کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
*تکریم برای بازنشسته نان نمی شود؟؟*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، روز ۲۱ خرداد روز تقدیر از بازنشستگان است. به همین مناسبت بسیاری از افراد برای آنکه خودی نشان دهند انواع پیام ها و مراسم ها را برگزار می کنند.
رییس دولتی که با جراحی معده مردم و آزاد سازی قیمت ها مردم را به سلاح خانه گرسنگی کشانده طی پیامی:«بازنشستگان را گنجینه ارزشمند و تکریم شأن و تامین آسایش را فرضیه ای اخلاقی و تعهدی انکارناپذیر» دانسته است. ایشان به جای آنکه سفره های مردم را با کیفیت کنند با دادن یک میلیون تومان کالا برگ به مردم، جیب شان را دو برابر با همدستی بازار و مافیای اقتصادی دولتش خالی می کند. این اخلاق و تعهد انکارناپذیر به سرمایه داری نئولیبرال آقای پزشکیان، عین سرقت و کشتار مردم میهن است.
خانه کارگر در مراسمی با سخنرانی های تند کسانی چون محجوب و حسن صادقی آن چنان ادای اپوزیسیون را در می آورند که آدم شاخ در می آورد. اینان همان کسانی هستند که ۴۵ سال ادعای طرفداری از کارگر کرده و وزیر و وکیل در دولت و مجلس داشتند و گرسنگی امروز کارگر و بازنشسته نتیجه عملکرد این افراد است. تامین اجتماعی با سیاست های وزیرانی چون ربیعی و کمالی ورشکسته شده است حال دم از تکریم!! بازنشستگان می زنند. اینان همان کسانی هستند که برای میدری و سالاری هورا می کشیدند و به بازنشستگان می گفتند روزهای خوبی در پیش است، اینهم از روزهای خوش.
تکریم!! سیاست های اقتصادی ۴۵ ساله دولت ها باعث شده تا کارگران و بازنشستگان درمان و دارو نداشته باشند، سفره هایشان تهی از حتا تخم مرغ و لبنیات گردد و دسترسی به غذا‌هایی چون عدسی و لوبیا هم برایشان لوکس شود.
در یک ماه گذشته در تکریم!! از بازنشستگان سالاری مزایای حقوق بازنشستگان را افزایش نداد و در مقابل این امر به شدت مقاومت کرد و می کند تا تکریم گرسنگی بازنشستگان کامل گردد.
وزیرکار میدری هم برای تکریم!! بازنشستگان طرح نابودی سازمان تامین اجتماعی را به وزیر اقتصاد همچون خودش داده است.
نمایندگان دروغین و بی عرضه و خیانتکار به اصطلاح بازنشستگان، در کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی موافقت ضمنی خود را با افزایش ندادن مزایا با سکوت خود تایید کردند و از دادن هرگونه بیلان مالی خود به بازنشستگان در جهت تکریم!! بیشتر خودداری می کنند تا کانون های بازنشستگی شهرها هم به این امر تاسی کرده آنان نیز تا می توانند به دله دزدی و حیف و میل و صیغه بازی مشغول شوند و بیلان مالی را محرمانه و از شفاف سازی خودداری کنند. کار تکریم!! بازنشستگان به جایی رسیده که کانون بازنشستگان تهران بازنشستگان معترض را به پلیس امنیت و کلانتری معرفی می کند.
تکریم!! بازنشستگان با بیمه تکمیلی و بیمه اکمل که عین جنگ علیه بازنشستگان است و بازنشستگان برای بار سوم حق بیمه می دهند، توسط کارگزاران دولت، میدری و سالاری، خیانتکاران کانون عالی، خانه کارگر، اتحادیه پیشکسوتان و کانون های شهرها کامل شده است.
به هر حال تکریم!! بازنشستگان همچنان در راستای گرسنگی و کشاندن بازنشستگان به سمت مرگ با گران کردن دارو و درمان همچنان ادامه دارد.

*البته تکریم اگر برای بازنشستگان نان نمی شود برای بسیاری نان دانی خوبی است.

تکریم بازنشستگان یعنی:
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی.

پیام ما به دله دزدان و مافیا این است:
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*احتمال اعتصاب کارگران در فولاد اهواز!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، اعتصاب کارگران در فولاد اهواز به دلیل عقب افتادن دو ماهه حقوق ها، دستکاری در بیمه کارگرانی که در شرف بازنشستگی هستند با کاهش حق بیمه پرداختی که در حقوق بازنشستگی شان موثر است و کسر اضافه کاری ها که در حقوق های دریافتی شان به ۱۰ میلیون تومان رسیده است، هر روز بیشتر می شود.

کارگرانی که در بحبوحه جنگ در یک صنعت مهم و استراتژیک کار کردند تا اقتصاد کشور لنگ نماند این گونه پاداش خود را دریافت کردند.
ستون پنجم دشمن برای هموار نمودن نفوذ دشمن و کمک به متلاشی کردن استقلال کشور هر روزه با تصمیم گیری های ضدمردمی و گرسنگی عمدی دادن به مردم، تلاش می کنند نارضایتی ها را دامن بزنند.

زحمتکشان ایران استقلال کشور خود را چون مردمک چشم پاس خواهند داشت و علیه سیاست های خانه خراب کن مافیا ایستادگی خواهند کرد و تا سیاست های مافیایی را از این کشور نزدایند از پا نخواهند نشست.

*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران ضمن حمایت از خواسته های کارگران فولاد در حمایت از آنان از انجام هیچ کاری کوتاهی نخواهد کرد.
۲۲ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*وقتی کارگر در غربت فقط زخم می‌خورد!*

به نقل از خبرگزاری ایلنا، ضرب‌وشتم ۳۸ کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، فقط به‌خاطر این که حقوق خود را مطالبه کردند، یک فریاد بزرگ است. فریادی از دل غربت، از سر ناچاری و از ته کارگری که برای لقمه‌ای نان از مرزها گذشته است.
این کارگران فصل‌کار، نه دشمنی کرده‌اند و نه جرمی. فقط خواسته‌اند دستمزد زحمت ماه‌هایشان را بگیرند. اما در مقابلشان مشت و لگد نشسته و زخم بر تن و روح شان. و بدتر از همه، کارفرمای متهم آزاد مانده است چرا؟؟ چون وابسته کارگری سفارت ایران از حق کارگری ایرانی قرار نیست صیانت کند.

*این یک آسیب نیست، یک بی‌عدالتی آشکار است.*

کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، درخت چای را می‌چیند تا صاحب مزرعه چای بنوشد، اما خودش حتی یک جرعه امنیت نمی‌نوشد.
ما به عنوان یک نشریه کارگری، این اتفاق را محکوم می‌کنیم و از مسئولان ایرانی و ترکیه‌ای می‌خواهیم:
پیگیری قضائی جدی این پرونده، جلوگیری از آزادی بی‌قیدوشرط کارفرمای متهم، حمایت حقوقی از کارگران آسیب‌دیده.
کارگر در هر کجای دنیا که باشد، حق دارد مطالبه کند، حق دارد بگوید «حقوق من را بده»، و حق دارد زنده و سالم به خانه برگردد. این را ما نمی گوییم بلکه سازمان جهانی کار می گوید که هم ایران و هم ترکیه مقاوله نامه هایش را امضا کرده اند.

*کارگر غریب است، اما بی‌صاحب نیست. قانون باید صاحبش باشد.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۴۰۵/۳/۲۳*
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!

تجمع بازنشستگان در تهران ۲۴ خرداد

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!

تجمع بازنشستگان در اهواز ۲۴ خرداد

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!

تجمع بازنشستگان در شوش ۲۴ خرداد

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!

تجمع بازنشستگان در رشت ۲۴ خرداد

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی گسترده تر می شود!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، هرچه عملکرد و دروغگویی های مدیریت تامین اجتماعی، وزیرکار، کانون عالی و کانون های بازنشستگی بیشتر آشکار می شود که چگونه با همدستی هم از افزایش مزایا و همسان سازی واقعی خودداری کرده و برای نابودی تامین اجتماعی با لایحه جدید وزیرکار، همداستان شده اند، اعتراضات رنگ و بوی دیگری می گیرد.
گرسنگی، بی دارویی، گرانی های بی حد و مرز نه تنها سفره ها بلکه جان بازنشستگان و خانواده هایشان را تهدید می کند و در این امر مافیای اقتصادی از اتاق بازرگانی و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بلکه دست های پنهان و پیدا چه در بازار، مجلس، دولت در این امر دخیل هستند. ستون پنجم دشمن و مافیای داخلی در یک عمل مشترک به دنبال فروپاشی اقتصاد و اجتماع هستند.
پاسخ بازنشستگان به این سیاست های ضدمردمی اعتراضات گسترده یکشنبه های اعتراضی است.
امروز ۲۴ خرداد شهرهای رشت، تهران، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول، کرمانشاه تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. در بیشتر شهرها شعار:« نه مجلس نه دولت/ نیستند به فکر ملت»، و در سخنرانی در کرمانشاه:« علیه جنگی که به جز فقر و ویرانی و کشتار چیزی برای مردمان ندارد» شعار داده شد و در ادامه، اعتراض به قطع مزایای جانبی بانوان، پرداخت نشدن ۱۰ درصد افزایش قدرت خرید با ۶۰ درصد اضافه حقوق، افزایش نیافتن مزایای جانبی حقوق، درست اجرا نکردن متناسب سازی ۹۰ درصدی. اعتراض به محاسبات احکام ۱۴۰۵ و شیوه های محاسباتی دزدانه در مورد سایر سطوح که مبالغی از این بازنشستگان کسر کرده و همچنین اجرای همسان سازی برخلاف مصوبه جز ۱ بند (ر) ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم نسبت به ترمیم حقوق ها به استاندارد ۹۰ درصدی شاغلین همتراز. این دستبرد به حقوق ها در مورد حداقل بگیران و بازماندگان نیز با اجرای فرمول های سارقانه از افزایش حقوق ها تا حد ممکن جلوگیری نموده است.
در همین راستا با وجود مخالفت ها با لایحه خانه خراب کن «لایحه جدید تامین اجتماعی» که توسط وزیرکار و اقتصاد تهیه شده، روز چهارشنبه جلسه نابودی تامین اجتماعی آغاز خواهد شد و در آن محجوب و حیدری خانه کارگر تا دیگر نامردمان دولتی و مشاوران شان حضور دارند.
تاخیر در پرداخت اضافه حقوق ها و اعلام سالاری در مورد امکان عدم پرداخت اضافه حقوق خرداد بازی با روح و روان بازنشستگان برای منفعل نمودن آنان و دست برداشتن از اعتراضات است.
ارتجاع داخلی همراه دشمن بیرونی برای نابودی ایران و ایرانی هم پیمان شده اند. هر دو این ضد مردمان خواهان بی نان ماندن سفره هایمان و گرفتن جان ما و فرزندان مان با سیاست های گرانی و بی دارو گذاشتن مردم عملکردی یکسان دارند.
ما نیز قسم خورده ایم برای دفاع از استقلال کشور و محافظت از خون فرزندان ایران زمین چه در مدرسه میناب و چه در هرمز گلگون و چه در جای جای ایران و سفره هایمان از پا ننشینیم و تا عوض کردن سیاست های ضدمردمی تلاش خود را متوقف نخواهیم کرد.

