نقد و بررسی مکتب تفکیک
2.51K subscribers
553 photos
26 videos
64 files
429 links
فهرست مطالب:
https://telegram.me/tafkik/2405
Download Telegram
⭕️ميرزا مهدي اصفهاني، مدت‏هاي مديدي از عمر خويش را به سير و سلوک‌‏هاي عرفاني وحدت وجودي سپري نمود، تا آن‌جا که به ادعاي مريدانش به مرحله مرشديت، با اجازه کتبي سيد احمد کربلايي رسيد سپس از نجف اشرف به مشهد مقدّس نقل مكان نمود، و با ادّعاي توبه و بازگشت از مطالب فلسفي و عرفاني، به نقد فلسفه و عرفان پرداخت و شاگرداني تربيت كرد، امّا تأمل درخور نشان مي‌دهد كه مكتب ايشان گرچه تحت عنوان نقد و ابطال فلسفه و عرفان شهرت يافته است، ولي بر خلاف اين شهرت، مطالبي تحويل داده است که عينا همان مطالب فلاسفه و عرفا مي‌باشد، و با مباني مكتب عقل و وحي و اعتقادات علماي بزرگوار شيعه کاملا مباين است.

ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کردیم.
@tafkik

لینک گروه برای بحث و مناظره طرفین:

https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴"کدامین تفکیک؟!"

استاد حسن میلانی
نقد و بررسی مکتب تفکیک
🔴"کدامین تفکیک؟!" استاد حسن میلانی
📖کتاب "کدامین تفکیک؟!"


🔴جامع ترین کتاب در نقد مبانی مکتب تفکیک و آشکار کردن تعارضات آن با مکتب وحی

اثر استاد و عالم فرزانه شیخ حسن میلانی

استاد میلانی که تتبعی فوق العاده در کتب مکتب تفکیک داشته و نیز آشنایی بی نظیر با مبانی متکلمین شیعه و مهارتی تام در نقد کتب فلاسفه دارد و صفحه به صفحه بدایه الحکمه و نیز کتبی مانند نهایه الحکمه و اسفار ملاصدرا را نقد کرده اند در این اثر خود به نقد مکتب تفکیک پرداخته و تعارضات آن با مکتب وحی را نشان داده اند.

در این کتاب خواهید دید که:

فرق مکتب تفکیک با فلسفه آن است که تفکیک میگوید تطور درست است، تجلی خداوند در مخلوقات درست است، ظل و ذی ظل بودن نسبت خدا و خلق درست است، نظریه صدور درست است، وجود رابط درست است، ولی فلاسفه کافرند چون قائلند خداوند که در خلقش تجلی کرده آن خلقش هم خداست. در صورتی که آن چیزی که خداوند در آن تجلی کرده است غیر از خود خداست!!
👇
📖مشخص کتاب:


کتاب "کدامین تفکیک" دارای یازده بخش است؛

سه بخش اول معرفی اجمالی مکتب و عقاید مرحوم میرزا مهدی و آقای حلبی است.

بخش چهارم آشکار کردن تعارضات مکتب تفکیک با مکتب و معارف اهل بیت ع است.
بخش پنجم "فطرت توحیدی یا سرشت وحدت وجودی" است.
در بخش چهارم و پنجم بعد از نقد عقاید و آموزه های تفکیک، جواب های حلی نیز به طور مفصل ارائه شده است.

⏪بخش ششم پاسخ به برخی شبهات آقای بیابانی و ادعای تقطیع مخل است.

⏪بخش هفتم و هشتم نقدهایی است بر آقای سیدان.

بخش نهم سخنی با جناب برنجکار است.

بخش دهم نظرات مراجع راجع به عقاید و آموزه های تفکیکیان

و بخش یازدهم ارائه کامل نسخه خطی کتاب تقریرات میرزا مهدی اصفهانی است که تفکیکیان آن را به دیگران نمیدهند.

تعداد صفحات: ۶۰۰صفحه
قیمت: ۴۰/۰۰۰ت

📓تهیه و سفارش کتاب:
@rmkhq
🔴میرزا مهدی اصفهانی و استناد به مجعولات صوفیه در ادعای شناخت ذات خداوند؛
ابواب الهدی
نقد و بررسی مکتب تفکیک
🔴میرزا مهدی اصفهانی و استناد به مجعولات صوفیه در ادعای شناخت ذات خداوند؛ ابواب الهدی
🔴متأسفانه ميرزا مهدی اصفهانی متوجه نشده است که اين مطلب در دعاي عرفه امام حسين عليه السلام وجود نداشته بلکه در ضميمه‌اي است که بعد از تمام شدن دعاي آن حضرت بدان افزوده شده و از مجعولات عرفاي سني مذهب است است. ◀مرحوم مجلسي در اين باره مي‌فرمايند:
"مرحوم کفعمي نيز اين دعا را در "بلد الامين" و مرحوم سيد ابن طاووس در "مصباح الزائر" آورده اند ولي در آخر آن تقريبا به اندازه ورقي وجود ندارد و آن از "الهي انا الفقير في غناي" تا آخر دعاست، و همچنين اين ورقه در بعضي از نسخه‌هاي قديمي اقبال نيز يافت نمي‌شود و همچنمين عبارات اين ورقه با سياق ادعيه ائمه معصومين عليهم السلام نمي‌سازد و جز اين نيست که آن بر وفق مذاق صوفيه است و بدين جهت بعضي از افاضل ميل کرده اند به اين که اين ورقه از زيادات و الحاقات و افزوده‌هاي بعضي از صوفيه باشد."
و نيز مرحوم کفعمي به تمام شدن دعا قبل از ضميمه مذکور، و غروب آفتاب و بار کردن حضرت و روانه شدن به سوي مشعر اشاره دارند.
2- از جهت مضمون نيز کاملا متناقض است زيرا بديهي است که هر صنعتي کاشف از وجود صانع خود است پس چگونه مي‌توان گفت که از چيزي که در وجود محتاج به غير است نمي‌شود بر آن استدلال کرد "کيف يستدل عليک بما هو...؟!" و نيز همه چيز قابل ادراک حسي و ظهور با ذات مي‌باشند و خداوند متعالي از چنان ظهوري مي‌باشد. "لا تدرکه الابصار و هو يدرک الابصار".
پس چگونه مي‌توان گفت که هر ظهوري که براي هر چيزي باشد براي خدا نيز خواهد بود، "الغيرک من الظهور ما ليس لک...؟!" و نيز به راستي خداوند به ذات خود در نهان از ادراک و تصور و توهم و حس و تجربه و دريافت مي‌باشد و جز به وجود آفريده هايش بر وجود او نمي‌توان استدلال کرد، پس درست نيست که گفته شود کي نهان شدي تا محتاج به دليلي که بر تو دلالت کند باشي، "متي غبت حتي تحتاج الي دليل يدل عليک...؟!" بنابر اين برهاني که از وجود يک شيء بر خودش استدلال مي‌کند اصلا در باره خدا سخن نمي‌گويد بلکه مخلوقي و ممکني را خدا انگاشته و ازليت و ابديت و وجود را به آن نسبت مي‌دهد تا چه رسد به اين که اشرف براهين و محکم‌ترين آنها براي اثبات خدا شمرده شود.

◀براي اطلاع از نظر علامه مجلسی و برخی دیگر از ادله نقد ذیل دعای عرفه به مقاله "پژوهشي در باره ذيل دعاي عرفه" در شماره سوم مجله سمات مراجعه کنيد.

@tafkik
🔴دفاع مدافعان تفکیک از میرزا مهدی اصفهانی و اشکال به استاد میلانی در "عدم شانیت اتصاف خداوند به نامتناهی"؛

◀کانال مظلومیت علم👇
#33

‏#تأملي_در_معناي_بي_نهايت ‏
‏ ‏

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***
صلی الله علیک یا صاحب العصر والزمان


ا🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹ا



📢 تأملی
در معنای بی نهایت


(نقدی برشاه کلید🔑توحیدی حسن میلانی)


🔴 بخش اول:
‌‏ ‏
آقای حسن میلانی منتقد مباني مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني ، در كتابها و نوشته ها و سخنان خود بر يك ‏نكته به عنوان شاه كليد بحث توحيد تأكيد فراوان نموده و مدعي است كه اگر كسي اين مطلب را نفهميده ‏باشد بويي از توحيد نبرده است. ‏

وي سخن خود را تنها راه پاسخ به شبهه وحدت وجود مي داند و ادعا دارد كسي كه آن را نپذيرد لزوما مبتلا ‏به شبهه وحدت وجود خواهد بود. ‏
‏ ‏
⛔️ او مي گويد: ‏
توصيف خدا به غير محدود و بي نهايت صحيح نيست وما نمي توانيم بگوييم او نامحدود است، زيرا تناهي و ‏عدم تناهي نقيض يكديگر نيستند، بلكه تقابل اين دو از باب عدم و ملكه است. ‏
‏ ‏
تقابل عدم و ملكه آن است كه حقيقتي را از محلي كه شأنيت و قابليت اتصاف به آن حقيقت را داشته نفي ‏كنيم، مانند كوري و بينايي. كوري عدم بينايي مطلق نيست بلكه نداشتن چشم براي كسي است كه قابليت ‏بينايي دارد.‏
‏ ‏

از اين رو هيچ گاه نمي گويند اين سنگ يا ديوار كور است زيرا سنگ ودیوار اصلا قابليت بينايي نداشته تا ‏گفته شود كور است. اگر كسي را به كوري وصف كرديم حتما قابليت بينايي را دارا بوده است. ‏
‏ ‏
⛔️ نويسنده ادعا مي كند: ‏
در مورد چيزي مي توان گفت غير متناهي كه آن چيز شأنيت تناهي داشته باشد، يعني حقيقتي مقدار پذير ‏باشد، هم چنين نامحدود نسبت به حقيقتي گفته مي شود كه قابليت حد را دارا بوده يعني مقدار پذير باشد. ‏

و از اين معادله نتيجه مي گيرد هر كه خدا را بي نهايت يا نامحدود بداند در حقيقت خدا را جزء پذير و ‏مقداري دانسته است. ‏

⛔️ وي مي افزايد: ‏
حقيقتي كه فراتر از مقدار و اندازه و اساسا مقدار پذير نيست را نمي توان به غير محدود و بي نهايت توصيف ‏نمود. ‏
‏ ‏
‏ بنابر گفته وي ما دو جور حقيقت داريم: ‏
1 ــــ حقيقت مقداري ‏
‏2 ــــ حقيقت غير مقداري ‏
‏ ‏
او ادعا مي كند بي نهايت و نامحدود فقط در موجودات مقداري قابل تصور است، و حقيقتي كه فراتر از ‏مقدار باشد فراتر از نهايت و بي نهايت است. ‏
‏ ‏
⛔️ به برخي از عبارات ايشان توجه كنيد: ‏
‏ ‏
‏"تناهي و عدم تناهي از ويژگي هاي اشياي داراي اجزاء و امتداد و حادث و ممكن و مخلوق است" (حسن ‏ميلاني، مجله سمات شماره ٢ص ١٥٢) ‏
‏ ‏
‏"تناهي و عدم تناهي دو معناي نقيض هم نيستند بلكه مانند ملكه و عدم براي اشياي متجزي و مخلوق مي ‏باشند" (حسن ميلاني، مجله سمات شماره ٢ص ١٥٢) ‏
‏ ‏
تا اينجا نتيجه سخن ايشان اين شد كه وصف بي نهايت و غير محدود تنها در مورد حقايق مقداري قابل ‏صدق است، و هر موجودي متصف به بي نهايت شود ضرورة حقيقتي مقدار پذير است. ايشان محدوديت و ‏غير محدوديت را از لوازم ذاتي و ضروري موجودات مقداري مي داند. ‏
‏ ‏

💥 تناقضی روشن ‏

نويسنده بعد از بيان اين مطلب و تنها با فاصله چند سطر در يك چرخش ١٨٠ درجه ميگويد: ‏
‏ ‏
‏"بايد دانست كه اصولا وجود نامتناهي ذاتا محال است و حتى در مورد غير خداوند هم اعتقاد به آن باطل ‏است" (حسن ميلاني، مجله سمات شماره ٢ص ١٥٢) ‏
‏ ‏
يعني بي نهايت در حقيقت مقداري نيز محال است، بنابراين غير محدود و بي نهايت لفظي فارغ از معنى ‏است، اين صفت نه در حقايق مقداري وجود دارد و نه حقايق غير مقداري. ‏
‏ ‏
در نتيجه سه تناقض مهم در كلام نويسنده مشهود است: ‏
‏ ‏
‏1⃣ طبق سخن اول، بي نهايت وصف حقايق مقداري است، و بين وصف نامحدود و مقدار پذير بودن تلازم ‏قطعي وجود دارد. ‏

طبق سخن دوم، توصیف حقايق مقداري به بي نهايت محال است، بنا بر اين توصيف به بي نهايت، نه تنها ‏ملازم مقداري بودن حقيقت نيست، بلكه چنين وصفي در آنها محال است. ‏
‏ ‏
‏ ‏
2⃣ تقابل عدم و ملكه آن است كه هر دو طرف متقابلين (وجود ملكه و عدم آن) قابل انطباق بر يك ‏حقيقت باشند، نه اين كه يكي از آنها اساسا محال ذاتي باشد، آيا اگر وصف انسان به كوري محال ذاتي ‏باشد مي توان گفت كوري و بينايي از باب عدم و ملكه هستند؟! ‏

او مي گويد نامحدود، عدمِ ملكه موجودات مقداری ومحدود است، اما در عين حال انطباق آن بر محلي كه ‏قابليت ملكه را دارد محال است همانطور كه در محلي كه قابليت ملكه را ندارد نيز محال است. ‏

ظاهرا نويسنده درك درستي از اصطلاح عدم و ملكه نداشته است. كدام عدمي را سراغ داريد كه هم در ‏فرض ملكه و هم در غير ملكه محال باشد، باز هم به آنها بگويند عدم و ملكه؟! ‏
‏ ‏
3⃣ به مقتضاي كلام دوم، نامحدود و بي نهايت باطل صرف و عدم و موهوم و پوچ است، هم نسبت به ‏حقايق مقداري و هم نسبت به حقايق غير مقداري. ‏

اين يعني اگر چيزي را به نامحدود و بي نهايت توصيف كرديم تنها سخن لغوي بر زبان رانده ايم، زيرا اين ‏وصف نه تلازمي با حقايق مقداري دارد و نه حقايق غير مقداري، و به طور كلي هيچ حقيقتي ممكن نيست به ‏اين وصف توصيف شود. ‏

با اين وجود، نويسنده در يك ادعاي عجيب و متناقض مي گويد: ‏

وصف خداوند به غير محدود مستلزم مقداري دانستن خداست؟! ‏

اين يعني وصف عدم تناهي از لوازم حقايق مقداري است، در حالي كه طبق ادعاي ايشان اين لفظ به طور ‏كلي باطل بوده و هيچ موردي در خارج ندارد.‏


الحمدلله رب العالمین


ادامه دارد . . . ‏
◀نقد و بررسی کلام مدافعان تفکیک:
🔴متاسفانه مدافعان تفکیک مطلب را نیز نتوانسته اند درست تقریر کنند.
و اسم کج فهمی خود را هم 💥"تناقضی روشن" گذاشته اند.
حداقل کاش همان فصل اول کتاب فراتر از عرفان را دقیق میخواندند تا از خودشان به آقای میلانی نسبت ندهند که: "او میگوید توصیف خدا به غیر محدود صحیح نیست" !!
"تا اينجا نتيجه سخن ايشان اين شد كه وصف "غير محدود" تنها در مورد حقايق مقداري قابل ‏صدق است!!

مستشکل هنوز فرق غیر محدود و نامتناهی را درنیافته است. و نتیجه برداشت نادرست خود را نتیجه سخن آقای میلانی خوانده است.
ما برای دوستان این قسمت از کتاب "فراتر از عرفان" را دوباره تکرار میکنیم.


🔹مستشکل اولا به تفاوت معنای سلب از جهت ملکه و عدم با سلب از جهت عدم قابلیت و شانیت موضوع التفات ندارد مثال اولی این است که بگوییم: پنبه سنگین نیست چون سبک است و مثال دومی این است که خدا سنگین نیست چون اصلا جسم نیست.
🔹ثانیا در تعریف ملکه و عدم از پیش خود به منطق افزوده که باید هر دو طرف وجود و عدم قابل تحقق باشد.
🔹ثالثا تفاوت ملکه و عدم با کالملکه و العدم را التفات نداشته است.
🔹رابعا این گونه توهمات بیجا بارها در درسها و نوارها مطرح و پاسخ داده شده است و مطلب جدیدی نبود.
🔹خامسا هر کس مانند فلاسفه و تفکیک خدا را مانند مستشکل نامتناهی داند ناچار وحدت وجودی شده و مخلوقات را تعین خدا داند که تحدید لازم نیاید!

🔵مضافا استحاله نامتناهی عقیده عموم محققین و متکلمین و از مسلمات قرآن و روایات است که شواهد آن در فراتر از عرفان آمده است و هنر در فهم مبانی مکتب است نه در استهزای آن.
و نامتناهی بودن خدا بدعت عموم فلاسفه و عرفا و وحدت وجودیان است که میرزا هم نادانسته تابع بدعت ایشان شده است.

◀فایلpdf "نقد نامتناهی" کتاب "فراتر از عرفان"
👇
🔴#معرفی_کتاب

#توحید_عدل_نبوت_امامت_معاد

🔺"حق الیقین" یکی از ناب ترین کتب شیعه در حوزه اصول عقاید تالیف علامه بزرگوار مرحوم مجلسی است.
(حق الیقین آخرین کتاب تالیفی علامه مجلسی است و خودشان به فارسی نوشته اند.)

این کتاب دارای چهار بخش است:
#توحید
#نبوت
#امامت
#معاد
البته چون مرحوم علامه مجلسی بحث توحید را در سائر آثارشان نیز آورده اند در این کتاب فقط ۲۰صفحه را به این بخش اختصاص داده اند.
استاد میلانی با همان مبانی علامه مجلسی و متکلمین شیعه بحث #توحید را مفصل در ۶۰۰صفحه در کتاب "فراتر از عرفان" آورده اند.
و در بحث #عدل نیز کتاب "چرا مرا آفریده اند؟" را به رشته تحریر در آورده اند.


مشخصات کتب:
🔺حق الیقین
۱۰۲۴صفحه/ قطع وزیری/ با استخراج منابع
قیمت روی جلد: ۳۵/۰۰۰ت
🔺فراتر از عرفان
۶۱۵صفحه/ قطع وزیری/ زر کوب
قیمت پشت جلد: ۲۵/۰۰۰ت
🔺چرا مرا آفریدند؟
۲۵۶صفحه/ قطع رقعی/ قیمت پشت جلد: ۷/۰۰۰ت

🔴به مناسبت عید غدیر و با مشارکت بانی این سه کتاب با هزینه ۵۵/۰۰۰ت و بدون هزینه پست ارسال می شود.

تهیه:
@rmkhq
#اجازه_نقد_کردن

🔴آقای حکیمی در ص۷۹ مقدمه کتاب "احیاگر حوزه خراسان" میگویند مقتضای تقوی و فقاهت این است که کسانی که در خود اهلیت نظر دادن درباره میرزا را میدانند باید اول از آیت الله وحید و سیستانی نظر خواهی کند و نظر این دو بزرگوار را جویا شود، چون ایشان از شاگردان خود میرزا بودند و سزاوارتر هستند به نظر دادن.

◀کاش آقای حکیمی بیان میکردند این قاعده از کجا آمده است که نقد آراء علمی یک شخص منحصر است در نظر خواهی از شاگردان آن شخص.
اگر شاگردان افرادی که آقای حکیمی آنها را در کتابهایشان نقد کرده اند به آقای حکیمی بگویند طبق قاعده خودتان باید اول می آمدید سراغ ما و از ما نظر خواهی میکردید، چرا این کار را نکرده و شروع به نقد کردید، آقای حکیمی چه جوابی خواهند داد؟!
اگر بگویند ما با دقت کتب ایشان را مطالعه کرده و جوانب علمی را رعایت کرده ایم، ما هم همان جواب را میدهیم و این لازمه ای با نظر خواهی از شاگردان فرد مورد نقد نخواهد داشت.
◀مضافا، سوالی دیگر از آقای حکیمی:
شما بیش از سی سال است که از میرزا مهدی اصفهانی دفاع میکنید و در درستی همه مطالب میرزا چک سفید صادر کرده و در کتاب "مکتب تفکیک"تان نوشته اید معارف میرزا به گونه ای عجیب با اخبار اهل بیت(ع) انطباق کامل دارد، و دلیل آن را نیز تشرف خدمت حضرت(عج) عنوان کرده اید.
آیا شما قبل از بیان این تمجیدها و ادعاها از آیت الله سیستانی اجازه گرفته بودید یا فقط برای نقد کردن باید از مراجع اجازه بگیریم؟!
مضافا بماند که بارها مطالب کتب میرزا از مراجع بزرگوار استفتا شده و بطلان آن ها نیز توسط مراجع ذکر شده است.
البته بماند که آقای حکیمی به نظرات مراجع نیز جواب داده و در همان کتاب احیاگر حوزه خراسان فرموده اند مجتهدین و علمایی که صلاحیت قضاوت درباره میرزا را داشته باشند بسیار کم هستند.

@tafkik
#سیدان_مکاشفه

🔴آقای سیدان: من خود نیز اهل مکاشفه هستم، ما مکاشفه را منکر نیستیم. خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام. (سنخیت، عینیت یا تباین؟!/ ص۱۹۱)

◀️آقای سیدان، فقط مکاشفات شما و اتباع میرزا درست است که میگویند در عالم مکاشفه امام زمان(عج) لبان میرزا را بوسید و او را متحمل علوم خویش ساخت یا مکاشفه آقای حسن زاده هم درست است که میگویند امام رضا(ع) سینه مرا بوسیدند و علومشان را به سینه من منتقل کردند؟!

◀️اهل بیت(ع) شما را سفارش به مکاشفه کرده اند یا خودتان چنین تصمیمی گرفتید که برخی چیزها را از این راه بدست آورید؟

◀️آن "بسیاری از چیزها که از راه غیر عادی" بدست آورده اید قبلا توسط عقل و دین تایید شده بود یا نه صرفا تایید آن راه غیر عادی است؟
اگر قبلا توسط دین تایید شده بود که اکنون دیگر این راه چه ارزشی دارد، و اگر تایید نشده این مطالب چه ارزشی خواهد داشت؟

◀️وقتی صحبت مکاشفات دیگران میشود می گویید: "ان التجرید الروحی لیس آله للمعرفه، بل هو آله للضلاله" - ابواب الهدی؛ ص۱۴۰(بوستان کتاب)
ولی وقتی نوبت خودتان میشود مینویسید:
"برای فهم حقیقی مطالب عالم اظله و اشباح راه منحصر در تجرید و خلع بدن و وجدان خویش است". معارف الهیه؛ ص۸۰۷


◀️ آیا این مطالب و گفته ها و مبانی که امروزه تفکیکیان به نام مکتب وحی! به شاگردان خویش ارائه میدهند و ترویج آن را میکنند جزو همان بسیاری از چیزهاست که توسط مکاشفه و به صورت غیر عادی فهمیده شده یا مطالب عقلی قرآن و سنت؟!

🔵لازم به ذکر است آقای سیدان در ادامه میفرمایند باید ملاک دست آدم باشد.
البته این حرف مختص ایشان نیست و فلاسفه و عرفا هم نمیگویند نباید ملاک دست آدم باشد.

@tafkik
آیت الله مرتضی رضوی:
◀️تفکیکیان شناختی از دین اسلام ندارند.
◀️این حضرات باید از این گفتۀ شان دفاع علمی بکنند که هرگز نکرده اند.

◀تفکیکیان: اینان می گویند: علم یک حوزۀ مخصوص به خود دارد، و دین یک حوزۀ دیگر؛ بنابر این چیزی بنام «علوم انسانی اسلامی» معنائی ندارد.
بررسی: در عبارت خیلی مختصر باید گفت: اینان مصادره به مطلوب می کنند، زیرا همین گفتۀ شان هم بر مبنای علوم انسانی غربی است و هم اصل موضوعِ مورد بحث و اختلاف. اینان توجه ندارند که اصل بحث بر سر همین گفتۀ شان است، که آیا این سخن درست است و براستی حوزۀ دین و علم از هم جدا هستند؟؟
◀️این حضرات باید از این گفتۀ شان دفاع علمی بکنند که هرگز نکرده اند، و صرفاً با تقلید از غرب آنهم تقلیدی که حتی در ماهیت تقلید بودن خود نیز نادرست است؛ یعنی نمی توان به آن تقلید گفت، زیرا مراد غربی ها از دوگانگی حوزۀ دین و علم، جدائی دین مسیحی از علم است، نه مطلق دین.
و این یک واقعیت است که مسیحیت هیچ عنصر علمی ندارد و لذا در غرب میان ایمان و علم تباین هست، و یک فرد معتقد به مسیحیت ناچار است دو جنبۀ شخصیتی داشته باشد با یکی ایمان داشته باشد و با دیگری به علم و دانش ارزش دهد. و همین دوگانگی شخصیتی است که از آغاز رنسانس تا به امروز روح فردی و اجتماعی، و نیز شخصیت فرد و شخصیت جامعه را در تعارض (بل در تناقض) قرار داده و به شدت آزار داده و می دهد.
◀️بنابر این آنان که در جامعۀ علمی ما این دو حوزه را تفکیک می کنند، شناختی از دین اسلام ندارند، و باید یکی از دو راه را در این مسئله برگزینند:
الف: یا اثبات کنند که مطلقِ دین، و همۀ ادیان از آن جمله اسلام، غیر علمی هستند و حق ورود به حوزۀ علم ندارند.
ب: یا وارد موضوع «اسلامی سازی علوم انسانی» نشوند و یک مسئلۀ مهم علمی را ژورنالیته نکنند.
زیرا این موضوع یک موضوع کوچک، یک موضوع فقط ایرانی، یک موضوع منطقه ای و منحصر به جامعه های اسلامی نیست که مانند یک مسئلۀ سادۀ اجتماعی در یک جامعه تا حد ژورنالیته سقوط کند.
زیرا این موضوع (اسلامی سازی) یا یک طرح درست و صحیح است؛ که در این صورت یک برنامۀ جهانی خواهد بود و علوم انسانی را در سطح کل جهان متحول خواهد کرد. و یا یک طرح نادرست است و در این صورت برای یک جامعۀ کوچک، و حتی برای مطرح شدن در یک دانشکده هم ارزش نخواهد داشت. و اگر ما مسیر را درست انتخاب کنیم و درست پیش برویم، این درستی و نادرستی اصل آن، روشن خواهد شد و قضیه به داوری نهائی خواهد رسید.
به نظر بنده (و گمان می کنم نظر همگان چنین باشد) ◀حضرات تفکیکیان باید به حدی سماحت داشته باشند- و دارند- که اجازه بدهند این برنامه پیش برود، زیرا رسیدن به داوری نهائی در این موضوع دستکم به هزینۀ مالی و کاری آن، می ارزد.

قسمتی از مقاله "حال و هوای اسلامی کردن علوم انسانی" آیت الله مرتضی رضوی
منبع: سایت آیت الله مرتضی رضوی- بخش مقالات

http://www.binesheno.com/Files/maghalat.php?idVeiw=2244&level=4&subid=2244
🔴حذف واژه "دانشمند" در تمجید آیت الله رضوی از آقای میلانی توسط تفکیکیان!

اصل متن:
◀جناب دانشمند آقاي حسن ميلاني كتاب كوچكي تحت عنوان «سراب عرفان» منتشر كرده و بحث مختصر و مفيدي را انجام داده اند.
🔴حذف واژه "دانشمند" توسط تفکیکیان در تمجید آیت الله رضوی از آقای میلانی؛

آیت الله مرتضی رضوی یکی از پرکارترین محققین و منتقدین فلسفه و عرفان و همچنین تبیین کنندگان معارف عقلی مکتب تشیع هستند.
ما از ایشان متنی در نقد تفکیک ارسال کردیم که فرموده بودند تفکیکیان شناخت صحیحی از دین ندارند.
ایشان در موارد بسیار زیادی با آقای میلانی هم عقیده بوده و اختلافات جزئی با هم دارند، اختلافاتی که در بین علمای هم مسلک وجود دارد و طبیعی است؛ از جمله این مسائل اختلاف در اتصاف خداوند به "تناهی و نامتناهی" است.
آقای رضوی در جلد۲ کتاب شرح فصوص خود وقتی میخواهند نظر آقای میلانی را بررسی کنند قبل از نقد با تجلیل از ایشان و به کاربردن واژه "دانشمند" در مدح آقای میلانی با احترام نظر ایشان را نقد میکنند ولی متاسفانه تفکیکیان در کانال خود وقتی عبارت آیت الله رضوی را نقل میکنند واژه "دانشمند" را حذف کرده اند!
عین عبارت آیت الله رضوی:
◀جناب دانشمند آقاي حسن ميلاني كتاب كوچكي تحت عنوان «سراب عرفان» منتشر كرده و بحث مختصر و مفيدي را انجام داده ‏اند.

ما به تفکیکیان عرض میکنیم آقای میلانی نه در قید و بند این واژه هاست و نه به کار نبردن این واژه ها از نقد آیت الله رضوی به شما چیزی کم میکند.
ایشان درباره تفکیکیان می نویسند ◀آنان شناختی از دین اسلام ندارند.
◀️این حضرات باید از این گفتۀ شان دفاع علمی بکنند که هرگز نکرده اند.

آدرس این مطلب:
https://telegram.me/tafkik/800
🔴گروه نقد و بررسی مکتب تفکیک:

https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg

لینک کانال:
@tafkik
◀️جواب به اشکال نامتناهی تفکیکی ها در کانال مظلومیت علم:

https://telegram.me/tafkik/786


متن اشکال تفکیکی ها:
https://telegram.me/tafkik/782
🔴ميرزا مهدي اصفهاني، مدت‏هاي مديدي از عمر خويش را به سير و سلوک‌‏هاي عرفاني وحدت وجودي سپري نمود، تا آن‌جا که به ادعاي مريدانش به مرحله مرشديت، با اجازه کتبي سيد احمد کربلايي رسيد سپس از نجف اشرف به مشهد مقدّس نقل مكان نمود، و با ادّعاي توبه و بازگشت از مطالب فلسفي و عرفاني، به نقد فلسفه و عرفان پرداخت و شاگرداني تربيت كرد، امّا تأمل درخور نشان مي‌دهد كه مكتب ايشان گرچه تحت عنوان نقد و ابطال فلسفه و عرفان شهرت يافته است، ولي بر خلاف اين شهرت، مطالبي تحويل داده است که عينا همان مطالب فلاسفه و عرفا مي‌باشد، و با مباني مكتب عقل و وحي و اعتقادات علماي بزرگوار شيعه کاملا مباين است.

ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کرده ایم.

@tafkik