شعر و ادب
1.7K subscribers
589 photos
2 videos
2 files
15 links
بی کم و کاست نیست کانالمون اما:


مختصر و مفید


خالی از چرندیات


بیشتر شعر و آثار کمتر دیده شده پست میکنیم، یعنی از شاعران بزرگ کمتر پست میشه


هميشه با ذکر نام صاحب اثر

انواع سبک های شعری و ادبی


دکلمه

بریده کتاب
Download Telegram
باران ببار بی تو دلم غرق ماتم است

باران ...هوای کوچه بدون تو مبهم است

باران ببار بغض فرو خرده ی مرا

امشب عجیب حال دلم غرق در غم است

باران ببار تا که بروید دوباره سیب

در شهر مدتی است که قحطی آدم است

حسی عجیب توی دلم چنگ میزند

دل داده ام به چشم خمارش...مگر کم است؟

امشب تمام بیت وجودم به یاد اوست

این دل برای فتح خیالش مصمم است

باران ببار کوچه ی دل را خراب کن

این کوچه نیست ...معدن غم های عالم است

امشب ببار، عشق مرا مستجاب کن

باران ببار بی تو دلم غرق ماتم است




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#محمد_شفیعی_بویینی
🍂 پاییز شدم ، از عشقِ تو زرد شدم
تبدیل به پُر درد ترین فرد شدم

چون برگِ زمین خورده ، پس از رفتن تو
بازیچه ی باد های وِلگرد شدم




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#وحید_اشجع
درود بر شما همراهان و دوستان عزیزم

این بخشی از شعر های ارسالی دوستان بود
متاسفانه برخی آثار پاک شدند و نتونستیم بررسی کنیم

از این بابت متاسفم

بابت تاخیر بسیار زیاد هم حتما" میبخشید بنده رو 😔


شبتون خوش و تن و روانتون سلامت
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.

باغ بی برگی،

روز و شب تنهاست،

با سکوت پاکِ غمناکش.

سازِ او باران، سرودش باد.

جامه اش شولای عریانی‌ست.

ورجز،اینش جامه ای باید .

بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .

گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .

باغبان و رهگذران نیست .

باغ نومیدان

چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،

ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟

داستان از میوه های سربه گردونسای

 اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .


باغ بی برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .

پادشاه فصلها، پائیز ...




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#مهدی_اخوان_ثالث


پاییزتون سرشار از مهر و مهربانی... ❤️🌹
Channel photo updated
و ما که گریه نکردیم، گریه؟! نه! کردیم...
به ما چه مرد نباید که... ما که نامردیم!
 
اگر که پنجره را سمت عشق می بستند
بدون شعر... و گریه چه کار می کردیم؟!
 
زنی به خاک نشست و به چشممان زل زد
و ما که سایه ی خود را به جا نیاوردیم
 
و قد کشید درون سکوتمان خورشید
و بر جنازه ی یک عشق، سایه گستردیم
 
شما که درد کشیدید، درد را دیدید
به حال ما نرسیدید، ما خود ِ دردیم!
 
خلاصه ی همه ی زندگی ما اشک است
بیا دوباره به آغاز شعر برگردیم
 



❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#سید_مهدی_موسوی
‌
میخواهم بمیرم ...
میخواهم یک میلیارد بار بمیرم ؛

و در جهانی برخيزم
که در آن هر انسانی 
بیش از یک بار نميرد ...





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#ژاک_پره_ور
صورتم را شانه به شانه اش گذاشتم و گفتم دلم میخواهد ماه من و تو، همیشه پشت ابر بماند و هیچ کس از عشق ما باخبر نشود.
آدم ها حسودند،
زمانه بخیل است،
و دنیا عاشق کش است.




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#عباس_معروفی
سال بلوا
جايت کنون نباشد جز در كنار اغيار

ياد آن زمان كه بی ما جایی نمی نشستی...





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️



#مشتاق_اصفهانی
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان،

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند...



❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#صائب_تبریزی
شکنجه بیشتر از این
که پیش چشم‌ خودت

کسی که سهم تو باشد
به دیگران برسد؟؟!😔





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️



#نجمه_زارع
.
پرچم عشق همین گوشه‌یِ پیراهنِ توست...



❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️



#علیرضا_آذر
زندگی کردمت بهانه ی من
جز تو هر چه زنده را کشتم

چند سال است روزگار منی
مثل سیگار لای انگشتم




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️



#علیرضا_آذر
مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند.

هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت.
اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. (گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…)!
پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ ریختند و به شدت تشنه بودند.
در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی باسنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود.
رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان کرد و گفت: "روز بخیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟"
دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره کرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چقدر دلتان می‌خواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."
مسافر خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد.
ازنگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد.
پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند.

راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد.
مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز کشیده بود وصورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر که می‌خواهیدبنوشید.
مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد.
مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
مرد گفت: بهشت!
بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند وگفت:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "
آن مرد گفت: کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌کنند!!! چون تمام آنهایی که حاضرندبهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا می‌مانند...





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️





شیطان و دوشیزه پریم

#پائولو_کوئیلو
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا

ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#انوری
بدبختی بزرگی است
که دیـگری را
به رغم اینـکه
دیـگر دوستمـان نمی دارد
همچنـان دوست بـداریم ... !





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️





#میلان_کوندرا
به نفسهای تو بند است مرا هر نفسی


سایه ات کم نشود از سَرمان حضرت یار





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️






#محمود_احمدی
تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد

خیلی چیزا هست تو دنیا که نمی شه آرزو کرد




❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️




#روزبه_بمانی
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
كه تو رفتی و دلم ثانيه ای بند نشد

لب تو ميوه ممنوع، ولی لبهايم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل كند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گِله هاست
آه بی تاب شدن عادت كم حوصله هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچكس... هيچكس اينجا به تو مانند نشد

هر كسی در دل من جای خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه، خداوند نشد

خاطرات تو و دنيای مرا سوزاندند
تا فراموش شود ياد تو هرچند نشد

من دهان باز نكردم كه نرنجی از من
مثل زخمی كه لبش باز به لبخند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گِله هاست
آه بی تاب شدن عادت كم حوصله هاست





❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️





متن ترانه #خداحافظی_تلخ
شاعر #فاضل_نظری
خواننده #محسن_چاوشی
Khodahafezi Talkh
Mohsen Chavoshi
خدافظی تلخ، با صدای محسن چاوشی