متخصصان و کارشناسان حوزه ایمنی،بهداشت کار و محیط زیست سراسر کشور
2.6K subscribers
1.24K photos
61 videos
108 files
976 links
Download Telegram
عوامل اجرایی: اشخاصی که تحت نظارت ناظر و هماهنگی شخص مسئول، فعالیت‌های مرتبط با خارج از فضای بسته را انجام می‌دهند.

اتمسفر خطرناک: اتمسفری است که قرارگیری اشخاص در معرض آن می‌تواند منجر به مرگ، آسیب و عدم توانایی در خروج از فضای بسته شود و دارای شرایط زیر است:

۱۵ـ۱ـ گاز، بخار یا گرد و غبار قابل اشتعال و احتراق با غلظتی برابر یا بیشتر از ۱۰ درصد حد پایین اشتعال؛

۱۵ـ۲ـ غلظت اکسیژن هوا کمتر از ۵/۱۹ (نوزده و نیم) درصد و یا بالاتر از ۵/۲۳ (بیست و سه و نیم) درصد؛

۱۵ـ۳ـ تغییرات غلظت مواد موجود در فضای بسته، در مواردی که محدوده مجاز آنها درآخرین ویرایش حدود مجاز مواجهه شغلی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ـ طبقه‌بندی مواد سمی و خطرناک مشخص شده است.

۱۵ـ۴ـ هر شرایط اتمسفری دیگر که برای زندگی و سلامت فرد خطرناک باشد.

وضعیت اضطراری و خطرناک: شرایط یا وضعیتی که بتواند مخاطراتی برای عوامل اجرایی یا اشخاص مجاز ایجاد نماید.

شرایط ممنوع: وقوع شرایط یا وضعیت غیرایمن که مخاطراتی برای شخص مجاز ایجاد نماید.

غوطه‌وری و فرو رفتن: محاصره و دربرگرفتن یک شخص توسط مایعات یا ذرات ریزجامد قابل حرکت و جابجایی که بتواند به واسطه از کار انداختن سیستم تنفسی و یا اعمال فشار به بدن باعث آسیب یا مرگ شود.

خنثی‌سازی: عملی است که طی آن یک گاز بی‌اثر غیرقابل احتراق و غیرآلاینده و واکنش‌ناپذیر (مانند نیتروژن) جایگزین گاز یا بخارات موجود در اتمسفر قابل اشتعال ‌گردد به گونه‌ای که اتمسفر فضای بسته، غیرقابل اشتعال و واکنش‌ناپذیر شود.

جدا‌سازی: فرآیندی است که تمام یا بخشی از فضای بسته را برای پیشگیری از آزاد شدن انرژی یا ورود مواد به داخل آن از مدار خارج می‌نماید. این کار از طریق جدا نمودن لوله‌ها، مسدود نمودن دوطرفه، جدا نمودن اتصالات مکانیکی، قفل کردن و مسدود نمودن تمامی منابع انرژی انجام می‌شود .

پایش: آزمایشاتی است که برای شناسایی و ارزیابی خطرات و تعیین میزان تغییرات شرایط ایمن فضای بسته به صورت دوره‌ای و مداوم در مدت انجام فعالیت شخص مجاز در فضای بسته انجام می‌شود.

گروه امدادی: افراد معین آموزش‌دیده‌ و دارای صلاحیتی هستند که وظیفه آن‌ها رفع خطر و نجات اشخاص حادثه دیده از فضای بسته می‌باشد.

تجهیزات امداد و نجات: به تجهیزاتی مانند طناب نجات، حمایل‌بند (هارنس)، جلیقه نجات، کپسول اطفاء حریق، تجهیزات حفاظت فردی، کپسول اکسیژن و دیگر لوازمی که برای امداد و نجات اشخاص حاضر در فضای بسته نیاز است، اطلاق می‌شود.

آزمایش: این فرآیند شامل آزمون‌ها و اقداماتی برای شناسایی خطرات فضای بسته است که اشخاص مجاز در هنگام ورود یا کار ممکن است با آن روبرو شوند.

مدارک و مستندات: به تمامی برنامه‌ها، مجوزها، گواهی‌نامه‌ها و تأییدیه‌های کار در فضای بسته که به صورت مکتوب یا الکترونیکی است، اطلاق می‌شود.

کالیبراسیون(واسنجی): عبارت است از مقایسه یک دستگاه اندازه‌گیری با یک استاندارد و تعیین میزان خطای این وسیله نسبت به آن و در صورت لزوم تنظیم آن در مقایسه با استانداردهای مربوطه.
ماسک فرار: ماسک قابل حمل است که درهنگام وقوع حوادث غیر مترقبه ناشی از انتشار گازهای سمی به راحتی توسط اشخاص مورد استفاده قرار ‌گیرد.
مدیریت ریسک: فرآیند شناسایی، ارزیابی، تحلیل و رفع عوامل خطرساز است که می‌تواند با کنترل خطرات احتمالی از حوادثی که ممکن است در مدت اجرای یک طرح (پروژه) رخ بدهد، پیش‌گیری ‌نماید.
فصل دوم ـ مقررات عمومی

کارفرما مکلف است قبل از شروع هرگونه فعالیت و ورود اشخاص مجاز به فضای بسته، نسبت به اجرای صحیح مدیریت ریسک اقدام نماید. نتایج حاصل از آن باید منجر به شناسایی و ارزیابی و حذف و کنترل کلیه مخاطرات و اصلاح فرآیندها شود.

کارفرما باید برنامه عملیات اجرایی و دستورالعمل‌های مربوط به آن شامل آزمایش‌های لازم، شناسایی مخاطرات غوطه‌وری و فرو رفتن، شرایط ورود و خروج قابل قبول، انجام کار به روش ایمن، عملیات امداد و نجات، ایمن‌سازی پس از خروج و اتمام عملیات را تهیه، تدوین، اجرا، بازنگری و به روزرسانی نماید.

کارفرما مکلف است برنامه عملیات اجرایی و دستورالعمل‌های مربوط به آن را قبل از ورود هر یک از اشخاص اعم از ناظر، شخص مسئول، شخص مجاز، آزمایشگر به فضای بسته به صورت مکتوب تهیه و ابلاغ نموده و بر اجرای آن نظارت نماید.

کارفرما مکلف است در زمان انجام فعالیت‌های مربوط به فضای بسته؛ با نصب علائم خطر، هشداردهنده یا بازدارنده مانند «خطر»، «ورود ممنوع» یا جملات مشابه از ورود اشخاص غیر مجاز به فضای مذکور جلوگیری بعمل آورد. علائم هشداری باید محل خطر و نوع آن را مشخص نماید.
باز شدن پوشش یا دریچه فضای بسته، منوط به حذف یا کنترل شرایط ناایمن بوده و باید توسط مانع یا حفاظ موقت از سقوط اتفاقی افراد یا اجسام خارجی به داخل فضای بسته پیشگیری شود.
قبل از ورود به فضای بسته و به منظور اطمینان از ایمن بودن شرایط باید بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی ریسک، عملیات گازسنجی توسط آزمایشگر و به وسیله دستگاه کالیبره شده (واسنجی شده) برای تعیین مقدار اکسیژن و گازها و بخارات قابل اشتعال و سمی انجام شود. ورود مجدد منوط به تجدید گازسنجی است و نتایج باید قبل از هر نوبت کاری در دسترس اشخاص قرار گیرد.

فضای بسته قبل از ورود افراد باید از سرویس خارج شده و با روش حذف، مهار یا کنترل، از آزاد شدن انرژی یا ورود مواد به داخل آن به طور کامل ممانعت بعمل آید.

ورود اشخاص به فضای بسته تا زمان حذف تمامی مخاطرات موجود در این فضا و صدور مجوز ورود، ممنوع است.

تهویه مکانیکی دائمی فضای بسته باید محل استقرار و فعالیت اشخاص مجاز را از اتمسفر خطرناک تا زمان خروج آخرین فرد، ایمن نگهدارد.

جایگزینی هوای آلوده فضای بسته با هوای سالم و قابل استنشاق الزامی است و باید به ‌گونه‌ای انجام شود که امکان ورود مجدد هوای آلوده خروجی به داخل فضای بسته وجود نداشته باشد.

کارفرما باید برای شناسایی مخاطرات و جلوگیری از تجمع اتمسفر خطرناک و اطمینان از عملکرد صحیح تهویه مکانیکی، هوای فضای بسته را در طول مدت کار، توسط آزمایشگر پایش نماید.

استفاده از تجهیزات الکتریکی برای تهویه‌ی اتمسفر قابل اشتعال یا انفجار فضای بسته، ممنوع است مگر اینکه این هواکش‌ها از نوع ضد جرقه بوده و مجهز به سیستم اتصال زمین باشند.

کارفرما مکلف است در صورت واگذاری انجام کار به صورت مقاطعه‌کاری، ضمن رعایت مفاد ماده (۱۳) قانون‌کار نسبت به رعایت قوانین و مقررات ایمنی و حفاظتی اقدام نماید.

کارفرما مکلف است درصورت شناسایی اتمسفر خطرناک یا تغییر شرایط ایمن فضای بسته، در تمامی مراحل ورود یا انجام کار، سریعاً اشخاص را از فضای بسته خارج و علت و میزان انتشار اتمسفر خطرناک یا تغییر شرایط را ارزیابی نماید. ورود مجدد اشخاص به این فضا با رعایت اقدامات حفاظتی و تأیید کتبی مجاز است.

کارفرما باید مدارک مکتوب مربوط به حذف خطرات فضای بسته را همراه با زمان و مکان آن فضا تهیه نماید و این مدارک همواره در دسترس باشد.
فضای بسته‌ای که تمامی خطرات منجر به مرگ، آسیب یا سایر صدمات آن براساس نتایج حاصل از ارزیابی ریسک حذف گردیده، می‌تواند با تأیید کتبی به فضای بسته بی‌نیاز به مجوز ورود تغییر نماید.

کارفرما مکلف است درصورت تغییر شرایط ایمنی فضای بسته بی‌نیاز از مجوز ورود، بلافاصله دستور خروج تمام اشخاص حاضر در این فضا را صادر کرده و فضای بسته مذکور را مجدداً ارزیابی نماید و در صورت لزوم آن را به فضای بسته نیازمند مجوز ورود تغییر دهد.

کارفرما مکلف است قبل از ایمن‌سازی فضای بسته، از ورود تمامی اشخاص و انجام هرگونه فعالیت ممانعت بعمل آورد.
پیمانکار مکلف است قبل از انجام فعالیت در فضای بسته، اطلاعات مورد نیاز در خصوص مخاطرات و عملیات اجرایی بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی ریسک را از کارفرما دریافت نماید.
پیمانکار مکلف است قبل از ورود به فضای بسته، نسبت به انطباق برنامه عملیات اجرایی با برنامه‌ها و دستورالعمل‌های حفاظت فنی و ایمنی اقدام نماید. شروع عملیات منوط به رعایت و اجرای این دستورالعمل‌ها می‌باشد.
هرگاه کارفرما اجرای عملیات کار در فضای بسته را به طور کامل از ابتدا تا پایان کار، به یک پیمانکار محول نماید، در این صورت پیمانکار مسئول اجرای مقررات مرتبط با حفاظت فنی و ایمنی در کارگاه خواهد بود.
هرگاه کارفرما اجرای عملیات کار در فضای بسته را به صورت پیمان به پیمانکاران مختلف محول نماید، هر پیمانکار در محدوده پیمان خود، مسئول اجرای مقررات حفاظت فنی و ایمنی بوده و کارفرما به منظور جلوگیری از تداخل کاری و بروز خطرات یا حوادث احتمالی مسئول ایجاد هماهنگی و نظارت بر عملکرد بین آن‌ها می‌باشد.
هرگاه پیمانکار اصلی با موافقت کارفرما اجرای قسمت‌های مختلف عملیات پیمان را به پیمانکاران جزء واگذار نماید؛ هر پیمانکارجزء در محدوده پیمان خود مسئول اجرای مقررات حفاظت فنی و ایمنی است و پیمانکار اصلی مسئول نظارت و ایجاد هماهنگی بین پیمانکاران جزء خواهد بود.
هرگاه کارفرما اجرای عملیات کار در فضای بسته را به پیمانکار واگذار نماید ولی تأمین وسایل، تهیه لوازم اجرای کار، تجهیزات آزمایش، تهویه، وسایل ارتباطی، امداد و نجات، حفاظ‌ها و حصارها بر عهده کارفرما باشد در این صورت فقط انجام عملیات اجرایی واگذار شده و پیمانکار مکلف به تأمین نیروی انسانی آموزش‌ دیده در زمینه کار در فضای بسته و نظارت بر رعایت موازین ایمنی در حین انجام کار کارگران خود می‌باشد. در این روش از واگذاری، کارفرما باید تجهیزات و وسایل سالم و ایمن را در اختیار آنان قرار داده و بر عملکرد ایمن پیمانکار و کارگران تحت امر او نظارت عالیه داشته باشد.
پیمانکار باید در تمام مراحل عملیات اجرایی و در مدت فعالیت در مجاورت کارگران کارفرما و یا سایر پیمانکاران، بر رفتار ایمن کارگران تحت پوشش خود نظارت نماید.
پیمانکار باید شروع و پایان عملیات اجرایی را با هماهنگی و مجوز کتبی کارفرما انجام دهد وگزارش حوادث و اتفاقات رخ داده قبل، حین و یا بعد از عملیات در فضای بسته را به کارفرما ارائه دهد.
کارفرما مکلف است گزارش عملیات و مخاطرات حین کار را از پیمانکار فضای بسته اخذ و در صورت نیاز، نسبت به بازنگری برنامه عملیاتی اجرایی اقدام لازم را بعمل آورد.
کارفرما باید اشخاص ناظر، مسئول، مجاز، آزمایشگر و گروه امدادی داخل کارگاه را مشخص نماید و ضمن ابلاغ شرح وظایف آن‌ها، بر اجرای دقیق و ایمن آن وظایف نظارت نماید و آموزش‌های لازم را قبل از شروع کار، به آن‌ها ارائه دهد.
پیش‌بینی و تهیه برنامه عملیات امداد و نجات در شرایط اضطراری و ثبت و نگهداری مستندات آن در کارگاه، توسط کارفرما الزامی است.
کارفرما مکلف است قبل از شروع به کار اشخاص در فضای بسته، هماهنگی لازم با گروه امدادی خارج از کارگاه را برای اطلاع از شرایط موجود و حضور احتمالی برای عملیات امداد و نجات را بعمل آورد.
برگه اطلاعات ایمنی یا دیگر اطلاعات مربوط به موادی که اشخاص مجاز در اثر آن آسیب دید‌ه‌اند باید در اختیار گروه امدادی و گروه پزشکی معالج قرار گیرد تا برای مداوای فرد مصدوم استفاده شود.

کارفرما باید تمرینات عملیات امداد و نجات در فضای بسته را حداقل یک بار در طی۱۲ ماه انجام دهد و مدارک و مستندات مربوطه را درکارگاه و در دسترس نگهداری نماید.
فصل سوم ـ برنامه عملیات اجرایی

کارفرما با توجه به نوع فعالیت کارگاه باید برنامه عملیات اجرایی در فضای بسته را با اولویت رعایت ایمنی تهیه و در دوره‌های زمانی مشخص به‌روز‌رسانی نماید.

کارفرما مکلف است برای تأمین ایمنی اشخاص مجاز در فضای بسته، نسبت به مشخص نمودن فضای بسته، جداسازی، پاک‌سازی، خنثی‌سازی و یا تهویه فضای مذکور و شرایط ورود و خروج قابل قبول و دسترسی بر اساس نتایج آزمایشات اقدام نماید.
کارفرما باید برای حفاظت عوامل اجرایی و اشخاص مجاز، محل عبور افراد و ماشین‌آلات را مشخص نموده و با ایجاد موانع و حفاظ‌گذاری، آن‌ها را از مخاطرات محافظت نماید.

کارفرما مکلف است علاوه برتهیه لوازم اجرای کار، تجهیزات مورد نیاز برای انجام آزمایش، نظارت، تهویه، حفاظت فردی، وسایل ارتباطی، امداد و نجات و حفاظ‌ها و حصارهای مورد نیاز را تهیه نموده و آموزش لازم برای استفاده و نگهداری مناسب از آن‌ها را به اشخاص ارائه و بر استفاده صحیح از آن‌ها نظارت نماید.

روشنایی فضای بسته باید به‌گونه‌ای باشد که شخص مجاز بتواند وظایف خود را به صورت ایمن انجام دهد و در شرایط اضطراری برای ترک این فضا کافی باشد.
روشنایی فضای بسته باید بر اساس شرایط محیطی و اتمسفر موجود در آن فضا تأمین گردد. در صورت احتمال وقوع اشتعال یا انفجار، باید از تجهیزات روشنایی ضد‌جرقه (۲۴ولت) استفاده نمود و در غیراین‌صورت، می‌توان از تجهیزات روشنایی معمولی بهره برد.
تجهیزات روشنایی باید متناسب با شرایط فضای بسته باشد. در فضاهایی که احتمال اشتعال یا انفجار در آن وجود دارد باید این تجهیزات ضد جرقه و مقاوم در برابر آتش باشند.
انجام آزمایشات مداوم برای شناسایی مخاطرات و اطمینان از ایمن بودن عملیات اجرایی در فضاهای بسته‌ای که با توجه به تولید پیوسته و جریان مداوم فرآیند، امکان جداسازی کامل وجود ندارد، الزامی است.
انجام آزمایش برای شناسایی خطرات اتمسفری در فضای بسته با اولویت اندازه‌گیری میزان اکسیژن و گازها و بخارات قابل اشتعال و انفجار و گازها و بخارات سمی الزامی است و این نتایج باید قبل از ورود، در اختیار اشخاص مجاز قرار گیرد.
کارفرما مکلف است نسبت به استقرار و حضور دایمی حداقل یک شخص مسئول در خارج از فضای بسته به منظور نظارت بر عملکرد شخص مجاز و شرایط ایمن فضای بسته اقدام نماید. ارجاع امور متفرقه به شخص مسئول ممنوع است.
کارفرما بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی ریسک، باید نسبت به تهیه دستورالعمل‌های اجرایی شامل: دستورالعمل‌های صدور مجوز ورود، کار هم ‌زمان چند عامل اجرایی، فراخوان گروه امدادی، اقدام در شرایط اضطراری و ابطال مجوز ورود به فضای بسته، اقدام نماید.
کارفرما باید بر اساس اطلاع شخص ناظر یا مسئول یا مجاز مبنی بر وجود نقص و ایراد در روند برنامه عملیات اجرایی، از ادامه فعالیت جلوگیری نماید و سپس برنامه مذکور را مورد بازنگری قرارداده و اقدامات اصلاحی برای رفع مخاطرات را انجام دهد.
کارفرما به منظور بازنگری برنامه عملیات اجرایی برای محافظت اشخاص از خطرات باید دلایل لغو مجوزهای صادر شده و مخاطرات ثبت شده در مجوزهای پایان یافته را در فاصله زمانی یک ساله از زمان صدور هر مجوز مورد بررسی قرار دهد.
فصل چهارم ـ مجوز ورود
کارفرما باید مجوز ورود به فضای بسته را به صورت مکتوب صادر نماید. ورود شخص مجاز به فضای بسته، منوط به داشتن مجوز با امضای شخص ناظر و شخص مسئول می‌باشد.

صدور مجوز ورود باید به نام شخص مجاز و با درج عنوان شغلی وی باشد. نام و امضای اشخاص ناظر و مسئول و هدف از ورود، تاریخ ورود، مدت زمان و نوع انجام کار، شرایط ورود و خروج قابل قبول و مخاطرات فضای بسته باید در آن ذکر شده باشد.
مجوز ورود باید منطبق بر نتایج حاصل از مدیریت ریسک باشد. همچنین شامل ارزیابی و اقدامات کنترلی برای جداسازی فضای بسته و روش‌های حذف یا کنترل خطرات، قبل از ورود به آن و شرایط خروج در وضعیت اضطراری باشد.
مجوز ورود باید روش و نحوه دسترسی به گروه‌ امدادی، تجهیزات حفاظت فردی، نتایج آزمایشات، روش‌های ارتباطی و هشدار را مشخص نماید.
مجوز ورود باید مشخص‌کننده‌ی نوع و روش‌ ارتباط بین شخص مسئول و شخص مجاز باشد.
کارفرما باید مدارک مربوط به صدور، لغو یا پایان مجوز ورود به فضای بسته را برای بازنگری و اصلاح و بهبود روش‌ها حداقل به مدت یک سال نگهداری نماید.
فصل پنجم ـ وظایف اشخاص

بخش اول ـ وظایف ناظر

ناظر باید اطلاعات و آگاهی لازم از مخاطرات عملیات ورود، خروج و حین کار را داشته باشد و براساس مجوز ورود بر شرایط ایمن محیط کار، عملکرد اشخاص مسئول و اجرای صحیح برنامه عملیات اجرایی نظارت نماید.
ناظر باید برنامه حضور و انجام عملیات گروه‌ امدادی را تأیید نماید.
ناظر باید بر فرآیند انجام کار و شرایط محیطی خارج فضای بسته، نظارت نماید و بر اساس گزارشات شخص مسئول، گزارش نهایی را تهیه و به کارفرما ارائه نماید.
ناظر موظف است درصورت وجود چند فضای بسته، بر عملکرد اشخاص مسئول هرفضای بسته نظارت نموده و هماهنگی لازم بین آن‌ها را به عمل آورد.
ناظر باید مجوز ورود را براساس گزارش شخص مسئول در پایان عملیات اجرایی و یا درصورت پدیدآمدن شرایط اضطراری و خطرناک در داخل فضای بسته یا در نزدیکی آن، لغو نماید.

بخش دوم ـ وظایف شخص مسئول

شخص مسئول باید بر اساس برنامه عملیات اجرایی بر تغییر نوبت کاری نظارت و ایمن بودن شرایط کاری قبل از ورود را تأیید نماید.
شخص مسئول باید اطلاعات و آگاهی لازم از روند انجام کار و خطرات مربوط به عملیات ورود، خروج و حین کار شخص مجاز را داشته باشد و از تعداد و مشخصات دقیق اشخاص مجاز حاضر در فضای بسته مطلع باشد.شخص مسئول باید به صورت تمام وقت در محل انجام کار خود مستقر و دارای ارتباط دایمی با اشخاص مجاز بوده تا از سلامت آن‌ها اطمینان حاصل نماید.
شخص مسئول باید در صورت ناتوانی برای انجام امور محوله، قرارگیری شخص مجاز در شرایط خطرناک، شناسایی وضعیت اضطراری در خارج از فضای بسته و یا شناسایی شرایط ممنوع به نحوی که باعث به خطر افتادن جان اشخاص گردد سریعاً عملیات اجرایی را متوقف نموده و دستور خروج اشخاص مجاز از فضای بسته را صادر نماید.
شخص مسئول موظف است درصورت نیاز اشخاص مجاز داخل فضای بسته به کمک، سریعاً برای نجات آن‌ها اقدام نموده و از گروه‌ امدادی درخواست کمک نماید.
شخص مسئول موظف است از انجام امور مغایر با شرح وظایفش خودداری نماید و درهنگام انجام فعالیت در فضای بسته، از حضور و ورود افراد غیر مجاز به این فضا جلوگیری بعمل آورد.
شخص مسئول موظف است در هنگام بروز حادثه یا رخداد پیش‌بینی نشده در شرایط فضای بسته یا محوطه اطراف آن، از حضور، تجمع و دخالت افراد غیرمجاز برای شرکت در عملیات امداد و نجات جلوگیری نماید.
شخص مسئول باید علاوه بر کنترل مجوز ورود شخص مجاز، از مجهز بودن آن‌ها به تجهیزات حفاظتی متناسب با انجام کار اطمینان حاصل نماید.
شخص مسئول باید بر محصور بودن محوطه فضای بسته و نصب علائم هشداردهنده نظارت نموده و در صورت مشاهده هر گونه نقص یا ایراد ضمن متوقف نمودن کار، مراتب را به ناظر گزارش نماید.
شخص مسئول باید از مراحل انجام کار در داخل فضای بسته مطلع باشد و نسبت به ثبت و ضبط گزارش فرآیند اجرایی کار و ارایه به ناظر اقدام نماید.

بخش سوم ـ وظایف شخص مجاز

شخص مجاز باید از سلامت لازم و توانایی جسمی انجام کار در فضای بسته برخوردار بوده و ضمن آگاهی از مخاطرات فضای بسته، دستورالعمل‌های تدوین شده توسط کارفرما در حیطه وظایف خود را به طور صحیح و کامل اجرا نموده و قبل از ورود به این فضا مجوز ورود را از شخص مسئول دریافت نماید.

شخص مجاز باید دوره‌های آموزش ایمنی مرتبط با نوع فعالیت در فضای بسته را گذرانده و مهارت لازم برای بکارگیری و استفاده صحیح از تجهیزات ارتباطی، فنی و حفاظت فردی را داشته باشد.

شخص مجاز در صورت قرار گرفتن در وضعیت خطرناک و یا مواجهه و شناسایی شرایط ممنوع، باید سریعاً فضای بسته را ترک نماید و شخص مسئول را از این شرایط آگاه نماید.
شخص مجاز به محض فعال شدن هشدار تخلیه و یا صدور دستور تخلیه توسط شخص مسئول؛ باید سریعاً و به شکل ایمن از فضای بسته خارج شود.
ورود اشخاص مجاز به داخل فضای بسته، بدون حضور و تأیید شخص مسئول ممنوع است.

شخص مجاز باید در زمان ورود به فضای بسته، به تجهیزات امداد و نجات مجهز شود تا در صورت وقوع خطر، گروه‌ امدادی بتوانند به سهولت عملیات امداد و نجات را انجام دهند. اگر با تأیید کارفرما، استفاده از این تجهیزات باعث ایجاد مخاطره گردد و یا کمکی به عملیات نجات نکند، انجام آن الزامی نیست.

شخص مجاز در صورت الزام به استفاده از تجهیزات تنفسی، باید به جلیقه تمام بدن متصل به طناب نجات، مجهز باشد.

بخش چهارم ـ وظایف آزمایشگر

آزمایشگر باید از دانش، تخصص و مهارت لازم در بکارگیری تجهیزات آزمایش، حفاظت فردی، ارتباطی مخابراتی و فنی در انجام آزمون‌های مورد نیاز برای فضای بسته برخوردار باشد.
آزمایشگر باید بر اساس دستورالعمل شرکت سازنده از تجهیزات اندازه‌گیری سالم و کالیبره شده (واسنجی شده) استفاده نماید و درصورت نقص یا کالیبره نبودن تجهیزات، مراتب را به شخص مسئول و کارفرما اطلاع دهد.
آزمایشگر موظف است ضمن آلاینده سنجی فضای بسته، مخاطرات فضای بسته را شناسایی و نسبت به اجرای صحیح و کامل دستورالعمل‌های مربوط به خود اقدام نماید و در صورت قرار گرفتن در وضعیت خطرناک یا مواجهه یا شناسایی شرایط ممنوع در حین آزمایش، باید سریعاً از آن فضا خارج و مراتب را به شخص مسئول اعلام نماید.
آزمایشگر باید همواره در تمام مراحل انجام عملیات کار در فضای بسته در دسترس باشد و آمادگی لازم برای انجام مجدد آزمایشات را داشته باشد همچنین نتایج آزمون را در مجوز ورود ثبت و امضا نماید.

بخش پنجم ـ وظایف گروه‌ امدادی

گروه‌ امدادی باید آگاهی و آمادگی در زمینه انجام عملیات امداد و نجات و کار با دستگاه‌ها و تجهیزات و انجام سایر وظایف محوله در فضای بسته را داشته باشند.
گروه‌ امدادی باید برای برنامه‌ریزی و اجرای عملیات، اجازه دسترسی به تمامی قسمت‌های لازم کارگاه و فضاهای بسته را داشته باشند.
گروه‌ امدادی داخل کارگاه باید در دوره‌های آموزشی کاربردی امداد و نجات مرتبط با فضای بسته شرکت نمایند و گواهی نامه معتبر و کتبی از مرجع دارای صلاحیت اخذ نمایند.
فصل ششم ـ آموزش

کارفرما مکلف است قبل از شروع به کار اشخاص مجاز، آموزش‌های مبتنی ‌بر دانش و مهارت برای انجام ایمن وظایف محوله در فضای بسته را توسط مراجع دارای صلاحیت به آن‌ها ارائه نماید.
آموزش‌های عمومی و تخصصی ایمنی اشخاص مجاز و گروه‌ امدادی، باید توسط مراجع دارای صلاحیت انجام پذیرد و گواهی‌نامه با مشخصات شخص آموزش دیده، عنوان دوره، تاریخ آموزش، مهر و تأیید مرجع آموزشی صادر و در کارگاه در دسترس باشد.
کارفرما باید پیمانکار را ملزم به بکارگیری کارگرانی نماید که آموزش‌های متناسب با کار در فضای بسته را گذرانده باشند.
پیمانکار مکلف است قبل از شروع کار، مدارک و مستندات مرتبط با آموزش‌های ایمنی کارگران خود را به کارفرما ارائه نماید.
فصل هفتم ـ سایر مقررات

کارفرما مکلف است برای انجام تعمیرات، سرویس و سایر فعالیت‌ها در فضای بسته، با جداسازی از طریق حفاظ‌گذاری اجزای متحرک و گردنده نسبت به ایمن نمودن آن فضا اقدام نماید.

کارفرما مکلف است کلیه تجهیزات و ماشین‌آلات الکتریکی مانند کلیدها، موتورها و توربین‌ها را به شکل ایمن قفل نماید تا به‌طور ناگهانی یا اتفاقی درحین عملیات کار در فضای بسته، راه‌اندازی نشود.

استفاده از اکسیژن خالص برای تأمین هوای مورد نیاز و یا تهویه فضای بسته، ممنوع است.

قراردادن مخزن یا کپسول تأمین‌کننده هوا برای تهویه در داخل فضای بسته ممنوع است.

پمپ‌های هوادهی باید به تأسیسات برق اضطراری مجهز باشند.

گازسنجی مستمر برای پایش میزان غلظت اکسیژن و مواد سمی در فضاهای بسته‌ای که احتمال تغییر شرایط اتسمفری به دلیل بر هم خوردن لجن‌ یا نشت مواد از تجهیزات یا واحد‌های مجاور وجود دارد، الزامی است.

کارفرما مکلف است اشخاص مجاز را برای مقابله با مخاطرات احتمالی و امکان فرار در مواقع اضطراری، مجهز به ماسک‌ فرار نماید.

محل‌ کار شخص مجاز در فضای بسته ‌باید به‌گونه‌ای باشد که به لحاظ گرما، سرما از شرایط قابل تحمل برخوردار باشد و یا به لباس کار متناسب با دمای آن فضا مجهز شود.

استعمال دخانیات، ایجاد شعله باز و همراه داشتن موبایل، کبریت، فندک‌ و نظایر آن در فضای بسته‌ای که احتمال احتراق، اشتعال و انفجار در آن وجود دارد ممنوع‌ است.

اجرای مفاد آیین‌نامه به استناد مواد (۸۵) و (۹۱) قانون کار برای تمامی کارفرمایان، کارگران مشمول قانون کار لازم‌‌الاجرا بوده و مسئولیت اجرای آن در محیط کار برعهده کارفرمای کارگاه می‌باشد.
این آیین‌نامه مشتمل ‌بر ۷ فصل و ۵ بخش در ۹۶ ماده به استناد مواد (۸۵) و (۸۶) قانون کار جمهوری اسلامی ایران در یکصد و هفتاد و هفتمین جلسه شورای عالی حفاظت فنی در تاریخ ۲۱/۰۴/۱۴۰۱ تدوین شده و در تاریخ ۲۶/ ۰۵/۱۴۰۱ به تصویب سرپرست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی رسیده است.

سرپرست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ـ محمدهادی زاهدی وفا
جانباختن دو تن در پی سقوط خودرو از پل صدر
جانباختن دو تن در پی سقوط خودرو از پل صدر
سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران از جانباختن دو مرد جوان و مصدومیت یک زن در پی سقوط خودرو از پل صدر خبر داد.

سید جلال ملکی در گفت و گو با ایسنا در این باره اظهار کرد: ساعت ٠٠:١٧ بامداد روز جاری یک مورد حادثه خودرویی در مسیر بزرگراه صدر، در قسمت انتهایی بلوار قیطریه که از طریق یک رمپ به سمت صدر شرق منتهی می شود به سامانه ١٢۵ سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران اطلاع داده شد که گزارش داده شد یک خودرو به آن بخش سقوط کرده است.

وی ادامه داد: دو ایستگاه آتش نشانی به محل اعزام و مشاهده کردند که یک دستگاه خودرو پژو ٢٠٧ با سه نفر سرنشین که دو آقای جوان ١٧،١٨ ساله و یک خانم بودند دچار حادثه شده است. این خودرو در مسیر غرب به شرق روی پل صدر در حال حرکت بوده که به دلیل نامشخصی از مسیر اصلی منحرف شده و پس از برخورد با گاردریل و خم کردنشان، از روی آن ها عبور کرده و به پایین که همان رمپ محدوده قیطریه بوده سقوط می کند.

سخنگوی آتش نشانی تهران اظهار کرد: گزارشها حاکی از آن بود که پیش از سقوط این خودرو این سه نفر به بیرون پرت شده بودند. البته مشخص نیست به چه صورتی اما به هر حال هر سه نفر از خودرو خارج بودند و تقریبا بین آهنهای گاردریل گرفتار شده بودند. اگر این گاردریل ها نبود قطعا این سه نفر نیز به پایین پرتاب می شدند.

وی ادامه داد: پس از سقوط خودرو، به علت شدت برخورد حریق رخ داده بود که باید این مورد و علت آتش سوزی آن بررسی شود. خودرو ٢٠٧ دچار حریق شده و کاملا شعله ور بود و افراد نیز بالای گارد محافظ گرفتار بودند. در واقع محل عملیات آتش نشانان دو بخش بود که بلافاصله در هر دو بخش عملیات خود را آغاز کردند و همزمان با خاموش کردن آتش، نفرات را از لای آهن گارد خارج کردند.

وی گفت: به تایید عوامل اورژانس، این دو مرد جوان جان خود را از دست داده بودند. البته خانم زنده بود اما دچار مصدومیت شدید شده بود که در حال اعزام به مراکز درمانی بود.

ملکی اظهار کرد: آتش نشانان حریق را اطفا کردند. سقوط این خودرو به خودرو یا عابری آسیب نزده بود. آتش نیز خاموش و خودرو به محل امنی منتقل شد و محل برای بررسی علت حادثه به عوامل پلیس راهور تحویل داده شد و ساعت ١:۴٣ عملیات به پایان رسید.

سخنگوی آتش نشانی تهران در پایان گفت: از رانندگان به ویژه تقاضا می کنم که در هر ساعتی با سرعت مطمئنه و هوشیاری کامل رانندگی کنند.
برگزاری دوره‌های آموزش حفاظت فنی و ایمنی، برای کارگران و کارفرمایان امری ضروری است

علی حسین رعیتی فرد، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی:

🔸اگر چه با سیاستگذاری‌های جدید، بازرسی های مستمر و هدفمند، ارائه آموزش‌های کاربردی، اقدامات منسجم و برنامه‌ریزی‌های راهبردی، حوادث ناشی از کار نسبت به سال گذشته ۷ درصد کاهش داشته اما هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم حوادث شغلی ،آثار و تبعات اجتماعی و اقتصادی حوادث ناشی از کار، سنگین و جبران ناپذیر است.
🔸در حوزه پیشگیری، شناخت کارگران از مخاطرات محیط کار و بالا بردن سطح آگاهی، تخصص نیروی کار و برگزاری دوره‌های آموزش حفاظت فنی و ایمنی برای کارگران و کارفرمایان امری ضروری است.
🔸برای جلب مشارکت کارگران و نظارت بر حسن اجرای مقررات حفاظت و بهداشت کار در محیط کار و پیشگیری از حوادث شغلی، کمیته‌های حفاظت فنی و بهداشت کار مطابق ماده ۹۳ قانون کار باید در کارگاههای مشمول تشکیل شوند و با دقت به وظایف قانونی خود عمل کنند./ایسنا
چهار دهه‌ عدم تدوین آیین‌نامه بهداشت حرفه‌ای طبق قانون کار؛ بزرگترین ترک فعل پس از انقلاب است
چهار دهه‌ عدم تدوین آیین‌نامه بهداشت حرفه‌ای طبق قانون کار؛ بزرگترین ترک فعل پس از انقلاب است
محمدرضا لاریجانی می‌گوید: در شرایطی که ما عدم هماهنگی دو وزارتخانه کار و بهداشت را مشاهده کرده و بازرسان اداره کار و بهداشت حرفه‌ای هرکدام یک ساز را می‌نوازند، ورود چند نهاد دیگر آن هم به صورت خصوصی به بحث بازرسی نتایج بدتری به بار می‌آورد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از مواردی که در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از فعالان کارگری قرار گرفته است، افزایش تلفات و حوادث کار است که باعث زیان و ضرر دولت، کارگران و حتی گاه کارفرمایان دیه‌پرداز بوده است. محمدرضا لاریجانی (کارشناس پیشکسوت و پژوهشگر بهداشت فنی و ایمنی کار) که از قدیمی‌ترین کارشناسان و دانش آموختگان علم بهداشت حرفه‌ای و ایمنی فنی است و از ابتدای پیروزی انقلاب در این حوزه مسئولیت داشته است، مشکلات در زمینه بررسی و بازرسی شرایط بهداشت حرفه‌ای واحدهای صنعتی و تولیدی را به ضعف در قوانین و قواعد مرتبط می‌داند. در ادامه گفتگوی او در این زمینه را می‌خوانید:

پیشینه تشکیل هسته‌های بهداشت فنی پس از انقلاب اسلامی چه بوده و از چه زمانی و به چه نحو در کشور به این مسئله توجه شده است؟ آیا نوعی‌عدم مشخص بودن شرح وظایف میان متولیان بحث ایمنی و بهداشت وجود ندارد؟

قبل از ورود به این بحث لازم است که تاریخچه‌ای را با شما در میان بگذارم. قبل از تدوین اولین قانون کار جدید پس از انقلاب، امور بهداشت فنی و نظارت بر رعایت آن به وزارت کار وقت محول شده بود. وزارت بهداشت نیز چون بهداشت حرفه‌ای شاخه‌ای از علوم بهداشتی و تجربی بود، خود را قیم و متولی امر بهداشت حرفه‌ای تلقی می‌کرد. طبق بند (ب) ماده ۱ «قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت» حفظ بهداشت شاغلین نیز جزء وظایف وزارت بهداشت منظور شده است.

وزارت بهداشت و خدمات درمانی جز این یک بند از ماده حقوقی شرح وظایف و دستورالعمل مصوبی نداشت و صرفا براساس همین یک بند از یکی از مواد قانونی خود که کاملا کلی و قابل تفسیر است، مدعی متولی بودن کل مسئله بهداشت حرفه‌ای شد. در جریان انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها بنده به‌عنوان نماینده دانشجویان رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی فنی در یکی از جلسات شرکت کردم که اساتید بزرگ آقایان فرهنگ خانزادی و حمید سنایی و یونسی از وزارت کار و بهداشت و دانشکده‌های مربوطه آمده بودند و آقای علیرضا زجاجی نیز به عنوان نماینده ستاد انقلاب فرهنگی در جلسه حضور داشت. بنده و آقای صدری (نماینده استادان ایمنی و بهداشت) نیز به‌عنوان نماینده دانشگاه‌ها در این بحث حضور داشتیم.

بنده و مرحوم صدری در جلسه تاکید داشتیم که در اغلب کشورهای دنیا بحث ایمنی و بهداشت ادغام شده و در یک نهاد به صورت تلفیقی کار آن پیگیری می‌شود و تفکیکی بین وزارت کار کشورها و وزارت بهداشت کشورها در رسیدگی به امور مربوط به بهداشت حرفه‌ای و ایمنی محیط کار وجود ندارد. اما در آنجا مرحوم سنایی با دلایل ما موافقت کردند اما گفتند که ادغام این دو حوزه در یک نهاد یا پیگیری صرف آن در وزارت کار در کشورهای پیشرفته ممکن است که نهادها و ضوابط به وجود آمده در این کشورها زیرساخت‌های لازم را برای اجرای کار در قالب یک نهاد و واحد فراهم کرده است اما در ایران به دلیل فقدان چنین زیرساختی بهتر است چند نهاد و وزارتخانه برای انجام کار با یکدیگر همکاری کنند. در آن جلسه آقای سنایی تاکید داشت که در خارج ایران یک شرکت می‌تواند تمام خدمات بهداشت حرفه‌ای را از بخش خصوصی دریافت کند، اما در ایران ظرفیت نهادی لازم برای چنین چیزی وجود نداشته و زیرساخت آن فراهم نبود.

دکتر یونسی نماینده وزارت بهداشت در جلسه مدعی شدند که همه چیز در وزارت بهداشت آماده است و براساس این آمادگی اعلام شد که وزارت بهداشت می‌تواند متولی امر باشد و به همین دلیل در ستاد انقلاب فرهنگی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی فنی را به صورت مجزا به دو وزارت خانه بهداشت و کار سپرد. به همین دلیل بود که در جریان انقلاب فرهنگی دانشکده‌های مربوط به بحث بهداشت حرفه‌ای شش ماه زودتر از سایر رشته‌ها بازگشایی شده و به فعالیت خود ادامه دادند. در ادامه اما در پایان سال ۱۳۶۲ در نهایت دوباره ستاد انقلاب فرهنگی با اعلام اینکه بهداشت حرفه‌ای امری تخصصی است، کل کار را به وزارت بهداشت و درمان سپرد.

در آن زمان استدلال‌ها برای انتقال وظایف به وزارت بهداشت قوی بود ولی در ادامه با مطرح شدن بحث تعارض منافع سازمانی و همچنین ذی‌نفع بودن برخی که به نفع منافع شخصی زیست می‌کردندد (در مقایسه با سایر گروه‌های موجود در دولت) باعث شد بخش ایمنی و بهداشت فنی وزارت بهداشت اساسا حالتی نمادین و نمایشی بگیرد.
چه مسئله‌ای باعث شد در ادامه وزارت بهداشت نتواند به تنهایی متولی این حوزه (بهداشت حرفه‌ای و نظارت به واحدها برای رعایت آن) باشد؟

مشکل این بود که قوه قضاییه در عمل با وزارت بهداشت در این زمینه همراهی نمی‌کرد. مثلا در دهه شصت وقتی بازرسان بهداشت حرفه‌ای وزارت بهداشت گزارشی مبنی بر تعطیلی یک واحد متخلف در زمینه بهداشت فنی می‌دادند، قوه قضاییه گزارش ما را رد و اظهار می‌کرد که در قانون بحث ایمنی شغلی و بهداشت حرفه‌ای به وزارت کار سپرده شده و وزارت بهداشت در حکم ضابط نیست! قوه قضاییه عملا با این اقدام ضمانت اجرایی هرگونه رسیدگی به پرونده‌های ایمنی محیط کار و بهداشت حرفه‌ای را برمی‌داشت. هرچند وزارت بهداشت در حوزه آموزش و اطلاع‌رسانی و مواردی مانند این موفق بود، ولی در بحث عملیاتی و برخورد عملا ناتوان شده بود.

این چالش‌ها و کشمکش‌ها باعث شد در تدوین قانون کار جدید (۱۳۶۹) مسئله تا حدی حل شود و بحث ایمنی شغلی دوباره از بهداشت حرفه‌ای و وزارت بهداشت جدا شود. در فصل چهارم قانون کار وظایف زیادی به وزارت بهداشت در زمینه بهداشت حرفه‌ای سپرده شده که متاسفانه نشان می‌دهد این وزارتخانه پس از ایجاد تفکیک و تقسیم کاری با وزارت کار، در چند دهه اخیر به طرز عجیبی «ترک فعل» کرده و وظایف خود را انجام نمی‌دهند.

در گذشته ادعا می‌شد بخش خصوصی در زمینه فعالیت‌های ما کارشناسان بهداشت حرفه‌ای قانون گریز است اما بعدها ثابت شد نهاد دولت بیش از همه در ایران قانون گریزتر است. دولت هرکار که تمایل دارد انجام می‌دهد و به وظایفی که قانون گذار برعهده او گذاشته توجه ندارد و عملا بحث ترک فعل به صورت عرفی مجاز شده است.

آیا خود قانون در زمینه اجرا و ابلاغ آنچنان جامع و مانع است که صراحتا امکان ترک فعل وجود نداشته و زمینه ایجاد ضمانت اجرایی قانون را در خود بندهای آن فراهم کند؟

در فصل چهارم قانون کار (ماده ۸۵) گفته می‌شود که آیین نامه‌های توضیحی وزارت بهداشت صادر می‌کند و به عنوان موارد آیین نامه بهداشت فنی ابلاغ می‌کند، برای کارفرما لازم الاجراست. همچنین در تبصره یکم ماده ۹۶ قانون کار قید می‌شود که «وزارت بهداشت مسئول برنامه ریزی و نظارت بر رعایت امور بهداشت حرفه‌ای در صنایع و شاغلین است». همه مقامات وزارت بهداشت از تاریخ تصویب قانون کار جدید موظف بودند که طبق ماده ۱۹۹ قانون کار طی شش ماه آیین نامه‌های اجرایی بحث بهداشت حرفه‌ای را با جزئیات تصویب کند و وزارت کار نیز مکلف بود طبق قانون کار جدید تیم عملیاتی و بازرسی خود را تنظیم کند و دیگر حق نداشت در امور جزئی بهداشت حرفه‌ای که برعهده وزارت بهداشت بود، دخالتی کند. اماعدم تعریف دقیق شرح وظایف باعث تعارضات و تداخلات مسئولیتی میان وزارت بهداشت و وزارت کار شد و باعث شد هردوی این نهادها در عمل از وظایف خود باز بمانند که این خود ناشی از فقدان یک آیین‌نامه مشخص در این حوزه بود که قانونا باید تدوین می‌شد.

براساس همان قانون وزارت بهداشت نیز حق نداشت در حوزه ایمنی فنی دخالت کند اما این تفکیک قانونی در عمل به دلیل فقدان آیین نامه رعایت نمی‌شد. از آنجا که قانون کار جدید مورد تایید مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز قرار گرفته، در عمل قانونی است که تا حد زیادی جامع نگری داشته اما به هرحال وزارت بهداشت بیش از همه به میانجی فقدان یک آیین نامه و تقسیم کار شفاف در آن ترک فعل داشته و به دلایل بسیار متعددی از وظایف خود در حوزه رسیدگی به بحث بهداشت حرفه‌ای در واحدها چشم‌پوشی کرده و بیش از سایر دستگاه‌ها ترک فعل کرده است.

آیا یکی از دلایل آن این نیست که وزارت بهداشت ذاتا نسبتی با وضعیت صنعت و تولید و اقتصاد ندارد و اساسا نهاد و مرجع تخصصی در این حوزه محسوب نمی‌شود تا دغدغه‌ای در بحث ایمنی واحدها داشته باشد؟

ارزیابی من از شرح وظایف و تمایلات موجود در وزارت بهداشت ایران چنین نیست! ارزیابی بنده این است که بهداشت حرفه‌ای به وزارت بهداشت ربط دارد اما به دلیل تخصصی بودن و خاص بودن این تخصص در علوم بهداشتی و تجربی، مسئولان وزارت بهداشت نسبت به این رشته آشنایی ندارند و اثربخشی بهداشتی آن را در بحث پیشگیری از هزینه‌های درمان را درک نمی‌کنند.

هدف بهداشت حرفه‌ای حفظ و ارتقای سلامت شاغلین است. شاغلین بهره‌ورترین نیروهای یک جامعه در همه دنیا هستند و سلامت این افراد از نظر اجتماعی (صرف نظر از بحث ارزش انسانی خود فرد شاغل) بسیار اهمیت دارد. ما در فعالیت‌های مربوط به نظارت به بهداشت حرفه‌ای، می‌گوییم که یک شاغل مبتدی کار را کند می‌کند و روند بهره‌وری را دچار اختلال می‌کند. این شاغل ماهر است که ارزش افزوده بسیار زیادی را ایجاد می‌کند و ضرر نیروهای مبتدی را پوشش، آن‌ها را آموزش، و شرکت‌ها را به سوددهی می‌رساند.
به این ترتیب صرفه و صلاح اقتصادی کشور در گروی آن است که ایمنی و بهداشت نیروی کار ماهر و حرفه‌ای به شدت مورد توجه قرار گیرد و بدون این نیروها توسعه پایدار کشور رخ نخواهد داد.

مشکلی که وزارت بهداشت دارد این است که هم‌پوشانی و «overlap» وظایف زیادی در بحث بهداشت حرفه‌ای و ایمنی با سایر نهادها دارد. در داخل وزارت بهداشت نیز هم‌پوشانی وظایف با بخش بهداشت محیط وجود دارد که خود آن هم پوشانی وظایف با بهداشت محیط و تیم‌های آن بحث مفصل دیگری است. هم پوشانی وظایف اگر مدیریت شود، می‌تواند به کار تیمی وزارت بهداشت با سایر نهادها و همچنین درون بخش‌های وزارت بهداشت را به ارمغان آورد و برکات زیادی در رسیدگی به وضعیت بهداشت فنی واحدهای تولیدی به همراه داشته باشد، اما در شرایط فعلی این overlapها به امری مضر و مختل کننده کار بدل شده است.

تجربه خود شما درباره همپوشانی و عملکرد بهداشت حرفه‌ای چه بوده است؟

من از اسفندماه سال ۱۳۶۳ به‌عنوان نیروی عملیاتی و میدانی در حوزه رسیدگی به بهداشت حرفه‌ای واحدها وارد شدم و مانند بسیاری از همکاران و هم رشته‌ای‌های خود این تعصب را داشتیم که وظایف را به نحو احسن انجام دهیم، اما در بحث ایمنی و بهداشت اگر بازرسان وزارت کار و بازرسان وزارت بهداشت کار تیمی انجام می‌دادند، تقسیم کار خوبی انجام می‌گرفت و این در گروی تدوین دستورالعمل مشترک بود. اما چون قانون کار در زمینه ماده ۱۹۹ رعایت نشد و طی شش ماه آیین نامه رسیدگی به بهداشت حرفه‌ای واحدها و صنایع تدوین نشد تا حوزه‌های کار مشخص شود، اما هنوز بعد از چهار دهه چنین مسیری گشوده نشده و آیین‌نامه‌ای تدوین نشده است. اینکه پس از ۳۲ سال از اتمام مهلت برای تنظیم یک آیین نامه رسیدگی و اجرا برای بهداشت حرفه‌ای هنوز چنین چیزی تدوین نشده، یکی از بزرگترین ترک فعل‌ها توسط دولت‌ها در تاریخ پس از انقلاب است.

باتوجه به این تجربه و حضور خود در فضای بهداشت حرفه‌ای، میزان رعایت اصول این رشته در واحدهای تولیدی و اقتصادی کشور در چه حد است و آیا بازرسان کار و بهداشت موجود از نظر صلاحیت علمی و فنی، عملکرد خوبی دارند؟

در این زمینه راستی آزمایی چندان میسر نیست، هرچند از نظر عملی نیروهای خوبی تربیت شدند، اما از آنجا که آیین نامه مشترک و مشخصی وجود ندارد، امکان سنجش عملکرد وجود ندارد. به عبارت بهتر ما هنوز متر و معیاری برای رسیدگی به بحث ایمنی واحدهای تولیدی نداریم. ضرری که فقدان این متر و معیار از طریق فقدان آیین نامه زده است، در همه حوزه‌ها خود را نشان می‌دهد. یکی از این موارد این است که اصول بهداشت حرفه‌ای به شدت ضعیف اجرا می‌شود و بهداشت حرفه‌ای در حد لباس کار و کلاه فرمالیته ابلاغ می‌شود و کار عمیق در این زمینه در بسیاری از واحدها وجود ندارد. جمعیت اندک بازرسان بهداشت حرفه‌ای (حدود ۷۵۰ نفر) نیز در این زمینه مزید بر علت شده تا نتوانیم چندان وضعیت خوبی در زمینه رعایت اصول بهداشت حرفه‌ای داشته باشیم و این خود را در آمار بالای بیماری‌های نیروی کار فنی ماهر و همچنین بالا بودن نرخ متوسط حوادث کار ایران نشان می‌دهد.

شما به بحث تعارض منافع اشاره کردید. این هم پوشانی وظایف و تداخل شرح وظیفه‌ها آیا شرایط را برای امکان چشم پوشی بازرسان بر برخی واحدها فراهم نکرده است؟ آیا بر خود این بازرسان حوزه کار، نظارتی صورت گرفته و نیروهای حراست و بازرسی برای خود آنان وجود دارند؟

از آنجا که همانطور که قبلا ذکر کردم، آیین نامه‌ای در این حوزه وجود ندارد و به صورت جزئی شرح وظایف و ملاک‌های عملکردی بازرسان تعیین نشده است، لذا ورود بازرسان و عملکرد آنان کاملا سلیقه‌ای است و به همین دلیل هیچ نیروی حراست و بازرسی نمی‌تواند بگوید که چرا آن بازرس واحد تولیدی با سطح بالای ریسک فنی وعدم رعایت اصول بهداشت حرفه‌ای را در گزارش خود مورد توجه قرار نداده است؛ زیرا آنقدر شرح وظایف سلیقه‌ای است که هر بازرس بهداشت حرفه‌ای چه در حوزه وزارت بهداشت و چه در سطح وزارت کار، می‌تواند ادعا کند که من به نظر کارشناسی خاصی در مورد آن واحد متخلف رسیدم و به این نتیجه رسیدم که واحد متخلف نیست و نیازی به مجازات یا تغییر در وضعیت آن وجود ندارد؛ علت اینکه بازرسانی بتوانند چنین ادعایی کنند، این است که هیچ آیین نامه و دستورالعمل دقیق و جزئی برای آنکه مشخص شود در چه حوزه‌ای با چه ملاکی باید حکم و قضاوت کنند، وجود ندارد و این امکان وجود دارد که بنابر منافعی خدای ناکرده یک بازرس وسوسه شود و در قبال بهره‌مندی‌هایی له یا علیه یک واحد نظر کارشناسی ارائه کند.
وزارت کار نیز در وظیفه خود کوتاهی کرده است؛ وزارتخانه کار می‌گوید که قوانین ایمنی ما باتوجه به وجود شورای عالی حفاظت فنی، نیازی به امضای مشترک با وزارت بهداشت ندارد. از آنجا که ماده ۱۰۶ قانون کار یک ماده موخر است و ماده ۸۵ ماده مقدم است، برای شورای عالی حفاظت فنی باید بیش از هر بحث دیگری مورد توجه قرار گیرد ولی در این حوزه نیز به دلیل بلاتکلیفی آیین نامه‌ای و فقدان چهارچوب مشخص و جزئی، برداشت‌های سلیقه‌ای را از قانون داریم و کلی بودن شرح وظایف باعث شده عملا هیچ دستگاهی وظیفه خود را انجام ندهد. عدم شفافیت گسترده بحث بهداشت حرفه‌ای در کشور به دلیل‌ عدم رعایت مواد ۱۰۶ و ۱۹۹ و ۸۵ قانون کار و عدم تدوین آیین نامه به این دلیل ضربات گسترده وارد کرده که آیین نامه در هر کشوری توضیح دهنده قانون است و بدون آیین نامه اجرای قانون، انگار قانونی وجود ندارد. آیین نامه است که مشخص می‌کند کارگر چه حقی در بحث ایمنی دارد و کارفرما وظایف خود را در این زمینه می‌شناسد و تکلیف نوع بازرسی دولت و نهادها نیز مشخص می‌شود.

یکی از موارد مطرح شده برای حل مسئله بحران در بازرسی‌های بهداشت فنی، ورود شرکت‌های خصوصی در این حوزه هستند. آیا ورود خصوصی‌ها به بهداشت حرفه‌ای و ایمنی امر مثبتی است؟

در این تجربه خوبی از خصوصی‌سازی وجود ندارد و در حوزه نظارتی این مسئله به مراتب بدتر خواهد بود. از آنجا که در ایران به دلیل ضعف زیرساخت‌های نظارتی و قانونی امکان دور زدن قانون و زد و بند وجود دارد، یک نهاد خصوصی به دلیل اولویت مسئله حداکثرسازی سود به راحتی و بیش از دولت می‌تواند در شرایطی قرار بگیرد که با دریافت امتیازات و مبالغ و شرایطی به نفع یا به ضرر واحدهای متخلف و غیر متخلف عمل کند. این مسئله حتی برای نیروهای دولتی نیز محتمل است و در صورت ورود بخش خصوصی و شرکت‌های فعال در این حوزه، کار در زمینه تعارض منافع بیش از دولتی‌ها گره می‌خورد. این درحالی است که بخش خصوصی می‌تواند صرفا به بنگاه‌های دارای مشکل در زمینه بهداشت حرفه‌ای خدمات و مشاوره بفروشد، اما ورود در زمینه نظارت نتایج خوبی به همراه نخواهد داشت. در شرایطی که ماعدم هماهنگی دو وزارتخانه کار و بهداشت را مشاهده کرده و بازرسان اداره کار و بهداشت حرفه‌ای هرکدام یک ساز را می‌نوازند، ورود چند نهاد دیگر آن هم به صورت خصوصی به بحث بازرسی و نظارت نتایج بدتری به بار می‌آورد.

علت این بلاتکلیفی در حوزه تدوین شرح وظایف را چه می‌دانید؟

قطعا برخی نفع‌ها و اهداف فردی و تعارض منافع وجود دارد. قاعدتا نمی‌توان انکار کرد که برخی مسئولان به صورت نامحسوس به دنبال اهدافی هستند. مثلا یک مدیرکل ممکن است بگوید منافع فعلی من ایجاب می‌کند که بهداشت حرفه‌ای ادغام شود و فردای آن مدیری دیگر منافع فوری خود و تیم خود را تفکیک متولیان بهداشت حرفه‌ای می‌داند. مدیر دیگری معتقد است که تولیدکنندگان در اولویت هستند و نباید هیچ واحدی مجازات شود و بنابر سلیقه و منافعی اصلا تمایلی به تدوین آیین نامه مشخص ندارد و همین وضعیت بلاتکلیفی را ترجیح می‌دهد. همه این دلایل، من حیث المجموع شرایط کنونی ما را در بحث ایمنی و بهداشت حرفه‌ای رقم زده است.
تشکل‌های کارگری برای تصویب کنوانسیون تامین اجتماعی تلاش کنند
تشکل‌های کارگری برای تصویب کنوانسیون تامین اجتماعی تلاش کنند
اورسولا کولک گفت: دانش فنی مناسب در میان نمایندگان کارگران برای تبلیغ و ترویج فرهنگ تحت پوشش بیمه قرار گرفتن سایر کارگران باید در هر اتحادیه‌ای به اعضا انتقال داده شود.

به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از پایگاه سازمان جهانی کار (ILO)، دفتر فعالیت‌های کارگری سازمان جهانی کار (ACTRAV) منابع عملی جدیدی را در مورد تامین اجتماعی برای کمک به کارگران و سازمان‌های آن‌ها فراهم کرده است. اورسولا کولک (مدیر ارشد تامین اجتماعی سازمان جهانی کار) طی مصاحبه‌ای با بخش خبری سازمان جهانی کار، اهداف این بسته منابع و محتواهای علمی و نقش اتحادیه‌ها برای دستیابی به تامین اجتماعی جهانی مطلوب را توضیح می‌دهد.

ILO در حال راه اندازی یک بسته منابع جدید در مورد حمایت اجتماعی است. چرا این بسته برای کارگران و سازمان‌های آن‌ها مهم است؟

دفتر فعالیت‌های کارگری سازمان جهانی کار یا (ACTRAV) بسته منابع تامین اجتماعی را برای سازمان‌های کارگری با هدف ارائه راهنمایی‌های ویژه به نمایندگان کارگران برای مشارکت در سیاست‌گذاری و اجرای مدبرانه سیاست‌های تامین اجتماعی به منظور دفاع از حقوق کارگران و بازنشستگان کارگر را ایجاد کرده است.

بسته حمایتی و آموزشی ما شامل راهنمای کارگران برای کنوانسیون‌های سازمان جهانی کار در مورد استانداردهای حداقلی تامین اجتماعی و مجموعه‌ای از خلاصه‌ای از توصیه‌ها با عنوان «آنچه تشکل‌های کارگری باید بدانند» است که همگی به تعدادی از موضوعات کلیدی در بحث‌های جاری تامین اجتماعی می‌پردازند.

به ویژه در این بسته حمایتی و آموزشی برای بستن شکاف‌های جنسیتی در حمایت اجتماعی، گسترش حمایت اجتماعی به کارگران بخش غیررسمی، یافتن منابع مالی برای تامین صندوق‌های تامین اجتماعی و اجرای طرح‌های بازنشستگی و اصلاحات پارامتریک خدمات بازنشستگی راهنمایی‌هایی عرضه شده است. این بسته چالش‌هایی را که کشورها در رابطه با تامین اجتماعی با آن روبرو هستند و چگونگی غلبه بر این چالش‌ها را نیز بررسی می‌کنند.

افزایش ظرفیت دانش نمایندگان کارگران برای توسعه راهبردهای جامع تامین اجتماعی با هدف یافتن فضای مالی برای حفظ صندوق‌های تامین اجتماعی و گسترش پوشش جمعیتی تحت پوشش، تضمین پایداری صندوق‌ها و کفایت حقوق بازنشستگی، و همچنین اطمینان از اینکه سیاست‌های تامین اجتماعی برابری جنسیتی را تقویت کنند، برای سازمان جهانی کار اهمیتی ویژه دارند.

اهداف کلیدی این بسته چیست؟

راهنمای کارگران به کنوانسیون‌های سازمان جهانی کار در مورد حداقل استانداردهای تامین اجتماعی به‌عنوان یک منبع ارزشمند عمل می‌کند که در درجه اول به سازمان‌های کارگری و همچنین به مقامات سازمان، دولت‌ها، سازمان‌های کارفرمایی و سایر شرکای اجتماعی فعال در این زمینه راهنمایی می‌کند.

اهمیت استانداردهای تأمین اجتماعی سازمان جهانی کار، و به ویژه کنوانسیون شماره ۱۰۲ این سازمان، بسیار زیاد است. این کنوانسیون که مربوط به «تامین اجتماعی حداقلی برای تمامی کارگران و بازنشستگان» است، از سال ۲۰۲۲ به شدت مورد توجه و تاکید سازمان جهانی کار بوده و در کنفرانس اخیر این سازمان روی آن تاکید زیادی انجام شد.

خلاصه خط لازم برای گسترش پوشش چتر تامین اجتماعی برای کارگران بخش غیررسمی اقتصاد با هدف کمک به نمایندگان کارگران برای درک بهتر پیچیدگی و چالش‌های گسترش پوشش تامین اجتماعی در این بسته عرضه شده است. همچنین از طریق ارائه نمونه‌های عملیاتی موفق برخی کشورها در زمینه سیاست‌گذاری تامین اجتماعی راهنمایی می‌کند.

خلاصه خط مشی مربوط به بستن شکاف‌های جنسیتی در حمایت اجتماعی مروری بر علل ریشه‌ای شکاف‌های حمایت اجتماعی مرتبط با جنسیت و راهبرد سازمان بین المللی کار برای پر کردن آن‌ها ارائه می‌دهد. این طیف وسیعی از نمونه‌های موفق برنامه‌ها و اصلاحات حمایت اجتماعی پاسخگوی جنسیتی را از سراسر جهان ارائه می‌کند که نمایندگان کارگران ممکن است به عنوان مرجعی برای ترویج سیاست‌های حمایت اجتماعی پاسخگوی جنسیتی در کشورهای مربوطه خود استفاده کنند. در مورد بسیج منابع برای سرمایه‌گذاری‌های کافی در تامین اجتماعی کشورها نیز در این خلاصه خط مشی، مطالب زیادی مطرح شده است.

خلاصه‌ای از مدل‌های بازنشستگی در سرتاسر جهان از دیدگاه ILO نشان می‌دهد که تشکل‌ها و اتحادیه‌های کارگری می‌توانند سهمی حیاتی در بحث‌های آگاه سازانه در مورد سیاست‌های اصلاحات بازنشستگی و اجرای آن‌ها در سطح ملی داشته باشند. برای این منظور، آن‌ها باید بدانند که کدام گزینه سیاست بازنشستگی برای کشورشان بهترین است و کنوانسیون‌های تامین اجتماعی سازمان بین المللی کار در مورد مدل‌های مختلف بازنشستگی چه می‌گوید.
تشکل‌ها و دولت‌ها باید از مکانیسم‌های مختلف تامین مالی صندوق‌های بازنشستگی آگاه باشند و پیامدهای هر کدام از گزینه‌ها برای تامین اجتماعی را درک کنند.

اتحادیه‌ها چگونه می‌توانند در دستیابی به یک ساختار تامین اجتماعی جهانی کمک کنند؟

با توجه به دستیابی به تامین اجتماعی همگانی در بسیاری از کشورها، نمایندگان کارگران می‌توانند سهمی حیاتی در بحث سیاستگذاری در زمینه تامین اجتماعی هوشمند و اجرای آن‌ها در سطح ملی داشته باشند. برای این منظور، آن‌ها باید بدانند که کدام گزینه سیاست حمایت اجتماعی برای کشورشان بهترین است و از پیامدهای هر گزینه برای پوشش و مزایای حمایت اجتماعی آگاه باشند.

همچنین، دانش فنی مناسب در میان نمایندگان کارگران برای تبلیغ و ترویج فرهنگ تحت پوشش بیمه قرار گرفتن سایر کارگران باید در هر اتحادیه‌ای به اعضا انتقال یاد.

علاوه بر آن، ILO تشکل‌ها و اتحادیه‌های کارگری جهان را تشویق می‌کند تا به طور فعال در تصویب و اجرای مؤثر کنوانسیون شماره ۱۰۲ و سایر استانداردهای به‌روز تأمین اجتماعی ILO با حمایت ACTRAV (دفتر فعالیت‌های کارگری سازمان جهانی کار) ترویج کنند. در کشورهایی که این کنوانسیون تصویب نشده است، کنوانسیون شماره ۱۰۲ باید به عنوان یک چارچوب راهنما برای دولت‌ها و شرکای اجتماعی در هنگام تدوین سیاست‌ها و قوانین تامین اجتماعی عمل کرده و در نهایت تلاش برای تصویب آن انجام شود
حذف خطر، جایگزینیِ خطر، محصورسازیِ خطر، اقدامات مدیریتی و در نهایت استفاده از وسایل حفاظت فردی به ترتیب راهکارهای مهمِ جلوگیری از حوادث ناشی از کار هستند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کار بدون داشتنِ تجهیزاتِ ایمنیِ لازم بازی با جان است. کارگران پیمانکاری ابنیه راه‌آهن جنوب شرق کشور تصویری برای ما فرستاده‌اند که نشان می‌دهد بدونِ داشتنِ تجهیزاتِ لازم مشغول به کار هستند. به گفته‌ی این کارگران، «طبق عرف کارگاه، کارگران باید هر ۶ ماه یکبار لباس ایمنی و هر سال یکبار کفش ایمنی دریافت کنند اما شرکت پیمانکار به دلیلِ مشکلاتِ مالی این عرف را رعایت نمی‌کند.» آن‌ها می‌گویند: «محیط کار ما صنعتی است و کار کردنِ بدونِ لباس ایمنی ممنوع است. ما موضوع را با مسئولانِ ایمنی هم در میان گذاشته‌ایم اما اقدامی جدی صورت نگرفته است.»

حداقلی‌ترین‌هایی که غیرقابلِ دسترسی است!

داشتنِ لباس کار و تجهیزاتِ ایمنی لازم کمترین حقی است که کارگران باید از آن بهره‌مند شوند. حقی که مستقیم با جان کارگران در ارتباط است اما در برخی از کارگاه‌ها به راحتی نادیده گرفته می‌شود. موردِ کارگرانِ ابنیه راه آهن استثنا نیست. کارگرانِ بسیاری بابتِ نبودِ تجهیزاتِ لازم آسیبهای شدیدی دیده‌اند. کارگرانی که گاهی شدتِ آسیب‌شان به قدری زیاد است که باعثِ خانه نشینیِ آن‌ها می‌شود.

چندی پیش کارگرِ اخراج شده‌ی یک شرکتِ لبنیاتی برایمان از حادثه‌ای گفت که به دلیلِ نبودِ تجهیزاتِ لازم اتفاق افتاد. حادثه‌ای که باعث شد کارگر توانِ کار کردنش مثل سابق را از دست بدهد: «هنگام بار زدن از ارتفاع ۱۲۰ سانتیمتری از کامیون بر روی زمین افتادم و مصدوم شدم. آن زمان دکتر گفت یا پایت را قطع می‌کنیم یا هر ماه باید برای بی‌حس کردنِ پایت آمپول بزنی…» حادثه‌ای که به گفته‌ی بازرس وزارت کار ۸۰درصدِ تقصیرِ آن برعهده‌ی کارفرما بود با این حال کارفرما به راحتی از زیر بار آن قسر در رفت؛ کارگر اما تا پایانِ عمرش درگیر ماند: «طبق گزارش وزارت کارعدم تجهیز خودرو به نردبانِ مناسبِ قابل حمل جهت ورود و خروج به کابین یخچال کامیونت، مهم‌‎ترین علتِ وقوع حادثه برای من بود و به همین دلیل، کارفرما ۸۰درصد مقصر شناخته شد.» کارفرما مقصر شناخته شد کارگر اما به خاطرِ ماندن در کار با کارفرما توافق کرد: «با کارفرما به توافق رسیدم که شکایتم را پس بگیرم و در عوض تا بازنشستگی در شرکت کار کنم. بعد از سه سال چون نمی‌توانستم به خاطرِ پایم مثل سابق کار کنم از کار اخراج شدم…»

یک کارگرِ کارخانه‌ی تولید کاشی نیز پیشتر از اخراجِ خود بابتِ درخواستِ تجهیزاتِ ایمنی خبر داده بود. این کارگر می‌گفت: «چهار ماه در یکی از کارخانه‌های تولید کاشی کار کردم اما به خاطر اعتراض‌هایم به وضعیت بهداشت و ایمنیِ محیطِ کارخانه اخراج شدم. ما در اتاقِ برشِ کاشی، عینک مناسب نداشتیم و چون چندین بار کاشی‌های شکسته به سر و صورتِ من خورده بود نگرانِ بودم روزی این تکه‌ها به چشمم بخورد و کور شوم. اما مجازات اعتراض به حفاظت از جانم اخراج شدن بود…»

آنچه بر این کارگران گذشت سرنوشتِ غم‌انگیزِ بسیاری دیگر از کارگران است. کارگرانی که به راحتی در معرضِ حادثه قرار می‌گیرند در حالیکه کارفرما می‌توانست به راحتی از وقوع حادثه جلوگیری کند.

تأکید قوانین و آیین‌نامه‌ها بر تأمین وسایلِ حفاظتِ فردی

محمد نظری (کارشناس مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار) در خصوص اهمیتِ وجودِ تجهیزاتِ لازم برای کاهشِ حوادث ناشی از کار به ایلنا می‌گوید: طبق مدلی که سازمان تحقیقاتی بهداشتِ حرفه‌ای آمریکا ارائه داده پنج راهکارِ اولویت‌بندی شده برای کنترل حوادث کار وجود دارد. بر این اساس حذف خطر، جایگزینیِ خطر، محصورسازیِ خطر، اقدامات مدیریتی و در نهایت استفاده از وسایل حفاظت فردی به ترتیب راهکارهای مهمِ جلوگیری از حوادث ناشی از کار هستند.

نظری می‌گوید: استفاده از وسایل حفاظت فردی در واقع آخرین و راحت‌ترین راهکار برای جلوگیری از حوادث کار است و بعد از راهکارهای دیگر باید به آن پرداخت. هرچند گاهی این راهکار به صورت همزمان با راهکارهای دیگر استفاده می‌شود تا ریسک حوادث کار کاهش پیدا کند. به طور مثال در یک کارگاه همزمان با حذف خطر و محصورسازی و اقدامات مدیریتی، می‌توان تجهیزات حفاظت فردی را به عنوان راهکار تکمیل کننده استفاده کرد چون امنیتِ یک کارگاه هیچ وقت به صد نمی‌رسد.

این کارشناس ایمنی و بهداشت حرفه‌ای می‌گوید: همانطور که گفتم راهکارِ استفاده از وسایل حفاظت فردی، دمِ دستی‌ترین و راحتترین راهکاری است که هر کارفرمایی می‌تواند آن را اجرایی کند اما همین حداقلی‌ترین کار هم برای کارگران انجام نمی‌شود.