کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
یکشنبه های اعتراضی پایدار!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طبق روال همه هفته بازنشستگان تامین اجتماعی امروز ۲۸ تیرماه در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز و شاغلین در چوکای پره سر و ماشین سازی تبریز به میدان مطالبه گری آمدند.
در کارخانه چوکا کارگران که مدیرعامل بی عرضه و بی ادب را از کارخانه بیرون انداخته اند از فروردین حقوق دریافت نکرده و خواستار آمدن ۲۵ همکار اخراجی خود به کارخانه و شفافیت مالی شدند. چوکا جزو کارخانه های تحت مالکیت شستاست و اینگونه است که شستا ضرر می دهد.
کارگران ریخته گری ماشین سازی تبریز هم دو ماه است حقوق نگرفته اند و امروز دست به اعتصاب زدند.
بازنشستگان در رشت در حالی که شعار محوری "نه به اعدام" را سر می‌دادند، با در دست داشتن تصویر زهرا_طبری، زندانی محکوم به اعدام و محبوس در زندان لاکان رشت، خواستار لغو فوری حکم اعدام و آزادی بی‌قید و شرط او شدند و بار دیگر مخالفت صریح خود را با مجازات اعدام و هرگونه سلب حق حیات اعلام کردند.
همچنین، با طنین شعار "معلم زندانی آزاد باید گردد"، تصاویر دو تن از استوارترین چهره‌های جنبش آزادی خواهی و عدالت‌خواهی فرهنگیان ایران،هاشم_خواستار و مسعود_فرهیخته معلمان مبارز، در دستان معترض خود برافراشته نگاه داشتند و آزادی فوری و بی‌قید و شرط آنان، به عنوان مطالبه‌ای ملی و انسانی را فریاد زدند.
حضور امروز مطالبه گران كف خيابان گیلان، تنها یک گردهمایی اعتراضی نبود؛ بلکه تجلی وجدان بیدار جامعه‌ای بود که آزادی، عدالت، کرامت انسانی و حق اعتراض مدنی را حقوقی غیرقابل سلب می‌داند و بر این باور است که هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده‌ی ملت برای دستیابی به آزادی و عدالت را به بند کشد.
در قزوین بازنشستگان در مورد بی عملی کانون عالی و گفتار درمانی های بی خاصیت اسدی ریاست کانون عالی صحبت کردند.
در دزفول بازنشستگان خواستار:بازگرداندن مبلغ ۷۱۶ هزار تومان قدرت خرید حداقل‌ بگیران، افزایش موارد مزایایی شامل حق اولاد، حق معیشت، حق مسکن و حق عائله‌مندی، برقراری مجدد حق عائله‌مندی بازماندگان، پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت همزمان با حقوق تیرماه، اجرای کامل قوانین مربوط به متناسب‌سازی و سایر حقوق قانونی بازنشستگان شدند.
بازنشستگان اهوازی در گرمای بالای ۵۰ درجه و علیرغم وضعیت فاجعه بار جنگی جنوب، فریاد اعتراض علیه فقر، معیشت و درمان اسفبار، فساد ساختاری، تورم و گرانی کمرشکن، سر دادند.
در شوش بازنشستگان که با فرزندان خود در اعتراض به تورم و گرانی، اعتراض به ستم و استثمار، تبعیض و نابرابری، اعتراض به جنگ افروزی، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و نامناسب، اعتراض به فقر و نداری، اعتراض به کالایی شدن درمان، تحصیل و آموزش و رفاه عمومی و با شعارهای:
ظلم و ستم کافیه، سفری ما خالیه/تورم، گرانی، نه به جنگ و ویرانی/ خیابان خیابان سنگر زحمتکشان/سفری بی نان ما، چه می خواهید از جان ما/حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون/ مدعی عدالت تا کی دروغ به ملت/ یخچال بازنشسته خالی تر از گذشته به میدان آمدند.
در تبریز هم در کانون بازنشستگان و هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت. تاکید بر تداوم مطالبه گری و اعتراض بر نارسائی های دارو، درمان، همبستگی با کارگران معترض تبریز و دیگر شهرها از خواسته های آنان بود.
در تهران ضمن دادن شعارهای بازنشستگی حمایت از صیادان جنوب کشور، کارگران فولاد و چوکا داده از از امیر وقاری بازنشسته گیلانی حمایت به عمل آمد. با شعارهای داده شده رو به خیابان تعدادی از مردم هم به بازنشستگان پیوستند.

آنچه این روزها رخ می دهد یک سیاست بی برنامگی کامل است. در حالی که کشور در بحران غوطه‌ور است جز سیاست های خانه خراب کن و گرانی های هر روزه، نبود یک انسجام فکری و سیاسی در میان مسوولان، کشور را به ورطه سقوط کشانده آن هم با شکستن استخوان مزدبگیران با ندادن دستمزدها و بخشنامه های علیه معیشت شان. در حالی که ثروتمندان، کارفرمایان از دادن سهم هزینه های خود به جامعه می گریزند، به آنان در این مسیر از سوی وزیران کمک می شود. از نان گرفته تا دارو و مسکن و بیمه بیکاری از مزدبگیران دریغ می شود.
دزدی های هر روزه از خزانه مردم با نیاوردن ارزهای صادراتی، پیگیر نشدن ۵۰۰ میلیارد دلار ثروت کشور در امارات، گم شدن مرتب پول و بنزین و گازوییل در شرکت نفت و پرداخت پول های افسانه ای به مدیران بی لیاقت و بنیادهای بی خاصیت، نشان از روندی است که کشور را عمدن به سمت فروپاشی می برد.
علیه این سیاست ها زحمتکشان متحد هستند و خیابان را رها نخواهند کرد و یکشنبه های اعتراضی را تداوم خواهند بخشید.

حداقل حقوق برای همه وزیران

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
فراخوان یاری به ایران!

با شروع جنگ تجاوزکارانه برای سومین بار در میهن محنت زده و جان باختن و مجروح شدن هموطنان عزیزمان در جنوب کشور و سایر استان‌ها، نیاز به خون و فرآورده های آن باز هم شدت گرفته است لذا از همه اعضای سندیکا، هواداران، دوستداران سندیکا و همه هم میهننان درخواست داریم به مراکز انتقال خون رفته و اجازه ندهیم کمبود خون جان فرزندان ایران را به خاطر بیاندازد.

با دشمن متجاوز مبارزه می کنیم همانگونه که با ارتجاع داخلی مبارزه هر روزه داریم.

ایران به یاری ما نیاز دارد، یاریش کنیم!

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵

https://t.me/sfelezkar
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا:

زندگی در تابستان داغ بدون کولر آبی/ مردم حتی یخچال‌شان را می‌فروشند
کد خبر : 1816055


زندگی روزمره‌ی مردمان مزدبگیر که روزگاری دست‌شان به دهان‌شان می‌رسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بن‌بست رسیده؛ در این بن‌بست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تاب‌آوری معیشتی مردم» با واقعیت‌ها همخوانی ندارد.....

به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تاب‌آوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانه‌های اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح می‌شوند: مردم تا کجا گرانی‌ها و فشارهای اقتصادی را تاب می‌آورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تاب‌آوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیم‌سازی‌های کلان، در نظر می‌گیرند.

افول سخت طبقه متوسط
براساس داده‌ها و برآوردها، مزدبگیران بخش‌های مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند؛ اما در چند دهه‌ی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوق‌بگیران به طبقه‌ی متوسط تعلق داشتند، طبقه‌ای که طبق تعریف‌های پایه‌ای اقتصاد، دغدغه‌ی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمی‌دهد.اما حقوق‌زدایی‌های دهه‌های اخیر به موازات شوک‌های پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانه‌ی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدوده‌ی شهرهای بزرگ و در محله‌های برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیه‌ها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغه‌ی نان نیز به دغدغه‌ی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا می‌توانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغه‌ها و چالش‌های این‌چنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانه‌ها از اقلام ضروری مردم به حوزه‌هایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایه‌های مختلف چقدر تاب‌آوری معیشتی دارند؟

زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد
براساس آخرین داده‌های رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل، نرخ سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، حدود ۴۲ میلیون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان کارگری، تورم این چند ماه اخیر در دوران جنگ و التهاب، این رقم را به مرز ۷۰ میلیون تومان رسانده است؛ به این معنا که یک خانواده کارگری باید حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد که بتواند فقط نیازهای ساده زندگی از جمله خوراکی‌های ضروری و مسکن حداقلی را تامین کند؛ حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه می‌شویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است.
وقتی مرکز آمار می‌گوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهی‌ست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست.

مشاهدات عینی یک فعال کارگری!
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری
، مشاهدات خود را از زیست دشوار ساکنانِ فلکه پنجم فردیس کرج، جایی که بیشتر ساکنان آن مزدبگیر و کارگر هستند، روایت می‌کند؛ مشاهدات او نشان می‌دهد که در این تابستان داغ، بسیاری از خانواده‌های کارگری حتی پول راه‌اندازی کولر آبی ندارند:

«بلوکی که ما زندگی می‌کنیم، ۱۶ واحد آپارتمان دارد؛ از این ۱۶ واحد، فقط ۹ واحد کولرشان را در این گرما راه انداخته‌اند؛ این خانواده‌ها پول ندارند کولر آبی‌شان را راه بیندازند، پمپ و موتور کولرشان سوخته، خودشان هم بیکارند، بنابراین مجبورند گرما را تحمل کنند…

بقیه مصاحبه در متن بعدی👇👇
ادامه مصاحبه👆👆

جنگ که آمد خیلی از ساکنان این منطقه‌ی کارگرنشین بیکار شدند، یکی باربر بوده، یکی روی موتور کار می‌کرده، یکی کارگر یا آشپز رستوران بوده اما بیشترشان در همین جنگ اخیر بیکار شدند. یکی سال‌ها در یک رستوران کار می‌کرده؛ بعد از جنگ، مواد غذایی به شدت گران شد، رستوران مشتری ندارد، خب واضح است که نیروهایش را از آشپز و تمیزکار گرفته تا پیک، اخراج می‌کند.

در ساختمان ما، واحدهایی هست که دو یا سه خانواده با هم در یک آپارتمان ۷۰ یا ۸۰ متری زندگی می‌کنند؛ ما واحدی داریم که دختر طرف با شوهرش و دو تا بچه‌اش به خاطر اینکه نمی‌توانند اجاره خانه بدهند، آمده‌اند با مادرشان زندگی کنند؛ پسر خانواده هم زنش را طلاق داده و با دو تا بچه آمده سربار خانواده شده، یعنی ده دوازده نفر در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنند؛ خرج تعمیر کولر اینها ۱۰ میلیون تومان می‌شود که هیچ کدام‌شان این پول را ندارند.…

در مناطق کارگرنشین، وضعیت واقعاً اسفبار است؛ شما هرگز یک جایی مثل آق تپه مهرشهر را دیده‌اید؟ همه فقیرند؛ برای نمونه می‌گویم، این روزها فروش یخچال تو این مناطق زیاد شده؛ با طرف صحبت می‌کنی، می‌گوید الان دیگر نیازی به یخچال نداریم، گوشت و مرغ که نمی‌توانیم بخریم؛ نهایت ۱۰ تا تخم مرغ می‌خریم، ۵ تا را امروز می‌خوریم ۵ تا را فردا؛ یخچال‌مان را بفروشیم و پولش را به یک دردی بزنیم…

الان اگر یک خانواده‌ای، حتی یک خانواده متوسط رو به پایین، یک وسیله خانه‌اش بسوزد، نمی‌تواند جایگزین کند؛ ماشین لباسشویی ۲۰۰ میلیون تومان است. کارگری که پول ندارد، کارگری که نزدیک ۲ ماه است بیکار شده، حتی پول خرید یک موتور کولر هم ندارد. در همین شرایط، دولت برای گرانی بیشتر مجوز صادر می‌کند؛ حتی قیمت نان در محلات کارگرنشین ۲ برابر شده؛ قبلاً کرج نان سنگک ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲ هزار تومان. یعنی باید ۶۰ هزار تومان بدهی فقط ۵ تا نان سنگک بخری. وقتی طرف نان خالی نداشته باشد، باید چه کند؟ آیا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمی‌رود؟ اصلاً یک خانواده ۷.۸ نفره که پول ندارد روزی چند نان سنگک بخرد، چطور تاب آوری داشته باشد؟»


هیچ فرمول و داده و عددی، بهتر از این روایت ملموس، رنج‌های خانواده‌های درمانده را به تصویر نمی‌کشد؛ زندگی روزمره‌ی مردمان مزدبگیر که روزگاری دست‌شان به دهان‌شان می‌رسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بن‌بست رسیده؛ در این بن‌بست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تاب‌آوری معیشتی مردم»، یک بحث حاشیه‌ای‌ست، با واقعیت همخوانی ندارد.....

گزارش: نسرین هزاره مقدم

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
6784702974738571008_169071207006230.pdf
1.5 MB
دو‌ماهنامه «امید» نشریه بازنشستگان متحد، سال هفتم، شماره ۳۱، تابستان ۱۴۰۵ بصورت چاپی و مجازی منتشر شد.

در این شماره می خوانیم:
یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود
چرا حمل و نقل عمومی باید رایگان باشد
تکریم برای بازنشسته نان نمی شود
شعر برکت
ما و گرگ ها

«این نشریه ۷ سال بطور مداوم منتشر و میان بازنشستگان در شهرهای مختلف توزیع و خوانده می شود. هیات تحریریه این نشریه همگی از بازنشستگان تهرانی هستند.»

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
برای پیمانکاران بدحساب کار نکنیم!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با وجود فضای جنگی در کشور و کمبود شدید کار، پیمانکاران دغل‌کار فرصت را مناسب دیده و تلاش می کنند به کارگران ظلم کنند.

۱- شرکت استوان تارک بوشهر مستقر در پالایشگاه تهران به پیمانکاری آقای انتظامی دستمزد اسفندماه کارگرانش را پرداخت نکرده است.
در این پروژه وضعیت خوابگاه افتضاح و از دادن قند و چای و مایع دستشویی به کارگران خودداری می شود. همچنین وضعیت لیست بیمه کارگران نامشخص است.

۲- شرکت جهان توسعه در پتروشیمی الماس ماهشهر دستمزد ۷۰ کارگر پروژه ای را که در طول جنگ در اسفندماه برایش کار کرده، بهمن و اسفند را پرداخت نکرده و بیمه کارگران را واریز ننموده و پاسخ تلفن کارگران را نمی دهد. حتا تلفن های مکرر مسوول سندیکای کارگری را هم بی جواب گذاشته است.

این پیمانکاران و شرکت های بدحساب را به دیگر کارگران معرفی کرده تا برادران مان به این محل ها برای کار نروند.
همچنین این پروژه ها و پیمانکاران را تحریم کارگری کرده تا بدون کارگر بمانند یا رفتار خود را قانونی کنند و یا بی کارگر مانده از پروژه ها اخراج شوند.

از کارگران می خواهیم به مدیریت پالایشگاه تهران و پتروشیمی الماس وضعیت را گزارش و به حراست این محل ها هم اطلاع دهند و سپس در وزارت کار و دادگستری شکایتی را تنظیم و به جریان بیاندازند.

بیکار می مانیم اما اجازه حق کشی و ظلم را نمی دهیم.

سندیکای کارگری
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۳۱ تیرماه



https://t.me/sfelezkar
در ستایش کارگران ایران

✍️میلاد تاجیک



گاهی انسان در دلِ ویرانی بهتر می‌فهمد که چه کسانی واقعاً ستونِ این سرزمین‌اند. جنگ که آمد، پل‌ها را زدند، مسیرهای ارتباطی آسیب دیدند و کرکس‌ها و بوزینگان خیال کردند زندگی هم مثل همان سنگ و آهن فرو می‌ریزد. در آن لحظه‌ها، کارگران بودند که بی‌هیاهو و بی‌منت، وارد میدان می‌شدند. در کمتر از پنج روز خط ریلی میانه-زنجان، دوباره راه اندازی شد. این یعنی امید را از زیر آوار بیرون کشیدن، یعنی تداوم جریان زندگی، یعنی گفتنِ روشنِ طبقه‌ی کارگر به تاریخ: ما هستیم، ما می‌سازیم، ما نمی‌گذاریم زندگی متوقف شود.


فقط پل نبود. به چشم خود در نارمک تهران دیدم وقتی خانه‌ای موشک خورد، وقتی خیابان‌های اطراف پر از خاک و آوار شد، وقتی تکه‌های بدن مردمِ ما (بله! تکه‌های بدن مردم ما) بر بستر آسفالت خیابان آرمیده بود، باز هم همین دست‌های زحمتکش بودند که زودتر از همه پاکسازی را شروع کردند و دو ساعت بعد، انگار نه انگار که تن شهر، زخمیِ موشک‌های صهیون شده بود. خیابانِ موشک‌خورده را تمیز کردند، راه را باز کردند، شهر زخمی را پانسمان کردند. اکنون نیز بازسازی فولاد مبارکه اصفهان در حال انجام و بخش‌هایی از آن راه اندازی شده است. همچنین اکنون مسیرِ کنار پل‌های آسیب دیده در جنوب عزیز، آسفالت شده و خودروها دیگر می‌توانند به راحتی و با سرعت عبور کنند. راستی از خودمان پرسیده‌ایم که تکه‌های باقی مانده از گل‌های پر پر میناب را چه کسانی پیدا کرده‌اند؟

آدم می‌ماند که این سرعت و این مسئولیت را با چه کلمه‌ای توصیف کند. این عشق به مردم است. این شرافتِ طبقاتی است.

مهندسان زحمتکش ایران را از یاد نبریم، همان‌هایی که طراح پروژه‌های عمرانی‌ای هستند که همین چند ده سال گذشته، قادر به انجام آن نبودیم. اکنون این عزیزان نیز مشغول به خدمت‌رسانی هستند.

وظیفه داریم از آن‌ها که در روزهای سخت، وقتی همه‌چیز تیره و سنگین می‌شود، در سکوت اما استوار جلو می‌آیند، پیشگام می‌شوند و نمی‌گذارند چراغ زندگی خاموش بماند، تشکر کنیم.

از آن‌ها که با دست‌هایشان خرابی را به سامان تبدیل می‌کنند و با غیرتشان به شهر دوباره نفس می‌دهند تشکر می‌کنیم.

تداوم جریان زندگی، بویژه در شرایط تجاوز به میهن‌مان، مدیون زحمت‌کشان بود. پشتِ همه‌ی این‌ها زحمت‌کشانی هستند که بی‌ادعا کار می‌کنند و عظمتشان در همان بی‌ادعایی‌شان است.

دست همه‌ی شما درد نکند رفقا!
انصافاً گل کاشتید. زندگی‌تان گلستان باد.

سپاس از شما که در سخت‌ترین روزها، امید را از نو می‌سازید و نشان می‌دهید که نیروی واقعیِ زندگی، از دلِ کار و رفاقت و ایستادگی می‌آید❤️🌹❤️

پی‌نوشت: فراموش هم نمی‌کنیم که طبقه‌ی کارگر چه در ایران و چه در جهان باید رها شود، نه تقدیس.


#اندیشکده_مزدک
@mazdakacademy


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
این پیمانکاران را به همه پروژه ای ها معرفی کنید!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شروع جنگ و بیکار شدن کارگران پروژه ای، پیمانکاران نابکاری دستمزدی بسیاری از کارگران را بالا کشیده و حتا پررویی هم می کنند.
۱- پیمانکار حمید سمیعی تبار از شرکت پیشگامان کنگان، پیمانکار داربست در فاز ۱۳ عسلویه که به تازگی در بندرعباس کار گرفته است دستمزد ۱۰ کارگر خود را که آذر و دیماه برایش کار کرده اند را نداده و فعلن مفقود است. هرکسی از او خبری دارد به سندیکای کارگری و یا در گروههای داربست بندان اطلاع رسانی کند تا برادران کارگرمان به حق و حقوق خود برسند. این کارگران حکم جلب گرفته و در پی دستگیری این فرد بی شخصیت هستند.

۲- پیمانکار عزیزاله طالبی از شرکت مانا صنعت در خزائق یزد، دستمزد چند نفر از کارگرانش را نداده و جواب تلفن و پیامک هایشان را هم نمی دهد. این کارگران از بهمن ماه طلبکار دستمزدهایشان هستند. این فرد آن قدر جسارت پیدا کرده که به کارگر می گوید: «برو شکایت کن تا دستمزدها را بدهم»

دوستان کارگر،
پیمانکاران بدحساب را تحریم کارگری کرده نام این افراد را در همه گروههای کارگری پخش کنیم تا همه کارگران این افراد را شناخته و برایشان کار نکنند.

تا ما کار نکنیم هیچ پیچی بسته نخواهد شد، هیچ داربستی سر به آسمان نمی کشد، هیچ خط لوله ای بدون جوشکاری ما پیش نخواهد رفت.
قدر شخصیت کارگری خود را بدانید ارزان کار نکنید.
قبل از رفتن به هر پروژه و کار برای هر پیمانکاری، در موردش تحقیق کنید، از سندیکای کارگری بپرسید و یا در گروههای کارگری پرس و جو کنید.

سفره همه ما یکی است، اگر دزدی به سفره یکی دستبرد بزند به سفره همه کارگران دستبرد زده است.

علیه پیمانکاران نابکار متحد شویم و اجازه سواستفاده و پولدار شدن و پدرسوخته تر شدن را به آنها ندهیم.

سندیکای کارگری فلزکارمکانیک ایران
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
اول مرداد ۱۴۰۵


https://t.me/sfelezkar
در گرمای بیش از ۴۵ درجه کار نکنید!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با وجود گرمای ۵۰ درجه در جنوب؛ تعطیلی برای کارمندان ابلاغ شده اما در مورد کارگران حتا به کاهش ساعت کاری هم منجر نشده است.
دمای هوا در استان‌های جنوبی به بالای ۵۰ درجه سانتی‌گراد رسیده و ادارات دولتی و بانک‌ها با اعلام تعطیلی کارمندان خود را از این شرایط مصون داشته‌اند، ولی کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی همچنان در فضای باز مشغول کار هستند. گزارش‌های میدانی از افزایش موارد گرمازدگی و حتا مرگ کارگران در پالایشگاه‌های جنوب در سالهای گذشته حکایت دارد.
این تبعیض را چگونه می توان توضیح داد؟؟
در حالی کارمندان با دورکاری از گرمای سوزان در امانند، کارگران با حداقل امکانات و بدون کاهش ساعت کار، در معرض گرمازدگی مرگبار قرار دارند. البته این کار در گرمای کشنده شامل همه کارگران در ایران می شود.
چرا نباید حداقل استانداردهای ایمنی در شرایط گرمای شدید و کاهش ساعات کاری در ساعات اوج گرما برای کارگران رعایت شود؟؟
تصمیم دولت برای تعطیلی ادارات و بانک‌ها در روزهای گرم، اگرچه با هدف کاهش مصرف انرژی و حفظ سلامت کارمندان گرفته شده، اما این سوال را ایجاد کرده که چرا این سیاست به همه کارگران بخش‌های عملیاتی تعمیم داده نمی‌شود؟ کارگری که در دمای ۵۰ درجه و در پالایشگاهها، پتروشیمی‌ها، سکوهای صدور نفت کار می‌کند، چه تفاوتی با کارمندی دارد که در اتاقی خنک به دورکاری مشغول است؟
این جاست که گرما؛ آزمونی برای عدالت اجتماعی تلقی می شود.
در شرایطی که دمای هوا در استان‌های جنوبی رکوردهای تاریخی را ثبت می‌کند، اصرار بر ادامه کار در فضای باز بدون ارائه امکانات اولیه، نه تنها به سلامت کارگران آسیب می‌زند، بلکه ادامه این روند، به افزایش حوادث ناشی از کار و فرسایش نیروی کار خواهد انجامید.

به همه کارگران توصیه می کنیم:
۱- در گرمای بیش از ۴۵ درجه کار نکنند
۲- بدون سایبان در محیط باز کار نکنید
۳- کارفرما موظف است نوشیدنی های چون لیموناد در اختیار کارگران بگذارد
۴- از خوردن غذای مانده خودداری کنید
۵- بعد از هر ۲ ساعت کار نیم ساعت استراحت کنید

کار همیشه هست اما نباید به نابودی جسم کارگران منجر شود.

اول سلامتی دوم ایمنی سپس کار


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🔨🌹🔧🍃🍀
کارگران امروز و هر روز در آتش جان می‌سپارند!

هنوز دستورالعمل خاصی برای شرایط بد آب وهوایی و تعیین میزان دمای منجر به تعطیلی صراحتا در قانون کار وجود ندارد؛ جز این که بارها تاکید شده که کار کردن در یک محیط با دمای بالای ۵۰ درجه می‌تواند آسیب‌رسان باشد.
👈قانون کار در این خصوص سکوت کرده است و تنها در سه ماده ۸۵، ۹۱ و ۹۳ این قانون، تامین حفاظت و سلامت و بهداشت کارگران در محیط کار بر عهده کارفرمایان گذاشته شده است.

کارشناسان ایمنی و بهداشت کار معتقدند در شرایط خلا قانونی تنها می‌توان با کنترل و کاهش ساعات کار، توقف فعالیت در ساعات تشدید گرما، استفاده از لباس‌های مخصوص و آموزش کارگران برای جلوگیری از گرمازدگی، از سلامت آنان حفاظت کرد.

کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (
https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در تهران ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در اهواز ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در کرمانشاه ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در رشت ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در شوش ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع هفتگی بازنشستگان در دزفول ۴ مردادماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه اعتراض/ علیه ظلم و بیداد!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این هفته هم چون روال هفته های گذشته بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، کرمانشاه، اهواز، تبریز، دزفول به خیابان آمدند. دما در شهرهای جنوب کشور از ۵۵ درجه بیشتر است و در تهران و تبریز و رشت و قزوین هم بیش از ۴۰ درجه بود اما همانگونه که سالهاست بازنشستگان فریاد می زنند:«نه گرما نه سرما/ نیست جلودارمان»
در تهران بازنشستگان با شعارهای:«با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن-گران کردن بنزین/ فرمان قتل مردم-آی کانون بی‌عرضه/ استعفا، استعفا-آزادی، عدالت/ اینست شعار ملت-همبستگی، اتحاد/پایان ظلم و بیداد-گرانی، اختلاس/ این اقتصاد شماس-ارزهای صادراتی/ به کشور باید برگردد-بدهی های دولت/ پرداخت باید گردد-درمان رایگان/ حق مسلم ماست-مسکن مناسب/ حق مسلم ماست-کنترل نرخ ارز/ حق مسلم ماست-گرانی بی علت/ شلیک بسوی ملت»
در رشت فرزندان به پاخاسته همراه با سایر شهرها و استانها، با شعار توفنده "معلم زندانی، کارگر زندانی ،معترض زندانی آزاد باید گردد" در کنار شعار محوری "تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان" ؛ لرزه بر اندام حاکمان سرمايه داری انداخته و با در دست داشتن تصویر زهرا طبری، زندانی سیاسی محکوم به اعدام محبوس در زندان لاکان و تصاویر معلمان مبارز و آزادیخواه دربند، هاشم خواستار و مسعود فرهیخته ؛خشم و انزجار خود را بر سر فرومایگان سرسپرده، فریاد زده و خواستار آزادی بى قيد و شرط آنها و سایر زندانیان سیاسی‌ در بند شدند.
در قزوین پلیس سیاسی بازنشستگان را مجبور کرد پیش معاون مدیرکل تامین اجتماعی شهر رفته و بازنشستگان از نبود داروی کافی و وضعیت غیرطبیعی درمانگاهها و چرایی نپرداختن مبالغ افزایش یافته حقوق ها و اضافه نشدن مزایا صحبت کردند که معاون فقط اظهار داشت:« درست خواهد شد»
در شوش بازنشستگان گفتند:ما همان دستانی هستیم که چرخ‌های تولید را به حرکت درآورند؛ همان‌هایی که ثروت این جامعه را خلق کردند. اما از ما می‌خواهند به «زندگی معمولی» قانع باشیم، در حالی که حاصل کار ما، در خدمت رفاه و آسایش اقلیتی ناچیز قرار می گیرد. ما به فقر، تبعیض و محرومیت «نه» می‌گوییم. مطالبه ما روشن است: زندگی‌ای شایسته، همراه با حقوقی عادلانه، برابری، آزادی، رفاه، امنیت، مسکن مناسب، آموزش، درمان باکیفیت و آینده‌ای مطمئن. این‌ها خواسته‌های غیرمنطقی نیستند؛ این‌ها حقوق اولیه هر انسانی هستند. ما تولیدکنندگان ثروت جامعه‌ایم؛ شایسته بهترین‌ها هستیم، نه حداقل‌ها.
در کرمانشاه بازنشستگان نه تنها از صلح بلکه حقوق های فقیرانه، گرانی های روزافزون و لی قانونی و فساد مسلط بر دستگاههای دولتی سخن گفتند و خواستار لغو اعدام فرزندانی شدند که تربیت شده این نظام هستند و اعدام را شایسته فاسدانی که جامعه را به این روز انداخته اند، شدند.
در اهواز و دزفول بازنشستگان ضمن تاکید بر مطالبات چندسال گذشته، خواستار توجه دولت و مجلس به خواسته‌های قانونی خود شدند. آن‌ها نادیده گرفتن حقوق قانونی خود را عامل حضور در میدان مطالبه‌گری در گرمای شدید دانسته و اعلام کردند: بعد از چندین سال جلسه، مکاتبه، پیگیری و مطالبه‌گری حتی حضور در کف خیابان طبق ماده ۲۷ قانون اساسی، گوش شنوایی برای شنیدن صدایمان پیدا نکرده‌ایم. استقلال سازمان تامین اجتماعی و عدم دخالت دولت در مدیریت و سرمایه آن و پرداخت بدهی‌های سازمان و همچنین عدم تصویب تکالیف جدید برای این صندوق، یکی از مهم‌ترین مطالبات بازنشستگان است؛ ضمن اینکه اجرای مواد ۹۶ و ۵۴ قانون تامین اجتماعی و حذف ماده ۸۹، اجرای ماده ۶۹ برای بازنشستگان همکار و غیرهمکار، اصلاح احکام متناسب‌سازی، افزایش مزایا و برقراری مزایا برای بازماندگان، از دیگر خواسته‌های آنان است. بازنشستگان می‌گویند «مستمری شایسته و درمان رایگان نداریم».
در تبریز بازنشستگان در دو گروه جداگانه یک عده در مقابل تامین اجتماعی و عده ای هم برای اعتراض به کانون بازنشستگان شهر رفتند. بازنشستگان تصمیم گرفتند با گفتگو هر دو گروه یکی شده:«فریادها را بلندتر کرده وگرنه تشکل‌های زرد و دولت فرموده مثل خانه کارگر آبی برای ما گرم نخواهند کرد»،قرار شد خبرنگارها دعوت شوند در مورد جوابگو کردن هیات مدیره کانون و بازرسان.

بی تردید جنبش بازنشستگان تا برپایی صلح، حقوق های شایسته یک زندگی انسانی، و بازگشت فرزندان از زندان به آغوش خانواده از پا نخواهند نشست.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا


کارگران در دمای ۵۰ درجه مشغول کارند!/ فاجعه‌ی مرگبار سال‌های گذشته تکرار نشود
کد خبر : 1817963


یک فعال کارگری گفت: با وجود اینکه در دمای نزدیک به ۵۰ درجه سانتی‌گراد، تعطیلی ادارات و دورکاری برای کارمندان ابلاغ شده، این تصمیم درباره کارگران حتی به کاهش ساعت کاری نیز منجر نشده است.

مازیار گیلانی‌نژاد، فعال کارگری،
با اشاره به تداوم گرمای شدید در استان‌های جنوبی کشور، به خبرنگار ایلنا گفت: با وجود اینکه در دمای نزدیک به ۵۰ درجه سانتی‌گراد، تعطیلی ادارات و دورکاری برای کارمندان ابلاغ شده، این تصمیم درباره کارگران حتی به کاهش ساعت کاری نیز منجر نشده است.

این فعال کارگری افزود: دمای هوا در استان‌های جنوبی به بیش از ۵۰ درجه سانتی‌گراد رسیده و در حالی که ادارات دولتی و بانک‌ها با تعطیلی یا دورکاری از سلامت کارمندان محافظت می‌کنند، کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی همچنان در فضای باز به فعالیت مشغول هستند.

وی ادامه داد: گزارش‌های میدانی از افزایش موارد گرمازدگی و حتی مرگ کارگران در پالایشگاه‌های جنوب طی سال‌های گذشته حکایت دارد؛ بدون تردید این وضعیت، مصداق تبعیض میان کارگران و کارمندان است.

گیلانی‌نژاد اظهار کرد: در حالی که کارمندان با دورکاری از گرمای سوزان در امان هستند، کارگران با حداقل امکانات و بدون کاهش ساعت کار، در معرض گرمازدگی مرگبار قرار دارند؛ متاسفانه این شرایط تنها محدود به صنایع نفت و گاز نیست، بلکه بسیاری از کارگران در سراسر کشور با آن مواجه هستند.

وی تأکید کرد: رعایت حداقل استانداردهای ایمنی در شرایط گرمای شدید، از جمله کاهش ساعات کاری در زمان اوج گرما، ضرورتی انکارناپذیر است. تصمیم دولت برای تعطیلی ادارات و بانک‌ها با هدف حفظ سلامت کارمندان، این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا چنین سیاستی برای کارگران بخش‌های عملیاتی اجرا نمی‌شود.

وی گفت: کارگری که در دمای ۵۰ درجه سانتی‌گراد در پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و سکوهای صدور نفت فعالیت می‌کند، نباید از حمایت‌های ایمنی و بهداشتی کمتری نسبت به کارمندی که در محیطی خنک به دورکاری مشغول است، برخوردار باشد.

گیلانی‌نژاد افزود: گرمای شدید امروز به آزمونی برای عدالت اجتماعی تبدیل شده است. در شرایطی که دمای هوا در استان‌های جنوبی رکوردهای تاریخی را ثبت می‌کند، اصرار بر ادامه کار در فضای باز، بدون تأمین امکانات اولیه، علاوه بر تهدید سلامت کارگران، موجب افزایش حوادث ناشی از کار و فرسایش نیروی انسانی خواهد شد.

این فعال کارگری در پایان به کارگران توصیه کرد در دمای بالاتر از ۴۵ درجه سانتی‌گراد از کار در فضای باز خودداری کنند، بدون سایبان فعالیت نداشته باشند، از کارفرمایان تأمین نوشیدنی‌های مناسب را مطالبه کنند، از مصرف غذای مانده بپرهیزند و پس از هر دو ساعت کار، نیم ساعت استراحت داشته باشند.

گیلانی‌نژاد تأکید کرد: کار همیشه وجود دارد، اما نباید به بهای نابودی جسم کارگران تمام شود؛ سلامت و ایمنی، همواره بر کار مقدم است.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه اعتراض در قزوین!

امروز یکشنبه ۱۴۰۵/۵/۴ ما تعدادی از بازنشستگان تامین اجتماعی قزوین طبق روال هفته های گذشته از ساعت ۱۰/۵جهت اعتراض به عدم پرداخت معوقه های فروردین واردیبهشت و اجرایی نشدن ماده ۵۴ که مربوط به درمان و ماده۹۶ که مربوط به تورم و دخل و خرج ما بازنشستگان است جمع شدیم.
متاسفانه تیم نیروهای امنیت که برای محافظت از ما آمده بود(طبق ماده ۲۷ قانون اساسی)بیشتراز ما معترضین بودند.بنا به پیشنهاد مسئول امنیتی ؛تعداد چهار نفراز ما بعنوان نماینده بازنشستگان به دیدار معاون محترم مدیر کل تامین اجتماعی رفتیم.
جناب معاون فرمودند در شرایط حاضر که کارگاه ها و کارخانجات با کمترین تولید مواجهند سازمان با کمبود بودجه مواجه شده؛ آقای معاون فراموش کردند که ما بازنشسته ایم و در اوج تولیدشرکت ؛ ما حق بیمه خود که سی درصداز کل درآمدمان بوده پرداخت کردیم که سازمان تامین اجتماعی در جایی سرمایه گذاری کند و امروز از سود سپرده های ما بما خدمات و حقوق پرداخت کند.اینکه امروز کارخانجات با حداقل تولید سرپا هستند مربوط به آینده پرسنلی ست که الان یعنی امروز دارد حق بیمه پرداخت میکند.نه من.!!!

دوستان نماینده از کمبود دارو و از نابرابری حقوق و تورم ؛وهمچنین از اجرا نشدن کامل متناسب سازی حرف زدند و در نهایت معاونت محترم قول داد نظرات مارا به مرکز انعکاس دهد.

با احترام گروهی از بازنشستگان مطالبه گر شهرستان قزوین


https://t.me/sfelezkar
مصاحبه محمدرضا قربانی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا

بازنشستگان دیگر رمق ندارند/ نگرانی فرودستان از گرانی بنزین
کد خبر : 1819145

امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که نه به امید بهبود قطعی اوضاع، بلکه از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع می‌کنند، چیزی شبیه یک امید بی‌سرانجام است.


به گزارش خبرنگار ایلنا، وقتی از پله‌ها بالا می‌آیند، در این گرمای سختِ چهارم مردادِ تهران، نفس نفس می‌زنند؛ معلوم است جانی برایشان نمانده؛ «این بازنشستگان» دیگر رمق ندارند…
یکشنبه چهارم مرداد، چند نفر از بازنشستگان تامین اجتماعی بعد از تجمع مقابل سازمان تامین اجتماعی به خبرگزاری آمدند؛ این بازنشستگان می‌گویند «هفته ها، ماه‌ها و سال‌ها، بدون وقفه، در گرما و سرما، زیر باران و در آلودگی هوا، اعتراض کردیم، مطالبه‌گری هیچ زمان تعطیل نشد اما هرگز گوش شنوایی نیافتیم. مجموعه‌ی حاکمیت آیا اصلاً فکر می‌کند بازنشسته با حقوق ۱۸ یا ۲۰ میلیون تومانی، چطور باید زندگی کند؟ چرا هرچه قول می‌دهند، وعده‌ی پا درهوا و توخالی‌ست؟ از اینهمه ثروت و سرمایه در این مملکتِ درندشت، بی‌پولی و اعتراض کف خیابان، سهم ما بازنشسته‌ها شده. ما بازنشسته‌ای داریم که سرطان دارد و شیمی درمانی می‌کند اما بازهم هر هفته برای تجمع مقابل تامین اجتماعی می‌آید. آخر کمی از این ثروت‌ها را بدهند به صندوق تامین اجتماعی که خرج ۵ میلیون بازنشسته فقیر شود، مگر چه می‌شود؟ چرا به هیچ وعده‌ای عمل نمی‌کنند؟ حقوق ما که امسال به نصف خط فقر هم نرسید، اعتبار کالابرگ را که زیاد نکردند، حالا می‌خواهند بنزین را هم گران کنند، یعنی دوباره یک موج تورمیِ سهمگین…»
اینها فقط بخشی از درد دل‌های این بازنشستگان است؛ این مستمری‌بگیران، سنت مطالبه‌گری و اعتراض را فراموش نکرده‌اند؛ آن‌ها اما مشکلات را ساختاری و فراتر از تعامل دوسویه‌ی خود با صندوق تامین اجتماعی می‌دانند؛ از نگاه این مزدبگیران خسته که مدت‌هاست نشاط جوانی را پشت سر گذاشته‌اند، ثروت‌های ملی به یغما رفته و امروز سهم زحمتکشان، در جیب دیگران است…

روایت یک بازنشسته از دردسرهای کالابرگ
«محمدرضا قربانی» یکی از این بازنشستگان، صحبت کردن در مورد «معیشت» را تکراری و بی‌فایده می‌داند؛ او می‌گوید: فریادهای ما، اعتراض‌های ما و اینهمه سختی و مرارت که در زندگی داریم، برای بالایی‌ها اهمیتی ندارد که اگر داشت، ذره‌ای به وعده‌هایشان عمل می‌کردند.
قربانی نگران آینده است: «اگر این شرایط، این جنگ، ادامه داشته باشد، ما چطور باید زندگی کنیم، مثلاً قرار بود با کالابرگ، مشکلات معیشتی ما را رفع و رجوع کنند؛ قرار بود در تامین کالاهای اساسی مشکل نداشته باشیم، اما نتیجه چه شد؟ وقتی طرح کالابرگ را شروع کردند که تورم صعودی شده بود؛ بعد هم جنگ اتفاق افتاد؛ در عرض چند ماه، ارزش کالابرگ سقوط کرد، چند بار قول دادند مبلغ کالابرگ را دوبرابر می‌کنند؛ اما چه شد؟ به این وعده عمل نکردند که هیچ، حتی محلی برای تامین اعتبار کالابرگ نداشتند…».
این بازنشسته ساکن محله «علایین» در شهرری است؛ آنجا تقریباً همه‌ی فروشگاه‌های کوچکی که با کالابرگ به مردم کالا می‌دادند، در مرز ورشکستگی قرار دادند، دولت خیلی با تاخیر طلب‌های کالابرگ را با این مغازه‌ها تسویه می‌کند. قربانی می‌گوید: «چند تا مغازه در محله‌ی ما بود که با کالابرگ خرید می‌کردیم، دولت با این مغازه‌ها تسویه حساب نکرد و طلب‌هایشان را نداده؛ همه این فروشگاه‌ها در تیرماه اعلام کردند که دیگر از طرح کالابرگ خارج شده‌اند؛ منِ پیرمرد برای خرید با کالابرگ یک میلیون تومانی، مجبور شدم چند خیابان آنورتر بروم که بتوانم یک روغن یک کیلویی و یک بسته شکر بخرم.»
این بازنشسته تاکید می‌کند «اگر اصلاحات سیستمی اتفاق نیفتد، معیشت کامل به فنا می‌رود» و می‌پرسد: «مگر قرار نبود اعتبار کالابرگ دو برابر شود؟ چرا دولت برای همین یک میلیون تومان فعلی هم محل تامین اعتبار درست و حسابی ندارد؟ چرا قبل از تسویه، طلب فروشگاه‌های کالابرگ از دولت، به چند میلیارد می‌رسد؟ چرا طلب‌ها به موقع تسویه نمی‌شود؟»
قربانی اضافه می‌کند: کالابرگِ دولت فقط طبل توخالی بود؛ کلی تبلیغ کردند اما آخرسر هیچ چیز دست ما را نگرفت؛ گویا به این هم راضی نیستند، می‌خواهند بنزین را هم گران کنند، یعنی باز از جیب‌های خالی ما مردم بردارند؛ به خدا مدت‌هاست آرزوی ما «مردم» یک زندگی معمولی‌ست، فقط یک زندگی بسیار معمولی…
بقیه مصاحبه در متن بعدی👇👇