با توجه به Pale بودن، بهصورت اورژانسی CBC درخواست شد.
به دلیل WBC بسیار بالا (در چنین مواردی، بهویژه زمانی که شمارش گلبول سفید از حدود 100,000/µL فراتر میرود، احتمال خطای شمارش وجود دارد و ممکن است نیاز به رقیقسازی نمونه باشد)، نمونه چندین بار رقیق شد و در نهایت با رقیقسازی ۱:۱۰ شمارش صحیح به دست آمد.
CBC نهایی:
WBC: 938,000/µL
Hb: 7.2 g/dL
Plt: 62,000/µL
تشخیص نهایی بیمار لوسمی لنفوبلاستیک حاد (ALL) بود؛ موردی بسیار نادر با WBC نزدیک به یک میلیون که در شمار موارد هایپرلکوسیتوز شدید (Extreme Hyperleukocytosis) قرار میگیرد.
پ ن ادمین: هایپرلکوسیتوز (Hyperleukocytosis) به یک ناهنجاری آزمایشگاهی گفته میشود که تعاریف مختلفی برای آن ارائه شده است. معمولاً به شمارش کل گلبولهای سفید خون بیش از 50 × 10⁹/L (50,000 در میکرولیتر) یا بیش از 100 × 10⁹/L (100,000 در میکرولیتر) اطلاق میشود.
در مقابل، لکوستاز (Leukostasis) که با عنوان هایپرلکوسیتوز علامتدار نیز شناخته میشود، یک اورژانس پزشکی است که بیش از همه در بیماران مبتلا به لوسمی میلوئید حاد (AML) یا لوسمی میلوئید مزمن (CML) در فاز بحران بلاست (Blast Crisis) دیده میشود. این وضعیت با افزایش بسیار شدید تعداد سلولهای بلاست در خون و بروز علائم ناشی از کاهش خونرسانی (پرفیوژن) به بافتها مشخص میشود.
از نظر پاتولوژیک، لکوستاز زمانی تشخیص داده میشود که تجمع و انسداد رگهای کوچک (میکروواسکولار) توسط سلولهای سفید خون مشاهده شود. اما در عمل، تشخیص لکوستاز معمولاً بر اساس تظاهرات بالینی انجام میشود؛ بهگونهای که اگر بیماری مبتلا به لوسمی و هایپرلکوسیتوز، با دیسترس تنفسی یا علائم عصبی مراجعه کند، لکوستاز بهطور تجربی (Empirical) مطرح میشود.
درمان باید بدون تأخیر آغاز شود، زیرا در صورت عدم درمان، مرگومیر طی یک هفته حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد گزارش شده است.
UpToDate
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔44👍35❤29😱18🙏8💯1
ریگا–فده نوعی زخم تروماتیک است که در اثر ساییده شدن مکرر زبان به دندانها ایجاد میشود؛ بهویژه در نوزادانی که دندانهای هنگام تولد (Natal teeth) یا دندانهای روییده در ۳۰ روز اول زندگی (Neonatal teeth) دارند، یا پس از رویش دندانهای شیری فک پایین.
در هنگام شیر خوردن یا حرکات طبیعی زبان:
زبان بهطور مکرر به جلو و عقب حرکت میکند.
لبههای تیز دندانهای پایینی به سطح زیرین زبان ساییده میشوند.
این اصطکاک مداوم باعث آسیب مزمن مخاط زبان میشود.
در نتیجه، التهاب ایجاد شده و تجمع سلولهای التهابی، بهویژه ائوزینوفیلها، دیده میشود.
علائم بالینی
زخم دردناک در سطح زیرین یا نوک زبان
پوشیده شدن کف زخم با لایهای سفید یا زردرنگ از فیبرین
اختلال یا درد هنگام شیر خوردن
گاهی این ضایعه نخستین علامت در کودکانی است که اختلالات عصبی دارند و به دلیل فشار دادن مکرر زبان یا حرکات غیرارادی زبان ایجاد میشود.
ارتباط با اختلالات عصبی
این بیماری ممکن است در کودکانی با شرایط زیر دیده شود:
فلج مغزی (Cerebral palsy)
سایر اختلالات عصبی که باعث حرکت دادن مکرر زبان به جلو (Tongue thrusting) یا حرکات غیرارادی زبان میشوند.
بنابراین، وجود این زخم همراه با علائم عصبی، نیازمند ارزیابی کامل نورولوژیک است.
تشخیص
تشخیص معمولاً بالینی است. اما اگر زخم با برطرف کردن عامل اصطکاک بهبود نیابد، یا ظاهر غیرمعمولی داشته باشد، ممکن است بیوپسی برای رد سایر علل لازم باشد.
درمان
درمان بر حذف عامل اصطکاک استوار است و شامل موارد زیر است:
صاف کردن لبه تیز دندان یا استفاده از پوشش محافظ روی آن
پیگیری و تحت نظر گرفتن بیمار
در برخی موارد، بهویژه اگر دندان بسیار متحرک باشد، درمانهای محافظهکارانه مؤثر نباشند یا تغذیه کودک مختل شود، کشیدن دندان ممکن است ضروری باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤98👍6
یکی از خطاهای بزرگ شیوه ی پزشکی در روزگار ما، تخصص گرایی افراطی است یعنی یک پزشک، حتی اگر در حوزه ی تخصصی اش، متخصص خوبی باشد که خیلی وقت ها نیست، تمام هنرش تشخیص و درمان بیماری های همان حوزه ی تخصصی است و پایش را که از حوزه ی تخصصی خودش بیرون بگذارد با "شیخ عباس بنفشه ای"، هیچ فرقی ندارد در صورتی که یک بیمار، ممکن است کچل باشد و همزمان به اختلال نعوظ و سکته قلبی هم مبتلا شود!!!
این خانم ۳۳ ساله ، دو سه هفته پیش برای بررسی قلبی به مطب آمده بود. قلب بیمار چیز مهمی نداشت اما همان طور که در تصویر ضبط شده می بینید در لوب راست "تیرویید" ، ندولی دیده می شود که طبق TIRADS score ، مشکوک به بدخیمی است.
بیمار جهت تأیید تشخیص و اخذ مجوز انجام FNA به رادیولوژیست ارجاع شد که گزارش آن را می بینید هر چند در این گزارش ، توصیف Shape و composition ندول ، از قلم افتاده است.
خلاصه ،بیمار، سرطان PTC از آب در آمد و منطقاً بایستی برای درمان به جراحی ارجاع شود که اگر زیرمیزی هم می گیرد ، دست کم به غدد پاراتیرویید و عصب recurrent laryngeal بیمار آسیب نزند تا زیرمیزی اش حلال باشد!!
✍️ آقای دکتر افشین احمدپور (کاردیولوژیست)
🚩 🚩 @TebeAtfal
این خانم ۳۳ ساله ، دو سه هفته پیش برای بررسی قلبی به مطب آمده بود. قلب بیمار چیز مهمی نداشت اما همان طور که در تصویر ضبط شده می بینید در لوب راست "تیرویید" ، ندولی دیده می شود که طبق TIRADS score ، مشکوک به بدخیمی است.
بیمار جهت تأیید تشخیص و اخذ مجوز انجام FNA به رادیولوژیست ارجاع شد که گزارش آن را می بینید هر چند در این گزارش ، توصیف Shape و composition ندول ، از قلم افتاده است.
خلاصه ،بیمار، سرطان PTC از آب در آمد و منطقاً بایستی برای درمان به جراحی ارجاع شود که اگر زیرمیزی هم می گیرد ، دست کم به غدد پاراتیرویید و عصب recurrent laryngeal بیمار آسیب نزند تا زیرمیزی اش حلال باشد!!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61❤32👏20🏆3🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌊 روی تاریک مایعدرمانی: چرا بیمار شما با وجود «پاسخ به مایع»، دچار نارسایی کلیه میشود؟ (انقلاب VExUS)
در بخش ICU بیمار مبتلا به شوک سپتیک را در روز سوم بستری ویزیت میکنید. هنوز دچار افت فشار خون و الیگوری است.
تست بالا بردن غیرفعال پاها (Passive Leg Raise; PLR) را انجام میدهید و ناگهان برونده قلبی افزایش پیدا میکند. بنابراین بیمار Fluid Responsive است.
دستور معمول این است: «۵۰۰ میلیلیتر کریستالوئید دیگر تزریق کنید.»
اما روز بعد، کراتینین افزایش یافته و بیمار دچار ادم منتشر شده است.
❓ پس چه اتفاقی افتاده؟ مگر بیمار به مایع پاسخ نداده بود؟
افسانه «پاسخ به مایع»
سالها به ما آموزش دادهاند که اگر بیماری به مایع پاسخ دهد، حتماً باید مایع بیشتری دریافت کند.
اما این برداشت همیشه درست نیست.
اینکه قلب بتواند با دریافت مایع، خون بیشتری پمپ کند، به این معنا نیست که اندامهای بدن نیز توان تحمل مایع بیشتر را دارند.
گاهی شما فقط در حال تزریق مایع به سیستمی هستید که دیگر ظرفیت پذیرش آن را ندارد.
🔬 پاتوفیزیولوژی؛ کلیهای که غرق میشود
کلیه عضوی است که در یک کپسول نسبتاً غیرقابل اتساع قرار گرفته است.
پرفیوژن کلیه به اختلاف بین:
فشار متوسط شریانی (MAP)
و
فشار ورید مرکزی (CVP)
وابسته است.
اگر بیمار بیش از حد مایع دریافت کند، فشار ورید مرکزی بهشدت افزایش مییابد.
این افزایش فشار به عقب منتقل میشود:
ورید اجوف تحتانی
وریدهای کبدی
و در نهایت وریدهای کلیوی
⬅️ در نتیجه، کلیه دچار احتقان وریدی (Venous Congestion) میشود.
کلیه درون کپسول خود متورم شده، مویرگهایش تحت فشار قرار میگیرند و خونرسانی مؤثر کاهش مییابد؛ بنابراین تولید ادرار افت میکند.
🌊 به بیان ساده، در تلاش برای نجات کلیه، آن را غرق کردهاید.
💡 انقلاب بالینی: پروتکل VExUS
Venous Excess Ultrasound Score
امروزه مدیریت مایع بدون استفاده از سونوگرافی دیگر کافی نیست.
پروتکل VExUS با استفاده از سونوگرافی کنار تخت (POCUS) میزان احتقان سیستم وریدی را ارزیابی میکند.
1️⃣ . ورید اجوف تحتانی (IVC)
آیا قطر آن بیش از ۲ سانتیمتر است؟
آیا هنگام دم بهخوبی کلاپس نمیکند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمال احتقان وریدی مطرح است.
2️⃣ . وریدهای کبدی (Hepatic Vein Doppler)
آیا جریان سیستولی معکوس شده است؟
این یافته به نفع افزایش شدید فشارهای سمت راست قلب است.
3️⃣ . ورید پورت (Portal Vein Doppler)
آیا جریان طبیعی و پیوسته، به جریان ضربانی (Pulsatile) تبدیل شده است؟
این وضعیت نشاندهنده احتقان کبد است.
4️⃣ . وریدهای داخل کلیه (Intrarenal Venous Doppler)
آیا جریان وریدی بهجای پیوسته، منقطع شده است؟
این یافته نشانه احتقان شدید کلیه و خطر بالای آسیب حاد کلیه (AKI) است.
⭕️ نکته مهم کشیک
اگر بیمار VExUS درجه ۳ (احتقان شدید وریدی) داشته باشد:
حتی اگر Fluid Responsive باشد، نباید مایع بیشتری دریافت کند.
در چنین شرایطی بیمار معمولاً به اقدامات زیر نیاز دارد:
دیورتیکها (مانند فوروزماید)
اینوتروپها در صورت وجود اختلال عملکرد قلب
اولترافیلتراسیون (در بیماران منتخب)
هدف اصلی، کاهش احتقان وریدی (Decongestion) است، نه تزریق مایع بیشتر.
📌 نکته تکمیلی
ویدیوی پیوست، ارزیابی داپلری جریان ورید پورت را نشان میدهد که در آن ضربانی شدن شدید جریان (High Pulsatility) مشاهده میشود؛ یافتهای که پاتولوژیک است که نشان می دهد که بیمار از نظر وریدی "پر از مایع" است و تزریق مایع بیشتر ممکن است بهجای کمک، آسیب بیشتری به کلیه و سایر اندامها وارد کند.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
در بخش ICU بیمار مبتلا به شوک سپتیک را در روز سوم بستری ویزیت میکنید. هنوز دچار افت فشار خون و الیگوری است.
تست بالا بردن غیرفعال پاها (Passive Leg Raise; PLR) را انجام میدهید و ناگهان برونده قلبی افزایش پیدا میکند. بنابراین بیمار Fluid Responsive است.
دستور معمول این است: «۵۰۰ میلیلیتر کریستالوئید دیگر تزریق کنید.»
اما روز بعد، کراتینین افزایش یافته و بیمار دچار ادم منتشر شده است.
افسانه «پاسخ به مایع»
سالها به ما آموزش دادهاند که اگر بیماری به مایع پاسخ دهد، حتماً باید مایع بیشتری دریافت کند.
اما این برداشت همیشه درست نیست.
اینکه قلب بتواند با دریافت مایع، خون بیشتری پمپ کند، به این معنا نیست که اندامهای بدن نیز توان تحمل مایع بیشتر را دارند.
گاهی شما فقط در حال تزریق مایع به سیستمی هستید که دیگر ظرفیت پذیرش آن را ندارد.
🔬 پاتوفیزیولوژی؛ کلیهای که غرق میشود
کلیه عضوی است که در یک کپسول نسبتاً غیرقابل اتساع قرار گرفته است.
پرفیوژن کلیه به اختلاف بین:
فشار متوسط شریانی (MAP)
و
فشار ورید مرکزی (CVP)
وابسته است.
اگر بیمار بیش از حد مایع دریافت کند، فشار ورید مرکزی بهشدت افزایش مییابد.
این افزایش فشار به عقب منتقل میشود:
ورید اجوف تحتانی
وریدهای کبدی
و در نهایت وریدهای کلیوی
کلیه درون کپسول خود متورم شده، مویرگهایش تحت فشار قرار میگیرند و خونرسانی مؤثر کاهش مییابد؛ بنابراین تولید ادرار افت میکند.
🌊 به بیان ساده، در تلاش برای نجات کلیه، آن را غرق کردهاید.
Venous Excess Ultrasound Score
امروزه مدیریت مایع بدون استفاده از سونوگرافی دیگر کافی نیست.
پروتکل VExUS با استفاده از سونوگرافی کنار تخت (POCUS) میزان احتقان سیستم وریدی را ارزیابی میکند.
آیا قطر آن بیش از ۲ سانتیمتر است؟
آیا هنگام دم بهخوبی کلاپس نمیکند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمال احتقان وریدی مطرح است.
آیا جریان سیستولی معکوس شده است؟
این یافته به نفع افزایش شدید فشارهای سمت راست قلب است.
آیا جریان طبیعی و پیوسته، به جریان ضربانی (Pulsatile) تبدیل شده است؟
این وضعیت نشاندهنده احتقان کبد است.
آیا جریان وریدی بهجای پیوسته، منقطع شده است؟
این یافته نشانه احتقان شدید کلیه و خطر بالای آسیب حاد کلیه (AKI) است.
اگر بیمار VExUS درجه ۳ (احتقان شدید وریدی) داشته باشد:
حتی اگر Fluid Responsive باشد، نباید مایع بیشتری دریافت کند.
در چنین شرایطی بیمار معمولاً به اقدامات زیر نیاز دارد:
دیورتیکها (مانند فوروزماید)
اینوتروپها در صورت وجود اختلال عملکرد قلب
اولترافیلتراسیون (در بیماران منتخب)
هدف اصلی، کاهش احتقان وریدی (Decongestion) است، نه تزریق مایع بیشتر.
ویدیوی پیوست، ارزیابی داپلری جریان ورید پورت را نشان میدهد که در آن ضربانی شدن شدید جریان (High Pulsatility) مشاهده میشود؛ یافتهای که پاتولوژیک است که نشان می دهد که بیمار از نظر وریدی "پر از مایع" است و تزریق مایع بیشتر ممکن است بهجای کمک، آسیب بیشتری به کلیه و سایر اندامها وارد کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤45👍44👏18🏆9💔1
۷ درسی که از دستگاه دیالیز کلیه یاد گرفتم؛ درسهایی که فکر میکردم شاید در ۶۰ سالگی یاد بگیرم
من یک پسر ۱۹ ساله هستم. هفتهای سه بار دیالیز میشوم. مردم مرا میبینند که چهار ساعت به دستگاه وصل هستم و دلشان به حالم میسوزد. اما حقیقت این است که این دستگاه چیزهایی به من یاد داد که هیچ مدرسه یا دانشگاهی نتوانست یادم بدهد.
اگر منتظر هستی رنجها تمام شوند تا بعد زندگی را شروع کنی، این نوشته برای توست. آن را نگه دار، شاید روزی به کارت بیاید.
۱. سلامتی تضمینشده نیست
فکر میکردم سلامتی چیزی عادی است؛ مثل آنتن موبایل که همیشه در دسترس است. تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم کلیههایم دیگر نمیتوانند خونم را تصفیه کنند. آن روز فهمیدم سلامتی چیزی نیست که برای همیشه صاحبش باشی؛ بلکه امانتی روزانه از طرف خداست که باید هر لحظه بابت آن شکرگزار باشی، پیش از آنکه از تو گرفته شود.
۲. یک روز معمولی، خودش یک نعمت است
یک روز معمولی، بدون درد، بدون بیمارستان و بدون آزمایش... اصلاً معمولی نیست؛ بلکه یک عید است. ما خوشبختی را در سفر و پول جستوجو میکنیم، در حالی که گاهی خوشبختی در یک لیوان آب است که بتوانی بدون نگرانی بنوشی، یا در خوابی آرام و بدون درد.
۳. آدمها هنگام بحران دو دستهاند
وقتی بیمار میشوی، نیمی از دوستانت ناپدید میشوند و کسانی که هرگز انتظارش را نداشتی، مثل برادر کنار تو میایستند. دیالیز فقط خون را تصفیه نمیکند؛ آدمها را هم برایت غربال میکند و نشان میدهد چه کسی واقعاً دوستت دارد و چه کسی فقط تا وقتی حالِ تو خوب بود کنارت بود.
۴. قدرت یعنی ادامه دادن، نه گریه نکردن
قبلاً فکر میکردم آدم قوی کسی است که اشک نریزد. اما در بخش دیالیز بارها گریه کردم و فهمیدم قدرت واقعی این است که گریه کنی، از جا بلند شوی، اشکهایت را پاک کنی و با لبخند چهار ساعت دیگر درمانت را ادامه بدهی. قدرت یعنی تحمل کردن و ادامه دادن.
۵. زمان، ارزشمندترین سرمایه است
هفتهای ۱۲ ساعت روی دستگاه، ماهی ۴۸ ساعت و سالی ۵۷۶ ساعت از عمرم صرف دیالیز میشود. آنجا فهمیدم پول را میتوان دوباره به دست آورد، اما زمان هرگز برنمیگردد. وقتت را با نفرت، کینه و حرفهای بیهوده هدر نده. هر دقیقهای که سالم و بیرون از بیمارستان زندگی میکنی، یک گنج واقعی است.
۶. برنامههای تو از مهربانی خدا مهمتر نیستند
برای ورود به یک رشته دانشگاهی، سفر و کار برنامه داشتم. اما همه برنامههایم با نتیجه یک آزمایش، در یک روز تغییر کرد. یاد گرفتم برنامهریزی کنم، اما نتیجه را به خدا بسپارم. آینده در اختیار تو نیست؛ آنچه در اختیار توست، فقط تلاش امروز توست.
۷. امید فقط یک کلمه نیست؛ امید یعنی هر جلسه درمان
برای من امید، یک جمله انگیزشی در شبکههای اجتماعی نیست. امید یعنی تزریقی که انجام میشود، دستگاهی که چراغ سبزش روشن میشود و پزشکی که میگوید: «نتایج آزمایش امروزت خوب است.» امید یعنی کارهای کوچک و مثبتی که هر روز تکرار میشوند.
این نوشته را برای این ننوشتم که غمگینت کنم؛ نوشتم تا شاید نگاهت به زندگی عوض شود.
بلند شو، یک لیوان آب بنوش و خدا را شکر کن. بلند شو، با مادرت صحبت کن. بلند شو و رویایی را که مدام به تعویق انداختهای، شروع کن. بلند شو و روز معمولیات را طوری زندگی کن که انگار یکی از روزهای عید است.
🚩 🚩 @TebeAtfal
من یک پسر ۱۹ ساله هستم. هفتهای سه بار دیالیز میشوم. مردم مرا میبینند که چهار ساعت به دستگاه وصل هستم و دلشان به حالم میسوزد. اما حقیقت این است که این دستگاه چیزهایی به من یاد داد که هیچ مدرسه یا دانشگاهی نتوانست یادم بدهد.
اگر منتظر هستی رنجها تمام شوند تا بعد زندگی را شروع کنی، این نوشته برای توست. آن را نگه دار، شاید روزی به کارت بیاید.
۱. سلامتی تضمینشده نیست
فکر میکردم سلامتی چیزی عادی است؛ مثل آنتن موبایل که همیشه در دسترس است. تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم کلیههایم دیگر نمیتوانند خونم را تصفیه کنند. آن روز فهمیدم سلامتی چیزی نیست که برای همیشه صاحبش باشی؛ بلکه امانتی روزانه از طرف خداست که باید هر لحظه بابت آن شکرگزار باشی، پیش از آنکه از تو گرفته شود.
۲. یک روز معمولی، خودش یک نعمت است
یک روز معمولی، بدون درد، بدون بیمارستان و بدون آزمایش... اصلاً معمولی نیست؛ بلکه یک عید است. ما خوشبختی را در سفر و پول جستوجو میکنیم، در حالی که گاهی خوشبختی در یک لیوان آب است که بتوانی بدون نگرانی بنوشی، یا در خوابی آرام و بدون درد.
۳. آدمها هنگام بحران دو دستهاند
وقتی بیمار میشوی، نیمی از دوستانت ناپدید میشوند و کسانی که هرگز انتظارش را نداشتی، مثل برادر کنار تو میایستند. دیالیز فقط خون را تصفیه نمیکند؛ آدمها را هم برایت غربال میکند و نشان میدهد چه کسی واقعاً دوستت دارد و چه کسی فقط تا وقتی حالِ تو خوب بود کنارت بود.
۴. قدرت یعنی ادامه دادن، نه گریه نکردن
قبلاً فکر میکردم آدم قوی کسی است که اشک نریزد. اما در بخش دیالیز بارها گریه کردم و فهمیدم قدرت واقعی این است که گریه کنی، از جا بلند شوی، اشکهایت را پاک کنی و با لبخند چهار ساعت دیگر درمانت را ادامه بدهی. قدرت یعنی تحمل کردن و ادامه دادن.
۵. زمان، ارزشمندترین سرمایه است
هفتهای ۱۲ ساعت روی دستگاه، ماهی ۴۸ ساعت و سالی ۵۷۶ ساعت از عمرم صرف دیالیز میشود. آنجا فهمیدم پول را میتوان دوباره به دست آورد، اما زمان هرگز برنمیگردد. وقتت را با نفرت، کینه و حرفهای بیهوده هدر نده. هر دقیقهای که سالم و بیرون از بیمارستان زندگی میکنی، یک گنج واقعی است.
۶. برنامههای تو از مهربانی خدا مهمتر نیستند
برای ورود به یک رشته دانشگاهی، سفر و کار برنامه داشتم. اما همه برنامههایم با نتیجه یک آزمایش، در یک روز تغییر کرد. یاد گرفتم برنامهریزی کنم، اما نتیجه را به خدا بسپارم. آینده در اختیار تو نیست؛ آنچه در اختیار توست، فقط تلاش امروز توست.
۷. امید فقط یک کلمه نیست؛ امید یعنی هر جلسه درمان
برای من امید، یک جمله انگیزشی در شبکههای اجتماعی نیست. امید یعنی تزریقی که انجام میشود، دستگاهی که چراغ سبزش روشن میشود و پزشکی که میگوید: «نتایج آزمایش امروزت خوب است.» امید یعنی کارهای کوچک و مثبتی که هر روز تکرار میشوند.
این نوشته را برای این ننوشتم که غمگینت کنم؛ نوشتم تا شاید نگاهت به زندگی عوض شود.
بلند شو، یک لیوان آب بنوش و خدا را شکر کن. بلند شو، با مادرت صحبت کن. بلند شو و رویایی را که مدام به تعویق انداختهای، شروع کن. بلند شو و روز معمولیات را طوری زندگی کن که انگار یکی از روزهای عید است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤108👏66💔22🙏10👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت پنجم نوار قلب سریع از سمینار یکروزه نوار قلب سریع
قسمت چهارم:🔽
https://t.me/TebeAtfal/32420
🗣 آقای دکتر محمد تقی مجنون (فوق تخصص قلب کودکان)
🚩 🚩 @TebeAtfal
قسمت چهارم:
https://t.me/TebeAtfal/32420
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍79👏31❤1💯1
اگر علاقهمند به دسترسی به آخرین دوره Echo Essentials for Fellows in Training هستید
لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤18👏8👍7⚡3🔥1🎉1🏆1
🪖🩸 از تنگه هرمز تا ICU: چرا الگوریتم «ABCDE» زیر آتش کارایی ندارد؟
👩💻 همانطور که قبلا نوشته بودم با توجه به اینکه بیشتر اعضای کانال طب اطفال در ایران و افغانستان، زندگی و طبابت میکنند و جنگ و بمباران جزیی از واقعیت روزمره آنهاست، چند پست درباره مواجهه با این شرایط در کانال منتشر کردهام؛ از سندرم لهشدگی تا سندرم کمپارتمان حاد، و امروز هم درباره پروتکل MARCH مینویسم.
در دانشکده پزشکی، همه ما اصول ATLS را بهخوبی یاد گرفتهایم: در برخورد با بیمار دچار تروما، ترتیب مقدس ارزیابی ABCDE است.
و A: راه هوایی (Airway)؛ همیشه اولین اولویت، درست است و اگر بیمار نفس نکشد، جان خود را از دست میدهد.
اما این صحنه را تصور کنید:
بیماری (یا یک سرباز) با قطع عضو تروماتیک یا زخم گلوله یا ترکش در شریان فمورال وارد اورژانس میشود.
اگر شما کنار سر بیمار بایستید، لارنگوسکوپ را آماده کنید، ترشحات را ساکشن کنید و برای لولهگذاری تراشه (مرحله A) اقدام کنید، بیمار در همان حدود ۶۰ ثانیهای که صرف تثبیت راه هوایی میکنید، بر اثر خونریزی جان خود را از دست خواهد داد.
در نهایت، شما یک راه هوایی کاملاً ایدهآل... در یک جسد خواهید داشت.💀
🍆 تغییر پارادایم: تولد پروتکل MARCH
پزشکی تاکتیکی نظامی (TCCC) با تجربهای که از میدانهای نبرد به دست آورد، نشان داد که در تروماهای شدید یا نافذ، شایعترین علت قابل پیشگیری مرگ، خفگی نیست؛ بلکه خونریزی کنترلنشده و کشنده است.
به همین دلیل، الگوریتم کلاسیک تغییر کرد و پروتکل MARCH به وجود آمد.
🩸🔤 خونریزی شدید (Massive Hemorrhage)
پیش از آنکه به تنفس بیمار فکر کنید، ابتدا خونریزی را متوقف کنید.
استفاده سریع و تهاجمی از تورنیکه (بهصورت High and Tight؛ یعنی در قسمت پروگزیمال اندام و محکم بسته شود).
استفاده از پانسمانهای هموستاتیک.
اگر خونی در گردش نباشد، وجود اکسیژن در ریهها هیچ کمکی نخواهد کرد.
🫁🔤 راه هوایی (Airway)
پس از کنترل خونریزی، راه هوایی را ایمن کنید؛ با وضعیتدهی مناسب، استفاده از راههای هوایی کمکی یا در صورت نیاز، لولهگذاری تراشه.
🌬️🔤 تنفس (Respiration)
زخمهای مکنده قفسه سینه را با پانسمان مناسب ببندید.
پنوموتوراکس تحت فشار را بدون تأخیر تشخیص داده و دکمپرسیون انجام دهید.
💉🔤 گردش خون (Circulation)
دسترسی وریدی یا داخلاستخوانی برقرار کنید.
اسید ترانکسامیک (TXA) را در زمان مناسب آغاز کنید.
بیمار را برای دریافت خون کامل یا اجرای پروتکل انتقال خون انبوه (Massive Transfusion Protocol) آماده کنید.
(دیگر زمان تزریق چندین لیتر سرم نرمال سالین گذشته است؛ اما این موضوع را در مطلبی دیگر بررسی خواهیم کرد.)
🥶🔤 هیپوترمی و آسیب مغزی (Hypothermia / Head Injury)
از سرد شدن بیمار به هر قیمتی جلوگیری کنید.
بیمار هیپوترمیک توانایی انعقاد مناسب خون را از دست میدهد و وارد سهگانه مرگبار (Lethal Triad) میشود.
💡 نکته مهم کشیک
الگوریتم ABCDE همچنان برای بیشتر تروماهای بلانت (غیرنافذ) مانند تصادفات رانندگی بسیار مناسب است.
اما اگر با ترومای نافذ شدید، زخمهای گلوله یا آسیبهای ناشی از انفجار روبهرو شدید، باید نوع نگاه خود را تغییر دهید.
در این شرایط، حرف «M» (کنترل خونریزی شدید) همیشه قبل از حرف «A» (راه هوایی) قرار میگیرد.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
در دانشکده پزشکی، همه ما اصول ATLS را بهخوبی یاد گرفتهایم: در برخورد با بیمار دچار تروما، ترتیب مقدس ارزیابی ABCDE است.
و A: راه هوایی (Airway)؛ همیشه اولین اولویت، درست است و اگر بیمار نفس نکشد، جان خود را از دست میدهد.
اما این صحنه را تصور کنید:
بیماری (یا یک سرباز) با قطع عضو تروماتیک یا زخم گلوله یا ترکش در شریان فمورال وارد اورژانس میشود.
اگر شما کنار سر بیمار بایستید، لارنگوسکوپ را آماده کنید، ترشحات را ساکشن کنید و برای لولهگذاری تراشه (مرحله A) اقدام کنید، بیمار در همان حدود ۶۰ ثانیهای که صرف تثبیت راه هوایی میکنید، بر اثر خونریزی جان خود را از دست خواهد داد.
در نهایت، شما یک راه هوایی کاملاً ایدهآل... در یک جسد خواهید داشت.
پزشکی تاکتیکی نظامی (TCCC) با تجربهای که از میدانهای نبرد به دست آورد، نشان داد که در تروماهای شدید یا نافذ، شایعترین علت قابل پیشگیری مرگ، خفگی نیست؛ بلکه خونریزی کنترلنشده و کشنده است.
به همین دلیل، الگوریتم کلاسیک تغییر کرد و پروتکل MARCH به وجود آمد.
🩸
پیش از آنکه به تنفس بیمار فکر کنید، ابتدا خونریزی را متوقف کنید.
استفاده سریع و تهاجمی از تورنیکه (بهصورت High and Tight؛ یعنی در قسمت پروگزیمال اندام و محکم بسته شود).
استفاده از پانسمانهای هموستاتیک.
اگر خونی در گردش نباشد، وجود اکسیژن در ریهها هیچ کمکی نخواهد کرد.
🫁
پس از کنترل خونریزی، راه هوایی را ایمن کنید؛ با وضعیتدهی مناسب، استفاده از راههای هوایی کمکی یا در صورت نیاز، لولهگذاری تراشه.
🌬️
زخمهای مکنده قفسه سینه را با پانسمان مناسب ببندید.
پنوموتوراکس تحت فشار را بدون تأخیر تشخیص داده و دکمپرسیون انجام دهید.
💉
دسترسی وریدی یا داخلاستخوانی برقرار کنید.
اسید ترانکسامیک (TXA) را در زمان مناسب آغاز کنید.
بیمار را برای دریافت خون کامل یا اجرای پروتکل انتقال خون انبوه (Massive Transfusion Protocol) آماده کنید.
(دیگر زمان تزریق چندین لیتر سرم نرمال سالین گذشته است؛ اما این موضوع را در مطلبی دیگر بررسی خواهیم کرد.)
🥶
از سرد شدن بیمار به هر قیمتی جلوگیری کنید.
بیمار هیپوترمیک توانایی انعقاد مناسب خون را از دست میدهد و وارد سهگانه مرگبار (Lethal Triad) میشود.
الگوریتم ABCDE همچنان برای بیشتر تروماهای بلانت (غیرنافذ) مانند تصادفات رانندگی بسیار مناسب است.
اما اگر با ترومای نافذ شدید، زخمهای گلوله یا آسیبهای ناشی از انفجار روبهرو شدید، باید نوع نگاه خود را تغییر دهید.
در این شرایط، حرف «M» (کنترل خونریزی شدید) همیشه قبل از حرف «A» (راه هوایی) قرار میگیرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👏44💔28👍12🔥9
در ادامه نصائح
👩💻 ۴۳ توصیه مهم در مراقبتهای ویژه (ICU)
۱- اگر در ICU جراحی کار میکنی، برای هر بیماری که بستری میشود، شماره تلفن جراح مسئول، تلفن منزل و حتی شماره همسر او را داشته باش؛ چون ممکن است بعداً دیگر نتوانی به او دسترسی پیدا کنی
۲- بیمار نباید از برانکارد به تخت ICU منتقل شود، مگر اینکه جراح و متخصص بیهوشی را ببینی و بیمار را بهطور کامل تحویل بگیری.
تا زمانی که بیمار روی برانکارد است، تو قدرت بیشتری داری و باید از این موقعیت استفاده کنی؛ اما به محض اینکه بیمار روی تخت ICU قرار گرفت، ممکن است دیگر کسی به حرفت توجه نکند.
۳- در ICU جراحی مغز و اعصاب متوجه میشوی که جراحان همیشه معتقدند Chest infection علت کماست، نه آسیب خود مغز بیمار.
سعی نکن آنها را قانع کنی که چیز دیگری است؛ امیدی نیست.
۴- در ICU نوروسرجری، معمولاً جراح معتقد است لوله تراشه (Endotracheal tube) باعث بدتر شدن بیمار شده و خارج کردن آن باعث بهبود میشود.
سعی نکن او را قانع کنی که لوله تراشه برای محافظت از بیمار است؛ باز هم احتمالاً فایدهای ندارد.
۵- اگر در بیمارستان خصوصی کار میکنی، به برگه پذیرش بیمار نگاه کن؛ چیزهای زیادی متوجه میشوی.
اگر بیمار خصوصی باشد، ممکن است جراح روزی ۱۰ بار بالای سر بیمار بیاید.
اما اگر بیمار بیمارستان دولتی باشد، اغلب ممکن است اصلاً جراح را نبینی و حتی بیمار نداند چه کسی او را عمل کرده است
۶- اگر در بیمارستان دولتی کار میکنی، باز هم باید بدانی بیمار از کجا آمده است.
اگر بیمار الکتیو از لیست جراحی باشد، جراحان مرتب بالای سر بیمار هستند و نگران اویند؛ اگر حتی شیر مرغ بخواهی برایش تهیه میکنند!
اما اگر بیمار ترومایی باشد، خدا به دادت برسد؛ ممکن است خودت مسئول پانسمان روزانه، ارزیابی وضعیت بیمار و حتی پیگیری عمل او شوی
۷- در جراحی عمومی یک ارثیه ی موروثی هست: هر عارضه جراحی بیمار را به کمبود آلبومین نسبت میدهند.
سعی نکن آنها را متقاعد کنی که گاهی برعکس است.
اما دنبالهرو این باور نشو و بیدلیل آلبومین تجویز نکن، چون مشکلات زیادی ایجاد میکند
۸- آلبومین را در دو مورد تجویز کن:
تخلیه آسیت (Tapping ascites)
سندرم هپاتورنال (Hepatorenal syndrome)
در سایر موارد معمولاً تجویزش نکن.
۹- زخم بستر (Pressure ulcer) را خودت معاینه کن
۱۰- دو چیز بسیار مهم در ICU:
لارنگوسکوپ
باتری لارنگوسکوپ
۱۱- اگر در هر ICU کار میکنی و موفق شدهای دو کار انجام دهی:
بیمار عفونت نگیرد.
هیچ عارضه بزرگ قابل پیشگیری (Major adverse event) رخ ندهد
مثلاً:
خارج شدن ناخواسته لوله تراشه
خراب بودن لارنگوسکوپ
ایست قلبی بدون اینکه کسی متوجه شود
دریافت داروی اشتباه و...
مطمئن باش در یک ICU در سطح جهانی کار میکنی.
۱۲- نگه داشتن بیماری در ICU وقتی واقعاً نیاز به ICU ندارد، از نظر من گناه بزرگی است؛ تقریباً شبیه قتل غیرعمد، چون تخت ICU اشغالشده ممکن است برای بیماری باشد که در حال مرگ است و جایی برای بستری ندارد
۱۳- اگر در فراخواندن متخصص قلب مشکل داری، اکوکاردیوگرافی یاد بگیر و خودت را راحت کن
اگر با فراخوان متخصص ریه مشکل داری، برونکوسکوپی یاد بگیر
اگر با متخصص رادیولوژی مشکل داری، سونوگرافی یاد بگیر
اگر با متخصص ENT مشکل داری، تراکئوستومی پرکوتانئوس (Percutaneous tracheostomy) یاد بگیر
بعد از مدتی متوجه میشوی که تقریباً همه تخصصها را یاد گرفتهای؛ این کاملاً طبیعی است.
۱۴- هر چیزی را که میتوانی از بیمار خارج کنی، خارج کن:
لوله تراشه
لوله معده (Ryle tube)
کاتتر
درن
حواست باشد که لوله معده (Ryle) برای هر انسانی بسیار آزاردهنده است، بنابراین سعی کن هرچه سریعتر آن را خارج کنی.
۱۵- باید پرستار بتواند بهراحتی تو را پیدا کند و اگر وضعیت اورژانسی پیش آمد، بتوانی در کمتر از یک دقیقه به بیمار برسی.
اگر محل کارت دورتر از این است یا پرستار نداند کجا هستی، یعنی عملاً در ICU حضور نداری
۱۶- اگر از همان ابتدا برای خانواده بیمار وقت بگذاری و شدت بیماری و جزئیات وضعیت را برایشان توضیح دهی، بعداً از مشکلات زیادی راحت میشوی
اگر بیمار وضعیت خوبی ندارد، تصویر بیش از حد امیدوارکننده به خانواده نده
۱۷- تجربه پرستار قدیمی را دستکم نگیر
۱۸- هیچ اسیدوز متابولیکی را دست کم نگیر، حتی اگر ظاهر بیمار خوب و آرام به نظر برسد
۱۹- در اوایل کار حرفهای، مدتی در بخش بیهوشی کار کن.
تأثیر زیادی روی مهارتهای تو خواهد داشت.
مطمئن باش پزشک ICU که حتی یک ماه تجربه بیهوشی دارد، در بسیاری از موارد با دیگران تفاوت دارد.
۲۰- آنتیبیوتیک مهمترین بخش برگه درمان است
نباید بدون منطق یا بدون پیروی از پروتکل نوشته شود
۲۱- لازم نیست در تمام مودهای دستگاه ونتیلاتور کاملاً متخصص باشی، اما لطفاً آلارمهای دستگاه را جدی بگیر
🔽 🔽 🔽
۱- اگر در ICU جراحی کار میکنی، برای هر بیماری که بستری میشود، شماره تلفن جراح مسئول، تلفن منزل و حتی شماره همسر او را داشته باش؛ چون ممکن است بعداً دیگر نتوانی به او دسترسی پیدا کنی
۲- بیمار نباید از برانکارد به تخت ICU منتقل شود، مگر اینکه جراح و متخصص بیهوشی را ببینی و بیمار را بهطور کامل تحویل بگیری.
تا زمانی که بیمار روی برانکارد است، تو قدرت بیشتری داری و باید از این موقعیت استفاده کنی؛ اما به محض اینکه بیمار روی تخت ICU قرار گرفت، ممکن است دیگر کسی به حرفت توجه نکند.
۳- در ICU جراحی مغز و اعصاب متوجه میشوی که جراحان همیشه معتقدند Chest infection علت کماست، نه آسیب خود مغز بیمار.
سعی نکن آنها را قانع کنی که چیز دیگری است؛ امیدی نیست.
۴- در ICU نوروسرجری، معمولاً جراح معتقد است لوله تراشه (Endotracheal tube) باعث بدتر شدن بیمار شده و خارج کردن آن باعث بهبود میشود.
سعی نکن او را قانع کنی که لوله تراشه برای محافظت از بیمار است؛ باز هم احتمالاً فایدهای ندارد.
۵- اگر در بیمارستان خصوصی کار میکنی، به برگه پذیرش بیمار نگاه کن؛ چیزهای زیادی متوجه میشوی.
اگر بیمار خصوصی باشد، ممکن است جراح روزی ۱۰ بار بالای سر بیمار بیاید.
اما اگر بیمار بیمارستان دولتی باشد، اغلب ممکن است اصلاً جراح را نبینی و حتی بیمار نداند چه کسی او را عمل کرده است
۶- اگر در بیمارستان دولتی کار میکنی، باز هم باید بدانی بیمار از کجا آمده است.
اگر بیمار الکتیو از لیست جراحی باشد، جراحان مرتب بالای سر بیمار هستند و نگران اویند؛ اگر حتی شیر مرغ بخواهی برایش تهیه میکنند!
اما اگر بیمار ترومایی باشد، خدا به دادت برسد؛ ممکن است خودت مسئول پانسمان روزانه، ارزیابی وضعیت بیمار و حتی پیگیری عمل او شوی
۷- در جراحی عمومی یک ارثیه ی موروثی هست: هر عارضه جراحی بیمار را به کمبود آلبومین نسبت میدهند.
سعی نکن آنها را متقاعد کنی که گاهی برعکس است.
اما دنبالهرو این باور نشو و بیدلیل آلبومین تجویز نکن، چون مشکلات زیادی ایجاد میکند
۸- آلبومین را در دو مورد تجویز کن:
تخلیه آسیت (Tapping ascites)
سندرم هپاتورنال (Hepatorenal syndrome)
در سایر موارد معمولاً تجویزش نکن.
۹- زخم بستر (Pressure ulcer) را خودت معاینه کن
۱۰- دو چیز بسیار مهم در ICU:
لارنگوسکوپ
باتری لارنگوسکوپ
۱۱- اگر در هر ICU کار میکنی و موفق شدهای دو کار انجام دهی:
بیمار عفونت نگیرد.
هیچ عارضه بزرگ قابل پیشگیری (Major adverse event) رخ ندهد
مثلاً:
خارج شدن ناخواسته لوله تراشه
خراب بودن لارنگوسکوپ
ایست قلبی بدون اینکه کسی متوجه شود
دریافت داروی اشتباه و...
مطمئن باش در یک ICU در سطح جهانی کار میکنی.
۱۲- نگه داشتن بیماری در ICU وقتی واقعاً نیاز به ICU ندارد، از نظر من گناه بزرگی است؛ تقریباً شبیه قتل غیرعمد، چون تخت ICU اشغالشده ممکن است برای بیماری باشد که در حال مرگ است و جایی برای بستری ندارد
۱۳- اگر در فراخواندن متخصص قلب مشکل داری، اکوکاردیوگرافی یاد بگیر و خودت را راحت کن
اگر با فراخوان متخصص ریه مشکل داری، برونکوسکوپی یاد بگیر
اگر با متخصص رادیولوژی مشکل داری، سونوگرافی یاد بگیر
اگر با متخصص ENT مشکل داری، تراکئوستومی پرکوتانئوس (Percutaneous tracheostomy) یاد بگیر
بعد از مدتی متوجه میشوی که تقریباً همه تخصصها را یاد گرفتهای؛ این کاملاً طبیعی است.
۱۴- هر چیزی را که میتوانی از بیمار خارج کنی، خارج کن:
لوله تراشه
لوله معده (Ryle tube)
کاتتر
درن
حواست باشد که لوله معده (Ryle) برای هر انسانی بسیار آزاردهنده است، بنابراین سعی کن هرچه سریعتر آن را خارج کنی.
۱۵- باید پرستار بتواند بهراحتی تو را پیدا کند و اگر وضعیت اورژانسی پیش آمد، بتوانی در کمتر از یک دقیقه به بیمار برسی.
اگر محل کارت دورتر از این است یا پرستار نداند کجا هستی، یعنی عملاً در ICU حضور نداری
۱۶- اگر از همان ابتدا برای خانواده بیمار وقت بگذاری و شدت بیماری و جزئیات وضعیت را برایشان توضیح دهی، بعداً از مشکلات زیادی راحت میشوی
اگر بیمار وضعیت خوبی ندارد، تصویر بیش از حد امیدوارکننده به خانواده نده
۱۷- تجربه پرستار قدیمی را دستکم نگیر
۱۸- هیچ اسیدوز متابولیکی را دست کم نگیر، حتی اگر ظاهر بیمار خوب و آرام به نظر برسد
۱۹- در اوایل کار حرفهای، مدتی در بخش بیهوشی کار کن.
تأثیر زیادی روی مهارتهای تو خواهد داشت.
مطمئن باش پزشک ICU که حتی یک ماه تجربه بیهوشی دارد، در بسیاری از موارد با دیگران تفاوت دارد.
۲۰- آنتیبیوتیک مهمترین بخش برگه درمان است
نباید بدون منطق یا بدون پیروی از پروتکل نوشته شود
۲۱- لازم نیست در تمام مودهای دستگاه ونتیلاتور کاملاً متخصص باشی، اما لطفاً آلارمهای دستگاه را جدی بگیر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤46👍40👏25🙏10🔥2💊2
۲۲- تعریف رزیدنت ICU:
کسی است که بتواند بیمار را با تمام جزئیات، شامل:
شرح حال
آزمایشها
تصویربرداریها
روند بیماری
تحویل بگیرد و تحویل دهد
همچنین باید بتواند ABC بیمار را بدون کمک انجام دهد. ABC شامل:
لولهگذاری تراشه
تهویه مکانیکی
گذاشتن لاینها
احیای قلبی ریوی
داروهای اینوتروپ (Inotropes)
و CPR بدون کمک دیگران
کسی که این تواناییها را ندارد، ممکن است پزشک عمومی/اینترن خوبی باشد، اما رزیدنت ICU محسوب نمیشود
۲۳- اگر اشباع اکسیژن بیمار کاهش پیدا کرد (Desaturation)، اولین اقدام:
گوش دادن به صدای ریه بیمار با گوشی پزشکی است
۲۴- هر روز شخصاً لارنگوسکوپ را بررسی کن.
لطفاً مطمئن شو:
روشن میشود.
چراغ آن کار میکند.
وقتی روشن است آن را محکم تکان بده تا مطمئن شوی لامپ و اتصال آن مشکل ندارد
۲۵- تعویض کاتتر ورید مرکزی (CVL) روی گاید وایر ممنوع است.
حتی اگر میلیونها سال تلاش کنی، نمیتوانی بدون خراب کردن استریل بودن کاتتر جدید، این کار را همیشه با اطمینان انجام دهی
۲۶- چیزی به نام «بیمار ناگهان بدحال شد» وجود ندارد؛ بلکه تو ناگهان متوجه شدی.
همچنین چیزی به نام «بیمار بدون دلیل ایست کرد» وجود ندارد؛ تو علائم هشدار را ندیدی
قبل از توقف قلب، معمولاً مرحلهای وجود دارد مثل:
برادیکاردی
افت فشار خون
که میتوان در آن مداخله کرد.
بهجز مواردی مثل:
ترومبوآمبولی وسیع
سندرم کرونری حاد وسیع
معمولاً بیماری که پایدار بوده نباید در یک لحظه فوت کند
۲۷- بیمار نورولوژی که سن کمی دارد و بعد از Trauma مراجعه کرده، هرگز امیدت را از دست نده.
ممکن است حتی با وضعیت بسیار بد اولیه، بهبود پیدا کند و به زندگی برگردد.
۲۸- وقتی کشت میفرستی، لطفاً نتیجه آن را پیگیری کن، به جای اینکه هر دو روز یک کشت جدید بفرستی
هر کشت خلط معمولاً بزاقی (Salivary) درمیآید، مگر اینکه اتفاق خاصی رخ دهد؛ بنابراین بهتر است نمونه را خودت تهیه کنی
۲۹- اگر سوکسینیلکولین (Succinylcholine) در ICU نداری، بدان که بعضی بیماران ممکن است هنگام گذاشتن لوله تراشه فوت کنند
۳۰- آزمایشهای روتین و بیدلیل درخواست نکن
فکر کن و فقط موارد ضروری را درخواست کن
آزمایش کامل روزانه:
در بیمارستان دولتی = هدر دادن منابع عمومی
در بیمارستان خصوصی = هزینه اضافی برای بیمار
۳۱- مایعات:
محلولهای کلوئیدی نشاستهای (Starch colloids) دیگر در ICU جایگاهی ندارند.
برای هر بیماری فقط به دلیل بالا بودن INR یا اختلال انعقادی، پلاسما یا پلاکت نده.
ما فقط عدد آزمایش را اصلاح نمیکنیم؛ درمان باید برای بیمار باشد.
پلاسما یا پلاکت را زمانی بده که:
بیمار خونریزی دارد
یا قرار است تحت عمل جراحی قرار گیرد
۳۲- چیزی به نام مرطوبکننده هوا (Humidifier) وجود دارد که باید فعال باشد و آب مقطر داشته باشد.
در غیر این صورت، هوای خشک واردشونده به بیمار باعث میشود ترشحات داخل لوله تراشه خشک شده و مرتب لوله مسدود شود.
جایگزین آن: HME filter (Heat Moisture Exchange filter)
این موضوع بسیار مهم است و خیلیها به آن توجه نمیکنند
۳۳- مرتب دستهایت را بشوی.
به یاد داشته باش که مبارزه اصلی با عفونت، جلوگیری از آن است، نه نوشتن آنتیبیوتیکهای گران
۳۴- اگر خواب سنگینی داری و برای بیدار شدن از خواب نیاز به آژیر آمبولانس داری، شیفت شب ICU نگیر؛ چون فایدهای ندارد
۳۵- پتاسیم را بدون پمپ سرنگی (Syringe pump) اصلاح نکن.
اگر پمپ سرنگی نداری، پایین بودن پتاسیم را رها کردن، گاهی از اصلاح غیرایمن آن بهتر است
۳۶- داروهای وازواکتیو مثل آدرنالین و مشابه آن باید در مسیر جداگانه (Separate line) داده شوند
نباید با مایعات دیگر مشترک باشند و CVP از همان مسیر گرفته نشود
خودت بررسی کن
همچنین فراموش نکن که گاهی لاین مرکزی ممکن است زیر پوست قرار گرفته باشد و کسی متوجه نشده باشد
۳۷- وسط بخش غذا نخور و ننوش.
ظاهرت شبیه کارمندانی میشود که وسط اداره بساط صبحانه پهن کردهاند یا دارند سبزی خرد میکنند!
۳۸- اگر بیمار چندتخصصی داری (مثلاً: ارتوپدی + عروق + نوروسرجری)
هنگام انتقال از ICU، هر رزیدنت ممکن است بگوید: «دیگر به من نیاز ندارد.»
و تو بین آنها گرفتار میشوی.
راه ساده: هرکس گفت بیمار را نمیخواهد، بگو: «پس برگه ترخیص بنویس.»
اگر همه برگه ترخیص نوشتند، بیمار را به خانه بفرست!
۳۹- حداقل ۵۰٪ موارد کاهش حجم ادرار (Oliguria) به دلیل بسته بودن یا مشکل کاتتر ادراری است
۴۰- اگر میتوانی بیمار را روی صندلی بنشان، حتی روزی دو ساعت
اگر توانایی دارد، کمک کن راه برود
۴۱- اگر توانستی بیماران را با تعادل مایع منفی (Negative balance) از ICU خارج کن.
و اگر توانستی قبل از جدا کردن بیمار از ونتیلاتور یک دوز لازیکس بدهی، انجام بده
۴۲- زخم جراحی بیمار را خودت بررسی کن
۴۳- آخرین توصیه:
لارنگوسکوپ را فراموش نکن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤64👍51👏18🙏8🔥1
«من نفرین پدرم را در خونم حمل میکنم دکتر… حس میکنم قلبم هم مثل او از کار خواهد افتاد!» 💔😰
«پدرم در همین سنی که من هستم، ناگهان فوت کرد… قلبش ایستاد… و او همان بیماریای را داشت که من دارم!» 💔
این جمله مثل یک چاقو در قلبم نشست…
مرد جوانی در دههی سوم زندگیاش، سنی که باید در اوج انرژی و توانایی باشد، اما چیزی که مقابل من بود بیشتر شبیه «پیکری خاموش» از یک انسان بود؛ رنگ پوستش به شکل عجیبی تیره شده بود، انگار از یک سردابهی قدیمی بیرون آمده باشد.
کوهی از گزارشهای تصویربرداری و آزمایشها را جلوی من گذاشت و شروع به گریه کرد… با سوز دل گفت:
«دکتر، دو سال است در یک چرخهی بیپایان میچرخم… یکی میگوید کبدت سیروز شده، یکی میگوید قندت بالاست، یکی میگوید کبد چرب داری… و من وسط اینها گم شدهام! صد بار آزمایش هپاتیت و ویروسهای کبدی انجام دادهام، همه سالم بودهاند، اما هیچکس نمیداند چرا بدنم دارد از بین میرود. من از بیماری نمیترسم، از پایان میترسم… پدرم جلوی چشم ما در یک لحظه مرد، قلبش در همین سن من ایستاد… و احساس میکنم نوبت من است!»
در همان لحظه شروع کردم به کنار هم گذاشتن قطعات پازلی که کسانی قبل از من از کنار آن گذشته بودند…
جوانی + دیابت ناگهانی + کبدی که بدون وجود ویروسهای کبدی آسیب دیده + تغییر عجیب رنگ پوست + تنگی نفس و مشکل قلبی + سابقهی مرگ ناگهانی در خانواده…
تصویر در ذهنم کامل شد…
این فقط یک بیماری معمولی نبود؛ احتمالاً با یک «قاتل رنگین» روبهرو بودیم!
به چشمانش نگاه کردم و با اطمینان گفتم:
«من نمیخواهم همهی این مدارک را ببینم… فقط یک آزمایش میخواهم؛ انشاءالله همان آزمایشی است که کلید معما را به ما میدهد.
برای من ذخیره آهن (Ferritin) و درصد اشباع ترانسفرین (Transferrin saturation) را انجام بده.»
وقتی نتیجه برگشت، برگه نشان میداد که بدن او تبدیل به یک «کارخانهی آهن» شده است که هر لحظه ممکن است آسیب ایجاد کند!
Ferritin = 1480
(عددی بسیار بالا که نشان میداد آهن بهطور غیرطبیعی در بدن تجمع پیدا کرده و به اندامها آسیب میزند.)
دستش را گرفتم و گفتم:
«پدرت مشکل اصلیاش قلب نبود… او به بیماریای به نام هموکروماتوز (Hemochromatosis) مبتلا بود؛ یک بیماری ارثی که باعث میشود بدن آهن را بیش از حد جذب کند، مثل اینکه آهن تبدیل به یک سم شود، و آن را در کبد و قلب ذخیره کند تا به مرور آنها را تخریب کند.
مشکل قلب پدرت، که خدا رحمتش کند، نتیجهی رسوب آهن در عضلهی قلب بوده است.
تو حامل یک نفرین نیستی؛ تو یک بیماری داری که اکنون درمانش در دستان ماست!»
شگفتانگیزتر از داستان، روش درمان بود…
درمان با کشیدن خون (فصد یا خونگیری درمانی)! 🩸
مرد با تعجب گفت: یعنی دو سالی که با داروهای کبد و قند گذشت، راهحلش برگشتن به روشهای قدیمی پزشکی بود؟ به «فصد»؟
بله…
ما بهطور منظم از او خون میگرفتیم تا بدن مجبور شود ذخایر آهن اضافی را مصرف کند و برای ساخت خون جدید از آن استفاده کند.
ما فقط خونش را پاک نمیکردیم؛ انگار داشتیم روحش را از بار اضافی نجات میدادیم.
در ابتدا این کار بهصورت هفتگی انجام میشد تا سطح فریتین به حدود ۵۰ تا ۱۰۰ برسد.
سفر درمان شروع شد…
با هر کیسه خونی که خارج میشد، انگار بخشی از «تیرگی» از روی قلب و بدنش برداشته میشد…
رنگ پوستش شروع کرد به بهتر شدن، قند خونش که او را گرفتار کرده بود کاملاً کنترل شد، تنگی نفسی که او را خانهنشین کرده بود از بین رفت، و لبخند دوباره به صورتش برگشت؛ لبخندی که مدتها بود فراموش کرده بود.
دیروز، سه ماه بعد از رسیدن به تشخیص واقعی بیماریاش، وارد مطب شد؛ نه با انبوه آزمایشها، بلکه با چیزی ارزشمندتر: زندگی در چشمانش.
تشخیص فقط یک «عدد» در آزمایشگاه نیست…
تشخیص یک «داستان» است که پزشک باید آن را با قلب و ذهن خود بشنود.
آهن «راز زندگی» است، اما اگر از حد طبیعی فراتر رود، به «زنگاری» تبدیل میشود که در سکوت اندامها را نابود میکند.
تشخیص درست فقط علم نیست؛
نجات یک زندگی از تاریکی ناشناختههاست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤134👏58👍33🏆2🔥1