کمک دیگران و یا نخوردن و نپوشیدن، تأمین میشود.
البته این موارد گفته شده برای کارگری است که شاغل است. کارگری که بیکار است مرگ را کم کم مزه مزه می کند.
زنده ماندن به چه قیمتی؟
کارگران امروز برای زنده ماندن، ناچارند:
۱-ساعات کاری طولانیتر را تحمل کنند.
۲-از حقوق اولیه خود مانند اضافهکار، مرخصی و بیمه بگذرند.
۳-از غذای خود کم کنند تا فرزندانشان بتوانند بخورند.
۴-از مسکن مناسب و امکانات اولیه زندگی چشم پوشیده و در زاغه هابی در حومه شهر زندگی کنند.
۵- و از همه مهمتر مجبورند به هر دستمزدی تن دهند.
آرامش به رویایی دست نیافتنی برای مزدبگیران تبدیل شده است. افزایش هر روزه قیمت ها آرامش روانی جامعه را بهم می ریزد، تصمیمات نابجای اقتصادی و سیاسی روان جامعه را از تفکر به عادت تبدیل کرده است.
این وضعیت درست نخواهد شد تا زمانی که:
تورم مهار نشود، دستمزدها بر اساس سبد معیشت واقعی تعیین نشود، اقتصاد کشور از وابستگی به نفت و رانت به سمت تولید و اشتغال پایدار حرکت نکند، نظارت بر بازار و حقوق کارگران جدی گرفته نشود، و از همه با اهمیت تر تا زمانی که سندیکاهای کارگری آزادانه فعالیت نکنند، هیچ اتفاقی خوبی در راه نخواهد بود و وضعیت کارگران نه تنها بهبود نخواهد یافت، بلکه روزبهروز بدتر خواهد شد.
زندگی کردن، حق انسانی هر کارگری است!
کارگران حق دارند برای زندگی کار کنند، نه فقط برای زنده ماندن. حق دارند پس از یک روز کار، به خانهای گرم و غذای کافی برگردند، فرزندان خود را به مدرسه بفرستند و برای آیندهای بهتر برنامهریزی کنند. این حق، نه یک خواسته لوکس، که یک مطالبه اساسی و انسانی است.
تنها و تنها با پیوستن به سندیکاهای کارگری و ایجاد آن در هر واحد تولیدی میتوان تغییر ایجاد کرد.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این جمله تلخ، خلاصهای است از وضعیت اسفبار جامعه کارگری در ایران امروز. کارگری که تمام روز را در کارگاه یا کارخانه میگذراند، اما در پایان ماه، دستمزدش حتا پاسخگوی هزینههای اولیه زندگی نیست. کارگری که برای تأمین نان، اجاره و داروی فرزندش، ناچار است از خواب و استراحت خود بزند و باز هم در پایان ماه با کسری بودجه روبروست.
تفاوت میان «زندگی کردن» و «زنده ماندن» در همین نقطه معنا میشود. زندگی کردن یعنی فرصت برای رشد، تفریح، پسانداز و آیندهنگری. زنده ماندن یعنی فقط تأمین حداقلهای ضروری برای ادامه حیات؛ و این دقیقن چیزی است که امروز برای بسیاری از کارگران ایرانی به واقعیت تبدیل شده است.
حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده، در حالی که هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری حدود ۶۵ میلیون تومان برآورد شده است. این یعنی یک کارگر با حداقل حقوق، تنها یک چهارم از هزینههای واقعی زندگی خود را پوشش میدهد و مابقی آن، یا از طریق کار اضافی، یا وام، یا چشمداشت به کمک دیگران و یا نخوردن و نپوشیدن، تأمین میشود.
البته این موارد گفته شده برای کارگری است که شاغل است. کارگری که بیکار است مرگ را کم کم مزه مزه می کند.
زنده ماندن به چه قیمتی؟
کارگران امروز برای زنده ماندن، ناچارند:
۱-ساعات کاری طولانیتر را تحمل کنند.
۲-از حقوق اولیه خود مانند اضافهکار، مرخصی و بیمه بگذرند.
۳-از غذای خود کم کنند تا فرزندانشان بتوانند بخورند.