*درود بر مدافعان هرمز/ مرگ بر گرانی بی ترمز
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟*

این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته می‌شود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیون‌ها مزدبگیر، یک سؤال مهم‌تر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق می‌افتد، یا قرار است به سفره‌های خالی مردم هم برسد؟

برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجاره‌های کمرشکن، بیکاری، خصوصی‌سازی‌های بی‌ضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
کارگران خوب می‌دانند که سال‌هاست زیرساخت‌های معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاست‌هایی که نتیجه‌اش کوچک‌تر شدن سفره‌ها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
کارگری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه می‌شود، بازنشسته‌ای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود می‌پرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموش‌شده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون بیاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل شود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی می‌ماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل می‌شود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراج‌های بی‌ضابطه را می‌گیرد؟
مردم به‌درستی می‌پرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروه‌های محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازه‌ای ایجاد می‌شود، این‌بار نظام بانکی، سیاست‌های پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون می‌آیند و بار هزینه را بر دوش کارگران و زحمتکشان می‌گذارند.
سال‌هاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصی‌سازی بی‌ضابطه و فرسایش تولید هشدار داده‌اند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمی‌شود.*
اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر کارگر همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو می‌سنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساخت‌های معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آن‌وقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانه‌های مردم هم رسیده است."

*ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*معدن جوزچال و یک پیام روشن برای کارفرمایان!

*

وقتی یک معدن به دستور قضایی بسته می‌شود، یعنی دیگر اخطارها و تذکرها جواب نداده است. معدن جوزچال این روزها به همین دلیل تعطیل شده؛ نه به خاطر کمبود مواد یا مشکل فنی، بلکه به خاطر بی‌توجهی کارفرما به ساده‌ترین حقوق کارگران یعنی دستمزد.

*اصل ماجرا چیست؟*
کارگران این معدن ماه‌ها بود حقوق معوقه داشتند. شکایت کردند، پیگیری کردند، اما کارفرما توجه نکرد تا اینکه دادستان وارد شد و دستور بستن معدن را صادر کرد. حالا کارفرما فقط ۱۰ روز مهلت دارد تا همه معوقات را پرداخت کند، وگرنه معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار این واحد کار است.

*چرا این خبر مهم است؟*
حادثه تلخ معدن زمستان‌یورت آزادشهر در سال ۱۳۹۶ را یادمان نرفته است. آنجا هم بی‌توجهی به ایمنی جان ده‌ها کارگر را گرفت. حالا پای یک معضل دیگر به میان آمده: بی‌توجهی به حقوق اقتصادی کارگر.
کارگری که ماه‌ها پولش را نمی‌گیرد، اول دلش از کار سرد می‌شود، بعد تمرکز و انگیزه را از دست می‌دهد و درنهایت حوادث تلخ رقم می‌خورد. این زنجیره قابل پیش‌بینی است.

معدن جوزچال حالا یک ویترین شده است. کارفرمایان باید بدانند دوران «هر طور شد بگذرانیم» تمام شده. پیگیری کارگران نشان داده که در کنار نظارت بر ایمنی، بر اجرای قانون کار هم حساس است. امیدواریم این ۱۰ روز پایانی برای کارگران این معدن به خیر بگذرد و معدن باز شود، اما این بار با کارگری که لبخند بر لب دارد، چون می‌داند زحمتش و پیگیریش بی‌ جواب نمی‌ماند.

*شباهنگ
عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*گروه ملی فولاد؛ وقتی حرف به عمل تبدیل می‌شود!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، این روزها خبرهای خوش از گوشه و کنار کارگری کم به گوش نمی‌رسد. یکی از این خبرهای خوش، پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد است. کارگرانی که ماه‌ها چشم به راه حقوق و مزایای خود بودند، حالا می‌توانند نفسی راحت بکشند.

*ماجرا چه بود؟*
کارگران این مجموعه بزرگ صنعتی مدتی بود که معوقات مزدی داشتند. دلخوری به حق، نگرانی از فردا، و نگاه نگران به صورت حساب‌های روی میز. اما این بار برخلاف بسیاری از موارد مشابه، کار به بستن دروازه‌ها و اعتصابات طولانی نکشید. پیگیری‌ها و اعلام اعتصاب، داستان را به پایان خوش رساند.
در کشور ما گاهی کارگران ماه‌ها و حتی سال‌ها برای گرفتن حق خود در صف می‌مانند. گروه ملی فولاد اما نشان داد که می‌شود متفاوت عمل کرد:
مسئولان تهدید را شنیدند، کارفرما پای کار آمد
و پول به جیب کارگر رفت
این الگوست؛ الگویی که اگر تکرار شود، اعتماد به نفس و انحاد از دست‌رفته بین کارگران بازمی‌گردد.

*فرق اینجا با معدن جوزچال چیست؟*
همین چند روز پیش درباره معدن جوزچال نوشتیم که با دستور قضایی بسته شد چون کارفرما حقوق کارگران را نداده بود. آنجا تهدید تعطیلی، اهرم فشار آخر بود. اما در گروه ملی فولاد، قبل از رسیدن کار به آن نقطه، مشکل حل شد. این یعنی کارفرما می‌داند که پرداخت حقوق، نه "لطف" که "وظیفه" است.

پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد را باید به فال نیک گرفت. اما این پایان ماجرا نیست. هنوز کارگران بسیاری در صنایع دیگر چشم به راه حقوق معوقه خود هستند. امیدواریم این خبر، سرآغازی باشد برای پایان دادن به معوقات مزدی در همه کارگاه‌ها و کارخانه‌های ایران.

کارگر که خیالش از خورد و خوراک راحت باشد، آن وقت است که می‌تواند با جان و دل برای اعتلای تولید کشور کار کند. این همان برد-برد واقعی است.

*شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۶ خرداد ۱۴۰۵


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
تلاش هایمان را ببینید!

درود بر دوستان و همراهان دیرین،
بیش از ۱۰۰ روز است که ارتباط مان گسسته و از فعالیت های ما بی خبر مانده اید.
کوشندگان سندیکایی در طی این روزها نه تنها نگران استقلال کشور بودند بلکه نگران دست اندازی به دستاوردهای جنبش کارگری و و سفره های بی رمق مزدبگیران نیز بودند.
تلاش کردیم با سازماندهی نوین در طی جنگ، ارتباط را در داخل کشور با زحمتکشان برقرار و اجازه ندهیم سایه سنگین جنگ، محدودیت هایی را که مافیای داخلی در صدد اجرای آن بود، را حاکم کند.
تلاش هایمان امروز در کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران قابل مشاهده و قابل قضاوت است.
باشد این تلاش ها در صفحات تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی برگی باشد تحفه درویش.

برکت تنها نان نیست،
عشقی است که ارزان به همه
تقدیم کنی.

برکت تنها نان نیست
همراه سختی ها،
با من و با او باشی.

برکت تنها نان نیست
نوری است که از دروازه غم ها گذرد،
روشنایی بخشد.

برکت تنها نان نیست
که در این همهمه بی همگان
تو فقط خود باشی و گم نشوی.

برکت تنها نان نیست
دوستانی است که با تو
به ره سختی ها
پای از ره نکشند
و به آرمان انسانی تو
یاری و همدلی ها بکنند.

برکت تنها نان نیست!

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۲ خرداد ۱۴۰۵

https://t.me/sfelezkar
*آبکشی به نام خزانه دولت!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.

*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*شصت درصد روی کاغذ، صفر درصد در سفره ها!*

کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق می‌برد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت می‌کند. اما وقتی کارگر می‌رود خواربارفروشی، می‌بیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت می‌فهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش‌ رنگ‌ و لعاب است.

*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن می‌شود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفت‌وآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفره‌تان کوچک‌تر شده است.

*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخص‌های هزینه زندگی به روز می‌شود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم می‌گردد. اما در برخی سیستم‌ها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*

*چرا این ۶۰ درصد بی‌اثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقب‌گرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلی‌بگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری می‌گیرد و عقب‌گردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.

راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری‌ شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینه‌ها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمت‌ها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایده‌ای ندارد.
۴) تقویت تشکل‌های کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.

کارگر با آمار زندگی نمی‌کند، با سفره زندگی می‌کند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان می‌گوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچه‌اش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پله‌ها بالا برود و دیگری از پله‌ها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*وقتی یک استاندار، جای کارفرما را پر می‌کند!*

در روزگاری که کارگرِ طلبکار، حوصله بیانیه و قول و قرار ندارد، یک اقدام عملی از سوی استاندار خوزستان، کمر یک بحران چندماهه را شکست: *حقوق معوقه کارگران گروه ملی فولاد، بالاخره واریز شد.*
این خبر را از زاویه‌ای دیگر باید دید: نه از دریچه «تشکر از مسئول»، که از منظر «چرا باید به اینجا برسد؟»

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، ماه‌ها بود چشم به راه حقوق خود بودند. اضافه‌کارها، مزایا و حتا حقوق پایه‌شان روی کاغذ مانده بود. اما اهرم‌های معمولی کارگری — مثل گفتگو با مدیرعامل، شکایت در اداره کار، یا حتا تهدید به اعتصاب کارساز نبود.
تا اینکه استاندار خوزستان وارد میدان شد. نه از سرِ لطف شخصی، که به خاطر مطالبه عمومی و سنگین شدن بحران. نتیجه: پرداخت کامل مطالبات.

*اما سوال اصلی اینجاست:
۱) نقش استاندار چه بود؟*

استاندار نباید جای کارفرما بنشیند. اما وقتی کارفرما (مدیرعامل یا هیات مدیره) از انجام وظیفه اصلی خود — یعنی تأمین نقدینگی برای پرداخت حقوق — عاجز است یا کوتاهی می‌کند، استاندار به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان، هم می‌تواند و هم باید ورود کند. ورود او در این پرونده، یک اقدام فرا قانونیِ مثبت بود آن هم در شرایط بحرانی کنونی.

*۲) کارگر مجبور کرد تا استاندار بیاید؟*
اینجا جای نقد است:
پس وزارت کار چه می‌کند؟
مگر مدیرعامل قبل از بحران، برای تأمین منابع برنامه نداشت؟ آن هم کارفرمایی چون بانک؟؟

پرداخت حقوق، یک «اقدام انساندوستانه» نیست، یک تکلیف قانونی است. اگر این تکلیف فقط با ورود مقام بالاتر انجام شود، یعنی سیستم معمولی کار نمی‌کند.
۳) درس این ماجرا برای سایر کارگران چیست؟
دو پیام دارد:
پیام امید: اتحاد نه تنها رمز پیروزی است بلکه اصل اساسی مبارزات کارگری است.در ضمن مطالبات کارگری، اگر رسانه‌ای شود و به بالاترین سطح اجرایی برسد، قابل حل است.
*قدردانی لازم، اما نقد واجب*
بی‌شک باید از تلاش استاندار خوزستان تشکر کرد. او نشان داد که می‌شود با اراده و پیگیری، گره کور را باز کرد. اما نباید این موفقیت را عادی جلوه داد. در یک نظام کارگری سالم:
کارگر هر ماه سر وقت حقوق می‌گیرد.
نه نیازی به استاندار دارد، نه به التماس رسانه‌ای.

گروه ملی فولاد یک شرکت بزرگ است، نه یک کارگاه کوچه‌بازاری. اگر در چنین شرکتی، کارگر ماه‌ها معطل استاندار بماند تا حقوقش را بگیرد، یعنی سیستم مدیریتی و نظارتی دچار نقص اساسی است.

به امید روزی که خبر «پرداخت حقوق معوقه» تبدیل به خبر «حقوق سر وقت» شود. روزی که استاندارها به جای حل مشکلات کارگری، مدیرانی را سرکار بیاورند که وظیفه شناس باشند.

*طبقه کارگر هیچگاه نباید منتظر کسی برای مطالبات خود بماند، باید سندیکاهای کارگری خود را ایجاد و قدرتمند کند تا هیچ کارفرمایی به خود جرات عقب انداختن حقوق را ندهد.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*چگونه سرمایه مالی-انحصاری جامعه را به رکود و آشوب می کشاند؟*

*سرمایه مالی-انحصاری چیست؟*

منظور از سرمایه مالی-انحصاری، پیوند قدرت بانک‌های بزرگ، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، مؤسسات مالی و شرکت‌های عظیم فراملی با انحصارهای صنعتی و فناوری است. یعنی سرمایه مالی زمانی شکل می‌گیرد که سرمایه بانکی و سرمایه صنعتی در هم ادغام شوند و قدرت اقتصادی و سیاسی در دست تعداد گروه محدودی از سرمایه داران مالی متمرکز شود.

*این امر چگونه می‌تواند به رکود منجر شود؟*
*۱. تمرکز ثروت و کاهش قدرت خرید مردم*
وقتی سهم بزرگ‌تری از درآمد و سود به سمت اقلیت ثروتمند(آقازاده ها و بنیادهای مختلف) حرکت کند:
دستمزدها نسبت به بهره‌وری عقب می‌مانند.
قدرت خرید اکثریت جامعه رشد نمی‌کند.
تقاضای مصرفی ضعیف می‌شود.
در نتیجه تولیدکنندگان با مشکل فروش کالا مواجه می‌شوند و اقتصاد وارد رکود می‌شود. امروزه به دلیل رشد قیمت ها مردم ناتوان از خرید و محصولات در فروشگاه‌ها دپو شده است.
این همان چیزی است که برخی اقتصاددانان آن را «کمبود تقاضای مؤثر» می‌نامند.

*۲. غلبه سفته‌بازی بر تولید*
در بسیاری از دوره‌ها، سود فعالیت‌های مالی از سود تولید واقعی بیشتر می‌شود.
*سرمایه به جای رفتن به:* کارخانه، تحقیق و توسعه و اشتغال
* به سمت:* بورس‌بازی، معاملات مالی پیچیده، بازارهای دارایی حرکت می‌کند. در این حالت ارزش دارایی‌ها رشد می‌کند اما تولید واقعی خیر.

*۳. شکل‌گیری حباب‌های مالی*
وقتی حجم عظیمی از سرمایه وارد بازارهای مالی می‌شود: قیمت سهام، املاک و اوراق مالی
ممکن است از ارزش واقعی خود فاصله بگیرند.
نمونه آن هم اکنون است که قیمت مسکن چه اجاره و چه فروش دوبرابر نسبت به سال گذشته شده که این امر موجب ماشین خوابی، پشت بام خوابی، جمع شدن چند خانواده در یک خانه شده است. همچنین رهاسازی سالمندان، کودکان عقب افتاده ذهنی، معلولان نیز رشد بی سابقه ای یافته است که در همین راستا از ورود سالمندان و معلولان به امام زاده ها، چند سالی است جلوگیری به عمل می آید.

*این امر چگونه به آشوب اجتماعی منجر می‌شود؟
افزایش نابرابری*

وقتی رشد اقتصادی عمدتن به سود گروه کوچکی باشد: فاصله طبقاتی افزایش می‌یابد. احساس بی‌عدالتی رشد می‌کند. اعتماد عمومی کاهش می‌یابد.

*فرسایش سرمایه اجتماعی*
مردم وقتی می بینند، کار کردن الزامن به رفاه بیشتر منجر نمی‌شود؛ رانت و ثروت‌های بزرگ سریع‌تر رشد می‌کنند؛ اعتمادشان به نهادها و آینده کاهش می‌یابد و عصبانیت در روح و روان جامعه شکل گرفته و هر برخورد کوچک به یک شورش سراسری منجر می شود مانند جنبش مهسا.

*بی‌ثباتی سیاسی*
در شرایط رکود طولانی و نابرابری شدید: اعتراضات اجتماعی افزایش می‌یابد. قطبی‌شدن جامعه تشدید می‌شود. گرایش به راه‌حل‌های افراطی سوق می یابد.

*جمع‌بندی*
در نگاه انتقادیِ اقتصادسیاسی، سرمایه مالی-
انحصاری می‌تواند از طریق:
تمرکز ثروت، تضعیف دستمزدها، گسترش سفته‌بازی، ایجاد حباب‌های مالی، افزایش نابرابری،
زمینه‌های رکود اقتصادی و تنش‌های اجتماعی را فراهم کند.
به بیان ساده:
وقتی سودآوری سرمایه از تولید واقعی و رفاه اکثریت جامعه جدا شود، شکافی ایجاد می‌شود که دیر یا زود خود را به شکل رکود، بی‌اعتمادی و بحران‌های اجتماعی شورشگرانه، نشان می‌دهد. این جاست که در کشورهای دیکتاتوری ستون پنجم دشمن زمینه را برای ورود دشمن و تصاحب سرزمین و ثروت ملت ها آماده سازی می کند.

*بی دلیل نیست که جنبش کارگری و جنبش برابر خواهی و عدالت خواهانه با این شیوه اقتصاد سیاسی مخالف هستند.

ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی *

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*سازمان جهانی کار ILO چه می‌کند؟*

روزی که سازمان جهانی کار (ILO) آن را «*تولد استانداردهای الزام‌آور برای کارگران پلتفرم‌ها» (رانندگان اینترنتی)* اعلام کرده بود، دولت هند در اقدامی هماهنگ، مانع تصویب همان حقوق در مجلس کشورش شد. یعنی در یک روز، یک نهاد جهانی می‌گوید «کارگر آنلاین، کارگر است» و یک دولت می‌گوید «نه، نیست».
این دوگانه، قصه تکراری اقتصاد دیجیتال در جهان است: وقتی الگوریتم پولساز است، کارفرماها خوشحالند؛ اما وقتی نوبت به حقوق کارگر می‌رسد، پشت قوانین کهنه پنهان می‌شوند. مانند ایران. شرکت های اسنپ و توسی از بیمه کردن رانندگان خود شانه خالی می کنند و وزارت کار هم به جای اجرای قانون با آنان همداستان است.

*کارگر سکو یا همان اینترنتی کیست و چه فرقی دارد؟*
راننده اسنپ، تحویل‌گیرنده سفارش‌های دیجی‌کالا، پیک موتوری اینترنتی، کسی که از طریق اپلیکیشن کار پیدا می‌کند و دستمزدش بر اساس سفارش است — اینها کارگران «پلتفرم» یا «سکو» هستند.

*مشکل کجاست؟*
این کارگران: قرارداد رسمی کار ندارند،
بیمه بیکاری و بازنشستگی ندارند،
مرخصی استحقاقی و اضافه‌کار ندارند،
اگر مریض شوند یا حادثه ببینند، هیچکس مسئول نیست.
کارفرما می‌گوید «تو پیمانکار مستقلی»، اما واقعیت این است که الگوریتم ساعات کارشان را تعیین می‌کند، نحوه کار را مشخص می‌کند و اگر خطا کنند جریمه‌شان می‌کند. این یعنی رابطه کارگری، نه قرارداد آزاد.

*واقعیت این است که شرکت‌های بزرگ پلتفرم میلیاردها دلار سود می‌کنند، اما نمی‌خواهند سهم کوچکی از آن را صرف بیمه کارگران کنند.*

برای اولین بار ILO سازمان جهانی کار استانداردهایی الزام‌آور تصویب کرده که:
کارگران پلتفرم را «کارگر» می‌داند نه «خوداشتغال»
حق تشکیل اتحادیه برای آنها به رسمیت شناخته می‌شود. دستمزد عادلانه و ایمنی کار باید رعایت شود.
اما مشکل اینجاست:
IL
O قدرت اجرایی مستقیم ندارد. هر کشور باید این استانداردها را در قوانین داخلی خود تصویب کند. یعنی کارگران اینترنتی باید تلاش کنند این در مجلس ایران به قانون تبدیل شود.

در ایران هم رانندگان اسنپ و تپسی، پیک‌های دیجی‌کالا و هزاران کارگر دیگر اینترنتی، وضعیت مشابهی دارند:
قوانین بیمه ای و قانون کار ندارند. بیمه بیکاری و بازنشستگی آنها دغدغه دائمی است. اگر حادثه ببینند، نه شرکت مسئول است نه الگوریتم.
در ایران هم بحث تصویب چنین قوانینی باید آغاز شود. آن موقع، باید دید لابی شرکت‌های فناوری قوی‌تر است یا مطالبه کارگران؟

واقعیت تلخ این است که دولت‌ها معمولاً طرف سرمایه را می‌گیرند، نه کارگری را که ساعت‌ها زیر آفتاب یا باران برای رساندن یک سفارش چند ده هزار تومانی زحمت می‌کشد.

کارگر اینترنتی، چشم‌هایش به الگوریتم است، الگوریتم به سود، سود به کارفرما، کارفرما به دولت — و دولت وتو می‌کند. در این زنجیره، فقط کارگر است که هیچ «قدرتی در برابر این «نه» بزرگ ندارد.

روزی که یک راننده اسنپ بتواند بدون ترس از محرومیت از سفارش‌ها، اتحادیه تشکیل دهد، آن روز واقعاً روز جهانی کارگر است. تا آن روز، این استانداردهای ILO فقط یک سند خوب در کشوی میزهای بسته خواهد ماند.

*رانندگان اسنپ، تپسی، ماکسیم، وان، پیک های موتوری، کارگران اینترنتی چه آنهایی که در خانه کار می کنند و چه آنهایی که در شرکت های کوچک به اصطلاح کار آفرین کار می کنند باید متحد شوند و علیه این اجحاف بزرگ و غارت پنهان تلاش کنند. بی تردید سندیکاهای کارگری نیز این این نبرد حمایت خواهند کرد. چون رونق سفره هر کارگر، رونق سفره همه کارگران است.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران

«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*


آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آن‌ها به فیلسوف حرفه‌ای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافت‌های خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نام‌ها با "فلسفه" جور درمی‌آیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفل‌دار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا این‌جوری کار می‌کنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آن‌گاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع می‌شود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفه‌ای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموس‌تر کردنِ زندگی و کارمان.»

*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیه‌های خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفه‌ای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار می‌کنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه می‌آورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفه‌ای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف می‌زنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم می‌کند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بی‌پاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسش‌هایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه می‌شود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار می‌کند، چه معنایی می‌توان برای رنج و رنج‌نامه‌های روزمره ساخت، و چگونه می‌شود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»

قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من می‌خورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدم‌های مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خسته‌کننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره می‌زنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟

اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.

ادامه دارد...

*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان؛ پرونده بسته شد، اما گره از زندگی بازنشستگان باز نشد!!*

بازنشسته یعنی کسی که عمری کار کرده، حق بیمه و مالیات داده، زحمت کشیده و حالا نوبت استراحت و آرامش اوست. اما در ایران امروز، بازنشسته یعنی کسی که با صورت حساب‌های ماهانه دست و پنجه نرم می‌کند و هر روز می‌ترسد مبادا حقوق ماه آینده اش هم به اندازه یک قرص فشارخون نشود.
سازمان تأمین اجتماعی می‌گوید: «*پرونده متناسب‌سازی بسته شد.* *سه مرحله را انجام دادیم و تمام.» اما بازنشسته می‌پرسد: «اگر پرونده بسته شده، چرا سفره من هنوز بی کیفیت و گرسنگی در آن موج می زند؟»*

*متناسب‌سازی یعنی چه؟*

خیلی ساده: فرض کنید ۲۰ سال پیش بازنشسته شده‌اید. آن موقع حقوقتان ۵۰۰ هزار تومان بود. امروز یک کارگر ساده ۲۲ تا ۲۸ میلیون می‌گیرد، اما حقوق شما شاید به ۱۷ میلیون رسیده باشد. یعنی قدرت خرید شما نسبت به یک کارگر شاغل تازه سر کار رفته هم نیست.
«متناسب‌سازی» یعنی حقوق بازنشستگان را به حقوق کارگران فعال نزدیک کنند. نه اینکه برابر باشد، اما فاصله‌اش منطقی باشد.

*سازمان تأمین اجتماعی چه کرده؟*
طبق اطلاعیه این سازمان:
مرحله اول و دوم متناسب‌سازی در دو سال گذشته انجام شد
مرحله سوم (آخرین مرحله) امسال تکمیل گردید
پرونده متناسب‌سازی بسته شد
اما بازنشستگانی که اعتراض دارند می‌توانند اعتراض خود را ثبت کنند
یعنی از نگاه سازمان، کار تمام است. دیگر خبری از افزایش اضافه نیست.
*مشکل کجاست؟*
مشکل اینجاست که «متناسب‌سازی انجام شد» با «متناسب‌سازی کافی بود» فرق دارد.
بازنشستگان می‌گویند:
· افزایش حقوق ما جوابگوی تورم افسارگسیخته این چند سال نبوده
فاصله حقوق بازنشسته با کارگر فعال هنوز زیاد است
هزینه دارو، درمان و مسکن سهم بزرگ حقوق را می‌بلعد
برخی بازنشستگان اصلن مشمول این طرح نشده‌اند
سازمان به دروغ می‌گوید«منابع محدود بود». این حرف غلط است، چون تأمین اجتماعی میلیاردها دلار دارایی و شرکت دارد و هزار همت از دولت طلبکار است. بازرسان بیمه برای بیمه کردن کارگران تلاش نمی کنند، حق بیمه سخت و زیان آور بعد از ۲۰ سال به جای هرماهه به صندوق تامین اجتماعی ریخته نمی شود، اختلاس ها و مدیران سفارشی بی خاصیت منابع مالی سازمان را هدر می دهند.
چرا سود شرکت‌های زیرمجموعه شستا به جای جیب بازنشسته، می رود جای دیگر؟ چرا باید خرابکاری مدیران و سیاست های غلط دولت را به دوش سازمان تامین اجتماعی انداخت؟؟ مانند هزینه ۲۸ گروهی که توسط دولت به تامین اجتماعی تحمیل و یک ریال هم دولت به تعهداتش عمل نکرده است؟؟

*امکان اعتراض*
بازنشسته‌ای که فکر می‌کند حقوقش درست محاسبه نشده یا مشمول طرح نشده، می‌تواند اعتراض کند. اما آیا این اعتراض به نتیجه می‌رسد؟ تجربه نشان داده که سیستم اعتراض‌ها معمولاً طولانی و بی‌نتیجه است، مگر اینکه پیگیری جدی و گروهی باشد. مانند گره زدن اعتراضات یکشنبه های اعتراضی به این خواست.

*راه حل چیست؟
۱) شفافیت در محاسبه *

– سازمان باید به هر بازنشسته نشان دهد دقیقن بر چه اساسی افزایش گرفته یا نگرفته است.
*۲) اتصال خودکار به تورم*
– حقوق بازنشستگان هر سال بر اساس نرخ تورم افزایش یابد، نه اینکه دوباره بیایند سراغ «متناسب‌سازی» و سال‌ها طول بکشد.
*۳) نظارت بر منابع تأمین اجتماعی*
– چرا با این همه دارایی، باز هم می‌گویند «منابع محدود است»؟ حساب و کتاب دقیق تر می‌خواهد. باید تحقیق و تفحص از این سازمان کلید بخورد تا فاسدین، اختلاس گران، مدیران سفارشی بی عرضه، نقش کانون ها در بدبخت کردن خانواده های بازنشسته برای جامعه آشکار شود.

سازمان تأمین اجتماعی می‌گوید ما وظیفه قانونی خود را انجام دادیم. اما بازنشسته می‌گوید «وظیفه انسانی و اقتصادی شما هنوز تمام نشده است».
بازنشسته کسی نیست که از سر تنبلی خانه نشسته. او ستون فقرات اقتصاد این کشور در دهه‌های گذشته بوده. اگر امروز نتواند با حقوقش زندگی کند، یعنی آن سال‌ها کار کردن، بی‌ارزش بوده است.
به امید روزی که بستن پرونده به معنای رضایت بازنشسته باشد، نه به معنای تمام شدن حوصله سازمان. روزی که بازنشسته برای خرید دارو مجبور نباشد بین غذا و سلامتی یکی را انتخاب کند. و این به همت ما و تقویت یکشنبه های اعتراضی دارد.
حق اعتراض
سالهاست حق اعتراض واقعی را از بازنشستگان با طولانی کردن روند پاسخگویی از سوی سازمان تبدیل به کاری فرسایشی شده است.
* باید همه معترضین به یکشنبه های اعتراضی هفتگی که از تیرماه ۹۹ تاکنون در شهرهای تهران، رشت، کرمانشاه، شوش، اهواز، قزوین، دزفول، تبریز، راه اندازی شده بپیوندند. تا از دل این تجمع های اعتراضی تشکل های مستقل بازنشستگان ایجاد شود.

*تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم

بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*خیمه شب بازی سالاری را افشا کنیم!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، پس از اعتراض همگانی بازنشستگان به تغییر قوانین بیمه بازنشستگی در یک خیمه شب بازی اشکار، بنا به دعوت سالاری مدیرعامل تامین اجتماعی ۲۷ تیرماه رؤساي سه تشکل بی عرضه کارگری، کانون عالی شوراهای اسلامی کار، کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری ایران و مجمع عالی نمایندگان کارگری به همراه چند تن از اعضای خود به عنوان هم اندیشی!! (تو بخوان خانه خراب کردن بازنشستگان و کارگران) برای تغییر قانون بیمه و بازنشستگی تأمین اجتماعی در محل ساختمان صندوق بیمه در تهران خیابان آزادی گردهم آمدند. در ویدئویی منتشر شده، حاوی حمایت پر حرارت حاضرین از تغییر قانون بیمه و بازنشستگی به علاوه ابراز رضایت و تقدیر از عملکرد مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی دیده می شود.
این خیمه شب بازی سالاری و بی عرضه هایی که نام نماینده روی خود گذاشته اند را محکوم و اعلام می کنیم دست پلید همه کسانی که می خواهند دستاوردهای کارگری را از بین ببرند را قطع خواهیم کرد.

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ *