🍁🍂🍁🍂🍁
🍂🍁🍂🍁
🍁🍂🍁
🍂🍁
🍁
چه تکراری از این خوشتر بگویم: من دوستت دارم
لبت را تو بخندانی بگویی: من کمی بیشتر
─═ঊঈ #لاادری ঈঊ═─
🍁
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🍁
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍁
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
🍂🍁🍂🍁
🍁🍂🍁
🍂🍁
🍁
چه تکراری از این خوشتر بگویم: من دوستت دارم
لبت را تو بخندانی بگویی: من کمی بیشتر
─═ঊঈ #لاادری ঈঊ═─
🍁
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🍁
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍁
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍁🖊 #پاییز_فصل_مهربانی
🍁✍️نوشته ی #مریم_ریحانی
🍁🎤صداخوانی #زینب_کریمی
🍁👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
باد #پاییز که میوزد
انگار جاروی رفتگر هم عاشق میشود
عاشق موسیقی ناب برگها
عاشق نسیم صبحگاهی مهرماه
و رقص موزون رنگها
آخر صدای جارو بر روی سنگفرش پیادهرو
دلنشینتر است
شیرینتر است
انگار قرار است خاطرات را هم جارو کند
برگها که میافتند خاطراتشان هم تمام میشود
و تمام مهربانیهایی که دیدهاند
برای همین #پاییز فصل مهربانیست
#پاییزی که باشی بخشنده میشوی
مثل آسمان
میباری یک دل سیر
زیباتر میشوی
و گستردهتر
به وسعت بوی انار و به اندازه توازن روز و شب
و به شیرینی شادیهای کودکانه
و آرامی آواز جاروی عاشق
و به اندازه نگاه تنهای مترسک امیدوار میشوی
#پاییز پدیدهای است
در میان فصلهای دیگر...
─═ঊঈ #مریم_ریحانی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍁🖊 #پاییز_فصل_مهربانی
🍁✍️نوشته ی #مریم_ریحانی
🍁🎤صداخوانی #زینب_کریمی
🍁👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
باد #پاییز که میوزد
انگار جاروی رفتگر هم عاشق میشود
عاشق موسیقی ناب برگها
عاشق نسیم صبحگاهی مهرماه
و رقص موزون رنگها
آخر صدای جارو بر روی سنگفرش پیادهرو
دلنشینتر است
شیرینتر است
انگار قرار است خاطرات را هم جارو کند
برگها که میافتند خاطراتشان هم تمام میشود
و تمام مهربانیهایی که دیدهاند
برای همین #پاییز فصل مهربانیست
#پاییزی که باشی بخشنده میشوی
مثل آسمان
میباری یک دل سیر
زیباتر میشوی
و گستردهتر
به وسعت بوی انار و به اندازه توازن روز و شب
و به شیرینی شادیهای کودکانه
و آرامی آواز جاروی عاشق
و به اندازه نگاه تنهای مترسک امیدوار میشوی
#پاییز پدیدهای است
در میان فصلهای دیگر...
─═ঊঈ #مریم_ریحانی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍁🖊 #روزهای_دلتنگی
🍁✍️شاعر #اصغر_معاذی
🍁🎤صداخوانی #زینب_کریمی
🍁🎧آواز #رضا_شیری
🍁👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
حس ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡ
ﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗَﻮ ﺑﺎﺷﻢ ،ﺭﻫﺎ ﺗﺮﻡ
ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ، ﻛﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﺗﺮ … ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺗﺮﻡ
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ، ﻧﺮﻧﺞ
ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ، ﺑﯽ ﺍﺩﻋﺎ ﺗﺮﻡ
ﻗﻠﺒﯽ ﻛﻪ ﻛﻨﺞ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﻧﺪ… ﺗﻮﯾﯽ
ﻣﻦ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺗﻮ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩِ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﺗﺮﻡ
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ
ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ، ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺗﺮﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ… ﺑﺎ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ، ﻣﺒﺘﻼ ﺗﺮﻡ
─═ঊঈ #اصغر_معاذی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍁🖊 #روزهای_دلتنگی
🍁✍️شاعر #اصغر_معاذی
🍁🎤صداخوانی #زینب_کریمی
🍁🎧آواز #رضا_شیری
🍁👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
حس ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡ
ﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗَﻮ ﺑﺎﺷﻢ ،ﺭﻫﺎ ﺗﺮﻡ
ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ، ﻛﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﺗﺮ … ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺗﺮﻡ
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ، ﻧﺮﻧﺞ
ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ، ﺑﯽ ﺍﺩﻋﺎ ﺗﺮﻡ
ﻗﻠﺒﯽ ﻛﻪ ﻛﻨﺞ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﻧﺪ… ﺗﻮﯾﯽ
ﻣﻦ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺗﻮ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩِ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﺗﺮﻡ
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ
ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ، ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺗﺮﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ… ﺑﺎ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ، ﻣﺒﺘﻼ ﺗﺮﻡ
─═ঊঈ #اصغر_معاذی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂💞شعرخواني #استاد_حسين_منزوي
🍂🍁اجرای #زنده
🍂📝مکان #رشت_کنگره_ي_غزل_معاصر
🍂🕰زمان #ديماه_1378
🍂👈ارائه شده توسط کانال ادبی فرهنگی #شعرنوش
@shernosh
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
كه جز ملال نصیبی نمیبرید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی بركت
كه جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب كه راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست كز اینسان مكدرید از من
نه در تبّری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد كه نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه! تیغ از شما ورید از من
چه پیك لایق پیغمبری به سوی شماست؟
شما كه قاصد صد شانه بر سرید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما كه با غم من آشناترید از من
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂💞شعرخواني #استاد_حسين_منزوي
🍂🍁اجرای #زنده
🍂📝مکان #رشت_کنگره_ي_غزل_معاصر
🍂🕰زمان #ديماه_1378
🍂👈ارائه شده توسط کانال ادبی فرهنگی #شعرنوش
@shernosh
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
كه جز ملال نصیبی نمیبرید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی بركت
كه جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب كه راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست كز اینسان مكدرید از من
نه در تبّری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد كه نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه! تیغ از شما ورید از من
چه پیك لایق پیغمبری به سوی شماست؟
شما كه قاصد صد شانه بر سرید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما كه با غم من آشناترید از من
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #زن
🍂✍️ شاعر #استاد_حسین_منزوی
🍂💞شعرخواني #استاد_حسين_منزوي
🍂👈 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🍂👈ارائه شده توسط کانال ادبی فرهنگی #شعرنوش
@shernosh
زن...
زنی که صاعقه وار آنک، ردای شعله به تن دارد
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
همیشه عشق به مشتاقان ، پیام وصل نخواهد داد
که گاه پیرهن یوسف ، کنایه های کفن دارد
کی ام ، کی ام که نسوزم من؟ تو کیستی که نسوزانی؟
بهل که تا بشود ای دوست! هر آن چه قصد شدن دارد
دوباره بیرق مجنون را دلم به شوق می افرازد
دوباره عشق در این صحرا هوای خیمه زدن دارد
زنی چنین که تویی بی شک، شکوه و روح دگر بخشد
به آن تصوّر دیرینه، که دل ز معنی "زن" دارد
مگر به صافی گیسویت، هوای خویش بپالایم
در این قفس که نفس در وی، همیشه طعم لجن دارد
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #زن
🍂✍️ شاعر #استاد_حسین_منزوی
🍂💞شعرخواني #استاد_حسين_منزوي
🍂👈 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🍂👈ارائه شده توسط کانال ادبی فرهنگی #شعرنوش
@shernosh
زن...
زنی که صاعقه وار آنک، ردای شعله به تن دارد
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
همیشه عشق به مشتاقان ، پیام وصل نخواهد داد
که گاه پیرهن یوسف ، کنایه های کفن دارد
کی ام ، کی ام که نسوزم من؟ تو کیستی که نسوزانی؟
بهل که تا بشود ای دوست! هر آن چه قصد شدن دارد
دوباره بیرق مجنون را دلم به شوق می افرازد
دوباره عشق در این صحرا هوای خیمه زدن دارد
زنی چنین که تویی بی شک، شکوه و روح دگر بخشد
به آن تصوّر دیرینه، که دل ز معنی "زن" دارد
مگر به صافی گیسویت، هوای خویش بپالایم
در این قفس که نفس در وی، همیشه طعم لجن دارد
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
#پاییز که می آید
صندلی اش را هم با خود می آورد
می گذارد
روبه رویم می نشیند
تو را برایم نقاشی می کند...
از تو می گوید...
من چای می خورم
و حسرت نبودن هایت را...!!
─═ঊঈ لاادری ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
#پاییز که می آید
صندلی اش را هم با خود می آورد
می گذارد
روبه رویم می نشیند
تو را برایم نقاشی می کند...
از تو می گوید...
من چای می خورم
و حسرت نبودن هایت را...!!
─═ঊঈ لاادری ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #آبان
🍂✍️ شاعر #مریم_قهرمانلو
🍂💞شعرخواني #فاطیما_اصانلو
🍂👈 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
آبان هوایش غرق دلتنگی ست، عطرِ تو را در مشت خود دارد
فهمیده خیلی دوستت دارم، هی پشتِ هم با عشق می بارد
آبان از اول هم مُردد بود، عطر تو را جاری کند یا نه
می خواست لبریزت شوم اما اینگونه باران گرد و رسوا! نه
او دیده بود از اولِ پاییـز هر شب به یادت شعر می خوانم
فهمیده بودم زیرِ این باران، تو می روی، من خیس می مانم
آبان شدم در اوجِ بی مهری، ابری شدم اما نمی بارم
بعد از تو این پاییزِ لا کِردار گفته: هوای بدتری دارم !؟
آنقدر از عشقت نوشتم که: ما دسته جمعی عاشقت هستیم
دروازه ی این شهرِ عاشق را جُز تو به روی هر کسی بستیم
بارانِ امشب بهتر از قبل است جوری که فکرش را نمی کردی
آبان خبرهای خوشی دارد،شاید... به پای قصه برگردی
─═ঊঈ #مریم_قهرمانلو ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #آبان
🍂✍️ شاعر #مریم_قهرمانلو
🍂💞شعرخواني #فاطیما_اصانلو
🍂👈 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
آبان هوایش غرق دلتنگی ست، عطرِ تو را در مشت خود دارد
فهمیده خیلی دوستت دارم، هی پشتِ هم با عشق می بارد
آبان از اول هم مُردد بود، عطر تو را جاری کند یا نه
می خواست لبریزت شوم اما اینگونه باران گرد و رسوا! نه
او دیده بود از اولِ پاییـز هر شب به یادت شعر می خوانم
فهمیده بودم زیرِ این باران، تو می روی، من خیس می مانم
آبان شدم در اوجِ بی مهری، ابری شدم اما نمی بارم
بعد از تو این پاییزِ لا کِردار گفته: هوای بدتری دارم !؟
آنقدر از عشقت نوشتم که: ما دسته جمعی عاشقت هستیم
دروازه ی این شهرِ عاشق را جُز تو به روی هر کسی بستیم
بارانِ امشب بهتر از قبل است جوری که فکرش را نمی کردی
آبان خبرهای خوشی دارد،شاید... به پای قصه برگردی
─═ঊঈ #مریم_قهرمانلو ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #عشق
🍂✍️شعر #م_شوق
🍂🎤صداخوانی #م_شوق
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
برایت می نوشتم: آب!
برایم می نوشتی: شعله ی مهتاب!
برایت می نوشتم: گل!
برایم می نوشتی: شاخه ی سنبل!
برایت می نوشتم: چهچه بلبل!
برایم می نوشتی: حلقه ی رنگین کمان بر پل!
و یک روزی
نمی دانم چه شد ناگه
برای تو نوشتم: درد!
تو افسردی
تو پژمردی، برای من نوشتی: ابر!
برای تو نوشتم: عذر میخواهم... !
و روی کاغذ تو، رد باران بود!!
و روی نامه ی من اشکباران شد.
پشیمان بودم از این که:
چرا گفتم که اینجا درد بسیار است؟
چرا گفتم؟ چرا گفتم.... ؟ چرا از غصه ها گفتم؟
ولی ننوشتم از عشقی که درمان است
و ننوشتم که قلبی است و شوقی است
که فکر و ذکرش و شور تپیشهایش
تماماً جستجوی راهکاری از برای چاره ی کار است.
ازین پس
پشت دستم را دگر
من داغ کردستم
ازین پس...
من برایت می نویسم:
#عشق
─═ঊঈ م.شوق ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #عشق
🍂✍️شعر #م_شوق
🍂🎤صداخوانی #م_شوق
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
برایت می نوشتم: آب!
برایم می نوشتی: شعله ی مهتاب!
برایت می نوشتم: گل!
برایم می نوشتی: شاخه ی سنبل!
برایت می نوشتم: چهچه بلبل!
برایم می نوشتی: حلقه ی رنگین کمان بر پل!
و یک روزی
نمی دانم چه شد ناگه
برای تو نوشتم: درد!
تو افسردی
تو پژمردی، برای من نوشتی: ابر!
برای تو نوشتم: عذر میخواهم... !
و روی کاغذ تو، رد باران بود!!
و روی نامه ی من اشکباران شد.
پشیمان بودم از این که:
چرا گفتم که اینجا درد بسیار است؟
چرا گفتم؟ چرا گفتم.... ؟ چرا از غصه ها گفتم؟
ولی ننوشتم از عشقی که درمان است
و ننوشتم که قلبی است و شوقی است
که فکر و ذکرش و شور تپیشهایش
تماماً جستجوی راهکاری از برای چاره ی کار است.
ازین پس
پشت دستم را دگر
من داغ کردستم
ازین پس...
من برایت می نویسم:
#عشق
─═ঊঈ م.شوق ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
🍁🍂🍂
🍂🍂
🍂
من که اصرار ندارم، تو خودت مختاری
یا بمان، یا که نرو، یا نگهت میدارم
─═ঊঈ #محسن_مرادی ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍂🍂
🍂
من که اصرار ندارم، تو خودت مختاری
یا بمان، یا که نرو، یا نگهت میدارم
─═ঊঈ #محسن_مرادی ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍁🍂🍂
🍂🍂
🍂
نه ایرادی ندارد بچگی کن قهر کن... اما
قسم بر کودکی هامان که ده تا دوستت دارم
─═ঊঈ #سمیه_نادرنژاد ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍂🍂
🍂
نه ایرادی ندارد بچگی کن قهر کن... اما
قسم بر کودکی هامان که ده تا دوستت دارم
─═ঊঈ #سمیه_نادرنژاد ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #دینداری
🍂✍️شعر #لاادری
🍂🎤صداخوانی #شهین_ستوده
🍂👈ارائه در کانال #شعرنوش
@shernosh
ﭘﺪﺭﻡ! ﮐﻠﻪ ﯼ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ! ﺑﺮﻭ! ﺩﺍﺩ ﻧﺰن!
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﺰن!
ﺗﻮﯼ ﺫﻫﻦ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻓﻘﻂ! ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ
ﭘﺪﺭﻡ! ﭼﺸﻢ! ﻓﻘﻂ ﺩﺍﺩ ﻧﺰﻥ! ﻣﯿﺨﻮﺍﻧم!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﻣﺴﻠﻤﺎﻥِ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﺑﺎﺷد!
ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺒﻢ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻗﺮآﻥ، ﺑﺎﺷد!
ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺵ
ﭘﺪﺭﻡ! ﺟﺎﻥ ﻋﻠﯽ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺕ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺵ
ﮐﺎﺵ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﮐﻨی
ﮐﺎﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﭘﺴﺮﺕ ﮔﻮﺵ ﮐﻨی
ﺣَﺠَﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻫﺎ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ... ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟؟
ﭘﺴﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﺩﺭﺍﮎ ﺷﺪﻩ، ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴت!
ﭘﺪﺭﻡ! ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻖ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴت!
ﭘﺪﺭﻡ! ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺑﻨﺪ ﺷﺪﯾﻢ
ﻫﻤﮕﯽ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﺪﯾﻢ
ﻏﺮﺑﺖ ﻋﻘﻞ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺪر
ﻧﺎﻡ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻠﯽ ﻧﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺪر
ﺩﯾﻦ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺳﺖ ﺯ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻭﺍﻡ ﺑﮕﯿر
ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺳﻢ ﮐﻦ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺑﮕﯿر
ﺷﺶ ﺩﻫﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻨﺪﻧﺪ
ﺩﺭ ﺧﻔﺎ ﺁﻩ! ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻨﺪند
ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﺭﻣﺰ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻋﻠﯽ ﺍﺯ ﻗﻮﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﻟﻘﻤﻪ ﯼ ﻧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﻗﺪﻡ ﺧﯿﺮ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ، ﻧﻬﺎﻧﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺟﺎﻧﻔﺪﺍ؟ ﺷﯿﻌﻪ؟ ﻣﺤﺐ؟ ﺩﻭﺳﺖ؟ ﮐﺪﺍﻣﯽ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ؟
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﮑﻢ ﮐﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﯿﺮﻭ ﺍﻭﺳﺖ؟!
ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﮐﺞ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ؟!
ﺩﺭ ﺳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﯼ ﻭ ﺗﻮﯼ ﺣﺮﻡ ﺑﺎ ﻣﻮﻻ؟!
ﮐﺮﮐﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻢ ﺑﺎﺭﮔﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺨﻮﺍﺭﮔﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩند
ﻣؤﻣﻦ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻘﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﻫﺮﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﻭ ﺯﺧﻢ ﺷﺪﻩ ﻣؤﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﯿﺮ ﻭﺍﺩﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ! ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺳﻦ نیست
ﺩﯾﻦ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺩﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻗﺴﻢ ﭘﯿﺮﻭ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩﺑﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻝ ﮐﻦ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺭﺍ، ﺯ ﺧﺪﺍ ﻏﺎﻓﻞ ﮐﻦ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮐﺒﮏ ﺑﺒﺮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﻑ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺣﺮﻑ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﺨﻦ ﺣﻖ ﺗﯿﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺷﺪﻥ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺍﺳﺖ؟!
ﺩﯾﻦ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺳﺖ ﺑﺒﺮ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﻣؤﻣﻦ ﺭﺍ
ﺩﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﺮ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﻣؤﻣﻦ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺧﻄﺎ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﯾﻢ
ﻧﺎﺧﺪﺍ ﺟﺎﻥ! ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﯾﻢ
ﺩﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ: ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻓﺨﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ: ﻣﺎ ﭘﯿﺮﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻢ...! ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻓﺮﯾﺐ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﺪﻩ: ﮔﻨﺪﻡ؟ ﯾﺎ ﺳﯿﺐ؟!
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﺩﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﮔﺮﺩﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﺧﻮﺭﺩ
ﺁﺏ ﺭﺍﮐﺪ ﺑﺸﻮﺩ، ﻗﻄﻊ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻨﺪﺩ
ﻏﺮﺏ ﯾﮑﺪﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻨﺪﺍﺭﯼ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ
ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺕ " ﺧﻢ ﺍﺑﺮﻭﯼ ﻧﮕﺎﺭ " ﺁﻭﺭﺩﯼ
ﺑﺎ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕِ ﭼﻨﯿﻦ، ﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﯼ
ﻫﺮﭼﻪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﺑﮑﻨﯽ ﻭﻗﺖِ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ
ﺍﺻﻼً ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ
ﭼﻪ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺫﺭّﻩ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺸﺪﻩ؟!
ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﺳﺖ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﻧﺸﺪﻩ
ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﻭ ﻣﺮﻧﺠﺎﻥ ﺩﯾﻦ ﺭﺍ
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﮐِﺶ ﻧﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﺪ " وَلاَ الضَّالِّينَ" ﺭﺍ
─═ঊঈ #شهین_ستوده ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #دینداری
🍂✍️شعر #لاادری
🍂🎤صداخوانی #شهین_ستوده
🍂👈ارائه در کانال #شعرنوش
@shernosh
ﭘﺪﺭﻡ! ﮐﻠﻪ ﯼ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ! ﺑﺮﻭ! ﺩﺍﺩ ﻧﺰن!
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﺰن!
ﺗﻮﯼ ﺫﻫﻦ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻓﻘﻂ! ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ
ﭘﺪﺭﻡ! ﭼﺸﻢ! ﻓﻘﻂ ﺩﺍﺩ ﻧﺰﻥ! ﻣﯿﺨﻮﺍﻧم!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﻣﺴﻠﻤﺎﻥِ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﺑﺎﺷد!
ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺒﻢ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻗﺮآﻥ، ﺑﺎﺷد!
ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺵ
ﭘﺪﺭﻡ! ﺟﺎﻥ ﻋﻠﯽ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺕ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺵ
ﮐﺎﺵ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﮐﻨی
ﮐﺎﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﭘﺴﺮﺕ ﮔﻮﺵ ﮐﻨی
ﺣَﺠَﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻫﺎ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ... ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟؟
ﭘﺴﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﺩﺭﺍﮎ ﺷﺪﻩ، ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴت!
ﭘﺪﺭﻡ! ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻖ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴت!
ﭘﺪﺭﻡ! ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺑﻨﺪ ﺷﺪﯾﻢ
ﻫﻤﮕﯽ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﺪﯾﻢ
ﻏﺮﺑﺖ ﻋﻘﻞ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺪر
ﻧﺎﻡ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻠﯽ ﻧﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺪر
ﺩﯾﻦ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺳﺖ ﺯ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻭﺍﻡ ﺑﮕﯿر
ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺳﻢ ﮐﻦ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺑﮕﯿر
ﺷﺶ ﺩﻫﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻨﺪﻧﺪ
ﺩﺭ ﺧﻔﺎ ﺁﻩ! ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻨﺪند
ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﺭﻣﺰ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻋﻠﯽ ﺍﺯ ﻗﻮﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﻟﻘﻤﻪ ﯼ ﻧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﻗﺪﻡ ﺧﯿﺮ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ، ﻧﻬﺎﻧﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺟﺎﻧﻔﺪﺍ؟ ﺷﯿﻌﻪ؟ ﻣﺤﺐ؟ ﺩﻭﺳﺖ؟ ﮐﺪﺍﻣﯽ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ؟
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﮑﻢ ﮐﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﯿﺮﻭ ﺍﻭﺳﺖ؟!
ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﮐﺞ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ؟!
ﺩﺭ ﺳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﯼ ﻭ ﺗﻮﯼ ﺣﺮﻡ ﺑﺎ ﻣﻮﻻ؟!
ﮐﺮﮐﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻢ ﺑﺎﺭﮔﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺨﻮﺍﺭﮔﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩند
ﻣؤﻣﻦ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻘﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﻫﺮﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﻭ ﺯﺧﻢ ﺷﺪﻩ ﻣؤﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﯿﺮ ﻭﺍﺩﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ! ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺳﻦ نیست
ﺩﯾﻦ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺩﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻗﺴﻢ ﭘﯿﺮﻭ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩﺑﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻝ ﮐﻦ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺭﺍ، ﺯ ﺧﺪﺍ ﻏﺎﻓﻞ ﮐﻦ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮐﺒﮏ ﺑﺒﺮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﻑ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺣﺮﻑ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﺨﻦ ﺣﻖ ﺗﯿﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺩﯾﻦ ﮐﺠﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺷﺪﻥ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺍﺳﺖ؟!
ﺩﯾﻦ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺳﺖ ﺑﺒﺮ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﻣؤﻣﻦ ﺭﺍ
ﺩﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﺮ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﻣؤﻣﻦ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺧﻄﺎ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﯾﻢ
ﻧﺎﺧﺪﺍ ﺟﺎﻥ! ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﯾﻢ
ﺩﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ: ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻓﺨﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ: ﻣﺎ ﭘﯿﺮﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻢ...! ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻓﺮﯾﺐ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﺪﻩ: ﮔﻨﺪﻡ؟ ﯾﺎ ﺳﯿﺐ؟!
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﺩﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﮔﺮﺩﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﺧﻮﺭﺩ
ﺁﺏ ﺭﺍﮐﺪ ﺑﺸﻮﺩ، ﻗﻄﻊ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻨﺪﺩ
ﻏﺮﺏ ﯾﮑﺪﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻨﺪﺍﺭﯼ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ
ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺕ " ﺧﻢ ﺍﺑﺮﻭﯼ ﻧﮕﺎﺭ " ﺁﻭﺭﺩﯼ
ﺑﺎ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕِ ﭼﻨﯿﻦ، ﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﯼ
ﻫﺮﭼﻪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﺑﮑﻨﯽ ﻭﻗﺖِ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ
ﺍﺻﻼً ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ
ﭼﻪ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺫﺭّﻩ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺸﺪﻩ؟!
ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﺳﺖ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﻧﺸﺪﻩ
ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﻭ ﻣﺮﻧﺠﺎﻥ ﺩﯾﻦ ﺭﺍ
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﮐِﺶ ﻧﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﺪ " وَلاَ الضَّالِّينَ" ﺭﺍ
─═ঊঈ #شهین_ستوده ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
باری، حكایتیست...
حتی شنیدهام
بارانی آمدهست و به راه اوفتاده سیل
هر جا كه مرز بوده و خط،
پاك شسته است
چندان كه شهربند قرقها شكسته است
و همچنین شنیدهام آنجا
باران بال و پر
میبارد از هوا
دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست
كوته شدهست فاصلهی دست و آرزو
حتی نجیب بودن و ماندن، محال نیست
بیدار راستین شده خواب فسانهها
مرغ سعادتی كه در افسانه میپرید
هر سو زند صلا
كای هر كئی! بیا
زنبیل خویش پر كن، از آنچت آرزوست
و همچنین شنیدهام آنجا
چی؟
لبخند میزنی؟
من روستاییم، نفسم پاک و راستین
باور نمیكنم كه تو باور نمیكنی
آری، حكایتیست
شهری چنین كه گفتی،
الحق كه آیتیست
اما
من خواب دیدهام
تو خواب دیدهای
او خواب دیده است
ما خواب دی...
بس است
─═ঊঈ 🕊 #مهدی_اخوان_ثالث🕊 ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
باری، حكایتیست...
حتی شنیدهام
بارانی آمدهست و به راه اوفتاده سیل
هر جا كه مرز بوده و خط،
پاك شسته است
چندان كه شهربند قرقها شكسته است
و همچنین شنیدهام آنجا
باران بال و پر
میبارد از هوا
دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست
كوته شدهست فاصلهی دست و آرزو
حتی نجیب بودن و ماندن، محال نیست
بیدار راستین شده خواب فسانهها
مرغ سعادتی كه در افسانه میپرید
هر سو زند صلا
كای هر كئی! بیا
زنبیل خویش پر كن، از آنچت آرزوست
و همچنین شنیدهام آنجا
چی؟
لبخند میزنی؟
من روستاییم، نفسم پاک و راستین
باور نمیكنم كه تو باور نمیكنی
آری، حكایتیست
شهری چنین كه گفتی،
الحق كه آیتیست
اما
من خواب دیدهام
تو خواب دیدهای
او خواب دیده است
ما خواب دی...
بس است
─═ঊঈ 🕊 #مهدی_اخوان_ثالث🕊 ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
تو را کنار چه بگذارم
که یکدستی چشم اندازت
به هم نخورد؟
در آشپزخانه
کتاب شعری
در کتابخانه
گُلدان گل
در گلخانه
سنتور هزار زخم
و در شرابخانه
سجّادهی آفتابْ رو
با این همه زیباترین قاب تو
بستری است
که میان دفترها و گلدانها و
سنتورها و سجّادهها
برایت میگسترم
توانی
هر منظره را
زیبا کنی
امّا
هشدار!
که قطره خونی
در چمنزار
سرخ تر از قطره خونی
بر مخمل سرخ است
─═ঊঈ🕊 #استاد_حسین_منزوی 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
تو را کنار چه بگذارم
که یکدستی چشم اندازت
به هم نخورد؟
در آشپزخانه
کتاب شعری
در کتابخانه
گُلدان گل
در گلخانه
سنتور هزار زخم
و در شرابخانه
سجّادهی آفتابْ رو
با این همه زیباترین قاب تو
بستری است
که میان دفترها و گلدانها و
سنتورها و سجّادهها
برایت میگسترم
توانی
هر منظره را
زیبا کنی
امّا
هشدار!
که قطره خونی
در چمنزار
سرخ تر از قطره خونی
بر مخمل سرخ است
─═ঊঈ🕊 #استاد_حسین_منزوی 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
باید عاشق شد و خواند
باید اندیشهکنان پنجره را بست
و نشست
پشت دیوار کسی میگذرد،
میخواند:
باید #عاشق شد و رفت...
─═ঊঈ🕊 #حمید_مصدق 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
باید عاشق شد و خواند
باید اندیشهکنان پنجره را بست
و نشست
پشت دیوار کسی میگذرد،
میخواند:
باید #عاشق شد و رفت...
─═ঊঈ🕊 #حمید_مصدق 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
به رفتنِ تو سفر نه، فرار مي گويند
به اين طريقه ي بازي قمار مي گويند
به يك نفر كه شبيه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته #نگار مي گويند
─═ঊঈ🕊 #كاظم_بهمني 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
به رفتنِ تو سفر نه، فرار مي گويند
به اين طريقه ي بازي قمار مي گويند
به يك نفر كه شبيه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته #نگار مي گويند
─═ঊঈ🕊 #كاظم_بهمني 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
🍂🍁 #مرد_خاکستری
🍂✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🍂🎤صداخوانی #با_صدای_خودشان
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
🍂✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🍂🎤صداخوانی #با_صدای_خودشان
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
💞💛🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #مرد_خاکستری
🍂✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🍂🎤صداخوانی #با_صدای_خودشان
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
می آمد از بُرج ویران، مردی که خاکستری بود
خرد و خراب و خمیده؛ تمثیل ویرانتری بود
مردی که در خوابهایش، همواره یک باغ میسوخت
وآنسویِ کابوسهایش، خورشید نیلوفری بود
وقتی که سنگِ بزرگی، بر قلبِ آینه میزد
میگفت خود را شکستم، کآن خود نه من؛ دیگری بود!
میگفت با خود:کجا رفت آن ذهن پالودهی پاک
ذهنی که از هرچه جُز مهر، بیگانه بود و بری بود
افسوس از آن طفل ساده که برگ برگ کتاباش،
زیبا و رنگین و روشن؛ تصویرِ خوشباوری بود
طفلی که تا دیوها را مثل سلیمان ببندد،
زیباترین آرزویش، یک قصه انگشتری بود
افسوس از آن دل که بعد از پایانِ هر قصه،
تا صبح مانند نارنجِ جادو، آبستن صد پری بود
دردا که دیریست دیگر، شورِ سحرخیزیاش نیست
آن چشمهایی که هر صبح، خورشید را مشتری بود
دردا که دیریست دیگر، زنگ کدورت گرفتهست
آیینهای کز صباحت«1»، صد صبح روشنگری بود
اکنون به زردی نشستهست، از جِرم تخدیر«2» و تدخین«3»
انگشتهایی که روزی، مثل قلم جوهری بود
📝 #فرهنگ_لغت 👇👇👇
1- (صَ حَ) [ ع . صباحة ] 1 - (مص ل .) زيبا شدن ، نيکوروي شدن . 2 - (اِمص .) زيبايي
2- (تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - سست کردن . 2 - بي حس کردن
3- (تَ) [ ع . ] (مص م .) دود کردن ، کشيدن سيگار و مانند آن
─═ঊঈ🕊 #استاد_حسین_منزوی 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
💛🍁🍂
🍁🍂
🍂
🍂🍁 #مرد_خاکستری
🍂✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🍂🎤صداخوانی #با_صدای_خودشان
🍂👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
@shernosh
می آمد از بُرج ویران، مردی که خاکستری بود
خرد و خراب و خمیده؛ تمثیل ویرانتری بود
مردی که در خوابهایش، همواره یک باغ میسوخت
وآنسویِ کابوسهایش، خورشید نیلوفری بود
وقتی که سنگِ بزرگی، بر قلبِ آینه میزد
میگفت خود را شکستم، کآن خود نه من؛ دیگری بود!
میگفت با خود:کجا رفت آن ذهن پالودهی پاک
ذهنی که از هرچه جُز مهر، بیگانه بود و بری بود
افسوس از آن طفل ساده که برگ برگ کتاباش،
زیبا و رنگین و روشن؛ تصویرِ خوشباوری بود
طفلی که تا دیوها را مثل سلیمان ببندد،
زیباترین آرزویش، یک قصه انگشتری بود
افسوس از آن دل که بعد از پایانِ هر قصه،
تا صبح مانند نارنجِ جادو، آبستن صد پری بود
دردا که دیریست دیگر، شورِ سحرخیزیاش نیست
آن چشمهایی که هر صبح، خورشید را مشتری بود
دردا که دیریست دیگر، زنگ کدورت گرفتهست
آیینهای کز صباحت«1»، صد صبح روشنگری بود
اکنون به زردی نشستهست، از جِرم تخدیر«2» و تدخین«3»
انگشتهایی که روزی، مثل قلم جوهری بود
📝 #فرهنگ_لغت 👇👇👇
1- (صَ حَ) [ ع . صباحة ] 1 - (مص ل .) زيبا شدن ، نيکوروي شدن . 2 - (اِمص .) زيبايي
2- (تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - سست کردن . 2 - بي حس کردن
3- (تَ) [ ع . ] (مص م .) دود کردن ، کشيدن سيگار و مانند آن
─═ঊঈ🕊 #استاد_حسین_منزوی 🕊ঈঊ═─
🌧
🍁⛈
🍁🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍁🍂
Telegram
attach 📎
🍁🍂🍂
🍂🍂
🍂
ما از این هستی ده روزه به جان آمده ایم
وای بر خضر که زندانی عمر ابد است
─═ঊঈ🕊 #صائب_تبریزی 🕊ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🍂🍂
🍂
ما از این هستی ده روزه به جان آمده ایم
وای بر خضر که زندانی عمر ابد است
─═ঊঈ🕊 #صائب_تبریزی 🕊ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q