۴-از مسکن مناسب و امکانات اولیه زندگی چشم پوشیده و در زاغه هابی در حومه شهر زندگی کنند.
۵- و از همه مهمتر مجبورند به هر دستمزدی تن دهند.
آرامش به رویایی دست نیافتنی برای مزدبگیران تبدیل شده است. افزایش هر روزه قیمت ها آرامش روانی جامعه را بهم می ریزد، تصمیمات نابجای اقتصادی و سیاسی روان جامعه را از تفکر به عادت تبدیل کرده است.
این وضعیت درست نخواهد شد تا زمانی که:
تورم مهار نشود، دستمزدها بر اساس سبد معیشت واقعی تعیین نشود، اقتصاد کشور از وابستگی به نفت و رانت به سمت تولید و اشتغال پایدار حرکت نکند، نظارت بر بازار و حقوق کارگران جدی گرفته نشود، و از همه با اهمیت تر تا زمانی که سندیکاهای کارگری آزادانه فعالیت نکنند، هیچ اتفاقی خوبی در راه نخواهد بود و وضعیت کارگران نه تنها بهبود نخواهد یافت، بلکه روزبهروز بدتر خواهد شد.
زندگی کردن، حق انسانی هر کارگری است!
کارگران حق دارند برای زندگی کار کنند، نه فقط برای زنده ماندن. حق دارند پس از یک روز کار، به خانهای گرم و غذای کافی برگردند، فرزندان خود را به مدرسه بفرستند و برای آیندهای بهتر برنامهریزی کنند. این حق، نه یک خواسته لوکس، که یک مطالبه اساسی و انسانی است.
تنها و تنها با پیوستن به سندیکاهای کارگری و ایجاد آن در هر واحد تولیدی میتوان تغییر ایجاد کرد.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در دزفول
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در دزفول
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ تجمع هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی پایدار!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طبق روال همه هفته بازنشستگان تامین اجتماعی امروز ۲۸ تیرماه در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز و شاغلین در چوکای پره سر و ماشین سازی تبریز به میدان مطالبه گری آمدند.
در کارخانه چوکا کارگران که مدیرعامل بی عرضه و بی ادب را از کارخانه بیرون انداخته اند از فروردین حقوق دریافت نکرده و خواستار آمدن ۲۵ همکار اخراجی خود به کارخانه و شفافیت مالی شدند. چوکا جزو کارخانه های تحت مالکیت شستاست و اینگونه است که شستا ضرر می دهد.
کارگران ریخته گری ماشین سازی تبریز هم دو ماه است حقوق نگرفته اند و امروز دست به اعتصاب زدند.
بازنشستگان در رشت در حالی که شعار محوری "نه به اعدام" را سر میدادند، با در دست داشتن تصویر زهرا_طبری، زندانی محکوم به اعدام و محبوس در زندان لاکان رشت، خواستار لغو فوری حکم اعدام و آزادی بیقید و شرط او شدند و بار دیگر مخالفت صریح خود را با مجازات اعدام و هرگونه سلب حق حیات اعلام کردند.
همچنین، با طنین شعار "معلم زندانی آزاد باید گردد"، تصاویر دو تن از استوارترین چهرههای جنبش آزادی خواهی و عدالتخواهی فرهنگیان ایران،هاشم_خواستار و مسعود_فرهیخته معلمان مبارز، در دستان معترض خود برافراشته نگاه داشتند و آزادی فوری و بیقید و شرط آنان، به عنوان مطالبهای ملی و انسانی را فریاد زدند.
حضور امروز مطالبه گران كف خيابان گیلان، تنها یک گردهمایی اعتراضی نبود؛ بلکه تجلی وجدان بیدار جامعهای بود که آزادی، عدالت، کرامت انسانی و حق اعتراض مدنی را حقوقی غیرقابل سلب میداند و بر این باور است که هیچ قدرتی نمیتواند ارادهی ملت برای دستیابی به آزادی و عدالت را به بند کشد.
در قزوین بازنشستگان در مورد بی عملی کانون عالی و گفتار درمانی های بی خاصیت اسدی ریاست کانون عالی صحبت کردند.
در دزفول بازنشستگان خواستار:بازگرداندن مبلغ ۷۱۶ هزار تومان قدرت خرید حداقل بگیران، افزایش موارد مزایایی شامل حق اولاد، حق معیشت، حق مسکن و حق عائلهمندی، برقراری مجدد حق عائلهمندی بازماندگان، پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت همزمان با حقوق تیرماه، اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی و سایر حقوق قانونی بازنشستگان شدند.
بازنشستگان اهوازی در گرمای بالای ۵۰ درجه و علیرغم وضعیت فاجعه بار جنگی جنوب، فریاد اعتراض علیه فقر، معیشت و درمان اسفبار، فساد ساختاری، تورم و گرانی کمرشکن، سر دادند.
در شوش بازنشستگان که با فرزندان خود در اعتراض به تورم و گرانی، اعتراض به ستم و استثمار، تبعیض و نابرابری، اعتراض به جنگ افروزی، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و نامناسب، اعتراض به فقر و نداری، اعتراض به کالایی شدن درمان، تحصیل و آموزش و رفاه عمومی و با شعارهای:
ظلم و ستم کافیه، سفری ما خالیه/تورم، گرانی، نه به جنگ و ویرانی/ خیابان خیابان سنگر زحمتکشان/سفری بی نان ما، چه می خواهید از جان ما/حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون/ مدعی عدالت تا کی دروغ به ملت/ یخچال بازنشسته خالی تر از گذشته به میدان آمدند.
در تبریز هم در کانون بازنشستگان و هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت. تاکید بر تداوم مطالبه گری و اعتراض بر نارسائی های دارو، درمان، همبستگی با کارگران معترض تبریز و دیگر شهرها از خواسته های آنان بود.
در تهران ضمن دادن شعارهای بازنشستگی حمایت از صیادان جنوب کشور، کارگران فولاد و چوکا داده از از امیر وقاری بازنشسته گیلانی حمایت به عمل آمد. با شعارهای داده شده رو به خیابان تعدادی از مردم هم به بازنشستگان پیوستند.
آنچه این روزها رخ می دهد یک سیاست بی برنامگی کامل است. در حالی که کشور در بحران غوطهور است جز سیاست های خانه خراب کن و گرانی های هر روزه، نبود یک انسجام فکری و سیاسی در میان مسوولان، کشور را به ورطه سقوط کشانده آن هم با شکستن استخوان مزدبگیران با ندادن دستمزدها و بخشنامه های علیه معیشت شان. در حالی که ثروتمندان، کارفرمایان از دادن سهم هزینه های خود به جامعه می گریزند، به آنان در این مسیر از سوی وزیران کمک می شود. از نان گرفته تا دارو و مسکن و بیمه بیکاری از مزدبگیران دریغ می شود.
دزدی های هر روزه از خزانه مردم با نیاوردن ارزهای صادراتی، پیگیر نشدن ۵۰۰ میلیارد دلار ثروت کشور در امارات، گم شدن مرتب پول و بنزین و گازوییل در شرکت نفت و پرداخت پول های افسانه ای به مدیران بی لیاقت و بنیادهای بی خاصیت، نشان از روندی است که کشور را عمدن به سمت فروپاشی می برد.
علیه این سیاست ها زحمتکشان متحد هستند و خیابان را رها نخواهند کرد و یکشنبه های اعتراضی را تداوم خواهند بخشید.
حداقل حقوق برای همه وزیران
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طبق روال همه هفته بازنشستگان تامین اجتماعی امروز ۲۸ تیرماه در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز و شاغلین در چوکای پره سر و ماشین سازی تبریز به میدان مطالبه گری آمدند.
در کارخانه چوکا کارگران که مدیرعامل بی عرضه و بی ادب را از کارخانه بیرون انداخته اند از فروردین حقوق دریافت نکرده و خواستار آمدن ۲۵ همکار اخراجی خود به کارخانه و شفافیت مالی شدند. چوکا جزو کارخانه های تحت مالکیت شستاست و اینگونه است که شستا ضرر می دهد.
کارگران ریخته گری ماشین سازی تبریز هم دو ماه است حقوق نگرفته اند و امروز دست به اعتصاب زدند.
بازنشستگان در رشت در حالی که شعار محوری "نه به اعدام" را سر میدادند، با در دست داشتن تصویر زهرا_طبری، زندانی محکوم به اعدام و محبوس در زندان لاکان رشت، خواستار لغو فوری حکم اعدام و آزادی بیقید و شرط او شدند و بار دیگر مخالفت صریح خود را با مجازات اعدام و هرگونه سلب حق حیات اعلام کردند.
همچنین، با طنین شعار "معلم زندانی آزاد باید گردد"، تصاویر دو تن از استوارترین چهرههای جنبش آزادی خواهی و عدالتخواهی فرهنگیان ایران،هاشم_خواستار و مسعود_فرهیخته معلمان مبارز، در دستان معترض خود برافراشته نگاه داشتند و آزادی فوری و بیقید و شرط آنان، به عنوان مطالبهای ملی و انسانی را فریاد زدند.
حضور امروز مطالبه گران كف خيابان گیلان، تنها یک گردهمایی اعتراضی نبود؛ بلکه تجلی وجدان بیدار جامعهای بود که آزادی، عدالت، کرامت انسانی و حق اعتراض مدنی را حقوقی غیرقابل سلب میداند و بر این باور است که هیچ قدرتی نمیتواند ارادهی ملت برای دستیابی به آزادی و عدالت را به بند کشد.
در قزوین بازنشستگان در مورد بی عملی کانون عالی و گفتار درمانی های بی خاصیت اسدی ریاست کانون عالی صحبت کردند.
در دزفول بازنشستگان خواستار:بازگرداندن مبلغ ۷۱۶ هزار تومان قدرت خرید حداقل بگیران، افزایش موارد مزایایی شامل حق اولاد، حق معیشت، حق مسکن و حق عائلهمندی، برقراری مجدد حق عائلهمندی بازماندگان، پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت همزمان با حقوق تیرماه، اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی و سایر حقوق قانونی بازنشستگان شدند.
بازنشستگان اهوازی در گرمای بالای ۵۰ درجه و علیرغم وضعیت فاجعه بار جنگی جنوب، فریاد اعتراض علیه فقر، معیشت و درمان اسفبار، فساد ساختاری، تورم و گرانی کمرشکن، سر دادند.
در شوش بازنشستگان که با فرزندان خود در اعتراض به تورم و گرانی، اعتراض به ستم و استثمار، تبعیض و نابرابری، اعتراض به جنگ افروزی، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و نامناسب، اعتراض به فقر و نداری، اعتراض به کالایی شدن درمان، تحصیل و آموزش و رفاه عمومی و با شعارهای:
ظلم و ستم کافیه، سفری ما خالیه/تورم، گرانی، نه به جنگ و ویرانی/ خیابان خیابان سنگر زحمتکشان/سفری بی نان ما، چه می خواهید از جان ما/حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون/ مدعی عدالت تا کی دروغ به ملت/ یخچال بازنشسته خالی تر از گذشته به میدان آمدند.
در تبریز هم در کانون بازنشستگان و هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت. تاکید بر تداوم مطالبه گری و اعتراض بر نارسائی های دارو، درمان، همبستگی با کارگران معترض تبریز و دیگر شهرها از خواسته های آنان بود.
در تهران ضمن دادن شعارهای بازنشستگی حمایت از صیادان جنوب کشور، کارگران فولاد و چوکا داده از از امیر وقاری بازنشسته گیلانی حمایت به عمل آمد. با شعارهای داده شده رو به خیابان تعدادی از مردم هم به بازنشستگان پیوستند.
آنچه این روزها رخ می دهد یک سیاست بی برنامگی کامل است. در حالی که کشور در بحران غوطهور است جز سیاست های خانه خراب کن و گرانی های هر روزه، نبود یک انسجام فکری و سیاسی در میان مسوولان، کشور را به ورطه سقوط کشانده آن هم با شکستن استخوان مزدبگیران با ندادن دستمزدها و بخشنامه های علیه معیشت شان. در حالی که ثروتمندان، کارفرمایان از دادن سهم هزینه های خود به جامعه می گریزند، به آنان در این مسیر از سوی وزیران کمک می شود. از نان گرفته تا دارو و مسکن و بیمه بیکاری از مزدبگیران دریغ می شود.
دزدی های هر روزه از خزانه مردم با نیاوردن ارزهای صادراتی، پیگیر نشدن ۵۰۰ میلیارد دلار ثروت کشور در امارات، گم شدن مرتب پول و بنزین و گازوییل در شرکت نفت و پرداخت پول های افسانه ای به مدیران بی لیاقت و بنیادهای بی خاصیت، نشان از روندی است که کشور را عمدن به سمت فروپاشی می برد.
علیه این سیاست ها زحمتکشان متحد هستند و خیابان را رها نخواهند کرد و یکشنبه های اعتراضی را تداوم خواهند بخشید.
حداقل حقوق برای همه وزیران
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
فراخوان یاری به ایران!
با شروع جنگ تجاوزکارانه برای سومین بار در میهن محنت زده و جان باختن و مجروح شدن هموطنان عزیزمان در جنوب کشور و سایر استانها، نیاز به خون و فرآورده های آن باز هم شدت گرفته است لذا از همه اعضای سندیکا، هواداران، دوستداران سندیکا و همه هم میهننان درخواست داریم به مراکز انتقال خون رفته و اجازه ندهیم کمبود خون جان فرزندان ایران را به خاطر بیاندازد.
با دشمن متجاوز مبارزه می کنیم همانگونه که با ارتجاع داخلی مبارزه هر روزه داریم.
ایران به یاری ما نیاز دارد، یاریش کنیم!
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
با شروع جنگ تجاوزکارانه برای سومین بار در میهن محنت زده و جان باختن و مجروح شدن هموطنان عزیزمان در جنوب کشور و سایر استانها، نیاز به خون و فرآورده های آن باز هم شدت گرفته است لذا از همه اعضای سندیکا، هواداران، دوستداران سندیکا و همه هم میهننان درخواست داریم به مراکز انتقال خون رفته و اجازه ندهیم کمبود خون جان فرزندان ایران را به خاطر بیاندازد.
با دشمن متجاوز مبارزه می کنیم همانگونه که با ارتجاع داخلی مبارزه هر روزه داریم.
ایران به یاری ما نیاز دارد، یاریش کنیم!
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا:
زندگی در تابستان داغ بدون کولر آبی/ مردم حتی یخچالشان را میفروشند
کد خبر : 1816055
زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم» با واقعیتها همخوانی ندارد.....
به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند: مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند.
افول سخت طبقه متوسط
براساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد.اما حقوقزداییهای دهههای اخیر به موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانهها از اقلام ضروری مردم به حوزههایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایههای مختلف چقدر تابآوری معیشتی دارند؟
زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد
براساس آخرین دادههای رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل، نرخ سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، حدود ۴۲ میلیون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان کارگری، تورم این چند ماه اخیر در دوران جنگ و التهاب، این رقم را به مرز ۷۰ میلیون تومان رسانده است؛ به این معنا که یک خانواده کارگری باید حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد که بتواند فقط نیازهای ساده زندگی از جمله خوراکیهای ضروری و مسکن حداقلی را تامین کند؛ حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه میشویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است.
وقتی مرکز آمار میگوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهیست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست.
مشاهدات عینی یک فعال کارگری!
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری، مشاهدات خود را از زیست دشوار ساکنانِ فلکه پنجم فردیس کرج، جایی که بیشتر ساکنان آن مزدبگیر و کارگر هستند، روایت میکند؛ مشاهدات او نشان میدهد که در این تابستان داغ، بسیاری از خانوادههای کارگری حتی پول راهاندازی کولر آبی ندارند:
«بلوکی که ما زندگی میکنیم، ۱۶ واحد آپارتمان دارد؛ از این ۱۶ واحد، فقط ۹ واحد کولرشان را در این گرما راه انداختهاند؛ این خانوادهها پول ندارند کولر آبیشان را راه بیندازند، پمپ و موتور کولرشان سوخته، خودشان هم بیکارند، بنابراین مجبورند گرما را تحمل کنند…
بقیه مصاحبه در متن بعدی👇👇
زندگی در تابستان داغ بدون کولر آبی/ مردم حتی یخچالشان را میفروشند
کد خبر : 1816055
زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم» با واقعیتها همخوانی ندارد.....
به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند: مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند.
افول سخت طبقه متوسط
براساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد.اما حقوقزداییهای دهههای اخیر به موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانهها از اقلام ضروری مردم به حوزههایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایههای مختلف چقدر تابآوری معیشتی دارند؟
زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد
براساس آخرین دادههای رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل، نرخ سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، حدود ۴۲ میلیون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان کارگری، تورم این چند ماه اخیر در دوران جنگ و التهاب، این رقم را به مرز ۷۰ میلیون تومان رسانده است؛ به این معنا که یک خانواده کارگری باید حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد که بتواند فقط نیازهای ساده زندگی از جمله خوراکیهای ضروری و مسکن حداقلی را تامین کند؛ حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه میشویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است.
وقتی مرکز آمار میگوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهیست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست.
مشاهدات عینی یک فعال کارگری!
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری، مشاهدات خود را از زیست دشوار ساکنانِ فلکه پنجم فردیس کرج، جایی که بیشتر ساکنان آن مزدبگیر و کارگر هستند، روایت میکند؛ مشاهدات او نشان میدهد که در این تابستان داغ، بسیاری از خانوادههای کارگری حتی پول راهاندازی کولر آبی ندارند:
«بلوکی که ما زندگی میکنیم، ۱۶ واحد آپارتمان دارد؛ از این ۱۶ واحد، فقط ۹ واحد کولرشان را در این گرما راه انداختهاند؛ این خانوادهها پول ندارند کولر آبیشان را راه بیندازند، پمپ و موتور کولرشان سوخته، خودشان هم بیکارند، بنابراین مجبورند گرما را تحمل کنند…
بقیه مصاحبه در متن بعدی👇👇
ادامه مصاحبه👆👆
جنگ که آمد خیلی از ساکنان این منطقهی کارگرنشین بیکار شدند، یکی باربر بوده، یکی روی موتور کار میکرده، یکی کارگر یا آشپز رستوران بوده اما بیشترشان در همین جنگ اخیر بیکار شدند. یکی سالها در یک رستوران کار میکرده؛ بعد از جنگ، مواد غذایی به شدت گران شد، رستوران مشتری ندارد، خب واضح است که نیروهایش را از آشپز و تمیزکار گرفته تا پیک، اخراج میکند.
در ساختمان ما، واحدهایی هست که دو یا سه خانواده با هم در یک آپارتمان ۷۰ یا ۸۰ متری زندگی میکنند؛ ما واحدی داریم که دختر طرف با شوهرش و دو تا بچهاش به خاطر اینکه نمیتوانند اجاره خانه بدهند، آمدهاند با مادرشان زندگی کنند؛ پسر خانواده هم زنش را طلاق داده و با دو تا بچه آمده سربار خانواده شده، یعنی ده دوازده نفر در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند؛ خرج تعمیر کولر اینها ۱۰ میلیون تومان میشود که هیچ کدامشان این پول را ندارند.…
در مناطق کارگرنشین، وضعیت واقعاً اسفبار است؛ شما هرگز یک جایی مثل آق تپه مهرشهر را دیدهاید؟ همه فقیرند؛ برای نمونه میگویم، این روزها فروش یخچال تو این مناطق زیاد شده؛ با طرف صحبت میکنی، میگوید الان دیگر نیازی به یخچال نداریم، گوشت و مرغ که نمیتوانیم بخریم؛ نهایت ۱۰ تا تخم مرغ میخریم، ۵ تا را امروز میخوریم ۵ تا را فردا؛ یخچالمان را بفروشیم و پولش را به یک دردی بزنیم…
الان اگر یک خانوادهای، حتی یک خانواده متوسط رو به پایین، یک وسیله خانهاش بسوزد، نمیتواند جایگزین کند؛ ماشین لباسشویی ۲۰۰ میلیون تومان است. کارگری که پول ندارد، کارگری که نزدیک ۲ ماه است بیکار شده، حتی پول خرید یک موتور کولر هم ندارد. در همین شرایط، دولت برای گرانی بیشتر مجوز صادر میکند؛ حتی قیمت نان در محلات کارگرنشین ۲ برابر شده؛ قبلاً کرج نان سنگک ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲ هزار تومان. یعنی باید ۶۰ هزار تومان بدهی فقط ۵ تا نان سنگک بخری. وقتی طرف نان خالی نداشته باشد، باید چه کند؟ آیا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمیرود؟ اصلاً یک خانواده ۷.۸ نفره که پول ندارد روزی چند نان سنگک بخرد، چطور تاب آوری داشته باشد؟»
هیچ فرمول و داده و عددی، بهتر از این روایت ملموس، رنجهای خانوادههای درمانده را به تصویر نمیکشد؛ زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم»، یک بحث حاشیهایست، با واقعیت همخوانی ندارد.....
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
جنگ که آمد خیلی از ساکنان این منطقهی کارگرنشین بیکار شدند، یکی باربر بوده، یکی روی موتور کار میکرده، یکی کارگر یا آشپز رستوران بوده اما بیشترشان در همین جنگ اخیر بیکار شدند. یکی سالها در یک رستوران کار میکرده؛ بعد از جنگ، مواد غذایی به شدت گران شد، رستوران مشتری ندارد، خب واضح است که نیروهایش را از آشپز و تمیزکار گرفته تا پیک، اخراج میکند.
در ساختمان ما، واحدهایی هست که دو یا سه خانواده با هم در یک آپارتمان ۷۰ یا ۸۰ متری زندگی میکنند؛ ما واحدی داریم که دختر طرف با شوهرش و دو تا بچهاش به خاطر اینکه نمیتوانند اجاره خانه بدهند، آمدهاند با مادرشان زندگی کنند؛ پسر خانواده هم زنش را طلاق داده و با دو تا بچه آمده سربار خانواده شده، یعنی ده دوازده نفر در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند؛ خرج تعمیر کولر اینها ۱۰ میلیون تومان میشود که هیچ کدامشان این پول را ندارند.…
در مناطق کارگرنشین، وضعیت واقعاً اسفبار است؛ شما هرگز یک جایی مثل آق تپه مهرشهر را دیدهاید؟ همه فقیرند؛ برای نمونه میگویم، این روزها فروش یخچال تو این مناطق زیاد شده؛ با طرف صحبت میکنی، میگوید الان دیگر نیازی به یخچال نداریم، گوشت و مرغ که نمیتوانیم بخریم؛ نهایت ۱۰ تا تخم مرغ میخریم، ۵ تا را امروز میخوریم ۵ تا را فردا؛ یخچالمان را بفروشیم و پولش را به یک دردی بزنیم…
الان اگر یک خانوادهای، حتی یک خانواده متوسط رو به پایین، یک وسیله خانهاش بسوزد، نمیتواند جایگزین کند؛ ماشین لباسشویی ۲۰۰ میلیون تومان است. کارگری که پول ندارد، کارگری که نزدیک ۲ ماه است بیکار شده، حتی پول خرید یک موتور کولر هم ندارد. در همین شرایط، دولت برای گرانی بیشتر مجوز صادر میکند؛ حتی قیمت نان در محلات کارگرنشین ۲ برابر شده؛ قبلاً کرج نان سنگک ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲ هزار تومان. یعنی باید ۶۰ هزار تومان بدهی فقط ۵ تا نان سنگک بخری. وقتی طرف نان خالی نداشته باشد، باید چه کند؟ آیا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمیرود؟ اصلاً یک خانواده ۷.۸ نفره که پول ندارد روزی چند نان سنگک بخرد، چطور تاب آوری داشته باشد؟»
هیچ فرمول و داده و عددی، بهتر از این روایت ملموس، رنجهای خانوادههای درمانده را به تصویر نمیکشد؛ زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم»، یک بحث حاشیهایست، با واقعیت همخوانی ندارد.....
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
6784702974738571008_169071207006230.pdf
1.5 MB
دوماهنامه «امید» نشریه بازنشستگان متحد، سال هفتم، شماره ۳۱، تابستان ۱۴۰۵ بصورت چاپی و مجازی منتشر شد.
