شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
آبی که از سرم گذشت
همه چیز را بُرد
حتّی خیالت را...

─═ঊঈ #اعظم_اکبری ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
آبی که از سرم گذشت
همه چیز را بُرد
حتّی خیالت را...

─═ঊঈ #اعظم_اکبری ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
Forwarded from عکس نگار
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂⬅️ #تنها_نماد_عشق
🍂✍🏻شعر #علی_صفری

پاییز یعنی دختری تنها
در پشت میزی گوشه ی کافه
پاییز یعنی خیره ماندن در
یخ کردن فنجان نسکافه

پاییز یعنی یک سکوت تلخ
وقتی که از فریاد لبریزی
پاییز یعنی در کنارت نیست
اما برایش چای میریزی

پاییز یعنی دختری تنها
که گریه هایش شانه کم دارد
پاییز یعنی عاشقش هستم
پاییز یعنی دوستم دارد?

پاییز یعنی نیمه ی کامل
در خاطراتی دور جا مانده
پاییز یعنی پنجره از ماه
تا آخر عمرش جدا مانده

پاییز یعنی گفتن یک اسم
باران به روی گونه می بارد
پاییز یعنی عاشقش هستم
پاییز یعنی دوستم دارد?

زیباترین تصویر از عاشق
دیوانگی در زیر باران است
پاییز و باران محترم اما
تنها نماد عشق آبان است


─═ঊঈ #علی_صفری ঈঊ═─

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂⬅️ #سکه_ماه
🍂✍🏻شعر #استاد_حسین_منزوی
🍂🎤صداخوانی #شادن_کچوئی
🍂🎼آواز #بانو_مرجان
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

🖊چشماتو وا کن که سحر
تو چشم تو بیدار بشه
صدا بزن اسممو تا
زمسونم بهار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه
یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزارهزار بشه
اون که میون من و تو
خط جدایی کشیده
دل میگه نفریش کنم به دردمون دچار بشه
سر به ستاره میزنم
سکۀ ماهو میشکنم
یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه
♫
🖊با من بمون با من بمون نذار که تنها بمونم
نذار که خونۀ دلم دوباره تنگ و تار بشه
عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق
یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه
یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزارهزار بشه
سر به ستاره میزنم
سکۀ ماهو میشکنم
یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه
♫
🖊چشماتو وا کن که سحر
تو چشم تو بیدار بشه
صدا بزن اسممو تا
زمستونم بهار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه
یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزارهزار بشه
اون که میون من و تو
خط جدایی کشیده
دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه
سر به ستاره میزنم
سکۀ ماهو میشکنم
یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه
♫
🖊با من بمون با من بمون نذار که تنها بمونم
نذار که خونۀ دلم دوباره تنگ و تار بشه
عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق
یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه
یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزارهزار بشه
دلم هزارهزار بشه
دلم هزارهزار بشه



─═ঊঈ #استاد_حسین_منزوی ঈঊ═─

🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/sekeye-mah
🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
🍂⬅️ #توبه_نصوح
🍂📖نقل از #مثنوی_معنوی_حضرت_مولانا (دفتر پنجم)
🍂🗣راوی #رضا_دانشور
🍂✅ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂⬅️ #توبه_نصوح
🍂📖نقل از #مثنوی_معنوی_حضرت_مولانا (دفتر پنجم)
🍂🗣راوی #رضا_دانشور
🍂✅ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش

میگویند نصوح مردى بدون ريش و سبیل؛ همانند زنان بود.
دو پستان تقریباً برجسته داشت و در يكى از حمام هاى زنانه كارگرى میكرد.
او شغلش دلاكي حمام زنانه بود.
به اندازه اى چابك و مهارت داشت كه همه زنها مايل بودند او بدن انها را كيسه بكشد.
روزی دختر پادشاه به حمام رفت و از او خواست که وی را بشوید.
وقتى كار نظافت تمام شد، دست بر قضا در همان وقت انگشتر گرانبهای دختر پادشاه گم شد
و او چون آن را خيلى دوست مىداشت در غضب شد
و به دو تن از خدمتكاران مخصوصش فرمان داد همه كارگران را بگردند،
تا بلكه آن گوهر پيدا شود.
خدمتکاران كارگران را يكى بعد از ديگرى گشتند.
نوبت به نصوح رسيد، خود را ميان خزینه حمام پنهان كرد،
مأموران براى گرفتنش به خزینه وارد شدند،
و فهميد الآن است كه رسوا شود،
دست حاجت به درگاه الهى دراز نمود و از او خواست
كه از اين غم و رسوايى نجاتش ‍ دهد.
ناگهان از بيرون حمّام آوازى بلند شد که انگشتر پيدا شد.
پس از او دست كشيدند و نصوح خسته و نالان
شكر الهى را بجاى آورده و از حمام بیرون رفت و ...

✅لذا توبه های سخت و محکم را به #توبه_نصوح مَثَل میزنند...


─═ঊঈ #مثنوی_معنوی_حضرت_مولانا ঈঊ═─

🍂◀️برای خوانش و یا شنیدن کامل این داستان #فایل_پی_دی_اف 📚و یا #فایل_صوتی 🎧 را که از دفتر پنجم #مثنوی_معنوی_حضرت_مولانا نقل شده است، دریافت کنید.

🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/tobeye-nasoh

🍂📚 فایل #پی_دی_اف را دریافت کنید
http://s8.picofile.com/file/8342961884/Tobeye_Nasoh.pdf.html
🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #تو_میدانی
🍂✍🏻نوشتۀ #جواد_زاهدی
🍂🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

تو میدانی که من هرگز به خود نیاندیشیدم،
تو میدانی و همه میدانند که من...
حیاتم، هوایم، همه خواسته هایم
به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است.

تو میدانی و همه میدانند که
هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته ام،
از ترس خلافت تشیع ام را از یاد نبرده ام.

تو میدانی و همه میدانند که
نه ترسویم نه سودجو!

تو میدانی و همه میدانند که
من سراپایم مملو از عشق به تو
و آزادی تو
و سلامت تو بوده است،
و هست
و خواهد بود.

تو میدانی و همه میدانند که
دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است.

تو میدانی و همه میدانند که
من خودم را فدای تو کرده ام
و فدای تو میکنم
که ایمانم تویی
و عشقم تویی
و امیدم تویی
معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم،
رنگ و بویی ندارد...
طمعی ندارد.

تو میدانی و همه میدانند که
شکنجه دیدن به خاطر تو،
زندان کشیدن برای تو
و رنج کشیدن به پای تو
تنها لذّت بزرگ من است.

از شادی تو است که من در دل میخندم.
از امید رهایی توست که
برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد،
و از خوشبختی تو است که
هوای پاک سعادت را...
در ریه هایم...
احساس میکنم.


─═ঊঈ #جواد_زاهدی ঈঊ═─

🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/to-midani

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞💦🌨☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
روسری هیچ زنی
قد و قواره‌ی جنگ نیست
گل‌های خشکیده‌ی پیرهنت اما
نجات سربازان بی‌رویاست

با دست‌های یتیم در خاک
قاب‌ها را گور به گور گریستم
می‌خواهی بدانی در کدام عکس
مرگ به چشمانت نزدیک‌تر است
و صلح
کدام لبخندت بود
كه در گلوله‌ی بعد خودم را به تو برسانم
و از شعر به چشم‌هات سنگر بسازم

از ما استخوانی آفتاب ندیده
سایه‌های آشوب را کنار می‌زند
و از ابر چشمان کودکان
هزار رنگین‌کمان
به فردا کوچ می‌کنند
دوباره به هم می‌رسیم
و در لب‌های تبعیدی به مرگ
این بار خونی گلویمان را نمی‌گیرد.




─═ঊঈ #سحر_گودرزوند ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #نماد_عشق
🍂✍🏻شعر #علی_صفری
🍂🎤صداخوانی #آیلا_گونش
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

پاییز یعنی دختری تنها
در پشت میزی گوشه ی کافه
پاییز یعنی خیره ماندن در
یخ کردن فنجان نسکافه

پاییز یعنی یک سکوت تلخ
وقتی که از فریاد لبریزی
پاییز یعنی در کنارت نیست
اما برایش چای میریزی

پاییز یعنی دختری تنها
که گریه هایش شانه کم دارد
پاییز یعنی عاشقش هستم
پاییز یعنی دوستم دارد؟

پاییز یعنی نیمه ی کامل
در خاطراتی دور جا مانده
پاییز یعنی پنجره از ماه
تا آخر عمرش جدا مانده

پاییز یعنی گفتن یک اسم
باران به روی گونه می بارد
پاییز یعنی عاشقش هستم
پاییز یعنی دوستم دارد؟

زیباترین تصویر از عاشق
دیوانگی در زیر باران است
پاییز و باران محترم اما
تنها نماد عشق آبان است...



─═ঊঈ #علی_صفری ঈঊ═─

🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/nemade-eshgh

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
بزرگترین #توهین

به یک انسان...

انکارِ رنجِ اوست...


#چزاره_پاوزه

@shernosh
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #غم_ممتد
🍂✍🏻شعر #علی_توکلی
🍂🎤صداخوانی #ترانه_پرتو
🍂🎼کمانچه #نرگس_دهقانی
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

باز در عمق وجودم غم ممتد شده ام
بی تو با هر چه خوشی داشته ام، بد شده ام

عقل با دفتر شعرم سر دعوا دارد
که غزل بودم و از مرز جنون رد شده ام

مثل آن بُغض عجیبی که خودش را کُشته
بین مرگ و خفقان هام مُردّد شده ام

و غروری که مرا لال به بار آورد و ...
آنکه می مُرد ولّی حرف نمی زد شده ام

چه بگویم که سکوتم سرطان زاست ولّی
در نبودت سرطانی تر از آن حدّ شده ام

شهر هم تاب مرا مثل تو انگار نداشت!
کار عشق است چنین شاعر مرتد شده ام

زندگی می کنم و می کُشدم خاطره ها
من همانم که پُر از مرگ مجدد شده ام

نه که با یک غزل و شعر غمم می میرد
که من از عمق وجودم غم ممتد شده ام




─═ঊঈ #علی_توکلی ঈঊ═─

🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/ghame-mommtad

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂⬅️ #همه_فاصله_ها_را
🍂✍🏻شعر #محمد_علی_بهمنی

گفتم: بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را
تا زود تر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پَر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را


─═ঊঈ #محمد_علی_بهمنی ঈঊ═─

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
✅ یک زن هیچ آسیبی نمی تواند به تو برساند،
جُز اینکه:
تُرا نادیده بگیرد...

#ژان_لوک_گدار

@shernosh
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #حالت
🍂✍🏻شعر #امیرحسین_اسیوند_چمعالی
🍂🎤صداخوانی #شادن_کچویی
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

سرخ ترین حالت لبهای تو
شهر شود محو تماشای تو
دست کشی ،مو پریشان کنی
آب و هوای همه طوفان کنی
تیشه ی فرهادمت ای بیستون
کوه ترین کوه جهان در جنون
نقشه ی فنجان من ابروی توست
آن چه مرا کشت همان بوی توست
جای لبانت زده ای میکده
راه لباست به دو آتشکده
چشم تو یک حادثه را ساخته
مرد به تو زل بزند باخته
پیش لبت وسوسه هر دم شدم
ماده ی شیطان،من آدم شدم
عشق مرا فارغ دنیا بخواه
سیب بچین،حضرت حوا بخواه
مرد منم بوسه مرا تاب نیست
سیب همه مثل تو نایاب نیست
عشق کند نام تو را صرف صرف
ای رخ تو برف تر ازبرف،برف
برف به تاریکی جانم زدی
دست به فردای جهانم زدی
کوی من از بوی تو لبریز شد
دل نگران از غم پائیز شد
عشق به زردی رخم می گریست
گفت که این راه به "دیوانگیست"
عشق خبر از لب قندت نداشت
یا خبر از موی بلندت نداشت
عشق ندانست که #ماه_منی
پیش خدا هم تو گناه منی
من به خدا گفته ام از این عجیب
آمده ام تا بکنم سیب سیب
عشق کجا حجم تنت دیده بود
میوه ای از پیرهنت چیده بود
عشق اگر خون جگر خورده بود
از خم ابرو تبر خورده بود
شعر برای غم خود می نوشت
نام تو را ماتم خود می نوشت
شعر مرا لهجه ی تو می ربود
قافیه ها نام تو را می سرود
نصف جهان را همه وابسته کن
عشق ترین حالت زاینده رود
عشق که یک دم به تو درگیر نیست
عاقبتش تیزی تقدیر نیست
عشق فقط روی مرا دیده است
کوچ دو ابروی مرا دیده است
عشق اگر حال تو بیمار شد
عاقبتت هرشب و سیگار شد
یا اگر از بوی زنی مست شدی
پای نگاهش کس و بی کس شدی
عشق اگر از دل خود خسته ای
یعنی از این پس، تو وابسته ای
بعد تو در جبر نفس زیستن
سهم من است و غم سیگار من
بعد تو من هرزه ی غم ها شدم
بعد تو آواره ی آواره من
بعد تو ای عشق جهانم شکست
عزم سفر در چمدانم شکست
مرد دگر دست به جامت زده
مهر بد اندیش به نامت زده
بعد تو هر فصل مرا زرد کرد
هر چه نباید غم نامرد کرد
بعد تو هر گور مرا می گرفت
یک غم ناجور مرا می گرفت
بعد من این شهر شده دام تو
قصر به جامش زده بهرام تو
عشق مگر حال مرا دیده ای؟
آخر این راه به دیوانگی است؟
واژه ی دیوانه مرا هیچ نیست
آخر این راه به آوارگیست



─═ঊঈ #امیرحسین_اسیوند_چمعالی ঈঊ═─

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #تو_میدانی
🍂✍🏻نوشتۀ #جواد_زاهدی
🍂🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی
🍂⬅️ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی

تو میدانی که من هرگز به خود نیاندیشیدم،
تو میدانی و همه میدانند که من...
حیاتم، هوایم، همه خواسته هایم
به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است.
تو میدانی و همه میدانند که
هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته ام،
از ترس خلافت تشیع ام را از یاد نبرده ام.
تو میدانی و همه میدانند که
نه ترسویم نه سودجو!
تو میدانی و همه میدانند که
من سراپایم مملو از عشق به تو
و آزادی تو
و سلامت تو بوده است،
و هست
و خواهد بود.
تو میدانی و همه میدانند که
دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است.
تو میدانی و همه میدانند که
من خودم را فدای تو کرده ام
و فدای تو میکنم
که ایمانم تویی
و عشقم تویی
و امیدم تویی
معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم،
رنگ و بویی ندارد...
طمعی ندارد.
تو میدانی و همه میدانند که
شکنجه دیدن به خاطر تو،
زندان کشیدن برای تو
و رنج کشیدن به پای تو
تنها لذّت بزرگ من است.
از شادی تو است که من در دل میخندم.
از امید رهایی توست که
برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد،
و از خوشبختی تو است که
هوای پاک سعادت را...
در ریه هایم...
احساس میکنم.


─═ঊঈ #جواد_زاهدی ঈঊ═─

🎬 در #آرتا_تی_وی (کانال یوتیوب) ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=53fXLd2H3EQ&feature=youtu.be

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂✅ #سکوت
🍂📚از دفتر #اندیشه_های_نسیم
🍂🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
🍂👈تنظیم #آرتا_رحیمی

سکوت، يعني گفتن در نگفتن،
يعني مقابله با شهوت رام نشدني حرف
يعني تمرين برگشتن به دوران جنيني و...
شنيدن انحصاري لالائي قلبِ مادر در تنهائي محض.

سکوت در مکالمه تلفني، يعني ترديد يا مزاحمت، يا شرم.
هر سکوتي، سرشار از ناگفته ها نيست!
بعضي وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست...

موسيقي، يعني سکوت بعلاوه سکوت هاي شکسته شده ي موزون.
سکوتِ آرام کتابخانه، يعني رعد و غرش نهفته ي تمامِ حرف هاي فشرده ي عالم،
در پيش از اين...

سکوتِ شاهد، يعني شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطيلي وجدان.
سکوتِ محکوم بي گناه، يعني بغض، آه، گريه ی درون.
سکوتِ مظلوم، يعني نفريني مطلق و ابدي.
بعضي سکوت را به رشوه اي کلان مي خرند و...
با سودي سرشار، به اسم حق السکوت، مي فروشانند.

سکوتِ عاشق در جفاي معشوق،
يعني پاس حرمتِ عشق.
سکوت، در خود گريه دارد
ولي گريه، با خود سکوتي ندارد.

بعضي با سکوت آنقدر دشمنند که حتي
در خواب هم آنرا با پريشان گوئي مي شکنند.
سکوتِ در بيمارستان، بهترين هديه ي عيادت کنندگان است.
آدم، بسياري حرف ها را که مي شنود،
آرزو مي کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

ايراني ها، از قديم معني سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند
اشکال فقط در استفاده ی گاه و بيگاه از اين دو نعمت، به جاي هم است.
آنان که حرمت سکوت را پاس مي دارند،
بيش از حرّافانِ حرفه اي، به بشر اميدواري مي دهند.

وقتي خدا بخواهد فساد کسي را برملا کند،
نعمتِ سکوت را از او سلب مي کند.
سکوتِ قاضي، رعب آورترين سکوتِ زميني است...
وقتي بداني گناهکاري...

سکوتِ وداعِ واپسين ديدار دو دلدار، هميشه مرطوب است.
سکوتِ يک محکوم به مرگ، پر از پشيماني لزج است.
خيالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است،
ولي شکستني نيست.

زير زمين خانه هاي قديمي تمام مادر بزرگ ها
سرشار از سکوتِ ترشي سير، انار خشکيده، سرکه ي انگور، عروسک ها
و دوچرخه دوران بچگي است.
سينماي صامت، پر از سکوتي گويا و خنده دار بود.

غيرقابل درک ترين سکوت،
متعلق به معلم ادبيات پيري است که، شاگرد قديمش را
در حال غلط خواندن گلستان سعدي
از تلويزيون مي بيند.
آزار دهنده ترين سکوت،
وقتي است که دروغ مي گوئي و مخاطبت در سکوتي سنگين،
فقط نگاه مي کند.
در گورستان،
فقط در ساعات معيني که ارواح به ميهماني مي روند،
سکوت برقرار است.

بعضي، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند،
حيف که زبانشان آخر همه را به باد مي دهد.
آدم هاي ترسو، براي فرار از سکوت،
با خود حرف مي زنند.
تابلوهاي جهت نما، در خيابان و جاده ها، در سکوتي بي ادعا،
عابران را راهنمائي مي کنند.
تمام مردم جهان، با يک زبان واحد سکوت مي کنند،
ولي به محض باز کردن دهان از هم فاصله مي گيرند.
کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتي پرچانگي هم مي کنند.
سکوت، خيلي خيلي خوب است، اما نه هر سکوتي.

بعضي، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند،
به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلي در قبالش گرفته باشند.
در آخرت، تو را به خاطر حرفهاي نسنجيده،
ممکن است مجازات کنند،
ولي سکوتِ بي جايت را، هرگز نمي بخشايند.

سکوت را با هر چيزي مي شود شکست،
ولي با هر چيزي نمي توان پيوند زد.
سکوت، حتي از نوع مطلق اش در نهايت شکستني است.
دفاترِ سفيد و بي خطِ نو، مثل نوارِ خام،
مملو از سکوتند.
تاکنون، هيچ مترجمي پيدا نشده که بتواند سکوت را،
از زباني به زبان ديگر ترجمه کند.

قطعاً يکي از راههاي تحمل ِزندگي،
پناه بردن به سکوت است.
هميشه گفته اند، از آن نترس که هاي و هو دارد
از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت مي کند و در سکوت،
برايت نقشه اي شيطاني مي کشد.
آدم هاي خسيس، ممکن است بي بهانه حرف بزنند،
ولي بي بها، سکوت نمي کنند.
سکوت گاهي وقتها واقعاً زيباست...


─═ঊঈ #اندیشه_های_نسیم ঈঊ═─
🍂🎧در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/sokot

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
Forwarded from عکس نگار
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍂⬅️ #آخرین_دیدار
🍂✍🏻شعر #کارو_دردریان

🖊معرفی شاعر:
کارو (کاراپِت) دِردِریان در سال 1304در #همدان بدنیا آمد و در جولای 2007 در آسایشگاهی به نام #دهکده_ی_مریم در دل #کلیفورنیای_آمریکا جان سپرد.
پیکرش را 7 روز در سردخانه نگهداشتند و چهارشنبه بیست و پنجم جولای در #گورستان_گلندل به خاک سپردند.
کارو متولد شهر همدان بود اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده بود.
آنها بعد مرگ پدر مدتی را در مراغه و تبریز می‌گذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ می‌کنند.
کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است.
او یک‌بار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد که البته حاصلاین ازدواج سه فرزند بود.
کارو در سال 1306 در خانواده ای با 8 فرزند به دنیا آمد.
#ویگن_دردریان نخستین خواننده ی ایرانی به #سبک_پاپ برادر وی بود.
او با برادرش ویگن رابطهٔ بسیار صمیمانه‌ای داشته است.
از کارو می توان به عنوان نخستین افراد پیرو شعر #نیمایی نام برد.

🖊کتابهای کارو:
شکست سکوت
نامه‌های سرگردان
برادرم ویگن
سایهٔ ظلمت
سمفونی سرگردانی یک انسان
خاطرات یک گورکن
ماسه‌ها و حماسه‌ها
پروازهای فکر
دو بیتی ها
و #کفرنامه آثار به یادگار مانده از این شاعر است.
در یک جمله ی کوتاه می توان گفت:
کارو شاعری با شهرت بسیار اما #گمنام است. چرا که عمده اشعار او به صورت کوچه بازاری و سینه به سینه نیز نقل می شود و کمتر افرادی از نویسنده ی متفکر و تنهای اشعار مطلع است.
شعر زیر نمونه ای از اشعار اوست:

هر بار مرا می دید ساعتها گریه می کرد،
آخرین بار که به سراغم آمد،
دیوانه وار می خندید!!
وقتی حالت استفهام مرا دید، با طعنه گفت:
تعجب مکن که چرا می خندم.
من دیگر آن فرد سابق نیستم.
بس است هر چه تو قاه قاه خندیدی و من های های گریستم...

تازه حرفش را تمام کرده بود که
یکباره قطرۀ اشکی سرگردان،
در گوشه ی چشمش لنگر انداخت.
با طعنه گفتم:
بنا نبود گریه کنی، پس این قطره اشک چیست؟

اشک را با دست پاک کرد و فیلسوفانه گفت:
این؟
این که قطره نیست!
قطره ی اشک نیست!
نقطه است؟!
می فهمی؟
نقطه!

این آخرین نقطه ایست که به آخرین جمله ی آخرین فصل کتاب ایمانم،
ایمان به عشق خویش نهادم.

من دیگر به هیچ چیز « تو» ایمان ندارم!
جُز به یکپارچه گی ات...
در...
نامردی...!!

─═ঊঈ #کارو_دردریان ঈঊ═─

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
می نشینم خاطراتت را مرتب می کنم
باز با این خودزنی ها روز را شب می کنم

─═ঊঈ #علی_صفری ঈঊ═─

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
‏ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﻢ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ
ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

‎─═ঊঈ #ناظم_حکمت ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
#دوستت_دارم
در زبان مردان شکل‌های مختلفی دارد...
بعضی‌ها با یک شاخه گل...
بعضی‌ها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ...
برخی با بوسه‌ای آتشین در نیمه‌های شب...
عده‌ای با گفتن: "خانم، آستینم را تا میزنی ؟"
اما...
فقط تعداد اندکی از آن‌ها
بجای گفتن دوستت دارم...
برای معشوقه شان شعر می‌سرایند؛
با این تفاوت،
که می‌خواهند،
تمام دنیا از این دوست داشتن
با خبر شوند...!


─═ঊঈ #هادی_نبی_زاده ঈঊ═─

🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