#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
تو یادگار حسینی که کربلا دیدی
شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی
"سری به نیزه بلند است"را شما دیدی
و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی
دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است
در این سکوت تو صدها هزار فریاد است
برای گریه ات آقا اشاره کافی بود
همین که چشم تو بینَد سه ساله کافی بود
گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود
به آب دادن ذبحی نظاره کافی بود
تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند
به لحظهْ لحظهْ گریز تو کربلا دیدند
اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید
که سایه ی پدرت از سر تو کم گردید
نصیب تو فقط آه و غم و اَلَم گردید
ز بار غصّه ی یاران قَدِ تو خم گردید
اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود
خدا برای امامت تو را ذخیره نمود
دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت
دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت
همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت
به سینه روضهء مکشوف چون هزاران داشت
سه شعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را
تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را
به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود
نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود
به دست و پای تو دراین مسیر سلسله بود
غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود
شهادت ارث شما بود و افتخار شما
به ظلمْ، سوی اسارت کشید کار شما
چه رفت بر دل غمدیده ات به دفن پدر
درون قبر زدی ناله ای ز سوز جگر
سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر
رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر
به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز
به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز
🔸شاعر:
#وحید_دکامین
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
تو یادگار حسینی که کربلا دیدی
شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی
"سری به نیزه بلند است"را شما دیدی
و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی
دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است
در این سکوت تو صدها هزار فریاد است
برای گریه ات آقا اشاره کافی بود
همین که چشم تو بینَد سه ساله کافی بود
گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود
به آب دادن ذبحی نظاره کافی بود
تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند
به لحظهْ لحظهْ گریز تو کربلا دیدند
اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید
که سایه ی پدرت از سر تو کم گردید
نصیب تو فقط آه و غم و اَلَم گردید
ز بار غصّه ی یاران قَدِ تو خم گردید
اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود
خدا برای امامت تو را ذخیره نمود
دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت
دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت
همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت
به سینه روضهء مکشوف چون هزاران داشت
سه شعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را
تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را
به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود
نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود
به دست و پای تو دراین مسیر سلسله بود
غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود
شهادت ارث شما بود و افتخار شما
به ظلمْ، سوی اسارت کشید کار شما
چه رفت بر دل غمدیده ات به دفن پدر
درون قبر زدی ناله ای ز سوز جگر
سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر
رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر
به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز
به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز
🔸شاعر:
#وحید_دکامین
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini
عالم همه جا در نظرم شام خراب است
جان و تنم از آتشِ دل در تب و تاب است
ای مـردم عالم همـه از شـام بپـرسید
قرآن محمّد ز چه در بزم شراب است؟
این چوب که در دست یزید است بگیرید
والله قسـم یاری مظلوم، ثـواب اسـت
این سر که شکستند از او گوهر دندان
این سر که روان از یم چشمش دُر ناب است
این سر، سر نورانی ریحـانۀ زهـراست
کز داغ لبـانش جگـر آب، کباب است
در حنجـرۀ سوختــهاش آیـۀ قــرآن
از دیده روان بر گل رخسار، گلاب است
در تشـت طـلا دور زنــد دیــدهاش آری!
میگردد و خجلت زده از اشک رباب است
یک مـرد ندیـدم کـه در آن بـزم بپـرسد:
ناموس خدا از چه به بـازوش طناب است؟
رخسار مپوشان به کف دست، سکینه!
