#ادامه_ی_داستان
به یاد دارم در قصههای دوران کودکی، همیشه موجودات مختلف با خطر دست به گریبان بودند، اما خطر همیشه از سمت حیوانی از نوع دیگر به سراغشان میآمد. گرگ، بره را میدرید، شیر، آهو را و روباه، خروس را تعقیب میکرد. به نظر میرسید جانوران همنوع از همدیگر پشتیبانی میکردند. حتی موجودات قوی در درون گروه از ضعیفها مراقبت میکردند و نر و ماده همنوع، به یکدیگر عشق میورزیدند و کودکانی دلربا به دنیا میآوردند.
اما این قاعده ی دنیای ما آدمها نبود و حیوانات در زندگی ما هرکدام تبدیل به نمادی از خصایل انسانی و گاه تبدیل به یک علامت خطر بزرگ میشدند که: ایها النسوان به گوش باشید و به هوش که آدمیزادهای از جنس نر و درنده همچون گرگ رخ نشان میدهد. شیر و شغال برای دریدن ما پا به عرصه هستی گذاشته بودند و البته این نقش هراسناک لولو خورخورهای تا لحظه ازدواج در من و ما ادامه پیدا میکرد و بعد از ازدواج بلافاصله تبدیل به جلال و جبروتی خدایگونه میشد. حالا بانوان محترم باید نقش بره را رها میکردند و در قالب بنده فرو میرفتند تا رستگار میشدند که صد البته در این نقش نیز، نه خبری از لذت بود و نه از عشق وعاطفه.
حال از روزهای اول جوانی و تجربه بوسه نخست و همآغوشیهای دزدکی سالها گذشته است. روزها و سالها گذشت و هیچ اتفاقی رخ نداد. در گذر تاریخ، چیزی در درون من و ما رسوب کرده بود و به آسانی پاک نمیشد.
حالا بعد از گذر از آنهمه سال، فکر میکنم برای لذت بردن از هر نوع رابطهای باید در یک رابطه برابر باشیم.
در این صورت حتماً مردانی هم هستند که بوسیدنشان، آدم را یاد هیچ شیر و روباهی نیندازد.
─═ঊঈ سمیّه تیرتاش ঈঊ═─
#سمیه_تیرتاش . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #نسیم_اسماعیل_زاده .
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
به یاد دارم در قصههای دوران کودکی، همیشه موجودات مختلف با خطر دست به گریبان بودند، اما خطر همیشه از سمت حیوانی از نوع دیگر به سراغشان میآمد. گرگ، بره را میدرید، شیر، آهو را و روباه، خروس را تعقیب میکرد. به نظر میرسید جانوران همنوع از همدیگر پشتیبانی میکردند. حتی موجودات قوی در درون گروه از ضعیفها مراقبت میکردند و نر و ماده همنوع، به یکدیگر عشق میورزیدند و کودکانی دلربا به دنیا میآوردند.
اما این قاعده ی دنیای ما آدمها نبود و حیوانات در زندگی ما هرکدام تبدیل به نمادی از خصایل انسانی و گاه تبدیل به یک علامت خطر بزرگ میشدند که: ایها النسوان به گوش باشید و به هوش که آدمیزادهای از جنس نر و درنده همچون گرگ رخ نشان میدهد. شیر و شغال برای دریدن ما پا به عرصه هستی گذاشته بودند و البته این نقش هراسناک لولو خورخورهای تا لحظه ازدواج در من و ما ادامه پیدا میکرد و بعد از ازدواج بلافاصله تبدیل به جلال و جبروتی خدایگونه میشد. حالا بانوان محترم باید نقش بره را رها میکردند و در قالب بنده فرو میرفتند تا رستگار میشدند که صد البته در این نقش نیز، نه خبری از لذت بود و نه از عشق وعاطفه.
حال از روزهای اول جوانی و تجربه بوسه نخست و همآغوشیهای دزدکی سالها گذشته است. روزها و سالها گذشت و هیچ اتفاقی رخ نداد. در گذر تاریخ، چیزی در درون من و ما رسوب کرده بود و به آسانی پاک نمیشد.
حالا بعد از گذر از آنهمه سال، فکر میکنم برای لذت بردن از هر نوع رابطهای باید در یک رابطه برابر باشیم.
در این صورت حتماً مردانی هم هستند که بوسیدنشان، آدم را یاد هیچ شیر و روباهی نیندازد.
─═ঊঈ سمیّه تیرتاش ঈঊ═─
#سمیه_تیرتاش . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #نسیم_اسماعیل_زاده .
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
attach 📎
گفته بودم که: تو را دوست ندارم دیگر...
"درد" آنجا که عمیق است به حاشا برسد!
─═ঊঈ #احسان_افشاری ঈঊ═─
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
"درد" آنجا که عمیق است به حاشا برسد!
─═ঊঈ #احسان_افشاری ঈঊ═─
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌨💦💦🌺
💦💦🌺
💦🌺
🌺
🌸🔹 #با_تو_بودن
🌸🎤صداخوانی #الهه_حیدری
🌸🎧آواز #فرشاد_فرخ_پور
🌸👈تنظیم #آرتا_رحیمی
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
💦💦🌺
💦🌺
🌺
🌸🔹 #با_تو_بودن
🌸🎤صداخوانی #الهه_حیدری
🌸🎧آواز #فرشاد_فرخ_پور
🌸👈تنظیم #آرتا_رحیمی
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
Telegram
attach 📎
💦🌸
🌸
خوانده بود:
زیر #باران باید رفت.
فکر میکرد:
زیر باران باید...
#رفت
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌸
خوانده بود:
زیر #باران باید رفت.
فکر میکرد:
زیر باران باید...
#رفت
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
💦🌸
🌸
میخواستم بمانم، رفتم
میخواستم بروم، ماندم
نه رفتن مهم بود وُ نه ماندن...!
مهم
#من بودم
که نبودم
─═ঊঈ #گروس_عبدالملکیان ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
میخواستم بمانم، رفتم
میخواستم بروم، ماندم
نه رفتن مهم بود وُ نه ماندن...!
مهم
#من بودم
که نبودم
─═ঊঈ #گروس_عبدالملکیان ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#طعم_گناهت
یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت
یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت
از حسرت دیدار همینقدر بدان که
همرنگ شده بخت من و موی سیاهت
ماه قمری قدرت تغییر ندارد
جایی که نمایان نشود صورت ماهت
لبهای پر از حسرت من عضو اضافیست
وقتی که بر آن حس نشود طعم گناهت
تو موج خروشانی و در حال گذشتن
من سنگ صبوری که میفتم سر راهت
تو می روی و پشت سرت کاسه ی اشکم
تقدیر من این است..
خدا پشت و پناهت..
🌧─═ঊঈ #علی_صفری ঈঊ═─
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#طعم_گناهت
یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت
یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت
از حسرت دیدار همینقدر بدان که
همرنگ شده بخت من و موی سیاهت
ماه قمری قدرت تغییر ندارد
جایی که نمایان نشود صورت ماهت
لبهای پر از حسرت من عضو اضافیست
وقتی که بر آن حس نشود طعم گناهت
تو موج خروشانی و در حال گذشتن
من سنگ صبوری که میفتم سر راهت
تو می روی و پشت سرت کاسه ی اشکم
تقدیر من این است..
خدا پشت و پناهت..
🌧─═ঊঈ #علی_صفری ঈঊ═─
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یک بوسه که از باغ تو چینند به چند است؟
پروانه ی تاراج گلت بند به چند است؟
خالی شدم از خویش و به خالت نرسیدم
آخر مگر این دانه ی اسفند به چند است؟
یک نامه به نامم ننوشتی مگر آخر
کاغذ به سمرقند تو ای قند! به چند است؟
نرخ لب پر آب تو و شعر تر من
در کشور زیبایی تو چند به چند است؟
با دار و ندار آمده ام پیش تو، پرکن!
غم نیست که پیمانه ی سوگند به چند است؟
وقتی که به عمری بدهی لب گزه ای را
در تعرفه ی عشق تو لبخند به چند است؟
یک، ده، صد و بیش است خط ساغرُعشاق
تا حوصله ی ذوق تو خرسند به چند است؟
دل مجمر افروخته ام بود و نگفتند
کاین آتشِ با نور همانند به چند است؟
چند اَرزدم آغوش تو در هرم کویری؟
چندین بغل از برف دماوند به چند است؟
🔹👈 ازمجموعه ی #کهربا_و_کافور
🌧─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یک بوسه که از باغ تو چینند به چند است؟
پروانه ی تاراج گلت بند به چند است؟
خالی شدم از خویش و به خالت نرسیدم
آخر مگر این دانه ی اسفند به چند است؟
یک نامه به نامم ننوشتی مگر آخر
کاغذ به سمرقند تو ای قند! به چند است؟
نرخ لب پر آب تو و شعر تر من
در کشور زیبایی تو چند به چند است؟
با دار و ندار آمده ام پیش تو، پرکن!
غم نیست که پیمانه ی سوگند به چند است؟
وقتی که به عمری بدهی لب گزه ای را
در تعرفه ی عشق تو لبخند به چند است؟
یک، ده، صد و بیش است خط ساغرُعشاق
تا حوصله ی ذوق تو خرسند به چند است؟
دل مجمر افروخته ام بود و نگفتند
کاین آتشِ با نور همانند به چند است؟
چند اَرزدم آغوش تو در هرم کویری؟
چندین بغل از برف دماوند به چند است؟
🔹👈 ازمجموعه ی #کهربا_و_کافور
🌧─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌧
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
💦🌸
🌸
مو پریشان کن به روی شانه هایت بی گمان
آنقدر سرگشته داری تا بیابی شانه را
─═ঊঈ #مجتبی_رمضانی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
مو پریشان کن به روی شانه هایت بی گمان
آنقدر سرگشته داری تا بیابی شانه را
─═ঊঈ #مجتبی_رمضانی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
💦🌸
🌸
تو میگویی نبود اما...
#یقین دارم
که آن جا بود
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
تو میگویی نبود اما...
#یقین دارم
که آن جا بود
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
💦🌸
🌸
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن؟! ز آمدن چه خبر؟
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن؟! ز آمدن چه خبر؟
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
💦🌸
🌸
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن؟! ز آمدن چه خبر؟
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن؟! ز آمدن چه خبر؟
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
💦🌸
🌸
قسم به صاحب قلم
که غیر #غم رقم نزد...
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
قسم به صاحب قلم
که غیر #غم رقم نزد...
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
💦🌸
🌸
ای حاصل ضرب جنون
در جان جان جان من
دیوانه در دیوانگی
دیوانه در دیوانه جان
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌸
ای حاصل ضرب جنون
در جان جان جان من
دیوانه در دیوانگی
دیوانه در دیوانه جان
─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─
🌧
🌺 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃
🌨💦💦🌸
💦💦🌸
💦🌸
🌸
🌸🔹شعر زیبای #مرداب
🌸✍️شاعر #یاسر_روستایی
🌸🎼موسیقی و تنظیم #هومن_راد
🌸🎤صداخوانی #مهدی_کبریا
🌸👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
من زنا کرده ام اما زنازاد تویی
آنکه این حالت افسوس به من داد تویی
من زمین خورده ام اما به پا خواهم خواست
آنکه از بیخ تبر خورده و افتاد تویی
من که از شرم خودم آب شدم اما تو
که گرفتار چنین خواب شدم اما تو
تو گِل آلوده ای و گندیده
منِ خر تشنه ی مردام شدم اما تو
تو ولی منتظری باز که خوابم ببرد
تشنگی توخ شود سمت سرابم ببرد
که مگر دلبریت خوش خط و خال
بزند ضربه ای و، طاقت و تابم ببرد
من غلط کردم از اول به شما خندیدم
من غلط کردم که اصلاً شما را دیدم
چشمه ای بودم و آرام گذر میکردم
توِ عفریته مرا چشم زدی گندیدم
این دفعه میروم و دل به کسی میبندم
که اگر گریه کنی هی به تو هم میخندم
کاش آن بار که لبخند تو مجذوبم کرد
با دو دستان خودم قبر تو را میکَندَم
به خدا جای زبان خنجر تیزی بستم
میکنم خون جگرت تا که بفهمی هستم
من که با عالم وآدم به مدارا بودم
دیگر از نفرت امثال شماها مستم
دست خود رو بکش و زود رها کن دستم
کوله بار سفر از شهر شما را بسته ام
من که سرلوحه ی احساس و محبت هستم
هستم اما دگر از دست خودم هم خسته ام
بی جهت دار و ندارم همه را دادم رفت
و به هر کنج جهان آهم و فریادم رفت
آنقدر سینه ی من درد گرفت
درد سیلیِ پدر، یادم رفت
من زنا کرده ام آنجا که به تو دل دادم
فکر کردم که تو شیرینی و من فرهادم
بی حیا میروم و میفهمی
دیگر اکنون تو گرفتاری و من آزادم
این دفعه میروم و دل به کسی میبندم
و اگر گریه کنی هی به تو هم میخندم
کاش آن بار که لبخند تو مجذوبم کرد
با دو دستان خودم قبر تو را میکَندَم
─═ঊঈ #یاسر_روستایی ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
💦💦🌸
💦🌸
🌸
🌸🔹شعر زیبای #مرداب
🌸✍️شاعر #یاسر_روستایی
🌸🎼موسیقی و تنظیم #هومن_راد
🌸🎤صداخوانی #مهدی_کبریا
🌸👈ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
من زنا کرده ام اما زنازاد تویی
آنکه این حالت افسوس به من داد تویی
من زمین خورده ام اما به پا خواهم خواست
آنکه از بیخ تبر خورده و افتاد تویی
من که از شرم خودم آب شدم اما تو
که گرفتار چنین خواب شدم اما تو
تو گِل آلوده ای و گندیده
منِ خر تشنه ی مردام شدم اما تو
تو ولی منتظری باز که خوابم ببرد
تشنگی توخ شود سمت سرابم ببرد
که مگر دلبریت خوش خط و خال
بزند ضربه ای و، طاقت و تابم ببرد
من غلط کردم از اول به شما خندیدم
من غلط کردم که اصلاً شما را دیدم
چشمه ای بودم و آرام گذر میکردم
توِ عفریته مرا چشم زدی گندیدم
این دفعه میروم و دل به کسی میبندم
که اگر گریه کنی هی به تو هم میخندم
کاش آن بار که لبخند تو مجذوبم کرد
با دو دستان خودم قبر تو را میکَندَم
به خدا جای زبان خنجر تیزی بستم
میکنم خون جگرت تا که بفهمی هستم
من که با عالم وآدم به مدارا بودم
دیگر از نفرت امثال شماها مستم
دست خود رو بکش و زود رها کن دستم
کوله بار سفر از شهر شما را بسته ام
من که سرلوحه ی احساس و محبت هستم
هستم اما دگر از دست خودم هم خسته ام
بی جهت دار و ندارم همه را دادم رفت
و به هر کنج جهان آهم و فریادم رفت
آنقدر سینه ی من درد گرفت
درد سیلیِ پدر، یادم رفت
من زنا کرده ام آنجا که به تو دل دادم
فکر کردم که تو شیرینی و من فرهادم
بی حیا میروم و میفهمی
دیگر اکنون تو گرفتاری و من آزادم
این دفعه میروم و دل به کسی میبندم
و اگر گریه کنی هی به تو هم میخندم
کاش آن بار که لبخند تو مجذوبم کرد
با دو دستان خودم قبر تو را میکَندَم
─═ঊঈ #یاسر_روستایی ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
Telegram
attach 📎
🌨💦💦🌸
💦💦🌸
💦🌸
🌸
#هجرانی
چه هنگام میزیستهام؟
کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من ــ
اگر این آفتاب هم آن مشعلِ کال است
بیشبنم و بیشفق
که نخستین سحرگاهِ جهان را آزموده است.
چه هنگام میزیستهام،
کدام بالیدن و کاستن را من
که آسمانِ خودم
چترِ سرم نیست؟ ــ
آسمانی از فیروزه نیشابور با رگههای سبزِ شاخساران، همچون فریادِ واژگونِ جنگلی
در دریاچهای،
آزاد و رها
همچون آینهای که تکثیرت میکند.
بگذار آفتابِ من پیرهنم باشد
و آسمانِ من آن کهنهکرباسِ بیرنگ.
بگذار
بر زمینِ خود بایستم
بر خاکی از بُرادهی الماس و رعشهی درد.
بگذار سرزمینم را زیرِ پای خود احساس کنم و صدای رویشِ خود را بشنوم:
رُپرُپهی طبلهای خون را در چیتگر
و نعرهی ببرهای عاشق را در دیلمان.
وگرنه چه هنگام میزیستهام؟
کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من؟
─═ঊঈ #احمد_شاملو ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
💦💦🌸
💦🌸
🌸
#هجرانی
چه هنگام میزیستهام؟
کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من ــ
اگر این آفتاب هم آن مشعلِ کال است
بیشبنم و بیشفق
که نخستین سحرگاهِ جهان را آزموده است.
چه هنگام میزیستهام،
کدام بالیدن و کاستن را من
که آسمانِ خودم
چترِ سرم نیست؟ ــ
آسمانی از فیروزه نیشابور با رگههای سبزِ شاخساران، همچون فریادِ واژگونِ جنگلی
در دریاچهای،
آزاد و رها
همچون آینهای که تکثیرت میکند.
بگذار آفتابِ من پیرهنم باشد
و آسمانِ من آن کهنهکرباسِ بیرنگ.
بگذار
بر زمینِ خود بایستم
بر خاکی از بُرادهی الماس و رعشهی درد.
بگذار سرزمینم را زیرِ پای خود احساس کنم و صدای رویشِ خود را بشنوم:
رُپرُپهی طبلهای خون را در چیتگر
و نعرهی ببرهای عاشق را در دیلمان.
وگرنه چه هنگام میزیستهام؟
کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من؟
─═ঊঈ #احمد_شاملو ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸☘️🌸
و خواستن تو جنینی است در من
که نه سقط میشود،
نه به دنیا میآید...
─═ঊঈ #لیلا_کردبچه ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
که نه سقط میشود،
نه به دنیا میآید...
─═ঊঈ #لیلا_کردبچه ঈঊ═─
🌧
🌸⛈
☘️☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
تا عرش کبریا می برد
هرکه دارد
هوای جنون...
سیب هم
هنگام هبوط
بوی لیلا می داد...
─═ঊঈ #فکری_احمدی_زاده ঈঊ═─
🌧
🌸 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
هرکه دارد
هوای جنون...
سیب هم
هنگام هبوط
بوی لیلا می داد...
─═ঊঈ #فکری_احمدی_زاده ঈঊ═─
🌧
🌸 https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
Forwarded from شعرنوش
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #یار_دور_دست
✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ای یار دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
ای چلچراغ کهنه، که زآن سوی سال ها
از هر چراغ تازه، فروزان تری هنوز
بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوه های وسوسه، بارآوری هنوز
آن سیب های، راه به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف، تو می پروری هنوز
وآن سفره ی شبانه ی نان و شراب را
بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز
سودای بی زوال نخستین و آخرین!
عمرم گذشته است و توأم در سری هنوز
با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
─═ঊঈ زنده یاد استاد منزوی ঈঊ═─
#استاد_حسین_منزوی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #سلطان_غزل_معاصر
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #یار_دور_دست
✍️شعر #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
ای یار دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
ای چلچراغ کهنه، که زآن سوی سال ها
از هر چراغ تازه، فروزان تری هنوز
بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوه های وسوسه، بارآوری هنوز
آن سیب های، راه به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف، تو می پروری هنوز
وآن سفره ی شبانه ی نان و شراب را
بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز
سودای بی زوال نخستین و آخرین!
عمرم گذشته است و توأم در سری هنوز
با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
─═ঊঈ زنده یاد استاد منزوی ঈঊ═─
#استاد_حسین_منزوی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #سلطان_غزل_معاصر
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #دكمه_سفيد
✍️شعر #كاظم_بهمني
مپرس از تو چرا دل بريدم از اول
به دست هاي تو كم بود اميدم از اول
تو تاب گريه نداري؛ زمين نمي خوردم
به اين نتيجه اگر مي رسيدم از اول
دهان به خواهش بيهوده وا نمي كردم
اگر جواب تو را مي شنيدم از اول
اگر از آخر قصه كسي خبر مي داد
بخاطر تو عقب مي كشيدم از اول
به چيدن پر و بالم چه احتياجي بود
من از قفس به قفس مي پريدم از اول
از آن دو قفل شكسته حلاليت بطلب
نمي گشود دري را كليدم از اول
به چشم هاي خودت هم بگو:"فراق بخير"
اگر چه خيري از آنها نديدم از اول...
─═ঊঈ #كاظم_بهمني ঈঊ═─
#كاظم_بهمني . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #غزل_معاصر
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #دكمه_سفيد
✍️شعر #كاظم_بهمني
مپرس از تو چرا دل بريدم از اول
به دست هاي تو كم بود اميدم از اول
تو تاب گريه نداري؛ زمين نمي خوردم
به اين نتيجه اگر مي رسيدم از اول
دهان به خواهش بيهوده وا نمي كردم
اگر جواب تو را مي شنيدم از اول
اگر از آخر قصه كسي خبر مي داد
بخاطر تو عقب مي كشيدم از اول
به چيدن پر و بالم چه احتياجي بود
من از قفس به قفس مي پريدم از اول
از آن دو قفل شكسته حلاليت بطلب
نمي گشود دري را كليدم از اول
به چشم هاي خودت هم بگو:"فراق بخير"
اگر چه خيري از آنها نديدم از اول...
─═ঊঈ #كاظم_بهمني ঈঊ═─
#كاظم_بهمني . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #غزل_معاصر
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