8046172740071333635_138718219478190.pdf
7.7 MB
نشریه کارگری پیام سندیکا شماره ۱۴۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ سال پانزدهم به صورت مجازی و کاغذی در ایران منتشر شد
*مبارزه برای زندگی ادامه دارد!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی پیگیری نامه ۱۸۰۴ امضایی بازنشستگان برای افزایش حقوق ها به شماره ثبت دبیرخانه ۱۳۱۷۷۲۱۵۹ تامین اجتماعی به تاریخ ۱۹ اردیبهشت که موجب ابلاغ ۶۰ درصد افزایش حقوق ها گردید، نامه دیگری به شماره ثبت ۱۳۲۶۳۹۸۰۷ و به تاریخ ۱۰ خرداد تسلیم تامین اجتماعی شد و در آن از آقای سالاری پرسش شده است:
۱- چرا مواد ۹۶ و ۱۱۱ اجرایی نمی گردد
۲- میزان افزایش مزایای حق اولاد، عالیه مندی و حق مسکن
۳- وضعیت اجرای همسان سازی
پرسش شده و خواهان پاسخ گویی شدند.
نامه ۱۸۰۴ امضایی و نامه فعلی از سوی بازنشستگان متحد تهرانی تهیه و پیگیری می شود که هر هفته یکشنبه ها در مقابل سازمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی تجمع می کنند.
*یکشنبه های اعتراض پرچم قدرتمند مبارزه بی امان بازنشستگان
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی پیگیری نامه ۱۸۰۴ امضایی بازنشستگان برای افزایش حقوق ها به شماره ثبت دبیرخانه ۱۳۱۷۷۲۱۵۹ تامین اجتماعی به تاریخ ۱۹ اردیبهشت که موجب ابلاغ ۶۰ درصد افزایش حقوق ها گردید، نامه دیگری به شماره ثبت ۱۳۲۶۳۹۸۰۷ و به تاریخ ۱۰ خرداد تسلیم تامین اجتماعی شد و در آن از آقای سالاری پرسش شده است:
۱- چرا مواد ۹۶ و ۱۱۱ اجرایی نمی گردد
۲- میزان افزایش مزایای حق اولاد، عالیه مندی و حق مسکن
۳- وضعیت اجرای همسان سازی
پرسش شده و خواهان پاسخ گویی شدند.
نامه ۱۸۰۴ امضایی و نامه فعلی از سوی بازنشستگان متحد تهرانی تهیه و پیگیری می شود که هر هفته یکشنبه ها در مقابل سازمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی تجمع می کنند.
*یکشنبه های اعتراض پرچم قدرتمند مبارزه بی امان بازنشستگان
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراض!*
زندگی می خواهیم،
عطر و بویش همه دشت و دمن پیچیده،
نغمه دارد سوسن،
نسترن، لاله، شقایق، نرگس،
هوش باشید،
شنیدن دارد.
همه این روز مهیا باشید،
کارزاریست،
که دیدن دارد.
*بازنشسته ای ناشناس
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
زندگی می خواهیم،
عطر و بویش همه دشت و دمن پیچیده،
نغمه دارد سوسن،
نسترن، لاله، شقایق، نرگس،
هوش باشید،
شنیدن دارد.
همه این روز مهیا باشید،
کارزاریست،
که دیدن دارد.
*بازنشسته ای ناشناس
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*شیادی وزیرکار تمامی ندارد!*
به گزارش کانال خبری بازنشستگان، وزیرکار میدری طی نامه ای به آقای عارف معاون آقای پزشکیان نوشته است:«در مورد افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی که در آن در مورد کمک هزینه عایله مندی و حق اولاد وفق ضوابط و اعتبارات مربوطه تعیین و پرداخت می گردد».
*چرا می گوییم شیادی وزیر کار؟؟*
۱- این نامه چرا بعد از ۷۵ روز نوشته شده است؟؟ مگر وزیر دستش شکسته بود که تازه یادش افتاده این موضوع را به آقای عارف اطلاع رسانی کند؟؟
۲- چرا اعلام نکرده کمک هزینه عایله مندی و حق اولاد به چه میزان افزایش خواهد یافت و آن را مسکوت گذاشته است؟؟
۳- در مورد حق مسکن چرا اصلن حرفی نزده است؟؟
آقای میدری که سالها در وزارت کار شاغل بوده خوب یاد گرفته است چگونه می توان مراجعه کننده ها را سر دواند. ایشان نه تنها با ۶۰ درصد افزایش حقوق بازنشستگان و حتا کارگران مخالف بوده، بلکه ایشان کسی است که برای نابودی تامین اجتماعی و بازنشستگان نقشه های فراوانی دارد. از لایحه دادن برای ماست مالی کردن بدهی دولت به تامین اجتماعی تا همین نامه بعد از ۷۵ روز، ترفندها در چنته دارد.
میدری ها و سالاری ها درس خوانده مکتب سرمایه داری نئولیبرال هستند و گوش به فرمان مافیایی که می خواهند اندوخته های کارگران و بازنشستگان را بالا بکشند و از گرسنگی دادن به مردم تا غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان هیچ ابایی ندارند.
*نقشههای شوم مافیا را پایانی نیست و مبارزه ما برای حفاظت از اندوخته های سالهای سال پدران و خودمان نیز پایانی ندارد و در این میان این ما هستیم که پیروز میدانیم.
ایران و ایرانی ماندگارند و این ستمگران هستند که باید به زباله دان تاریخ بروند.
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش کانال خبری بازنشستگان، وزیرکار میدری طی نامه ای به آقای عارف معاون آقای پزشکیان نوشته است:«در مورد افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی که در آن در مورد کمک هزینه عایله مندی و حق اولاد وفق ضوابط و اعتبارات مربوطه تعیین و پرداخت می گردد».
*چرا می گوییم شیادی وزیر کار؟؟*
۱- این نامه چرا بعد از ۷۵ روز نوشته شده است؟؟ مگر وزیر دستش شکسته بود که تازه یادش افتاده این موضوع را به آقای عارف اطلاع رسانی کند؟؟
۲- چرا اعلام نکرده کمک هزینه عایله مندی و حق اولاد به چه میزان افزایش خواهد یافت و آن را مسکوت گذاشته است؟؟
۳- در مورد حق مسکن چرا اصلن حرفی نزده است؟؟
آقای میدری که سالها در وزارت کار شاغل بوده خوب یاد گرفته است چگونه می توان مراجعه کننده ها را سر دواند. ایشان نه تنها با ۶۰ درصد افزایش حقوق بازنشستگان و حتا کارگران مخالف بوده، بلکه ایشان کسی است که برای نابودی تامین اجتماعی و بازنشستگان نقشه های فراوانی دارد. از لایحه دادن برای ماست مالی کردن بدهی دولت به تامین اجتماعی تا همین نامه بعد از ۷۵ روز، ترفندها در چنته دارد.
میدری ها و سالاری ها درس خوانده مکتب سرمایه داری نئولیبرال هستند و گوش به فرمان مافیایی که می خواهند اندوخته های کارگران و بازنشستگان را بالا بکشند و از گرسنگی دادن به مردم تا غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان هیچ ابایی ندارند.
*نقشههای شوم مافیا را پایانی نیست و مبارزه ما برای حفاظت از اندوخته های سالهای سال پدران و خودمان نیز پایانی ندارد و در این میان این ما هستیم که پیروز میدانیم.
ایران و ایرانی ماندگارند و این ستمگران هستند که باید به زباله دان تاریخ بروند.
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*پیمانکاران متخلف را بشناسیم!!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا؛
۱- شرکت ویستا جهش رهاورد در شهرک صنعتی صفادشت استان البرز به پیمانکاری فرزاد آرین، حقوق آذر و دیماه کارگران اخراج کرده خود را تسویه نکرده و پاسخ تلفن و پیامک کارگران را هم نمی دهد.
۲- شرکت جهان توسعه در منطقه ویژه پتروشیمی الماس در ماهشهر که رییس کارگاه مهندس عبدی می باشد، با شروع جنگ کارگران خود را روانه خانه کرد هنوز حقوق ۷۰ کارگر پروژه ای که در بهمن و اسفند برایش کار کرده اند را پرداخت ننموده و حق بیمه ها را هم به تامین اجتماعی واریز نکرده است.
۳- ۸۰ کارگر پروژه ای که در کوه مبارکه جاسک برای شرکت گاما کار کرده اند و با شروع جنگ کارگران را به خانه فرستاد، دستمزد ماه بهمن و اسفند و بیمه و سنوات کارگران را تسویه نکرده است. کارگرانی که روزانه ۱۱ ساعت برای این شرکت کار می کرده اند آیا نباید آقای علیزاده به عنوان رییس کارگاه به دنبال گرفتن حق و حقوق این کارگران باشد؟؟ شرکت بی شخصیت حتا تلفن کارگرانش را هم پاسخ نمی دهد.
*سندیکای کارگری:*
سرپرست کارگاه فقط موظف به کار کشیدن از کارگر نیست بلکه باید حقوق عقب مانده کارگرش را هم از شرکت مطالبه کند.
متاسفانه مدیران این سه شرکت آنقدر بی فرهنگ هستند که حتا تلفن و پیامک های کارگرانش را هم پاسخ نمی دهند.
پیگیری مسوول سندیکای کارگری، آقای مازیار گیلانی نژاد، این امر را ثابت کرد که حتا این سه شرکت جواب تلفن ایشان را هم ندادند و حتا دفاتر شان در تهران هم پاسخگو نیستند. به همین خاطر است که کارگران می خواهند پیمانکاری ها حذف شوند.
*به دوستان کارگر توصیه می کنیم جمع شده و از این شرکت ها به وزارت کار شکایت کنند.
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا؛
۱- شرکت ویستا جهش رهاورد در شهرک صنعتی صفادشت استان البرز به پیمانکاری فرزاد آرین، حقوق آذر و دیماه کارگران اخراج کرده خود را تسویه نکرده و پاسخ تلفن و پیامک کارگران را هم نمی دهد.
۲- شرکت جهان توسعه در منطقه ویژه پتروشیمی الماس در ماهشهر که رییس کارگاه مهندس عبدی می باشد، با شروع جنگ کارگران خود را روانه خانه کرد هنوز حقوق ۷۰ کارگر پروژه ای که در بهمن و اسفند برایش کار کرده اند را پرداخت ننموده و حق بیمه ها را هم به تامین اجتماعی واریز نکرده است.
۳- ۸۰ کارگر پروژه ای که در کوه مبارکه جاسک برای شرکت گاما کار کرده اند و با شروع جنگ کارگران را به خانه فرستاد، دستمزد ماه بهمن و اسفند و بیمه و سنوات کارگران را تسویه نکرده است. کارگرانی که روزانه ۱۱ ساعت برای این شرکت کار می کرده اند آیا نباید آقای علیزاده به عنوان رییس کارگاه به دنبال گرفتن حق و حقوق این کارگران باشد؟؟ شرکت بی شخصیت حتا تلفن کارگرانش را هم پاسخ نمی دهد.
*سندیکای کارگری:*
سرپرست کارگاه فقط موظف به کار کشیدن از کارگر نیست بلکه باید حقوق عقب مانده کارگرش را هم از شرکت مطالبه کند.
متاسفانه مدیران این سه شرکت آنقدر بی فرهنگ هستند که حتا تلفن و پیامک های کارگرانش را هم پاسخ نمی دهند.
پیگیری مسوول سندیکای کارگری، آقای مازیار گیلانی نژاد، این امر را ثابت کرد که حتا این سه شرکت جواب تلفن ایشان را هم ندادند و حتا دفاتر شان در تهران هم پاسخگو نیستند. به همین خاطر است که کارگران می خواهند پیمانکاری ها حذف شوند.
*به دوستان کارگر توصیه می کنیم جمع شده و از این شرکت ها به وزارت کار شکایت کنند.
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*۸ ساعت کار، یک زندگی انسانی: میراث پرافتخار و مطالبه جاری طبقه کارگر*
۱ می ۱۸۸۶ – نقطه عطفی در تاریخ مبارزات کارگری.
یازدهم اردیبهشت سال ۱۲۶۵ خورشیدی (اول ماه مه ۱۸۸۶ میلادی)، تاریخ مبارزات کارگری جهان شاهد یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضی خود بود. صدها کارگر نساجی شیکاگوی آمریکا، دست از کار کشیدند و به خیابان آمدند. این شورش خیابانی، صرفن یک اعتراض کور و هیجانی نبود؛ بلکه ریشه در یک خواسته عمیق و انسانی داشت که همچنان پس از بیش از یک قرن، در صدر مطالبات طبقه کارگر در سراسر جهان قرار دارد. خواستهای دوگانه که عصاره آن، «کرامت انسانی» بود: *«حق ۸ ساعت کار در روز»*
کارگران اعلام کردند که نه ماشیناند و نه برده. انسان، نیازمند تعادل است؛ تعادل میان کار و استراحت، میان تلاش برای معاش و رسیدگی به نیازهای روحی و جسمی، میان وظایف شغلی و مسئولیتهای خانوادگی. کار بیش از حد، نه تنها جسم را تحلیل میبرد، بلکه روح را فرسوده کرده و از انسان، تنها یک چرخدنده در دستگاه تولید باقی میگذارد. خواسته ۸ ساعت کار، بازپسگیری بخشی از زندگی بود که پیش از آن، در دل کار طاقتفرسای روزانه گم شده بود.
*دستمزدی که «زندگی» بیافریند*، نه فقط «زنده ماندن» را خواسته، حتا از بخش اول نیز حیاتیتر بود. کارگران فریاد زدند که در ازای ۸ ساعت زحمت و تلاش خود، باید دستمزدی دریافت کنند که بتوانند با آن، *«زندگی انسانی»* کنند، نه صرفن «زنده بمانند». *زندگی انسانی یعنی توانایی تامین سرپناهی ایمن و آبرومند، غذای کافی و مغذی برای خانواده، امکان تحصیل و بهداشت برای فرزندان، برخورداری از حداقلهای رفاه و آسایش که لازمه یک جامعه متمدن است.* این خواسته، حقی بنیادین برای هر مزدبگیر در جامعه محسوب میشود.
*آیا میراث ۱۸۸۶ محقق شده است؟*
۱۴۰ سال از آن روز تاریخی سپری شده است. در طی این سالها، جنبشهای کارگری در سراسر جهان، با مبارزات بیوقفه، موفق شد تا قوانین متعددی را به نفع کارگران به تصویب برسانند. قانون ۸ ساعت کار در بسیاری از کشورها، از جمله کشور خودمان، به رسمیت شناخته شد. آیا این به معنای تحقق کامل آن خواسته تاریخی و دستیابی به *«زندگی انسانی»* برای همه کارگران است؟
متأسفانه، واقعیتهای امروز در بسیاری از نقاط جهان، و جامعه کارگری خودمان، نشان میدهد که راه تا تحقق کامل این مطالبه، همچنان طولانی است.
*ساعتهای کار نامرئی و اجباری*
در بسیاری از صنایع و مشاغل، شاهد نقض قانون ۸ ساعت کار هستیم. «اضافهکاریهای اجباری» که کارگر ناگزیر به پذیرش آنهاست، «قراردادهای سفیدامضا» که دست کارفرما را در تعیین ساعت کار باز میگذارد، و حتا «دورکاریهای بیحد و حصر» در برخی مشاغل، باعث شده که مرز میان زمان کار و زمان استراحت از بین برود. در نتیجه، بسیاری از کارگران، عملن بیش از ۸ ساعت در روز کار کرده، بدون آنکه جبران مناسبی دریافت کنند. این فرسودگی شغلی، سلامت جسمی و روانی کارگر و خانواده او را به طور جدی تهدید میکند.
*دستمزدهای عقبمانده در مقابل تورم*
در مواردی که قانون ۸ ساعت کار رعایت میشود، مسئله *«دستمزد در شأن زندگی انسانی»* همچنان یک چالش بزرگ است. تورم و افزایش مستمر هزینههای زندگی، قدرت خرید دستمزد کارگران را به شدت کاهش داده است. افزایشهای سالانه حقوق، تنها پاسخگوی بخشی از گرانیهاست و شکاف میان حداقل دستمزد و حداقل هزینه زندگی، همچنان باقی میماند. این وضعیت، بسیاری از کارگران را مجبور میکند که برای تامین معاش خانواده، به کارهای دوم یا دستفروشی روی بیاورند، که این خود *نقض دیگر اصل «زندگی انسانی» است.*
*تضعیف جایگاه کارگر در مناسبات اقتصادی*
در مدلهای اقتصادی که بر «کاهش نقش دولت» و «خصوصیسازی» تأکید دارند، «سرمایهداری نئولیبرالیستی»، کارگر بیش از پیش به عنوان یک «هزینه» تلقی میشود تا یک «عامل مولد» و «انسان». این رویکرد، منجر به تضعیف سندیکاهای کارگری، دشوار شدن مذاکرات دستهجمعی، و در نهایت، کاهش قدرت چانهزنی کارگران در تعیین شرایط کاری و دستمزدشان میشود.
«*مطالبه ۸ ساعت کار و دستمزد انسانی»؛ آتشی که همچنان شعلهور است*
جنبش اول ماه مه، تنها یک رویداد تاریخی برای یادآوری نیست؛ بلکه آتشی است که نباید اجازه دهیم خاموش شود. این یک «مطالبه زنده» و «حق بنیادین» طبقه کارگر است که امروز نیز همچنان در سراسر جهان، و در میان کارگران زحمتکش کشورمان، طنینانداز است.
**ما خواهان اجرای دقیق قانون ۸ ساعت کار، بدون هیچگونه اجحاف و تفسیر نادرست هستیم، ما خواهان دستمزدی هستیم که نه تنها هزینههای اولیه زندگی را پوشش دهد، بلکه امکان برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه، همراه با آرامش نسبی و امکان رشد و شکوفایی فردی و خانوادگی را فراهم آورد.
این یک خواسته انسانی و اجتماعی است که برآمده از آگاهی به ارزش کار و حقوق انسانی هر فردی است که برای جامعه تلاش میکند.*
۱ می ۱۸۸۶ – نقطه عطفی در تاریخ مبارزات کارگری.
یازدهم اردیبهشت سال ۱۲۶۵ خورشیدی (اول ماه مه ۱۸۸۶ میلادی)، تاریخ مبارزات کارگری جهان شاهد یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضی خود بود. صدها کارگر نساجی شیکاگوی آمریکا، دست از کار کشیدند و به خیابان آمدند. این شورش خیابانی، صرفن یک اعتراض کور و هیجانی نبود؛ بلکه ریشه در یک خواسته عمیق و انسانی داشت که همچنان پس از بیش از یک قرن، در صدر مطالبات طبقه کارگر در سراسر جهان قرار دارد. خواستهای دوگانه که عصاره آن، «کرامت انسانی» بود: *«حق ۸ ساعت کار در روز»*
کارگران اعلام کردند که نه ماشیناند و نه برده. انسان، نیازمند تعادل است؛ تعادل میان کار و استراحت، میان تلاش برای معاش و رسیدگی به نیازهای روحی و جسمی، میان وظایف شغلی و مسئولیتهای خانوادگی. کار بیش از حد، نه تنها جسم را تحلیل میبرد، بلکه روح را فرسوده کرده و از انسان، تنها یک چرخدنده در دستگاه تولید باقی میگذارد. خواسته ۸ ساعت کار، بازپسگیری بخشی از زندگی بود که پیش از آن، در دل کار طاقتفرسای روزانه گم شده بود.
*دستمزدی که «زندگی» بیافریند*، نه فقط «زنده ماندن» را خواسته، حتا از بخش اول نیز حیاتیتر بود. کارگران فریاد زدند که در ازای ۸ ساعت زحمت و تلاش خود، باید دستمزدی دریافت کنند که بتوانند با آن، *«زندگی انسانی»* کنند، نه صرفن «زنده بمانند». *زندگی انسانی یعنی توانایی تامین سرپناهی ایمن و آبرومند، غذای کافی و مغذی برای خانواده، امکان تحصیل و بهداشت برای فرزندان، برخورداری از حداقلهای رفاه و آسایش که لازمه یک جامعه متمدن است.* این خواسته، حقی بنیادین برای هر مزدبگیر در جامعه محسوب میشود.
*آیا میراث ۱۸۸۶ محقق شده است؟*
۱۴۰ سال از آن روز تاریخی سپری شده است. در طی این سالها، جنبشهای کارگری در سراسر جهان، با مبارزات بیوقفه، موفق شد تا قوانین متعددی را به نفع کارگران به تصویب برسانند. قانون ۸ ساعت کار در بسیاری از کشورها، از جمله کشور خودمان، به رسمیت شناخته شد. آیا این به معنای تحقق کامل آن خواسته تاریخی و دستیابی به *«زندگی انسانی»* برای همه کارگران است؟
متأسفانه، واقعیتهای امروز در بسیاری از نقاط جهان، و جامعه کارگری خودمان، نشان میدهد که راه تا تحقق کامل این مطالبه، همچنان طولانی است.
*ساعتهای کار نامرئی و اجباری*
در بسیاری از صنایع و مشاغل، شاهد نقض قانون ۸ ساعت کار هستیم. «اضافهکاریهای اجباری» که کارگر ناگزیر به پذیرش آنهاست، «قراردادهای سفیدامضا» که دست کارفرما را در تعیین ساعت کار باز میگذارد، و حتا «دورکاریهای بیحد و حصر» در برخی مشاغل، باعث شده که مرز میان زمان کار و زمان استراحت از بین برود. در نتیجه، بسیاری از کارگران، عملن بیش از ۸ ساعت در روز کار کرده، بدون آنکه جبران مناسبی دریافت کنند. این فرسودگی شغلی، سلامت جسمی و روانی کارگر و خانواده او را به طور جدی تهدید میکند.
*دستمزدهای عقبمانده در مقابل تورم*
در مواردی که قانون ۸ ساعت کار رعایت میشود، مسئله *«دستمزد در شأن زندگی انسانی»* همچنان یک چالش بزرگ است. تورم و افزایش مستمر هزینههای زندگی، قدرت خرید دستمزد کارگران را به شدت کاهش داده است. افزایشهای سالانه حقوق، تنها پاسخگوی بخشی از گرانیهاست و شکاف میان حداقل دستمزد و حداقل هزینه زندگی، همچنان باقی میماند. این وضعیت، بسیاری از کارگران را مجبور میکند که برای تامین معاش خانواده، به کارهای دوم یا دستفروشی روی بیاورند، که این خود *نقض دیگر اصل «زندگی انسانی» است.*
*تضعیف جایگاه کارگر در مناسبات اقتصادی*
در مدلهای اقتصادی که بر «کاهش نقش دولت» و «خصوصیسازی» تأکید دارند، «سرمایهداری نئولیبرالیستی»، کارگر بیش از پیش به عنوان یک «هزینه» تلقی میشود تا یک «عامل مولد» و «انسان». این رویکرد، منجر به تضعیف سندیکاهای کارگری، دشوار شدن مذاکرات دستهجمعی، و در نهایت، کاهش قدرت چانهزنی کارگران در تعیین شرایط کاری و دستمزدشان میشود.
«*مطالبه ۸ ساعت کار و دستمزد انسانی»؛ آتشی که همچنان شعلهور است*
جنبش اول ماه مه، تنها یک رویداد تاریخی برای یادآوری نیست؛ بلکه آتشی است که نباید اجازه دهیم خاموش شود. این یک «مطالبه زنده» و «حق بنیادین» طبقه کارگر است که امروز نیز همچنان در سراسر جهان، و در میان کارگران زحمتکش کشورمان، طنینانداز است.
**ما خواهان اجرای دقیق قانون ۸ ساعت کار، بدون هیچگونه اجحاف و تفسیر نادرست هستیم، ما خواهان دستمزدی هستیم که نه تنها هزینههای اولیه زندگی را پوشش دهد، بلکه امکان برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه، همراه با آرامش نسبی و امکان رشد و شکوفایی فردی و خانوادگی را فراهم آورد.
این یک خواسته انسانی و اجتماعی است که برآمده از آگاهی به ارزش کار و حقوق انسانی هر فردی است که برای جامعه تلاش میکند.*
*این فقط یک کله پاچه نبود، زندگی از دست رفته است!
*
🔹دوربین مغازه روشن است. جوانی وارد میشود. چند ثانیه مکث میکند. نگاهش را میدزدد، دستش را دراز میکند، یک کلهپاچه میقاپد و مثل کسی که سهمش را پس گرفته، میگریزد.
🔹نه سرقت از بانک است، نه غارت طلا. فقط یک کله است؛ از سینی بخار زده یک طباخی.
اما چرا اینقدر سنگین است؟ چرا تماشای این صحنه، دل آدم را خالی میکند؟
🔹چون این، فقط یک کله نیست.
تکهایست از کرامت.
تکهایست از زندگیِ عادی، از سفرهای که سالهاست کوچک و بیصدا ناپدید شده. چیزیست که حالا خیلیها دیگر توان خریدنش را ندارند.
🔹روزی روزگاری، کلهپاچه غذای سحرگاهی کارگرها بود. نشانهای از جانکَنی شرافتمندانه و شکمی که لااقل یک روز در هفته سیر میشد.
اما حالا؟ شده نماد فاصله طبقاتی. غذای لوکس. لقمهای که باید برایش دستبرد زد. نه از سر طمع، از سر نداری.
🔹جوانی که کله را میقاپد، احتمالن نه خلافکار است، نه معتاد، نه ولگرد بالفطره.
او فقط یکیست از صدها هزار انسانی که از چرخه زندگی بیرون افتادهاند؛ از چرخدندههای زنگزدهی اقتصادی، از صفهای نامرئی رانت و آقازادگی، از قطار وعدههایی که هرگز برای او توقف نکرد.
🔹او دزدی نکرده؛ زندگی را پس گرفته.
شاید نه برای فروش، نه برای تفریح. فقط برای یک شب بدون گرسنگی. برای نجات بخشی از عزت نفسش.
شاید دلش کلهپاچه خواسته. همینقدر ساده، همینقدر انسانی.
🔹عدهای با دیدن این ویدیو خندیدند. بعضی پوزخند زدند. برخی تحلیل نوشتند.
اما کسی پرسید پیش از این کله، چه چیزهایی بیصدا از دست رفتهاند؟
شغل،
امید،
سفره،
آبرو،
احترام.
🔹کله، فقط آخرین چیزیست که میشد با دست برداشت.
باقی چیزها، پیشتر رفتهاند.
بیدوربین، بیویدیو، بیصدا...
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
🔹دوربین مغازه روشن است. جوانی وارد میشود. چند ثانیه مکث میکند. نگاهش را میدزدد، دستش را دراز میکند، یک کلهپاچه میقاپد و مثل کسی که سهمش را پس گرفته، میگریزد.
🔹نه سرقت از بانک است، نه غارت طلا. فقط یک کله است؛ از سینی بخار زده یک طباخی.
اما چرا اینقدر سنگین است؟ چرا تماشای این صحنه، دل آدم را خالی میکند؟
🔹چون این، فقط یک کله نیست.
تکهایست از کرامت.
تکهایست از زندگیِ عادی، از سفرهای که سالهاست کوچک و بیصدا ناپدید شده. چیزیست که حالا خیلیها دیگر توان خریدنش را ندارند.
🔹روزی روزگاری، کلهپاچه غذای سحرگاهی کارگرها بود. نشانهای از جانکَنی شرافتمندانه و شکمی که لااقل یک روز در هفته سیر میشد.
اما حالا؟ شده نماد فاصله طبقاتی. غذای لوکس. لقمهای که باید برایش دستبرد زد. نه از سر طمع، از سر نداری.
🔹جوانی که کله را میقاپد، احتمالن نه خلافکار است، نه معتاد، نه ولگرد بالفطره.
او فقط یکیست از صدها هزار انسانی که از چرخه زندگی بیرون افتادهاند؛ از چرخدندههای زنگزدهی اقتصادی، از صفهای نامرئی رانت و آقازادگی، از قطار وعدههایی که هرگز برای او توقف نکرد.
🔹او دزدی نکرده؛ زندگی را پس گرفته.
شاید نه برای فروش، نه برای تفریح. فقط برای یک شب بدون گرسنگی. برای نجات بخشی از عزت نفسش.
شاید دلش کلهپاچه خواسته. همینقدر ساده، همینقدر انسانی.
🔹عدهای با دیدن این ویدیو خندیدند. بعضی پوزخند زدند. برخی تحلیل نوشتند.
اما کسی پرسید پیش از این کله، چه چیزهایی بیصدا از دست رفتهاند؟
شغل،
امید،
سفره،
آبرو،
احترام.
🔹کله، فقط آخرین چیزیست که میشد با دست برداشت.
باقی چیزها، پیشتر رفتهاند.
بیدوربین، بیویدیو، بیصدا...
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*چرا باید حمل و نقل عمومی رایگان باشد؟*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بحث رایگان بودن و یا نبودن مترو و اتوبوسرانی در شهرهای بزرگی چون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کرمانشاه مدت ها در شورای شهرها به ویژه تهران در روزهای جنگ آخری بسیار شنیده می شود. حمل و نقلی که خانواده های زحمتکش و طبقه متوسط بسیار از آن استفاده می کنند.
موضوع را از ۴ جنبه بررسی می کنیم تا ببینیم مخالفان این رایگان بودن در چه موضعی از جامعه قرار دارند:
۱- با توجه به رایگان شدن اتوبوس و مترو در تهران بخش کوچکی از درآمد یک خانواده مزدبگیر صرفه جویی شده و این موضوع در حال حاضر با گرانی های بی حد و حصر برای خانوادههای متوسط،و مزدبگیر حائز اهمیت است.
۲- با استفاده از مترو و اتوبوس موضوع کم شدن آلودگی هوا و همچنین صرفه جویی در مصرف بنزین در جامعه نمود پیدا کرد و آمار تلفات انسانی را در این خصوص کاهش داد. و همچنین باعث کاهش واردات بنزین نیز شد که صرفه جویی خوبی برای دولت هم به شمار می آید.
۳- با توجه به صرفه جویی مالی هم دولت و هم شهرداری در خصوص کاهش آلودگی و تلفات انسانی ناشی از آن و کاهش مصرف بنزین که با استقبال استفاده از مترو و اتوبوس توسط مردم شکل گرفت، باید دید آیا این کاهش مالی باعث سرمایه گذاری برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری و سلامت عمومی در آینده خواهد شد یا نه؟؟
۴- طبق گفته مدیرکل تشخیص و وصول درآمدهای شهرداری تهران:« تهران با وجود دو جنگ تحمیلی و نااطمینانی اقتصادی، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۴ موفق شد بالغ بر ۲۶۱ میلیارد تومان منابع مالی را محقق کند و هم اینکه درآمدها و منابع مالی شهرداری طی ۵ سال اخیر ۱۰ برابر شده است»
پس منابع مالی لازم وجود دارد برای خرج کرد در زمینه بهبود حمل و نقل شهری، سلامت عمومی و کاهش آلودگی هوا.
این امر نباید فقط منحصر به تهران باقی بماند و باید تمامی کلانشهرها و شهرهایی که خطوط اتوبوسرانی دارند را در بر بگیرد.
هرچند مافیای واردات بنزین از این امر ناخشنود است و چپاولش کمتر شده اما از سوی دیگر منابع مالی ارزشمندی در جیب دولت و مافیای شهرداری باقی ماند.
*آموزش رایگان، بهداشت رایگان، مسکن رایگان، حمل و نقل رایگان انجام شدنی است اما مافیای دزد نمی پذیرد.
در یک نظام مردمی جان انسانها بالاتر از هر سودی می باشد.
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بحث رایگان بودن و یا نبودن مترو و اتوبوسرانی در شهرهای بزرگی چون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کرمانشاه مدت ها در شورای شهرها به ویژه تهران در روزهای جنگ آخری بسیار شنیده می شود. حمل و نقلی که خانواده های زحمتکش و طبقه متوسط بسیار از آن استفاده می کنند.
موضوع را از ۴ جنبه بررسی می کنیم تا ببینیم مخالفان این رایگان بودن در چه موضعی از جامعه قرار دارند:
۱- با توجه به رایگان شدن اتوبوس و مترو در تهران بخش کوچکی از درآمد یک خانواده مزدبگیر صرفه جویی شده و این موضوع در حال حاضر با گرانی های بی حد و حصر برای خانوادههای متوسط،و مزدبگیر حائز اهمیت است.
۲- با استفاده از مترو و اتوبوس موضوع کم شدن آلودگی هوا و همچنین صرفه جویی در مصرف بنزین در جامعه نمود پیدا کرد و آمار تلفات انسانی را در این خصوص کاهش داد. و همچنین باعث کاهش واردات بنزین نیز شد که صرفه جویی خوبی برای دولت هم به شمار می آید.
۳- با توجه به صرفه جویی مالی هم دولت و هم شهرداری در خصوص کاهش آلودگی و تلفات انسانی ناشی از آن و کاهش مصرف بنزین که با استقبال استفاده از مترو و اتوبوس توسط مردم شکل گرفت، باید دید آیا این کاهش مالی باعث سرمایه گذاری برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری و سلامت عمومی در آینده خواهد شد یا نه؟؟
۴- طبق گفته مدیرکل تشخیص و وصول درآمدهای شهرداری تهران:« تهران با وجود دو جنگ تحمیلی و نااطمینانی اقتصادی، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۴ موفق شد بالغ بر ۲۶۱ میلیارد تومان منابع مالی را محقق کند و هم اینکه درآمدها و منابع مالی شهرداری طی ۵ سال اخیر ۱۰ برابر شده است»
پس منابع مالی لازم وجود دارد برای خرج کرد در زمینه بهبود حمل و نقل شهری، سلامت عمومی و کاهش آلودگی هوا.
این امر نباید فقط منحصر به تهران باقی بماند و باید تمامی کلانشهرها و شهرهایی که خطوط اتوبوسرانی دارند را در بر بگیرد.
هرچند مافیای واردات بنزین از این امر ناخشنود است و چپاولش کمتر شده اما از سوی دیگر منابع مالی ارزشمندی در جیب دولت و مافیای شهرداری باقی ماند.
*آموزش رایگان، بهداشت رایگان، مسکن رایگان، حمل و نقل رایگان انجام شدنی است اما مافیای دزد نمی پذیرد.
در یک نظام مردمی جان انسانها بالاتر از هر سودی می باشد.
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
*انحراف از حذف شرکت های پیمانکاری!! *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در روز کارگر امسال آقای پزشکیان حذف شرکت های پیمانکاری را اعلام نمود که باعث خوشحالی بسیاری از کارگران شد.
اما همانگونه که در سیستم مافیایی اداری ایران همیشه اتفاق می افتاد این است که هر کار خوبی در چرخ دنده کاغذبازی به کاریکاتوری تبدیل خواهد شد و می شود.
خبر رسیده است که کارکنان لیسانس و بالاتر در شرکت های پیمانکاری مطابق با قانون مدیریت خدمات کشوری استخدام خواهند شد. زیر مدرک لیسانس هم طبق قانون کار رفتار خواهد شد. البته منوط بر این است که بخشنامهای به سازمان اداری و دستگاههای ذیربط صادر شود.
*یعنی حرف آقای پزشکیان کشک!*
مافیای پیمانکاری که بر تولید خیمه زده است و وزیر وکیل و رییس دولت جابجا می کند از این حرف آقای پزشکیان نمی هراسد و حتمن نخواهد گذاشت سودهای افسانهای که از رانت دلالی نیروی انسانی آنهم به ویژه در صنعت نفت و گاز و نیروگاهی بدست می آورد با یک حرف از بین برود.
پیچ و خم های اداری مافیایی در ایران آن چنان درهم پیچیده است که با بخشنامه و مصوبه های غیرقانونی توسط عوامل دست چین شده وجا شده در سیستم اداری می تواند هر قانون و هر دستوری را بی اثر کرده و به زباله دان بفرستد.
برای بهبود وضعیت کار و کارگری باید سیستم مافیایی تغییر کند تا اتفاقات انسانی رقم بخورد. در یک سیستم مافیایی ضدانسانی هیچ اتفاق خوبی رخ نخواهد داد.
آقای پزشکیان هم می داند در به روی چه پاشنه ای می چرخد و خودش هم پیگیر حرفی که زده نمی شود و نخواهد شد چرا که او هم می داند مافیا قدرتمندتر از هر رییس دولتی است.
*گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۱۵ خرداد ۱۴۰۵*
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در روز کارگر امسال آقای پزشکیان حذف شرکت های پیمانکاری را اعلام نمود که باعث خوشحالی بسیاری از کارگران شد.
اما همانگونه که در سیستم مافیایی اداری ایران همیشه اتفاق می افتاد این است که هر کار خوبی در چرخ دنده کاغذبازی به کاریکاتوری تبدیل خواهد شد و می شود.
خبر رسیده است که کارکنان لیسانس و بالاتر در شرکت های پیمانکاری مطابق با قانون مدیریت خدمات کشوری استخدام خواهند شد. زیر مدرک لیسانس هم طبق قانون کار رفتار خواهد شد. البته منوط بر این است که بخشنامهای به سازمان اداری و دستگاههای ذیربط صادر شود.
*یعنی حرف آقای پزشکیان کشک!*
مافیای پیمانکاری که بر تولید خیمه زده است و وزیر وکیل و رییس دولت جابجا می کند از این حرف آقای پزشکیان نمی هراسد و حتمن نخواهد گذاشت سودهای افسانهای که از رانت دلالی نیروی انسانی آنهم به ویژه در صنعت نفت و گاز و نیروگاهی بدست می آورد با یک حرف از بین برود.
پیچ و خم های اداری مافیایی در ایران آن چنان درهم پیچیده است که با بخشنامه و مصوبه های غیرقانونی توسط عوامل دست چین شده وجا شده در سیستم اداری می تواند هر قانون و هر دستوری را بی اثر کرده و به زباله دان بفرستد.
برای بهبود وضعیت کار و کارگری باید سیستم مافیایی تغییر کند تا اتفاقات انسانی رقم بخورد. در یک سیستم مافیایی ضدانسانی هیچ اتفاق خوبی رخ نخواهد داد.
آقای پزشکیان هم می داند در به روی چه پاشنه ای می چرخد و خودش هم پیگیر حرفی که زده نمی شود و نخواهد شد چرا که او هم می داند مافیا قدرتمندتر از هر رییس دولتی است.
*گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۱۵ خرداد ۱۴۰۵*
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*قانون جدید بازنشستگی؛ خنجری زهرآگین بر گلوی معیشت کارگران!
*
باز هم تیغ را برداشتند، اما اینبار نه از روبهرو، که از پشت. باز هم قانونی نوشتند بر سر سفرههای خالی کارگران، در اتاقهای دربسته و پشت پردههای بوروکراسی فاسدی که بوی نان داغ و جان کندن را فقط از دور حس کرده است. *«حقوق بازنشستگی بر اساس میانگین تمام سنوات واریز حق بیمه»...* این جمله را چند بار بخوانید. پشت هر کلمهاش، صدای شکستن استخوانهای یک کارگر کهنسال پنهان است که سی سال عرق ریخت و حالا باید با لجنمال کردن دسترنجش، التماس روزی حلال کند.
*میانگین تمام سالها؛ یعنی تورمِ جهنمی سالهای آخرت را میدوزیم به حقوق ناچیز بیست سال پیش، وقتی هنوز پول، پول بود.*
برای کارگری که زیر بیست سال سابقه دارد، این حکم شرعی نیست، حکم قصاص بیگناه است. حقوق دههٔ نود یا ابتدای دههٔ نود خورشیدی، کجا و تورم افسارگسیختهٔ امروز کجا؟ انگار تورم را فقط در قیمت نان و گوشت میبینیم، اما در حق بیمهای که سالهای جوانی از گوشت و پوستمان کندند، کور میشویم. میانگین تمام ادوار؟ یعنی برو گم شو، تو که بیست سال پیش یک میلیون تومان بیمه میدادی، امروز با همان متر و معیار پیراهن بازنشستگیات را میبُریم. این محاسبه، چیزی نیست جز دزدی علنی از سفرهٔ کارگران.
*«حداقل حقوق اداره کار» برای کارگران ۲۰ تا ۳۰ سال سابقه... وای بر این عدالت زهرخند!*
وزارت کاری که سالهاست در مرداب فساد و ناکارآمدی دست و پا میزند، حتی یک بار هم نتوانست افزایش حقوق را پابهپای تورم بالا ببرد. حالا همان وزارتخانهٔ بیاراده و آلوده، میخواهد مرجع تعیین کف زندگی بازنشستهای باشد که سه دهه جان کنده است؟ این دیگر ظلم نیست، این کمدی سیاهی است که تهاش یک عمر پشیمانی و شکستگی است. *حداقل حقوق یعنی «بمیر اما نگو که گرسنهای»،* *یعنی یک لقمه نان و یک مشت دوا تقسیم بر هیچ.* بازنشستهٔ ۳۰ سال سابقه را با کارگری که تازه وارد بازار کار شده یکسان گرفتن، توهینی است که فقط از حلقوم یک نظام تصمیمگیر فاسد بیرون میآید.
*تأمین اجتماعی! دست از سر کارگران بردار و برو سراغ غارتگران اصلی*
شما، ای سازمان تأمین اجتماعی که سهامداران اصلیات همین کارگران خمیدهقامتند، چرا به جای شاخوشانه کشیدن برای ولینعمتان خود، یقهٔ دولت را نمیگیری؟ بدهیهای نجومی دولت به صندوق تأمین اجتماعی کجاست؟ مگر کارگر بیچاره باید تاوان بیکفایتی و عهدشکنی دولتهای پشت سر هم را بدهد؟ شما که در برابر دولت مثل موم نرمید، چرا در مقابل کارگران، قلدر و آهنپوش میشوید؟
و بعد، سکوت مرگبارتان در برابر اختلاسها و دستبردهای مدیران دولتساختهای که صندوق را چپاول کردند. چند هزار میلیارد تومان از این صندوق غارت شده، اما جوابگوییش کجاست؟ دادگاه کجاست؟ زندان کجاست؟ هیچجا. اما برای کم کردن چند تومان از حقوق بازنشسته، قانون جدید میتراشید و جلسه پشت جلسه میگذارید. ریختن خون در شیشهٔ معیشت کارگر و نامش را «اصلاحات پارامتریک» گذاشتن، فقط از شما برمیآید.
با این برنامهٔ جدید، چه خدمات اضافهای به بازنشستگان میدهید؟ هیچ. مطلقاً هیچ.
جز تحقیرِ مضاعف، جز صفهای طولانی برای درمانی که نیست، جز داروهایی که باید از جیبِ خالی خرید، جز برخوردهای امنیتی با اعتراضهای آرام پیرمردانی که فقط بقای شأنشان را میخواهند. اگر خدمات اضافهای نیست – که نیست – پس چرا میخواهید حق بیمه را تماموکمال بستانید و حق بازنشستگی را ناقص و لگدمال شده بپردازید؟ این همان باجگیری مدرن است؛ باج از جانهایی که دیگر رمق فریاد ندارند.
*تأمین اجتماعی دیروز: پناه روزهای سخت. تأمین اجتماعی امروز: بنگاه باجگیری از کارگران.*
آن نهادی که روزی قرار بود در سرما و گرما، در بیکاری و بیماری، تکیهگاه باشد، حالا به موجودی هراسآور بدل شده که هر صبح، بازنشسته با دلهره از خواب میپرد: «باز چه بلایی سرم آوردند؟» سازمانی که با هر بخشنامه، از رگ گردن به کارگر نزدیکتر میشود و با هر قانون، سفرهٔ او را کوچکتر میکند. این نهاد دیگر بیمهٔ آتیه نیست؛ تبدیل شده است به گروگانگیری آینده، به طنابداری که دو سرش را فقر و فساد بستهاند.
*ای رنجبران! این آخرین میخ بر تابوت کرامتتان است.*
بگذارید فریاد اعتراضمان نه فقط در شبکههای اجتماعی، که در وجدان تاریخ ثبت شود. قانون جدید بازنشستگی، بیعدالتی را قانون کرده است. و ما میمانیم و کولهباری از دستان پینهبستهای که دیگر حتی ارزش محاسبهٔ منصفانه را هم ندارند. آیا وقت آن نرسیده که تأمین اجتماعی به جای طراحی سناریوهای جدید برای به فلاکت کشیدن زندگی بازنشستگان، انگشت اتهام را به سمت غارتگران حقیقی بگیرد؟
**شما که قانون مینویسید، وجدانتان را با چه میانگینی محاسبه میکنند؟ میانگین تمام سالهای خدمتتان به قدرت، یا میانگین دردی که بر دل کارگران نشاندهاید.
علی عباس زاده
۱۶ خرداد ۱۴۰۵*
*
باز هم تیغ را برداشتند، اما اینبار نه از روبهرو، که از پشت. باز هم قانونی نوشتند بر سر سفرههای خالی کارگران، در اتاقهای دربسته و پشت پردههای بوروکراسی فاسدی که بوی نان داغ و جان کندن را فقط از دور حس کرده است. *«حقوق بازنشستگی بر اساس میانگین تمام سنوات واریز حق بیمه»...* این جمله را چند بار بخوانید. پشت هر کلمهاش، صدای شکستن استخوانهای یک کارگر کهنسال پنهان است که سی سال عرق ریخت و حالا باید با لجنمال کردن دسترنجش، التماس روزی حلال کند.
*میانگین تمام سالها؛ یعنی تورمِ جهنمی سالهای آخرت را میدوزیم به حقوق ناچیز بیست سال پیش، وقتی هنوز پول، پول بود.*
برای کارگری که زیر بیست سال سابقه دارد، این حکم شرعی نیست، حکم قصاص بیگناه است. حقوق دههٔ نود یا ابتدای دههٔ نود خورشیدی، کجا و تورم افسارگسیختهٔ امروز کجا؟ انگار تورم را فقط در قیمت نان و گوشت میبینیم، اما در حق بیمهای که سالهای جوانی از گوشت و پوستمان کندند، کور میشویم. میانگین تمام ادوار؟ یعنی برو گم شو، تو که بیست سال پیش یک میلیون تومان بیمه میدادی، امروز با همان متر و معیار پیراهن بازنشستگیات را میبُریم. این محاسبه، چیزی نیست جز دزدی علنی از سفرهٔ کارگران.
*«حداقل حقوق اداره کار» برای کارگران ۲۰ تا ۳۰ سال سابقه... وای بر این عدالت زهرخند!*
وزارت کاری که سالهاست در مرداب فساد و ناکارآمدی دست و پا میزند، حتی یک بار هم نتوانست افزایش حقوق را پابهپای تورم بالا ببرد. حالا همان وزارتخانهٔ بیاراده و آلوده، میخواهد مرجع تعیین کف زندگی بازنشستهای باشد که سه دهه جان کنده است؟ این دیگر ظلم نیست، این کمدی سیاهی است که تهاش یک عمر پشیمانی و شکستگی است. *حداقل حقوق یعنی «بمیر اما نگو که گرسنهای»،* *یعنی یک لقمه نان و یک مشت دوا تقسیم بر هیچ.* بازنشستهٔ ۳۰ سال سابقه را با کارگری که تازه وارد بازار کار شده یکسان گرفتن، توهینی است که فقط از حلقوم یک نظام تصمیمگیر فاسد بیرون میآید.
*تأمین اجتماعی! دست از سر کارگران بردار و برو سراغ غارتگران اصلی*
شما، ای سازمان تأمین اجتماعی که سهامداران اصلیات همین کارگران خمیدهقامتند، چرا به جای شاخوشانه کشیدن برای ولینعمتان خود، یقهٔ دولت را نمیگیری؟ بدهیهای نجومی دولت به صندوق تأمین اجتماعی کجاست؟ مگر کارگر بیچاره باید تاوان بیکفایتی و عهدشکنی دولتهای پشت سر هم را بدهد؟ شما که در برابر دولت مثل موم نرمید، چرا در مقابل کارگران، قلدر و آهنپوش میشوید؟
و بعد، سکوت مرگبارتان در برابر اختلاسها و دستبردهای مدیران دولتساختهای که صندوق را چپاول کردند. چند هزار میلیارد تومان از این صندوق غارت شده، اما جوابگوییش کجاست؟ دادگاه کجاست؟ زندان کجاست؟ هیچجا. اما برای کم کردن چند تومان از حقوق بازنشسته، قانون جدید میتراشید و جلسه پشت جلسه میگذارید. ریختن خون در شیشهٔ معیشت کارگر و نامش را «اصلاحات پارامتریک» گذاشتن، فقط از شما برمیآید.
با این برنامهٔ جدید، چه خدمات اضافهای به بازنشستگان میدهید؟ هیچ. مطلقاً هیچ.
جز تحقیرِ مضاعف، جز صفهای طولانی برای درمانی که نیست، جز داروهایی که باید از جیبِ خالی خرید، جز برخوردهای امنیتی با اعتراضهای آرام پیرمردانی که فقط بقای شأنشان را میخواهند. اگر خدمات اضافهای نیست – که نیست – پس چرا میخواهید حق بیمه را تماموکمال بستانید و حق بازنشستگی را ناقص و لگدمال شده بپردازید؟ این همان باجگیری مدرن است؛ باج از جانهایی که دیگر رمق فریاد ندارند.
*تأمین اجتماعی دیروز: پناه روزهای سخت. تأمین اجتماعی امروز: بنگاه باجگیری از کارگران.*
آن نهادی که روزی قرار بود در سرما و گرما، در بیکاری و بیماری، تکیهگاه باشد، حالا به موجودی هراسآور بدل شده که هر صبح، بازنشسته با دلهره از خواب میپرد: «باز چه بلایی سرم آوردند؟» سازمانی که با هر بخشنامه، از رگ گردن به کارگر نزدیکتر میشود و با هر قانون، سفرهٔ او را کوچکتر میکند. این نهاد دیگر بیمهٔ آتیه نیست؛ تبدیل شده است به گروگانگیری آینده، به طنابداری که دو سرش را فقر و فساد بستهاند.
*ای رنجبران! این آخرین میخ بر تابوت کرامتتان است.*
بگذارید فریاد اعتراضمان نه فقط در شبکههای اجتماعی، که در وجدان تاریخ ثبت شود. قانون جدید بازنشستگی، بیعدالتی را قانون کرده است. و ما میمانیم و کولهباری از دستان پینهبستهای که دیگر حتی ارزش محاسبهٔ منصفانه را هم ندارند. آیا وقت آن نرسیده که تأمین اجتماعی به جای طراحی سناریوهای جدید برای به فلاکت کشیدن زندگی بازنشستگان، انگشت اتهام را به سمت غارتگران حقیقی بگیرد؟
**شما که قانون مینویسید، وجدانتان را با چه میانگینی محاسبه میکنند؟ میانگین تمام سالهای خدمتتان به قدرت، یا میانگین دردی که بر دل کارگران نشاندهاید.
علی عباس زاده
۱۶ خرداد ۱۴۰۵*
*به نام خدا*
*جناب دکتر امیرحسین نظری نماینده محترم مردم شریف شهرستانهای رامهرمز و رامشیر در مجلس.*
*و همچنین به محضر نمایندگان چهارده گانه استان خوزستان در مجلس.*
*با احترام:*
*همانگونه که استحضار دارید تا مورخه ۱۶خرداد۱۴۰۵ یعنی سپری شدن ۷۸روز از سال جدید هنوز افزایش حقوق و مزایای قانونی بازنشستگان تامین اجتماعی تعیین تکلیف نشد.*
*لذا این بد عهدی دولت و شلختگی سازمان تامین اجتماعی کشور باعث بروز مشکلات عدیده ای برای این قشر زحمتکش شده که عمری مولد اقتصاد کشور بوده اند.*
*لذا طبق شنیده ها قرار است یکشنبه هفده خرداد جلسه ای با حضور دکتر عارف معاون رئیس جمهور ؛ مدیرعامل سازمان و کمیسون اجتماعی مجلس با موضوع بودجه سازمان و بازنشستگان برگزار شود*
*از حضرتعالی و دیگر نمایندگان استان در مجلس خواهشمندیم با توجه به در اختیار داشتن ابزار نظارتی مجلس و ارتباط دوستانه با میدری وزیر کار نسبت به موارد حق اعمال شده در قانون از حق و حقوق پایمال شده بازنشستگان دفاع کرده و نظارت داشته باشید. تا احقاق حق و به نتیجه مطلوب برسد.*
*با سپاس فراوان ابراهیم شیخی*
*کارگر بازنشسته و فعال کارگری رامهرمز*
*۱۶خرداد۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*جناب دکتر امیرحسین نظری نماینده محترم مردم شریف شهرستانهای رامهرمز و رامشیر در مجلس.*
*و همچنین به محضر نمایندگان چهارده گانه استان خوزستان در مجلس.*
*با احترام:*
*همانگونه که استحضار دارید تا مورخه ۱۶خرداد۱۴۰۵ یعنی سپری شدن ۷۸روز از سال جدید هنوز افزایش حقوق و مزایای قانونی بازنشستگان تامین اجتماعی تعیین تکلیف نشد.*
*لذا این بد عهدی دولت و شلختگی سازمان تامین اجتماعی کشور باعث بروز مشکلات عدیده ای برای این قشر زحمتکش شده که عمری مولد اقتصاد کشور بوده اند.*
*لذا طبق شنیده ها قرار است یکشنبه هفده خرداد جلسه ای با حضور دکتر عارف معاون رئیس جمهور ؛ مدیرعامل سازمان و کمیسون اجتماعی مجلس با موضوع بودجه سازمان و بازنشستگان برگزار شود*
*از حضرتعالی و دیگر نمایندگان استان در مجلس خواهشمندیم با توجه به در اختیار داشتن ابزار نظارتی مجلس و ارتباط دوستانه با میدری وزیر کار نسبت به موارد حق اعمال شده در قانون از حق و حقوق پایمال شده بازنشستگان دفاع کرده و نظارت داشته باشید. تا احقاق حق و به نتیجه مطلوب برسد.*
*با سپاس فراوان ابراهیم شیخی*
*کارگر بازنشسته و فعال کارگری رامهرمز*
*۱۶خرداد۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*نئولیبرالیسم سارق اندوخته های بازنشستگان و کارگران!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی که دولت به تامین اجتماعی بیش از ۱۰۰۰ همت پول بدهکار است اما بانک مرکزی ۴۵ همت پولی را که بابت پرداخت حقوق بازنشستگان در اسفند و فروردین به تامین اجتماعی قرض داده بود را به فوریت و با هماهنگی وزیر ضد کارگران و بازنشستگان، میدری و سالاری رییس سازمان تامین اجتماعی را پس گرفت و باعث شد و پاخت افزایش حقوق های بازنشستگان به تاخیر بیفتد. وزیر اقتصاد نیز در راستای همین عملکرد ضد کارگری خط اعتباری بانک مرکزی برای بانک رفاه را که به منظور افزایش حقوق بازنشستگان تدارک دیده شده بود را به مبلغ ۱۷ همت را مسدود کرد.
این در حالیست که دولت نه تنها بدهی سال گذشته خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است بلکه امسال هم از دادن ۲۷۰ همت بدهی خود تاکنون خودداری کرده است.
قرض دولت باید سریعن و با همکاری وزیرکار و سالاری باید پرداخت شود اما بدهی ۲۷۰ همتی نه تنها پیگیری نمی شود بلکه چشم پوشی هم می شود.
پررویی و وقاحت وزارت اقتصاد که به دنبال نابودی معیشت بازنشستگان است از آنجا معلوم می شود که ۴۵ همت قرض خود را از تامین اجتماعی گرفت و برای اینکه ضربه کاری دیگری هم بزند ۱۷ همت خط اعتباری به بانک رفاه رادهممسدود کرد تا دشمنی خود را کامل کرده باشد.
نه دولت، نه سازمان تامین اجتماعی، نه وزیرکار، نه کانون عالی هیچکس به دنبال گرفتن معوقه سال گذشته و ۲۷۰ همت بدهی دولت به تامین اجتماعی نیست، چرا؟؟ چه زد و بندی در خفا صورت گرفته است؟؟
هر روز که می گذرد همدستی سالاری و میدری وزیر کار با وزیر اقتصاد برای نابودی تامین اجتماعی بیشتر آشکار می شود. لایحه تخفیف به کارفرمایان و امروز هم این خرابکاری عمدی در ایجاد کمبود مصنوعی منابع مالی برای گرسنگی دادن به بازنشستگان دست این ضد بازنشستگان را رو کرده است.
سیاست های ضدانسانی نئولیبرالیسم یعنی گرسنگی دادن به مردم، گران کردن دارو و درمان برای کشتن بازنشستگان، غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان در تامین اجتماعی و نپرداختن بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی است.
*برای بیرون کردن خرابکاران زندگی مزدبگیران، باید فریاد متحد در یکشنبه های اعتراضی را خروشان تر کرد!
مدنی، میدری، سالاری/ سه منبع فسادید
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی که دولت به تامین اجتماعی بیش از ۱۰۰۰ همت پول بدهکار است اما بانک مرکزی ۴۵ همت پولی را که بابت پرداخت حقوق بازنشستگان در اسفند و فروردین به تامین اجتماعی قرض داده بود را به فوریت و با هماهنگی وزیر ضد کارگران و بازنشستگان، میدری و سالاری رییس سازمان تامین اجتماعی را پس گرفت و باعث شد و پاخت افزایش حقوق های بازنشستگان به تاخیر بیفتد. وزیر اقتصاد نیز در راستای همین عملکرد ضد کارگری خط اعتباری بانک مرکزی برای بانک رفاه را که به منظور افزایش حقوق بازنشستگان تدارک دیده شده بود را به مبلغ ۱۷ همت را مسدود کرد.
این در حالیست که دولت نه تنها بدهی سال گذشته خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است بلکه امسال هم از دادن ۲۷۰ همت بدهی خود تاکنون خودداری کرده است.
قرض دولت باید سریعن و با همکاری وزیرکار و سالاری باید پرداخت شود اما بدهی ۲۷۰ همتی نه تنها پیگیری نمی شود بلکه چشم پوشی هم می شود.
پررویی و وقاحت وزارت اقتصاد که به دنبال نابودی معیشت بازنشستگان است از آنجا معلوم می شود که ۴۵ همت قرض خود را از تامین اجتماعی گرفت و برای اینکه ضربه کاری دیگری هم بزند ۱۷ همت خط اعتباری به بانک رفاه رادهممسدود کرد تا دشمنی خود را کامل کرده باشد.
نه دولت، نه سازمان تامین اجتماعی، نه وزیرکار، نه کانون عالی هیچکس به دنبال گرفتن معوقه سال گذشته و ۲۷۰ همت بدهی دولت به تامین اجتماعی نیست، چرا؟؟ چه زد و بندی در خفا صورت گرفته است؟؟
هر روز که می گذرد همدستی سالاری و میدری وزیر کار با وزیر اقتصاد برای نابودی تامین اجتماعی بیشتر آشکار می شود. لایحه تخفیف به کارفرمایان و امروز هم این خرابکاری عمدی در ایجاد کمبود مصنوعی منابع مالی برای گرسنگی دادن به بازنشستگان دست این ضد بازنشستگان را رو کرده است.
سیاست های ضدانسانی نئولیبرالیسم یعنی گرسنگی دادن به مردم، گران کردن دارو و درمان برای کشتن بازنشستگان، غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان در تامین اجتماعی و نپرداختن بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی است.
*برای بیرون کردن خرابکاران زندگی مزدبگیران، باید فریاد متحد در یکشنبه های اعتراضی را خروشان تر کرد!
مدنی، میدری، سالاری/ سه منبع فسادید
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان در اهواز
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان در اهواز
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
تجمع اعتراضی بازنشستگان در رشت
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
تجمع اعتراضی بازنشستگان در رشت
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
تجمع اعتراضی بازنشستگان در تهران
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
تجمع اعتراضی بازنشستگان در تهران
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
**یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه، بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
*در دزفول* بازنشستگان می گفتند:«با وجود گذشت سه ماه از سال، سازمان تامین اجتماعی هنوز عمق فشار خردکننده اقتصادی بر جامعه بازنشستگان را درک نکرده است.» در همین راستا، بازنشستگان دزفول امروز مقابل اداره تامین اجتماعی این شهر تجمع کرده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت درمان و معیشت خود شدند. تجمع اعتراضی بازنشستگان شهرستان دزفول امروز یکشنبه بعد از دو روزی که از وعده مدیر عامل سازمان گذشته در خصوص صدور احکام در پانزدهم خرداد برگزار شد. بازنشستگان گفتند:«جناب وزیرکار و مدیرعامل سازمان، در فکر استعفا باشید چون با این رویه ی که در پیش گرفته اید برای ما مسجل شده که میخواهید چوب حراج به سازمان و صندوق بین النسلی بزنید»
*بازنشستگان شوش،* خواستار اجرای قانون در بخش معیشت و درمان، اجرای ضریب افزایش متناسب سازی به مانند دوسال گذشته؛ افزایش مزایا؛ بازگشت مزایای بازماندگان و لحاظ شدن ۱۰ درصد افزایش حداقل بگیرها و۷۱۶هزارتومان انها در احکام سال ۱۴۰۵ شدند.مهمترین مطالبه امروز بازنشستگان شوش عدم ادغام سازمان در دیگر صندوقهای بازنشستگی در قالب طرح نوین صندوقهای بازنشستگی شده و آن را خلاف قانون و شرع و اصول پرداخت بیمه پردازی دانستند.
*بازنشستگان قزوینی* گفتند:«وقتی افزایش مستمری بازنشستگان به واسطه مصوبه شورای عالی کار عرف می شود، امسال هم باید اجرایی شود» با آنکه از آنان خواسته شد با مدیرکل دیداری داشته باشند آنان پاسخ دادند:«مدیرکل بارها گفته است من تصمیم گیرنده نیستم»
*بازنشستگان اهوازی* که برای پیگیری نامه هفته گذشته خود تجمع برگزار کرده بودند با دست خالی و اینکه منتظر باشید امروز وضعیت تان مشخص خواهد شد به خانه رفتند.
*در رشت،* فرزندان شما هم صدا با مطالبه گران کف خیابان شوش، اهواز، ،تهران، دزفول، تبریز و قزوین، با شعار:«کارگر زندانی، معلم زندانی و معترض زندانی آزاد باید گردد» و شعار محوری «تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان» به خیابان آمده و خشم نفرت خود را نسبت به فقر و فاصله طبقاتی و فروپاشی نظام غذا و دارو ابراز داشته و پرونده سازی علیه مطالبه گران کف خیابان از جمله دانش آموزان، دانشجویان، کارگران، معلمان، و فعالان صنفی و مدنی را محکوم و از مردم دعوت به اتحاد و حمایت همه جانبه کردند.
*بازنشستگان تهرانی* طبق روال همه هفته در خیابان آزادی روبروی سازمان تامین اجتماعی با شعار:«میدری، سالاری/ استعفا استعفا» تجمع اعتراضی خود را برگزار و توجه عابرین را جلب کردند.
*بازنشستگان تبریزی* مقابل تامین اجتماعی جهت مطالبه صدور احکام و اعتراض به تاخیر آن جمع شدند و تعدادی هم در کانون بازنشستگی اجتماع کرده بودند. بازنشستگان که تعدادی بیش از ۳۰۰ نفر می شدند با اسدی کانون عالی صحبت کردند.اسدی گفت احکام خورده فقط چند روزی صبر کنید تا سایت بالا بیایید. با جعفری نماینده مجلس از تبریز تماس گرفته شد و ایشان گفت:«سعی می کنیم مطالبات کارگران با حقوق خرداد پرداخت شود.» در این جلسه گفته میشد سالاری کارشکنی می کند بجای اجرای روال دو سال گذشته می خواهد قانون را اجرا کند که جواب داده شده اگر راست می گوید ماده ۹۶ ،۵۴ و...را اجرا کند. بازنشستگان تهدید کردند در صورت کارشکنی اعتراض خیابانی برگزار خواهیم کرد.
آنچه مشخص است سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار با همدستی و تعلل کانون عالی به دنبال کاهش هرچه بیشتر حقوق ها و به ویژه همسان سازی هستند. این موضوع تا چند روز دیگر آشکار خواهد شد.
*مافیا به دنبال هم نان ما و هم جان ماست. باید برای خنثا کردن نقشه های شوم مافیا، متحد و یکپارچه این برنامه گرسنگی دادن و بی دارو گذاشتن بازنشستگان را به شکست کشاند.
بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه، بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
*در دزفول* بازنشستگان می گفتند:«با وجود گذشت سه ماه از سال، سازمان تامین اجتماعی هنوز عمق فشار خردکننده اقتصادی بر جامعه بازنشستگان را درک نکرده است.» در همین راستا، بازنشستگان دزفول امروز مقابل اداره تامین اجتماعی این شهر تجمع کرده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت درمان و معیشت خود شدند. تجمع اعتراضی بازنشستگان شهرستان دزفول امروز یکشنبه بعد از دو روزی که از وعده مدیر عامل سازمان گذشته در خصوص صدور احکام در پانزدهم خرداد برگزار شد. بازنشستگان گفتند:«جناب وزیرکار و مدیرعامل سازمان، در فکر استعفا باشید چون با این رویه ی که در پیش گرفته اید برای ما مسجل شده که میخواهید چوب حراج به سازمان و صندوق بین النسلی بزنید»
*بازنشستگان شوش،* خواستار اجرای قانون در بخش معیشت و درمان، اجرای ضریب افزایش متناسب سازی به مانند دوسال گذشته؛ افزایش مزایا؛ بازگشت مزایای بازماندگان و لحاظ شدن ۱۰ درصد افزایش حداقل بگیرها و۷۱۶هزارتومان انها در احکام سال ۱۴۰۵ شدند.مهمترین مطالبه امروز بازنشستگان شوش عدم ادغام سازمان در دیگر صندوقهای بازنشستگی در قالب طرح نوین صندوقهای بازنشستگی شده و آن را خلاف قانون و شرع و اصول پرداخت بیمه پردازی دانستند.
*بازنشستگان قزوینی* گفتند:«وقتی افزایش مستمری بازنشستگان به واسطه مصوبه شورای عالی کار عرف می شود، امسال هم باید اجرایی شود» با آنکه از آنان خواسته شد با مدیرکل دیداری داشته باشند آنان پاسخ دادند:«مدیرکل بارها گفته است من تصمیم گیرنده نیستم»
*بازنشستگان اهوازی* که برای پیگیری نامه هفته گذشته خود تجمع برگزار کرده بودند با دست خالی و اینکه منتظر باشید امروز وضعیت تان مشخص خواهد شد به خانه رفتند.
*در رشت،* فرزندان شما هم صدا با مطالبه گران کف خیابان شوش، اهواز، ،تهران، دزفول، تبریز و قزوین، با شعار:«کارگر زندانی، معلم زندانی و معترض زندانی آزاد باید گردد» و شعار محوری «تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان» به خیابان آمده و خشم نفرت خود را نسبت به فقر و فاصله طبقاتی و فروپاشی نظام غذا و دارو ابراز داشته و پرونده سازی علیه مطالبه گران کف خیابان از جمله دانش آموزان، دانشجویان، کارگران، معلمان، و فعالان صنفی و مدنی را محکوم و از مردم دعوت به اتحاد و حمایت همه جانبه کردند.
*بازنشستگان تهرانی* طبق روال همه هفته در خیابان آزادی روبروی سازمان تامین اجتماعی با شعار:«میدری، سالاری/ استعفا استعفا» تجمع اعتراضی خود را برگزار و توجه عابرین را جلب کردند.
*بازنشستگان تبریزی* مقابل تامین اجتماعی جهت مطالبه صدور احکام و اعتراض به تاخیر آن جمع شدند و تعدادی هم در کانون بازنشستگی اجتماع کرده بودند. بازنشستگان که تعدادی بیش از ۳۰۰ نفر می شدند با اسدی کانون عالی صحبت کردند.اسدی گفت احکام خورده فقط چند روزی صبر کنید تا سایت بالا بیایید. با جعفری نماینده مجلس از تبریز تماس گرفته شد و ایشان گفت:«سعی می کنیم مطالبات کارگران با حقوق خرداد پرداخت شود.» در این جلسه گفته میشد سالاری کارشکنی می کند بجای اجرای روال دو سال گذشته می خواهد قانون را اجرا کند که جواب داده شده اگر راست می گوید ماده ۹۶ ،۵۴ و...را اجرا کند. بازنشستگان تهدید کردند در صورت کارشکنی اعتراض خیابانی برگزار خواهیم کرد.
آنچه مشخص است سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار با همدستی و تعلل کانون عالی به دنبال کاهش هرچه بیشتر حقوق ها و به ویژه همسان سازی هستند. این موضوع تا چند روز دیگر آشکار خواهد شد.
*مافیا به دنبال هم نان ما و هم جان ماست. باید برای خنثا کردن نقشه های شوم مافیا، متحد و یکپارچه این برنامه گرسنگی دادن و بی دارو گذاشتن بازنشستگان را به شکست کشاند.
بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *