کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
*بازنشستگان محروم تر از همیشه!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شرایط به وجود آمده جنگی، حداقل توقع بازنشستگان تامین اجتماعی از مسوولین و نمایندگان به اصطلاح بازنشستگان در لمکده کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی این بوده و هست که کار روزانه خودشان را در قبال جامعه بازنشستگی انجام دهند نه اینکه به دنبال سر زدن به املاک و مستغلات و کارخانه های خود باشند.
در شرایط کنونی مهمترین موضوعاتی که بازنشستگان درگیر آن هستند:
۱- اطلاع از وضعیت حقوق و مزایا و نحوه پرداخت و زمان پرداخت حقوق در سال جاری
۲- فعال شدن و نظارت به عملکرد بیمارستان ها و درمانگاه های تامین اجتماعی در خصوص پذیرش مطلوب بیماران.

متاسفانه از لمکده کانون عالی بازنشستگان گرفته تا هیات مدیره کانون های بی خاصیت بازنشستگی هیچ صدا و خبری نیست و همگی سکوت مرگ گرفته اند.
البته شاید توقع بازنشستگان از این افراد بی خاصیت و بی عرضه بیش از انتظار باشد، چون پول بی حساب بازنشستگان در دست اینان و نبود نظارت درست بر ‌عملکرد این بی عرضه ها، موجب شده این افراد بیشتر به فکر املاک و کارخانه های خود باشند تا مشکلات بازنشستگان.

*همچنان فکر می کنیم برای به زیر کشیدن این مافیای خیمه زده بر اموال بازنشستگان علاجش یکشنبه های اعتراضی است.*

*بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ فروردین ۱۴۰۵*
*جنگ علیه مردم جهان!*

۳۸ روز از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل علیه سرزمین کهنسال ایران می گذرد. جنگی که نه تنها کودکان، زنان، سالخوردگان را در بر گرفت بلکه تمامی طبقات و اقشار جهان را نیز درگیر کرده است.
این جنگ تنها علیه مردم ایران نیست بلکه علیه مردم حاشیه خلیج‌فارس، خاورمیانه، آسیا و جهان است. هر آجری که صدمه می بیند سود آن به جیب کارتل هایی می رود که سالها برای مردم دنیا و منطقه خلیج فارس نقشه های ضدانسانی جهت تحصیل سود بیشتر کشیده اند.
در حال حاضر این جنگ تجاوزکارانه همه مردم جهان را در دورترین نقاط نیز بی نصیب نگذاشته است بویژه در آمریکا و اسراییل نیز مردم محروم کشته و یا صدمه می بینند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از همه فدراسیون های کارگری به ویژه *فدراسیون جهانی اینداستریال، کنفدراسیون سندیکاهای کارگری ITUC ، فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری WFTU* انتظار دارد علیه این جنگ خانمان‌سوز فعالانه شرکت کنند.

*خواهران و برادران صلح دوست جهان،*
آمریکا نفت و ثروت ایران و منطقه خلیج فارس را می خواهد و اسراییل نیز به دنبال گسترش جغرافیایی خود است. سران این دو کشور جان انسان‌های درگیر جنگ را به بازیچه ای تبدیل کرده اند و متاسفانه هیچ یک از قوانین بین المللی را رعایت نکرده به دنبال سرکردگی جهانی هستند، که دیگر یک قطبی نخواهد بود. از شما تقاضا می کنیم افکار عمومی جهان را بر علیه این آدم کشی و نقض قوانین بین المللی، آگاه کنید.
امروز جهان در مقابل این پرسش قرار گرفته است که: *در مقابل این نقض خشن قوانین بین‌المللی چه واکنشی نشان دهد؟؟ پاسخ هرچه باشد تعیین کننده روابط آینده کشورهای جهان خواهد بود.*

*ما معتقدیم افکار عمومی جهان می تواند این جنگ را پایان بخشد.
صلح، نان زحمتکشان جهان است
جنگ، نان و جان زحمتکشان را می رباید.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مطابق با ۷ آوریل ۲۰۲۶*
*از سنگر تولید تا خط مقدم نبرد،
کارگران پتروشیمی‌های ماهشهر در چه وضعیتی هستند؟*

نبود تمهیدات امنیتی و حمایتی برای نیروی کار، و تداوم این وضعیت و بی‌توجهی به معیشت کارگران در خط مقدم نبرد اقتصادی، می‌تواند منجر به فروپاشی توان مالی خانواده‌هایی شود که حتا در شرایط جنگی نیز چرخ‌های تولید را رها نکرده‌اند.

در روز پانزدهم فروردین‌ماه، آسمان ماهشهر و بندر امام نه با دودِ معمولِ دودکش‌های صنعتی، که با غبارِ سنگین و تلخِ تجاوز و کینه تیره شد. جنگنده‌های متجاوز آمریکایی و اسرائیلی، در ادامه تهاجمات بی‌رحمانه خود، بار دیگر شاهرگ‌های اقتصادی کشور، یعنی صنایع پتروشیمی این شهر را آماج حملات کینه‌توزانه خود قرار دادند. در میانه‌ی این آتش و آهن، متاسفانه ۶ تن از کارگران زحمتکش که سلاحی جز دست‌های پینه‌بسته و اراده‌ای پولادین نداشتند، مظلومانه به شهادت رسیدند و ۱۹ نفر دیگر با تنی مجروح، سندِ زنده‌ی این جنایت کور شدند.

این واقعه‌ی اسفبار، پرده از حقیقتی تلخ و عمیقن طبقاتی برمی‌دارد: در هنگامه بحران و جنگ، این خونِ کارگر است که بهایِ تداومِ حیاتِ اقتصادِ یک ملت را می‌پردازد. کارگران، این مظلوم‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین قشر جامعه، اکنون نه تنها در خط مقدم جبهه نبرد اقتصادی با فقر و تورم می‌جنگند، بلکه سینه‌هایشان سپر بلای موشک‌ها و بمب‌هایی شده است که زیرساخت‌های کشور را نشانه رفته‌اند. آن‌ها در کنار مخازن عظیم و قابل اشتعال می‌ایستند تا چرخِ دنده‌های اقتصاد از حرکت نایستد، اما در معادله‌ی قدرت و ثروت، همواره در انتهای صفِ توجه و برخورداری قرار دارند.

در چنین شرایط خطیری، وظیفه‌ی دولت و حاکمیت سنگین است. وقتی کارگر، در اوج فقدانِ امنیتِ جانی و معیشتی، سنگِ زیرینِ آسیابِ این جنگِ نابرابر است، دولت موظف است تمام‌قد به میدان بیاید. *تامین امنیت حداکثری در محیط‌های کارگری، تضمین پرداختِ کاملِ حقوق و مزایا بدون نیاز به حضور در مناطق با خطر بالا و در نظر گرفتنِ بسته‌های معیشتیِ فوری برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادِ خانواده‌های کارگری، نه یک لطف، که وظیفه دولت است.*
نمی‌توان از کارگری که در نیمه‌ی ماه حتا هزینه‌ی تامین نانِ سفره‌اش را ندارد، انتظار داشت که با شکم گرسنه و در سایه‌ی وحشتِ مرگ، بارِ سنگینِ تاب‌آوریِ اقتصادِ ملی را به تنهایی بر دوش بکشد.

