در اذان عاشقی این جمله غوغا میکند
با وضو یا بیوضو، حیّ عَلیٰ چشمان تو
#محمد_جعفری
https://telegram.me/shernosh
با وضو یا بیوضو، حیّ عَلیٰ چشمان تو
#محمد_جعفری
https://telegram.me/shernosh
شک ندارم یار من سر رشته اش موسیقی است!
بس که با احوال من، ساز مخالف می زند!!
#لاادری
https://telegram.me/shernosh
بس که با احوال من، ساز مخالف می زند!!
#لاادری
https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊در من زنی ست
✍شعر #مهتاب_جعفر_زاده
🎤صداخوانی #باران_شیخ_الاسلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
در من زنی ست به لطافت بهار
با گیسوان بلند و چشمان درخشان
در من زنی ست که لبخند را دوست می دارد
و زیبایی را ستایش میکند
و هر روز جلوی آیینه
با نگرانی چین های پیشانی اش را می شمارد
در من زنی ست که
قدم زدن در هوای آفتابی را دوست می دارد
و بی هوا خندیدن
زیر باران های سیل آسای بهاری را
در من زنی ست که
تو تنها مشترک هر روزه ی احساسش می شوی
و صبح ناشتای نان و پنیر و عشق برایت می چیند
در من زنی ست که همسری را،
مادری را خوب می شناسند
و در کج مداری های جور در نیامدن دخل و خرج
هر صبح نقاب مردانه به چهره می زند
و زنِ شاد درون خویش را میکشد
آن سان که مسیح را مصلوب کردند،
سالهاست زیر نگاهت بر صلیب داد و ستد ماندم...
در من جنینی ست
که نه زاده می شود، نه سقط
وقتی فلسفه ی خلقت من
رفتن تو به معراج است
چگونه به این باور برسی
که من خلق نشده ام تنها برای تو
وقتی تو را به بهشتی نوید می دهند
با شراب طهوری و حوری برین
چگونه فارغ از زن بودنم
مرا به قضاوت بنشینی!
در من زنی ست که
زنانگی اش را ارج می نهد
و تو دائم با اسکناس های مچاله ات
دنیای زنانه اش را کوچکتر و مسموم تر می کنی
گاهی رئیس، گاهی همکار، گاهی همسر
و هر روز نرخش با طلا بالا و پایین می رود
در من جنینی ست که
بزرگ شدن را، رشد کردن را دوست می دارد
و خوب می داند بهای بزرگی اش فروختن زنانگی اش است
خسته تر از آنم که با تو از در جنگ دربیایم
انگشت اشاره به دهان می برم
و همه اش را در این حصار تنگی که تنیده ای... بالا می آورم
تمام زن های شاد کوچک سرکوب شده ی درونم را...
آنچه میماند
تنها پوسته ای تو خالی از زنی ست که مرد شده است!
ازین پوسته ی خالی...
انتظار لطافت نداشته باش...!!
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #باران_شیخ_الاسلامی بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊در من زنی ست
✍شعر #مهتاب_جعفر_زاده
🎤صداخوانی #باران_شیخ_الاسلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
در من زنی ست به لطافت بهار
با گیسوان بلند و چشمان درخشان
در من زنی ست که لبخند را دوست می دارد
و زیبایی را ستایش میکند
و هر روز جلوی آیینه
با نگرانی چین های پیشانی اش را می شمارد
در من زنی ست که
قدم زدن در هوای آفتابی را دوست می دارد
و بی هوا خندیدن
زیر باران های سیل آسای بهاری را
در من زنی ست که
تو تنها مشترک هر روزه ی احساسش می شوی
و صبح ناشتای نان و پنیر و عشق برایت می چیند
در من زنی ست که همسری را،
مادری را خوب می شناسند
و در کج مداری های جور در نیامدن دخل و خرج
هر صبح نقاب مردانه به چهره می زند
و زنِ شاد درون خویش را میکشد
آن سان که مسیح را مصلوب کردند،
سالهاست زیر نگاهت بر صلیب داد و ستد ماندم...
در من جنینی ست
که نه زاده می شود، نه سقط
وقتی فلسفه ی خلقت من
رفتن تو به معراج است
چگونه به این باور برسی
که من خلق نشده ام تنها برای تو
وقتی تو را به بهشتی نوید می دهند
با شراب طهوری و حوری برین
چگونه فارغ از زن بودنم
مرا به قضاوت بنشینی!
در من زنی ست که
زنانگی اش را ارج می نهد
و تو دائم با اسکناس های مچاله ات
دنیای زنانه اش را کوچکتر و مسموم تر می کنی
گاهی رئیس، گاهی همکار، گاهی همسر
و هر روز نرخش با طلا بالا و پایین می رود
در من جنینی ست که
بزرگ شدن را، رشد کردن را دوست می دارد
و خوب می داند بهای بزرگی اش فروختن زنانگی اش است
خسته تر از آنم که با تو از در جنگ دربیایم
انگشت اشاره به دهان می برم
و همه اش را در این حصار تنگی که تنیده ای... بالا می آورم
تمام زن های شاد کوچک سرکوب شده ی درونم را...
آنچه میماند
تنها پوسته ای تو خالی از زنی ست که مرد شده است!
ازین پوسته ی خالی...
انتظار لطافت نداشته باش...!!
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #باران_شیخ_الاسلامی بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊ناز چشمانت
✍شعر #سهیل_ساسان
🎤صداخوانی #زهرا_ترک
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم
بی وفا در قدرت من نیست زندانت کنم
نذر کردم گر تو را روزی به دستت آورم
نوگل این بوستان شمع شبستانت کنم
جام دل انداختی با غیر هم پیمان شدی
مرغ در دام توأم، ناچار فرمانت کنم
بندۀ عشق تو بودن منتهای زندگی ست
جان نا چیزی که دارم، آن به قربانت کنم
دل پریشانی مکن جانا که عمری در سکوت
لب فرو بستم مبادا تا پریشانت کنم
کاش در صحن خلوص عشق چون آزاده ای
مفتخر بودم به یک لبخند مهمانت کنم
ابر بودم، آسمان بودی ولی غافل که من
میتوانستم به آهی غرق بارانت کنم...
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #زهرا_ترک بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊ناز چشمانت
✍شعر #سهیل_ساسان
🎤صداخوانی #زهرا_ترک
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم
بی وفا در قدرت من نیست زندانت کنم
نذر کردم گر تو را روزی به دستت آورم
نوگل این بوستان شمع شبستانت کنم
جام دل انداختی با غیر هم پیمان شدی
مرغ در دام توأم، ناچار فرمانت کنم
بندۀ عشق تو بودن منتهای زندگی ست
جان نا چیزی که دارم، آن به قربانت کنم
دل پریشانی مکن جانا که عمری در سکوت
لب فرو بستم مبادا تا پریشانت کنم
کاش در صحن خلوص عشق چون آزاده ای
مفتخر بودم به یک لبخند مهمانت کنم
ابر بودم، آسمان بودی ولی غافل که من
میتوانستم به آهی غرق بارانت کنم...
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #زهرا_ترک بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
من و دل بُریدن از تو؟ چه محالِ خنده داری
که کسی ندیده کافر، به اقامه ی نمازی!
#سيروس_عبدی
https://telegram.me/shernosh
که کسی ندیده کافر، به اقامه ی نمازی!
#سيروس_عبدی
https://telegram.me/shernosh
بگو به رکعت ِ چندم رسیده است نمازم
که با خیال ِ تو مشغولم و حواسم نیست!
#سجاد_سامانی
https://telegram.me/shernosh
که با خیال ِ تو مشغولم و حواسم نیست!
#سجاد_سامانی
https://telegram.me/shernosh
بعد از تو، بعد از رفتنت ای نازنینم
فونت تمام نامه ها "بی نازنین" شد!
#سید_عباس_حقایقي
https://telegram.me/shernosh
فونت تمام نامه ها "بی نازنین" شد!
#سید_عباس_حقایقي
https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊برگۀ امتحان ریاضی مجتبی «داستان کوتاه»
✍نوشته ی #ساناز_افشار
🎤صداخوانی #زینب_نیک_فرد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ﺑﺮگۀ امتحان ریاضی مجتبی ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ.
ﺍﺷﮏ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮد...!
ﺳﻮﺍﻝ: ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻬﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ.
ﺳﻮﺍﻝ: ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺗﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﻨﻪ ی ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﻡ ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻﻋﻼﺝ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﺎﺳﺖ .
ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍد:
ﺳﻮﺍﻝ: ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ کنید.
ﺟﻮﺍﺏ: ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﯾﻌﻨﯽ، ﺭﺍﺑطه ی ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺍﻥ؛ ﺍﺻﻼً ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎشد.
ﺳﻮﺍﻝ: ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﺻﯿﺖِ" ﭘﻮلدﺍﺭﯼ" ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺕ ﻣﯽ کنی.
ﺳﻮﺍﻝ: ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﭼﻪ ﺧﻄﯽ ﺍﺳﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﺧﻂ ﻓﻘﺮ، ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻟﯿﻼ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ، ﺳﺮﯾﻌﺎً ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﺮﺩ.
«ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺍﻧﺎ، ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺑﻮد.»
ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ، دیگر ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﺍﺩ؛ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ، ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ...
🗣📻 این #داستان_کوتاه را با صدای بانو #زینب_نیک_فرد بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊برگۀ امتحان ریاضی مجتبی «داستان کوتاه»
✍نوشته ی #ساناز_افشار
🎤صداخوانی #زینب_نیک_فرد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ﺑﺮگۀ امتحان ریاضی مجتبی ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ.
ﺍﺷﮏ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮد...!
ﺳﻮﺍﻝ: ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻬﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ.
ﺳﻮﺍﻝ: ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺗﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﻨﻪ ی ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﻡ ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻﻋﻼﺝ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﺎﺳﺖ .
ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍد:
ﺳﻮﺍﻝ: ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ کنید.
ﺟﻮﺍﺏ: ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﯾﻌﻨﯽ، ﺭﺍﺑطه ی ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺍﻥ؛ ﺍﺻﻼً ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎشد.
ﺳﻮﺍﻝ: ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﺻﯿﺖِ" ﭘﻮلدﺍﺭﯼ" ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺕ ﻣﯽ کنی.
ﺳﻮﺍﻝ: ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﭼﻪ ﺧﻄﯽ ﺍﺳﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ: ﺧﻂ ﻓﻘﺮ، ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻟﯿﻼ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ، ﺳﺮﯾﻌﺎً ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﺮﺩ.
«ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺍﻧﺎ، ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺑﻮد.»
ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ، دیگر ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﺍﺩ؛ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ، ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ...
🗣📻 این #داستان_کوتاه را با صدای بانو #زینب_نیک_فرد بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊شیطان
✍شعر #بهار_خرسند
🎤صداخوانی #صدیقه_نوروز_زاده
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
شیطان...
اندازه ی یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلاً ما بفهمیم!
و روحمان سر میکشد آنرا
آن چای شیرین را...
شیطانِ زهرآگینِ دیرین را!
آن وقت او، خون میشود در خانه ی تن
می چرخد و...
میگردد و...
میماند آنجا...
او می شود...
من!
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #صدیقه_نوروز_زاده بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊شیطان
✍شعر #بهار_خرسند
🎤صداخوانی #صدیقه_نوروز_زاده
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
شیطان...
اندازه ی یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلاً ما بفهمیم!
و روحمان سر میکشد آنرا
آن چای شیرین را...
شیطانِ زهرآگینِ دیرین را!
آن وقت او، خون میشود در خانه ی تن
می چرخد و...
میگردد و...
میماند آنجا...
او می شود...
من!
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #صدیقه_نوروز_زاده بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊وصف حال من نیست
✍شعر #باران_شیخ_الاسلامی
🎤صداخوانی #باران_شیخ_الاسلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
من ندارم...
نه توانِ نگفتن، نه توانِ نهفتن!
اما جرأت گفتن نیست
چکنم با دلِ دیوانۀ خود
که منِ سودایی...
مانده درکارِ خود و حالِ خود و می میرد!
هر زمان این نفسم، برای یک بارِ دگر می گیرد!
من از این شوق و تمنّا
تا سر حد جنون، بیمارم؛
امشب تندترین عصیانِ جهان را دارم
میسوزم...
میسوزم...
میسوزم...
هذیان بر خطم چون شرّر میدوزم
نه از این عشق، توانست که دل بردارم
نه بر این جانِ بیمار امیّدی، که طاقت آرم!
سرِ مجنون صفت و بی عقلم!!
دلِ وحشی صفتِ بی درکم!
من به چه می بالم؟!
به همین عشق؟؟
همین آتش افتاده به عمر!!
که مرا سوزانده...
و به شکلی دیگر، در خودش جان داده!
به سلامی دیر و...
شرح حالی در هم؛
یک خداحافظ هم؟!
من به چه بالیدم؟ به همین افتادن؟!
به همین باورِ تلخ، که مرا پیچانده؟!
که مرا این ساعت به نوشتن رانده...
آینه زود به دیوار بخور
و هزاران "من" شو...
"من" نه اینم که همه آینه ها میگویند!
من همین بارانم...
که کنون بی وقفه، بر زمین تنِ خود میبارم!
من همین عصیانی، پشت هم میگویم...
بی هوس میگویم...!
بی رعایت عروض
نه سپیدست ، نه نو...
یک بداهه "درد" است
تب و هذیانِ زنی لابه لای دفترش...
حالِ بد، مُردنِ من...
انگار دارم دنبال قبر خودم میگردم
وسطِ قبرستان...
بعد آزادی روح، از تنِ این زندان!
یک زمانی ناگهان...
در کسی "من" گم شدم!
"من" اینکه نگاه های آشنا میگویند: "میشناسم"...
نیستم!
"من" که را میجویم؟!
"من" شاید سالهاست که دروغ میگویم!
از خودم میپرسم:
تا به کی می تابی در چنین زنجیری؟!
که ترا می بندد هر نفس
بر این سردِ سیاهِ منحوس!
بر کابوس؟!
بی حقیقت امّا...
در نقابی بی گناه...
بحث جرأت ها نیست
طاقت گفتن نیست...
آی سایه ها، سایه ها، سایه ها...
سایه های تردید
سایه های خاموش
طاقت ماندن نیست...
اینکه من میگویم وصفِ حالِ من نیست
در کویر این "درد" قطره ای باران نیست...
اینکه من میگویم وصفِ حالِ من نیست...
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #باران_شیخ_الاسلامی بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🖊وصف حال من نیست
✍شعر #باران_شیخ_الاسلامی
🎤صداخوانی #باران_شیخ_الاسلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
من ندارم...
نه توانِ نگفتن، نه توانِ نهفتن!
اما جرأت گفتن نیست
چکنم با دلِ دیوانۀ خود
که منِ سودایی...
مانده درکارِ خود و حالِ خود و می میرد!
هر زمان این نفسم، برای یک بارِ دگر می گیرد!
من از این شوق و تمنّا
تا سر حد جنون، بیمارم؛
امشب تندترین عصیانِ جهان را دارم
میسوزم...
میسوزم...
میسوزم...
هذیان بر خطم چون شرّر میدوزم
نه از این عشق، توانست که دل بردارم
نه بر این جانِ بیمار امیّدی، که طاقت آرم!
سرِ مجنون صفت و بی عقلم!!
دلِ وحشی صفتِ بی درکم!
من به چه می بالم؟!
به همین عشق؟؟
همین آتش افتاده به عمر!!
که مرا سوزانده...
و به شکلی دیگر، در خودش جان داده!
به سلامی دیر و...
شرح حالی در هم؛
یک خداحافظ هم؟!
من به چه بالیدم؟ به همین افتادن؟!
به همین باورِ تلخ، که مرا پیچانده؟!
که مرا این ساعت به نوشتن رانده...
آینه زود به دیوار بخور
و هزاران "من" شو...
"من" نه اینم که همه آینه ها میگویند!
من همین بارانم...
که کنون بی وقفه، بر زمین تنِ خود میبارم!
من همین عصیانی، پشت هم میگویم...
بی هوس میگویم...!
بی رعایت عروض
نه سپیدست ، نه نو...
یک بداهه "درد" است
تب و هذیانِ زنی لابه لای دفترش...
حالِ بد، مُردنِ من...
انگار دارم دنبال قبر خودم میگردم
وسطِ قبرستان...
بعد آزادی روح، از تنِ این زندان!
یک زمانی ناگهان...
در کسی "من" گم شدم!
"من" اینکه نگاه های آشنا میگویند: "میشناسم"...
نیستم!
"من" که را میجویم؟!
"من" شاید سالهاست که دروغ میگویم!
از خودم میپرسم:
تا به کی می تابی در چنین زنجیری؟!
که ترا می بندد هر نفس
بر این سردِ سیاهِ منحوس!
بر کابوس؟!
بی حقیقت امّا...
در نقابی بی گناه...
بحث جرأت ها نیست
طاقت گفتن نیست...
آی سایه ها، سایه ها، سایه ها...
سایه های تردید
سایه های خاموش
طاقت ماندن نیست...
اینکه من میگویم وصفِ حالِ من نیست
در کویر این "درد" قطره ای باران نیست...
اینکه من میگویم وصفِ حالِ من نیست...
🗣📻 این شعر را با صدای بانو #باران_شیخ_الاسلامی بشنوید👇
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺⛈
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎀🌺🎀🌺
🎀🌺🎀
🎀🌺
🎀
من شاعرم
خوش میزنم
از عشق و از مستی رقم
اما به چشمانت قسم
چشم تو
خوشتر میزند!
حسین منزوی
@shernosh
🎀
🎀🌺
🎀🌺🎀
🎀🌺🎀🌺
🎀🌺🎀
🎀🌺
🎀
من شاعرم
خوش میزنم
از عشق و از مستی رقم
اما به چشمانت قسم
چشم تو
خوشتر میزند!
حسین منزوی
@shernosh
🎀
🎀🌺
🎀🌺🎀
🎀🌺🎀🌺