This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ آشنايي بیشتر با برج آزادی تهران ( برج شهیاد)
🌍 زیر برج آزادی چه موزه هایی هست؟
🌍 این برج سمبولیک ، در سال 1349 شمسی با طراحی زنده یاد حسین امانت و مدیریت مهندس محمد پورفتحی ساخته شده است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌍 زیر برج آزادی چه موزه هایی هست؟
🌍 این برج سمبولیک ، در سال 1349 شمسی با طراحی زنده یاد حسین امانت و مدیریت مهندس محمد پورفتحی ساخته شده است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎1
Forwarded from دیروز
اگر از دانشجویان یا پژوهشگران تاریخ بپرسیم «مورخ بودن» دقیقاً به چه معناست، احتمالاً پاسخها به مهارتهای پژوهشی، کار با منابع یا نگارش آثار تاریخی محدود خواهد شد. اما آیا هویت حرفهای مورخ تنها به این موارد خلاصه میشود؟ آیا تاریخورزی صرفاً در دانشگاه معنا پیدا میکند؟
✍️ تحریریۀ تاریخ دیروز
کتاب مورخ بودن نوشتۀ جیمز ام. بنر جونیور تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسشها است. نویسنده، که خود از مورخان برجسته در حوزۀ تاریخ عمومی است، تاریخ را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه حرفهای با عرصههای متنوع فعالیت معرفی میکند. او نشان میدهد که مورخان میتوانند در دانشگاه، آرشیوها، موزهها، رسانهها، نهادهای فرهنگی، سیاستگذاری عمومی و بسیاری از حوزههای دیگر نقشآفرین باشند.
◽️ نویسندۀ کتاب، ابتدا توضیح میدهد که این کتاب چه نیست. او مینویسد:
📖 کتاب در هشت فصل، موضوعاتی مانند ساختار رشته تاریخ، فرصتهای شغلی مورخان، نسبت میان پژوهش، آموزش و خدمات دانشگاهی، تاریخورزی خارج از دانشگاه، مهارتهای تدریس و نگارش، اخلاق حرفهای و در نهایت هویت فردی مورخ را بررسی میکند.
📕مطالعه این کتاب برای گروههای زیر مفید است:
- دانشجویان و پژوهشگران تاریخ؛
- افرادی که در آغاز مسیر حرفهای خود قرار دارند؛
- علاقهمندان به تاریخ عمومی و کاربردهای اجتماعی دانش تاریخ؛
- کسانی که میخواهند نسبت میان دانشگاه، جامعه و حرفه تاریخ را بهتر درک کنند.
📖 فهرست کتاب:
۱- رشته و حرفههای تاریخ
در اینجا خلاصه فصول کتاب را بخوانید.
@Dirooz_history
#مورخ
#معرفی_کتاب
✍️ تحریریۀ تاریخ دیروز
کتاب مورخ بودن نوشتۀ جیمز ام. بنر جونیور تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسشها است. نویسنده، که خود از مورخان برجسته در حوزۀ تاریخ عمومی است، تاریخ را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه حرفهای با عرصههای متنوع فعالیت معرفی میکند. او نشان میدهد که مورخان میتوانند در دانشگاه، آرشیوها، موزهها، رسانهها، نهادهای فرهنگی، سیاستگذاری عمومی و بسیاری از حوزههای دیگر نقشآفرین باشند.
◽️ نویسندۀ کتاب، ابتدا توضیح میدهد که این کتاب چه نیست. او مینویسد:
اگر میخواستم دربارۀ ماهیت معرفت تاریخی بنویسم، مانند پیتر ال. برگر کتابی با عنوان «درآمدی بر تاریخ» مینوشتم. اگر قصد داشتم به مورخان جوان دربارۀ مسیر حرفهایشان توصیه کنم، از پیتر برایان مِداوِر الهام میگرفتم و کتابی با عنوان «توصیههایی به یک مورخ جوان» مینوشتم. اگر هدفم تأمل در چگونگی تولید و عرضه دانش تاریخی بود، راه آلن نوینز را ادامه میدادم و میکوشیدم بار دیگر آنچه او «جستوجوی آزاد و سرشار از شادیِ تاریخ» مینامید، به تصویر بکشم. و اگر میخواستم وضعیت پژوهش تاریخی معاصر را بررسی کنم، مانند جان هایم به تحلیل رشد، تحول و وضعیت رشته تاریخ میپرداختم.اما این کتاب برای هیچیک از این اهداف نوشته نشده است. به تعبیر او، این کتاب دعوتی برای تماشای «خانۀ تاریخ» از بیرون نیست؛ بل راهنمایی است برای کسانی که میخواهند از درون این خانه با زندگی حرفهای مورخان، مسئولیتهای آنان، فرصتهای پیش رویشان و معنای واقعی «مورخ بودن» آشنا شوند.
📖 کتاب در هشت فصل، موضوعاتی مانند ساختار رشته تاریخ، فرصتهای شغلی مورخان، نسبت میان پژوهش، آموزش و خدمات دانشگاهی، تاریخورزی خارج از دانشگاه، مهارتهای تدریس و نگارش، اخلاق حرفهای و در نهایت هویت فردی مورخ را بررسی میکند.
📕مطالعه این کتاب برای گروههای زیر مفید است:
- دانشجویان و پژوهشگران تاریخ؛
- افرادی که در آغاز مسیر حرفهای خود قرار دارند؛
- علاقهمندان به تاریخ عمومی و کاربردهای اجتماعی دانش تاریخ؛
- کسانی که میخواهند نسبت میان دانشگاه، جامعه و حرفه تاریخ را بهتر درک کنند.
📖 فهرست کتاب:
۱- رشته و حرفههای تاریخ
در این بخش نویسنده استدلال میکند که تاریخ یک «رشته» واحد است، اما مورخان در حرفههای گوناگون فعالیت میکنند. او نشان میدهد که محدود کردن تاریخ به دانشگاه، تصویری ناقص از این رشته است و از گسترش نقش مورخان در جامعه دفاع میکند.۲- ساختار رشته تاریخ
این فصل به سازمان درونی دانش تاریخ میپردازد؛ از شاخههای مختلف تاریخ و حوزههای تخصصی گرفته تا نهادها، انجمنها و شیوههایی که جامعه علمی مورخان را شکل میدهند.۳- فرصتهای بیشمار؛ عرصهها، قالبها، گونهها و مخاطبان تاریخ
نویسنده نشان میدهد که فعالیت مورخ محدود به دانشگاه نیست و فرصتهای فراوانی برای پژوهش، نگارش، سیاستگذاری، رسانه، آرشیو، موزه و دیگر عرصههای عمومی وجود دارد.۴- سهگانۀ دانشگاهی: پژوهش، آموزش و خدمت دانشگاهی
این فصل سه وظیفه اصلی استادان تاریخ را بررسی میکند: تولید دانش، آموزش دانشجویان و مشارکت در اداره و توسعه نهاد دانشگاه. همچنین درباره تعادل میان این مسئولیتها بحث میکند.۵- تاریخورزی بیرون از دانشگاه
نویسنده توضیح میدهد که مورخ بودن صرفاً به استخدام دانشگاه وابسته نیست. مورخان میتوانند در موزهها، آرشیوها، رسانهها، نهادهای دولتی، مراکز پژوهشی و فعالیتهای عمومی نقش مؤثری ایفا کنند و گذشته را برای جامعه معنادار سازند.۶- آموزش و نگارش تاریخ
این فصل دربارۀ مهارتهای لازم برای تدریس و نوشتن تاریخ است؛ از شیوه انتقال دانش تاریخی تا نگارش برای مخاطبان دانشگاهی و عمومی و اهمیت ارتباط مؤثر با خوانندگان۷- اصول، مسئولیتها و حقوق حرفهای
نویسنده به اخلاق حرفهای مورخان میپردازد؛ اموری مانند صداقت علمی، مسئولیت در برابر شواهد، حقوق حرفهای، آزادی پژوهش و تعهدات اخلاقی در قبال جامعه علمی و عمومی.۸- خود بودن بهمثابه یک مورخ
فصل پایانی بر هویت فردی مورخ تأکید دارد. نویسنده خواننده را تشویق میکند که مسیر حرفهای خود را بر اساس استعداد، علایق و ارزشهای شخصی شکل دهد و صرفاً از الگوهای سنتی دانشگاهی پیروی نکند.
در اینجا خلاصه فصول کتاب را بخوانید.
@Dirooz_history
#مورخ
#معرفی_کتاب
❤3
🔺 توییتر توضیح میدهد که چرا زیر پست رئیس پارلمان عراق، نام صحیح خلیج فارس را یادآوری کرد
🔸«خلیج عربی» یک مکان واقعی روی زمین نیست؛ حتی یک مکان خیالیِ برگرفته از ادبیات، مانند نارنیا، سرزمین میانه یا هاگوارتز هم نیست.
🔸نام این مکان خلیج فارس است؛ نامی که مدتها پیش از شکلگیری کشور عراق وجود داشته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔸«خلیج عربی» یک مکان واقعی روی زمین نیست؛ حتی یک مکان خیالیِ برگرفته از ادبیات، مانند نارنیا، سرزمین میانه یا هاگوارتز هم نیست.
🔸نام این مکان خلیج فارس است؛ نامی که مدتها پیش از شکلگیری کشور عراق وجود داشته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍10❤1
✅مرداد و سرخوردگانش
گرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمانهای هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست میکنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنشها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغهمندان وطن، همیشه زخمیتر و آسیبپذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در مییافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهتزده میکرده است.
🔸سرخوردگان از آرمانهای انقلاب مشروطیت همواره انگیزههای خوبی برای ادامه، داشتند.چرخههای شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را میسرود همچنان امیدی به ادامه داشت.
🔸در هر حال آمال آزادیخواهانه را اینبار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند.
🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیقتری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و اینبار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار میبست. در دوره جدید تمام مولفههای دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامهها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بیمحابا در پاسخ به منتقدین میگفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیتخواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی میدانست.
🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد.
🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل میداد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئهکنندهجات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتحالله مجتبایی اشکهای جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غولهای شعر و شاعری ایران را به یاد میآورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانهام آتش گرفته»نامیده میشود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانهای به تصویر کشید:
خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…
من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…
خانهام آتش گرفتست؛ آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش؛ نقشهایی را که من بستم به خون دل...
برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینیها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبحگون ایرانیها بعد از کودتا بود:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است....
منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.
✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمانهای هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست میکنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنشها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغهمندان وطن، همیشه زخمیتر و آسیبپذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در مییافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهتزده میکرده است.
🔸سرخوردگان از آرمانهای انقلاب مشروطیت همواره انگیزههای خوبی برای ادامه، داشتند.چرخههای شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را میسرود همچنان امیدی به ادامه داشت.
🔸در هر حال آمال آزادیخواهانه را اینبار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند.
🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیقتری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و اینبار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار میبست. در دوره جدید تمام مولفههای دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامهها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بیمحابا در پاسخ به منتقدین میگفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیتخواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی میدانست.
🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد.
🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل میداد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئهکنندهجات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتحالله مجتبایی اشکهای جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غولهای شعر و شاعری ایران را به یاد میآورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانهام آتش گرفته»نامیده میشود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانهای به تصویر کشید:
خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…
من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…
خانهام آتش گرفتست؛ آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش؛ نقشهایی را که من بستم به خون دل...
برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینیها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبحگون ایرانیها بعد از کودتا بود:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است....
منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.
✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
✅در نکوهش تعصب...
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کند،
جز اینکه یاد می دهد تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅در نکوهش تعصب...
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کند،
جز اینکه یاد می دهد تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅بیستون اسرارآمیز
کرمانشاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کرمانشاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
Forwarded from زرتشت و مزدیسنان (Fariba.m)
دعای #داریوش_بزرگ
این نوشته بر دیوار جنوبی کاخ آپادانا به فرمان داریوش کنده شده است:
خدا این کشور را، از دشمن، از خشک سالی، از دروغ حفظ نماید. از این سخن دانسته میشود که داریوش هخامنشی از سه چیز بر کشورش بیم دارد: دشمن، خشکسالی، دروغ
خطر دشمن از ناحیه بیگانگان است. دشمن خونخوار نه به کوچک رحم میکند نه به بزرگ، خشکسالی بلایی است آسمانی که جز سیاه روزی و مرگ همگانی ثمری ندارد. دروغ ایمان را میبرد و کشور را از درون ویران میسازد. ایمان که رفت هر جرم و جنایتی ارتکابش آسان میشود. کشوری که مردمش از ارتکاب جرم و جنایت بیم نداشته باشد، سرانجامی شوم در پیش خواهند داشت.
درگاه(:کانال زرتشت و مزدیسنان)
@zoroaster33
این نوشته بر دیوار جنوبی کاخ آپادانا به فرمان داریوش کنده شده است:
خدا این کشور را، از دشمن، از خشک سالی، از دروغ حفظ نماید. از این سخن دانسته میشود که داریوش هخامنشی از سه چیز بر کشورش بیم دارد: دشمن، خشکسالی، دروغ
خطر دشمن از ناحیه بیگانگان است. دشمن خونخوار نه به کوچک رحم میکند نه به بزرگ، خشکسالی بلایی است آسمانی که جز سیاه روزی و مرگ همگانی ثمری ندارد. دروغ ایمان را میبرد و کشور را از درون ویران میسازد. ایمان که رفت هر جرم و جنایتی ارتکابش آسان میشود. کشوری که مردمش از ارتکاب جرم و جنایت بیم نداشته باشد، سرانجامی شوم در پیش خواهند داشت.
درگاه(:کانال زرتشت و مزدیسنان)
@zoroaster33
❤6
✅ زکریای رازی و روایتی بحثبرانگیز از سالهای پایانی زندگی او
🔹در برخی روایتهای تاریخی آمده است که زکریای رازی در سالهای پایانی عمر، به دلیل دیدگاهها و باورهایش چندین بار در محاکم مذهبی مورد بازخواست قرار گرفت. همچنین نقل شده که در جریان این محاکمهها، آنقدر کتابهایش را بر سر او کوبیدند که بینایی خود را از دست داد و نابینا از دنیا رفت؛ هرچند پژوهشگران درباره صحت این روایت اتفاقنظر ندارند و آن را قطعی نمیدانند. گفتهاند شاگردانش از او پرسیدند: «حکیم! شما بیماریهای سختتر از این را درمان کردهاید، چرا خود را درمان نمیکنید؟» رازی در پاسخ گفت: «بینا شوم که چه چیز را ببینم؟ سیاهیِ جهل، قدرتِ فاسد و روزگارِ سختِ مردمان. گمان میکنم همان کور باشم، کمتر رنج میکشم.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در برخی روایتهای تاریخی آمده است که زکریای رازی در سالهای پایانی عمر، به دلیل دیدگاهها و باورهایش چندین بار در محاکم مذهبی مورد بازخواست قرار گرفت. همچنین نقل شده که در جریان این محاکمهها، آنقدر کتابهایش را بر سر او کوبیدند که بینایی خود را از دست داد و نابینا از دنیا رفت؛ هرچند پژوهشگران درباره صحت این روایت اتفاقنظر ندارند و آن را قطعی نمیدانند. گفتهاند شاگردانش از او پرسیدند: «حکیم! شما بیماریهای سختتر از این را درمان کردهاید، چرا خود را درمان نمیکنید؟» رازی در پاسخ گفت: «بینا شوم که چه چیز را ببینم؟ سیاهیِ جهل، قدرتِ فاسد و روزگارِ سختِ مردمان. گمان میکنم همان کور باشم، کمتر رنج میکشم.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅خانهٔ دکتر مصدّق و شعر فریاد اخوان ثالث
أخوان شعر فریاد را شهریورماه ۱۳۳۳ در زندان سرودهاست. این شعر که از سرودههای مشهور أخوان است با زبانی کاملاً سمبولیک وجود یکپارچه شعلهور شاعر را آینگی میکند. بند اول شعر این است:
خانهام آتش گرفتهست آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را تارشان با پود
من به هر سومیدوم گریان
در لهیب آتش پُر دود(۱)
گمان میکنم خانه در این شعر، فقط اشاره به ایران نیست و ممکن است شاعر گوشهٔ چشمی هم به خانهٔ دکتر مصدّق که به دست کودتاچیان نخست محاصره، و سپس ویران شد و در آتش سوخت داشتهباشد. دکتر غلامحسین صدیقی، در دولت دکتر مصدّق وزیر کشور بود. او در در روزهای ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا لحظهٔ بازدداشت، در کنار دکتر مصدّق حضور داشت. دکتر صدیقی خاطرات این دو روز تلخ تاریخی را از ساعت شش و نیم صبح ۲۸ مرداد تا ساعت ۱۰ شب ۲۳ مرداد با عنوان شرح دو روز با ذکر جزئیات نوشته و به یادگار گذاشتهاست.(۲) وقتی خانهٔ دکتر مصدّق محاصره شد و با گلولهٔ تانک و تفنگ هدف قرار گرفت حاضران خانه که تعدادی از اعضای کابینه بودند به همراه دکتر مصدّق از در جنوبی خانه به خانهٔ همسایه رفتند و به همین صورت پس از چندبار بالا و پایین رفتن از دیوار خانههای مجاور در باغی که در جانب شمال شرقی خانهٔ دکتر مصدّق بود پناه گرفتند. در اینجا دکتر صدیقی مینویسد: در این وقت که هوا به تدریج تاریک میشد ما از پنجرهٔ جنوبیِ زیرزمین متوجه نور تیرهفام و سپس شعلههای آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ یعنی خانهٔ جناب آقای دکتر مصدّق به بالا زبانه میکشید. حالت غریبی به همهٔ ما دست داد و خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما میگذشت که وصف آن کار آسانی نیست. آقای دکتر به پای پنجرهٔ زیرزمین آمدند، من در سمت چپ ایشان ایستادهبودم. آنچه بیشتر این منظره را غمافزا و المانگیز مینمود مشاهدهٔ حالت سکوت و وقار و تمکین پیرمردی بود که پهلوی من ایستاده و لهیب آن شعلههای دودآمیز را که از خانه و مسکن او برمیخاست به چشم میدید! شاید در حدود یک دقیقه آقای دکتر و من پشت پنجره، دود و شعله را نظاره میکردیم ... آتشسوزی خانهٔ رئیس و پیشوای ما تا مقارن ساعت ۲۱ ادامه داشت و از آن به بعد تا صبح صدای ریزش آب روی آتش و دیوار و آهن شیروانی شنیده میشد! بر اساس این بخش از خاطرات دکتر صدیقی، توصیفات اخوان ملموستر میشود. پنداری اخوان از زبان دکتر مصدّق آتش گرفتن خانهاش را در این شعر روایت میکند:
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش،
پردهها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو میدوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خندههایم، تلخ،
و خروش گریهام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم.
همچنان میسوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل،
بر سر و چشمِ در و دیوار،
در شبِ رسوایِ بیساحل.
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری،
در دهان گودِ گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب،
بر منِ آتش بهجان ناظر.
در پناه این مُشبّک شب.
من به هرسو میدوم، گریان ازین بیداد.
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
وآنچه دارد منظر و ایوان.
من به دستانِ پر از تاول
اینطرف را میکنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگرسو شعله برخیزد، به گِردش دود.
تا سحرگاهان، که میداند، که بودِ من شود نابود.
خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمیکنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
۱.زمستان، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۸۳، ص ۸۴
۲.چاپ شده در: مجلّهٔ بخارا، مهر-آبان ۱۳۹۷، شمارهٔ ۱۲۷، صص ۲۵۵-۲۳۱
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
أخوان شعر فریاد را شهریورماه ۱۳۳۳ در زندان سرودهاست. این شعر که از سرودههای مشهور أخوان است با زبانی کاملاً سمبولیک وجود یکپارچه شعلهور شاعر را آینگی میکند. بند اول شعر این است:
خانهام آتش گرفتهست آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را تارشان با پود
من به هر سومیدوم گریان
در لهیب آتش پُر دود(۱)
گمان میکنم خانه در این شعر، فقط اشاره به ایران نیست و ممکن است شاعر گوشهٔ چشمی هم به خانهٔ دکتر مصدّق که به دست کودتاچیان نخست محاصره، و سپس ویران شد و در آتش سوخت داشتهباشد. دکتر غلامحسین صدیقی، در دولت دکتر مصدّق وزیر کشور بود. او در در روزهای ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا لحظهٔ بازدداشت، در کنار دکتر مصدّق حضور داشت. دکتر صدیقی خاطرات این دو روز تلخ تاریخی را از ساعت شش و نیم صبح ۲۸ مرداد تا ساعت ۱۰ شب ۲۳ مرداد با عنوان شرح دو روز با ذکر جزئیات نوشته و به یادگار گذاشتهاست.(۲) وقتی خانهٔ دکتر مصدّق محاصره شد و با گلولهٔ تانک و تفنگ هدف قرار گرفت حاضران خانه که تعدادی از اعضای کابینه بودند به همراه دکتر مصدّق از در جنوبی خانه به خانهٔ همسایه رفتند و به همین صورت پس از چندبار بالا و پایین رفتن از دیوار خانههای مجاور در باغی که در جانب شمال شرقی خانهٔ دکتر مصدّق بود پناه گرفتند. در اینجا دکتر صدیقی مینویسد: در این وقت که هوا به تدریج تاریک میشد ما از پنجرهٔ جنوبیِ زیرزمین متوجه نور تیرهفام و سپس شعلههای آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ یعنی خانهٔ جناب آقای دکتر مصدّق به بالا زبانه میکشید. حالت غریبی به همهٔ ما دست داد و خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما میگذشت که وصف آن کار آسانی نیست. آقای دکتر به پای پنجرهٔ زیرزمین آمدند، من در سمت چپ ایشان ایستادهبودم. آنچه بیشتر این منظره را غمافزا و المانگیز مینمود مشاهدهٔ حالت سکوت و وقار و تمکین پیرمردی بود که پهلوی من ایستاده و لهیب آن شعلههای دودآمیز را که از خانه و مسکن او برمیخاست به چشم میدید! شاید در حدود یک دقیقه آقای دکتر و من پشت پنجره، دود و شعله را نظاره میکردیم ... آتشسوزی خانهٔ رئیس و پیشوای ما تا مقارن ساعت ۲۱ ادامه داشت و از آن به بعد تا صبح صدای ریزش آب روی آتش و دیوار و آهن شیروانی شنیده میشد! بر اساس این بخش از خاطرات دکتر صدیقی، توصیفات اخوان ملموستر میشود. پنداری اخوان از زبان دکتر مصدّق آتش گرفتن خانهاش را در این شعر روایت میکند:
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش،
پردهها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو میدوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خندههایم، تلخ،
و خروش گریهام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم.
همچنان میسوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل،
بر سر و چشمِ در و دیوار،
در شبِ رسوایِ بیساحل.
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری،
در دهان گودِ گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب،
بر منِ آتش بهجان ناظر.
در پناه این مُشبّک شب.
من به هرسو میدوم، گریان ازین بیداد.
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
وآنچه دارد منظر و ایوان.
من به دستانِ پر از تاول
اینطرف را میکنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگرسو شعله برخیزد، به گِردش دود.
تا سحرگاهان، که میداند، که بودِ من شود نابود.
خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمیکنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
۱.زمستان، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۸۳، ص ۸۴
۲.چاپ شده در: مجلّهٔ بخارا، مهر-آبان ۱۳۹۷، شمارهٔ ۱۲۷، صص ۲۵۵-۲۳۱
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1🔥1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
✅دین ورزی در اندیشه حکیم توس، فردوسی بزرگ
🔹دین درست یعنی پرهیز از مردم آزاری
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
#شاهنامه_فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅دین ورزی در اندیشه حکیم توس، فردوسی بزرگ
🔹دین درست یعنی پرهیز از مردم آزاری
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
#شاهنامه_فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅دشمنی به نام توهم دانایی...
بزرگترین دردِ بشریت نادانی نیست.
بلکه توهمِ داشتن آگاهیست.
اگر ما میدانستیم که چقدر نمیدانیم،
دنیا بهشت میشد.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بزرگترین دردِ بشریت نادانی نیست.
بلکه توهمِ داشتن آگاهیست.
اگر ما میدانستیم که چقدر نمیدانیم،
دنیا بهشت میشد.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅شکوه تمدن....
مسجد جامع عباسی اصفهان، میراث تمامعیار از هنر و معماری و عرفان و ذوق ایرانی در اعصار تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مسجد جامع عباسی اصفهان، میراث تمامعیار از هنر و معماری و عرفان و ذوق ایرانی در اعصار تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلبری های ایران
به ترتیب: دو تصویر ابتدایی مسجد نصیرالملک شیراز، خانه بروجردیها کاشان، موزه هنرهای ملی تهران، مسجد جامع شافعی کرمانشاه، خانه صدوقی یزد، صحن اتابکی قم، خانه مشیرالملک اصفهان و دوباره مسجد جامع شافعی کرمانشاه.
عکسها از امیرحسین میرمعینی
موسیقی بیکلام کیهان کلهر
@tarbd
به ترتیب: دو تصویر ابتدایی مسجد نصیرالملک شیراز، خانه بروجردیها کاشان، موزه هنرهای ملی تهران، مسجد جامع شافعی کرمانشاه، خانه صدوقی یزد، صحن اتابکی قم، خانه مشیرالملک اصفهان و دوباره مسجد جامع شافعی کرمانشاه.
عکسها از امیرحسین میرمعینی
موسیقی بیکلام کیهان کلهر
@tarbd
❤2
📚تنوع اجتماعی و قدرت دولت در ایران:
خوانشی از اثر لوئیس بِک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خوانشی از اثر لوئیس بِک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
📚تنوع اجتماعی و قدرت دولت در ایران: خوانشی از اثر لوئیس بِک @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd
گاهی برای فهم یک جامعه، باید از جایی آغاز کرد که روایتهای رسمی کمتر به آن چشم دوختهاند؛ از مرزها، زبانها، طایفهها، آیینها و مردمانی که در فاصله میان قدرت مرکزی و زندگی روزمره، تاریخ خود را ساختهاند. از همین منظر، کتاب تازهٔ لوئیس بِک، Iran’s Minorities: Social Diversity and State Power، اثری درخور تأمل است؛ کتابی که میکوشد ایران معاصر را نه صرفاً از منظر دولت و تحولات سیاسی، بلکه از خلال تنوع اجتماعی و رابطهٔ پیچیدهٔ این تنوع با قدرت سیاسی مطالعه کند.
این کتاب در سال ۲۰۲۶ از سوی Cambridge University Press منتشر شده است؛ با عنوان کامل Iran’s Minorities: Social Diversity and State Power، نویسندگی Lois Beck.
بِک نامی شناختهشده در مطالعات مردمشناختی ایران است. بخش مهمی از کارنامهٔ او به مطالعهٔ زندگی ایلات و جوامع محلی، بهویژه قشقاییها، اختصاص داشته است؛ از جمله The Qashqai of Iran، Nomad: A Year in the Life of a Qashqai Tribesman in Iran و Nomads in Postrevolutionary Iran. کتاب تازه را میتوان حاصل انباشت همین تجربهٔ طولانی دانست؛ نویسنده با تکیه بر شش دهه پژوهش مردمشناختی، تلاش میکند تصویری تاریخی و اجتماعی از گروههای گوناگون ایران به دست دهد.
پرسش اصلی کتاب ساده، اما عمیق است: دولت مدرن چگونه با جامعهای متکثر مواجه میشود و این جامعه چگونه در برابر قدرت، هویت خود را میسازد و بازمیسازد؟ بِک، در بررسی پیامدهای انقلاب ۱۳۵۷، استقرار جمهوری اسلامی و جنگ ایران و عراق، نشان میدهد که هویتهای زبانی، دینی، قومی، قومی ـ ملی و قبیلهای، پدیدههایی ثابت و ازلی نیستند؛ بلکه از ترکیب تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، روابط اجتماعی و تجربهٔ هر جامعه در مواجهه با حکومتها پدید میآیند و در طول زمان تغییر میکنند.
از این منظر، «اقلیت» در کتاب بِک مفهومی صرفاً جمعیتی نیست. بلوچ، کرد، عرب، ترکمن، قشقایی، شاهسون، ارمنی، گیلک، مازندرانی یا تالش را نمیتوان تنها بر اساس شمار جمعیتشان تعریف کرد. مسئله مهمتر، موقعیت آنان در ساختار قدرت، جغرافیا، اقتصاد، زبان و روابط اجتماعی است. همین نکته کتاب را از یک فهرست توصیفی درباره گروههای مختلف فراتر میبرد و آن را به پژوهشی درباره سازوکار شکلگیری هویت و رابطهٔ جامعه و دولت تبدیل میکند.
یکی از نقاط قوت اثر همین پیوند میان مردمشناسی و تاریخ است. بِک نمیکوشد جوامع محلی را در یک تصویر منجمد و فولکلوریک نگه دارد؛ بلکه آنها را در متن دگرگونیهای بزرگ سیاسی میبیند. انقلاب، جنگ، تغییر ساختار دولت، جابهجاییهای جمعیتی، مهاجرت، اقتصاد و تحولات اجتماعی، همگی در شکلگیری دوبارهٔ تعلقات جمعی دخالت دارند. از این زاویه، تاریخ سیاسی بدون تاریخ اجتماعی ناقص است و تاریخ دولت، بدون شناخت میزان نفوذ آن در مرزها و مناطق پیرامونی، تنها نیمی از داستان را روایت میکند.
اما درست در همین نقطه میتوان پرسشی انتقادی نیز مطرح کرد. آیا مفهوم «اقلیت» برای توصیف این همه صورت متفاوت از تعلق اجتماعی کفایت میکند؟ یک جامعهٔ دینی، یک گروه زبانی، یک ایل، یک جامعهٔ قومی و یک جمعیت مرزی الزاماً تاریخ و منطق اجتماعی یکسانی ندارند. قرار دادن همهٔ آنها زیر چتر «اقلیت» ممکن است تفاوتهای درونی و تاریخیشان را تا اندازهای پنهان کند. افزون بر این، دوگانهٔ «مرکز و پیرامون» نیز همیشه توضیحدهنده نیست؛ زیرا در تاریخ ایران، بسیاری از آنچه پیرامون نامیده شده، خود در مقطعی مرکز یک شبکهٔ تجاری، فرهنگی، مذهبی یا سیاسی بوده است.
از همینجا شاید بتوان افق دیگری برای مطالعه گشود: به جای آنکه تنها بپرسیم دولت چگونه بر پیرامون اعمال قدرت کرده است، باید پرسید چه شبکههایی دولت و جامعه را به یکدیگر متصل کردهاند؟ راهها، بازارها، کوچ، تجارت، زبان، خویشاوندی، مذهب، مهاجرت و حتی پول، همگی میتوانند واسطههایی باشند که مرکز و پیرامون را به هم پیوند میدهند. در چنین نگاهی، مرز دیگر پایان سرزمین نیست؛ محل عبور است. بازار دیگر فقط محل دادوستد نیست؛ محل تلاقی هویتهاست. و جامعهٔ محلی دیگر حاشیهٔ تاریخ نیست؛ گاه یکی از نقاطی است که تاریخ در آن ساخته میشود.
اهمیت کتاب بِک، در نهایت، بیش از آنکه در ارائهٔ تصویری تازه از چند «گروه اقلیت» باشد، در تغییر مقیاس نگاه است: از دولت به جامعه، از مرکز به پیرامون، از ساختار به تجربه و از هویت ثابت به هویتِ در حال شکلگیری. این تغییر نگاه، ما را وادار میکند ایران را نه همچون پیکرهای یکپارچه و خاموش، بلکه همچون مجموعهای از صداها، تعلقها، خاطرهها و شبکههایی ببینیم که در طول تاریخ با یکدیگر برخورد کرده، آمیخته و گاه از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این کتاب در سال ۲۰۲۶ از سوی Cambridge University Press منتشر شده است؛ با عنوان کامل Iran’s Minorities: Social Diversity and State Power، نویسندگی Lois Beck.
بِک نامی شناختهشده در مطالعات مردمشناختی ایران است. بخش مهمی از کارنامهٔ او به مطالعهٔ زندگی ایلات و جوامع محلی، بهویژه قشقاییها، اختصاص داشته است؛ از جمله The Qashqai of Iran، Nomad: A Year in the Life of a Qashqai Tribesman in Iran و Nomads in Postrevolutionary Iran. کتاب تازه را میتوان حاصل انباشت همین تجربهٔ طولانی دانست؛ نویسنده با تکیه بر شش دهه پژوهش مردمشناختی، تلاش میکند تصویری تاریخی و اجتماعی از گروههای گوناگون ایران به دست دهد.
پرسش اصلی کتاب ساده، اما عمیق است: دولت مدرن چگونه با جامعهای متکثر مواجه میشود و این جامعه چگونه در برابر قدرت، هویت خود را میسازد و بازمیسازد؟ بِک، در بررسی پیامدهای انقلاب ۱۳۵۷، استقرار جمهوری اسلامی و جنگ ایران و عراق، نشان میدهد که هویتهای زبانی، دینی، قومی، قومی ـ ملی و قبیلهای، پدیدههایی ثابت و ازلی نیستند؛ بلکه از ترکیب تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، روابط اجتماعی و تجربهٔ هر جامعه در مواجهه با حکومتها پدید میآیند و در طول زمان تغییر میکنند.
از این منظر، «اقلیت» در کتاب بِک مفهومی صرفاً جمعیتی نیست. بلوچ، کرد، عرب، ترکمن، قشقایی، شاهسون، ارمنی، گیلک، مازندرانی یا تالش را نمیتوان تنها بر اساس شمار جمعیتشان تعریف کرد. مسئله مهمتر، موقعیت آنان در ساختار قدرت، جغرافیا، اقتصاد، زبان و روابط اجتماعی است. همین نکته کتاب را از یک فهرست توصیفی درباره گروههای مختلف فراتر میبرد و آن را به پژوهشی درباره سازوکار شکلگیری هویت و رابطهٔ جامعه و دولت تبدیل میکند.
یکی از نقاط قوت اثر همین پیوند میان مردمشناسی و تاریخ است. بِک نمیکوشد جوامع محلی را در یک تصویر منجمد و فولکلوریک نگه دارد؛ بلکه آنها را در متن دگرگونیهای بزرگ سیاسی میبیند. انقلاب، جنگ، تغییر ساختار دولت، جابهجاییهای جمعیتی، مهاجرت، اقتصاد و تحولات اجتماعی، همگی در شکلگیری دوبارهٔ تعلقات جمعی دخالت دارند. از این زاویه، تاریخ سیاسی بدون تاریخ اجتماعی ناقص است و تاریخ دولت، بدون شناخت میزان نفوذ آن در مرزها و مناطق پیرامونی، تنها نیمی از داستان را روایت میکند.
اما درست در همین نقطه میتوان پرسشی انتقادی نیز مطرح کرد. آیا مفهوم «اقلیت» برای توصیف این همه صورت متفاوت از تعلق اجتماعی کفایت میکند؟ یک جامعهٔ دینی، یک گروه زبانی، یک ایل، یک جامعهٔ قومی و یک جمعیت مرزی الزاماً تاریخ و منطق اجتماعی یکسانی ندارند. قرار دادن همهٔ آنها زیر چتر «اقلیت» ممکن است تفاوتهای درونی و تاریخیشان را تا اندازهای پنهان کند. افزون بر این، دوگانهٔ «مرکز و پیرامون» نیز همیشه توضیحدهنده نیست؛ زیرا در تاریخ ایران، بسیاری از آنچه پیرامون نامیده شده، خود در مقطعی مرکز یک شبکهٔ تجاری، فرهنگی، مذهبی یا سیاسی بوده است.
از همینجا شاید بتوان افق دیگری برای مطالعه گشود: به جای آنکه تنها بپرسیم دولت چگونه بر پیرامون اعمال قدرت کرده است، باید پرسید چه شبکههایی دولت و جامعه را به یکدیگر متصل کردهاند؟ راهها، بازارها، کوچ، تجارت، زبان، خویشاوندی، مذهب، مهاجرت و حتی پول، همگی میتوانند واسطههایی باشند که مرکز و پیرامون را به هم پیوند میدهند. در چنین نگاهی، مرز دیگر پایان سرزمین نیست؛ محل عبور است. بازار دیگر فقط محل دادوستد نیست؛ محل تلاقی هویتهاست. و جامعهٔ محلی دیگر حاشیهٔ تاریخ نیست؛ گاه یکی از نقاطی است که تاریخ در آن ساخته میشود.
اهمیت کتاب بِک، در نهایت، بیش از آنکه در ارائهٔ تصویری تازه از چند «گروه اقلیت» باشد، در تغییر مقیاس نگاه است: از دولت به جامعه، از مرکز به پیرامون، از ساختار به تجربه و از هویت ثابت به هویتِ در حال شکلگیری. این تغییر نگاه، ما را وادار میکند ایران را نه همچون پیکرهای یکپارچه و خاموش، بلکه همچون مجموعهای از صداها، تعلقها، خاطرهها و شبکههایی ببینیم که در طول تاریخ با یکدیگر برخورد کرده، آمیخته و گاه از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جهل مقدس...
🔹انسان واقعا موجود عجیبیه!
سانت رامپال، گوروی یک فرقه هندی، برای رفاه معنوی خودش اتاقی شیشهای و مجهز به کولرگازی ساخته؛ جایی که پیروان در صفهای طولانی میایستند تا پای معلم معنویشان را ببوسند؛ مبادا گرمای هوا، خدایناکرده، به مقام شامخ ایشان فشار بیاورد!
و چه زیبا فرمود حضرت حافظ:
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹انسان واقعا موجود عجیبیه!
سانت رامپال، گوروی یک فرقه هندی، برای رفاه معنوی خودش اتاقی شیشهای و مجهز به کولرگازی ساخته؛ جایی که پیروان در صفهای طولانی میایستند تا پای معلم معنویشان را ببوسند؛ مبادا گرمای هوا، خدایناکرده، به مقام شامخ ایشان فشار بیاورد!
و چه زیبا فرمود حضرت حافظ:
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4👏2
✅نخستین تنش ایران و امریکا...
🔹چرا ترامپ گفت ایران ۵۱ سال است قلدری میکند، نه ۴۷ سال؟!
✍️آرش رئیسینژاد
اندکی پیش ترامپ درباره ایران گفت: «ایران ۵۱ سال است که قلدری میکند.» او حتی تأکید کرد که پیشتر به اشتباه گفته بود ۴۷ سال، در حالی که رقم درست، ۵۱ سال است.
این اشاره، اگر جدی گرفته شود، نکته تاریخی مهمی را پیش روی ما میگذارد: آیا ریشه نخستین تنش ایران و آمریکا را باید نه در انقلاب ۱۳۵۷، بلکه در سال ۱۳۵۴ و قرارداد الجزایر جستوجو کرد؟
در اسفند ۱۳۵۳، ایران با استفاده هوشمندانه از میدان و دیپلماسی توانست عراق را وادار به عقبنشینی و امتیازدهی در اروند رود کند. حمایت استراتژیک از کردهای عراق در کنار ترفندهای دیپلماتیک دو بازوی ایران پهلوی علیه عراق بعث بود که هر دو بازو با نظارت مستقیم شاه بکار گرفته میشد. قرارداد الجزایر را میتوان یکی از بزرگترین پیروزیهای دیپلماتیک ایران در صد سال اخیر دانست؛ پیروزیای که موازنه قدرت در خلیج فارس و خاورمیانه را به شکل محسوسی به نفع تهران تغییر داد.
قدرتیابی ایران اما با خواست واشنگتن و بهویژه اسرائیل برای حفظ موازنه منطقهای مطلوب خود کاملاً همسو نبود. تهران بیش از پیش در حال تبدیل شدن به یک قدرت مستقل و اثرگذار در خاورمیانه شده بود.
نکته اینکه، قرارداد الجزایر همزمان شد با مجموعهای از تحولات مهم دیگر: جاهطلبیهای هستهای شاه، نقش فزاینده ایران در اوپک و سیاست نفتی همراه با جهش قیمت نفت، افزایش قدرت اقتصادی کشور، حضور نظامی در ورای مرزها (به ویژه ظفار) و تلاش برای تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه.
بدین ترتیب، از اواسط دهه ۱۳۵۰، تصویری نوین از ایران شکل گرفت: ایران همچو رهبر منطقه، و نه صرفا یک قدرت منطقهای، که میتوانست با استفاده از منابع، جغرافیا و دیپلماسی، معادلات خاورمیانه را تغییر دهد و بر چیدمان قدرت منطقهای تاثیر گذارد.
شگفت اینکه، انقلاب ۱۳۵۷ این تنش را از میان نبرد؛ بلکه آن را وارد مرحلهای بسیار شدیدتر و ایدئولوژیکتر کرد و تنش را تبدیل به دشمنی و خصومت ژرف نمود. از آن زمان تاکنون، مسئله اصلی در روابط ایران و آمریکا نه اختلاف بر سر یک موضوع مشخص (همچو برنامه هستهای)؛ بلکه تا حد زیادی به رقابت بر سر جایگاه ایران و نظم قدرت در خاورمیانه مربوط بوده است.
از این رو، استفاده ترامپ از «۵۱ سال» چه بسا ما را به پرسشی مهمتر برگرداند: آیا آبشخور تنش ایران و آمریکا واقعاً از ۱۳۵۷ آغاز شد، یا ریشههای آن را باید در ایرانِ پیش از انقلاب و در سال ۱۳۵۴ جستوجو کرد؟
🔻بسیاری از این نکات را در کتابم «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» آوردهام.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹چرا ترامپ گفت ایران ۵۱ سال است قلدری میکند، نه ۴۷ سال؟!
✍️آرش رئیسینژاد
اندکی پیش ترامپ درباره ایران گفت: «ایران ۵۱ سال است که قلدری میکند.» او حتی تأکید کرد که پیشتر به اشتباه گفته بود ۴۷ سال، در حالی که رقم درست، ۵۱ سال است.
این اشاره، اگر جدی گرفته شود، نکته تاریخی مهمی را پیش روی ما میگذارد: آیا ریشه نخستین تنش ایران و آمریکا را باید نه در انقلاب ۱۳۵۷، بلکه در سال ۱۳۵۴ و قرارداد الجزایر جستوجو کرد؟
در اسفند ۱۳۵۳، ایران با استفاده هوشمندانه از میدان و دیپلماسی توانست عراق را وادار به عقبنشینی و امتیازدهی در اروند رود کند. حمایت استراتژیک از کردهای عراق در کنار ترفندهای دیپلماتیک دو بازوی ایران پهلوی علیه عراق بعث بود که هر دو بازو با نظارت مستقیم شاه بکار گرفته میشد. قرارداد الجزایر را میتوان یکی از بزرگترین پیروزیهای دیپلماتیک ایران در صد سال اخیر دانست؛ پیروزیای که موازنه قدرت در خلیج فارس و خاورمیانه را به شکل محسوسی به نفع تهران تغییر داد.
قدرتیابی ایران اما با خواست واشنگتن و بهویژه اسرائیل برای حفظ موازنه منطقهای مطلوب خود کاملاً همسو نبود. تهران بیش از پیش در حال تبدیل شدن به یک قدرت مستقل و اثرگذار در خاورمیانه شده بود.
نکته اینکه، قرارداد الجزایر همزمان شد با مجموعهای از تحولات مهم دیگر: جاهطلبیهای هستهای شاه، نقش فزاینده ایران در اوپک و سیاست نفتی همراه با جهش قیمت نفت، افزایش قدرت اقتصادی کشور، حضور نظامی در ورای مرزها (به ویژه ظفار) و تلاش برای تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه.
بدین ترتیب، از اواسط دهه ۱۳۵۰، تصویری نوین از ایران شکل گرفت: ایران همچو رهبر منطقه، و نه صرفا یک قدرت منطقهای، که میتوانست با استفاده از منابع، جغرافیا و دیپلماسی، معادلات خاورمیانه را تغییر دهد و بر چیدمان قدرت منطقهای تاثیر گذارد.
شگفت اینکه، انقلاب ۱۳۵۷ این تنش را از میان نبرد؛ بلکه آن را وارد مرحلهای بسیار شدیدتر و ایدئولوژیکتر کرد و تنش را تبدیل به دشمنی و خصومت ژرف نمود. از آن زمان تاکنون، مسئله اصلی در روابط ایران و آمریکا نه اختلاف بر سر یک موضوع مشخص (همچو برنامه هستهای)؛ بلکه تا حد زیادی به رقابت بر سر جایگاه ایران و نظم قدرت در خاورمیانه مربوط بوده است.
از این رو، استفاده ترامپ از «۵۱ سال» چه بسا ما را به پرسشی مهمتر برگرداند: آیا آبشخور تنش ایران و آمریکا واقعاً از ۱۳۵۷ آغاز شد، یا ریشههای آن را باید در ایرانِ پیش از انقلاب و در سال ۱۳۵۴ جستوجو کرد؟
🔻بسیاری از این نکات را در کتابم «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» آوردهام.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ کشف رازهای ۵ هزارسالهٔ جدید در شهر سوخته
🔹در جدیدترین کاوشهای باستانشناسی در شهر سوختهٔ زابل یک بازی فکری، یک شانهٔ استخوانی نقشدار، بازماندهٔ مواد ارگانیک و سفالینههای جدید کشف شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در جدیدترین کاوشهای باستانشناسی در شهر سوختهٔ زابل یک بازی فکری، یک شانهٔ استخوانی نقشدار، بازماندهٔ مواد ارگانیک و سفالینههای جدید کشف شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ شکوه و زیبایی...
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم....
#ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم....
#ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2