✅رالف کائوتس؛ آنکه نبضِ ایران را در رگهای آسیا جُست...
در سپهرِ ایرانشناسی، نامهایی هستند که تنها پژوهشگر نیستند؛ راهگشایند، راهنما هستند و راه را روشن میکنند. رالف کائوتس از همان تبار است؛ دانشمندی که غبارِ خاموشِ نسخهها را به نسیمِ سخن بدل کرد، اسنادِ پراکنده را به رشتهٔ معنا کشید و تاریخِ گسسته را به قامتِ روایتی استوار و جهانی آراست.
او ایران را نه در حصارِ مرزهای امروز، که در پهنهٔ تمدنِ دیروز میبیند؛ ایرانی که از سمرقند تا پکن، از هرات تا هانگژو، از هرمز تا اقیانوس هند، همزمان منزلگاهِ کاروان، لنگرگاهِ کشتی، گذرگاهِ اندیشه و بازارگاهِ فرهنگ بوده است. از همین رو، پژوهشهای کائوتس تنها روایتِ گذشته نیست؛ بازشناختِ جایگاهِ ایران در سپهر تمدنِ آسیاست.
قلم او، فارسی و چینی را به گفتوگو مینشاند؛ تاریخِ تیموریان را با اسنادِ دودمانِ مینگ درهم میآمیزد؛ جادهٔ ابریشم را به راههای دریایی پیوند میدهد و نشان میدهد که ایران، نه بر حاشیهٔ تاریخ، بلکه بر شاهراهِ تاریخ ایستاده بود؛ میداد و میستاند، میساخت و میپرورد، میپیوست و میگسترد.
از برجستهترین آثار او میتوان به این کتابها و پژوهشها اشاره کرد:
▪ Politics and Trade between Ming and Timurids: China, Iran and Central Asia in the Late Middle Ages
سیاست و تجارت میان دودمان مینگ و تیموریان؛ چین، ایران و آسیای مرکزی در اواخر سدههای میانه؛ اثری بنیادین دربارهٔ مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین.
▪ Aspects of the Maritime Silk Road: From the Persian Gulf to the East China Sea (Edited)
جنبههایی از جادهٔ ابریشم دریایی؛ از خلیج فارس تا دریای چین شرقی؛ مجموعهای ارزشمند دربارهٔ شبکههای دریایی، بنادر و دادوستد میان ایران و شرق آسیا.
▪ Tribute System and Rulership in Late Imperial China (Edited with Morris Rossabi)
نظام خراجگزاری و فرمانروایی در چینِ متأخرِ امپراتوری؛ پژوهشی دربارهٔ دیپلماسی، مناسبات سیاسی و نظم بینالمللی در شرق آسیا.
▪ Hormuz in Yuan and Ming Sources
هرمز در منابع دودمانهای یوان و مینگ؛ پژوهشی درخشان دربارهٔ جایگاه هرمز در نگاه مورخان و جغرافینگاران چینی.
▪ Timurid Commercial Relations with China
روابط بازرگانی تیموریان با چین؛ پژوهشی مرجع دربارهٔ تجارت و پیوندهای اقتصادی ایران و چین در عصر تیموری.
رالف کائوتس از آن ایرانشناسانی است که ایران را از پشتِ دیوارهای سیاست نمینگرد، بلکه از فرازِ قلههای تاریخ میبیند؛ نه در تنگنای جغرافیا، بلکه در گسترهٔ تمدن؛ نه در سکونِ گذشته، بلکه در پویاییِ پیوندها. از همین رو، آثار او تنها برای ایرانشناسان خواندنی نیست؛ برای هر کسی که میخواهد سهمِ ایران را در ساختنِ تاریخِ جهان بشناسد، گشودنی و آموختنی است.
برای آشنایی بیشتر با زندگی علمی، آثار و فهرست کامل انتشارات رالف کائوتس، به صفحهٔ رسمی او در دانشگاه بن مراجعه کنید:
🔗 Prof. Dr. Ralph Kauz – University of Bonn
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سپهرِ ایرانشناسی، نامهایی هستند که تنها پژوهشگر نیستند؛ راهگشایند، راهنما هستند و راه را روشن میکنند. رالف کائوتس از همان تبار است؛ دانشمندی که غبارِ خاموشِ نسخهها را به نسیمِ سخن بدل کرد، اسنادِ پراکنده را به رشتهٔ معنا کشید و تاریخِ گسسته را به قامتِ روایتی استوار و جهانی آراست.
او ایران را نه در حصارِ مرزهای امروز، که در پهنهٔ تمدنِ دیروز میبیند؛ ایرانی که از سمرقند تا پکن، از هرات تا هانگژو، از هرمز تا اقیانوس هند، همزمان منزلگاهِ کاروان، لنگرگاهِ کشتی، گذرگاهِ اندیشه و بازارگاهِ فرهنگ بوده است. از همین رو، پژوهشهای کائوتس تنها روایتِ گذشته نیست؛ بازشناختِ جایگاهِ ایران در سپهر تمدنِ آسیاست.
قلم او، فارسی و چینی را به گفتوگو مینشاند؛ تاریخِ تیموریان را با اسنادِ دودمانِ مینگ درهم میآمیزد؛ جادهٔ ابریشم را به راههای دریایی پیوند میدهد و نشان میدهد که ایران، نه بر حاشیهٔ تاریخ، بلکه بر شاهراهِ تاریخ ایستاده بود؛ میداد و میستاند، میساخت و میپرورد، میپیوست و میگسترد.
از برجستهترین آثار او میتوان به این کتابها و پژوهشها اشاره کرد:
▪ Politics and Trade between Ming and Timurids: China, Iran and Central Asia in the Late Middle Ages
سیاست و تجارت میان دودمان مینگ و تیموریان؛ چین، ایران و آسیای مرکزی در اواخر سدههای میانه؛ اثری بنیادین دربارهٔ مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین.
▪ Aspects of the Maritime Silk Road: From the Persian Gulf to the East China Sea (Edited)
جنبههایی از جادهٔ ابریشم دریایی؛ از خلیج فارس تا دریای چین شرقی؛ مجموعهای ارزشمند دربارهٔ شبکههای دریایی، بنادر و دادوستد میان ایران و شرق آسیا.
▪ Tribute System and Rulership in Late Imperial China (Edited with Morris Rossabi)
نظام خراجگزاری و فرمانروایی در چینِ متأخرِ امپراتوری؛ پژوهشی دربارهٔ دیپلماسی، مناسبات سیاسی و نظم بینالمللی در شرق آسیا.
▪ Hormuz in Yuan and Ming Sources
هرمز در منابع دودمانهای یوان و مینگ؛ پژوهشی درخشان دربارهٔ جایگاه هرمز در نگاه مورخان و جغرافینگاران چینی.
▪ Timurid Commercial Relations with China
روابط بازرگانی تیموریان با چین؛ پژوهشی مرجع دربارهٔ تجارت و پیوندهای اقتصادی ایران و چین در عصر تیموری.
رالف کائوتس از آن ایرانشناسانی است که ایران را از پشتِ دیوارهای سیاست نمینگرد، بلکه از فرازِ قلههای تاریخ میبیند؛ نه در تنگنای جغرافیا، بلکه در گسترهٔ تمدن؛ نه در سکونِ گذشته، بلکه در پویاییِ پیوندها. از همین رو، آثار او تنها برای ایرانشناسان خواندنی نیست؛ برای هر کسی که میخواهد سهمِ ایران را در ساختنِ تاریخِ جهان بشناسد، گشودنی و آموختنی است.
برای آشنایی بیشتر با زندگی علمی، آثار و فهرست کامل انتشارات رالف کائوتس، به صفحهٔ رسمی او در دانشگاه بن مراجعه کنید:
🔗 Prof. Dr. Ralph Kauz – University of Bonn
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1👏1
Forwarded from کتابهای ممنوعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 سکانسی زیبا از فیلم مادر ساخته علی حاتمی
🎭 بازیگران: اکبر عبدی و فریماه فرجامی
🎭 بازیگران: اکبر عبدی و فریماه فرجامی
😢7❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅مذاکره و دیپلماسی هیچوقت تعطیل نمی شود...
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍7❤2
✅فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباه میکنند!
🔹وقتی فردی کاملا بسته است، با او بحث نکنید...
این احساس که "فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباهاند"، پدیدهای شناخته شده است و معمولا ریشه در چند سازوکار علمی دارد، نه برتری واقعی فهم ما...
بهنظر میرسد چند عامل اصلی در این خطای ذهنی نقش دارند:
1⃣سوگیری تأیید
ذهن ما بطور طبیعی شواهدی را میبیند و به یاد میسپارد که باورهای قبلیمان را تأیید کند و دادههای ناسازگار را نادیده بگیرد. این پدیده بهطور گسترده در روانشناسی شناختی مستند شده است.
2⃣توهم برتری و خطای دانینگ–کروگر
افراد با دانش یا مهارت محدود، توانایی خود را بیشبرآورد میکنند و متوجه محدودیتهایشان نیستند؛ در نتیجه تصور میکنند "واضح است که حق با ماست".
3⃣کاهش ناهماهنگی شناختی
پذیرش اینکه ممکن است اشتباه کنیم، برای ذهن ناراحتکننده است. بنابراین مغز ترجیح میدهد واقعیت را طوری تفسیر کند که ما همچنان "درستگو" باقی بمانیم.
4⃣اکوسیستمهای اطلاعاتی بسته
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و رسانههای همسو، ما را در معرض دیدگاههای مشابه خودمان قرار میدهند و این توهم را تقویت میکنند که "همه آدمهای عاقل مثل ما فکر میکنند".
⬇️پنج راهکار برای مقابله با این افراد
1⃣بحث را از هویت جدا کنید
بجای حمله به "شخص"، فقط روی ادعا و شواهد تمرکز کنید.
2⃣سؤال بپرسید، نه حکم صادر کنید
پرسشهای دقیق اغلب مؤثرتر از مخالفت مستقیماند.
3⃣مرجع معتبر بخواهید
درخواست منبع علمی یا داده تجربی، گفتگو را از سطح نظر شخصی بالا میبرد.
4⃣حدود گفتگو را بشناسید
اگر فرد کاملا بسته است، ادامه بحث معمولا فقط اتلاف انرژی است.
5⃣خونسردی را حفظ کنید
واکنش هیجانی، این خطای ذهنی را در طرف مقابل تشدید میکند.
⬇️پنج راهکار برای اینکه خودمان گرفتار این مشکل نشویم
1⃣عمدا دنبال شواهد مخالف بگردیم
نه برای رد کردن، بلکه برای فهمیدن.
2⃣احتمالی فکر کنیم، نه قطعی
بجای "صددرصد حق با من است"، بگوییم "با توجه به شواهد فعلی، احتمالا.
3⃣با افراد متخصص و ناهمنظر گفتگو کنیم
بهویژه کسانی که آموزش علمی رسمی دارند.
4⃣محدودیت دانش خود را بپذیریم
"نمیدانم" در علم یک فضیلت است، نه ضعف.
5⃣بین داده و ارزش تفکیک قائل شویم
بسیاری از اختلافها ارزشی یا هویتیاند، نه علمی.
این احساس که "فقط ما درست میگوییم" نتیجه سازوکارهای طبیعی ذهن و ساختارهای اجتماعی است، نه الزاما عقلانیت بیشتر. آگاهی از این سازوکارها، اولین و مهمترین گام برای فکر کردن دقیقتر و منصفانهتر است.
🔹چرا فردی که میگوید فقط من درست میگویم، در پاسخ به این مطلب میگوید "درسته، اتفاقا این مطلب در مورد شماست، نه من"
1⃣سوگیری نقطه کور
انسانها سوگیریهای شناختی را در دیگران بهخوبی میبینند اما تصور میکنند خودشان از آنها مصوناند.
2⃣اثر شخص سوم
افراد فکر میکنند پیامها و خطاهای شناختی "روی دیگران اثر میگذارد، نه روی خودشان". بنابراین متن را برای "تو"مناسب میدانند، نه برای خودشان.
3⃣دفاع از خودپنداره
پذیرش اینکه "من هم ممکن است خطا کنم" تهدیدی برای تصویر ذهنی فرد از خودش است؛ ذهن بطور خودکار مسئولیت را به بیرون منتقل میکند.
4⃣ادغام باور با هویت
وقتی یک باور بخشی از هویت فرد شود، نقد آن بهصورت ناخودآگاه بهعنوان حمله شخصی تلقی میشود و واکنش دفاعی ایجاد میکند.
5⃣خطای فراشناختی
بسیاری از افراد توان ارزیابی دقت فکر خودشان را ندارند؛ نه بهخاطر کمهوشی، بلکه بهدلیل محدودیتهای طبیعی شناخت انسان.
✅چه کنیم؟
هدف نباید "قانعکردن فوری" باشد، چون شواهد نشان میدهد این کار اغلب نتیجه معکوس دارد. چند پاسخ مؤثرتر:
1⃣بازتاب خنثی
"ممکنه حق با تو باشه؛ جالبش اینه که پژوهشها میگن تقریبا همه ما فکر میکنیم این موارد بیشتر در مورد بقیه صدق میکنه."
2⃣جهتدهی به تجربه شخصی، نه نظریه
"آخرین باری که نظرت عوض شد چی باعثش شد؟ شواهد جدید؟ حرف یه متخصص؟"
3⃣تبدیل بحث به روششناسی
"بهنظرت چه معیاری نشون میده که یه نفر اشتباه میکنه یا درست میگه؟"
4⃣پذیرش امکان خطای دوطرفه
"من هم ممکنه اشتباه کنم؛ بهنظرت چطور میشه تشخیص داد کدوممون خطای کمتری داریم؟"
5⃣قطع محترمانه گفتگو
وقتی فرد کاملا بسته است، دادهها نشان میدهد ادامه بحث نه یادگیری میآورد نه تغییر نگرش.
📌 نتیجهگیری
افرادی که بیشترین اطمینان ذهنی را دارند، معمولا کمترین حساسیت را به خطاهای خودشان نشان میدهند و البته به شخصیت "بد" ربطی ندارد؛ به محدودیتهای مشترک انسانها مربوط است.
وقتی کسی میگوید "این متن درباره توست نه من"، در حال انجام یک واکنش کاملا انسانی و مستند علمی است.
تو با منطق یا متن بهتر نمیتوانی این واکنش را حذف کنی؛ فقط میتوانی گفتوگو را ایمنتر، غیرتهاجمیتر و مبتنی بر پرسش کنی یا آگاهانه از آن خارج شوی.
🔹وقتی فردی کاملا بسته است، با او بحث نکنید...
این احساس که "فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباهاند"، پدیدهای شناخته شده است و معمولا ریشه در چند سازوکار علمی دارد، نه برتری واقعی فهم ما...
بهنظر میرسد چند عامل اصلی در این خطای ذهنی نقش دارند:
1⃣سوگیری تأیید
ذهن ما بطور طبیعی شواهدی را میبیند و به یاد میسپارد که باورهای قبلیمان را تأیید کند و دادههای ناسازگار را نادیده بگیرد. این پدیده بهطور گسترده در روانشناسی شناختی مستند شده است.
2⃣توهم برتری و خطای دانینگ–کروگر
افراد با دانش یا مهارت محدود، توانایی خود را بیشبرآورد میکنند و متوجه محدودیتهایشان نیستند؛ در نتیجه تصور میکنند "واضح است که حق با ماست".
3⃣کاهش ناهماهنگی شناختی
پذیرش اینکه ممکن است اشتباه کنیم، برای ذهن ناراحتکننده است. بنابراین مغز ترجیح میدهد واقعیت را طوری تفسیر کند که ما همچنان "درستگو" باقی بمانیم.
4⃣اکوسیستمهای اطلاعاتی بسته
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و رسانههای همسو، ما را در معرض دیدگاههای مشابه خودمان قرار میدهند و این توهم را تقویت میکنند که "همه آدمهای عاقل مثل ما فکر میکنند".
⬇️پنج راهکار برای مقابله با این افراد
1⃣بحث را از هویت جدا کنید
بجای حمله به "شخص"، فقط روی ادعا و شواهد تمرکز کنید.
2⃣سؤال بپرسید، نه حکم صادر کنید
پرسشهای دقیق اغلب مؤثرتر از مخالفت مستقیماند.
3⃣مرجع معتبر بخواهید
درخواست منبع علمی یا داده تجربی، گفتگو را از سطح نظر شخصی بالا میبرد.
4⃣حدود گفتگو را بشناسید
اگر فرد کاملا بسته است، ادامه بحث معمولا فقط اتلاف انرژی است.
5⃣خونسردی را حفظ کنید
واکنش هیجانی، این خطای ذهنی را در طرف مقابل تشدید میکند.
⬇️پنج راهکار برای اینکه خودمان گرفتار این مشکل نشویم
1⃣عمدا دنبال شواهد مخالف بگردیم
نه برای رد کردن، بلکه برای فهمیدن.
2⃣احتمالی فکر کنیم، نه قطعی
بجای "صددرصد حق با من است"، بگوییم "با توجه به شواهد فعلی، احتمالا.
3⃣با افراد متخصص و ناهمنظر گفتگو کنیم
بهویژه کسانی که آموزش علمی رسمی دارند.
4⃣محدودیت دانش خود را بپذیریم
"نمیدانم" در علم یک فضیلت است، نه ضعف.
5⃣بین داده و ارزش تفکیک قائل شویم
بسیاری از اختلافها ارزشی یا هویتیاند، نه علمی.
این احساس که "فقط ما درست میگوییم" نتیجه سازوکارهای طبیعی ذهن و ساختارهای اجتماعی است، نه الزاما عقلانیت بیشتر. آگاهی از این سازوکارها، اولین و مهمترین گام برای فکر کردن دقیقتر و منصفانهتر است.
🔹چرا فردی که میگوید فقط من درست میگویم، در پاسخ به این مطلب میگوید "درسته، اتفاقا این مطلب در مورد شماست، نه من"
1⃣سوگیری نقطه کور
انسانها سوگیریهای شناختی را در دیگران بهخوبی میبینند اما تصور میکنند خودشان از آنها مصوناند.
2⃣اثر شخص سوم
افراد فکر میکنند پیامها و خطاهای شناختی "روی دیگران اثر میگذارد، نه روی خودشان". بنابراین متن را برای "تو"مناسب میدانند، نه برای خودشان.
3⃣دفاع از خودپنداره
پذیرش اینکه "من هم ممکن است خطا کنم" تهدیدی برای تصویر ذهنی فرد از خودش است؛ ذهن بطور خودکار مسئولیت را به بیرون منتقل میکند.
4⃣ادغام باور با هویت
وقتی یک باور بخشی از هویت فرد شود، نقد آن بهصورت ناخودآگاه بهعنوان حمله شخصی تلقی میشود و واکنش دفاعی ایجاد میکند.
5⃣خطای فراشناختی
بسیاری از افراد توان ارزیابی دقت فکر خودشان را ندارند؛ نه بهخاطر کمهوشی، بلکه بهدلیل محدودیتهای طبیعی شناخت انسان.
✅چه کنیم؟
هدف نباید "قانعکردن فوری" باشد، چون شواهد نشان میدهد این کار اغلب نتیجه معکوس دارد. چند پاسخ مؤثرتر:
1⃣بازتاب خنثی
"ممکنه حق با تو باشه؛ جالبش اینه که پژوهشها میگن تقریبا همه ما فکر میکنیم این موارد بیشتر در مورد بقیه صدق میکنه."
2⃣جهتدهی به تجربه شخصی، نه نظریه
"آخرین باری که نظرت عوض شد چی باعثش شد؟ شواهد جدید؟ حرف یه متخصص؟"
3⃣تبدیل بحث به روششناسی
"بهنظرت چه معیاری نشون میده که یه نفر اشتباه میکنه یا درست میگه؟"
4⃣پذیرش امکان خطای دوطرفه
"من هم ممکنه اشتباه کنم؛ بهنظرت چطور میشه تشخیص داد کدوممون خطای کمتری داریم؟"
5⃣قطع محترمانه گفتگو
وقتی فرد کاملا بسته است، دادهها نشان میدهد ادامه بحث نه یادگیری میآورد نه تغییر نگرش.
📌 نتیجهگیری
افرادی که بیشترین اطمینان ذهنی را دارند، معمولا کمترین حساسیت را به خطاهای خودشان نشان میدهند و البته به شخصیت "بد" ربطی ندارد؛ به محدودیتهای مشترک انسانها مربوط است.
وقتی کسی میگوید "این متن درباره توست نه من"، در حال انجام یک واکنش کاملا انسانی و مستند علمی است.
تو با منطق یا متن بهتر نمیتوانی این واکنش را حذف کنی؛ فقط میتوانی گفتوگو را ایمنتر، غیرتهاجمیتر و مبتنی بر پرسش کنی یا آگاهانه از آن خارج شوی.
❤2
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅دیکتاتوری چگونه پذیرفته میشود...؟!
در سال ۱۹۶۷، یک معلم تاریخ بهنام «ران جونز» تصمیم گرفت بهجای توضیح دادن، به دانشآموزانش نشان دهد که یک حکومت اقتدارگرا چگونه میتواند شکل بگیرد.
چیزی که قرار بود فقط یک آزمایش آموزشی باشد، تنها در چند روز به جنبشی تبدیل شد که حتی خود معلم را هم غافلگیر کرد.
این آزمایش بعدها با نام (The Third Wave) شناخته شد و هنوز هم یکی از بحثبرانگیزترین آزمایشهای روانشناسی اجتماعی و آموزش در جهان است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سال ۱۹۶۷، یک معلم تاریخ بهنام «ران جونز» تصمیم گرفت بهجای توضیح دادن، به دانشآموزانش نشان دهد که یک حکومت اقتدارگرا چگونه میتواند شکل بگیرد.
چیزی که قرار بود فقط یک آزمایش آموزشی باشد، تنها در چند روز به جنبشی تبدیل شد که حتی خود معلم را هم غافلگیر کرد.
این آزمایش بعدها با نام (The Third Wave) شناخته شد و هنوز هم یکی از بحثبرانگیزترین آزمایشهای روانشناسی اجتماعی و آموزش در جهان است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅محتوای آموزشی در مدارس ژاپن
ژاپنی ها در دوره ابتدایی به بچه ها چه چیزهایی یاد می دهند؟؟...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ژاپنی ها در دوره ابتدایی به بچه ها چه چیزهایی یاد می دهند؟؟...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅لعنت بر این جهل مقدس...
✍چکیدهای از کتاب *فاجعه جهل مقدس*، اثر: آیت الله محقق داماد
🔹 ۴۱۱سال پيش،در روز ۱۷ فوريه سـال۱۶۰۰ ميلادی، *جوردانو برونو* فيلسوف ايتاليايی پس ازگذراندن ۸ سـال در سياه چالهای خوفناك دادگاه (تفتيش عقايد) در ميدان كامپودی فيوری شـهر رم زنده زنده در آتش سـوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسانها برای انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
🔹نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی ازهيزم برای سوزاندن او جمـع كرده بودند، او هـم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمی گفت؛ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🔹آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی دردست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آنرا به روی هيـزمها انداخت.برونو سكوتش را شكست و گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: *لعنت بر اين جهل مقدست!*
🔹مهـمترين و يا لااقل يكی از اهم آفت های اجتماعی نه تنها در منطقه اسلامی بلكه شايد بتوان گفت درسراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، *جهل مقدس* است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🔹در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد . گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذاء و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل می كند و جالب اينست كه از هرگونه روشـــنگری هـم می هراسد، آن هم برای خدا!
🔹 در *جهل مقدس* ، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام " اعتقاد "؛یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر می نشيند.اعتقـاد از ريشه "عقد" یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده ومعتقداتش راخط قرمز خويش میسازد.
🔹 كسانیكه به *جهل مقدس* گرفتار می شوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا می سازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🔹 *جهل مقدس* همـراه بااعتقادهاي دينی است؛ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی،انسان معتقد می شود وبالاترين جنايت راممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
🔹 يكي از آفات اجتمـاعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، *جهل مقدس* است؛ جهـلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات می زنند، به خيال آن كه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند.در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود ولی در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت.
در تاريخ اسلام جنايات و خونريزی هايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🔹 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.نمونهاش در زمان ما، مردم *کرهشمالی* هستند.
🔹 در كشور كره شمالی مـردمی زندگي می کنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال می کنند در بهشت بريناند!.
اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🔹 در كره شمالی تنهـا كسی كـه حق فكـر كردن دارد، رهبـر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده می شود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍چکیدهای از کتاب *فاجعه جهل مقدس*، اثر: آیت الله محقق داماد
🔹 ۴۱۱سال پيش،در روز ۱۷ فوريه سـال۱۶۰۰ ميلادی، *جوردانو برونو* فيلسوف ايتاليايی پس ازگذراندن ۸ سـال در سياه چالهای خوفناك دادگاه (تفتيش عقايد) در ميدان كامپودی فيوری شـهر رم زنده زنده در آتش سـوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسانها برای انديشيدن بدانگونه كه دلشان میخواست، دفاع میكرد.
🔹نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی ازهيزم برای سوزاندن او جمـع كرده بودند، او هـم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمی گفت؛ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🔹آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی دردست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آنرا به روی هيـزمها انداخت.برونو سكوتش را شكست و گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: *لعنت بر اين جهل مقدست!*
🔹مهـمترين و يا لااقل يكی از اهم آفت های اجتماعی نه تنها در منطقه اسلامی بلكه شايد بتوان گفت درسراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، *جهل مقدس* است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد).
🔹در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد . گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذاء و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل می كند و جالب اينست كه از هرگونه روشـــنگری هـم می هراسد، آن هم برای خدا!
🔹 در *جهل مقدس* ، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام " اعتقاد "؛یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر می نشيند.اعتقـاد از ريشه "عقد" یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده ومعتقداتش راخط قرمز خويش میسازد.
🔹 كسانیكه به *جهل مقدس* گرفتار می شوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا می سازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🔹 *جهل مقدس* همـراه بااعتقادهاي دينی است؛ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی،انسان معتقد می شود وبالاترين جنايت راممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
🔹 يكي از آفات اجتمـاعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، *جهل مقدس* است؛ جهـلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات می زنند، به خيال آن كه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند.در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود ولی در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت.
در تاريخ اسلام جنايات و خونريزی هايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🔹 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.نمونهاش در زمان ما، مردم *کرهشمالی* هستند.
🔹 در كشور كره شمالی مـردمی زندگي می کنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال می کنند در بهشت بريناند!.
اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🔹 در كره شمالی تنهـا كسی كـه حق فكـر كردن دارد، رهبـر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده می شود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ماشین میوه شویی در ایران باستان...
🔹 این ظرف سفالی، ماشین میوهشویی ۳۰۰۰ سال پیش در ایران باستان بود؛ بدون برق، بدون صدا، فقط با چرخش آب و فنون مهندسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 این ظرف سفالی، ماشین میوهشویی ۳۰۰۰ سال پیش در ایران باستان بود؛ بدون برق، بدون صدا، فقط با چرخش آب و فنون مهندسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👏3
✅نامها؛ آنگاه که تاریخ از زبان واژهها سخن میگوید...
📚 کتاب نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی
کتاب «نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی» (Iranian Personal Names in Armenian Collateral Tradition)، تألیف هراچ مارتیروسیان است که در سال ۲۰۲۱ در وین از سوی انتشارات فرهنگستان علوم اتریش (Austrian Academy of Sciences Press) منتشر شده است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚 کتاب نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی
کتاب «نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی» (Iranian Personal Names in Armenian Collateral Tradition)، تألیف هراچ مارتیروسیان است که در سال ۲۰۲۱ در وین از سوی انتشارات فرهنگستان علوم اتریش (Austrian Academy of Sciences Press) منتشر شده است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅نامها؛ آنگاه که تاریخ از زبان واژهها سخن میگوید... 📚 کتاب نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی کتاب «نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی» (Iranian Personal Names in Armenian Collateral Tradition)، تألیف هراچ مارتیروسیان است که در سال ۲۰۲۱ در وین…
✅نامها؛ آنگاه که تاریخ از زبان واژهها سخن میگوید...
گاهی یک نام، از هزاران صفحه تاریخ گویاتر است. نامها تنها ابزار شناسایی انسانها نیستند؛ آنها یادگارِ کوچها، آیینهٔ فرمانرواییها، نشانهٔ دادوستد فرهنگها و حافظهٔ زندهٔ زبانها هستند. هر نام، اگر درست خوانده و ریشهشناسی شود، میتواند ما را به روزگاری ببرد که هیچ سنگنوشته و سالنامهای از آن بر جای نمانده است. از همینجاست که نامشناسی تاریخی، از شاخهای تخصصی در زبانشناسی فراتر میرود و به یکی از استوارترین ابزارهای بازسازی تاریخ و فرهنگ ایران بدل میشود.
نمونهای درخشان از این رویکرد، کتاب «نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی» (Iranian Personal Names in Armenian Collateral Tradition)، تألیف هراچ مارتیروسیان است که در سال ۲۰۲۱ در وین از سوی انتشارات فرهنگستان علوم اتریش (Austrian Academy of Sciences Press) منتشر شده است. این اثر، جزوهٔ سوم از جلد پنجم مجموعهٔ مرجع Iranisches Personennamenbuch (فرهنگ نامهای ایرانی) است؛ طرحی علمی و بلندآوازه که زیر نظر ایرانشناسان برجستهای چون رودیگر اشمیت و هاینر آیشنر سامان یافته و امروزه از معتبرترین پروژههای بینالمللی در حوزهٔ نامشناسی ایرانی به شمار میرود.
مارتیروسیان در این پژوهش سترگ، ۸۷۲ نام ایرانی را که در منابع ارمنی تا حدود سال ۱۳۰۰ میلادی ثبت شدهاند، گرد آورده و با روشی دقیق و زبانشناختی، ریشه، تحول آوایی، ساخت واژه و پیشینهٔ تاریخی هر یک را بررسی کرده است. ارزش این کتاب تنها در فراوانی دادهها نیست؛ اهمیت آن در این است که زبان ارمنی، به سبب برخورداری از خطی آوانگار، بسیاری از نامهای پارتی و پارسی میانه را با دقتی کمنظیر حفظ کرده است؛ نامهایی که گاه در متون پهلوی، به دلیل ویژگیهای خط، در هالهای از ابهام ماندهاند. از اینرو، سنت ارمنی نه تنها آینهای برای شناخت زبان ارمنی، بلکه گنجینهای بیبدیل برای بازسازی تاریخ زبانهای ایرانی نیز هست.
ساختار کتاب نیز با نظمی علمی سامان یافته است؛ از درآمدی دربارهٔ اهمیت و روش پژوهش آغاز میشود، سپس پیشینهٔ مطالعات نامشناسی ایرانی و ارمنی را مرور میکند، به بررسی نظام صرفی نامها، دگرگونیهای آوایی زبانهای هندواروپایی، هندوایرانی، ارمنی و یونانی میپردازد، پسوندها و ساخت واژههای ایرانی را تحلیل میکند و سرانجام خواننده را به گنجینهٔ اصلی اثر، یعنی مجموعهٔ ۸۷۲ نام، همراه با نمایهها و کتابنامهای گسترده، رهنمون میشود.
این کتاب تنها یک فرهنگ نامها نیست؛ سفری است به ژرفای تاریخ ایران. در این صفحات، نامها دیگر واژههایی خاموش نیستند؛ جان میگیرند، سخن میگویند و روایتگر پیوندهای دیرپای ایران و ارمنستان میشوند. گویی تاریخ، این بار نه از زبان شاهان و جنگها، بلکه از زبان نامهایی روایت میشود که قرنها در حافظهٔ مردمان و زبانها زیستهاند و هنوز نیز از هویت و تداوم ایران فرهنگی حکایت میکنند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گاهی یک نام، از هزاران صفحه تاریخ گویاتر است. نامها تنها ابزار شناسایی انسانها نیستند؛ آنها یادگارِ کوچها، آیینهٔ فرمانرواییها، نشانهٔ دادوستد فرهنگها و حافظهٔ زندهٔ زبانها هستند. هر نام، اگر درست خوانده و ریشهشناسی شود، میتواند ما را به روزگاری ببرد که هیچ سنگنوشته و سالنامهای از آن بر جای نمانده است. از همینجاست که نامشناسی تاریخی، از شاخهای تخصصی در زبانشناسی فراتر میرود و به یکی از استوارترین ابزارهای بازسازی تاریخ و فرهنگ ایران بدل میشود.
نمونهای درخشان از این رویکرد، کتاب «نامهای شخصی ایرانی در سنت همسوی ارمنی» (Iranian Personal Names in Armenian Collateral Tradition)، تألیف هراچ مارتیروسیان است که در سال ۲۰۲۱ در وین از سوی انتشارات فرهنگستان علوم اتریش (Austrian Academy of Sciences Press) منتشر شده است. این اثر، جزوهٔ سوم از جلد پنجم مجموعهٔ مرجع Iranisches Personennamenbuch (فرهنگ نامهای ایرانی) است؛ طرحی علمی و بلندآوازه که زیر نظر ایرانشناسان برجستهای چون رودیگر اشمیت و هاینر آیشنر سامان یافته و امروزه از معتبرترین پروژههای بینالمللی در حوزهٔ نامشناسی ایرانی به شمار میرود.
مارتیروسیان در این پژوهش سترگ، ۸۷۲ نام ایرانی را که در منابع ارمنی تا حدود سال ۱۳۰۰ میلادی ثبت شدهاند، گرد آورده و با روشی دقیق و زبانشناختی، ریشه، تحول آوایی، ساخت واژه و پیشینهٔ تاریخی هر یک را بررسی کرده است. ارزش این کتاب تنها در فراوانی دادهها نیست؛ اهمیت آن در این است که زبان ارمنی، به سبب برخورداری از خطی آوانگار، بسیاری از نامهای پارتی و پارسی میانه را با دقتی کمنظیر حفظ کرده است؛ نامهایی که گاه در متون پهلوی، به دلیل ویژگیهای خط، در هالهای از ابهام ماندهاند. از اینرو، سنت ارمنی نه تنها آینهای برای شناخت زبان ارمنی، بلکه گنجینهای بیبدیل برای بازسازی تاریخ زبانهای ایرانی نیز هست.
ساختار کتاب نیز با نظمی علمی سامان یافته است؛ از درآمدی دربارهٔ اهمیت و روش پژوهش آغاز میشود، سپس پیشینهٔ مطالعات نامشناسی ایرانی و ارمنی را مرور میکند، به بررسی نظام صرفی نامها، دگرگونیهای آوایی زبانهای هندواروپایی، هندوایرانی، ارمنی و یونانی میپردازد، پسوندها و ساخت واژههای ایرانی را تحلیل میکند و سرانجام خواننده را به گنجینهٔ اصلی اثر، یعنی مجموعهٔ ۸۷۲ نام، همراه با نمایهها و کتابنامهای گسترده، رهنمون میشود.
این کتاب تنها یک فرهنگ نامها نیست؛ سفری است به ژرفای تاریخ ایران. در این صفحات، نامها دیگر واژههایی خاموش نیستند؛ جان میگیرند، سخن میگویند و روایتگر پیوندهای دیرپای ایران و ارمنستان میشوند. گویی تاریخ، این بار نه از زبان شاهان و جنگها، بلکه از زبان نامهایی روایت میشود که قرنها در حافظهٔ مردمان و زبانها زیستهاند و هنوز نیز از هویت و تداوم ایران فرهنگی حکایت میکنند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅مشروطه و نهم امرداد ۱۲۸۸
📌شیخ فضلالله نوری را در میدان توپخانه به دار آویختند.
شیخ فضل الله نخست طرفدار مشروطه بود، بعد از تدوین متمم قانون اساسی طرفدار مشروطه مشروعه شد. در ادامه از مخالفان سرسخت مشروطه شد.
🔹در همین روز، مجلس شورای ملی قانونی تصویب کرد و بر مبنای آن فروش تریاک را ممنوع کرد و کشیدن مواد مخدر را جرم دانست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌شیخ فضلالله نوری را در میدان توپخانه به دار آویختند.
شیخ فضل الله نخست طرفدار مشروطه بود، بعد از تدوین متمم قانون اساسی طرفدار مشروطه مشروعه شد. در ادامه از مخالفان سرسخت مشروطه شد.
🔹در همین روز، مجلس شورای ملی قانونی تصویب کرد و بر مبنای آن فروش تریاک را ممنوع کرد و کشیدن مواد مخدر را جرم دانست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅اعلامیه شیخ فضل الله نوری درباره مشروطه
هرکس به قانونگذاری اعتقاد داشته باشد ، مرتد است و طبق قانون
اسلام خونش حلال است ، زنش مصادره می شود و اموالش نیز همینطور
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟»
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ (ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ۷ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
«ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ»
ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ:
«اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.»
ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ.
ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ.
ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ»
منبع:
#ﺭﺳﺎﻟﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞ_ﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ ، ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هرکس به قانونگذاری اعتقاد داشته باشد ، مرتد است و طبق قانون
اسلام خونش حلال است ، زنش مصادره می شود و اموالش نیز همینطور
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟»
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ (ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ۷ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
«ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ»
ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ:
«اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.»
ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ.
ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ.
ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ»
منبع:
#ﺭﺳﺎﻟﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞ_ﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ ، ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
😡4👏2❤1
✅ریچارد نلسون فرای (۱)
در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ...
بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون اصفهان درنگ میکند و راه خود را تا نیشابور، بلخ، بخارا و سمرقند ادامه میدهد. این، تنها حرکت نور نیست؛ گذرِ حافظهای است که بیش از دو هزار سال، از سنگ به سنگ، از نسخه به نسخه و از زبان به زبان رسیده است. همین تداوم، همان پرسشی بود که ریچارد نلسون فرای یک عمر در پیِ فهم آن زیست.
او در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۰، در شهر بیرمنگامِ ایالت آلابامای آمریکا زاده شد؛ در سرزمینی که نه زبان فارسی در آن شنیده میشد، نه نام سغد و خوارزم برای مردمش آشنا بود و نه کسی گمان میبرد کودکی از آن دیار، روزی عمر خود را وقف شناخت تمدنی کند که هزاران کیلومتر از زادگاهش فاصله داشت. اما گاه سرنوشت، راه انسان را نه با جغرافیا، بلکه با یک پرسش تعیین میکند.
سالهای دانشجویی در دانشگاه هاروارد، افق تازهای پیش روی او گشود. زبان فارسی را آموخت، به سراغ متون پهلوی رفت، زبانهای سغدی، باختری و دیگر زبانهای ایرانی میانه را فراگرفت و دریافت که هر زبان، تنها ابزار سخن گفتن نیست؛ گنجینهای از تجربه، اندیشه و حافظهٔ یک ملت است. او بعدها میگفت برای شناخت ایران، باید نخست زبانهایش را شنید؛ زیرا تمدن، پیش از آنکه در کاخها و کتیبهها بماند، در واژهها دوام میآورد.
همان سالها، پرسشی آرامآرام همهٔ پژوهشهای او را دربر گرفت: چگونه سرزمینی که هخامنشیان را دیده، اشکانیان را آزموده، شکوه ساسانیان را زیسته، سپس با جهان اسلام درآمیخته و بارها میدان تاختوتاز قدرتهای بزرگ شده است، هنوز رشتهٔ هویت خود را از دست نداده است؟ این پرسش، او را از کلاس درس به کتابخانه، از کتابخانه به موزه، و از موزه به میدان پژوهش کشاند.
فرای پاسخ را در یک رویداد یا یک سلسله نجست. او نسخههای خطی را با کتیبهها سنجید، گزارش مورخان یونانی را در کنار متون پهلوی و منابع عربی و فارسی نهاد، سکهها را خواند، نام شهرها را دنبال کرد و از دلِ این همه دریافت که تاریخ ایران، بیش از آنکه تاریخ گسست باشد، تاریخ تداوم است. دولتها فرو میافتند، اما فرهنگ، اگر نیروی آفرینش داشته باشد، راهی برای ادامهٔ خویش مییابد.
از همین رو، ایران برای او تنها یک کشور نبود؛ «جهان ایرانی» بود. جهانی که مرز آن را نه سیاست، بلکه زبان، ادب، آیین، هنر و حافظهٔ تاریخی تعیین میکرد. از فارس تا فرارود، از بلخ تا بخارا، از خوارزم تا قفقاز، هرجا که این میراث ریشه دوانده بود، بخشی از همان جهان به شمار میآمد.
او به ایران سفر کرد؛ در کتابخانههای تهران و مشهد نسخه دید، در اصفهان و شیراز ردِ تاریخ را جست، به آسیای مرکزی رفت تا پیوندهای فرهنگی ایران را از نزدیک ببیند. برای او، سفر تنها جابهجایی در مکان نبود؛ آزمودنِ درستیِ آن چیزی بود که کتابها روایت میکردند.
سالها بعد، هنگامی که پژوهشهایش به ثمر نشست، روشن شد آنچه او در پی آن بوده، نه صرفاً نوشتن تاریخ ایران، بلکه فهمیدن منطقِ ماندگاری آن بوده است؛ اینکه چگونه تمدنی میتواند بارها دگرگون شود، اما خود را از نو بیافریند.
این اندیشه، محور همهٔ آثار بزرگ او شد.
کتابهایش، گزارش گذشته نبودند؛ روایتِ دوام بودند.
و هر صفحهای که نوشت، گامی دیگر بود برای پاسخ دادن به همان پرسش نخستین:
ایران، چگونه ایران ماند؟
📚برگرفته از:
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ...
بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون اصفهان درنگ میکند و راه خود را تا نیشابور، بلخ، بخارا و سمرقند ادامه میدهد. این، تنها حرکت نور نیست؛ گذرِ حافظهای است که بیش از دو هزار سال، از سنگ به سنگ، از نسخه به نسخه و از زبان به زبان رسیده است. همین تداوم، همان پرسشی بود که ریچارد نلسون فرای یک عمر در پیِ فهم آن زیست.
او در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۰، در شهر بیرمنگامِ ایالت آلابامای آمریکا زاده شد؛ در سرزمینی که نه زبان فارسی در آن شنیده میشد، نه نام سغد و خوارزم برای مردمش آشنا بود و نه کسی گمان میبرد کودکی از آن دیار، روزی عمر خود را وقف شناخت تمدنی کند که هزاران کیلومتر از زادگاهش فاصله داشت. اما گاه سرنوشت، راه انسان را نه با جغرافیا، بلکه با یک پرسش تعیین میکند.
سالهای دانشجویی در دانشگاه هاروارد، افق تازهای پیش روی او گشود. زبان فارسی را آموخت، به سراغ متون پهلوی رفت، زبانهای سغدی، باختری و دیگر زبانهای ایرانی میانه را فراگرفت و دریافت که هر زبان، تنها ابزار سخن گفتن نیست؛ گنجینهای از تجربه، اندیشه و حافظهٔ یک ملت است. او بعدها میگفت برای شناخت ایران، باید نخست زبانهایش را شنید؛ زیرا تمدن، پیش از آنکه در کاخها و کتیبهها بماند، در واژهها دوام میآورد.
همان سالها، پرسشی آرامآرام همهٔ پژوهشهای او را دربر گرفت: چگونه سرزمینی که هخامنشیان را دیده، اشکانیان را آزموده، شکوه ساسانیان را زیسته، سپس با جهان اسلام درآمیخته و بارها میدان تاختوتاز قدرتهای بزرگ شده است، هنوز رشتهٔ هویت خود را از دست نداده است؟ این پرسش، او را از کلاس درس به کتابخانه، از کتابخانه به موزه، و از موزه به میدان پژوهش کشاند.
فرای پاسخ را در یک رویداد یا یک سلسله نجست. او نسخههای خطی را با کتیبهها سنجید، گزارش مورخان یونانی را در کنار متون پهلوی و منابع عربی و فارسی نهاد، سکهها را خواند، نام شهرها را دنبال کرد و از دلِ این همه دریافت که تاریخ ایران، بیش از آنکه تاریخ گسست باشد، تاریخ تداوم است. دولتها فرو میافتند، اما فرهنگ، اگر نیروی آفرینش داشته باشد، راهی برای ادامهٔ خویش مییابد.
از همین رو، ایران برای او تنها یک کشور نبود؛ «جهان ایرانی» بود. جهانی که مرز آن را نه سیاست، بلکه زبان، ادب، آیین، هنر و حافظهٔ تاریخی تعیین میکرد. از فارس تا فرارود، از بلخ تا بخارا، از خوارزم تا قفقاز، هرجا که این میراث ریشه دوانده بود، بخشی از همان جهان به شمار میآمد.
او به ایران سفر کرد؛ در کتابخانههای تهران و مشهد نسخه دید، در اصفهان و شیراز ردِ تاریخ را جست، به آسیای مرکزی رفت تا پیوندهای فرهنگی ایران را از نزدیک ببیند. برای او، سفر تنها جابهجایی در مکان نبود؛ آزمودنِ درستیِ آن چیزی بود که کتابها روایت میکردند.
سالها بعد، هنگامی که پژوهشهایش به ثمر نشست، روشن شد آنچه او در پی آن بوده، نه صرفاً نوشتن تاریخ ایران، بلکه فهمیدن منطقِ ماندگاری آن بوده است؛ اینکه چگونه تمدنی میتواند بارها دگرگون شود، اما خود را از نو بیافریند.
این اندیشه، محور همهٔ آثار بزرگ او شد.
کتابهایش، گزارش گذشته نبودند؛ روایتِ دوام بودند.
و هر صفحهای که نوشت، گامی دیگر بود برای پاسخ دادن به همان پرسش نخستین:
ایران، چگونه ایران ماند؟
📚برگرفته از:
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ریچارد نلسون فرای (۱) در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ... بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون…
✅ریچارد نلسون فرای (۲)
کتابهایی که افق را دگرگون کردند...
🔹ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است
هر پژوهشگری، کتاب مینویسد؛ اما تنها اندکی از آنان، با کتابهای خود، شیوهٔ نگاه به یک تمدن را دگرگون میکنند. ریچارد نلسون فرای از آن اندکمردانی بود که هر اثرش، ادامهٔ اثری پیشین نبود؛ گامی دیگر بود در راهِ بازشناختِ ایران.
نخستین گام بزرگ، در سال ۱۹۶۳ برداشته شد. The Heritage of Persia تنها کتابی دربارهٔ ایران باستان نبود؛ دفاعی استوار از جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان بود. فرای در این اثر، ایران را از حاشیهٔ روایتهای یونانی و رومی بیرون آورد و آن را از درونِ سنتهای خودش خواند. از شاهنشاهی هخامنشی تا پایان روزگار ساسانی، نشان داد که چگونه اندیشهٔ فرمانروایی، سازمان دیوانی، هنر، دین، زبان و فرهنگ ایرانی، نه پدیدههایی پراکنده، بلکه اجزای یک نظام تمدنی بودند. این کتاب، برای نسلهای پیاپیِ دانشجویان غربی، نخستین دروازهٔ ورود به تاریخ ایران شد.
اما فرای در گذشته متوقف نماند.
دوازده سال بعد، در The Golden Age of Persia، پرسشی را دنبال کرد که کمتر کسی بدان پرداخته بود: آیا ایران پس از فتح عرب، از تاریخ کنار رفت؟ پاسخ او، قاطع و مستند بود. او با تکیه بر منابع فارسی، عربی و یونانی نشان داد که ایران، پس از اسلام، نه خاموش شد و نه در تمدنی دیگر حل گردید؛ بلکه در شکلگیری تمدن اسلامی نقشی بنیادین ایفا کرد. در نگاه او، بخارا و بلخ، نیشابور و مرو، ری و اصفهان، تنها شهرهایی آباد نبودند؛ هر یک کارگاهی برای آفرینشِ دانش، فلسفه، پزشکی، ریاضیات، ادب و هنر بودند. از همین رهگذر، فرای مفهوم «تداوم ایران» را از یک فرضیه، به استدلالی تاریخی بدل کرد.
اندکی بعد، در The History of Ancient Iran، بار دیگر به سرچشمهها بازگشت؛ اما این بار نه برای تکرار دانستهها، بلکه برای بازسازی تصویری دقیقتر از ایران باستان. او کتیبههای هخامنشی را در کنار متون اوستایی و پهلوی، گزارشهای هرودوت و گزنفون را در کنار یافتههای باستانشناسی نهاد و نشان داد که تاریخ، تنها با کنار هم نشاندن همهٔ صداها فهمیده میشود. این اثر، سالها در دانشگاههای اروپا و آمریکا از مهمترین منابع آموزش تاریخ ایران باستان بود.
با این همه، اگر بخواهیم اندیشهٔ فرای را در یک کتاب خلاصه کنیم، باید از Greater Iran: A Twentieth-Century Odyssey یاد کنیم؛ اثری که حاصلِ یک عمر تأمل و تجربه بود. در این کتاب، او از «ایران بزرگ» نه به معنای یک آرمان سیاسی، بلکه به منزلهٔ یک حوزهٔ تمدنی سخن گفت؛ حوزهای که در آن، زبانهای ایرانی، ادب فارسی، آیینهای مشترک، شبکههای بازرگانی و سنتهای فکری، مردمانی را از فرارود تا فلات ایران و از خوارزم تا قفقاز به هم پیوند میدادند. این کتاب، چکیدهٔ همهٔ آن چیزی بود که فرای در دههها پژوهش دریافته بود.
اما کارنامهٔ او به این چند اثر محدود نمیشود.
کتاب Bukhara: The Medieval Achievement بخارا را نه یک شهر، بلکه یکی از درخشانترین کانونهای فرهنگ ایرانی در سدههای میانه معرفی کرد؛ شهری که رودکی، ابنسینا و بسیاری از بزرگان در فضای فرهنگی آن بالیدند. ترجمه و مقدمهٔ علمی او بر تاریخ بخارا اثر نرشخی، این متن کلاسیک را به یکی از منابع اصلی پژوهشگران غربی بدل ساخت. مشارکت او در مجموعهٔ سترگ The Cambridge History of Iran نیز نشان داد که دانش او تنها در یک دوره یا یک رشته محدود نبود؛ از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا زبانها، ادیان و فرهنگ ایران، همه در قلمرو پژوهش او جای داشت.
در کنار کتابها، بیش از سیصد مقالهٔ پژوهشی از او بر جای مانده است؛ مقالههایی دربارهٔ سغد، خوارزم، بلخ، باختر، جادهٔ ابریشم، زبانهای ایرانی میانه، گسترش زبان فارسی، تاریخ آسیای مرکزی و پیوندهای فرهنگی ایران با جهان پیرامون. بسیاری از این نوشتهها هنوز نیز، پس از گذشت دههها، از منابع بنیادین ایرانشناسی به شمار میآیند.
اما شاید مهمترین میراث فرای، نه کتابی خاص، بلکه شیوهٔ نگاه او باشد.
او ایران را نه از پشتِ مرزهای امروز، که از فرازِ تاریخ میدید.
هر کتاب فرای، پاسخی به یک پرسش بود.
اما در نهایت، همهٔ کتابهای او یک سخن داشتند:
ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است.
📌و مردی که از آن سوی جهان آمده بود، سرانجام به جایی رسید که بسیاری در آغاز نمیبینند:
گاهی برای شناختن یک سرزمین، باید از فاصلهای دور به آن نگریست؛ زیرا گاه چشمِ دور، آنچه را که چشمِ نزدیک از فرطِ عادت نمیبیند، آشکارتر میبیند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کتابهایی که افق را دگرگون کردند...
🔹ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است
هر پژوهشگری، کتاب مینویسد؛ اما تنها اندکی از آنان، با کتابهای خود، شیوهٔ نگاه به یک تمدن را دگرگون میکنند. ریچارد نلسون فرای از آن اندکمردانی بود که هر اثرش، ادامهٔ اثری پیشین نبود؛ گامی دیگر بود در راهِ بازشناختِ ایران.
نخستین گام بزرگ، در سال ۱۹۶۳ برداشته شد. The Heritage of Persia تنها کتابی دربارهٔ ایران باستان نبود؛ دفاعی استوار از جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان بود. فرای در این اثر، ایران را از حاشیهٔ روایتهای یونانی و رومی بیرون آورد و آن را از درونِ سنتهای خودش خواند. از شاهنشاهی هخامنشی تا پایان روزگار ساسانی، نشان داد که چگونه اندیشهٔ فرمانروایی، سازمان دیوانی، هنر، دین، زبان و فرهنگ ایرانی، نه پدیدههایی پراکنده، بلکه اجزای یک نظام تمدنی بودند. این کتاب، برای نسلهای پیاپیِ دانشجویان غربی، نخستین دروازهٔ ورود به تاریخ ایران شد.
اما فرای در گذشته متوقف نماند.
دوازده سال بعد، در The Golden Age of Persia، پرسشی را دنبال کرد که کمتر کسی بدان پرداخته بود: آیا ایران پس از فتح عرب، از تاریخ کنار رفت؟ پاسخ او، قاطع و مستند بود. او با تکیه بر منابع فارسی، عربی و یونانی نشان داد که ایران، پس از اسلام، نه خاموش شد و نه در تمدنی دیگر حل گردید؛ بلکه در شکلگیری تمدن اسلامی نقشی بنیادین ایفا کرد. در نگاه او، بخارا و بلخ، نیشابور و مرو، ری و اصفهان، تنها شهرهایی آباد نبودند؛ هر یک کارگاهی برای آفرینشِ دانش، فلسفه، پزشکی، ریاضیات، ادب و هنر بودند. از همین رهگذر، فرای مفهوم «تداوم ایران» را از یک فرضیه، به استدلالی تاریخی بدل کرد.
اندکی بعد، در The History of Ancient Iran، بار دیگر به سرچشمهها بازگشت؛ اما این بار نه برای تکرار دانستهها، بلکه برای بازسازی تصویری دقیقتر از ایران باستان. او کتیبههای هخامنشی را در کنار متون اوستایی و پهلوی، گزارشهای هرودوت و گزنفون را در کنار یافتههای باستانشناسی نهاد و نشان داد که تاریخ، تنها با کنار هم نشاندن همهٔ صداها فهمیده میشود. این اثر، سالها در دانشگاههای اروپا و آمریکا از مهمترین منابع آموزش تاریخ ایران باستان بود.
با این همه، اگر بخواهیم اندیشهٔ فرای را در یک کتاب خلاصه کنیم، باید از Greater Iran: A Twentieth-Century Odyssey یاد کنیم؛ اثری که حاصلِ یک عمر تأمل و تجربه بود. در این کتاب، او از «ایران بزرگ» نه به معنای یک آرمان سیاسی، بلکه به منزلهٔ یک حوزهٔ تمدنی سخن گفت؛ حوزهای که در آن، زبانهای ایرانی، ادب فارسی، آیینهای مشترک، شبکههای بازرگانی و سنتهای فکری، مردمانی را از فرارود تا فلات ایران و از خوارزم تا قفقاز به هم پیوند میدادند. این کتاب، چکیدهٔ همهٔ آن چیزی بود که فرای در دههها پژوهش دریافته بود.
اما کارنامهٔ او به این چند اثر محدود نمیشود.
کتاب Bukhara: The Medieval Achievement بخارا را نه یک شهر، بلکه یکی از درخشانترین کانونهای فرهنگ ایرانی در سدههای میانه معرفی کرد؛ شهری که رودکی، ابنسینا و بسیاری از بزرگان در فضای فرهنگی آن بالیدند. ترجمه و مقدمهٔ علمی او بر تاریخ بخارا اثر نرشخی، این متن کلاسیک را به یکی از منابع اصلی پژوهشگران غربی بدل ساخت. مشارکت او در مجموعهٔ سترگ The Cambridge History of Iran نیز نشان داد که دانش او تنها در یک دوره یا یک رشته محدود نبود؛ از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا زبانها، ادیان و فرهنگ ایران، همه در قلمرو پژوهش او جای داشت.
در کنار کتابها، بیش از سیصد مقالهٔ پژوهشی از او بر جای مانده است؛ مقالههایی دربارهٔ سغد، خوارزم، بلخ، باختر، جادهٔ ابریشم، زبانهای ایرانی میانه، گسترش زبان فارسی، تاریخ آسیای مرکزی و پیوندهای فرهنگی ایران با جهان پیرامون. بسیاری از این نوشتهها هنوز نیز، پس از گذشت دههها، از منابع بنیادین ایرانشناسی به شمار میآیند.
اما شاید مهمترین میراث فرای، نه کتابی خاص، بلکه شیوهٔ نگاه او باشد.
او ایران را نه از پشتِ مرزهای امروز، که از فرازِ تاریخ میدید.
هر کتاب فرای، پاسخی به یک پرسش بود.
اما در نهایت، همهٔ کتابهای او یک سخن داشتند:
ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است.
📌و مردی که از آن سوی جهان آمده بود، سرانجام به جایی رسید که بسیاری در آغاز نمیبینند:
گاهی برای شناختن یک سرزمین، باید از فاصلهای دور به آن نگریست؛ زیرا گاه چشمِ دور، آنچه را که چشمِ نزدیک از فرطِ عادت نمیبیند، آشکارتر میبیند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👍2
✅اولین کنکور سراسری ایران...
۱۵ مرداد ۱۳۴۸ #اولین_کنکور_سراسری ورود به دانشگاهها از سوی وزارت علوم ایران برگزار شد. تا قبل از آن هر دانشگاه آزمون و ضوابط خود را برای پذیرش دانشجو داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۵ مرداد ۱۳۴۸ #اولین_کنکور_سراسری ورود به دانشگاهها از سوی وزارت علوم ایران برگزار شد. تا قبل از آن هر دانشگاه آزمون و ضوابط خود را برای پذیرش دانشجو داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
✅چرا مردم ایران از تندروها متنفرند:
کتمان کرونا
مخالف اینترنت آزاد
مخالف ارتباط با دنیا
ضد زن بودن، طرفدار اعمال زور علیه زنان
تحریم رو نعمت میدونن
طرفدار جنگ به سبک غزه ای شدن
انحصار طلبی و خواهان حذف بقیه
امت سازی و بی وطنی، با شعار مرگ بر وطن
خودشون رو مالک مملکت میدونن
و....
کتمان کرونا
مخالف اینترنت آزاد
مخالف ارتباط با دنیا
ضد زن بودن، طرفدار اعمال زور علیه زنان
تحریم رو نعمت میدونن
طرفدار جنگ به سبک غزه ای شدن
انحصار طلبی و خواهان حذف بقیه
امت سازی و بی وطنی، با شعار مرگ بر وطن
خودشون رو مالک مملکت میدونن
و....
👍16👎2🤬1
✅بریده ای تاریخی از اطلاعات_ شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۴۷
«..مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!..»
صدور قابل توجهی اتومبیل پیکان به
«دوهه» پایتخت شیخنشین «قطر» گام
موثر دیگری است که در جهت تثبیت
صنایع ملی ما برداشته میشود.
ایران کشوری بود که خود تا قبل از انقلاب سفید ششم بهمن واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیلهای مختلف به بازار آن سرازیر میشد،
اکنون نه فقط نیازمندیهای داخلی خود را تامین
میکند؛
بلکه به کشورهای همسایه نیز
اتومبیل صادر مینماید.
این پیشرفت قابل توجه در سایه
پشتیبانی و حمایت بیدریغ ملت ایران از
کارخانجات صنعتی ایرانناسیونال و
تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به
دست آمده و امید میرود که هر سال بر
تعداد صادرات پیکان افزوده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«..مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!..»
صدور قابل توجهی اتومبیل پیکان به
«دوهه» پایتخت شیخنشین «قطر» گام
موثر دیگری است که در جهت تثبیت
صنایع ملی ما برداشته میشود.
ایران کشوری بود که خود تا قبل از انقلاب سفید ششم بهمن واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیلهای مختلف به بازار آن سرازیر میشد،
اکنون نه فقط نیازمندیهای داخلی خود را تامین
میکند؛
بلکه به کشورهای همسایه نیز
اتومبیل صادر مینماید.
این پیشرفت قابل توجه در سایه
پشتیبانی و حمایت بیدریغ ملت ایران از
کارخانجات صنعتی ایرانناسیونال و
تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به
دست آمده و امید میرود که هر سال بر
تعداد صادرات پیکان افزوده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4😢2
Forwarded from کتابخانه جامع
تاریخ صدر اسلام از زرگری نژاد.pdf
10.5 MB