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراضی خواهان صلح!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۲۳ فروردین، بازنشستگان تامین اجتماعی مقاوم گیلانی به نمایندگی از سوی همه بازنشستگان تامین اجتماعی ایران به ویژه هم معترضان همیشگی در شهرهای تهران، اهواز، هفت تپه، قزوین، کرمانشاه، امروز صبح در مقابل اداره‌کل تامین اجتماعی در شهر رشت، تجمع هفتگی و اعتراضی خود را برگزار کردند.
در این تجمع بازنشستگان در مورد تاثیر تبعات جنگ، آتش بس، مذاکره و صلح بر مبارزات و خواسته های خود صحبت کردند. سخنرانان خانم و آقا اعلام کردند:
«در صلح است که می توان جنبش بازنشستگان را گسترش داد و دست مافیا را از ثروت ملی کوتاه نمود. با وضعیت فعلی هیچ ضمانتی برای دریافت حقوق تا دو ماه دیگر نیست. در این شرایط نمایندگان بی عرضه کانون های بازنشستگی خود را به موش مردگی زده و مافیای تامین اجتماعی هم هر کاری به ضرر زحمتکشان است، انجام خواهد داد و پاسخگویی هم نیست. ما نیز مانند مردم تمام دنیا خواهان آرامش، زندگی انسانی، بهداشت و آموزش رایگان و فرصتی برای بزرگ کردن فرزندانمان را خواهانیم.
نئولیبرالیسم حاکم بر جهان و ایران، در جنگ ۱۶۸ فرزند ما را در سر کلاس پر پر می کند و در شرایط عادی نیز فرزندانمان را از سر کلاس ها ربوده سر در سطل زباله می خواهد.
در جنگ و در سایه آتش بسی که نه جنگ است و نه صلح، مبارزات صنفی زحمتکشان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و محدودیت ها هر روز بیشتر خواهد شد. ما خواهان صلح واقعی هستیم آن‌هم در کنار مردم منطقه و همه جهان»

*وقتی نظامیان و نه سیاسیون بر کشور مسلط شوند هم مذاکره شکست خواهد خورد و هم حقوق اجتماعی و صنفی سرکوب خواهد شد.
آری، صلح نان زحمتکشان است
و در جنگ هم نان و هم جان زحمتکشان ربوده می شود.
*

در پایان بخشی از خواسته های بازنشستگان که نوشته شده بود توسط حاضرین امضا و به ریاست اداره کل تامین اجتماعی گیلان داده شد.

*بازنشستگان متحد تهرانی *

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*آیا وزارت کار تعطیل و وزیرکار مرده است؟!؟!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با اینکه یک ماه از مصوبه شورای عالی کار در خصوص افزایش ۶۰ درصدی حداقل حقوق کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی می گذرد، اما هنوز از سوی وزارت کار برای اجرا ابلاغ نگردیده و از تصویب افزایش حق مسکن ۳ میلیون تومانی در هیات دولت و ابلاغ آن هم خبری نیست. قابل توجه اینکه تا پایان فروردین و گرفتن اولین حقوق کارگران ۷ روز بیشتر باقی نمانده است.
این در حالیست که احکام حقوقی جدید کارمندان و بازنشستگان دولت، از سوی دولت ابلاغ گردیده آن هم در شرایطی که کارمندان عمومن در زمان جنگ تعطیل و یا دورکاری می کردند در حالی که کارگران بدون یک روز تعطیلی در روز های جنگ و زیر بمباران شدید دشمن نه تنها تولید را تعطیل نکردند بلکه برای مراکز تولیدی آسیب دیده، پای کار ماندند و مانده اند.
برای کارگران ابلاغ این مصوبه به این دلیل مهم و حیاتی است که در فروردین ماه بیشتر کارگران قراردادهایشان تمدید و یا بسته می شود. این ابلاغ نکردن باعث سردرگمی کارگران و کارفرمایان گشته است.
در شرایطی که گرانی های هر روزه و وضعیت کم سابقه بد معیشتی و درمانی دیوانه وار روند صعودی داشته‌است.
این بی توجهی به ابلاغ نکردن مصوبه حقیرانه ۶۰ درصدی افزایش حداقل حقوق را جز بی اهمیت بودن وضعیت طبقه کارگر برای وزیرکار چه می توان نامید؟؟

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ فروردین ۱۴۰۵*
*کارگران یا پیمانکاران!؟؟*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در بازدیدی که آقای پزشکیان در ۲۴ فروردین از وزارت راه داشتند خانم وزیر اعلام کرد که:«خانم پیمانکاری (دقت کنید) اعلام کرده است تمام ثروت من مال شما» این گفتار با افتخار در شبکه های صداوسیما در اخبار پخش شد.
اینکه چرا حرف های یک خانم پیمانکار که یکی از پیمانکاران است چنین باید بزرگ نمایی شود در حالی که در کارخانه های فولاد، پتروشیمی ها و جای جای ایران کارگران بسیاری مردند ولی بزرگ نمایی نمی شود و به آقای پزشکیان گزارش نمی گردد و در شبکه های مختلف هم بازتاب نمی یابد. آیا جای تعجب ندارد؟؟ چه پیامی می خواهند به جامعه پیمانکاری بدهند؟؟؟ آیا همه پیمانکاران چنین اند؟؟؟
در چند ماه گذشته حداقل فقط در یک تجمع ۵ هزار نفره کارگران ارکان ثالث در شرکت های نفت و گاز و همچنین در همان ماه‌ها تجمعات هفتگی در سکوهای نفتی علیه شرکت های پیمانکاری، این سرطان چنبره زده در استخدام کارگران، از ظلم و دزدی های این شرکت های پیمانکاری بسیار گفتند و سالهاست لایحه حذف شرکت های پیمانکاری در مجلس خاک می خورد و آقای قالیباف رئیس مجلس عاجز از مذاکره با کارگران بوده و هست.
این شرکت های پیمانکاری با دزدیدن دستمزدها، رعایت نکردن قوانین کار و تامین اجتماعی همچنان مورد تنفر کارگران بودند و هستند و خواهند بود. گزارش های بسیاری از سوی کارگران پروژه‌ای از ظلم این پیمانکاران در کانال تلگرامی و سایت رسمی و بین المللی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران درج شده است.
وزیر راه باید از پیمانکاران تمجید کند چون مافیای پیمانکاری او را به وزارت رسانده است.
مردم گول دروغ های این چنینی را نخواهند خورد. خانم وزیر :
این دام بر مرغ دگر نه/ که عنقا را بلند است آشیانه

