آب پاکی روی دست مردم
سوم مردادماه، بعد از ماهها تبلیغات و وعده در مورد افزایش مبلغ کالابرگ، سخنگوی دولت، آب پاکی را روی دست فرودستان ریخت و با این بهانه که دولت «رویافروشی» نمیکند، افزایش اعتبار کالابرگ را منتفی دانست؛ مهاجرانی رو به دوربینها گفت: اگر قرار باشد منابعی افزایش پیدا کند، دولت علاقهمند است که این منابع از محلهای پایدار تأمین شود. دولت به هیچ عنوان «رویافروشی» نمیکند و آنچه را که مبتنی بر واقعیت باشد، صادقانه با مردم در میان خواهد گذاشت». اما سخنگوی دولت خبر بدتر دیگری هم برای مردم داشت: «برای بنزین برنامههایی در راه است و اینکه اصلاحات احتمالی از طریق سهمیهبندی یا قیمتگذاری انجام شود، در صورت نهایی شدن، با دقت، شفافیت و صداقت همانند دفعات گذشته به مردم اعلام خواهد شد.». البته در عمل فرق چندانی بین اصلاحات احتمالی دولت نیست، چه قیمت هر لیتر بنزین گران شود و چه سهمیه بنزین دولتی کاهش یابد، نتیجه یک چیز است: اعمال فشار تورمی مجدد به زندگی مردم و سرایت گرانی به تمام حوزهها، از نان گرفته تا حمل و نقل و اجاره خانه.
وقتی این دو خبر را کنار هم میگذاریم، معادله واضحتر میشود؛ کالابرگ یک میلیون تومانی که دیگر پول دو کیلو برنج ایرانی نیست و با آن میشود یک لیتر روغن مایع، یک کیلو شکر ونهایتاً چند دانه تخم مرغ خرید، ارزشی در زندگی فرودستان ندارد. اسفبار اینکه، بعد از حداقل ده بار وعده و خبررسانی در مورد دو برابر شدن مبلغ یک میلیون تومانیِ کالابرگ، فعلاً خبری از این افزایش نیست. از آن سو، موج جدید تورم در راه است؛ فضاسازی رسانهای برای افزایش قیمت بنزین در سطح گسترده صورت گرفته و الگوی مصرف مردم در رسانههای دست راستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
در آرزوی یک زندگی معمولی
در این بین، امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع میکنند، یک امید بیسرانجام است.
چراغ کمسوی امید در حال خاموش شدن است؛ مدتهاست که انتظار مزدبگیران و دهکهای فرودست، نه یک زندگی شایسته و مرفه، بلکه یک زندگی بسیار معمولیست؛ قربانی میگوید «زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفرههای مردم خالیست اما ثروت ملی در دست یک درصدیهاست و حتی ده درصد آن برای «معیشت» هزینه نمیشود…».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
سوم مردادماه، بعد از ماهها تبلیغات و وعده در مورد افزایش مبلغ کالابرگ، سخنگوی دولت، آب پاکی را روی دست فرودستان ریخت و با این بهانه که دولت «رویافروشی» نمیکند، افزایش اعتبار کالابرگ را منتفی دانست؛ مهاجرانی رو به دوربینها گفت: اگر قرار باشد منابعی افزایش پیدا کند، دولت علاقهمند است که این منابع از محلهای پایدار تأمین شود. دولت به هیچ عنوان «رویافروشی» نمیکند و آنچه را که مبتنی بر واقعیت باشد، صادقانه با مردم در میان خواهد گذاشت». اما سخنگوی دولت خبر بدتر دیگری هم برای مردم داشت: «برای بنزین برنامههایی در راه است و اینکه اصلاحات احتمالی از طریق سهمیهبندی یا قیمتگذاری انجام شود، در صورت نهایی شدن، با دقت، شفافیت و صداقت همانند دفعات گذشته به مردم اعلام خواهد شد.». البته در عمل فرق چندانی بین اصلاحات احتمالی دولت نیست، چه قیمت هر لیتر بنزین گران شود و چه سهمیه بنزین دولتی کاهش یابد، نتیجه یک چیز است: اعمال فشار تورمی مجدد به زندگی مردم و سرایت گرانی به تمام حوزهها، از نان گرفته تا حمل و نقل و اجاره خانه.
وقتی این دو خبر را کنار هم میگذاریم، معادله واضحتر میشود؛ کالابرگ یک میلیون تومانی که دیگر پول دو کیلو برنج ایرانی نیست و با آن میشود یک لیتر روغن مایع، یک کیلو شکر ونهایتاً چند دانه تخم مرغ خرید، ارزشی در زندگی فرودستان ندارد. اسفبار اینکه، بعد از حداقل ده بار وعده و خبررسانی در مورد دو برابر شدن مبلغ یک میلیون تومانیِ کالابرگ، فعلاً خبری از این افزایش نیست. از آن سو، موج جدید تورم در راه است؛ فضاسازی رسانهای برای افزایش قیمت بنزین در سطح گسترده صورت گرفته و الگوی مصرف مردم در رسانههای دست راستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
در آرزوی یک زندگی معمولی
در این بین، امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع میکنند، یک امید بیسرانجام است.
چراغ کمسوی امید در حال خاموش شدن است؛ مدتهاست که انتظار مزدبگیران و دهکهای فرودست، نه یک زندگی شایسته و مرفه، بلکه یک زندگی بسیار معمولیست؛ قربانی میگوید «زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفرههای مردم خالیست اما ثروت ملی در دست یک درصدیهاست و حتی ده درصد آن برای «معیشت» هزینه نمیشود…».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
برای بدحساب ها کار نکرده، رسوایشان کنیم!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با توجه به شرایط جنگی، پیمانکاران دغلباز به صرافت افتاده اند که دستمزدهای کارگران پروژه ای را بالا بکشند. در آخرین لیستی که به سندیکای کارگری ارسال شده:
۱- پیمانکار حبیب بخشی در نیروگاه سیکل ترکیبی خاتون آباد شهربابک کرمان دستمزد ۳۰ کارگر جوشکار و مونتاژکار و... را بالا کشیده و بیمه کارگران را هم رد نکرده است و از دست کارگرانش فراری است.
۲- پیمانکار اعتمادی از شرکت سگال آذر در پتروشیمی تبریز ۳ ماه کارکرد کارگران را نپرداخته است. امکانات رفاهی صفر و کارگران را اجباری به مرخصی تحمیلی می فرستنده تا کارگران اعتصاب نکنند. این آقا هیچ سر رشته ای از کار ساخت مخزن نداشته و با رانت در اینجا مشغول به کار شده است.
۳- پیمانکاران محمد و مهرداد رودباری، شریف زاده از شرکت پتروپیشگامان صنعت هرمز در پتروشیمی سیراف انرژی که کارفرمای بالا دستی شرکت فرایند بخار است به کارگرانی که بهمن و اسفند دستمزد طلبکارند را در زمان جنگ بدون هیچ پولی به خانه فرستاد و حتا پول سرویس و رستوران توراهی را هم نپرداخت. ۳۰ کارگر جوشکار، کمکی، فیلتر، تک زن اگر موفق به تماس شوند جز فحاشی چیز دیگری نمی شنوند.
۴- خط ۹۶ اینچ مهران نیز از نظر غذا و خوابگاه افتضاح و حتا آب آشامیدنی به قدر کافی برای کارگران نیست.
این پروژه ها و پیمانکاران تحریم کارگری هستند.
به همه کارگران اطلاع رسانی کنید برای این پیمانکاران بدحساب کار نکنند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۶ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با توجه به شرایط جنگی، پیمانکاران دغلباز به صرافت افتاده اند که دستمزدهای کارگران پروژه ای را بالا بکشند. در آخرین لیستی که به سندیکای کارگری ارسال شده:
۱- پیمانکار حبیب بخشی در نیروگاه سیکل ترکیبی خاتون آباد شهربابک کرمان دستمزد ۳۰ کارگر جوشکار و مونتاژکار و... را بالا کشیده و بیمه کارگران را هم رد نکرده است و از دست کارگرانش فراری است.
۲- پیمانکار اعتمادی از شرکت سگال آذر در پتروشیمی تبریز ۳ ماه کارکرد کارگران را نپرداخته است. امکانات رفاهی صفر و کارگران را اجباری به مرخصی تحمیلی می فرستنده تا کارگران اعتصاب نکنند. این آقا هیچ سر رشته ای از کار ساخت مخزن نداشته و با رانت در اینجا مشغول به کار شده است.
۳- پیمانکاران محمد و مهرداد رودباری، شریف زاده از شرکت پتروپیشگامان صنعت هرمز در پتروشیمی سیراف انرژی که کارفرمای بالا دستی شرکت فرایند بخار است به کارگرانی که بهمن و اسفند دستمزد طلبکارند را در زمان جنگ بدون هیچ پولی به خانه فرستاد و حتا پول سرویس و رستوران توراهی را هم نپرداخت. ۳۰ کارگر جوشکار، کمکی، فیلتر، تک زن اگر موفق به تماس شوند جز فحاشی چیز دیگری نمی شنوند.
۴- خط ۹۶ اینچ مهران نیز از نظر غذا و خوابگاه افتضاح و حتا آب آشامیدنی به قدر کافی برای کارگران نیست.
این پروژه ها و پیمانکاران تحریم کارگری هستند.
به همه کارگران اطلاع رسانی کنید برای این پیمانکاران بدحساب کار نکنند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۶ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
نه به اعدام، خواستی همگانی!
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
نشریه کارگری «پیام سندیکا» شماره ۱۵۰ به صورت کاغذی و مجازی منتشر شد.
در این شماره اعلامیه ها، اخبار کارگری، اخبار یکشنبه های اعتراض، مصاحبه های کوشندگان سندیکایی و بازنشستگی، مقالات کارگری-اجتماعی-بازنشستگی و فلسفه را می خوانیم.
این نشریه به دیگران معرفی کنیم.
برای مطالعه نشریه به کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به آدرس زیر مراجعه کنید.
https://t.me/sfelezkar
در این شماره اعلامیه ها، اخبار کارگری، اخبار یکشنبه های اعتراض، مصاحبه های کوشندگان سندیکایی و بازنشستگی، مقالات کارگری-اجتماعی-بازنشستگی و فلسفه را می خوانیم.
این نشریه به دیگران معرفی کنیم.
برای مطالعه نشریه به کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به آدرس زیر مراجعه کنید.
https://t.me/sfelezkar
4_6008235424026207155.pdf
5.7 MB
نشریه کارگری «پیام سندیکا» شماره ۱۵۰ به صورت کاغذی و مجازی منتشر شد. اعلامیه ها، اخبار کارگری، اخبار یکشنبه های اعتراض، مصاحبه های کوشندگان سندیکایی و بازنشستگی، مقالات کارگری-اجتماعی-بازنشستگی و فلسفه را می خوانیم.
https://t.me/sfelezkar
https://t.me/sfelezkar
ثروت ملی بازیچه دزدها!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ارزش پول ملی هر روز اب می رود، برای پروژه های عمرانی پول نیست، یارانه مردم را افزایش نمی دهند و کالا برگ به قیمت ۲ شانه تخم مرغ هم نمی رسد، برای افزایش حقوق کارگران و بازنشستگان عمله مافیا در دولت جان می دهند، و بدتر از همه مذاکره کنندگان برای ۶ میلیارد دلار گردن کج کرده اند. دلیل آن را از زبان مسوولین بشنویم.
قاسم نوده فراهانی رییس اتاق اصناف ایران:«از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است»
رییس سازمان بازرسی:«یک نفر ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه کشور را برداشته و فرار کرده و ۲۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی ۹۴ میلیارد یورو پول نفت کشور را به کشور بازنگردادند»
همچنین در خبرهاست که فردی به نام تاج که احتمال می رود برادر رییس فدراسیون فوتبال کشور باشد پس از خارج کردن صدها میلیون دلار پول به خارج حالا شرط کرده است به جای پول ۸ تا ۱۰ هزار خودرو لوکس وارداتی تحویل دهد. به اینها اضافه کنیم ۵۰۰ میلیارد دلار در امارات مانده را.
از دولت احمدی نژاد تاکنون که بیش از ۲۵ سال می گذرد حداقل ۳ هزار میلیارد دلار پول از کشور غارت شده و به خارج برده شده است. برای آنکه درک بهتری از غارت ثروت ملی مردم ایران داشته باشیم کافی است نظری به مبلغ بودجه امسال کشور بیاندازیم. بودجه کشور ۱۵۵۱۳۳۰۱۷۲۷۵ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار است یعنی بودجه ۳۰ سال کشور در جلوی چشمان قوه مجریه، قوه قضاییه، بازرسی کل کشور، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دهها نهاد نظارتی به غارت رفته است که نشانگر بی خاصیتی و ناکارآمدی این نهادهاست. این ۳ میلیارد دلار منهای حقوق های نجومی، دکل های گمشده، بریز و بپاش ها، و میلیاردها دلار که مسوولین بی خاصیت و همدست دزدها حقوق دریافت کرده اند و با مدیریت خود گند به اقتصاد و سیاست و اخلاق این کشور زده اند، است.
در کشور ما پول هست برای دزدها، نه برای ۹۰ میلیون ایرانی. امروز در جلوی چشم همه مسوولین ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو را به واردات خودروهای لوکس اختصاص داده اند. امروز اگر بازنشسته و کارگر و آحاد مردم بی دارو مانده اند، هر قرص نان بربری به ۵۰ هزارتومان رسیده و حتا آن جوان نظامی پای لانچر که دست و پای خود را از دست داده است باید با حقوق ماهانه ۱۷ میلیون تومان سر کند، به این دلیل واضح هست:
مافیا همه ارکان را در دست دارد. می دزد، فرار می کند، قانون را مسخره می کند، به مردم نوکرم چاکرم می گوید اما دستش تا آرنج در جیب هر ایرانی است.
پول هست اما نه برای ۹۰ میلیون ایرانی بلکه برای ۴ تا ۵ هزار دزد بی پدر و مادر.
متحد شویم، در سندیکاهای کارگری متشکل شده، و یا به بازنشستگان در یکشنبه های اعتراض پیوسته تا دستان این پلیدان را از زندگی خود کوتاه کنیم.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ارزش پول ملی هر روز اب می رود، برای پروژه های عمرانی پول نیست، یارانه مردم را افزایش نمی دهند و کالا برگ به قیمت ۲ شانه تخم مرغ هم نمی رسد، برای افزایش حقوق کارگران و بازنشستگان عمله مافیا در دولت جان می دهند، و بدتر از همه مذاکره کنندگان برای ۶ میلیارد دلار گردن کج کرده اند. دلیل آن را از زبان مسوولین بشنویم.
قاسم نوده فراهانی رییس اتاق اصناف ایران:«از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است»
رییس سازمان بازرسی:«یک نفر ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه کشور را برداشته و فرار کرده و ۲۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی ۹۴ میلیارد یورو پول نفت کشور را به کشور بازنگردادند»
همچنین در خبرهاست که فردی به نام تاج که احتمال می رود برادر رییس فدراسیون فوتبال کشور باشد پس از خارج کردن صدها میلیون دلار پول به خارج حالا شرط کرده است به جای پول ۸ تا ۱۰ هزار خودرو لوکس وارداتی تحویل دهد. به اینها اضافه کنیم ۵۰۰ میلیارد دلار در امارات مانده را.
از دولت احمدی نژاد تاکنون که بیش از ۲۵ سال می گذرد حداقل ۳ هزار میلیارد دلار پول از کشور غارت شده و به خارج برده شده است. برای آنکه درک بهتری از غارت ثروت ملی مردم ایران داشته باشیم کافی است نظری به مبلغ بودجه امسال کشور بیاندازیم. بودجه کشور ۱۵۵۱۳۳۰۱۷۲۷۵ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار است یعنی بودجه ۳۰ سال کشور در جلوی چشمان قوه مجریه، قوه قضاییه، بازرسی کل کشور، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دهها نهاد نظارتی به غارت رفته است که نشانگر بی خاصیتی و ناکارآمدی این نهادهاست. این ۳ میلیارد دلار منهای حقوق های نجومی، دکل های گمشده، بریز و بپاش ها، و میلیاردها دلار که مسوولین بی خاصیت و همدست دزدها حقوق دریافت کرده اند و با مدیریت خود گند به اقتصاد و سیاست و اخلاق این کشور زده اند، است.
در کشور ما پول هست برای دزدها، نه برای ۹۰ میلیون ایرانی. امروز در جلوی چشم همه مسوولین ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو را به واردات خودروهای لوکس اختصاص داده اند. امروز اگر بازنشسته و کارگر و آحاد مردم بی دارو مانده اند، هر قرص نان بربری به ۵۰ هزارتومان رسیده و حتا آن جوان نظامی پای لانچر که دست و پای خود را از دست داده است باید با حقوق ماهانه ۱۷ میلیون تومان سر کند، به این دلیل واضح هست:
مافیا همه ارکان را در دست دارد. می دزد، فرار می کند، قانون را مسخره می کند، به مردم نوکرم چاکرم می گوید اما دستش تا آرنج در جیب هر ایرانی است.
پول هست اما نه برای ۹۰ میلیون ایرانی بلکه برای ۴ تا ۵ هزار دزد بی پدر و مادر.
متحد شویم، در سندیکاهای کارگری متشکل شده، و یا به بازنشستگان در یکشنبه های اعتراض پیوسته تا دستان این پلیدان را از زندگی خود کوتاه کنیم.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Forwarded from دانش و کارگر
چرا نارضایتی به حرکتی عمومی تبدیل نمی شود؟؟
جامعهی بلاتکلیف و فقدان نیروهای عمل کننده بر فاصلهی جنبش با اکثریت مردم تاثیر گذاشته است.
در بحث دربارهی وضعیت کنونی ایران، بسیار از نارضایتی عمومی، بحران مشروعیت، سرکوب، فقر، تورم، تبعیض و گسترش شکاف طبقاتی سخن گفته میشود. اینها واقعیتهای انکارناپذیر جامعهی امروز ایراناند. اما همین واقعیتها بهتنهایی توضیح نمیدهند که چرا این حجم از نارضایتی به حرکتی عمومی، پایدار و تعیینکننده تبدیل نمیشود؟؟
مسئله فقط این نیست که مردم ناراضیاند یا نه؟؟ مسئله این است که این نارضایتی چگونه، به دست کدام نیروها، با چه سطحی از سازمانیابی و بر پایهی کدام پشتوانهی اجتماعی میتواند به ارادهای جمعی بدل شود؟؟
فاصلهی جنبش با اکثریت مردم را نمیتوان با داوریهای ساده توضیح داد. مردم نه بیدردند، نه الزامن بیتفاوت، و نه از سر رضایت در سکوت ماندهاند. بخش بزرگی از جامعه در وضعیتی از فرسایش، ترس، انتظار و بلاتکلیفی زندگی میکند. زندگی روزمره برای میلیونها نفر به میدان بقا تبدیل شده است: مزدهایی که از هزینههای زندگی عقب ماندهاند، اجارههایی که نفس خانوادهها را میگیرند، درمانی که دشوارتر و گرانتر میشود، آیندهای که برای جوانان بستهتر به نظر میرسد، و سرکوبی که هر حرکت جمعی را با خطر مستقیم روبهرو میکند. در چنین وضعیتی، دعوت کلی به حرکت سیاسی، اگر پشتوانهی سازمانی و اجتماعی نداشته باشد، برای بخش بزرگی از مردم نه امید، بلکه ورود به خطری نامعلوم است.
از همینجا باید مفهوم «فاصله» را دقیقتر فهمید. فاصلهی جنبش با مردم، فاصلهی اخلاقی میان «آگاهان» و «منفعلان» نیست. چنین برداشتی هم نادرست است و هم تحقیرآمیز. این فاصله، شکاف میان نارضایتی اجتماعی و امکان عمل جمعی است.
مردم درد را حس میکنند، اما هنوز نیروهایی را نمیبینند که بتوانند این درد پراکنده را به قدرت اجتماعی سازمانیافته تبدیل کنند. ناراضی بودن یک چیز است؛ اعتماد کردن به یک مسیر جمعی چیز دیگر. جامعه زمانی به حرکت درمیآید که فقط خشم نداشته باشد، بلکه افق، تکیهگاه، سازمان، اعتماد و احساس امکان نیز داشته باشد.
در این میان، شکاف طبقاتی نقشی تعیینکننده دارد. شکاف طبقاتی فقط به معنای فاصلهی درآمدها نیست؛ به معنای جدایی تجربهها، زبانها، ترسها و افقها نیز هست. بحران برای همهی گروههای اجتماعی یک معنا ندارد. برای بخشی از جامعه، بحران به معنای افت سرمایه، بیثباتی بازار یا کاهش سطح مصرف است؛ برای لایههای وسیعتری از مردم، بحران یعنی حذف تدریجی نیازهای پایهای از زندگی: غذای کافی، درمان، مسکن، آموزش، امنیت شغلی و امکان ساختن آینده. وقتی تجربهی طبقاتی چنین گسسته میشود، زبان سیاسی نیز اگر با این تجربهها پیوند نخورد، در سطح نیروهای فعال، روشنفکران، دانشجویان یا لایههای محدود شهری باقی میماند.
🌸🌹🌷🌺❤️🌴🌼🌾🍀💐🐦🔥
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
جامعهی بلاتکلیف و فقدان نیروهای عمل کننده بر فاصلهی جنبش با اکثریت مردم تاثیر گذاشته است.
در بحث دربارهی وضعیت کنونی ایران، بسیار از نارضایتی عمومی، بحران مشروعیت، سرکوب، فقر، تورم، تبعیض و گسترش شکاف طبقاتی سخن گفته میشود. اینها واقعیتهای انکارناپذیر جامعهی امروز ایراناند. اما همین واقعیتها بهتنهایی توضیح نمیدهند که چرا این حجم از نارضایتی به حرکتی عمومی، پایدار و تعیینکننده تبدیل نمیشود؟؟
مسئله فقط این نیست که مردم ناراضیاند یا نه؟؟ مسئله این است که این نارضایتی چگونه، به دست کدام نیروها، با چه سطحی از سازمانیابی و بر پایهی کدام پشتوانهی اجتماعی میتواند به ارادهای جمعی بدل شود؟؟
فاصلهی جنبش با اکثریت مردم را نمیتوان با داوریهای ساده توضیح داد. مردم نه بیدردند، نه الزامن بیتفاوت، و نه از سر رضایت در سکوت ماندهاند. بخش بزرگی از جامعه در وضعیتی از فرسایش، ترس، انتظار و بلاتکلیفی زندگی میکند. زندگی روزمره برای میلیونها نفر به میدان بقا تبدیل شده است: مزدهایی که از هزینههای زندگی عقب ماندهاند، اجارههایی که نفس خانوادهها را میگیرند، درمانی که دشوارتر و گرانتر میشود، آیندهای که برای جوانان بستهتر به نظر میرسد، و سرکوبی که هر حرکت جمعی را با خطر مستقیم روبهرو میکند. در چنین وضعیتی، دعوت کلی به حرکت سیاسی، اگر پشتوانهی سازمانی و اجتماعی نداشته باشد، برای بخش بزرگی از مردم نه امید، بلکه ورود به خطری نامعلوم است.
از همینجا باید مفهوم «فاصله» را دقیقتر فهمید. فاصلهی جنبش با مردم، فاصلهی اخلاقی میان «آگاهان» و «منفعلان» نیست. چنین برداشتی هم نادرست است و هم تحقیرآمیز. این فاصله، شکاف میان نارضایتی اجتماعی و امکان عمل جمعی است.
مردم درد را حس میکنند، اما هنوز نیروهایی را نمیبینند که بتوانند این درد پراکنده را به قدرت اجتماعی سازمانیافته تبدیل کنند. ناراضی بودن یک چیز است؛ اعتماد کردن به یک مسیر جمعی چیز دیگر. جامعه زمانی به حرکت درمیآید که فقط خشم نداشته باشد، بلکه افق، تکیهگاه، سازمان، اعتماد و احساس امکان نیز داشته باشد.
در این میان، شکاف طبقاتی نقشی تعیینکننده دارد. شکاف طبقاتی فقط به معنای فاصلهی درآمدها نیست؛ به معنای جدایی تجربهها، زبانها، ترسها و افقها نیز هست. بحران برای همهی گروههای اجتماعی یک معنا ندارد. برای بخشی از جامعه، بحران به معنای افت سرمایه، بیثباتی بازار یا کاهش سطح مصرف است؛ برای لایههای وسیعتری از مردم، بحران یعنی حذف تدریجی نیازهای پایهای از زندگی: غذای کافی، درمان، مسکن، آموزش، امنیت شغلی و امکان ساختن آینده. وقتی تجربهی طبقاتی چنین گسسته میشود، زبان سیاسی نیز اگر با این تجربهها پیوند نخورد، در سطح نیروهای فعال، روشنفکران، دانشجویان یا لایههای محدود شهری باقی میماند.
🌸🌹🌷🌺❤️🌴🌼🌾🍀💐🐦🔥
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، جنبش گرسنگان که هر هفته تعداد بیشتری از بازنشستگان را در بر می گیرد این هفته ۱۱ مرداد در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول برگزار شد. تمامی شعارها حول خواست معیشت مناسب، درمان رایگان، آزادی زندانیان و محکوم کردن اعدام دور می زد.
رزمندگان دیروز/ گرسنگان امروز-حداقل حقوق/ برای همه وزیران-درمان رایگان/ حق مسلم ماست-
با این حقوق ناچیز/ میدری زندگی کن-ظلم و ستم فراوان/ ما را کشاند خیابان-اتحاد اتحاد/ علیه ظلم و فساد- جنگ افروزی کافیه/ سفره ما خالیه-سالاری بی عرضه/ استعفا استعفا- نه به اعدام/ نه نه نه.
بازنشستگان در رشت و در اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت، نابرابری، تورم افسار گسیخته، عدم اجرای ماده 54 و 96 قانون تامین اجتماعی، بازداشت کنشگران سیاسی،مدنی،صنفی، اعدام معترضان، بازداشت کارگران و معلمان، جنگ خانمانسوز و ايران سوز ميان آمریکا و حاکميت ولايي، گردهم آمده و کف خیابان را از آن خود کردند و با شعارهای کوبنده، لرزه بر اندام حاکمان سرمايه داری انداختند.و با در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدامِ محبوس در زندان لاکان رشت، انزجار خود از پدیده قرون وسطایی حکم " اعدام" ابراز كرده و خواستار آزادی بى قيد و شرط اين فرزندان ميهن شدند.
بازنشستگان در شوش در مقابل خانه دوم خود بعنوان سهامدار واقعی تجمع اعتراضی برگزار کردند. بحث معوقات و روش اجرای متناسب سازی سال سوم؛ افزایش مزایا و حذف بیمه تکمیلی و اجرای ماده ۵۴ و حذف ماده ۸۹ بوده و نسبت به اعلام مدیرعامل سازمان مبنی بر عدم وجود منابع جهت پرداخت و اجرای این مطالبات معترض بودنداین بازنشستگان عدم پرداخت بدهی دولت و دخالت آن در مدیریت و منابع سازمان با انتصاب مدیران دولتی و فساد در شرکتهای شستا و سازمان طبق تحقیق و تفحص مجلس در سال ۱۴۰۱ و عدم برخورد با مفسدین، را مهمترین دلیل شرایط بحرانی سازمان به غیر از عوامل جنگ کنونی که باعث کاهش بیمه پردازی شده است، دانسته راه نجات سازمان را استقلال سازمان می دانند و از مجلس و دولت خواهان اجرای این حق قانونی و شرعی هستند.
در تبریز بازنشستگان موفق شده اند به وزارت بهداشت بقبولانند که بیماران بازنشسته تامین اجتماعی را اورژانس به بیمارستان های خصوصی نبرد و به یکی از بیمارستانهای ملکی تحویل دهد و اتاقی در بیمارستان های ملکی برای گرفتن وقت اختصاص داده شود تا بازنشستگان سرگردان وقت گرفتن از سایت نشوند.
در قزوین هم بازنشستگان به دیدار مدیرعامل رفته و ایشان گفتند معوقات با حقوق مرداد پرداخت می شود و برای موضوع درمان هم به معاونت ایشان مراجعه کنند. در حقیقت از این دیدارها برای بازنشستگان آبی تاکنون گرم نشده است.
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، جنبش گرسنگان که هر هفته تعداد بیشتری از بازنشستگان را در بر می گیرد این هفته ۱۱ مرداد در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول برگزار شد. تمامی شعارها حول خواست معیشت مناسب، درمان رایگان، آزادی زندانیان و محکوم کردن اعدام دور می زد.
رزمندگان دیروز/ گرسنگان امروز-حداقل حقوق/ برای همه وزیران-درمان رایگان/ حق مسلم ماست-
با این حقوق ناچیز/ میدری زندگی کن-ظلم و ستم فراوان/ ما را کشاند خیابان-اتحاد اتحاد/ علیه ظلم و فساد- جنگ افروزی کافیه/ سفره ما خالیه-سالاری بی عرضه/ استعفا استعفا- نه به اعدام/ نه نه نه.
بازنشستگان در رشت و در اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت، نابرابری، تورم افسار گسیخته، عدم اجرای ماده 54 و 96 قانون تامین اجتماعی، بازداشت کنشگران سیاسی،مدنی،صنفی، اعدام معترضان، بازداشت کارگران و معلمان، جنگ خانمانسوز و ايران سوز ميان آمریکا و حاکميت ولايي، گردهم آمده و کف خیابان را از آن خود کردند و با شعارهای کوبنده، لرزه بر اندام حاکمان سرمايه داری انداختند.و با در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدامِ محبوس در زندان لاکان رشت، انزجار خود از پدیده قرون وسطایی حکم " اعدام" ابراز كرده و خواستار آزادی بى قيد و شرط اين فرزندان ميهن شدند.
بازنشستگان در شوش در مقابل خانه دوم خود بعنوان سهامدار واقعی تجمع اعتراضی برگزار کردند. بحث معوقات و روش اجرای متناسب سازی سال سوم؛ افزایش مزایا و حذف بیمه تکمیلی و اجرای ماده ۵۴ و حذف ماده ۸۹ بوده و نسبت به اعلام مدیرعامل سازمان مبنی بر عدم وجود منابع جهت پرداخت و اجرای این مطالبات معترض بودنداین بازنشستگان عدم پرداخت بدهی دولت و دخالت آن در مدیریت و منابع سازمان با انتصاب مدیران دولتی و فساد در شرکتهای شستا و سازمان طبق تحقیق و تفحص مجلس در سال ۱۴۰۱ و عدم برخورد با مفسدین، را مهمترین دلیل شرایط بحرانی سازمان به غیر از عوامل جنگ کنونی که باعث کاهش بیمه پردازی شده است، دانسته راه نجات سازمان را استقلال سازمان می دانند و از مجلس و دولت خواهان اجرای این حق قانونی و شرعی هستند.
در تبریز بازنشستگان موفق شده اند به وزارت بهداشت بقبولانند که بیماران بازنشسته تامین اجتماعی را اورژانس به بیمارستان های خصوصی نبرد و به یکی از بیمارستانهای ملکی تحویل دهد و اتاقی در بیمارستان های ملکی برای گرفتن وقت اختصاص داده شود تا بازنشستگان سرگردان وقت گرفتن از سایت نشوند.
در قزوین هم بازنشستگان به دیدار مدیرعامل رفته و ایشان گفتند معوقات با حقوق مرداد پرداخت می شود و برای موضوع درمان هم به معاونت ایشان مراجعه کنند. در حقیقت از این دیدارها برای بازنشستگان آبی تاکنون گرم نشده است.
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
دیگ به دیگ میگه روت سیاه!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، علی اکبر عیوضی عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران در مصاحبه ای با عصر خبر خواستار:« شفافسازی همهجانبه درباره عملکرد شستا شد و تأکید کرد این مجموعه باید پاسخگوی جایگاه و انتظارات میلیونها بیمهشده و بازنشسته باشد.»
البته از این اظهارات تند و آتشین باید دید چه کاسه ای زیر نیمه کاسه است و احتمالن کجا کمتر سیبل ایشان چرب شده است.
آقای عیوضی مگر خود شما در مورد عملکرد مالی کانون شفاف سازی می کنید که مدیریت شستا یاد گرفته، شفاف سازی کند؟؟ مگر شما بارها و بارها با پررویی تمام به بازنشستگان تهرانی نگفته اید که:« عملکرد مالی کانون محرمانه است» حالا چطور توقع دارید مافیای شستا شفاف سازی کند؟؟ چرا در این ۴۰ سال یکبار هم خواستار شفاف سازی نشده آید؟؟
شما و هیات مدیره بی عرضه تر از خودتان مگر بازنشستگانی را که خواستار شفافیت عملکرد کانون بودند را به پلیس امنیت و کلانتری بارها معرفی نکردید؟؟
هنوز دیر نشده شما عملکرد مالی کانون بازنشستگان تهران را در گروه تلگرامی شفاف سازی کنید تا دیگران از جمله کانون عالی بازنشستگان هم یاد گرفته شفاف سازی کند تا سراغ شستا هم برویم.
راستی جمع درآمدتان از کانون از عیدی و حق جلسه، شیتیل آتیه سازان چقدر است؟؟
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، علی اکبر عیوضی عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران در مصاحبه ای با عصر خبر خواستار:« شفافسازی همهجانبه درباره عملکرد شستا شد و تأکید کرد این مجموعه باید پاسخگوی جایگاه و انتظارات میلیونها بیمهشده و بازنشسته باشد.»
البته از این اظهارات تند و آتشین باید دید چه کاسه ای زیر نیمه کاسه است و احتمالن کجا کمتر سیبل ایشان چرب شده است.
آقای عیوضی مگر خود شما در مورد عملکرد مالی کانون شفاف سازی می کنید که مدیریت شستا یاد گرفته، شفاف سازی کند؟؟ مگر شما بارها و بارها با پررویی تمام به بازنشستگان تهرانی نگفته اید که:« عملکرد مالی کانون محرمانه است» حالا چطور توقع دارید مافیای شستا شفاف سازی کند؟؟ چرا در این ۴۰ سال یکبار هم خواستار شفاف سازی نشده آید؟؟
شما و هیات مدیره بی عرضه تر از خودتان مگر بازنشستگانی را که خواستار شفافیت عملکرد کانون بودند را به پلیس امنیت و کلانتری بارها معرفی نکردید؟؟
هنوز دیر نشده شما عملکرد مالی کانون بازنشستگان تهران را در گروه تلگرامی شفاف سازی کنید تا دیگران از جمله کانون عالی بازنشستگان هم یاد گرفته شفاف سازی کند تا سراغ شستا هم برویم.
راستی جمع درآمدتان از کانون از عیدی و حق جلسه، شیتیل آتیه سازان چقدر است؟؟
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
«حق جنگ» برای همه زحمتکشان!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، «حق جنگ» یکی از موضوعاتی است که از سوی دولت، وزارت کار و کارفرمایان به عمد به فراموشی سپرده می شود.
«حق جنگ» همچون حق بدی آب و هوا، سختی کار، کار در شرایط سکوهای نفتی صدور نفت و گاز، کار در مقابل کوره های ذوب همچون فولاد و ذوب آهن، حقی است قانونی و باید پرداخت شود.
در ۸ مرداد کارگران معادن وکلینکر سیمان خوزستان برای اولین بار پس از جنگ فعلی موضوع «حق جنگ» را مطرح کردند. کارگرانی که در بحبوحه جنگ چه در صنایع فولاد، پتروشیمی ها، معادن، و همه صنایع دیگر که حاضر به ترک کار نشده و در شرایط مرگ و زندگی به تولید ادامه دادند فارغ از اینکه در کجای ایران و در چه رشته صنعتی و یا حتا اداری کار می کرده است را شامل خواهد شد.
فرق کارگری که هر لحظه در معرض بمباران به وظیفه خود عمل کرده با وزیران و مسوولانی که در جان پناه های بتنی به سر می بردند بی تردید باید لحاظ شود. بسیاری از ادارات تعطیل و یا دور کار شدند اما کارگر فولادی، پتروشیمی، پالایشگاهی و هزاران واحد تولیدی نه تنها تعطیل نشدند بلکه از آنان انتظار می رفت همچون نانوایان که نان مردم را پخت می کردند، بر سر کار باشند و تولید را متوقف نکنند.
همه سربازان، افسران، فرماندهان اضافه پرداخت هایی با نام های مختلفی دریافت داشتند پس چرا کارگران و همه آنهایی که بر سر کار ماندند نباید از «حق جنگ» برخوردار باشند چه نانوا، چه بابابرقی ها، چه کارگران شهرداری ها، چه نفتگران، چه سربازان. دریافت «حق جنگ» یک حق عمومی است و باید پرداخت گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از همه کارگران در واحدهای تولیدی انتظار دارد در مورد دریافت این حق پیشقدم شده و با ارسال درخواست های خود به سندیکا، ما را یاری کنند تا این حق را بگیریم.
از ۲ میلیون دلار تعرفه دریافتی تنگه هرمز باید همه مردم ایران و به ویژه کارگرانی که در پای تولید مانده اند، بهره مند شوند.
ثروت ملی متعلق به همه مردم ایران است. اگر دیپلماسی و یا جنگ با قدرت اعمال می شود بدون پشتیبانی طبقه کارگر و همه مزدبگیران امکان پذیر نخواهد بود.
حق جنگ حقی ملی است و باید رعایت و پرداخت گردد.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، «حق جنگ» یکی از موضوعاتی است که از سوی دولت، وزارت کار و کارفرمایان به عمد به فراموشی سپرده می شود.
«حق جنگ» همچون حق بدی آب و هوا، سختی کار، کار در شرایط سکوهای نفتی صدور نفت و گاز، کار در مقابل کوره های ذوب همچون فولاد و ذوب آهن، حقی است قانونی و باید پرداخت شود.
در ۸ مرداد کارگران معادن وکلینکر سیمان خوزستان برای اولین بار پس از جنگ فعلی موضوع «حق جنگ» را مطرح کردند. کارگرانی که در بحبوحه جنگ چه در صنایع فولاد، پتروشیمی ها، معادن، و همه صنایع دیگر که حاضر به ترک کار نشده و در شرایط مرگ و زندگی به تولید ادامه دادند فارغ از اینکه در کجای ایران و در چه رشته صنعتی و یا حتا اداری کار می کرده است را شامل خواهد شد.
فرق کارگری که هر لحظه در معرض بمباران به وظیفه خود عمل کرده با وزیران و مسوولانی که در جان پناه های بتنی به سر می بردند بی تردید باید لحاظ شود. بسیاری از ادارات تعطیل و یا دور کار شدند اما کارگر فولادی، پتروشیمی، پالایشگاهی و هزاران واحد تولیدی نه تنها تعطیل نشدند بلکه از آنان انتظار می رفت همچون نانوایان که نان مردم را پخت می کردند، بر سر کار باشند و تولید را متوقف نکنند.
همه سربازان، افسران، فرماندهان اضافه پرداخت هایی با نام های مختلفی دریافت داشتند پس چرا کارگران و همه آنهایی که بر سر کار ماندند نباید از «حق جنگ» برخوردار باشند چه نانوا، چه بابابرقی ها، چه کارگران شهرداری ها، چه نفتگران، چه سربازان. دریافت «حق جنگ» یک حق عمومی است و باید پرداخت گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از همه کارگران در واحدهای تولیدی انتظار دارد در مورد دریافت این حق پیشقدم شده و با ارسال درخواست های خود به سندیکا، ما را یاری کنند تا این حق را بگیریم.
از ۲ میلیون دلار تعرفه دریافتی تنگه هرمز باید همه مردم ایران و به ویژه کارگرانی که در پای تولید مانده اند، بهره مند شوند.
ثروت ملی متعلق به همه مردم ایران است. اگر دیپلماسی و یا جنگ با قدرت اعمال می شود بدون پشتیبانی طبقه کارگر و همه مزدبگیران امکان پذیر نخواهد بود.
حق جنگ حقی ملی است و باید رعایت و پرداخت گردد.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
وضعیت در پروژه های نفت و گاز چگونه است؟
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شروع جنگ اول و دوم فرصتی به پیمانکاران پست فطرت داده شد تا می توانند به کارگران ظلم کنند. در هیاهوی بیکاری و بمباران درتمامی پروژه های پارس جنوبی حقوق های از ٢ ماه تا الا ماشااله ماه عقب می افتد. پاداش و عیدی آخر سال کارگران خورده شد. مزایای مصوب وزارت کار از جمله ٨ ساعت کار، سنوات آخر سال، حق مسکن، حق اولاد، اضافه کاری …. داده نشد. بیمه کارگران و استادکاران را بصورت بیمه کارگر ساده رد می کنند و گاه حتا اصلن رد نمی کنند. در قرارداد یکطرفه ای که بین شرکت ها و کارگران بسته می شود کارگر هیچ حقی ندارد. میوه، شیر، و غذای مناسب که در قرارداد شرکت های دست چندم با شرکت مادر پولش را می گیرند، داده نمی شود. پول لباس و لوازم مصرفی ایمنی و رفاهی را از حقوق کارگران کم می کنند. خوابگاههای ٦ نفره را با ١٠ کارگر پر می کنند. در سرویس های بهداشتی مایع دستشویی را با آب قاطی می کنند که منجر به بیماری های عفونی و همه گیر می شود. حمام و سرویس بهداشتی نه تنها به تعداد وجود ندارد بلکه اکثرن شیرهایشان خراب و قابل استفاده نمی باشند. حمام ها و سرویس های بهداشتی گاه فاقد در و با پارچه ای پوشانده می شوند.
بوی فاضلاب در هوای ٥٠ درجه بیداد می کند. گرمازدگی، اسهال و استفراغ، از بیماری های دوره ای و همیشگی پروژه هاست. برای کارگر بیمار آمار غذا رد نمی شود و کارگر رنجور باید گشنه بماند. آبی را به نام چایی به خورد کارگران می دهند. برای نفس تازه کردن و کمی نشستن در هوای ٥٠ درجه کسر کار به شدت اعمال می شود. از سرویس های کولردار که پیمانکار در قرارداد از شرکت مادر پول می گیرد مینی بوس های زهواردر رفته و بدون کولر را جایگزین می کند.
این است شرایط کارگر پروژه ای که کارفرما و شرکت مادر و شرکت نفت برایش بوجود آورده است.
نه بازرسی وزارت کار، نه بازرسی منطقه ویژه و نه بازرسی وزارت نفت به خود زحمت نمی دهند این زیرپا گذاشتن قوانین از سوی پیمانکاران پلشت را پیگیری کنند.
باز هم به کارگران می گوییم در شرایط گرمای طاقت فرسا کار نکنید.
تمامی تخلفات پیمانکاران را به سندیکای کارگری گزارش کنید تا پیمانکاران بدصفت و بدحساب را رسوا کنیم.
کارگران را با مطالب سندیکای کارگری آشنا کنید تا از مطالبات و مبارزات کارگری درک درستی پیدا کنند.
کس نخارد پشت من/ جز ناخن انگشت من
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شروع جنگ اول و دوم فرصتی به پیمانکاران پست فطرت داده شد تا می توانند به کارگران ظلم کنند. در هیاهوی بیکاری و بمباران درتمامی پروژه های پارس جنوبی حقوق های از ٢ ماه تا الا ماشااله ماه عقب می افتد. پاداش و عیدی آخر سال کارگران خورده شد. مزایای مصوب وزارت کار از جمله ٨ ساعت کار، سنوات آخر سال، حق مسکن، حق اولاد، اضافه کاری …. داده نشد. بیمه کارگران و استادکاران را بصورت بیمه کارگر ساده رد می کنند و گاه حتا اصلن رد نمی کنند. در قرارداد یکطرفه ای که بین شرکت ها و کارگران بسته می شود کارگر هیچ حقی ندارد. میوه، شیر، و غذای مناسب که در قرارداد شرکت های دست چندم با شرکت مادر پولش را می گیرند، داده نمی شود. پول لباس و لوازم مصرفی ایمنی و رفاهی را از حقوق کارگران کم می کنند. خوابگاههای ٦ نفره را با ١٠ کارگر پر می کنند. در سرویس های بهداشتی مایع دستشویی را با آب قاطی می کنند که منجر به بیماری های عفونی و همه گیر می شود. حمام و سرویس بهداشتی نه تنها به تعداد وجود ندارد بلکه اکثرن شیرهایشان خراب و قابل استفاده نمی باشند. حمام ها و سرویس های بهداشتی گاه فاقد در و با پارچه ای پوشانده می شوند.
بوی فاضلاب در هوای ٥٠ درجه بیداد می کند. گرمازدگی، اسهال و استفراغ، از بیماری های دوره ای و همیشگی پروژه هاست. برای کارگر بیمار آمار غذا رد نمی شود و کارگر رنجور باید گشنه بماند. آبی را به نام چایی به خورد کارگران می دهند. برای نفس تازه کردن و کمی نشستن در هوای ٥٠ درجه کسر کار به شدت اعمال می شود. از سرویس های کولردار که پیمانکار در قرارداد از شرکت مادر پول می گیرد مینی بوس های زهواردر رفته و بدون کولر را جایگزین می کند.
این است شرایط کارگر پروژه ای که کارفرما و شرکت مادر و شرکت نفت برایش بوجود آورده است.
نه بازرسی وزارت کار، نه بازرسی منطقه ویژه و نه بازرسی وزارت نفت به خود زحمت نمی دهند این زیرپا گذاشتن قوانین از سوی پیمانکاران پلشت را پیگیری کنند.
باز هم به کارگران می گوییم در شرایط گرمای طاقت فرسا کار نکنید.
تمامی تخلفات پیمانکاران را به سندیکای کارگری گزارش کنید تا پیمانکاران بدصفت و بدحساب را رسوا کنیم.
کارگران را با مطالب سندیکای کارگری آشنا کنید تا از مطالبات و مبارزات کارگری درک درستی پیدا کنند.
کس نخارد پشت من/ جز ناخن انگشت من
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
فساد هر روزه، گرسنگی عمومی!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سازمان بازرسی کل کشور از ثبت سالانه نزدیک به ۱۰۰ هزار شکایت و گزارش فساد از طریق سامانه ۱۳۶ خبر داد. یعنی روزانه ۲۷۳ و هر ساعت ۱۲ فساد.
چهارراه پول، قدرت، بی نظارتی، ولنگاری عمدی اقتصادی مهمترین گلوگاه فساد در ایران است.
هیچکس نمی گوید چرا در طول ۲ سال ۱۱ مدیر فروش نفت عوض شده اند، وزیرکار نمی گوید با ۲ تخلف روزانه گزارش شده به او چه کرده است؟؟ چون ۱۹۴۱ مدیر بی عرضه و گوش به فرمان که صلاحیت شان زیر سوال است، در تامین اجتماعی استفاده می شود.
وقتی ۵ هزار میلیارد دلار پول در امارات دپو می شود و به گفته آقای حریره چی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین ۱۵ نفر از افراد مورد اطمینان که باید پول نفت را انتقال دهند فرار کرده اند، سخن می گوید یعنی کشورمان تبدیل به بهشت دزدان شده است و مافیا با همدستی وزارت اقتصاد، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی، به راحتی به دزدی مشغولند و وقفهای در کارشان اتفاق نخواهد افتاد.
این غارت از جیب مردم صورت می گیرد. وقتی نمی شود با ۸ ساعت کار زندگی مناسبی داشت، و یا یک برگ قرص آسپرین از ۲ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان گران می شود.
فقر دست پخت سیستم سرمایه داری نئولیبرال است. وقتی پیمانکاران آزادانه دستمزدهای کارگران را بالا می کشند و کسی و سازمانی جلودارشان نیست، بیمه کارگران رد نمی شود و بازرس در اداره می نشیند، وقتی کارگر دیگر توان مالی برای راه اندازی کولر خانه اش را ندارد و یا اقدام به فروش یخچال های خانه شان می کنند چون گوشت و مرغی نیست که در آن بگذارند. وقتی کالایی گران می شود یعنی اینکه در هر ۵ دقیقه یک دزدی میلیاردی صورت گرفته است.
وقتی معوقات بازنشستگان پرداخت نمی شود و موکول به تامین منابع می گردد یعنی دزدها با همراهی مدیران، تامین اجتماعی را غارت کرده اند.
اینکه کوهی از پول غیب می شود و کسی حرف نمی زند قبل از اینکه نشان از هوشیار بودن دزدها باشد، نشانگر بی در و پیکر بودن سیستم مالی و اقتصادی کشور است.
گرسنگی ما یعنی دزدی هر روزه
راستی در طی یک ساعتی که این مطلب نوشته شده ۱۲ دزدی صورت گرفته است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سازمان بازرسی کل کشور از ثبت سالانه نزدیک به ۱۰۰ هزار شکایت و گزارش فساد از طریق سامانه ۱۳۶ خبر داد. یعنی روزانه ۲۷۳ و هر ساعت ۱۲ فساد.
چهارراه پول، قدرت، بی نظارتی، ولنگاری عمدی اقتصادی مهمترین گلوگاه فساد در ایران است.
هیچکس نمی گوید چرا در طول ۲ سال ۱۱ مدیر فروش نفت عوض شده اند، وزیرکار نمی گوید با ۲ تخلف روزانه گزارش شده به او چه کرده است؟؟ چون ۱۹۴۱ مدیر بی عرضه و گوش به فرمان که صلاحیت شان زیر سوال است، در تامین اجتماعی استفاده می شود.
وقتی ۵ هزار میلیارد دلار پول در امارات دپو می شود و به گفته آقای حریره چی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین ۱۵ نفر از افراد مورد اطمینان که باید پول نفت را انتقال دهند فرار کرده اند، سخن می گوید یعنی کشورمان تبدیل به بهشت دزدان شده است و مافیا با همدستی وزارت اقتصاد، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی، به راحتی به دزدی مشغولند و وقفهای در کارشان اتفاق نخواهد افتاد.
این غارت از جیب مردم صورت می گیرد. وقتی نمی شود با ۸ ساعت کار زندگی مناسبی داشت، و یا یک برگ قرص آسپرین از ۲ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان گران می شود.
فقر دست پخت سیستم سرمایه داری نئولیبرال است. وقتی پیمانکاران آزادانه دستمزدهای کارگران را بالا می کشند و کسی و سازمانی جلودارشان نیست، بیمه کارگران رد نمی شود و بازرس در اداره می نشیند، وقتی کارگر دیگر توان مالی برای راه اندازی کولر خانه اش را ندارد و یا اقدام به فروش یخچال های خانه شان می کنند چون گوشت و مرغی نیست که در آن بگذارند. وقتی کالایی گران می شود یعنی اینکه در هر ۵ دقیقه یک دزدی میلیاردی صورت گرفته است.
وقتی معوقات بازنشستگان پرداخت نمی شود و موکول به تامین منابع می گردد یعنی دزدها با همراهی مدیران، تامین اجتماعی را غارت کرده اند.
اینکه کوهی از پول غیب می شود و کسی حرف نمی زند قبل از اینکه نشان از هوشیار بودن دزدها باشد، نشانگر بی در و پیکر بودن سیستم مالی و اقتصادی کشور است.
گرسنگی ما یعنی دزدی هر روزه
راستی در طی یک ساعتی که این مطلب نوشته شده ۱۲ دزدی صورت گرفته است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
زوایای پنهان فقر در زندگی کارگران!
با تصمیماتی که از سوی دولت در خصوص معیشت و درمان ۹۰ درصد جامعه گرفته می شود و با دور زدن پی در پی قوانین توسط کارفرمایان که با چشم بستن سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار صورت می گیرد، فقری پنهان به جامعه تحمیل شده است.
۱- واگذاری اختیارات بازار به اصناف توسط دولت
این تصمیم در حقیقت بازار را مختار می گرداند تا نرخ اجناس را به میزانی که دلخواهشان است بالا ببرند و ۹۰ درصد جامعه را به سمت فقر رانده تا سود دلخواه را بدست بیاورند. به بازار اجازه فرار مالیاتی می دهند در حالی که همه مزدبگیران هر ماهه مالیات خود را پرداخت می کنند.
۲- ایجاد اعتیاد
اعتیاد به مواد مخدر و روان گردانها، به یکی از معضلات جدی در میان برخی کارگران، به ویژه در مشاغل سخت و طاقت فرسا، تبدیل شده است. فشارهای روانی، ناامیدی و خستگی مفرط، از جمله عواملی هستند که کارگران را به سمت مواد مخدر سوق میدهند. شیوع اعتیاد در میان کارگران ساختمانی و صنایع سنگین، پروژه های نفت و گاز به مراتب بیشتر از سایر اقشار جامعه است. کارفرمایان، نه تنها برنامه ای برای پیشگیری از اعتیاد ندارند، بلکه با اخراج کارگران معتاد، مشکل را به جامعه منتقل می کنند.کارگری که به دام اعتیاد افتاده، نیازمند درمان و حمایت است، نه طرد و تحقیر. باید به کارگران کمک کرد تا به زندگی سالم بازگردند. این، یک مسئولیت اجتماعی و انسانی است که نباید نادیده گرفته شود. در تهران روزانه۳ تن مواد دود می شود که باید پرسید چگونه حمل و توزیع می شود و چه کسانی نفع بر این اعتیاد هستند.
۳- نبود امکان کار و بعد ازدواج
ازدواج کارگری؛ رویایی که سختتر از همیشه شده است. افزایش هزینههای ازدواج و تأمین مسکن، باعث شده بسیاری از جوانان کارگر، ازدواج را به تعویق بیندازند یا آن را به کلی کنار بگذارند. آماده سازی جهیزیه، مراسم عروسی و اجاره خانه، هر یک به تنهایی، صدهامیلیون تومان هزینه دارد که با حقوق ۲۰ میلیون تومانی یک خانواده کارگری، قابل تأمین نیست. سن ازدواج در میان اقشار کمدرآمد، به بالای ۳۵ سال رسیده است. دور شدن از ازدواج، به معنای ناتوانی در تشکیل خانواده که فقری پنهان است که تصمیمات دولت باعث آن است.
۴- نرفتن به تعطیلات
کارگران ایرانی، در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعهیافته، از کمترین میزان تعطیلات و مرخصیهای استحقاقی برخوردار هستند. ساعات کار طولانی، کمبود تعطیلات آخر هفته و نبود مرخصیهای کافی، باعث شده است که کارگران، فرصت کافی برای استراحت، تفریح و رسیدگی به خانواده خود نداشته باشند. این، یعنی استثمار خاموش در پوشش قانون. بر اساس قانون کار، «ساعات کار روزانه کارگران، نباید از ۸ ساعت تجاوز کند» و کارگران، در هر هفته، حداقل یک روز تعطیل دارند. اما در عمل، بسیاری از کارفرمایان، با اضافه کاریهای اجباری و نادیده گرفتن تعطیلات، این قانون را نقض می کنند و کارگران را به خستگی مفرط و فرسودگی شغلی دچار میسازند. تعطیلات آخر هفته و مرخصیهای قانونی، به یک رویای دستنیافتنی برای کارگران تبدیل شده است. این چهره دیگری از فقر است.
۵- هنر، قربانی فقر کارگری
فقر اقتصادی، نه تنها سبد غذایی کارگران را کوچک کرده، بلکه آنها را از دسترسی به هنر و فرهنگ نیز محروم ساخته است. تئاتر، سینما، موسیقی و کتاب، برای بسیاری از خانوادههای کارگری، به کالاهای لوکس و غیرقابل دسترسی تبدیل شدهاند. بهای بلیت سینما به ۱۰۰ هزار تومان و بلیت تئاتر به ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.
بر اساس اصل ۳ قانون اساسی، دولت موظف است زمینههای رشد فرهنگی و هنری را برای تمام اقشار جامعه فراهم کند. اما در عمل، سیاستهای فرهنگی، بیشتر متوجه قشر مرفه جامعه است و کارگران، از این خدمات بیبهرهاند. فقر فرهنگی، اگرچه خاموش، اما عمیقتر از فقر اقتصادی است.
مافیای حاکم بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ این موارد را به جامعه تحمیل می کند تا مردم فرصتی برای اندیشیدن به مصایب تحمیل شده نداشته باشد. منزوی، بی انگیزه، سرخورده باشد تا این نیروی اجتماعی هرگز به صحنه مبارزه با ظلم به میدان نیاید.
یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این زمانه پر نیرنگ
یک کشته به نام به ز صد زنده به ننگ
برای زندگی بهتر و آینده ای روشن برای فرزندانمان دست به ایجاد سندیکاهای کارگری زده و یا به آنان بپیوندیم.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
با تصمیماتی که از سوی دولت در خصوص معیشت و درمان ۹۰ درصد جامعه گرفته می شود و با دور زدن پی در پی قوانین توسط کارفرمایان که با چشم بستن سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار صورت می گیرد، فقری پنهان به جامعه تحمیل شده است.
۱- واگذاری اختیارات بازار به اصناف توسط دولت
این تصمیم در حقیقت بازار را مختار می گرداند تا نرخ اجناس را به میزانی که دلخواهشان است بالا ببرند و ۹۰ درصد جامعه را به سمت فقر رانده تا سود دلخواه را بدست بیاورند. به بازار اجازه فرار مالیاتی می دهند در حالی که همه مزدبگیران هر ماهه مالیات خود را پرداخت می کنند.
۲- ایجاد اعتیاد
اعتیاد به مواد مخدر و روان گردانها، به یکی از معضلات جدی در میان برخی کارگران، به ویژه در مشاغل سخت و طاقت فرسا، تبدیل شده است. فشارهای روانی، ناامیدی و خستگی مفرط، از جمله عواملی هستند که کارگران را به سمت مواد مخدر سوق میدهند. شیوع اعتیاد در میان کارگران ساختمانی و صنایع سنگین، پروژه های نفت و گاز به مراتب بیشتر از سایر اقشار جامعه است. کارفرمایان، نه تنها برنامه ای برای پیشگیری از اعتیاد ندارند، بلکه با اخراج کارگران معتاد، مشکل را به جامعه منتقل می کنند.کارگری که به دام اعتیاد افتاده، نیازمند درمان و حمایت است، نه طرد و تحقیر. باید به کارگران کمک کرد تا به زندگی سالم بازگردند. این، یک مسئولیت اجتماعی و انسانی است که نباید نادیده گرفته شود. در تهران روزانه۳ تن مواد دود می شود که باید پرسید چگونه حمل و توزیع می شود و چه کسانی نفع بر این اعتیاد هستند.
۳- نبود امکان کار و بعد ازدواج
ازدواج کارگری؛ رویایی که سختتر از همیشه شده است. افزایش هزینههای ازدواج و تأمین مسکن، باعث شده بسیاری از جوانان کارگر، ازدواج را به تعویق بیندازند یا آن را به کلی کنار بگذارند. آماده سازی جهیزیه، مراسم عروسی و اجاره خانه، هر یک به تنهایی، صدهامیلیون تومان هزینه دارد که با حقوق ۲۰ میلیون تومانی یک خانواده کارگری، قابل تأمین نیست. سن ازدواج در میان اقشار کمدرآمد، به بالای ۳۵ سال رسیده است. دور شدن از ازدواج، به معنای ناتوانی در تشکیل خانواده که فقری پنهان است که تصمیمات دولت باعث آن است.
۴- نرفتن به تعطیلات
کارگران ایرانی، در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعهیافته، از کمترین میزان تعطیلات و مرخصیهای استحقاقی برخوردار هستند. ساعات کار طولانی، کمبود تعطیلات آخر هفته و نبود مرخصیهای کافی، باعث شده است که کارگران، فرصت کافی برای استراحت، تفریح و رسیدگی به خانواده خود نداشته باشند. این، یعنی استثمار خاموش در پوشش قانون. بر اساس قانون کار، «ساعات کار روزانه کارگران، نباید از ۸ ساعت تجاوز کند» و کارگران، در هر هفته، حداقل یک روز تعطیل دارند. اما در عمل، بسیاری از کارفرمایان، با اضافه کاریهای اجباری و نادیده گرفتن تعطیلات، این قانون را نقض می کنند و کارگران را به خستگی مفرط و فرسودگی شغلی دچار میسازند. تعطیلات آخر هفته و مرخصیهای قانونی، به یک رویای دستنیافتنی برای کارگران تبدیل شده است. این چهره دیگری از فقر است.
۵- هنر، قربانی فقر کارگری
فقر اقتصادی، نه تنها سبد غذایی کارگران را کوچک کرده، بلکه آنها را از دسترسی به هنر و فرهنگ نیز محروم ساخته است. تئاتر، سینما، موسیقی و کتاب، برای بسیاری از خانوادههای کارگری، به کالاهای لوکس و غیرقابل دسترسی تبدیل شدهاند. بهای بلیت سینما به ۱۰۰ هزار تومان و بلیت تئاتر به ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.
بر اساس اصل ۳ قانون اساسی، دولت موظف است زمینههای رشد فرهنگی و هنری را برای تمام اقشار جامعه فراهم کند. اما در عمل، سیاستهای فرهنگی، بیشتر متوجه قشر مرفه جامعه است و کارگران، از این خدمات بیبهرهاند. فقر فرهنگی، اگرچه خاموش، اما عمیقتر از فقر اقتصادی است.
مافیای حاکم بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ این موارد را به جامعه تحمیل می کند تا مردم فرصتی برای اندیشیدن به مصایب تحمیل شده نداشته باشد. منزوی، بی انگیزه، سرخورده باشد تا این نیروی اجتماعی هرگز به صحنه مبارزه با ظلم به میدان نیاید.
یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این زمانه پر نیرنگ
یک کشته به نام به ز صد زنده به ننگ
برای زندگی بهتر و آینده ای روشن برای فرزندانمان دست به ایجاد سندیکاهای کارگری زده و یا به آنان بپیوندیم.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran