اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini

ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید
ناموسِ اهلبیت و تماشا! اِبا کنید

این ازدحامِ زشتِ اَراذل برای چیست
بر آل پاک فاطمه کمتر جفا کنید

ما را اسیرِ خارجی و بَرده خوانده اید
شرم از امامِ قافلۀ مصطفا کنید

عمامۀ امام زمان زیر شعله سوخت
رحمی بحال سید مظلوم ما کنید

بارانِ سنگها سرِ ما را نشان گرفت
یک بار هم نشد که هدف را خطا کنید

جای سرِ بریده مگر زیر دست و پاست
بهتر که جایشان به سرِ نیزه ها کنید

دَف میزنید و هدیه به رقاصه ها دهید
خون تا به چند بر جگر هَل اَتا کنید

دورِ کجاوه ها سرِ بابا چه میکند
این داغدیدگان حرم را رها کنید

با آستین حجابِ حرم حفظ شد،چرا
با اهلبیت فاطمه اینگونه تا کنید

یک صبح تا غروب، اهانت بما بس است
دیگر برای قافله یک راه وا کنید

ذکر علی اگر که گناه کبیره است
پس لااقل حقوق پیمبر ادا کنید

از کوچۀ یهود و نصارا حذر دهید
تا چند ناروا به دلِ ما روا کنید

جشن و سرور و خنده و تحقیر و ناسزا
قدری حیا ز قاری قرآن ما کنید

ما را محلِ برده فروشان روا نبود
یک ذره یادِ روز عذاب خدا کنید

🔸شاعر:
#محمود_ژولیده
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini

بر روی نیزه ها چقدر جابجا شدی
اصلا چرا چنین هدف سنگ ها شدی

حالا خودت بگو برادر نیزه نشین من
این چندمین شب است که از من جدا شدی ?

دزدیدنت زمن که زمن دور گشته ای
باور نمی کنم که شما بی وفا شدی

در مجلس شراب و می و رقص و خنده ها
بر تشتی از طلا نشستی و وقتی که پا شدی

دیدم که خیزران به لبت زخم ها زده
اصلا چرا زنیزه اعدا جدا شدی ?

ای روضه خوان کرببلای تو جبرئیل
تو علت چکیدن اشک خدا شدی

🔸شاعر:
#یاسر_مسافر
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

ای سفر کـرده که صد قافلـه دل پیش تو بود
از چه بر موی سرَت لخته یِ خون مانده و دود

چـه کسـی با تو چنیـن کـرد و مـرا کـرد یتیم
که بُریـده سر تـو؟!... بریـده ای از مـن زود

دیـده ای از سـرِ نیـزه چـه سَـرم آوردنــد
چـه بگـویم که خـبر داری از این روی کـبود

خـوب شد کـرب و بلا جان نـَسـِپـُردم بابا....
پای روضـه کـه بمیـرم به خـدا کـردم سـود

قـدِّ من فاطـمی و مـویِ سـرم زینـبی است
شِبـه این دو شـده ام تا که تو باشی خشنود

حـرف بازار و کـنیـزی رقـیـّه شـده اسـت
دخـترت را بـِبَـر از شامْ دو چشمـم شـد رود

پای سـرْ سه ساله یِ تو الـعـجـل می گـوید
مـی رود شـام غـم و مـی رسد آخـر مـوعود

🔸شاعر:
#حسین_ایمانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini

«اَصلا رقیه نه به خدا دختر خودت
یک شب میان کوچه بماند چه می کنی»

در بین ازدحام و شلوغی بترسد و
یک تن به او کمک نرساند چه می کنی

اَصلا خیال کن که کسی دختر تورا
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی

یاکه خدانکرده کسی روی صورتش
سیلی محکمی بنشاند چه می کنی

یا فرض کن که دخترتو جای بازی اش
هرشب دعای مرگ بخواند چه میکنی

اَصلا کسی بیاید و با تازیانه اش
خاک از لباس او بتکاند چه میکنی

🔸شاعر:
#مجید_تال
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب

"لیس للانسان الّاماسعی" پس سعی کن
دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است
#مهدی_مقیمی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_رقیه

نیست کوچک او بزرگ عالم است
کی سه ساله ؟ پیر بازار غم است
وای اگر می ماند اگر قد میکشید
دلبرِ عالم در این عمر کم است
#سیدحسین_میرعمادی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#امام_حسین

باران گریه آمد و دل زنده شدحسین
آباد می کند غم تو شوره زار را
#میلاد_عرفانپور

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#چهارده_معصوم
@shere_aeini

گفتند یا محمد و تن آفریده شد
با نام او بهشت عدن آفریده شد

تنها برای خاطر عشق اویسی اش
بر روی خاک شهر قَرَن آفریده شد

گفتند یاعلی و جهان گشت افتتاح
گفتیم یاعلی و دهن آفریده شد

آدم نمی رسید به حوا بدون شک
زهرا تبسمی زد و زن آفریده شد

زیبایی بشر به تکامل نمی رسید
تا این که روی عرش حسن آفریده شد

وقتی حسین رفت به صحرای کربلا
بی شک برای شیعه وطن آفریده شد

تا بر حسین گریه کنم در تمام عُمر
کرب و بلا به خاطر من آفریده شد

این شد که با تشعشعی از نور پنج تن
در اصل چار چوب بدن آفریده شد

سجاد سجده کرد و از عطر عبادتش
عود و گلاب و مُشک خُتَن آفریده شد

تا علم را شیوع دهد باقر العلوم
کافی نبود عقل،سخن آفریده شد

یک عُمر جعفر بن محمد ز شیعه گفت
تا زیر گوش کُفر یمن آفریده شد

از کظم غیظ حضرت موسی بن جعفر است
در فعل ها اگر نزدن آفریده شد

عکس مدینه در حرم ثامن الحُجج
«درها برای باز شدن آفریده شد»

گفتم جواد و گشت جوان عالم وجود
یعنی برای زلف،شِکَن آفریده شد

هادی رسید و از سر الطاف جامعه
داروی دردهای کهن آفریده شد

آمد امام عسکری از این طریق در
ذُرّیه ی حسین٬ حسن آفریده شد

تا که شود امام زمانم به لطف حق
ده قرن پیش صاحب من آفریده شد

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#اربعین_حسینی
@shere_aeini

اربعین ای کاش میلیونها نفر
بالباس مشکی و چشمان تر

باظهور مهدی صاحب زمان
همچونان سیلی خروشان،بی امان

راه را سوی مدینه واکنند
روبه سوی وادی الزهراکنند

لرزه اندازند برجان یهود
زیرپاها له کنند آل سعود

پرکنند از دسته های سینه زن
گنبدالخضراء تاصحن حسن

گل دهد باغ و بهار فاطمه
تاشود پیدا مزار فاطمه

بعداز آن بااقتداری بی نظیر
میکند جلوه نگاری بی نظیر

میشود درسرزمینها حجاز
پرچم جانم حسن دراحتزار

🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

از کجا باید شروعش کرد آه و ناله را
تا کجا باید به طوفان داد باغ لاله را
از کجا باید نوشت از شام یا کرببلا
یا از آن دستی که پرپر کرد یک آلاله را
کربلا یعنی که با یک آه حتی میشود
مثل طوفان رفت آسان یک ره صد ساله را

السلامی گفت و غسلی با تب خون کرد و رفت
عقل و منطق را به رنگ و بوی مجنون کرد ورفت

در هوایش میتوان بی بال هم، پرواز کرد
میشود با روضه های مادرش اعجاز کرد
در میان آستانش کعبه ای دارد حسین
میتوان تکبیر گفت و راه عشق آغاز کرد
شاعران اعجوبه ی پرواز در این ساحتند
میتوان حس تغزل را به سوزی ،ساز کرد

بوی سیبی که مرا با خود هوایی میکند
دارد این احساس هارا کربلایی میکند

زینبیه خود بخود ، گاهی تلاطم میکند
قصه ی گودال را ، غوغای مردم میکند
بوی زینب میدهد هر آجرش ،آنقدر که
روضه خوان گاهی مسیر روضه را گم میکند
در میان روضه ی گودال جانش میرود
هر زمان حرف از تن پا مال با سم میکند

میتوان از روضه های زینبیه گر گرفت
روبروی باب سدره ، ابر شد ،شرشر گرفت

اصلا اینجا روضه خوان لازم ندارد ، باحسین
یک نفر کافیست زیر لب بگوید یاحسین
هر کجاباشم اگر چشمم هوای غم گرفت
مطمئن هستم که دیگر نیست راهی تا حسین
اربعین حرف تمام عالم و آدم فقط
وا اماما ، وا غریبا ، وا شهیدا ،واحسین

اصلا اینجا خاک هم یک روضه خوان ماهرست
هرکه بارانی شود ، هرجا که باشد زائرست

اربعین انگار یک محشر روایت میشود
یا که شاید جنتی دیگر روایت میشود
ماتم عظماست داغ لاله های کربلا
که میان روضه ی مادر روایت میشود
پرچمش بادست زینب میرود بالا حسین
اصلا این فریاد با خواهر روایت میشود

کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
لافتی بر نیزه ها میماند اگر زینب نبود

🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

این قدر دختر بابایی من را نزنید
همه ی هستی و دارایی من را نزنید

قرص ماه است چه جوری دلتان می آید ؟
جلوه ی کامل زیبایی من را نزنید

شده رنگ رخ او مثل کبودی تنش
نازک این لاله ی صحرایی من را نزنید

از غم دختر من عرش به هم می ریزد
بی سبب ماه تماشایی من را نزنید

همه با هم به سوی باغ تهاجم نکنید
آه این یاس مسیحایی من را نزنید

بوی زهراست که پیچیده در این ویرانه
دختر کوچک شیدایی من را نزنید

نانجیبان گل دردانه ی من نورسته ست
این سه ساله گل زهرایی من را نزنید

🔸شاعر:
#محمد_مبشری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

بغضِ سربسته گلوگیر شدن هم دارد
عشقِ من مایه ی تکفیر شدن هم دارد

زودتر از همه بوسیدنِ من جایز بود
خوابِ بی موقع چنین دیر شدن هم دارد!

دستِ دختر اگر از گردنِ بابا افتاد...
زخمیِ این غل و زنجیر شدن هم دارد

لنگیِ پای برهنه و لباس ِ پاره...
سرِ بازارچه تحقیر شدن هم دارد!

دل اگر آب شدن از سوختنِ تاول ها...
از روی ناقه سرازیر شدن هم دارد!

جای تو ناز مرا زجر خرید و این شد.
ترکِ دنده زمینگیر شدن هم دارد!

هیجده جای سر و صورتِ تو پاره شده
حق بده دیدنِ تو پیر شدن هم دارد!

🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

من زینبم، مریم دخیل چادرم شد
در کسب رزق از آسمان ریزه خورم شد
عمری فقیر بخشش دست پُرم شد
خرج حمایت از ولی هر عنصرم شد

گرچه ز نسل یاسم و حساس هستم
در معرکه یک پارچه عباس هستم

من زیبنم اسطوره ی سوز و گدازم
در نیمه شب ها عاشق راز و نیازم
حاجت دهد حتی نخ چادر نمازم
جوشن که می خوانم خدا با هر فرازم

می گوید این ناموس من فرزند زهراست
فخر تمام کائنات و عرش بالاست

در راه عشق دلبرم زهرا ترینم
هرچه بلا نازل شود از صابرینم
زاکیه ام، معصومه ام، اهل یقینم
من دختر حیدر امیرالمومنینم

فکری برای دفع هر نیرنگ کردم
با خطبه هایم مثل زهرا جنگ کردم

در شام و کوفه حرص دین خوردم برادر
کعب نی از شمر لعین خوردم برادر
از بام، سنگ آتشین خوردم برادر
با دست بسته بر زمین خوردم برادر

در هر کجا خوردم زمین با اشک و با آه
زیر کتک گفتم فقط الحمدلله

اصلا که گفته کوچه ی اشرار رفتم
بی معجر و بی پوشیه بازار رفتم
باور نکن در مجلس اغیار رفتم
دیدی اگر در بزم می ناچار رفتم

می خواستم تا جامه ات را پس بگیرم
می خواستم عمامه ات را پس بگیرم

از بس که اهل غفلت و دنیا پرستند
این قوم با اوصاف ما بیگانه هستند
یک روز رأست را روی نیزه شکستند
روزی دگر نامردها بر شاخه بستند

خیلی برایت گریه کردم با رقیه
لعنت بر این دل سنگی آل امیه

طفلک رقیه پلک و ابرویش شکسته
سنجاقِ سر در لای گیسویش شکسته
اصلا خبر داری که بازویش شکسته
با ضرب پای زجر پهلویش شکسته

از هر طرف پا می شود آخر می افتد
دستش شکسته غالبا با سر می افتد

سایه نشسته بر تنش مانند مادر
شد باغ لاله دامنش مانند مادر
خونی شده پیراهنش مانند مادر
شد نیمه کاره دیدنش مانند مادر

بار سفر بسته پرستو زار و خسته
کنج خرابه ساکت و تنها نشسته

خیلی خسارت بین شهر شام دیدیم
معنای غربت بین شهر شام دیدیم
صدها مصیبت بین شهر شام‌ دیدیم
ما هتک حرمت بین شهر شام دیدیم

خیلی عوض شد قد و بالای رشیدم
از بس مصیبت های سنگینی چشیدم

🔸شاعر:
#محمدجواد_شیرازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#مناجات_امام_زمان
@shere_aeini

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما

یا أیها العزیز ! ذلیلِ معاصی ام
باید ز شرم، چهره بپوشانم از شما

می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
جایِ سلام، روی بگردانم از شما

رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما

من اصلِ انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما

نان را به نرخِ نام تو خوردم، حلال کن!
محض رضایِ ذائقه می خوانم از شما

🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین

پابند روضه های شماییم تا ابد
«ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما»
#مجتبی_خرسندی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

همه شادند دخترت گریان
همه خوابند دخترت بیدار
خیلی امروز مردم این شهر
دادنم با نگاهشان آزار

دخترت را ببر به همراهت
خسته از دست روزگار شده
یا که تشخیص تو شده مشکل
یا دو چشم رقیه تار شده

گر به دور سرت نمی گردم
پر و بالم ببین که بسته شده
مثل سابق زبان نمی ریزم
دو سه دندان من شکسته شده

وسط ازدحام و خنده ی شام
بغض تنهایی ام ترک میخورد
هر کجایی که گریه میکردم
عمه ام جای من کتک میخورد

دختری چند کوچه بالاتر
تا من و رخت پاره ام را دید
بین دستش عروسکی هم داشت
به من و حال و روز من خندید

میکشم دست بر سر و رویت
چه قدر پلک تو ورم دارد
بر لبت زخم تا بخواهم هست
ولی انگار بوسه کم دارد

آن قدر روی خارها رفتم
بخدا هر دو پای من زخم است
لرزش دست من طبیعی نیست
نوک انگشتهای من زخم است

🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

قبل از این بر تن تو برگ و بری بود پدر
قبل از این بر تن من بال و پری بود پدر

خواب بودم که تو رفتی، جگرم سوخت ولی
همه ی غصه ی من بی خبری بود پدر

بعد‌ تو رفت به غارت همه ی حاصل من
بعد تو قسمت من خونجگری بود پدر

سایه ات بر سر نی سایه ی روی سر من
سر تو بر نوک نیزه چه سری بود پدر

من که از شام فقط خاطره ی بد دارم
سفر شام عجب بد سفری بود پدر

سر بازار، سر کوچه، سر هر گذری
بعد تو قسمت ما در به دری بود پدر

کوچه در کوچه، بیابان به بیابان تا شام
قصه ی آبله و پای پَری بود پدر

من اگر زنده ام از معجزه ی زینب توست
همه جا بر تن زارم سپری بود پدر

به سر ما سرِ سرنیزه ی دشمن می خورد
اگر از داغ تو چشمان تری بود پدر

ماجرایی شده پیدا شدن این لب تو
نیمه شب، کاش که نورِ بصری بود پدر

🔸شاعر:
#وحید_محمدی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

بلا کشیده فقط از بلا خبر دارد
هر آنکه شد به بلا مبتلا خبر دارد

فقط سه ساله کبود است جای جای تنش
فقط رقیه از این ماجرا خبر دارد

هزار مرتبه پرسید و پاسخی نشنید
کسی ز حال پدر جانِ ما خبر دارد؟

غریب نیست میان خرابه زینب هست
که آشنا فقط از آشنا خبر دارد

به عمه گفت: گمانم پدر نمی داند
به گریه گفت: عزیزم! چرا... خبر دارد!

از آنچه بر تو گذشته است کربلا تا شام
تنش جدا و سرش هم جدا خبر دارد

🔸شاعر:
#سیدمحمود_طباطبایی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA