گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگیام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگیام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفهی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که میگفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطهی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو میسوزم و افسوس
از معجزهی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانهی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوریات ای عشق، به قرآن خبری نیست
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#امید_صباغ_نو
در زندگیام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگیام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفهی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که میگفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطهی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو میسوزم و افسوس
از معجزهی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانهی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوریات ای عشق، به قرآن خبری نیست
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#امید_صباغ_نو
دوست داشتن کلمه مطمئنی نیست، دقت و عینیت ندارد. دوست داشتن گردو و دوست داشتن مادربزرگ اینها نمیتوانند به یک معنا باشند. عبارت اول به طعمی دلپذیر توی دهان برمیگردد، و دومی به یک حس.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#دفتر_بزرگ
#آگوتا_کریستوف
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#دفتر_بزرگ
#آگوتا_کریستوف
تخت یک نفره
پتوی یک نفره
میز
و تنها یک صندلی
این ها لوازم خانگی نیستند
لوازم تنهایی اند
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#مهدی_اشرفی
پتوی یک نفره
میز
و تنها یک صندلی
این ها لوازم خانگی نیستند
لوازم تنهایی اند
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#مهدی_اشرفی
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻣﺶ
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ .
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻭ ﺍﻭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻭ ﺍﻭ ﻣﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ .
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ،
- ﻣﺜﻞ ﻣﻦ -
ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ، ﻣﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﯾﻢ .
ﺑﻠﻪ !
ﺟﻨﮓ ﺟﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﺳﺖ
ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﮑﺸﯽ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﺵ
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ ...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#توماس_هاردی
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ .
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻭ ﺍﻭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻭ ﺍﻭ ﻣﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ .
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ،
- ﻣﺜﻞ ﻣﻦ -
ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ، ﻣﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﯾﻢ .
ﺑﻠﻪ !
ﺟﻨﮓ ﺟﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﺳﺖ
ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﮑﺸﯽ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﺵ
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ ...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#توماس_هاردی
.
لحظه یِ بغض
نـشد حـفظ کـنم چشمم را
در دل ابــــــر
نگهداری باران سخت است
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#کاظم_بهمنی
لحظه یِ بغض
نـشد حـفظ کـنم چشمم را
در دل ابــــــر
نگهداری باران سخت است
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#کاظم_بهمنی
مانده ام تو ،اگر از عرش بيايی پايين
چه بلايی به سر اهل هنر می آيد
مانده ام لحظه ی پيچيدن عطر تو به شهر
ملك الموت پی چند نفر می آيد
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#کاظم_بهمنی
چه بلايی به سر اهل هنر می آيد
مانده ام لحظه ی پيچيدن عطر تو به شهر
ملك الموت پی چند نفر می آيد
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#کاظم_بهمنی
همیشه از غم ِ کسانی حرف میزنند که میمانند و میسازند، اما هیچوقت به غم آنهایی که میگذارند و میروند فکر کردهای؟!
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#دوستش_داشتم
#آنا_گاوالدا
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#دوستش_داشتم
#آنا_گاوالدا
One More Cup Of Coffee
Your breath is sweet, Your eyes are like two jewels in the sky.
Your back is straight, your hair is smooth, On the pillow where you lie.
But I don’t sense affection, No gratitude or love
Your loyalty is not to me, But to the stars above.
One more cup of coffee 'for the road,
One more cup of coffee 'fore I go
To the valley below
نفست دلانگیز است
چشمانت چون دو جواهر در آسماناند
گیسویت لَخت و لم دادنات در بستر اغواگر است
اما هیچ حسی از محبت در تو به چشم نمیخورد
نه عشق و نه قدرشناسی
وفاداریات نصیب من نیست
مال ستارههای آسمان است
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم
Your daddy he’s an outlaw, And a wanderer by trade
He’ll teach you how to pick and choose, And how to throw the blade.
He oversees his kingdom, So no stranger does intrude
His voice it trembles as he calls out, For another plate of food.
One more cup of coffee 'for the road,
One more cup of coffee 'fore I go
To the valley below
پدرت یک شورشی است
و سرگردان در بده بستان
او راه و رسم زندگی
و شیوهی شمشیر زدن را به تو خواهد داد
از این رو هیچ بیگانهای نمیتواند پا به این حریم بگذارد
وقتی که دستور یک بشقاب غذای دیگر میدهد
صدایش رعشه برانگیز است
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم
Your sister sees the future, Like your mama and yourself.
You’ve never learned to read or write, There’s no books upon your shelf.
And your pleasure knows no limits, Your voice is like a meadowlark
But your heart is like an ocean, Mysterious and dark.
One more cup of coffee for the road,
One more cup of coffee ‹fore I go
To the valley below
آینده از آن خواهرت است
همچون مادرت و خود تو
شما هرگز خواندن و نوشتن نیاموختهاید
هیچ کتابی روی تاقچهتان نیست
و عیش و نوشتان حد و مرز ندارد
صدایت چون مرغ دریایی است
ولی قلبت مانند اقیانوس
رازآلود و تاریک
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#باب_دیلین
باب دیلن، خواننده و ترانهسرای آمریکایی برنده نوبل ادبیات شد. آکادمی نوبل در سوئد از باب دیلن برای "بیان شاعرانه نو" تقدیر کرد و او را برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد.
Your breath is sweet, Your eyes are like two jewels in the sky.
Your back is straight, your hair is smooth, On the pillow where you lie.
But I don’t sense affection, No gratitude or love
Your loyalty is not to me, But to the stars above.
One more cup of coffee 'for the road,
One more cup of coffee 'fore I go
To the valley below
نفست دلانگیز است
چشمانت چون دو جواهر در آسماناند
گیسویت لَخت و لم دادنات در بستر اغواگر است
اما هیچ حسی از محبت در تو به چشم نمیخورد
نه عشق و نه قدرشناسی
وفاداریات نصیب من نیست
مال ستارههای آسمان است
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم
Your daddy he’s an outlaw, And a wanderer by trade
He’ll teach you how to pick and choose, And how to throw the blade.
He oversees his kingdom, So no stranger does intrude
His voice it trembles as he calls out, For another plate of food.
One more cup of coffee 'for the road,
One more cup of coffee 'fore I go
To the valley below
پدرت یک شورشی است
و سرگردان در بده بستان
او راه و رسم زندگی
و شیوهی شمشیر زدن را به تو خواهد داد
از این رو هیچ بیگانهای نمیتواند پا به این حریم بگذارد
وقتی که دستور یک بشقاب غذای دیگر میدهد
صدایش رعشه برانگیز است
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم
Your sister sees the future, Like your mama and yourself.
You’ve never learned to read or write, There’s no books upon your shelf.
And your pleasure knows no limits, Your voice is like a meadowlark
But your heart is like an ocean, Mysterious and dark.
One more cup of coffee for the road,
One more cup of coffee ‹fore I go
To the valley below
آینده از آن خواهرت است
همچون مادرت و خود تو
شما هرگز خواندن و نوشتن نیاموختهاید
هیچ کتابی روی تاقچهتان نیست
و عیش و نوشتان حد و مرز ندارد
صدایت چون مرغ دریایی است
ولی قلبت مانند اقیانوس
رازآلود و تاریک
یک فنجان قهوهی دیگر برای رهسپار شدن
یک فنجان قهوهی دیگر پیش از آنکه به درهی پایین روانه شوم...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#باب_دیلین
باب دیلن، خواننده و ترانهسرای آمریکایی برنده نوبل ادبیات شد. آکادمی نوبل در سوئد از باب دیلن برای "بیان شاعرانه نو" تقدیر کرد و او را برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد.
به من گفت
به خاطر بسپار
نام کسانی را که با آنها جنگیده ای
و بگو
با کدام اسلحه زیباتر خواهی جنگید؟
به او گفتم:
من برای جنگ های کوچک
تفنگ را انتخاب می کنم
و
برای جنگ های بزرگ
زن را
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#مهدی_اشرفی
به خاطر بسپار
نام کسانی را که با آنها جنگیده ای
و بگو
با کدام اسلحه زیباتر خواهی جنگید؟
به او گفتم:
من برای جنگ های کوچک
تفنگ را انتخاب می کنم
و
برای جنگ های بزرگ
زن را
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#مهدی_اشرفی
انسان نه قادر به تکرار لحظات است و نه قادر به بیان آنهاست… این اشتباه خود ما بود که درباره ی این لحظه با دیگران صحبت کردیم و قصد داشتیم آن را به عنوان لحظه ای به یاد ماندنی به ثبت برسانیم. میتوانستیم خودمان از این واقعیتی که اتفاق افتاده بود لذت ببریم… هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را به همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عقاید_1_دلقک
#هاینریش_بل
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عقاید_1_دلقک
#هاینریش_بل
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دوچیز دسترسی دارد، یا کتاب های خوب یادوستانی که اهل کتاب باشند.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#ویکتو_هوگو
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#ویکتو_هوگو
من رمز واقعی خوشبختی را کشف کردهام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
انسان نه قادر به تکرار لحظات است و نه قادر به بیان آنهاست… این اشتباه خود ما بود که درباره ی این لحظه با دیگران صحبت کردیم و قصد داشتیم آن را به عنوان لحظه ای به یاد ماندنی به ثبت برسانیم. میتوانستیم خودمان از این واقعیتی که اتفاق افتاده بود لذت ببریم… هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را به همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عقاید_1_دلقک
#هاینریش_بل
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عقاید_1_دلقک
#هاینریش_بل
وقتی آدم تنها می شود
تمامی غم دنیا
در وجودش خیمه می زند
احساس می کند
آنقدر از دیگران دور شده
که دیگر هیچ وقت نمی تواند
به آنها نزدیک شود
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عباس_معروفى
تمامی غم دنیا
در وجودش خیمه می زند
احساس می کند
آنقدر از دیگران دور شده
که دیگر هیچ وقت نمی تواند
به آنها نزدیک شود
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#عباس_معروفى
از گلوله نمی پرسند
از کجا آمدہ
معذرت هم نمی خواهد!
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من می دانم
نه تو . . .
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#نزار_قبانی
از کجا آمدہ
معذرت هم نمی خواهد!
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من می دانم
نه تو . . .
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#نزار_قبانی
صبر کردیم و صبر کردیم، همه مان.
آیا دکتر نمیدانست یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند. انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند.
صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی.
انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید.
منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی بازهم صبر میکردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان پزشک با بقیه ی روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
عامه پسند
#چارلز_بوکفسکی
ترجمه از #پیمان_خاکسار
آیا دکتر نمیدانست یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند. انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند.
صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی.
انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید.
منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی بازهم صبر میکردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان پزشک با بقیه ی روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
عامه پسند
#چارلز_بوکفسکی
ترجمه از #پیمان_خاکسار
