اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

علی پناه همه خلق و تو پناه علی
میان کوچه تویی یک تنه سپاه علی

علی کنار تو قد راست می کند یعنی
وجود حضرت تان بوده تکیه گاه علی

حکایت تو و حیدر، حکایت عشق است
علی برای تو خورشید شد، تو ماه علی

همین یکی دو سه روزه نبوده قصۀ عشق
به سمت فاطمه بود از ازل نگاه علی

اگر چه راه هدایت، صراط صدق علی ست
همیشه سمت تو بوده مسیر و راه علی

میان شعله و آتش به فکر حیدر بود
نگفت: آهِ دل من، که گفت: آهِ علی

چراغ خانه ی حیدر! بیا و رحمی کن
به ناله های علی، به شب سیاه علی

علی کنار تو جان می دهد، نه در کوفه
نجف که نیست، مدینه است بارگاه علی

🔸شاعر:
#حسین_ایزدی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
#دوبیتی_و_رباعی
@shere_aeini

دستم اگر شکست به پای علی شکست
بالم اگر شکست فدای علی ... شکست

من محو مرتضایم و فرقی نمی کند
اصلا کدام دست برای علی شکست

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

سرنوشت آن گل پرپر نمی‌دانم چه شد
شرح این خون‌گریه را آخر نمی‌دانم چه شد

احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود
آن سفارش‌های پیغمبر نمی‌دانم چه شد

روزگاری مرغ عشقی این حوالی خانه داشت
آشیانش سوخت، بال و پر نمی‌دانم چه شد

چند نامرد آمدند و هیزمی آماده شد
«در» که کلاً سوخت، میخ در نمی‌دانم چه شد

بعد از آن سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید
حالت گلبرگ نیلوفر نمی‌دانم چه شد

شد فدک سیراب از سرچشمه‌ی پهلوی او
لاله‌های رسته بر بستر نمی‌دانم چه شد

دست‌های شوهرش زخمی شد از ردّ طناب
ریسمان بر گردن حیدر نمی‌دانم چه شد

هیچ کس قبر شریفش را نمی‌داند کجاست
آخرِ این قصه را دیگر نمی‌دانم چه شد

🔸شاعر:
#عباس_احمدی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

حیدر و هرکس داره بی نیازه
عالمیه عالم بی نیازی ...
نه ساله من چیزی ازت نخواستم
الان میخوام تابوتمو  بسازی

بهت نگفتم چرا رو گرفتم
به غیرتت بر نخوره عزیزم
از رو لباسم منو غسل بدی کاش
پیکرم از زخمه پره عزیزم ...

مرگم رو خواستم با دله شکسته
خدا هم این حاجتو زود بهم داد
النگوهامو به فقیرا دادم ...
غلاف یه دستبند کبود بهم داد

وصیتای فاطمه زیاد نیست
خبر دارم آخه دل تو خونه
تابوتمو یه کم هلال درست کن
کسی نبینه قامتم کمونه ....

از پر کاه سبکترم  می خواستم
به شونه هات فشار نیاره جسمم
ببخش اگه موقع غسلم علی
اشک چشاتو در میاره جسمم ...

دستای من بالا نمیاد امروز
مشکل دست منو حل کن علی
دلش برای بغلام تنگ نشده
دخترمو به جام بغل کن علی

بالا سر حسین شبا آب بزار
شونه ی موهای سرش با زینب ...
بوسه گرفتن از چشاش با توئه 
بوسه ی زیر حنجرش با زینب ....

🔸شاعر:
#ناصر_دودانگه

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

امشب شفا بگرفته بیمار مدینه
خاموش شد شمع شب تار مدینه

امشب کتاب عمر زهرا بسته گردد
بغض گلوگیر علی آهسته گردد

امشب به چشم کودکان غم حجله بسته
غمهای عالم بر دل مولا نشسته

امشب صدای گریه ی زهراست خاموش
زینب سیه پوشیده و زهرا کفن پوش

امشب خدا داند که بر مولا چه بگذشت
بر باغبان از غربت گلها چه بگذشت

امشب مدینه در سکوت غم فرو رفت
یک لاله ی پرپر ز باغ آرزو رفت

🔸شاعر:
#محمد_نعیمی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

تنهاترین مظلوم تاریخم کنارم باش
تنها طرفدارم تو بودی آخر افتادی
این‌روزها مجروح جنگ غربتم برخیز
آه ای طبیب من چرا در بستر افتادی

قدری کنارم باش ای رنجیده از دنیا
کی من به دوری تو عادت می‌کنم زهرا
از بی‌ملاقاتی مشو غمگین خودم هر روز
جای همه از تو عیادت می‌کنم زهرا

تو شاه‌بانوی بهشتی پس بگو از من
کی قصری از فیروزه و یاقوت می‌خواهی
از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان
حالا که چیزی خواستی تابوت می‌خواهی؟

حس میکنم آرام جانم رفتنی هستی
دست تو را در دست خود هر بار می‌گیرم
دیروز اگر تو می‌گرفتی دست بر دیوار
حالا منم که دست بر دیوار می‌گیرم

🔸شاعر:
#سید_میلاد_حسنی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

از این آتش زدن هرگز تن زهرا نمیسوزد
که مادر جز برای غربت بابا نمیسوزد

زدند آتش در این خانه را اما نفهمیدند
که با آتش زدن هرگز تن دریا نمیسوزد

خود آتش هم از این غصه دارد شعله میگیرد
که دارد بالهای زخمی پروانه میسوزد

همین آتش ولی از چشم تو دستور میگیرد
اگر امروز می سوزد اگر فردا نمیسوزد

کسی که سوخت از داغت در این دنیا بدون شک
در آن دنیا نمیسوزد در آن دنیا نمیسوزد

🔸شاعر:
#علی_نقیب

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

زهرا مگیر از حرمم آفتاب را
بر چهره ات مبند عزیزم نقاب را

شرمنده ام که پای غریبیِ مرتضی
کردی تحمل این همه رنج و عذاب را

دیدی فراریان اُحد با چه کینه ای
بستند دور گردن و دستم طناب را

لعنت بر آن که با لگدی فتح باب کرد
با که بگویم آخرِ این فتح باب را

در خانه ام زدند زنم را مقابلم
زهرا حلال کن، منِ خانه خراب را

سوزاند آن که غنچه ی نشکفته ی مرا
خواهد چشید آتش یوم الحساب را

زینب کنار بسترت از حال رفته است
از بس که خوانده سوره ی اُم الکتاب را

فهمیدم از نفس زدنت، درد پهلویت...
از پلک تار و بی رمقت برده خواب را

ریحانه ی مجلله و سرو قامتم
بیچاره کرده قد خمت، بوتراب را

حالا دگر سفارش تابوت می دهی؟!
بغضم شکسته، فاطمه کم کن شتاب را

هر شب حسین تشنه لب از خواب می پرد
بگذار بازهم به برش ظرف آب را

🔸شاعر:
#محمد_جواد_شیرازی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

امید جان خسته ام، ازبرمن سفرمکن
بمان به پیش من مرو، مرا توخونجگرمکن

بی تو غریب وبی کسم ، مرومرو هم نفسم
آتش سینه ی مرا ، بیا وشعله ور مکن

میان سوزو ساز خود، به چشم نیمه باز خود
به یاد محسنت دگر ، نظر به سوی درمکن

زدل که آه می کشی، مرا زغصه می کُشی
نثار قلب وجان من، زآه خود شررمکن

روح من وروان من، سوخت چوشمع جان من
برای غُربت  علی گریه تواز جگر مکن

صبرمن وقرار من، دلبرو غم گسار من
به سوگ وهجرروی خود، مرا تونوحه گر مکن

بین حصار دردوغم، زسنگ هجران والم
توای شکسته بال من، مرا شکسته پرمکن

تو گفته ای که یاعلی ، مراکفن نما ولی
نگفته ای که بررُخ کبود من نظر مکن

غم دلت نهفته ای، شب وداع گفته ای
هیچ کسی راتو علی، زتربتم خبرمکن
 
«وفایی» شکسته دل ، که گشته ای زمن خجل
جز به عزای فاطمه، زاشک دیده ترمکن

🔸شاعر:
#سید_هاشم_وفایی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
#دوبیتی_و_رباعی
@shere_aeini

با دیده‌ی تر به «در» نظر دوخت علی
از آتش جهلشان بر افروخت علی

باهر نفسی که فاطمه «آه» کشید
چون شمع شد و آب شد و سوخت علی

#مجتبی_عسکری

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
💔2😭2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
#دوبیتی_و_رباعی
@shere_aeini

#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

هی پیش کمال کوه از کاه بگو
از راه خلیفه های گمراه بگو

راضی نشده فاطمه از او ، حالا
هی تو پسِ نامش رضی الله بگو

#امیر_فرخنده

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍3❤1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

آخر چه کنم تا به پرت خار نگیرد؟!
پهلوی تو خون ریزی بسیار نگیرد

در چند نفس پخش کن این یک نفست را!
تا پیرهنت حالت گلدار نگیرد..

به فکر خودت باش که این دسته دستاس
از دست ورم کرده ی تو کار نگیرد..

خون مردگی چشم تو درمان که ندارد
پس گریه نکن!تاری بسیار نگیرد..

یک ذره تکان خوردن تو فاجعه ساز است
آرام بمان! پهلویت این بار نگیرد..

دیشب سر سجاده دعای حسن این بود
که مادر من دست به دیوار نگیرد..

مادر شدنت را به لگد از تو گرفتند..
ای کاش کسی حسرت دیدار نگیرد..

نجار بنا بود که بی میخ بسازد..
تا عمر مرا این در و مسمار نگیرد

برخیز که یک شهر به این خانه نخندند
به سوختن پیکر پروانه نخندند..

🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

لگدی سخت به در خورد نباید میخورد..
چوبه ی در به‌ کمر خورد نباید میخورد

فاطمه تکیه به در زد که نباید میزد..
میخ محکم به پسر خورد نباید میخورد

من ازین دست به دیوار شدن فهمیدم
نوک شلاق به سر خورد نباید میخورد

چادر خاکی زهرا به همه میگوید
ضربه ازچند نفر خورد نباید میخورد

نیمِ صورت ورم و نیمِ دیگر زخم شده
بانوی خانه نظر خورد نباید میخورد

🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

هزار بار شکستند رکن مولا را
یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را

همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد
سیاه دید علی روی آسمان‌ها را

کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا
خدا گواست که کشتند مادر ما را

فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود
روا نبود ببندند دست مولا را

هزار مرتبه نفرین بر آن ستم‌گستر
که کشت حامی تنها امام تنها را

برای مادر سادات گریه منع شده
که بهر گریه گرفته‌است راه صحرا را

علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی
شرار تابش خورشید و سوز گرما را

کنار سایۀ نخلی در آفتاب گریست
شب از عناد بریدند نخل خرما را

رواست عالمیان جان دهند از این غصه
که جای پنجۀ دیو است روی حورا را

قسم به سورۀ یاسین و هل‌اتی میثم
که پیش چشم علی می‌زدند طاها را

🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

منصوره‌ی عرشی ولی انصار نداری
یار همه هستی و خودت یار نداری

ناجی خلیلی و خودت خاطره‌ی خوش
از آتش و دود و در و دیوار نداری

سکان سماوات به هم ریخته ، چون تو
نای به لب آوردن اذکار نداری

در سینه رد میخ در سوخته داری
در چشم ولی مثل علی خار نداری

سنگینی داغ تو شکسته‌ست علی را
هرچند سبک‌تر شدی و بار نداری

افتادی و الجار تماشای تو کردند
پشت در این دار به جز نار نداری

دیدم‌ که به زیر لگد و سیلی و شلاق
با هیچ‌کسی غیر علی کار نداری

هرچند شده وارث تو زینبت اما
پیشانی زخمی سر بازار نداری

🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭5❤4
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

بی‌تو چه کند مولا؟ یا فاطمة الزهرا
افتاده علی از پا، یا فاطمة الزهرا

وقت است که از رحمت، دستی ز علی گیری
افتاده ز پا مولا، یا فاطمة الزهرا

بعد از تو علی، از پای افتاد و به غم خو کرد
با خانه‌نشینی‌ها، یا فاطمة الزهرا...

چون محرم رازی نیست، با چاه سخن گوید
تنهاست علی، تنها، یا فاطمة الزهرا...

بر خرمن جانِ او، چون شعله شرر می‌زد
می‌ریخت چو آب اسما، یا فاطمة الزهرا...

هم وصف تو ناممکن، هم قدر تو نامعلوم
هم قبر تو ناپیدا، یا فاطمة الزهرا

🔸شاعر:
#استاد_محمد_علی_مجاهدی (پروانه)

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭5❤4
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!
برخیز و باش، فاطمه جان، غمگسار من

رفتی ز دیدۀ من و، از دل نمی‌روی
حس می‌کنم همیشه تویی در کنار من

شیرینی حیات من! ای بَضعَةُ الرّسول!
تلخ‌ست با غمت همه لیل و نهار من

خیری پس از تو نیست در این زندگیّ و، من
گِریَم از این‌که طول کشد روزگار من

مردم ز گریه، غصّۀ خود حل کنند، لیک
افتد ز گریه، غصّۀ دیگر به کار من

خواهم ز کودکان تو پنهان گریستن
اما غمت ربوده ز کف اختیار من

این روزها ز خانه کم آیم برون، مگر
کمتر به قتلگاه تو افتد گذار من

🔸شاعر:
مرحوم #استاد_سید_رضا_مؤید

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭8❤5
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم

هرکسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
ما که نعش مادر خود را به شب برداشتیم

کاش آن روزی که تنها مادر مارا زدند
ما یکی را در میان کوچه یاور داشتیم

کاش محسن را نمی کشتند تا ما غنچه ای
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم

کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شد یم
جای آغوشش به خاک تیره بستر داشتیم

این درو دیوار می گرید به حال ما که ما
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم

مادر ما رفت از دنیا  در آن حالی که ما
گریه بر حالش سر قبر پیمبر داشتیم

🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭4❤2
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

حال مرد داغ همسر دیده را کمتر بپرس
دیدن داغ جوان سخت است ، از حیدر بپرس

پهلوانان را غم ناموس میکوبد به خاک
باورش سخت است اما از یل خیبر بپرس

معذرت میخواهم از سادات ، روضه باز شد
زود بار انداختن سخت است از مادر بپرس

معنی لاغر شدن از درد پهلو را فقط
از همان مادر که شد هم سطح با بستر بپرس

ظاهرا اسمش مسلمان بود اما پشت در
با لگد طوری به آن در زد که از کافر بپرس

بی حیاها میزدند و دست مولا بسته بود
بعد از آن دیگر نمیدانم چه شد از در بپرس

بین یک لشکر زمین خوردن دوباره پا شدن
کار مردان است این را از علی اکبر بپرس
.
.
دیدن داغ جوان سخت است آه از کربلا
حال بابای مصیبت دیده را کمتر بپرس

تکه هایش را اگر پیدا نکردی روی خاک
جایشان را از نوک سر نیزه‌ی لشکر بپرس

🔸شاعر:
#وحید_عظیم_پور

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini

یار من رفت و به من شکوه ز اغیار نکرد
با من سوخته دل درد دل ابراز نکرد

تا نفس داشت مرا از دل و جان یاری کرد
گر چه کس یاری او جز من بی یار نکرد

کمر یاری من بست که پهلوش شکست
بی جهت همسر من تکیه به دیوار نکرد

از فشار در و دیوار به من هیچ نگفت
گله از سوز دل و سینه و مسمار نکرد

گر چه از ضرب لگد محسن او گشت شهید
در بَرِ دیده ی من دیده گهربار نکرد

بازویش گشت کبود از اثر ضرب غلاف
تا گه غسل ، مرا آگه از این راز نکرد

سیلی از دست عدو خورد مرا تا دم مرگ
واقف از سوز دل و زردی رخسار نکرد

آخر این غصه مرا می کشد ای مرگ بیا
که ز من خواهشی آن یار وفادار نکرد

بشنو ای شاعر ” ژولیده ” تو یک بار دگر
یار من رفت و به من شکوه ز اغیار نکرد

🔸شاعر:
مرحوم #استاد_ژولیده_نیشابوری

=========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2