#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
او ابتدای خلقت دادار ، فاطمه ست
او انتهای نعمت بسیار ، فاطمه ست
هم بر خدیجه محرم اسرار فاطمه ست
تنها پناه حیدر کرار فاطمه ست
حتی امید هرچه گنهکار فاطمه ست
از او خدا به خلقت انسان مدد گرفت
با آیه آیه سوره قرآن مدد گرفت
از جای پاش روضه رضوان مدد گرفت
از او امیر عالم امکان مدد گرفت
ذکر نبرد فاتح پیکار فاطمه ست
وقتی پناه داده به عالم پناه را
گفتند میخرد سر یک سوزن آه را
در دست خود گرفته پس او مهر و ماه را
سر کرد تا قواره چادر سیاه را
دیدیم ما که کعبه سیار فاطمه ست
تنها امیر شخص خدا در زمین علی ست
آن وعده ای که داده بهشت برین علی ست
تا روز حشر یکسره مسند نشین علی ست
درد است اگرچه باز که تنها ترین علی ست
اما برای درد علی یار فاطمه ست
زیباست بس که رنگ جهانِ علی و او
همسان شده ست پس ضربانِ علی و او
جانم فدای حکم و بیانِ علی و او
وقتی که نیست فرق میان علی و او
ذکر قیام فاطمه اینبار فاطمه ست
امشب به پای غصه حیدر سحر کنید
چشمان خویش را به غم آهسته ، تر کنید
آرام تر مباد کسی را خبر کنید
چشمان خیس ، گریه خب آرام تر کنید
چون بین خانه علی ، بیمار فاطمه ست
حیدر نگاه کرد غم او جوانه زد
حیدر به گیسوان یتیمانه شانه زد
طعنه به شوم چشمی اهل زمانه زد
هر صبح بوسه بر و دیوار خانه زد
وقتی که دید دست به دیوار فاطمه ست
ای چشم در عزای گل مصطفی بسوز
در غصه های بی سخن مجتبی بسوز
بشین و باز بر غم شیر خدا بسوز
امشب به ذوالفقار ید مرتضی بسوز
آتش بگیر «زخمی مسمار» فاطمه ست
هر صبح و شام هر نفس مادر آه شد
زهرا زمین که خورد علی بی پناه شد
آمد حرامزاده ترین ، سد راه شد
دنیا شبیه روی قشنگش سیاه شد
وقتی اسیر این همه آزار فاطمه ست
🔸شاعر:
#امیر_فرخنده
________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
او ابتدای خلقت دادار ، فاطمه ست
او انتهای نعمت بسیار ، فاطمه ست
هم بر خدیجه محرم اسرار فاطمه ست
تنها پناه حیدر کرار فاطمه ست
حتی امید هرچه گنهکار فاطمه ست
از او خدا به خلقت انسان مدد گرفت
با آیه آیه سوره قرآن مدد گرفت
از جای پاش روضه رضوان مدد گرفت
از او امیر عالم امکان مدد گرفت
ذکر نبرد فاتح پیکار فاطمه ست
وقتی پناه داده به عالم پناه را
گفتند میخرد سر یک سوزن آه را
در دست خود گرفته پس او مهر و ماه را
سر کرد تا قواره چادر سیاه را
دیدیم ما که کعبه سیار فاطمه ست
تنها امیر شخص خدا در زمین علی ست
آن وعده ای که داده بهشت برین علی ست
تا روز حشر یکسره مسند نشین علی ست
درد است اگرچه باز که تنها ترین علی ست
اما برای درد علی یار فاطمه ست
زیباست بس که رنگ جهانِ علی و او
همسان شده ست پس ضربانِ علی و او
جانم فدای حکم و بیانِ علی و او
وقتی که نیست فرق میان علی و او
ذکر قیام فاطمه اینبار فاطمه ست
امشب به پای غصه حیدر سحر کنید
چشمان خویش را به غم آهسته ، تر کنید
آرام تر مباد کسی را خبر کنید
چشمان خیس ، گریه خب آرام تر کنید
چون بین خانه علی ، بیمار فاطمه ست
حیدر نگاه کرد غم او جوانه زد
حیدر به گیسوان یتیمانه شانه زد
طعنه به شوم چشمی اهل زمانه زد
هر صبح بوسه بر و دیوار خانه زد
وقتی که دید دست به دیوار فاطمه ست
ای چشم در عزای گل مصطفی بسوز
در غصه های بی سخن مجتبی بسوز
بشین و باز بر غم شیر خدا بسوز
امشب به ذوالفقار ید مرتضی بسوز
آتش بگیر «زخمی مسمار» فاطمه ست
هر صبح و شام هر نفس مادر آه شد
زهرا زمین که خورد علی بی پناه شد
آمد حرامزاده ترین ، سد راه شد
دنیا شبیه روی قشنگش سیاه شد
وقتی اسیر این همه آزار فاطمه ست
🔸شاعر:
#امیر_فرخنده
________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤8💔3
اشعار
ولادت حضرت زینب (س)
و شهادت حضرت زهرا (س)
با هشتگ های زیر در دسترس است
#ولادت_حضرت_زینب
#مرثیه_حضرت_زهرا
#فاطمیه
ولادت حضرت زینب (س)
و شهادت حضرت زهرا (س)
با هشتگ های زیر در دسترس است
#ولادت_حضرت_زینب
#مرثیه_حضرت_زهرا
#فاطمیه
👍6❤4
#حضرت_زینب #ولادت_حضرت_زینب
@shere_aeini
زیباترین آرایهها را تا نوشتیم
از وارثِ انسیة الحَورا نوشتیم
قطعاً به ما اذنِ نوشتن داده حیدر
این بار اگر از زینتِ بابا نوشتیم
همواره در بحثِ کرامت نامِ او را
همپایِ نامِ مجتبی هرجا نوشتیم
او زینب است و سورهیِ قدرِ حسین است
پس در غزل اِنّا و اَنزَلنا نوشتیم
شان و مقامش تا ابد مافوقِ درک است
ما قدرِ فهمِ اندکِ دنیا نوشتیم
گفتیم او دریایِ ایثار و صبوریست
او هست اقیانوس و ما دریا نوشتیم
از استقامتها و صبرِ بیبدیلَش
هرچند که ناچیز و کم، امّا نوشتیم
یا لَلعَجَب دیدیم که عیناً طلا شد
بر خاک، وقتی نامِ زینب را نوشتیم
طبقِ روایت قبلِ عَجِّل لِوَلیِّک
یا رَبَّنا بالزِّینَبِ الکُبری نوشتیم
از کربلا تا کوفه یا از کوفه تا شام
او دردها را دید و ما تنها نوشتیم
🔸شاعر:
#علی_گلچین_پور
============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
زیباترین آرایهها را تا نوشتیم
از وارثِ انسیة الحَورا نوشتیم
قطعاً به ما اذنِ نوشتن داده حیدر
این بار اگر از زینتِ بابا نوشتیم
همواره در بحثِ کرامت نامِ او را
همپایِ نامِ مجتبی هرجا نوشتیم
او زینب است و سورهیِ قدرِ حسین است
پس در غزل اِنّا و اَنزَلنا نوشتیم
شان و مقامش تا ابد مافوقِ درک است
ما قدرِ فهمِ اندکِ دنیا نوشتیم
گفتیم او دریایِ ایثار و صبوریست
او هست اقیانوس و ما دریا نوشتیم
از استقامتها و صبرِ بیبدیلَش
هرچند که ناچیز و کم، امّا نوشتیم
یا لَلعَجَب دیدیم که عیناً طلا شد
بر خاک، وقتی نامِ زینب را نوشتیم
طبقِ روایت قبلِ عَجِّل لِوَلیِّک
یا رَبَّنا بالزِّینَبِ الکُبری نوشتیم
از کربلا تا کوفه یا از کوفه تا شام
او دردها را دید و ما تنها نوشتیم
🔸شاعر:
#علی_گلچین_پور
============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤18
#حضرت_زینب #ولادت_حضرت_زینب
@shere_aeini
شاهبازِ طمعم باز عندلیبِ شیدا شد
یا که طوطیِ نُطقم طوطیِ شِکرخا شد
رَفرفِ خیالم رفت تا مقامِ «او أدنی»
یا بُراقِ عقلم را جا به عرشِ أعلی شد
مشتری شدم از جان مدحِ زهرهرویی را
منشیِ عطارد را خامهیِ عنبرآسا شد
گوهری نمایان شد از خزانهیِ غیبی
وز کتابِ لاریبی آیهای هویدا شد
از معانی بکرم زالِ چرخ شد واله
حُسنِ دخترِ فکرم باز در تجلی شد
یکهتازِ فکرت را باز شد دو تهِ زانو
تا به مدحت بانو همچو چرخ پویا شد
در حریمِ آن خاتون ره نیابد افلاطون
اسمِ اعظمِ مکنون رسمِ آن مُسمّی شد
اوست بانویِ مطلق در حرمسرایِ حق
بزمِ غیب را رونق آن جمالِ زیبا شد
برجِ عصمتِ کُبری دختِ زهرهیِ زهرا
کو به غُرّهیِ غَراء مهرِ عالمآرا شد
از فصاحتِ گفتار و ز ملاحتِ رفتار
سرِّ حیدرِ کرّار در وی آشکارا شد
گلشنِ امامت را گُلبُنِ کرامت بود
باغِ استقامت را رشکِ شاخِ طوبی شد
طورِ علمِ ربّانی، طورِ حُکمِ سبحانی
با کمالِ انسانی در جمالِ حورا شد
عقل بندهیِ کویش، عشق زندهیِ بویش
وامقِ مَهرویَش صد هزار عُذرا شد
عرش فرشِ درگاهش، پیشِ کرسیِ جاهش
در پناهِ خرگاهش کلُّ ما سِویالله شد
آسمان زمینبوسش، ماه شمعِ فانوسش
پردهدارِ ناموسش ساره بود و حوّا شد
کعبهالامانی بود، رُکنها الیمانی بود
مستجارِ جانی بود لیک اسیرِ اعدا شد
شد بر اشترِ عریان با دلی ز غم بریان
مهدِ عصمتش گریان ز انقلابِ دنیا شد
حُکم بر منایا داشت، مرکزِ بلایا گشت
قِبلهالبرایا بود، کعبهالرزایا شد
در سرادقِ عصمت، در حجابِ عزت بود
بیحجاب و بیخِرگه کوه و دشتپیما شد
شد عقیلهیِ عالم، رهسپارِ شامِ غم
چشمِ چشمهیِ زمزم خونفشان به بطحا شد
یکهشاهدِ وحدت، دختِ خسروِ اسلام
شمعِ محفلِ جمعی بدتر از نَصاریٰ شد
آنکه آستانش بود رشکِ جنّةالمأوی
همچو گنجِ شایانش در خرابه مأوی شد
🔸شاعر: #غروی_اصفهانی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
شاهبازِ طمعم باز عندلیبِ شیدا شد
یا که طوطیِ نُطقم طوطیِ شِکرخا شد
رَفرفِ خیالم رفت تا مقامِ «او أدنی»
یا بُراقِ عقلم را جا به عرشِ أعلی شد
مشتری شدم از جان مدحِ زهرهرویی را
منشیِ عطارد را خامهیِ عنبرآسا شد
گوهری نمایان شد از خزانهیِ غیبی
وز کتابِ لاریبی آیهای هویدا شد
از معانی بکرم زالِ چرخ شد واله
حُسنِ دخترِ فکرم باز در تجلی شد
یکهتازِ فکرت را باز شد دو تهِ زانو
تا به مدحت بانو همچو چرخ پویا شد
در حریمِ آن خاتون ره نیابد افلاطون
اسمِ اعظمِ مکنون رسمِ آن مُسمّی شد
اوست بانویِ مطلق در حرمسرایِ حق
بزمِ غیب را رونق آن جمالِ زیبا شد
برجِ عصمتِ کُبری دختِ زهرهیِ زهرا
کو به غُرّهیِ غَراء مهرِ عالمآرا شد
از فصاحتِ گفتار و ز ملاحتِ رفتار
سرِّ حیدرِ کرّار در وی آشکارا شد
گلشنِ امامت را گُلبُنِ کرامت بود
باغِ استقامت را رشکِ شاخِ طوبی شد
طورِ علمِ ربّانی، طورِ حُکمِ سبحانی
با کمالِ انسانی در جمالِ حورا شد
عقل بندهیِ کویش، عشق زندهیِ بویش
وامقِ مَهرویَش صد هزار عُذرا شد
عرش فرشِ درگاهش، پیشِ کرسیِ جاهش
در پناهِ خرگاهش کلُّ ما سِویالله شد
آسمان زمینبوسش، ماه شمعِ فانوسش
پردهدارِ ناموسش ساره بود و حوّا شد
کعبهالامانی بود، رُکنها الیمانی بود
مستجارِ جانی بود لیک اسیرِ اعدا شد
شد بر اشترِ عریان با دلی ز غم بریان
مهدِ عصمتش گریان ز انقلابِ دنیا شد
حُکم بر منایا داشت، مرکزِ بلایا گشت
قِبلهالبرایا بود، کعبهالرزایا شد
در سرادقِ عصمت، در حجابِ عزت بود
بیحجاب و بیخِرگه کوه و دشتپیما شد
شد عقیلهیِ عالم، رهسپارِ شامِ غم
چشمِ چشمهیِ زمزم خونفشان به بطحا شد
یکهشاهدِ وحدت، دختِ خسروِ اسلام
شمعِ محفلِ جمعی بدتر از نَصاریٰ شد
آنکه آستانش بود رشکِ جنّةالمأوی
همچو گنجِ شایانش در خرابه مأوی شد
🔸شاعر: #غروی_اصفهانی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤9
@shere_aeini
#حضرت_زینب #ولادت_حضرت_زینب
الا که مقدم تو مژده ی سعادت داشت
به خاک بوسی راهت فرشته عادت داشت
سلام بر تو که ماه جمادی الاول
ز جلوه ی تو به رخ هاله ی مسرّت داشت
سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت
سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی ات از حجاب زینت داشت
تو از همان شجر پاک عصمت آمده ای
که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت
تو دست پرور آن مادر گران قدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت
تو سر بر آینه ی سینه ای گذاشته ای
که بوسه گاه نبی بود و عطر جنت داشت
تو زیر سایه ی آن گلبُنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت
ندیده دیده ی تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت
چه بانویی که پس از دختر رسول الله
به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت
چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم تراز عصمت داشت
چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت
چه بانویی که به حد کمال در همه حال
اراده داشت، وفا داشت، عزم و همت داشت
چه بانویی که به هنگامه ی اسارت هم
وقار داشت، حیا داشت، شرم و عفت داشت
چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای هجرت داشت
چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت
چه بانویی که به خورشید خون گرفته ی عشق
به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت
دل تو بود پر از التهاب شوق حسین
که لحظه لحظه ی عمرت از این حکایت داشت
حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آن چه عاطفه و التفات و رأفت داشت
نبود حاجت بوسیدن گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجت داشت
حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت
چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت
«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت
هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد»
ستاره ی سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت
من و مکارم اخلاق زینبی هیهات
کجا برابر خورشید ذره جرأت داشت
تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
به دوش خسته ی خود کوهی از رسالت داشت
تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلت داشت
تو خطبه خواندی و در چهره ات تجسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت
پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح نوازت که رنگ محنت داشت
به هر بهانه به تفسیر انقلاب نشست
کلام روح فزایت که رنج غربت داشت
هلال یک شبه ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت
پس از زیارت خون سر تو از محمل
شفق طلوع نمی کرد اگر مروت داشت
شاعر : #محمدجواد_غفورزاده (شفق)
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زینب #ولادت_حضرت_زینب
الا که مقدم تو مژده ی سعادت داشت
به خاک بوسی راهت فرشته عادت داشت
سلام بر تو که ماه جمادی الاول
ز جلوه ی تو به رخ هاله ی مسرّت داشت
سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت
سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی ات از حجاب زینت داشت
تو از همان شجر پاک عصمت آمده ای
که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت
تو دست پرور آن مادر گران قدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت
تو سر بر آینه ی سینه ای گذاشته ای
که بوسه گاه نبی بود و عطر جنت داشت
تو زیر سایه ی آن گلبُنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت
ندیده دیده ی تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت
چه بانویی که پس از دختر رسول الله
به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت
چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم تراز عصمت داشت
چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت
چه بانویی که به حد کمال در همه حال
اراده داشت، وفا داشت، عزم و همت داشت
چه بانویی که به هنگامه ی اسارت هم
وقار داشت، حیا داشت، شرم و عفت داشت
چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای هجرت داشت
چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت
چه بانویی که به خورشید خون گرفته ی عشق
به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت
دل تو بود پر از التهاب شوق حسین
که لحظه لحظه ی عمرت از این حکایت داشت
حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آن چه عاطفه و التفات و رأفت داشت
نبود حاجت بوسیدن گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجت داشت
حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت
چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت
«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت
هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد»
ستاره ی سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت
من و مکارم اخلاق زینبی هیهات
کجا برابر خورشید ذره جرأت داشت
تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
به دوش خسته ی خود کوهی از رسالت داشت
تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلت داشت
تو خطبه خواندی و در چهره ات تجسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت
پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح نوازت که رنگ محنت داشت
به هر بهانه به تفسیر انقلاب نشست
کلام روح فزایت که رنج غربت داشت
هلال یک شبه ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت
پس از زیارت خون سر تو از محمل
شفق طلوع نمی کرد اگر مروت داشت
شاعر : #محمدجواد_غفورزاده (شفق)
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤20👍1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
ابری گریست بر سر شهر و نماند و رفت
از شعرهای چشم سپیدش نخواند و رفت
هجده بهار آمد و روی دل زمین
یک هاله از حریر بهشتی کشاند و رفت
او حسرتی به وسعت دریای قلب خود
زیر زبان زخم افق ها چشاند و رفت
بالی شکسته داشت ولی با امید گفت
عجل وفات و بال خودش را تکاند و رفت
بعد از وداع آرزویش در دل شبی
پشت سرش زمین و زمان را دواند و رفت
آن دلش برای حسینش گرفته بود
آن شب برای چشم سحر روضه خواند و رفت
🔸شاعر:
#محمد_نجاری
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
ابری گریست بر سر شهر و نماند و رفت
از شعرهای چشم سپیدش نخواند و رفت
هجده بهار آمد و روی دل زمین
یک هاله از حریر بهشتی کشاند و رفت
او حسرتی به وسعت دریای قلب خود
زیر زبان زخم افق ها چشاند و رفت
بالی شکسته داشت ولی با امید گفت
عجل وفات و بال خودش را تکاند و رفت
بعد از وداع آرزویش در دل شبی
پشت سرش زمین و زمان را دواند و رفت
آن دلش برای حسینش گرفته بود
آن شب برای چشم سحر روضه خواند و رفت
🔸شاعر:
#محمد_نجاری
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤5
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
هر چه که از الله اکبر میشود فهمید
آن قدر هم از قدر کوثر میشود فهمید
راه تقرب بودنش را بارهای بار
از دست بوسیِ پیمبر میشود فهمید
پس بیشتر باید توسل کرد این شب ها
به لیلة القدری که کمتر میشود فهمید
اینکه چرا قلب علی و بچه هایش سوخت
با یک نگاه ساده به در میشود فهمید
باید کمی آتش گرفت و سوخت در آتش
این داغ را اینگونه بهتر میشود فهمید
اینکه غلاف تیغ با دستش چه ها کرده
از حال و روز موی دختر میشود فهمید
سنگینی دستی که سیلی زد به رویش را
از دستمال بسته بر سر میشود فهمید
از کوچه که چیزی نمی گوید حسن اما
از چادر خاکی مادر میشود فهمید
یک دندگی زخم و درد دنده هایش را
از لاله های روی بستر میشود فهمید
این روزها بیرون خانه گریه کردن را
از چشم های سرخ حیدر میشود فهمید
با این سوال از خود شبم را صبح میکردم
جای مزارش را در آخر میشود فهمید؟!
وضعی که محسن داشت را در آخرین لحظه
از آخرین اوصاف اصغر میشود فهمید
🔸شاعر:
#گروه_یا_مظلوم
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
هر چه که از الله اکبر میشود فهمید
آن قدر هم از قدر کوثر میشود فهمید
راه تقرب بودنش را بارهای بار
از دست بوسیِ پیمبر میشود فهمید
پس بیشتر باید توسل کرد این شب ها
به لیلة القدری که کمتر میشود فهمید
اینکه چرا قلب علی و بچه هایش سوخت
با یک نگاه ساده به در میشود فهمید
باید کمی آتش گرفت و سوخت در آتش
این داغ را اینگونه بهتر میشود فهمید
اینکه غلاف تیغ با دستش چه ها کرده
از حال و روز موی دختر میشود فهمید
سنگینی دستی که سیلی زد به رویش را
از دستمال بسته بر سر میشود فهمید
از کوچه که چیزی نمی گوید حسن اما
از چادر خاکی مادر میشود فهمید
یک دندگی زخم و درد دنده هایش را
از لاله های روی بستر میشود فهمید
این روزها بیرون خانه گریه کردن را
از چشم های سرخ حیدر میشود فهمید
با این سوال از خود شبم را صبح میکردم
جای مزارش را در آخر میشود فهمید؟!
وضعی که محسن داشت را در آخرین لحظه
از آخرین اوصاف اصغر میشود فهمید
🔸شاعر:
#گروه_یا_مظلوم
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭2❤1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
هزار درد به دل ماند و نیست درمانی
خبر به شهر رسیده دگر نمیمانی؟!
نفس بگیر دوباره مرا صدا بزنی..
بگو علی و نجاتم بده ز حیرانی..
من از تو دستشکسته که نان نخواسته ام
قرار بود که دستاس را نچرخانی..
ببخش فاطمه من بودم و زدند تورا
چه ضربه ها که نخورد آیه های قرآنی!
بلند شو ز لباسم غبار را بتکان..
سحر درست کن از شام تار ظلمانی
بخند فاطمه جانم..شبیه قبل بخند..
بخند و حال مرا خوب کن به آسانی
به فکر یک کفن و قبر باش بهر علی
اگر به زندگی ات نیست میل چندانی
🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
هزار درد به دل ماند و نیست درمانی
خبر به شهر رسیده دگر نمیمانی؟!
نفس بگیر دوباره مرا صدا بزنی..
بگو علی و نجاتم بده ز حیرانی..
من از تو دستشکسته که نان نخواسته ام
قرار بود که دستاس را نچرخانی..
ببخش فاطمه من بودم و زدند تورا
چه ضربه ها که نخورد آیه های قرآنی!
بلند شو ز لباسم غبار را بتکان..
سحر درست کن از شام تار ظلمانی
بخند فاطمه جانم..شبیه قبل بخند..
بخند و حال مرا خوب کن به آسانی
به فکر یک کفن و قبر باش بهر علی
اگر به زندگی ات نیست میل چندانی
🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤8😭7👍1
اشعار ایام شهادت حضرت زهرا (س)
با هشتگ های زیر در دسترس است
#حضرت_زهرا (س)
#مرثیه_حضرت_زهرا (س)
#فاطمیه
با هشتگ های زیر در دسترس است
#حضرت_زهرا (س)
#مرثیه_حضرت_زهرا (س)
#فاطمیه
❤6
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
درد داری، دست بر بازو بگیر اما بمان
پیش چشمم دست بر پهلو بگیر اما بمان
من که میدانم برایت راه رفتن مشکل است
باشد اصلاً دست بر زانو بگیر اما بمان
گرچه سختی میکشی در خانه، باشد کار کن
فضه را بنشان و خود جارو بگیر اما بمان
با غروبت خانهام تاریک شد، لطفاً نرو
مثل شمعی نیمه جان سوسو بگیر اما بمان
غربت من گرچه سنگین است روی شانهات
با غم تنهایی من خو بگیر اما بمان
چهره میپوشانی از من، گرچه دلخونم ولی
جان حیدر! هر شب از من رو بگیر اما بمان
🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
درد داری، دست بر بازو بگیر اما بمان
پیش چشمم دست بر پهلو بگیر اما بمان
من که میدانم برایت راه رفتن مشکل است
باشد اصلاً دست بر زانو بگیر اما بمان
گرچه سختی میکشی در خانه، باشد کار کن
فضه را بنشان و خود جارو بگیر اما بمان
با غروبت خانهام تاریک شد، لطفاً نرو
مثل شمعی نیمه جان سوسو بگیر اما بمان
غربت من گرچه سنگین است روی شانهات
با غم تنهایی من خو بگیر اما بمان
چهره میپوشانی از من، گرچه دلخونم ولی
جان حیدر! هر شب از من رو بگیر اما بمان
🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤21😭5
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
پایم زمان پاشدنم تیر می کِشد
جوری مرا زدن، بدنم تیر می کِشد
این دردِ سینه، سخت مرا خسته کرده است
با هر نفس، تمام تنم تیر می کِشد*
از بعدِ کوچه، فاطمه لکنت گرفته است
با هر تکلّمی، دهنم تیر می کِشد
با دیدنِ مغیره، حسن لرز می کند
دانم که سینهی حسنم، تیر می کِشد
می خواستم که شستشوی این بدن کنم
دستی به زخم تا بزنم تیر می کِشد
🔸شاعر:
#محمود_اسدی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
پایم زمان پاشدنم تیر می کِشد
جوری مرا زدن، بدنم تیر می کِشد
این دردِ سینه، سخت مرا خسته کرده است
با هر نفس، تمام تنم تیر می کِشد*
از بعدِ کوچه، فاطمه لکنت گرفته است
با هر تکلّمی، دهنم تیر می کِشد
با دیدنِ مغیره، حسن لرز می کند
دانم که سینهی حسنم، تیر می کِشد
می خواستم که شستشوی این بدن کنم
دستی به زخم تا بزنم تیر می کِشد
🔸شاعر:
#محمود_اسدی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤5
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
در بستری و خسته ای و بی قراری
حتی توان رو گرفتن هم نداری
این نامسلمانان چه ها کردند با تو
یا مثل پاییزی ، یا ابر بهاری...
جز سایه از تو بیشتر چیزی نمانده
این سایه را کاش از سر ما برنداری
با من بمان در روز گار سرد یثرب
هرچند غرق درد و رنج بی شماری
رنگ خوشی از خانه ما رخت بسته
چندیست با اندوه و ماتم همجواری
شرمنده ای که کار خانه لنگ مانده
در دامنت گلهای سرخ و سبز داری
روزی که لبخندت بهار خانه ام شد
باور نمی کردم مرا تنها گذاری
دیوارهای شهر با من حرف دارند
هر گوشه اش دارد برایم یادگاری
از ندبه هایت یک مدینه ناله دارد
زخمی ِدست مردم ناسازگاری
ریحانه باغ نبی سر منزل عشق
تو باعث فتح الفتوح ذوالفقاری
طفلان به دور بسترت گرم نوازش
ای مادر خورشید ای باران جاری
وقتی در آن دم گفتی از دفن شبانه
آتش به جانم زد شرار بیمزاری
🔸شاعر:
؟؟؟؟
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
در بستری و خسته ای و بی قراری
حتی توان رو گرفتن هم نداری
این نامسلمانان چه ها کردند با تو
یا مثل پاییزی ، یا ابر بهاری...
جز سایه از تو بیشتر چیزی نمانده
این سایه را کاش از سر ما برنداری
با من بمان در روز گار سرد یثرب
هرچند غرق درد و رنج بی شماری
رنگ خوشی از خانه ما رخت بسته
چندیست با اندوه و ماتم همجواری
شرمنده ای که کار خانه لنگ مانده
در دامنت گلهای سرخ و سبز داری
روزی که لبخندت بهار خانه ام شد
باور نمی کردم مرا تنها گذاری
دیوارهای شهر با من حرف دارند
هر گوشه اش دارد برایم یادگاری
از ندبه هایت یک مدینه ناله دارد
زخمی ِدست مردم ناسازگاری
ریحانه باغ نبی سر منزل عشق
تو باعث فتح الفتوح ذوالفقاری
طفلان به دور بسترت گرم نوازش
ای مادر خورشید ای باران جاری
وقتی در آن دم گفتی از دفن شبانه
آتش به جانم زد شرار بیمزاری
🔸شاعر:
؟؟؟؟
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
می زنم جار که غمخوار فقط فاطمه است
تا ابد ماه شب تار فقط فاطمه است
دشمن ما همه دنیا بشود یا نشود
غم نداریم اگر یار فقط فاطمه است
بانویی که نظرش علت آرامش ما
شده در لحظه ی دشوار فقط فاطمه است
آن که وقتی ز کسی کار نیاید اصلا
وا نماید گره از کار فقط فاطمه است
آن که بر مردم عالم ، همه دم خیر رساند
چه به خلوت چه به انظار فقط فاطمه است
دست پرورده ی زهراست اباعبدالله
تا ابد مادر احرار فقط فاطمه است
محرم و مادر و عمخوار حسن نصرالله
قبله ی قاسم ِ سردار فقط فاطمه است
عشق حیدر نشود قسمت هر بی سر و پا
عاشق حیدر کرار فقط فاطمه است
همه دیدند که او یک تنه شد لشکر حق
همه دیدند علمدار فقط فاطمه است
🔸شاعر:
#محمد_حسین_رحیمیان
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
می زنم جار که غمخوار فقط فاطمه است
تا ابد ماه شب تار فقط فاطمه است
دشمن ما همه دنیا بشود یا نشود
غم نداریم اگر یار فقط فاطمه است
بانویی که نظرش علت آرامش ما
شده در لحظه ی دشوار فقط فاطمه است
آن که وقتی ز کسی کار نیاید اصلا
وا نماید گره از کار فقط فاطمه است
آن که بر مردم عالم ، همه دم خیر رساند
چه به خلوت چه به انظار فقط فاطمه است
دست پرورده ی زهراست اباعبدالله
تا ابد مادر احرار فقط فاطمه است
محرم و مادر و عمخوار حسن نصرالله
قبله ی قاسم ِ سردار فقط فاطمه است
عشق حیدر نشود قسمت هر بی سر و پا
عاشق حیدر کرار فقط فاطمه است
همه دیدند که او یک تنه شد لشکر حق
همه دیدند علمدار فقط فاطمه است
🔸شاعر:
#محمد_حسین_رحیمیان
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤5
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
در بین گیرودار زمینخورد فاطمه
ای وای روزگار ، زمین خورد فاطمه
چشمان بغض دار علی داد میکشید
قنفذ برو کنار ، زمینخورد فاطمه
بر بازویش زدند علی را رها نکرد
دق کرد ذوالفقار ، زمین خورد فاطمه
با هر غلاف خورد زمین و بلند شد
یعنی هزار بار زمین خورد فاطمه
در ضربه ای به پهلوی او زد که بعد از آن
سه ماه آزگار زمین خورد فاطمه
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
در بین گیرودار زمینخورد فاطمه
ای وای روزگار ، زمین خورد فاطمه
چشمان بغض دار علی داد میکشید
قنفذ برو کنار ، زمینخورد فاطمه
بر بازویش زدند علی را رها نکرد
دق کرد ذوالفقار ، زمین خورد فاطمه
با هر غلاف خورد زمین و بلند شد
یعنی هزار بار زمین خورد فاطمه
در ضربه ای به پهلوی او زد که بعد از آن
سه ماه آزگار زمین خورد فاطمه
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
دستی که باشد بی برابر دست زهراست
دستی که بوسیده پیمبر دست زهراست
مشکل گشای کار عالم دست حیدر
مشکل گشای کار حیدر دست زهراست
غم نیست هر چه دشمنان هم دست گردند
وقتی برای شیعه یاور دست زهراست
بی خود به دنبال کس دیگر نگردید
راه نجات ما فقط در دست زهراست
گرچه گناهکارم ولی امیدوارم
کار شفاعت روز محشر دست زهراست
دستی که بسته دست و پای ظالمان را
دستی که بر ما داده باور دست زهراست
گاهی میان کوچه و گاهی به محراب
دستی که محشر کرده محشر دست زهراست
دستی که واکرده در آن غوغا طناب از
دست ولی الله اکبر دست زهراست
چل تن که دارد جای خود گردد زمین گیر
حتی چهل لشکر، علم گر دست زهراست
🔸شاعر:
#محمد_حسین_رحیمیان
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
دستی که باشد بی برابر دست زهراست
دستی که بوسیده پیمبر دست زهراست
مشکل گشای کار عالم دست حیدر
مشکل گشای کار حیدر دست زهراست
غم نیست هر چه دشمنان هم دست گردند
وقتی برای شیعه یاور دست زهراست
بی خود به دنبال کس دیگر نگردید
راه نجات ما فقط در دست زهراست
گرچه گناهکارم ولی امیدوارم
کار شفاعت روز محشر دست زهراست
دستی که بسته دست و پای ظالمان را
دستی که بر ما داده باور دست زهراست
گاهی میان کوچه و گاهی به محراب
دستی که محشر کرده محشر دست زهراست
دستی که واکرده در آن غوغا طناب از
دست ولی الله اکبر دست زهراست
چل تن که دارد جای خود گردد زمین گیر
حتی چهل لشکر، علم گر دست زهراست
🔸شاعر:
#محمد_حسین_رحیمیان
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3💔2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت
یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربهای زد به در خانه و در را انداخت
آتشی را به در خانه ی آب آورد و
بین دیوار و درِ سوخته دعوا انداخت
ضربهی پای در و بی ادبیهای غلاف
بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت
گره انداخت به کار همه دنیا؛ آنکه
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت
در قیامت جلوی چشم همه میاُفتد
آنکه در کوچه تورا بین تماشا انداخت
🔸شاعر:
#محمد_حسن_بیات_لو
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت
یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربهای زد به در خانه و در را انداخت
آتشی را به در خانه ی آب آورد و
بین دیوار و درِ سوخته دعوا انداخت
ضربهی پای در و بی ادبیهای غلاف
بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت
گره انداخت به کار همه دنیا؛ آنکه
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت
در قیامت جلوی چشم همه میاُفتد
آنکه در کوچه تورا بین تماشا انداخت
🔸شاعر:
#محمد_حسن_بیات_لو
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم
گاه میگریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم
تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن
من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم
گفتم امشب درد پهلویت اذیت میکند
یک تکان خوردی و گفتی آه عادت میکنم
غصهی همسایههای بی وفایت را نخور
من خودم جای همه از تو عیادت میکنم
فضه بعد از ماجرای محسن افسرده شده
کار اگر داری صدایم کن اجابت میکنم
از در این خانه بیرون میکشم مسمار را
گرچه یک کم دیر دارم رفع زحمت میکنم
من گذشتم از خودم تو هم بیا بگذر نرو
به همین جسم نحیفت هم قناعت میکنم
بی تو زهرا جان نماز من فرادا میشود
بی تو در محراب هم احساس غربت میکنم
ای ضریح لطمه خورده میروی از خانه ام
کربلا اما تو را روزی زیارت میکنم
بر سر جسم مقطع ، بین گودال حسین
با بنیَّ های تو ذکر مصیبت میکنم
تو کمک بر رأس های رفته بر نی میکنی
من کمک بر دختران در اسارت میکنم
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم
گاه میگریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم
تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن
من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم
گفتم امشب درد پهلویت اذیت میکند
یک تکان خوردی و گفتی آه عادت میکنم
غصهی همسایههای بی وفایت را نخور
من خودم جای همه از تو عیادت میکنم
فضه بعد از ماجرای محسن افسرده شده
کار اگر داری صدایم کن اجابت میکنم
از در این خانه بیرون میکشم مسمار را
گرچه یک کم دیر دارم رفع زحمت میکنم
من گذشتم از خودم تو هم بیا بگذر نرو
به همین جسم نحیفت هم قناعت میکنم
بی تو زهرا جان نماز من فرادا میشود
بی تو در محراب هم احساس غربت میکنم
ای ضریح لطمه خورده میروی از خانه ام
کربلا اما تو را روزی زیارت میکنم
بر سر جسم مقطع ، بین گودال حسین
با بنیَّ های تو ذکر مصیبت میکنم
تو کمک بر رأس های رفته بر نی میکنی
من کمک بر دختران در اسارت میکنم
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
نمیخوام زیاد اذیتت کنم
علی جان میخوام وصیتت کنم
اگه تو این شب پر سوز گداز...
به تو گفتم که برام تابوت بساز...
دوس ندارم موقع تشییع من...
که میرم رو شونهی ابالحسن...
غصهمو ستارهی شب بخوره
غم لاغریمو زینب بخوره
اگه گفتم زیر بغض آسمون...
دل شب خودت برام نماز بخون...
به خدا دوس ندارم ابالحسن !
یه موقع سر نماز دفن من...
توی جمعیت دلت وقتی پره
یه دفه چشات به قنفذ بخوره
سر صف دلت به غربت بزنه
با نگاش مغیره طعنهت بزنه
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
نمیخوام زیاد اذیتت کنم
علی جان میخوام وصیتت کنم
اگه تو این شب پر سوز گداز...
به تو گفتم که برام تابوت بساز...
دوس ندارم موقع تشییع من...
که میرم رو شونهی ابالحسن...
غصهمو ستارهی شب بخوره
غم لاغریمو زینب بخوره
اگه گفتم زیر بغض آسمون...
دل شب خودت برام نماز بخون...
به خدا دوس ندارم ابالحسن !
یه موقع سر نماز دفن من...
توی جمعیت دلت وقتی پره
یه دفه چشات به قنفذ بخوره
سر صف دلت به غربت بزنه
با نگاش مغیره طعنهت بزنه
🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
بیا ای تمام کَس و کار من
شفای نفس های تب دار من
بیا تا کمی گریه از غم کنیم
کمی داغ این شعله را کم کنیم
کنارم بیا تا نگاهت کنم
پریشان شدی..رو به راهت کنم
برای تو نان پخته ام مرد من
کمک کرده خیلی به مادر،حسن
بمیرم..نبینم تورا اینچنین
بمیرم علی جان که خوردی زمین
به جان خودت حال من بهتر است
تو هستی و احوال من بهتر است
بمیرم که بغض اینقدَر کرده ای
تو با گریه شب را سحر کرده ای
تورا احترامت نکرده کسی؟
ببینم سلامت نکرده کسی؟
به جای همه من فدایت علی
بمیرم الهی برایت علی
نبینم پریشان شده موی تو
نبینم که درهم شده روی تو
عزیزم تو آقای این خانه ای
بیا تا به مویت زنم شانه ای
اگرچه به مهر تو دل بسته ام
به جان تو از زندگی خسته ام
فدائیِ تو در مدینه منم
به زودی از این خانه پر می زنم
قرار من و تو علی کربلا
حسینم بماند زیر دست و پا
الهی بمیرم برای حسین
برای غم کربلای حسین
ز بی جانی اش دست و پا می زند
بمیرم که من را صدا می زند
🔸شاعر:
#آرمان_صائمی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
بیا ای تمام کَس و کار من
شفای نفس های تب دار من
بیا تا کمی گریه از غم کنیم
کمی داغ این شعله را کم کنیم
کنارم بیا تا نگاهت کنم
پریشان شدی..رو به راهت کنم
برای تو نان پخته ام مرد من
کمک کرده خیلی به مادر،حسن
بمیرم..نبینم تورا اینچنین
بمیرم علی جان که خوردی زمین
به جان خودت حال من بهتر است
تو هستی و احوال من بهتر است
بمیرم که بغض اینقدَر کرده ای
تو با گریه شب را سحر کرده ای
تورا احترامت نکرده کسی؟
ببینم سلامت نکرده کسی؟
به جای همه من فدایت علی
بمیرم الهی برایت علی
نبینم پریشان شده موی تو
نبینم که درهم شده روی تو
عزیزم تو آقای این خانه ای
بیا تا به مویت زنم شانه ای
اگرچه به مهر تو دل بسته ام
به جان تو از زندگی خسته ام
فدائیِ تو در مدینه منم
به زودی از این خانه پر می زنم
قرار من و تو علی کربلا
حسینم بماند زیر دست و پا
الهی بمیرم برای حسین
برای غم کربلای حسین
ز بی جانی اش دست و پا می زند
بمیرم که من را صدا می زند
🔸شاعر:
#آرمان_صائمی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
جهان روشن از طلعت فاطمه است
کلام خدا ، صحبت فاطمه است
سر سفرهها ، برکت فاطمه است
کس و کار ما حضرت فاطمه است
تو در عشق ، پیغمبری می کنی
برای همه مادری می کنی
تو هستی تمامی هستِ پدر
غم تو دلیل شکست پدر
همین که نشستی ، نشسته پدر
عبا را تو دادی به دستِ پدر
نخ چادرت ، رخت احرام بود
نبی در کنار تو آرام بود
چه توحید نابیست در پند تو
کلید بهشت است لبخند تو
به پیشانی ماست سربند تو
پسرهای ما نذر فرزند تو
همه نوکر جاننثار توایم
گدایان ایل و تبار توایم
وجود تو در اوج شب ، ماه شد
مسیر خدا با تو کوتاه شد
حضور تو فانوس این راه شد
یدالله با تو یدالله شد
تو جام غدیرِ خُم آورده ای
تو ما را مُرید علی کرده ای
علی ، فاطمه هست و زهرا ، علی
شده ذکر یا فاطمه ، یا علی
رسیدیم با فاطمه تا علی
به زهرا سپرده حرم را علی!
پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم
به همراه مادر ، نجف می رویم
غلام علی ، قنبر فاطمه است
علیدوست در لشکر فاطمه است
تمام وطن ، محضر فاطمه است
که این مملکت ، کشور فاطمه است
به لطف تو یکتاپرستیم ما
سر جانمازت نشستیم ما
غمت شعله بود و به گلزار خورد
گُذارت به بُنبَستِ اغیار خورد
مسیرت به یک پستِ غَدّار خورد
چُنان زد ، سر تو به دیوار خورد
حسن دید سیلی به صورت نشست
گمانم دوتا گوشواره شکست
همین که پر تو زمینگیر شد
دل آینه مات تکثیر شد
پسر خواست مانع شود ، دیر شد
بمیرم! حسن یکشبه پیر شد
غم مجتبی ، زخمِ ملموس نیست
کُشندهتر از داغ ناموس ، نیست
🔸شاعر:
#بردیا_محمدی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
جهان روشن از طلعت فاطمه است
کلام خدا ، صحبت فاطمه است
سر سفرهها ، برکت فاطمه است
کس و کار ما حضرت فاطمه است
تو در عشق ، پیغمبری می کنی
برای همه مادری می کنی
تو هستی تمامی هستِ پدر
غم تو دلیل شکست پدر
همین که نشستی ، نشسته پدر
عبا را تو دادی به دستِ پدر
نخ چادرت ، رخت احرام بود
نبی در کنار تو آرام بود
چه توحید نابیست در پند تو
کلید بهشت است لبخند تو
به پیشانی ماست سربند تو
پسرهای ما نذر فرزند تو
همه نوکر جاننثار توایم
گدایان ایل و تبار توایم
وجود تو در اوج شب ، ماه شد
مسیر خدا با تو کوتاه شد
حضور تو فانوس این راه شد
یدالله با تو یدالله شد
تو جام غدیرِ خُم آورده ای
تو ما را مُرید علی کرده ای
علی ، فاطمه هست و زهرا ، علی
شده ذکر یا فاطمه ، یا علی
رسیدیم با فاطمه تا علی
به زهرا سپرده حرم را علی!
پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم
به همراه مادر ، نجف می رویم
غلام علی ، قنبر فاطمه است
علیدوست در لشکر فاطمه است
تمام وطن ، محضر فاطمه است
که این مملکت ، کشور فاطمه است
به لطف تو یکتاپرستیم ما
سر جانمازت نشستیم ما
غمت شعله بود و به گلزار خورد
گُذارت به بُنبَستِ اغیار خورد
مسیرت به یک پستِ غَدّار خورد
چُنان زد ، سر تو به دیوار خورد
حسن دید سیلی به صورت نشست
گمانم دوتا گوشواره شکست
همین که پر تو زمینگیر شد
دل آینه مات تکثیر شد
پسر خواست مانع شود ، دیر شد
بمیرم! حسن یکشبه پیر شد
غم مجتبی ، زخمِ ملموس نیست
کُشندهتر از داغ ناموس ، نیست
🔸شاعر:
#بردیا_محمدی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3