اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

خواب ديدم كه پدر، طعمه ي اغيار شدم
خواب ديدم كه به داغ تو گرفتار شدم
لب مجروح تو را ديدم و بيمار شدم
بعد از اين خواب پدر جان بخدا زار شدم

خواب ديدم كه سر تو روي دامان من است
سر تو بين دو دست يخ و لرزان من است

ناگهان ولوله اي شد همه جا ريخت بهم
تازيانه به تنم خورد و مرا ريخت بهم
تازيانه كه زدند، عمه ي ما ريخت بهم
عمه ام ريخت بهم، عرش خدا ريخت بهم

بهر دلجويي ما طشت طلا آوردند
باورم نيست پدر جان كه تو را آوردند

"تا كه چشمم به تو افتاد زبانم وا شد"
ذكر روي لب من نام خوش بابا شد
چقدر گوشه ي ويرانه ي ما زيبا شد
كنج ويرانه برايم همه ي دنيا شد

نذر كردم كه بيايي بدهم جانم را
فرش راه تو كنم موي پريشانم را

حال كه آمده اي از برم اي يار نرو
من قسم ميدهمت جان علمدار نرو
بي تو ميترسم از اين كوچه و بازار،نرو
بوي غم مي وزد از اين در و ديوار، نرو

تو نباشي همه ي شهر به من مي خندند
توي بازار به من راه عبور مي بندند

تو نبودي همه بال و پر من غارت شد
تو نبودي همه ي زيور من غارت شد
بعد انگشت تو انگشتر من غارت شد
معجر عمه كه رفت، معجر من غارت شد

تازيانه به تنم جان پدر درد نداشت
غارت پيكر تو داغ به قلبم بگذاشت

قدر يك دشت كبود است و تنم ميلرزد
از همان شب كه مرا زد بدنم ميلرزد
برتن لاغر من پيرهنم ميلرزد
آنچنان زد كه هنوزم دهنم ميلرزد

زجر نامرد مرا از نفس انداخته است
آنقدر زد كه زمن پيرزني ساخته است

🔸شاعر:
#مصطفی_گودرزی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini

مثل پیغمبری سر نیزه
وه چه دل می بری سر نیزه
باز هم از نگات می ترسند
تو خود حیدری سر نیزه

همه جا من سر تو را دیدم
گاه دوری و گاه هم نزدیک
گاه پیش علی اکبر و گاه
در بر اصغری سر نیزه

چشم از روت بر نمی دارم
از سر زخم خورده ات حتی
هر چه باشد برادرم هستی
از همه برتری سر نیزه

چه نیازم به اینکه در این راه
بنشینی به روی دامانم
گرچه بالانشینی اما باز
در بر خواهری سر نیزه

بعد تو ای برادرم دیدی
کعب نی ها مرا نشان کردند
خواهرت که شبیه محتضر است
تو بگو بهتری سر نیزه؟

تا سر نیزه ماه را دیدم
یاد اشک ستاره افتادم
گفتم عباس جان کجا رفتی؟
رفتی آب آوری سر نیزه؟

اکبر و قاسم و حبیب و زهیر
چقدر دور تو ستاره پُر است
ساقی ات هم که هست
کی گفته که تو بی یاوری سر نیزه

خطبه خوانی به پای من اما
از کنارم تکان نخور باشد؟
تو که باشی دگر نمی ترسم
سایۀ این سری سر نیزه

🔸شاعر:
#مهدی_نظری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
@shere_aeini

ای آفتاب زمین خورده ماهِ نیزه حسین
طلوع كرده سرت در پگاهِ نیزه حسین

پناهگاهِ یتیمانم و بدونِ پناه
خودت بگیر مرا در پناهِ نیزه حسین

ز آهِ تو به زمین ریخت گریۀ شمشیر
زِ اشكِ من به هوا رفت آهِ نیزه حسین

پِیِ سرِ تو در این شهر كوچه گرد شدم
مرا كشانده به بازار راهِ نیزه حسین

چه داغ ها كه به رویِ جگر گذاشته است
بگو به من چه نبوده گناهِ نیزه حسین

امان ز كارِ سنان و امان ز زخمِ زبان
امان ز نیزه و قلبِ سیاهِ نیزه حسین

به پیشِ چشمِ ترم بارها زمین افتاد
سرِ شكسته ات از جایگاهِ نیزه حسین

🔸شاعر:
#محمد_بیابانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_زینب #مصائب_شام
#دوبیتی_و_رباعی
@shere_aeini

تو که آرام بخش این قلوبی
خبر از حال من داری به خوبی
جواب اشک های زینب تو
شده در شام رقص و پایکوبی

شده زخم دل من سخت کاری
که از دستم نیامد هیچ کاری
به پیش چشم من در بارش سنگ
چه تکریمی شد از لب های قاری

چرا از ظلم بی اندازه ی شهر
نمی پاشد ز هم شیرازه ی شهر
دل هفت آسمان را غرق خون کرد
سر خورشید بر دروازه ی شهر

🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین #شب_جمعه
@shere_aeini

تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین

دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین

اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین

هرکه باهرنیّتی خوانده تورا دادی جواب
گاهی بااخلاص وگاهی با ریاگفتم حسین

گاهی در تنهایی ام نام تو را ناله زدم
گاهی دربزم عزایت بی صدا گفتم حسین

تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست وبی هواگفتم حسین

"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین،من از وطن تاکربلا گفتم حسین

حال میخواهی جواب شعرمن را هم نده
ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم "حسین"

🔸شاعر:
#محمدحسن_بیات_لو
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین #شب_جمعه
@shere_aeini

خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب
بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين

هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان
همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين

هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين

من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين

تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك
به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين

گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست
همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين

🔸شاعر:
#رضا_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

یک مادر با وفا مرامش این است
دیدار عزیزان خودش می آید
درهرشب جمعه ظرف آبی بردست
دیدار حسین جان خودش می آید
#قاسم_نعمتی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

به زحمت تکیه بر دیوار می‌کرد
گهی این جمله را تکرار می‌کرد

الاهی صورتش آتش بگیرد !
که با سیلی مرا بیدار می‌کرد

چه داغی بر جگر بگذاشتی زجـر
عجب دست زمختی داشتی زجـر

که هر کس دید گلبرگ رخم را
به طعنه گفت که گل کاشتی زجـر

چو زینب پیکرش را آب می ریخت
ستاره بر تن مهتاب می ریخت

همه دیدند چون زهرای اطهر
ز هر جای تنش خوناب می ریخت

نه تنها پیکرش بی تاب بوده
که گل زخم تنش خوناب بوده

چه کاری کرد سیلی با دو چشمش؟
که گوئی چند روزی خواب بوده

تمام پیکرش از درد می‌سوخت
لبش از آه آهِ سرد می‌سوخت

اگر چه شمع سـرخ نیمه جان بود
ندانم از چه رنگ زرد می‌سوخت

تمام درد بر جانم نشسته
رد خون روی دستانم نشسته

تو خوردی خیزران و، من ندانم
چرا زخمش به دندانم نشسته

🔸شاعر:
#یاسر_حوتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

عجز اگر آید به دیدارم جوابش می‌کنم
کاخ اگر کوه احد باشد خرابش می‌کنم

پرده های قصر افتاد از طنین ناله ام
کفر اگر در پرده باشد بی‌نقابش می‌کنم

مدح باب علم طاها گر چه اینجا باب نیست
در میان شامیان امروز بابش می‌کنم

یک رساله از کراماتم اگر در دست نیست
می نویسم بعدها صدها کتابش می‌کنم

دارم از بابا بزرگ خویش ارث روشنی
در شعاعم ذره باشد آفتابش می‌کنم

از خدایم اذن دارم زیر سقف گنبدم
هر دعایی را بخواهم مستجابش می‌کنم

آنکه حتی یک النگو در ضریح انداخته
با خدا در روز محشر بی‌حسابش می‌کنم

سفره دار روضه‌ی بابا منم، با دست خویش
گندمی گر نذر گردد آسیابش می‌کنم

زنده باشم بعد از این ای عمه جان گهواره‌ای
عاقبت می‌سازم و نذر ربابش می‌کنم

آستین پاره ای دارم خدا را شاکرم
بر سرم در پیش نامحرم حجابش می‌کنم

🔸شاعر:
#میلاد_حسنی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

بی تو جا مانده ام از قافله،بابا چه کنم؟
جسمم آزرده شد از سلسله، بابا چه کنم؟

گیرم از این همه غم، دل برَهانم،امّا
بی تو آشفته از این فاصله، بابا چه کنم؟

می کِشد موی مرا دشمن و گوید که بیا
تو بگو پایِ پراز آبله، بابا چه کنم؟

نالۀ مادر و گودالِ غم و خندۀ خصم
نرود یاد من آن هلهله، بابا چه کنم؟

شد دوتا قامتم و بی تو نشستم به نماز
سِرِّ قدقامت هر نافله، بابا چه کنم؟

جگرِ غمزده ام را همه دم سوزانده
داغ تیری که زده حرمله ، بابا چه کنم؟

هرقدم با نوک پنجه بروم راه زدرد
پای پر آبله، جز هِروله، بابا چه کنم؟

همۀ توشه ام این چادر خاکی است،ببین
بیش از این نیست مرا راحله، بابا چه کنم؟

همچنان میخ در و سینۀ زهرا، دل من
سوخت در تاب و تب غائله بابا چه کنم؟

مشکلی هست اگر قافله را ، دوری توست
تو بگو پاسخ این مسئله، بابا چه کنم؟

🔸شاعر:
#مجتبی_تاجیک
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

پدر هرجا که بودی یا نبودی مثل هم بودیم
به صورت در سپیدی در کبودی مثل هم بودیم

تو از بالای نی من از فراز ناقه افتادم
صعودش جای خود در هر فرودی مثل هم بودیم

تو بالا سنگ می خوردی و من پایین لگد یعنی؛
میان کوچه تنگ یهودی مثل هم بودیم
.
من و تو در حقیقت رد پای مشترک داریم
تو از بالا من از پایین دعای مشترک داریم

یکی موی پریشان و یکی فقدان دندان و...
من و تو در نداری دردهای مشترک داریم

منو تو هر دو از دلواپسی عمه می ترسیم
چنین از کربلا در دل بلای مشترک داریم

تو سر بر دامن مادر شدی من هم چنین گشتم
من و تو پیش زهرا نیز جای مشترک داریم
.
پدر جان قسمت زجر آور این داستان مانده
پدر جان بعد تو یک نیمه جان از عمه جان مانده

خدا صبرش دهد این نیمه جان را٬ عمه جانم را
که غیر از حرف دشمن٬طعنه های دوستان مانده

پدر حق می دهم از آسمان خون سر کند آخر؛
سرِ بر نیزه ی تو در گلوی آسمان مانده

تو رفتی و عمو رفت و علیِ اصغرت هم رفت
ولیکن زجرهای حرمله پیش سنان مانده

سه شعبه رفت٬ سر هم رفت٬ دنبالش پسر هم رفت
رباب اما هنوز ای وای با قد کمان مانده

حسابش را بکن من با رباب و نجمه و لیلا
نگو دیگر چرا از عمه مُشتی استخوان مانده

تو خوردی چوب را در تشت زر اما چرا بابا
به لبهای رقیه ردِّ چوب خیزران مانده؟؟؟

دلیل گریه ام این است بابا جان که آن نامرد؛
سرت را از خرابه برده اما بوی نان مانده

رقیه رفت اما غصه ی غسّاله اش باقی ست
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان مانده

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

مگر که منتظر یک خبر نبودی تو
مگر که منتظر تشت سر نبودی تو

تو که ستاره ترینی در این خرابه، چرا
شب فراق تو بودی، سحر نبودی تو

بگو به خیل نفهمان که اصل کرب و بلا
نمی رسید به جایی اگر نبودی تو

خمیده، دست به پهلو، سه ساله بانویی
چگونه فکر کنم پشت در نبودی تو

چهار تیر سه شعبه به دست حرمله بود
هزار شکر که اصلا پسر نبودی تو

صفر رسید پدر جان و تازه فهمیدم
دروغ بوده و اصلا سفر نبودی تو

به دست سنگ سرم را نشانه رفت کسی
گمان کنم سر آن رهگذر نبودی تو

تو را به من که ندادند با غضب گفتم
به نیزه دار؛مگر که پدر نبودی تو؟

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین
@shere_aeini

نشسته ام بنویسم هوای تو خوب است
برای قلب شکسته صدای تو خوب است

بهشت هر چه که دارد نصیب اهلش باد
ولی برای دل من هوای تو خوب است

نه اینکه فکر کنم گفتن از تو آسان است
برای شعر سرودن هجای تو خوب است

دوباره امده ام از خودم رها بشوم
برای این من خسته دعای تو خوب است

مرا میان قنوتت دعا بکن آقا
برای مثل منی ربنای تو خوب است

حسین گفتم دیدم خدا مرا بخشید
چقدر خوب شد آقا خدای تو خوب است

به روز حشر بیا و مرا جدایم کن
گدا رود به جهنم، برای تو خوب است

مرا فقط برسانید کربلا امشب
بلا کشیده برایش نوای تو خوب است

🔸شاعر:
#امیرحسین_محمودپور
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

آسمون بی ستاره
گوشای بی گوشواره

چقدر خاطره داشتم
با همین لباس پاره

دستمو عمه نگیره
میخورم زمین دوباره

بابام از سفر برا من
کاشکی یه عصا بیاره

باز رو دامن سفیدم
چقدر گل اناره

برا پام آبله بس بود
انگاری نوبت خاره

پس کجایی مهربونم
دل من هواتو داره

🔸شاعر:
#امیر_فرخنده
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

لحظه اي بر پيكرت بابا سرت را فرض كن
سالم و مثل گذشته پيكرت را فرض كن

لحظه اي اوج مصيبت را بيا ناديده گير
محض يك بوسه دوباره حنجرت را فرض كن

گوش كن بابا صداي خنده ي شش ماهه را
روي آغوش ربابت اصغرت را فرض كن

تو شبيه من دلت تنگ علي اكبر است
دور و اطراف خيامت اكبرت را فرض كن

تشنه اي باشد عمويم را صدا كن مثل قبل
با همان مشك پر آب،آب آورت را فرض كن

فرض كن انگشت داري موي من را شانه كن
باز هم در دست خود انگشترت را فرض كن

گريه مال چيست كاري كه شده حالا بيا
بي كبودي صورت اين دخترت را فرض كن

مو سفيدم،قد خميده،هر دوتا چشمم كبود
كار راحت شد ببين و مادرت را فرض كن

🔸شاعر:
#محسن_صرامی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

دوباره بوی خوش مشک ناب می‌آید
شمیم توست که با آب و تاب می‌آید

به صبح دولت من آسمان خورَد غبطه
که نیمه‌شب به برم آفتاب می‌آید

نسیم شام نگشته اگر به دور سرت
چرا به سوی خرابه، خراب می‌آید؟

هنوز در غم بی‌آبی لب تو ببین
که چشمه‌چشمه ز چشمانم آب می‌آید

قرار بود که در خواب بینمت ورنه
«شب وصال به چشم که خواب می‌آید؟»

جز این‌که شویَمَت از اشک خویش، ای گل من!
دگر چه کار ز دست گلاب می‌آید؟

هر آن‌که دید سرت را میان دستم گفت:
چقدر عکس تو امشب به قاب می‌آید

رسید اگر به اجابت تعجبی نکنم
دعای خسته‌دلان مستجاب می‌آید

🔸شاعر:
#جواد_هاشمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

در گوشه خرابه گلستان رقیه است
شأن نزول سوره باران رقیه است
تفسیر آیه آیه ی قرآن رقیه است
این دختر شبیه به طوفان رقیه است

شهزاده ای که کاخ ستم را خراب کرد
با حفظ چادرش به خدا انقلاب کرد

از بهترین عشیره و ایل و تبار بود
از نسل شاه خیبر دلدل سوار بود
آیینه ی تمام نمای وقار بود
درگوشه خرابه خودش ذوالفقار بود

خلقأ و ظاهرأ خود زهرای اطهر است
این دختر سه ساله به عالم برابر است

زهراترین مقام ، مقام رقیه است
خورشید محو ماه تمام رقیه است
پایان عشق حسن ختام رقیه است
کرب و بلا شروع قیام رقیه است

یعنی اسیر هست ولیکن اسیر نیست
او سرفراز بوده اگر سربه زیر نیست

بیچاره نیست...چاره ی عالم رقیه است
الگوی جود و بخشش حاتم رقیه است
نقش نگین حلقه ی خاتم رقیه است
زیباترین دلیل محرم رقیه است

او صبر را به حضرت ایوب داده است
یک ذره اشک هدیه به یعقوب داده است

ذکر رقیه افضل الاذکار زینب است
بانوی ما همیشه مددکار زینب است
با دست های کوچک خود یار زینب است
در کربلا رقیه علمدار زینب است ...

سرشار از شمیم گل یاس بوده است
بالا نشین شانه ی عباس بوده است

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
با دست های بسته و در بین ازدحام
در گوشه ی خرابه کند باز هم قیام
حسن ختام کرب و بلا بوده این پیام :

ما آبروی خویش به خنجر نداده ایم
سر داده ایم از سر و معجر نداده ایم

🔸شاعر:
#ابراهیم_زمانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

بابا بیا که غصه ی ما بی عدد شده
سهم یگانه دختر تو حرف بد شده
این ناتوان سه ساله ی تو بی مدد شده
با چشم هیز دشمن تو هی رصد شده
دیگر نصیب دختر نازت لگد شده
رفتی پدر برای رقیه چه بد شده

جانم به لب رسیده پدر جان مرا ببین
هر لحظه بی امان ز لگد میخورم زمین

هر دم گرفته ام ز برایت بهانه ها
آتش به دامنم زده بابا زبانه ها
خواندم ز غصه های تو بابا ترانه ها
با عمه رد شدیم ز ما بین خانه ها
بر پیکرم ز فاطمه دارم نشانه ها
آتش گرفت معجر زن ها، جوانه ها

خولی مرا زد و لگدش پهلویم شکست
از ضرب مشت های عدو بازویم شکست

آه از اسیری و کتک و بست و سلسله
آه از سنان و زجر و انس ، شمر و حرمله
جامانده ام ز ناقه پدر رفت قافله
افتاد بین عمه و دخت تو فاصله
دادند از برای سر تو پدر صله
دارم ز دشمن تو پدر جان دوصد گله

تب کرده ان ز خستگی و قلب پر محن
ای جان من فدای تو ای شاه بی کفن

پنجه فکنده اند به مویم حرامیان
من را کشاند پای پیاده دوان دوان
من بودم و غلاف و لگد،دشنه و سنان
سر نیزه ها و حرف بد و ضرب تازیان
دخت حسین و طعنه و دشنام شامیان
عمو که رفت قد رقیه شده کمان

خون گشته از غمت به دلم همسفر بیا
یکدم سراغ دخترک خون جگر بیا

ما نوکران بی سر و پای رقیه ایم
ما سائلان دست عطای رقیه ایم
جان ها دهیم چون که فدای رقیه ایم
زنده به لطف و جود و سخای رقیه ایم
گریه کنان داغ و بلای رقیه ایم
در آرزوی صحن و سرای رقیه ایم

ما ریزه خوار خوان حسینیم شکر حق
ما جمله نوکران حسینیم شکر حق

🔸شاعر:
#مهدی_فرهادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini

سرِ این سَر که قسمتِ ما بود
از حــرمْ تا خــرابه دعـوا بود

آن غروبی که کَعبِ نِیْ خوردم
خیره از نِی به ناقه ... بابا بود

به پَـرِ مـعجـر وُ به دامـانم
شعله ی ِ بُغضِ کوفه‌ای‌ ها بود

هرچه گفتم نزن دوباره زد وُ ...
اثـر ضربـه‌ها هــُویدا بـود

قـاتلِ جـانِ عمــّه‌ام زینـب
ردّ شـلّاق ‌‌وُ بُغضِ سقـّا بود

زینتِ گـوشهایِ دخـترکی ...
که به من طعنه زد چه زیبا بود

چقَدَر آشنا ... چه زیبا ... نَه!!!
این همانْ یادگـارِ زهـرا بود

پـدرم گفت مثــلِ فاطـمه‌ای
به خــودم آمدم ... قَدَمْ تا بود

بینِ این روضـه‌هایِ پُرلـطمه
رویِ لب ندبـه‌هایِ آقــا بود

🔸شاعر:
#حسین_ایمانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA