Forwarded from اصفهان خبر
🔴 سهمیه های ظالمانه !!!
⚠️ رتبه بدون سهمیه ۱۲۳ هزار
رتبه با سهمیه ۱۷
⁉️ اینها قراره پزشکای آینده بشن؟!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
⚠️ رتبه بدون سهمیه ۱۲۳ هزار
رتبه با سهمیه ۱۷
⁉️ اینها قراره پزشکای آینده بشن؟!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
😡7👍1
🌲🌲🌲
✅لزوم رهایی از اندوخته های غلط
انسانهاى بیسواد قرن ٢١، كسانى نيستند كه نمیتوانند بخوانند و بنويسند. بلكه كسانى هستند كه نمیتوانند ياد بگيرند که آنچه ياد گرفتهاند را رها كنند و دوباره ياد بگيرند.
✍الوین تافلر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅لزوم رهایی از اندوخته های غلط
انسانهاى بیسواد قرن ٢١، كسانى نيستند كه نمیتوانند بخوانند و بنويسند. بلكه كسانى هستند كه نمیتوانند ياد بگيرند که آنچه ياد گرفتهاند را رها كنند و دوباره ياد بگيرند.
✍الوین تافلر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
✅"خوزستان ایالت ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران، اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است....""
رضاشاه در دوران سردارسپهیاش در زمان قاجار در مورد پسگیری خوزستان مینویسد:
«ژنرال قونسول انگلیس از من وقت ملاقات خواست. پذیرفتم. وارد شد. از طرز دخول او به اتاق دریافتم که دیگر کار را از رویه های معمولی خارج دیده و عصبانی شدهاند.
چون این حالت را مشاهده کردم، بر دقت افزودم، زیرا که معلوم بود در چنین
حالتی اعماق قلب و نیات خفیه خود را مکشوف خواهد داشت. بعد از نشستن، بلافاصله مراسلهای به دست من داد و گفت: «وزیر مختار انگلیس از بغداد مخابره کرده و مأموریت داده است که در شیراز تبلیغ کنم.» در ضمن مطالعه اظهار نمود که علاوه بر رسانیدن این مراسله مأموریت دیگری نیز به من دادهاند به این قرار که اگر مدلول این مراسله را پذیرفتید رسمیتی نخواهد داشت و الا چون خزعل رسماً تحت الحمایة دولت انگلیس است و ما مجبوریم از تحت الحمایه خود قوياً مواظبت و محارست کنیم، ناچاریم که با شما نیز به طور رسمی وارد مذاکره شده و از ورود شما جلوگیری و از ورود قوای نظامی شما به خاک خوزستان ممانعت کنیم.
انگلیس در خوزستان علاوه بر موقعیت سیاسی، وضعیت خاصی دارد. لولههای کمپانی نفت که در طول کارون کشیده شده ممکن است در این لشگر کشی و منازعات صدمه ببیند. بنابراین هر پیشامدی که رخ بدهد، مسؤولیت مستقیم آن متوجه دولت ایران و شخص شما خواهد گردید و ما مجبور به مدافعه و مداخله خواهیم شد.»
تلگراف نیز تقریباً حاکی از همین مطالب بود. فقط مطالب قدری نرمتر نوشته گشته و سعی شده بود که با نصیحت و اندرز قضیه خاتمه بیاید. تلگراف را خواستم نگاه بدارم، قونسول اصرار کرد که من مأمورم فقط ارائه بدهم و شفاهاً مطالب را بگویم. مجاز نیستم تلگراف را بگذارم.
چون گوش من نظیر این صحبت را نشنیده است و عادت ندارم از هیچ کس این قبیل مداخلات را ببینم، حالتم تغییر کرد، آن نشاط و فرحی که در اول مجلس از دیدن احوال دیگرگون و عصبانیت قونسول به من دست داده بود، یکباره مبدل شد به یک تلخ کامی و غضب فوق العاده، که دنیا را در نظرم تاریک کرد. گویی از صدای این نماینده اجنبی تمام دستورها و اوامری که در ظرف ۱۰۰ سال از طرف بیگانگان به زمامداران این ملکت داده شده، در گوشم طنین انداخت و سیاهکاریهای اولیای امور گذشته، یکی پس از دیگری، در برابر چشمم گسترده شد، و پرده ضخیم کثیفی تشکیل داد.
این بار نوبت عصبانی شدن به من رسید.
بدواً به قونسول گفتم:
اما در خصوص لولههای نفت که بهانه این قبیل مداخلات عجیبه کودکانه قرار داده اند، من شخصاً ملتزم و متعهد میشوم، هرگاه از حرکت قشون و جنگ، بدان صفحات صدمه وارد شود، شخصاً غرامت بدهم.
راجع به مذاکراتی که کردید من جداً اعتراض میکنم و تذکر میدهم که اگر من بعد به این لهجه و به این طرز با من طرف گفت و گو بشوید، ترجیح خواهم داد که رشته مناسبات خود را با تمام مأمورین دولت انگلیس پاره کنم.
خوزستان یکی از ایالات ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران. اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است و من نمیتوانم در این قبیل موارد لاقيد باشم. لهذا اجازه نمیدهم که در حضور من این طور صحبت بشود. و این کلمات را با تسخر و استهزا گفتم.
قونسول بیشتر از جا در رفت تمام متانتی که در نژاد این قوم ضرب المثل است، از دستش رفته کاملاً عصبانی گردید.
من برای این که به او حالی کرده باشم که تندی و عصبانیت و تمام مأموریتها و یادداشتهایی که او حامل است به قدر بال مگسی مرا واپس نمینشاند، در حضور خود قونسول امیر لشگر را احضار کردم و با این که خیال داشتم سه روز دیگر در شیراز مانده و استراحتی بکنم امر به حرکت دادم و گفتم تمام همراهان را مسبوق نمایند که فردا صبح به طرف خوزستان خواهیم رفت.
نمیخواهم بگویم که این امر و تصمیم من در این موقع در قونسول عصبانی انگلیس چه تأثیری کرد ابداً انتظار نداشت که از یک رئیس الوزرای ایرانی این طور مکالمه و این قسم تمرد بشنود و ببیند. در مدت ۱۵۰ سال عمال انگلیس عادت کرده بودند که هر سری را در مقابل خود خم شده بیابند، بلکه نقشههایی را که اصلاً جرأت تعقیب آن نمیرفت از طرف اولیای امور ایران فراهم شده و استقبال شده ببینند، تا چه رسد به یک حکم قطعی و امر صریح.
قونسول انگلیس گمان میکرد با یکی از ضعیف القلبهای دربار قاجاریه سر و کار دارد که هر وقت یکی از نایبهای سفارت، ملازمش را بفرستد و تهدیدی بکند، آن شب به خواب نرود و فردا هر امری را به موقع اجرا گذارد.
با این که رئیس کابینه سخت مریض بود و ۴۰ درجه تب داشت، کسالت او را اهمیت نداده و به حرکت مصمم شدم. او نیز شائقانه با مرض سخت به راه افتاد، زیرا که حفظ وطن برای من اهمیتش بیش از کسالت اطرافیان من است».
سفرنامه رضاشاه به خوزستان،...""
[صفحه ۷۷-۷۹، به کوشش دکتر هارون وهومن،]
رضاشاه در دوران سردارسپهیاش در زمان قاجار در مورد پسگیری خوزستان مینویسد:
«ژنرال قونسول انگلیس از من وقت ملاقات خواست. پذیرفتم. وارد شد. از طرز دخول او به اتاق دریافتم که دیگر کار را از رویه های معمولی خارج دیده و عصبانی شدهاند.
چون این حالت را مشاهده کردم، بر دقت افزودم، زیرا که معلوم بود در چنین
حالتی اعماق قلب و نیات خفیه خود را مکشوف خواهد داشت. بعد از نشستن، بلافاصله مراسلهای به دست من داد و گفت: «وزیر مختار انگلیس از بغداد مخابره کرده و مأموریت داده است که در شیراز تبلیغ کنم.» در ضمن مطالعه اظهار نمود که علاوه بر رسانیدن این مراسله مأموریت دیگری نیز به من دادهاند به این قرار که اگر مدلول این مراسله را پذیرفتید رسمیتی نخواهد داشت و الا چون خزعل رسماً تحت الحمایة دولت انگلیس است و ما مجبوریم از تحت الحمایه خود قوياً مواظبت و محارست کنیم، ناچاریم که با شما نیز به طور رسمی وارد مذاکره شده و از ورود شما جلوگیری و از ورود قوای نظامی شما به خاک خوزستان ممانعت کنیم.
انگلیس در خوزستان علاوه بر موقعیت سیاسی، وضعیت خاصی دارد. لولههای کمپانی نفت که در طول کارون کشیده شده ممکن است در این لشگر کشی و منازعات صدمه ببیند. بنابراین هر پیشامدی که رخ بدهد، مسؤولیت مستقیم آن متوجه دولت ایران و شخص شما خواهد گردید و ما مجبور به مدافعه و مداخله خواهیم شد.»
تلگراف نیز تقریباً حاکی از همین مطالب بود. فقط مطالب قدری نرمتر نوشته گشته و سعی شده بود که با نصیحت و اندرز قضیه خاتمه بیاید. تلگراف را خواستم نگاه بدارم، قونسول اصرار کرد که من مأمورم فقط ارائه بدهم و شفاهاً مطالب را بگویم. مجاز نیستم تلگراف را بگذارم.
چون گوش من نظیر این صحبت را نشنیده است و عادت ندارم از هیچ کس این قبیل مداخلات را ببینم، حالتم تغییر کرد، آن نشاط و فرحی که در اول مجلس از دیدن احوال دیگرگون و عصبانیت قونسول به من دست داده بود، یکباره مبدل شد به یک تلخ کامی و غضب فوق العاده، که دنیا را در نظرم تاریک کرد. گویی از صدای این نماینده اجنبی تمام دستورها و اوامری که در ظرف ۱۰۰ سال از طرف بیگانگان به زمامداران این ملکت داده شده، در گوشم طنین انداخت و سیاهکاریهای اولیای امور گذشته، یکی پس از دیگری، در برابر چشمم گسترده شد، و پرده ضخیم کثیفی تشکیل داد.
این بار نوبت عصبانی شدن به من رسید.
بدواً به قونسول گفتم:
اما در خصوص لولههای نفت که بهانه این قبیل مداخلات عجیبه کودکانه قرار داده اند، من شخصاً ملتزم و متعهد میشوم، هرگاه از حرکت قشون و جنگ، بدان صفحات صدمه وارد شود، شخصاً غرامت بدهم.
راجع به مذاکراتی که کردید من جداً اعتراض میکنم و تذکر میدهم که اگر من بعد به این لهجه و به این طرز با من طرف گفت و گو بشوید، ترجیح خواهم داد که رشته مناسبات خود را با تمام مأمورین دولت انگلیس پاره کنم.
خوزستان یکی از ایالات ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران. اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است و من نمیتوانم در این قبیل موارد لاقيد باشم. لهذا اجازه نمیدهم که در حضور من این طور صحبت بشود. و این کلمات را با تسخر و استهزا گفتم.
قونسول بیشتر از جا در رفت تمام متانتی که در نژاد این قوم ضرب المثل است، از دستش رفته کاملاً عصبانی گردید.
من برای این که به او حالی کرده باشم که تندی و عصبانیت و تمام مأموریتها و یادداشتهایی که او حامل است به قدر بال مگسی مرا واپس نمینشاند، در حضور خود قونسول امیر لشگر را احضار کردم و با این که خیال داشتم سه روز دیگر در شیراز مانده و استراحتی بکنم امر به حرکت دادم و گفتم تمام همراهان را مسبوق نمایند که فردا صبح به طرف خوزستان خواهیم رفت.
نمیخواهم بگویم که این امر و تصمیم من در این موقع در قونسول عصبانی انگلیس چه تأثیری کرد ابداً انتظار نداشت که از یک رئیس الوزرای ایرانی این طور مکالمه و این قسم تمرد بشنود و ببیند. در مدت ۱۵۰ سال عمال انگلیس عادت کرده بودند که هر سری را در مقابل خود خم شده بیابند، بلکه نقشههایی را که اصلاً جرأت تعقیب آن نمیرفت از طرف اولیای امور ایران فراهم شده و استقبال شده ببینند، تا چه رسد به یک حکم قطعی و امر صریح.
قونسول انگلیس گمان میکرد با یکی از ضعیف القلبهای دربار قاجاریه سر و کار دارد که هر وقت یکی از نایبهای سفارت، ملازمش را بفرستد و تهدیدی بکند، آن شب به خواب نرود و فردا هر امری را به موقع اجرا گذارد.
با این که رئیس کابینه سخت مریض بود و ۴۰ درجه تب داشت، کسالت او را اهمیت نداده و به حرکت مصمم شدم. او نیز شائقانه با مرض سخت به راه افتاد، زیرا که حفظ وطن برای من اهمیتش بیش از کسالت اطرافیان من است».
سفرنامه رضاشاه به خوزستان،...""
[صفحه ۷۷-۷۹، به کوشش دکتر هارون وهومن،]
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤7👏2👍1
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from مدرسه تاریخ پزشکی
🎉 به مناسبت روز پزشک و داروساز
📢 شما را به یک وبینار رایگان دعوت میکنیم
🔹 زمان: چهارشنبه مورخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۸:۳۰ صبح
🔹 شرکت برای همه علاقهمندان آزاد و رایگان است
📲 برای حضور در وبینار کافی است از ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه روی لینک کلیک کنید و بدون نیاز به نام کاربری و رمز عبور به صورت میهمان وارد شوید
https://vc.areeo.ac.ir/ch/unmpich
لطفا به دوستان و علاقه مندان نیز ارسال کنید. منتظر حضور گرم شما هستیم.
اتحادیه انجمن های علمی گیاهان دارویی ایران
📢 شما را به یک وبینار رایگان دعوت میکنیم
🔹 زمان: چهارشنبه مورخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۸:۳۰ صبح
🔹 شرکت برای همه علاقهمندان آزاد و رایگان است
📲 برای حضور در وبینار کافی است از ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه روی لینک کلیک کنید و بدون نیاز به نام کاربری و رمز عبور به صورت میهمان وارد شوید
https://vc.areeo.ac.ir/ch/unmpich
لطفا به دوستان و علاقه مندان نیز ارسال کنید. منتظر حضور گرم شما هستیم.
اتحادیه انجمن های علمی گیاهان دارویی ایران
✅شاه ایران چاق نیست...
شاه [ایران] نسبتاً قدبلند است و چاقْ نیست. چهرهٔ خوبی دارد و بسیار سرزنده و شاداب است. او کتِ سادهٔ بلندِ تونیک پوشیده بود، که به جواهراتِ بسیار ظریف آراسته بود. دکمههایش از یاقوتهای قرمزِ بزرگ بود و کُت، تزئینات الماس داشت. حمایل و سردوشیهای او کاملاً به الماسْ مزین بود و بر روی هر کدام از آنها، زمردی وجود داشت. قبضه و غلافِ شمشیر نیز با جواهرات، تزئین شده بود و کلاهِ بلند مشکی، با جقهٔ الماس بر سر داشت. من از طریق صدراعظم سوالات زیادی پرسیدم؛ شاه کاملاً فرانسه را متوجه میشد و چند جملهٔ کوتاه و مقطع نیز صحبت میکرد.
📚از خاطرات ملکه ویکتوریا در دیدار با ناصرالدینشاه، ۱۸۷۳
#ناصرالدین_شاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شاه [ایران] نسبتاً قدبلند است و چاقْ نیست. چهرهٔ خوبی دارد و بسیار سرزنده و شاداب است. او کتِ سادهٔ بلندِ تونیک پوشیده بود، که به جواهراتِ بسیار ظریف آراسته بود. دکمههایش از یاقوتهای قرمزِ بزرگ بود و کُت، تزئینات الماس داشت. حمایل و سردوشیهای او کاملاً به الماسْ مزین بود و بر روی هر کدام از آنها، زمردی وجود داشت. قبضه و غلافِ شمشیر نیز با جواهرات، تزئین شده بود و کلاهِ بلند مشکی، با جقهٔ الماس بر سر داشت. من از طریق صدراعظم سوالات زیادی پرسیدم؛ شاه کاملاً فرانسه را متوجه میشد و چند جملهٔ کوتاه و مقطع نیز صحبت میکرد.
📚از خاطرات ملکه ویکتوریا در دیدار با ناصرالدینشاه، ۱۸۷۳
#ناصرالدین_شاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎3❤1
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥گزارش صداوسیما از کشف گنج با ارزش در قلب گذر کمر زرین اصفهان
🔹کشف گنج در همانجایی که شبانه شهرداری با ماشین آلات سنگین حفاری کرد و با پیگیری میراث فرهنگی و ورود دادستان اصفهان عملیات متوقف شد...!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹کشف گنج در همانجایی که شبانه شهرداری با ماشین آلات سنگین حفاری کرد و با پیگیری میراث فرهنگی و ورود دادستان اصفهان عملیات متوقف شد...!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍3😢2❤1
✅#کارل_پوپر
اگر من انتخاب بین عدالت و آزادی، اختیار داشته باشم، من آزادی را انتخاب میکنم.
چرا که در یک جامعه آزادِ غیر عادلانه، من آزادی دفاع از عدالت را دارم،
ولی در یک جامعه که به نام عدالت، آزادی مرا گرفته باشند، اگر عدالت محقق نشود، من آزادیِ اعتراض را هم ندارم.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اگر من انتخاب بین عدالت و آزادی، اختیار داشته باشم، من آزادی را انتخاب میکنم.
چرا که در یک جامعه آزادِ غیر عادلانه، من آزادی دفاع از عدالت را دارم،
ولی در یک جامعه که به نام عدالت، آزادی مرا گرفته باشند، اگر عدالت محقق نشود، من آزادیِ اعتراض را هم ندارم.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥3❤2👍1
✅نامه بزرگ بانوی باشتی به زینب موسوی که به فردوسی اهانت کرده بود...
🔹نامهای به زینب موسوی، که فردوسی را به تمسخر گرفت
دخترم، من باید با تو حرف بزنم ،، نه از روی خشم و عتاب،، بلکه از روی خرد و صبر.این روزها همه به تو تاختند ونمیدانم اکنون در چه حال هستی. اما یقین دارم حال خوبی نداری. چرا که
یقین دارم که فردوسی را نمیشناسی.واگر میمیشناختی این گونه به تحقیر خودت برنمیخواستی ،،وزبان به تمسخر فردوسی نمی گشودی ،،،
نه قامت اندیشهاش را، نه ژرفای جانش را، و نه عظمت کتاب جاودانهاش، شاهنامه رانمیشناسی این را یقین دارم. اگر لحظهای در دریاهای بیکران سخن او فرو رفته بودی، زبانت از تمسخر میخشکید و دل به ستایشش خم میشد.
شاهنامه تنها دفتر رزم نیست؛
کتاب خرد است، کتاب انسان است، کتاب ایران است. هر سطرش سندی است از هویت، هر بیتش سپری است در برابر فراموشی. شاهنامه دادنامهای است بر علیه بیداد، و ستایشنامهای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.
و تو هیچ نمیدانی که در این کتاب، زنان چه جایگاهی دارند:
فرانک که در دل ظلمت، چراغ امید را برای فریدون افروخت.
رودابه که با شجاعت عشقش، رشتههای پیوند تازه میان خاندانها بست.
گردآفرید که به جنگ سهراب رفت و نشان داد دلیر بودن به مرد و زن نمیشناسد.
فرنگیس که عشقش به سیاوش، در فرزندش کیخسرو جاودانه ماند.
منیژه که از تخت و تاج گذشت تا کنار بیژن در سیاهچال بایستد.
گوش کن دخترم، فردوسی قرنها پیشتر از آنکه جهان امروز سخن از حقوق زن گوید، در شاهنامه زن را در قلهی عزت و خرد نشانده بود.
شاهنامه بیش از آنکه جنگنامه باشد، کتاب خرد است.
در آن هیچ فضیلتی بالاتر از اندیشه نیست. تاج و تخت میپوسد، زر و زور میگذرد، اما خرد و داد میماند. رستم در اوج پهلوانی به رایزنی بزرگان گوش میسپارد و سیاوش در آتش، راستی را بر هر چیز برتر میداند.
دخترم،
بیفرهنگی تنها در فقر و فساد و جنگ نیست؛ زخم عمیقتر آنجاست که کسی بر فرهنگ و هویت این سرزمین تیغ تمسخر زند و ستونهای آن را نشانه بگیرد. درد من این است که میهنم امروز در چنبره اعتیاد و فقر و تورم و تن فروشی و هزار بلای دیگر دستوپا میزند، و در این میان،تو به عنوان دختری از ایرانشهر نیز بر پیکر زخمیاش نمک تمسخر میپاشی.
زینب جان که نامت شبیه دختر شاه جوان مردان عالم است ،
بدان که فردوسی با تمسخر فرونمیریزد. او کوه استوار خرد است؛ هزار سال گذشته و هزاران سال دیگر نیز خواهد گذشت، و شاهنامه همچنان خورشید ایران خواهد بود. وبدخواهان اما، همچون سایهای گذرا، در فراموشی تاریخ محو خواهند شد.
و با این همه، دخترم،
اگر امروز با خشم مینویسم، از سرِ درد است نه نفرت. هنوز آرزو دارم که روزی چشمت به روشنایی خرد باز شود و بدانی که فردوسی دشمن تو نیست، بلکه پدر معنوی همهی ماست. روزی شاید بخوانی و دریابی که هر چه گفت، برای آزادی انسان و سربلندی ایران باشد
برای تو خرد و شجاعت را ارزومندم ،، یقین دارم اگر فردوسی زنده بود ،،از اینکه پنجاه سال است خون جوانان ایران زمین مثل چشمه ای بی زوال میجوشد شاهنامه ای دیگر مینوشت. ،،،،، ،، واز اینکه بجای گل در میان زلف دخترکان ایرانی ،،گل بر لب هایشان دود میشود و سلولهای خاکستری مغزشان نابود میشود. از خود حرفهای بی ربط تولید میکنند، ،نه سی سال یلکه سی هزار سال مینشست ودر عزای ایران وسرنوشت تلخش نه شاه نامه که شیون نامه مینوشت، ،،،،،،
*ملک تاج گرجی نیا*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹نامهای به زینب موسوی، که فردوسی را به تمسخر گرفت
دخترم، من باید با تو حرف بزنم ،، نه از روی خشم و عتاب،، بلکه از روی خرد و صبر.این روزها همه به تو تاختند ونمیدانم اکنون در چه حال هستی. اما یقین دارم حال خوبی نداری. چرا که
یقین دارم که فردوسی را نمیشناسی.واگر میمیشناختی این گونه به تحقیر خودت برنمیخواستی ،،وزبان به تمسخر فردوسی نمی گشودی ،،،
نه قامت اندیشهاش را، نه ژرفای جانش را، و نه عظمت کتاب جاودانهاش، شاهنامه رانمیشناسی این را یقین دارم. اگر لحظهای در دریاهای بیکران سخن او فرو رفته بودی، زبانت از تمسخر میخشکید و دل به ستایشش خم میشد.
شاهنامه تنها دفتر رزم نیست؛
کتاب خرد است، کتاب انسان است، کتاب ایران است. هر سطرش سندی است از هویت، هر بیتش سپری است در برابر فراموشی. شاهنامه دادنامهای است بر علیه بیداد، و ستایشنامهای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.
و تو هیچ نمیدانی که در این کتاب، زنان چه جایگاهی دارند:
فرانک که در دل ظلمت، چراغ امید را برای فریدون افروخت.
رودابه که با شجاعت عشقش، رشتههای پیوند تازه میان خاندانها بست.
گردآفرید که به جنگ سهراب رفت و نشان داد دلیر بودن به مرد و زن نمیشناسد.
فرنگیس که عشقش به سیاوش، در فرزندش کیخسرو جاودانه ماند.
منیژه که از تخت و تاج گذشت تا کنار بیژن در سیاهچال بایستد.
گوش کن دخترم، فردوسی قرنها پیشتر از آنکه جهان امروز سخن از حقوق زن گوید، در شاهنامه زن را در قلهی عزت و خرد نشانده بود.
شاهنامه بیش از آنکه جنگنامه باشد، کتاب خرد است.
در آن هیچ فضیلتی بالاتر از اندیشه نیست. تاج و تخت میپوسد، زر و زور میگذرد، اما خرد و داد میماند. رستم در اوج پهلوانی به رایزنی بزرگان گوش میسپارد و سیاوش در آتش، راستی را بر هر چیز برتر میداند.
دخترم،
بیفرهنگی تنها در فقر و فساد و جنگ نیست؛ زخم عمیقتر آنجاست که کسی بر فرهنگ و هویت این سرزمین تیغ تمسخر زند و ستونهای آن را نشانه بگیرد. درد من این است که میهنم امروز در چنبره اعتیاد و فقر و تورم و تن فروشی و هزار بلای دیگر دستوپا میزند، و در این میان،تو به عنوان دختری از ایرانشهر نیز بر پیکر زخمیاش نمک تمسخر میپاشی.
زینب جان که نامت شبیه دختر شاه جوان مردان عالم است ،
بدان که فردوسی با تمسخر فرونمیریزد. او کوه استوار خرد است؛ هزار سال گذشته و هزاران سال دیگر نیز خواهد گذشت، و شاهنامه همچنان خورشید ایران خواهد بود. وبدخواهان اما، همچون سایهای گذرا، در فراموشی تاریخ محو خواهند شد.
و با این همه، دخترم،
اگر امروز با خشم مینویسم، از سرِ درد است نه نفرت. هنوز آرزو دارم که روزی چشمت به روشنایی خرد باز شود و بدانی که فردوسی دشمن تو نیست، بلکه پدر معنوی همهی ماست. روزی شاید بخوانی و دریابی که هر چه گفت، برای آزادی انسان و سربلندی ایران باشد
برای تو خرد و شجاعت را ارزومندم ،، یقین دارم اگر فردوسی زنده بود ،،از اینکه پنجاه سال است خون جوانان ایران زمین مثل چشمه ای بی زوال میجوشد شاهنامه ای دیگر مینوشت. ،،،،، ،، واز اینکه بجای گل در میان زلف دخترکان ایرانی ،،گل بر لب هایشان دود میشود و سلولهای خاکستری مغزشان نابود میشود. از خود حرفهای بی ربط تولید میکنند، ،نه سی سال یلکه سی هزار سال مینشست ودر عزای ایران وسرنوشت تلخش نه شاه نامه که شیون نامه مینوشت، ،،،،،،
*ملک تاج گرجی نیا*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤7👍5
✅ چرا نمیشود با حامیان ظلم بحث منطقی کرد؟
وقتی حکومت هیتلر مشغول نسلکشی فجیع ۶ میلیون یهودی در سراسر اروپا بود، نه تنها یک نفر آلمانی به این موضوع معترض نبود بلکه از این اقدامات حمایت هم میکردند! نکته جالب اینکه در آن برهه زمانی، بحث منطقی با مردم آلمان اصلآ جواب نمیداد و اکثر آنها این جنایتها را برای سعادت مردم آلمان و حتی مردم جهان توجیه میکردند.
"هانا آرنت" در کتاب "توتالیتاریسم" میگوید: انتظار بحث منطقی با حامیان حاکم ظالم هرگز جواب نمیدهد. بهخاطر اینکه به واسطه "ایدئولوژی" دو چیز در آنها مُرده:
۱) خودانگیختگی
۲) خصایص انسانی
وقتی خودانگیختگی از بین میرود، آن بخش از مغز که مسئول "تفکر انتقادی" است، انگار خاموش میشود. وقتی قابلیت تفکر نقادانه از بین میرود، فرد نمیتواند بر اساس ارزشهای اخلاقی و انسانی درونزای خودش اتفاقات را بسنجد. در واقع ترازوی ذهنی این آدمها، فقط با ایدئولوژی حکومت، خوب و بد را میسنجد.
در جنگجهانی دوم دستگاه تبلیغاتی آلمان به مردم تلقین کرده بود که یهودیان عامل بدبختی آلمان و جهان هستند. ذهن مردم آلمان هیچوقت نمیپرسید که نسلکشی یهودیان، انسانی است یا نه. چون ترازوی ذهنیشان این طور میسنجید که آنها موجودات پلیدی هستند که باید نابود شوند.
وقتی خصایص انسانی از بین میرود، آدم برای انجام هر کاری که همجهت با ایدئولوژی حکومت باشد، آمادهست؛ بدون اینکه فکر کند آن کار چقدر اخلاقی و انسانی ست. یهودیها زندهزنده داخل کورهها سوزانده میشدند ولی هیچکس اعتراضی نداشت. ولی غیر از آلمانیهای آن دوره، احتمالا همگان در طول تاریخ قضاوتشان این است که این اتفاق چقدر نفرتانگیز و غمانگیز است.
ایدئولوژی، انسانیت را از آدمها سلب کرده بود. ذهن آلمانیها این شکلی شده بود: موقع قضاوت در باره هر اتفاقی، تفکر و احساسشان تعطیل میشد و قضاوت ایدئولوژی حاکمیت، جانشین میشد. گرایش ایدئولوژی حاکمیت، تعیین میکرد که کدام اقدام خوب و زیباست و کدام اقدام نفرتانگیز و زشت.
ایدئولوژی، "انسانیت" و "اخلاق" آلمانیها را به خدمت "ماکیاولیسم" در آورده بود. برای آلمانیهای دوره نازی هر وسیلهای که باعث رسیدن به "هدف" مورد نظر حکومت بود، موجه، بدیهی، مجاز و مشروع بود.
✍️ هانا آرنت کتاب توتالیتاریسم
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
وقتی حکومت هیتلر مشغول نسلکشی فجیع ۶ میلیون یهودی در سراسر اروپا بود، نه تنها یک نفر آلمانی به این موضوع معترض نبود بلکه از این اقدامات حمایت هم میکردند! نکته جالب اینکه در آن برهه زمانی، بحث منطقی با مردم آلمان اصلآ جواب نمیداد و اکثر آنها این جنایتها را برای سعادت مردم آلمان و حتی مردم جهان توجیه میکردند.
"هانا آرنت" در کتاب "توتالیتاریسم" میگوید: انتظار بحث منطقی با حامیان حاکم ظالم هرگز جواب نمیدهد. بهخاطر اینکه به واسطه "ایدئولوژی" دو چیز در آنها مُرده:
۱) خودانگیختگی
۲) خصایص انسانی
وقتی خودانگیختگی از بین میرود، آن بخش از مغز که مسئول "تفکر انتقادی" است، انگار خاموش میشود. وقتی قابلیت تفکر نقادانه از بین میرود، فرد نمیتواند بر اساس ارزشهای اخلاقی و انسانی درونزای خودش اتفاقات را بسنجد. در واقع ترازوی ذهنی این آدمها، فقط با ایدئولوژی حکومت، خوب و بد را میسنجد.
در جنگجهانی دوم دستگاه تبلیغاتی آلمان به مردم تلقین کرده بود که یهودیان عامل بدبختی آلمان و جهان هستند. ذهن مردم آلمان هیچوقت نمیپرسید که نسلکشی یهودیان، انسانی است یا نه. چون ترازوی ذهنیشان این طور میسنجید که آنها موجودات پلیدی هستند که باید نابود شوند.
وقتی خصایص انسانی از بین میرود، آدم برای انجام هر کاری که همجهت با ایدئولوژی حکومت باشد، آمادهست؛ بدون اینکه فکر کند آن کار چقدر اخلاقی و انسانی ست. یهودیها زندهزنده داخل کورهها سوزانده میشدند ولی هیچکس اعتراضی نداشت. ولی غیر از آلمانیهای آن دوره، احتمالا همگان در طول تاریخ قضاوتشان این است که این اتفاق چقدر نفرتانگیز و غمانگیز است.
ایدئولوژی، انسانیت را از آدمها سلب کرده بود. ذهن آلمانیها این شکلی شده بود: موقع قضاوت در باره هر اتفاقی، تفکر و احساسشان تعطیل میشد و قضاوت ایدئولوژی حاکمیت، جانشین میشد. گرایش ایدئولوژی حاکمیت، تعیین میکرد که کدام اقدام خوب و زیباست و کدام اقدام نفرتانگیز و زشت.
ایدئولوژی، "انسانیت" و "اخلاق" آلمانیها را به خدمت "ماکیاولیسم" در آورده بود. برای آلمانیهای دوره نازی هر وسیلهای که باعث رسیدن به "هدف" مورد نظر حکومت بود، موجه، بدیهی، مجاز و مشروع بود.
✍️ هانا آرنت کتاب توتالیتاریسم
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅همراه با مولانا
اجرای نی نامه اثر فاخر مولانا در سازمان ملل (یونسکو)توسط سه کشور ایران ،تاجیکستان و افغانستان....
ببینید و بشنوید؛ واقعا زیباست...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اجرای نی نامه اثر فاخر مولانا در سازمان ملل (یونسکو)توسط سه کشور ایران ،تاجیکستان و افغانستان....
ببینید و بشنوید؛ واقعا زیباست...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4🔥1
✅چرا هر چه زمان میگذرد، دیکتاتورها بدتر میشوند؟
🔹رهبران زیادی در طول تاریخ با نیتِ خیر برای جامعه به قدرت رسیدهاند، اما خود به فردی جبار و مستبد تبدیل شدهاند!
چرا به سختی میشود دیکتاتوری را در جهان پیدا کرد، که با گذر زمان رفتارش بهتر و ملایمتر شده باشد؟ چرا استبداد او در طول زمان همواره رو به وخامت میگذارد؟
مثلا، #دانیل_اورتگا سالها به عنوان رهبر جبهه آزادیبخش ملی ساندینیستا علیه دیکتاتوری فاسد ساموزا در نیکاراگوئه مبارزه کرد و بالاخره آن را سرنگون کرد. او در سال ۲۰۰۷، به مقام ریاستجمهوری دست یافت اما از آن زمان تمام تلاشش را کرده تا با سرکوب مخالفان در قدرت باقی بماند.
#کاشیک_باسو (استاد اقتصاد بینالملل در دانشگاه کرنل)، در مقالهاش میپرسد چگونه اورتگایی که برای برانداختن رژیم ستمگر و فاسد ساموزا مبارزه کرد و رنجها کشیده بود، به یکی مانند او تبدیل شد؟ آیا این دگرگونی به شخصیت آدم و روانشناسی او بر میگردد یا چیزی است نهفته در فرآیند اقتدارگرایی که اصولاً با گذر زمان بد و بدتر میشود؟
رهبر تازهبهقدرترسیده، حتی وقتی که دارد کمکی به بهترشدن اوضاع مملکت میکند، بهزودی باید با پرسش مهمی مواجه شود: بیشتر در قدرت بماند یا نه؟ و اگر بههر دلیلی –چه حب جاه باشد، چه قصد خدمت– تصمیم بگیرد که میخواهد در قدرت بماند، ناچار باید به این فکر کند که تا چه حد حاضر است دسیسه کند، دست به شرارت بزند، و بیرحمی نشان دهد تا در قدرت بماند.
محاسباتی که رهبر برای گرفتن چنین تصمیمی انجام میدهد، دستخوش "ناسازگاری زمانی" هستند.
"ناسازگاری زمانی" به موقعیتی اطلاق میشود که در آن، کسی برای آینده تصمیمی میگیرد، تصمیمی که در زمان حال به نظر میرسد که بهترین تصمیم برای آینده به شمار میرود، اما با گذر زمان و وقتی که آن آینده فرا میرسد، چنین تصمیمی دیگر بهینه و مناسب نیست؛ اما تصمیمگیرنده باید با تبعاتش دستوپنجه نرم کند.
رهبر مستبد در زمان حال برای آینده تصمیم میگیرد. فرض کنیم رهبر سیاسی به زور یا با تقلب در #انتخابات توانست یک دوره دیگر هم در قدرت باقی بماند؛ باز وقتی به پایان دورهاش نزدیک میشود، دلایل تازهای دارد که از قدرت کنار نرود. شرارتهایی که قبلاً برای حفظ قدرت به خرج داده، به معنای این است که هزینهٔ ازدستدادن قدرت برایش بیشتر شده است.
دیکتاتور با معمایی روبروست: دیکتاتور سالخورده میخواهد از قدرت کنارهگیری کند، اما از پیگرد قانونی میترسد. تنها تضمین مؤثر او در برابر پیگرد قانونی، حفظ همان قدرتی است که میخواهد از آن دست بکشد. ناچار رهبر اقتدارگرا دست به شرارتهای بیشتر و بیشتری میزند تا در قدرت بماند. برای همین هرچه بخواهد طولانیتر در قدرت بماند، باید بیشتر شرارت کند و هر چه بیشتر شرارت میکند، هزینهها و ریسک کنارهگیری از قدرت برایش بیشتر میشود و چارهای ندارد جز اینکه به هر طریقی قدرت را در چنگ خود نگه دارد.
باسو توجه ما را به نکته مهمی جلب میکند: «مهم نیست یک رهبر اقتدارگرا از کجا شروع میکند، رفتارهای مستبدانهٔ چنین رهبری در طول زمان رو به وخامت خواهد داشت.»
ممکن است که رهبر از تصمیمهای قبلیاش و شرارتهایی که ورزیده، پشیمان باشد (این پشیمانی لازم نیست اخلاقی باشد، بلکه ناشی از عقل سرد محاسباتی است) اما بار این تصمیمها حالا چنان سنگین شده و او را در چنان مخمصهای گرفتار کرده که دیگر راه برگشتی ندارد. برایش صرف نمیکند تا شرارتورزی را متوقف کند و از قدرت کناره بگیرد!
تلخترین بیان این مصیبت غمانگیزِ انسانی، در نمایشنامهٔ "مکبث" اثر #شکسپیر آمده است، آنجا که مکبث به همسرش میگوید:
«چنان خود را در دریای خون کشاندهام که واپسکشیدنم همان اندازه جانفرسا است که پیشخزیدنم!»
از دید باسو، معمولاً افراد، از جمله رهبران، گزینههایی را انتخاب میکنند که عزت نفس آنها را افزایش دهد. اگر باقیماندن در قدرت موجب افزایش عزت نفس رهبر شود، او تلاش میکند تا در قدرت باقی بماند. اگر هم خروج از قدرت چنین نتیجهای داشته باشد، رهبر به کنارهگیری تمایل خواهد داشت. اما مشکل اینجاست که هنوز یک گزینه خروج جذاب که عملی و مناسب باشد یافت نشده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹رهبران زیادی در طول تاریخ با نیتِ خیر برای جامعه به قدرت رسیدهاند، اما خود به فردی جبار و مستبد تبدیل شدهاند!
چرا به سختی میشود دیکتاتوری را در جهان پیدا کرد، که با گذر زمان رفتارش بهتر و ملایمتر شده باشد؟ چرا استبداد او در طول زمان همواره رو به وخامت میگذارد؟
مثلا، #دانیل_اورتگا سالها به عنوان رهبر جبهه آزادیبخش ملی ساندینیستا علیه دیکتاتوری فاسد ساموزا در نیکاراگوئه مبارزه کرد و بالاخره آن را سرنگون کرد. او در سال ۲۰۰۷، به مقام ریاستجمهوری دست یافت اما از آن زمان تمام تلاشش را کرده تا با سرکوب مخالفان در قدرت باقی بماند.
#کاشیک_باسو (استاد اقتصاد بینالملل در دانشگاه کرنل)، در مقالهاش میپرسد چگونه اورتگایی که برای برانداختن رژیم ستمگر و فاسد ساموزا مبارزه کرد و رنجها کشیده بود، به یکی مانند او تبدیل شد؟ آیا این دگرگونی به شخصیت آدم و روانشناسی او بر میگردد یا چیزی است نهفته در فرآیند اقتدارگرایی که اصولاً با گذر زمان بد و بدتر میشود؟
رهبر تازهبهقدرترسیده، حتی وقتی که دارد کمکی به بهترشدن اوضاع مملکت میکند، بهزودی باید با پرسش مهمی مواجه شود: بیشتر در قدرت بماند یا نه؟ و اگر بههر دلیلی –چه حب جاه باشد، چه قصد خدمت– تصمیم بگیرد که میخواهد در قدرت بماند، ناچار باید به این فکر کند که تا چه حد حاضر است دسیسه کند، دست به شرارت بزند، و بیرحمی نشان دهد تا در قدرت بماند.
محاسباتی که رهبر برای گرفتن چنین تصمیمی انجام میدهد، دستخوش "ناسازگاری زمانی" هستند.
"ناسازگاری زمانی" به موقعیتی اطلاق میشود که در آن، کسی برای آینده تصمیمی میگیرد، تصمیمی که در زمان حال به نظر میرسد که بهترین تصمیم برای آینده به شمار میرود، اما با گذر زمان و وقتی که آن آینده فرا میرسد، چنین تصمیمی دیگر بهینه و مناسب نیست؛ اما تصمیمگیرنده باید با تبعاتش دستوپنجه نرم کند.
رهبر مستبد در زمان حال برای آینده تصمیم میگیرد. فرض کنیم رهبر سیاسی به زور یا با تقلب در #انتخابات توانست یک دوره دیگر هم در قدرت باقی بماند؛ باز وقتی به پایان دورهاش نزدیک میشود، دلایل تازهای دارد که از قدرت کنار نرود. شرارتهایی که قبلاً برای حفظ قدرت به خرج داده، به معنای این است که هزینهٔ ازدستدادن قدرت برایش بیشتر شده است.
دیکتاتور با معمایی روبروست: دیکتاتور سالخورده میخواهد از قدرت کنارهگیری کند، اما از پیگرد قانونی میترسد. تنها تضمین مؤثر او در برابر پیگرد قانونی، حفظ همان قدرتی است که میخواهد از آن دست بکشد. ناچار رهبر اقتدارگرا دست به شرارتهای بیشتر و بیشتری میزند تا در قدرت بماند. برای همین هرچه بخواهد طولانیتر در قدرت بماند، باید بیشتر شرارت کند و هر چه بیشتر شرارت میکند، هزینهها و ریسک کنارهگیری از قدرت برایش بیشتر میشود و چارهای ندارد جز اینکه به هر طریقی قدرت را در چنگ خود نگه دارد.
باسو توجه ما را به نکته مهمی جلب میکند: «مهم نیست یک رهبر اقتدارگرا از کجا شروع میکند، رفتارهای مستبدانهٔ چنین رهبری در طول زمان رو به وخامت خواهد داشت.»
ممکن است که رهبر از تصمیمهای قبلیاش و شرارتهایی که ورزیده، پشیمان باشد (این پشیمانی لازم نیست اخلاقی باشد، بلکه ناشی از عقل سرد محاسباتی است) اما بار این تصمیمها حالا چنان سنگین شده و او را در چنان مخمصهای گرفتار کرده که دیگر راه برگشتی ندارد. برایش صرف نمیکند تا شرارتورزی را متوقف کند و از قدرت کناره بگیرد!
تلخترین بیان این مصیبت غمانگیزِ انسانی، در نمایشنامهٔ "مکبث" اثر #شکسپیر آمده است، آنجا که مکبث به همسرش میگوید:
«چنان خود را در دریای خون کشاندهام که واپسکشیدنم همان اندازه جانفرسا است که پیشخزیدنم!»
از دید باسو، معمولاً افراد، از جمله رهبران، گزینههایی را انتخاب میکنند که عزت نفس آنها را افزایش دهد. اگر باقیماندن در قدرت موجب افزایش عزت نفس رهبر شود، او تلاش میکند تا در قدرت باقی بماند. اگر هم خروج از قدرت چنین نتیجهای داشته باشد، رهبر به کنارهگیری تمایل خواهد داشت. اما مشکل اینجاست که هنوز یک گزینه خروج جذاب که عملی و مناسب باشد یافت نشده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👏1
✅ #چالدران؛ آینهی مقاومت و عبرت
🔹۷ سپتامبر ۱۵۱۴ (۱۶ شهریور ۸۹۳ خورشیدی)، سپاه عثمانی پس از نبرد خونین چالدران وارد #تبریز شد؛ اما جز چند روز دوام نیاورد و با نافرمانی درونی عقب نشست. این شکست سنگین برای صفویان، اما نماد #مقاومت در برابر #تجاوز و #اشغال بود.
🖼️ تصویر: نقاشی دیواری کاخ چهلستون اصفهان از نبرد چالدران، جایی که شاه اسماعیل صفوی و توپخانهٔ عثمانی روبهروی هم تصویر شدهاند.
این واقعه یادآور یک حقیقت جاودانه است:
هیچ قدرتی—حتی اگر با توپ و تفنگ بیاید—نمیتواند برای همیشه ارادهٔ مردم برای آزادی را در بند نگه دارد. چالدران سندی است بر این که استبداد و اشغال، هر قدر سهمگین، سرانجام در برابر ایستادگی و خواست آزادی شکست میخورند./مجله عصرتاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹۷ سپتامبر ۱۵۱۴ (۱۶ شهریور ۸۹۳ خورشیدی)، سپاه عثمانی پس از نبرد خونین چالدران وارد #تبریز شد؛ اما جز چند روز دوام نیاورد و با نافرمانی درونی عقب نشست. این شکست سنگین برای صفویان، اما نماد #مقاومت در برابر #تجاوز و #اشغال بود.
🖼️ تصویر: نقاشی دیواری کاخ چهلستون اصفهان از نبرد چالدران، جایی که شاه اسماعیل صفوی و توپخانهٔ عثمانی روبهروی هم تصویر شدهاند.
این واقعه یادآور یک حقیقت جاودانه است:
هیچ قدرتی—حتی اگر با توپ و تفنگ بیاید—نمیتواند برای همیشه ارادهٔ مردم برای آزادی را در بند نگه دارد. چالدران سندی است بر این که استبداد و اشغال، هر قدر سهمگین، سرانجام در برابر ایستادگی و خواست آزادی شکست میخورند./مجله عصرتاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅تصویر کامل ماه خونین، از زاویه تلسکوپ، تهران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
✅فقر آفت آگاهی است...
طرحی بسیار پرمعنا از پاول کوژینسکی کارتونیست بزرگ لهستانی که نشان میدهد انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
هر کجا فقر تمجید و داشتن سرمایه و پول تقبیح شد، شکمها را هدف نگرفتهاند، تفکر و آگاهی و مغزها را نشانه گرفتهاند...
🔹چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود، آگاهی است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
طرحی بسیار پرمعنا از پاول کوژینسکی کارتونیست بزرگ لهستانی که نشان میدهد انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
هر کجا فقر تمجید و داشتن سرمایه و پول تقبیح شد، شکمها را هدف نگرفتهاند، تفکر و آگاهی و مغزها را نشانه گرفتهاند...
🔹چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود، آگاهی است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5
✅فواید انعطاف پذیری....
_تیمسار پیر_
ژاپنیها خیلی زود با امریکاییا کنار اومدن. این خیلی چیز عجیبیه. سریعا تسلیم شدن و تصمیم گرفتن که با دشمن دوست بشن. نمیشه عواید این تسلیم رو انکار کرد. ژاپنیها بسیار تلاشگر بودن، ولی بدون امریکا نمیتونستن پیشرفت کنن.
🔹فوایدانعطاف پذیری بالا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
_تیمسار پیر_
ژاپنیها خیلی زود با امریکاییا کنار اومدن. این خیلی چیز عجیبیه. سریعا تسلیم شدن و تصمیم گرفتن که با دشمن دوست بشن. نمیشه عواید این تسلیم رو انکار کرد. ژاپنیها بسیار تلاشگر بودن، ولی بدون امریکا نمیتونستن پیشرفت کنن.
🔹فوایدانعطاف پذیری بالا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5👍3
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در میان گنجینههای باستانشناسی شوش، اثری وجود دارد که ما را به ۳۱۰۰تا ۳۲۰۰ سال پیش و قلب تمدنایلام میبرد.
این ماکت مفرغی کوچک، در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد، اما اگر دقیق شویم، جهانی از داستان و باور در آن نهفته است.
در مرکز ماکت، دو نفر را میبینیم که در حال انجام آیینی ویژه هستند: یکی با دست دراز، آماده دریافت آب، و دیگری که با ظرفی آب بر دستان او میریزد.
این صحنه به وضوح نمادی از شستوشو و تطهیر پیش از ورود به مکان مقدس است.
در دو سوی این صحنه، سکوهای پلکانی به چشم میخورد که بیشباهت به زیگورات عظیم چغازنبیل، شاهکار معماری ایلام، نیستند.
اطراف آن، حوضچهها، درخت زندگی و خمرههایی بزرگ دیده میشود که احتمالاً برای نگهداری شراب یا مایعات آیینی استفاده میشدهاند.
این مجموعه عناصر، نشاندهنده برگزاری یک مراسم آیینی باشکوه در دل تمدن ایلام است؛
تمدنی که بخش مهمی از تاریخ کهن فلات ایران را شکل داده..
امروز این ماکت ارزشمند، که در شوش کشف شد، در موزه لوور پاریس نگهداری میشود و همچنان نگاه هر بازدیدکنندهای را به عمق تاریخ میکشاند.
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0
این ماکت مفرغی کوچک، در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد، اما اگر دقیق شویم، جهانی از داستان و باور در آن نهفته است.
در مرکز ماکت، دو نفر را میبینیم که در حال انجام آیینی ویژه هستند: یکی با دست دراز، آماده دریافت آب، و دیگری که با ظرفی آب بر دستان او میریزد.
این صحنه به وضوح نمادی از شستوشو و تطهیر پیش از ورود به مکان مقدس است.
در دو سوی این صحنه، سکوهای پلکانی به چشم میخورد که بیشباهت به زیگورات عظیم چغازنبیل، شاهکار معماری ایلام، نیستند.
اطراف آن، حوضچهها، درخت زندگی و خمرههایی بزرگ دیده میشود که احتمالاً برای نگهداری شراب یا مایعات آیینی استفاده میشدهاند.
این مجموعه عناصر، نشاندهنده برگزاری یک مراسم آیینی باشکوه در دل تمدن ایلام است؛
تمدنی که بخش مهمی از تاریخ کهن فلات ایران را شکل داده..
امروز این ماکت ارزشمند، که در شوش کشف شد، در موزه لوور پاریس نگهداری میشود و همچنان نگاه هر بازدیدکنندهای را به عمق تاریخ میکشاند.
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅عجیب ترین انقلاب دنیا....
🔹ما پیامبران تغییر هستیم...
اگر ما صدایمان را بلند نکنیم،
چه کسی این کار را خواهد کرد؟!!!
ما آتشی هستیم که تاریکی را خواهد سوزاند...
🔹🔹انقلاب #نپال میتواند به عنوان عجیبترین انقلاب تاریخ بشری لقب بگیره. در عرض شش ساعت با رهبری این نوجوان که فقط هجده سال سن دارد، در اعتراض به فیلترینگ شکل گرفت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹ما پیامبران تغییر هستیم...
اگر ما صدایمان را بلند نکنیم،
چه کسی این کار را خواهد کرد؟!!!
ما آتشی هستیم که تاریکی را خواهد سوزاند...
🔹🔹انقلاب #نپال میتواند به عنوان عجیبترین انقلاب تاریخ بشری لقب بگیره. در عرض شش ساعت با رهبری این نوجوان که فقط هجده سال سن دارد، در اعتراض به فیلترینگ شکل گرفت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5👍2
✅لعنت بر این جهل مقدس...
✍چکیدهای از کتاب *فاجعه جهل مقدس*، اثر: آیت الله محقق داماد
🔹 ۴۱۱سال پيش،در روز ۱۷ فوريه سـال۱۶۰۰ ميلادی، *جوردانو برونو* فيلسوف ايتاليايی پس ازگذراندن ۸ سـال در سياه چالهای خوفناك دادگاه (تفتيش عقايد) در ميدان كامپودی فيوری شـهر رم زنده زنده در آتش سـوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسانها برای انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
🔹نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی ازهيزم برای سوزاندن او جمـع كرده بودند، او هـم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمی گفت؛ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🔹آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی دردست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آنرا به روی هيـزمها انداخت.برونو سكوتش را شكست و گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: *لعنت بر اين جهل مقدست!*
🔹مهـمترين و يا لااقل يكی از اهم آفت های اجتماعی نه تنها در منطقه اسلامی بلكه شايد بتوان گفت درسراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، *جهل مقدس* است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🔹در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد . گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذاء و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل می كند و جالب اينست كه از هرگونه روشـــنگری هـم می هراسد، آن هم برای خدا!
🔹 در *جهل مقدس* ، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام " اعتقاد "؛یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر می نشيند.اعتقـاد از ريشه "عقد" یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده ومعتقداتش راخط قرمز خويش میسازد.
🔹 كسانیكه به *جهل مقدس* گرفتار می شوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا می سازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🔹 *جهل مقدس* همـراه بااعتقادهاي دينی است؛ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی،انسان معتقد می شود وبالاترين جنايت راممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
🔹 يكي از آفات اجتمـاعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، *جهل مقدس* است؛ جهـلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات می زنند، به خيال آن كه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند.در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود ولی در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت.
در تاريخ اسلام جنايات و خونريزی هايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🔹 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.نمونهاش در زمان ما، مردم *کرهشمالی* هستند.
🔹 در كشور كره شمالی مـردمی زندگي می کنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال می کنند در بهشت بريناند!.
اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🔹 در كره شمالی تنهـا كسی كـه حق فكـر كردن دارد، رهبـر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده می شود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍چکیدهای از کتاب *فاجعه جهل مقدس*، اثر: آیت الله محقق داماد
🔹 ۴۱۱سال پيش،در روز ۱۷ فوريه سـال۱۶۰۰ ميلادی، *جوردانو برونو* فيلسوف ايتاليايی پس ازگذراندن ۸ سـال در سياه چالهای خوفناك دادگاه (تفتيش عقايد) در ميدان كامپودی فيوری شـهر رم زنده زنده در آتش سـوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسانها برای انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
🔹نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی ازهيزم برای سوزاندن او جمـع كرده بودند، او هـم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمی گفت؛ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🔹آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی دردست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آنرا به روی هيـزمها انداخت.برونو سكوتش را شكست و گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: *لعنت بر اين جهل مقدست!*
🔹مهـمترين و يا لااقل يكی از اهم آفت های اجتماعی نه تنها در منطقه اسلامی بلكه شايد بتوان گفت درسراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، *جهل مقدس* است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🔹در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد . گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذاء و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل می كند و جالب اينست كه از هرگونه روشـــنگری هـم می هراسد، آن هم برای خدا!
🔹 در *جهل مقدس* ، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام " اعتقاد "؛یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر می نشيند.اعتقـاد از ريشه "عقد" یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده ومعتقداتش راخط قرمز خويش میسازد.
🔹 كسانیكه به *جهل مقدس* گرفتار می شوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا می سازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🔹 *جهل مقدس* همـراه بااعتقادهاي دينی است؛ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی،انسان معتقد می شود وبالاترين جنايت راممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
🔹 يكي از آفات اجتمـاعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، *جهل مقدس* است؛ جهـلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات می زنند، به خيال آن كه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند.در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود ولی در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت.
در تاريخ اسلام جنايات و خونريزی هايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🔹 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.نمونهاش در زمان ما، مردم *کرهشمالی* هستند.
🔹 در كشور كره شمالی مـردمی زندگي می کنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال می کنند در بهشت بريناند!.
اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🔹 در كره شمالی تنهـا كسی كـه حق فكـر كردن دارد، رهبـر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده می شود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏6❤2