در این شماره می خوانیم:
یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود
چرا حمل و نقل عمومی باید رایگان باشد
تکریم برای بازنشسته نان نمی شود
شعر برکت
ما و گرگ ها
«این نشریه ۷ سال بطور مداوم منتشر و میان بازنشستگان در شهرهای مختلف توزیع و خوانده می شود. هیات تحریریه این نشریه همگی از بازنشستگان تهرانی هستند.»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
در این شماره می خوانیم:
یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود
چرا حمل و نقل عمومی باید رایگان باشد
تکریم برای بازنشسته نان نمی شود
شعر برکت
ما و گرگ ها
«این نشریه ۷ سال بطور مداوم منتشر و میان بازنشستگان در شهرهای مختلف توزیع و خوانده می شود. هیات تحریریه این نشریه همگی از بازنشستگان تهرانی هستند.»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
برای پیمانکاران بدحساب کار نکنیم!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با وجود فضای جنگی در کشور و کمبود شدید کار، پیمانکاران دغلکار فرصت را مناسب دیده و تلاش می کنند به کارگران ظلم کنند.
۱- شرکت استوان تارک بوشهر مستقر در پالایشگاه تهران به پیمانکاری آقای انتظامی دستمزد اسفندماه کارگرانش را پرداخت نکرده است.
در این پروژه وضعیت خوابگاه افتضاح و از دادن قند و چای و مایع دستشویی به کارگران خودداری می شود. همچنین وضعیت لیست بیمه کارگران نامشخص است.
۲- شرکت جهان توسعه در پتروشیمی الماس ماهشهر دستمزد ۷۰ کارگر پروژه ای را که در طول جنگ در اسفندماه برایش کار کرده، بهمن و اسفند را پرداخت نکرده و بیمه کارگران را واریز ننموده و پاسخ تلفن کارگران را نمی دهد. حتا تلفن های مکرر مسوول سندیکای کارگری را هم بی جواب گذاشته است.
این پیمانکاران و شرکت های بدحساب را به دیگر کارگران معرفی کرده تا برادران مان به این محل ها برای کار نروند.
همچنین این پروژه ها و پیمانکاران را تحریم کارگری کرده تا بدون کارگر بمانند یا رفتار خود را قانونی کنند و یا بی کارگر مانده از پروژه ها اخراج شوند.
از کارگران می خواهیم به مدیریت پالایشگاه تهران و پتروشیمی الماس وضعیت را گزارش و به حراست این محل ها هم اطلاع دهند و سپس در وزارت کار و دادگستری شکایتی را تنظیم و به جریان بیاندازند.
بیکار می مانیم اما اجازه حق کشی و ظلم را نمی دهیم.
سندیکای کارگری
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۳۱ تیرماه
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با وجود فضای جنگی در کشور و کمبود شدید کار، پیمانکاران دغلکار فرصت را مناسب دیده و تلاش می کنند به کارگران ظلم کنند.
۱- شرکت استوان تارک بوشهر مستقر در پالایشگاه تهران به پیمانکاری آقای انتظامی دستمزد اسفندماه کارگرانش را پرداخت نکرده است.
در این پروژه وضعیت خوابگاه افتضاح و از دادن قند و چای و مایع دستشویی به کارگران خودداری می شود. همچنین وضعیت لیست بیمه کارگران نامشخص است.
۲- شرکت جهان توسعه در پتروشیمی الماس ماهشهر دستمزد ۷۰ کارگر پروژه ای را که در طول جنگ در اسفندماه برایش کار کرده، بهمن و اسفند را پرداخت نکرده و بیمه کارگران را واریز ننموده و پاسخ تلفن کارگران را نمی دهد. حتا تلفن های مکرر مسوول سندیکای کارگری را هم بی جواب گذاشته است.
این پیمانکاران و شرکت های بدحساب را به دیگر کارگران معرفی کرده تا برادران مان به این محل ها برای کار نروند.
همچنین این پروژه ها و پیمانکاران را تحریم کارگری کرده تا بدون کارگر بمانند یا رفتار خود را قانونی کنند و یا بی کارگر مانده از پروژه ها اخراج شوند.
از کارگران می خواهیم به مدیریت پالایشگاه تهران و پتروشیمی الماس وضعیت را گزارش و به حراست این محل ها هم اطلاع دهند و سپس در وزارت کار و دادگستری شکایتی را تنظیم و به جریان بیاندازند.
بیکار می مانیم اما اجازه حق کشی و ظلم را نمی دهیم.
سندیکای کارگری
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۳۱ تیرماه
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran