#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
دیشب سه ساله دختری درکنج ویران
میسوخت ازهجرپدرچون شمع سوزان
ازغم دلش تنگ امدویادپدرکرد
دامان پاکش رابه اشک دیده ترکرد
امدکنارعمه وسردادناله
کل خرابه گشت محواین سه ساله
گفتاکه ای عمه دگر صبرم سرامد
بیتاب وغمگینم چرابابا نیامد
ای عمه دیگرخسته اززخم زبانم
امشب دگر عازم سوی باغ جنانم
من دخت زهرا وپس ازعمری عزیزی
خواهد عدو تاکه برد ماراکنیزی
تاناله این طفل راعدوان شنیدند
باطشت زرنازیتیمی راخریدند
تادیدراس خونی بابا رقیه
بگرفت در دامان سربابا رقیه
گفتاکجابودی الا ای نورعینم
ای مهربان غمخوارمن باباحسینم
باباصفادادی براین ویرانه امشب
توشمعی ومن همچنان پروانه امشب
ای مهربان بابا سه ساله دختر تو
داردشباهتها به زهرامادرتو
اندرمدینه گرکه بیت مرتضی سوخت
درعصر عاشورا پدرجان خیمه هاسوخت
برمادرتوگرعدوزدتازیانه
من هم زضرب تازیان دارم نشانه
حالا بیاوجان زهرامادرخود
امشب به همراهت ببر این دختر خود
من راببر که از هجرتودلگیر گشتم
درکودکی ازماتم تو پیر گشتم
پس راس بابا را به بربگرفت وپژمرد
اندردل شب همچوزهرامادرش مرد
گفتا سعید باچشم گریان یا رقیه
مشگل گشای دردمندان یارقیه
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دیشب سه ساله دختری درکنج ویران
میسوخت ازهجرپدرچون شمع سوزان
ازغم دلش تنگ امدویادپدرکرد
دامان پاکش رابه اشک دیده ترکرد
امدکنارعمه وسردادناله
کل خرابه گشت محواین سه ساله
گفتاکه ای عمه دگر صبرم سرامد
بیتاب وغمگینم چرابابا نیامد
ای عمه دیگرخسته اززخم زبانم
امشب دگر عازم سوی باغ جنانم
من دخت زهرا وپس ازعمری عزیزی
خواهد عدو تاکه برد ماراکنیزی
تاناله این طفل راعدوان شنیدند
باطشت زرنازیتیمی راخریدند
تادیدراس خونی بابا رقیه
بگرفت در دامان سربابا رقیه
گفتاکجابودی الا ای نورعینم
ای مهربان غمخوارمن باباحسینم
باباصفادادی براین ویرانه امشب
توشمعی ومن همچنان پروانه امشب
ای مهربان بابا سه ساله دختر تو
داردشباهتها به زهرامادرتو
اندرمدینه گرکه بیت مرتضی سوخت
درعصر عاشورا پدرجان خیمه هاسوخت
برمادرتوگرعدوزدتازیانه
من هم زضرب تازیان دارم نشانه
حالا بیاوجان زهرامادرخود
امشب به همراهت ببر این دختر خود
من راببر که از هجرتودلگیر گشتم
درکودکی ازماتم تو پیر گشتم
پس راس بابا را به بربگرفت وپژمرد
اندردل شب همچوزهرامادرش مرد
گفتا سعید باچشم گریان یا رقیه
مشگل گشای دردمندان یارقیه
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم
گیسو سپیدم احترامم را نگهدار
سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم
باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم
زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم
این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم
تا گیسوانم را زدستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم
گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم
گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم
گوشی برای گوشواره ها ندارم
شیرین زبان بودم صدایم را بریدند
آهنگ سابق را به هر آوا ندارم
در پیش پایم نان و خرما پرت کردند
کاری دگر با شام و شامی ها ندارم
با ضربه پا دنده هایم را شکستند
کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم
نشناختم بابا تو را تغییر کردی
امشب دگر راهی به جز افشا ندارم
گویی تنور خولی آتش داشت آن شب
خیلی شده ترکیب رویت نامرتب
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم
گیسو سپیدم احترامم را نگهدار
سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم
باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم
زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم
این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم
تا گیسوانم را زدستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم
گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم
گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم
گوشی برای گوشواره ها ندارم
شیرین زبان بودم صدایم را بریدند
آهنگ سابق را به هر آوا ندارم
در پیش پایم نان و خرما پرت کردند
کاری دگر با شام و شامی ها ندارم
با ضربه پا دنده هایم را شکستند
کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم
نشناختم بابا تو را تغییر کردی
امشب دگر راهی به جز افشا ندارم
گویی تنور خولی آتش داشت آن شب
خیلی شده ترکیب رویت نامرتب
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
آه پدر جان جگرم سوخته
خاطره های سفرم سوخته
تار اگر دیدمت امشب ببخش
گوشه ای از پلک ترم سوخته
از تو ندیدم به جز این سر ولی
من همه ی بال و پرم سوخته
قول بده عمه نفهمد ولی
هم سر و پا و کمرم سوخته
آمدی از راه، رسیدن به خیر
از سر تو با خبرم... سوخته
خانۀ خولی چه خبر از تنور؟
من که شنیدم ،جگرم سوخته
شانه به مویم بزنم ریخته
صورت مثل قمرم سوخته
دختر زهرا شده ات دیدنی ست
کم شده ام، بیشترم سوخته
پلک بزن عمه نگاهت کند
غصۀ این یک نفرم سوخته...
