تسلی خاطر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به همسر و فرزندان جعفر علیه السلام
وقتی که پیامبر صلی الله علیه و اله خبر قتل جعفر را شنید ، آمد به منزل جعفر . زوجه او ، اسماء ،
فرمود : کجا هستند اولاد جعفر ؟ آن ها را حاضر کرد . پس پیغمبر صلی الله علیه و اله آن ها را بوئید و از چشم های نازنینشان اشک جاری شد .
اسماء عرض کرد : یا رسول الله مگر خبری از جعفر علیه السلام رسیده ؟
فرمود : بلی . پس اسماء مشغول صیحه و ناله شد ؛ بعد پیغمبر صلی الله علیه و اله آمد به منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها
آن مخدره هم خبر مرگ جعفر را شنید؛ فریاد زد : واعماه
پیغمبر فرمود : علی مثل جعفر فلتبک البواکی
بر فردی چون جعفر باید گریه کنندگاه بگریند
و امر کرد که از برای اولاد جعفر طعامی مهیا نمایند ؛ چون آن ها مشغول عزاداری هستند و فکر غذایی برای خود نیستند
📙ابن ابی شیبه ، المصنف : ج 3 ص 550
📗بحار الانور : ج 21 ص 63
🔸برگرفته از کتاب منتخب التواریخ ، ملاهاشم خراسانی ، تحقیق و تصحیح موسسه جهانی سبطین علیهماالسلام : ج 1 ص 265
@Sibtayn
وقتی که پیامبر صلی الله علیه و اله خبر قتل جعفر را شنید ، آمد به منزل جعفر . زوجه او ، اسماء ،
فرمود : کجا هستند اولاد جعفر ؟ آن ها را حاضر کرد . پس پیغمبر صلی الله علیه و اله آن ها را بوئید و از چشم های نازنینشان اشک جاری شد .
اسماء عرض کرد : یا رسول الله مگر خبری از جعفر علیه السلام رسیده ؟
فرمود : بلی . پس اسماء مشغول صیحه و ناله شد ؛ بعد پیغمبر صلی الله علیه و اله آمد به منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها
آن مخدره هم خبر مرگ جعفر را شنید؛ فریاد زد : واعماه
پیغمبر فرمود : علی مثل جعفر فلتبک البواکی
بر فردی چون جعفر باید گریه کنندگاه بگریند
و امر کرد که از برای اولاد جعفر طعامی مهیا نمایند ؛ چون آن ها مشغول عزاداری هستند و فکر غذایی برای خود نیستند
📙ابن ابی شیبه ، المصنف : ج 3 ص 550
📗بحار الانور : ج 21 ص 63
🔸برگرفته از کتاب منتخب التواریخ ، ملاهاشم خراسانی ، تحقیق و تصحیح موسسه جهانی سبطین علیهماالسلام : ج 1 ص 265
@Sibtayn
ابن ابي الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد :
بسياري از روايت كنندگان نقل كرده اند كه او ( حضرت علي عليه السلام) پس از ماجراي سقيفه اظهار ناراحتي كرد و حق خود را خواسته و كمك طلبيد و فرياد كشيد؛ زيرا در نزد وي حاضر نشدند و بيعت نكردند. و او در حاليكه رو به سوي قبر رسول خدا كرده بود گفت:
" اي فرزند مادرم، اين قوم، مرا ناتوان يافتند و چيزي نمانده بود كه مرا بكشند" و فرمود:
واي جعفر من امروز جعفر ندارم؛
واي حمزه؛ من امروز حمزه ندارم!!!.
روي كثير من المحدثين انه [علی بن ابی طالب ] عقيب يوم السقيفة تالم وتظلم واستنجد واستصرخ حيث ساموه الحضور والبيعة وانه قال وهو يشير الي القبر (يا بن ام إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلونني)، وانه قال
وا جعفراه ولا جعفر لي اليوم
واحمزتاه ولا حمزة لي اليوم.
📖إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج ج 11، ص 65، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ - 1998م.
@Sibtayn
بسياري از روايت كنندگان نقل كرده اند كه او ( حضرت علي عليه السلام) پس از ماجراي سقيفه اظهار ناراحتي كرد و حق خود را خواسته و كمك طلبيد و فرياد كشيد؛ زيرا در نزد وي حاضر نشدند و بيعت نكردند. و او در حاليكه رو به سوي قبر رسول خدا كرده بود گفت:
" اي فرزند مادرم، اين قوم، مرا ناتوان يافتند و چيزي نمانده بود كه مرا بكشند" و فرمود:
واي جعفر من امروز جعفر ندارم؛
واي حمزه؛ من امروز حمزه ندارم!!!.
روي كثير من المحدثين انه [علی بن ابی طالب ] عقيب يوم السقيفة تالم وتظلم واستنجد واستصرخ حيث ساموه الحضور والبيعة وانه قال وهو يشير الي القبر (يا بن ام إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلونني)، وانه قال
وا جعفراه ولا جعفر لي اليوم
واحمزتاه ولا حمزة لي اليوم.
📖إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج ج 11، ص 65، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ - 1998م.
@Sibtayn
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریه های پیامبر صلی الله علیه و اله در شهادت حضرت جعفر سلام الله علیه
حجت الاسلام شیخ حسین یوسفی
@Sibtayn
حجت الاسلام شیخ حسین یوسفی
@Sibtayn
نماز حضرت جعفر طیار علیه السلام
از مستحبات مؤکد و از نمازهای مشهور بین عامه و خاصه است. از چیزهایی است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر محبت و بزرگواری نسبت به پسر عموی خود هنگام بازگشت از سفرش به او عطا فرمود.
🔹 از امام صادق (علیه السلام) نقل است که در روز فتح خیبر، هنگامی که جعفر از حبشه آمد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: آیا جایزه ای به تو ندهم؟ آیا بخششی به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیه ای نکنم؟
🔸جناب جعفر علیه السلام عرض کرد : چرا یا رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم)!
🔹حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: مردم گمان کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله به او طلا یا نقره می دهد، لذا گردنها را کشیدند تا ببینند چه می دهد.
💎پس پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
چیزی به تو عطا می کنم که اگر آن را هر روز انجام دهی، برایت از دنیا و آنچه در آن است، بهتر خواهد بود
و اگر هر دو روز یک مرتبه به آن عمل کنی، خداوند گناه بین آن دو روزت را مورد مغفرت قرار می دهد،
یا اگر در هر جمعه یا هر ماه یا هر سالی عمل نمایی خداوند گناه بین آنها را می بخشد. با فضیلت ترین وقت خواندن نماز جعفر طیار روز جمعه، وقت بالا آمدن آفتاب است.
➖کیفیت نماز:
این نماز چهار رکعت است؛ دو سلام دارد (دو تا دو رکعتی). نمازگزار در هر رکعت، حمد و سوره می خواند. پس پانزده مرتبه می گوید:
سبحان اللَّه و الحمد لله و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر. همین تسبیح را ده مرتبه در رکوع و همچنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از رکوع و ده مرتبه در سجده اول و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از سجده اول و ده مرتبه در سجده دوم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن از سجده دوم می گوید.
➖در روايت ابراهيم بن عبد الحميد آمده كه گويد:
امام كاظم عليه السّلام فرمود:
در ركعت اوّل (بعد از حمد) سورۀ إِذٰا زُلْزِلَتِ
و در ركعت دوّم وَ اَلْعٰادِيٰاتِ،
و در ركعت سوم إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ،
و در ركعت چهارم قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ را مىخوانى.
عرض كردم: پاداش آن چيست؟
فرمود: اگر گناه او به اندازۀ ريگهاى انباشته و متراكم باشد، خداوند همه را مىآمرزد.
آنگاه حضرتش به من نگاه كرد و فرمود: آن پاداش فقط براى تو و دوستان تو (يعنى خاصّ شيعيان) است.
📚الکافي ج۳ ص۴۶۵
@Sibtayn
از مستحبات مؤکد و از نمازهای مشهور بین عامه و خاصه است. از چیزهایی است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر محبت و بزرگواری نسبت به پسر عموی خود هنگام بازگشت از سفرش به او عطا فرمود.
🔹 از امام صادق (علیه السلام) نقل است که در روز فتح خیبر، هنگامی که جعفر از حبشه آمد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: آیا جایزه ای به تو ندهم؟ آیا بخششی به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیه ای نکنم؟
🔸جناب جعفر علیه السلام عرض کرد : چرا یا رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم)!
🔹حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: مردم گمان کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله به او طلا یا نقره می دهد، لذا گردنها را کشیدند تا ببینند چه می دهد.
💎پس پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
چیزی به تو عطا می کنم که اگر آن را هر روز انجام دهی، برایت از دنیا و آنچه در آن است، بهتر خواهد بود
و اگر هر دو روز یک مرتبه به آن عمل کنی، خداوند گناه بین آن دو روزت را مورد مغفرت قرار می دهد،
یا اگر در هر جمعه یا هر ماه یا هر سالی عمل نمایی خداوند گناه بین آنها را می بخشد. با فضیلت ترین وقت خواندن نماز جعفر طیار روز جمعه، وقت بالا آمدن آفتاب است.
➖کیفیت نماز:
این نماز چهار رکعت است؛ دو سلام دارد (دو تا دو رکعتی). نمازگزار در هر رکعت، حمد و سوره می خواند. پس پانزده مرتبه می گوید:
سبحان اللَّه و الحمد لله و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر. همین تسبیح را ده مرتبه در رکوع و همچنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از رکوع و ده مرتبه در سجده اول و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از سجده اول و ده مرتبه در سجده دوم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن از سجده دوم می گوید.
➖در روايت ابراهيم بن عبد الحميد آمده كه گويد:
امام كاظم عليه السّلام فرمود:
در ركعت اوّل (بعد از حمد) سورۀ إِذٰا زُلْزِلَتِ
و در ركعت دوّم وَ اَلْعٰادِيٰاتِ،
و در ركعت سوم إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ،
و در ركعت چهارم قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ را مىخوانى.
عرض كردم: پاداش آن چيست؟
فرمود: اگر گناه او به اندازۀ ريگهاى انباشته و متراكم باشد، خداوند همه را مىآمرزد.
آنگاه حضرتش به من نگاه كرد و فرمود: آن پاداش فقط براى تو و دوستان تو (يعنى خاصّ شيعيان) است.
📚الکافي ج۳ ص۴۶۵
@Sibtayn
❤5👍2
🔻 بدعت تکتف
🔻 پیامبر اسلام (صلي اللّه علیه وآله) کسی که در هنگام نماز دستهایش را روی هم قرار میدهد را شبیه یهودیان میداند.
🔹وعن الحسن قال : قال رسول اللّه صلي اللّه علیه وسلّم، كأني أنظر إلىٰ أحبار بني إسرائيل واضعي أيمانهم علیٰ شمائلهم في الصلاة.
🔸از حسن نقل شده که گفت : رسول اللّه (صلي اللّه علیه وآله وسلّم) فرمودند :
«گویا به عالمان یهودِ بنیاسرائیل مینگرم که در نماز، دستهای راست خود را بر دستهای چپشان میگذاشتند.»
📙مصنف ابن أبي شيبة ج : 1 ص : 343
📘البدر المنير، ابن الملقن جلد ٣، صفحه ٥١١ - ٥١٢، ط دار الهجرة
🔻 پیامبر اسلام (صلي اللّه علیه وآله) کسی که در هنگام نماز دستهایش را روی هم قرار میدهد را شبیه یهودیان میداند.
🔹وعن الحسن قال : قال رسول اللّه صلي اللّه علیه وسلّم، كأني أنظر إلىٰ أحبار بني إسرائيل واضعي أيمانهم علیٰ شمائلهم في الصلاة.
🔸از حسن نقل شده که گفت : رسول اللّه (صلي اللّه علیه وآله وسلّم) فرمودند :
«گویا به عالمان یهودِ بنیاسرائیل مینگرم که در نماز، دستهای راست خود را بر دستهای چپشان میگذاشتند.»
📙مصنف ابن أبي شيبة ج : 1 ص : 343
📘البدر المنير، ابن الملقن جلد ٣، صفحه ٥١١ - ٥١٢، ط دار الهجرة
👍4
🗓10 جمادی الاول
⚔️وقوع جنگ جمل
روز دهم جمادیالاول سال 36 هـ .ق جنگ جمل روی داد كه نتیجه آن پیروزی سپاه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) بود.
واقعه جمل از آنجا آغاز شد كه پس از قتل عثمان، مردم با امیرمؤمنان امام علی(علیه السلام) بیعت كردند.
عایشه پس از آگاهی از این موضوع، سخت ناراحت شد و برای مبارزه با آن حضرت در مكه فریاد مظلومیت عثمان را سر داد.
طلحه و زبیر كه در حكومت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به دنبال پست و مقام بودند،پس از ناامیدی از رسیدن به مقام به بهانه عمره از مدینه خارج شده، به عایشه پیوستند.
عبدالله بن عامر نیز ـ كه قبلاً عامل عثمان در بصره بود و امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) او را از سمت خود عزل کرده بودند ـ به مكه آمد و به حمایت از عایشه پرداخت و شتری به قیمت دویست دینار به او هدیه كرد.
آنها جملگی به عایشه پیشنهاد دادند كه به جانب بصره حركت كند؛ زیرا مردم آن شهر اگر او را ببینند، همگی به وی خواهند پیوست.
عایشه پیشنهاد آنها را پذیرفت و همراهشان به طرف بصره به راه افتاد. هنگامی كه به این شهر وارد شدند شبانه به خانه عثمان بن حُنَیف، نماینده امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) ریختند و او را اسیر و بسیار اذیت کردند؛ حتی نقل شده است كه محاسن او را كندند. سپس قصد بیتالمال را نمودند و بعد از آنكه جمع كثیری از نگهبانان و محافظان آن را به قتل رساندند، بیتالمال مسلمانان را غارت كردند!!
📗تتمه المنتهی : ص 32
زمانی كه خبر شورشیان در مدینه به امیرمؤمنان امام (علیه السلام) رسید،آن حضرت سهل بن حُنَیف را به جای خویش گذاشت و به همراه شمار زیادی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سایر مردم مدینه ـ كه در نقلی تعداد آنها چهار هزار نفر بیان شده ـ به سرعت به سوی عراق حركت كردند.
بنا به نقل سعید بن جبیر، هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از كسانی كه در بیعت رضوان حضور داشتند، در جمل همراه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) بودند .
📙تاریخ خلیفه بن خیاط : ص 184
🔸ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد :
عايشه چون از رسيدن امير المؤمنين عليه السّلام به منزلگاه ذى قار آگاه شد به حفصه دختر عمر نامه نوشت:
«امّا بعد، ما در بصره فرود آمديم و على در ذى قار منزل كرده، و خداوند گردن او را خواهد شكست همچون شكستن تخم مرغ بر سنگى سخت.
او در ذى قار همانند اشقر 1است اگر قدم پيش نهد سر بريده شود و اگر عقب نشيند، پى شود.»
[اين ضرب المثلى است كه براى كسى زده مىشود كه بين دو شرّ قرار گرفته كه از هيچ يك رهايى نمىيابد اولين كسى كه اين را گفت لقيط بن زراره در روز جبله بود در حالى كه بر اسبى اشقر (مو بور) سوار بود.
📖نك: كتاب الامثال،262 و جمهرة امثال العرب،2،127.]
وقتى نامه به حفصه رسيد اظهار خوشحالى كرد و كودكان بنى تيم و بنى عدى را گردآورد و به كنيزكانش دفهايى داده و به آنها امر كرد كه بزنند و چنين بگويند:
«چه خبر؟ چه خبر؟ !
على همچون اشقر است اگر پيش آيد سر بريده شود و اگر عقب نشيند پى شود» .
چون به ام سلمه رضى اللّه عنها خبر رسيد كه زنان نزد حفصه جمع شده و به امير المؤمنين عليه السّلام دشنام مىدهند و به سبب نامه عايشه كه به دست آنها رسيده شادى مىكنند، گريست و گفت: لباسم را به من بدهيد تا نزد آنها بروم و جلوى آنها را بگيرم.
ام كلثوم دختر امير المؤمنين علیه السلام گفت:
من به جاى تو مىروم زيرا از تو آشناتر هستم.
سپس ام كلثوم لباسش را پوشيد و صورتش را پوشانيد و چادر به سر كشيد و در حالى كه كنيزكانش با حجاب كامل گرد او را گرفته بودند بيامد تا بر آنها وارد شد و وقتى فرومايگى و نادانى اهل مجلس را ديد، نقابش را برداشت و صورتش را آشكار كرد و به حفصه گفت:
«اگر امروز تو و خواهرت عليه امير المؤمنين پشت به پشت هم دادهايد پيش از اين نيز عليه برادرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم دست به دست هم داده بوديد و خداوند آياتى را درباره شما نازل كرد.
[اشاره به ایات ابتدای سوره تحریم که در شان عایشه و حفصه نازل شد ]
اما در پس جنگى كه شما بر افروختيد، خداست.
حفصه اظهار بى خبرى و شرمسارى كرد و گفت:
اين كنيزكان اين كارها را از روى نادانى انجام مىدهند و الان آنها را پراكنده مىكنم. پس از آن، زنها و كنيزكان از آن جا بازگشتند» .
📒شرح نهج البلاغة 14 : 14
📗الجمل – الشيخ المفيد – الصفحة ١٤٩
⚔️وقوع جنگ جمل
روز دهم جمادیالاول سال 36 هـ .ق جنگ جمل روی داد كه نتیجه آن پیروزی سپاه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) بود.
واقعه جمل از آنجا آغاز شد كه پس از قتل عثمان، مردم با امیرمؤمنان امام علی(علیه السلام) بیعت كردند.
عایشه پس از آگاهی از این موضوع، سخت ناراحت شد و برای مبارزه با آن حضرت در مكه فریاد مظلومیت عثمان را سر داد.
طلحه و زبیر كه در حكومت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به دنبال پست و مقام بودند،پس از ناامیدی از رسیدن به مقام به بهانه عمره از مدینه خارج شده، به عایشه پیوستند.
عبدالله بن عامر نیز ـ كه قبلاً عامل عثمان در بصره بود و امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) او را از سمت خود عزل کرده بودند ـ به مكه آمد و به حمایت از عایشه پرداخت و شتری به قیمت دویست دینار به او هدیه كرد.
آنها جملگی به عایشه پیشنهاد دادند كه به جانب بصره حركت كند؛ زیرا مردم آن شهر اگر او را ببینند، همگی به وی خواهند پیوست.
عایشه پیشنهاد آنها را پذیرفت و همراهشان به طرف بصره به راه افتاد. هنگامی كه به این شهر وارد شدند شبانه به خانه عثمان بن حُنَیف، نماینده امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) ریختند و او را اسیر و بسیار اذیت کردند؛ حتی نقل شده است كه محاسن او را كندند. سپس قصد بیتالمال را نمودند و بعد از آنكه جمع كثیری از نگهبانان و محافظان آن را به قتل رساندند، بیتالمال مسلمانان را غارت كردند!!
📗تتمه المنتهی : ص 32
زمانی كه خبر شورشیان در مدینه به امیرمؤمنان امام (علیه السلام) رسید،آن حضرت سهل بن حُنَیف را به جای خویش گذاشت و به همراه شمار زیادی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سایر مردم مدینه ـ كه در نقلی تعداد آنها چهار هزار نفر بیان شده ـ به سرعت به سوی عراق حركت كردند.
بنا به نقل سعید بن جبیر، هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از كسانی كه در بیعت رضوان حضور داشتند، در جمل همراه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) بودند .
📙تاریخ خلیفه بن خیاط : ص 184
🔸ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد :
عايشه چون از رسيدن امير المؤمنين عليه السّلام به منزلگاه ذى قار آگاه شد به حفصه دختر عمر نامه نوشت:
«امّا بعد، ما در بصره فرود آمديم و على در ذى قار منزل كرده، و خداوند گردن او را خواهد شكست همچون شكستن تخم مرغ بر سنگى سخت.
او در ذى قار همانند اشقر 1است اگر قدم پيش نهد سر بريده شود و اگر عقب نشيند، پى شود.»
[اين ضرب المثلى است كه براى كسى زده مىشود كه بين دو شرّ قرار گرفته كه از هيچ يك رهايى نمىيابد اولين كسى كه اين را گفت لقيط بن زراره در روز جبله بود در حالى كه بر اسبى اشقر (مو بور) سوار بود.
📖نك: كتاب الامثال،262 و جمهرة امثال العرب،2،127.]
وقتى نامه به حفصه رسيد اظهار خوشحالى كرد و كودكان بنى تيم و بنى عدى را گردآورد و به كنيزكانش دفهايى داده و به آنها امر كرد كه بزنند و چنين بگويند:
«چه خبر؟ چه خبر؟ !
على همچون اشقر است اگر پيش آيد سر بريده شود و اگر عقب نشيند پى شود» .
چون به ام سلمه رضى اللّه عنها خبر رسيد كه زنان نزد حفصه جمع شده و به امير المؤمنين عليه السّلام دشنام مىدهند و به سبب نامه عايشه كه به دست آنها رسيده شادى مىكنند، گريست و گفت: لباسم را به من بدهيد تا نزد آنها بروم و جلوى آنها را بگيرم.
ام كلثوم دختر امير المؤمنين علیه السلام گفت:
من به جاى تو مىروم زيرا از تو آشناتر هستم.
سپس ام كلثوم لباسش را پوشيد و صورتش را پوشانيد و چادر به سر كشيد و در حالى كه كنيزكانش با حجاب كامل گرد او را گرفته بودند بيامد تا بر آنها وارد شد و وقتى فرومايگى و نادانى اهل مجلس را ديد، نقابش را برداشت و صورتش را آشكار كرد و به حفصه گفت:
«اگر امروز تو و خواهرت عليه امير المؤمنين پشت به پشت هم دادهايد پيش از اين نيز عليه برادرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم دست به دست هم داده بوديد و خداوند آياتى را درباره شما نازل كرد.
[اشاره به ایات ابتدای سوره تحریم که در شان عایشه و حفصه نازل شد ]
اما در پس جنگى كه شما بر افروختيد، خداست.
حفصه اظهار بى خبرى و شرمسارى كرد و گفت:
اين كنيزكان اين كارها را از روى نادانى انجام مىدهند و الان آنها را پراكنده مىكنم. پس از آن، زنها و كنيزكان از آن جا بازگشتند» .
📒شرح نهج البلاغة 14 : 14
📗الجمل – الشيخ المفيد – الصفحة ١٤٩
😢3
🔹حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) كه به هیچ وجه به برپایی این جنگ مایل نبود، پس از ورود به بصره به مدت سه روز با فرستادن پیامهای مكرر از آنها خواست كه از این شورش دست بردارند؛ ولی آنها هرگز قبول نکردند.
📙اخبار الطوال : ص 147
▫️بالاخره در روز دهم جمادیالثانی درگیری آغاز شد و از هنگام ظهر تا شب ادامه یافت.
بیشتر درگیریها در اطراف شتر عایشه بود (گفته شده بیش از هفتاد دست كه خواستند افسار شتر او را بگیرند قطع شد).
در پایان پیروزی نصیب سپاه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) شد و حضرت كنار هودج عایشه آمدند و فرمودند:
«ای حمیرا! آیا پیامبر تو را امر كرده بود كه به جنگ بیرون آیی؟! آیا تو را امر نفرمود كه در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟
به خدا سوگند! انصاف ندادند آنانكه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند».
محمد بن ابی بكر، خواهرش عایشه را از هـودج بیـرون كـشید و به دستور امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه بردند و بعد او را به مكه و سپس به مدینه فرستادند.
📘تتمه المنتهی : ص 36
در این جنگ از لشكر امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) كه در حدود بیست هزار نفر بودند،پنج هزار نفر شهید و از لشكر عایشه كه سی هزار تن بودند، سیزده هزار نفر كشته شدند.
📚بحار الانوار : ج 32 ص 211
🔸زید بن صوحان یكی از شیعیان و یاران خاص حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بود كه در این جنگ به درجه والای شهادت نایل شد و آن حضرت بالای سر او آمدند و فرمودند:
«ای زید! خدا رحمتت كند كه تعلقات دنیوی تو اندك و کمک تو برای دین بسیار بود!»
🔹پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مولا امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند:
ای ابا الحسن همانا شرف “ام المومنین” برای زنان من باقی است تا زمانی که اطاعت خدا را کنند.
پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصیان کرد، او را طلاق بده و از شرافت ام المؤمنین بودن ساقط کن.
📗کمال الدین و تمام النعمة، صفحه ۴۱۹
🔸از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: هنگامی که در روز جمل هودج عایشه را تیرباران کردند، امیر المومنین علیه السلام فرمود: هیچ راهی جز اینکه او را از منصب ام المومنینی خلع کنم ندارم،
سپس روی به جماعت نمود و فرمود: هر کدامتان را به خدا قسم میدهم که اگر این سخن پیغمبر را که فرمود: «ای علی طلاق زنان من (خلع از منصب ام المومنینی) پس از من به دست تو است» را شنیده است برخاسته و گواهی دهد، در این هنگام سیزده مرد که دو نفر آنان از اصحاب بدر بودند بر صحت این حدیث گواهی دادند.
📕الاحتجاج، تالیف احمد بن ابی طالب طبرسی، جلد ۱، صفحه ۲۱۹
🔹از امام صادق علیه السلام در موردآیه
(ای زنان پیامبر اگر هریک از شما مرتکب فاحشه آشکاری شود عذاب او مضاعف خواهد بود)
سئوال شد
حضرت فرمودند : منظور از فاحشه خروج با شمشیر است.
📗تفسير القمی ج۲ ص۱۹۳
📚بحار الأنوار ج۲۲ ص۱۹۹
🔸امام صادق علیه السلام به محمد بن مسلم فرمودند : آیا معنای فاحشه مبینه را میدانی؟
گفت : نه
حضرت فرمود: جنگ با امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی اهل جمل(فرمانده جنگ جمل عایشه بود)
📚تأويل الآيات ج۱ ص۴۴۶
📚البرهان فی تفسیر القرآن ذیل ایه 30 سوره احزاب
📚بحار الأنوار ج۳۱ ص۶۴۰
🔸شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه) روایت کرده است:
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: لعنت بر اهل جمل باد.
مردی گفت: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) البته لعنت به جز بر مؤمنین آنها.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وای بر تو، در بین آنها هیچ مؤمنی نیست.
📗الکافئة فی ابطال توبة الخاطئة، تالیف شیخ مفید، صفحه ۴۱-۴۲، حدیث ۴۸
📙اخبار الطوال : ص 147
▫️بالاخره در روز دهم جمادیالثانی درگیری آغاز شد و از هنگام ظهر تا شب ادامه یافت.
بیشتر درگیریها در اطراف شتر عایشه بود (گفته شده بیش از هفتاد دست كه خواستند افسار شتر او را بگیرند قطع شد).
در پایان پیروزی نصیب سپاه امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) شد و حضرت كنار هودج عایشه آمدند و فرمودند:
«ای حمیرا! آیا پیامبر تو را امر كرده بود كه به جنگ بیرون آیی؟! آیا تو را امر نفرمود كه در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟
به خدا سوگند! انصاف ندادند آنانكه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند».
محمد بن ابی بكر، خواهرش عایشه را از هـودج بیـرون كـشید و به دستور امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه بردند و بعد او را به مكه و سپس به مدینه فرستادند.
📘تتمه المنتهی : ص 36
در این جنگ از لشكر امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) كه در حدود بیست هزار نفر بودند،پنج هزار نفر شهید و از لشكر عایشه كه سی هزار تن بودند، سیزده هزار نفر كشته شدند.
📚بحار الانوار : ج 32 ص 211
🔸زید بن صوحان یكی از شیعیان و یاران خاص حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بود كه در این جنگ به درجه والای شهادت نایل شد و آن حضرت بالای سر او آمدند و فرمودند:
«ای زید! خدا رحمتت كند كه تعلقات دنیوی تو اندك و کمک تو برای دین بسیار بود!»
🔹پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مولا امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند:
ای ابا الحسن همانا شرف “ام المومنین” برای زنان من باقی است تا زمانی که اطاعت خدا را کنند.
پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصیان کرد، او را طلاق بده و از شرافت ام المؤمنین بودن ساقط کن.
📗کمال الدین و تمام النعمة، صفحه ۴۱۹
🔸از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: هنگامی که در روز جمل هودج عایشه را تیرباران کردند، امیر المومنین علیه السلام فرمود: هیچ راهی جز اینکه او را از منصب ام المومنینی خلع کنم ندارم،
سپس روی به جماعت نمود و فرمود: هر کدامتان را به خدا قسم میدهم که اگر این سخن پیغمبر را که فرمود: «ای علی طلاق زنان من (خلع از منصب ام المومنینی) پس از من به دست تو است» را شنیده است برخاسته و گواهی دهد، در این هنگام سیزده مرد که دو نفر آنان از اصحاب بدر بودند بر صحت این حدیث گواهی دادند.
📕الاحتجاج، تالیف احمد بن ابی طالب طبرسی، جلد ۱، صفحه ۲۱۹
🔹از امام صادق علیه السلام در موردآیه
ﻳﺎ ﻧِﺴﺎﺀَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺒِﻲﱢﱢ ﻣَﻦْ ﻳَﺄْﺕِ ﻣِﻨْﻜُﻦﱠﱠ ﺑِﻔﺎﺣِﺸَﺔٍ ﻣُﺒَﻴﱢﱢﻨَﺔٍ ﻳُﻀﺎﻋَﻒْ ﻟَﻬَﺎ ﺍﻟْﻌَﺬﺍﺏُ ﺿِﻌْﻔَﻴْﻦِ،
(ای زنان پیامبر اگر هریک از شما مرتکب فاحشه آشکاری شود عذاب او مضاعف خواهد بود)
سئوال شد
حضرت فرمودند : منظور از فاحشه خروج با شمشیر است.
📗تفسير القمی ج۲ ص۱۹۳
📚بحار الأنوار ج۲۲ ص۱۹۹
🔸امام صادق علیه السلام به محمد بن مسلم فرمودند : آیا معنای فاحشه مبینه را میدانی؟
گفت : نه
حضرت فرمود: جنگ با امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی اهل جمل(فرمانده جنگ جمل عایشه بود)
📚تأويل الآيات ج۱ ص۴۴۶
📚البرهان فی تفسیر القرآن ذیل ایه 30 سوره احزاب
📚بحار الأنوار ج۳۱ ص۶۴۰
🔸شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه) روایت کرده است:
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: لعنت بر اهل جمل باد.
مردی گفت: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) البته لعنت به جز بر مؤمنین آنها.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وای بر تو، در بین آنها هیچ مؤمنی نیست.
📗الکافئة فی ابطال توبة الخاطئة، تالیف شیخ مفید، صفحه ۴۱-۴۲، حدیث ۴۸
❤5😢1
اگر حق امیرالمومنین علیه السلام غصب نمی شد ...
هنگامی که بیماری حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها شدت گرفت ، زنان انصار و مهاجرین برای عیادت ، نزد حضرت امدند و از سلامتی ایشان پرسیدند .
حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمد و ثنای خدا را بجا آورد و صلوات بر پدرش فرستاد، سپس فرمود: من از دنیای شما سیر شده ام؛ از مردان شما کراهت دارم و به دورشان افکنده ام، پس از آنکه آزمایششان کردم. زشت باد کندی آنها، شکستگی شمشیرشان، سستی نیزه هایشان و تباهی رأیشان. طناب گناهشان را بر گردنشان انداختم و ننگِ کارشان را بر خودشان افکندم.
تا اینجا که فرمودند :
مگر چه ایرادی به ابوالحسن داشتند؟! آری، خوش نداشتند از علی برندگی شمشیرش را، سخت لگد کوب کردنشان را، به سخت کیفر دادن در کارهایش را، و سخت گیری اش را در راه خدا. اینها باعث دشمنی آنان با علی شد.
📗احتجاج طبرسی، ۱: ۱۰۸- ۱۰۹، چاپ مشهد، ۱۴۰۳ ه.
📙کشف الغمّه اِرْبِلی، ص ۱۴۷؛
📕 اعلام النّساء عمر رضا کحّاله، ۴: ۱۲۳
@Sibtayn
هنگامی که بیماری حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها شدت گرفت ، زنان انصار و مهاجرین برای عیادت ، نزد حضرت امدند و از سلامتی ایشان پرسیدند .
حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمد و ثنای خدا را بجا آورد و صلوات بر پدرش فرستاد، سپس فرمود: من از دنیای شما سیر شده ام؛ از مردان شما کراهت دارم و به دورشان افکنده ام، پس از آنکه آزمایششان کردم. زشت باد کندی آنها، شکستگی شمشیرشان، سستی نیزه هایشان و تباهی رأیشان. طناب گناهشان را بر گردنشان انداختم و ننگِ کارشان را بر خودشان افکندم.
تا اینجا که فرمودند :
مگر چه ایرادی به ابوالحسن داشتند؟! آری، خوش نداشتند از علی برندگی شمشیرش را، سخت لگد کوب کردنشان را، به سخت کیفر دادن در کارهایش را، و سخت گیری اش را در راه خدا. اینها باعث دشمنی آنان با علی شد.
اگر دوری نمی کردند از بند ریسمانی که پیامبر به او سپرده بود، آنان را به نرمی می راند [یعنی حکومتی ملایم می داشت]، چنان که بینی شترِ حکومت مجروح نمی شد و سوارش به شدّت تکان نمی خورد. [یعنی در همه حال در راحتی بودند.] و آنان را به آبشخوری گوارا وارد می کرد که آب از دو سوی آن لبریز بود، و درهای برکات زمین و آسمان بر آنان باز می شد. [امّا، حال که چنین نشد] خداوند آنان را به آنچه کرده اند مؤاخذه و عِقاب خواهد کرد. ....
📗احتجاج طبرسی، ۱: ۱۰۸- ۱۰۹، چاپ مشهد، ۱۴۰۳ ه.
📙کشف الغمّه اِرْبِلی، ص ۱۴۷؛
📕 اعلام النّساء عمر رضا کحّاله، ۴: ۱۲۳
@Sibtayn
❤5😢1
فاطمه مظلوم ماند؛ پاسخ تکاندهنده امیرالمؤمنین علیهالسلام به عمویش عباس
عمار ـ رضواناللهعلیه ـ روایت میکند:
هنگامی که حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در بیماریای بودند که سرانجام به رحلت ایشان انجامید و بیماریشان شدت گرفت، عباس بن عبدالمطلب برای عیادت آن حضرت آمد. اما به او گفته شد: «فاطمه بهشدت بیمار است و اجازه ورود به هیچکس داده نمیشود؛ ازاینرو، به خانه خود بازگرد.»
عباس پس از آن، فرستادهای نزد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روانه کرد و به او گفت:
«به فرزند برادرم بگو: عمویت به تو سلام میرساند و میگوید: اندوه بیماری فاطمه، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، که محبوب آن حضرت و نور چشم ایشان و مایه آرامش دل ماست، چنان بر من سنگینی میکند که آرام و قرار را از من گرفته است.
گمان میکنم فاطمه نخستین کسی از خاندان ما باشد که به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ملحق میشود؛ چراکه خداوند او را برگزیده، مشمول رحمت خویش ساخته و به جوار قرب خود فرا میخواند.
اکنون که از رحلت فاطمه (سلام الله علیها) گریزی نیست، فدایت شوم، مهاجران و انصار را گرد آور تا در تشییع پیکر او و اقامه نماز بر وی حضور یابند و از ثواب آن بهرهمند شوند؛ چراکه این کار مایه عزت و سربلندی دین خواهد بود.»
پاسخ امیرالمؤمنین علیهالسلام
عمار میگوید: امیرالمؤمنین علیهالسلام، درحالیکه من حاضر و ایستاده بودم، به فرستاده عباس فرمودند:
«سلام مرا به عمویم برسان و به او بگو: مهر و دلسوزیات پایدار باد. از مشورت تو آگاه شدم و پیشنهادت را نیکو و پسندیده یافتم.
بهراستی، فاطمه (سلام الله علیها)، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، همچنان مظلوم است؛ از حق خویش محروم مانده و از میراث خود بازداشته شده است.
سفارش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره او رعایت نشد و حق پیامبر و حق خداوند عزوجل در حق او پاس داشته نشد. خداوند برای داوری و کیفر دادن و انتقام گرفتن از ستمگران کافی است.
ای عمو! از تو میخواهم مرا در ترک آنچه پیشنهاد کردی، معذور بداری؛ زیرا فاطمه به من سفارش کرده است که موضوع او را پوشیده نگه دارم.»
عمار در ادامه روایت میکند:
🔹چون فرستاده عباس، سخنان امیرالمؤمنین علیهالسلام را به او رساند، عباس گفت:
«خداوند برادرزادهام را بیامرزد؛ بهراستی که او سزاوار آمرزش است. در رأی و اندیشه برادرزادهام هیچ خللی نیست. در میان فرزندان عبدالمطلب، پس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، فرزندی پربرکتتر از علی به دنیا نیامده است.
علی علیهالسلام همواره در پیشی گرفتن به سوی هر فضیلتی، از همگان پیشگامتر، در هر دانشی آگاهتر و در هر نبردی دلیرتر بوده است. او در جهاد با دشمنان و یاری دین حق، از همه استوارتر و نستوهتر است و نخستین کسی است که به خداوند و رسول او ایمان آورد.»
📗الأمالي - ط دار الثقافة : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 156
@Sibtayn
عمار ـ رضواناللهعلیه ـ روایت میکند:
هنگامی که حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در بیماریای بودند که سرانجام به رحلت ایشان انجامید و بیماریشان شدت گرفت، عباس بن عبدالمطلب برای عیادت آن حضرت آمد. اما به او گفته شد: «فاطمه بهشدت بیمار است و اجازه ورود به هیچکس داده نمیشود؛ ازاینرو، به خانه خود بازگرد.»
عباس پس از آن، فرستادهای نزد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روانه کرد و به او گفت:
«به فرزند برادرم بگو: عمویت به تو سلام میرساند و میگوید: اندوه بیماری فاطمه، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، که محبوب آن حضرت و نور چشم ایشان و مایه آرامش دل ماست، چنان بر من سنگینی میکند که آرام و قرار را از من گرفته است.
گمان میکنم فاطمه نخستین کسی از خاندان ما باشد که به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ملحق میشود؛ چراکه خداوند او را برگزیده، مشمول رحمت خویش ساخته و به جوار قرب خود فرا میخواند.
اکنون که از رحلت فاطمه (سلام الله علیها) گریزی نیست، فدایت شوم، مهاجران و انصار را گرد آور تا در تشییع پیکر او و اقامه نماز بر وی حضور یابند و از ثواب آن بهرهمند شوند؛ چراکه این کار مایه عزت و سربلندی دین خواهد بود.»
پاسخ امیرالمؤمنین علیهالسلام
عمار میگوید: امیرالمؤمنین علیهالسلام، درحالیکه من حاضر و ایستاده بودم، به فرستاده عباس فرمودند:
«سلام مرا به عمویم برسان و به او بگو: مهر و دلسوزیات پایدار باد. از مشورت تو آگاه شدم و پیشنهادت را نیکو و پسندیده یافتم.
بهراستی، فاطمه (سلام الله علیها)، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، همچنان مظلوم است؛ از حق خویش محروم مانده و از میراث خود بازداشته شده است.
سفارش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره او رعایت نشد و حق پیامبر و حق خداوند عزوجل در حق او پاس داشته نشد. خداوند برای داوری و کیفر دادن و انتقام گرفتن از ستمگران کافی است.
ای عمو! از تو میخواهم مرا در ترک آنچه پیشنهاد کردی، معذور بداری؛ زیرا فاطمه به من سفارش کرده است که موضوع او را پوشیده نگه دارم.»
عمار در ادامه روایت میکند:
🔹چون فرستاده عباس، سخنان امیرالمؤمنین علیهالسلام را به او رساند، عباس گفت:
«خداوند برادرزادهام را بیامرزد؛ بهراستی که او سزاوار آمرزش است. در رأی و اندیشه برادرزادهام هیچ خللی نیست. در میان فرزندان عبدالمطلب، پس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، فرزندی پربرکتتر از علی به دنیا نیامده است.
علی علیهالسلام همواره در پیشی گرفتن به سوی هر فضیلتی، از همگان پیشگامتر، در هر دانشی آگاهتر و در هر نبردی دلیرتر بوده است. او در جهاد با دشمنان و یاری دین حق، از همه استوارتر و نستوهتر است و نخستین کسی است که به خداوند و رسول او ایمان آورد.»
📗الأمالي - ط دار الثقافة : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 156
@Sibtayn
❤6😢1
خداوند متعال بدون آن هیچ عملی را از بندگان نمی پذیرد
🔸-ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه روزى آن حضرت فرمود:
🔹«آيا شما را از چيزى آگاه نكنم كه خداوند بدون آن هيچ عملى را از بندگان نمىپذيرد؟
🔸عرض كردم:بفرمائيد
🔹فرمود:
گواهى دادن بر اينكه هيچ معبودى جز خدا نيست
و اينكه محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله بنده[و فرستادۀ]او است،
و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و ولايت براى ما و بيزارى از دشمنان ما-يعنى ما امامان بخصوص-و تسليم شدن به آنان
و پرهيزگارى و كوشش و خويشتندارى و چشم به راه قائم عليه السّلام بودن،
سپس فرمود: همانا ما را دولتى است كه هر گاه خداوند بخواهد آن را بر سر كار مىآورد،
سپس فرمود: هر كس كه بودن در شمار ياران قائم شادمانش سازد بايد به انتظار باشد و با حال انتظار به پرهيزگارى و خلق نيكو رفتار كند و اوست منتظر،
پس اگر اجلش برسد و امام قائم عليه السّلام پس از درگذشت او قيام كند،بهرۀ او از پاداش كسى است كه آن حضرت را دريافته باشد،
پس بكوشيد و منتظر باشيد،گوارا باد شما را اى جماعتى كه مشمول رحمت خدا هستيد».
📗الغيبة (للنعمانی) ج۱ ص۲۰۰
@Sibtayn
🔸-ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه روزى آن حضرت فرمود:
🔹«آيا شما را از چيزى آگاه نكنم كه خداوند بدون آن هيچ عملى را از بندگان نمىپذيرد؟
🔸عرض كردم:بفرمائيد
🔹فرمود:
گواهى دادن بر اينكه هيچ معبودى جز خدا نيست
و اينكه محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله بنده[و فرستادۀ]او است،
و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و ولايت براى ما و بيزارى از دشمنان ما-يعنى ما امامان بخصوص-و تسليم شدن به آنان
و پرهيزگارى و كوشش و خويشتندارى و چشم به راه قائم عليه السّلام بودن،
سپس فرمود: همانا ما را دولتى است كه هر گاه خداوند بخواهد آن را بر سر كار مىآورد،
سپس فرمود: هر كس كه بودن در شمار ياران قائم شادمانش سازد بايد به انتظار باشد و با حال انتظار به پرهيزگارى و خلق نيكو رفتار كند و اوست منتظر،
پس اگر اجلش برسد و امام قائم عليه السّلام پس از درگذشت او قيام كند،بهرۀ او از پاداش كسى است كه آن حضرت را دريافته باشد،
پس بكوشيد و منتظر باشيد،گوارا باد شما را اى جماعتى كه مشمول رحمت خدا هستيد».
📗الغيبة (للنعمانی) ج۱ ص۲۰۰
@Sibtayn
❤6👍1
ابیات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بر قبر پدر
عبد اللّٰه بن محمّد بن سليمان هاشمى از پدرش از جدّش از حضرت زينب دخت گرامى على عليه السّلام روايت كند كه فرمود:
چون ابو بكر بر آن شد كه فاطمه عليهما السّلام را از فدك و عوالى ممنوع و محروم سازد(و كار از كار گذشت)،و فاطمه(عليها السّلام)از اينكه ابو بكر فدك را باز پس دهد نااميد گشت،بسوى قبر پدرش رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)رفت و خود را بر وى قبر انداخت و از اعمالى كه آن قوم در حقّ وى انجام داده بودند بآن حضرت شكوه نمود،و آنقدر گريست تا تربت قبر شريف با اشكهاى حضرتش تر شد،و زارى و شيون سر داد،و در پايان آن همه شيون عرضه داشت:
قَدْ كَانَ بَعْدَكَ أَنْبَاءٌ وَ هَنْبَثَةٌ
لَوْ كُنْتَ شَاهِدَهَا لَمْ تَكْثُرِ اَلْخُطَبُ
همانا پس از تو خبرها و غوغائى بپا شد كه اگر تو بودى اين همه گرفتارى و دشوارى رخ نمىداد.
إِنَّا فَقَدْنَاكَ فَقْدَ اَلْأَرْضِ وَابِلَهَا
وَ اِخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ فَقَدْ نَكَبُوا
ما بمانند زمينى كه از باران محروم بماند تو را از دست دادهايم،و در قوم تو اختلال پديد آمده و شاهد باش كه دست از ايمان شستهاند.
قَدْ كَانَ جَبْرَئِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا
فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ اَلْخَيْرِ مُحْتَجِبٌ
جبرئيل پيوسته با آوردن آيات مونس ما بود.و تو از ما پنهان شدى و با رفتن تو تمام خيرات از ما پوشيده گشت.
فَكُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ
عَلَيْكَ يَنْزِلُ مِنْ ذِي اَلْعِزَّةِ اَلْكُتُبُ
تو ماه درخشان و نور پرفروغى بودى كه از تو كسب نور مىشد،و از جانب خداى با عزّت كتاب بر تو نازل مىگشت.
تَجَهَّمَتْنَا رِجَالٌ وَ اُسْتُخِفَّ بِنَا
بَعْدَ اَلنَّبِيِّ وَ كُلُّ اَلْخَيْرِ مُغْتَصَبٌ
پس از پيامبر مردانى با چهرههاى درهم و خشن با ما روبرو شدند و به ما توهين و استخفاف نمودند،و تمام خيرات به تاراج رفته است.
سَيَعْلَمُ اَلْمُتَوَلِّي ظُلْمَ حَامَّتِنَا
يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أَنَّى سَوْفَ يَنْقَلِبُ
آن كس كه بما خانواده ستم روا داشته بزودى خواهد دانست كه روز قيامت به چه سرانجام شومى دچار خواهد شد.
فَقَدْ لَقِينَا اَلَّذِي لَمْ يَلْقَهُ أَحَدٌ
مِنَ اَلْبَرِيَّةِ لاَ عَجَمٌ وَ لاَ عَرَبٌ
ما با مصائبى روبرو شديم كه هيچ كس از مخلوقات چه عرب و چه عجم بدان گرفتار نيامده است.
فَسَوْفَ نَبْكِيكَ مَا عِشْنَا وَ مَا بَقِيَتْ
لَنَا اَلْعُيُونُ بِتِهْمَالٍ لَهُ سَكَبٌ
ما تا زندهايم و تا چشمانمان باقى است در سوگند فقدان تو مىگوييم و از ديدگانمان سرشك غم ميباريم.
📗الأمالي (للمفید) ج۱ ص۴۰
@Sibtayn
عبد اللّٰه بن محمّد بن سليمان هاشمى از پدرش از جدّش از حضرت زينب دخت گرامى على عليه السّلام روايت كند كه فرمود:
چون ابو بكر بر آن شد كه فاطمه عليهما السّلام را از فدك و عوالى ممنوع و محروم سازد(و كار از كار گذشت)،و فاطمه(عليها السّلام)از اينكه ابو بكر فدك را باز پس دهد نااميد گشت،بسوى قبر پدرش رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)رفت و خود را بر وى قبر انداخت و از اعمالى كه آن قوم در حقّ وى انجام داده بودند بآن حضرت شكوه نمود،و آنقدر گريست تا تربت قبر شريف با اشكهاى حضرتش تر شد،و زارى و شيون سر داد،و در پايان آن همه شيون عرضه داشت:
قَدْ كَانَ بَعْدَكَ أَنْبَاءٌ وَ هَنْبَثَةٌ
لَوْ كُنْتَ شَاهِدَهَا لَمْ تَكْثُرِ اَلْخُطَبُ
همانا پس از تو خبرها و غوغائى بپا شد كه اگر تو بودى اين همه گرفتارى و دشوارى رخ نمىداد.
إِنَّا فَقَدْنَاكَ فَقْدَ اَلْأَرْضِ وَابِلَهَا
وَ اِخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ فَقَدْ نَكَبُوا
ما بمانند زمينى كه از باران محروم بماند تو را از دست دادهايم،و در قوم تو اختلال پديد آمده و شاهد باش كه دست از ايمان شستهاند.
قَدْ كَانَ جَبْرَئِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا
فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ اَلْخَيْرِ مُحْتَجِبٌ
جبرئيل پيوسته با آوردن آيات مونس ما بود.و تو از ما پنهان شدى و با رفتن تو تمام خيرات از ما پوشيده گشت.
فَكُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ
عَلَيْكَ يَنْزِلُ مِنْ ذِي اَلْعِزَّةِ اَلْكُتُبُ
تو ماه درخشان و نور پرفروغى بودى كه از تو كسب نور مىشد،و از جانب خداى با عزّت كتاب بر تو نازل مىگشت.
تَجَهَّمَتْنَا رِجَالٌ وَ اُسْتُخِفَّ بِنَا
بَعْدَ اَلنَّبِيِّ وَ كُلُّ اَلْخَيْرِ مُغْتَصَبٌ
پس از پيامبر مردانى با چهرههاى درهم و خشن با ما روبرو شدند و به ما توهين و استخفاف نمودند،و تمام خيرات به تاراج رفته است.
سَيَعْلَمُ اَلْمُتَوَلِّي ظُلْمَ حَامَّتِنَا
يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أَنَّى سَوْفَ يَنْقَلِبُ
آن كس كه بما خانواده ستم روا داشته بزودى خواهد دانست كه روز قيامت به چه سرانجام شومى دچار خواهد شد.
فَقَدْ لَقِينَا اَلَّذِي لَمْ يَلْقَهُ أَحَدٌ
مِنَ اَلْبَرِيَّةِ لاَ عَجَمٌ وَ لاَ عَرَبٌ
ما با مصائبى روبرو شديم كه هيچ كس از مخلوقات چه عرب و چه عجم بدان گرفتار نيامده است.
فَسَوْفَ نَبْكِيكَ مَا عِشْنَا وَ مَا بَقِيَتْ
لَنَا اَلْعُيُونُ بِتِهْمَالٍ لَهُ سَكَبٌ
ما تا زندهايم و تا چشمانمان باقى است در سوگند فقدان تو مىگوييم و از ديدگانمان سرشك غم ميباريم.
📗الأمالي (للمفید) ج۱ ص۴۰
@Sibtayn
😢7❤1
بزرگترین فتنه ای که مسلمانان در ان فرو رفتند
حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها در خطبه فدکیه فرمودند :
«... ثمّ اسْتَنْهَضَکم فَوَجَدَکُمْ خِفافا، وَاَحْمَشَکُمْ فَاَلْفاکُمْ غضابا فَوَسَمْتُمْ غَیر اِبِلِکُمْ وَ وَرَدْتُمْ غیرَ مَشْرَبِکُمْ هذا والعَهْدُ قَریبٌ، والکَلْمُ رحیبٌ، والجَرْحُ لَمّا یَنْدَمِل، والرّسول لمّا یُقْبَرُ، إبْتِدارا زَعَمْتُمْ خَوفَ الْفِتْنَةِ، ألا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ...؛
[اعمال شما] در حالی صورت گرفت که عهد شما (نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم)نزدیک است، و جراحتی که [به واسطه ی رحلت پیامبر(ص)] وارد شده، هنوز وسیع [و تازه[ است، و جراحتی که [بر ما] وارد شده، هنوز التیام پیدا نکرده است. و رسول خدا هنوز دفن نشده بود. [خیلی با عجله این کار را کردید]. خیال کردید که [اگر این کار را نکنید] فتنه پدید می آید. آگاه باشید که در فتنه سقوط کردند، و حتما جهنم کافران را احاطه میکند...»
📕الأحتجاج احمد بن علی طبرسی، ط نجف، 1350 ه، ص 61 ـ 66
فتنه افکنی، یا دستاویز گریز از فتنه!
نکته ای که در این بخش از سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام جلب توجّه میکند، این است که توجیه نادرست صحنه گردانان سقیفه در مورد انتخاب خلیفه را افشا کرده، عواقب زیان بار آن را بیان میکند و می گوید:
«خیال کردید [اگر این کار را نکنید] فتنه پدید می آید، آگاه باشید که در فتنه سقوط کردید.»
در این جا این سؤال پیش می آید که آنان کدام فتنه را دستاویز قرار دادند و مقصودشان از فتنه چه بود؟ و مقصود حضرت زهرا علیهاالسلام از این که آنان در فتنه سقوط کردند، چیست؟
چنان که در کتب تاریخ اسلام مطرح شده و قرائن نیز آن را تأیید میکند، مقصود آنان از فتنه، ارتداد امت، آشوب و هرج و مرج و از هم گسیختن نظام اسلامی به دنبال انتشار خبر رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم، و پیدایش
خلأ قدرت در مرکز حکومت اسلامی بود. آنان به این عنوان که از چنین فتنه ای جلوگیری کنند، پیش از آن که پیکر پاک پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله و سلم را به خاک بسپارند، و در حالی که علی علیه السلام و بنی هاشم سرگرم مراسم غسل پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم بودند، به سقیفه شتافته در صدد تعیین خلیفه و زمامدار مسلمانان برآمدند!
امّا مگر آن تشریفات چه قدر وقت میخواست که در آن مدت، بیم فتنه میرفت؟
آیا در همان مدت اندک، خبر رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم(با نبودن وسائل ارتباطی امروزی) در سراسر کشور اسلامی منتشر میشد و همه چیز به هم میریخت.
این سؤالها در صحّت و درستی نگرانی از فتنه، ایجاد
تردید میکند. از این رو حضرت فاطمه علیهاالسلام با تعبیر، زَعم، پندار و خیال از آن یاد کرده است.
امّا این که آنان چگونه در فتنه سقوط کردند ـ که موضوع اصلی این نوشتار است ـ پاسخ این است که آنان با این اقدام خود منشأ اختلاف و دو دستگی و شکاف در جامعه اسلامی شدند.
شکافی که تاکنون پر نشده است.
گرچه آن روزها با بیعت مردم با ابوبکر، کار تعیین زمامدار به ظاهر پایان یافت، امّا این انتخاب عواقبی را به دنبال داشت که هر چه مسلمانان از آن سالها دورتر شدند، آثار نامطلوب آن بیشتر پدیدار گشت.
خاطره ی اختلاف و کشمکش های مسلمانان بر سر امامت و خلافت، خاطرهای تلخ و غم انگیز است. کدام فتنه ای بزرگتر از قرنها اختلاف و کشمکش و خونریزی که سنگ زیر بنای آن در سقیفه گذاشته شد.
شهرستانی می نویسد:
«بزرگترین اختلاف میان امت، اختلاف درباره امامت است؛ زیرا در اسلام، در هیچ مسئلهای با مبنای دینی، بهاندازه مسئله امامت و در هیچ دورهای، شمشیر کشیده نشده است.»
📙الملل و النحل، ط 2، قاهره، مکتبة آنجلو المصریة، ج 1، ص 30
@Sibtayn
حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها در خطبه فدکیه فرمودند :
«... ثمّ اسْتَنْهَضَکم فَوَجَدَکُمْ خِفافا، وَاَحْمَشَکُمْ فَاَلْفاکُمْ غضابا فَوَسَمْتُمْ غَیر اِبِلِکُمْ وَ وَرَدْتُمْ غیرَ مَشْرَبِکُمْ هذا والعَهْدُ قَریبٌ، والکَلْمُ رحیبٌ، والجَرْحُ لَمّا یَنْدَمِل، والرّسول لمّا یُقْبَرُ، إبْتِدارا زَعَمْتُمْ خَوفَ الْفِتْنَةِ، ألا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ...؛
[اعمال شما] در حالی صورت گرفت که عهد شما (نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم)نزدیک است، و جراحتی که [به واسطه ی رحلت پیامبر(ص)] وارد شده، هنوز وسیع [و تازه[ است، و جراحتی که [بر ما] وارد شده، هنوز التیام پیدا نکرده است. و رسول خدا هنوز دفن نشده بود. [خیلی با عجله این کار را کردید]. خیال کردید که [اگر این کار را نکنید] فتنه پدید می آید. آگاه باشید که در فتنه سقوط کردند، و حتما جهنم کافران را احاطه میکند...»
📕الأحتجاج احمد بن علی طبرسی، ط نجف، 1350 ه، ص 61 ـ 66
فتنه افکنی، یا دستاویز گریز از فتنه!
نکته ای که در این بخش از سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام جلب توجّه میکند، این است که توجیه نادرست صحنه گردانان سقیفه در مورد انتخاب خلیفه را افشا کرده، عواقب زیان بار آن را بیان میکند و می گوید:
«خیال کردید [اگر این کار را نکنید] فتنه پدید می آید، آگاه باشید که در فتنه سقوط کردید.»
در این جا این سؤال پیش می آید که آنان کدام فتنه را دستاویز قرار دادند و مقصودشان از فتنه چه بود؟ و مقصود حضرت زهرا علیهاالسلام از این که آنان در فتنه سقوط کردند، چیست؟
چنان که در کتب تاریخ اسلام مطرح شده و قرائن نیز آن را تأیید میکند، مقصود آنان از فتنه، ارتداد امت، آشوب و هرج و مرج و از هم گسیختن نظام اسلامی به دنبال انتشار خبر رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم، و پیدایش
خلأ قدرت در مرکز حکومت اسلامی بود. آنان به این عنوان که از چنین فتنه ای جلوگیری کنند، پیش از آن که پیکر پاک پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله و سلم را به خاک بسپارند، و در حالی که علی علیه السلام و بنی هاشم سرگرم مراسم غسل پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم بودند، به سقیفه شتافته در صدد تعیین خلیفه و زمامدار مسلمانان برآمدند!
امّا مگر آن تشریفات چه قدر وقت میخواست که در آن مدت، بیم فتنه میرفت؟
آیا در همان مدت اندک، خبر رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم(با نبودن وسائل ارتباطی امروزی) در سراسر کشور اسلامی منتشر میشد و همه چیز به هم میریخت.
این سؤالها در صحّت و درستی نگرانی از فتنه، ایجاد
تردید میکند. از این رو حضرت فاطمه علیهاالسلام با تعبیر، زَعم، پندار و خیال از آن یاد کرده است.
امّا این که آنان چگونه در فتنه سقوط کردند ـ که موضوع اصلی این نوشتار است ـ پاسخ این است که آنان با این اقدام خود منشأ اختلاف و دو دستگی و شکاف در جامعه اسلامی شدند.
شکافی که تاکنون پر نشده است.
گرچه آن روزها با بیعت مردم با ابوبکر، کار تعیین زمامدار به ظاهر پایان یافت، امّا این انتخاب عواقبی را به دنبال داشت که هر چه مسلمانان از آن سالها دورتر شدند، آثار نامطلوب آن بیشتر پدیدار گشت.
خاطره ی اختلاف و کشمکش های مسلمانان بر سر امامت و خلافت، خاطرهای تلخ و غم انگیز است. کدام فتنه ای بزرگتر از قرنها اختلاف و کشمکش و خونریزی که سنگ زیر بنای آن در سقیفه گذاشته شد.
شهرستانی می نویسد:
وأعظمُ خلافٍ بينَ الأُمّةِ خلافُ الإمامةِ، إذْ ما سُلَّ سيفٌ في الإسلامِ على قاعدةٍ دينيّةٍ مثلَ ما سُلَّ على الإمامةِ في كلِّ زمانٍ.
«بزرگترین اختلاف میان امت، اختلاف درباره امامت است؛ زیرا در اسلام، در هیچ مسئلهای با مبنای دینی، بهاندازه مسئله امامت و در هیچ دورهای، شمشیر کشیده نشده است.»
📙الملل و النحل، ط 2، قاهره، مکتبة آنجلو المصریة، ج 1، ص 30
@Sibtayn
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM