نوازشم کن
من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم
فرقی نمی کند کجا
آغوش تو
هر جا که باز شود
با شکوهترین قصرِ دنیاست
قصری که تنها آقایش تویی...
─═ঊঈ نیکی فیروزکوهی ঈঊ═─
من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم
فرقی نمی کند کجا
آغوش تو
هر جا که باز شود
با شکوهترین قصرِ دنیاست
قصری که تنها آقایش تویی...
─═ঊঈ نیکی فیروزکوهی ঈঊ═─
Pinterest
Holy Boy | Boys, Movie posters, Poster
نوازشم کن من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم فرقی نمی کند کجا آغوش تو هر جا که باز شود با شکوهترین قصرِ دنیاست قصری که تنها آقایش تویی... #نیکی_فیروزکوهی #آرتا_رحیمی
درد دل با کس نمی گویم، به غیر از یار خویش
کشته را بنگر، شکایت نزد قاتل می برد...!
─═ঊঈ صراف تبریزی ঈঊ═─
کشته را بنگر، شکایت نزد قاتل می برد...!
─═ঊঈ صراف تبریزی ঈঊ═─
تو را اینگونه خواهم خواند بعد از این در اشعارم
زنی که دیدنش رویای دوران جوانی بود...
─═ঊঈ مجتبی سپید ঈঊ═─
زنی که دیدنش رویای دوران جوانی بود...
─═ঊঈ مجتبی سپید ঈঊ═─
Pinterest
Holy Boy | Movie posters, Boys
Jul 24, 2019 - شخصی نوشته های آرتـا رحیمی
🤞✅ با عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همراهان عزیز و گرامی که همیشه با محبت ها و نگاه های گرم خود، مرا مورد لطف قرار میدهند به اطلاع میرسانم:
همانگونه که قبلاً نیز ذکر شده است بنا به رعایت حال عموم و نیز صلاحدید کاربران پیام ها و نظرات عزیزان در وبلاگ هرگز عمومی نمیشود . لذا لطفاً در این مورد سؤال نفرمایید.
با تشکر _ آرتا
همانگونه که قبلاً نیز ذکر شده است بنا به رعایت حال عموم و نیز صلاحدید کاربران پیام ها و نظرات عزیزان در وبلاگ هرگز عمومی نمیشود . لذا لطفاً در این مورد سؤال نفرمایید.
با تشکر _ آرتا
Blogspot
Holy Boy
شخصی نوشته های آرتـا رحیمی
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟!
─═ঊঈ حسین زحمتکش ঈঊ═─
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟!
─═ঊঈ حسین زحمتکش ঈঊ═─
Pinterest
Holy Boy | Famous poems, Holi, Inspiration
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟! #حسین_زحمتکش #آرتا_رحیمی #تک_بیت
Chashm_e_Siyah
Mahasti & Jalil_Zoland
💞 یادها و خاطره ها
🎼 چشم سیاه «از صفحه ی گرام {قدیمی}»
🎧 با اجرای مشترک جلیل زُلاند و مهستی
🎶ارائه در آرتا موزیک
🌺
🎼 چشم سیاه «از صفحه ی گرام {قدیمی}»
🎧 با اجرای مشترک جلیل زُلاند و مهستی
🎶ارائه در آرتا موزیک
🌺
شاعرانگی
شعر: حامد ابراهیم پور
صداخوانی: آرتا و فاطیما
موسیقی متن: میچل پیپه
تنظیم: آرتا رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازّیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم...
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هُل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را، بعد ِ تو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرأت مردن بدهد...
🎧 بشنوید...
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
شعر: حامد ابراهیم پور
صداخوانی: آرتا و فاطیما
موسیقی متن: میچل پیپه
تنظیم: آرتا رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازّیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم...
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هُل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را، بعد ِ تو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرأت مردن بدهد...
🎧 بشنوید...
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
Spreaker
Shaeranegi _ Fatima & Arta
#شاعرانگی
شعر #حامد_ابراهیم_پور
صداخوانی #آرتا_و_فاطیما
موسیقی متن #میچل_پیپه
تنظیم #آرتا_رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون...
شعر #حامد_ابراهیم_پور
صداخوانی #آرتا_و_فاطیما
موسیقی متن #میچل_پیپه
تنظیم #آرتا_رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون...