دربارۀ گردهبرداری
گردهبرداری (ترجمۀ قرضی) به معنی ترجمۀ هریک از تکواژهای واژه یا عبارت زبان مبدأ به زبان مقصد است. گردهبرداری یکی از رایجترین روشهای واژهسازی در زبانهاست و برای نمونه، زبان آلمانی به داشتن شمار انبوهی واژه و عبارت گردهبرداریشده نامبردار است.
در کتابهای ویرایش زبانی به ده بیست واژه یا عبارتی که براساس فرایند گردهبرداری ساخته شدهاند اشاره شده و آنها را غلط دانستهاند. همین موجب شده برخی ویراستاران گردهبرداری را نادرست بپندارند. اگر برخی واژهها یا عبارتهای ذکرشده در کتابهای آموزش ویرایش را نادیده بگیریم، در فارسی هزاران واژه و عبارت گردهبرداریشده وجود دارد. بیشترِ این واژهها و عبارتها به قدری برای ما طبیعیاند که معمولاً متوجه نمیشویم از زبانی دیگر به فارسی ترجمه شدهاند.
@theapll
گردهبرداری (ترجمۀ قرضی) به معنی ترجمۀ هریک از تکواژهای واژه یا عبارت زبان مبدأ به زبان مقصد است. گردهبرداری یکی از رایجترین روشهای واژهسازی در زبانهاست و برای نمونه، زبان آلمانی به داشتن شمار انبوهی واژه و عبارت گردهبرداریشده نامبردار است.
در کتابهای ویرایش زبانی به ده بیست واژه یا عبارتی که براساس فرایند گردهبرداری ساخته شدهاند اشاره شده و آنها را غلط دانستهاند. همین موجب شده برخی ویراستاران گردهبرداری را نادرست بپندارند. اگر برخی واژهها یا عبارتهای ذکرشده در کتابهای آموزش ویرایش را نادیده بگیریم، در فارسی هزاران واژه و عبارت گردهبرداریشده وجود دارد. بیشترِ این واژهها و عبارتها به قدری برای ما طبیعیاند که معمولاً متوجه نمیشویم از زبانی دیگر به فارسی ترجمه شدهاند.
@theapll
بیست و دوم اسفند، سالگرد درگذشت حسین گلگلاب (۱۲۷۶-۱۳۶۳)
گروهی چنین میپندارند که برگزیدن واژههای نو و به کار بردن آنها در دانشهای نوین، زبان را تباه میکند و کوشش مردمی میهندوست را که در این کار کمر بسته و بدین کار پرداختهاند زیانآور میشمارند... آنان نمیدانند که پیشرفت برقآسای دانشهای نوین چنان خیرهکننده است که اگر هرچه زودتر به خود نیایند و چارهای نیندیشند آب از سر گذشته است. واژههای بیگانه چون موجهای سهمگین سراسر زبان را فراخواهد گرفت و ریشههای آن را روزبهروز سست خواهد ساخت.
«گزارشی دربارۀ فرهنگستان ایران»، حسین گلگلاب، فرهنگستان ایران و فرهنگستان زبان ایران، ۱۳۵۵، انتشارات فرهنگستان زبان ایران، ص ۱۳.
@theapll
گروهی چنین میپندارند که برگزیدن واژههای نو و به کار بردن آنها در دانشهای نوین، زبان را تباه میکند و کوشش مردمی میهندوست را که در این کار کمر بسته و بدین کار پرداختهاند زیانآور میشمارند... آنان نمیدانند که پیشرفت برقآسای دانشهای نوین چنان خیرهکننده است که اگر هرچه زودتر به خود نیایند و چارهای نیندیشند آب از سر گذشته است. واژههای بیگانه چون موجهای سهمگین سراسر زبان را فراخواهد گرفت و ریشههای آن را روزبهروز سست خواهد ساخت.
«گزارشی دربارۀ فرهنگستان ایران»، حسین گلگلاب، فرهنگستان ایران و فرهنگستان زبان ایران، ۱۳۵۵، انتشارات فرهنگستان زبان ایران، ص ۱۳.
@theapll
نکتههایی از دستور خطّ فارسی
فاصلهگذاری پیشوندها و پیشوندوارهها (۱)
ــ پیشوندها و پیشوندوارههایی که امکان پیوستن به جزء پساز خود را دارند با نیمفاصله نوشته میشوند:
برون-، بوم-، تک-، درون-، زیست-، میان-، نیم-
برونمرزی، بومشناسی، تکدرس، درونمداری، زیستفنّاوری، میانواکهای، نیمبند
ــ پیشوندوارههای پس- و پیش- با نیمفاصله از کلمۀ پساز خود نوشته میشوند، ولی کاربرد این پیشوندوارهها بهصورت پیوسته در برخی از ترکیبها رایجتر است:
پیشاب، پیشامد، پیشاهنگ، پیشایند، پیشباز/ پیشواز، پیشبرد، پیشتاز، پیشدار، پیشرفت، پیشرفته، پیشرو، پیشروی، پیشکار، پیشکوه، پیشگاه، پیشگو، پیشگیری، پیشنهاد، پیشوا، پیشوند، پساب، پسرفت، پسماند، پسوند
@theapll
فاصلهگذاری پیشوندها و پیشوندوارهها (۱)
ــ پیشوندها و پیشوندوارههایی که امکان پیوستن به جزء پساز خود را دارند با نیمفاصله نوشته میشوند:
برون-، بوم-، تک-، درون-، زیست-، میان-، نیم-
برونمرزی، بومشناسی، تکدرس، درونمداری، زیستفنّاوری، میانواکهای، نیمبند
ــ پیشوندوارههای پس- و پیش- با نیمفاصله از کلمۀ پساز خود نوشته میشوند، ولی کاربرد این پیشوندوارهها بهصورت پیوسته در برخی از ترکیبها رایجتر است:
پیشاب، پیشامد، پیشاهنگ، پیشایند، پیشباز/ پیشواز، پیشبرد، پیشتاز، پیشدار، پیشرفت، پیشرفته، پیشرو، پیشروی، پیشکار، پیشکوه، پیشگاه، پیشگو، پیشگیری، پیشنهاد، پیشوا، پیشوند، پساب، پسرفت، پسماند، پسوند
@theapll
فاصلهگذاری پیشوندها و پیشوندوارهها (۲)
🔸پیشوندها و پیشوندوارههایی که امکان پیوستن به جزء پساز خود را ندارند بیفاصله نوشته میشوند: اَبَر-، اَرتا-، با-، باز-، بَر-، بِینا-، پاد-، پَرا-، پسا-، پیرا-، پیشا-، تَرا-، چند-، در-، دگر-، رایا-، زیر-، فر-، فرا-، فرو-، نا-، وا-، ور-
اَبَررسانا، اَرتادندانپزشکی، باقاعده، بازآفرینی، برآورد، بینارشتهای، پادزهر، پَراشنوی، پساتحریم، پیراپزشکی، پیشاتولّدی، تَراکنش، چندمنظوره، درخواست، دگردیسی، رایانامه، زیرمجموعه، فراجناحی، فرایند، فرومایه، ناخودآگاه، واکنش، وردست
🔸 برخی از پیشوندهای لاتین به زبان گفتار و نوشتار فارسی راه یافتهاند: آنتی- (anti-): آنتیبیوتیک، پارا- (para-): پاراالمپیک/ پارالمپیک، پان- (Pan-): پانهِلنیسم، تِله- (tele-): تلهکابین، مولتی- (multi-): مولتیمیلیونر، مولتیویتامین، میکرو- (micro-): میکروفیلم.
🔸پسوندوارههای -گرا و -گرایی، که بهعنوان یکی از برابرنهادهای -ist و -ism در زبان فارسی به کار میروند، با نیمفاصله/ بیفاصله از کلمۀ پیشاز خود نوشته میشوند: نقشگرا، نقشگرایی، آرمانگرا، آرمانگرایی.
@theapll
🔸پیشوندها و پیشوندوارههایی که امکان پیوستن به جزء پساز خود را ندارند بیفاصله نوشته میشوند: اَبَر-، اَرتا-، با-، باز-، بَر-، بِینا-، پاد-، پَرا-، پسا-، پیرا-، پیشا-، تَرا-، چند-، در-، دگر-، رایا-، زیر-، فر-، فرا-، فرو-، نا-، وا-، ور-
اَبَررسانا، اَرتادندانپزشکی، باقاعده، بازآفرینی، برآورد، بینارشتهای، پادزهر، پَراشنوی، پساتحریم، پیراپزشکی، پیشاتولّدی، تَراکنش، چندمنظوره، درخواست، دگردیسی، رایانامه، زیرمجموعه، فراجناحی، فرایند، فرومایه، ناخودآگاه، واکنش، وردست
🔸 برخی از پیشوندهای لاتین به زبان گفتار و نوشتار فارسی راه یافتهاند: آنتی- (anti-): آنتیبیوتیک، پارا- (para-): پاراالمپیک/ پارالمپیک، پان- (Pan-): پانهِلنیسم، تِله- (tele-): تلهکابین، مولتی- (multi-): مولتیمیلیونر، مولتیویتامین، میکرو- (micro-): میکروفیلم.
🔸پسوندوارههای -گرا و -گرایی، که بهعنوان یکی از برابرنهادهای -ist و -ism در زبان فارسی به کار میروند، با نیمفاصله/ بیفاصله از کلمۀ پیشاز خود نوشته میشوند: نقشگرا، نقشگرایی، آرمانگرا، آرمانگرایی.
@theapll
بیست و هفتم اسفند، زادروز عبدالحسین زرینکوب (۱۳۰۱-۱۳۷۸)
عبدالحسین زرّینکوب، مورّخ اندیشهها و ادبیات
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
به قلم روزبه زرّینکوب
🔸 عبدالحسین زرّینکوب، ادیب، مورخ و نویسندۀ معاصر و استاد دانشگاه تهران، در روزهای پایانی اسفند ۱۳۰۱ش. در بروجرد زاده شد. گاه، تاریخ تولد او را ۲۷ اسفند این سال نوشتهاند اما دراینباره سند دقیقی وجود ندارد و به قول خود او، «هر سال، یک دو روز از نوروز پیرتر بود». زرّینکوب در زادگاهش به مدرسه رفت و تحصیل خود را تا پایان سال پنجم متوسطه در «رشتۀ علمی» در بروجرد ادامه داد. به سبب تعطیل شدن کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامۀ تحصیل، به تهران رفت، اما «رشتۀ ادبی» را برگزید و در ۱۳۱۹ش، تحصیلات متوسطه را به پایان برد و در میان دانشآموزان رشتۀ ادبی سراسر کشور رتبۀ دوم را به دست آورد.
🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:
🌐 https://apll.ir/?p=15549
عبدالحسین زرّینکوب، مورّخ اندیشهها و ادبیات
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
به قلم روزبه زرّینکوب
🔸 عبدالحسین زرّینکوب، ادیب، مورخ و نویسندۀ معاصر و استاد دانشگاه تهران، در روزهای پایانی اسفند ۱۳۰۱ش. در بروجرد زاده شد. گاه، تاریخ تولد او را ۲۷ اسفند این سال نوشتهاند اما دراینباره سند دقیقی وجود ندارد و به قول خود او، «هر سال، یک دو روز از نوروز پیرتر بود». زرّینکوب در زادگاهش به مدرسه رفت و تحصیل خود را تا پایان سال پنجم متوسطه در «رشتۀ علمی» در بروجرد ادامه داد. به سبب تعطیل شدن کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامۀ تحصیل، به تهران رفت، اما «رشتۀ ادبی» را برگزید و در ۱۳۱۹ش، تحصیلات متوسطه را به پایان برد و در میان دانشآموزان رشتۀ ادبی سراسر کشور رتبۀ دوم را به دست آورد.
🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:
🌐 https://apll.ir/?p=15549
بیست و نهم اسفند، زادروز پرویز ناتل خانلری (۱۲۹۲-۱۳۶۹)
من فارسی را عزیز میدارم و به خود میبالم که این زبان من و کسان من است. زبانی که شیرینی آن را دشمن و دوست و خویش و بیگانه چشیدهاند، زبانی که سعدی بدان غزل سروده است و در دورترین نقطهٔ آسیا، قرنها پیش از این مطربان چینی غزلش را به گوش جهانگردان اندلس خواندهاند.
نزد من وطن آن نیست که شما میپندارید. این چهار خط فرضی که دور ایران کشیدهاند وطن مرا محدود نمیکند. هر جا که فرهنگ ایرانی هست وطن من است؛ زیرا در آنجاست که روح من و ذوق من آشنا مییابد و به گمان من وطن آنجاست که آشنایی هست. نمیگویم که فرهنگ همان زبان است؛ اما زبان هم یکی از اجزاء فرهنگ است و جزء بزرگی است.
منبع: زبانشناسی و زبان فارسی، پرویز ناتل خانلری، چ دوم، توس، تهران، ۱۳۶۶، ص ۱۷۵.
@theapll
من فارسی را عزیز میدارم و به خود میبالم که این زبان من و کسان من است. زبانی که شیرینی آن را دشمن و دوست و خویش و بیگانه چشیدهاند، زبانی که سعدی بدان غزل سروده است و در دورترین نقطهٔ آسیا، قرنها پیش از این مطربان چینی غزلش را به گوش جهانگردان اندلس خواندهاند.
نزد من وطن آن نیست که شما میپندارید. این چهار خط فرضی که دور ایران کشیدهاند وطن مرا محدود نمیکند. هر جا که فرهنگ ایرانی هست وطن من است؛ زیرا در آنجاست که روح من و ذوق من آشنا مییابد و به گمان من وطن آنجاست که آشنایی هست. نمیگویم که فرهنگ همان زبان است؛ اما زبان هم یکی از اجزاء فرهنگ است و جزء بزرگی است.
منبع: زبانشناسی و زبان فارسی، پرویز ناتل خانلری، چ دوم، توس، تهران، ۱۳۶۶، ص ۱۷۵.
@theapll
فصل دوم «سروستان» منتشر میشود
🔸فصل دوم برنامۀ شنیداری «سروستان؛ دریچهای به باغ فرهنگ و ادب ایرانی» در ایام نوروز منتشر میشود.
🔸بخش اول سروستان نوروزی شامل گفتارهایی از خانم دکتر ژاله آموزگار، استادان علی بهرامیان و جویا جهانبخش و داستانخوانی استاد هوشنگ مرادی کرمانی است.
🔸در بخشهای دوم تا سیزدهم سرودههایی را از شاعران گذشته و امروز ایران دربارۀ نوروز و بهار خواهیم شنید.
🔸فصل دوم برنامۀ «سروستان» را در شنوتو و کستباکس بشنوید.
@theapll
🔸فصل دوم برنامۀ شنیداری «سروستان؛ دریچهای به باغ فرهنگ و ادب ایرانی» در ایام نوروز منتشر میشود.
🔸بخش اول سروستان نوروزی شامل گفتارهایی از خانم دکتر ژاله آموزگار، استادان علی بهرامیان و جویا جهانبخش و داستانخوانی استاد هوشنگ مرادی کرمانی است.
🔸در بخشهای دوم تا سیزدهم سرودههایی را از شاعران گذشته و امروز ایران دربارۀ نوروز و بهار خواهیم شنید.
🔸فصل دوم برنامۀ «سروستان» را در شنوتو و کستباکس بشنوید.
@theapll
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوروزستان: گفتاری از دکتر ژاله آموزگار
@theapll
@theapll
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوروزستان: داستانخوانی استاد هوشنگ مرادی کرمانی
@theapll
@theapll
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوروزستان: سعدیخوانی دکتر محمود عابدی
@theapll
@theapll