کانال طِب اَطفال
52.1K subscribers
4.74K photos
2.8K videos
2.79K files
1.6K links
Contact ID : @Pediatrics_Admin

تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیرخشک)

تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد

"Created on May 8, 2016."
Download Telegram
🇮🇶 یکی از اعضای عزیزمون (دکتر سلمان داود) از عراق مجدد یک کیس خیلی نادر خود را با ما به اشتراک گذاشتند.

⬅️یکی از عجیب‌ترین مواردی که دیده‌ام! پسر ۱۷ ساله با کم‌خونی فقر آهن عودکننده و ضایعات پوستی عجیبی که به‌عنوان زگیل تشخیص داده شده بودند. در نهایت مشخص شد که بیمار مبتلا به یک سندرم بسیار نادر است؛ سندرمی که هرگز تصور نمی‌کردم روزی از نزدیک ببینم.

پسر ۱۷ ساله‌ای با خستگی و رنگ‌پریدگی اخیر مراجعه کرد که مشخص شد ناشی از کم‌خونی است. بیماری به‌تدریج شروع شده بود و خود بیمار و خانواده‌اش متوجه شده بودند که نسبت به گذشته رنگ‌پریده‌تر شده است. آزمایش CBC کم‌خونی میکروسیتیک هیپوکروم ایزوله را نشان داد و Hb کمتر از 8 gm/dl بود؛ بنابراین بیمار برای دریافت خون و بررسی علت کم‌خونی بستری شد.

شرح حال از بیمار و خواهرش گرفته شد و در بررسی بیشتر مشخص شد که بیمار از دوران کودکی سابقه کم‌خونی داشته و چندین بار بستری و خون دریافت کرده است. در آن زمان برخی پزشکان احتمال فاویسم را مطرح کرده بودند. مدت کوتاهی پیش از این مراجعه نیز به‌دنبال دریافت خون از بیمارستان مرخص شده بود. بیمار سابقه‌ای از خونریزی، استفراغ خونی، ملنا یا هماتوکزی نداشت و همچنین از درد شکم، دیسفاژی، سوزش سر دل، اسهال، یبوست، کاهش وزن یا تب شکایتی نداشت.

بیمار اظهار داشت که روی پاها و ناف خود ضایعات پوستی به شکل ندول‌های آبی‌رنگ دارد. خواهرش توضیح داد که این ضایعات از اوایل کودکی وجود داشته‌اند و بعدها توسط متخصص پوست به‌عنوان زگیل تشخیص داده شده و چندین بار تحت کرایوتراپی قرار گرفته‌اند، اما هر بار مجدداً عود کرده‌اند. در خانواده نیز هیچ فرد دیگری با بیماری مشابه وجود نداشت.

🩺 در معاینه، رنگ‌پریدگی وجود داشت اما زردی، ویژگی‌های ظاهری سندرم داون، تلانژکتازی صورت، لب‌ها یا دست‌ها مشاهده نشد. همانژیومی روی صورت یا سایر تغییرات پوستی خاص نیز وجود نداشت. ماکول‌های پیگمانته در دهان و لب‌ها و خطوط آبی روی لثه‌ها دیده نمی‌شد. با این حال، ضایعات متعدد آبی یا بنفش‌رنگ، نرم، لاستیکی، بدون پایه و شبیه نوک پستان روی پوست وجود داشتند. معاینه قلب، قفسه سینه و شکم طبیعی بود و هیچ بدشکلی یا ویژگی دیسمورفیک مشاهده نشد.

در این مرحله واقعاً گیج شده بودم. ارتباط مشخصی میان کم‌خونی میکروسیتیک و این ضایعات پوستی پیدا نمی‌کردم؛ بنابراین تشخیص‌های افتراقی اولیه را بر اساس کم‌خونی مطرح کردم: کم‌خونی فقر آهن، تالاسمی‌ها، کم‌خونی بیماری‌های مزمن، کم‌خونی سیدروبلاستیک و مسمومیت با سرب. با توجه به احتمال بیشتر کم‌خونی فقر آهن، پروفایل آهن درخواست شد که شواهد قطعی کم‌خونی فقر آهن را نشان داد. سپس آزمایش خون مخفی در مدفوع (Guaiac test) انجام شد که منفی بود.

بیمار برای انجام EGD ارجاع شد. در حین آندوسکوپی، اندوسکوپیست با من تماس گرفت تا درباره ضایعات غیرمعمولی که مشاهده کرده بود صحبت کند. این ضایعات ماهیتی همانژیوماتوز داشتند و علاوه بر آن ناهنجاری‌های عروقی در دوازدهه نیز دیده می‌شد. هیچ تلانژکتازی یا ضایعه آنژیودیسپلاستیک مشاهده نشد، اما وجود ضایعات پوستی همراه باعث شد او به یک تشخیص واحد فکر کند. او به‌صراحت گفت: «Duodenal bleb nevus».

⬅️در اینجا مشخص شد که ضایعات پوستی در واقع ناهنجاری های وریدی هستند و تمام تشخیص‌های افتراقی تغییر کرد.

خلاصه پرونده این بود: پسری ۱۷ ساله با کم‌خونی فقر آهن عودکننده و آنژیوم‌های متعدد در پوست و دستگاه گوارش که علت خونریزی مزمن مخفی و در نتیجه کم‌خونی فقر آهن بودند و سابقه خانوادگی نیز منفی بود.

این تابلوی بالینی تنها با یک بیماری نادر مطابقت داشت: سندرم بین (Blue Rubber Bleb Nevus).

سرنخ‌های تشخیصی شامل شروع اسپورادیک بیماری از اوایل کودکی، وجود ناهنجاری‌های وریدی متعدد در پوست و دستگاه گوارش، ضایعات پوستی آبی یا بنفش‌رنگ، نرم، لاستیکی و قابل فشرده شدن، و همچنین وجود ناهنجاری‌های وریدی و Duodenal bleb nevus در دستگاه گوارش بود.

📝 تشخیص‌های افتراقی دیگر شامل Hereditary Hemorrhagic Telangiectasias، سندرم Peutz-Jeghers، سارکوم کاپوزی، سندرم Klippel-Trenaunay-Weber، سندرم Maffucci و Mucosal Venous Malformation Syndrome بودند که به دلیل نبود ویژگی‌های تیپیک هرکدام کنار گذاشته شدند.

⬅️تشخیص نهایی: Blue Rubber Bleb Nevus Syndrome (BRBNS) یا Bean's Syndrome


🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤72👏30👍24
💧مصرف بی‌رویهٔ مایعات در شوک: ۵ اشتباهی که هنوز مرتکب می‌شویم

این پست در مورد Adult است و در اطفال ممکن است تفاوت های در جزئیات وجود داشته باشد.


⬅️مایعات وریدی رایج‌ترین داروی تجویزی در بخش مراقبت‌های ویژه هستند و احتمالاً بدترین نحوهٔ مصرف را هم دارند. برای دهه‌ها منطق ساده بود: «بیمار افت فشار دارد، سرم را ول کنید».

واندن اِد و ون رگنمورت (AICOJ، ۲۰۲۶) بدون تعارف می‌گویند: مصرف بی‌رویهٔ مایعات در شوک یک درمان ناموفق نیست، بلکه مداخله‌ای آسیب‌رسان در لباس احیا است.

دیگر مسئله این نیست که مایع بدهیم یا نه، بلکه کی، چقدر، برای چه، و مهم‌تر از همه، کی قطع کنیم.

❌اشتباه کلاسیک1️⃣: تزریق بولوسِ بدون فکر به هر افت فشار

افت فشار مساوی با هیپوولمی نیست. اما دهه‌ها همین‌طور برخورد شد.

◀️شوک سپتیک در درجه اول گشادکنندهٔ عروق است، نه کم‌حجمی
◀️بولوس مایع در بیماری که پاسخ‌دهنده نیست، فقط حجم می‌دهد بدون بهبود پرفیوژن
◀️پیش‌بار قلبی ممکن است کافی یا حتی زیاد باشد

📌 دادن مایع بدون ارزیابی پاسخ‌دهنده یا غیرپاسخ‌دهنده بودن، درمان تجربی پرخطری است.

⬅️راهکار ۱: قبل از تجویز، پاسخ‌دهی به مایع را بررسی کنید: آزمایش بلند کردن پا، تغییرات فشار نبض، بولوس کوچک با مانیتورینگ. اگر پاسخ همودینامیک نداشت مایع بیشتر ندهید، وازوپرسور را افزایش دهید.

❌اشتباه کلاسیک2️⃣: ۳۰ میلی‌لیتر به ازای کیلوگرم به عنوان یک دگم جهانی

توصیهٔ ۳۰ میلی‌لیتر بر کیلوگرم کریستالوئید در ساعات اولیهٔ شوک سپتیک، از روی دستورالعمل‌ها آمده، نه شواهد قوی.

◀️این یک توصیهٔ قوی بر اساس شواهد با کیفیت پایین است
◀️در بسیاری از بیماران قبل از اینکه سودی ببرند، اضافه‌بار مایع ایجاد می‌کند
◀️حجم مایع داده شده قبل از تصادفی‌سازی در کارآزمایی‌های بزرگ، قبلاً هم زیاد بوده است

📌 هیچ حجم ثابتی برای همهٔ بیماران درست نیست. دوز مایع باید مثل هر داروی دیگر شخصی‌سازی شود.

⬅️راهکار ۲: با مایعات مثل دارو رفتار کنید. با اندیکاسیون، دوز، راه و مدت مصرف مشخص. نه مثل آب که «ضرری ندارد».

❌اشتباه کلاسیک3️⃣: نشت خزندهٔ مایع (fluid creep) که دیده نمی‌شود

بیشترین حجم مایعات در آی‌سی‌یوی بحرانی از بولوس‌های احیا نمی‌آید، بلکه از نشت خزندهٔ نامرئی می‌آید: رقیق‌کنندهٔ آنتی‌بیوتیک‌ها، آرام‌بخش‌ها، مسکن‌ها، تغذیهٔ وریدی، و نگهداری راه‌های وریدی.

◀️ «نشت خزندهٔ مایع» می‌تواند تا ۳۳٪ حجم کل روزانه را تشکیل دهد
◀️مایعات نگهدارنده و جایگزین، بار سدیم و کلر بیشتری نسبت به مایعات احیا ایجاد می‌کنند
◀️این مایعات تجمعی، مداوم و اغلب اندازه‌گیری‌نشده هستند

📌 بیمار با یک بولوس غرق نمی‌شود. قطره قطره، شیفت به شیفت، روز به روز غرق می‌شود، بدون اینکه کسی محاسبه‌اش کند.

⬅️راهکار ۳: نشت خزندهٔ مایع را فعالانه بررسی کنید. رقیق‌کننده‌ها را تغلیظ کنید، حجم مایعات نگهدارنده را به حداقل برسانید، تمام مایعات تجویز شده را محاسبه کنید. چیزی که اندازه‌گیری نشود، کنترل نمی‌شود.

❌اشتباه کلاسیک4️⃣: قطع نکردن مایع وقتی دیگر نیازی نیست

احیا با مایعات در فاز اولیهٔ شوک منطقی است. اما فازهای شوک تغییر می‌کنند و مایع‌درمانی هم باید با آنها تغییر کند.

۴ فاز مایع‌درمانی: احیا ⬅️ بهینه‌سازی ⬅️ تثبیت ⬅️ قطع تدریجی

ادامهٔ مایعات در فاز تثبیت مثل این است که بعد از رسیدن به مقصد، پدال گاز را فشار دهید

📌 اضافه‌بار مایع تجمعی به طور مستقل با مرگ‌ومیر بیشتر، مدت بیشتر ونتیلاتور، اختلال بیشتر کلیه و مشکل بیشتر در قطع حمایت‌ها همراه است.

⬅️ راهکار ۴: در زمان مناسب، احیای معکوس (deresuscitation) فعال انجام دهید. دیورتیک، تعادل منفی کنترل‌شده، اولترافیلتراسیون در صورت نیاز. منتظر نمانید تا ادم آشکار شود تا اقدام کنید.

❌اشتباه کلاسیک5️⃣: اشتباه گرفتن دیورز با پاسخ به مایعات

الیگوری در آی‌سی‌یو تقریباً به طور بازتابی نشانهٔ هیپوولمی و محرکی برای بولوس جدید تفسیر می‌شود. اما در بیشتر موارد اینطور نیست.

◀️در شوک تثبیت‌شده، الیگوری اغلب به دلیل تنگی عروق کلیوی عملکردی است، نه کمبود حجم
◀️دادن مایع در الیگوری بدون تأیید پاسخ‌دهی، ادم بینابینی کلیه را بدتر می‌کند
◀️کلیه در شوک به پرفیوژن نیاز دارد، نه غرق شدن

📌 ادرار کم یک علامت هشدار است، نه اندیکاسیون خودکار مایع.

⬅️راهکار ۵: قبل از درمان، علت الیگوری را ارزیابی کنید. در صورت نیاز فشار پرفیوژن کلیه را با وازوپرسور بهبود دهید. مایعات را فقط وقتی بدهید که شواهد واقعی از هیپوولمی وجود دارد.

ادامه مطلب
🔽🔽🔽
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏36❤32👍29🔥2💯2
🔽🔽🔽

⤵️چند نکته

1️⃣:آسیب اضافه‌بار مایع: تئوری نیست

تعادل مثبت تجمعی مایعات به طور مداوم با پیامدهای بدتر در آی‌سی‌یو همراه است:

◀️مرگ‌ومیر بیشتر در سپسیس و شوک سپتیک
◀️ادم ریوی، مدت بیشتر ونتیلاتور
◀️آسیب حاد کلیه و تأخیر در بهبود کلیه
◀️ فشار داخل شکم و سندروم compartmant شکمی
◀️اختلال در میکروسیرکولاسیون به دلیل ادم بینابینی

📌 مایع اضافی در فضای داخل عروقی نمی‌ماند. به بینابین می‌رود، به لایهٔ گلیکوکالیکس اندوتلیال آسیب می‌زند و میکروسیرکولاسیونی را که سعی در محافظت از آن داشتیم، مختل می‌کند.

2️⃣: گلیکوکالیکس: آسیب‌هایی که در سیتی‌اسکن نمی‌بینیم

لایهٔ گلیکوکالیکس اندوتلیال، تنظیم‌کنندهٔ فیزیولوژیک تبادل ترانس‌کاپیلاری است. در شوک و التهاب سیستمیک، تخریب می‌شود.

◀️ وقتی گلیکوکالیکس آسیب ببیند، مایعات ورودی راحت‌تر به بینابین نشت می‌کنند
◀️ بولوس‌های سریع و بیش از حد، این تخریب را تسریع می‌کنند
◀️ادم بینابینی حاصل، انتشار اکسیژن به بافت‌ها را مختل می‌کند

📌 ما هیپوپرفیوژن بافتی را با مداخله‌ای درمان می‌کنیم که در بیش‌ازحد خود، پرفیوژن بافتی را مختل می‌کند.

3️⃣:نوع مایع: همهٔ کریستالوئیدها یکسان نیستند

سرم فیزیولوژیک نرمال ۰.۹٪ هنوز پرمصرف‌ترین مایع در جهان است. و احتمالاً مضرترین آنها در حجم‌های بالا.

بار کلر اضافی ⬅️ اسیدوز هیپرکلرمیک ⬅️ انقباض عروق کلیه ⬅️ آسیب حاد کلیه

◀️ کریستالوئیدهای متعادل (رینگر لاکتات، پلاسما-لایت) پروفایل کلیوی و متابولیک بهتری دارند

◀️ آلبومین در شرایط خاص نقش دارد اما جهانی نیست

📌 فقط مهم نیست چقدر می‌دهید، بلکه چه می‌دهید. نوع مایع به اندازهٔ حجم مهم است.

4️⃣:مانیتورینگ همودینامیک: کلید اشتباه نکردن دوباره

بدون مانیتورینگ مناسب، مایع‌درمانی کورکورانه است:

◀️ فشار ورید مرکزی (CVP) به تنهایی پاسخ‌دهی به مایعات را با قابلیت اطمینان کافی پیش‌بینی نمی‌کند

◀️ابزارهای دینامیک مثل تغییرات فشار نبض، PPV و تست PLR از روش‌های بهتر برای پیش‌بینی پاسخ به مایعات هستند.

◀️برون ده قلبی و اشباع ورید مرکزی راهنمایی می‌کنند که آیا تحویل اکسیژن کافی است یا نه

📌 مانیتورینگ خوب یعنی پرسیدن سؤال‌های درست در زمان درست.

❓آیا بیمار به مایعات نیاز دارد؟ آیا پاسخ می‌دهد؟ چقدر کافی است؟ کی قطع کنیم؟

5️⃣:فرهنگ آی‌سی‌یو: بزرگترین مانع

فراتر از پاتوفیزیولوژی، یک مشکل فرهنگی وجود دارد:

◀️«سرم زدن» به عنوان یک اقدام بی‌خطر، بی‌آسیب و آرامش‌بخش تلقی می‌شود

◀️ محدود کردن مایعات به عنوان «کم کاری کردن» و حتی رها کردن درمان تلقی می‌شود

◀️ آسیب اضافه‌بار دیررس، منتشر و به ندرت مستقیماً به مایع نسبت داده می‌شود

📌 تغییر این فرهنگ به همان چیزهایی نیاز دارد که هر تغییر عملی دیگری نیاز دارد: شواهد، آموزش و رهبری بالینی.

6️⃣:فاز احیا: بله، اما کوتاه و هدفمند

در شوک واقعی با هیپوپرفیوژن ارگان و پیش‌بار کم:

7️⃣:مایعات در پنجرهٔ زمانی درست جان انسان را نجات می‌دهند

◀️بولوس‌های کوچک (۲۵۰–۵۰۰ میلی‌لیتر)، با مانیتورینگ پاسخ قبل و بعد

◀️ هدف: بازگرداندن حداقل پرفیوژن قابل قبول، نه نرمال کردن همهٔ متغیرها

📌 احیا یک ماراتن نیست. یک دوی سرعت کوتاه با هدف مشخص و نقطهٔ توقف معین است.

8️⃣:فاز بهینه‌سازی: تنظیم کنید، نه انباشتن

بعد از تثبیت بیمار:

◀️هدف تغییر می‌کند: حفظ آنچه به دست آمده، نه ادامهٔ افزایش حجم
◀️اگر افت فشار به دلیل گشادی عروق ادامه دارد، وازوپرسور شروع کنید
◀️ارزیابی کنید که آیا هر مایع اضافی واقعاً نیاز است یا نه

📌 رایج‌ترین اشتباه اینجا رخ می‌دهد: ادامهٔ حالت «احیا» در زمانی که باید در حالت «حداقل نگهداری» باشیم.

9️⃣:فاز قطع تدریجی: فعالانه، نه منفعلانه

احیای معکوس خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد. باید آن را ایجاد کرد:

◀️وقتی بیمار همودینامیک پایدار است، دیورتیک بدهید
◀️هدف: تعادل منفی پایدار
◀️کاهش فعال مایعات نگهدارنده و نشت خزندهٔ مایع

منتظر ماندن برای اصلاح خودبه‌خود تعادل یعنی منتظر ماندن برای حل شدن خودبه‌خود مشکل که به ندرت اتفاق می‌افتد.

0️⃣1️⃣: شکست در قطع تدریجی: بدانید چه موقع حمایت کلیوی را افزایش دهید

اگر بیمار نتواند با دیورتیک مایع اضافی را دفع کند:

◀️درمان جایگزین کلیوی به عنوان ابزار پاکسازی مایعات در نظر گرفته شود
◀️منتظر نمانید تا اضافه‌بار غیرقابل برگشت شود
◀️زمان‌بندی مهم است: قبل از اینکه ادم عامل عوارض جدید شود، اقدام کنید

📌 درمان جایگزین کلیوی فقط برای اورمی یا هیپرکالمی نیست. در موارد منتخب، ابزاری برای مدیریت مایعات نیز هست.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍38👏29❤23🏆6
⭕️ خداحافظ تزریق انسولین برای کودکان، سلام به انسولین استنشاقی!

بالاخره سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) دو روز پیش، ۲۹ مه، با استفاده از انسولین استنشاقی برای کودکان از سن ۶ سال به بالا موافقت کرد. پیش از این، استفاده از آن برای بزرگسالان تأیید شده بود.

این انسولین که «Afrezza» نام دارد، می‌تواند درست قبل از غذا از طریق یک دستگاه کوچک شبیه سوت مصرف شود که داخل آن یک کپسول انسولین قرار می‌گیرد.

روش استفاده ساده است و کودکان با آموزش کوتاه می‌توانند از آن استفاده کنند.

این انسولین خیلی سریع از طریق ریه‌ها جذب خون می‌شود. با این حال کودک همچنان به یک تزریق روزانه انسولین طولانی‌اثر نیاز دارد، چون این نوع جدید فقط انسولین کوتاه‌اثر است و مخصوص وعده‌های غذایی استفاده می‌شود؛ جایگزین انسولین‌هایی مثل NovoRapid، Apidra و Humalog است و اثر آن حدود ۲ تا حداکثر ۳ ساعت باقی می‌ماند.

من خودم از پژوهشگران استفاده از این نوع انسولین بوده‌ام و از این تأییدیه بسیار خوشحال شدم، چون می‌تواند هزاران کودک را از ۳ تا ۴ بار تزریق روزانه نجات دهد و به آن‌ها آزادی بیشتری در زمان و تعداد وعده‌های غذایی بدهد، مخصوصاً در مدرسه یا سفرها.

همچنین مفید است بدانید این روش در مقایسه با انسولین‌های کوتاه‌اثر تزریقی، باعث افزایش وزن یا افت‌های شدید قند خون نمی‌شود.

فعلاً نمی‌دانم این انسولین چه زمانی در خاورمیانه در دسترس خواهد بود یا قیمت آن چقدر خواهد بود. در حال حاضر در آمریکا تحت پوشش کامل بیمه است، اما احتمال می‌دهم طی حدود یک سال آینده در کشور های خاورمیانه هم در دسترس قرار گیرد و امیدوارم قیمت آن مناسب یا تحت پوشش بیمه باشد.

✨به نظر من هر روشی که کودک و خانواده را از سختی تزریق‌های مکرر انسولین راحت کند یک دستاورد بزرگ است. سپاس از علم و دانشمندان!

دکتر اسامه حمدی

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤85👏41👍36🎉8🏆3
در ادامه نصائح

بین خیلی‌ها رفتند… و خیلی‌های دیگر هم در فکر مهاجرت هستند. تو آخر هر روز می‌نشینی و از خودت می‌پرسی: «چرا من هم نرفتم؟»

تو نه سرمایه‌گذاری کردی، نه چیزی ذخیره کردی، نه حتی یک روز برای چیزی برنامه‌ریزی داشتی… همیشه همه چیز را به او سپردی. روزت می‌گذرد و فردا برای اوست.

اما در پایان هر روز، چهره‌های بیماران را به یاد می‌آوری؛ چهره‌های مهربانی که هیچ رابطه خونی با تو ندارند، اما تو را مثل عضوی از خانواده‌شان می‌دانند.

مادری را به یاد می‌آوری که هر بار صحبت می‌کند برایت دعا می‌کند و گریه می‌کند، چون بیماری دخترش را تشخیص داده‌ای و می‌گوید: «برای تو عمر طولانی دعا می‌کنم.»

زنی مهربان را به یاد می‌آوری که مشکلات زیادی داشته و سال‌ها بدون تشخیص زندگی کرده، و وقتی تشخیصش مشخص می‌شود به تو می‌گوید: «برای تو مثل فرزندانم دعا می‌کنم.»

یادم می‌آید زمانی که بچه دبستانی بودم، صاحب یک قهوه‌خانه به پدرم گفت: «من در سجده‌هایم برای فلان پزشک دعا می‌کنم که عمرش از من بیشتر باشد، چون همسرم را درمان می‌کند و بدون او بچه‌ها یتیم می‌شوند.»
آن زمان این حرف چقدر تنم را لرزاند… و حالا سال‌ها گذشته و خودم گاهی همان حرف‌ها را می‌شنوم و می‌فهمم چقدر این مسئولیت بزرگ است.

✨شاید اینجا (ایران) حق واقعی‌مان را نگیریم، اما یقین داریم آنچه نزد خداست بهتر و ماندگارتر است.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤117👍40👎18👏18🏆6💔6💯4🆒2
⏺پان هیپوپیتوئیتاریسم حاد پس از ضربه ناشی از اصابت سنگ

👩‍💻 خلاصه یک پرونده بالینی (۹۰ صفحه ی)

⬅️اطلاعات کلی بیمار دختر ۱۷ ساله، قبلاً سالم، بدون سابقه اندوکرینولوژیک شناخته‌شده.

تاریخچه بالینی پیش از بستری روز ۰: ضربه به جمجمه در اثر اصابت سنگ (آجر) طی یک نزاع خانوادگی، ضربه به ناحیه پیشانی با افتادن متعاقب آن، از دست دادن هوشیاری کمتر از ۲ دقیقه، سردرد شدید پس از ضربه، مراجعه نکردن به بیمارستان برای ارزیابی.

روز ۱–۲: ضعف شدید، تهوع مداوم، استفراغ‌های پراکنده، سرگیجه هنگام بلند شدن، کاهش اشتها.

روز ۳: یک دوره سنکوپ، خواب‌آلودگی، خانواده متوجه گیجی خفیف می‌شوند. به مرکز درمانی اولیه مراجعه می‌کند و تشخیص "Concussion" می‌گیرد. ترخیص به خانه بدون بررسی‌های بیشتر.

روز ۴: بدتر شدن وضعیت عمومی، افت فشار خون (BP: 90/55 mmHg)، رنگ‌پریدگی، اُلیگوری.

🚨روز ۵: بدتر شدن ناگهانی وضعیت، گیجی شدید، استفراغ غیرقابل کنترل، ضعف مفرط، تعریق سرد. انتقال اورژانسی به بیمارستان سطح بالاتر.

بستری در اورژانس علائم حیاتی:
BP: 75/45 mmHg، HR: 128 bpm، RR: 26 rpm، SpO₂: 95٪،GCS: 12/15.

🧠 معاینه فیزیکی نورولوژیک: لتارژیک ، مردمک‌ها هم‌قطر و واکنش‌دهنده، بدون نقص کانونی. عمومی: اندام‌های سرد، پر شدن مویرگی کند، افت فشار خون پایدار علیرغم تجویز مایعات اولیه.

⤵️پاراکلینیک‌های اولیه

سدیم: 122 mEq/L، پتاسیم: 5.9 mEq/L، گلوکز: 48 mg/dL، کراتینین: 1.6 mg/dL، لاکتات: 4.9 mmol/L، کورتیزول پایه: 2.1 µg/dL (به شدت پایین)، ACTH پایین، TSH پایین با T4 آزاد پایین، پرولاکتین کاهش‌یافته، IGF-1 پایین. سی‌تی اسکن مغز: خونریزی کوچک هیپوفیز، ادم سلار (ناحیه هیپوفیز)، مشکوک به آسیب ساقه هیپوفیز.

⬅️تشخیص: پان هیپوپیتوئیتاریسم حاد پس از ضربه، نارسایی شدید ثانویه آدرنال، کم کاری تیروئید مرکزی حاد، شوک توزیعی اندوکراین، هیپوگلیسمی شدید، هیپوناترمی بحرانی.

پاتوفیزیولوژی واضح است: آسیب هیپوتالاموسی-هیپوفیز ⬅️ کاهش ناگهانی ACTH ⬅️ فروپاشی محور کورتیزول ⬅️ ناتوانی عروقی در حفظ تون و پاسخ به کاتکول‌آمین‌ها ⬅️ بحران آدرنال.

⬅️اقدام اولیه (بر اساس گایدلاین‌های نارسایی آدرنال – Endocrine Society 2024 + رویکرد شوک توزیعی بحرانی) کد شوک فوری، هیدروکورتیزون IV 100 mg بولوس فوری، ادامه با 200 mg/24 ساعت به صورت انفوزیون، کریستالوئیدهای متعادل با مانیتورینگ دقیق، اصلاح دقیق هیپوگلیسمی، شروع زودهنگام وازوپرسورها (نوراپی‌نفرین)، سپس شروع لووتیروکسین IV فقط پس از تجویز استروئید.

نقطه بحرانی: هرگز هورمون تیروئید را قبل از پوشش استروئیدی شروع نکنید، خطر فروپاشی همودینامیک کشنده وجود دارد.

روز ۲ – شوک پایدار MAP ناپایدار با وجود نوراپی‌نفرین >0.3 mcg/kg/min، شروع وازوپرسین، لاکتات به 6.2 mmol/L افزایش می‌یابد، اُلیگوری پایدار. پاسخ همودینامیک نسبی پس از ۱۲ ساعت استروئید ثبت می‌شود، اما آسیب ارگانیک قبلاً مستقر شده است.

روز ۳ – نارسایی حاد کلیه کراتینین 3.2 mg/dL، آنوری، شروع درمان جایگزین پیوسته کلیوی. هیپوناترمی به آرامی اصلاح می‌شود تا از میلینولیز جلوگیری شود.

روز ۴ – اختلال عملکرد قلبی اکوکاردیوگرافی: EF= ۳۵٪، کاردیومیوپاتی ناشی از شوک طولانی‌مدت. دوبوتامین برای برون‌دهی پایین اضافه می‌شود.

روز ۵–۶ – SDRA متوسط PaO₂/FiO₂ = 170، تهویه محافظتی 6 ml/kg، PEEP تنظیم شده، سدیشن عمیق.

روز ۷–۹ – نارسایی پیشرونده چندعضوی ترومبوسیتوپنی، INR = 2.1، هپاتوپاتی ایسکمیک، اسیدوز متابولیک مقاوم به درمان. نمره SOFA به طور مداوم در حال افزایش.

روز ۱۰ – رویداد نهایی افت فشار خون مقاوم به درمان، برادیکاردی پیشرونده، ایست قلبی-تنفسی. CPR پیشرفته به مدت ۳۵ دقیقه. بدون بازگشت گردش خون خودبه‌خودی. با وجود حداکثر حمایت، فوت کرد.

🍆نکات مبتنی بر شواهد: ضربه به سر می‌تواند در عرض چند ساعت محور هیپوتالاموس-هیپوفیز را تخریب کند.

نارسایی ثانویه آدرنال می‌تواند شبیه شوک سپتیک باشد.

هیپوناترمی + هیپوگلیسمی + افت فشار خون پس از ضربه = اندازه‌گیری فوری کورتیزول. هر ساعت بدون استروئید در بحران آدرنال، مرگ‌ومیر را افزایش می‌دهد.

میزان مرگ‌ومیر در بحران آدرنال همراه با شوک زمانی که تشخیص دیر انجام شود، می‌تواند از ۳۰–۵۰٪ فراتر رود.

🔵 یک اصابت سنگ، آبشاری از آسیب های عصبی و غدد درون‌ریز ویرانگر را به راه انداخت. مغز بیش از آنکه هوشیاری را کنترل کند بقای هورمونی را کنترل می‌کند.
محور هیپوفیز وقتی فرو می‌پاشد،ممکن است شانس دوم دیگری ندهد.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤50💔29👍25👏11😱10
🇪🇬 یکی از اعضای عزیزمون (دکتر حسام ابراهیم) از مصر کیس جالب را با ما به اشتراک گذاشتند.

⬅️بالاترین فشار خونی که در عمرم دیدم ۲۹۰/۱۴۰ و بیمار خیلی عادی روی پای خودش به کلینیک آمده بود. بیمار هیچ علامتی نداشت؛ نه سردرد، نه تاری دید، نه علائم نورولوژیک مثل فلج یا درگیری یک‌طرفه، نه درد قفسه سینه، نه تنگی نفس، و نه کاهش ادرار، پروتئینوری یا هماچوری.

کراتینین ۰.۷ بود و نسبت آلبومین به کراتینین ۱۱. در اکوکاردیوگرافی، هیپرتروفی شدید کانسنتریک بطن چپ (LVMI = 205 g/m² با RWT = 0.82)، اختلال در ریلکسیشن و دیسفانکشن دیاستولیک گرید ۱، بزرگ شدن دهلیز چپ (LAVI = 40 ml/m²) و نارسایی خفیف آئورت (mild AR) دیده شد.

فشار خون در هر دو دست یکسان اندازه‌گیری شد. TSH نرمال بود. هیچ اپیزود تاکی‌کاردی یا تعریق وجود نداشت و هیچ علامتی از کوشینگ دیده نشد. تنها یافته آزمایشگاهی غیرطبیعی، پتاسیم ۳.۳ mmol/L بود.

👩‍💻 نکته‌های مهم این کیس:

⬅️اگر بیمار فشار خون خیلی بالا دارد ولی هیچ آسیب حاد به ارگان‌ها (acute end-organ damage) ندارد، نباید فشار خون را سریع پایین بیاوری (مثلاً با کاپتوپریل یا لازیکس)، حتی اگر عدد بسیار بالا و ترسناک باشد. چون بدن بیمار به این فشار بالا تطابق پیدا کرده است و اگر ناگهانی فشار پایین بیاید ممکن است دچار ایسکمی یا اختلال پرفیوژن شود.

درمان درست شامل شروع داروهای خوراکی ضد فشار خون به صورت معمول و پیگیری در کلینیک است. هدف، کاهش تدریجی فشار طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت و رسیدن به هدف طی چند روز تا چند هفته می‌باشد.

⬅️اگر فشار خون بالا یا مقاوم همراه با هیپوکالمی (پتاسیم پایین) باشد، باید بررسی نسبت رنین/آلدوسترون (Renin/Aldosterone ratio) انجام شود.

1) اگر هر دو (رنین و آلدوسترون) بالا باشند:
به نفع هیپرآلدوسترونیسم ثانویه است. مهم‌ترین علت آن تنگی شریان کلیوی (Renal artery stenosis) می‌باشد.

شک به آن زمانی بیشتر می‌شود که کراتینین بیش از ۳۰٪ بعد از شروع ACEI/ARB افزایش یابد. بررسی شامل سونوگرافی داپلر شریان‌های کلیوی یا CT آنژیوگرافی عروق کلیه است.

درمان در نوع آترواسکلروتیک شامل کنترل ریسک فاکتورها، داروهای ضد پلاکت، استاتین و داروهای ضد فشار خون خوراکی است. در نوع دیسپلازی فیبروماسکولار، درمان اصلی آنژیوپلاستی می‌باشد.

2) اگر آلدوسترون بالا و رنین پایین باشد:
به نفع هیپرآلدوسترونیسم اولیه است.

بررسی با CT شکم و غدد فوق کلیوی انجام می‌شود. اگر هایپرپلازی دوطرفه باشد درمان با اسپیرونولاکتون یا اپلرنون است و اگر آدنوم یک‌طرفه باشد درمان جراحی آدرنالکتومی است.

3) اگر هر دو پایین باشند:
به نفع سندرم لیدل (Liddle syndrome) است که درمان آن آمیلوراید یا تریامترن می‌باشد.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤69👏26🤯15👍11😱3
👩‍💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایت‌هایی از تجربه‌های بالینی اعضای کانال طب اطفال

این مرد وقتی می‌نشست، تقریباً فلج می‌شد... اما به محض اینکه شروع به حرکت می‌کرد، حالش بهتر می‌شد! 😳

اگر به شما بگویم بیماری‌ای وجود دارد که فرد هنگام نشستن ضعیف‌تر می‌شود، اما با شروع حرکت قدرتش بیشتر می‌شود، باور می‌کنید؟

این بیماری بسیاری از پزشکان را فریب داده و گاهی به اشتباه به‌عنوان یک مشکل روانی تشخیص داده شده است.

هیچ‌وقت آن روز را فراموش نمی‌کنم...
درِ مطب باز شد و مردی حدوداً پنجاه ساله وارد شد. چهره‌اش خسته و فرسوده بود. به‌آرامی راه می‌رفت و پسرش کیسه بزرگی از آزمایش‌ها و تصاویر پزشکی را حمل می‌کرد؛ کیسه‌ای که انگار فقط پر از کاغذ نبود، بلکه ماه‌ها سردرگمی، ترس و ناامیدی را در خود داشت.

پسرش قبل از اینکه شروع به صحبت کند جمله ی گفت که مرا تحت تاثیر قرار داد:
«دکتر، ما مخصوصاً از راه دور برای دیدن شما آمده‌ایم.یک پزشک به ما گفت اگر کسی بتواند بفهمد چه اتفاقی برای پدرم افتاده، شما هستید.»

از بیمار خواستم از ابتدا همه چیز را تعریف کند.
صدایش عجیب بود؛ نه شبیه سرماخوردگی و نه التهاب گلو. انگار صدایش از او فرار می‌کرد. تلفظ کلمات برایش سخت و خسته‌کننده بود؛ گویی در حالی که نشسته، در حال دویدن یک ماراتن است.

گفت:
«دکتر، از غذا خوردن می‌ترسم. لقمه در دهانم گیر می‌کند، مایعات گاهی باعث سرفه و خفگی می‌شوند. برایم آندوسکوپی حلق و معده انجام داده‌اند و گفته‌اند مشکلی وجود ندارد. بعضی‌ها گفتند ریفلاکس است، بعضی‌ها گفتند مشکل گوارشی است و بعضی‌ها هم گفتند مشکل روانی دارم. اما واقعاً خسته شده‌ام. شش ماه است که درگیر این وضعیت هستم.»

سپس اضافه کرد:
«دهانم دائماً خشک است و ماه‌هاست یبوست دارم.»

اما جمله‌ای که همه چیز را تغییر داد این بود:
«دکتر، وقتی مدتی می‌نشینم، پاهایم خیلی سنگین می‌شوند و به‌سختی از روی صندلی بلند می‌شوم. احساس می‌کنم کاملاً بی‌جان شده‌اند. اما اگر کمی راه بروم و به خودم فشار بیاورم، کم‌کم بهتر می‌شوم و راحت‌تر حرکت می‌کنم!»
همین جمله کلید معما بود.

دشواری بلع و تغییر صدا با بررسی‌های طبیعی حلق و معده، بیشتر به نفع ضعف عضلانی بود.
و نکته عجیب‌تر این بود که قدرت عضلات با فعالیت بهتر می‌شد؛ درست برخلاف Myasthenia Gravis بیماری که معمولاً با فعالیت بدتر می‌شود.

در همان لحظه به بیماری‌ بسیار فریبنده فکر کردم به نام:
سندرم لامبرت-ایتون
(Lambert-Eaton Myasthenic Syndrome یا LEMS)

به زبان ساده، عضلات زمانی کار می‌کنند که عصب از طریق یک ماده شیمیایی خاص، پیام الکتریکی ارسال کند.

در این بیماری مشکل در خود عضله نیست؛ مشکل در «کانال‌های کلسیم» انتهای عصب است.

این کانال‌ها توسط آنتی‌بادی‌ها مسدود می‌شوند و به همین دلیل پیام عصبی در ابتدا بسیار ضعیف است.

اما با حرکات مکرر، بدن تا حدی این مشکل را جبران می‌کند، کانال‌ها بهتر عمل می‌کنند و بیمار احساس قدرت بیشتری می‌کند.

ناگهان به او نگاه کردم و پرسیدم:
«حاجی، سیگار می‌کشید؟»

از سؤال تعجب کرد و گفت:
«بله دکتر... ۳۰ سال است که سیگار می‌کشم.»

اینجا بود که تصویر ترسناک کامل شد...

زیرا LEMS در بسیاری از موارد بیماری اصلی نیست؛ بلکه یک «زنگ خطر» برای یک تومور پنهان ریه

این تومور سیستم ایمنی را فریب می‌دهد؛ بدن به تومور حمله می‌کند اما به اشتباه به اعصاب بیمار نیز حمله می‌کند.

آتش دوست، صدایش و حرکتش را نابود کرده بود!

با آرامش به او گفتم:
«باید فوراً سی‌تی‌اسکن قفسه سینه انجام دهیم.»
(و در اینجا تزریق ماده حاجب لازم بود تا اگر تومور میان عروق پنهان شده باشد، بهتر دیده شود.)

لحظه حقیقت...
بیمار با نتیجه تصویربرداری برگشت.
پسرش چهره‌ای مضطرب داشت و بیمار فیلم‌های رادیولوژی را در دست گرفته بود.

تصویربرداری یک کانون بسیار کوچک در ریه نشان داد...
توموری در مراحل اولیه که می‌توانست ماه‌ها یا سال‌ها پنهان بماند تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده باشد.
آن لحظه بیمار گریه کرد...
اما نه از ترس سرطانی که تازه کشف شده بود.
او گریه می‌کرد چون بالاخره کسی «حرفش را شنیده بود».

کسی فهمیده بود چرا صدایش از بین رفته و چرا پاهایش به او خیانت کرده‌اند؛ بعد از آنکه همه او را به داشتن یک «مشکل روانی» متهم کرده بودند.

👩‍💻 درس بگیریم:

پزشک واقعی...
یعنی شنیدن همان کلمه‌ای که همه شنیده‌اند اما به آن توجه نکرده‌اند.

پزشکی فقط درخواست آزمایش یا انجام آندوسکوپی و تمام شدن ماجرا نیست.
پزشکی یعنی وصل کردن سرنخ‌هایی که ظاهراً هیچ ارتباطی با هم ندارند.

گاهی یک «تغییر صدا» تنها فریادی است که بدن می‌خواهد با آن به شما هشدار دهد که خطری در قفسه سینه پنهان شده است. 💔

✨سپاس خداوندی را که ما را وسیله‌ای برای کاهش درد مردم قرار داده است...


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤167👏50👍20🏆12💊6🔥3💔3
⏺اوردوز با آمی‌تریپتیلین

👩‍💻 خلاصه یک پرونده بالینی (۴۰ صفحه ی)

⬅️یک پسر ۱۸ ساله به ICU منتقل شد. اختلال افسردگی ماژور (MDD). درمان نامنظم. بدون سابقه شناخته‌شده بیماری قلبی. چند ساعت قبل از آن، یک بحث شدید داشته است. آنچه بعداً اتفاق افتاد را خانواده‌اش با اشک و اندوه بازسازی کردند.

مصرف عمدی ۳۰ تا ۴۰ قرص آمی‌تریپتیلین ۷۵ میلی‌گرمی. بین ۲۲۵۰ تا ۳۰۰۰ میلی‌گرم از یک ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای. او را ۹۰ دقیقه بعد در حالت خواب‌آلود پیدا کردند. یک بار استفراغ. سپس از دست دادن هوشیاری. وقتی به اورژانس رسید، دیگر پاسخ نمی‌داد. نمره گلاسگو: ۶. اشباع اکسیژن ۸۶٪ در هوای محیط. فشار خون ۷۸/۴۰ mmHg. ضربان قلب ۱۵۲ در دقیقه. مردمک‌ها گشاد، با پاسخ کند. و در همان اورژانس، یک تشنج تونیک–کلونیک رخ داد.

🫀نوار قلب قبل از هر آزمایش دیگری حرف خود را زده بود. QRS برابر ۱۸۰ میلی‌ثانیه. QTc طولانی شده. انحراف محور. موج R برجسته در aVR بیش از ۳ میلی‌متر. الگوی کلاسیک بلوک شدید کانال‌های سدیمی. آمی‌تریپتیلین دقیقاً همان کاری را می‌کرد که در این دوزها انجام می‌دهد: تخریب سیستم الکتریکی قلب از درون.

گاز خون شریانی، طوفان متابولیک را تأیید کرد. pH: 7.18. لاکتات: 6.5 mmol/L. اسیدوز شدید مختلط. تشخیص از همان دقیقه اول روشن بود: مسمومیت شدید با داروهای سه‌حلقه‌ای. شوک کاردیوژنیک و توکسی-وازودیلاتور. آریتمی بطنی قریب‌الوقوع. تشنج‌ها. دپرسیون شدید تنفسی.

منتظر نماندیم. انتوباسیون فوری. تهویه مکانیکی محافظتی. زغال فعال از طریق لوله، در پنجره درمانی و پس از ایمن‌سازی راه هوایی.

و ستون اصلی درمان: سدیم بی‌کربنات وریدی، بولوس ۱ تا ۲ میلی‌اکی‌والان به ازای هر کیلوگرم.

⬅️هدف مشخص بود: قلیایی کردن تا pH بین 7.45 تا 7.55. جدا کردن آمی‌تریپتیلین از کانال‌های سدیمی. کاهش عرض QRS. پایدارسازی غشای میوکارد. انفوزیون مداوم بی‌کربنات شروع شد. نوراپی‌نفرین برای شوک. بنزودیازپین‌ها برای تشنج‌ها.

روز اول، آنچه می‌ترسیدیم رخ داد: تاکی‌کاردی بطنی پایدار. کاردیوورژن الکتریکی فوری. اما QRS همچنان بالای ۱۶۰ میلی‌ثانیه باقی ماند. لیدوکائین وریدی اضافه شد. چون در آریتمی‌های ناشی از TCA، آمیودارون انتخاب مناسبی نیست. روز دوم، شوک عمیق‌تر شد. نوراپی‌نفرین بیش از 0.5 میکروگرم/کیلوگرم/دقیقه. اضافه شدن وازوپرسین. لاکتات: 8.2 mmol/L. اکوکاردیوگرافی کاهش شدید عملکرد سیستولیک را نشان داد. کاردیومیوپاتی سمی. از نظر تئوریک برگشت‌پذیر، اما در آن لحظه بسیار مخرب.

تصمیم به استفاده از امولسیون لیپیدی وریدی ۲۰٪ گرفته شد.درمان نجات‌بخش. بولوس و سپس انفوزیون. مکانیسم ساده است: لیپیدها آمی‌تریپتیلین را در خون “حبس” می‌کنند و آن را از بافت قلبی جدا می‌سازند. چند ساعت بعد، همودینامیک شروع به بهبود کرد. آهسته، اما واضح.

روز سوم برای پایش بود. EEG بدون فعالیت تشنجی. کاهش QRS به ۱۲۰ میلی‌ثانیه. بدون آریتمی جدید. روز چهارم و پنجم، عوارض ثانویه ظاهر شد: پنومونی آسپیراسیون. شروع آنتی‌بیوتیک تجربی. رابدومیولیز خفیف به دنبال تشنج‌ها. هیدراتاسیون کنترل‌شده و پایش CK. کلیه‌ها عملکرد خود را حفظ کردند. روز ششم، نوار قلب شروع به طبیعی شدن کرد. QRS کمتر از ۱۰۰ میلی‌ثانیه. کاهش QTc. قطع تدریجی وازوپرسورها. بهبود عملکرد بطن در اکو.

روز هفتم، چشم‌هایش را باز کرد. به‌صورت خودبه‌خودی. شروع به اجرای دستورات ساده کرد. اکستوبه شد. بدون نقص نورولوژیک کانونی. روز دهم از نظر همودینامیک پایدار بود. بدون آریتمی. عملکرد کلیه و کبد طبیعی. روان‌پزشکی او را ارزیابی کرد. ریسک خودکشی بالا. مراقبت چندتخصصی آغاز شد.

او زنده ماند. و این همیشه اتفاق نمی‌افتد. چون اوردوز شدید با داروهای سه‌حلقه‌ای می‌تواند در چند ساعت باعث مرگ شود. به‌علت آریتمی بطنی. شوک شدید همودینامیک. تشنج‌های مقاوم. پنجره بین مصرف و مرگ می‌تواند چند دقیقه باشد.

آنچه اینجا تفاوت ایجاد کرد، سرعت بود. بی‌کربنات زودهنگام و تهاجمی. کنترل فوری راه هوایی. لیدوکائین هنگام بروز آریتمی. امولسیون لیپیدی وقتی شوک مقاوم شد. حمایت مداوم روزبه‌روز.

✨در سم‌شناسی بحرانی، انجام کار درست به‌تنهایی کافی نیست. باید آن را ادامه داد. ساعت به ساعت. تا زمانی که بدن بتواند آنچه سم گرفته را پس بگیرد. و گاهی می‌تواند. این بار توانست.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏67❤59👍20💔7😱6🤯2😡1
👩‍💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایت‌هایی از تجربه‌های بالینی اعضای کانال طب اطفال

پدری کودک خود را با اضطراب به درمانگاه آورد، فکر می‌کرد یک حشره او را نیش زده یا گاز گرفته و باعث شده پایش سیاه شود و دچار گانگرن شده باشد

حتی خودِ حشره را هم داخل یک بطری آب همراهش آورده بود.

بعد از معاینه مشخص شد هیچ نشانه‌ای از گزش، مسمومیت یا عفونت وجود ندارد.

پس از آنکه بیمار را ویزیت می‌کردم تصمیم گرفتم خود حشره را بررسی کنم. مشخص شد این حشره اصلاً نه نیش می‌زند و نه گاز می‌گیرد 😄

این حشره فقط یک ماده تیره‌رنگ شبیه جوهر ترشح می‌کند، به عنوان یک مکانیزم دفاعی برای ترساندن دشمن.

و این بار «دشمن» در واقع کودکان بودند 😄🐞

خدا را شکر که پدر، حشره را همراه آورده بود؛ این موضوع کمک بزرگی به تشخیص کرد و باعث شد مشکل خیلی ساده و بدون هیچ اقدام پزشکی اضافی حل شود.

دنیای حشرات واقعاً پر از شگفتی‌هاست…


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤87👍33🤯17👏11🆒9🔥3
⏺وقتی سیانور می کشد

👩‍💻 خلاصه یک پرونده بالینی (۴۴ صفحه ی)

⬅️بیمار پسری ۱۷ ساله و قبلا سالم و بدون بیماری قلبی یا متابولیک، به دنبال یک بحران شدید عاطفی، اقدام به مصرف عمدی ماده صنعتی مورد استفاده در متالورژی می‌کند. حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد، توسط خانواده در حالت بیهوشی پیدا می‌شود. نیروهای اورژانس در صحنه، تنفس آگونال، مردمک‌های میدریاتیک، افت شدید فشار خون و بوی خاص را گزارش می‌دهند. بیمار بلافاصله به بیمارستان منتقل می‌شود.

🚨در بدو ورود به اورژانس، علائم حیاتی شامل فشار خون ۷۰/۴۰، ضربان قلب ۱۲۸، تعداد تنفس ۳۲ و اشباع اکسیژن ۹۸٪ با وجود اکسیژن مکمل است. نکته بسیار مهم، اشباع تقریباً نرمال علی‌رغم شوک شدید همودینامیک است. در معاینه فیزیکی، پوست صورتی پررنگ (نشانه اتساع عروق محیطی)، تاکی‌پنه عمیق و ابتدا اندام‌های گرم دیده می‌شود، اما بیمار به سرعت وارد فاز شوک می‌گردد. سطح هوشیاری بر اساس گلاسکو ۶ از ۱۵ ثبت می‌شود.

آزمایشات و پاتوفیزیولوژی

آزمایش‌ها نشان می‌دهد: pH خون ۶.۹۸، بیکربنات ۸، لاکتات ۱۸ میلی‌مول در لیتر و PaO₂ برابر ۲۱۰ میلی‌جیوه. آنیون گپ به شدت بالا بوده و تروپونین و کراتینین نیز افزایش دارند.

نکته کلیدی تشخیصی، اسیدوز لاکتیک بسیار شدید نامتناسب با اکسیژناسیون خونی نسبتاً نرمال است. از نظر پاتوفیزیولوژی، سیانور با مهار سیتوکروم c اکسیداز در زنجیره تنفسی میتوکندری، فسفریلاسیون اکسیداتیو و تولید ATP را متوقف می‌کند. نتیجه، متابولیسم بی‌هوازی عظیم، تولید انفجاری لاکتات و فروپاشی انرژی سلولی است. این همان هیپوکسی بافتی (هیستوتوکسیک) است؛ یعنی اکسیژن وجود دارد، اما سلول قادر به استفاده از آن نیست. مغز، قلب، کلیه و کبد آسیب‌پذیرترین ارگان‌ها هستند.

درمان و روز اول بر اساس گایدلاین‌های سم‌شناسی و AHA 2024، اقدامات فوری شامل حفاظت راه هوایی، انتوباسیون، اکسیژن ۱۰۰٪ و تجویز آنتی‌دوت اختصاصی هیدروکسوکوبالامین وریدی (خط اول) است.

هیدروکسوکوبالامین با اتصال به سیانور، سیانوکوبالامین تشکیل داده و از راه کلیه دفع می‌شود. تیوسولفات سدیم به عنوان کمک‌درمانی برای افزایش سم‌زدایی کبدی در نظر گرفته می‌شود. مایعات کریستالوئیدی متعادل، نوراپی‌نفرین برای MAP ≥ 65 و مانیتورینگ تهاجمی انجام می‌شود.

در روز اول، پس از آنتی‌دوت، لاکتات به ۱۴ میلی‌مول در لیتر کاهش خفیفی می‌یابد، اما اسیدوز شدید و شوک توزیعی عمیق باقی می‌ماند. به دلیل شوک مقاوم، وازوپرسین و هیدروکورتیزون افزوده می‌شود. اکوکاردیوگرافی اختلال عملکرد شدید بطنی را نشان می‌دهد.

در روز دوم، لاکتات مجدداً به ۲۰ میلی‌مول در لیتر می‌رسد، آنوری اتفاق می‌افتد و درمان جایگزین مداوم کلیوی (CRRT) آغاز می‌شود. آنزیم‌های کبدی (AST/ALT) به شدت افزایش می‌یابند و کواگولوپاتی پیشرونده می‌گردد. از نظر نورولوژیک، انسفالوپاتی عمیق همراه با دپرسیون شدید در نوار مغزی ثبت می‌شود.

در روز سوم، شوک مقاوم به درمان با نیاز به دوزهای بالای نوراپی‌نفرین و وازوپرسین، اسیدوز متابولیک غیرقابل اصلاح و لاکتات بالای ۲۲ همراه می‌گردد.

⬅️نهایتاً برادیکاردی و به دنبال آن ایست قلبی رخ می‌دهد. علی‌رغم ۳۰ دقیقه احیای پیشرفته قلبی-ریوی، بازگشت گردش خون خودبه‌خودی حاصل نمی‌شود و بیمار به دلیل نارسایی چندارگانی ناشی از هیپوکسی بافتی شدید و فروپاشی کامل تولید ATP فوت می‌کند.

نکات مبتنی بر شواهد

🟣لاکتات >10 mmol/L در زمینه بالینی مناسب، به‌شدت به نفع مسمومیت با سیانور است.

🟡 هیدروکسوکوبالامین پادزهر انتخابی فعلی با پروفایل ایمنی بهتر است.

🔵 اشباع طبیعی اکسیژن، هیپوکسی سلولی را رد نمی‌کند.

🟢 سرعت تجویز پادزهر تعیین‌کننده بقا است.

🟣 فروپاشی انرژی میتوکندری می‌تواند در مواجهه‌های شدید غیرقابل برگشت باشد.

🟡سیانور باعث خفگی به دلیل کمبود اکسیژن نمی‌شود؛ بلکه باعث می‌شود سلول نتواند از اکسیژن استفاده کند.

🔵 اکسیژن در خون وجود دارد، اما میتوکندری خاموش است.

🟢 وقتی تولید ATP متوقف می‌شود، بدن طی چند ساعت وارد فروپاشی سیستمیک می‌شود.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤40👍24💔21👏7😱6🔥4💊1
👩‍💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایت‌هایی از تجربه‌های بالینی اعضای کانال طب اطفال

😵‍💫 با انگشتش به کسی در گوشه اتاق اشاره می‌کرد و از وحشت فریاد می‌زد..اما مشکل اینجا بود که اتاق کاملاً خالی بود!

ساعت پنج بامداد بود که تلفن زنگ خورد.
صدای پدر فقط یک صدا نبود؛ شیون و زاری‌ای بود که قلب را می‌شکافت:

«دکتر... به داد دخترم برس! در ICU بستری است، دست‌هایش را بسته‌اند، تشنج‌های شدیدی دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند کنترلش کند. دارد از دستم می‌رود و هیچ‌کس نمی‌فهمد چه اتفاقی افتاده. می‌گویند مغزش دیگر از کار افتاده!»


به بیمارستان رسیدم.
وارد ICU شدم و با صحنه‌ای روبه‌رو شدم که بیشتر شبیه کابوس بود:
دختری ۲۰ ساله، در بهار جوانی، با تسمه‌های پارچه‌ای ضخیم به تخت بسته شده بود تا بدنش در اثر شدت تشنج‌ها آسیب نبیند.

چشمانش کاملاً باز بود؛ به فضایی خیره شده بود که ما چیزی در آن نمی‌دیدیم. ناگهان بدنش خشک می‌شد و به سمت بالا پرتاب می‌شد؛ انگار نیرویی نامرئی او را می‌کشید

و با وحشت به فردی اشاره می‌کرد که اصلاً وجود نداشت

دام «تشخیص راحت»؛ پرده‌ای که مرگ را پنهان می‌کند

از رزیدنت ICU که در شیفت بود پرسیدم:
«داستان چیه؟»

پاسخش بیش از حد مطمئن بود:
«دکتر، بیمار روان‌پریش (Psychosis) است. ابتدا دچار توهمات شنیداری و بینایی شده و حالا وارد مرحله Status Epilepticus شده که به درمان‌های معمول پاسخ نمی‌دهد.»

به دختر نگاه کردم
احساس می‌کردم چیزی درست نیست
با خانواده‌اش نشستم و از آن‌ها خواستم داستان را از ابتدا تعریف کنند؛ قبل از مراجعه به هر پزشکی
من به دنبال «نخ معما» بودم

شروعی گیج‌کننده

ماجرا با درد ناگهانی و نسبتاً خفیف در قسمت تحتانی شکم آغاز شده بود
به چند پزشک مراجعه کرده بودند و تشخیص داده بودند که مشکل «سندرم روده تحریک‌پذیر» ناشی از استرس درس و دانشگاه است.
چند هفته بعد، دردهای شکمی ادامه پیدا کرد.
سپس دختر شروع کرد به ترس از تاریکی، اضطراب شدید و بیان حرف‌های عجیب.
این بار گفتند:
«مشکل روان‌پزشکی است.»

سقوط آزاد

داروهای آرام‌بخش، ضدروان‌پریشی و درمان‌های مختلف روان‌پزشکی برای او تجویز شد
اما به جای بهبود، وضعیتش روزبه‌روز بدتر شد
تا اینکه ناگهان جلوی خانواده‌اش روی زمین افتاد، دچار تشنج شد و تشنج‌ها متوقف نشدند
او را با عجله به بیمارستان منتقل کردند

چیزی در این داستان پنهان بود

تصاویر و آزمایش‌ها را مرور کردم.MRI مغز طبیعی بود.EEG تغییراتی غیرطبیعی داشت، اما تشخیص قطعی ارائه نمی‌کرد

شروع کردم به کنار هم گذاشتن قطعات پازل:
درد شکم
تغییرات ناگهانی روانی
افت سریع وضعیت بیمار
و تشنج‌های مقاوم به درمان
این داستان در یک مسیر واحد پیش نمی‌رفت

حتماً چیزی در پشت پرده پنهان بود

در این لحظه سؤال عجیبی از خانواده پرسیدم:

«آیا کسی از تخمدان‌های او سونوگرافی انجام داده است؟»

همه با ناباوری نگاهم کردند:
«تخمدان؟! دکتر، دخترمان به خاطر تشنج در حال مرگ است! تخمدان چه ربطی به این موضوع دارد؟!»

اما اصرار درونی‌ام بیشتر از تردیدها بود.
درخواست سونوگرافی دادم

و نتیجه مانند انفجاری در قلب حقیقت بود:
⬅️یک تومور کوچک در تخمدان چپ (Ovarian Teratoma)

راز هولناک؛ زمانی که بدن به خودش خیانت می‌کند

در همان لحظه تمام قطعات پازل کنار هم قرار گرفتند
ما با یکی از فریبنده‌ترین بیماری‌های پزشکی روبه‌رو بودیم:

یک بیماری خودایمنی خطرناک که در آن بدن تومور را به‌عنوان دشمن شناسایی می‌کند و علیه آن پادتن تولید می‌کند
اما فاجعه اینجاست که این پادتن‌ها مسیر خود را گم می‌کنند
به جای حمله به تومور، به گیرنده‌های NMDA در مغز حمله می‌کنند
سیستم ایمنی که قرار بود از بیمار محافظت کند، تصمیم گرفته بود به مغز او حمله کند.
در واقع بدن خودش در حال پاک کردن ذهن و حافظه او بود
به همین دلیل علائم در ابتدا کاملاً روان‌پزشکی به نظر می‌رسیدند
زیرا نخستین هدف این حمله خودایمنی، مغز بود
پس از آن، فروپاشی کامل عصبی آغاز شده بود

تأیید تشخیص

درخواست بررسی پادتن‌های ضد گیرنده NMDA در خون و مایع مغزی‌نخاعی را دادیم
با مشاهده تومور تخمدان و یافته‌های بالینی، تصویر بیماری کامل شد

آخرین نبرد
نبردی تمام‌عیار در ICU آغاز شد
نخست جراحی انجام شد و تومور برداشته شد؛ زیرا باید منبع اصلی تحریک سیستم ایمنی حذف می‌شد
سپس درمان‌های تهاجمی ایمنی آغاز شد:
کورتیکواستروئیدها
تعویض پلاسما
ایمونوگلوبولین وریدی
ریتوکسیماب

مبارزه دشوار بود
اما دست‌کم اکنون می‌دانستیم با چه دشمنی می‌جنگیم

بازگشت از آن سوی تاریکی

چند روز بعد...
همان دختری که به تخت بسته شده بود و با موجوداتی که فقط خودش می‌دید مبارزه می‌کرد، آرام چشمانش را باز کرد.
به پدرش نگاه کرد و فقط یک جمله گفت:
«بابا... من کجا هستم؟»

در همان لحظه پدرش از شدت گریه فرو ریخت.

این گریه، گریه بازگشت بود.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤195👍40👏29💔6