🔸شاعر:
#مهدی_صفی_یاری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آه پدر جان جگرم سوخته
خاطره های سفرم سوخته
تار اگر دیدمت امشب ببخش
گوشه ای از پلک ترم سوخته
از تو ندیدم به جز این سر ولی
من همه ی بال و پرم سوخته
قول بده عمه نفهمد ولی
هم سر و پا و کمرم سوخته
آمدی از راه، رسیدن به خیر
از سر تو با خبرم... سوخته
خانۀ خولی چه خبر از تنور؟
من که شنیدم ،جگرم سوخته
شانه به مویم بزنم ریخته
صورت مثل قمرم سوخته
دختر زهرا شده ات دیدنی ست
کم شده ام، بیشترم سوخته
پلک بزن عمه نگاهت کند
غصۀ این یک نفرم سوخته...
🔸شاعر:
#مهدی_صفی_یاری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
آن قدَر آه کشیدم جگرم زخم شده
چِقَدَر گریه؟! دگر چشم ترم زخم شده
زخم لب های تو نگذاشت که بوسه بزنم
علّتش چیست؟ چرا ای پدرم زخم شده؟!
وجه تشبیه من و تو چه قدر بسیار است!
هر کجای بدنم می نگرم زخم شده
قصّه ی ناقه و آن نیمه ی شب یادت هست؟
به زمین خوردم و دیدی کمرم زخم شده
جان زهرا به موی سوخته ام دقّت کن
جای این چند موی مختصرم زخم شده
جز تو با هیچ کسی حرف خصوصی نزدم
سینه ای که شده هر جا سپرم زخم شده
زجر هم مثل مغیره چه قدَر بد می زد!!!
زیر شلّاق و لگد بال و پرم زخم شده
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آن قدَر آه کشیدم جگرم زخم شده
چِقَدَر گریه؟! دگر چشم ترم زخم شده
زخم لب های تو نگذاشت که بوسه بزنم
علّتش چیست؟ چرا ای پدرم زخم شده؟!
وجه تشبیه من و تو چه قدر بسیار است!
هر کجای بدنم می نگرم زخم شده
قصّه ی ناقه و آن نیمه ی شب یادت هست؟
به زمین خوردم و دیدی کمرم زخم شده
جان زهرا به موی سوخته ام دقّت کن
جای این چند موی مختصرم زخم شده
جز تو با هیچ کسی حرف خصوصی نزدم
سینه ای که شده هر جا سپرم زخم شده
زجر هم مثل مغیره چه قدَر بد می زد!!!
زیر شلّاق و لگد بال و پرم زخم شده
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
شام غمهاى من غمزده را اخر نيست
لاله اى همچو تن خونى من پرپر نيست
گوشه پلک گشا صورت من خوب ببين
شک نکن دختر تو پير شده مادر نيست
يا که پاى سر تو جان دهم امشب بابا
يا به والله قسم دختر تو دختر نيست
کودکى سنگ زد و گوشه ابروم شکست
ديگر اين ظرف ترک خورده چونان ساغر نيست
انکه شمشير کش است دست زخمى دارد
ضربه سيلى اش از ضرب لگد کمتر نيست
گيسوانم همه خيرات سر تو دادم
پنجه اى نيست که پيچيده به موى سر نيست
ان يهودى که ز خيبر به دلش بغضى بود
گفت اين قافله که هست اگر حيدر نيست
کاش همراه سرت رأس عمو مى امد
تا نشانش بدهم بر سر من معجر نيست
چوبه محمل خونى شده شاهد باشد
دلى همچون دل زينب به حرم مضطر نيست
تا که بر خواهرم اظهار کنيزى کردند
کس نگفتا مگر او دختر پيغمبر نيست
گردنم درد گرفت بس که پى تو گشتم
ز سر نيزه سوارت سرى بالاتر نيست
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
شام غمهاى من غمزده را اخر نيست
لاله اى همچو تن خونى من پرپر نيست
گوشه پلک گشا صورت من خوب ببين
شک نکن دختر تو پير شده مادر نيست
يا که پاى سر تو جان دهم امشب بابا
يا به والله قسم دختر تو دختر نيست
کودکى سنگ زد و گوشه ابروم شکست
ديگر اين ظرف ترک خورده چونان ساغر نيست
انکه شمشير کش است دست زخمى دارد
ضربه سيلى اش از ضرب لگد کمتر نيست
گيسوانم همه خيرات سر تو دادم
پنجه اى نيست که پيچيده به موى سر نيست
ان يهودى که ز خيبر به دلش بغضى بود
گفت اين قافله که هست اگر حيدر نيست
کاش همراه سرت رأس عمو مى امد
تا نشانش بدهم بر سر من معجر نيست
چوبه محمل خونى شده شاهد باشد
دلى همچون دل زينب به حرم مضطر نيست
تا که بر خواهرم اظهار کنيزى کردند
کس نگفتا مگر او دختر پيغمبر نيست
گردنم درد گرفت بس که پى تو گشتم
ز سر نيزه سوارت سرى بالاتر نيست
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
در خرابه گلچینان یک طبق گل آوردند
یک طبق گل خونین پیش بلبل آوردند
بلبل از فرافق آنشب زار و زار مینالید
داغدار گلها بود، بی قرار و مینالید
فصل سوگواری یاس و سرو و مریم بود
قتلگاه پر از گل بود عاشر محرم بود
دیدن سر پر خون در دلش شرر افروخت
داغ شعله بارانش عمه اش مکرر سوخت
شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود
شور نغمه ی بلبل وای وای بابا بود
خم شد و لب خشک از قحط آب را بوسید
آن بریده رگهای حلق باب را بوسید
با محاسن خونین گیسویش حنا میکرد
کودکانه می نالید اینچنین دعا میکرد
کی خدا شده پایان طاقت و توان من
سوخت داغ بابایم، مغز استخوان من
آن سر بخون غلطان روی دست شد بالا
گاه یا ابت گفتا گاه گفت یا زهرا
تازه کرد آن بلبل داغ آل یاسین را حلقه گشت دستانش آن عقیق خونین را
می دوید و مینالید ناگهان زمین افتاد
حلقه ها زهم واشد، بر زمین نگین افتاد
بلبل از خروش افتاد، شد خموش واویلا
زخم ریسمان دارد روی دوش واویلا
همچو جده اش زهرا پهلویش کبود از نی
غاصب فدک گشتند در هوای ملک ری
🔸شاعر:
#رضوانی_بهسودی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در خرابه گلچینان یک طبق گل آوردند
یک طبق گل خونین پیش بلبل آوردند
بلبل از فرافق آنشب زار و زار مینالید
داغدار گلها بود، بی قرار و مینالید
فصل سوگواری یاس و سرو و مریم بود
قتلگاه پر از گل بود عاشر محرم بود
دیدن سر پر خون در دلش شرر افروخت
داغ شعله بارانش عمه اش مکرر سوخت
شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود
شور نغمه ی بلبل وای وای بابا بود
خم شد و لب خشک از قحط آب را بوسید
آن بریده رگهای حلق باب را بوسید
با محاسن خونین گیسویش حنا میکرد
کودکانه می نالید اینچنین دعا میکرد
کی خدا شده پایان طاقت و توان من
سوخت داغ بابایم، مغز استخوان من
آن سر بخون غلطان روی دست شد بالا
گاه یا ابت گفتا گاه گفت یا زهرا
تازه کرد آن بلبل داغ آل یاسین را حلقه گشت دستانش آن عقیق خونین را
می دوید و مینالید ناگهان زمین افتاد
حلقه ها زهم واشد، بر زمین نگین افتاد
بلبل از خروش افتاد، شد خموش واویلا
زخم ریسمان دارد روی دوش واویلا
همچو جده اش زهرا پهلویش کبود از نی
غاصب فدک گشتند در هوای ملک ری
🔸شاعر:
#رضوانی_بهسودی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
در اصالت کیست طاها اینچنین؟
در جلالت کیست زهرا اینچنین؟
جلوه ای حیدر . نمایی ذوالفقار
مرتضا را کیست معنا اینچنین
دختر اینقدر آیینه شدن
جلوه شد زینب شدن را اینچنین
بعد زهرا و پیمبر کس ندید
دختری ام ابیها اینچنین
با عمو انسی که دارد دیدنی است
کس نشد دلبر به سقا اینچنین
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در اصالت کیست طاها اینچنین؟
در جلالت کیست زهرا اینچنین؟
جلوه ای حیدر . نمایی ذوالفقار
مرتضا را کیست معنا اینچنین
دختر اینقدر آیینه شدن
جلوه شد زینب شدن را اینچنین
بعد زهرا و پیمبر کس ندید
دختری ام ابیها اینچنین
با عمو انسی که دارد دیدنی است
کس نشد دلبر به سقا اینچنین
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
مرغ بسمل شده ای بال و پرش می سوزد
کودکی زندگی اش در نظرش می سوزد
دختری که وسط خیمه ای گیر افتاده
اولین شعله که آید سپرش می سوزد
سپرش سوخته و چادرش آتش گیرد
تا تکانی بخورد موی سرش می سوزد
بعد از آن قائله دیگر کمرش راست نشد
اثر سوختگی دور و برش می سوزد
تا رسد قطره اشکی سر زخم گونه
ناگهان گوشه چشمان ترش می سوزد
شده ام مثل همان مادر محزونی که
همه شهر ز آه سحرش می سوزد
عمه؛ آن شب که مرا روی هوا می آورد
ریشۀ موی سرم بین اثرش می سوزد
تا ترک های لب تشنه بابا دیدم
جگرم گفت: هنوزم جگرش می سوزد
بعد از آنی که لبانم به لبانش چسبید
سینه ام از نفس شعله ورش می سوزد
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
مرغ بسمل شده ای بال و پرش می سوزد
کودکی زندگی اش در نظرش می سوزد
دختری که وسط خیمه ای گیر افتاده
اولین شعله که آید سپرش می سوزد
سپرش سوخته و چادرش آتش گیرد
تا تکانی بخورد موی سرش می سوزد
بعد از آن قائله دیگر کمرش راست نشد
اثر سوختگی دور و برش می سوزد
تا رسد قطره اشکی سر زخم گونه
ناگهان گوشه چشمان ترش می سوزد
شده ام مثل همان مادر محزونی که
همه شهر ز آه سحرش می سوزد
عمه؛ آن شب که مرا روی هوا می آورد
ریشۀ موی سرم بین اثرش می سوزد
تا ترک های لب تشنه بابا دیدم
جگرم گفت: هنوزم جگرش می سوزد
بعد از آنی که لبانم به لبانش چسبید
سینه ام از نفس شعله ورش می سوزد
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
پایان قصه ختم میشد با عروسک
امروز عروسک -فردا-حالا عروسک
حالا که می خواهی بیایی کنج دامان
با خود بیاور پیش من صدها عروسک
یا چشم من کم سو شده -یا خواب دیدم
ریخته به روی خاک این صحرا عروسک
وقتی که از مسجد به خانه باز گشتی
به دخترت گفتی ...گلم ...زیبا...عروسک
دست مرا عمه گرفت با گریه میگفت...
گنجشک پر....بابا پر....حتی عروسک
🔸شاعر:
#حسین_جهانسوز
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
پایان قصه ختم میشد با عروسک
امروز عروسک -فردا-حالا عروسک
حالا که می خواهی بیایی کنج دامان
با خود بیاور پیش من صدها عروسک
یا چشم من کم سو شده -یا خواب دیدم
ریخته به روی خاک این صحرا عروسک
وقتی که از مسجد به خانه باز گشتی
به دخترت گفتی ...گلم ...زیبا...عروسک
دست مرا عمه گرفت با گریه میگفت...
گنجشک پر....بابا پر....حتی عروسک
🔸شاعر:
#حسین_جهانسوز
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
بابامی و حرفی زتو پنهان ندارم
خسته شدم دیگرپدرجان،جان ندارم
مثل تمام پیرزن های مدینه
من هم ببین بابادگر دندان ندارم
دندان فقط نه،کل موهایم سفیداست
البته مویی هم دگر چندان ندارم
درشعله های خیمه موهای سرم سوخت
آن گیسوی پر پشت را الآن ندارم
از خستگی نای جویدن هم نمانده
بس احتیاجی به غذا ونان ندارم
خشکیده اشکم تاببارم روی لبهات
ابری کبودم من ولی باران ندارم
بابا؟!کنیزی،این کنیزی کارسختیست؟
آخر که من سررشته ای از آن،ندارم
اینجابه من مردی کنیزوخارجی گفت!
من راببر من طاقت بهتان ندارم
🔸شاعر:
#محمد_کابلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
بابامی و حرفی زتو پنهان ندارم
خسته شدم دیگرپدرجان،جان ندارم
مثل تمام پیرزن های مدینه
من هم ببین بابادگر دندان ندارم
دندان فقط نه،کل موهایم سفیداست
البته مویی هم دگر چندان ندارم
درشعله های خیمه موهای سرم سوخت
آن گیسوی پر پشت را الآن ندارم
از خستگی نای جویدن هم نمانده
بس احتیاجی به غذا ونان ندارم
خشکیده اشکم تاببارم روی لبهات
ابری کبودم من ولی باران ندارم
بابا؟!کنیزی،این کنیزی کارسختیست؟
آخر که من سررشته ای از آن،ندارم
اینجابه من مردی کنیزوخارجی گفت!
من راببر من طاقت بهتان ندارم
🔸شاعر:
#محمد_کابلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
همه را گریه ام آخر به تقلا انداخت
شام را در غمِ دلشوره ی فردا انداخت
خیلی از مجلسِ امروز اذیّت شده ام
خاکرا باید از این کاخ و ستونها انداخت!
"ابتا" گفتم و یک شهر بِهم ریخت وَ بعد...
عمّه را یادِ در و ناله ی زهرا انداخت!!
آهِ این سینه ی پا خورده ی من میگیرد
فکر کردند مرا میشود از پا انداخت!
جگری مانده برایم که به دردی بخورد
باید انگار تورا یادِ مداوا انداخت.
تا که آورد سرت را ، سرِ من تیر کشید
یادم افتاد که با چوب ، سرت را انداخت!!
این که آورد تورا بین طَبَق فکر کنم...
با عجله ، دو سه دندانِ تورا جا انداخت!!!
با سرش از سرِ ناقه به زمین خورد گُلت
زجر هم آمد و بر ساقه ی او تا انداخت.
بیشتر دلخور از اینم که چرا با گیسو...
بدنم را جلوی نیزه ی سقّا انداخت.
راستی : از سرِ بازار خبر داری که...
هرکسی خواست به ما چشمِ تماشا انداخت؟!
حلقه ی جمعیتِ بی سر و پاهای یهود
عمّه را در وسطِ معرکه تنها انداخت.
امشب از شام مرا پَر ندهی میمیرم
کارِ خیر است ، نباید که به فردا انداخت!
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
همه را گریه ام آخر به تقلا انداخت
شام را در غمِ دلشوره ی فردا انداخت
خیلی از مجلسِ امروز اذیّت شده ام
خاکرا باید از این کاخ و ستونها انداخت!
"ابتا" گفتم و یک شهر بِهم ریخت وَ بعد...
عمّه را یادِ در و ناله ی زهرا انداخت!!
آهِ این سینه ی پا خورده ی من میگیرد
فکر کردند مرا میشود از پا انداخت!
جگری مانده برایم که به دردی بخورد
باید انگار تورا یادِ مداوا انداخت.
تا که آورد سرت را ، سرِ من تیر کشید
یادم افتاد که با چوب ، سرت را انداخت!!
این که آورد تورا بین طَبَق فکر کنم...
با عجله ، دو سه دندانِ تورا جا انداخت!!!
با سرش از سرِ ناقه به زمین خورد گُلت
زجر هم آمد و بر ساقه ی او تا انداخت.
بیشتر دلخور از اینم که چرا با گیسو...
بدنم را جلوی نیزه ی سقّا انداخت.
راستی : از سرِ بازار خبر داری که...
هرکسی خواست به ما چشمِ تماشا انداخت؟!
حلقه ی جمعیتِ بی سر و پاهای یهود
عمّه را در وسطِ معرکه تنها انداخت.
امشب از شام مرا پَر ندهی میمیرم
کارِ خیر است ، نباید که به فردا انداخت!
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
من یتیمم که فلک خانه خرابم کرده
نیمه جان شمعیم و هجر تو آبم کرده
غارت و آتش معجر سر جایش باقی
داغی ضربۀ سیلی چه کبابم کرده
با اشاره ز ورم های تنم خون ریزد
ضربه ها در یم غمها چو حبابم کرده
درد زانو به کجا داده مجالم بر خواب
یاد رویای تو آرام به خوابم کرده
کو علمدار سپاهت که ببیند دشمن
این چنین ملعبۀ بزم شرابم کرده
خسته ام بس که عدو همره هر ضرب لگد
خارجی خوانده مرا، برده خطابم کرده
کف پا تا به سرم بس که تورم دارد
زن غسالۀ این شهر جوابم کرده
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
من یتیمم که فلک خانه خرابم کرده
نیمه جان شمعیم و هجر تو آبم کرده
غارت و آتش معجر سر جایش باقی
داغی ضربۀ سیلی چه کبابم کرده
با اشاره ز ورم های تنم خون ریزد
ضربه ها در یم غمها چو حبابم کرده
درد زانو به کجا داده مجالم بر خواب
یاد رویای تو آرام به خوابم کرده
کو علمدار سپاهت که ببیند دشمن
این چنین ملعبۀ بزم شرابم کرده
خسته ام بس که عدو همره هر ضرب لگد
خارجی خوانده مرا، برده خطابم کرده
کف پا تا به سرم بس که تورم دارد
زن غسالۀ این شهر جوابم کرده
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
دل آسمان میل دارد ببارد
که ویران نشینی ما گریه دارد
سرانگشت مشکل گشایم ضعیف است
که خار از کف پای من دربیارد
بیا تا تماشاچیانم نگویند
که این طفل آواره بابا ندارد
بیا تا که همسایه يِ این خرابه
برایم دگر نان و خرما نیارد
عجب روزگار ِ عجیب و غریبی ست!!!
یهودی مرا خارجی میشمارد
الا خیزران خورده يِ مجلس طشت
غم تو گلوی مرا میفشارد
🔸شاعر:
#سعید_حدادیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دل آسمان میل دارد ببارد
که ویران نشینی ما گریه دارد
سرانگشت مشکل گشایم ضعیف است
که خار از کف پای من دربیارد
بیا تا تماشاچیانم نگویند
که این طفل آواره بابا ندارد
بیا تا که همسایه يِ این خرابه
برایم دگر نان و خرما نیارد
عجب روزگار ِ عجیب و غریبی ست!!!
یهودی مرا خارجی میشمارد
الا خیزران خورده يِ مجلس طشت
غم تو گلوی مرا میفشارد
🔸شاعر:
#سعید_حدادیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
اي پَركشيده آسمان ها در هوايت
اي نذرهاي عمه زينب ها برايت
بابا كه آمد از سفر جانِ رقيه
چيزي نگو، عمه به قربانِ صدايت
بابا كه آمد روسري ات را سرت كن
تا گم شود رنگِ كبودِ شانه هايت
شيري ست دندانت دوباره در مي آيد
اينقدر دستت را نكش بر لثه هايت
🔸شاعر:
#علی_اشتری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
اي پَركشيده آسمان ها در هوايت
اي نذرهاي عمه زينب ها برايت
بابا كه آمد از سفر جانِ رقيه
چيزي نگو، عمه به قربانِ صدايت
بابا كه آمد روسري ات را سرت كن
تا گم شود رنگِ كبودِ شانه هايت
شيري ست دندانت دوباره در مي آيد
اينقدر دستت را نكش بر لثه هايت
🔸شاعر:
#علی_اشتری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
بالای ناقه موی مرا باد می کشید
پایین ناقه چکمه سرم داد می کشید
بالای ناقه زلف گره خورده داشتم
پایین ناقه چادر آزرده داشتم
بالای ناقه غصه ی روبنده داشتم
پایین ناقه عمه ی شرمنده داشتم
بالای ناقه مقنعه ی پاره داشتم
پایین ناقه تاول آواره داشتم
بالای ناقه کاربه تحقیر می کشید
پایین ناقه پهلوی من، تیر می کشید
بالای ناقه غربت گودال دیده ام
پایین ناقه گریه ی خلخال دیده ام
بالای ناقه گرد سرت شاپرک شدم
پایین ناقه نقشه ی راه فدک شدم
بالای ناقه اشک علمدار دیده ام
پایین ناقه کوچه و بازار دیده ام
بالای ناقه خون جگری بود و کعب نی
پایین ناقه دربه دری بود و کعب نی
بالای ناقه خم شدم ازبارغم پدر
پایین ناقه نیمه شبی گم شدم پدر
بالای ناقه شام بلا بود و عمه ام
پایین ناقه طشت طلا بود و عمه ام
بالای ناقه سنگ سرم را شکست و رفت...
پایین ناقه زجر پرم را شکست و رفت....
بالای ناقه بی هدفم پرت کرده است
پایین ناقه نان طرفم پرت کرده است
بالای ناقه حرمله با سنگ زد مرا
پایین ناقه دختراو چنگ زد مرا
بالای ناقه بخت بد آورده داشتم
پایین ناقه چشم وَرَم کرده داشتم
بالای ناقه نیزه ی تو بدبیار بود
پایین ناقه صحبت بُرد قمار بود
بالای ناقه خارجی ام؛ تا صدا زدند!
پایین ناقه پیرزنان عمه را زدند
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
بالای ناقه موی مرا باد می کشید
پایین ناقه چکمه سرم داد می کشید
بالای ناقه زلف گره خورده داشتم
پایین ناقه چادر آزرده داشتم
بالای ناقه غصه ی روبنده داشتم
پایین ناقه عمه ی شرمنده داشتم
بالای ناقه مقنعه ی پاره داشتم
پایین ناقه تاول آواره داشتم
بالای ناقه کاربه تحقیر می کشید
پایین ناقه پهلوی من، تیر می کشید
بالای ناقه غربت گودال دیده ام
پایین ناقه گریه ی خلخال دیده ام
بالای ناقه گرد سرت شاپرک شدم
پایین ناقه نقشه ی راه فدک شدم
بالای ناقه اشک علمدار دیده ام
پایین ناقه کوچه و بازار دیده ام
بالای ناقه خون جگری بود و کعب نی
پایین ناقه دربه دری بود و کعب نی
بالای ناقه خم شدم ازبارغم پدر
پایین ناقه نیمه شبی گم شدم پدر
بالای ناقه شام بلا بود و عمه ام
پایین ناقه طشت طلا بود و عمه ام
بالای ناقه سنگ سرم را شکست و رفت...
پایین ناقه زجر پرم را شکست و رفت....
بالای ناقه بی هدفم پرت کرده است
پایین ناقه نان طرفم پرت کرده است
بالای ناقه حرمله با سنگ زد مرا
پایین ناقه دختراو چنگ زد مرا
بالای ناقه بخت بد آورده داشتم
پایین ناقه چشم وَرَم کرده داشتم
بالای ناقه نیزه ی تو بدبیار بود
پایین ناقه صحبت بُرد قمار بود
بالای ناقه خارجی ام؛ تا صدا زدند!
پایین ناقه پیرزنان عمه را زدند
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
دستگیر عالمم اما دودستم بر سر است
من چهل منزل رخم نیلی و چشمانم تر است
گر به من گویند بابا را نخوان سیلی نخور
صورتم سازم سپر گویم که بابا بهتر است
شام را ویران کنم ورنه رقیه نیستم
ذکر صبح و شام اینان سب جدم حیدر است
غائبین کوچه بر من عقده خالی میکنند
هرکه دیدم گفت رویت مثل روی مادر است
می شود فهمید از این حمله ی مرکب سوار
آمده گیسو کشد کی در شکار معجر است
یک نسیم از این همه طوفان که من دیدم اگر
در گلستانی فتد بر یک اشاره پر پر است
قد و بالای سه ساله دختری زانو بغل
از کف یک چکمه زجر حرامی کمتر است
گر زمین گیرم به عمه اقتدا خواهم نمود
چاره ی دردم فقط یک بوسه ای از حنجر است
وجه تشبیه سر من با سر تو این بود
هر دو صورت سوخته گیسو پر از خاکستر است
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دستگیر عالمم اما دودستم بر سر است
من چهل منزل رخم نیلی و چشمانم تر است
گر به من گویند بابا را نخوان سیلی نخور
صورتم سازم سپر گویم که بابا بهتر است
شام را ویران کنم ورنه رقیه نیستم
ذکر صبح و شام اینان سب جدم حیدر است
غائبین کوچه بر من عقده خالی میکنند
هرکه دیدم گفت رویت مثل روی مادر است
می شود فهمید از این حمله ی مرکب سوار
آمده گیسو کشد کی در شکار معجر است
یک نسیم از این همه طوفان که من دیدم اگر
در گلستانی فتد بر یک اشاره پر پر است
قد و بالای سه ساله دختری زانو بغل
از کف یک چکمه زجر حرامی کمتر است
گر زمین گیرم به عمه اقتدا خواهم نمود
چاره ی دردم فقط یک بوسه ای از حنجر است
وجه تشبیه سر من با سر تو این بود
هر دو صورت سوخته گیسو پر از خاکستر است
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
اگر چه زخمی و خاموش و بی صدا آورد
تو را برای من از عرش ِ نی خدا آورد
تو را درون طبق رویِ دست های بلند
برای گرمی این بزم ِ بی نوا آورد
قدم گذار به چشمي كه ريخت مژگانش
سرت به گوشه ي ويرانه ام صفا آورد
نه دست مانده برایم نه پا، ولی عمه
مرا برای تو از زیر دست و پا آورد
عدو شده سبب خير تا تورا بوسم
ولي نپرس عزيزم سرم چها آورد
دلم براي عمو سوخت پيش ِ نامردي
كه قرص ِ نان تصدق براي ما آورد
به قصد كشت سراغم گرفت با سيلي
و باز نيت خود را ادا به جا آورد
به پاره معجر ِ من هم طمع نمود آنكه
مرا به حلقه ي چشمان بي حيا آورد
مرا تو كُشتي و زينب براي تدفينم
اگرچه شام كفن داشت بوريا آورد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
اگر چه زخمی و خاموش و بی صدا آورد
تو را برای من از عرش ِ نی خدا آورد
تو را درون طبق رویِ دست های بلند
برای گرمی این بزم ِ بی نوا آورد
قدم گذار به چشمي كه ريخت مژگانش
سرت به گوشه ي ويرانه ام صفا آورد
نه دست مانده برایم نه پا، ولی عمه
مرا برای تو از زیر دست و پا آورد
عدو شده سبب خير تا تورا بوسم
ولي نپرس عزيزم سرم چها آورد
دلم براي عمو سوخت پيش ِ نامردي
كه قرص ِ نان تصدق براي ما آورد
به قصد كشت سراغم گرفت با سيلي
و باز نيت خود را ادا به جا آورد
به پاره معجر ِ من هم طمع نمود آنكه
مرا به حلقه ي چشمان بي حيا آورد
مرا تو كُشتي و زينب براي تدفينم
اگرچه شام كفن داشت بوريا آورد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
حق خواسته که دست عطا داشته باشی
بالا بنشینی و گدا داشته باشی
والله که حق است که در جمع بزرگان
بالای سر عمّه تو جا داشته باشی
رزّاقی و روزی خور این سفره دوعالم
ای کاش برایم تو غذا داشته باشی
تو جمع صفاتی تو خودت جلوه ذاتی
باید حرمی نزد خدا داشته باشی
از آن همه شهزاده ی ارباب تو باید
مخصوص خودت صحن و سرا داشته باشی
صد مریم و حوا به درت سجده نمایند
گر قصد کنی که خاک پا داشته باشی
گر قصد کنی نیل شکافی به نگاهی
محتاج نباشی که عصا داشته باشی
تو فاتح شامی سزد آن کس که مقامت
فرمانده ی کل قوا داشته باشی
بد نیست که در اریکه سلطنت خود
تو چند غلام رو سیه داشته باشی
پیغمبر عشاق حسینی و عجب نیست
صد تازه مسلمان همه جا داشته باشی
ای کاش که در رهگذر عرش؛ توقف...
....در بین حسینیه ما داشته باشی
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
حق خواسته که دست عطا داشته باشی
بالا بنشینی و گدا داشته باشی
والله که حق است که در جمع بزرگان
بالای سر عمّه تو جا داشته باشی
رزّاقی و روزی خور این سفره دوعالم
ای کاش برایم تو غذا داشته باشی
تو جمع صفاتی تو خودت جلوه ذاتی
باید حرمی نزد خدا داشته باشی
از آن همه شهزاده ی ارباب تو باید
مخصوص خودت صحن و سرا داشته باشی
صد مریم و حوا به درت سجده نمایند
گر قصد کنی که خاک پا داشته باشی
گر قصد کنی نیل شکافی به نگاهی
محتاج نباشی که عصا داشته باشی
تو فاتح شامی سزد آن کس که مقامت
فرمانده ی کل قوا داشته باشی
بد نیست که در اریکه سلطنت خود
تو چند غلام رو سیه داشته باشی
پیغمبر عشاق حسینی و عجب نیست
صد تازه مسلمان همه جا داشته باشی
ای کاش که در رهگذر عرش؛ توقف...
....در بین حسینیه ما داشته باشی
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
از بس شکستنی شدی ای شیشه بلور
قدری بخواب و این بدنت را تکان مده
خواهی که خارها نرود در تنت فرو
آرام باش و پیرهنت را تکان مده
می بینی ای عزیز که نازت نمی کشند
پس این لبان خوش سخنت را تکان مده
دندان شیری تو به یک بوسه بسته است
با زحمت اینقدر دهنت را تکان مده
با آه آه تو بدنم تیر می کشد
از بس تنت شبیه تن مادرم شده
می پاشد از لبان تو خون لخته هر نفس
زان نیمه شب چه خاکی مگر بر سرم شده
ای دخترم هنوز سرت درد می کند؟
آیینه نگاهِ تو چشم ترم شده
از گیسوان سوختۀ بین مشت زجر
هر آنچه گفته ای به خدا باورم شده
از لحظه ای که حرف کنیز آمده وسط
خوابش نمی برد ز غم و ترس خواهرت
در این میانه جای ابالفضل خالی است
تا پس بگیرد از عدوی پست معجرت
در شهر مسلمین نشود دفن خارجی
لرزه فتاده بر دل ترسان مادرت
پیغام داده اند اهالی شهر شام
بیرون کشند از دل هر خاک پیکرت
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
از بس شکستنی شدی ای شیشه بلور
قدری بخواب و این بدنت را تکان مده
خواهی که خارها نرود در تنت فرو
آرام باش و پیرهنت را تکان مده
می بینی ای عزیز که نازت نمی کشند
پس این لبان خوش سخنت را تکان مده
دندان شیری تو به یک بوسه بسته است
با زحمت اینقدر دهنت را تکان مده
با آه آه تو بدنم تیر می کشد
از بس تنت شبیه تن مادرم شده
می پاشد از لبان تو خون لخته هر نفس
زان نیمه شب چه خاکی مگر بر سرم شده
ای دخترم هنوز سرت درد می کند؟
آیینه نگاهِ تو چشم ترم شده
از گیسوان سوختۀ بین مشت زجر
هر آنچه گفته ای به خدا باورم شده
از لحظه ای که حرف کنیز آمده وسط
خوابش نمی برد ز غم و ترس خواهرت
در این میانه جای ابالفضل خالی است
تا پس بگیرد از عدوی پست معجرت
در شهر مسلمین نشود دفن خارجی
لرزه فتاده بر دل ترسان مادرت
پیغام داده اند اهالی شهر شام
بیرون کشند از دل هر خاک پیکرت
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
از چشم من گرفته عبور ِ تو خواب را
پنهان نكن ز صبح ِ خودت آفتاب را
هاجر شده ست عمه برايِ لبانِ من
صد مرتبه دويده نگاهش سراب را
تو ديده اي سه ساله ي تو نيز ديده است
يك لحظه هم اگر كه شده رويِ آب را
مويِ مرا سفيد نكرده ست آسياب
حس ميكنم تفاوت خون با خضاب را
از من دگر گذشته به عمه بگو پدر
جايِ من ِ رقيه بچسبد رباب را
حيفش نبود خرج لبِ خيزران كني؟!
آن بوسه هايِ گرم ِ قديميِ ناب را
هم شكل فاطمه شده ام هم ابوتراب
وقتي بر اين خميده گره زد طناب را
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
از چشم من گرفته عبور ِ تو خواب را
پنهان نكن ز صبح ِ خودت آفتاب را
هاجر شده ست عمه برايِ لبانِ من
صد مرتبه دويده نگاهش سراب را
تو ديده اي سه ساله ي تو نيز ديده است
يك لحظه هم اگر كه شده رويِ آب را
مويِ مرا سفيد نكرده ست آسياب
حس ميكنم تفاوت خون با خضاب را
از من دگر گذشته به عمه بگو پدر
جايِ من ِ رقيه بچسبد رباب را
حيفش نبود خرج لبِ خيزران كني؟!
آن بوسه هايِ گرم ِ قديميِ ناب را
هم شكل فاطمه شده ام هم ابوتراب
وقتي بر اين خميده گره زد طناب را
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA