صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.66K subscribers
4.42K photos
1.89K videos
809 files
4.56K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
✅تندیس فردوسی اهدایی پارسیان هند

تندیس فردوسی اهدایی پارسیان هند در سال ۱۳۳۹ خورشیدی پس از انتقال از میدان فردوسی ابتدا در محوطه گلگشت باشگاه کارکنان دانشگاه تهران نصب شد و پیش از انتقال به مقابل دانشکده ادبیات - مدتی در این مکان قرار داشت.

از مجله اخبار دانشگاه تهران شماره ۱۸۸ - تیرماه ۱۳۳۹ خورشیدی

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
💙آنها در بدترین فصل شان هم قهرمان می شوند

🏆استقلال با شکست ملوان قهرمان جام حذفی شد

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤7👎3
✅کتیبه‌ای فوق‌العاده مهم اما کمتر شناخته شده از کوروش بزرگ

+متن کتیبه:
"کوروش، پادشاه جهان ، پادشاه انشان، پسر کمبوجیه. خدایان بزرگ همه زمین‌ها را به دست من تحویل دادند و من، این سرزمین‌ را در آرامش و صلح قرار دادم"

قدمت: بیش از ۲۵۰۰ سال
سال کشف: ۱۹۲۳ میلادی
محل کشف: شهر باستانی اور، عراق کنونی
محل نگهداری: موزه‌ی بریتانیا


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚همراه با هوش مصنوعی...

🔹کلیپی بسیار زیبا از شخصیت های فرهنگی، علمی و سیاسی و اسطوره ای تاریخ ایران


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅در چنین روزهایی، در ۹۱ سال پیش
#دانشگاه_تهران تاسیس شد.

این ویدیو، بخش‌هایی از مستندِ «داستان دانشگاه» است.


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1
✅سند دروازه تاریخ آسیا...

🔹سنگ نوشته شاهنشاه داریوش بزرگ

والتر هینتس مورخ و ایران شناس  شناس‌ مشهور المانی درباره عظمت سنگ نبشته، سه زبانه داریوش بزرگ و تاثیر  ان در  تاریخ بشریت اینگونه می نویسد :

یادمانِ داریوش نه تنها سند دروازه آسیا، که همه ایران است. این سند دروازه آسیا سنگ بنای همه دانش امروزی از باستان مقدم است.

بدون سنگ نبشته داریوش، دانش آشور شناسی وجود نداشت و هیچ اطلاعی از سومری ها، بابلی ها، هیتی ها، اورارتو ها، عیلامی ها نبود. صدها هزار لوح میخی که از آسیای مقدم با زحمت از دل خاک بیرون آمد، بدون سنگ نبشته داریوش ناخوانده می ماند.

درباره این حقیقت حتی متخصصان فن به ندرت چیزی به زبان می آورند. داریوش فقط تاریخ ساز نبود، بلکه تاریخ علم را  پس از ۲۵۰۰ سال از سنگ نبشته هایش می گذشت شکوفا کرد و این تاریخ فقط تاریخ خود او نیست، تاریخ آسیای مقدم نیز هست.

#ایرانشهر
#هخامنشیان
#داریوش_بزرگ


📝بن مایه : نسک داریوش و ایرانیان، والتر هینتس
@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅داستان زیبای بیژن و منیژه
قسمت۱
داستان زیبای بیژن و منیژه از معدود داستان های حماسی - عاشقانه شاهنامه است که حکیم توس به زیبایی سروده و بر میگردد به دوره پهلوانی در ایران دوره (اشکانی).
بسیاری از شاهنامه پژوهان بر این باورند که شخصیت کیخسرو در شاهنامه شباهت عجیبی به زندگی کوروش دارد .
اینک به این داستان می پردازیم تا بار دیگر شخصیت بانو در شاهنامه مورد آزمون قرار بگیرد تا همگان بدانند که بانو در فرهنگ ایرانی از چه جایگاهی بر خوردار بوده است .
چون نوبت فرمانروایی به کیخسرو رسید دادگستری وعدالت خواهی را سر لوحه کارش قرار داد وتمامی پهندشت ایران از این موهبت بر خوردار بودند ، روزی با پهلوانان و دلاوران ایرانی در دربار بشادی نشسته بودند واز پهلوانان قدیم وجنگهای آنان صحبت می کردند ، دلاورانی که حضور داشتند عبارت بودند از فریبرز ، گستهم ، گودرز ، فرهاد ، گیو ، گرگین ، توس و دیگر پهلوان گوش تا گوش نشسته و هر یک با اجازه مطلبی ارائه می کردند ، پرده دار داخل کردید در برابر کیخسرو ادای احترام کرد و گفت جمعی از اهالی ارِمانیان ( قسمتی از ترکستان کنونی)به دربار ایستاده و تقاضای حضور دارند ، شاه اجازه حضور داد و آنان وارد شده با عرض ارادت و احترام ایستادند تا از اینان سئوال شود شاه اجازه داد واز بزرگ ایشان خواستند مشگل خودشانرا بیان کنند ، آنگاه مردی که ریاست جمع را بعهده داشت شروع به صحبت کرد.
گراز امد اکنون فزون از شمار*
گرفت آن همه بیشه و مَرغزار
به دندان چو پیلان به تن همچو کوه*
وزیشان شده شهر ارِمان ستوه
کیخسرو ایشانرا دلداری داد و دستور استراحت آنان را صادر کرد انگاه تشکیل جلسه داده و از همگان برای نبرد با گرازان وبیرون راندن آنان از باغها و مزارع مردم نظر خواست همچنین از دلاوران خواست تا داوطلب کشتار گرازان گردند از بین دلاوران( بیژن) فرزند گیو ( پهلوان دربار) اعلام آمادگی کرد. گیو از فرزندش خواست در این تصمیم سخت ، قدری بیندیشد تا چهره پهلوانی خود را به خطر نیاندازد ولی بیژن با شور جوانی در پاسخ گفت .
منم بیژنِ گیوِ لشگر شکن *
سرِ خوک را بگسلانم ز تن
همچنین بیژن از پادشاه خواست با رفتن او موافقت نماید و از پدر هم خواست اندیشه بد بدل راه ندهد ، کیخسرو به شجاعت بیژن دروها گفت انگاه به یکی دیگر از دلاوران بنام گرگین دستور داد در این مأموریت همراه بیژن باشد تا راهنمای اوباشد.
به گرگین میلاد گفت آن گهی*
که بیژن نداند به توران رهی
توبا او برو تا سرِ آب بند*
همش راهبر باش و هم یارمند
بیژن آماده حرکت شد ، ساز و برگ بر گرفت و همراه گرگین و چند تنی دیگر عازم شهر ارِمان گردید بعد از مدتی که به مکان مورد نظر رسیدند گراز های بزرگی دیدند که در بیشه های مردم با دندان هایشان زمین های کشاورزان را تخریب می کردند ، بیژن به گرگین گفت شما در جایی کمین کنید هنگامیکه من آنان را رم دادم شما با گرز به آنان حمله کرده آنان را نابود کنید گرگین ترسید و قبول نکرد بیژن خود این مهم را به عهده گرفت وتعداد زیادی از گرازان را نابود کرد انگاه سر های تعدادی از آنان را جداکرده به زین اسب بست تا آنان را به شاه ، پدر ودیگر دلاوران نشان دهد.

✳️ادامه دارد...

✍کاظم مزینانی
#کیخسرو
#گیو
#گرگین
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان زیبای بیژن و منیژه قسمت۱ داستان زیبای بیژن و منیژه از معدود داستان های حماسی - عاشقانه شاهنامه است که حکیم توس به زیبایی سروده و بر میگردد به دوره پهلوانی در ایران دوره (اشکانی). بسیاری از شاهنامه پژوهان بر این باورند که شخصیت کیخسرو در شاهنامه…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت۲

گرگین از اینکه نتوانست در پیروزی بیژن نقش داشته باشد از شدت ناراحتی بخود می پیچید لذا در فکر فرورفت که چگونه برای خودش آبرویی کسب کند سر انجام به نتیجه ای رسید که به شکرانه این پیروز جشنی تدارک ببیند واز بیژن نظرخواست ، بیژن نیز قبول کرد
چنین داد پاسخ که ای شیر خوی*
به گیتی ندیدم چو تو جنگجوی
به ایران و توران تو را یار نیست*
چنین کار پیش تو دشوار نیست
بیژن قبول کرد و گرگین که قصد خیانت داشت از بیژن خواست تا رازی را با او در میان بگذارد ، او گفت در گذشته که با رستم ودیگر پهلوانان به این منطقه می آمدیم منیژه دخت زیبای افراسیاب با همسن و سالانش به چشمه ای که در فاصله یک روز راه است می آمدند برویم تا از دیدار این بانوان لذت ببریم ، شور جوانی تمام وجود بیژن را گرفت فقط به دیدار فکر می‌کرد آنان لباس رزم بیرون کرده مهیای بزم گردیدند وبدان سمت راه افتادند ، خیلی زود بدانجا رسیدند ، بیژن در سایه سار درختان در خود فرو رفته بود که صدای پایی او را بخود آورد ، از انطرف چشم منیژه به جوانی افتاد که اندام وسیمایش به پهلوانان اسطوره ای می مانست مهر بیژن بدل منیژه نشست ، لذا خدمتکارش را پیش خواند گفت بنزد این مرد بر و ببین کی وچکاره است .
به پرده درون دُخت پوشیده روی*
بجوشید مهرش دگر شد به خوی
چون خدمتکار به نزد بیژن رسید او را سپاس گفت و پیغام منیژه را به او رساند ، بیژن چنین پاسخ داد که ، ای فرستاده خوبروی من بیژن فرزند گیو پهلوان ایران هستم برای از بین بردن گرازان بدین سمت آمدم سر ۱۲ گراز را بریدم وقتی شنیدم در اینجا استراحتگاه دخت افراسیاب است آمدم تا بلکه این بانوی زیبا را ببینم ، اینک مرا به خیمه او راهنمایی کن ، خدمتگزار به نزد منیژه برگشت و بطور خلاصه مطلب را بیان کرد ، منیژه گفت بگو داخل شود و بیژن مشتاقانه پا بداخل چادر نهاد وخود نیز از جای بپا خواست به استقبال بیژن آمد ورسم ادب بجای آورد آنگاه دستور داد به بهترین شکل از او پذیرایی کنند و لوازم اسایش او را فراهم اورند ، چند روز بدین منوال گذشت آنان هر روز با هم حرف و قدم می زدند تا اینکه بیژن تصمیم به بازگشت گرفت ولی نمی دانست که دل دختر افراسیاب را ربوده است منیژه از بیژن خواست نهار را با هم بخورند او نیز قبول کرد منیژه به آشپز دستور داد قدری داروی بیهوشی در غذای بیژن بریزند خوان گسترده شده بیژن با ولع غدایش را خورد ودیگر چیزی نفهمید پیکر بیژن در کجاوه ای توسط غلامان مخفیانه به کاخ منیژه حمل گردید.
✳️ادامه دارد...
✍کاظم مزینانی
# بیژن
#منیژه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
🌲🌲🌲

من به شدت اعتقاد دارم
آنچه سرنوشت مارا تعیین میکند
شرایط زندگی ما نیست
بلکه" تصمیم " های ماست.

#آنتونی_رابینز

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2
✅‏ميدانستيد:
ايران از ١٣٤٢ تا ١٣٥٦ رشد اقتصادی دورقمی!؟
و ٩٨٪ ايرانيان بالای ٢٣ سال شغل با درآمد متوسط داشتند؟
و #تهران سال ۱۳۵۵ سومين #پايتخت پاكيزه دنيا بود؟ و خطوط هوايی هما اولين در آسيا و دومين در جهان بود؟

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊4❤3😢3👍1🤬1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت۲ گرگین از اینکه نتوانست در پیروزی بیژن نقش داشته باشد از شدت ناراحتی بخود می پیچید لذا در فکر فرورفت که چگونه برای خودش آبرویی کسب کند سر انجام به نتیجه ای رسید که به شکرانه این پیروز جشنی تدارک ببیند واز بیژن نظرخواست ، بیژن نیز…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۳

بیژن هنگامی که بهوش آمد خود را درجایی خاص دید منیژه نگران بر بالای سرش نشسته خیلی زود متوجه شد که در کاخ منیژه بسر می‌برد. بسیار اندوهگین گردید و در دل به گرگین که چنین حیله ای بکار برده بود نفرین فرستاد. اما منیژه او را دلداری داد.

منیژه بدو گفت دل شاد دار
همه کارِ نابوده را بار دار
به مردان ز هر گونه کار آیدا
گهی بزم وگه کارزار آیدا

منیژه چند روزی با پنهان کاری سعی در نگهداری بیژن نمود ولی هیج رازی هیج گاه پنهان نمی ماند. یکی از خدمتکاران که متوجه مرد غریبه ای در کاخ شده بود برای خوش خدمتی و گرفتن سکه ای بی درنگ خود را به افراسیاب رسانده و ماجرا رابیان کرد. خون در عروق افراسیاب بجوش آمد که چگونه دخترش بی اجازه همسری از دلاوران ایران برگزیده در دل دخت خویش را ناسزا گفت، آنگاه برادرش گرسیوز و یکی از مشاورانش را احضار کرد. پس از مشورت با آنان به گرسیوز فرمان داد که بی درنگ با تعدادی از نگهبانان به قصر دخترش رفته و آن مرد را دستگیر کرده به حضور او ببرد. گرسیوز شتابان خود را به کاخ رسانید. ابتدا پشت بام و درب های ورود وخروج را نگهبان گذاشت آنگه بطوری که کسی متوجه نشود بدرون قصر واردشد، خیلی زود همه در قصر متوجه اوضاع شدند. بیژن هراسان و اندوهگین پایان زندگی خودش را دید که چگونه در پیش پدر و دیگر دلاوران نامش را به کوچکی ببرند ولی پهلوان ما ننگ اسارت را نپذیرفت با خنجری که همراه داشت آماده مبارزه گردید .

بزد دست و خنجر کشید از نیام
در خانه بگرفت وبرگفت نام
که من بیژنم پور گشوادگان
سرِ پهلوانان و آزادگان
ندّرد کسی پوست بر من مگر
همی سیری آید تنش را زسر
وگر خیزد اندر جهان رستخیز
نبیند کسی پشتم اندر گریز

بیژن پس از آن گرسیوز را تهدید کرد و از او خواست نزد پادشاه وی را ضمانت جانش را بکند تا او بتواند ثابت کند که نا خواسته از این مکان سر بر آورده است. گرسیوز هنگامی که متوجه شد بیژن خیال تسلیم ندارد قول داد که در صورت که بدون جنگ تسلیم شود خواسته او انجام می شود. آنگاه بیژن خود را تسلیم کرده به اتفاق گرسیوز به دربار افراسیاب وارد شدند.
بیژن چون مقابل افراسیاب قرار گرفت لب به سخن گشود ، پادشاها اگر می خواهی راستی را از من بشنو، من از ایران زمین به قصد نابودی گرازان که در بیشه ای نزدیک مرز توران است وارد شدم در ابتدا گرازان را نابود کردم . آنگاه در همان محدوده در استراحت بود که خود را در میان بانوان زیبا دیدم سپس نمی دانم چگونه به قصر دختر شما را پیدا کردم. این را هم بگویم که دخت شما در این ماجرا هیج گناهی ندارد.
✳️ادامه دارد...

#بیژن
#منیژه
# افراسیاب
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
📸 استفاده از اشعه ایکس در بیمارستان جلفای اصفهان/دوره قاجار

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👏1
✅اولین آگهی ب ام و در ایران را ببینید

🔹۷۰ سال پیش اولین خودروهای کمپانی آلمانی بی. ام. دبلیو وارد ایران شد.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۳ بیژن هنگامی که بهوش آمد خود را درجایی خاص دید منیژه نگران بر بالای سرش نشسته خیلی زود متوجه شد که در کاخ منیژه بسر می‌برد. بسیار اندوهگین گردید و در دل به گرگین که چنین حیله ای بکار برده بود نفرین فرستاد. اما منیژه او را دلداری…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۴

قسمت قبل بدانجا رسیدند که بیژن بر اساس خوی پهلوانی تسلیم گردید تا شاید بتواند بی گناهی خودش را ثابت نماید، اینک می پردازیم به داستانمان.

افراسیاب با غرور و بد اندیشی سخنان بیژن را یاوه گویی خواند و او را محکوم به مرگ کرد. بیژن بار دیگر با نرمی از پادشاه خواست برای اثبات بی گناهی اش با هریک از پهلوانانی که او می گوید مبارزه تن به تن نماید تا او بتواند بدین وسیله بی گناهی اش را ثابت نماید.
افراسیاب از شهامت بیژن بشدت عصبانی گردید. به گرسیوز دستور داد او را به زنجیر کشیده در میدانگاه زنده به دار آویزد تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد؛ تا دیگر رجز خوانی و ادعای پهلوانی نکند، و همچنین گوشمالی باشد برای دیگر ایرانیان.

بفرمای داری زدند پیشِ در
که باشد زهر سو بر او رهگذر
نگون بخت را زنده بر دار کن
وز او نیز با من مگردان سخُن
بدان تا ز ایرانیان زین سپس
نیارد ز توران نگه کرد کس

نگهبانان بیژن را از دربار بسمت میدانگاه بیرون بردند. بیژن دل به مرگ داد وخود را به یزدان سپرد. تنها نگرانی او از ناحیه پدرش بود که آماج حملات ناآگاهان و بدخواهان قرار می گرفت.
از این سو پیران ویسه وزیر خردمند افراسیاب با اطلاع از موضوع خود را به دربار رسانید ( این پیران نماد خرد دشمن است که در شاهنامه از آن یاد شده ). پیران ویسه در پیشگاه افراسیاب لب به سخن گشود؛ ابتدا ثنا گفت، آنگاه به جریان قتل سیاووش اشاره کرد که چگونه ایرانیان انتقام او را گرفتند.

بهِ از تو نداند کسی گیو را
نهنگ بلا، رستم نیو را
چو گودرزِ گشوادِ پولاد چنگ
که آید زبهر نبیره به جنگ

سخنان پیران افراسیاب را به تفکر واداشت، پس از مدتی تفکر گفت تو از کاری که این جوان با من کرده آگاهی؟ این جوان مرا رسوای ایران و توران کرده است. خبر نداری این بد هنر دخترم، ‌چه سان آبرویم را برده، و در هر برزن و کوی نام خانواده من ورد زبان‌هاست. از این ننگ پیوسته بر من سرزنش خواهد شد و اگر بیژن از این بند رهایی یابد، زبان سرزنش بر من بیشتر خواهد شد. پیران بار دیگر افراسیاب را ستود و پیشنهاد نمود بجای کشتن و بر دار آویختن او را به زندان بفرستید تا مایه عبرت برای دیگران باشد.
افراسیاب پذیرفت به گرسیوز پیام فرستاد که دست وپای بیژن را با زنجیری سنگین بسته، او را در چاهی ژرف، در تاریکی محبوس و دهانه چاه را با تخته سنگی بزرگ مسدود نماید. سپس به قصر برو و منیژه را بیاور تا سرنوشت این نگون‌بخت را ببیند تا درس عبرت برای او باشد.
گرسیوز بر طبق فرمان همین کار را انجام داد. آنگاه منیژه را در کنار چاه نشاند تا سرنوشت مرد عزیزش را ببیند. منیژه ماند با کوهی از غم و اندوه. ناله میکرد و اشگ می ریخت، آنگاه از جایش بلند شد با خود گفت باید کاری کرد که بیژن از گرسنگی نمیرد.

✳️ادامه دارد...
✍ کاظم مزینانی
#افراسیاب
#پیران_ویسه
#منیژه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
🌲دعایی از #فردوسی

همی خواهم از کردگار جهان
  شناسنده ی آشکار و نهان

که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیکنامی بُوَد یارتان

بگوئید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد....

    ‌‌‎‌
روزتـــــ🌸ــــــون
            همچـــــون🌸گـــل
                         

☘🌺🌺🌺☘

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅جنگ با تمدن چندهزارساله

🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد.

🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/ فلات ایران


⏺خبری تکان دهنده؛ تخریب تمدن ۴ هزار ساله در جیرفت برای ساخت ورزشگاه!
تخریب تپه باستانی کنارصندل، در حالی به‌دست دهیاری روستا و در سکوت منفعلانه مسئولان صورت می‌گیرد که این محوطه باستانی با مهمترین محوطه‌های باستانی جهان همچون بین‌النهرین برابری می‌کند.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬4😢2❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅جنگ با تمدن چندهزارساله 🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد. 🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/…
اهمیت #جیرفت تا به حدی است که دانشمندی عیلام‌شناس چون انریکو اسکالونه آن‌را نقطه عزیمت #تمدن_بشری می‌داند.
اگر ما گرفتار بدیهیات در تعریف و اهمیت #میراث_فرهنگی نبودیم، اعلام جرم علیه آن دهیار ناآگاه باید سرخط اخبار امروز می‌بود.


" سام گیوراد "

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅جنگ با تمدن چندهزارساله 🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد. 🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/…
🔻وزیر میراث فرهنگی: تخریب «کُنارصندل» کذب است

🔹صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، با تأکید بر حفاظت از منطقه تاریخی کُنارصندل گفت: آنچه در فضای مجازی مطرح شده با واقعیت یکی نیست و تخریبی صورت نگرفته است و ما با ساخت هر نوع سازه ای مخالفت کرده‌ایم؛ یگان حفاظت میراث فرهنگی نیز اجازه نداد، تراکتوری که در محل بود دست به کاری بزند و دهیار مورد نظر نیز توجیه شد.

🔹من اخیرا آنجا بودم، این منطقه یکی از افتخارات بزرگ ایران زمین است اما تصویری که در فضای مجازی ایجاد شده از تپه اصلی زیگورات است که در سال ۱۳۴۵ ثبت شده است./ ایرنا

#اجتماعی

@EtemadOnline
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

✅آثار شوم فرمانروای بیدادگر در شاهنامه


نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند

#شاهنامه #فردوسی
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥6❤1👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۴ قسمت قبل بدانجا رسیدند که بیژن بر اساس خوی پهلوانی تسلیم گردید تا شاید بتواند بی گناهی خودش را ثابت نماید، اینک می پردازیم به داستانمان. افراسیاب با غرور و بد اندیشی سخنان بیژن را یاوه گویی خواند و او را محکوم به مرگ کرد.…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۵

دوران آوارگی منیژه
اینک به قسمت دیگری از داستان‌ وارد می شویم:
منیژه یکه و تنها در بحران عجیبی قرار گرفته است. همه او را ترک کرده کسی هم حق کمک به او را ندارد. غم از دست دادن جوانی که عشق او تمام وجودش را گرفته، از آن بدتر داغ بدنامی بر پیشانی زیبایش خورده است. اما هیچکدام از اینها باعث نشد که ناامید شود و سرنوشت خودش و بیژن را به قضا و قدر بسپارد. از جای برخواست تا خوردنی تهیه نماید. در اولین قدم موفق گردید مقداری نان تهیه کرده، همراه با کوزه ای کوچک از آب که از کنار سوراخی کوچک از سنگ. آب و نان را به داخل چاه فرستاد، سپس غمگین و نالان با خدا به راز و نیاز پرداخت.
از آن طرف گرگین هنگامی که چند روز منتظر آمدن بیژن ماند و خبری نشد به جستجو پرداخت. اسب بیژن را دید که با زین و یراق در حال چرا می باشد، لذا ناامید تصمیم به بازگشت گرفت. با رسیدن به دربار به نزد کیخسرو رفت و طوری موضوع را بیان کرد که خودش هیچ گونه گناهی در مفقودی بیژن ندارد.
خبر به گیو رسید این پهلوان نامی در حالیکه بشدت عصبانی بود، وقتی به گرگین رسید خشمگين و توفنده به سمت گرگین رفت. گرگین آنچنان قیافه مظلومانه به خود گرفت که گویی هیچ گناهی در این مورد ندارد و این امید را داد که فرزندش زنده و بزودی پیدا خواهد شد.
گیو با یزدان به خلوت نشست و نومیدانه از او خواست که فرزندش را به او باز گرداند.

همی گفت کای کردگار سپهر
تو گستردی اندر دلم هوش و مهر
گر از من جدا ماند فرزند من
روا دارم ار بُگسلد بند من
روانم بدان جای نیکان بری
ز درد دل من تو آ گه تری

گیو پس از مدتی راز و نیاز به سمت گرگین رفته و از او خواست تمام ماجرا را از اول شرح دهد. همچنین از او خواست که آخرین بار بیژن را در کجا دیده و اسب او را کجا پیدا کرده است. گرگین به شرح ماجرا از روز اول پرداخت و گفت بیژن در پی شکار گور از ما جدا شد ودیگر او را ندیدم.
گیو که نشانه های عجز و ناراحتی را در چهره گرگین مشاهده کرد برایش معلوم شد گرگین دروغ می گوید. لذا تصمیم گرفت او را مجازات کند. ولی بر خود مسلط گردید و مجازات را موکول به نظر شخص شاه دانست.
گیو به نزد کیخسرو آمد و ماجرای گم شدن فرزندش و یاوه گویی های گرگین را به عرض رسانید. شاه ایران زمین او را دلداری داده و قول داد در پیدا شدن بیژن به او کمک کند. تعدادی سپاهی به مرز اِرمان برای جستجو فرستاد. از آن طرف گرگین به پیشگاه شاه راه یافت و دندان های گرازهای شکار شده را نشان داد و بسیار پوزش و عذرها خواست. شاه گفت اصل جریان را برایم تعریف کن، و چون گرگین تمام وقایع را تعریف کرد، حرفهایش ضد و نقض بیان شد. شاه به شدت ناراحت گردید. دستور داد او را به زنجیر کشیده در حبس نگاهش دارند. سپس به گیو گفت ناراحت نباش بزودی من با جستجو در جام جهان نما بیژن را برایت پیدا می کنم. گیو که چنین دید پادشاه را ثنا گفت و با امید از دربار خارج گردید.
مدتها گذشت و از بیژن خبری نشد. گیو افسرده و غمگین گوشه گیر شده بود، کیخسرو که چنین دید، در فرودینگان جامعه نیایش بتن کرد با یزدان خلوت کرد.
بیامد بپوشید رومی قبای
بِدان تا بَوُد پیش یزدان به پای
خروشید پیش جهان آفرین
به خورشید بر چند بُرد آفرین
زفریاد رس زور و فریاد خواست
از آهِرمن بد کنش ، داد خواست

سپس جام گیتی نُمای خویش را در کف نهاد و در آن نگریست...
✳️ادامه دارد...

#کیخسرو
#گیو
#جام گیتی نمای

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1