شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
گفت بعد از من
به دنبال کسی دیگر بگرد
کاش بعد از رفتن او
پای گشتن داشتم...

─═ঊঈ علی صفری ঈঊ═─
نوازشم کن
من واقعی‌‌ترین بانویِ افسانه‌های توأم
فرقی‌ نمی کند کجا
آغوش تو
هر جا که باز شود
با شکوه‌ترین قصرِ دنیاست
قصری که تنها آقایش تویی...

─═ঊঈ نیکی فیروزکوهی ঈঊ═─
درد دل با کس نمی گویم، به غیر از یار خویش
کشته را بنگر، شکایت نزد قاتل می برد...!

─═ঊঈ صراف تبریزی ঈঊ═─
تو را اینگونه خواهم خواند بعد از این در اشعارم
زنی که دیدنش رویای دوران جوانی بود...

─═ঊঈ مجتبی سپید ঈঊ═─
🤞✅ با عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همراهان عزیز و گرامی که همیشه با محبت ها و نگاه های گرم خود، مرا مورد لطف قرار میدهند به اطلاع میرسانم:
همانگونه که قبلاً نیز ذکر شده است بنا به رعایت حال عموم و نیز صلاحدید کاربران پیام ها و نظرات عزیزان در وبلاگ هرگز عمومی نمیشود . لذا لطفاً در این مورد سؤال نفرمایید.
با تشکر _ آرتا
پلک های خسته ام را یاد تو آرام بست
خیالم باخیال بوسه هایت امشب آرام گرفت

─═ঊঈ نوشین جمشیدی ঈঊ═─
شاعرانگی
شعر: حامد ابراهیم پور
صداخوانی: آرتا و فاطیما
موسیقی متن: میچل پیپه
تنظیم: آرتا رحیمی

گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازّیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم...
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هُل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را، بعد ِ تو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرأت مردن بدهد...

🎧 بشنوید...
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─