بر چهره همان رنگ کبودیت حجاب است
پـاسخ ندهـد سنـگ لـب بــام ز خجـلت
«میثم!» تو بگو خون خدا از چه خضاب است
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
عالم همه جا در نظرم شام خراب است
جان و تنم از آتشِ دل در تب و تاب است
ای مـردم عالم همـه از شـام بپـرسید
قرآن محمّد ز چه در بزم شراب است؟
این چوب که در دست یزید است بگیرید
والله قسـم یاری مظلوم، ثـواب اسـت
این سر که شکستند از او گوهر دندان
این سر که روان از یم چشمش دُر ناب است
این سر، سر نورانی ریحـانۀ زهـراست
کز داغ لبـانش جگـر آب، کباب است
در حنجـرۀ سوختــهاش آیـۀ قــرآن
از دیده روان بر گل رخسار، گلاب است
در تشـت طـلا دور زنــد دیــدهاش آری!
میگردد و خجلت زده از اشک رباب است
یک مـرد ندیـدم کـه در آن بـزم بپـرسد:
ناموس خدا از چه به بـازوش طناب است؟
رخسار مپوشان به کف دست، سکینه!
بر چهره همان رنگ کبودیت حجاب است
پـاسخ ندهـد سنـگ لـب بــام ز خجـلت
«میثم!» تو بگو خون خدا از چه خضاب است
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید
آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید
کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد
تا شهید زنده ی زینب عبا بر سر کشید
روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود
نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید
روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را
تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید
از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب
هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید
روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است
بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید
بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد
او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید
روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام
او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید
روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه
خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید
روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش
دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید
روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش
باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید
رشته کوه درد و غم را مثل زخم کهنه ای
روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید
مو کنان , مویه کنان بر سینه و سر میزنیم
یک علی دیگر از این خانواده پر کشید
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید
آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید
کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد
تا شهید زنده ی زینب عبا بر سر کشید
روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود
نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید
روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را
تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید
از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب
هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید
روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است
بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید
بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد
او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید
روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام
او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید
روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه
خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید
روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش
دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید
روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش
باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید
رشته کوه درد و غم را مثل زخم کهنه ای
روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید
مو کنان , مویه کنان بر سینه و سر میزنیم
یک علی دیگر از این خانواده پر کشید
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب قیامت روان شده
یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش
یک دم نشسته منتظر کودکان شده
یک جا ز پیر کوفه شنیدهست ناسزا
یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده
هم شاهد غروب گل ارغوان به خون
هم راوی حدیث لب خیزران شده
با پای خسته راهبر خلق آمده
با دست بسته کارگشای جهان شده
ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر
آه ای بهار تا گل آخر خزان شده
بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو
تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده
از بس گریستهست چنان شمع در سجود
از خلق، آفتاب مزارش نهان شده
🔸شاعر:
#سعید_میرزایی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب قیامت روان شده
یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش
یک دم نشسته منتظر کودکان شده
یک جا ز پیر کوفه شنیدهست ناسزا
یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده
هم شاهد غروب گل ارغوان به خون
هم راوی حدیث لب خیزران شده
با پای خسته راهبر خلق آمده
با دست بسته کارگشای جهان شده
ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر
آه ای بهار تا گل آخر خزان شده
بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو
تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده
از بس گریستهست چنان شمع در سجود
از خلق، آفتاب مزارش نهان شده
🔸شاعر:
#سعید_میرزایی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت
آخری نیست بر این گریه بی پایانت
آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر می شود انگار غم پنهانت
زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت
غیر زینب چه کسی درد تو را می داند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت
سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت
زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت
خیزران تا که به دستان کسی می بینی
درد می گیرد ناگاه لب و دندانت
🔸شاعر:
#محمدعلی_بیابانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت
آخری نیست بر این گریه بی پایانت
آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر می شود انگار غم پنهانت
زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت
غیر زینب چه کسی درد تو را می داند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت
سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت
زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت
خیزران تا که به دستان کسی می بینی
درد می گیرد ناگاه لب و دندانت
🔸شاعر:
#محمدعلی_بیابانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
السلام ای زین عابدهای حق کردگار
از نوای ادعیه بر دین رساندی اعتبار
از وجود گریهها و نالههای پاک توست
قطرههای اشک ما گر مینشیند بر عذار
آمده در وصف تو هم با دلیل و بی دلیل
گریه میکردی تمام عمر خود را زار زار
ماند بر قلبت همیشه حسرت رزم و نبرد
هرچه باشد بودهای از وارثان ذوالفقار
آمدی بهر نماز دفن بابایت حسین
آمدی مخفی و تنها روی یک مرکب سوار
آمدی و خود نوشتی با سرِ انگشت خویش
یا حسین بن علی کو خفته در خاک مزار
لحظهای که پیش بابایت رسیدی یحتمل
یادت افتادست شبهای علیکنْ بالفرار
یادت افتاد آن شب تلخ پریشان حرم
یادت افتد یک طرف زجر و یتیمی در کنار
یادت افتد آن دو طفلی که همان شب گم شدند
دستهاشان را به هم... دق کرده زیر بوته خار
یادت افتد عمه زینب را چگونه میزدند
یک سپاه از مرد نامحرم وَ زینب بیقرار
صحبت از جمع غنائم بود و ای واویلتا
صحبت از سوغات و خلخال و طلای یادگار
پیرمردی میدوید او در پی یک طفل خرد
تا به مقصودش رسید او ضربه زد با افتخار
دیدهای با چشم خونبارت هزاران روضه را
میشکست از تو دمادم هم غرور و هم وقار
نیست اما در مصیبتهای تو بدتر ز شام
اف به این دنیا و نفرین بر تمام روزگار
سبّ و دشنام و هزاران تهمتی که بر تو خورد
زخم بر قلبت زده آن رقص و آن داد و هوار
غیرتاللهی و با چشم خودت دیدی چنین
چشمهای خیره و رقاصههایی در گذار
فکر و ذکرت در میان کوچهها این نکته بود
«فاصله افتد میان ما و مرد نیزهدار»
گوئیا جامانده خاکستر به پشت گردنت
موت را سوزانده بدجوری به شعله آن شرار
دستهایت بسته بود و جای زخم جامعه
جای وامیکرد و میشد بیشتر بیاختیار
قاتل جان تو که این زهر آتشگونه نیست
قاتلت آن شام بود و صحنههایی ناگوار
🔸شاعر:
#حسین_کریمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
السلام ای زین عابدهای حق کردگار
از نوای ادعیه بر دین رساندی اعتبار
از وجود گریهها و نالههای پاک توست
قطرههای اشک ما گر مینشیند بر عذار
آمده در وصف تو هم با دلیل و بی دلیل
گریه میکردی تمام عمر خود را زار زار
ماند بر قلبت همیشه حسرت رزم و نبرد
هرچه باشد بودهای از وارثان ذوالفقار
آمدی بهر نماز دفن بابایت حسین
آمدی مخفی و تنها روی یک مرکب سوار
آمدی و خود نوشتی با سرِ انگشت خویش
یا حسین بن علی کو خفته در خاک مزار
لحظهای که پیش بابایت رسیدی یحتمل
یادت افتادست شبهای علیکنْ بالفرار
یادت افتاد آن شب تلخ پریشان حرم
یادت افتد یک طرف زجر و یتیمی در کنار
یادت افتد آن دو طفلی که همان شب گم شدند
دستهاشان را به هم... دق کرده زیر بوته خار
یادت افتد عمه زینب را چگونه میزدند
یک سپاه از مرد نامحرم وَ زینب بیقرار
صحبت از جمع غنائم بود و ای واویلتا
صحبت از سوغات و خلخال و طلای یادگار
پیرمردی میدوید او در پی یک طفل خرد
تا به مقصودش رسید او ضربه زد با افتخار
دیدهای با چشم خونبارت هزاران روضه را
میشکست از تو دمادم هم غرور و هم وقار
نیست اما در مصیبتهای تو بدتر ز شام
اف به این دنیا و نفرین بر تمام روزگار
سبّ و دشنام و هزاران تهمتی که بر تو خورد
زخم بر قلبت زده آن رقص و آن داد و هوار
غیرتاللهی و با چشم خودت دیدی چنین
چشمهای خیره و رقاصههایی در گذار
فکر و ذکرت در میان کوچهها این نکته بود
«فاصله افتد میان ما و مرد نیزهدار»
گوئیا جامانده خاکستر به پشت گردنت
موت را سوزانده بدجوری به شعله آن شرار
دستهایت بسته بود و جای زخم جامعه
جای وامیکرد و میشد بیشتر بیاختیار
قاتل جان تو که این زهر آتشگونه نیست
قاتلت آن شام بود و صحنههایی ناگوار
🔸شاعر:
#حسین_کریمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
غرق اشکی و گریه می باری
شده دریا ز چشم تو جاری
راوی روضه های کرب و بلا
روضه ی ناشنیده ای داری؟
اینهمه گریه کرده ای بس نیست؟
تا به کی نوحه و عزاداری ؟
بعد از آن غربت و اسیری ها
خنده روی لبت نمی آری
از تن نیمه جان و مجروحت
میچکد خون و لاله می کاری
رنگ و رویت چه زرد و گلگون است
به گمانم هنوز بیماری
حال تو خوب می شود آقا
عمّه ات می کند پرستاری
ردّ اشکی که روی گونه ی توست
یعنی این که ز گریه سرشاری
شام و کوفه چه بر سرت آمد؟
که تو از زندگانی بیزاری
🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
غرق اشکی و گریه می باری
شده دریا ز چشم تو جاری
راوی روضه های کرب و بلا
روضه ی ناشنیده ای داری؟
اینهمه گریه کرده ای بس نیست؟
تا به کی نوحه و عزاداری ؟
بعد از آن غربت و اسیری ها
خنده روی لبت نمی آری
از تن نیمه جان و مجروحت
میچکد خون و لاله می کاری
رنگ و رویت چه زرد و گلگون است
به گمانم هنوز بیماری
حال تو خوب می شود آقا
عمّه ات می کند پرستاری
ردّ اشکی که روی گونه ی توست
یعنی این که ز گریه سرشاری
شام و کوفه چه بر سرت آمد؟
که تو از زندگانی بیزاری
🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوختهٔ کربوبلا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان داغ دل آینهها سهم تو شد
بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد
بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت
خطبهٔ اشک برای شهدا سهم تو شد
بعد از آن واقعه در هرولهٔ آتش و خون
در شب خوف و خطر خطبهٔ «لا» سهم تو شد
بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد
خیمهٔ نور تو در فتنهٔ شب سوخت ولی
کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، ای زینت سجادهٔ عشق
از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، ای کاش که میمردم من
مصلحت نیست بگویم که چهها سهم تو شد
بعد از آن واقعهٔ سرخ حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید خدا سهم تو شد
🔸شاعر:
#رضا_اسماعیلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوختهٔ کربوبلا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان داغ دل آینهها سهم تو شد
بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد
بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت
خطبهٔ اشک برای شهدا سهم تو شد
بعد از آن واقعه در هرولهٔ آتش و خون
در شب خوف و خطر خطبهٔ «لا» سهم تو شد
بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد
خیمهٔ نور تو در فتنهٔ شب سوخت ولی
کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، ای زینت سجادهٔ عشق
از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد
بعد از آن واقعه، ای کاش که میمردم من
مصلحت نیست بگویم که چهها سهم تو شد
بعد از آن واقعهٔ سرخ حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید خدا سهم تو شد
🔸شاعر:
#رضا_اسماعیلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
آرزوی کوه ها یک سجدهی طولانیاش
آرزوی آسمان یک بوسه بر پیشانیاش
دستهایش شاخهٔ طوباست مشغول دعاست
ماه و خورشید و فلک در سایهٔ نورانیاش
میوزد از منبرش فریادهای «یاحسین»
شامها ویرانهٔ هر خطبهٔ توفانیاش
در کلامش ضربت شمشیر حقّ حیدر است
عبدوَدها کشته، از شورحماسی خوانیاش
اوست فرزند منا و مکه، فرزند صفا
چشمهها میجوشد از هر واژهٔ قرآنیاش
🔸شاعر:
#اعظم_سعادتمند
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آرزوی کوه ها یک سجدهی طولانیاش
آرزوی آسمان یک بوسه بر پیشانیاش
دستهایش شاخهٔ طوباست مشغول دعاست
ماه و خورشید و فلک در سایهٔ نورانیاش
میوزد از منبرش فریادهای «یاحسین»
شامها ویرانهٔ هر خطبهٔ توفانیاش
در کلامش ضربت شمشیر حقّ حیدر است
عبدوَدها کشته، از شورحماسی خوانیاش
اوست فرزند منا و مکه، فرزند صفا
چشمهها میجوشد از هر واژهٔ قرآنیاش
🔸شاعر:
#اعظم_سعادتمند
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
آقا سلام بر تو و شام غریب تو
آقا سلام بر دل غربت نصیب تو
از راه دور با دل رنجور آمدی
مرهم به غیر صبر ندارد طبیب تو
باغ از صدای زمزمه، از عطر گل تهیست
جا مانده در خرابه مگر عندلیب تو؟
تصویر کربلاست که همواره روشن است
در چشمۀ زلال نگاه نجیب تو
رفتی و قرنهاست که تکرار میشود
نجوای عاشقانۀ امنّ یجیب تو
🔸شاعر:
#فاطمه_سالاروند
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آقا سلام بر تو و شام غریب تو
آقا سلام بر دل غربت نصیب تو
از راه دور با دل رنجور آمدی
مرهم به غیر صبر ندارد طبیب تو
باغ از صدای زمزمه، از عطر گل تهیست
جا مانده در خرابه مگر عندلیب تو؟
تصویر کربلاست که همواره روشن است
در چشمۀ زلال نگاه نجیب تو
رفتی و قرنهاست که تکرار میشود
نجوای عاشقانۀ امنّ یجیب تو
🔸شاعر:
#فاطمه_سالاروند
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
چه جوری خاطره هام یادم بره
سنگای به روی بام یادم بره
سی سالِ دیگم اگر گریه کنم
محاله بازارِ شام یادم بره
خرابه برامون آشیونه بود
ماجرای غربتِ زمونه بود
حرفی از گرسنگی نمیزنم
توی "شام" شامِ ما تازیونه بود
آتیشِ قلبِ کباب حرمله بود
باعث رنج و عذاب حرمله بود
توی راه رباب به آب لب نمیزد
مأمورِ تقسیمِ آب حرمله بود
کسی میشه ببینه و جون نده؟
آه و ناله شُ به آسمون نده؟
میدیدم رباب ُ گِریه م میگرفت
دستاشو بسته بودن تکون نده
سنگِ غم شکسته بال و پرمو
تا دیدم آتیش اهلِ حرمو
روزی صدبارمیمیرم زنده میشم
که گذاشتم توی خاک خواهرمو
🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
چه جوری خاطره هام یادم بره
سنگای به روی بام یادم بره
سی سالِ دیگم اگر گریه کنم
محاله بازارِ شام یادم بره
خرابه برامون آشیونه بود
ماجرای غربتِ زمونه بود
حرفی از گرسنگی نمیزنم
توی "شام" شامِ ما تازیونه بود
آتیشِ قلبِ کباب حرمله بود
باعث رنج و عذاب حرمله بود
توی راه رباب به آب لب نمیزد
مأمورِ تقسیمِ آب حرمله بود
کسی میشه ببینه و جون نده؟
آه و ناله شُ به آسمون نده؟
میدیدم رباب ُ گِریه م میگرفت
دستاشو بسته بودن تکون نده
سنگِ غم شکسته بال و پرمو
تا دیدم آتیش اهلِ حرمو
روزی صدبارمیمیرم زنده میشم
که گذاشتم توی خاک خواهرمو
🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
وارد میکده شد میکده را مست گرفت
نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت
بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد
حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت
من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را
با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت
وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و
نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت
دم افتادن من بود ولی دستم را
دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت
🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
وارد میکده شد میکده را مست گرفت
نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت
بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد
حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت
من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را
با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت
وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و
نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت
دم افتادن من بود ولی دستم را
دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت
🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد #مصائب_شام
@shere_aeini
زمین کربلا تب دارد آیا، یا تو تب داری؟
دل زینب فدایت پا برون از خیمه نگذاری
بخوان در نیمهشبهایم «الهی لا تؤدّبنی»
بگو صد بار دیگر «ربِّ خلِّصنا من النارِ»
غل و زنجیر بر گردن چهل منزل بیا با من
که فردا باز فردا یوسف تنهای بازاری
تو تبدار اباالفضلی که سقا بود و عطشان بود
تو بیمار حسینی؛ راست میگویند بیماری
تو را هر روز عاشوراست... یا سبوحُ یا قدّوس
ملائک بر سر سجادهات جمعند بسیاری...
🔸شاعر:
#مهدی_جهاندار
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
زمین کربلا تب دارد آیا، یا تو تب داری؟
دل زینب فدایت پا برون از خیمه نگذاری
بخوان در نیمهشبهایم «الهی لا تؤدّبنی»
بگو صد بار دیگر «ربِّ خلِّصنا من النارِ»
غل و زنجیر بر گردن چهل منزل بیا با من
که فردا باز فردا یوسف تنهای بازاری
تو تبدار اباالفضلی که سقا بود و عطشان بود
تو بیمار حسینی؛ راست میگویند بیماری
تو را هر روز عاشوراست... یا سبوحُ یا قدّوس
ملائک بر سر سجادهات جمعند بسیاری...
🔸شاعر:
#مهدی_جهاندار
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین #شب_جمعه
@shere_aeini
منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید
درد طعنه از زبان این و ان کمتر کشید
تا در این خانه باشم آبرویم میدهند
در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید
باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من
ساقی من باده را ازچشمه ی کوثر کشید
به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم
مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید
باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند
هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید
فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت
عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید
جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است
خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید
هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست
ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید
مرغ دل یک بام دارد دو هوا , این روزها
باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید
درد طعنه از زبان این و ان کمتر کشید
تا در این خانه باشم آبرویم میدهند
در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید
باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من
ساقی من باده را ازچشمه ی کوثر کشید
به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم
مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید
باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند
هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید
فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت
عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید
جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است
خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید
هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست
ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید
مرغ دل یک بام دارد دو هوا , این روزها
باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین #شب_جمعه
@shere_aeini
✅ السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ ...
زیباترین ترانه ی روی لبم، حسین
نامی که هست علّت تاب و تبم، حسین
من در کلاس هیئت تو درس خوانده ام
شاگرد پا رکاب همین مکتبم حسین
من عهد کرده ام که به پایت بایستم
سرباز لشکر حرم زینبم حسین
گریه برای توست همان اصل دین ما
با این حساب مؤمن این مذهبم حسین
با یاد اربعینِ حرم گریه می کنم
شکر خدا که خادم این موکبم حسین
شیرین ترین عبادت من گریه بر شماست
شیرین ترین عبادت روز و شبم حسین
من را غلام خانه ی زینب حساب کن
نه مقبلم، نه محتشم و حاجَبم حسین
لطفی کن و دوباره به من کربلا بده
رحمی کنید، کرببلا واجبم حسین
تا وقت مرگ نام تو را جار می زنم
زیباترین ترانه ی روی لبم حسین
🔸شاعر:
#وحید_محمدی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
✅ السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ ...
زیباترین ترانه ی روی لبم، حسین
نامی که هست علّت تاب و تبم، حسین
من در کلاس هیئت تو درس خوانده ام
شاگرد پا رکاب همین مکتبم حسین
من عهد کرده ام که به پایت بایستم
سرباز لشکر حرم زینبم حسین
گریه برای توست همان اصل دین ما
با این حساب مؤمن این مذهبم حسین
با یاد اربعینِ حرم گریه می کنم
شکر خدا که خادم این موکبم حسین
شیرین ترین عبادت من گریه بر شماست
شیرین ترین عبادت روز و شبم حسین
من را غلام خانه ی زینب حساب کن
نه مقبلم، نه محتشم و حاجَبم حسین
لطفی کن و دوباره به من کربلا بده
رحمی کنید، کرببلا واجبم حسین
تا وقت مرگ نام تو را جار می زنم
زیباترین ترانه ی روی لبم حسین
🔸شاعر:
#وحید_محمدی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_سجاد
عالم همه جا در نظرم شام خراب است
جان وتنم ازآتشِ دل درتب و تاب است
ای مـردم عالم همـه از شـام بپـرسید
قرآن محمّد ز چه در بزم شراب است؟
#استاد_سازگار
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
عالم همه جا در نظرم شام خراب است
جان وتنم ازآتشِ دل درتب و تاب است
ای مـردم عالم همـه از شـام بپـرسید
قرآن محمّد ز چه در بزم شراب است؟
#استاد_سازگار
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
همه کس را به گدایی تو رخصت ندهند
اکتسابی نبود آنچه خدادادی است
#سیدحسین_میرعمادی
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
همه کس را به گدایی تو رخصت ندهند
اکتسابی نبود آنچه خدادادی است
#سیدحسین_میرعمادی
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#مناجات_امام_زمان #آدینه
@shere_aeini
ای آخرین سلاله زهرا تبارها
ای وارث شکسته دل ذوالفقارها
بی تو چهار فصل دل من خزانی است
چشم انتظار آمدن تو بهارها
صدها هزار حاتم طایی گدایتان
هستند ریزه خوار شما سفره دارها
آقای من، خودم ، پدرم، مادرم فدات
قربان خاک پات ، همه جان نثارها
وقتی که نیست غیر گنه در بساطمان
جان می دهیم پای شما ما ندارها
جمعه به جمعه قلب رئوفت شکسته است
از دست این گدا، نه یک بار، بارها
با هم اگر چه قول و قراری گذاشتیم
از یاد برده ام همه قول و قرارها
یعقوبهای چشم من از دست رفته است
پس کی تمام می شود این انتظارها
آقا فدای شال عزای محرمت
چشم تو خون شده ز غم روزگارها
دائم به یاد عمه خود آه می کشی
یاد نگاه هرزه آن نیزه دارها
🔸شاعر:
#محمود_مربوبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
ای آخرین سلاله زهرا تبارها
ای وارث شکسته دل ذوالفقارها
بی تو چهار فصل دل من خزانی است
چشم انتظار آمدن تو بهارها
صدها هزار حاتم طایی گدایتان
هستند ریزه خوار شما سفره دارها
آقای من، خودم ، پدرم، مادرم فدات
قربان خاک پات ، همه جان نثارها
وقتی که نیست غیر گنه در بساطمان
جان می دهیم پای شما ما ندارها
جمعه به جمعه قلب رئوفت شکسته است
از دست این گدا، نه یک بار، بارها
با هم اگر چه قول و قراری گذاشتیم
از یاد برده ام همه قول و قرارها
یعقوبهای چشم من از دست رفته است
پس کی تمام می شود این انتظارها
آقا فدای شال عزای محرمت
چشم تو خون شده ز غم روزگارها
دائم به یاد عمه خود آه می کشی
یاد نگاه هرزه آن نیزه دارها
🔸شاعر:
#محمود_مربوبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA