در زمان پهلوي بالاخص پهلوي دوم بهائيت رشد بسيار داشت و فرصتي پيدا كرد تا جمعيت خود را سه برابر كند و در دستگاه دولتي و شاه نفوذ فراوان بكند. رييس راديو تلويزيون وقت دكتر شاه قلي، وزير بهداري، وزير آموزش و پرورش و... هويدا نخست وزير و بسياري ديگر بهايي بودند و به سفارش اربابان و شاه در همة امور دخالت داشتند.
در ميان ملت، روحانيت و مذهبيون كشور به مقابله با بهائيت پرداختند از جمله آقاي فلسفي (خطيب معروف) با اجازه حضرت آيت الله بروجردي عليه بهائيت شروع به سخنراني ميكند و حتي از راديو پخش ميشود (سخنراني ايشان چنان تأثير ميگذارد كه تيمسار باتمان قليچ رييس ستاد ارتش كلنگي را بر روي شانه اش گذاشت و به سوي مركز بهائيت در تهران حركت كرد و آن جا را تصرف و سپس تخريب كرد).
کتاب سراب که به اهتمام آرتا رحیمی در اختیار شما قرار گرفته است به تاریخچه ی ظهور انجمن حجتیه می پردازد و در ادمه به انحرافات و عملکرد این فرقه در قبل و بعد از انقلاب می پردازد.
✅👈به دوستان و علاقمندان به مباحث تاریخی و اعتقادی سفارش میکنیم که مطالعه ی این کتاب ارزشمند را از دست ندهند.
📚 دانلود کتاب
در ميان ملت، روحانيت و مذهبيون كشور به مقابله با بهائيت پرداختند از جمله آقاي فلسفي (خطيب معروف) با اجازه حضرت آيت الله بروجردي عليه بهائيت شروع به سخنراني ميكند و حتي از راديو پخش ميشود (سخنراني ايشان چنان تأثير ميگذارد كه تيمسار باتمان قليچ رييس ستاد ارتش كلنگي را بر روي شانه اش گذاشت و به سوي مركز بهائيت در تهران حركت كرد و آن جا را تصرف و سپس تخريب كرد).
کتاب سراب که به اهتمام آرتا رحیمی در اختیار شما قرار گرفته است به تاریخچه ی ظهور انجمن حجتیه می پردازد و در ادمه به انحرافات و عملکرد این فرقه در قبل و بعد از انقلاب می پردازد.
✅👈به دوستان و علاقمندان به مباحث تاریخی و اعتقادی سفارش میکنیم که مطالعه ی این کتاب ارزشمند را از دست ندهند.
📚 دانلود کتاب
ketabfarsi.ir
دانلود کتاب سراب
در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی شاه نفوذ فراوان کند. رئیس رادیو
Forwarded from ArtaTV
YouTube
Az Kafam Raha-Sobhan Mehdipur *** از کفم رها - سبحان مهدی پور
تصنیف #از_کفم_رها
آواز #سبحان_مهدی_پور
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
شعر #عارف_قزوینی
تار #محمدامین_اکبرپور
تنبک #ایرج_طباطبایی
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــ…
آواز #سبحان_مهدی_پور
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
شعر #عارف_قزوینی
تار #محمدامین_اکبرپور
تنبک #ایرج_طباطبایی
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــ…
🖊برای شروع یک مقاله بهترین کار مراجعه به اساتید دانشگاه و یا دانشجویانی است که قبلا مقاله داده باشند. این کار علاوه بر تسریع در یادگیری اصول نگارش مقالات، به شما در انتخاب زمینه تحقیقاتی کمک شایانی خواهد نمود. به یاد داشته باشید عمده مقالات حاصل کار گروهی میباشند و نگارش یک مقاله علمی معتبر، مستلزم بهرهگیری از تجربیات و اندیشه دیگران است.
🖊کتاب اصول مقاله نویسی که توسط آرتا رحیمی به رشته ی تحریر در آمده است به آموزش صحیح مقاله نویسی می پردازد و هم اکنون در اختیار شماست.
🖊👈مطالعه ی این کتاب را به محققان و دانشجویان عزیز توصیه می کنیم.
✅📚 دانلود کتاب
🌺
🖊کتاب اصول مقاله نویسی که توسط آرتا رحیمی به رشته ی تحریر در آمده است به آموزش صحیح مقاله نویسی می پردازد و هم اکنون در اختیار شماست.
🖊👈مطالعه ی این کتاب را به محققان و دانشجویان عزیز توصیه می کنیم.
✅📚 دانلود کتاب
🌺
✅ سگ ها و گرگ ها
✍🏻 شعر و صدای مهدی اخوان ثالث
⬅️ ارائه شده در کانال آرتا تی وی
یک:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبهٔ بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزههای باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پردههای برفها، باد
روان بر بالهای باد، باران
درون کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»
«کنار مطبخ ارباب، آنجا
بر آن خاک ارههای نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه
عزیزم گفتن و جانم شنفتن »
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن»
«و گر آن هم نباشد استخوانی »
«چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی »
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست »
«بلی، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم »
دو:
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است »
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی، سرمای پر سوز
حکومت میکند بر دشت و بر ما »
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی »
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
دو دشمن در کمین ماست، دایم
دو دشمن میدهد ما را شکنجه
برون: سرما درون: این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه »
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حملهور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت »
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
که این خون، خون ما بی خانمانهاست
که این خون، خون گرگان گرسنه ست
که این خون، خون فرزندان صحراست »
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم، آزاد »
🍂🍂🍂
✍🏻 شعر و صدای مهدی اخوان ثالث
⬅️ ارائه شده در کانال آرتا تی وی
یک:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبهٔ بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزههای باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پردههای برفها، باد
روان بر بالهای باد، باران
درون کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»
«کنار مطبخ ارباب، آنجا
بر آن خاک ارههای نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه
عزیزم گفتن و جانم شنفتن »
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن»
«و گر آن هم نباشد استخوانی »
«چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی »
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست »
«بلی، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم »
دو:
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است »
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی، سرمای پر سوز
حکومت میکند بر دشت و بر ما »
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی »
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
دو دشمن در کمین ماست، دایم
دو دشمن میدهد ما را شکنجه
برون: سرما درون: این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه »
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حملهور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت »
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
که این خون، خون ما بی خانمانهاست
که این خون، خون گرگان گرسنه ست
که این خون، خون فرزندان صحراست »
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم، آزاد »
🍂🍂🍂
YouTube
سگ ها و گرگ ها - شعرخوانی مهدی اخوان ثالث *** akhavan sales
شعر #سگها_و_گرگها
شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
متن شعر:
1
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساکت و خاکستري رنگ
زمين را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبه? بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزههاي…
شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
متن شعر:
1
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساکت و خاکستري رنگ
زمين را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبه? بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزههاي…
متاسفانه با خبر شدیم که
بانو مهدخت مخبر
شاعر و ترانه سرای معاصر درگذشت.
روانشان در آرامش
کانال فرهنگی ادبی شعرنوش
🖤🖤🖤
بانو مهدخت مخبر
شاعر و ترانه سرای معاصر درگذشت.
روانشان در آرامش
کانال فرهنگی ادبی شعرنوش
🖤🖤🖤
Forwarded from عکس نگار
🌺🍃🍃
🍃🍃
🍃
من از کدام خیابان مشترک نروم
کدام روز به آبان مشترک نروم
چگونه بگذرم از خاطرات خیس کسی
و بیامان پی باران مشترک نروم
هنوز بوی تو را لابهلای ملحفهات
شمارش نفس سرد و نسبتاً خفهات
دوباره فکر تو را در سرم بغل کردم
دوباره خستهام از قیل و قال فلسفهات
دلم گرفته، دلم مثل قبلهایش نیست
شبیه ماهیام اینجا که تُنگ جایش نیست
قدم زدم که پر از کوچههای خسته شوم
کسی که از نفس افتاد و ردِّ پایش نیست
◾️
نشست پشت چراغی که اتصالی داشت
برای گریه شدن یک دلیل عالی داشت
به مرگ خیره شد و خواست تا فرار کند
چقدر در سر خود ایدهی محالی داشت
کتابخانهی خود را دوباره از بَر کرد
جهان کوچک خود را دوباره باور کرد
و عشق را وسط خانهاش به دار کشید
برای مردن خود یک خیال بهتر کرد
نوشت هر چه که او را به سمت تو میبرد
نوشت و نفرت خود را از عاشقی میخورد
کنار آمده با خود، به ترسها چسبید
نوشت میروم عشقم و بعد از آن میمرد…
◾️
غریبگی تنم روی تخت خواب عبوس
چقدر منتظرت مانده این زن مأیوس
به فکر سایهی جامانده از تصور تو
سقوط میکنم از خود درون این کابوس
سقوط کردهام از دستهای گمشدهات
دوباره پرت کنم توی لحظههای غلط
من اشتباه تو هستم مرا ادامه نده!
بگیر دست مرا از عذاب آنور خط
─═ঊঈ #باران_محمدی ঈঊ═─
🍀 #شعرنوش
https://t.me/joinchat/AAAAADwFihdaBNommLsy1Q
🍃🍃
🍃
من از کدام خیابان مشترک نروم
کدام روز به آبان مشترک نروم
چگونه بگذرم از خاطرات خیس کسی
و بیامان پی باران مشترک نروم
هنوز بوی تو را لابهلای ملحفهات
شمارش نفس سرد و نسبتاً خفهات
دوباره فکر تو را در سرم بغل کردم
دوباره خستهام از قیل و قال فلسفهات
دلم گرفته، دلم مثل قبلهایش نیست
شبیه ماهیام اینجا که تُنگ جایش نیست
قدم زدم که پر از کوچههای خسته شوم
کسی که از نفس افتاد و ردِّ پایش نیست
◾️
نشست پشت چراغی که اتصالی داشت
برای گریه شدن یک دلیل عالی داشت
به مرگ خیره شد و خواست تا فرار کند
چقدر در سر خود ایدهی محالی داشت
کتابخانهی خود را دوباره از بَر کرد
جهان کوچک خود را دوباره باور کرد
و عشق را وسط خانهاش به دار کشید
برای مردن خود یک خیال بهتر کرد
نوشت هر چه که او را به سمت تو میبرد
نوشت و نفرت خود را از عاشقی میخورد
کنار آمده با خود، به ترسها چسبید
نوشت میروم عشقم و بعد از آن میمرد…
◾️
غریبگی تنم روی تخت خواب عبوس
چقدر منتظرت مانده این زن مأیوس
به فکر سایهی جامانده از تصور تو
سقوط میکنم از خود درون این کابوس
سقوط کردهام از دستهای گمشدهات
دوباره پرت کنم توی لحظههای غلط
من اشتباه تو هستم مرا ادامه نده!
بگیر دست مرا از عذاب آنور خط
─═ঊঈ #باران_محمدی ঈঊ═─
🍀 #شعرنوش
https://t.me/joinchat/AAAAADwFihdaBNommLsy1Q
Forwarded from اتچ بات
🌺🍃🍃🍃
🍃🍃🍃
🍃🍃
🍃
🖊نام #هزاره_سکوت
🖊شاعر #زنده_یاد_دکتر_افشین_یداللهی
🖊صداخوانی #نسرین_تدین
🖊آواز #سارا_نائینی
🖊تنظیم #آرتا_رحیمی
🖊ارائه در کانال #شعرنوش
🖊فروردین 1399
مرا که لمس می کنی چه عاشقانه می شوم
سکوت میکنم ولی پُر از ترانه می شوم
تو را که لمس می کنم شروع می کنی مرا
غروب مَکث می کند طلوع می کنی مرا
تو را برای بوسه ام غرور می کنم ببین
من از تمام حس تو عبور می کنم همین
ببین که ذره ام ، ذره ام ستایش تو می شود
تنم شبیه آینه نمایش تو می شود
تنت رَدای زندگی حریر ماه آسمان
تبی در اوج سادگی حریق قلب کهکشان
بگو تمام قصه را به یک اشاره سکوت
مرا ببر به لحظه ات به این هزاره ی سکوت
مرا که لمس می کنی چه عاشقانه می شوم
سکوت می کنم ولی پُر از ترانه می شوم
─═ঊঈ دکتر افشین یداللهی ঈঊ═─
✔️ شعرنوش
🍃🍃🍃
🍃🍃
🍃
🖊نام #هزاره_سکوت
🖊شاعر #زنده_یاد_دکتر_افشین_یداللهی
🖊صداخوانی #نسرین_تدین
🖊آواز #سارا_نائینی
🖊تنظیم #آرتا_رحیمی
🖊ارائه در کانال #شعرنوش
🖊فروردین 1399
مرا که لمس می کنی چه عاشقانه می شوم
سکوت میکنم ولی پُر از ترانه می شوم
تو را که لمس می کنم شروع می کنی مرا
غروب مَکث می کند طلوع می کنی مرا
تو را برای بوسه ام غرور می کنم ببین
من از تمام حس تو عبور می کنم همین
ببین که ذره ام ، ذره ام ستایش تو می شود
تنم شبیه آینه نمایش تو می شود
تنت رَدای زندگی حریر ماه آسمان
تبی در اوج سادگی حریق قلب کهکشان
بگو تمام قصه را به یک اشاره سکوت
مرا ببر به لحظه ات به این هزاره ی سکوت
مرا که لمس می کنی چه عاشقانه می شوم
سکوت می کنم ولی پُر از ترانه می شوم
─═ঊঈ دکتر افشین یداللهی ঈঊ═─
✔️ شعرنوش
Telegram
attach 📎