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۵ فروردین ۱۴۰۵*
*نمایندگان کارگران یا غافل از کارگران!!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در خبرها آمده بود که خانه کارگر، کانون عالی انجمن های صنفی کارگران، کانون عالی شوراهای کار، مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران طی نامه‌ای از سفیر و مردم اسپانیا به خاطر حمایت هایشان در جنگ ۴۰ روزه، سپاسگزاری کردند.
البته این کار مذموم نیست اما این تشکل‌ها نباید به وظیفه اصلی خود هم اهتمام داشته باشند؟؟ چرا در مورد افزایش حقیرانه ۶۰ درصدی حداقل دستمزد هیچ واکنشی نشان ندادند؟؟
در حال حاضر زحمتکشان با مواردی چون کمبود نقدینگی سازمان تامین اجتماعی به دلیل پرداخت نکردن حق بیمه توسط کارفرمایان، ابلاغ نشدن دستمزد ۱۴۰۵ توسط وزارت کار و سردرگمی کارگران برای حقوق فروردین، نپذیرفتن درمانگاه ها و بیمارستان ها کارگران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی، وضعیت بد دارویی و کمبود آن در داروخانه‌ها و مهم تر از همه موج اخراج کارگران و پرداخت نشدن حقوق کارگرانی که در کارخانه‌های آسیب دیده و به ویژه کارگران پروژه‌ای که به اجبار کارگاه هایشان توسط کارفرمایان به اجبار تعطیل شده اند، سکوت اختیار کرده اند.
این نامه به خشم کارگران دامن زده است و خنده‌دار است که تشکل ها وظایف اصلی خود را نادیده گرفته و به جای وزارت خارجه وارد میدان شده اند.
بی دلیل نیست که کارگران به این تشکل‌ها نه تنها اقبالی نشان نمی دهند بلکه این تشکل‌های دولت ساخته را ابزار کارفرمایان می دانند. بی دلیل نیست که سندیکای های کارگری و دیگر تشکل‌های کارگری را سرکوب می کنند تا این افراد میدان دار مسایل کارگری شوند.
از قدیم راست گفته اند که میدان که خالی شد قورباقه کلانتر شهر می شود.

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۶ فروردین ۱۴۰۵*
*قضاوت با شما!*

وقتی ناف بازنشستگان را به ناف ماده ۱۱۱ که متاثر از ماده ۴۱ قانون کار بستند ، فعالان صنفی بازنشستگان به دنبال متناسب‌سازی و حواشی مربوط به مستمری های بازنشستگان هستند.
بارها و بارها گفتیم بازنشستگان یک ملاک برای افزایش مستمری دارند و ان هم ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی است ، اما همواره بخشی از این فعالان و اللخصوص کانون عالی چشم به مصوبه شورای عالی کار بودند ، این همان نتیجه ای بود که از این انتظارات بدست آمد.
حالا علی ماند و حوضش .
مصوبه شورای عالی کار تصویب شد ، اما ابلاغ ان انجام نشد ‌و تا این ابلاغیه از طرف وزیر محترم صادر نگردد ، بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی همچنان بلاتکلیف خواهند ماند .
کارگرانی که در مشاغل مختلف هر ماهه پول بیمه های خودشان را به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کردند ، کارگرانی که بخشی از درآمد کوچک خود را به سازمان دادند ، تا بعد از این همه کار و تلاش در راستای توسعه اقتصادی، زمانی که توانایی ندارند و در ان زمان از این پس انداز ها استفاده کنند ، اکنون باید در انتظار یک ابلاغیه، یک ویرگول و یا یک بهانه ای از همین دست باشند . انگار این جامعه در یک دنیای دیگر زندگی می‌کند و این همه فشارهای اقتصادی بر او بی تاثیر است ‌.
هیچکس به دولت و دولت مردان نمی‌گوید، که آقایان مگر میخواهید به ما بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی صدقه بدهید ، مگر از جیب مبارک خودتان است ، که مستمری های ما را پرداخت می‌کنید، طی سال های متمادی کارگران توانستند، یک سازمان کوچک را به یک سازمان توانمند و پر سرمایه تبدیل کنند ، چرا ؟
برای اینکه در همین شرایط بتوانند به نحو احسن از این سرمایه بهرمند شوند .
بزرگترین بدبیاری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی نداشتن نمایندگان قانونی کارآمد است که از منافع یک جامع با تمام قوا دفاع کنند، در واقع همین کانون های بدون پشتوانه عامل این همه بدبختی ما بازنشستگان هستند ، وگرنه با این همه امکانات میشود ، بازنشستگان اینگونه هم از معیشت و هم از درمان محروم باشند ؟

به این دو ماده توجه بفرمایید و ببینید در کدام یک از دو ماده اشاره شده که معیشت بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی چگونه تعیین و تکلیف میشود.
*ماده ۹۶ *
سازمان مکلف است میزان کلیه مستمریهای بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر‌از سالی یک بار کمتر نباشد. با توجه به افزایش هزینه زندگی با تصویب هیأت وزیران به همان نسبت افزایش دهد.

*ماده ۱۱۱*
مستمری ازکارافتادگی کلی و مستمری بازنشستگی و مجموع مستمری بازماندگان در هر حال نباید از حداقل مزد کارگر عادی کمتر باشد.
پس چرا سازمان تکلیف خود را انجام نمی‌دهد؟

*با سپاس
هادی قاسمی پور
۲۷ فروردین ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*از تعارف کم کن و بر مبلغ افزا!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در روزهای جنگ‌ و بیشتر پس از آتش بس، عکس و فیلم گرفتن و پوشیدن لباس امدادگران، آتش نشانان، کادر درمان به مد روز تبدیل شد، از آقای پزشکیان تا وزیران و افراد مشهور و هم‌زمان سپاسگزاری از این عزیزان را هرچه چرب تر بیان کردند.
پرستاران و کادر درمانی که ششماهه دوم سال گذشته بارها و بارها دست به اعتصاب برای بهبود وضعیت حقوق خود زدند و حتا دستگیری و بازداشت را هم تجربه کردند. اینان معترض حقوق های حقیرانه، نبود کارانه مناسب و مبلغ اضافه کاری بودند که همچنان در صدر بی توجهی قرار دارد.
آتش نشانان سال‌هاست چه در مورد دستمزد، قراردادهای کار و نامتناسب بودن کار خطرناک شان با حقوق دریافتی، معترض بودند و پاسخی نیافتند اما کوهی از سپاسگزاری های خشک و خالی دریافت کردند به ویژه در زمان فاجعه پلاسکو.
پاکبانان محترم و زحمتکش که در روزهای جنگ کاری کردند کارستان، که متاسفانه حقوق هایشان توسط شرکت های پیمانکاری نابکار به یغما می رود.

اگر قرار است تقدیر و سپاسگزاری از این عزیزان و همه زحمتکشان صورت بگیرد باید وضعیت معیشتی و درمانی این فداکاران وطن بهبود یابد و سفره هایشان رونقی گیرد.
سپاسگزاری خشک و خالی دردی از زحمتکشان دوا نخواهد کرد و جا دارد که بگوییم آقایان وزیران:
*از تعارف کم کن و بر مبلغ افزا*

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*دولت امسال چه خوابی برای مزدبگیران و بازنشستگان دیده است؟!*

با آنکه حدود یک ماه از سال ۱۴۰۵ گذشته است، هنوز بخشنامه ی افزایش حقوق سالیانه ی کارگران از سوی دولت ابلاغ نشده است. این امر آیا تعلل ساده ی وزیرکار و تعاون است یا حکایت از بی توجهی دولت به کارگران و تولید کنندگان اصلی کشور دارد؟!
بی توجهی به تورم فزاینده که زندگی بازنشستگان، مزدبگیران و سایر اقشار زحمتکش جامعه را بیش از پیش مچاله کرده و می کند تا به کی می خواهد تداوم پیدا کند؟!
هنوز بوی باروت امریکا از فضای شهر نرفته که توپخانه‌ی سیاست‌های اقتصادی امریکایی، سفره‌ی خالیِ زحمتکشان را هدف گرفته است. پایانِ نبرد نظامی برای فرودستان نه آغازِ آرامش، بلکه شروعِ فازِ جدیدی از شبیخون به سفره خالی مردم است. دولت عملن فرمانِ تقابلِ مستقیم با طبقه‌ی کارگر را امضا کرده است.
مافیای لانه کرده در دولت که حالا وزیر اقتصاد تربیت شده ی دانشگاه شیکاگو را نیز در کنار خود دارد تا کی می خواهد و می تواند، توسط بازی با کلماتی نظیر "واقعی سازی" قیمت ها‌، حذف ارز ترجیحی، آزادی اقتصادی و ... به خانه خرابی اکثریت مردم ایران و پر کردن جیب یک اقلیت محدود ادامه دهد؟! آیا این ادامه ی بمباران مردم توسط دولت‌های آمریکا و اسرائیل جهت از پای در آوردن آنها و پایان مقاومت نیست؟!
اصرار بر آزاد سازی قیمت‌ها و حذف حمایت های پایه ی غذایی، معنایی جز تعرض مداوم به معیشت طبقه کارگر، بازنشستگان، کسبه، تولید کنندگان خرد و دیگر زحمتکشان جامعه ندارد.
اکثریت تولید کننده جامعه اکنون خود را در چنبره محاصره دو جبهه می بینند: نخست. ضربات ویرانگر بمب و موشک جبهه‌ی آمریکایی - صهیونی که زبر ساخت های زیست بوم و ابزار تولیدشان را نابود می سازند. دوم، سیاست‌های اقتصادی موسوم به بازار آزاد، که بقای روزمره شان را تهدید می کنند.
*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران* هشدار می دهد: در این شرایط که جنگ تحمیل شده به میهنمان جان و مال همهٔ ایرانیان را تحت تاثیر قرار داده است، هرگونه سیاست اقتصادی - اجتماعی که مقاومت و تاب آوری مردم را کاهش دهد عملن در خدمت دشمن خارجی بوده، صرفنظر از نیت طراحان و اجرا کنندگان آن محکوم است و کشور را به شکست و ذلت تبعیت از دشمن دچار خواهد کرد.
مزدبگیران تولیدکننده اکنون خود را در محاصره‌ی دوجنبه می‌یابند: نخست، آنگاه که زیر ضرباتِ ویرانگرِ بمب و موشک جبهه‌ی امریکایی-صهیونی، زیرساخت‌های زیست و ابزار تولیدشان به تلی از خاکستر بدل شد، و اکنون که در چنبره‌ی سیاست‌های اقتصادی موسوم به بازار آزاد، بقای روزمره‌شان به قربان‌گاه سرمایه برده می‌شود. متولیان کنونیِ اقتصاد، با افتخار به الگوهای برخاسته از مکاتبِ امریکایی که ریشه در استثمارِ عریان دارند با وزیر اقتصاد تابع مکتب شیکاگو، در حالِ تکمیلِ پروژه‌ای هستند که بخشی از سوغاتی موشک‌ها بود. جراحیِ مدنظرِ آن‌ها، در واقع قطعِ عضوِ معیشتیِ فرودستان برای پیوند زدنِ سودهای کلان به پیکره‌ی سرمایه‌داری است.
*اصرار بر آزادسازی قیمت‌ها و حذفِ حمایت‌های پایه‌ی غذایی، معنایی جز تعرض به معیشت طبقه کارگر و دیگر مزدبگیران ندارد.*

**کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۸ فروردین ۱۴۰۵*
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸

🔸* قوانین خاص*

🔹 ایران دارای موقعیت حساس جغرافیایی (ژئوپلیتیک) است. گذرگاهی است دیرینه بین تمدن شرق و غرب، شمال و جنوب. با تعقیب یک سیاست خارجی خردمندانه و مردمی و از لحاظ علمی سنجیده، حیثیت ایران در منطقه نه بر اساس گزاف گویی های کودکانه و قوم گرایی بلکه براساس استقلال و دمکراسی و یک سیاست خارجی صلح آمیز انسانی و متین که ایران را سکوی تعادل در منطقه کند، برنامه ریزی کرد. تا مورد احترام و نه ترس و اعتماد همسایگان خود شده و آتش افروز منطقه نباشد. نئولیبرالیسم از این وجه جغرافیایی ما در منطقه آگاه است و تلاش دارد موقعیت حساس جغرافیایی ایران را به موضوعی قابل خرید و فروش تبدیل کند و غارتگران ثروت ملی کشورها را با فروش اسلحه به منطقه خاورمیانه وارد کرده تشنج و جنگ افروزی را به کشورهای نفت خیز تحمیل کند.
جنگ ایران عراق، جنگ کویت، حمله به عراق توسط آمریکا، جنگ سوریه، ساخت داعش، جنگ یمن همگی به دلیل موقعیت حساس جغرافیایی خاورمیانه و ایران است. تا پای ایران و کشورهای منطقه همیشه در آتش جنگ بوده و خرید اسلحه تمامی نداشته باشد.


🔹*کانال دانش و کارگر🔹
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک*

🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹
*یکشنبه های اعتراض برای صلح و معیشت!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳۰ فروردین بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای رشت، قزوین، هفت تپه، تهران در اعتراض به وضعیت اسفبار زندگی، در مقابل ادارت کل تامین اجتماعی شهرشان تجمع کردند.
در تهران، بعد از جنگ برای اولین بار تجمعی اعتراضی صورت گرفت.
در قزوین بازنشستگان با دیدن اعضای هیات مدیره کانون شهرشان که به جلسه ای با مدیرکل رفته بودند، در مورد چرایی افزایش نیافتن حقوق ها پرسش کردند که طبق معمول توجیهات همیشگی و دفاع از سازمان را تحویل بازنشستگان دادند.
بازنشستگان شهرستان شوش با حضور در ساختمان تامین اجتماعی، اعتراض خود را نسبت به وضعیت نامناسب معیشتی و تأخیر در ابلاغ مصوبه مزدی شورای‌عالی کار اعلام کردند:«این مصوبه با معاش و زندگیِ میلیون‌ها کارگر و بازنشسته ارتباط داشته و خواستار تسریع در ابلاغ و اجرای آن طبق قانون شدند و گفتند؛ انتظار داشتیم همانگونه که مردم در شرایط جنگی همواره از کیان و خاک میهن دفاع کردند مسئولین ذیربط نیز چاره‌ای برای معیشت آن‌ها بیندیشند. در ابلاغ مصوبه شورای عالی کار تعلل نکنند و بیش از این، آن‌ها را تحت فشار قرار ندهند.»
در رشت بازنشستگان تاکید کردند که:«بازنده اصلی جنگ مردم هستند و به همین دلیل خواهان صلح هستیم. در جنگ است که از وزیر تا وکیل و هر مسوولی پاسخگو نیست مانند ابلاغ نکردن مصوبه افزایش حقیرانه ‌دستمزد که با تورم ۳۰۰ درصدی، فقط ۶۰ درصد افزایش حقوق را با نظر کارفرمایان مصوب کردند. با این وضعیت معلوم نیست حتا در خرداد هم افزایش حقوقی در کار باشد. این بازی روحی روانی با سرنوشت کارگران و بازنشستگان چه معنی دارد جز سواستفاده از فضای جنگی»

وقتی جنگ نمی خواهیم بی دلیل نیست، قرص استامینوفن کدویین ۸ هزار تومانی در عرض یک ماه به ۲۶ هزار تومان افزایش یافت وای به حال دیگر اقلام دارویی. برنج قبل از جنگ کیلویی ۳۵۰ هزار تومان بود امروز به ۵۰۰ هزار تومان رسیده است. تخم مرغ فقط در عرض ۱۰ روز از شانه ای ۲۳۵ هزار تومان به ۴۸۰ هزار تومان رسید.
این جنگی است که در آن فرزندان مزدبگیران کشته می شوند و خانواده هایشان هم با گرسنگی و بی دارویی آرام آرام کشته خواهند شد تا مافیای سرمایه سالار هرچه بیشتر سود ببرند.

*جان ما، ایران ماست. مافیای سرمایه داری این جان را می خواهد بکشد.

بازنشستگان متحد تهرانی
۳۰ فروردین ۱۴۰۵


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا

یک فعال صنفی در گفت‌وگو با ایلنا:

از کارگران پیمانکاری تقدیر کنید/ پیمانکاران هنری ندارند جز مال‌اندوزی!
کد خبر : 1775178
*

*
مازیار گیلانی نژاد گفت: * چرا حرف‌های یک خانم پیمانکار که یکی از پیمانکاران و واسطه‌ها است، این‌چنین بزرگ‌نمایی می‌شود در حالی که در کارخانه‌های فولاد، پتروشیمی‌ها و جای جای ایران کارگران بسیاری جان خود را از دست دادند یا مجروح و بیکار شدند؟ چرا این فداکاری‌ها به رئیس جمهور گزارش نمی‌شود؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، بار جنگ و بحران بر دوش کارگران به خصوص کارگران پیمانکاری و ارکان ثالث است؛ کارگران پیمانکاری نفت و گاز، پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها در نزدیک به چهل روز جنگ، زیر بمباران‌های سنگین دشمن، مردانه پای کار ایستادند و نگذاشتند چرخه صنعت و تولید کشور متوقف شود؛ اما سوال اینجاست که آیا از این نیروهای زحمتکش، آن‌چنان که باید، حمایت و قدردانی می‌شود؟ آیا مسئولان این از خودگذشتگی‌ها را می‌بینند؟

*«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری* در این رابطه به ایلنا می‌گوید: در بازدیدی که آقای پزشکیان رئیس جمهور در ۲۴ فروردین از وزارت راه داشتند خانم وزیر اعلام کرد که «یک خانم پیمانکار اعلام کرده است تمام ثروت من مال شما»؛ این گفتار با افتخار در شبکه‌های صداوسیما و در اخبار پخش شد.

او افزود: چرا حرف‌های یک خانم پیمانکار که یکی از پیمانکاران و واسطه‌ها است، این‌چنین بزرگ‌نمایی می‌شود در حالی که در کارخانه‌های فولاد، پتروشیمی‌ها و جای جای ایران کارگران بسیاری جان خود را از دست دادند یا مجروح و بیکار شدند؟ چرا این فداکاری‌ها به رئیس جمهور گزارش نمی‌شود و در شبکه‌های مختلف بازتاب نمی‌یابد؟ آیا جای تعجب ندارد؟ با این اخبار، چه پیامی می‌خواهند به جامعه پیمانکاری بدهند؟ آیا می‌خواهند بگویند این پیمانکاران هستند که فداکاری می‌کنند و چرخ‌های کشور را می‌گردانند؟!

گیلانی نژاد ادامه داد: در چند ماه گذشته، در یک تجمع ۵ هزار نفره‌ی کارگران ارکان ثالث در شرکت‌های نفت و گاز و همچنین در تجمعات هفتگی در سکوهای نفتی، کارگران علیه شرکت‌های پیمانکاری، این سرطان چنبره زده در استخدام کارگران، بسیار گفتند و ظلم‌ها و دزدی‌های پیمانکاران را برملا کردند اما سالهاست لایحه حذف شرکت‌های پیمانکاری در مجلس خاک می‌خورد و حتی حاضر نشده‌اند با نمایندگان کارگران نشست بگذارند و گفتگو کنند.

این فعال کارگری با بیان اینکه «شرکت‌های پیمانکاری با دزدیدن دستمزدها و با رعایت نکردن قوانین کار و تامین اجتماعی همچنان مورد تنفر کارگران هستند» اضافه کرد: گزارش‌های بسیاری از سوی کارگران پروژه‌ای از ظلم این پیمانکاران بارها و بارها منتشر شده اما هیچ زمان گوش شنوایی نبوده است.

*گیلانی نژاد در پایان گفت: چرا وزیر راه از پیمانکاران تمجید می‌کند؟ نکند این مافیای پیمانکاران است که ایشان را بر صندلی وزارت نشانده است!*

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۳۰ فروردین ۱۴۰۵ *
*بمباران زیرساخت ها ادامه دارد!
*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، حمله مستمر گرانی ها به زیرساخت های زندگی ۹۰ درصد مردم ایران که زیر خط فقر یعنی درآمدی کمتر از ۷۰ میلیون تومان در ماه را دارند، همچنان ادامه دارد.
قیمت برنج در اول جنگ کیلویی ۳۵۰ هزار تومان بود و امروز به ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
تخم مرغ این قوت اکثر مردم ایران در روزهای جنگ شانه ای ۲۳۵ هزار تومان و امروز ۴۸۰ هزار تومان است.
روغن جامد ۵ کیلویی که سال گذشته ۳۸۰ هزار تومان قیمت داشت به لطف بمباران هر روزه گرانی ها به ۲ میلیون تومان رسید که به سختی یافت می شود.
مرغ در روزهای ابتدای جنگ کیلویی ۲۴۰ هزار تومان بود و مردم زحمتکش قادر به خریدش نبودند امروز به ۳۱۵ هزار تومان یعنی افزایشی ۴۵ درصدی رسیده است.
از تن ماهی گرفته تا اقلام دیگر کنسروی به گفته رییس اتحادیه سوپرمارکت داران، گران تر شده اند.
در هفته اخیر نان تافتون دولتی از قرصی ۲ هزار تومان به ۳۸۰۰ تومان رسید تا مردم در خوردن نان هم صرفه جویی کنند.
مترو وسیله ای که زحمتکشان از آن استفاده می کنند قیمت بلیت هایش افزایشی ۳ برابر یافت.
دولت با آزاد سازی قیمت ها، مردم را در مقابل دلار بازان تنها گذاشته تا هرکاری می خواهند با سفره های مردم بکنند.
هرچند هر روز مسوولین ریز و درشت در شوهای تلویزیونی و پر بازدیدهای نمایشی از وفور کالا حرف می زنند، نمی دانند که این وفور به دلیل ازدیاد اجناس نیست بلکه به دلیل بمباران زیرساخت های زندگی توسط سرمایه سالاران و گران کردن هر روزه کالاها و نبود قدرت خرید ۹۰ درصد مردم، رخ داده است.
آقایان مسوولین تصمیمات ضدمردمی شما بیشتر از بمب های دشمن ما را هر روز در مغازه ها و بیمارستان ها از گرسنگی و بی دارویی می کشد.
علاج این درد فقط حضور در *«یکشنبه های اعتراضی» * است و بس.

*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
اول اردیبهشت ۱۴۰۵*
*چرا پرداخت به موقع حقوق بازنشستگان مهم است؟!؟*

حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی در فروردین ماه ۱۴۰۵ تا صبح روز ۲ اردیبهشت پرداختش طول کشید. متاسفانه نه از روسای بی عرضه کانون های بازنشستگی صدایی درآمد و نه از رییس کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی آقای اسدی که مدتی است مفقودالاثر است.
وقتی نوکر باشی بی تردید حق حرف زدن در مورد اجحافات ارباب را نداری،
برای بازنشستگان به موقع پرداخت حقوق فارغ از مشکلات معیشتی و درمانی، به این دلیل ها بسیار مهم است:
۱- اکثر بازنشستگان به دلیل بدهی های که به بانک دارند مجبورند اقساط خود را سر وقت پرداخت کنند وگرنه بابت دیرکرد جریمه خواهند شد.
۲- بازنشستگانی که مستاجر هستند اگر روز آخر هر ماه اجاره خانه را پرداخت نکنند باید شرمنده آقای مالک.
این صدمه به سفره های کوچک بازنشستگان را چه کسانی پاسخگو هستند؟؟
اینها موضوعاتی است که از درک کوچک مغزی چون وزیرکار و رییس سازمان تامین اجتماعی خارج است.
با آنکه وزارت اقتصاد اعلام کرده بود که به بانک ها اعلام شده است برای دیر پرداخت کردن اقساط تسهیلات نباید جریمه اعمال شود. امروز خبرگزاری ایلنا به نقل از عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اعلام کرد:«برخی بانک ها به بخشنامه ابلاغی وزارت اقتصاد برای تعویق سررسید اقساط اعتنایی ندارند»
یعنی بانک ها به ابلاغیه وزیر اقتصاد تره هم خرد نمی کنند و به دنبال سود خود هستند.
یعنی در یک ساز هماهنگ نه تنها حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی دیر پرداخت می شود و از نوکران حلقه به گوش کانون ها و خانه کارگر و اتحادیه پیشکسوتان صدایی در نمی آید.
کشور در دستان مافیای ثروتمندانی است که از وزیر و وکیل تا بانک ها در خدمت سودرسانی و نابودی مزدبگیران را دارند و بس.

*تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم *

*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵*
*بازنشسته ام!*

تهی نشدم از حرف ؛ حرف ها دارم.

بازنشسته ام ؛
پل های شناور جنگ را من ساختم ؛
دستگاه همکارم را بلعید در انتهای شیفت دوم کاری
خرج گلوله ها را من تولیدکردم؛
کاکل خونین برادرم را من نوازش کردم؛
همه چیز را من ساختم.

حال بازنشسته ام ؛
تهی نیستم از حرف؛
پشت فرمان پراید می‌نشینم برای لقمه ای نان
با این وجود،
امید را هجی میکنم برای مسافرانم
و
با هم تاریکی را می رانیم؛
با وجودی که بازنشسته ام.

*(اکبر، بازنشسته ای از خیل بزرگ بازنشستگان) *

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*روایت یک فاجعه، فریاد خاموش
(روایت ویرانی کارگر ایرانی در چنبره جنگ، تحریم و بی‌کفایتی)*

در صفحات خونین تاریخ معاصر ایران، کمتر برهه‌ای را می‌توان یافت که ستون فقرات اقتصاد این سرزمین، یعنی قشر شریف کارگر، تا این حد زیر فشار خردکننده و چندلایه قرار گرفته باشد. امروز، کارگر ایرانی نه تنها قربانی چکمه‌های متجاوزان خارجی و دیوارهای بلند تحریم است، بلکه زیر آوار سنگین سوءمدیریت داخلی، تورمی که ماهیت آن دیگر «اقتصادی» نیست و یک «فاجعه انسانی» است، و نظام تأمین اجتماعی‌ای که به جای تأمین، به تعمیق فلاکت مشغول است، له می‌شود. این نوشتار تنها یک گزارش نیست، بلکه فریاد اعتراضی است بر پیکر نحیف صنعت و غیرت کارگری که در میان نفیر سهمگین بمب‌های اسرائیلی و آمریکایی، و خفگی ناشی از تحریم‌ها جان می‌دهد.

*آتش و آهن؛*
( تجاوز نظامی و بمباران زیرساخت‌های امرار معاش):
تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل و آمریکا به ایران، مرز میان تهدید و فاجعه را درنوردیده است. آن‌ها با هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی، نه صرفاً به دنبال فلج کردن ماشین جنگی یک حکومت، بلکه به دنبال نابودی معیشت یک ملت هستند. بمباران کارخانه‌ها، پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها، بمباران زندگی کارگران است. هنگامی که بمبی بر سقف یک پالایشگاه فرو می‌ریزد، این فقط لوله‌ها و برج‌های تقطیر نیستند که فرو می‌پاشند؛ بلکه امید هزاران کارگری است که ساده‌ترین خواسته‌شان، حق حیات و کار بود. در این میان، کشته شدن غیرنظامیان و کارگرانی که در صف تولید ایستاده‌اند، عمق عجز بشری را در برابر خشونت ماشین جنگی مدرن نشان می‌دهد. کارگران بی‌دفاع، نه سربازند که اسلحه‌ای در دست داشته باشند و نه سیاست‌مداری که در میدان دیپلماسی نقشی ایفا کنند؛ آن‌ها تنها قربانیان خاموش معادلات قدرتی هستند که تصمیم‌گیرندگانش در اتاق‌های دور از دود و آتش نشسته‌اند.

*خفه در انزوا؛*
(زخم ۴۷ سال تحریم بر گردن کار):
تحریم‌های فلج‌کننده جامعه بین‌الملل و آمریکا، امروز دیگر یک «فشار حداکثری» سیاسی نیست، بلکه یک جنایت علیه بشریت در مقیاس اقتصادی است که ۴۷ سال است بر پیکر کارگر ایرانی زخم می‌زند. این دیوار بلند انزوا، زنجیره تأمین را به طناب داری برای صنعت تبدیل کرده است. کمبود مواد اولیه، نه یک چالش موقت، بلکه مشخصه دائمی کارخانجات ایران شده است. این کمبود، که حالا با بمباران جنگ‌های اخیر به مرز نابودی کامل رسیده، مستقیماً تولید را فلج کرده است. وقتی مواد اولیه نباشد، دستگاه‌ها از کار می‌افتند، تولید متوقف می‌شود و کارگر تبدیل به یک کالای مازاد می‌شود. این وضعیت، چرخ‌های شوم را به حرکت درآورده است: تحریم، کمبود مواد اولیه، کاهش تولید، ورشکستگی کارخانه‌ها و نهایتاً تعدیل گسترده و بیکاری کارگران. فرار سرمایه‌ها نیز به مثابه خونی است که از پیکر نیمه‌جان صنعت می‌رود و هرگونه امکان احیا را سلب می‌کند. سرمایه‌دار ایرانی، به جای ماندن و جنگیدن در کنار کارگرش (که خود جای نقد دارد)، بار و بندیل خود را می‌بندد و به سوی اقتصادهای امن فرار می‌کند و آنچه به جا می‌ماند، کارخانه‌ای خاموش و کارگری چشم‌انتظار است.

*مارپیچ مرگ؛*
(تورم، ورشکستگی و تعطیلی صنعت):
در این میان، سوءمدیریت داخلی مانند اهرمی عمل کرده که اثر تحریم و جنگ را چندین برابر می‌کند. تورم بالای ۵۰ درصد طی ۱۰ سال گذشته، یک شاخص عددی ساده نیست؛ این تورم، قاتل قدرت خرید، نابودگر پس‌انداز و دشمن شماره یک کارگر است. اما وقتی تورم لجام‌گسیخته با سوءمدیریت مالی ترکیب می‌شود، نتیجه‌اش چیزی نیست جز ورشکستگی صنعت و کارخانه‌ها. دستمزدی که کارگر دریافت می‌کند، ماه‌ها با تورم عقب‌مانده است، در حالی که هزینه‌های تولید کارخانه‌دار سرسام‌آور بالا رفته است. این دوگانگی، کارخانه‌ها را به کام تعطیلی می‌کشاند.
تعطیلی کارخانه‌ها و صنایع در ایران امروز، صرفاً یک رخداد اقتصادی نیست، یک تراژدی اجتماعی تمام‌عیار است. با تعطیلی هر کارگاه، کارگران نه تنها شغل خود، بلکه هویت اجتماعی‌شان را نیز از دست می‌دهند. عدم پرداخت حقوق و مزایای کارگران در ماه‌های پایانی عمر یک کارخانه، به یک رویه شوم تبدیل شده است. کارگر که ماه‌ها با تأخیر در پرداخت دستمزد، زندگی را با قرض و التماس سپری کرده، در پایان نیز با دست‌هایی خالی، حکم اخراج می‌گیرد. این حکم اخراج، برای کارگری که در میانسالی تخصصی جز کار در همان خط تولید ندارد، به منزله حکم اعدام اجتماعی است.

*شبکه عنکبوتی بی‌تعهد؛*
(تأمین اجتماعی ناکارآمد و بیمه‌های اجباری دروغین):
در اوج این طوفان، قانونی‌ترین حق کارگر، یعنی حمایت تأمین اجتماعی، به سخره گرفته می‌شود. ساختار تأمین اجتماعی ناکارآمد، نه تنها یک فرشته نجات نیست، بلکه بار اضافی بر دوش جان‌بازان عرصه تولید است. فرآیندهای پیچیده، بوروکراسی فرساینده و عدم شفافیت، عملاً این سازمان را به یک غول بی‌دست
و پا تبدیل کرده که درد کارگر را نمی‌فهمد. اوج این تراژدی، جایی است که کارفرمایان بی‌وجدان، حق بیمه را از حقوق کارگر کسر می‌کنند اما به سازمان تأمین اجتماعی واریز نمی‌کنند. این یعنی دزدی آشکار از حق سلامتی و آینده کارگر. کارگری که با رنج کار در محیط‌های پرخطر جسم خود را فرسوده، روزی که به پزشک و دارو محتاج می‌شود، با عبارت کریه «دفترچه بیمه شما فاقد اعتبار است» مواجه می‌شود. این خیانت مضاعف، نتیجه مستقیم نبود نظارت و بی‌کفایتی سیستمی است که مدعی حمایت از کارگر است.

*پایانی بر مدار فلاکت؛*
(روایت بیکاری، فقر و بیمه بیکاریِ ناپذیرفتنی):
نتیجه نهایی این زنجیره فاجعه‌بار، چیزی نیست جز بیکاری و مشکلات جدی مالی کارگران. تعدیل نیرو به بهانه تعطیلی کارگاه‌ها و مشکلات مالی، آن‌هم در شرایطی که کشور در جنگ اقتصادی و نظامی به سر می‌برد، مصداق بارز رها کردن سربازان خط مقدم تولید در میدان نبرد است. اما بدتر از آن، سناریوی تلخ عدم قبول درخواست بیمه بیکاری کارگران است. قانون بیمه بیکاری، که باید به عنوان یک چتر نجات در هنگام سقوط عمل کند، در عمل به دستاویزی برای بازی‌های اداری و فرافکنی تبدیل شده است. شرط‌های محیرالعقول، نقص مدارک ساختگی و تفسیرهای سلیقه‌ای قانون، راه را بر دریافت این حق مسلم می‌بندد. کارگری که پس از ماه‌ها کار بدون حقوق تعدیل شده، حالا باید ماه‌ها برای اثبات بیکاری خود در راهروهای ادارات کار پرسه بزند؛ آن‌هم با شکم گرسنه و روحی فرسوده.

*سخن آخر:*
(وداع با نجابت):
اینک کارگر ایرانی، در محاصره‌ای کامل گرفتار آمده است: از آسمان بمب می‌بارد، از مرزها تحریم می‌وزد، از برج‌های شیشه‌ای مدیریت، بی‌کفایتی می‌چکد، و در کارگاه‌ها، بی‌وجدانی کارفرما و بیمه، آخرین ضربه‌ها را فرود می‌آورد. بیکاری، تورم افسارگسیخته، حذف از چرخه بیمه، و گرسنگی خانواده، نتیجه عمری تلاش و نجابت کارگری است که شریان‌های اقتصاد ایران را ساخته است. این مقاله، اعتراضی است به همه این ناملایمات؛ اعتراض به خاموشی دودکش‌هایی که روزگاری نماد پیشرفت بودند و امروز سنگ قبر آرزوهای کارگران شده‌اند. اعتراض به حقوق‌های پرداخت‌نشده‌ای که بوی خون می‌دهند، به دفترچه‌های بیمه باطل‌شده‌ای که امید درمان را کشته‌اند و به بمب‌هایی که به نام امنیت، بر سر سفره کارگران ویرانی می‌پاشند. تا کی می‌توان بر گورستان صنعت و غیرت، بر طبل توخالی پیشرفت کوبید؟ کارگر ایرانی دیگر نه تحمل تداوم این وضعیت را دارد و نه به وعده‌های بی‌پشتوانه دل می‌بندد. او فقط به دنبال نفس کشیدن است؛ نفسی در هوایی فارغ از دود، تحریم و دروغ.

*علی عباس زاده کارگر

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
چهارم اردیبهشت ۱۴۰۵*
*سالمندان و حسرت میوه!*

این روزها قیمت میوه سر به فلک کشیده و  شبیه کالایی لوکس شده تا بخشی عادی از سبد غذایی خانواده‌های ما. انگار دیگر سیب و پرتقال و انگور، نه در بازار میوه که پشت ویترین‌های شیشه‌ای و دور از دسترسِ سالمندان جا خوش کرده‌اند.

این حسرت فقط یک دل‌تنگی نیست؛ نخریدن میوه یعنی ویتامین کمتر، یعنی سفره خالی‌تر، یعنی سلامتی سالمند و خانواده اش در خطراست.

مگر سلامتی فقط حق پولدارهاست؟ مگر چشیدن طعم یک هلو یا انگور باید امتیازی طبقاتی باشد؟

سالمند بازنشسته و مزدبگیر هم حق دارد به اندازه‌ی سرمایه‌دار از میوه‌ها بهره ببرد.

حقوق فقط برای زنده ماندن نیست، برای زندگی کردن است. اما امروز، زندگی ما سالمندان بازنشسته و کارگران کم‌کم دارد تبدیل می‌شود به بقای روز به روز… و این یعنی یک جای کار این اقتصاد به‌شدت می‌لنگد.

چنانکه بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی شعار می دهند:
با اقتصاد موجود، جوانان این وطن، آینده ای ندارند. ما حق برابر با ثروتمندان می‌خواهیم.

*برگرفته از نشریه «سالمند» فصلنامه انجمن کنش‌گران سالمندی ایران

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۵ فروردین ۱۴۰۵*
*یکشنبه های اعتراض در نه جنگ و نه صلح!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بازنشستگانی که جز اراده خود هیچ حامی دیگری ندارند، امروز ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در مقابل اداره کل تامین اجتماعی در شهرهای رشت، قزوین و در تهران در مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند.
با توجه به اینکه گرانی ها از اسفند سال گذشته تاکنون بیش از ۴ برابر رشد داشته و کمیاب شدن داروها و گرانی وحشتناک آنها، خشم و اعتراض بازنشستگان را صد چندان کرده به ویژه اینکه از مسوولین کانون عالی هیچ سخن و یا فعالیتی در راستای حمایت از بازنشستگان اثری نیست و سکوت مرگباری را به جامعه بازنشستگی می خواهند تحمیل کنند.
افزایش حقوق امسال ابلاغ نشده، همسان سازی در بوته فراموشی است و شایع است که در مجلس به دنبال مسکوت گذاشتن همسان سازی تا سال ۱۴۰۸ هستند. این در حالیست که نه از وزیرکار و نه از ریاست تامین اجتماعی در مورد وضعیت بازنشستگان حرفی زده نمی شود.
در تهران بازنشستگان که از هفته گذشته تعدادشان بیشتر شده است، پس از اتمام تجمع به کانون عالی رفته و کانون عالی را تهی از هیات مدیره دیدند و منشی دفتر هم فرمودند که نمی تواند هیچ وقتی برای دیدار تعیین کند. فقط آقای مینایی وکیل کانون عالی در آنجا بود که ایشان هم به دنبال پیدا کردن مفقودین می گشت.
در رشت همیشه مقاوم که هر هفته تعداد معترضین بیشتر می شود، بازنشستگان در مورد مبهم بودن افزایش حقوق، چرایی سکوت کانون عالی و کانون های بازنشستگی شهرها در مورد مبهم بودن وضعیت حقوقی و افزایش سرسام آور دارو و درمان، مبهم بودن دارایی های کنونی تامین اجتماعی، تاخیر چند روزه حقوق ها، وضعیت نه جنگ و نه صلح، و اینکه حمله آمریکا و اسراییل نه تنها تغییر وضعیت خاورمیانه و تنگه هرمز است بلکه آمریکا به دنبال تحمیل جنگ اقتصادی به چین بزرگترین رقیبش با محاصره تنگه هرمز است. در این میان این زحمتکشان سراسر دنیا هستند که باید تاوان این سودجویی هیات حاکمه آمریکا را با گرانی در زندگی‌شان بدهند.
در قزوین بازنشستگان در مورد سکوت مسوولین در مورد وضعیت حقوقی بازنشستگان و سیر صعودی قیمت ها در مقایسه با حقوق های حقیرانه صحبت کردند. امروز یک تخم مرغ به مبلغ ۲۰ هزار تومان فروخته می شود.
سایه فضای جنگی به بسیاری از مسوولین این امکان را داده است تا در مورد مشکلات سکوت کنند و اجازه بدهند مافیا هر بلایی که می خواهند سر مردم بیاورند. در هفته گذشته نان، دارو، مرغ و تخم مرغ گران شد. این در حالیست که به گفته بانک مرکزی اخذ عوارض از تنگه هرمز به این بانک واریز شده است اما تا امروز سهمی از این پول در زندگی مردم دیده نشده است.

*بازنشستگان متحد تهرانی *

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *