*بیمه بیکاری از توهم تا واقعیت!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با تمام هیاهوی برخاسته از امپراتوری دروغ و خودفروختگانی چون میدری و خانه کارگر در این خصوص که تمامی افرادی که در جنگ بیکار گشته اند به بیمه بیکاری راهنمایی شدند، با آمار ارایه شده توسط معاونین وزارت کار مشخص شد که فقط ۶۶ هزار نفر از کسانی که از رقم ادعایی ۲۵۰ هزارنفری پس از سه ماه، بیمه بیکاری دریافت می کنند. البته این آمار وزارت کار و خانه کارگر است. در حالی که تعداد بیکار شدگان بیش از ۲ میلیون نفر کارگر در طی جنگ می باشند که بیشتر آنان تحت پوشش بیمه، آن هم به همت سازوکارهای وزارت کار و تعطیلی بخش بازرسی، نبودند. آن تعدادی هم که تحت پوشش بودند نزدیک به ۸۰۰ هزار نفرند که درخواست بیمه بیکاریشان رد شده است.
میدری و سالاری در یک پاسکاری هماهنگ به گفته معاونین شان ۱۹۰ هزار کارگر را از دریافت بیمه بیکاری محروم کرده و به آن افتخار می کنند.
یکی از شگردهای رد شدن تقاضای بیمه بیکاری سر زدن نا به هنگام به منزل افراد است و چنانچه در خانه نباشند درخواست بیمه بیکاریشان لغو خواهد شد. مثل اینکه کارگر بیکار زندانی است که نباید مریض شود، مشکل اداری داشته باشد، و یا حتا برای خرید از خانه خارج شود.
اگر این اهتمام و زرنگی را بازرسین و جدیت را وزارت کار در خصوص بیمه کردن کارگران و جلوگیری از فرار بیمه ای کارفرمایان تاکنون انجام داده بودند امروز ثروت تامین اجتماعی سر به فلک کشیده بود. اما مافیای رخنه کرده در تامین اجتماعی و وزارت کار، اجازه بازرسی سختگیرانه از واحدهای تولیدی را به بازرسین خود ندادند تا تامین اجتماعی را به ورشکستگی بکشانند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با تمام هیاهوی برخاسته از امپراتوری دروغ و خودفروختگانی چون میدری و خانه کارگر در این خصوص که تمامی افرادی که در جنگ بیکار گشته اند به بیمه بیکاری راهنمایی شدند، با آمار ارایه شده توسط معاونین وزارت کار مشخص شد که فقط ۶۶ هزار نفر از کسانی که از رقم ادعایی ۲۵۰ هزارنفری پس از سه ماه، بیمه بیکاری دریافت می کنند. البته این آمار وزارت کار و خانه کارگر است. در حالی که تعداد بیکار شدگان بیش از ۲ میلیون نفر کارگر در طی جنگ می باشند که بیشتر آنان تحت پوشش بیمه، آن هم به همت سازوکارهای وزارت کار و تعطیلی بخش بازرسی، نبودند. آن تعدادی هم که تحت پوشش بودند نزدیک به ۸۰۰ هزار نفرند که درخواست بیمه بیکاریشان رد شده است.
میدری و سالاری در یک پاسکاری هماهنگ به گفته معاونین شان ۱۹۰ هزار کارگر را از دریافت بیمه بیکاری محروم کرده و به آن افتخار می کنند.
یکی از شگردهای رد شدن تقاضای بیمه بیکاری سر زدن نا به هنگام به منزل افراد است و چنانچه در خانه نباشند درخواست بیمه بیکاریشان لغو خواهد شد. مثل اینکه کارگر بیکار زندانی است که نباید مریض شود، مشکل اداری داشته باشد، و یا حتا برای خرید از خانه خارج شود.
اگر این اهتمام و زرنگی را بازرسین و جدیت را وزارت کار در خصوص بیمه کردن کارگران و جلوگیری از فرار بیمه ای کارفرمایان تاکنون انجام داده بودند امروز ثروت تامین اجتماعی سر به فلک کشیده بود. اما مافیای رخنه کرده در تامین اجتماعی و وزارت کار، اجازه بازرسی سختگیرانه از واحدهای تولیدی را به بازرسین خود ندادند تا تامین اجتماعی را به ورشکستگی بکشانند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*مانعتراشی برای تبدیل وضعیت کارگران شرکتی؛ وعدههای بینتیجه مجلس و استثمار به نام قانون
*
*تداوم استثمار به خاطر یک بند ۱۰ درصدی / مجلس ۷ سال است فقط وعده درمانی میکند*
در حالی که هفت سال از تصویب ماده واحده «تعیین تکلیف وضعیت نیروهای پیمانکار نیروی انسانی در دستگاههای اجرایی» میگذرد، همچنان کارگران در صنعت نفت و گاز و سایر کارخانه ها و شرکت ها در سرگردانی به سر میبرند. وعدههای نمایندگان مجلس برای اصلاح ساختار اشتغال و تبدیل وضعیت این نیروها، تاکنون جز «درمان»ی برای التیام افکار عمومی، نتیجه دیگری نداشته است.
یک فعال صنفی کارگران نفت و گاز در گفتوگو با بند ۱۰ درصدی معروف به ابزاری برای قانونی ماندن استثمار کارگران تبدیل شده است. بر اساس این بند، دستگاههای اجرایی مجازند حداکثر ۱۰ درصد از نیروهای خود را به صورت شرکتی نگه دارند؛ اما در عمل، بسیاری از شرکتها از این بند سوءاستفاده کرده و درصد واقعی نیروهای غیررسمی را فراتر از این رقم بردهاند یا با جابهجایی برچسبها، نیروهای تمام وقت را در قالب قراردادهای موقت نگه داشتهاند.
نکته تلخ آن است که مجلس در این سالها به جای اصلاح ساختاری، به وعدههای نمایشی و نامههای پیگیری بدون ضمانت اجرایی بسنده کرده است. هر بار که اعتراضات بالا گرفته، خبرهایی از *«قریبالوقوع بودن تصویب طرح ساماندهی کارکنان دولت»* منتشر شده، اما هیچ گاه به نتیجه نرسیده است. در عمل، کارگران پیمانکاری ها در به ویژه صنعت نفت با وجود سالها خدمت بیوقفه در مناطق عملیاتی، از حداقل مزایای قانون کار مانند بازخرید خدمات، سنوات، تسهیلات مسکن و بیمه تکمیلی همسان با کارگران رسمی محروم هستند.
این وضعیت نه فقط بیعدالتی آشکار، بلکه تهدیدی برای بهرهوری و ایمنی صنعت راهبردی نفت و گاز است. کارگری که آینده شغلی خود را تضمینشده نمیبیند، چگونه میتواند با انگیزه کامل در سختترین شرایط محیطی کار کند؟ و مهمتر، تکرار وعدههای بینتیجه مجلس و دولت، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
اگر نمایندگان مجلس واقعاً به دنبال حل مشکل هستند، راهکار روشن است: حذف یا اصلاح اساسی بند ۱۰ درصدی، الزام دستگاههای اجرایی به تبدیل وضعیت نیروهای با سابقه بالای چهار سال، و ایجاد سازوکار نظارت دقیق برای جلوگیری از دور زدن قانون. تا آن زمان، هر وعده جدید صرفاً «درمان»ی برای فریب وجدان عمومی خواهد بود، نه درمانی برای درد بیپایان کارگران پیمانکاری ها.
*
بی دلیل نیست که سندیکاهای کارگری را سرکوب و تلاشگران این عرصه را تهدید، اخراج و زندانی می کنند.
باید با جمع شدن در سندیکاهای کارگری این مهم را پیش برد.
شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای فلزکارمکانیک
۱۹ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
*تداوم استثمار به خاطر یک بند ۱۰ درصدی / مجلس ۷ سال است فقط وعده درمانی میکند*
در حالی که هفت سال از تصویب ماده واحده «تعیین تکلیف وضعیت نیروهای پیمانکار نیروی انسانی در دستگاههای اجرایی» میگذرد، همچنان کارگران در صنعت نفت و گاز و سایر کارخانه ها و شرکت ها در سرگردانی به سر میبرند. وعدههای نمایندگان مجلس برای اصلاح ساختار اشتغال و تبدیل وضعیت این نیروها، تاکنون جز «درمان»ی برای التیام افکار عمومی، نتیجه دیگری نداشته است.
یک فعال صنفی کارگران نفت و گاز در گفتوگو با بند ۱۰ درصدی معروف به ابزاری برای قانونی ماندن استثمار کارگران تبدیل شده است. بر اساس این بند، دستگاههای اجرایی مجازند حداکثر ۱۰ درصد از نیروهای خود را به صورت شرکتی نگه دارند؛ اما در عمل، بسیاری از شرکتها از این بند سوءاستفاده کرده و درصد واقعی نیروهای غیررسمی را فراتر از این رقم بردهاند یا با جابهجایی برچسبها، نیروهای تمام وقت را در قالب قراردادهای موقت نگه داشتهاند.
نکته تلخ آن است که مجلس در این سالها به جای اصلاح ساختاری، به وعدههای نمایشی و نامههای پیگیری بدون ضمانت اجرایی بسنده کرده است. هر بار که اعتراضات بالا گرفته، خبرهایی از *«قریبالوقوع بودن تصویب طرح ساماندهی کارکنان دولت»* منتشر شده، اما هیچ گاه به نتیجه نرسیده است. در عمل، کارگران پیمانکاری ها در به ویژه صنعت نفت با وجود سالها خدمت بیوقفه در مناطق عملیاتی، از حداقل مزایای قانون کار مانند بازخرید خدمات، سنوات، تسهیلات مسکن و بیمه تکمیلی همسان با کارگران رسمی محروم هستند.
این وضعیت نه فقط بیعدالتی آشکار، بلکه تهدیدی برای بهرهوری و ایمنی صنعت راهبردی نفت و گاز است. کارگری که آینده شغلی خود را تضمینشده نمیبیند، چگونه میتواند با انگیزه کامل در سختترین شرایط محیطی کار کند؟ و مهمتر، تکرار وعدههای بینتیجه مجلس و دولت، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
اگر نمایندگان مجلس واقعاً به دنبال حل مشکل هستند، راهکار روشن است: حذف یا اصلاح اساسی بند ۱۰ درصدی، الزام دستگاههای اجرایی به تبدیل وضعیت نیروهای با سابقه بالای چهار سال، و ایجاد سازوکار نظارت دقیق برای جلوگیری از دور زدن قانون. تا آن زمان، هر وعده جدید صرفاً «درمان»ی برای فریب وجدان عمومی خواهد بود، نه درمانی برای درد بیپایان کارگران پیمانکاری ها.
*
بی دلیل نیست که سندیکاهای کارگری را سرکوب و تلاشگران این عرصه را تهدید، اخراج و زندانی می کنند.
باید با جمع شدن در سندیکاهای کارگری این مهم را پیش برد.
شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای فلزکارمکانیک
۱۹ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*ما و گرگ ها!؟!؟*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در پیامی آقای قالیباف ریاست مجلس و مذاکره کننده با دشمن خطاب به مردم نوشت:
*« درود خدا بر شما که کشور را از دهان گرگها بیرون کشیدید»*
البته این پیام ناقص است و ما آن را تکمیل می کنیم:
آقای قالیباف،
آفرین بر شما که با تصویب های مداوم ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید تا گرانی سفره های مردم را خالی تر از همیشه کند.
آفرین بر شما که با دست دست کردن «لایحه حذف شرکت های پیمانکاری» و مصوب نکردن آن، میلیون ها خانواده کارگری را در معرض دزدی های میلیاردی هر روزه این گرگ ها گذاشتید.
آفرین بر شما و همکاران تان در سازمان تامین اجتماعی که تا می توانید از افزایش حقوق قانونی بازنشستگان و کارگران جلوگیری می کنید.
آفرین بر شما که اجازه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی را نمی دهید و تمامی مدارک این تحقیق و تفحص را به دست گرگ ها دادید تا همه مدارک را حذف کنند.
آفرین بر شما که تا می توانید قانون اساسی را به ورق پاره ای تبدیل کردید تا لایحه ضد مردمی هفتم توسعه را برای خانه خرابی مردم ایران مصوب کرده و مردم را به فلاکت بکشانید تا گرگ ها هر آنچه می خواهند بکنند.
آفرین بر شما که اجازه دادید در زمانی که کشور به ارز احتیاجی حیاتی دارد هر صادر کننده ای ۴۰ درصد ارزی که متعلق به مردم ایران است را در بانک های گرگ های خارجی ذخیره کنند و گرانی دلار و یورو و در همین راستا همه گرانی همه اقلام رقم بخورد.
آفرین بر شما که ما را با گرگ های داخلی که مردم را هر روزه در بیمارستان ها، فروشگاهها، پاره پاره می کنند تنها گذاشتید.
آفرین بر شما که از کنترل قیمت روغن، مرغ و تخممرغ نان و دارو خودداری می کنید تا گرگ ها بیشتر سود ببرند و جامعه کارگری حاشیه امنیت غذایی نداشته باشد و پر پر شدن فرزندانش را به چشم خود ببیند.
آقای قالیباف گرگ ها هر روز در خیابان های این کشور بلاخیز قدم می زنند و به ریش همه مردم ایران می خندند
*آقای قالیباف ما که کشور را از دهان گرگ بیرون آوردیم آفرین بر شما که ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در پیامی آقای قالیباف ریاست مجلس و مذاکره کننده با دشمن خطاب به مردم نوشت:
*« درود خدا بر شما که کشور را از دهان گرگها بیرون کشیدید»*
البته این پیام ناقص است و ما آن را تکمیل می کنیم:
آقای قالیباف،
آفرین بر شما که با تصویب های مداوم ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید تا گرانی سفره های مردم را خالی تر از همیشه کند.
آفرین بر شما که با دست دست کردن «لایحه حذف شرکت های پیمانکاری» و مصوب نکردن آن، میلیون ها خانواده کارگری را در معرض دزدی های میلیاردی هر روزه این گرگ ها گذاشتید.
آفرین بر شما و همکاران تان در سازمان تامین اجتماعی که تا می توانید از افزایش حقوق قانونی بازنشستگان و کارگران جلوگیری می کنید.
آفرین بر شما که اجازه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی را نمی دهید و تمامی مدارک این تحقیق و تفحص را به دست گرگ ها دادید تا همه مدارک را حذف کنند.
آفرین بر شما که تا می توانید قانون اساسی را به ورق پاره ای تبدیل کردید تا لایحه ضد مردمی هفتم توسعه را برای خانه خرابی مردم ایران مصوب کرده و مردم را به فلاکت بکشانید تا گرگ ها هر آنچه می خواهند بکنند.
آفرین بر شما که اجازه دادید در زمانی که کشور به ارز احتیاجی حیاتی دارد هر صادر کننده ای ۴۰ درصد ارزی که متعلق به مردم ایران است را در بانک های گرگ های خارجی ذخیره کنند و گرانی دلار و یورو و در همین راستا همه گرانی همه اقلام رقم بخورد.
آفرین بر شما که ما را با گرگ های داخلی که مردم را هر روزه در بیمارستان ها، فروشگاهها، پاره پاره می کنند تنها گذاشتید.
آفرین بر شما که از کنترل قیمت روغن، مرغ و تخممرغ نان و دارو خودداری می کنید تا گرگ ها بیشتر سود ببرند و جامعه کارگری حاشیه امنیت غذایی نداشته باشد و پر پر شدن فرزندانش را به چشم خود ببیند.
آقای قالیباف گرگ ها هر روز در خیابان های این کشور بلاخیز قدم می زنند و به ریش همه مردم ایران می خندند
*آقای قالیباف ما که کشور را از دهان گرگ بیرون آوردیم آفرین بر شما که ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
چه کردید با سفره های بی نان ما!
گزارشی از جهش بیسابقه قیمت اقلام اساسی و تأثیر آن بر سفره کارگران*
به گزارش روزنامهها...، بررسیهای میدانی از بازه اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حکایت از جهشهای نجومی قیمت در اقلام اساسی دارد. آمارها نشان میدهد که روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی، رکورددار گرانی در میان کالاهای خوراکی بودهاند. این ارقام یعنی خانوادهای که سال قبل برای خرید روغن ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هزینه میکرد، امروز باید بیش از ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.
اما این فقط روغن نیست. تخممرغ که سالها به عنوان ارزانترین منبع پروتئین برای خانوادههای کمدرآمد شناخته میشد، ۳۴۲ درصد گران شده است. مرغ نیز با رشد ۳۴۲.۹ درصدی، عملن از سفره اقشار آسیبپذیر حذف شده است.
برای یک کارگر با حداقل حقوق، این ارقام معنایی جز گرسنگی تدریجی ندارد. وقتی مرغ و تخممرغ با این سرعت گران میشوند، خانوادهها چارهای جز حذف آنها از سبد غذایی خود ندارند. مادران کارگری که روزگاری تخممرغ را وعده صبحانه فرزندانشان میگذاشتند، امروز آن را به یک خوراکی لوکس تبدیل شده میبینند.
واقعیت تلخ آن است که در کنار تورم عمومی، اقلام خوراکی همواره پیشتاز گرانی هستند. اما جهش ۴۳۱ درصدی روغن در یک سال پدیدهای بیسابقه است و زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی جامعه کارگری به صدا درآورده است.
کارشناسان کارگری معتقدند این جهشهای قیمتی ریشه در سه عامل اصلی دارد: نخست، نابسامانی در تأمین ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه؛ دوم، افزایش بیرویه نرخ ارز در بازار آزاد و تأثیر مستقیم آن بر اقلام وارداتی و نهادههای دامی؛ سوم، خروج سرمایه از بخش تولید به سمت فعالیتهای سوداگرانه که زنجیره تأمین را مختل کرده است.
سندیکاهای کارگری هشدار میدهند که اگر کنترل بازار و تثبیت قیمتها در اولویت نباشد، در ماههای آینده شاهد جهشهای قیمتی جدید و حذف اقلام بیشتری از سبد مصرفی خانوارها خواهیم بود. روغن، مرغ و تخممرغ تنها شروع ماجرا هستند.
نیازمند اقدام فوری و افزایش نظارت بر بازار، تخصیص بهموقع ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، مقابله با احتکار و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش تولید، نخستین گامها برای جلوگیری از تکرار چنین جهشهایی است.
اما فراتر از این، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ترمیم واقعی دستمزدها بر اساس نرخ تورم مواد خوراکی است. وقتی قیمت روغن ۴۳۱ درصد بالا رفته، افزایش ۲۰ درصدی برای کارمندان دولتی یا ۶۰ درصدی حقوق برای کارگران و بازنشستگان نه تنها کمکی نمیکند که توهین به شعور مزدبگیران است.
کارگری که تخممرغ سفره فرزندش از دست رفته، به کارشناسی رسمی نیاز ندارد تا بفهمد فقیرتر از پارسال است. او با چشمان خود میبیند که هر بار به مغازه میرود، سفرهاش کوچکتر از قبل برمیگردد. این شرمندگی یک جامعه است.
سرمایه داری نئولیبرال مافیایی گرسنگی مردم را می خواهد تا هیچکس نتواند به عقل مراجعه و پیگیر راهکار عملی برای مبارزه با این سیستم زحمتکش نابود کن شود.
*سندیکاهای کارگری که سنگر زحمتکشان است را سرکوب می کنند تا عقل سلیمی برای مبارزه نماند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
چه کردید با سفره های بی نان ما!
گزارشی از جهش بیسابقه قیمت اقلام اساسی و تأثیر آن بر سفره کارگران*
به گزارش روزنامهها...، بررسیهای میدانی از بازه اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حکایت از جهشهای نجومی قیمت در اقلام اساسی دارد. آمارها نشان میدهد که روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی، رکورددار گرانی در میان کالاهای خوراکی بودهاند. این ارقام یعنی خانوادهای که سال قبل برای خرید روغن ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هزینه میکرد، امروز باید بیش از ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.
اما این فقط روغن نیست. تخممرغ که سالها به عنوان ارزانترین منبع پروتئین برای خانوادههای کمدرآمد شناخته میشد، ۳۴۲ درصد گران شده است. مرغ نیز با رشد ۳۴۲.۹ درصدی، عملن از سفره اقشار آسیبپذیر حذف شده است.
برای یک کارگر با حداقل حقوق، این ارقام معنایی جز گرسنگی تدریجی ندارد. وقتی مرغ و تخممرغ با این سرعت گران میشوند، خانوادهها چارهای جز حذف آنها از سبد غذایی خود ندارند. مادران کارگری که روزگاری تخممرغ را وعده صبحانه فرزندانشان میگذاشتند، امروز آن را به یک خوراکی لوکس تبدیل شده میبینند.
واقعیت تلخ آن است که در کنار تورم عمومی، اقلام خوراکی همواره پیشتاز گرانی هستند. اما جهش ۴۳۱ درصدی روغن در یک سال پدیدهای بیسابقه است و زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی جامعه کارگری به صدا درآورده است.
کارشناسان کارگری معتقدند این جهشهای قیمتی ریشه در سه عامل اصلی دارد: نخست، نابسامانی در تأمین ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه؛ دوم، افزایش بیرویه نرخ ارز در بازار آزاد و تأثیر مستقیم آن بر اقلام وارداتی و نهادههای دامی؛ سوم، خروج سرمایه از بخش تولید به سمت فعالیتهای سوداگرانه که زنجیره تأمین را مختل کرده است.
سندیکاهای کارگری هشدار میدهند که اگر کنترل بازار و تثبیت قیمتها در اولویت نباشد، در ماههای آینده شاهد جهشهای قیمتی جدید و حذف اقلام بیشتری از سبد مصرفی خانوارها خواهیم بود. روغن، مرغ و تخممرغ تنها شروع ماجرا هستند.
نیازمند اقدام فوری و افزایش نظارت بر بازار، تخصیص بهموقع ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، مقابله با احتکار و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش تولید، نخستین گامها برای جلوگیری از تکرار چنین جهشهایی است.
اما فراتر از این، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ترمیم واقعی دستمزدها بر اساس نرخ تورم مواد خوراکی است. وقتی قیمت روغن ۴۳۱ درصد بالا رفته، افزایش ۲۰ درصدی برای کارمندان دولتی یا ۶۰ درصدی حقوق برای کارگران و بازنشستگان نه تنها کمکی نمیکند که توهین به شعور مزدبگیران است.
کارگری که تخممرغ سفره فرزندش از دست رفته، به کارشناسی رسمی نیاز ندارد تا بفهمد فقیرتر از پارسال است. او با چشمان خود میبیند که هر بار به مغازه میرود، سفرهاش کوچکتر از قبل برمیگردد. این شرمندگی یک جامعه است.
سرمایه داری نئولیبرال مافیایی گرسنگی مردم را می خواهد تا هیچکس نتواند به عقل مراجعه و پیگیر راهکار عملی برای مبارزه با این سیستم زحمتکش نابود کن شود.
*سندیکاهای کارگری که سنگر زحمتکشان است را سرکوب می کنند تا عقل سلیمی برای مبارزه نماند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
🔴👈 *طبق کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف میشود
🟠👈پاسخ به مطالبات بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی*
🟢👈به نام خدا
🔵👈 خبرگزاری مهر نوشت :در پی انعکاس تماسها و پیامهای متعدد بازنشستگان و بازماندگان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی و طرح نگرانیهای جدی آنان نسبت به حذف یا کاهش برخی مزایای قانونی، اینجانب علا مینایی، وکیل دادگستری و فعال حوزه حقوق بازنشستگان، وظیفه خود میدانم نکاتی را به اطلاع افکار عمومی و مسئولان ذیربط برسانم.
🔵👈بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی صاحبان اصلی سرمایههای سازمان هستند. منابع سازمان از محل حق بیمههایی تأمین شده که این عزیزان در طول دهها سال اشتغال پرداخت کردهاند. بنابراین هیچ مقام یا مدیری حق ندارد بدون مجوز قانونی و برخلاف حقوق مکتسبه بیمهشدگان و مستمریبگیران، مزایا و حقوق قانونی آنان را محدود یا حذف نماید.
🔵👈مطابق گزارشهای واصله، در سال گذشته حق اولاد بخشی از بازماندگان حذف گردید و در سال جاری نیز نگرانیهای گستردهای در خصوص حق عائلهمندی، کمکهای معیشتی و نحوه اجرای متناسبسازی مستمریها به وجود آمده است. این وضعیت موجب اضطراب، نگرانی و نارضایتی شدید جامعه بازنشستگی شده است.
🔵👈سؤال اساسی این است که بر اساس کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف یا محدود میشود؟ آیا حقوق مکتسبه افراد قابل نادیده گرفتن است؟ آیا سازمان تأمین اجتماعی میتواند بدون اخذ مجوز صریح قانونی، در پرداخت مزایایی که جزئی از معیشت خانوادههای مستمریبگیر است، تغییر ایجاد کند؟
🔵👈از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از بازنشستگان همچنان از آثار کامل متناسبسازی بهرهمند نشدهاند. در شرایطی که تورم مستمر، قدرت خرید مستمریبگیران را به شدت کاهش داده است، انتظار میرفت سازمان تأمین اجتماعی به جای کاهش یا حذف مزایا، در جهت جبران افت قدرت خرید و اجرای کامل قوانین حمایتی گام بردارد.
🔵👈به گزارش کانال شبکه خبری بازنشستگان امروز مطالبه بازنشستگان و بازماندگان کاملاً روشن است:
۱- بازگرداندن فوری، قطعی و بدون قید و شرط حق اولاد حذفشده.
۲- حفظ و استمرار پرداخت حق عائلهمندی برای تمامی مشمولان قانونی.
۳- جلوگیری از هرگونه کاهش یا حذف کمکهای معیشتی و مزایای جانبی.
۴- اجرای کامل و عادلانه متناسبسازی برای تمامی بازنشستگان واجد شرایط.
۵- ارائه توضیح شفاف و مستند از سوی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی درباره مبانی قانونی تصمیمات اخیر.
🔵👈جامعه بازنشستگی کشور انتظار دارد مدیران سازمان تأمین اجتماعی به جای اتخاذ تصمیماتی که موجب نگرانی و فشار روانی بر سالمندان، بازماندگان و خانوادههای آنان میشود، در مسیر حمایت از کرامت انسانی و امنیت معیشتی این قشر شریف حرکت کنند.
*🔵👈بازنشستگان خواهان امتیاز ویژه نیستند؛ آنان صرفاً اجرای قانون، حفظ حقوق مکتسبه و رعایت عدالت را مطالبه میکنند. این مطالبهای مشروع، قانونی و غیرقابل چشمپوشی است.
✍علا مینایی
وکیل دادگستری و مدافع حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
🟠👈پاسخ به مطالبات بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی*
🟢👈به نام خدا
🔵👈 خبرگزاری مهر نوشت :در پی انعکاس تماسها و پیامهای متعدد بازنشستگان و بازماندگان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی و طرح نگرانیهای جدی آنان نسبت به حذف یا کاهش برخی مزایای قانونی، اینجانب علا مینایی، وکیل دادگستری و فعال حوزه حقوق بازنشستگان، وظیفه خود میدانم نکاتی را به اطلاع افکار عمومی و مسئولان ذیربط برسانم.
🔵👈بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی صاحبان اصلی سرمایههای سازمان هستند. منابع سازمان از محل حق بیمههایی تأمین شده که این عزیزان در طول دهها سال اشتغال پرداخت کردهاند. بنابراین هیچ مقام یا مدیری حق ندارد بدون مجوز قانونی و برخلاف حقوق مکتسبه بیمهشدگان و مستمریبگیران، مزایا و حقوق قانونی آنان را محدود یا حذف نماید.
🔵👈مطابق گزارشهای واصله، در سال گذشته حق اولاد بخشی از بازماندگان حذف گردید و در سال جاری نیز نگرانیهای گستردهای در خصوص حق عائلهمندی، کمکهای معیشتی و نحوه اجرای متناسبسازی مستمریها به وجود آمده است. این وضعیت موجب اضطراب، نگرانی و نارضایتی شدید جامعه بازنشستگی شده است.
🔵👈سؤال اساسی این است که بر اساس کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف یا محدود میشود؟ آیا حقوق مکتسبه افراد قابل نادیده گرفتن است؟ آیا سازمان تأمین اجتماعی میتواند بدون اخذ مجوز صریح قانونی، در پرداخت مزایایی که جزئی از معیشت خانوادههای مستمریبگیر است، تغییر ایجاد کند؟
🔵👈از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از بازنشستگان همچنان از آثار کامل متناسبسازی بهرهمند نشدهاند. در شرایطی که تورم مستمر، قدرت خرید مستمریبگیران را به شدت کاهش داده است، انتظار میرفت سازمان تأمین اجتماعی به جای کاهش یا حذف مزایا، در جهت جبران افت قدرت خرید و اجرای کامل قوانین حمایتی گام بردارد.
🔵👈به گزارش کانال شبکه خبری بازنشستگان امروز مطالبه بازنشستگان و بازماندگان کاملاً روشن است:
۱- بازگرداندن فوری، قطعی و بدون قید و شرط حق اولاد حذفشده.
۲- حفظ و استمرار پرداخت حق عائلهمندی برای تمامی مشمولان قانونی.
۳- جلوگیری از هرگونه کاهش یا حذف کمکهای معیشتی و مزایای جانبی.
۴- اجرای کامل و عادلانه متناسبسازی برای تمامی بازنشستگان واجد شرایط.
۵- ارائه توضیح شفاف و مستند از سوی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی درباره مبانی قانونی تصمیمات اخیر.
🔵👈جامعه بازنشستگی کشور انتظار دارد مدیران سازمان تأمین اجتماعی به جای اتخاذ تصمیماتی که موجب نگرانی و فشار روانی بر سالمندان، بازماندگان و خانوادههای آنان میشود، در مسیر حمایت از کرامت انسانی و امنیت معیشتی این قشر شریف حرکت کنند.
*🔵👈بازنشستگان خواهان امتیاز ویژه نیستند؛ آنان صرفاً اجرای قانون، حفظ حقوق مکتسبه و رعایت عدالت را مطالبه میکنند. این مطالبهای مشروع، قانونی و غیرقابل چشمپوشی است.
✍علا مینایی
وکیل دادگستری و مدافع حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
*تکریم برای بازنشسته نان نمی شود؟؟*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، روز ۲۱ خرداد روز تقدیر از بازنشستگان است. به همین مناسبت بسیاری از افراد برای آنکه خودی نشان دهند انواع پیام ها و مراسم ها را برگزار می کنند.
رییس دولتی که با جراحی معده مردم و آزاد سازی قیمت ها مردم را به سلاح خانه گرسنگی کشانده طی پیامی:«بازنشستگان را گنجینه ارزشمند و تکریم شأن و تامین آسایش را فرضیه ای اخلاقی و تعهدی انکارناپذیر» دانسته است. ایشان به جای آنکه سفره های مردم را با کیفیت کنند با دادن یک میلیون تومان کالا برگ به مردم، جیب شان را دو برابر با همدستی بازار و مافیای اقتصادی دولتش خالی می کند. این اخلاق و تعهد انکارناپذیر به سرمایه داری نئولیبرال آقای پزشکیان، عین سرقت و کشتار مردم میهن است.
خانه کارگر در مراسمی با سخنرانی های تند کسانی چون محجوب و حسن صادقی آن چنان ادای اپوزیسیون را در می آورند که آدم شاخ در می آورد. اینان همان کسانی هستند که ۴۵ سال ادعای طرفداری از کارگر کرده و وزیر و وکیل در دولت و مجلس داشتند و گرسنگی امروز کارگر و بازنشسته نتیجه عملکرد این افراد است. تامین اجتماعی با سیاست های وزیرانی چون ربیعی و کمالی ورشکسته شده است حال دم از تکریم!! بازنشستگان می زنند. اینان همان کسانی هستند که برای میدری و سالاری هورا می کشیدند و به بازنشستگان می گفتند روزهای خوبی در پیش است، اینهم از روزهای خوش.
تکریم!! سیاست های اقتصادی ۴۵ ساله دولت ها باعث شده تا کارگران و بازنشستگان درمان و دارو نداشته باشند، سفره هایشان تهی از حتا تخم مرغ و لبنیات گردد و دسترسی به غذاهایی چون عدسی و لوبیا هم برایشان لوکس شود.
در یک ماه گذشته در تکریم!! از بازنشستگان سالاری مزایای حقوق بازنشستگان را افزایش نداد و در مقابل این امر به شدت مقاومت کرد و می کند تا تکریم گرسنگی بازنشستگان کامل گردد.
وزیرکار میدری هم برای تکریم!! بازنشستگان طرح نابودی سازمان تامین اجتماعی را به وزیر اقتصاد همچون خودش داده است.
نمایندگان دروغین و بی عرضه و خیانتکار به اصطلاح بازنشستگان، در کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی موافقت ضمنی خود را با افزایش ندادن مزایا با سکوت خود تایید کردند و از دادن هرگونه بیلان مالی خود به بازنشستگان در جهت تکریم!! بیشتر خودداری می کنند تا کانون های بازنشستگی شهرها هم به این امر تاسی کرده آنان نیز تا می توانند به دله دزدی و حیف و میل و صیغه بازی مشغول شوند و بیلان مالی را محرمانه و از شفاف سازی خودداری کنند. کار تکریم!! بازنشستگان به جایی رسیده که کانون بازنشستگان تهران بازنشستگان معترض را به پلیس امنیت و کلانتری معرفی می کند.
تکریم!! بازنشستگان با بیمه تکمیلی و بیمه اکمل که عین جنگ علیه بازنشستگان است و بازنشستگان برای بار سوم حق بیمه می دهند، توسط کارگزاران دولت، میدری و سالاری، خیانتکاران کانون عالی، خانه کارگر، اتحادیه پیشکسوتان و کانون های شهرها کامل شده است.
به هر حال تکریم!! بازنشستگان همچنان در راستای گرسنگی و کشاندن بازنشستگان به سمت مرگ با گران کردن دارو و درمان همچنان ادامه دارد.
*البته تکریم اگر برای بازنشستگان نان نمی شود برای بسیاری نان دانی خوبی است.
تکریم بازنشستگان یعنی:
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی.
پیام ما به دله دزدان و مافیا این است:
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، روز ۲۱ خرداد روز تقدیر از بازنشستگان است. به همین مناسبت بسیاری از افراد برای آنکه خودی نشان دهند انواع پیام ها و مراسم ها را برگزار می کنند.
رییس دولتی که با جراحی معده مردم و آزاد سازی قیمت ها مردم را به سلاح خانه گرسنگی کشانده طی پیامی:«بازنشستگان را گنجینه ارزشمند و تکریم شأن و تامین آسایش را فرضیه ای اخلاقی و تعهدی انکارناپذیر» دانسته است. ایشان به جای آنکه سفره های مردم را با کیفیت کنند با دادن یک میلیون تومان کالا برگ به مردم، جیب شان را دو برابر با همدستی بازار و مافیای اقتصادی دولتش خالی می کند. این اخلاق و تعهد انکارناپذیر به سرمایه داری نئولیبرال آقای پزشکیان، عین سرقت و کشتار مردم میهن است.
خانه کارگر در مراسمی با سخنرانی های تند کسانی چون محجوب و حسن صادقی آن چنان ادای اپوزیسیون را در می آورند که آدم شاخ در می آورد. اینان همان کسانی هستند که ۴۵ سال ادعای طرفداری از کارگر کرده و وزیر و وکیل در دولت و مجلس داشتند و گرسنگی امروز کارگر و بازنشسته نتیجه عملکرد این افراد است. تامین اجتماعی با سیاست های وزیرانی چون ربیعی و کمالی ورشکسته شده است حال دم از تکریم!! بازنشستگان می زنند. اینان همان کسانی هستند که برای میدری و سالاری هورا می کشیدند و به بازنشستگان می گفتند روزهای خوبی در پیش است، اینهم از روزهای خوش.
تکریم!! سیاست های اقتصادی ۴۵ ساله دولت ها باعث شده تا کارگران و بازنشستگان درمان و دارو نداشته باشند، سفره هایشان تهی از حتا تخم مرغ و لبنیات گردد و دسترسی به غذاهایی چون عدسی و لوبیا هم برایشان لوکس شود.
در یک ماه گذشته در تکریم!! از بازنشستگان سالاری مزایای حقوق بازنشستگان را افزایش نداد و در مقابل این امر به شدت مقاومت کرد و می کند تا تکریم گرسنگی بازنشستگان کامل گردد.
وزیرکار میدری هم برای تکریم!! بازنشستگان طرح نابودی سازمان تامین اجتماعی را به وزیر اقتصاد همچون خودش داده است.
نمایندگان دروغین و بی عرضه و خیانتکار به اصطلاح بازنشستگان، در کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی موافقت ضمنی خود را با افزایش ندادن مزایا با سکوت خود تایید کردند و از دادن هرگونه بیلان مالی خود به بازنشستگان در جهت تکریم!! بیشتر خودداری می کنند تا کانون های بازنشستگی شهرها هم به این امر تاسی کرده آنان نیز تا می توانند به دله دزدی و حیف و میل و صیغه بازی مشغول شوند و بیلان مالی را محرمانه و از شفاف سازی خودداری کنند. کار تکریم!! بازنشستگان به جایی رسیده که کانون بازنشستگان تهران بازنشستگان معترض را به پلیس امنیت و کلانتری معرفی می کند.
تکریم!! بازنشستگان با بیمه تکمیلی و بیمه اکمل که عین جنگ علیه بازنشستگان است و بازنشستگان برای بار سوم حق بیمه می دهند، توسط کارگزاران دولت، میدری و سالاری، خیانتکاران کانون عالی، خانه کارگر، اتحادیه پیشکسوتان و کانون های شهرها کامل شده است.
به هر حال تکریم!! بازنشستگان همچنان در راستای گرسنگی و کشاندن بازنشستگان به سمت مرگ با گران کردن دارو و درمان همچنان ادامه دارد.
*البته تکریم اگر برای بازنشستگان نان نمی شود برای بسیاری نان دانی خوبی است.
تکریم بازنشستگان یعنی:
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی.
پیام ما به دله دزدان و مافیا این است:
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*احتمال اعتصاب کارگران در فولاد اهواز!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، اعتصاب کارگران در فولاد اهواز به دلیل عقب افتادن دو ماهه حقوق ها، دستکاری در بیمه کارگرانی که در شرف بازنشستگی هستند با کاهش حق بیمه پرداختی که در حقوق بازنشستگی شان موثر است و کسر اضافه کاری ها که در حقوق های دریافتی شان به ۱۰ میلیون تومان رسیده است، هر روز بیشتر می شود.
کارگرانی که در بحبوحه جنگ در یک صنعت مهم و استراتژیک کار کردند تا اقتصاد کشور لنگ نماند این گونه پاداش خود را دریافت کردند.
ستون پنجم دشمن برای هموار نمودن نفوذ دشمن و کمک به متلاشی کردن استقلال کشور هر روزه با تصمیم گیری های ضدمردمی و گرسنگی عمدی دادن به مردم، تلاش می کنند نارضایتی ها را دامن بزنند.
زحمتکشان ایران استقلال کشور خود را چون مردمک چشم پاس خواهند داشت و علیه سیاست های خانه خراب کن مافیا ایستادگی خواهند کرد و تا سیاست های مافیایی را از این کشور نزدایند از پا نخواهند نشست.
*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران ضمن حمایت از خواسته های کارگران فولاد در حمایت از آنان از انجام هیچ کاری کوتاهی نخواهد کرد.
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، اعتصاب کارگران در فولاد اهواز به دلیل عقب افتادن دو ماهه حقوق ها، دستکاری در بیمه کارگرانی که در شرف بازنشستگی هستند با کاهش حق بیمه پرداختی که در حقوق بازنشستگی شان موثر است و کسر اضافه کاری ها که در حقوق های دریافتی شان به ۱۰ میلیون تومان رسیده است، هر روز بیشتر می شود.
کارگرانی که در بحبوحه جنگ در یک صنعت مهم و استراتژیک کار کردند تا اقتصاد کشور لنگ نماند این گونه پاداش خود را دریافت کردند.
ستون پنجم دشمن برای هموار نمودن نفوذ دشمن و کمک به متلاشی کردن استقلال کشور هر روزه با تصمیم گیری های ضدمردمی و گرسنگی عمدی دادن به مردم، تلاش می کنند نارضایتی ها را دامن بزنند.
زحمتکشان ایران استقلال کشور خود را چون مردمک چشم پاس خواهند داشت و علیه سیاست های خانه خراب کن مافیا ایستادگی خواهند کرد و تا سیاست های مافیایی را از این کشور نزدایند از پا نخواهند نشست.
*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران ضمن حمایت از خواسته های کارگران فولاد در حمایت از آنان از انجام هیچ کاری کوتاهی نخواهد کرد.
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*وقتی کارگر در غربت فقط زخم میخورد!*
به نقل از خبرگزاری ایلنا، ضربوشتم ۳۸ کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، فقط بهخاطر این که حقوق خود را مطالبه کردند، یک فریاد بزرگ است. فریادی از دل غربت، از سر ناچاری و از ته کارگری که برای لقمهای نان از مرزها گذشته است.
این کارگران فصلکار، نه دشمنی کردهاند و نه جرمی. فقط خواستهاند دستمزد زحمت ماههایشان را بگیرند. اما در مقابلشان مشت و لگد نشسته و زخم بر تن و روح شان. و بدتر از همه، کارفرمای متهم آزاد مانده است چرا؟؟ چون وابسته کارگری سفارت ایران از حق کارگری ایرانی قرار نیست صیانت کند.
*این یک آسیب نیست، یک بیعدالتی آشکار است.*
کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، درخت چای را میچیند تا صاحب مزرعه چای بنوشد، اما خودش حتی یک جرعه امنیت نمینوشد.
ما به عنوان یک نشریه کارگری، این اتفاق را محکوم میکنیم و از مسئولان ایرانی و ترکیهای میخواهیم:
پیگیری قضائی جدی این پرونده، جلوگیری از آزادی بیقیدوشرط کارفرمای متهم، حمایت حقوقی از کارگران آسیبدیده.
کارگر در هر کجای دنیا که باشد، حق دارد مطالبه کند، حق دارد بگوید «حقوق من را بده»، و حق دارد زنده و سالم به خانه برگردد. این را ما نمی گوییم بلکه سازمان جهانی کار می گوید که هم ایران و هم ترکیه مقاوله نامه هایش را امضا کرده اند.
*کارگر غریب است، اما بیصاحب نیست. قانون باید صاحبش باشد.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۴۰۵/۳/۲۳*
به نقل از خبرگزاری ایلنا، ضربوشتم ۳۸ کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، فقط بهخاطر این که حقوق خود را مطالبه کردند، یک فریاد بزرگ است. فریادی از دل غربت، از سر ناچاری و از ته کارگری که برای لقمهای نان از مرزها گذشته است.
این کارگران فصلکار، نه دشمنی کردهاند و نه جرمی. فقط خواستهاند دستمزد زحمت ماههایشان را بگیرند. اما در مقابلشان مشت و لگد نشسته و زخم بر تن و روح شان. و بدتر از همه، کارفرمای متهم آزاد مانده است چرا؟؟ چون وابسته کارگری سفارت ایران از حق کارگری ایرانی قرار نیست صیانت کند.
*این یک آسیب نیست، یک بیعدالتی آشکار است.*
کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، درخت چای را میچیند تا صاحب مزرعه چای بنوشد، اما خودش حتی یک جرعه امنیت نمینوشد.
ما به عنوان یک نشریه کارگری، این اتفاق را محکوم میکنیم و از مسئولان ایرانی و ترکیهای میخواهیم:
پیگیری قضائی جدی این پرونده، جلوگیری از آزادی بیقیدوشرط کارفرمای متهم، حمایت حقوقی از کارگران آسیبدیده.
کارگر در هر کجای دنیا که باشد، حق دارد مطالبه کند، حق دارد بگوید «حقوق من را بده»، و حق دارد زنده و سالم به خانه برگردد. این را ما نمی گوییم بلکه سازمان جهانی کار می گوید که هم ایران و هم ترکیه مقاوله نامه هایش را امضا کرده اند.
*کارگر غریب است، اما بیصاحب نیست. قانون باید صاحبش باشد.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۴۰۵/۳/۲۳*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!
تجمع بازنشستگان در رشت ۲۴ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
تجمع بازنشستگان در رشت ۲۴ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، هرچه عملکرد و دروغگویی های مدیریت تامین اجتماعی، وزیرکار، کانون عالی و کانون های بازنشستگی بیشتر آشکار می شود که چگونه با همدستی هم از افزایش مزایا و همسان سازی واقعی خودداری کرده و برای نابودی تامین اجتماعی با لایحه جدید وزیرکار، همداستان شده اند، اعتراضات رنگ و بوی دیگری می گیرد.
گرسنگی، بی دارویی، گرانی های بی حد و مرز نه تنها سفره ها بلکه جان بازنشستگان و خانواده هایشان را تهدید می کند و در این امر مافیای اقتصادی از اتاق بازرگانی و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بلکه دست های پنهان و پیدا چه در بازار، مجلس، دولت در این امر دخیل هستند. ستون پنجم دشمن و مافیای داخلی در یک عمل مشترک به دنبال فروپاشی اقتصاد و اجتماع هستند.
پاسخ بازنشستگان به این سیاست های ضدمردمی اعتراضات گسترده یکشنبه های اعتراضی است.
امروز ۲۴ خرداد شهرهای رشت، تهران، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول، کرمانشاه تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. در بیشتر شهرها شعار:« نه مجلس نه دولت/ نیستند به فکر ملت»، و در سخنرانی در کرمانشاه:« علیه جنگی که به جز فقر و ویرانی و کشتار چیزی برای مردمان ندارد» شعار داده شد و در ادامه، اعتراض به قطع مزایای جانبی بانوان، پرداخت نشدن ۱۰ درصد افزایش قدرت خرید با ۶۰ درصد اضافه حقوق، افزایش نیافتن مزایای جانبی حقوق، درست اجرا نکردن متناسب سازی ۹۰ درصدی. اعتراض به محاسبات احکام ۱۴۰۵ و شیوه های محاسباتی دزدانه در مورد سایر سطوح که مبالغی از این بازنشستگان کسر کرده و همچنین اجرای همسان سازی برخلاف مصوبه جز ۱ بند (ر) ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم نسبت به ترمیم حقوق ها به استاندارد ۹۰ درصدی شاغلین همتراز. این دستبرد به حقوق ها در مورد حداقل بگیران و بازماندگان نیز با اجرای فرمول های سارقانه از افزایش حقوق ها تا حد ممکن جلوگیری نموده است.
در همین راستا با وجود مخالفت ها با لایحه خانه خراب کن «لایحه جدید تامین اجتماعی» که توسط وزیرکار و اقتصاد تهیه شده، روز چهارشنبه جلسه نابودی تامین اجتماعی آغاز خواهد شد و در آن محجوب و حیدری خانه کارگر تا دیگر نامردمان دولتی و مشاوران شان حضور دارند.
تاخیر در پرداخت اضافه حقوق ها و اعلام سالاری در مورد امکان عدم پرداخت اضافه حقوق خرداد بازی با روح و روان بازنشستگان برای منفعل نمودن آنان و دست برداشتن از اعتراضات است.
ارتجاع داخلی همراه دشمن بیرونی برای نابودی ایران و ایرانی هم پیمان شده اند. هر دو این ضد مردمان خواهان بی نان ماندن سفره هایمان و گرفتن جان ما و فرزندان مان با سیاست های گرانی و بی دارو گذاشتن مردم عملکردی یکسان دارند.
ما نیز قسم خورده ایم برای دفاع از استقلال کشور و محافظت از خون فرزندان ایران زمین چه در مدرسه میناب و چه در هرمز گلگون و چه در جای جای ایران و سفره هایمان از پا ننشینیم و تا عوض کردن سیاست های ضدمردمی تلاش خود را متوقف نخواهیم کرد.
*درود بر مدافعان هرمز/ مرگ بر گرانی بی ترمز
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، هرچه عملکرد و دروغگویی های مدیریت تامین اجتماعی، وزیرکار، کانون عالی و کانون های بازنشستگی بیشتر آشکار می شود که چگونه با همدستی هم از افزایش مزایا و همسان سازی واقعی خودداری کرده و برای نابودی تامین اجتماعی با لایحه جدید وزیرکار، همداستان شده اند، اعتراضات رنگ و بوی دیگری می گیرد.
گرسنگی، بی دارویی، گرانی های بی حد و مرز نه تنها سفره ها بلکه جان بازنشستگان و خانواده هایشان را تهدید می کند و در این امر مافیای اقتصادی از اتاق بازرگانی و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بلکه دست های پنهان و پیدا چه در بازار، مجلس، دولت در این امر دخیل هستند. ستون پنجم دشمن و مافیای داخلی در یک عمل مشترک به دنبال فروپاشی اقتصاد و اجتماع هستند.
پاسخ بازنشستگان به این سیاست های ضدمردمی اعتراضات گسترده یکشنبه های اعتراضی است.
امروز ۲۴ خرداد شهرهای رشت، تهران، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول، کرمانشاه تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. در بیشتر شهرها شعار:« نه مجلس نه دولت/ نیستند به فکر ملت»، و در سخنرانی در کرمانشاه:« علیه جنگی که به جز فقر و ویرانی و کشتار چیزی برای مردمان ندارد» شعار داده شد و در ادامه، اعتراض به قطع مزایای جانبی بانوان، پرداخت نشدن ۱۰ درصد افزایش قدرت خرید با ۶۰ درصد اضافه حقوق، افزایش نیافتن مزایای جانبی حقوق، درست اجرا نکردن متناسب سازی ۹۰ درصدی. اعتراض به محاسبات احکام ۱۴۰۵ و شیوه های محاسباتی دزدانه در مورد سایر سطوح که مبالغی از این بازنشستگان کسر کرده و همچنین اجرای همسان سازی برخلاف مصوبه جز ۱ بند (ر) ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم نسبت به ترمیم حقوق ها به استاندارد ۹۰ درصدی شاغلین همتراز. این دستبرد به حقوق ها در مورد حداقل بگیران و بازماندگان نیز با اجرای فرمول های سارقانه از افزایش حقوق ها تا حد ممکن جلوگیری نموده است.
در همین راستا با وجود مخالفت ها با لایحه خانه خراب کن «لایحه جدید تامین اجتماعی» که توسط وزیرکار و اقتصاد تهیه شده، روز چهارشنبه جلسه نابودی تامین اجتماعی آغاز خواهد شد و در آن محجوب و حیدری خانه کارگر تا دیگر نامردمان دولتی و مشاوران شان حضور دارند.
تاخیر در پرداخت اضافه حقوق ها و اعلام سالاری در مورد امکان عدم پرداخت اضافه حقوق خرداد بازی با روح و روان بازنشستگان برای منفعل نمودن آنان و دست برداشتن از اعتراضات است.
ارتجاع داخلی همراه دشمن بیرونی برای نابودی ایران و ایرانی هم پیمان شده اند. هر دو این ضد مردمان خواهان بی نان ماندن سفره هایمان و گرفتن جان ما و فرزندان مان با سیاست های گرانی و بی دارو گذاشتن مردم عملکردی یکسان دارند.
ما نیز قسم خورده ایم برای دفاع از استقلال کشور و محافظت از خون فرزندان ایران زمین چه در مدرسه میناب و چه در هرمز گلگون و چه در جای جای ایران و سفره هایمان از پا ننشینیم و تا عوض کردن سیاست های ضدمردمی تلاش خود را متوقف نخواهیم کرد.
*درود بر مدافعان هرمز/ مرگ بر گرانی بی ترمز
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟*
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
کارگران خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
کارگری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون بیاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل شود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش کارگران و زحمتکشان میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر کارگر همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
*ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
کارگران خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
کارگری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون بیاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل شود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش کارگران و زحمتکشان میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر کارگر همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
*ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*معدن جوزچال و یک پیام روشن برای کارفرمایان!
*
وقتی یک معدن به دستور قضایی بسته میشود، یعنی دیگر اخطارها و تذکرها جواب نداده است. معدن جوزچال این روزها به همین دلیل تعطیل شده؛ نه به خاطر کمبود مواد یا مشکل فنی، بلکه به خاطر بیتوجهی کارفرما به سادهترین حقوق کارگران یعنی دستمزد.
*اصل ماجرا چیست؟*
کارگران این معدن ماهها بود حقوق معوقه داشتند. شکایت کردند، پیگیری کردند، اما کارفرما توجه نکرد تا اینکه دادستان وارد شد و دستور بستن معدن را صادر کرد. حالا کارفرما فقط ۱۰ روز مهلت دارد تا همه معوقات را پرداخت کند، وگرنه معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار این واحد کار است.
*چرا این خبر مهم است؟*
حادثه تلخ معدن زمستانیورت آزادشهر در سال ۱۳۹۶ را یادمان نرفته است. آنجا هم بیتوجهی به ایمنی جان دهها کارگر را گرفت. حالا پای یک معضل دیگر به میان آمده: بیتوجهی به حقوق اقتصادی کارگر.
کارگری که ماهها پولش را نمیگیرد، اول دلش از کار سرد میشود، بعد تمرکز و انگیزه را از دست میدهد و درنهایت حوادث تلخ رقم میخورد. این زنجیره قابل پیشبینی است.
معدن جوزچال حالا یک ویترین شده است. کارفرمایان باید بدانند دوران «هر طور شد بگذرانیم» تمام شده. پیگیری کارگران نشان داده که در کنار نظارت بر ایمنی، بر اجرای قانون کار هم حساس است. امیدواریم این ۱۰ روز پایانی برای کارگران این معدن به خیر بگذرد و معدن باز شود، اما این بار با کارگری که لبخند بر لب دارد، چون میداند زحمتش و پیگیریش بی جواب نمیماند.
*شباهنگ
عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*
وقتی یک معدن به دستور قضایی بسته میشود، یعنی دیگر اخطارها و تذکرها جواب نداده است. معدن جوزچال این روزها به همین دلیل تعطیل شده؛ نه به خاطر کمبود مواد یا مشکل فنی، بلکه به خاطر بیتوجهی کارفرما به سادهترین حقوق کارگران یعنی دستمزد.
*اصل ماجرا چیست؟*
کارگران این معدن ماهها بود حقوق معوقه داشتند. شکایت کردند، پیگیری کردند، اما کارفرما توجه نکرد تا اینکه دادستان وارد شد و دستور بستن معدن را صادر کرد. حالا کارفرما فقط ۱۰ روز مهلت دارد تا همه معوقات را پرداخت کند، وگرنه معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار این واحد کار است.
*چرا این خبر مهم است؟*
حادثه تلخ معدن زمستانیورت آزادشهر در سال ۱۳۹۶ را یادمان نرفته است. آنجا هم بیتوجهی به ایمنی جان دهها کارگر را گرفت. حالا پای یک معضل دیگر به میان آمده: بیتوجهی به حقوق اقتصادی کارگر.
کارگری که ماهها پولش را نمیگیرد، اول دلش از کار سرد میشود، بعد تمرکز و انگیزه را از دست میدهد و درنهایت حوادث تلخ رقم میخورد. این زنجیره قابل پیشبینی است.
معدن جوزچال حالا یک ویترین شده است. کارفرمایان باید بدانند دوران «هر طور شد بگذرانیم» تمام شده. پیگیری کارگران نشان داده که در کنار نظارت بر ایمنی، بر اجرای قانون کار هم حساس است. امیدواریم این ۱۰ روز پایانی برای کارگران این معدن به خیر بگذرد و معدن باز شود، اما این بار با کارگری که لبخند بر لب دارد، چون میداند زحمتش و پیگیریش بی جواب نمیماند.
*شباهنگ
عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*گروه ملی فولاد؛ وقتی حرف به عمل تبدیل میشود!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این روزها خبرهای خوش از گوشه و کنار کارگری کم به گوش نمیرسد. یکی از این خبرهای خوش، پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد است. کارگرانی که ماهها چشم به راه حقوق و مزایای خود بودند، حالا میتوانند نفسی راحت بکشند.
*ماجرا چه بود؟*
کارگران این مجموعه بزرگ صنعتی مدتی بود که معوقات مزدی داشتند. دلخوری به حق، نگرانی از فردا، و نگاه نگران به صورت حسابهای روی میز. اما این بار برخلاف بسیاری از موارد مشابه، کار به بستن دروازهها و اعتصابات طولانی نکشید. پیگیریها و اعلام اعتصاب، داستان را به پایان خوش رساند.
در کشور ما گاهی کارگران ماهها و حتی سالها برای گرفتن حق خود در صف میمانند. گروه ملی فولاد اما نشان داد که میشود متفاوت عمل کرد:
مسئولان تهدید را شنیدند، کارفرما پای کار آمد
و پول به جیب کارگر رفت
این الگوست؛ الگویی که اگر تکرار شود، اعتماد به نفس و انحاد از دسترفته بین کارگران بازمیگردد.
*فرق اینجا با معدن جوزچال چیست؟*
همین چند روز پیش درباره معدن جوزچال نوشتیم که با دستور قضایی بسته شد چون کارفرما حقوق کارگران را نداده بود. آنجا تهدید تعطیلی، اهرم فشار آخر بود. اما در گروه ملی فولاد، قبل از رسیدن کار به آن نقطه، مشکل حل شد. این یعنی کارفرما میداند که پرداخت حقوق، نه "لطف" که "وظیفه" است.
پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد را باید به فال نیک گرفت. اما این پایان ماجرا نیست. هنوز کارگران بسیاری در صنایع دیگر چشم به راه حقوق معوقه خود هستند. امیدواریم این خبر، سرآغازی باشد برای پایان دادن به معوقات مزدی در همه کارگاهها و کارخانههای ایران.
کارگر که خیالش از خورد و خوراک راحت باشد، آن وقت است که میتواند با جان و دل برای اعتلای تولید کشور کار کند. این همان برد-برد واقعی است.
*شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این روزها خبرهای خوش از گوشه و کنار کارگری کم به گوش نمیرسد. یکی از این خبرهای خوش، پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد است. کارگرانی که ماهها چشم به راه حقوق و مزایای خود بودند، حالا میتوانند نفسی راحت بکشند.
*ماجرا چه بود؟*
کارگران این مجموعه بزرگ صنعتی مدتی بود که معوقات مزدی داشتند. دلخوری به حق، نگرانی از فردا، و نگاه نگران به صورت حسابهای روی میز. اما این بار برخلاف بسیاری از موارد مشابه، کار به بستن دروازهها و اعتصابات طولانی نکشید. پیگیریها و اعلام اعتصاب، داستان را به پایان خوش رساند.
در کشور ما گاهی کارگران ماهها و حتی سالها برای گرفتن حق خود در صف میمانند. گروه ملی فولاد اما نشان داد که میشود متفاوت عمل کرد:
مسئولان تهدید را شنیدند، کارفرما پای کار آمد
و پول به جیب کارگر رفت
این الگوست؛ الگویی که اگر تکرار شود، اعتماد به نفس و انحاد از دسترفته بین کارگران بازمیگردد.
*فرق اینجا با معدن جوزچال چیست؟*
همین چند روز پیش درباره معدن جوزچال نوشتیم که با دستور قضایی بسته شد چون کارفرما حقوق کارگران را نداده بود. آنجا تهدید تعطیلی، اهرم فشار آخر بود. اما در گروه ملی فولاد، قبل از رسیدن کار به آن نقطه، مشکل حل شد. این یعنی کارفرما میداند که پرداخت حقوق، نه "لطف" که "وظیفه" است.
پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد را باید به فال نیک گرفت. اما این پایان ماجرا نیست. هنوز کارگران بسیاری در صنایع دیگر چشم به راه حقوق معوقه خود هستند. امیدواریم این خبر، سرآغازی باشد برای پایان دادن به معوقات مزدی در همه کارگاهها و کارخانههای ایران.
کارگر که خیالش از خورد و خوراک راحت باشد، آن وقت است که میتواند با جان و دل برای اعتلای تولید کشور کار کند. این همان برد-برد واقعی است.
*شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
تلاش هایمان را ببینید!
درود بر دوستان و همراهان دیرین،
بیش از ۱۰۰ روز است که ارتباط مان گسسته و از فعالیت های ما بی خبر مانده اید.
کوشندگان سندیکایی در طی این روزها نه تنها نگران استقلال کشور بودند بلکه نگران دست اندازی به دستاوردهای جنبش کارگری و و سفره های بی رمق مزدبگیران نیز بودند.
تلاش کردیم با سازماندهی نوین در طی جنگ، ارتباط را در داخل کشور با زحمتکشان برقرار و اجازه ندهیم سایه سنگین جنگ، محدودیت هایی را که مافیای داخلی در صدد اجرای آن بود، را حاکم کند.
تلاش هایمان امروز در کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران قابل مشاهده و قابل قضاوت است.
باشد این تلاش ها در صفحات تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی برگی باشد تحفه درویش.
برکت تنها نان نیست،
عشقی است که ارزان به همه
تقدیم کنی.
برکت تنها نان نیست
همراه سختی ها،
با من و با او باشی.
برکت تنها نان نیست
نوری است که از دروازه غم ها گذرد،
روشنایی بخشد.
برکت تنها نان نیست
که در این همهمه بی همگان
تو فقط خود باشی و گم نشوی.
برکت تنها نان نیست
دوستانی است که با تو
به ره سختی ها
پای از ره نکشند
و به آرمان انسانی تو
یاری و همدلی ها بکنند.
برکت تنها نان نیست!
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
درود بر دوستان و همراهان دیرین،
بیش از ۱۰۰ روز است که ارتباط مان گسسته و از فعالیت های ما بی خبر مانده اید.
کوشندگان سندیکایی در طی این روزها نه تنها نگران استقلال کشور بودند بلکه نگران دست اندازی به دستاوردهای جنبش کارگری و و سفره های بی رمق مزدبگیران نیز بودند.
تلاش کردیم با سازماندهی نوین در طی جنگ، ارتباط را در داخل کشور با زحمتکشان برقرار و اجازه ندهیم سایه سنگین جنگ، محدودیت هایی را که مافیای داخلی در صدد اجرای آن بود، را حاکم کند.
تلاش هایمان امروز در کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران قابل مشاهده و قابل قضاوت است.
باشد این تلاش ها در صفحات تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی برگی باشد تحفه درویش.
برکت تنها نان نیست،
عشقی است که ارزان به همه
تقدیم کنی.
برکت تنها نان نیست
همراه سختی ها،
با من و با او باشی.
برکت تنها نان نیست
نوری است که از دروازه غم ها گذرد،
روشنایی بخشد.
برکت تنها نان نیست
که در این همهمه بی همگان
تو فقط خود باشی و گم نشوی.
برکت تنها نان نیست
دوستانی است که با تو
به ره سختی ها
پای از ره نکشند
و به آرمان انسانی تو
یاری و همدلی ها بکنند.
برکت تنها نان نیست!
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
*آبکشی به نام خزانه دولت!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*شصت درصد روی کاغذ، صفر درصد در سفره ها!*
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *