و تو مرا با روحانیت شانههایت
میپرورانی
و من قالب زیبای تو را
در جاودانیترین جای قلبام
جاودانی میکنم
از اینکه روزگار تیره است و شب ما تیره است
باک نداریم
من به فروغ تن اندوهگین تو مینگرم
و تو به آتشبازی قلب من خیره میشوی
سرتاسر این پهنهی درد پر از سکوت است
فقط قلبهای ماست که میخواند
در کنار رودی از مرگ به زندگی میاندیشم...
🖌 بیژن جلالی
📷 آلن دلون _ مونیکا بلوچی
🍁 @shernosh
میپرورانی
و من قالب زیبای تو را
در جاودانیترین جای قلبام
جاودانی میکنم
از اینکه روزگار تیره است و شب ما تیره است
باک نداریم
من به فروغ تن اندوهگین تو مینگرم
و تو به آتشبازی قلب من خیره میشوی
سرتاسر این پهنهی درد پر از سکوت است
فقط قلبهای ماست که میخواند
در کنار رودی از مرگ به زندگی میاندیشم...
🖌 بیژن جلالی
📷 آلن دلون _ مونیکا بلوچی
🍁 @shernosh
چقدر خوبه صبح چشاتو که باز میکنی
اول از همه پیامهایی از رفیق ات بگیری
که هر کدومش یه لگد میزنه به تمام خاطرات نداشته ات با اون ؛
اونقدر که فکر میکنی انگار یکی هست اومده تموم کنه هر چی دلتنگی رو؛
اونیکه یه لیوان آب پرتقال خنک تو دستشه و میگه:
بخور سرحال ات میکنه تا شب...
خیلی دلم میخواست کنارت بودم الان؛
لحاف رو می کشیدم روی سرت،
صورت معصوم ات رو نگاه میکردم و
یه ماچ خوشگل ولی آروم رو پیشونیت میکردم
پلکات یه تکونی میخورد و چشاتو باز میکردی
و میگفتی مراقب خودت باش،
شب زودتر بیا یادت نره قراره بریم ...
می پریدم تو حرفت و می گفتم:
سینماااااااا
تو دلم می گفتم دیوونه اس
مگه میشه من یادم بره،
نمیدونه من خدا خدا میکنم که زودتر شب بشه و برگردم پیشش
اصلاً میرم بیرون که دلم بیشتر براش تنگ بشه و زودتر برگردم...
مهم نیست کجا بریم
ولی بریم
مهم اینه زودتر شب بشه
چون دیگه از تنهایی شب نمیترسم...
🖌 آرش برزگر
🍁 @shernosh
اول از همه پیامهایی از رفیق ات بگیری
که هر کدومش یه لگد میزنه به تمام خاطرات نداشته ات با اون ؛
اونقدر که فکر میکنی انگار یکی هست اومده تموم کنه هر چی دلتنگی رو؛
اونیکه یه لیوان آب پرتقال خنک تو دستشه و میگه:
بخور سرحال ات میکنه تا شب...
خیلی دلم میخواست کنارت بودم الان؛
لحاف رو می کشیدم روی سرت،
صورت معصوم ات رو نگاه میکردم و
یه ماچ خوشگل ولی آروم رو پیشونیت میکردم
پلکات یه تکونی میخورد و چشاتو باز میکردی
و میگفتی مراقب خودت باش،
شب زودتر بیا یادت نره قراره بریم ...
می پریدم تو حرفت و می گفتم:
سینماااااااا
تو دلم می گفتم دیوونه اس
مگه میشه من یادم بره،
نمیدونه من خدا خدا میکنم که زودتر شب بشه و برگردم پیشش
اصلاً میرم بیرون که دلم بیشتر براش تنگ بشه و زودتر برگردم...
مهم نیست کجا بریم
ولی بریم
مهم اینه زودتر شب بشه
چون دیگه از تنهایی شب نمیترسم...
🖌 آرش برزگر
🍁 @shernosh
از خیابانی که
نمی دانم به کجا می رود ،
رسیدم به لب هایت !
تو را بوسیدم
و به جای تو
با همه ی گل ها خندیدم
کفش هایت را پوشیدم
و تا ته ِ این شهر ِ ویران شده
دویدم
راه افتاده ام
تا مرز ِ پیراهنت
و دکمه هایت
که با زبان اشاره می گوید :
اینجا سرزمین توست !
چه کشف ِ کوتاهی ست
بوییدن ِ دهانی که
خام است ...
🖌 سولماز حاجی
🍁 @shernosh
نمی دانم به کجا می رود ،
رسیدم به لب هایت !
تو را بوسیدم
و به جای تو
با همه ی گل ها خندیدم
کفش هایت را پوشیدم
و تا ته ِ این شهر ِ ویران شده
دویدم
راه افتاده ام
تا مرز ِ پیراهنت
و دکمه هایت
که با زبان اشاره می گوید :
اینجا سرزمین توست !
چه کشف ِ کوتاهی ست
بوییدن ِ دهانی که
خام است ...
🖌 سولماز حاجی
🍁 @shernosh
🔘 #پندانه
✍️ بیاعتنا باش
🔹کلاغها خیلی دوست دارند عقابها را اذیت کنند.
🔸کلاغ با اینکه از عقاب کوچکتر است، اما چون چابکتر است، میتواند سریع بچرخد و مانور دهد.
🔹گاهی اوقات هنگام پرواز، بالای سر عقاب قرار میگیرد و بهسمت آن شیرجه میرود، ولی عقاب میداند که میتواند اوج بگیرد.
🔸عقاب بهجای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیشتر و بیشتر اوج میگیرد و سرانجام کلاغ عقب میافتد.
🔹وقتی کسی از روی حسادت و غرضورزی اذیتتان میکند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشتسرتان رها کنید.
🍁 @shernosh
✍️ بیاعتنا باش
🔹کلاغها خیلی دوست دارند عقابها را اذیت کنند.
🔸کلاغ با اینکه از عقاب کوچکتر است، اما چون چابکتر است، میتواند سریع بچرخد و مانور دهد.
🔹گاهی اوقات هنگام پرواز، بالای سر عقاب قرار میگیرد و بهسمت آن شیرجه میرود، ولی عقاب میداند که میتواند اوج بگیرد.
🔸عقاب بهجای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیشتر و بیشتر اوج میگیرد و سرانجام کلاغ عقب میافتد.
🔹وقتی کسی از روی حسادت و غرضورزی اذیتتان میکند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشتسرتان رها کنید.
🍁 @shernosh
در نمازم جای ربّ، دائم تو در ذهن منی
گوش هایم در اذان، حیِّ علی دلبر شنید
🖌علی اکبر شاهین پور
🍁 @shernosh
گوش هایم در اذان، حیِّ علی دلبر شنید
🖌علی اکبر شاهین پور
🍁 @shernosh
بگو کجا بروم من؟ به خانهای که ندارم؟
چگونه سر بگُذارم به شانهای که ندارم!
کدام خاطرهات را بغل کنم که بیایی
برای بودنم اینجا بهانهای که ندارم
من آن درخت کهنسال و خشک گوشهی باغم
که دلخوشم به بهار و جوانهای که ندارم
من آن پرنده ی غمگین، من آن مهاجر تنها
چطور دل بسپارم به لانهای که ندارم
تو رفته بودی و ای جان! رسیده بر لب من جان
کجا پیِ تو بگردم نشانهای که ندارم!
🖌 ثریا صفری
🍁 @shernosh
چگونه سر بگُذارم به شانهای که ندارم!
کدام خاطرهات را بغل کنم که بیایی
برای بودنم اینجا بهانهای که ندارم
من آن درخت کهنسال و خشک گوشهی باغم
که دلخوشم به بهار و جوانهای که ندارم
من آن پرنده ی غمگین، من آن مهاجر تنها
چطور دل بسپارم به لانهای که ندارم
تو رفته بودی و ای جان! رسیده بر لب من جان
کجا پیِ تو بگردم نشانهای که ندارم!
🖌 ثریا صفری
🍁 @shernosh
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد
تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد
مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد
بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟"
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...
🖌 فرهاد شریفی
🍁 @shernosh
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد
تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد
مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد
بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟"
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...
🖌 فرهاد شریفی
🍁 @shernosh
#پاییز میتوانست شعری باشد
با دست خط من
روی دامن بلندِ گُلدارت
یا شبیه یک نقاشی
از زنی شبیه تو با موهای بلوند
روی پرده ی نارنجی اتاقم
پاییز می توانست تماشای کازابلانکا باشد
کنار هم؛ در شبی یلدایی
یا خواندن کتابی در دستهای #تو
پُر از عاشقانه هایی که بلند بلند خواندیم
درست شبیه نامه های پدر؛ برای آیدایش....
می بینی!
شعر،نقاشی،فیلم و کتاب...
ترکیبی بی نظیر؛ همراه با موسیقی نگاه تو...
و هر آنچه که تو دوست داری
اما من قانعم!
#برای_من_از_تمام_پاییز_داشتن_یک_خاطره_کافیست
گرمم میکند تا ته زمستان
تا رویش سبز دوباره ی بنفشه ها
آنجا که یاد تو
همچون شراب مست میکند مرا
🖌 آرش برزگر
🍁 @shernosh
با دست خط من
روی دامن بلندِ گُلدارت
یا شبیه یک نقاشی
از زنی شبیه تو با موهای بلوند
روی پرده ی نارنجی اتاقم
پاییز می توانست تماشای کازابلانکا باشد
کنار هم؛ در شبی یلدایی
یا خواندن کتابی در دستهای #تو
پُر از عاشقانه هایی که بلند بلند خواندیم
درست شبیه نامه های پدر؛ برای آیدایش....
می بینی!
شعر،نقاشی،فیلم و کتاب...
ترکیبی بی نظیر؛ همراه با موسیقی نگاه تو...
و هر آنچه که تو دوست داری
اما من قانعم!
#برای_من_از_تمام_پاییز_داشتن_یک_خاطره_کافیست
گرمم میکند تا ته زمستان
تا رویش سبز دوباره ی بنفشه ها
آنجا که یاد تو
همچون شراب مست میکند مرا
🖌 آرش برزگر
🍁 @shernosh
🔘 #نگاه
✍️ شاعر #فریدون_مشیری
🎶 نوازنده تار #کیوان_ساکت
🎤 صدا خوانی #ژاله_صادقیان
📀 از #آلبوم_قاصدک
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
تو نیستی که ببینی
چگونه پیچیده است
طنین شعر نگاه تو در ترانه ی من
به نگاه شکرخند ببری دل ما را، ببرش
سر و جان هم به فدای تو یارا
تو کجا تو کجایی که نبینمت ای گل
به هوای تو گشتم همه جا همه جا را
نکنی گذری به شکسته پری
که ز حال دلم دهمت خبری
به خدا که بیا چو نسیم سحر، گذری کن
به نسیم بهاری همه جا ز تو گفتم
که به من بسپارد، سر زلف شما را...
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #فریدون_مشیری
🎶 نوازنده تار #کیوان_ساکت
🎤 صدا خوانی #ژاله_صادقیان
📀 از #آلبوم_قاصدک
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
تو نیستی که ببینی
چگونه پیچیده است
طنین شعر نگاه تو در ترانه ی من
به نگاه شکرخند ببری دل ما را، ببرش
سر و جان هم به فدای تو یارا
تو کجا تو کجایی که نبینمت ای گل
به هوای تو گشتم همه جا همه جا را
نکنی گذری به شکسته پری
که ز حال دلم دهمت خبری
به خدا که بیا چو نسیم سحر، گذری کن
به نسیم بهاری همه جا ز تو گفتم
که به من بسپارد، سر زلف شما را...
🍁 @shernosh
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #نگاه
✍️ شاعر #فریدون_مشیری
🎶 نوازنده تار #کیوان_ساکت
🎤 صدا خوانی #ژاله_صادقیان
📀 از #آلبوم_قاصدک
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #فریدون_مشیری
🎶 نوازنده تار #کیوان_ساکت
🎤 صدا خوانی #ژاله_صادقیان
📀 از #آلبوم_قاصدک
📀 تهیه و تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
بیا با هم حرفهای نارنجی بزنیم.
مثلاً رازهایت را بگو
انگار که یک نارنگی را پوست کنده باشند و
عطرش هوا را زیبا کرده باشد.
یا مثلاً درد دل کن، بغضات را بشکن؛
انگار که یک انار ترک خورده باشد.
اصلاً نکند از من دلگیر شده باشی؟
بهانهای اگر هست، نگو!
نگهش دار تا آخرین روزهای پاییز.
تا هنگام رسیدن خرمالوها.
شاید تا آن روز، با هم، به غم امروزمان خندیدیم.
غمهای من و تو معتبر نیستند.
مثل برگهای خزان فرو میریزند.
آنچه اصیل است، شادیهای ماست که سبز است.
گیرم که این روزها، دانهاش مانده باشد در دل خاک.
من و تو، جوانه میزنیم.
فصل سوم، موسمِ کم شدنهاست.
از درختان، برگ؛ از آسمان، باران؛
از شبانه روز، آفتاب و از آسمان،
پرندگان کوچنده!
تو اما به من اضافه شو!
پاییز با همین غافلگیریهاست که زیباست.
سرزده، سر برس
دل به دلت خواهم داد.
🖌 سارا کنعان
🍁 @shernosh
مثلاً رازهایت را بگو
انگار که یک نارنگی را پوست کنده باشند و
عطرش هوا را زیبا کرده باشد.
یا مثلاً درد دل کن، بغضات را بشکن؛
انگار که یک انار ترک خورده باشد.
اصلاً نکند از من دلگیر شده باشی؟
بهانهای اگر هست، نگو!
نگهش دار تا آخرین روزهای پاییز.
تا هنگام رسیدن خرمالوها.
شاید تا آن روز، با هم، به غم امروزمان خندیدیم.
غمهای من و تو معتبر نیستند.
مثل برگهای خزان فرو میریزند.
آنچه اصیل است، شادیهای ماست که سبز است.
گیرم که این روزها، دانهاش مانده باشد در دل خاک.
من و تو، جوانه میزنیم.
فصل سوم، موسمِ کم شدنهاست.
از درختان، برگ؛ از آسمان، باران؛
از شبانه روز، آفتاب و از آسمان،
پرندگان کوچنده!
تو اما به من اضافه شو!
پاییز با همین غافلگیریهاست که زیباست.
سرزده، سر برس
دل به دلت خواهم داد.
🖌 سارا کنعان
🍁 @shernosh
Forwarded from اوا (MV)
🔘 کنارم باش
🖌 شاعر: لاادری
🎤 صداخوانی: مهناز وهاب
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه در کانال #شعرنوش
کنارم باش ، این پاییز ،
کنارم باش ، می ترسم...
خزان را دوست دارم من ، ولی بی تو؛
خیابان ، کوچه ها، این شهر، این پاییز؛
تو را بدجور کم دارد!
بدون تو؛
گلوی آسمان ها؛ درد می بارد،
صدای خش خش این برگ ها بی تو؛
صدای نابهنجاریست باور کن؛
به بانگِ مرگ می مانَد!
اگر باشی،
اگر همراهِ من باشی؛
خزان زیباترین فصل است ، می دانم...
کنارت ، چای می چسبد؛
به وقتِ شامگاهان، در هوای سرد و بارانی...
کنارت کوچه ها زیبا،
درختان ، آسمان ، گنجشک ها زیبا،
کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم...
کنارم باش ماهِ من،
که با تو چای می چسبد،
که با تو عاشقی کردن ، دویدن ، شهر در پاییز را دیدن؛
که با تو کافه گردی، شعر خواندن، مبتلا بودن؛
در این پاییز، می چسبد،
عجب پاییز، می چسبد!
کنارِ تو؛
خزان زیباترین فصل است ، می دانم.
🖌 شاعر: لاادری
🎤 صداخوانی: مهناز وهاب
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه در کانال #شعرنوش
کنارم باش ، این پاییز ،
کنارم باش ، می ترسم...
خزان را دوست دارم من ، ولی بی تو؛
خیابان ، کوچه ها، این شهر، این پاییز؛
تو را بدجور کم دارد!
بدون تو؛
گلوی آسمان ها؛ درد می بارد،
صدای خش خش این برگ ها بی تو؛
صدای نابهنجاریست باور کن؛
به بانگِ مرگ می مانَد!
اگر باشی،
اگر همراهِ من باشی؛
خزان زیباترین فصل است ، می دانم...
کنارت ، چای می چسبد؛
به وقتِ شامگاهان، در هوای سرد و بارانی...
کنارت کوچه ها زیبا،
درختان ، آسمان ، گنجشک ها زیبا،
کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم...
کنارم باش ماهِ من،
که با تو چای می چسبد،
که با تو عاشقی کردن ، دویدن ، شهر در پاییز را دیدن؛
که با تو کافه گردی، شعر خواندن، مبتلا بودن؛
در این پاییز، می چسبد،
عجب پاییز، می چسبد!
کنارِ تو؛
خزان زیباترین فصل است ، می دانم.
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 کنارم باش
🖌 شاعر: لاادری
🎤 صداخوانی: مهناز وهاب
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 در کانال #شعرنوش
🍂 @shernosh
🖌 شاعر: لاادری
🎤 صداخوانی: مهناز وهاب
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 در کانال #شعرنوش
🍂 @shernosh
فصل گریه های ناتمام آغاز شد
تقارن کودتا با واقعییت
حرف های به زبان نیامده ای که
برای بردن به سیاهترینِ تاریکی ها شورش کردند.
چند آسمان تا کوچیدن به خاک باقیست
تا دیگر نامی نماند از شب های بیات شده با بی رحمی
چند نگاه تا هرزگی پنجره
چند هق هق تا عزیمت به ویرانی
چند واژه تا سکونت در حیرانی
چند عصیان تا خستگی سکوت باقیست!؟
🖌 رضا غلامی
🍁 @shernosh
تقارن کودتا با واقعییت
حرف های به زبان نیامده ای که
برای بردن به سیاهترینِ تاریکی ها شورش کردند.
چند آسمان تا کوچیدن به خاک باقیست
تا دیگر نامی نماند از شب های بیات شده با بی رحمی
چند نگاه تا هرزگی پنجره
چند هق هق تا عزیمت به ویرانی
چند واژه تا سکونت در حیرانی
چند عصیان تا خستگی سکوت باقیست!؟
🖌 رضا غلامی
🍁 @shernosh
ما
نسلِ بوسههای ممنوع بودیم
عشق را
میانِ لبهای هم
پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما
نسلِ آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را
با لبهایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند.
🖌 زنده یاد افشین یداللهی
🍁 @shernosh
نسلِ بوسههای ممنوع بودیم
عشق را
میانِ لبهای هم
پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما
نسلِ آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را
با لبهایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند.
🖌 زنده یاد افشین یداللهی
🍁 @shernosh
روی پلههای مترو بهش گفتم موهات خیلی قشنگه بچه.
خندید.
گفت همهش منتظر بودم بگی مقنعهت رو سر کن.
گفتم چرا؟
گفت بزرگا همهش همین رو میگن.
گفتم من بزرگ نیستم که نادون.
دوباره خندید.
از ایستگاه اومدیم بیرون.
از توی کوله پشتیم یه کتاب و یه دفتر یادداشت گوسان بهش هدیه دادم.
گفتم چندسالته؟
گفت شونزده، هیوده، پونزده، خدا بده برکت.
گفتم عین هیوا خُلی.
گفت هیوا کیه؟
گفتم خواهر زادمه.
گفت کاش دایی منم بودی.
گفتم دایی نداری مگه؟
گفت نه.
گفتم قبوله، ولی من دایی بددهن بیاعصابیم، عیبی نداره؟
باز خندید.
سر چهارراه گفتم رفتی خونه حتماً بابات رو بغل کن.
گفت آخه اعصاب نداره،
گفتم بگو دایی حمید گفته سفت بغلت کنم.
گفت باشه.
بعد گفت بغلت کنم دایی؟
گفتم هر وقت برام زندایی پیدا کردی بعد.
باز خندید. از اون خندهها که داییها رو بیچاره میکنه.
وایسادم نگاه کردم به رفتنش.
ریزه و رها؛
یه جوجهی سرخوش بود انگار که اولین رقصش تو خنکای پاییز رو تجربه میکنه.
موهاش، قهوهای و بلند، پشت سرش تو هوا سرگردون.
عابرا مست تماشاش.
کاش بدونه چه انکار زیباییه برای مرگ و سیاهی.
کاش بدونه داییش چقدر دوستش داره.
کاش بدونن چقدر دوستشون داریم.
کاش بدونن خورشیدهای کوچولوی قشنگ عمر ما شدن.
رسیدم خونه و گذاشتم یاد خندهی زیبای اون دخترک
مغز و بغضم رو از تلخی مرگ و کشتار پاک کنه.
خوب شد اسمت رو نپرسیدم بچه،
حالا به هر اسمی دلم بخواد دوستت دارم...
🖌 حمید سلیمی
🍁 @shernosh
خندید.
گفت همهش منتظر بودم بگی مقنعهت رو سر کن.
گفتم چرا؟
گفت بزرگا همهش همین رو میگن.
گفتم من بزرگ نیستم که نادون.
دوباره خندید.
از ایستگاه اومدیم بیرون.
از توی کوله پشتیم یه کتاب و یه دفتر یادداشت گوسان بهش هدیه دادم.
گفتم چندسالته؟
گفت شونزده، هیوده، پونزده، خدا بده برکت.
گفتم عین هیوا خُلی.
گفت هیوا کیه؟
گفتم خواهر زادمه.
گفت کاش دایی منم بودی.
گفتم دایی نداری مگه؟
گفت نه.
گفتم قبوله، ولی من دایی بددهن بیاعصابیم، عیبی نداره؟
باز خندید.
سر چهارراه گفتم رفتی خونه حتماً بابات رو بغل کن.
گفت آخه اعصاب نداره،
گفتم بگو دایی حمید گفته سفت بغلت کنم.
گفت باشه.
بعد گفت بغلت کنم دایی؟
گفتم هر وقت برام زندایی پیدا کردی بعد.
باز خندید. از اون خندهها که داییها رو بیچاره میکنه.
وایسادم نگاه کردم به رفتنش.
ریزه و رها؛
یه جوجهی سرخوش بود انگار که اولین رقصش تو خنکای پاییز رو تجربه میکنه.
موهاش، قهوهای و بلند، پشت سرش تو هوا سرگردون.
عابرا مست تماشاش.
کاش بدونه چه انکار زیباییه برای مرگ و سیاهی.
کاش بدونه داییش چقدر دوستش داره.
کاش بدونن چقدر دوستشون داریم.
کاش بدونن خورشیدهای کوچولوی قشنگ عمر ما شدن.
رسیدم خونه و گذاشتم یاد خندهی زیبای اون دخترک
مغز و بغضم رو از تلخی مرگ و کشتار پاک کنه.
خوب شد اسمت رو نپرسیدم بچه،
حالا به هر اسمی دلم بخواد دوستت دارم...
🖌 حمید سلیمی
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
تنها يک زن می تواند
همزمان كه روی صندلی نشسته است
و دامنِ كوتاه اش را
می كشد روی ران هايش
كمی آن طرف تر
چشم هايش را بفرستد دنبالِ شعری كه
روی سينه ی مردی لَم داده است
و با آفتاب به صراحتِ دريا حرف می زند!
زن ها
هر كجا كه بخواهند می نشينند
و هر طور كه بخواهند
دنيا را
از پشتِ زيبايی شان
می بينند !
#بهرنگ_قاسمی
🍁 @shernosh
همزمان كه روی صندلی نشسته است
و دامنِ كوتاه اش را
می كشد روی ران هايش
كمی آن طرف تر
چشم هايش را بفرستد دنبالِ شعری كه
روی سينه ی مردی لَم داده است
و با آفتاب به صراحتِ دريا حرف می زند!
زن ها
هر كجا كه بخواهند می نشينند
و هر طور كه بخواهند
دنيا را
از پشتِ زيبايی شان
می بينند !
#بهرنگ_قاسمی
🍁 @shernosh
Forwarded from ArtaTV
YouTube
تصنیف "خلوت خاص" با صدای "سحر محمدی --- Sahar Mohammadi_Khalvate Khas
#خلوت_خاص
با صدای #سحر_محمدی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
......................................
@Arta Rahimi
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
پیچ من در اینستاگرام : https://www.instagram.com/rahimi_arta
ـــــــــــــــــــــــ…
با صدای #سحر_محمدی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
......................................
@Arta Rahimi
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
پیچ من در اینستاگرام : https://www.instagram.com/rahimi_arta
ـــــــــــــــــــــــ…